
"مگر چند تا شیخ انصاری داشتیم؟ عرض کردم؛ به نظرم نمیرسد که بعد از شیخ انصاری، هیچکدام از شاگردان ایشان و شاگردانِ شاگردان ایشان تا امروز به رتبهی شیخ انصاری رسیده باشند. بله، حرفهای ایشان را ذکر میکنند، اشکال میکنند، ایراد میکنند، اشکالها هم وارد است؛ اما مسئلهی شیخ، مسئلهی دیگری است. آن قالبی که شیخ برای استنباط فقهی بعد از صاحب جواهر و روی دست صاحب جواهر فراهم کرده، شما ملاحظه کنید؛ «مکاسب» شیخ را با «متاجر» جواهر مقایسه کنید تا معلوم شود فرق بین شیخ و صاحب جواهر چقدر است. بعد از صاحب جواهر، مگر ما چندتا مثل صاحب جواهر در حوزههای علمی، تربیت کردیم که حالا از حوزه گله کنیم که صاحب جواهر تربیت نمیکنیم؟ خوب، اینها قلههایی بودند. هر چند وقت یک بار، یک مجموعهی علمی و انسانی به یک قلهای دست پیدا میکند. اگر در زمان ما صاحب جواهر یا شیخ انصاری درست نشد، جای گله نیست که چرا نتوانستیم؛ خیال کنیم که اگر ما این درسها را کنار میگذاشتیم و فقط به فقه و اصول میچسبیدیم، حالا چندتا صاحب جواهر داشتیم؛ نه، آن روزی هم که حوزهی نجف منحصر و مختص به فقه و اصول بود و غیر از آن نبود-که مرحوم سید اصفهانی این جور فرموده بودند که باید فقط فقه و اصول باشد- ما ندیدیم در نجف مثل صاحب جواهر یا شیخ انصاری تربیت شود.[^1] [^1]: بیانات در دیدار جمعی از اساتید و طلاب نخبهی حوزهی علمیهی قم (۱۳۸۹/۰۸/۰۲)"













.png&w=3840&q=75)

