
"ثالثاً،مبارزهیبا غربزدگانیبودکه در همان ایام ،تازه شروع به ایجاد جریانهای فکری در داخل کشور کرده بودند و روی خودشان نام «روشنفکر» گذاشته بودند؛ از قبیل میرزا ملکمخان و امثال او؛ که اینها نه فقط با این حرکت خیانتبار ناصرالدین شاه مبارزه نکردند، بلکه همین شخص نامبرده -که او را به اصطلاح بنیانگذار و پدر روشنفکری در ایران دانستهاند - حتی خود دلال انحصارات خارجی هم بود.آنهاییکه دم از روشنفکریو دفاع از منافع ملّت میزدند، آنطور برخورد کردند؛ اما روحانیت و در رأس آن میرزای بزرگ، اینگونه قاطع و کوبنده با همهی اینها مبارزهکرد."
"ثانياً،مبارزهیبا استعمارو نفوذ خارجیها در اینکشوربود.در چند سال آخر عمر ناصرالدینشاه - سالهای اول قرن چهاردهم؛یعنی از سال ۱۳۰۰بهبعد-کار دربار ناصرالدین شاه، امتیاز دادن به این دولت و آن دولت، این کمپانی و آن کمپانی، و گرفتن پول و فروختن مملکت شده بود؛ مثل امتیاز رویتر و همین امتیاز تنباکو و غیره.با آن حرکت عظیم میرزا و آنفتوایکوبنده، جلوی این انحصارها و امتیازها و دخالتهای خارجی همگرفته شد. [^1]: امتیاز رویتر: این قرارداد در زمان ناصرالدین شاه و با تلاش صدراعظم میرزا حسینخان سپهسالار و دلالی میرزا ملکم خان میان دولت ایران با یک یهودی انگلیس بنام «بارون جولیوس دو رویتر» در سال ۱۲۵۰ شمسی بسته شد. به موجب این توافقنامه بهره برداری و استخراج کلیه معادن ایران از جمله معادن ذغال سنگ، آهن، مس، سرب،نفت و نیز بهره برداری از جنگلها و احداث قنات و کانالهای آبیاری اراضی و همچنین احداث راهآهن و ایجاد جادهها، خطوط تلگراف و کارخانههای صنعتی به مدت هفتاد سال و اجازه تمام گمرکات و صدور انحصاری هر گونه محصولات به ایران را به مدت بیستو پنج سال، رویتر انگلیسی با پرداخت ۴۰.۰۰۰ پوند و ۶۰ درصد سود حاصل از این امتیاز را خریداریکرد."
"[میرزای شیرازی] عالم بزرگ تاریخ روحانیت و پرچمدار یک مبارزهی پُرمغز و پُرمعنا علیه مراکز فساد و کانونهای طغیان و انحراف [بود]. حرکت میرزای شیرازی-کهبرخلافبسیاری از حوادث صدوپنجاه سال اخیر،متأسفانههنوز کار درست و کاملی دربارهی آن نشده است - یک حرکت ذوابعاد و پُرمعنا و بسیارپُربرکتبوده است.آنیک سطریکه میرزای شیرازینوشتاو آنروز بساط کمپانی انگلیسی را از ایران برچید و سلطهی استعماری را موقتاً ازکشور قطعکرد،یک مبارزهی چند جانبه بود. [^1]: آن فتوای یک سطری که میرزای شیرازی نوشته است این است: «بسم الله الرحمن الرحیم الیوم استعمال تنباکو و توتون بأیّ نحوِ کانْ در حکم مبارزه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه است.» شیخ فضلالله نوری پس از شنیدن فتوای میرزای شیرازی از ایشان سوال میکند اگر چنانچه همچنین فتوایی فرموده اید با دست خط خود مرقوم فرمایید و میرزای شیرازی در پاسخ این فتوا را با دست خط خویش مرقوم فرمودهاند. عکس مقابل سند این پرسش و پاسخ است."
"این پرچم پُرافتخاری استکه میرزای شیرازی آن را بلندکرد و بعد از او این پرچم نخوابید.اگرچهقبل از میرزا هم از اینگونه قضایابود-زمان میرزایقمی، زمان کاشفالغطاء و دیگران و دیگران،که در دفاع از منافع ملّت اسلامی و اسلام و مسلمینو ورود در مسائل اجتاعی سعی وافریداشتند- لیکننمونهی کامل آن، این حرکت بود. بعد از میرزا نیز شاگردان او و بزرگان حوزهی علمیهی نجف و کربلا و سامرا و قم و بقیهی مراکز اسلامی، هرجا که محل حضور یک رهبر اسلامی و حضور قدرتمندانهی اسلام بود، اینها حضور داشتند؛ و اینیکی از عجایب تاریخ ایران است؛ و عجیبتر این استکه این حادثه برای مردم ما شناخته شده نیست. مردم ما نمیدانندکه وقتی ایتالیاییها وارد لیبی شدند و آنکشور را اشغال کردند، مرحوم سیدمحمد کاظم طباطبایی - صاحب عروة - و بعضی دیگر از مراجع قم، به نفع مردم مسلمان لیبی و علیه ایتالیاییها فتوای جهاد دادند. مردم نمیدانند که وقتی انگلیسیها در بوشهر نیرو پیاده کردند، مرحوم آیتاللهالعظمی سیّد عبدالحسین لاری - آن ملای مجاهد طراز اول - اعلام جهاد دادو مردم را مسلحکرد و خودشنیز مسلح شدو پیشاپیش مردم حرکت و جهادکرد.مردم ایراننمیدانندکهمرحوم شیخالشریعهیاصفهانی -مرجع تقلید بزرگ ساکن نجف - فتوا دادکه استعمال اجناس مصنوعهی در داخل کشورلازم استو مردم بایداز استفاده از مصنوعات خارجی اجتنابکنند، تا به این ترتیب دیگران در داخلکشور نفوذ نکنند. همه میدانندکه در ژاپن،حدودصدسال پیش از اینگفتندکه مردم حقندارند از مصنوعات خارجی استفادهکنند، تا در داخل آنکشور چرخ اقتصاد به کار بیفتد؛ اما نمیدانندکه در همان زمان، بلکه زودتر از آن، عین همین پیشنهاد و همین فتوا، از طرف مراجع و علمای شیعه صادر شد؛ منتها متأسفانه در داخل کشور، هیچ کس از سرجنبانها و اهل قلم و اهل سیاست و روشنفکران کمکشان نکرد.فتوایمیرزایشیرازی دوم - مرحوم میرزا محمدتقی شیرازی- در مقابلهی با انگلیسیها، و فتوای تحریم انتخابات قلابی انگلیسیها در عراق، نمونهای دیگر از حضور علما در صحنهی سیاست است. آن روز مرحوم شریعت اصفهانی فتوا داد که شرکت در انتخابات قلابی انگلیسیها حرام است؛ کار سیاسی از این روشنتر، از این قویتر، از اینروشنبینانهتر؟ امروز مسألهی آن انتخاباتیواشیواش دارد از لابلایکتابها خارج میشود. آن علماو مراجع،سلف صالح شماهستند.ایناستمعنایآنمطلبیکه امام بزرگوار ما مکرر میفرمودندکه علما پیشوایان نهضت مردم علیه ظلم و استبداد در طول سالیانمتادیبودهاند؛ و اینهاستکهبهشخصیتهاییمثلمرحوم سیّدحسن مدرّسو مرحوم آیتالله کاشانی منتهی شد؛ اینها طلبههای همان مدرسه و شاگردان همان اساتید بودندکه اینطور در ایران درخشیدند."
"اولا، مبارزه با دستگاه استبدادیسلطنت مطلقهی ناصرالدینشاهی بودکه در اوج خود هم بود؛یعنیتا آنروز چهلو چندسال بودکهآنپادشاه ظالم بر ایران حکومت مطلقه میکرد و حقیقتاً هیچ چیز هم جلودار او نبود.مفاسد حکومت ناصرالدینشاهی، هم دامنهی اقتصادی داشت، هم دامنهی سیاسی داشت، هم دامنهی معارفی و دینی داشت؛ مثلاً یکی از اهداف ناصرالدین شاه - طبق اسنادیکه امروز در اختیار هست - این بودکه نفوذ علما را در جامعهکمکند. بعضی از غربزدهها و قدرتزدههای زمان ما میخواستند مبارزهی رضاخانباروحانیترا به حساب جریانات روشنفکریبگذارند؛کهبله، رضاخان میدیدکه علما مرتجعند، و چون میخواستکشوررا نوسازی کند، لذا با علما مبارزه میکرد.معلوم میشود که این قضیه اینطورها نیست؛مسألهیمبارزهیباعلما،دردستورکارهمهیسلاطینمستبدبود؛ نمیتوانستند درکنار و روبهروی خود،کانون قدرتی را تحملکنند که تا اعماق دل مردم نفوذدارد.رضاخانباهمان انگیزهایباعامابرخوردمیکرد که ناصرالدین شاه میخواست برخوردکند. درهمینقضیه،میرزایبزرگ قبلایکی،دو نامهبهناصرالدینشاهنوشت و او را از اینکارها نهیکرد؛ اما او باتعبیرات توهینآمیز و سبکیبه میرزا جواب داد: شما مشغول درس و کار خودتان باشید؛ به اینکارهاکارینداشته باشید. میبینیدکه این عبارت هم عبارت آشناییاستو در طول اینصدو چندسال، طرفداران قدرت مطلقهی شخصی، بارها آن را به علما گفتند: بروید مشغول مدرسه و مسجد خودتان باشید؛ به سیاست چه کار دارید؟! یس ناصرالدین شاه داراییک حکومت مطلقه و مستبدهی فردی بود که با اخلاق و اقتصاد و دین و روحانیت محبوب مردم معارضه و ناسازگاری داشت.بنابراین، یک بعد فتوای میرزای شیرازی، مبارزه با این خودکامه و کشیدن دندان قدرتمند این پلنگ تیزدندان بود؛ و حقیقتا دندان او کشیده شد و قدرت او کم شد. این قضیه مر بوط به سال ۱۳۰۸ هجری است؛ یعنی چهار سال پیش از رحلت میرزا، و تقریبا پنج سال پیش از مرگ ناصرالدین شاه."

.jpeg&w=3840&q=75)
















.png&w=3840&q=75)


