
"ما در بین سلسلهی علمی فقهی و حکمی خودمان در حوزههای علمیه - در این صراط مستقیم - یک گذرگاه و جریان خاصالخاص داریم که میتواند برای همه الگو باشد، هم برای علما الگو باشد - علمای بزرگ و کوچک - هم برای آحاد مردم و هم برای جوانها؛ میتوانند واقعاً الگو باشند. اینها کسانی هستند که به پایبندی به ظواهر اکتفاء نکردند، در طریق معرفت و طریق سلوک و طریق توحید تلاش کردند مجاهدت کردند، کار کردند، و به مقامات عالیه رسیدند. و مهم این است که این حرکت عظیم سلوکی و ریاضتی را نه با طرق درآوردی و تخیلی - مثل بعضی از سلسلهها و دکانهای تصوف و عرفان و مانند اینها - بلکه صرفاً از طریق شرع مقدس آن هم با خبرویت بالا، به دست آوردند.[^1] [^1]: بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره بزرگداشت فقیه متأله حضرت آیتالله سید علی قاضی (۱۳۹۱/۰۴/۲۶)"
"همین سلسلهی مرحوم آقای قاضی - مجموعهی این بزرگواران که از مرحوم حاج سید علی شوشتری[^1] شروع میشود - همهشان مجتهدین طراز اول بودند. یعنی مرحوم آسید علی شوشتری که شاگرد شیخ[^2] بود و استاد اخلاقی و سلوکی شیخ بود - در فقه و اصول شاگرد شیخ بود، در سلوک و اخلاق استاد شیخ بود [و] شیخ میآمد از ایشان استفاده میکرد - بعد از فوت مرحوم شیخ که یک مدت خیلی کوتاهی هم [ایشان بعد از شیخ] زنده بودند، درس شیخ را از همان جایی که بود شروع کردند؛ شاگردانی که در درس مرحوم حاج سید علی شوشتری شرکت کردند، میگفتند ما فرقی ندیدیم بین شیخ و بین او؛ یعنی مقام او از لحاظ علمی و فقهی در این مرحله است.[^3] [^1]: سید علی بن سید محمد (ف ۱۲۸۳ ه.ق) از بزرگان زهد و عرفان زمان خود. [^2]: شیخ اعظم انصاری [^3]: بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره بزرگداشت فقیه متأله حضرت آیتالله سید علی قاضی (۱۳۹۱/۰۴/۲۶)"
"هیچ اهل بروز مکاشفات و مانند اینها نبودند؛ خب خیلی چیزها از آنها نقل شده - نقلیات موثقی[^1] که در مورد عجایب زندگی مرحوم آقای قاضی که به نظر ماها عجایب است نقل شده، یکی دو تا نیست؛ موثق هم هست، آدم یقین پیدا میکند از صحت طرقی که دارد - لکن اصلاً اینها در زندگی این بزرگوارها اهمیتی ندارد، نقشی ندارد. خود ایشان هم به شاگردهایشان میگفتند؛ میگفتند اگر چنانچه یک حالت مکاشفهای برایتان دست داد اعتناء نکنید، کارتان را بکنید، ذکرتان را بگویید، آن حالت خشوع را حفظ بکنید؛ یعنی مقامات اینها این است. بالاخره خیلی مهم است که شخصیتهای اینجوری احیاء بشوند، شناخته بشوند، معرفی بشوند؛ منتها در معرفی اینها از آدمهای خبره استفاده کنید؛ یعنی کسانی بیایند دربارهی اینها حرف بزنند که بتوانند مقامات اینها را - لااقل در لفظ، در زبان - برای ماها بیان کنند که ما یک استفادهای ببریم، بهرهای ببریم؛ والا صرف [بیان] مقامات علمی و فقهی - که در حد اعلی اینها داشتند - کافی نیست برای معرفی امثال شخصیتی مثل مرحوم آقای حاج میرزا علی آقای قاضی.[^2] [^1]: موثق: مورد اطمینان [^2]: بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره بزرگداشت فقیه متأله حضرت آیتالله سید علی قاضی (۱۳۹۱/۰۴/۲۶)"
"ایشان [مرحوم آقای حاج میرزا علی آقای قاضی] علاوه بر مقامات معنوی و عرفانی خودشان، شاگردان زیادی را هم تربیت کردند که این خیلی با ارزش است؛ شخصیتهای بزرگی که ما بعضی از اینها را ملاقات کردیم، زیارت کردیم: مرحوم آقای طباطبایی، مرحوم آقای آسید محمدحسن الهی - اخوی ایشان - مرحوم آقای آمیزا ابراهیم شریفی - که داماد مرحوم آقای قاضی بودند، در زابل بودند و جزو شاگردان برجستهی آقای قاضی بودند - مرحوم آقای حاج شیخ عباس قوچانی، و در این اواخر هم مرحوم آقای بهجت؛ بزرگان دیگری هم بودند، مثل مرحوم آقای حاج شیخ محمدتقی آملی، مرحوم آقای حاج شیخ علیمحمد بروجردی و شخصیتهای متعدد دیگری.[^1] شما ببینید یک نفس گرم مثل مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی در نجف چقدر برکات درست کرد. شاگردهای مرحوم آقای قاضی هر جا که بودند، مایهی برکت شدند؛ یک نمونهاش مرحوم علامهی طباطبایی رضواناللهعلیه که قم را روشن کرد؛ چراغ علوم عقلی را در قم ایشان روشن کرد و ادامه داد و با مشکلات ساخت. بقیهی تلامذهی مرحوم آقای قاضی و متأثرین از ایشان هر جا بودند، همین جور بود. در تهران، در آذربایجان، در خود نجف، در بروجرد، در جاهای دیگر، هر جا شاگردهای ایشان بودند، مرکز معنویت و مرکز اشعاع روحانیت بودند. نمیشود اینها را ندیده گرفت.[^2] [^1]: بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره بزرگداشت فقیه متأله حضرت آیتالله سید علی قاضی (۱۳۹۱/۰۴/۲۶) [^2]: بیانات در دیدار جمعی از اساتید، فضلا و طلاب نخبهی حوزهی علمیهی قم (۱۳۸۹/۸/۲)"
"به نظرم از قول آقای طباطبایی نقل شده که ایشان گفته بودند آقای قاضی وقتی وارد نماز میشد، کأنّه از همه چیز دنیا غافل میشد؛ فراموش میکرد. میدانید ایشان چهار زن هم داشتند و اولاد متعددی در خانه داشتند و در نهایت فقر هم زندگی میکردند؛ یعنی گرسنهی به معنای واقعی کلمه. با همهی این غصهها و مشکلاتی که ایشان داشت، وقتی مشغول نماز میشد، تمام میشد. ایشان میگویند یک روز همراه دیگر طلبهها خدمت آقای قاضی نشسته بودیم، پسر یکی از زنهای ایشان آمد و گفت مادرم در حال زایمان است؛ میگویند پول بدهید مثلاً وسایل و اینها بخریم، ایشان گفت ندارم پس رفت. بعد از مدتی برگشت و میگویند پس پول بدهید اقلاً برای این قابله چیزی تهیه کنیم. ایشان گفت ندارم. باز پس رفت و دوباره آمد و گفت میگویند پس یک فُلُس[^1] بدهید دو تا جیگارَه[^2] برای این قابله بخریم - قابلهی بندهی خدا جیگارهکش بوده و اینها سیگار نداشتند به او بدهند- دست توی جیبش کرد و گفت ندارم. این، وضع زندگی آقای قاضی است[^3]؛ ایشان با همهی [گرفتاری] - خیلی گرفتار بوده در زندگی، عائلهی[^4] سنگین و فقر و مشکلات - وقتی وارد نماز میشد، از همهی دنیا غافل میشد؛ یعنی آنچنان غرق در ذکر و خشوع و توسل در حال نماز بود که از همهی عالم فارغ میشد. خب، این یک گذرگاه فوقالعادهای است؛ گذرگاه خاصالخاص است. برای ماها از این جهت حجت است که ما بفهمیم این هم هست؛ این مقامات، این حرکت، این سلوک، این خلوص در راه خدا هست.[^5] [^1]: فلس: سکه فلزی که در عراق رایج است. [^2]: جیگاره: سیگار [^3]: بیانات در دیدار اعضای شورای عالی حوزهی علمیهی قم (۱۳۸۹/۸/۴) [^4]: عائله: خانواده، زن و فرزندان [^5]: مورد اطمینان"
"خب، مرحوم آقای قاضی هم شاگرد اینها است. ایشان البته هم شاگرد پدرشان مرحوم آقای آسید حسین هستند، هم - بعد که میآیند نجف - شاگرد مرحوم آسید احمد بودند، ده سال یا دوازده سال هم شاگرد مرحوم سید مرتضای کشمیری بودند.[^1] میدانید پدر مرحوم آمیزا علی آقا قاضی، شاگرد آخوند ملاحسینقلی همدانی بوده است؛ یعنی خود ایشان از طریق پدرش هم به آخوند ملاحسینقلی همدانی وصل میشود. ایشان تربیت شدهی پدرش بوده و مقاماتی هم داشته؛ در عین حال، وقتی که نجف میآید و با مرحوم آسید مرتضی کشمیری ارتباط پیدا میکند، میگوید من نمازخواندن را از آسید مرتضی کشمیری یاد گرفتم[^2]؛ البته در این کتابی که آقازادهی مرحوم آقای قاضی - مرحوم آسید محمدحسن - نوشتند، میگویند ایشان پیش مرحوم آسید مرتضای کشمیری تلمذ[^3] نمیکرده، از مصاحبت[^4] او استفاده میکرده؛ لکن در همان کتاب یا در نوشتههای مرحوم آقای آسید محمدحسین تهرانی دیدم - یادم نیست الان کجا خواندم - مرحوم آقای قاضی میگوید من نماز خواندن را از آسید مرتضای کشمیری یاد گرفتم. شما ببینید معانی این کلمات چقدر عمیق است. ماها هم نماز میخوانیم و خیال هم میکنیم که نماز خوب میخوانیم. این مردِ عارفِ بزرگی که سالها پیش پدرش در تبریز تربیت شده بود و پیش رفته بود، وقتی میآید نجف [و] ده سال پیش مرحوم آسید مرتضای کشمیری میماند، میگوید من نماز خواندن را از او یاد گرفتم.[^5] [^1]: بیانات در دیدار شورای عالی حوزه علمیه قم (۱۳۸۹/۸/۴) [^2]: تلمذ: شاگردی [^3]: مصاحبت: همنشینی [^4]: بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره بزرگداشت فقیه متأله حضرت آیتالله سید علی قاضی (۱۳۹۱/۰۴/۲۶)"
"نقل شد از مرحوم آقای طباطبایی رضواناللهعلیه -صاحب المیزان که ایشان جزو شاگردهای نزدیک و مخصوص مرحوم آقای حاج میرزا علیآقای قاضی معروف، [آن] عارف بزرگوار بودند و سالها پیش ایشان تلمذ کردند؛ از ایشان نقل شد، بنده خودم نشنیدم از ایشان، یک فرد ثقهای[^1] نقل کرد از مرحوم آقای طباطبایی- که آن اوایل وقتی وارد نجف شدیم، خب، آقای قاضی را که نمیشناختند، دورادور یک قوم و خویشیای داشتند، میدانستند که شخصی هست با این نام، از نزدیک با ایشان آشنا نبودند؛ میگفتند یک روز در یک راهی که میرفتم، آقای قاضی من را دید، صدا کرد و گفت: «پسرم! اگر دنیا میخواهی، نماز شب بخوان؛ اگر آخرت میخواهی، نماز شب بخوان». این حرف مرحوم آقای قاضی است به آقای طباطبایی که خب الحمدلله خدای متعال خیر دنیا و آخرت را به این بزرگوار عنایت میکند. نماز شب را فراموش نکنید، از دست ندهید.[^2] [^1]: مورد اطمینان [^2]: بیانات در درس خارج درباره اثر نماز شب (۱۳۹۷/۱۱/۰۲)"




