محکومیت حادثه تروریستی مسجدجامع قندوز افغانستان و کشتار دهها نمازگزار به دست گروههای تکفیری، شماتت سکوت و بیتفاوتی دولتها و مجامع بینالمللی نسبت به وضعیت اسفناک و دلخراش مردم آن کشور، دعوت از دولتهای مستقل و مردم آزادیخواه جهان در کمکرسانی به مردم مظلوم و غارتزده افغانستان
متن با تسلیت به مناسبت حادثه تروریستی مسجد قندوز افغانستان و شهادت نمازگزاران آغاز میشود. در ادامه، با لحنی پرسشگرانه، سکوت و بیتفاوتی دولتها و مجامع بینالمللی در قبال وضعیت آوارگان و جنایات تروریستها در افغانستان مورد شماتت قرار میگیرد و از آنها خواسته میشود که حداقل از تروریستها حمایت نکنند. در پایان، از دولتهای مستقل و مردم آزادیخواه جهان و همچنین برادران و خواهران ایمانی درخواست میشود که به مردم مظلوم و غارتزده افغانستان کمک کنند و به یاری آوارگان بشتابند.

اظهار تاثر از بمباران مجلس شورا و برچیده شدن مشروطیت
تقلب انجمن آذربایجان در انتخابات نمایندگان دوره دوم مجلس شورای ملی
این نامه با انتقاد از وضعیت وکلای آذربایجان در مجلس شورای ملی آغاز میشود و به تقلب و دسیسه در انتخاب آنها اشاره دارد. نویسنده به بیلیاقتی و بیعلمی منتخبان و همچنین عدم رعایت شرایط انتخاب برای برخی افراد، از جمله سید حسن تقیزاده، اشاره میکند. در ادامه، به تلاش اعضای انجمن برای تقویت جناح خود از طریق معرفی افراد غیربومی و فاقد بصیرت محلی برای نمایندگی آذربایجان میپردازد. در پایان، نویسنده به اشتباه بزرگ مسئولان تهران در تبعید محمدعلی شاه به روسیه اشاره کرده و این اقدام را خیانت و جهالت میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
لزوم ایجاد امنیت در فارس
این تلگراف در پاسخ به تلگرافی از شیراز، به بررسی وضعیت ناامنی در فارس میپردازد. در ابتدا، پذیرش دروغها و اقدامات اشرار را عامل اصلی جرأت یافتن آنها به اعمال فجیع میداند. سپس، بر وجوب آزادسازی نوامیس اسلامیه، بازگرداندن اموال غارتشده، حفظ شهرها و راهها از اغتشاشات و بازپسگیری اموال حاصل از راهزنیها تأکید میکند. در ادامه، از صولتالدوله و ایل قشقایی میخواهد که نهایت تلاش خود را برای برقراری امنیت به کار گیرند و از اینکه ایالت فارس مردم را از خود مأیوس کرده، ابراز تعجب میکند. در پایان، از مخاطبان میخواهد که آنچه را وظیفه خود میدانند، در اجرای مفاد دستخط مبارک به منصه ظهور برسانند و این سؤال را مطرح میکند که آیا سزاوار است مضامین این دستخط تلگرافی اجرا نشود.


درخواست از ملا محمدکاظم خراسانی جهت رفع شر قوامالملک شیرازی و کارگزارانش از مردم فارس
نامه با ستایش از مخاطب و آرزوی توفیق برای او در جهت آسایش ملت و ترقی اسلام آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفناک مردم فارس به دلیل اقدامات مستبدانه خاندان قوامالملک اشاره میکند و از اخراج فجیع دو مجتهد کرمانی توسط آنها ابراز تأسف میکند. در ادامه، نویسنده به فسادها، قتلها، هتک حرمتها و غارت اموال مسلمانان مشروطهخواه در لار، جهرم و شیراز توسط این خاندان اشاره کرده و بیان میکند که این اقدامات هنوز از یادها نرفته است و اکنون نیز در کرمان به فساد دامن میزنند. در پایان، نویسنده تأکید میکند که تا زمانی که این خاندان خبیث و کارگزارانشان از میان نروند، ملت اسلام به مقاصد خود نخواهد رسید و افسوس میخورد که تلگراف ظلالسلطان مانع از مجازات آنها در گذشته شده است.

شکایت از شرارت های نایب حسین کاشی
این نامه با اشاره به چهل سال ظلم و تعدی نایب حسین کاشی و اتباعش در کاشان، از جمله قتل مسلمانان، هتک ناموس، توهین به مقدسات و سرقت اموال مردم، به هیجان آمدن مردم کاشان را گزارش میدهد. نویسندگان که خود را خادمان شرع معرفی میکنند، حکم به محارب و مفسد بودن نایب حسین و وجوب دفع و قتل او را صادر کردهاند. آنها تأکید میکنند که مردم کاشان به زنان و کودکان اشرار کاری ندارند و از حجتالاسلام بهبهانی میخواهند که به سخنان مخالفین توجه نکند، زیرا تا زمانی که این اشرار زنده هستند، مردم کاشان آسوده نخواهند بود و مجبور به مهاجرت خواهند شد.
گزارش رسیدگی به علت گران شدن نان در تهران
تشویق رئیس انجمن ایالتی گیلان به همراهی با مشروطهخواهان
این نامه با اشاره به وضعیت هیجانزده ایران و آگاهی ملت از حقوق غصبشدهشان آغاز میشود. سپس، با ابراز تعجب از سکوت مخاطب که پیشتر به عدالتخواهی و اسلامپرستی شهره بوده، از او میخواهد که با وجود رنجهای گذشته، به حرکت مشروطهخواهان بپیوندد. در ادامه، به سرنوشت حاجی خمامی، از مخالفان مشروطه، اشاره میکند و او را خسرالدنیا و الاخره میخواند. در پایان، با تأکید بر اهمیت یاری رساندن به مسلمانان تبریز و حکم حجج اسلامیه مبنی بر جهاد در راه مشروطه، از مخاطب میخواهد که سکوت را بشکند و مجدانه در راه مقاصد ملت مظلوم بکوشد، چرا که در غیر این صورت مورد مؤاخذه الهی قرار خواهد گرفت و خوشنامی خود را از دست خواهد داد.
فقدان عزم و اراده لازم حکومت بحرین برای تغییرات و اصلاحات اساسی، عامل اصلی بحران سیاسی رو به وخامت کشور
این بیانیه با ابراز تأسف از مشکلات بحرین، ریشه آن را در بحران سیاسی رو به وخامت و فقدان اراده حکومت برای اصلاحات میداند. وضعیت بحرین را با سایر کشورهای عربی مقایسه کرده و تأکید میکند که با وجود بحرانی بودن، به اندازه آنها بغرنج نیست. خواستههای مردم برای مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی را مشروع دانسته و از وخامت اوضاع و سلب تابعیت شهروندان ابراز نگرانی میکند. در پایان، بر حفظ ماهیت مسالمتآمیز قیام ۱۴ فوریه تأکید کرده و گروههای مخالف را به ادامه اعتراضات مسالمتآمیز فرامیخواند، با وجود اینکه رژیم حاکم به خشونت متوسل شده است.


همدست نمودن علمای مخالف مشروطه با نیروهای دولتی در سرکوب و کشتار مشروطهخواهان
محکومیت انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری به روند مجلس شورا و مشروطه
این بیانیه با لحنی تند و اعتراضی، به تلگرافی از شیخ فضلالله نوری و حامیان استبداد واکنش نشان میدهد. در ابتدا، تلگراف مذکور را مایه حیرت و شق عصای مسلمین دانسته و آن را مخالف اوامر حججالاسلام میخواند. سپس، با طرح پرسشهایی رتوریک، به انتقاد از بیشرمی و مردمفریبی مخالفان مشروطه میپردازد و از آنها میخواهد که دست از سر مسلمانان بردارند. در پایان، با قسم به مقدسات، بر عزم راسخ خود برای ترویج مشروطیت و تقویت مجلس شورای ملی تأکید کرده و تهدید به ریشهکن کردن مخالفان میکند. این بیانیه به امضای انجمنهای مختلف کرمانشاه رسیده است.
نهی شدید از مخالفت با نمایندگان مجلس شورا
این نامه در پاسخ به تلگراف سید جمالالدین افجهای، مخالفت با مشروطیت را مخالفت با شرع انور و موجب ناراحتی شدید میداند. هدف اصلی را حفظ جان، مال و آبروی مسلمانان، تقویت ملت و دولت و بهبود وضعیت مردم عنوان میکند. تأکید میشود که وکلای مجلس تمام تلاش خود را برای اجرای این اهداف و رفع ظلم به کار میبرند و این اقدامات شرعاً و عقلاً واجب است. در نتیجه، مخالفت با نمایندگان مجلس را مخالفت با شریعت مطهره دانسته و دفع و تبعید مخالفان را ضروری میشمارد و به نصرت الهی در این راه امیدواری میدهد.

انتقاد از تندروی مشروطهخواهان و عدم تبعیت مردم از آنها
متن با اشاره به مفاسد و رفتارهای ظالمانه برخی افراد و کمیتهها آغاز میشود. در ادامه، هدف اصلی مجاهدتهای ملت مظلوم را رفع ظلم و تعدیات مستبدانه این افراد معرفی میکند. سپس، از اولیای امور درخواست میشود تا شر و ظلم این افراد را از اهالی همدان رفع کنند و به عموم ملت اعلام میشود که هر حکم و اعلانی از جانب کمیتههای سری یا ستاریه و انجمنهای غیررسمی، حکم طاغوت داشته و پیروی از آن به منزله اعانت جبت و طاغوت است. در پایان، از اولیای امور خواسته میشود تا از فعالیت تمام انجمنهای غیررسمی جلوگیری کنند.

اندرز به محمد علی شاه قاجار در جهت پیشرفت و استقلال کشور و جلوگیری از دخالت قدرتهای خارجی
این نامه با تأکید بر لزوم حفظ شریعت و برقراری قوانین اسلامی آغاز میشود و به محمدعلی شاه توصیه میکند که معلم دینی برگزیند و به واجبات الهی عمل کند تا حاکمیتش دوام یابد. در ادامه، از همنشینی با دنیاپرستان برحذر میدارد و بر لزوم تلاش برای پیشرفت میهن، ساماندهی امور مملکت، پرورش ملت و ترویج صنایع داخلی مانند ریسندگی و بافندگی تأکید میکند. سپس به گسترش علوم و صنایع جدید اشاره کرده و آن را راهی برای پیشرفت ملتها میداند و عقبماندگی کنونی ایران را نتیجه بیتوجهی به این امور و علاقه به صنایع بیگانگان میداند. در بخش بعدی، از دخالت بیگانگان برحذر میدارد و ریشههای فتنهانگیز آنها را عامل مصیبتها معرفی میکند. سپس به اهمیت گسترش عدالت و برابری اشاره کرده و بر اجرای احکام شرعی برای همگان تأکید میکند. در پایان، به محبت به ملت و جلب دلهای آنان توصیه میکند و مطالعه تاریخ پادشاهان گذشته را برای درسآموزی در جهت استقلال و پیشرفت ضروری میداند و به محمدعلی شاه توصیه میکند که از راه پادشاهان غرق در لذتهای دنیوی دوری کرده و راه پادشاهان تلاشگر در جهت آموزش و پرورش ملت و گسترش دانش را برگزیند و مقام دانش و دانشمندان را گرامی بدارد.

اظهار ملامت و ناامیدی به رئیسجمهور لبنان نسبت به عدم توجه و رسیدگی به تیرهروزی مردم جنوب کشور
متن با ستایش از رئیسجمهور لبنان و یادآوری امیدهای مردم به او آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفناک لبنان، به ویژه جنوب کشور، اشاره میکند که ناشی از سیاستهای آشفته و ضعف رهبری است. نگارنده به مصیبتهای جبلعامل از جمله خونریزیها، هتک حرمتها، غارت اموال و آوارگی مردم اشاره کرده و با ابیاتی به این فجایع میپردازد. در ادامه، مسئولیت رئیسجمهور در برابر دشمنان کشور و وضعیت اشغالگرانه را یادآور میشود و با طرح این پرسش که آیا رئیسجمهور راضی به مرگ مردم از گرسنگی است، از او میخواهد که به وضعیت مردم رسیدگی کند.

هشدار به محمدعلی شاه در تأثیرپذیری از خائنین به ملت و مملکت وکوتاهی او در اصلاح امور و نابسامانی اوضاع کشور
این نامه با ادعیه خالصانه آغاز میشود و به اقدامات علمای شیعه برای حفظ دین، تقویت دولت، ترقی ملت و آسایش مردم اشاره میکند. نویسندگان از تأثیرگذاری خائنین بر شاه ابراز تأسف و حیرت میکنند و بیان میدارند که اگر اظهارات شاهانه بر واقعیت و عمل منطبق بود، اوضاع کشور به این سیاهی نمیگرایید و اغتشاشات ویرانگر، به ویژه در آذربایجان، رخ نمیداد. همچنین، به بیصاحب ماندن سرحدات و ورود اجانب به کشور و تشکیل اردو در تهران اشاره شده است. نویسندگان تأکید میکنند که دفع مفسدین و فرق ضاله بابیه باید از طریق وزارت عدلیه و قوانین مشروطیت انجام شود. در پایان، بر لزوم حفظ دین و استقلال دولت با التزام به قوانین مشروطیت تأکید شده و امیدواری داده میشود که شاه با اقدامات اصلاحی، از گسیختگی کلی کشور جلوگیری کند.



دستورالعمل به سپهدار اعظم در برخورد با مخالفان مشروطه، اعم از روحانی و درباری
این تلگراف با ستایش از مخاطب به عنوان حافظ حقوق ملی و وطن اسلامی آغاز میشود. سپس به دریافت تلگراف قبلی مخاطب و ارسال پاسخ مفصل اشاره میکند که بر لزوم حفظ قوای ملی، مجازات مفسدین (اعم از روحانیون بیدین و درباریان وطنفروش)، جلوگیری از مداخله بیگانگان و عدم پذیرش ضمانت مشروطیت از همسایگان تأکید داشته است. در ادامه، چهار نکته اساسی برای مراقبت فوری مطرح میشود: اول، جلوگیری کامل از مداخله بیگانگان و اخراج قوای روسی؛ دوم، سلب قوای استبدادی و واگذاری قوای نظامی، مالی و ارتباطی به دولت؛ سوم، حفظ قوای ملی و حضور ارتش ملی در تهران برای امنیت و آزادی نمایندگان و وزرای مشروطهخواه؛ و چهارم، مجازات مفسدین اصلی از جمله روحانیون و درباریان خائن و همچنین اشرار آذربایجان. در پایان، به ارسال تلگرافات قبلی از بغداد و اسلامبول اشاره شده و انتظار برای دریافت اخبار و مکاتبات آتی ابراز میشود.


مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با ابراز نگرانی از فتنه آخرالزمان و ویرانی ایمان آغاز میشود. سپس به وضعیت ملک و دین و تسلط کفر اشاره میکند و از دیدهبانی سخن میگوید که قوم او را تکذیب کرده و به دار آویختند. در ادامه، به ظلمی که بر عدل روا داشته شده و به دار آویخته شدن یک عالم دینی توسط قوم خود، اعتراض میکند و از مسلمانان میپرسد که آیا هیچ قومی پیر خود را دار زده است. در بخش دوم، از نفاق اهل ملک و کید دشمنان ابراز نگرانی میکند و شورشی را توصیف میکند که باغ دین و ملک را ویران کرده است. این بخش به آیین مجوسی و شادی دشمنان از به دار آویخته شدن دیدهبان اشاره دارد و از مسلمانان میپرسد که چگونه ادعای اسلام میکنند و اسلام را آشکارا میکشند. در پایان، به عواقب این اعمال و از بین رفتن ایمان اشاره میکند و از حضرت مهدی (عج) میخواهد که ظهور کند تا جهان را از دجال پاک سازد و به سرنوشت امت در چنگ گرگان بیشبان میپردازد. در انتها، به ملا قربانعلی زنجانی اشاره میکند و نام فضلالله را با شهید پیوند میزند.
محکومیت دستگیری و حبس رهبر شیعیان نیجریه و همسرش، تلاش شخصیتها و دولتهای اسلامی برای آزادی او
آیتالله مکارم شیرازی در دیداری با خانواده شیخ ابراهیم زکزاکی، ضمن تجلیل از شخصیت وی به عنوان «شهید زنده جهان اسلام»، وضعیت جسمانی او و همسرش را اسفناک توصیف کرد. او سکوت سازمانهای بینالمللی، مدعیان حقوق بشر و سران کشورهای اسلامی را در قبال این ظلم آشکار محکوم کرد و دولت نیجریه را مسئول دانست. وی از شخصیتها و متفکران جهان اسلام خواست تا به این موضوع اعتراض کنند و دولت نیجریه را به پایان دادن به ظلم علیه شیخ زکزاکی فراخواند. در پایان، دولت و دستگاه دیپلماسی ایران را به پیگیری جدیتر وضعیت شیخ زکزاکی توصیه کرد و برای سلامتی او دعا نمود.

تشکر از اعضای انجمن ایرانی لندن، جهت همدردی و همراهی با مردم ایران برای استقرار مجدد مشروطیت
متن با ابراز خرسندی و امتنان از تلاشهای «انجمن ایرانی لندن» آغاز میشود که با همدردی و همراهی خود، تسلیبخش خاطر پریشان نویسنده از حوادث ظالمانه در ایران بودهاند. در ادامه، به نقش این انجمن در ترقی و آزادی نوع بشر اشاره شده و با استناد به شعر سعدی، بر وظیفه انسانی کمک به یکدیگر تأکید میشود. در پایان، از انجمن درخواست میشود که به شکرانه آرامشی که در سایه مشروطیت دولت انگلیس دارند، مردم مصیبتزده ایران را فراموش نکنند.

عدم همکاری مسلمانان با دولت خائن ایران
متن با استناد به آیه قرآن، همکاری با ظالمان را از بزرگترین محرمات شرعی معرفی میکند. سپس با اشاره به اقدامات دولت وقت ایران از جمله تعدی، ظلم، ضرب و شتم، قتل و زندانی کردن علما و طلاب و سایر مؤمنین، این دولت را خائن میخواند. در پایان، بر هر فرد مسلمان در هر جایگاهی واجب میداند که از همکاری با این دولت خودداری کند و از مسلمانان میخواهد با یادآوری استغاثه امام حسین (ع) از دین اسلام دفاع کنند.

لزوم تبیین و تدوین نظام سیاسی و اجتماعی اسلام
متن با اشاره به پیشرفتهای اجتماعی و آگاهی عمومی در دوران معاصر آغاز میشود و بیان میکند که این آگاهی، پرسشهایی را درباره نظام اجتماعی اسلام و وظیفه حکومتداری مطرح کرده است. در ادامه، به نقد رویکرد کسانی میپردازد که به دلیل عدم تبیین روشن نظام اجتماعی اسلام، یا به دشمنی با دین میپردازند یا سعی در تطبیق مسلکهای غربی با اسلام دارند. سپس، با ذکر خاطرات شخصی از دوران استبداد و فشار بر مردم، به نقد علمایی میپردازد که با سکوت یا تأیید، به استبداد کمک کردهاند. در بخش بعدی، به قیامهای پیامبران و پیروانشان در برابر ستمکاران اشاره میکند و مشروطیت، دموکراسی و سوسیالیسم را گامهایی در جهت هدف نهایی اسلام میداند. در ادامه، به بررسی جنبش مشروطه و نقش علما در آن میپردازد و چگونگی انحراف آن را به دلیل اختلافات داخلی و دخالت بیگانگان توضیح میدهد. در پایان، با اشاره به اهمیت فتوای میرزای شیرازی در نهضت تنباکو و بیداری مردم، بر لزوم تکمیل مشروطه ناقص فعلی و تبیین نظام سیاسی اسلام تأکید میکند و کسانی را که با بهانههای مقدسمآبی از دخالت در سیاست پرهیز میکنند، مورد انتقاد قرار میدهد.
اعلام استقلال لارستان از دولت مرکزی و اجرای اصول مشروطیت در آنجا
این اعلامیه با بشارت به عموم ملت، علما، تجار و سادات آغاز میشود و به پیروزی مجاهدان لارستان بر مستبدین و خوانین محلی اشاره میکند که منجر به استقرار مشروطیت در این منطقه شده است. در ادامه، از علما و تجار خواسته میشود تا حکام را به رعایت اصول مشروطیت و همراهی با ملت فراخوانند و به نایبالحکومه بندر بوشهر هشدار داده میشود که در صورت ادامه رفتارهای استبدادی، با مجازات شدید مواجه خواهد شد. در پایان، بر لزوم اتحاد وطنپرستان و اجرای احکام پیشوایان دین در خصوص اطاعت از قوانین مشروطیت تأکید شده و عواقب مخالفت با آن، از جمله محاربه و اخراج از بلاد اسلام، گوشزد میشود.

درخواست از محمدعلی شاه جهت تأیید و پذیرش مشروطیت و قانون اساسی
متن با اشاره به تشکیل مجلسی برای اصلاح امور، هدف اصلی مبارزات ملت را بازگرداندن حقوق غصبشده و اجرای بیکموکاست قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی بیان میکند. در ادامه، از محمدعلی شاه درخواست میشود که با رأفت پدرانه، حقوق ملت را بازگرداند و آنان را از اسارت رها سازد تا همگی مطیع و جانباز حفظ اساس سلطنت و ترقی کشور باشند. در غیر این صورت، ملت ایران هیچگونه تغییر یا تحریفی در قانون اساسی را نخواهد پذیرفت.
سازگاری یا ناسازگاری مشروطه با اسلام و انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام
متنی به محضر حجج اسلام ارائه شده که در آن با استناد به حدیث امام زمان (عج) درباره رجوع به راویان احادیث در حوادث واقعه، از ایشان درباره سازگاری مشروطه (به عنوان وضعی مستحدث و برگرفته از غرب) با دین اسلام و انطباق قوانین مساوات و آزادی آن با شرع مقدس سؤال شده است. در ادامه، پاسخ به این سؤال، خطاب به شاهنشاه، از طریق حاجی شیخ فضلالله نوری و امامجمعه ارسال شده است. در این پاسخ، از خبر تلگرافی انصراف شاه از مشروطه غیرمشروعه که منجر به قتل و توهین به شرع شده بود، تشکر و ابراز امیدواری شده که شاه در ترویج اسلام و شرع و نشر عدالت موفق و مأجور باشد. همچنین از امر ملوکانه که در این زمینه به اجرا درآمده، قدردانی شده است.
انتقاد شدید از سکوت جهان اسلام در برابر اقدامات معمّر قذافی (رهبر لیبی) در قتلعام مردم و تخریب آن کشور
متن با اشاره به فجایع بیسابقه در لیبی و قتلعام مردم توسط حاکم این کشور آغاز میشود. در ادامه، از سکوت و تماشاگر بودن جهان اسلام، سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب در برابر این جنایات به شدت انتقاد شده و این سکوت را مغایر با دستورات قرآن کریم میداند. سپس، حداقل اقداماتی که کشورهای اسلامی میتوانند انجام دهند، از جمله به رسمیت شناختن انقلابیون و معرفی حاکم لیبی به عنوان مجرم جنگی، پیشنهاد میشود. در پایان، با هشدار نسبت به عواقب سکوت و تأکید بر وظیفه انسانی و اسلامی، از مسلمانان خواسته میشود که پیش از تکرار این فجایع در سایر کشورها، بپا خیزند و اقدام کنند.

درخواست اجرای حکم ارتداد محمدعلی شاه توسط مراجع مشروطهخواه نجف و خلع او از سلطنت و نایب السطنگی ظل السطان
محکومیت کشتار شیعیان نیجریه به دست نظامیان و درخواست شناسایی و دستگیری و مجازات عاملان آن جنایت و آزادی رهبر مذهبی شیعیان (شیخ ابراهیم زکزاکی)
متن با آیه «وَ سَیعلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَب یَنقَلِبُونَ» آغاز میشود و به محکومیت حمله وحشیانه به شیعیان نیجریه و کشته و زخمی شدن عده کثیری از آنان میپردازد. این فاجعه، ظلمی آشکار و جنایتی هولناک توصیف شده که دل هر انسان آزادهای را میآزارد. در ادامه، این مصیبت به ساحت حضرت ولیعصر (عج) و عموم مسلمانان، به ویژه خانوادههای قربانیان تسلیت گفته شده و برای شهدا علوّ درجات و برای بازماندگان صبر و اجر از خداوند متعال درخواست میشود. در پایان، از نهادهای مرتبط و کشورهای اسلامی انتظار میرود که عاملان و طراحان این فاجعه را شناسایی و مجازات کرده و برای آزادی حجتالاسلام زکزاکی، رهبر شیعیان نیجریه، اقدامات لازم را انجام دهند.

هشدار به دولت و مجلس نسبت به چشمپوشی از کشف منافع فردی و جارهاندیشی برای مسائل کلان و مبرم کشور و خروج قوای اشغالگر روس
متن با اشاره به پیروزی جنبش مشروطه و سرنگونی استبداد به دلیل خلوص نیت و بیطمعی رهبران اولیه آغاز میشود. سپس به این نکته میپردازد که چگونه طمع و منافع شخصی میتواند منجر به ذلت و شکست شود و برای اثبات این مدعا، به آیه قرآنی «عَزّ مَن قَنَعَ، ذَلَّ مَن طَمَعَ» و واقعه جنگ احد اشاره میکند که چگونه طمع عدهای از مسلمانان به غنیمت، باعث شکست و آسیب به پیامبر شد. در ادامه، به وضعیت کنونی کشور میپردازد و از اینکه مجاهدان راه آزادی پس از شانزده ماه نتوانستهاند اغتشاشات را رفع کنند، ابراز تعجب میکند و علت آن را طمعورزی و منافع شخصی سیاستمداران میداند. متن به نامه مراجع نجف اشاره میکند که به رهبران مشروطه هشدار دادهاند تا زمانی که از منافع شخصی خود نگذرند، به مقصود نخواهند رسید و ملت را به اسارت خواهند کشاند. در پایان، ملت ایران را خطاب قرار میدهد و از آنها میخواهد که با اتحاد و غیرت، برای اخراج قوای اشغالگر روس و جلوگیری از دخالت انگلیس در جنوب کشور اقدام کنند و به مسئولانی که مشغول منافع شخصی خود هستند، اعتماد نکنند.
محکومیت کشتار قانا توسط رژیم صهیونیستی، شراکت و حمایت امریکا و انگلیس از آن رژیم، سکوت و بیتفاوتی دولتهای غربی و مجامع حقوق بشر در برابر آن فاجعه، وعدههای پیروزی قطعی حزبالله در جنگ با رژیم صهیونیستی
متن با ابراز درد و اندوه عمیق از فاجعه قانا و محکومیت کشتار کودکان و غیرنظامیان بیگناه آغاز میشود. در ادامه، نقش رژیم صهیونیستی به عنوان عامل اصلی جنایت و حمایت آمریکا و انگلیس از آن رژیم، همچنین سکوت سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری مورد انتقاد شدید قرار میگیرد. سپس، به تبیین این موضوع میپردازد که تهاجم به لبنان یک نقشه از پیش طراحی شده آمریکایی-صهیونیستی برای تسلط بر خاورمیانه و جهان اسلام بوده است. در بخش بعدی، به ایستادگی ملت لبنان و مجاهدت حزبالله به عنوان نمادی از بیداری اسلامی اشاره شده و مقاومت فداکارانه تنها راه مقابله با صهیونیسم و تجاوزگری آمریکا معرفی میشود. در پایان، ضمن تاکید بر وظیفه ایران اسلامی در حمایت از ملتهای مظلوم، به ملت لبنان و مجاهدان حزبالله تسلیت گفته شده و همدردی ملت ایران با آنان اعلام میشود و با ذکر آیهای از قرآن کریم به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
تقبیح محمدعلی شاه در برچیدن بساط مشروطه و آرزوی پیروزی مشروطهخواهان آذربایجان، گیلان و اصفهان
این شعر با انتقاد شدید از محمدعلی شاه و اقدامات او در برچیدن مشروطه آغاز میشود و او را فردی مستبد و جدا از مذهب معرفی میکند که کشتی ملت را به گرداب بلا افکنده است. در ادامه، شاعر به ستمهای شاه اشاره کرده و آن را در اسلام ناروا میداند. سپس، با اشاره به مقاومت مشروطهخواهان در تبریز (ستارخان)، گیلان (سپهدار) و اصفهان (صمصامالسلطنه)، امید به پیروزی آنان و سرنگونی شاه مستبد را ابراز میکند. شعر با تکرار عبارت «کار ایران با خداست» بر توکل به خداوند و امید به آینده تأکید کرده و در نهایت، وضعیت نابسامان ایران را نتیجه قامت ناساز ملت میداند.
حدود وظایف و اختیارات مجتهدان عادل و نمایندگان مجلس
متن با استناد به آیه قرآن، بر عدم حق مداخله مجلس شورا در احکام الهی تأکید میکند و قانونگذار را نیازمند علم به مصالح و مفاسد، عدالت و رأفت میداند که این صفات تنها در ذات خداوند و به موهبت او در انبیا و ائمه وجود دارد. در ادامه، به این نتیجه میرسد که هیچکس حق مداخله در احکام الهی را ندارد و وکلای مجلس نیز نمیتوانند در اموری که موکلشان (مردم) حق مداخله ندارند، دخالت کنند. متن به مفاسد ناشی از تغییر فروع دین توسط افراد غیرصالح اشاره کرده و خواستار آن است که قوانین جاریه در مملکت اسلامی مطابق فتوای مجتهدین عادل باشد و دولت و اجزای آن تنها مجری احکام صادره از مجتهدین باشند. در پایان، از حامیان قرآن و اسلام، روحانیون و مسلمانان میخواهد که دست دشمنان را از ظلم به قرآن کوتاه کرده و صاحبان جرایدی که مروج اخلاق حیوانی و شیطانی هستند و آزادیطلبان را که مانند دیوانگان عمل میکنند، محدود سازند، زیرا حاکمی که حکمش مطلق و بدون قید باشد، دیوانه است.
اظهار دلگیری از چیرگی نیروهای دولتی بر امور شهر قزوین
نامه با ابراز شکرگزاری از بازگشت مخاطب به وطن آغاز میشود و نویسنده آرزوی رهایی خود از فشار استبداد را بیان میکند. در ادامه، نویسنده از بیتوجهی مخاطب به حال خود گلایه کرده و وضعیت نابسامان قزوین را تشریح میکند؛ شهری که در احاطه مستبدین است و او به دلیل ترس از نیروهای دولتی و سواره قراداغ، مجبور به خانهنشینی شده است. نویسنده به حمایت سپهدار اعظم از مشروطهخواهان اشاره میکند، اما توضیح میدهد که این حمایت باعث شده تا نیروهای دولتی نیز به جمع مستبدین قزوین اضافه شوند و وضعیت او بدتر از زمان تخریب مجلس و صدور فتوای قتل مجاهدین شده است. نامه با ابراز دلگیری از بیلطفی مخاطب و درخواست یادآوری از حال او به پایان میرسد.
درخواست از مردم جهت استقرار مجدد مشروطیت و عدم همکاری با دولت محمدعلی شاه
این نامه با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و اقدامات ظالمانه حکومت استبدادی، مردم را به تلاش برای احیای حقوق غصب شده خود فرا میخواند. در ادامه، بر لزوم حفظ دین، مملکت و وطن اسلامی از تسلط کفر و استوار ساختن اساس مشروطیت و استقلال کشور تأکید میشود. در پایان، اقدام در این مسیر را به منزله جهاد در راه نبوت و سستی در آن را به منزله خواری و خذلان میداند و از مردم میخواهد از پرداخت مالیات و عایدات گمرکی به مأموران استبداد خودداری کنند، زیرا این کار به منزله یاری رساندن به ظلم و ستم است.

لزوم حمایت از علما و مردم معترض متحصن در آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به عموم برادران ایمانی و دوستان دینی خطاب میکند. در ادامه، به تحصن جمع کثیری از علما و مردم در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و سفارت عثمانیه برای خیرخواهی ملت اشاره میکند. سپس، بر لزوم حمایت و همراهی همه مردم با متحصنین تأکید میکند تا به یاری خداوند و توجهات حضرت حجت (عج)، ریشه ظلم و استبداد برچیده شده و ملت مظلوم به حقوق خود دست یابند. متن با ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» و امضای نویسندگان به پایان میرسد.


چاره جویی از علمای اصفهان برای رهایی علمای شیراز
این تلگراف به علمای اصفهان، وضعیت اسفناک علمای شیراز، از جمله میرزا ابراهیم محلاتی، را گزارش میدهد که توسط تفنگچیان قوامالملک محصور و زندانی شدهاند. نویسندگان با اشاره به محال بودن اصلاح اوضاع، از علمای اصفهان میخواهند که با همراهی یکدیگر، دولت را برای رفع شرّ این افراد تحت فشار قرار دهند و تأکید میکنند که مردم شیراز حتی با کشته شدن نیز از مطالبه خود دست برنخواهند داشت.
ارائه راهکارهای حمایت عملی از مبارزه ضد صهیونیستی و حامیان آن
سخنرانی با خوشآمدگویی به شرکتکنندگان در کنفرانس بینالمللی حمایت از انقلاب اسلامی ملت فلسطین آغاز میشود و بر اهمیت این اجتماع در شرایط حساس کنونی تأکید میکند. هدف اصلی کنفرانس، یافتن راههای مؤثر برای حمایت از مبارزات فلسطین و مقابله با صهیونیسم و حامیان آن در منطقه است. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که مسأله فلسطین مهمترین مسأله جهان اسلام است و نباید تحت تأثیر تبلیغات دشمنان قرار گرفت. سخنران با رد این تصور که شرایط فعلی به نفع اسرائیل است، بر این باور تأکید میکند که فلسطین، فلسطین خواهد ماند و صهیونیستها باید روزی بازگردند. سپس به تحلیل اشتباهات استراتژیک دشمنان و قدرتهای غربی در منطقه و تلاش آنها برای تضعیف جهان اسلام میپردازد و با اشاره به بیداری ملتهای مسلمان پس از سالها سرکوب، بر ریشهدار بودن عرق دین و ملیت تأکید میکند. در بخش پایانی، کنفرانس صلح پیشنهادی آمریکا را یک تحمیل و سازش میداند و از شرکتکنندگان میخواهد که به جای امتیاز دادن، به فکر راهحلهای عملی برای بازگشت فلسطینیها به سرزمین خود باشند و جمهوری اسلامی ایران آمادگی خود را برای مشارکت در این حمایتها اعلام میکند. سخنرانی با هشدار به آمریکا در مورد اشتباه استراتژیک حمایت از اسرائیل و تأکید بر تغییر شکل دنیا و آزادی ملتها به پایان میرسد.

محکومیت امریکا در به شهادت رساندن حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس
سخنان حجتالاسلام نقوی با محکومیت استکبار آمریکا به عنوان خطری برای جامعه بشری آغاز میشود و اقدامات آن را ناقض قوانین بینالمللی و حتی قانون اساسی خود آمریکا میداند. در ادامه، به تمجید از تلاشهای مجاهدانه قاسم سلیمانی و ابومهدی مهندس در مبارزه با تروریسم و خنثیسازی توطئههای استکباری میپردازد. سپس، آمریکا را عامل به خطر افتادن امنیت و صلح جهانی و تقویت رژیم صهیونیستی معرفی کرده و به جنایات ضدانسانی آن در کشورهای مختلف اشاره میکند. در پایان، به مجاهدان و فدائیان اسلام درود فرستاده و شهادت سرداران مقاومت را به رهبر انقلاب، خانواده شهدا و دوستدارانشان تبریک و تسلیت میگوید و فقدان این شخصیتها را ضایعهای بزرگ برای حامیان آزادی میداند.

از صحنه بیرون کردن مشروطهخواهان انقلابی و درستکار توسط مشروطهخواهان فرصتطلب
متن با اشاره به ظهور افرادی که در دوران استبداد پرورش یافتهاند و اکنون در لباس مشروطیت ظاهر شدهاند، آغاز میشود. این افراد مانع پیشرفت امور شده و به بدنام کردن خادمان مشروطیت، به ویژه علما، میپردازند تا در صورت بازگشت استبداد، کسی جرئت مقابله نداشته باشد. در ادامه، به جعل تلگرافات و اخبار برای فریب روحانیون و دولتمردان مشروطهخواه اشاره شده و علت این خرابیها را ادامه فعالیت مستبدین تحت لوای مشروطیت میداند. سپس به نمونههایی از بدنام کردن شخصیتهایی چون آقا سید مرتضی اهرمی، حجتالاسلام لاری و آقا میرزا سید حسن مدیر حبلالمتین اشاره میکند. در پایان، بیان میشود که ریاست روحانی از مقاصد این افراد آگاه است و برای رفع این اشتباهکاریها تلاش میکند و به توجه به حجتالاسلام لاری و نگارش تلگرافی در حمایت از آقا سید مرتضی اهرمی اشاره دارد.
محکومیت استبداد محمدعلیشاه قاجار در برچیدن آزادیهای سیاسی، نفی و رد شاهپرستی
متن با اشاره به تاریخ اروپا و مسیحیت، پیشرفتهای تمدنی آنها را نتیجه اخذ اصول تمدن و سیاست از اسلام میداند. سپس به سیر قهقرایی مسلمانان و اسارت آنها در برابر طواغیت اشاره میکند و بیداری مسلمانان و پی بردن آنها به حقوق ملی و آزادی خدادادی خود را نتیجه هدایت پیشوایان روحانی میداند. در ادامه، صدور احکام علمای نجف و اسلامبول بر وجوب تحصیل مشروطه را حجتی برای برائت دین اسلام از احکام جوریه معرفی میکند. سپس به نقد شدید کسانی میپردازد که با سوءاستفاده از نام دین، به ظلم و استبداد دامن میزنند و اعمال ظالمانه خود را دینداری میخوانند. در بخش پایانی، به نفوذ شاهپرستی در مملکت و پیامدهای مخرب آن از جمله گسترش جهالت، نابودی قوای ملی، وابستگی به بیگانگان و فساد حکومتی اشاره میکند و این رذیله را عامل اصلی تفرقه، تنفر و در نهایت زوال و انقراض دولت و ملت میداند.

اظهار ناراحتی و نگرانی از رویکرد ضد دینی مشروطهخواهان و روزنامهنگاران
این نامه با تقدیم ادعیه و تشکر از تلاشها، به نکتهای مهم برای سیاسیون دیندار اشاره میکند. هدف از تلاشهای علما، مجاهدین و مردم برای مشروطه، احیای دین و جلوگیری از اضمحلال آن در برابر بیدینی و خیانت حکام بود. این تلاشها منجر به قلع و قمع استبداد و تدوین قانون اساسی شد و امید میرود که با همت عقلا و وکلا، امور کشور منظم و احکام شرع اجرا شود. در ادامه، به نقش مهم جراید در آگاهیبخشی مردم اشاره میشود، اما با تعجب از اینکه برخی روزنامهها به جای ترویج اهداف مشروطه، به طعن بر پیامبر، دعوت به مسیحیت، ترویج بیحجابی و فروش مشروب میپردازند. در پایان، از روزنامهنگاران خواسته میشود که از روشهای صحیح روزنامهنگاری خارجی الگو بگیرند، اخبار مفید را منتشر و مضر را کتمان کنند و به اتحاد و اخلاق حسنه دعوت نمایند. همچنین از اداره روزنامه مجلس درخواست میشود که این مطالب را در هر شماره درج کرده و در صورت مشاهده مطالب منافی با آبروی دولت و ملت، به صاحب جریده اخطار کند تا از بروز فساد و تفرقه جلوگیری شود.
بیان نقش خود در ترغیب مراجع نجف به حمایت از مشروطیت
متن با ابراز خرسندی از تحقق اهداف عدالتخواهان و ترقیخواهان آغاز میشود که به آزادی قلم و بازگشت حقوق مشروعه منجر شده است. این دستاوردها را نتیجه توفیقات الهی، تأییدات حجت عصر و تلاشهای مردم غیور تبریز و وکلای آنها، به ویژه میرزا صادق خان مستشارالدوله، میداند. سپس، نگارنده به ملت ایران و به خصوص مردم آذربایجان و وکلایشان، به خاطر جنبش مردانه در ماه ذیقعده تبریک میگوید و با تأسف از عدم حضور خود در ایران در این مقطع مهم، به دلیل اجبار و عدم امکان حرکت، سخن میگوید. در ادامه، به فعالیتهای خود در نجف اشرف اشاره میکند که در آنجا مسئله مشروطیت را ترویج داده و مراجع را با ادله و براهین به محسنات آن آگاه ساخته است. همچنین، به تعلیم طلاب و انتشار رسالههایی در باب ماهیت مشروطیت اشاره میکند. در پایان، از تحریک خدام توسط مستبدین نجف و جسارت آنها در صحن شریف گلایه میکند و با وجود این مشکلات، آن را در راه ملت و وطن نوشدارو میداند و ابراز امیدواری میکند که مراسم اسلامپرستی و وطندوستی در همه جا تعظیم شود.
انتقاد شدید از رسم تیولداری
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و تعویض حاکم گلیایگان
پیشنهاداتی به منظور استقراض ملی و بازسازی و پیشرفت کشور
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که هدف از فداکاریها و رنجهای دوران مشروطه چه بوده است؛ اهدافی چون ترویج شریعت، حفظ استقلال، آزادی، امنیت، توسعه تجارت و اجرای قانون اساسی. سپس بیان میشود که با وجود رسیدن به مقصد مشروطه، این تازه آغاز راه است و کشور همچون بیماری است که نیاز به تقویت دارد. نویسنده سه راهکار اصلی برای بهبود وضعیت کشور ارائه میدهد: اول، رفع اغراض شخصی و اتحاد میان رؤسای ملت و مجاهدین. دوم، تربیت و بهکارگیری افراد شایسته و متخصص که دارای حسن تمدن، تدین، حب وطن و نوعدوستی باشند و به ظاهر افراد توجه نکنند. سوم، تحصیل پول از طریق استقراض ملی از اعیان و رجال، مطالبه مالیاتهای معوقه از حکام، یا استقراض از بانکهای خارجی. در ادامه، نُه پیشنهاد تفصیلی برای پیشرفت کشور مطرح میشود که شامل تأسیس بانک دولتی با سرمایه جواهرات، استقراض خارجی با شرایط سهل، دادن امتیاز به دول دوست، تقویت روابط با دولت عثمانی، تشکیل ادارات عدلیه، تأسیس مدارس و دارالترجمه، فرستادن دانشجو به اروپا، سازماندهی نظامی ایلات و انتخاب وکلای عالم و وطندوست برای تشکیل مجلسین شورای ملی و سنا، و استخدام مستشار از دول غیرهمجوار برای اداره وزارتخانهها است.
رد شایعات و اتهامات نسبت به خود

پاسخ به استفتای جهاد ایرانیان مقیم طرابوزان



شکایت از وضعیت نابسامان کشور و ناتوانی دولتمردان و نمایندگان مجلس شورای ملی در اداره امور کشور
این نامه با اشاره به وضعیت بحرانی و ناامنی گسترده در ولایات مختلف ایران، از جمله مازندران، کاشان، اردبیل، خمسه و خلخال، آغاز میشود. نویسنده به آشفتگی اوضاع در پایتخت، نارضایتی عمومی از عملکرد مجلس، وزرا و مشروطیت، و فعالیتهای مخرب مستبدین و منتسبین شرع اشاره میکند. او همچنین به وضعیت نابسامان اقتصادی، نایاب شدن پول و اضطراب در معاملات، و مشکلات تأمین نان و گوشت میپردازد. در ادامه، نویسنده به فساد افکار در نجف و ناامیدی سردار اسعد بختیاری اشاره کرده و از مخاطب (سیدحسن تقیزاده) میخواهد که فعلاً به تهران نیاید، زیرا حضور او در شرایط فعلی که اراذل و اوباش و افراد بیشرف بر اوضاع مسلط هستند، نه تنها سودی ندارد بلکه ممکن است به ضرر او تمام شود و فسادها به نام او ثبت شود. نامه با ابراز تأسف از عدم درک مردم و مسئولین از وضعیت موجود و افزایش خرابیها و بیکاری، و همچنین دسیسههای داخلی و خارجی برای به هم زدن مملکت، به پایان میرسد و نویسنده از غم وطن ابراز هلاکت میکند.
دعوت از علمای نیشابور جهت مخالفت با عملکرد غیر اسلامی مجلس شورا
این نامه با اشاره به وضعیت نامطلوب مجلس شورا و تبعیت آن از اصول غربی، به ظهور مذاهب باطله و تسلط فرقههای ضاله اشاره میکند که اساس دین و دنیا را متزلزل ساخته است. نویسندگان بیان میکنند که تلاشهایشان برای تشکیل مجلس محاکمه و تطبیق قوانین با شرع مطهر بینتیجه مانده و مجلس از تأمین آسایش مردم و امنیت کشور سر باز زده است. در ادامه، هیئت علما، طلاب و مؤمنین را آماده فداکاری برای حفظ شرع شریف و وفای به عهد الهی معرفی میکند و از مخاطبان میخواهد که به مسئولیت الهی خود در قبال این وضعیت آشفته و ناامنی فزاینده در کشور عمل کنند. در پایان، از مخاطبان درخواست میشود که برای نصرت دین خدا و بنا نهادن مجلس بر شالوده شرعی و انتخاب افراد دیندار و خداشناس همت گمارند تا آسایش مردم فراهم شده و بتوانند در روز قیامت پاسخگوی خداوند باشند.

لزوم کسب صلاح و رضایت مردم توسط پادشاهان و حاکمان
متن با استناد به فرمایش امیرالمومنین (ع) در نهجالبلاغه، بر اهمیت رضایت عامه مردم در حکمرانی تأکید میکند و خشنودی خواص را در مقابل نارضایتی عمومی بیاثر میداند. در ادامه، به والیان و حاکمان توصیه میشود که در امور مملکتداری، صلاح و رضای عامه را بر خشنودی خواص ترجیح دهند و از تجسس در عیوب مردم و پذیرش سخنچینی پرهیز کنند. همچنین، به عواقب سوء ظلم بر رعیت و نقش آن در تضعیف حکومت و یاری دشمنان اشاره شده و بر لزوم مدارا و رفع کینه از دل مردم تأکید میشود. در پایان، متن به این نکته میپردازد که سعایتکنندگان و سخنچینان، شیاطین انس هستند و نباید به سخنان آنها اعتماد کرد، زیرا این امر موجب فساد و اختلال در امور مملکت میشود. عمده وصایای امیرالمومنین (ع) به کارگزاران خود، تعلیم سلوک با رعیت است، چرا که رفاه حال رعیت، اساس آبادی مملکت، وفور خزائن و قدرت سپاه است.
شرایط و وظایف نمایندگان مجلس شورا و رئیس دولت اسلامی
این متن با تأکید بر ضرورت اتحاد ملت و دولت و انطباق مشروطیت با مشروعیت آغاز میشود. در ادامه، به نقد و رد شعارهایی میپردازد که مشروطیت را با دین در تضاد میدانند و این رویکرد را عامل تفرقه و فساد معرفی میکند. سپس، شروط صحت و کمال مجلس ملی اسلامی را در پنج فصل تشریح میکند. فصل اول به تعداد اعضای مجلس و کفایت آنها در امور حسبیه میپردازد. فصل دوم، شروط کیفی اعضای مجلس را در کمال عقل، رشد، بلوغ، علم و قدرت خلاصه میکند. فصل سوم، وظایف شرعی و حقوق وضعی نمایندگان را در حفظ محاسن صورت و سیرت و دوری از اشرار و کفار بیان میکند. در این فصل، بر لزوم فقیه عادل و جامعالشرایط بودن شخص اول مجلس تأکید شده و وظیفه همگانی در امور حسبیه و واجبات کفایی تبیین میشود. فصل چهارم، ولایت کلیه حاکم شرع عادل را در اجرای حدود شرعیه و تعیین امور مجلس، از جمله عزل و نصب و تغییر و تبدیل، حق مطلق او میداند و هرگونه مخالفت با آن را حرام و موجب فسق میشمارد. فصل پنجم، اختیار بیتالمال مسلمین را تحت ولایت حاکم شرع دانسته و مصارف آن را در جهت مصالح عمومی مسلمین، از جمله ساختن پلها، مساجد، مدارس و تجهیزات دفاعی، واجب میشمارد. در پایان، تفاوت میان دولت مشروطه مشروع و استبداد قهری را به تفاوت کفر و اسلام تشبیه کرده و تأکید میکند که احیای نام مشروطیت، حتی بدون تحقق کامل اهداف آن، تأثیرات مثبتی در قلوب مردم داشته و اجرای کامل احکام شریعت میتواند به تسخیر ممالک و گسترش اسلام منجر شود.

مقاومت مردم تبریز در برابر رژیم محمدعلی شاه قاجار و درخواست حمایت مراجع مشروطهخواه نجف از آنها
حدود اختیارات ولی فقیه
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چه دلیلی از عقل و نقل، اجتماع رأی افراد غرضورز و فاقد عصمت، عدالت و علم به باطن و مصلحت خلایق را برای اعطای مرتبهای بزرگ به هر فردی و وجوب اطاعت از او، حتی اگر مانند معاویه و یزید باشد، تأیید میکند. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که شناخت مسائل دین و اداره امور دنیوی و اخروی مسلمانان باید به فردی امین، مصون از خطا و عالم به احکام الهی سپرده شود که چنین فردی جز خدا و پیامبر نیست. سپس، با استناد به اتفاق شیعه مبنی بر اینکه مراد از اولوالامر، ائمه معصومین (ع) هستند، وجوب اطاعت از سلطان ظالم و جاهل به احکام الهی را قبیح دانسته و نتیجه میگیرد که عقل و نقل بر لزوم عصمت و علم کامل برای کسی که اطاعتش واجب است، تأکید دارند، مگر در شرایط اضطرار که اطاعت مجتهد عادل واجب میشود. در پایان، بیان میشود که نهایت آنچه از ادله استنباط میشود، نیابت مجتهد در اموری مانند مرافعات، احکام، ولایت بر اموال صغار و غایبان و تقسیم خراج است، نه ولایت مطلق بر اموال امام.
پرهیز شدید از بدنام کردن و دلسرد نمودن مجاهدان واقعی مشروطیت
متن با خطاب به مدیران جراید آغاز میشود و به انتقاد از بدنام کردن و متهم ساختن بزرگان و مجاهدان مشروطیت میپردازد که با جان و مال خود در راه استقلال وطن فداکاری کردهاند. سپس به این نکته اشاره میکند که این اقدامات باعث دلسردی و پشیمانی وطندوستان میشود و از عدم حمایت از خانوادههای شهدا گلایه میکند. در ادامه، به وضعیت کنونی کشور پس از مشروطیت اشاره میکند که همچون طفلی شیرین نیازمند دایه است و نباید اشخاصی که به منزله دایه هستند، رنجانده شوند. به عنوان نمونه، از آیتالله نورالله ثقهالاسلام اصفهانی نام میبرد و خدمات او در دوران استبداد صغیر و همکاری با خوانین بختیاری را یادآور میشود و اتهامات ناروا علیه او را رد میکند. در پایان، از جراید میخواهد که از درج مطالب غرضورزانه و کذب پرهیز کنند، زیرا این کار باعث دلسردی بزرگان و طبیبان جامعه میشود و کشور را نیازمند طبیب خارجی خواهد کرد. همچنین بر اهمیت معارف و علم برای پیشرفت ملت تأکید میکند.
علل دروغ برداریها و هفت حرمت میرزا محمدحسن بله بلده باکوبه
متن با ابراز نگرانی از انتشار سؤالی در جریده مجلس آغاز میشود که به هتک حرمت میرزا محمدرحیم بلبله بادکوبه، از علمای مشروطهخواه، میپردازد. در ادامه، به سابقه تشکیل هیئت علمیه نجف و اختلافات داخلی آن پس از ورود امام جمعه تهران اشاره شده و بیان میشود که پس از استعفای بسیاری از اعضا، مهر هیئت در دست افراد مغرض باقی مانده است. سپس، به تلاشهای این گروه برای تخریب وجهه آقای بادکوبه، از جمله متهم کردن او به جاسوسی برای روسها، پرداخته میشود و اقدامات ملی و مشروطهخواهانه ایشان در ایران و قفقاز، از جمله تأسیس مکتب علوی و قرائتخانه، حمایت از اتحاد اسلامی و اعتراض به ورود قشون روس، برشمرده میشود. در پایان، از مدیر روزنامه خیرالکلام درخواست تکذیب این اتهامات شده و روزنامه نیز با تأیید دریافت نامههای مشابه و فتوتیپهایی از تمجید علما از آقای بادکوبه، بر بیاساس بودن اتهامات تأکید میکند و از آیات عظام برای رفع این اختلافات و حفظ وحدت استمداد میطلبد.
مخالفت علما با حکومت ضد ملی و ضد دینی رضاخان و انتقاد شدید از غربزدگان خودباخته
متن با اشاره به دوره اختناق رضاخانی آغاز میشود و هدف اصلی رضاخان را سرکوب علما و جلوگیری از مخالفت آنها با مقاصد مسموم خود میداند. در ادامه، به مقاومت علمایی چون مدرس و قیامهای علمای اصفهان، تبریز و مشهد در برابر فسادهای رضاخان اشاره میکند که به دلیل سستی مردم بینتیجه ماند. سپس، به سقوط علما و باز شدن میدان برای «بازیگران عصر طلایی» و سیاهروزیهای ملت میپردازد. در بخش بعدی، با وجود پایان دیکتاتوری رضاخان، از ادامه بیتفاوتی ملت و فرصتطلبی ماجراجویان برای تجاوز به دین و دینداری انتقاد میکند. در پایان، با لحنی تند، به نقد غربزدگی و ستایش بیخردانه از تمدن اروپا میپردازد و تمدن غرب را سرشار از خونخواری، آدمکشی و آشوب میداند که با عدالت و قانون اسلام در تضاد است. همچنین، به برتری تمدن اسلامی در طول قرون متمادی اشاره میکند و فهم ناقص غربیها از این تمدن را مورد انتقاد قرار میدهد.
.jpeg&w=3840&q=75)
ارائه رهنمود برای اداره امور کشور تا پیش از انتخابات و افتتاح مجدد مجلس شورا
این تلگراف با اشاره به آزادی مخابره تلگرافی به عنوان اولین گام مشروطیت، به ضرورت تشکیل موقت مجلس ملی برای اداره امور کشور تا زمان برگزاری انتخابات و افتتاح مجدد مجلس شورا میپردازد. در این راستا، بر لزوم حفظ قانون اساسی، مسئولیت وزرا و ترتیب صحیح انتخابات تأکید شده است. همچنین، فراهم آوردن موجبات آزادی و ایمنی در انتخابات، توجه نمایندگان به مرکز و بازگشت مهاجرین به وطن، و مذاکره با سایر مراکز ملی برای آزادی مخابره از جمله خواستههای مطرح شده است. در پایان، خروج از تحصن منوط به اطمینان کامل از حصول اهداف و استحکام اساس مشروطیت دانسته شده است.


چالش در جهت تکمیل متمم قانون اساسی
این نامه با اشاره به وضعیت آشفته و هیجانزده شهر، از جمله حضور زنان و کودکان در مساجد، به مخاطبان خود وضعیت بیقراری مردم را گزارش میدهد. سپس، با ابراز تأسف از تلگراف دریافتی از انجمن ملی تبریز، توضیح میدهد که با وجود کسالت، برای اصلاح و تکمیل متمم قانون اساسی به عمارت بهارستان رفتهاند تا مردم آرامش یابند. در پایان، از مخاطبان خواسته میشود که در آرام کردن مردم و جلب اطمینان آنها کوتاهی نکنند.


ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و انتصاب حاکم جدید کمره و گلپایگان
شرح فعالیتهای علمای قزوین در موافقت و مخالفت با مشروطه
نامهای به سید جمالالدین واعظ اصفهانی، با اشاره به آیه ۱۲ سوره حجرات، از وضعیت قزوین و فعالیتهای یک روحانی مخالف مشروطه گزارش میدهد. این روحانی متهم به سوءاستفاده از موقوفات، ایجاد نزاعهای فرقهای (حیدری-نعمتی) و اخلال در انتخابات وکلا با دریافت رشوه است. همچنین، او با حاکم ظالم قزوین متحد شده و مجلس بلدی را بابی و اراذل خطاب کرده است. در مقابل، از تلاشهای حاج شیخالاسلام و فرزندش آقا میرزا حسن در حمایت از مشروطه، تأسیس مجلس بلدی، تشویق مردم به اتحاد و کمکهای مالی فراوان به نهضت مشروطه و مجاهدین قزوین تمجید میشود. در پایان، از مخاطب درخواست میشود تا با ارسال دستخطی، انجمن مجاهدین و حاج شیخالاسلام و فرزندش را تأیید و تشویق کند.
درخواست از شیخ محمد واعظ برای تبیین هدف علما: رفع ظلم و برقراری عدل
نامه با دعای خیر برای شیخ محمد واعظ آغاز میشود و از تلاشهای او در اعتلای اسلام و مبارزه با ظلم و استبداد قدردانی میکند. در ادامه، از شیخ محمد واعظ درخواست میشود که در ایام شعبان و رمضان، به عموم مردم تبیین کند که هدف علما از تلاشهایشان، آسودگی مردم، رفع ظلم، یاری مظلومان، اجرای احکام الهی، حفظ سرزمینهای اسلامی از تجاوز کفار و امر به معروف و نهی از منکر بوده است. نامه با این امید به پایان میرسد که وزرا و وکلای منتخب با او همکاری کرده و مردم تهران از اوامر او اطاعت خواهند کرد.

محکومیت دولت میانمار در کشتار مسلمانان مظلوم آن کشور؛ شعار دفاع از حقوق بشر ابزار استکبار جهانی در جهت مطامع و مداخلات سیاسی و تأمین امنیت رژیم اسرائیل؛ درخواست از کشورهای اسلامی برای متوقف ساختن آن جنایت ضدبشری
متن با استناد به آیه ۹۳ سوره نساء، به محکومیت کشتار مسلمانان میانمار میپردازد و این فاجعه را مایه عزاداری جهان اسلام و سرافکندگی انسانیت میداند. در ادامه، ادعاهای دفاع از حقوق بشر و آزادی را شعارهایی مزورانه از سوی استکبار جهانی معرفی میکند که ابزاری برای مداخلات سیاسی و فرهنگی، تغییر وضعیت کشورهای اسلامی و تأمین امنیت رژیم اسرائیل است. در پایان، این مصیبت را به پیامبر (ص)، امام زمان (عج)، رهبر معظم انقلاب و امت اسلام تسلیت گفته و علمای اسلام را به بیدارگری، دولتهای اسلامی را به تلاش برای توقف جنایت و احقاق حقوق مردم میانمار، و امت اسلامی را به حفظ انسجام و اتحاد در برابر دشمنان اسلام دعوت میکند.

محکومیت جنایات جنگی اسرائیل در غزه و افشای ماهیت نظام سلطه، موضعگیری قاطع کشورهای عربی در آن باره
سخنرانی با درخواست از جامعه بینالمللی، ملتها و دولتهای مسلمان برای توجه به جنایات اسرائیل در غزه و حمایت از مردم فلسطین آغاز میشود. در ادامه، این جنایات به عنوان افشاکننده چهره واقعی مدعیان تمدن و حقوق بشر معرفی شده و بر وظیفه انسانی-اسلامی مسلمانان در حمایت از مردم غزه تأکید میشود. در پایان، سخنران خواستار موضعگیری قاطع کشورهای عربی در برابر جنایات صهیونیستها میشود و این جنایات را موجب مقاومت بیشتر و گسترش انتفاضه میداند.

تأکید بر توجه مجلس به احکام شرع
متن با طرح پرسشی درباره علت هیاهوی ایجاد شده در شهر آغاز میشود. سپس به این نکته اشاره میکند که هدف اصلی علمای اسلام از حمایت از مجلس، تقویت دین و اعتلای اسلام بوده و رفع ظلم و برقراری عدالت نیز از اهداف مطلوب است، اما حفظ استقلال و جایگاه شریعت از اهمیت بالاتری برخوردار است. در ادامه، هرگونه نسبت دادن امری مخالف شرع به مجلس را افترا و فساد دانسته و آن را به مخالفان مجلس نسبت میدهد. در پایان، تأکید میشود که اگرچه کشتار و ظلم فسق است، اما وضع قوانینی که موجب نقض احکام اسلام باشد، کفر صریح و غیرقابل تحمل است و اینگونه شایعات را تلاشی برای تضعیف جایگاه مجلس میداند.
شرایط سلطنت
متن با تبیین جایگاه والای علما به عنوان خلفای خداوند آغاز میشود و خلافت ایشان را برتر از سایر انواع خلافت میداند. در ادامه، منصب امامت را مشترک میان مجتهدین و سلاطین معرفی میکند که شامل دو رکن «علم به دین» و «اقامه دین و سلطنت» است. توضیح میدهد که چگونه به دلیل معارضه سلاطین و میل آنها به امور دنیوی، این دو رکن از هم جدا شده و علما متکفل رکن علم و سلاطین متکفل رکن اقامه شدهاند. سپس به اهمیت توأمان بودن دین و سلطنت اشاره میکند و بیان میدارد که سلطنت بدون علم ناقص است و سلطان باید عالم به شریعت باشد یا با عالمی بصیر مصاحبت کند. در پایان، تأکید میکند که اقامه دین بدون سلطنت محقق نمیشود و سلطنت بدون دین، اگرچه حیوانی است، اما به دلیل ایجاد نظام و دفع هرج و مرج، مورد تعرض خداوند و ائمه قرار نگرفته است.
انقلاب اسلامی ایران موجد نگرشی نو و حیات و عزت دوباره به امت اسلامی و شیعیان لبنان
سخنرانی با تأکید بر لزوم تحول درونی و آگاهیبخشی از طریق عزاداری امام حسین (ع) آغاز میشود و به ضرورت پیروی از راه اهلبیت (ع) برای مقابله با چالشهای موجود اشاره میکند. در ادامه، به توطئه اسرائیل برای تشکیل ارتش کربلایی در جنوب لبنان اشاره شده و بر عدم همکاری با دشمنان تأکید میشود. سپس، به نقش انقلاب حسینی در احیای عزت و شکستن قید و بندها پرداخته و وضعیت بیروح عزاداریها در گذشته و تأثیر حاکمیت جاهلیت بر آن را نقد میکند. سخنران، انقلاب اسلامی ایران را عامل بازگشت به آگاهی و عزت گذشته جهان اسلام میداند و بر اهمیت درک مفاهیم واقعی عبادات جمعی مانند نماز جمعه و حج تأکید میکند. در پایان، با نقد دیدگاههای سنتی و عاطفی صرف به عزاداری، بر لزوم تبدیل عاشورا به مدرسه انسانسازی و آموزش جزئیات آن به فرزندان تأکید کرده و مفهوم لعن و نفرین قاتلان امام حسین (ع) را به مبارزه با خط مشی ظالمان معاصر تعمیم میدهد.

اعتراض به قانون انتخابات
این نامه به مجلس شورای ملی، به قانون انتخابات اعتراض میکند. در ابتدا، به این نکته اشاره میشود که قانون انتخابات در زمان عدم حمایت دولت از مشروطیت و صرفاً برای آرام کردن مردم تدوین شده و دقت کافی در آن صورت نگرفته است. سپس، با اشاره به اینکه اصفهان و توابع آن با جمعیتی حدود هشتصد هزار نفر، باید هشت نماینده داشته باشند، اما تنها سه نماینده به آنها اختصاص داده شده، این وضعیت را غبن فاحش و ناعادلانه میخواند. در ادامه، با مقایسه اصفهان با یزد و کردستان که جمعیت کمتری دارند اما تعداد نمایندگان مشابهی به آنها اختصاص یافته، بر این نابرابری تأکید میشود. همچنین، به محرومیت بلوکهایی مانند فریدن از حق انتخاب نماینده، با وجود اهمیت و جمعیت زیادشان، اشاره میکند. در پایان، از مجلس درخواست میشود که پیش از قانونی شدن نهایی قانون انتخابات، آن را اصلاح کند تا حقوق اهالی اصفهان به طور کامل تأمین شود.
کشور بحرین؛ زندان بزرگ رژیم آلخلیفه، محرومیت ملت از همه حقوق انسانی و مطالبات سیاسی
سیاست حاکم بر بحرین، نفسهای مردم را بریده و فرهنگ اسلامی را به رسمیت نمیشناسد و با نهادهای دینی مبارزه میکند. آزادی بیان ممنوع شده و مطالبات سیاسی مردم جرم تلقی میشود. این وضعیت، بحرین را به زندانی بزرگ تبدیل کرده که مملو از زندانهای کوچکتر است. این زندانها، مقبره آزادی هزاران نفرند که خواستار اصلاح سیاست حاکم، بازگرداندن حقوق و شنیده شدن صدای مردم برای تعیین سرنوشت خود هستند. زندانیان بحرین، نماد مقاومت در راه دین، آزادی و حقوق ملت هستند و کلمه حق هرگز شکست نمیخورد.

هشدار به علمای تنکابن نسبت به مخالفت با مجلس شورا
متنی خطاب به علمای تنکابن و اهالی آنجا، هدف از تأسیس مجلس را رفع ظلم بیان میکند و از تبدیل آن به ابزار ظلم انتقاد میکند. در ادامه، به صراحت اعلام میشود که دولت از مجلس حمایت میکند و از مخاطبان میخواهد که از مخالفت دست بردارند، در غیر این صورت با مجازات سختی روبرو خواهند شد. همچنین تأکید میشود که به جز تهران، شهرهای دیگر حق تشکیل مجلس ندارند و وکلا باید طبق نظامنامه انتخاب شوند. در پایان، به عدم مداخله نویسنده در صورت ادامه شرارتها اشاره شده است.

شکایت از اوضاع نابسامان اخلاقی و اجتماعی جامعه و لزوم فرمانروای مقتدر
متن با اشاره به وضعیت نامطلوب جامعه در عصر حاضر آغاز میشود که در آن امر به معروف و نهی از منکر به فراموشی سپرده شده و دینداری رو به افول است. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که اصلاح این وضعیت تنها با اراده الهی و ظهور یک فرمانروای مقتدر و سعادتمند امکانپذیر است. سپس، نقش فرمانروایان مقتدر در واداشتن مردم به رعایت شریعت، برقراری نظم و عدالت، و ایجاد الفت و تعاون در جامعه تبیین میگردد. در پایان، به آثار مثبت حکومت یک انسان عادل بر جامعه اشاره شده که شامل نورانی شدن شهرها، سامان یافتن امور، افزایش نسل و استمرار برکات الهی است.

اغتشاش و بی نظمی در تبریز
متن با توصیف وضعیت آشفته انجمن تبریز آغاز میشود که در آن اوباش و افراد نادان بر امور مسلط شده و عرصه را بر خردمندان تنگ کردهاند. این وضعیت به تحریک برخی وعاظ و عوام نسبت داده میشود که مردم را شوراندهاند و اکنون قادر به کنترل آنها نیستند. نویسنده اشاره میکند که سخنان بیاساس از دهان عوام خارج میشود و آنها در امور کشوری و مرزی دخالت میکنند، اما این هرج و مرج را بیارتباط با اصول مشروطه میداند. در ادامه، این وضعیت را اختلال و اغتشاش ناشی از اعمال جاهلان بوالهوس توصیف میکند و بر لزوم محدود کردن مظالم، رام کردن مردم، و محکم گرفتن شریعت تأکید میورزد. نویسنده در پایان اعلام میکند که به دلیل عدم توانایی در مقابله با این نوع کارها و افراد، خود را موقتاً کنار کشیده است و تنها زمانی که امور اصلاح شود، دوباره برای اصلاحگری حاضر خواهد بود.
.jpeg&w=3840&q=75)
اصول، اهداف و برنامه مقاومت ضد صهیونیستی: اسلامی بودن مبارزه، آزادی همه سرزمین فلسطین، بیاعتمادی به وعدههای قدرتهای غربی، مخالفت با حضور سیاسی رژیم صهیونیستی در منطقه، همکاری و سازماندهی گروههای مقاومت در همه سرزمینهای فلسطینی
سخنرانی با درود به مسلمانان جهان و تبریک عید فطر آغاز میشود و روز قدس را ابتکار هوشمندانه امام خمینی برای همصدایی مسلمانان در مورد فلسطین معرفی میکند. سپس به فاجعه غصب فلسطین و تشکیل رژیم صهیونیستی توسط دولتهای غربی و سیاستهای شیطانی آنها اشاره میکند و هدف اصلی غربیها را ایجاد پایگاهی برای نفوذ دائمی در منطقه میداند. در ادامه، به تسلیم شدن دولتهای عربی و مذاکرات بینتیجه گروههای مبارز با اشغالگر و حامیانش میپردازد. ظهور انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت را فصل جدیدی در مبارزه برای فلسطین توصیف میکند که موجب افزایش قدرت مقاومت و تضعیف جبهه ظلم شده است. در پایان، هفت توصیه کلیدی ارائه میدهد: مبارزه برای آزادی فلسطین را جهاد فی سبیل الله و فریضه اسلامی و انسانی میداند؛ هدف مبارزه را آزادی کامل فلسطین و بازگشت همه فلسطینیان اعلام میکند؛ بر پرهیز از اعتماد به دولتهای غربی و مجامع جهانی وابسته تأکید میکند؛ سیاست آمریکا و صهیونیستها در انتقال درگیریها به پشت جبهه مقاومت را افشا میکند؛ سیاست عادیسازی حضور رژیم صهیونیستی را محکوم و آن را زائدهای مهلک میخواند؛ به تداوم مبارزه، ساماندهی سازمانهای جهادی و همکاری آنها در همه سرزمینهای فلسطینی توصیه میکند؛ و طرح همهپرسی از همه ادیان و اقوام فلسطینی را تنها راه حل نهایی برای اداره فلسطین میداند. سخنرانی با گرامیداشت یاد شهدای قدس و قرائت سوره حمد و توحید به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
بی توجهی به آشتی خواهی محمدعلی شاه و تشویق مشروطه خواهان به فتح سریع تر تهران و بهانه ندادن به روسیه و انگلستان جهت مداخله در امور کشور
متن با اشاره به شکست محمدعلی شاه در تبریز و قیام عمومی در ایران آغاز میشود و خطر مداخله خارجی را به دلیل هرج و مرج داخلی و تلاش مستبدین برای جلب بیگانگان گوشزد میکند. سپس دو هدف اصلی قیام ملت را اثبات دروغگویی شاه مبنی بر عدم تمایل مردم به مشروطه و بازپسگیری حقوق غصبشده ملت با قدرت ملی بیان میکند. در ادامه، نویسنده بر لزوم پایان دادن فوری به غائله استبداد با حمله سرداران ملی به تهران و ریشهکن کردن استبداد تأکید میکند و فرصت کنونی را بینظیر میداند. متن به فریبکاری درباریان و محمدعلی شاه در پیشنهاد صلح اشاره کرده و آن را ترفندی برای جلوگیری از پیشروی مشروطهخواهان و جلب مداخله خارجی میداند. نویسنده با برشمردن دلایل عدم صداقت شاه در صلحخواهی، از احرار و دانشمندان میخواهد که فریب این دسیسهها را نخورند و به یاد بیاورند که صلح واقعی تنها پس از تشکیل مجلس در تهران و توسط وکلای ملت امکانپذیر است. در پایان، بر اهمیت انتخاب وکلای لایق و وطنپرست برای مجلس آینده تأکید شده و از انجمنهای ملی خواسته میشود تا فهرستی از افراد شایسته را برای آگاهی مردم منتشر کنند.
بی خبری از دانشهای جدید، علت جهل و عقبماندگی ایرانیان
متن با انتقاد از ضعفهای اخلاقی ایرانیان آغاز میشود و به پنهانکاری در برابر اعمال ناپسند و عدم پذیرش نقد اشاره میکند. سپس به مسئله انجمنهای مخفی و احزاب سیاسی میپردازد و لزوم شفافیت در دوران آزادی را مطرح میکند، اما در عین حال، بیان آشکار نقایص مسئولان را به دلیل تبعید و توقیف، دشوار میداند. در ادامه، به عدم رعایت قوانین در انتخابات وکلا، وزرا و حکام و همچنین عدم مجازات ظالمان و خائنان انتقاد میکند. نویسنده بر لزوم حفظ استقلال و آزادی، اتحاد و اتفاق برای پیشرفت کشور تأکید کرده و بیعملی مجلس در اصلاح امور و توقف قزاقان روس را نتیجه بیمبالاتی در انتخابات و اغراض شخصی میداند. همچنین، به مسئله برافراشتن بیرقهای خارجی توسط افراد عادی و شفاعت سفارت روس از اشرار اشاره کرده و آن را مغایر با قوانین و شأن کشور میداند. در پایان، بر اهمیت اصلاح قوانین وزارت معارف و تأسیس مدارس با برنامه واحد برای ریشهکن کردن بیعلمی و نادانی تأکید میکند و از وکلای مجلس میخواهد که به وظیفه خود در این زمینه عمل کنند، در غیر این صورت، نکبت و پریشانی دامنگیر ملت خواهد شد. متن با اشاره به بیتفاوتی مسئولان و مردم در برابر فساد و خیانت و لزوم عبرتگیری از وقایع تاریخی به پایان میرسد.
هشت درخواست از مظفرالدین شاه قاجار به منظور رفع نگرانی مردم و علما
این متن شامل هشت درخواست اصلی است که از مظفرالدین شاه قاجار مطرح شده است. درخواستها شامل رفع مشکلات مربوط به حمل و نقل، بازگرداندن یک عالم تبعیدی به کرمان، اعاده تولیت یک مدرسه دینی به صاحب اصلی آن، تأسیس عدالتخانه در سراسر کشور برای رسیدگی به شکایات مردم، اجرای قانون برای همه بدون استثنا، عزل مسیو نوز از ریاست گمرک و مالیه، عزل علاءالدوله از حکومت تهران و توقف کسر مواجب و مستمریات مردم است. این مطالبات به منظور رفع نگرانیهای عمومی و علما ارائه شدهاند.
یاس مردم تبریز از مشروطه و جنگ خانگی مشروطه خواهان آنجا
متن با ابراز ناامیدی شدید از وضعیت مشروطیت و انحطاط اوضاع آغاز میشود. اشاره به تسلط اوباش بر قورخانه دولتی و فروش اسلحه، و همچنین وضعیت بحرانی ارومیه و تاخت و تاز در اطراف آن، نشاندهنده هرج و مرج حاکم است. در ادامه، نویسنده به تلاشهای گذشته خود برای اصلاح امور اشاره میکند که به دلیل عجله و بیتدبیری برخی افراد، نتیجه عکس داده و اوضاع را بدتر کرده است. او از تصمیم خود برای کنارهگیری از امور عمومی و عدم حضور در انجمن ملی تبریز سخن میگوید و به واقعه تلگرافخانه و اقدامات مجاهدین و فدائیان اشاره میکند که باعث دلسردی بیشتر او شده است. در پایان، نویسنده به طور کامل از فعالیتهای انجمن کنارهگیری کرده و وضعیت را به گونهای توصیف میکند که مشروطه از میان رفته و کشور درگیر جنگ داخلی است.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از تأخیر در پرداخت حقوق کارمندان دولت
انجمن ایالتی تبریز با اشاره به وظیفه مراقبت از حال ملت و مالیه مملکت، تذکری خیرخواهانه به دارالشورای کبری و وزارت مالیه ارائه میدهد. این تذکر به وضعیت فلاکتبار کارمندان دولتی، به ویژه در آذربایجان، میپردازد که سال گذشته با وجود ستمدیدگی، به نصف حقوق خود راضی شده و امسال نیز پس از هفت ماه، هیچ مستمری دریافت نکردهاند. این وضعیت باعث فشار بر انجمن ایالتی و سایر مراکز دولتی شده و یادآور مشکلات دوره اول مشروطیت است. انجمن خواستار توجه فوری به این موضوع و صدور اجازه پرداخت حقوق و مستمریات مستحقین از سوی مقامات ذیربط است تا خاطر امنای ملت و اولیای دولت آسوده شود. همچنین تأکید میشود که تأخیر در پرداخت مستمریات تا پایان سال، تنها به تضییع حقوق کارمندان و سوءاستفاده حکام منجر خواهد شد.
نقش علمای ایران در جنبش مشروطه
سخنرانی با این مقدمه آغاز میشود که رستگاری ملتها همواره به دست علما بوده و احکام شرع علاوه بر امور اخروی، ناظر بر امور معیشتی و تمدنی نیز هستند. در ادامه، به نقش علمای عامل در آگاهسازی مردم از امور معاشیه و تمدن، به ویژه در قرن چهاردهم قمری که ملت دچار ذلت و ظلم بود، اشاره میکند. سپس، به نقش سیدین سندین (سیدمحمد طباطبایی و سیدعبدالله بهبهانی) در مشروطه کردن سلطنت مستبده و دستیاری سایر علما و اهل مملکت، به خصوص در آذربایجان و با اقدامات حاجی میرزا حسن مجتهد، میپردازد. در پایان، به تأخیر در حضور ایشان در مجلس اشاره کرده و ابراز امیدواری میکند که در آینده بیش از پیش ملت را خشنود سازند. در ادامه، لایحهای از سوی ایشان قرائت میشود که در آن بر تلاش برای استقرار مشروطیت، تقویت دین اسلام و خیرخواهی ملت و دولت تأکید شده و تأخیر در حضور در مجلس را ناشی از موانع دانسته و آرزوی مجاهدت بیشتر برای تشیید اساس مشروطیت و ازدیاد اتحاد و اتفاق را بیان میکند و برای مجلس و وکلا آرزوی تأیید و برای مخالفان استبداد نابودی را مینماید.
محکومیت حمله اسرائیل به غزه و دعوت مسلمانان به مقاومت در برابر آن رژیم
متن با ستایش خداوند و درود بر پیامبر اسلام و خاندانش آغاز میشود. سپس با استناد به آیهای از قرآن کریم، یهود را دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان معرفی میکند. در ادامه، جنایات رژیم صهیونیستی در غزه را محکوم کرده و ضمن ابراز همدردی با آسیبدیدگان، مسلمانان و عدالتخواهان را به مقاومت در برابر این رژیم اشغالگر فرا میخواند. در پایان، برای رهایی ملتهای اسلامی از شر این رژیم دعا میکند.

درخواست کمک انسانی و مالی به سید عبدالحسین لاری
این مقاله با ستایش از اقدامات سید عبدالحسین لاری و مجاهدین لارستان در مبارزه با استبداد، از علمای ایران به دلیل عمل به تکالیف شرعی خود در برابر مستبدین قدردانی میکند. در ادامه، با اشاره به هشدارهای روزنامه حبلالمتین درباره لزوم آمادگی علمای اسلام برای جهاد، از اهالی بنادر و تجار میپرسد که آیا از سید لاری حمایت خواهند کرد یا منتظر خواهند ماند تا در شمار مستبدین قرار گیرند. مقاله تأکید میکند که بیطرفی در این شرایط بیفایده است و در صورت پیروزی استبداد، بیطرفان نیز آسیب خواهند دید، اما در صورت پیروزی مشروطهخواهان، با آنها بر اساس احکام اسلامی رفتار خواهد شد. در پایان، از کسانی که نمیتوانند کمک جانی کنند، درخواست کمک مالی میکند و هشدار میدهد که به زودی مجبور به بیان صریحتر مواضع خود خواهد شد.
محکومیت رژیم صهیونیستی در حمله به غزه و ویرانی و کشتار و محاصره مردم و سکوت دولتهای عربی و اسلامی، وظیفه همه مسلمانان و مسیحیان در پایان بخشیدن به آن جنایت و کمکرسانی به مردم غزه
متن با اشاره به آغاز سال ۲۰۰۹ میلادی و ادامه کشتار، نسلکشی و تخریب در غزه توسط رژیم صهیونیستی آغاز میشود. در ادامه، به سکوت و عدم اقدام مؤثر دولتهای عربی و اسلامی و وجود توافقی پنهانی میان رژیم صهیونیستی و برخی دولتهای منطقه اشاره شده که منجر به محاصره و جلوگیری از کمکرسانی به مردم غزه شده است. سپس، جنایات جاری در غزه را با قتل عام دیریاسین در سال ۱۹۴۸ مقایسه میکند و تأکید دارد که هیچ شریعت آسمانی و مکتب بشری چنین حملاتی را مجاز نمیشمارد. در بخش بعدی، با استناد به آیه قرآن، به افول قدرت رژیم صهیونیستی اشاره شده و در پایان، وظیفه کشورهای اسلامی، پیروان شرایع آسمانی، سازمان ملل، نهادهای حقوق بشری و مسیحیان جهان را در مقابله با این جنایات و کمکرسانی به مردم غزه یادآور میشود.

درخواست آزادی بعضی از ایرانیان اسیر شده
متن با ابراز شرمساری و خجالت از وضعیت ارحام و ایتام اسرای شام آغاز میشود و با اشاره به عدم وجود فردی شجاع برای اعتراض به ظلم، به وضعیت اسیران آل محمد میپردازد. در ادامه، درخواست آزادی هشت نفر از این اسیران یا حداقل تأمین منزل و سرپرستی برای آنان مطرح میشود. در پایان، با ابراز ناامیدی از وضعیت موجود، نویسنده اعلام میکند که در صورت عدم تحقق خواستهها، خود را به امام رضا (ع) خواهد رساند تا انتقام این مظلومان گرفته شود.

نامه به گورباچف، رهبر اتحاد شوروی، و پیشبینی شکست کامل مارکسیسم و دعوت او به بازگشت به دین و پذیرش اسلام
نامهای به میخائیل گورباچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی، نوشته شده است. در این نامه، ضمن ستایش از جسارت گورباچف در بازنگری مکتب کمونیسم، به او توصیه میشود که در سیاست «خدازدایی» و «دینزدایی» تجدیدنظر کند. مشکل اصلی شوروی، عدم اعتقاد واقعی به خدا دانسته شده و پیشبینی میشود که کمونیسم به زودی در موزههای تاریخ جای خواهد گرفت. سپس، به تفاوت جهانبینی مادی و الهی پرداخته شده و با استناد به آیات قرآن و مثالهای فلسفی، بر وجود عالم غیب و نیاز انسان به کمال مطلق و زندگی ابدی تأکید میشود. در ادامه، از گورباچف خواسته میشود که درباره اسلام تحقیق کند و اسلام را راه نجات ملتها معرفی میکند. در پایان، با اشاره به آزادی نسبی مراسم مذهبی در شوروی، مذهب واقعی را عامل استواری ایران در برابر ابرقدرتها و خواهان عدالت و آزادی میداند و مذهب «آمریکایی» را مذهبی مخدر و جدا از سیاست معرفی میکند. در نهایت، جمهوری اسلامی ایران را پایگاهی قدرتمند برای پر کردن خلأ اعتقادی نظام شوروی میداند و بر حسن همجواری تأکید میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از ظاهرپرستی و سختگیری صفویان بر صوفیان واقعی و شرح انقراض آن دولت و فجایع افغانها در اصفهان
متن با اشاره به تاریکی جهل و شرک در دوران غیبت کبری آغاز میشود و از انحراف از مسیر علم و عرفان و بیتوجهی به معرفت حقیقی انتقاد میکند. در ادامه، به انقراض دولت صفویه اشاره شده و علت آن را ظلم و ستم شاه طهماسب و علمای ظاهرپرست بر فقرا و درویشان واقعی میداند. نویسنده، صفویان را به دلیل ترویج دنیاپرستی، ریاکاری و ممنوع کردن تصوف و عرفان، عامل اصلی سقوط خود معرفی میکند. در پایان، به فجایع حمله افغانها به اصفهان و کشتار شیعیان و سادات اشاره شده و این وقایع را نتیجه جهالت و گمراهی علمای ظاهرگرا و مترفین میداند که با سکوت خود، زمینه را برای این فتنهها فراهم آوردند.
درخواست رسیدگی به اداره قشون، عدلیه و مالیه خراسان
نامهای به دارالشورای کبری، وضعیت نابسامان خراسان را در سه حوزه قشون، عدلیه و مالیه تشریح میکند. ابتدا به فقدان قشون منظم و ضعف امنیت در مرزها و مناطق داخلی اشاره شده و از دولت خواسته میشود تا با اعزام قشون و تجهیزات جدید، امنیت را برقرار سازد. سپس به عدم حضور والی خراسان و تأخیر در اجرای قوانین عدلیه و همچنین بیعدالتی در نظام مالیاتی و اخذ مالیات از افراد فقیر و ناتوان، در حالی که ثروتمندان از پرداخت معاف هستند، انتقاد میشود. در پایان، بر لزوم پرداخت حقوق اعضای انجمن ایالتی برای جلوگیری از تعطیلی آن تأکید شده و از دارالشورای کبری درخواست رسیدگی فوری به این مسائل میشود.
جبران صدمات وارده به مجلس و جلب اعتماد عموم و طرد افراد مفسد و فتنهگر توسط محمدعلی شاه



تقبیح انتقال سفارت امریکا به قدس و سکوت کشورهای اسلامی در آن باره
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و خاندانش آغاز میشود و با استناد به آیه ۱۵۶ سوره بقره، تصمیم آمریکا مبنی بر انتقال سفارتش به قدس شریف را تقبیح میکند. این اقدام را در تقابل با قوانین بینالمللی و عدل و انصاف دانسته و از اینکه کشوری داعیهدار صلح چنین تصمیمی گرفته، ابراز تأسف میکند. در ادامه، سکوت ملتها و سران کشورهای اسلامی در برابر این تصمیم را مایه اندوه بیشتر میداند و به انتفاضه جوانان فلسطینی و قربانی شدن برخی از آنان اشاره میکند. در پایان، از خداوند متعال رهایی امت اسلام از ذلت و خواری را مسئلت کرده و راه بازگشت عزت و کرامت را در اتفاق و اتحاد مسلمانان میداند و با استناد به آیه ۱۰۳ سوره آلعمران، بر اهمیت وحدت تأکید میکند.

تکذيب حکم منسوب به وی در ارتداد مشروطه خواهان
این نامه با اشاره به تلاشهای مخربین شرع و مشروطه برای توهین به مشروطهخواهان و علمای مشروطهطلب آغاز میشود. سپس به انتشار یک حکم جعلی مبنی بر ارتداد مشروطهخواهان اشاره میکند که توسط مفسدین و مزدوران دیوان برای تضعیف حکم ارتداد یک فرد خاص و در عین حال ضربه زدن به مشروطه منتشر شده است. در پایان، وظیفه اصلی اعضای انجمن ایالتی را دفع این مفسدین و جلوگیری از رخنه وسوسههای شیطانی در عقاید مسلمانان میداند و خواستار توقیف اوراق جعلی در پستخانه و شناسایی بانی این تهمت میشود.
تشویق مردم به استفاده از کالاهای وطنی
این متن با اعلام تعهد نویسندگان و همراهی رکنالملک آغاز میشود و پنج فقره تعهد شرعی را برای ترویج کالاهای داخلی و اصلاح سبک زندگی بیان میکند. در ابتدا، بر لزوم استفاده از کاغذ ایرانی برای قبالجات و احکام شرعی تأکید شده و عدم امضای اسناد نوشته شده بر کاغذ غیرایرانی را اعلام میکند، هرچند استفاده از آن را حرام نمیداند. سپس، تعهد به عدم اقامه نماز بر میتهایی که کفن آنها از پارچه ایرانی نباشد، مطرح میشود. در ادامه، بر پوشیدن لباسهای مردانه از منسوجات ایرانی تأکید شده و از پیروان خود نیز میخواهد که این رویه را دنبال کنند. در بخش چهارم، به مختصر برگزار کردن مهمانیها، شامل یک پلو، یک چلو، خورش و یک افشره، اشاره شده و از پذیرش دعوتهای پرتکلف خودداری میشود. در نهایت، با استناد به آیات قرآن و حدیث «لا ضرر و لا ضرار»، از احترام نگذاشتن به افراد وافوری (تریاکی) و عدم رفت و آمد به منزل آنها سخن به میان میآید و ضررهای مالی، جانی، نسلی و دینی وافور کشیدن را گوشزد میکند.


نقش روحانیت در چهار جنبش سیاسی معاصر ایران: جنبش تنباکو، جنبش مشروطه، جنبش ملی شدن صنعت نفت، و انقلاب اسلامی
سخنرانی با طرح پرسش «اسلام منهای روحانیت» آغاز میشود و به بررسی نقش روحانیت در چهار نهضت مهم تاریخ معاصر ایران میپردازد: جنبش تنباکو، انقلاب مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی. در ادامه، جنبش تنباکو را کاملاً روحانی محور معرفی میکند و نهضت ملی شدن صنعت نفت را با رهبری آیتالله کاشانی و دکتر مصدق، مشابه آن میداند. سخنران به نقش تخریبی «دوستان نادان مصدق» در کنار گذاشتن کاشانی و تضعیف پایگاه مردمی مصدق اشاره میکند که منجر به سقوط دولت او شد و این وضعیت را با پایگاه مردمی امام خمینی مقایسه میکند. سپس به نقش روحانیت در انقلاب مشروطه و تلاش غربزدگان برای حذف روحانیت از صحنه و ترور علمایی چون شیخ فضلالله نوری و سید عبدالله بهبهانی میپردازد. در پایان، به مقاومت شهید مدرس در برابر رضا شاه اشاره میکند و سخنرانی با تجلیل از روحانیت مبارز و آرزوی پیروزی کامل انقلاب اسلامی خاتمه مییابد.

ابراز نفرت و انزجار و محکومیت رژیم شاه به سبب دستنشاندگی به امریکا و اسرائیل در نابودی اسلام و استقلال کشور و هتک حرمت روحانیت و حوزههای علمیه
سخنرانی با مقایسه وقایع عاشورا و حمله به طلاب در مدرسه فیضیه آغاز میشود و هدف رژیم را ریشهکن کردن اساس اسلام و روحانیت معرفی میکند. در ادامه، به نقش اسرائیل در سیاستهای داخلی ایران و تلاش برای نابودی اقتصاد و فرهنگ کشور اشاره میشود. سپس، به رفراندوم «انقلاب سفید» و توهین به روحانیت پرداخته و با ذکر نمونههایی از زندگی ساده علما، اتهام «مفتخوری» به روحانیون رد میشود. در بخش بعدی، شاه مورد خطاب قرار گرفته و به او توصیه میشود که از اقدامات خود دست بردارد و از سرنوشت پدرش عبرت بگیرد. سخنرانی با افشای تلاش سازمان امنیت برای محدود کردن آزادی بیان در مورد شاه، اسرائیل و خطر دین، و همچنین ارتباط رژیم با بهائیت و طرح «تساوی حقوق زن و مرد» به عنوان طرحی بهائی، ادامه مییابد. در پایان، نگرانی عمیق از وضعیت کشور و دین ابراز میشود و از ارتباط مشکوک شاه و اسرائیل انتقاد میگردد.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست از مجلس شورای ملی برای رفع نگرانی مردم اصفهان
نامه با بیان اهمیت خیرخواهی برای دولت و ملت و آسایش شاهنشاه آغاز میشود و تأکید میکند که این خیرخواهی به دوام دولت، قوی شدن ملت و خشنودی خداوند منجر خواهد شد. در ادامه، به مقایسه دوران صفویه که وزرا از علما بودند و مردم در رفاه و آسایش زندگی میکردند، با دوران وزرای بیرحم و ظالم میپردازد که با نفاق و بیرحمی، دولت و ملت را به تباهی کشاندند. به طور خاص، به نقش مخرب عینالدوله و امیربهادر در خانهنشین کردن وزرای دانشمند و علمای دین و تضعیف دین مبین اشاره میکند. سپس، به قیام علمای تهران و تشکیل مجلس شورای ملی به عنوان راه حلی برای رفع ظلم و برقراری آسایش اشاره میکند و مشورت را از اصول قرآنی و عامل ترقی دولتهای دیگر مانند عثمانی میداند. در بخش پایانی، به وضعیت نسبتاً بهتر اصفهان به دلیل حکمرانی رکنالممالک و توجه ظلالسلطان به مردم اشاره کرده و شش درخواست مشخص از مجلس شورای ملی برای بهبود وضعیت اصفهان مطرح میکند: استحکام نوشتجات شرعیه، تعیین محتسب برای کنترل نرخها، جلوگیری از خروج غلات از شهر، جلوگیری از انحصار فروش بار، جلوگیری از کشتار بره و در نهایت، رفع فساد و فاحشهها و ایجاد امنیت برای جان و مال و ناموس مردم از طریق گشتهای شبانه و پلیس. نامه با ابراز امیدواری به اقدامات علمای تهران و اصفهان برای حل این مشکلات پایان مییابد.
تکذيب تلاش جهت وادار کردن علمای نجف به تحريم مشروطه
این متن با اشاره به سفر نویسنده به عتبات عالیات در سال ۱۳۲۴ قمری آغاز میشود و به شایعهای مبنی بر دریافت پول از ولیعهد برای تحریک علمای نجف به تحریم مشروطیت میپردازد. نویسنده این شایعه را توطئهای از سوی مستبدین میداند و با توسل به ائمه، خواستار مجازات عاملان آن میشود. در ادامه، به مشاهده وضعیت پریشان مردم تبریز و تلاش مجاهدین برای ریشهکن کردن استبداد اشاره میکند. نویسنده پس از بررسی معنای مشروطه در یک جریده ملی، آن را عین مشروعه و مطابق با اصول عدل و انصاف اسلامی میداند. سپس، به دعوت از علما و تجار برای طرح دو مطلب میپردازد: اول، اثبات مشروعیت مشروطه و وجوب اجرای آن، و دوم، ارائه طرحی برای ترقی ملت و دولت ایران، افزایش درآمدها، تأسیس بانک ملی، قطع وابستگی خارجی، ایجاد کارخانجات و برقراری امنیت. در پایان، نویسنده به اتهامات وارده مبنی بر استبدادطلبی و مخالفت با مشروطه پاسخ میدهد و با تأکید بر سوابق خود در حمایت از دین و ملت، این اتهامات را رد میکند و بر بیمیلی خود به ریاست و ثروت تأکید میورزد.
تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
خبر اعزام دریابیگی به حکومت بوشهر و درخواست همکاری با او، درصورت همراهی با مشروطه خواهان
این نامه با معرفی میرزا احمدخان دریابیگی به عنوان حاکم بوشهر آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم همراهی او با مشروطهخواهان و ملت تأکید شده و تصریح میکند که در صورت همکاری، مردم بوشهر و توابع باید او را به رسمیت بشناسند. همچنین، دستور داده شده که ادارهجات تحت تصرف ملت باشد و مازاد درآمد گمرکات و سایر دوائر به مجاهدین تبریز و دیگر نقاط اختصاص یابد. در پایان، هشدار داده شده که اگر دریابیگی از مسیر مشروطیت منحرف شود، مردم نباید او را به عنوان حاکم به رسمیت بشناسند و این موضوع به خوانین و رؤسای منطقه نیز ابلاغ شده است.

مرثیهسرایی برای حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با اشاره به چهار شخصیت برجسته که بر دار رفتند، آغاز میشود. در ادامه، به مقام و فضل شیخ فضلالله نوری اشاره شده و او را به دلیل شهادتش، همردیف با این بزرگان میداند. متن بر مظلومیت و جایگاه معنوی شیخ فضلالله نوری تأکید دارد.
نقش شیعیان و علمای شیعه در مبارزات ضد استعماری و استقلالطلبانه کشورهای اسلامی و ایجاد وحدت ملی و نقش پیشگام عراق در آن زمینه
این مقاله به بررسی نقش شیعیان و علمای شیعه در تاریخ معاصر، به ویژه در عراق، در مبارزه با استعمار و استکبار میپردازد. ابتدا به بیداری شیعیان عراق در مقابله با تهاجم فرهنگی و نظامی پس از سقوط عثمانی اشاره میکند و از شخصیتهایی چون شیخ محمدجواد بلاغی و میرزا حسن شیرازی نام میبرد. سپس به انقلاب ۱۹۲۰ عراق و نقش علمای شیعه در آن اشاره کرده و مقاومت شیعیان در برابر حکومتهای غیر اسلامی و تلاش برای استقرار حکومت اسلامی را برجسته میسازد. در ادامه، به نقش علمای نجف در نهضت مشروطه ایران و شهادت شیخ فضلالله نوری اشاره میکند و انقلاب اسلامی ایران را از نشانههای بارز آگاهی اسلامی میداند که ریشههای آن را در نهضت اسلامی مرجعیت عراق و فعالیتهای آیتالله حکیم جستجو میکند. مقاله به حمایت مرجعیت عراق از تشکیلات اسلامی و تفاوت رویکرد آن با مرجعیت قم در قبال فدائیان اسلام میپردازد و ریشههای «جماعة العلماء» در نجف را به عنوان الگویی برای تشکلهای سیاسی روحانیت در ایران معرفی میکند. در بخش پایانی، مقاله به دو مشکل اصلی شیعیان عراق (پایبندی به ارزشهای اسلامی و تعصبات فرقهای) اشاره کرده و بر لزوم مطالبه حقوق در چارچوب اسلام، حفظ وحدت اسلامی، دوری از تعصبات فرقهای و احترام متقابل تأکید میکند. در نهایت، به مواضع آیتالله حکیم در دفاع از حقوق اهل سنت و کردها در عراق و فتوای ایشان مبنی بر حرمت جنگ با کردها اشاره میکند که نشاندهنده رویکرد وحدتگرایانه و عدالتمحور ایشان است.

عوامل پیشرفت اروپاییان و عقبماندگی مسلمانان
متن با بیان این نکته آغاز میشود که خداوند در خلقت و تدبیر امور معیشتی، تفاوتی میان انسانها قائل نشده و قابلیت علم و صنعت به همه عطا شده است، اما فعلیت یافتن این استعدادها نیازمند تلاش و کوشش است. در ادامه، با مقایسه وضعیت معیشتی در کشورهای اروپایی و ایران، به وفور نعمت و آسایش در اروپا و کمبود و سختی در ایران اشاره میکند. نویسنده علت این تفاوت را نه غضب الهی، بلکه تلاش و تدبیر اروپاییان و بیتوجهی و حواله دادن امور به غیب توسط مسلمانان میداند. سپس به مشکل کمبود آب در نجف اشرف، با وجود نزدیکی به رود فرات، میپردازد و اقدامات بینتیجه و غیرعلمی برای حل این مشکل را نقد میکند. در پایان، با ذکر نمونه شهر بمبئی که با تدبیر و علم، مشکل آب شیرین خود را حل کرده، بر لزوم استفاده از عقل و تدبیر در میان مسلمانان تأکید میکند.
تقاضای قصاص قاتلین شیخ محمد باقر اصطهباناتی و سید احمد معین الاسلام
متن با خطاب به حجج اسلام آغاز میشود و به شرح جنایات پسران قوام میپردازد که پس از دعوت مشروطهخواهان به مراسم ختم، اقدام به تیرباران و قتل عام کردهاند. در ادامه، به شهادت شیخ محمدباقر اصطهباناتی و سیداحمد معینالاسلام اشاره میشود که پس از قتل، اجسادشان مثله و به دار کشیده شده و سپس سوزانده شدهاند. در پایان، درخواست فوری برای رسیدگی و اجرای مجازات شرعی و قصاص قاتلان مطرح میشود.

تبریک جلوس رضاشاه به سلطنت و آرزوی تقویت دین، کمک به مظلومان و گسترش عدالت و امنیت در جامعه
متن با تبریک جلوس رضاشاه به سلطنت آغاز میشود. در ادامه، نویسنده ابراز امیدواری میکند که با روی کار آمدن شاه جدید، آرزوهای دیرینه ملت از جمله تقویت دین، کمک به مظلومان، گسترش عدالت و امنیت، و امر به معروف و نهی از منکر محقق شود. در پایان، نویسنده برای دوام و اتصال دولت شاه به دولت امام زمان (عج) دعا میکند.

نکوهش علمای مخالف مشروطیت
هدف استعماری روسیه و انگلستان از دادن قرضه خارجی به دولت ایران
متن با هشدار به ملت ایران آغاز میشود که اقدامات روسیه و انگلستان در ایران، از جمله اعطای وام، با اهداف استعماری و مشترک صورت میگیرد و نباید به ظاهر دیپلماتیک آنها اعتماد کرد. در ادامه، به تحلیل روابط انگلستان و روسیه و ترس انگلستان از نفوذ آلمان در ایران میپردازد و پیشبینی میکند که ایران در آستانه انقلاباتی قرار دارد. سپس، نویسنده به هیئت کابینه هشدار میدهد که در غیاب مجلس ملی، اقدام به استقراض خارجی نکنند، زیرا این کار به بدنامی تاریخی آنها منجر شده و اعتماد ملت را از بین میبرد. همچنین، استقراض را بزرگترین دستاندازی به قانون اساسی و دشمنی با پادشاه میداند، به خصوص در شرایطی که نیروهای ملی آماده حمله به تهران هستند و پادشاه به تازگی فرمان مشروطیت را امضا کرده است. در پایان، با اشاره به اینکه دولت سه سال بدون استقراض امور را گذرانده، پیشنهاد میکند که وزرا میتوانند برای مبلغ ناچیز مورد نیاز، قرض شخصی بگیرند و از هیئت وزرا میخواهد که به چنین استقراضی تن ندهند، در غیر این صورت، کابینه در اولین مجلس پارلمان ایران سقوط خواهد کرد.
تأیید مجلس شورای ملی و ابراز اطمینان از موافقت محمدعلی شاه قاجار با آن
نامهای از علمای تبریز به مراجع نجف، از ادامه استبداد و کارشکنی خائنین در اجرای مشروطیت گلایه میکند و از مراجع میخواهد برای رفع این وضعیت چارهاندیشی کنند. در پاسخ، مراجع نجف ضمن ابراز نگرانی، تأکید میکنند که اقدامات خائنین بدون اطلاع شاه است و تأسیس مجلس ملی برای رفع ظلم، ترویج احکام شرعیه و حفظ اسلام واجب است. آنان ابراز امیدواری میکنند که شاه با توجه به این ملاحظات، با مجلس موافقت کرده و استبداد خائنین را برطرف خواهد کرد.



شایسته سالاری
متن با تأکید بر اهمیت شایستهسالاری (امتیاز فضلی) به عنوان یکی از چهار رکن ترقی و آبادی هر مملکت آغاز میشود. در ادامه، به تشریح وضعیت نامطلوب ایران در این زمینه میپردازد و با ذکر مثالهایی از وضعیت سربازان و اعطای مناصب نظامی و مذهبی بر اساس وراثت یا رشوه به جای لیاقت، به نقد شدید این رویه میپردازد. سپس، با استناد به آیات قرآن و سیره انبیا، شایستهسالاری را اصلی الهی و عقلی معرفی میکند. در بخش بعدی، به نقش علم در پیشرفت دنیا و آخرت اشاره کرده و بیتوجهی به علوم دنیوی و صنایع را عامل عقبماندگی ایران و وابستگی به بیگانگان میداند. در ادامه، به دفاع از مجلس شورای ملی پرداخته و آن را احیاکننده احکام اسلام و مانع فساد و رشوه معرفی میکند و مخالفان مجلس را خائن و دزد مینامد. در پایان، با تأکید مجدد بر لزوم شایستهسالاری و مبارزه با رشوه و وراثت مناصب، مردم را به اتحاد و هوشیاری در برابر دشمنان داخلی و خارجی دعوت میکند و از آنان میخواهد که از مجلس حمایت کنند تا کشور به ترقی و استقلال دست یابد.

مناقشه پیرامون تحصن حاج شیخ فضل الله نوری در حضرت عبدالعظیم(ع)
سید عبدالله بهبهانی از حاج شیخ فضلالله نوری درباره علت تحصن ناگهانی در حرم حضرت عبدالعظیم سؤال میکند. حاج شیخ در پاسخ، به نقش خود در تأسیس مجلس و هزینههایی که متحمل شده اشاره میکند و سپس به مخالفت خود با قوانین مغایر با شرع در قانون اساسی و توهین روزنامهها به علما میپردازد. او توضیح میدهد که به دلیل این مخالفتها و تهدید به قتل، مجبور به تحصن شده است. سید محمد طباطبایی در پاسخ، ادعا میکند که از این وقایع بیخبر بوده و تحصن را بیجا میداند و از حاج شیخ میخواهد که به شهر بازگردد تا با همکاری یکدیگر امور را اصلاح کنند. حاج شیخ در ادامه، سه خواسته اصلی خود را مطرح میکند: عزل و تبعید شش وکیل مجلس، توقیف جراید و تبعید مدیران آنها، و تبعید چهار واعظ یا منع آنها از منبر. او تأکید میکند که در صورت عدم تحقق این خواستهها، بازگشت به تهران محال است. سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی در ادامه، ضمن تأیید برخی انتقادات حاج شیخ، بازگشت او را به شهر ضروری میدانند و پیشنهاد میدهند که با تدبیر، برخی از همراهان او را جدا کرده و به شهر بازگردانند و در نهایت، یکی از همراهان حاج شیخ را از خطرات همراهی با او برحذر میدارند و از او میخواهند که به شهر بازگردد.



محکومیت کشتار زائران ایرانی خانه خدا توسط آلسعود و بازتاب منفی آن در افکار عمومی مسلمانان جهان و وعده گرفتن انتقام سخت از آلسعود و آمریکا
سخنرانی با محکومیت شدید فاجعه کشتار حجاج در مکه آغاز میشود و آن را جنایتی بینظیر در تاریخ بشریت و نتیجه طراحی استکبار جهانی (آمریکا) و اجرای حکام آلسعود معرفی میکند. در ادامه، جزئیات قساوتآمیز حادثه، از جمله حمله به زائران بیسلاح، استفاده از گاز خفهکننده و تیراندازی به آمبولانسها، تشریح میشود. سپس، دلایل این جنایت، از جمله پوشاندن شکستهای آمریکا در خلیج فارس و ضربه زدن به انقلاب اسلامی، مورد بررسی قرار میگیرد. سخنران به سابقه خونریزی و تخریب وهابیها اشاره کرده و نقش آنها را در اجرای این جنایت برجسته میسازد. در بخش بعدی، به تلاش رسانههای جهانی برای تحریف واقعیت و سکوت مجامع بینالمللی پرداخته و تأکید میشود که این جنایت قابل کتمان نیست و مسلمانان جهان پاسخ آن را خواهند داد. در پایان، ضمن تسلیت به رهبر و خانوادههای شهدا، بر لزوم انتقام از آمریکا و آلسعود، ریشهکن کردن حکام سعودی و استفاده از ثروتهای جهان اسلام برای مبارزه با استکبار تأکید میشود و خبر عملیات پیروزمندانه رزمندگان برای پاسخ به این جنایت اعلام میگردد.

دفاعیه: رد اتهامات جعلی دستگاههای امنیتی و قضایی رژیم سعودی و بیان مواضع عقیدتی و مطالبات سیاسی و حقوقی خود
این دفاعیه با نقد رویکرد دستگاه قضایی سعودی در جرمانگاری فضایل انسانی و امر به معروف و نهی از منکر آغاز میشود. سپس، اتهام قیام علیه مسلمانان را رد کرده و تفاوت میان قیام مسلحانه و تظاهرات مسالمتآمیز برای مطالبه حقوق را تبیین میکند. در ادامه، به شرح شکنجههای جسمی و روحی خود در زندان و نحوه اخذ اعترافات تحت فشار میپردازد و بر عدم مشروعیت اعترافات اجباری تأکید میکند. بخش بعدی به محکومیت حاکمیت سیاسی و ساختار قضایی آل سعود، عدم تأیید رژیم به دلیل ستم و قتل، و نامشروع بودن نظام سلطنتی موروثی میپردازد. همچنین، عدم پایبندی به قوانین خلاف شرع و رد اتهام عدم اطاعت از ولی امر مسلمین را مطرح کرده و خواستار محاکمه بر اساس شریعت میشود. در پایان، بر لزوم تغییر رفتار حکومت با منتقدان، فساد ناشی از قدرت حاکم، درخواست آزادی زندانیان شیعه و سنی، نقد وهابیت و فتنهانگیزی مذهبی آل سعود، عدم سکوت در برابر ستم و حمایت آمریکا از رژیمهای وابسته عربی تأکید میکند و به انتقاد از حکومتهای استبدادی عربی و رژیمهای خلیج فارس میپردازد.

انتقاد شدید از شاه، اَمرا، و علما به سبب بیتفاوتی نسبت به قتل و غارت مردم مشهد توسط ازبکان
متن با تأکید بر وجوب جهاد و اهمیت آن در اسلام آغاز میشود و پادشاهی را مترادف با ترحم، اشفاق، غیرت و حمیت دینی معرفی میکند. سپس به انتقاد شدید از پادشاه، امرا و سپاهیان میپردازد که به دلیل تنپروری و فسق و فجور، از وظیفه خود در قبال مردم غافل شدهاند. به عنوان نمونه، به اسارت شصت هزار نفر از شیعیان خراسان توسط شیرغازی خان ازبک اشاره میکند و بیتفاوتی حاکمان و حتی سکوت علما را در برابر این فاجعه محکوم مینماید. در ادامه، با طرح این پرسش که چگونه این بیتفاوتی با دینداری و ایمان سازگار است، نتیجه میگیرد که در شرایط کنونی که حاکمان دست از دفاع و جهاد برداشتهاند، بر هر فرد واجب است که برای حفظ ناموس، مال و جان خود، به حکم خدا و رسول، شر دشمن را دفع کند و هر کس که توانایی یاری دارد و کوتاهی کند، مستحق عذاب الهی خواهد بود.
تایید مجدد مشروطیت
این تلگراف در پاسخ به تلگرافی از سوی سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی، بر حمایت قاطع اهالی اصفهان از مشروطیت و مجلس تأکید میکند. در ادامه، متن پاسخی به تلگراف مخالفان مشروطه (شیخ فضلالله نوری و همفکرانش) درج شده است. این پاسخ، وضعیت قبل از مشروطه را سرشار از خلاف شرع، ظلم، تعطیلی احکام اسلام و فروش خاک کشور به اجانب توصیف میکند و تأسیس مجلس را راهی برای رفع این معایب میداند. همچنین، هرگونه اقدام علیه مشروطه را تخریب شرع انور تلقی کرده و مخالفان را مسئول خونریزیها و غارت اموال پس از انعقاد مجلس میداند و از آنان میخواهد که از مخالفت دست بردارند. در پایان، این موضعگیری به امضای جمع کثیری از علما، تجار، اصناف، رعایا و انجمنهای اصفهان رسیده است.


فلسفه و فواید مشروطیت و محکوم کردن مخالفان آن
متن با اشاره به طغیان و تعدی حکام و امراء در اعصار اخیر آغاز میشود که موجب به تنگ آمدن مردم و درخواست دولت مشروطه شده است. در ادامه، نویسنده به تعریف مشروطیت از دیدگاه ارباب عقول میپردازد که هدف آن حفظ حدود و حقوق دولت و رعیت است تا ظلم محدود شود. سپس، وضعیت حاکمان را به حیواناتی تشبیه میکند که بدون حد و مرز ظلم میکنند و کسی به فریاد مظلوم نمیرسد. در پایان، نویسنده به تحریک مستبدین و ظالمین برای تخریب مجلس و مشروطیت اشاره میکند و این اقدامات را با مکر عمروبن عاص مقایسه کرده و با استناد به آیه قرآن، مکر الهی را برتر از مکر آنان میداند.

شناخت روانشناسی اجتماعی مردم در تشویق آنها به سمت پیشرفت کشور
متن با تأکید بر اهمیت شناخت «روح اجتماع» و «جماعات نفسیه» در درک حوادث تاریخی و اجتماعی آغاز میشود و به نقد رویکرد مورخانی میپردازد که از این منظر غافل بودهاند. در ادامه، مفهوم «جماعت» را فراتر از صرف اجتماع فیزیکی افراد تعریف میکند و آن را به عنوان یک «ذات واحده» با وحدت فکری معرفی میکند که میتواند شامل تمام ملت یک کشور باشد. سپس به بحث «معنای سلطنت و مستحق آن» میپردازد و لزوم وجود قراردادهای مدون (قانون اساسی و قوانین فرعی) برای اداره کشور و حفظ حقوق ملت را مطرح میکند. متن به این نکته اشاره دارد که عدم پایبندی به این قراردادها و غلبه افکار شخصی بر مصالح عمومی، میتواند وضعیت کشور را از استبداد نیز بدتر کند. در بخش «قابل توجه ارباب جراید»، به نقش مهم روزنامهنگاری در آگاهیبخشی عمومی اشاره میکند و از ارباب جراید میخواهد که با توجه به «حداثت عهد» مردم با این پدیده، از طرح مسائل تفرقهافکنانه و شخصی پرهیز کرده و بر اصلاحات عمومی و تنبیه مردم بر حقوق خود تمرکز کنند. در پایان، مجدداً به بحث «روح اجتماع» بازمیگردد و صفات عمومی و خصوصی جماعات را تشریح میکند و بر این نکته تأکید میکند که حرکت به سوی ترقی و سعادت، نیازمند غلبه صفات مشترک و عمومی بر افکار فردی است. همچنین، به مسئولیت نمایندگان و مسئولان در پیشقدم شدن برای اصلاحات و پرهیز از منافع شخصی اشاره میکند و با استناد به آیهای از قرآن، بر لزوم عمل به آنچه دیگران را به آن تشویق میکنند، تأکید میورزد.
تلاش و کوشش برای استقرار مشروطیت
متن با توصیف رؤیایی آغاز میشود که در آن نویسنده با حضرت آدم ابوالبشر ملاقات میکند. حضرت آدم در این رؤیا، ضمن تأکید بر اهمیت علم و جایگاه انسان در نظام هستی، به فواید مجلس شورای ملی اشاره کرده و آن را نمادی از مشورت و خرد جمعی میداند. در ادامه، به اهمیت اتحاد مسلمانان، پیروی از قرآن و احکام شریعت برای رفع ظلم و استبداد پرداخته میشود. سپس، به نقد وضعیت موجود کشور، نفوذ بیگانگان و وابستگی اقتصادی به آنها، و همچنین فساد و بیعدالتی حاکمان اشاره شده و از ملت خواسته میشود که قدر مجلس شورای ملی را بدانند و در رفع نواقص آن بکوشند. در پایان، بر لزوم همکاری دولت و ملت، اجرای قوانین عدل و داد، و پرهیز از تفرقه تأکید میشود و از پادشاه خواسته میشود که با وزرای منتخب و وکلای ملت یکدل باشد تا کشور از گزند اجانب در امان بماند.
درخواست از کشورها و مجامع جهانی برای منصرف ساختن روسیه از مداخله در امور ایران
نامهای به پارلمانهای کشورهای متمدن، دولت عثمانی، انگلیس، فرانسه، آلمان، کنفرانس صلح لاهه و مسلمانان هند و قفقاز ارسال شده است. در این نامه، اشاره میشود که در یک سال گذشته، ملت ایران در تلاش برای احیای حقوق ملی خود، به حقوق اتباع خارجی تجاوز نکرده و حتی در شرایط حساس، نجابت خود را نشان داده است. با این حال، دولت روسیه به بهانههای مختلف در امور داخلی ایران مداخله میکند، از جمله در خراسان که مردم به دستور علما برای احقاق حقوق ملی خود تنها به تأسیس انجمن ایالتی بسنده کرده و هیچ آشوبی به پا نکردهاند. با این وجود، روسیه به بهانه حفظ کنسولگری، نیروهای نظامی خود را بیش از حد لازم وارد کرده است. از حافظان حقوق بینالملل و هواخواهان انسانیت درخواست میشود که روسیه را از این اقدام نادرست منصرف کرده و به حفظ حقوق بشر متعهد سازند. همچنین تأکید میشود که مداخله در امور ایران به نفع هیچ دولتی نخواهد بود.
اعلام براندازی سلطنت محمدعلی شاه قاجار



نقش وزرای خیراندیش در ثبات و بقای دولتها
متن با حدیثی از امام علی (ع) درباره بدترین وزرا آغاز میشود و به اهمیت وزیر نیکنفس، عاقل و خیراندیش در بقای دولت و اقبال اشاره میکند. سپس با استناد به احادیث ائمه اطهار (ع)، نقش وزیر عادل در هدایت پادشاه به سوی رحمت و عدل و جلوگیری از ظلم را تبیین میکند. در ادامه، با ذکر داستانهایی از نوشیروان عادل و وزیرش بوذرجمهر، چگونگی ترغیب پادشاه به عدالت و آگاه ساختن او از وضعیت نابسامان رعیت و مملکت را شرح میدهد. این داستانها شامل ماجرای صندوق مدفون و گفتگوی بومها (جغدها) است که در نهایت به بیداری نوشیروان و برقراری عدالت توسط او منجر میشود. در پایان، بر نقش وزیر خبیر در افراشتن لوای عدالت و بستن راه ظلم و ستم تأکید میشود.
مواضع شیعیان جهان و ایران نسبت به حاکمیت سیاسی، عروبت، وطن، مسائل دنیای اسلام، اسرائیل، و رژیم شاه
مصاحبهای با امام موسی صدر درباره حملات مطبوعات ایران به مواضع او در مورد «خلیج فارس» و اتهام تعصب عربی. او توضیح میدهد که اظهاراتش درباره وفاداری شیعیان منطقه به وطنشان، توسط مسئولین اطلاعات ایران تحریف شده است. همچنین به تلاشهای بیثمر برای روشنگری در مطبوعات ایران اشاره میکند و واقعه تحریف اخبار مربوط به حمایت مردم ایران از اعراب در جنگ اکتبر را مثال میزند. در ادامه، به اهمیت وحدت و انسجام در منطقه خلیج فارس برای مقابله با مطامع قدرتهای بزرگ و نقش نهضتهای دینی در این زمینه میپردازد. سپس، انتظارات از ایران به عنوان یک کشور اسلامی در قبال جنگ اعراب و اسرائیل را بیان میکند و خواستار قطع صدور نفت به اسرائیل و حمایت نظامی و سیاسی ایران از اعراب میشود. در پایان، به تلاشهای خود برای ترغیب حکومت ایران به اتخاذ سیاست طرفدار اعراب و موانع ایجاد شده توسط دستگاههای امنیتی اشاره کرده و با استناد به آموزههای مذهبی و تاریخی، به آیندهای امیدوارکننده برای نقش شیعیان در مبارزه با ظلم و استبداد، از جمله مبارزات روحانیت ایران علیه حکومت پهلوی، اشاره میکند.

لزوم تشکیل انجمنهای نظارت بر عملکرد مأموران ایرانی در خارج از کشور و تدوین آییننامهای بدان منظور
متن با سلام و تحیت به «انجمن اخوت ایرانیان» آغاز میشود. در ادامه، بر اهمیت نظارت منتخبین ملت بر عملکرد مسئولان برای حفظ اساس مشروطه تأکید شده است. بیان میشود که همانطور که در داخل کشور انجمنهای ایالتی و ولایتی برای این منظور لازم است، در خارج از کشور نیز، به ویژه در نقاط مهمی مانند عراق که محل تردد اتباع ایرانی است، باید انجمنهای رسمی برای مراقبت از عملکرد مسئولان تشکیل شود. به همین منظور، «انجمن اخوت ایرانیان» موقتاً مسئول نظارت بر عدم تجاوز مأموران کارپردازخانه از وظایف مشروطه خود منصوب میشود تا زمانی که نظامنامه رسمی این امر از سوی مجلس ملی و وزارت خارجه تدوین و ابلاغ گردد. در پایان، از کارپردازخانه خواسته میشود که این انجمن را موقتاً به رسمیت بشناسد.

اختلاف هند و پاکستان در کشمیر: زخم برجای مانده استعمار انگلیس در منطقه
با ابراز نگرانی از وضعیت مسلمانان کشمیر، از دولت هند خواسته میشود که سیاست منصفانهای در قبال مردم این منطقه در پیش گیرد و از اعمال زور خودداری کند. وضعیت کنونی کشمیر و اختلافات هند و پاکستان، نتیجه اقدامات استعمارگرانه انگلیس در هنگام خروج از شبهقاره هند و ایجاد عمدی درگیری در این منطقه است.
.png&w=3840&q=75)
دعوت محمدعلی شاه به اعلام مجدد مشروطیت در کشور
این شعر با لحنی تند و انتقادی، محمدعلی شاه را به دلیل ستمگری و نقض عهد مشروطیت مورد خطاب قرار میدهد. در ابتدا، شاه را به خاطر ویرانی ایران و سرکشی در برابر خداوند و قرآن سرزنش میکند و او را به بدعهدی و ایجاد تفرقه در میان ملت متهم میسازد. سپس، با اشاره به ناآرامیها در آذربایجان، لرستان، استرآباد و طوالش، از شاه میخواهد که از خواب غفلت بیدار شده و به فکر سامان دادن اوضاع باشد، در غیر این صورت، ملک و ملت از ستم او نالان خواهند شد. در ادامه، به شاه هشدار میدهد که اگر شیخ نوری و مشاوران بدمنش خود را از دربار نراند، حوادث ناگواری در انتظار او خواهد بود و این کشمکشها به بدبختی و خسران منجر خواهد شد. در پایان، با تأکید بر اینکه مشروطه همان اسلام است، از شاه میخواهد که استبداد را کنار گذاشته و با مشروطه همراه شود تا سعادت را به دست آورد و از پریشانی خلق جلوگیری کند. همچنین، به او یادآوری میکند که نقض پیمان، او را در برابر شاهان دیگر خوار کرده است.
لزوم اعلام مجدد مشروطیت جهت ایجاد آرامش در کشور
متن با ابراز تعجب از حضور افراد مغرض در اطراف شاه و تلاش آنها برای ایجاد هرج و مرج در کشور آغاز میشود. در ادامه، به تأثیرات گسترده خونریزیهای ناحق در زاویه حضرت عبدالعظیم در عتبات و سایر ولایات اشاره شده و تأکید میشود که این خونریزیها تنها با اعطای مجدد مشروطیت قابل جبران است. در پایان، به این نکته اشاره میشود که در غیر این صورت، تکلیف نویسنده مشخص خواهد بود.

اظهار گلایه از رفتار سیاسی ناصرالدین شاه قاجار و امین السلطان نسبت به خود
سیدجمالالدین اسدآبادی در مونیک با ناصرالدین شاه و امینالسلطان دیدار میکند. امینالسلطان از او میخواهد که به پطرزبورغ رفته و در مورد مسائل کارون، بانک و معادن با مقامات روسی مذاکره کند تا سوءتفاهمات درباره نقش امینالسلطان در این امتیازات برطرف شود و راه حلی برای بازگرداندن وضعیت به حالت سابق پیدا کند. سیدجمالالدین پس از بازگشت به پطرزبورغ و مذاکرات فشرده با مقامات روسی، موفق به جلب نظر آنها برای حل مسالمتآمیز مسائل میشود و دو راهکار سیاسی برای امینالسلطان ارائه میگردد. اما پس از بازگشت به تهران، امینالسلطان از پیگیری موضوع خودداری میکند و حتی در برابر تلگراف سفارت روسیه که تبلیغات سیدجمالالدین را غیررسمی میخواند، اظهار بیاطلاعی میکند. این رفتار باعث گلایه شدید سیدجمالالدین میشود و او از این بیاعتنایی و عدم پیگیری ابراز تأسف میکند. در نهایت، به او ابلاغ میشود که شاه مایل است او تهران را ترک کرده و در قم اقامت کند، که این امر نیز بر گلایههای او میافزاید و او را به تأمل در دلایل این تصمیم وامیدارد.

هشدار به محمدعلی شاه قاجار و حامیان وی در براندازی مشروطه
سوالی درباره حکم شرعی افرادی که در باغ شاه تهران علیه مجلس شورای ملی و مشروطیت فعالیت میکنند، مطرح شده است. در پاسخ، بقا و دوام اسلام را منوط به مشروطیت دانسته و این افراد را به کسانی تشبیه میکند که در کربلا علیه امام حسین (ع) اجتماع کردند. هرگونه اقدام علیه مسلمانان را به منزله تیراندازی به بدن سیدالشهدا (ع) میداند و این افراد را در دنیا مبغوض و مطرود و در آخرت در زمره قاتلین امام حسین (ع) محشور میشمارد.



لزوم مشروطیت ایران
مقاله با تأکید بر پذیرش عمومی مشروطیت و مذمت استبداد آغاز میشود. نویسنده با رد این دیدگاه که مشروطیت برای ایران زود است، استدلال میکند که ایران حتی دیر هم مشروطه شده و اگر این اتفاق زودتر رخ میداد، کشور از بسیاری از مشکلات و از دست دادن اراضی جلوگیری میکرد. برای اثبات این ادعا، به دوران ناصرالدین شاه و صدارت امیرکبیر، و همچنین دوران سپهسالار و امینالدوله اشاره میکند و بیان میدارد که حضور نمایندگان ملت میتوانست مانع از انزوای مصلحان و تضعیف کشور شود. در ادامه، به خطر تقسیم ایران توسط قدرتهای خارجی (روس و انگلیس) در صورت عدم وقوع مشروطه اشاره میکند و تأکید دارد که دولت قاجار فاقد توان نظامی و سیاسی برای مقابله با این تهدید بود. در پایان، با توجه به دیرکرد در تحقق مشروطه، بر لزوم تلاش مضاعف و سرعت عمل در مسیر ترقی و مدنیت تأکید میکند و مسئولیت حفظ حقوق ملت و آبادانی کشور را بر عهده منتخبان مردم میداند.
مجتهدان (وارثان پیامبر و امامان)، رهبران و حاکمان شایسته امت در عصر غیبت
متن با تأکید بر ضرورت وجود مجتهدان و راویان معصومان در عصر غیبت آغاز میشود. استدلال اصلی بر این پایه است که بدون حضور این افراد، امور دنیوی و اخروی مردم سامان نمییابد، حقوق صاحبان حق احقاق نمیشود و فساد از بین نمیرود. در ادامه، با استناد به نفی مشقت و حرج در دین اسلام و اراده خداوند بر آسانی، وجود مجتهدان به عنوان وارثان پیامبران، لطفی الهی و واجب بر خداوند تلقی میشود. در پایان، نتیجهگیری میشود که خالی بودن عصر غیبت از علمای دین و مجتهدین، محال است؛ چرا که در غیر این صورت، حرج عظیم، تکلیف مالایطاق، فسق و ضلالت برای همه اقوام به وجود خواهد آمد.
تایید انتشار روزنامه مریخ
متن با ابراز امیدواری به روزنامه مریخ آغاز میشود و آن را نتیجه عقل و مقدمهای برای رشد فکری و بینش جامعه معرفی میکند. در ادامه، نقش این روزنامه را در حل مسائل چهارگانه سیاست مدن، تدبیر منزل، تهذیب اخلاق و تعیین حدود طبقات مختلف مردم تبیین میکند. در پایان، آرزو میشود که این نشریه به بلوغ رسیده و به گسترش عدالت و آبادانی در جامعه منجر شود.
اصلاح وضع مالیه کشور
این پیشنهاد با اشاره به اینکه عمده مشکلات کشور ناشی از سوءمدیریت مالیه است، دو راهکار اساسی ارائه میدهد. ابتدا، برای اصلاح وضعیت مالیه، از مجلس خواسته میشود که وزارت مالیه را موظف کند تا تمام عایدات و مخارج ولایات را به صورت دقیق ثبت و به کمیسیون بودجه مجلس ارائه دهد. همچنین، انجمنهای ولایتی نیز موظف شوند تا تمامی دریافتیها از مردم به نام دولت را صورتبرداری کرده و اعلام عمومی کنند تا شفافیت مالی ایجاد شود. دوم، برای اصلاح وضعیت نظامی، از وزارت جنگ خواسته میشود که صورت دقیق تمامی نیروهای نظامی (سوار، فوج، توپچی و غیره) را تهیه کند و مجلس نیز از طریق انجمنها این اطلاعات را راستیآزمایی کند. پیشنهاد میشود که از میان نیروهای موجود، سی هزار نفر جوان و کارآمد مسلح شده و در مراکز مشخص مستقر شوند و مابقی بودجه به نظمیه و امنیه اختصاص یابد تا امنیت کشور و مرزها تأمین شود. در پایان، از مجلس درخواست میشود که این دو امر مهم را به سرعت پیگیری کند.
نقد و رد نظر سید محمدکاظم طباطبایی یزدی مبنی بر عدم مداخله و اظهار نظر نسبت به مشروطیت
متن با اشاره به شبهاتی در نوشتههای سید محمدکاظم یزدی و پسرش آغاز میشود. سپس به تفصیل به ظلم و بیعدالتی حکام قاجار، فساد مالی، فروش ولایات، رشوه و تفاوت مالیاتها میپردازد که منجر به مهاجرت مردم و جلب ترحم ملل متمدن شده است. در ادامه، مسامحات درباریان، صرف بیتالمال در لهویات فرنگستان و سفرهای بیغیرتانه دو سلطان (ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه) را عامل خرابی مملکت معرفی میکند. ضعف قوای نظامی ایران و از دست رفتن ممالک اسلامی مانند قفقازستان و ترکستان به دلیل سلطنت مطلقه و بیغیرتی حاکمان نیز مورد انتقاد قرار میگیرد. در نهایت، بر ضرورت تغییر وضع موجود برای حفظ استقلال و صیانت مذهب امامیه تأکید شده و عدم مداخله سید محمدکاظم یزدی در مشروطیت به معنای تبرّی از حفظ اسلام تلقی میشود. متن با انتقاد شدید از کسانی که بدیهیات را نمیدانند اما خود را مجتهد میخوانند و نیز کسانی که با وجود آگاهی، صلاح خود را در عدم مداخله میبینند، به پایان میرسد و بر اهمیت حفظ بیرق اسلامی تأکید میکند.
محکومیت عملیات تروریستهای تکفیری وهابی در کویته پاکستان، درخواست از مجامع جهانی برای پاسخگو نمودن دولت پاکستان در این زمینه
این بیانیه با محکومیت عملیات تروریستی تکفیری وهابی در کویته پاکستان که منجر به شهادت و زخمی شدن صدها نفر شد، آغاز میشود. در ادامه، این فاجعه ضد بشری محکوم شده و با ملت مسلمان افغانستان و سایر مسلمین ابراز همدردی میشود. در پایان، از علمای جهان اسلام، مراجع تقلید، رؤسای حکومتهای اسلامی و مجامع جهانی درخواست میشود که دولت پاکستان را برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی تحت فشار قرار دهند.

تعمیر خانه و بازگرداندن اموال غارت شده سید مرتضی اهرمی
نامه با اشاره به اطلاع مخاطبان از وضعیت خانهخرابی و غارت اموال سید مرتضی اهرمی و توقف ایشان در نجف به امید رسیدگی، ادامه مییابد. با توجه به استقرار قوه مجریه در ایالت فارس، درخواست میشود که دستور اکید تلگرافی برای احقاق حقوق و جبران خسارات وارده بر سید مرتضی اهرمی صادر شود تا ایشان بتوانند به سلامت به وظایف شرعی و دعاگویی خود بازگردند.

هشدار نسبت به نقشه دشمن در تخریب چهره اجتماعی حشدالشعبی و رهنمودهایی برای خنثی کردن آن
سید محمدتقی مدرسی بر اهمیت پایبندی جوامع اسلامی به فرهنگ قرآنی و وحدت برای مقابله با توطئههای دشمنان تأکید میکند. او با اشاره به شکست توطئهگران در گذشته، از جمله در جنگ غزه، به مناسبت سالروز فتوای جهاد علیه داعش، به مجاهدین و اعضای حشدالشعبی هشدار میدهد که در برابر وسوسههای شیطانی و تلاش رسانهها برای بدنام کردنشان مقاومت کنند. او بر لزوم پیروی از علمای ربانی و حفظ ارتباط با مردم تأکید کرده و از حشدالشعبی میخواهد که با تلاش مضاعف در خدمترسانی به مردم عراق، به ویژه محرومین، نقش خود را ایفا کنند و توقع پاداش نداشته باشند.

درخواست قیام علیه رژیم محمدعلی شاه قاجار
محکومیت کشتار مسلمانان بوسنی و هرزهگوین و سکوت کشورهای اروپایی در برابر آن فاجعه و تعلل کشورهای اسلامی در برخورد جدی با آن جنایت
متن با ابراز نگرانی عمیق از فاجعه بوسنی و هرزهگووین آغاز میشود و آن را لکه ننگی بر پیشانی بشریت و بدتر از مسئله فلسطین میداند. در ادامه، به سابقه تاریخی حضور مسلمانان در منطقه بالکان و ریشهدار بودن آنها اشاره میکند و نسلکشیهای گذشته را یادآور میشود. سپس، این فاجعه را نتیجه تفکر استکبار جهانی و صهیونیستها برای جلوگیری از حاکمیت مسلمانان در دروازه شرقی اروپا میداند و آن را با جنایات صهیونیستها در فلسطین و حادثه دیریاسین مقایسه میکند. در بخش بعدی، به اشتباه غرب در تصور تکرار این جنایات و عواقب بلندمدت آن برای اروپا اشاره میکند و تأکید میکند که کینه این ملتها از بین نخواهد رفت. در پایان، به سکوت و تعلل کشورهای غربی و سازمان ملل در برابر این جنایات انتقاد میکند و آن را با واکنش سریع آنها در قضیه کویت مقایسه میکند. همچنین، از تعلل کشورهای اسلامی در تشکیل کنفرانس برای حل این بحران گلایه میکند و در نهایت، از قدرتهای غربی و سازمان ملل میخواهد که جدیتر با این ظلم برخورد کنند و جلوی آن را بگیرند.

هشدار به دولت کودتا نسبت به انتقاد قرارداد ننگین با کنسرسیوم نفتی
متن با ابراز تأسف و تعجب از سیاستهای استعماری انگلیس و همکاری آمریکا در قرارداد کنسرسیوم نفتی آغاز میشود. به سابقه یک قرن ظلم انگلیس و نیم قرن سلطه شرکت نفت اشاره شده و وضعیت اسفبار ملت ایران در نتیجه این سیاستها تشریح میگردد. سپس به نهضت ملی شدن صنعت نفت و پایداری ملت ایران در برابر کارشکنیها پرداخته و از دولتهای غربی، به ویژه آمریکا، انتقاد میشود که با حمایت از استعمار، زمینه را برای نفوذ کمونیسم فراهم میکنند. در ادامه، به ضررهای قرارداد کنسرسیوم برای ایران، از جمله تعهد غرامت، سهم نامعلوم ایران از منافع و مدت چهل ساله این قرارداد اشاره شده و آن را بدتر از قرارداد ۱۹۳۳ میداند. در پایان، به دولت کودتا، به ویژه آقایان زاهدی و امینی، هشدار داده میشود که از این قرارداد ننگین بازگردند و به خواست ملت احترام بگذارند، در غیر این صورت با خشم الهی و انتقام ملت روبرو خواهند شد. همچنین بر ادامه مبارزه با استعمار و حفظ استقلال ملی تأکید شده و از هموطنان خواسته میشود که با اتحاد و اتفاق، از حاکمیت ملی دفاع کنند.

مقاومت هرگز در منطقه شکست نخواهد خورد
سخنرانی با تأکید بر وفاداری به راه امام حسین (ع) و تجدید بیعت با آرمانهای عاشورا آغاز میشود. در ادامه، به ناتوانی رژیم صهیونیستی در برابر مقاومت اشاره شده و بر تعهد حزبالله به حمایت از فلسطین و مسلح کردن انتفاضه تأکید میگردد. سپس، جهاد با گروههای تکفیری در عراق و سوریه و محکومیت کشتار یمن و بحرین توسط عربستان سعودی مطرح میشود. سخنران از مقاومت عراق حمایت کرده و به ملت عراق توصیه میکند که تنها به اراده خود و توکل بر خدا اعتماد کنند. در بخش دیگری، فاجعه منا محکوم شده و خواستار فراموش نشدن آن و انجام تحقیقات مجدد میشود. در ادامه، بر حمایت جمهوری اسلامی ایران از حزبالله لبنان تأکید شده و سقوطناپذیری سوریه پیشبینی میگردد. سخنرانی با بیان اینکه حزبالله پیرو ولایت فقیه است و هرگز ذلت را نخواهد پذیرفت، با استناد به سخنان امام حسین (ع) در روز عاشورا و تجدید بیعت با ایشان به پایان میرسد.

مطابقت قانون اساسی با احکام اسلام و درخواست حمایت از سلطان عبدالحمید دوم عثمانی از مردم ایران و اتحاد دو ملت ایران و عثمانی


ضرورت وجود حاکم مقتدر برای اداره امور مردم و ویژگیهای آن
متن با تأکید بر ضرورت عقلی وجود یک رهبر مقتدر و هدایتکننده برای انسانها آغاز میشود. در ادامه، به این نکته اشاره میکند که اجرای احکامی که نیازمند وجود یک رئیس قدرتمند، عادل و بازدارنده است، مصلحت مکلفین را در پی دارد و از آنجا که خداوند همواره مصلحت بندگانش را میخواهد، باید این احکام توسط افراد شایسته اجرا شوند. در پایان، بر لزوم وجود فردی در میان مکلفین تأکید میشود که به تمامی احکام و نیازهای امت در امور دنیا و آخرت آگاه باشد و تنها چنین شخصی صلاحیت تصرف در امور دینی و دنیوی مکلفین را دارد.
سوء استفاده سیاسی مأموران انگلیسی از موقوفات اوده شیعیان هند
پادشاهان اوده مبلغی را به بانک انگلیس سپردند تا منافع آن به مجتهدان کربلا و نجف برسد. در ابتدا، کنسولهای انگلیس در بغداد این وجه را به دو مجتهد در کربلا و نجف میدادند، اما بعدها با دخالت کنسول کربلا، تقسیم آن تحت نظارت او قرار گرفت و بخشی از آن به او پرداخت میشد. در سال ۱۳۲۰ قمری، کنسول بغداد با استناد به عبارت "مجتهدان" در وقفنامه، وجه را بین ده مجتهد در کربلا و ده مجتهد در نجف تقسیم کرد. پس از فوت یکی از مجتهدان کربلا، کنسول بغداد سهم او را قطع کرد و از سایر مجتهدان خواست تا دویست روپیه از سهم خود را برای تقسیم از طریق کنسولخانه بپردازند و با تهدید به قطع سهم، از آنها رضایتنامه گرفت. شیخ حسین مجتهد، فرزند شیخ زینالعابدین، این اقدام را خلاف وصیت دانست و از پذیرش آن خودداری کرد که منجر به قطع سهم او شد. کنسول بغداد قصد داشت همین رویه را در نجف نیز اجرا کند، اما با بیاعتنایی مجتهدان مواجه شد. در ادامه، نویسنده از مأموران اوقاف هند میپرسد که چرا از کنسول بغداد در مورد این دخالتهای غیرقانونی سؤال نمیکنند و هشدار میدهد که اگر جلوی این سوءاستفادهها گرفته نشود، امرا و نوابین هند اعتماد خود را به دولت انگلیس از دست داده و وجوه خود را به بانکهای دیگر کشورها خواهند سپرد. نویسنده تأکید میکند که مدعیالعموم هند باید به این موضوع رسیدگی کند تا اعتماد عمومی به دولت انگلیس سلب نشود.
ارائه راهکار به میرزا صادق خان مستشارالدوله
در ابتدای متن، نگارنده به لزوم استفتائات از علمای نجف در خصوص مسائل مهمی چون مشق ملی، تحریم کالاهای خارجی، مکاتب اجباری و تشکیل بانک اشاره میکند و خواستار تعیین مواد لازم برای این استفتائات میشود تا هرچه سریعتر به نتیجه برسند. در ادامه، به وضعیت کابینه جدید و احتمال استبدادی بودن وزرای جنگ، مالیه، داخله و تجارت میپردازد و بیان میکند که این وزرا ممکن است در ظاهر تبعیت کنند اما در امور مهم کارشکنی نمایند و اعضای مجلس را فریب دهند. به عنوان مثال، به حاکم تبریز اشاره میکند که به جای اصلاحات مرزی، به فکر ساخت مدرسه علمیه بوده است. سپس، به ضعف و انفعال برخی نمایندگان مجلس اشاره میکند و خواستار اصلاح این وضعیت و یکدلی هیئت مقدس مجلس میشود. در بخش دیگری، به اهمیت جلب حمایت عشایر جنوب و غرب ایران (محمره، الوار، اکراد، فیلی، کلهر، سنجاب و گوران) تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که مجلس با انتشار نوشتههای علما و ارسال مبالغی به عشایر، آنها را از نظر شرعی و سیاسی آگاه سازد تا از نفوذ مستبدین و همسایگان شمالی در امان بمانند. همچنین، بر لزوم قطع مواجب و مرسوم وزرای خائن و مجازات اشرار تأکید میکند تا دیگران عبرت بگیرند. در پایان، به وضعیت عشایر مرزی با عثمانی اشاره کرده و پیشنهاد میدهد در صورت طولانی شدن درگیریها در شمال، عشایر جنوبی تحریک شوند تا توازن قوا برقرار شود و از منافع اسلامیت غفلت نشود. در انتها، به جمعآوری مخفیانه نیرو و تشکیل انجمنهای سری توسط مستبدین در تهران اشاره میکند.
حمایت قدرتهای شرور از تروریسم، مخالفت اسلام با تروریسم، درخواست از اتحادیه اروپا جهت برخورد جدی با تروریسم و سلاحهای کشتار جمعی
در آغاز، از مواضع مخالف با دخالت و اشغالگری در عراق و تصرف ثروتهای آن استقبال شده و از اتحادیه اروپا درخواست میشود که از ملتهای مظلوم عراق، سوریه و یمن حمایت کند. سپس، با اشاره به ریشهکن شدن تروریسم در نجف اشرف توسط مردم عراق، تأکید میشود که تروریسم همچنان توسط قدرتهای شرور حمایت میشود و وجود آن اهانت به اسلام است، زیرا اسلام دین محبت، صلح و دوری از افراطگرایی است. در پایان، از اتحادیه اروپا خواسته میشود که موضعگیریهای کارآمدی در مبارزه با تروریسم و جلوگیری از گسترش سلاحهای کشتار جمعی اتخاذ کند و راه را بر سیاستمداران مروج ویرانی ببندد.

وجوب برائت از مشرکین (آمریکا، شوروی و اسرائیل) در مراسم حج و سلب صلاحیت از آلسعود در اداره حرمین شریفین
سخنرانی با استناد به آیه قرآن درباره وجوب برائت از مشرکین در ایام حج آغاز میشود و به حادثه کشتار حجاج در سال گذشته اشاره میکند. تأکید میشود که جرم حجاج، عمل به بعد سیاسی حج و سر دادن شعار علیه آمریکا، اسرائیل و شوروی بوده است. سپس به تبیین مفهوم برائت و وجوب آن در حج پرداخته و روشهای اظهار برائت در زمان کنونی (تظاهرات و اجتماعات) را تشریح میکند. در ادامه، مفتیان درباری و آلسعود را به دلیل مخالفت با برائت از مشرکین، به خشنودی آمریکا متهم میکند و اقدامات امام خمینی را احیای سنت رسول اکرم (ص) در حج میداند. سخنرانی به مسئله بیمعنی کردن حج توسط آلسعود و ترویج «اسلام آمریکایی» میپردازد که در آن عبادات بدون مبارزه با استکبار پذیرفته میشوند. در پایان، به خیانت دولتمردان عرب در قبال مسئله فلسطین و جنگ ایران و عراق اشاره شده و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط امام خمینی را نتیجه این خیانتها میداند. همچنین به وضعیت سیاسی پاکستان و تلاش ژنرال ضیاءالحق برای برگزاری انتخابات بدون احزاب سیاسی اشاره میکند و خواستار هوشیاری مسلمانان در برابر توطئهها میشود. در نهایت، بر لزوم پیگیری جدی مسئله آلسعود و بازگرداندن اداره حرمین شریفین به دست نمایندگان اصیل مسلمین تأکید میکند.

نقش وحدت جامعه و قانون در پیشرفت کشور
متن با تبیین این اصل آغاز میشود که هر سرزمینی دارای ثروت است و انسانها حق بهرهمندی از آن را دارند. سپس به اهمیت اجتماع و اتحاد در پیشرفت انسان اشاره میکند و بیان میدارد که انسان در حالت انفرادی ضعیف و ناتوان است، اما با اجتماع و همکاری میتواند بر طبیعت مسلط شود و از ثروتهای آن بهرهمند گردد. در ادامه، بر لزوم وجود یک حکومت منظم و قانونمند برای استحکام اجتماع و پیشرفت تمدن تأکید میشود. نویسنده توضیح میدهد که در چنین حکومتی، قوانین باید عادلانه باشند، حقوق افراد مساوی و حدود شخصی مشخص باشد و مردم احساس مالکیت بر دستاوردهای خود داشته باشند. در پایان، با اشاره به موهبت شاهنشاه عادل و توجهات علمای اعلام، بر لزوم تحصیل علم و رسیدن به اوج عزت و تمدن تأکید شده و هشدار داده میشود که برای حفظ این دستاوردها، باید هوشیار بود.
وجوب جهاد علیه رژیم بعثی عراق تا آزدی آن کشور و استقرار نظام اسلامی در آن
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر آغاز میشود و سپس ملت عراق را خطاب قرار میدهد. در ادامه، به رنجها و ستمهایی که رژیم بعثی بر مردم عراق روا داشته، اشاره میکند و اقدامات وحشیانه این رژیم، از جمله زندانی کردن، شکنجه و اعدام دهها هزار نفر از مؤمنان و دانشمندان دینی را محکوم میکند. در بخش بعدی، شهادت دانشمندان و جوانان را مایه پایداری ملت میداند و آمادگی خود را برای شهادت اعلام میکند. در پایان، بر هر مسلمان عراقی در داخل و خارج از کشور، جهاد و دفاع برای نابودی رژیم حاکم، آزادی عراق و برپایی نظام اسلامی را واجب میشمارد.

شادمانی از خلع محمدعلی شاه قاجار
این شعر با ستایش از سپهدار (محمدولی خان تنکابنی) آغاز میشود که با هنر خود، استبداد را از بین برده و عدالت را در همه جا برقرار ساخته است. در ادامه، به خلع محمدعلی شاه قاجار اشاره میکند که از هیبت سپهدار، شبش به روز روشن تبدیل شده و در نهایت از تاج و تخت خود خوار و شرمنده گشته است. شعر با اشاره به استعفای شاه و بیزاری او از کردارش به پایان میرسد و تاریخ این واقعه را در قالب یک مصرع «شه مات سپهدار شده» بیان میکند.
حقوق متقابل پادشاه و مردم
متن با بیان اینکه عظمت و فرمانروایی تنها شایسته خداوند است، به حکمت الهی در اعطای قدرت به برخی انسانها برای نظم جهان و صلاح بنیآدم اشاره میکند. سپس به وابستگی متقابل اقشار مختلف جامعه، از شاه و سپاه تا کشاورز و نانوا، برای بقا و پیشرفت میپردازد و تأکید میکند که امنیت و آسایش زمانی محقق میشود که هر فردی به وظیفه خود عمل کند. در ادامه، حقوق متقابل پادشاهان و رعایا را تشریح میکند: رعایا باید از پادشاه عادل اطاعت کرده و برای دوام دولتش دعا کنند، و پادشاه نیز باید در رفاه و امنیت مردم کوشا باشد. در پایان، با استناد به حدیثی از امیرالمومنین (ع) بر اهمیت عدالت در پایداری دولت تأکید میکند و ظلم را عامل نابودی حکومتها میداند.
بی عدالتی و عدالت پادشاهان نسبت به مردم و زیان ها و فواید آن دو
متن با استناد به روایات اسلامی، به مذمت ظلم و ستم پادشاهان و حاکمان میپردازد و عواقب دنیوی و اخروی آن را برمیشمارد. سپس به بیان فواید عدالت و رعیتپروری برای پادشاهان و جامعه میپردازد و ده لازمه اصلی عدالت را تشریح میکند. این لوازم شامل توکل به خدا، حفظ شریعت، جلوگیری از ظلم زیردستان، انتخاب کارگزاران صالح، نظارت بر عملکرد آنان، دادرسی مظلومان، اجتناب از بدعت و عفو خطاکاران است. در نهایت، بر این نکته تأکید میشود که هدف از حکومتداری نباید لذتجویی شخصی باشد، بلکه باید به آسایش و آرایش رعیت توجه شود و در مقابل، رعایا نیز موظف به اطاعت و دعا برای حاکمان عادل هستند.

درخواست تشکیل مجلس عدالت از مظفرالدین شاه قاجار
این نامه با اشاره به اختلالات و اغتشاشات جاری در امور مملکت، تجاوزات مسئولین، عدم اجرای احکام الهی و اشاعه فساد، به نیت پادشاه برای تأسیس «مجلس عدالت» اشاره میکند. نویسندگان بیان میکنند که دو سال است این درخواست از دربار سلطنتی مطرح شده، اما به دلیل موانع خارجی، تاکنون معطل مانده است. در ادامه، با تأکید بر رأفت پادشاهی، درخواست تشکیل مجلسی متشکل از وزرا، تجار، علمای عامل و عقلا و فضلا را مطرح میکنند. این مجلس تحت نظارت پادشاه، وظیفه نظارت بر ادارات دولتی، اصلاح امور مملکتی، تعیین حدود و وظایف، منع منکرات و امر به معروف، و اجرای احکام شرعی را بر عهده خواهد داشت. در پایان، نویسندگان ابراز امیدواری میکنند که با تشکیل این مجلس، عدالت شاهانه برقرار شده، امور مملکت اصلاح و اختلافات رفع شود و پس از صدور فرمان رسمی و تشکیل مجلس، تشکرات خود را به اطلاع شاه رسانده و به تهران بازگردند تا با همکاری ملت، به جبران تعطیلات و توقیفات گذشته بپردازند.
ضرورت اتحاد افراد و انجمنهای مشروطهخواه
متن با اشاره به خواست عقل برای وضع قانون، رفع ظلم، برقراری عدالت، وحدت ملت، تساوی حقوق و آزادی افکار آغاز میشود و در مقابل، تمرّد از قانون و ظلم را مذموم میشمارد. سپس به سیر تاریخی ظهور و افول پدیدهها اشاره کرده و وحدت و اتفاق را که در آغاز اسلام درخشید، پس از تلاطم فتن و ظلم، به نهایت خود رسیده و اکنون دوره مشروطیت و قانونمداری از قلوب ملت طلوع کرده است. در ادامه، با تأکید بر اینکه دولت قانون و عدالت اساس گرفته و روح وحدت در ملت دمیده شده، به مانع اصلی این اتحاد یعنی اقدامات مخالفین و مستبدین اشاره میکند که با حیلهگری و وسوسه، بین انجمنهای ملی و مشروطهخواه تفرقه میاندازند و موجب ضعف مشروطیت میشوند. در پایان، با طرح این پرسش که آیا جز اتحاد همه انجمنها راه دیگری برای دفع این اخلال و فساد وجود دارد، به اهمیت وحدت برای مقابله با مفسدین تأکید میکند.
انتقاد شدید از شاه، امرا و علما به سبب بیتفاوتی به قتل و غارت مردم مشهد توسط ازبکان
متن با تأکید بر وجوب جهاد و اهمیت آن در دین آغاز میشود. سپس به نقد پادشاهان و امرا میپردازد که به دلیل تنپروری و فسق و فجور، از وظایف خود در قبال رعایا غافل شدهاند. به عنوان نمونه، به اسارت شصت هزار نفر از شیعیان خراسان توسط ازبکان اشاره میکند و بیتفاوتی شاه، امرا و سپاه را در قبال این فاجعه محکوم مینماید. در ادامه، سکوت علما در برابر این بیعدالتی را نیز مورد انتقاد قرار میدهد و این وضعیت را با دینداری و ایمان ناسازگار میداند. در پایان، با توجه به عدم حمایت حاکمان، بر وجوب دفاع شخصی هر فرد برای حفظ جان، مال و ناموس خود تأکید میکند و کسانی را که از این وظیفه غفلت ورزند، مستحق عذاب الهی میداند.
غیرقانونی بودن دولت شاپور بختیار و درخواست استقرار نظام اسلامی
متنی در پاسخ به استفتای جمعی از طلاب حوزه علمیه قم، با تکذیب ادعای شاپور بختیار مبنی بر تأیید دولتش توسط مراجع تقلید آغاز میشود. در ادامه، دولت بختیار به عنوان دستنشانده رژیم ستمگر و فاسد پهلوی، غیرقانونی و مردود اعلام شده است. سپس، هدف مشترک روحانیت و ملت ایران، طرد استعمار، پایان دادن به نظام دیکتاتوری و استقرار نظام عدل اسلامی بیان میشود و در پایان، به توطئههای دشمنان اسلام برای ایجاد تفرقه اشاره شده و برای موفقیت در خدمت به اسلام و مسلمین دعا میشود.

نکوهش عینالدوله (صدراعظم)
این قصیده با توصیف وضعیت نابسامان کشور و نارضایتی عمومی از عملکرد صدر اعظم، عینالدوله، آغاز میشود. در ادامه، با اشاره به ضعف و بیکفایتی او، به از بین رفتن آسایش و امنیت مردم و فساد در دستگاه حکومتی میپردازد. سپس، با استناد به سخنان سعدی، به نقد شدید سیاستهای عینالدوله در تضعیف ملت و غارت اموال عمومی میپردازد و او را به تخریب بنیان سلطنت متهم میکند. در پایان، با پیشبینی عواقب سوء اقدامات او و اشاره به خشم الهی، به بیارزش بودن مقام وزارت بدون تدبیر و عدالت اشاره کرده و بر لزوم دینار و شمشیر برای اداره کشور تأکید میکند.
رد درخواست شاهعباس دوم صفوی جهت اقامه نماز جمعه و جماعت در اصفهان به واسطه بیم از عالِمنمایان
در پاسخ به درخواست شاهعباس دوم برای اقامه نماز جمعه و جماعت در اصفهان، ملا محسن فیض کاشانی با اشاره به سابقه خود در اقامه نماز جمعه در کاشان در زمان قحطالرجال و آرامش خاطر آن زمان، وضعیت کنونی خود را متفاوت میداند. او با بیان اینکه اکنون درگیر مال و جاه دنیا شده و از نظر شرعی و عقلی شایسته نیست که بر منبر انبیا نشسته و مردم را به ترک دنیا دعوت کند، به مشکلات ناشی از حضور در اجتماع اشاره میکند. او از وجود افراد مغرض و جاهل که به دنبال منازعه هستند و نیز کسانی که برای مقاصد دنیوی و دینی به او مراجعه میکنند، گلایه دارد. فیض کاشانی تأکید میکند که نماز جمعه که هدف آن ائتلاف قلوب است، اکنون به دلیل نفاق و تفرقه میان علما، موجب جدایی و اختلاف شده است. او با اشاره به بیماری و وحشت از اختلاط با مردم، درخواست میکند که به او اجازه داده شود تا مانند گذشته در گوشه انزوا و قناعت به دعا برای دولت و اقبال شاه مشغول باشد، زیرا این حالت به اخلاص نزدیکتر است و اجتماع مخلصان بیشتری را به همراه خواهد داشت. او در پایان، با تأکید بر ترجیح قناعت و گمنامی بر پاداشهای اخروی و دنیوی، امیدوار است که درخواستش مورد قبول واقع شود.
تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در استقرار مجدد مشروطیت
این نامه با اشاره به وظیفه علما در بیان خیر و صلاح دولت و ملت، به شاه قاجار نوشته شده است. در این نامه، بر اطاعت ملت ایران از احکام مراجع نجف اشرف تأکید شده و بیان میشود که با وجود فتاوای مراجع مبنی بر وجوب مشروطیت، رفع فساد و خونریزی در ایران تنها با استقرار مجلس شورای ملی و اجرای مشروطه مطابق قانون اساسی ممکن است. در پایان، تصمیمگیری نهایی به شاه واگذار میشود.

شکایت از پستی اوضاع زمانه
این متن شامل ابیاتی است که به نقد اوضاع اجتماعی و اخلاقی زمانه میپردازد. در ابتدا، وضعیت جامعه را به گلهای تشبیه میکند که گرگ در آن افتاده و شبانی نیست، و سلطان را در پی آزار رعیت میداند. سپس، از تلخکامی یاران و یکسان بودن حال زیرک و نادان در جهانی که اهل تمییز ابله شمرده میشوند، ابراز تأسف میکند. در ادامه، به ننگ بودن ستایش افراد فرومایه و ناقصانی که در لباس کمال ظاهر شدهاند، اشاره دارد و تعظیم گاو و خر را که بر انسان حرام بوده، اکنون فریضه میشمارد. در پایان، با هشدار به عاقلان برای دوری از دام مردم، از قحطالرجال و بیارزش شدن گوهر یکدانه در برابر خرف سخن میگوید و وضعیت را به گونهای توصیف میکند که آیات کتاب حق و افسانه در گوش خفتگان شب جهل یکسان به نظر میرسند.
نکوهش عالمنمایان به جهت اشتغال به امور نفسانی
این شعر با خطاب به عالمان و شیوخ صوفیه، به نقد و نکوهش کسانی میپردازد که با وجود جایگاه دینی، به تجملات دنیوی و کسب مال شبههناک روی آوردهاند. در ابتدا، با طرح پرسشهایی درباره پوشیدن لباسهای گرانبها و جمعآوری ثروت، به ریاکاری و دنیاپرستی این افراد اشاره میکند. سپس، با تأکید بر اینکه این اعمال با درد دین و راه حق منافات دارد، به عواقب سوء این رفتارها بر دینداری و تباهی آن هشدار میدهد.
نکوهش ستم پادشاهان و ثمرات عدالت آنان
متن با اشاره به مکافات ظالمان در طول تاریخ آغاز میشود و بر این نکته تأکید دارد که ستمکاران به سزای اعمال خود میرسند. در ادامه، نقش پادشاهان و سلاطین را به عنوان سایه رحمت الهی و پاسبانان مال و عرض مردم تبیین میکند و بیان میدارد که پادشاه عادل با رعایت حکمت و عدالت، موجب آبادانی مملکت، خشنودی رعایا و دوام دولت میشود. سپس به پیامدهای منفی پادشاهی که به دنبال لذات نفسانی است و به امور مملکتداری و رعایت حال رعایا بیتوجه است، میپردازد. این بخش به تفصیل به فساد اداری، بیتوجهی به دادخواهی مظلومان و عواقب سوء آن برای دولت و ملت اشاره میکند. در پایان، متن به اهمیت مشورت با خردمندان و لزوم سیاستورزی بر اساس عقل و حکمت تأکید دارد و بیان میکند که عدالت سلطان، عامل اصلی سعادت، پیشرفت علوم و نشر احکام دین است و پادشاه عادل در ثواب عبادات مردم شریک و مقربترین افراد نزد خداوند است، در حالی که پادشاه ظالم در گناهان آنان شریک و دورترین از رحمت الهی است. متن با توصیه به پادشاهان برای حاکم قرار دادن عقل در حوادث و رعایت اعتدال در لطف و خشونت به پایان میرسد.
لزوم استقرار عدالت اجتماعی و حفظ حقوق عمومی
نامه با سپاس و درود به امینالسلطان آغاز میشود و به مکالمهای در مسیر حضرت عبدالعظیم اشاره میکند. نویسنده به نقد کسانی میپردازد که او را به اغراض مادی متهم میکنند و تأکید میکند که هدفش بیدار کردن مسلمانان برای رعایت حقوق عامه و عدالت است. در ادامه، به اهمیت انتظام ادارات و اخلاق آحاد برای پایداری مملکت اشاره میکند و ضعف مسلمانان را ناشی از فقدان فطرت شریف، عقل واسع یا اعتقاد محکم میداند که منجر به فساد و زوال میشود. در پایان، به اتهامات و افتراهایی که به او زده شده پاسخ میدهد و ضمن ابراز محبت به امینالسلطان، شایعات مربوط به دشمنی شاه و رجال دولت با روسیه را تکذیب میکند و از امینالسلطان میخواهد که میرزا ابوتراب ساوجی را مورد عنایت قرار دهد.

مساوات و عدالت اجتماعی
سخنرانی با استناد به آیات قرآن و احادیث، چهار رکن اصلی ترقی و سعادت یک ملت را مساوات، امنیت، حریت و امتیاز فضلی (شایستهسالاری) معرفی میکند. در ادامه، مفهوم صحیح مساوات را اجرای یکسان حدود الهی برای همه افراد جامعه، بدون توجه به جایگاه اجتماعی، میداند و وضعیت نابسامان ایران را ناشی از عدم اجرای این اصول و شیوع جهل و ظلم برمیشمارد. سپس با مقایسه ایران با کشورهای اروپایی در زمینه پیشرفت علمی و صنعتی، بر اهمیت علم و دانش برای آبادانی و ترقی تأکید میکند. در پایان، با اشاره به وضعیت گذشته ایران و وسعت آن، مردم را به تحصیل علم، فرستادن فرزندان به مدارس جدید و آموختن علوم و فنون نوین ترغیب میکند تا از عواقب ظلم و جهل رهایی یابند و به سوی پیشرفت و اتحاد گام بردارند.

تشکر از ناصرالدین شاه قاجار جهت لغو قرارداد توتون و تنباکو
متن با ابراز تشکر و امیدواری از ناصرالدین شاه قاجار به دلیل لغو امتیاز دخانیات آغاز میشود. در ادامه، به این نکته اشاره میکند که این اقدام شاه، مایه مباهات مسلمانان در برابر سایر ملتها است و نشاندهنده استقلال و توجه او به رفاه رعیت و اعتلای دین است. این عمل را سنتی عادلانه میداند که موجب حفظ دین و دولت و احیای مساعی سلاطین پیشین است و سرمشقی برای پادشاهان آینده در نشر عدل و ترفیه حال رعیت خواهد بود. در پایان، برای دوام سلطنت عادلانه و دینپرور شاه دعا میکند و سایه مراحم او را بر سر مسلمانان مستدام میخواهد.

رد انتقادها و نگرانیهای حاج شیخ فضل الله نوری و همفکرانش از متمم قانون اساسی
متن با مقایسه سلطنت مطلقه و مشروطه آغاز میشود و به تبیین تفاوتهای بنیادین آنها در رعایت حقوق ملت میپردازد. در ادامه، به نقش مجلس شورای ملی در تعیین حدود و حقوق ملت و دولت و انطباق آن با شرع مقدس اشاره میکند. سپس، به شبهات مطرح شده توسط مخالفان مشروطه مبنی بر مخالفت آن با شرع پاسخ میدهد و حضور علما در مجلس و نظارت آنها را دلیلی بر شرعی بودن مصوبات میداند. در پایان، به بیاساس بودن ایراد ترجمه قوانین از کشورهای خارجی در صورت مطابقت با شرع اشاره کرده و مخالفان را به سوءاستفاده از عناوین شرعی برای اهداف نفسانی متهم میکند.
اعلام استقرار مجدد مشروطیت و عفو عمومی توسط محمدعلی شاه و تشکر از زحمات آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی در حمایت از مشروطه خواهان
متن با خطاب به آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی آغاز میشود. در ادامه، به پذیرش اعاده مشروطیت توسط شاه و صدور عفو عمومی اشاره شده و این اقدام به منزله دمیدن روح تازه در کالبد شهر توصیف میگردد. در پایان، از مساعدتهای ویژه این دو عالم در حمایت از مشروطهخواهان تشکر و قدردانی میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز تأثر از حادثه تروریستی مسجدجامع قندوز افغانستان و کشتار دهها نمازگزار شیعه به دست گروههای تکفیری، لزوم تشکیل دولت ملی و فراگیر متشکل از همه اقوام و مذاهب در آن کشور
متن با اشاره به آیه قرآن، فاجعه تروریستی در مسجدجامع قندوز افغانستان را محکوم میکند و آن را نتیجه همدستی گروههای افراطی و تکفیری با بیگانگان مستکبر میداند. در ادامه، تنها راه نجات ملت افغانستان را تشکیل دولتی فراگیر با مشارکت همه اقوام و مذاهب و مبتنی بر رأی مردم برای دستیابی به استقلال و امنیت معرفی میکند. همچنین، از مجامع بینالمللی و دولتهای مسلمان میخواهد که در قبال این جنایات سکوت نکنند و برای پایان دادن به این فجایع چارهاندیشی نمایند. در پایان، برای مردم افغانستان نجات از شر اشرار و بیگانگان و برای شهدای این فاجعه علو درجات و برای بازماندگان صبر و تسلی آرزو میشود.

مکالمه خیالی در اثبات و رد مشروطیت
این مکالمه خیالی میان «مقیم» و «مسافر» به بررسی ماهیت مشروطه و تفاوت آن با استبداد میپردازد. مقیم در ابتدا مشروطه را عامل خرابی ایران میداند و آن را امری جدید و خلاف شرع میپندارد. مسافر در پاسخ، مشروطه را همان قانون و دستورالعمل پیامبر اسلام معرفی میکند که در طول زمان به فراموشی سپرده شده و اکنون مشروطهخواهان به دنبال احیای آن هستند. او با استناد به آیات و روایات، مشورت و شورا را از اصول اسلام میداند و سلطنت مطلقه را خلاف شرع معرفی میکند. در ادامه، مسافر به تفصیل به تبیین پانزده تفاوت اساسی میان نظام مشروطه و استبداد میپردازد. این تفاوتها شامل نحوه اداره کشور، جمعآوری و مصرف مالیات، اجرای عدالت، آزادیهای فردی، ترویج علم و صنعت، و امنیت جانی و مالی مردم میشود. در هر مورد، میرزا هدایتالله (صاحبخانه) با ذکر حکایاتی از ظلم و فساد دوران استبداد، سخنان مسافر را تأیید میکند. در پایان، مقیم به شبهه «مشروطه مشروعه» اشاره میکند و مسافر با مقایسه آن با حیله معاویه و عمروعاص در جنگ صفین، این عنوان را دسیسهای برای از بین بردن مشروطه و بازگرداندن استبداد میداند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که برخی از مفاسد رخ داده در دوران مشروطه، ناشی از اقدامات دولتیان و مستبدین بوده و نباید به پای اصل مشروطه گذاشته شود.

توصیف تکاندهنده از شهر و مردم اصفهان پس از حمله افغان ها
متن با اشاره به سالها مطالعه و کسب اجازات علمی آغاز میشود و سپس با استناد به آیه ۱۱۲ سوره نحل، به تغییر اوضاع زمانه و شیوع ظلم و فسق در ایران، به ویژه عراق عرب و عجم، میپردازد. در ادامه، به خاموشی چراغ علم، از رونق افتادن آثار عالمان و ذلت پرهیزکاران اشاره میکند. سپس، به ضعف ارکان دولت و سستی بنیاد سلطنت میپردازد و محاصره اصفهان توسط سپاهیان افغان را توصیف میکند. متن به قحطی و گرانی بیسابقه در شهر و وضعیت اسفناک مردم، از جمله مرگ و میر گسترده، اسارت زنان، قتل مردان و ذبح فرزندان اشاره دارد. در پایان، با ابراز تأسف از تسلط دشمن بر شهر، حبس پادشاه، قتل امیران و تخریب مدارس و معابد، به فقدان عالمان و صالحان و از میان رفتن آثار فقیهان اشاره میکند.
شماری از خیانتها و جنایتهای دولت انگلیس در جنوب کشور
این بیانیه با طرح پرسشهایی خطاب به اقشار مختلف جامعه، به تشریح اقدامات تجاوزکارانه و استعماری دولت انگلیس در جنوب ایران میپردازد. در ابتدا، تصرف غاصبانه بخشهای مهم جنوب، استقرار دوازده هزار نیروی هندی، ورود کشتیهای جنگی و تجهیزات نظامی به بنادر، و تصرف جزایر خلیج فارس توسط انگلیس مورد انتقاد قرار میگیرد. سپس، همدستی انگلیس با حکام خائن محلی، سرکوب آزادیخواهان و استقلالطلبان، جلوگیری از فعالیت احزاب سیاسی و محروم کردن مردم از حق انتخاب وکیل پارلمان، از دیگر خیانتهای این دولت برشمرده میشود. در ادامه، به جمعآوری طلا و نقره مردم در ازای اسکناسهای بیاعتبار و جلوگیری از فعالیت مأموران سیاسی دولتهای دیگر در جنوب ایران اشاره میشود. بیانیه با انتقاد از احتکار آذوقه در سال قحطی و سانسور مراسلات پستی، به این نتیجه میرسد که دولت و ملت ایران باید در مقابل این تعدیات متحد شده و با اجازه ورود قشون ترک و آلمان، در برابر دولت انگلیس ایستادگی کنند تا استقلال ایران، به ویژه جنوب، حفظ شود. در پایان، از شنیدهها مبنی بر جایگزینی نیروهای انگلیسی به جای روسها در اصفهان ابراز نگرانی میشود.

انتظارات جمهوری اسلامی ایران از صدور قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد راجع به پایان دادن به جنگ تحمیلی
سخنرانی با تأکید بر اهمیت و مسئولیت شورای امنیت سازمان ملل در قبال جنگ ایران و عراق آغاز میشود. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که اگر شورای امنیت رویکردی عادلانه و منطقی در پیش گیرد، اعتبار کسب خواهد کرد، اما در صورت تأثیرپذیری از ابرقدرتها و نادیده گرفتن حق و عدالت، ضربه مهلکی به حیثیت آن وارد خواهد شد. سپس، به موضع ایران در جنگ و تجاوز صدام به خاک کشور، جنایات جنگی رژیم بعث و گسترش جنگ به خلیج فارس اشاره میشود و تأکید میگردد که ایران در هیچ مرحلهای آغازگر یا گسترشدهنده جنگ نبوده و تنها به مقابله به مثل پرداخته است. در پایان، با رد ادعای صلحطلبی صدام، از شورای امنیت خواسته میشود که متجاوز بودن صدام را رسماً اعلام کند و هشدار داده میشود که در صورت عدم پذیرش این خواسته، ایران بر اساس اصول خود تصمیمگیری خواهد کرد و از هیچ قدرت خارجی تبعیت نخواهد کرد.

مشوه نمودن اوضاع و ترور شخصیتها توسط مشروطهخواهان تندرو
متن با اشاره به وضعیت حساس کشور و دخالت بیگانگان آغاز میشود و بیان میکند که هدف اجانب نابودی دولت اسلامی ایران است. در ادامه، نویسنده از برخی افراد داخلی که با بیناموسی به دامان اجانب چسبیدهاند و آنها را به مداخله دعوت میکنند، ابراز نگرانی میکند. سپس به یکی از نیرنگهای این افراد اشاره میکند که با گزارشهای جعلی، شخصیتهای محترم را مستبد جلوه میدهند و مانع خدمت آنها به ملت میشوند. در ادامه، نویسنده به دفاع از آقا میرزا ابوالقاسم، فرزند حجتالاسلام طباطبایی، میپردازد و اتهام طرفداری از استبداد را رد میکند. او تأکید میکند که آقا میرزا ابوالقاسم در مجلس از ملت طرفداری کرده و مشروطیت را تحدید حدود و تعیین حقوق دانسته است. در پایان، نویسنده از مخاطب درخواست میکند که تحقیقات لازم را انجام داده و این نامه را در روزنامه درج کند تا شبهات از بین برود.
استقرار آزادی و عدالت، هدف مشروطیت
متن با انتقاد از عدم مشارکت فعال مردم فارس و بنادر در نهضت مشروطه آغاز میشود و این عدم فعالیت را ناشی از عدم آگاهی از اهمیت مشروطیت و حقوق خود میداند. در ادامه، به تشریح مفهوم مشروطیت میپردازد و آن را به معنای احقاق حقوق ملت، اجرای عدالت، محدود کردن ظلم حکام و رفع بندگی از ملاکین معرفی میکند. همچنین، بر لزوم نظارت مردم بر نحوه مصرف مالیاتها تأکید میکند و بیان میدارد که مالیات باید صرف آبادانی کشور و حفظ حدود آن شود، نه مصارف شخصی حکام. در پایان، به سکنه جنوب ایران هشدار میدهد که از این فرصت تاریخی برای آزادی و اثبات حقوق خود استفاده کنند و به کسانی که مشروطیت را به آزادی در دین تعبیر میکنند یا با آن مخالفت میورزند، انتقاد میکند و جهل سیاسی یا ترس از دست دادن موقعیت را دلیل آن میداند.
اظهار تظلم به مسئولان حکومتی
متن با ابراز نگرانی از عملکرد مشیرالسلطان، حاکم گروس، آغاز میشود که اهالی را از حقوق قانونی خود محروم کرده است. در ادامه، درخواست میشود که به اهالی اجازه داده شود وکیل خود را برای اعزام به دارالخلافه انتخاب کنند و این انتخاب تحت تأثیر حکومت نباشد. سپس به وضعیت نابسامان منطقه اشاره میشود که به دلیل بیکفایتی حکومت و غارت عشایر، مال و جان مردم در خطر است. در بخش بعدی، به سوءاستفادههای مالی حاکم از جمله خرید گندم با قیمت بالا از ملاکین و فروش آن به خبازان با سود بیشتر، عدم پرداخت بهای گندم خریداری شده برای خبازخانه و وضع عوارض غیرقانونی بر کالاها و خدمات مختلف اشاره میشود. در پایان، به فساد در سیستم قضایی و عدم گزارش صحیح تلگرافخانه و پستخانه به دلیل ملاحظات حکومتی اشاره شده و از وضعیت دشوار رعایا پرسش میشود.
محکومیت کشتار مردم تهران توسط رژیم شاه و درخواست عدم برگزاری هرگونه تظاهرات از سوی مردم
این بیانیه با ابراز تأثر و اندوه عمیق از فاجعه کشتار مردم تهران در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ و حوادث مشابه در مشهد و سایر شهرها آغاز میشود. در ادامه، این حوادث خونین را محکوم کرده و آن را نتیجه عدم توجه به خواستههای مشروع ملت ایران و روحانیت میداند. در پایان، ضمن اعلام همدردی با بازماندگان، از عموم مسلمانان و حوزههای علمیه درخواست همکاری در عزاداری را دارد و اکیداً توصیه میکند که از هرگونه تظاهرات و عملی که منجر به درگیری و سوءاستفاده مأموران شود، خودداری کنند تا از حوادث خونین بیشتر جلوگیری شود.

اهمیت و فواید قانون
متن با تشبیه فشار هوا به فشار استبداد، به نقد وضعیت بیقانونی و عقبماندگی ایران میپردازد. سپس با برشمردن مشکلات جامعه ایران در حوزههای بیکاری، بیسوادی، عدم ثبت احوال، فقدان فضاهای عمومی و ضعف بهداشت، این وضعیت را با کشورهای متمدن مقایسه میکند. در ادامه، به ریشههای تاریخی اطاعت بیچون و چرا از سلاطین اشاره کرده و پیامبر اسلام (ص) را اولین کسی معرفی میکند که با دعوت به قانون الهی، بشریت را از بندگی سلاطین رهانید و تمدن اسلامی را پایهگذاری کرد. متن سپس به افول تمدن اسلامی و اقتباس قوانین از سوی اروپاییان اشاره میکند و در پایان، با تأکید بر اینکه اصول تمدن از اسلام نشأت گرفته، مسلمانان امروز را به اتحاد، مجاهدت در راه خدا و پیروی از سیره رهبران صدر اسلام برای احیای مجدد تمدن اسلامی و رهایی از ظلم و بیقانونی فرا میخواند.
شکایت از فتنه و فساد میرزا احمدخان دریابیگی (حاکم بنادر جنوب)
سید اسدالله خرقانی در نامهای به تهران، به تشریح اقدامات میرزا احمدخان دریابیگی، حاکم بنادر جنوب، میپردازد. او ابتدا به چگونگی ورود دریابیگی به بوشهر و نقش خود در تسهیل این امر اشاره میکند. سپس، به انتقاد از اقدامات وحشیانه دریابیگی در برخورد با سید اهرمی و غارت خانهاش میپردازد. خرقانی از همراهی با اعمال فاسد دریابیگی خودداری کرده و به مخالفت با لشکرکشی او به تنگستان اشاره میکند که با گزارشهای دروغین به تهران و صرف هزینههای گزاف همراه بوده است. در ادامه، به تحریک اهل سنت عباسی و لنگه علیه سید عبدالحسین لاری توسط دریابیگی و خاندان قوامالملک شیرازی اشاره میکند و این اقدامات را به منظور ایجاد فتنه و کسب منافع مالی میداند. در پایان، خرقانی خواستار عدم پذیرش هزینههای دریابیگی بدون تصویب انجمنها و حضور بازرسان مالی و عدلیه میشود و بر فداکاری خود برای ملت ایران تأکید میکند.
اعلام الحاد و تکفیر سران حکومت بعث عراق
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود. سپس به نقد شدید سردمداران حکومت بعث عراق میپردازد و آنها را ملحد و کافر معرفی میکند. در ادامه، به تمسخر آموزههای دین، تعدی به مقدسات و آزار و شکنجه مؤمنان در زندانها توسط این حکومت اشاره میشود. در پایان، بر ثبت این جنایات در تاریخ و عدم فراموشی آنها توسط ملتهای اسلامی تأکید شده است.
اعلام جهاد با رژیم محمدعلی شاه قاجار

هشدار به مردم شیراز نسبت به فریبکاران و پیروی از مراجع مشروطهخواه
متن با استناد به آیه قرآن، فضیلت امت اسلامی را در امر به معروف و نهی از منکر میداند و از بیتوجهی مردم شیراز به نصایح دلسوزان و پیروی از مسیرهای ویرانگر انتقاد میکند. سپس به شیرازیان هشدار میدهد که از حرکات وحشیانه و تفرقهافکنانه دست بردارند و به عواقب دنیوی و اخروی آن اشاره میکند. در ادامه، به تلاشهای مشروطهخواهان برای استقلال و حراست از دین اشاره کرده و شیرازیان را به دلیل نفاق و عدم حمایت از این حرکت سرزنش میکند. در بخش بعدی، به متحصنین در شاهچراغ و مسجد نو و پناهندگان تلگرافخانه خطاب کرده و آنها را از عواقب پیروی از نصرالدوله و صولتالدوله برحذر میدارد. به نصرالدوله، به عنوان «آژنت روس»، توصیه میکند که از گذشته عبرت بگیرد و از دامن زدن به آشوب دست بردارد. به صولتالدوله یادآوری میکند که پیشتر از او برای حمایت از مشروطهخواهان دعوت شده بود و اکنون از او میخواهد که فتنه را خاموش کند و به قوانین دولت مشروطه احترام بگذارد. در پایان، به علمای اعلام پیشنهاد میکند که در صورت عدم پذیرش حق توسط مردم و خواص، شهر را ترک کنند و تنها در صورتی بازگردند که مردم از حرکات وحشیانه دست برداشته و به اخلاق اسلامی عمل کنند.
تایید و حمایت مجلس شورا و رد همکاری با مخالفان
این متن با اشاره به دریافت تلگرافی، موضع علمای اصفهان را در حمایت قاطع از مشروطه و مجلس شورا اعلام میکند. در ادامه، به تلگرافی از مخالفان مشروطه پاسخ داده میشود که در آن، وضعیت پیش از مشروطه را فاقد اثر از اسلام و دین و پر از ظلم و اجحاف توصیف کرده و مجلس را تنها راه احیای اسلام، رفع مفاسد و نجات از بیگانگان میداند. در پایان، از مخاطبان خواسته میشود که در همراهی با مجلس کوتاهی نکنند تا دین، ناموس و مال مسلمین از بین نرود.
تجلیل از رهبران مشروطه
این شعر با توصیف رنج و خمار جانکاه آغاز میشود و سپس به امید و نوید از رحمت الهی میپردازد. در ادامه، به ظلم و ستم دوران گذشته و خونریزیهای آن اشاره میکند و با ستایش از مجاهدان مشروطه، از تغییر اوضاع به سمت پیروزی و روشنایی سخن میگوید. شعر به نقش رهبران مشروطه، از جمله باقرخان و ستارخان، در مبارزه با بیداد و برقراری عدالت میپردازد و از سید محمد طباطبایی و علمای خراسان به دلیل حمایت از دین و ملت تجلیل میکند. در پایان، با تأکید بر قدرت و عزت خراسان و نقش آن در حمایت از مشروطه، به امیدواری برای آیندهای بهتر اشاره دارد.
چند یادآوری به دولت و ملت ایران
این متن با طرح پرسشهایی از وضعیت نامطلوب ایران در مقایسه با کشورهای پیشرفته آغاز میشود. به مسائلی چون عدم پیشرفت علمی، مهاجرت ایرانیان، عقبماندگی از ژاپن، احتکار و عدم مجازات محتکرین اشاره میکند. سپس به مشکلات سیاسی و حقوقی مربوط به زوار عتبات در مرز عثمانی و عدم پیگیری حقوق اتباع ایرانی توسط مأموران ایران میپردازد. در ادامه، به تناقض در فرامین دولتی درباره تجارت پوست بره و تأثیر نام کالا بر ارزش آن اشاره میکند. مسائل فقهی مربوط به حمل جنازه، دفن در سرداب و نبش قبر را مطرح کرده و سپس به اهمیت تمدن و سیاست برای آزادی ملت، عواقب تجارت نامتوازن با خارجه و لزوم محاکمه اجباری در مجامع بینالمللی میپردازد. در پایان، بر لزوم سازماندهی افواج ملی تحت امر یک سردار اعظم با تصویب شورای ملی، اهمیت بنادر جنوبی، ضرورت اتحاد حول مجلس شورا و پرهیز از مصرف کالاهای خارجی تأکید میکند و از تأسیس کارخانه کاغذ سیگار در تبریز قدردانی کرده و مصرف تولیدات داخلی را واجب میشمارد.
فواید استقرار مشروطیت در کشور
این متن با تقریظی از محمدکاظم خراسانی آغاز میشود که در آن، مشروطیت را به منزله حفظ اسلام و مخالفت با آن را محاربه با امام زمان (عج) میداند و از مسلمانان میخواهد که برای حفظ دین و دنیای خود، این اساس را استوار سازند. سپس، محمداسماعیل غروی محلاتی به تبیین مفهوم مشروطیت میپردازد و آن را محدود شدن اختیارات دولت و پادشاه به قوانین مفید برای مملکت اسلامی و تقویت ملت و دولت تعریف میکند. در مقابل، سلطنت استبدادی را خودسری حاکمان و عمل بر اساس شهوت و غضب میداند که به صلاح مسلمین نیست. در ادامه، به وضعیت نابسامان مملکت اسلامی در دوران اخیر اشاره میکند که به دلیل خودخواهی و شهوترانی حاکمان، شیرازه آن از هم گسیخته و در معرض تهاجم اجانب قرار گرفته است. برای دفع این مفسده، راهکار را در اتحاد ملت و تعیین عقلای با بصیرت برای وضع قوانین و نظارت بر اعمال حکومت میداند تا از تعدی به حقوق عامه جلوگیری شود و مملکت از خرابی به عمران مبدل گردد. در پایان، بر لزوم اهتمام عموم مسلمین در حفظ اساس مشروطیت تأکید میکند و آن را معادل حفظ بیضه اسلام میداند و نابودی آن را به منزله نابودی اسلام تلقی میکند.

انتقاد شدید از رفتار توهینآمیز دولتیان نسبت به علما، بزرگان و مردم فارس
متن با خطاب به ولیعهد آغاز میشود و بر اهمیت حمایت از اسلام و مذهب شیعه توسط حاکمان تأکید میکند. با ذکر نمونههایی از تاریخ ایران و اسلام، مانند اردشیر بابکان، شاه عباس صفوی، چنگیز و صلاحالدین ایوبی، نقش علما و دین در مشروعیت و بقای حکومتها تبیین میشود. سپس به جایگاه علما در جامعه و نقش آنها در امور شرعی و حقوقی مردم اشاره شده و از بیتوجهی دولت به تظلمات مردم فارس و توهین به علما انتقاد میشود. در ادامه، دولت به دلیل تعیین یک مأمور برای بررسی صدق و کذب ادعاهای علمای جامعالشرایط مورد سرزنش قرار میگیرد و اعلام میشود که مردم و علمای شیراز به بقاع متبرکه پناه بردهاند و برای رفع این توهین و عزل حاکم ظالم آمادهاند. در پایان، با تأکید بر اینکه دولت باید متشکل از رجال دانشمند و سیاسیدان باشد، نه افراد غربزده و مستبد، و با اشاره به سابقه جمهوری اسلامی ایران در عزل حاکمان ظالم، از ولیعهد خواسته میشود که به این مسئله رسیدگی کند و هشدار داده میشود که در صورت بیتوجهی، عواقب وخیمی در پی خواهد داشت.
تبیین و تشریح مشروطیت و لزوم انتخاب افراد متدین، میهندوست و خدمتگزار به نمایندگی مجلس
با توجه به سوءاستفاده برخی افراد از عنوان مشروطهخواهی برای مقاصد فاسد و ایجاد تشویش در اذهان مسلمین، تعریفی از مشروطیت و آزادی ارائه میشود. مشروطیت به معنای محدود بودن ادارات سلطنتی و دولتی به قوانین موضوعه بر طبق مذهب رسمی کشور است و آزادی ملت نیز به معنای عدم مقهوریت در برابر تحکمات خودسرانه سلطنت و احقاق حقوق ملیه است. با توجه به اینکه مذهب رسمی ایران اسلام و طریقه اثنی عشریه است، مشروطیت ایران به معنای عدم تجاوز دولت و ملت از قوانین شرعی، حفظ نوامیس ملی و شرعی، اشاعه عدالت، محو ظلم و صیانت از اسلام است. نمایندگان ملت نیز باید افرادی امین، با درایت و بدون خیانت به دین و دولت باشند. تأکید میشود که اساس مسلمانی بر این مبنا استوار است و قانون اساسی نیز بر عدم مخالفت قوانین با احکام شرعی تصریح دارد. در پایان، امیدواری به انتخاب نمایندگان صالح و وفادار به اسلام و ملت ابراز شده و هشدار داده میشود که هیچ مفسدی نباید بتواند با نقض قانون اساسی و احکام جعفری، استبدادی جدید و زشتتر از گذشته برپا کند. اسلامپرستان و سرداران ملت نیز مراقب خواهند بود تا چنین استبدادی را نپذیرند.


فریبکاری و اغفال مشروعه خواهان تبریز
آفات و تهدیدهای داخلی فراروی انقلاب
سخنرانی با سلام و درود به پیامبران، ائمه و حضرت معصومه (س) آغاز میشود و به اهمیت شهر قم به عنوان خاستگاه قیام اسلامی اشاره میکند. در ادامه، مراحل سهگانه وحی، تدثر (اندیشه) و قیام را در مسیر انقلاب اسلامی تبیین میکند و دو آفت اصلی انقلاب را برمیشمارد: اول، بزرگنمایی دشمن و خودبزرگبینی انقلابیون پس از پیروزی که با تأکید بر «وَ رَبَّکَ فَکَبِّر» و «وَ ثِیابَکَ فَطَهُر» به پرهیز از غرور و حفظ پاکدامنی توصیه میکند. دوم، خطر تبدیل انقلابی به ضد انقلابی از طریق تکبر و منتگذاری که با آیه «وَ لا تَمنُن تَستَکثِرُ» به دوری از این رذایل فرا میخواند. سپس به خطر طاغوتهای متکبر و خودسر اشاره کرده و تأکید میکند که مرحله سازندگی انقلاب دشوارتر از مرحله انهدام است. در بخش بعدی، به دسیسههای استعمار برای انحراف انقلاب به سمت افراطیگری راست و چپ اشاره میکند و خطر «غالیان» (تندروها) و «تالیان» (عقبماندهها) را با استناد به خطبه امام علی (ع) و تجربه خوارج نهروان گوشزد میکند. همچنین به نفوذ ساواکیها و جاسوسان با چهره مذهبی در میان انقلابیون اشاره کرده و بر لزوم هوشیاری و حفظ انقلاب تحت رهبری امام خمینی تأکید میکند. در ادامه، با یادآوری خاطرات خود از مدرسه فیضیه و مبارزات شیخ محمدتقی بافقی یزدی در برابر رضاخان، به نقش روحانیت در حفظ مکتب اسلام اشاره میکند. در پایان، به دغدغه مردم درباره آینده انقلاب و چگونگی مشارکت در اداره کشور میپردازد و راهحل را در تشکیل «انجمنهای ایالتی و ولایتی» میداند که مردم بتوانند سرنوشت خود را به دست بگیرند. به تجربه خود در کردستان و لزوم رسیدگی به خواستههای مردم مناطق مختلف اشاره میکند و خطر کمونیسم را مولود استبداد سیاسی و دینی میداند و تأکید میکند که اسلام اصیل پاسخگوی تمام نیازهاست. سخنرانی با اعلام موافقت امام خمینی با تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی و تأکید بر لزوم ابلاغ این فرمان به سراسر کشور و بازگشایی دفاتر خود پایان مییابد.
درخواست اتحاد همه مسئولان کشور و نگرانی از تغییرات مداوم در دولت
متن با توصیف وضعیت بحرانی ایران در دوران استبداد آغاز میشود و به نقش علما، عقلا و احرار در برپایی مشروطیت و نجات کشور از استبداد اشاره میکند. سپس به وضعیت کنونی کشور میپردازد و از تراکم حوادث، ضعف ملت و عدم رسیدگی به امور عمومی ابراز نگرانی میکند. نویسنده، دلیل اصلی مشکلات را قصور اولیای امور در انجام وظایف و عدم اتحاد و اتفاق میداند و به تغییرات مداوم کابینه و وزارتخانهها که مانع رسیدگی به حال ملت شده، اشاره میکند. در پایان، از وکلای ملت و نایبالسلطنه درخواست میشود که با اتحاد و اتفاق، چارهای برای دردهای ملت بیابند و به وظایف خود عمل کنند.
بهرهبرداری استکبار جهانی از اختلافات مذهبی مسلمانان، تلاش امریکا در جهت تفرقهافکنی و ناکامی وحدت اسلامی و تحریف انقلاب اسلامی ایران، لزوم وحدت مسلمانان در مقابله با استکبار
سخنرانی با اشاره به فقدان وحدت اسلامی و تقسیم امت به دو جناح شیعه و سنی آغاز میشود که مانع رشد کشورهای اسلامی شده و حکام ستمگر را در غارت داراییها یاری میدهد. در ادامه، به نقش حکام در دامن زدن به اختلافات مذهبی برای پنهان کردن چهره واقعی کفر و غفلت از مسائل عدالت و آزادی پرداخته میشود. سپس، دلایل ناکامی وحدت اسلامی علیرغم شعارهای طولانیمدت، از جمله تلقی استعمار از وحدت به عنوان تهدید و تلاش آمریکا برای جلوگیری از آن، بررسی میگردد. در بخش بعدی، بر لزوم اتخاذ روش قرآنی و تمرکز بر مشترکات برای دستیابی به وحدت سیاسی تأکید شده و نمونههایی از وحدت در مبارزه با اسرائیل و حمایت از مردم افغانستان ذکر میشود. سخنرانی به توطئههای استعمار برای تضعیف جنبشهای اسلامی و معرفی انقلاب ایران به عنوان انقلابی شیعی اشاره کرده و از مسلمانان میخواهد که وحدت اسلامی را تبلور آزادی و اسلامیت زندگی بدانند. در پایان، با طرح این پرسش که در صورت حضور پیامبر (ص) چه میکردیم، از مسلمانان میخواهد که از غرق شدن در تاریخ بپرهیزند و با تجدیدنظر در آگاهی و اخلاص خود، در برابر کفر جهانی متحد شوند و اسلام را در همه عرصهها حاکم گردانند.
شکایت از نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای ملی
نامهای به مستشارالدوله درباره دریافت مکاتبات خصوصی و نامطلوب از تهران و انجمن ایالتی تبریز که حاوی اتهامات و مطالب مغرضانه علیه نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای ملی است. نویسنده با اشاره به فداکاریهای مردم آذربایجان در راه مشروطیت، این اتهامات را ناشی از اغراض شخصی و موجب تنزل جایگاه ملی میداند. در پایان، از مستشارالدوله درخواست میشود تا در مورد این مکاتبات و رفتار نمایندگان آذربایجان به انجمن ولایتی اطلاعرسانی کند و به شایعات جراید اسلامبول نیز پاسخ دهد تا حیثیت وکلای آذربایجان حفظ شود.
اظهار عدم رضایت و تنفر از حضور نیروهای متجاوز روسی و انگلیسی در کشور به وزرای مختار دول اروپایی و عثمانی و ژاپن
این متن با اشاره به چهار سال مجاهدت ملت ایران برای آزادی و استقلال، به تغییر رویه دولتهای روسیه و انگلیس میپردازد. در ابتدا، این دولتها خود را حامی حقوق بشر و آزادی معرفی میکردند، اما اکنون با تحریکات پنهانی خود، بینظمی و ناامنی ایجاد کردهاند. دولت روسیه بدون حق و قانون، نیروهای خود را وارد خاک ایران کرده و دو سال است که با فشار مداوم، موجب افزایش اختلافات و پریشانی ملت شده است. اخیراً نیز دولت انگلیس با یادداشتی تهدیدآمیز، قصد دارد استقلال ایران را از بین ببرد و مسلمانان را نگران کند. در پایان، از نمایندگان دولتهای دوست درخواست میشود که با توجه به وجدان خود، از محو استقلال کشوری با قدمت شش هزار ساله که تازه از استبداد رها شده، جلوگیری کرده و با اقدامی نوعخواهانه، تجاوزات را متوقف و خروج نیروهای روسی را فراهم آورند تا مسئولان کشور بتوانند با آرامش خاطر به اصلاح خرابیهای گذشته بپردازند.
اعلان تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در عدم همکاری با دولت
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطیت نامشروع است و اگر حق است، چرا رعایت نمیشود. سپس به دستور مراجع نجف مبنی بر عدم اطاعت از افکار مخاطبان و نپرداختن مالیات اشاره میکند و بر عدم امکان سرپیچی از مذهب حقه و فرمایشات مراجع تقلید تأکید دارد. در ادامه، حاکمیت سپهدار اعظم را از جانب ملت گیلان و بر اساس حق و صواب میداند و تهدید به اعزام قشون و قلع و قمع را با آمادگی برای دفاع تا آخرین قطره خون پاسخ میدهد. در پایان، آمادگی برای عبودیت و رعیتی را مشروط به بازگرداندن پادشاه به راه مهر و محبت و ادای حق مردم میداند و در صورت تکرار وضعیت آذربایجان، پرداخت مالیات را حرام اعلام میکند.
معنای آزادی و حدود آن
سخنرانی با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به اهمیت چهار رکن اساسی برای آبادانی مملکت اشاره میکند. سپس به تبیین مفهوم «حریت» یا «آزادی» میپردازد و بیان میکند که در جامعهای که هزاران سال در بند و اسارت بوده، درک واقعی آزادی دشوار است. آزادی را با مساوات پیوند میزند و تأکید میکند که هیچکس بدون حکم الهی حق تعرض به جان، مال و ناموس دیگری را ندارد. در ادامه، آزادی را به مثابه رهایی از بندگی غیر خدا و پذیرش تنها حکم الهی تعریف میکند و آن را با مثال پدر مهربان و فرزندانش برای تبیین حکومت عادلانه و رعیت آزاد مقایسه میکند. در بخش بعدی، به اقسام آزادی شامل آزادی هویت، لسان، قلم، مطبعه، رأی و مجالس میپردازد. آزادی لسان و قلم را با مفهوم امر به معروف و نهی از منکر گره میزند و آن را از واجبات دینی میشمارد که بر همه مسلمانان واجب است و نه فقط علما. در پایان، به این نکته اشاره میکند که آزادی باید در چارچوب شرع و قوانین الهی باشد و از تهمت و غیبت پرهیز شود و بر لزوم اتحاد و اتفاق برای مقابله با ظلم و استبداد تأکید میکند.

تقلب در انتخاب نمایندگان بنادر در دومین دوره مجلس شورای ملی
متن با اشاره به بینظمیهای موجود در بنادر، به ویژه در انتخابات اعضای انجمن ولایتی و وکلای تهران، آغاز میشود. در ادامه، به دسیسههای صورتگرفته در این انتخابات اشاره شده و از عدم رسیدگی به شکایات مردم در تهران گلایه میشود. سپس، به انتخاب فردی به نام میرزا حسین، که دلیل قنسل بالیوزخانه آلمان است، اشاره شده و نحوه انتخاب او با پول و نفوذ مورد انتقاد قرار میگیرد. در پایان، از اعضای دارالشورای کبری خواسته میشود تا با استناد به گزارشهای بیطرفانه اداراتی مانند گمرک، به وضعیت بوشهر و تقلبهای انتخاباتی رسیدگی کنند و به شایعاتی که مشروطه را به افزایش مالیات و ضرر مردم متهم میکند، پاسخ دهند.
در مذمت خدمت حکام ظالم
این متن با استناد به احادیث و روایات ائمه اطهار (ع) و پیامبر اکرم (ص)، به نکوهش خدمت به پادشاهان و حاکمان ظالم میپردازد. در ابتدا، عواقب دنیوی و اخروی مدح و یاری ظالمان، از جمله همنشینی با آنان در جهنم و دوری از رحمت الهی، بیان میشود. سپس، به تفصیل به مضرات نزدیکی به صاحبان قدرت، از جمله فساد قلب، فراموشی مرگ و عدم رضایت به روزی الهی اشاره شده و توصیههایی برای پرهیز از این امر ارائه میگردد. در ادامه، با ذکر نمونههایی از برخورد ائمه (ع) با افرادی که در دستگاه ظالمان کار میکردند، راهکارهایی برای جبران اشتباهات گذشته و توبه ارائه میشود. در پایان، به مسئولیت حاکمان عادل و وظیفه آنان در رسیدگی به امور مردم و پرهیز از ظلم و ستم تأکید شده و عواقب سخت الهی برای ظالمان و یاریکنندگان آنان تشریح میگردد.
مفاسد ریاست دنیوی و پادشاهی
این متن با استناد به روایات امیرالمؤمنین (ع)، به بررسی مفاسد و خطرات طلب جاه و ریاست میپردازد. در ابتدا، طلب پادشاهی را از فریبهای شیطان دانسته و آن را عامل اصلی ظلمهای تاریخی بر انبیا و اوصیا معرفی میکند. سپس، چهار عامل اصلی زوال دولتها را شامل ضایع کردن اصول (مانند عدالتگستری)، چسبیدن به فروع (مانند جمعآوری خراج)، مقدم داشتن اراذل و به حاشیه راندن فاضلان برمیشمارد. در ادامه، بدی سیرت پادشاهان و زشتی باطن وزرا را آفت حکومتها دانسته و بر لزوم اطاعت رعایا از حاکمان عادل تأکید میکند. در پایان، با اشاره به تدبیر نیکو و رعایت حقوق رعیت، به حاکمان توصیه میکند که در زمان قدرت، از تکبر و طغیان بپرهیزند و به ضعفا بیاعتنایی نکنند، چرا که بیتوجهی به مظلومان، موجب زوال دولت و اقبال خواهد شد.
افشا و محکومیت سرکوب و ایجاد تنگنا و محدودیتهای فراوان برای طلاب حوزه علمیه قم
متن با خطاب به ملت مسلمان ایران و مردم آزاده جهان آغاز میشود و به تشریح اقدامات سرکوبگرانه هیأت حاکمه از دوم فروردین ماه سال جاری میپردازد. در ادامه، به وقایع مدرسه فیضیه قم، دستگیری طلاب و سلب معافیت تحصیلی آنان، بازداشت آیتالله خمینی و سایر علما و گویندگان، و کشتار مردم در شهرهای مختلف اشاره میکند. سپس، به تلاش حکومت برای اغفال افکار عمومی از طریق انتخابات و بازگرداندن اجباری مراجع مهاجرتکرده به تهران میپردازد. در بخش بعدی، متن به اقدامات حکومت علیه روحانیت و حوزه علمیه قم، از جمله اخراج طلاب از مدارس و آواره کردن آنان، اشاره میکند. در پایان، طلاب حوزه علمیه قم شکایت خود را به خداوند و ولی عصر (عج) تقدیم کرده و از مسلمانان استمداد میجویند. متن با تأکید بر عدم تأثیر اقدامات قانونی مراجع بر حکومتی که به هیچ اصلی پایبند نیست، به آرامش و سکوت طلاب به احترام مراجع اشاره میکند و با استناد به آیات قرآن، به پیروزی نهایی حق و عدالت و خشم ملت مسلمان ایران تأکید میورزد و در نهایت، حملات به حوزه علمیه را بخشی از نقشهای وسیعتر برای سرکوب تمام حوزههای علمیه میداند و اعلام خطر میکند.
راهبرد آینده انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و رسالت حوزههای علمیه
این بیانیه با ستایش از نقش تاریخی روحانیت در حفظ اسلام و مبارزه با استعمار آغاز میشود و به فداکاریها و شهدای روحانیت در طول تاریخ و به ویژه در انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی اشاره میکند. در ادامه، به نقد جریانهای انحرافی در حوزه، از جمله مقدسنماها، متحجرین و مروجان «اسلام آمریکایی» میپردازد و خطر نفوذ بیگانگان و شعار «جدایی دین از سیاست» را گوشزد میکند. سپس، به تحلیل موفقیتهای انقلاب اسلامی در جنگ و سایر عرصهها میپردازد و بر لزوم ایستادگی بر اصول و عدم عدول از آرمانها تأکید میکند. در پایان، به طلاب و روحانیون هشدار میدهد که از تجربه سپردن مسئولیتها به افراد بیاعتقاد به اسلام ناب عبرت بگیرند و بر حفظ وحدت و یکپارچگی روحانیت انقلابی تأکید میکند. همچنین، بر اهمیت «فقه سنتی» و «اجتهاد جواهری» با در نظر گرفتن عنصر «زمان و مکان» در اداره جامعه و لزوم حضور فعال روحانیون در عرصههای قضایی و اجرایی تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
نگرانی از بروز هرج و مرج روزافزون پس از مشروطه
متن با اشاره به انگیزه اولیه برای برقراری مشروطیت، یعنی تأمین امنیت و آبادی کشور، آغاز میشود. سپس به نگرانی فزاینده از گسترش هرج و مرج و ناامنی در مناطق مختلف پس از استقرار مشروطه میپردازد. در ادامه، با طرح این پرسش که مسئولیت تأمین امنیت بر عهده چه کسی است، به نقد عملکرد سلطان مشروطه و قوه مجریه در این زمینه میپردازد و خواستار ایفای نقش فعالتر آنها در برقراری نظم و امنیت میشود.

بشارت سرنگونی قریبالوقوع رژیم شاه و درخواست پیوستن نیروهای نظامی و انتظامی به مردم
متن با استناد به آیه قرآن، به ملت مسلمان ایران به دلیل فداکاریها و نزدیک شدن به هدف نهضت اسلامی تبریک میگوید. به نقش شهیدان در آبیاری این جنبش و رهبری آیتالله خمینی اشاره میکند و فرار شاه را نشانه سرنگونی رژیم پهلوی و برقراری جمهوری اسلامی میداند. در ادامه، به جنایات رژیم شاه در اصفهان و نجفآباد و سایر شهرها در چهل روز گذشته و همچنین در دو روز اخیر اشاره میکند و از ملت میخواهد که هوشیار باشند و صفوف خود را متحد نگه دارند. سپس از مردم میخواهد که با ارتشیانی که دستشان به خون آلوده نشده، برادرانه رفتار کنند و از نیروهای پلیس و ارتش میخواهد که از فدا کردن خود برای رژیمی که منفور ملت است، دست بردارند. در پایان، ضمن ابراز همدردی با خانوادههای شهدا، به ویژه مردم اصفهان و نجفآباد، ابراز امیدواری میکند که پیروزی جنبش با تشکیل جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی، نویدبخش نجات همه مسلمانان و مستضعفین جهان باشد.

مشروعیت علما و سلاطین و لزوم اتحاد میان آن دو
در این متن، با اشاره به پیشرفت روزافزون ملتها، بر لزوم هوشیاری و عبرتگیری از تاریخ و تحولات جهانی تأکید میشود. سپس به بیخبری و بیبصیرتی بسیاری از مردم ایران در قبال حقوق دولت و ملت اشاره شده و از کسانی که بدون علم و معرفت اظهار نظر میکنند، انتقاد میشود. در ادامه، به نقش نویسندگان و مؤلفان در بیان حقوق رعیت در برابر سلاطین پرداخته و لزوم توجه به حقوق پادشاهان بر رعایا برای حفظ نظم و امنیت جامعه تبیین میگردد. همچنین، به اهمیت وجود سلاطین مقتدر برای حفظ تمدن و جلوگیری از هرج و مرج اشاره شده و تخریب قدرت حاکم حتی در صورت ظلم، به دلیل ضرورت حفظ مصالح عمومی، جایز دانسته نمیشود. در بخش بعدی، نویسنده به رابطه دولت و ملت به مثابه روح و جسم اشاره کرده و بر لزوم اتحاد و محبت میان آنها برای آسایش و آبادی کشور تأکید میکند. از کسانی که با ایجاد تفرقه میان دولت و ملت، به شریعت آسیب میرسانند، انتقاد شده و وظیفه حکمرانان در رفع ستم و پاسبانی از حقوق مردم یادآوری میشود. در پایان، با استناد به آیات قرآن، منصب ولایت و سلطنت را حق امام معصوم دانسته و در زمان غیبت، این منصب را به دو شعبه علم و دین (متکفلین آن علما) و اقامه و اجرای احکام (متکفلین آن سلاطین عادل) تقسیم میکند و بر لزوم همکاری این دو گروه برای حفظ نظم و اجرای شریعت تأکید میورزد.
محکومیت رژیم عربستان در کشتار شیعیان آن کشور و شهادت شیخ نمر
این بیانیه با استناد به آیه قرآن، خبر اعدام شیخ نمر و دیگر بیگناهان را محکوم میکند. در ادامه، به مظلومیت اسلام و تشیع در سرزمین وحی اشاره شده و جنایات آلسعود را نتیجهای جز سقوط ظالمان نمیداند. در پایان، این مصیبت به حضرت ولی عصر (عج)، مسلمانان جهان و شیعیان عربستان تسلیت گفته شده و برای شهیدان طلب رضوان الهی میشود.

تلاش در جهت مصالحه میان دولت و مشروطهخواهان معارض و اقناع مراجع نجف، و مخالفت انگلستان و روسیه با ایجاد مصالحه
این متن با اشاره به هزینههای تاریخی ایران در برابر قدرتهای خارجی آغاز میشود و بر لزوم حفظ استقلال کشور در برابر نفوذ روسیه تأکید میکند. در ادامه، نویسنده به نقش خود در مقابله با زیادهخواهیهای روسیه و تلاش برای ایجاد مصالحه میان مشروطهخواهان و دولت اشاره میکند. او از سکوت تبریز، رشت و اصفهان در زمان گرفتاری تبریز انتقاد کرده و حرکت سپهدار و سردار اسعد را ناشی از تحریک انگلستان میداند. نویسنده همچنین به تلاشهای خود برای اقناع مراجع نجف به منظور ایجاد وحدت و جلوگیری از بازگشت استبداد اشاره میکند و از عدم تمایل خود به پذیرش وکالت مجلس سخن میگوید. در پایان، به ملاقاتهای خود با کنسولهای روس و انگلیس و مخالفت آنها با مصالحه اشاره کرده و از عینالدوله به عنوان حامی ملت یاد میکند، هرچند او را مشروطهخواه نمیداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
دعوت از عموم مسلمانان جهان برای نجات مسلمانان کشمیر از فشار دولت هند
متن با توصیف موقعیت جغرافیایی و اهمیت کشمیر آغاز میشود و به تقسیم این منطقه بین هند و پاکستان و اکثریت مسلمان آن اشاره دارد. سپس به تلاش اخیر هند برای تسلط کامل بر کشمیر از طریق زور و اعزام نیروهای نظامی میپردازد که منجر به کشتار و بازداشت بسیاری شده است. در ادامه، بر لزوم حل دیپلماتیک مسئله کشمیر تأکید شده و از مسلمانان جهان خواسته میشود تا نسبت به وضعیت برادران مسلمان خود در کشمیر بیتفاوت نباشند و برای نجات آنها از فشار دولت هند اقدام کنند. در پایان، با ابراز ناامیدی از نهادهای بینالمللی، مسئولیت مسلمانان در قبال این مسئله را گوشزد میکند.

رکود و ورشکستگی تولید ملی و تشویق مردم به استفاده از کالاهای وطنی
متن با اشاره به ضعف و انحطاط ایران در دوره قاجار و غارت اموال توسط امنای دولت آغاز میشود. سپس به تلاشهای عقلای مملکت برای رهایی از استبداد و دستیابی به مشروطیت در سال ۱۳۲۴ قمری اشاره میکند. نویسنده با وجود شکست موقت مشروطه در استبداد صغیر، بر لزوم آگاهی مردم از حقوق ملی و منافع کشور تأکید میکند و هدف رساله را تبیین علل ضعف مسلمین و راه تبدیل ذلت به عزت از طریق مشروطیت میداند. در ادامه، دو منبع قوت دین را برهان و حاملان دین معرفی میکند و به نقش علمای حقیقی و علمای سوء در تقویت یا تضعیف دین میپردازد. سپس به فقر و ضعف مسلمانان و دولت ایران اشاره کرده و آن را نتیجه از دست رفتن صنایع داخلی و ورود کالاهای خارجی میداند. در پایان، راهکار برونرفت از این وضعیت را بازگشت به تولید ملی، حمایت از صنایع داخلی، و تشویق مردم و مسئولان به استفاده از کالاهای وطنی میداند و از علما، وکلا و وعاظ میخواهد که در این مسیر پیشگام باشند.

اعلام حمایت از علمای متحصن در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)
متن با دعای خیر برای وجود مسعود عالی آغاز میشود که حامی اسلام و مسلمین است. سپس به دریافت نامهای از آستانه حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره میکند و از اقدامات انجام شده برای اعتلای کلمه اسلامیه ابراز مسرت و تشکر میکند. در ادامه، نویسنده از صمیم قلب برای جناب مستطاب و پیروان ایشان در این مقصد شریف، قوت و نصرت الهی را استدعا میکند و بر همراهی همهجانبه با عدالتخواهان تا آخرین نفس تأکید میورزد. در پایان، از خداوند طلب توفیق و از مخاطب التماس دعای مخصوص دارد و متدینین غیور تهران را به امتثال اوامر شریفه و ریشهکن کردن مواد فساد تشویق میکند.

نگارش قانون اساسی، مطابق احکام اسلامی به پیشنهاد ناصرالدین شاه قاجار
متن با اشاره به عنایت الهی و نقش چهارده معصوم در تجدید دین، به فرمان ناصرالدین شاه در سال ۱۳۰۱ قمری برای تدوین احکام شرع در سه کتاب «جامع صغیر ناصری»، «جامع کبیر ناصری» و «جامع اکبر ناصری» میپردازد. هدف از این تدوین، ارائه دستورالعملی برای نظم حکومتی بر اساس دین اسلام، تبیین احکام شرعی برای عموم و حکام، و شرح انتظامات عمومی است. در ادامه، متن به اتمام «جامع صغیر» و آغاز نگارش «جامع کبیر ناصری» اشاره میکند که شامل چهارده باب در احکام و قوانین اسلام و خاتمهای درباره اخلاق ذمیمه رایج در ایران است. در پایان، بر لزوم حفظ و حراست از دولت اسلامی و کارکنان آن تأکید شده و این امر را عین جهاد در راه خدا و موجب حیات ابدی برای شهیدان میداند.
ذلت و حقارت کنونی مسلمانان
متن با دو مقدمه آغاز میشود که در آن ضرورت وجود قانون الهی برای انتظام جامعه بشری و لزوم وجود حافظان غیبی برای اجرای آن تبیین میگردد. در ادامه، به این پرسش پاسخ داده میشود که چرا با وجود اعتقاد مسلمانان به این اصول، دچار فقر، پریشانی و عدم اطمینان به یکدیگر شدهاند. پاسخ این است که مسلمانان با عدول از قوانین الهی و روی آوردن به نفاق و ظلم، از اوج عزت به حضیض ذلت رسیدهاند. در بخش پایانی، با ذکر نمونههایی از وضعیت اسفبار مسلمانان در هند و ایران، از جمله سلطنت استبدادی، فروش زنان مسلمان به روسها، انکار قرآن توسط برخی مدعیان رهبری و سوءاستفاده قضات انگلیسی از زنان مسلمان، به اوج حقارت و بیغیرتی جامعه اسلامی اشاره میشود.
زیانها و مقاصد مشروطیت و تحریم آن
این استفتاء از علمای اصفهان درباره مشروعیت مجلس تشکیل شده در تهران و مفاسد ناشی از آن پرسش میکند. در پاسخ، مفاسد دو سال اخیر مجلس را بیشمار میداند که از جمله آنها رواج مذاهب باطله، اضمحلال اسلام، ترویج محرمات توسط مروجین احکام شرعیه، توهین به صاحب شریعت و ارکان اسلام، توهین به علمای اعلام، ترویج مساوات میان مسلمین و کفار در دیه و قصاص، قتل مؤمنین بدون انتقام، انتشار فحشا و هرزگی، افزایش ظلم و ناامنی، و منع حمل اجناس توسط مردم است. در پایان، اعانت بر برپایی چنین مجلسی را از جهات متعدد حرام و در شرایط فعلی که مجلس از بین رفته، اقامه مجدد آن را با مفاسد بیشتر و حرمت شدیدتر میداند.

شرح اوضاع نابسامان کشور و درخواست استقرار مشروطیت و گشایش مجلس شورای ملی از محمدعلی شاه
متن با توصیف وضعیت بحرانی و دشوار کشور آغاز میشود و بیان میکند که اوضاع نابسامان، متحصنین را ناچار به پناه بردن به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و بیان حقایق به شاه کرده است. در ادامه، به تفصیل به مشکلات و مصائب ایران از جمله نفاق بین ملت و دولت، اغتشاش در ایالات، فقر عمومی، بیپولی دولت، سلب اعتبار بینالمللی، ظلم حکام، قتل و غارت، یأس مردم از دولت و سوءتدبیر مسئولین اشاره میکند. همچنین، به شکایتهای مکرر شیعیان و تجار از ناامنی و وضعیت نامناسب کسب و کار میپردازد و هشدار میدهد که این وضعیت میتواند به گسیختگی شیرازه ملیت منجر شود. در پایان، با یادآوری وعده قبلی شاه مبنی بر اعطای آزادی، از او درخواست میشود که با گشایش مجلس شورای ملی، به عنوان تنها راه حل برای استقرار امنیت، اتحاد دولت و ملت و جبران خسارات وارده، به این وضعیت خاتمه دهد.
شکایت و هراس از هجوم و قتل و غارت مردم شهر توسط اشرار لر
متن با اشاره به وضعیت اسفناک اهالی بروجرد و تسلط الوار بر شهر آغاز میشود. در ادامه، انجمن ولایتی بروجرد راهکاری را برای حفظ نظم و ناموس شهر ارائه میدهد که شامل استخدام سواران چریکی از خوانین گودرزی و بیرانوند برای تأمین امنیت و باز نگه داشتن راهها است. در پایان، انجمن به مشکل تأمین مالی این تدابیر اشاره کرده و پیشنهاد میدهد که هزینهها از محل تحدید تریاک تأمین شود و از رئیس مجلس درخواست میکند تا برای ارسال باندرول به رئیس تحدید تریاک اقدام کند، در غیر این صورت شهر در معرض غارت کامل قرار خواهد گرفت.
درخواست از جوانان اروپا و امریکای شمالی درباره سیاهنمایی گسترده دولتهایشان علیه اسلام و مراجعه مستقیم به منابع اصیل اسلامی: قرآن و زندگی پیامبر اسلام(ص)
این نامه خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی، با اشاره به حوادث اخیر در فرانسه، به بررسی تصویرسازی منفی از اسلام در غرب میپردازد. در ابتدا، نویسنده جوانان را به دلیل حس حقیقتجویی و نقششان در آینده مخاطب قرار میدهد و سیاستمداران را به دلیل عدم صداقت از دایره خطاب خارج میکند. سپس، به تاریخچه طولانی هراسافکنی در غرب و تلاشها برای معرفی اسلام به عنوان دشمنی ترسناک پس از فروپاشی شوروی اشاره میکند. در ادامه، از جوانان میخواهد که درباره انگیزههای این سیاهنمایی گسترده علیه اسلام کاوش کنند و در واکنش به تبلیغات منفی، شناختی مستقیم و بیواسطه از اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر اسلام (ص) به دست آورند. در پایان، از جوانان میخواهد که اجازه ندهند چهرهپردازیهای موهن، مانع داوری بیطرفانه آنها شود و با مسئولیتپذیری در قبال حقیقت، پلی از اندیشه و انصاف بر روی شکافهای ایجاد شده بسازند تا آیندگان، تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر به نگارش درآورند.
.png&w=3840&q=75)
استمداد از علماء مجلس برای تأمین امنیت فارس
این نامه با اشاره به شهادت شیخ اصطهباناتی و سید احمد معینالاسلام و اقدامات خشونتآمیز مستبدین، وضعیت بحرانی ملت اسلام، علما و مشروطهخواهان را در فارس تشریح میکند. در ادامه، از غفلت آیتالله بهبهانی و طباطبائی و همچنین دولت و مجلس در رسیدگی فوری به این اوضاع انتقاد شده و تأکید میشود که این غفلت به خرابی مملکت منجر خواهد شد.

تأکید بر کمکرسانی سریع و فوری به مردم تبریز
این بیانیه با تشبیه قطع آذوقه بر مردم تبریز به واقعه کربلا، به شدت از وضعیت موجود انتقاد میکند. در ادامه، با لحنی پرسشگرانه، از ضعف حمیت دینی و غیرت مسلمانان در قبال این ظلم گلایه شده و از همکاری با ظالمان به شدت نکوهش میشود. بیانیه با عبارت «انا لله و انا الیه راجعون» به پایان میرسد که نشاندهنده عمق فاجعه و ناامیدی است.



رفع اتهامات ناروا نسبت به خود و اعلام گوشهنشینی
این نامه با تشکر از اقدامات مجدانه مخاطبان آغاز میشود. سپس به ماجرای قصد نگارنده برای سفر به شیراز جهت دادخواهی و مطالبه حقوق غارتشده و خون شهدای سادات و ائمه جماعات اشاره میکند که با دریافت تلگرافی از تهران مبنی بر دریافت حقوق، از این سفر منصرف شده است. در ادامه، نگارنده به وضعیت خراب خانههای خود پس از غارت و آتشسوزی اشاره میکند و بیان میدارد که با وجود بیماری و گوشهنشینی، همچنان مورد افترا و تهمت قرار گرفته است. در پایان، با تأکید بر انزوا و دوری از تعلقات دنیوی، اتهامات وارده را رد کرده و خود را بری از این نسبتها میداند.

هوشیاری مردم مسلمان ایران نسبت به دروغپردازیها و فریبکاریهای رژیم شاه
متن با اشاره به اطلاعیه سرلشکر پاکروان، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور، در مورد افشای خیانت روحانیت آغاز میشود. در ادامه، این اطلاعیه را تلاشی مذبوحانه و پروندهسازی از سوی هیئت حاکمه برای فریب مردم میداند و تأکید میکند که مردم بیدار شدهاند و ماهیت دستگاه حاکمه را شناختهاند. سپس به هیئت حاکمه توصیه میشود که با عقل و حیا به وضعیت خود بنگرند و از عقلا مشورت بگیرند. در بخش بعدی، با مقایسه عملکرد رژیم با یزید بن معاویه، تلاشهای حکومت برای توجیه اقدامات غیرقانونی و سرکوب مخالفان را بینتیجه میخواند. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که اگر هیئت حاکمه اشتباهات خود را میپذیرفت و حل مشکلات را به مراجع تقلید واگذار میکرد، محبوبیت کسب میکرد، اما به جای آن به قانونشکنی و ستیزه با ملت ادامه میدهد. سپس، با رد اتهامات مطرح شده در اطلاعیه پاکروان مبنی بر ارتباط روحانیت با یک عرب مرموز و دریافت پول، این اتهامات را ساختگی و بخشی از پروندهسازیهای دولت میداند. در پایان، با تأکید بر اینکه روحانیت بر قلوب مردم حکومت میکند و مردم فرامین آن را فرامین خدا میدانند، هشدار میدهد که با تجاوز به حریم قرآن و اسلام و سرکوب علما و مردم، نمیتوان کاری از پیش برد و مسلمانان تا پای جان برای تحقق خواستههای شرعی و قانونی خود ایستادگی خواهند کرد. متن با ابراز تأثر از شهادت مردم در فاجعه ۱۲ و ۱۳ محرم و طلب صبر برای خانوادههای داغدار به پایان میرسد.

پیشنهاد ساز و کارهایی به منظور حفظ دین، استقلال و پیشرفت کشور و سلامت جامعه
این نامه با اشاره به مجاهدتهای علما و ملت در استقرار مشروطیت، هدف اصلی این تلاشها را حفظ دین، احیای وطن اسلامی، آبادی مملکت و ترقی ملت میداند. سپس به انحرافات موجود در اداره کشور پس از مشروطه، از جمله تشکیل ادارات فاسد، صرف بیرویه مالیه در مصارف غیرضروری، عدم اجرای عفو عمومی و هتک نوامیس دینی اشاره میکند. در ادامه، بر اسلامی بودن ایران و لزوم حفظ بیضه اسلامیه تأکید کرده و خواستار اصلاح مفاسد موجود، الغای تحمیلات خارج از تحمل ملت، قطع ایادی مفسدین، تشکیل قوای نظامی منظم، تشکیل مجلس سنا و تعیین مدعیالعموم قانونی برای نظارت بر مطبوعات میشود. در پایان، درخواست میشود که قانون معارف پس از تأیید هیئت مجتهدین ناظر، برای نویسندگان ارسال شود تا نظرات خود را در این زمینه ارائه دهند.


تلاش در جهت استقرار مجدد مشروطیت و اعلان تشکیل انجمن ایالتی
این بیانیه با اشاره به اهمیت مشروطیت برای استقلال کشور و جلوگیری از سلطه بیگانگان آغاز میشود. در ادامه، به فتوای علمای بزرگ مبنی بر وجوب جهاد برای احیای مشروطیت اشاره کرده و از مسلمانان میخواهد که از این حکم اطاعت کنند. سپس، با تأکید بر لزوم دفاع از مشروطیت تا پای جان، از تشکیل انجمن ولایتی در تنکابن و خرمآباد خبر میدهد و از مردم میخواهد که در صورت وقوع ظلم و تعدی، به این انجمن اطلاع دهند تا با اقتدار به رفع آن بپردازد.
درخواست بازگشت مشروطیت توسط محمدعلی شاه و وعده همکاری با او
این نامه با ستایش از مقام سلطنت آغاز میشود و به محمدعلی شاه یادآوری میکند که مشروطیت با دستخط شاه فقید توشیح شده و ملت به تکمیل آن امیدوار بوده است. نویسندگان، درباریان مغرض را عامل بازداشتن قوه مجریه از اجرای قوانین و عدم تحقق کامل مشروطه میدانند. اشاره میشود که ملت ایران، مشروطه را از فرائض مذهبی خود میداند و سکوت اخیرشان ناشی از شاهدوستی و انتظار برای ایفای وعدههای شاهانه بوده است. در ادامه، ویرانی کشور و مشکلات اقتصادی را نتیجه سوءتدبیر درباریان و نقض عهد آنان معرفی میکند. در پایان، با سوگند به ذات ملوکانه، اطمینان داده میشود که با اعطای دستخط بازگشت مشروطه و افتتاح مجلس شورای ملی، ملت وفاداری و فداکاری کامل خود را نشان خواهد داد و از شاه درخواست میشود که هرچه سریعتر دستخط بازگشت مشروطیت را به اهالی اصفهان عنایت فرماید.
محکومیت حمله خونین نظامیان بحرینی به جوانان و هتک حرمت رهبر مذهبی آن کشور (شیخ عیسی قاسم)، لزوم گفتگوی دولت با مخالفان برای برونرفت از بحران سیاسی
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود. سپس، حمله نظامیان بحرینی به جوانان منطقه درزا و هتک حرمت منزل شیخ عیسی قاسم را به شدت محکوم میکند. این اقدامات را در راستای اهداف استعماری و تفرقهافکنانه دانسته و به حکومت بحرین توصیه میکند از برخوردهای خشونتآمیز که منجر به فتنه قومی میشود، پرهیز کند. در پایان، بر لزوم ورود به گفتگوی گسترده و جدی برای خروج از بحران سیاسی تأکید میکند.

انتقاد از وطنفروشی و خیانت دولتمردان ایران
متن با توصیف ملتی آغاز میشود که مسئولان آن به جای عدالت، به ظلم و فساد روی آوردهاند و اخلاقشان به دلیل جهل فاسد شده است. در ادامه، با لحنی تند، به دولتمردان بیغیرت و بیشرم حمله میکند که به خاطر منافع ناچیز، به وطن خیانت کرده و ظالمان را تقدیس میکنند. سپس با یادآوری شکوه و عظمت ایران باستان، از وضعیت کنونی کشور که بخش بزرگی از آن از دست رفته، ابراز تأسف میکند. در بخش بعدی، به تفصیل به دو خیانت بزرگ دولتمردان میپردازد: اول، تقسیم غیرقانونی خراج مملکت و دریافت مواجب و رشوههای کلان که دولت را مجبور به استقراض از بیگانگان کرده است؛ و دوم، تصرف املاک بزرگ دولتی به نام تیول و تبدیل آنها به ملک شخصی از طریق حیله و نیرنگ.
آفات انقلاب اسلامی
سخنرانی با ابراز نگرانی از تکرار اشتباهات امتهای پیشین در انقلاب آغاز میشود و بر لزوم حفظ وحدت کلمه به عنوان اولین پایه انقلاب تأکید میکند. سپس به نقد باندبازی و دستهبندیها به عنوان ضربهای داخلی میپردازد. در ادامه، دومین آفت را سهمخواهی از پیروزی انقلاب معرفی کرده و با اشاره به واقعه احد و آیات قرآن، دنیاطلبی پس از جهاد را مذمت میکند. سخنران تأکید میکند که خدمت به انقلاب محدود به مناصب رسمی نیست و هر فرد متعهد میتواند در هر جایگاهی خدمت کند. در بخش بعدی، فراموش کردن اهداف و اصول انقلاب از جمله استقلال، عدالت اجتماعی و آزادی را بدترین آفت میداند و بر حاکمیت قانون و پرهیز از سلیقهگرایی تأکید میکند. همچنین، دخالت در وظایف دیگران را موجب هرج و مرج دانسته و آن را ناشی از غرور و بیفکری میداند. در پایان، با ستایش از مقاومت مردم در برابر دشمن خارجی، هشدار میدهد که آسیب داخلی و پوک شدن از درون، خطر اصلی است و بر لزوم حمایت از محرومان و مستضعفان و مبارزه با تورم تأکید میکند و راه حل اختلافات را مشورت و همفکری میداند.

نگرانی شدید از ناامنی در کشور
سخنران با اشاره به وظیفه نمایندگان در حفظ حقوق مردم و تأمین سعادت آنان، بر اهمیت امنیت کشور تأکید میکند. او بیان میدارد که بدون وجود امنیت، وضع قانون بیفایده است و به وضعیت ناامن ولایات، به ویژه شیراز، اشاره میکند. سخنران از عدم پاسخگویی وزیر جنگ در مورد تأمین قشون انتقاد کرده و در نهایت، لزوم تأمین امنیت را پیش از هر اقدام قانونی دیگری مطرح میسازد.
لزوم قیام مردم علیه حاکمان ستمگر
متن با بیان مسئولیت مردم در قبال حاکمان ستمگر آغاز میشود و تأکید میکند که اگر مردم توانایی برکناری حاکم ظالم را داشته باشند اما سکوت کنند، مسئول عواقب آن هستند. در ادامه، به عذاب الهی برای امتهایی که در برابر گناه و بیتفاوتی تسلیم شدهاند، اشاره میکند و راهکار خروج از قلمرو حاکم ستمگر را برای کسانی که قادر به سرنگونی او نیستند، مطرح میسازد. سپس، مفهوم «ظالم» را گسترش داده و آن را شامل سلاطین جور (حتی اگر شیعه باشند و اذن حکومتی از امام نداشته باشند) و همچنین کسانی که دستور به ستم میدهند (اعم از قضات و اهل فتوای شیعه و سنی) میداند.
تایید تاسیس مجلس شورا
متن با تأکید بر ضرورت و مشروعیت عقلی و شرعی تأسیس مجلس آغاز میشود که هدف آن گسترش عدالت، اجرای احکام شریعت، رفع ظلم و نظارت بر دولت و ملت بر اساس موازین شرعی است. در ادامه، از مؤمنین خواسته میشود که خیرخواهی و مصالح عمومی را بر منافع شخصی ترجیح دهند تا اهداف عالیه مجلس محقق شود.

دعوت از علما جهت اجرای احکام الهی
متن با تأکید بر لزوم عملی کردن علم و پرهیز از مباحث صرفاً نظری آغاز میشود. سپس به نقد وضعیت مسلمانانی میپردازد که ادعای مسلمانی دارند اما در عمل مرتکب معاصی میشوند و از یاد خدا غافلند. در ادامه، بر مسئولیت علما در حفظ و ترویج دین اسلام تأکید شده و از آنان خواسته میشود که با مجاهده کامل، امر به معروف و نهی از منکر عملی را در پیش گیرند. در پایان، نویسنده بر لزوم اتحاد و همدلی علما، کنار گذاشتن خودخواهی و فداکاری تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که روحانیون مأمورانی برای جلوگیری از ارتکاب مناهی و از بین بردن وسایل معصیت داشته باشند و در صورت مقاومت، اتحادیه روحانیین با آن مبارزه کند.

مهرورزی به دیگران
متن با دعوت به مهرورزی و نیکی به همگان آغاز میشود و بر پرهیز از کینه و بدگویی تأکید دارد. در ادامه، به اهمیت یاد خدا و پرهیز از تقلید کورکورانه اشاره میکند و خودشکنی و مهربانی با دیگران را توصیه میکند. در پایان، بر انصاف، چشمپوشی از عیوب مردم و بخشندگی تأکید شده و توصیه میشود که نیکیها بدون منت انجام شود.
نقش غفلت و جهالت صفویان در سقوط آن سلسله
متن با انتقاد از وضعیت عقاید مردم اصفهان و شاهزادگان صفوی آغاز میشود که تحت تأثیر برخی علما، به طعن و لعن صوفیه حقه صفویه میپردازند. نویسنده با استناد به آیات و اخبار، به دفاع از صوفیه حقه میپردازد و نقش آنان در ترویج تشیع در ایران را یادآور میشود. سپس به نقد علمای ظاهرگرا میپردازد که با حسادت، صوفیه را به وحدت وجود متهم میکنند. در ادامه، نویسنده به شاهزادگان صفوی هشدار میدهد که همراهی با این شبهعلما و بیاحترامی به اجداد صوفی خود، به سقوط سلطنتشان منجر خواهد شد و خوابی را نقل میکند که در آن خرابی و پریشانی مردم و حمله افاغنه را دیده است. در پاسخ به این هشدار، دربار صفوی با بیاعتنایی و غرور، به جای تدابیر جدی، به دعاخوانی و نذر و نیازهای سطحی بسنده میکند. در نهایت، حمله افاغنه به اصفهان و کشتار سادات موسوی و فرار علمای حسود رخ میدهد. پس از به قدرت رسیدن شاه طهماسب دوم، همان علمای ظاهرگرا دوباره به بدگویی از صوفیه میپردازند و شاه را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. نویسنده با نگارش رسالهای به نام «طبالممالک»، تلاش میکند تا این مرض غفلت و جهالت را درمان کند و از اصفهان به مشهد و سپس نجف پناه میبرد تا این «فصل الخطاب» را جمعآوری کند، به امید آنکه در آینده، قدردانان واقعی ولایت الهیه اجداد صفوی پیدا شوند.
اظهار تأسف از بیتفاوتی و بیعملی مردم کشور در براندازی مشروطیت
لزوم افزایش قدرت دولت برای ایجاد نظم در کشور
سخنران با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و عدم اطلاع نمایندگان مجلس از اوضاع واقعی، به تلگرافی از اردبیل اشاره میکند که نشاندهنده ناامنی و هرجومرج است. او معتقد است که مردم به فساد تمایل دارند و بدون وجود مجازات و قوه مجریه قوی، نظم و امنیت برقرار نخواهد شد. در پایان، از وزرا میخواهد که برای تأمین امنیت چارهای بیندیشند، چرا که بدون قشون و پول، کاری از پیش نخواهد رفت و این سخنان را بیغرضانه بیان میکند.
ملامت رئیسجمهور لبنان به سبب عدم واکنش نسبت به جنایات اسرائیل در جنوب کشور و عدم رسیدگی و استمالت به مردم ستمدیده آنجا
متن با اشاره به آرزوهای کشور برای استقلال و انتخاب رهبری حکیم آغاز میشود، اما بلافاصله به وضعیت نابسامان جنوب لبنان، به ویژه جبلعامل، و سستی رهبر در مواجهه با آن میپردازد. در ادامه، به مصیبتهای وارده بر جبلعامل، خونریزیها، نالهها، ترس کودکان و نابودی کشت و کار مردم توسط تروریسم اشاره میشود. سپس، جبلعامل را کوهی مرزبان توصیف میکند که تاوان دفاع از کشور را با خون خود میپردازد و از خواری و رسوایی که از جانب برخی متحمل شده، گلایه میکند. در پایان، با استناد به شعری از یک شاعر جبلعاملی که مصیبتهای منطقه را وصف کرده، رئیسجمهور لبنان را مورد خطاب قرار داده و از او میپرسد که اگر توان حمایت ندارد، آیا توان همدردی نیز ندارد و چرا مسئولیت پذیرفته است.

شکایت از آشفتگی، بیقانونی و رشوه گیری ادارات کرمان
این نامه با اشاره به وضعیت نابسامان ادارات کرمان، از هرج و مرج، ظلم و رشوهگیری گسترده در این منطقه شکایت میکند. در ادامه، به نبود عدلیه قانونی و هدر رفتن حقوق رعایا اشاره شده و از مسئولین خواسته میشود تا در صورت مشروطه بودن ایران، به این وضعیت رسیدگی کرده و ادارات را بر اساس قانون سامان دهند. در پایان، انجمن ایالتی کرمان اعلام میکند که به دلیل عدم توجه به اخطارهای قبلی و نقض قوانین، فعالیت خود را تعطیل کرده و تا زمان اصلاح دوایر دولتی و اجرای قوانین، بازگشایی نخواهد شد.
پاسخ تلگراف سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی و رد نگرانی آنها
پاسخ علمای تبریز به تلگراف سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی با ابراز تشکر از اقدامات آنان آغاز میشود. متن به نگرانیها درباره مفاسد و اهمیت آذربایجان اشاره میکند و تأکید دارد که علت اصلی هیجانات مردمی، تأخیر در اجرای مشروطیت و قانون عدل است. علمای تبریز با رد این تصور که اسلام مانع ترقی است، آن را عامل ترقی و تمدن میدانند. در ادامه، وضعیت آشفته کشور، اختلال مرزها و درگیری بین مشروطهخواهان و استبدادطلبان توصیف میشود. سپس، از بهبهانی و طباطبایی خواسته میشود که با نفوذ خود، از اسلام و مسلمانان حمایت کرده و پادشاه را به اجرای کامل مشروطیت و توجه بیشتر به آذربایجان ترغیب کنند. در پایان، به نگرانی مطرح شده در تلگراف مخاطبان مبنی بر «مذاکرهای که استقلال ایران را سم قاتل است» پاسخ داده میشود و تأکید میگردد که مردم آذربایجان تنها خواهان مشروطیت و قانون هستند و هیچ سخنی از استقلالطلبی به میان نیامده است.
اعلان جهاد علیه روس ها و ارشاد دولتمردان ایران در امر مملکت داری
متن با اشاره به هجوم کفار روسیه و تصرف ولایات اسلامی و معطل ماندن شعائر دینی آغاز میشود و خطر نابودی اسلام را گوشزد میکند. سپس، مجاهدین فی سبیل الله را به سه دسته اخص (فرمانروا و شاه)، خواص (وزرا و مسئولین تجهیز سپاه) و عوام (لشکر و مردم دیندار) تقسیم کرده و وظایف هر گروه را تشریح میکند. تأکید میشود که سستی در جهاد، نه تنها به قتل و غارت منجر میشود، بلکه بنیان دین را منهدم کرده و خسران ابدی به بار میآورد. در ادامه، اهمیت برپایی شریعت توسط پادشاه و امیر لشکر برای انتظام امور و جلب محبت رعایا بیان میشود. همچنین، بر لزوم رعایت عدالت در برخورد با رعایا و جلوگیری از ظلم و تعدی کارگزاران تأکید شده و عواقب سوء بیعدالتی و غفلت از احوال مردم، از جمله سلب دولت از حاکم، گوشزد میشود. در پایان، به اهمیت انتخاب وزیر باتدبیر و خداترس و رجوع به علمای عامل در امور شرعی اشاره شده و وعده نصرت الهی در صورت رعایت این اصول داده میشود.
مشکلات و کوتاهیهای مجلس و دولت مشروطه
متن با ابراز نگرانی عمیق نویسنده از وضعیت موجود در کشور آغاز میشود و ترس او از بیان حقایق به دلیل فضای تکفیر و تهدید را نشان میدهد. در ادامه، نویسنده به نقد تند و صریح وضعیت هرج و مرج و سوءاستفاده از عنوان مشروطهخواهی میپردازد. او گروههای مختلفی را متهم میکند که به بهانه مشروطه، به منافع شخصی، چپاول اموال مردم، تضییع حقوق دولت و ایجاد آشوب مشغولند. نویسنده همچنین به ناتوانی دولت و مجلس در برقراری امنیت و اجرای قانون اشاره کرده و از عدم تصویب قوانین وزارتخانهها توسط مجلس انتقاد میکند. در بخش دیگری، با استناد به تاریخ، به نقد عملکرد مجلس شورای ملی میپردازد و ایرادات ساختاری و عملکردی آن را برمیشمارد، از جمله عدم حضور نمایندگان، عدم آگاهی آنها از حقوق و قوانین، و عدم تناسب نمایندگی با جمعیت. نویسنده ریشه این مشکلات را در جهل مردم و عدم شناخت صحیح از وظایف مجلس و نمایندگان میداند. در ادامه، با نقل قولی از میرزا ملکمخان، به نقد عملکرد وکلا و مسئولیتناپذیری آنها در قبال احیای ایران میپردازد و تأکید میکند که انتظام امور کشور باید حاصل عقل ملت باشد نه صرفاً پادشاه. در پایان، نویسنده راهکارهایی را برای برونرفت از وضعیت موجود ارائه میدهد که شامل اتحاد ملت برای مطالبه اتمام قانون اساسی و قوانین وزارتخانهها، اجرای نظامنامه داخلی مجلس، فعال بودن رئیس مجلس، تشکیل مجلس سنا، انتخاب وکلای عالم و متدین، استعفای وکلای ناکارآمد و صداقت و خدمتگزاری وکلا برای جلب قلوب ملت و پادشاه است. هدف نهایی این راهکارها، حفظ ملیت و قومیت ایران و نجات کشور از سیاستهای داخلی و خارجی است.
شروط پذیرش التزام محمدعلی شاه به افتتاح مجدد مجلس شورا
این نامه با اشاره به تلگرام محمدعلی شاه مبنی بر پذیرش مشروطیت و قانون اساسی آغاز میشود، اما بلافاصله به عدم اطمینان از صداقت شاه به دلیل نقض مکرر عهود و ادامه حضور مفسدین و قوای خارجی اشاره میکند. در ادامه، شروطی برای پذیرش التزام شاه به مشروطیت مطرح میشود که شامل اصلاح مفاسد، عدم تخطی از قانون اساسی، تشکیل موقت مجلس ملی از وکلای سابق و امنای ملت، و فراهم آوردن موجبات دلگرمی ملت برای جلوگیری از نقض مجدد عهود است. در پایان، تأکید میشود که در صورت عدم تحقق این شروط، امکان برگزاری انتخابات و بازگشت مهاجرین به وطن وجود ندارد و تکلیف شرعی علما نیز در قبال تلگرام شاه مشخص نخواهد بود.


اعلام ابطال همه قراردادهای خارجی دولت ایران در زمان تعطیلی مجلس شورا
این بیانیه با اشاره به اخبار منتشرشده در روزنامههای فرنگستان، نگرانی خود را از احتمال انعقاد قراردادی توسط دربار ایران با دو دولت همسایه ابراز میکند که به زعم نویسنده، حقوق ملت و استقلال کشور را تضییع خواهد کرد. در ادامه، به سابقه مبارزات ملت ایران برای مشروطیت و مشکلات داخلی پس از جلوس محمدعلی شاه اشاره شده و از نمایندگان دول دوست و به ویژه سفرای روسیه و انگلیس سؤال میشود که آیا در زمان تعطیلی پارلمان، دربار ایران حق دارد قراردادی مضر به آزادی و حقوق ایرانیان منعقد کند. در پایان، ملت اصفهان ضمن شکایت به دول و ملل متمدنه، به دو دولت همسایه اعتراض کرده و اعلام میکند که هرگونه قراردادی که در زمان تعطیلی پارلمان و برخلاف استقلال و منافع ملی ایران بسته شده باشد، از نظر ملت ایران لغو و بیاعتبار است و از این دو دولت انتظار میرود که مانع ترقی و آزادی ملت ایران نشوند و خود را شریک ظلم نکنند.
محکومیت تبعیض مذهبی نسبت به مسلمانان هند و کشتار و آوارگی آنها و لزوم اقدام لازم از سوی جوامع جهانی و کشورهای اسلامی
متن با ابراز نگرانی از اخبار تبعیض مذهبی و کشتار مسلمانان در هند آغاز میشود. در ادامه، به سکوت جامعه بینالملل در قبال این فجایع اشاره شده و آن را نشانهای از دروغین بودن شعار حقوق بشر میداند. در پایان، ضمن محکوم کردن این رفتارها، بر لزوم تجدید نظر مسئولین هند و اقدام آزادمردان جهانی، جوامع بینالملل و کشورهای مسلمان برای جلوگیری از فاجعه انسانی تأکید شده است.

آیتالله سید محمدباقر حکیم؛ مجاهد آگاه و متعهد صحنههای نظر و عمل
متن با اشاره به لزوم بازخوانی تاریخ پر رنج عراق برای نسلهای آینده آغاز میشود و به سختیها و مصائب دوران حکومت حزب بعث، از جمله زندان، اعدام و آوارگی، میپردازد. در ادامه، به نقش آیتالله سید محمدباقر حکیم در این دوران اشاره شده و او به عنوان نماد مظلومیت و امید مردم عراق معرفی میشود. سپس بر ضرورت مشارکت فعال علما در مسائل سیاسی و مسئولیت مردم در پشتیبانی از آنان تأکید شده و خطر خالی ماندن صحنه سیاسی از افراد شایسته گوشزد میشود. در بخش پایانی، با اشاره به پایان دوران صدام، بر لزوم همکاری و تفاهم میان گروههای مختلف و پرهیز از اختلافات جزئی برای بازسازی عراق و خدمت به مردم تأکید شده و هوشیاری در برابر فرقهگرایی و حفظ وحدت شیعه و سنی ضروری دانسته میشود.

انتقاد شدید از سکوت و بیتفاوتی علمای مخالف مشروطیت نسبت به مظالم نیروهای دولتی و تأیید آنها
صدور حکم شرعی بر ضد تصرفات غاصبانه علاءالدوله (حاکم زنجان)
حاجی محمدحسن به وکالت از فرزندان فضلالله خان سرهنگ، در محضر ملاقربانعلی زنجانی ادعا میکند که علاءالدوله، حاکم خمسه، ملک قرابلاغ را به زور و با تهدید از موکلین او گرفته است. با وجود امتناع اولیه موکلین، علاءالدوله با حبس و ضرب و شتم، آنها را مجبور به صلح و واگذاری پنج دانگ و یک عشر از ملک کرده است. این واقعه در محرم ۱۳۱۳ قمری رخ داده و در زنجان نیز مشهور است. حاجی محمدحسن خواستار اجرای حکم شرع و بازگرداندن حق به صاحبان آن میشود. پس از شهادت دو شاهد ثقه، ملاقربانعلی زنجانی حکم میدهد که علاءالدوله غاصب است و باید ملک را به صاحبان اصلی آن بازگرداند، زیرا تسامح در این امر خلاف شریعت است.

اظهار ناامیدی از فرجام مشروطه به سبب دو دستگی مخالفان و موافقان
متن با طرح سخنی از یک دیوانه آغاز میشود که وضعیت بحرانی و خطرناک مملکت را به تصویر میکشد. در ادامه، به دو دستگی و خصومت میان افراد اشاره شده و این وضعیت را عامل هدر رفتن خونها و جانها میداند. با وجود بیداری ایجاد شده توسط جرایدی چون صوراسرافیل، مجلس و حبلالمتین، وضعیت همچنان نابسامان است و امید به بهبود اوضاع از بین رفته است. در بخش دوم، با تکرار عبارت «درد ایران بیدواست»، به وضعیت وخیم کشور و عدم وجود راه حل اشاره میشود. در بخش پایانی، به نقش شیخ فضلالله نوری و تجمع مخالفان مشروطه در توپخانه اشاره شده و از غارتگری در مسجد مروی ابراز تأسف میشود. در نهایت، به پاداش اخروی جانباختگان راه مشروطه اشاره دارد.
تسلیت شهادت فرمانده بزرگ حزبالله (عماد مغنیه) به ملت لبنان، مقاومت، جوانان، خانواده شهید و دبیرکل حزبالله؛ تأکید بر تداوم راه او
این پیام با ابراز تسلیت و تبریک شهادت عماد مغنیه به سیدحسن نصرالله آغاز میشود. در ادامه، شهادت او را فوزی عظیم و مایه سرافرازی ملت لبنان دانسته و زندگی و مرگ او را حماسهای بیدارکننده برای ملتها و الگویی برای جوانان معرفی میکند. سپس، با اشاره به اینکه خون شهیدانی چون عماد مغنیه صدها نفر دیگر را میآفریند، بر تداوم مقاومت در برابر ظلم و استکبار تأکید میکند. در پایان، شهادت عماد مغنیه را به سیدحسن نصرالله، خانواده شهید، جوانان حزبالله و مقاومت و ملت لبنان تبریک و تسلیت میگوید.
.png&w=3840&q=75)
درخواست رعایت حال و جان مردم گرسنه و محاصره شده بغداد
در این نامه، میرداماد پس از ورود به کربلا و اطلاع از وضعیت اسفناک مردم بغداد که در محاصره قرار گرفته و از گرسنگی تلف میشوند، به وضعیت آنان اشاره میکند. او با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر لزوم صلح و عدم آسیب رساندن به مؤمنان تأکید میکند. سپس، با اشاره به اینکه مردم عادی در هر شرایطی رعیت و فرمانبردار هستند و تقصیری در جنگها ندارند، از فرماندهان سپاه (صفی قلیخان و احمدپاشا) میخواهد که از دینداری و غمخواری مخلوقات الهی، به وضعیت مردم رسیدگی کنند و خود را بریالذمه سازند. در پایان، متذکر میشود که اگر فرماندهان این درخواست را نپذیرند و به خاطر یک ویرانه، خون مسلمانان را بر گردن گیرند، مسئولیت آن با خودشان خواهد بود.
آلسعود در خدمت استعمار انگلیس و امریکا، محکومیت کشتار زائران ایرانی خانه خدا به دستور حاکمان عربستان سعودی
سخنرانی با بررسی تاریخچه نفوذ استعمار انگلیس در حجاز و نقش آن در روی کار آوردن آلسعود آغاز میشود. به تفصیل به شخصیت عبدالعزیز بن عبدالرحمان، بنیانگذار آلسعود، و خشونت و خونخواری او اشاره شده و او را نوکر بیچون و چرای انگلیس معرفی میکند. سپس به ادامه این رویه توسط فرزندان او و وابستگی کامل آلسعود به آمریکا میپردازد و فساد اخلاقی و اقتصادی آنها را برمیشمارد. در ادامه، به جنایت اخیر کشتار زائران خانه خدا در مراسم برائت از مشرکین اشاره کرده و آن را فاجعهای بزرگتر از جنایات تاریخی میداند. در پایان، ضمن رد توجیهات عربستان سعودی مبنی بر حرام بودن برائت از مشرکین در مکه با استناد به آیات قرآن و سیره پیامبر (ص)، به آلسعود هشدار میدهد که این جنایت بیپاسخ نخواهد ماند و از مسلمانان جهان میخواهد برای آزادی قبله از دست استعمارگران تلاش کنند.

فواید مشروطه
متن با تأکید بر وظیفه عقلی هر فرد مسلمان ایرانی در قوام مشروطیت آغاز میشود و به تلاش شیاطین انسی برای شبههافکنی در میان علمای نجف و کربلا اشاره میکند. سپس، نویسنده به تبیین فواید شرعی و دنیوی مشروطه میپردازد. فایده اول، حلال شدن مواجب و مستمریهای دیوانی است که در زمان استبداد به دلیل اخذ مالیات ظالمانه، حرام تلقی میشد. فایده دوم، گشایش باب مجازات و اجرای حدود و نهی از منکر است. فایده سوم، تقویت اسلام از طریق اتحاد مسلمانان و اظهار ملیت در برابر کفار ذکر میشود. در ادامه، به مقایسه دوران استبداد و مشروطه پرداخته و ظلم و ستم سلاطین جور، از جمله تصاحب اموال مردم، رشوه و جریمه، و حتی فروش رعایا را تشریح میکند. متن با بیان اینکه چگونه مشروطیت ریشه ظلم را کنده و حقوق ملت را بازگردانده، به آزادی و برابری مردم اشاره میکند و در نهایت، مشروطیت را راهی برای رهایی از بندگی دولت مستبده ظالمه معرفی میکند.
گزارشی از وضع نابسامان لارستان

تبریک پیروزی به مجاهدان فلسطینی در جنگ ۱۲ روزه، محکومیت جنایات اسرائیل در غزه و درخواست محاکمه سران اسرائیل در دادگاههای بینالمللی به اتهام ارتکاب جنایات جنگی، تأکید بر حفظ آمادگی و تقویت نظامی مجاهدان، تکلیف دولتهای مسلمان در تقویت نظامی و بازسازی ویرانیهای غزه
این پیام با سلام و تبریک به ملت فلسطین، جوانان شجاع، غزه مقاوم و گروههای جهادی آغاز میشود. سپس، پیروزی مجاهدان فلسطینی بر رژیم صهیونیستی را تبریک گفته و برای شهدا رحمت و برای آسیبدیدگان شفا آرزو میکند. در ادامه، به سرافرازی ملت فلسطین در آزمون اخیر و ناتوانی دشمن در برابر قیام یکپارچه اشاره میکند و جنایات رژیم صهیونیستی در غزه را محکوم کرده و آن را نشانهای از ضعف و استیصال این رژیم میداند. پیام بر لزوم حفظ آمادگی و تقویت نظامی مجاهدان فلسطینی تأکید کرده و تجربه محله شیخ جراح را الگویی برای ایستادگی در برابر زورگوییها معرفی میکند. در پایان، مسئولیت دینی و سیاسی دنیای اسلام و دولتهای مسلمان در پشتیبانی نظامی، مالی و بازسازی غزه را یادآور شده و خواستار پیگیری مجازات سران رژیم صهیونیستی در دادگاههای بینالمللی به دلیل جنایات جنگی میشود.
.png&w=3840&q=75)
محکومیت اقدام تروریستی در پاکستان، نقشه دشمنان اسلام در ایجاد آشوب و درگیری در پس این جنایات
پیام با ابراز اندوه عمیق از حادثه تروریستی در پاکستان که منجر به کشته و مجروح شدن جمع کثیری از مردم مؤمن شده، آغاز میشود. در ادامه، ضمن ابراز تأسف از خشونت و ترور به نام دین، برای شهیدان رحمت و برای مجروحان شفا و برای بازماندگان اجر الهی مسئلت میشود. همچنین، از دولت پاکستان خواسته شده تا با جدیت جنایتکاران را تعقیب کرده و زمینه وقوع حوادث مشابه را از بین ببرد و به حق دادخواهی شیعیان احترام بگذارد. در پایان، ضمن دعوت برادران و خواهران ایمانی در پاکستان به ادامه درخواستهای مسالمتآمیز، بر لزوم هوشیاری در برابر نقشههای دشمنان اسلام و سلطهجویان جهانی که به دنبال ایجاد آشوب و تفرقه هستند، تأکید شده است تا حقطلبی به ابزاری برای خشونت بیشتر و درگیریهای فرقهای تبدیل نشود و مصالح بلندمدت امت اسلامی مدنظر قرار گیرد.

دفاع از حکم قصاص و رد نظرات مخالفان
مقاله با اشاره به سابقه بحث درباره قصاص و درج مطلبی از دکتر خلیل خان، به انتشار مقالهای از محمدتقی نراقی در روزنامه ایران نو میپردازد. این مقاله که با نام مستعار «نیش» منتشر شده، حکم قصاص را نقد کرده و آن را مخالف انسانیت میداند. نویسنده مقاله حاضر، این دیدگاه را رد صریح احکام الهی و نصوص قرآنی میداند و با استناد به آیات و روایات، بر لزوم احیای حق و ابطال باطل تأکید میکند. سپس به تفصیل به نقد و تحلیل پنج گزاره اصلی مقاله «نیش» میپردازد که قصاص را نفی کرده و آن را مغایر با بهترین مسالک انسانیت میداند. در ادامه، با تأکید بر خاتمیت و اشرفیت پیامبر اسلام و برتری شریعت ایشان، دیدگاه «نیش» را مخالف عقاید اسلامی و ضروریات مذهب میخواند و آن را به منزله مخالفت با قرآن و رسول خدا تلقی میکند. در پایان، نویسنده وعده میدهد که در شمارههای بعدی روزنامه، دلایل و براهین بیشتری برای اثبات حقانیت قصاص و اینکه «قصاص باعث حیات مردم است» ارائه خواهد کرد.
کارشکنی مشروطهخواهان علیه وی
متن با گلایه از شایعاتی آغاز میشود که علیه نگارنده منتشر شده است. این شایعات را نه از جانب مستبدین، بلکه از سوی افراد مغرض، هواپرست و خودپسند میداند که برای پیشبرد اهداف خود این مطالب را میسازند. در ادامه، این تصور را که همه مشروطهطلبان افرادی آزاد و بیهوا و هوس هستند، رد میکند و هدف از این شایعات را تخریب وجهه خود و جلوگیری از انتخابش به عنوان نماینده در دارالشوری عنوان میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
چالشهای فراروی بشریت امروز: اهمیت ایمان به خدا و ارزشهای اخلاقی، فقدان عدالت اجتماعی، محاصره اقتصادی، آوارگی ملل مسلمان منطقه (به ویژه فلسطین)، نقش رهبران دینی در وادار کردن قدرتهای بزرگ به کنار گذاردن زبان زور و جنگ و توسعهطلبی و نیز تقویت همبستگی انسانی و همزیستی پیروان همه ادیان
این بیانیه گزارشی از دیدار آیتالله سید علی سیستانی با پاپ فرانسیس است. در این دیدار، درباره چالشهای بشریت امروز و نقش ایمان به خدا و ارزشهای اخلاقی در غلبه بر آنها گفتگو شد. آیتالله سیستانی به رنج مردم از ظلم، فقر، آزار دینی و فکری، سرکوب آزادیها، فقدان عدالت اجتماعی، جنگها، محاصره اقتصادی و آوارگی، به ویژه در فلسطین، اشاره کردند. ایشان بر نقش رهبران دینی در تشویق قدرتهای بزرگ به کنار گذاشتن زبان جنگ و توسعهطلبی و تقویت همبستگی انسانی و همزیستی مسالمتآمیز بین پیروان ادیان تأکید کردند. همچنین، به جایگاه عراق و اهتمام خود به امنیت و حقوق شهروندان مسیحی و نقش مرجعیت در محافظت از مظلومان اشاره نمودند. در پایان، برای پاپ و بشریت دعای خیر کرده و از سفر پاپ به نجف اشرف قدردانی شد.

راه حل بحران سیاسی بحرین: توافق حکومت و مخالفان برای تدوین قانون اساسی جدید و تضمین حقوق شهروندان، آزادی زندانیان سیاسی و انجام اصلاحات
متن با اشاره به تداوم جنبش اعتراضی مردم بحرین به دلیل افزایش سرکوب و دیکتاتوری، تنها راه خروج از بحران را توافق حکومت با مخالفان برای تدوین قانون اساسی جدید و ایجاد نهادهای مبتنی بر آن جهت تضمین حقوق شهروندان و به رسمیت شناختن جایگاه حاکمیتی آنها میداند. در ادامه، بحران سیاسی و حقوقی وخیم در بحرین را خطرناک توصیف کرده و پر شدن زندانها از مردم را اقدامی بیفایده و حتی مضر برای اهداف حکومت میشمارد. در پایان، وضعیت زندانها را عامل تشدید اعتراضات و خشم مردم دانسته و تأکید میکند که حکومت با این رویکرد، روز به روز از مردم خود دورتر شده و در انزوا و تضعیف داخلی و خارجی قرار میگیرد و به جای سازندگی، درگیر دغدغههای امنیتی با مردمش شده است.

انتقاد از بی اعتقادی و بی عملی برخی از فلاسفه، صوفیه و فقها
این مثنوی با انتقاد از فلاسفه آغاز میشود و آنها را به دلیل غرق شدن در مباحث نظری و دوری از واقعیت و عمل، مورد سرزنش قرار میدهد. در ادامه، به صوفیان میپردازد و آنها را به رها کردن قید شرع و ریاکاری متهم میکند. بخش پایانی مثنوی به نقد فقها اختصاص دارد که به دلیل تمرکز بر فقه ظاهری و غفلت از فقه جان و حقوق یتیمان، مورد انتقاد شدید قرار میگیرند. در نهایت، با ابراز ارادت به یار و عشق الهی، بر بیاعتباری اعمال ظاهری و اهمیت رضای دوست تأکید میشود.

اظهار حمایت و همدردی با مراجع دستگیر شده و تلاش در جهت رهایی ایشان
این نامه با ابراز تأثر شدید از بازداشت مراجع، علما، مبلغین و اساتید دانشگاه در ایام عزاداری حسینی به جرم امر به معروف و نهی از منکر آغاز میشود. نویسنده این اقدام را تأسی به سیدالشهداء دانسته و از عدم عبرتگیری مسئولین از واقعه کربلا انتقاد میکند. در ادامه، به جلوهگر شدن عظمت دین و آشکار شدن فقدان آزادی و وجود اختناق در کشور اشاره شده است. نویسنده ضمن اعلام پشتیبانی و هماهنگی با دستگیرشدگان، تأکید میکند که آنچه آنان گفتهاند، بیانگر دیدگاه همه روحانیون و ائمه اطهار است. در پایان، نویسنده عزم خود را برای تلاش در جهت آزادی دستگیرشدگان و عدم سکوت تا رفع گرفتاری آنان اعلام کرده و از مسلمانان میخواهد که به وظیفه یاری و پشتیبانی خود عمل کنند. همچنین، با اشاره به آیه قرآن، از ستمکاران انتقاد شده و برای دستگیرشدگان آرزوی رهایی و نصرت الهی میشود.

تشکر از اقدامات انقلابی سید عبدالحسین لاری

شرح جنایات روس ها در مناطق اشغالی ایران
این متن با اشاره به تجاوز روسها به مناطق مسلماننشین ایران و قصد آنها برای نابودی دین، جان و ناموس مسلمانان آغاز میشود. در ادامه، به وجوب جهاد و دفاع در برابر کفار تأکید شده و علمای معاصر را به نگارش رسالههای جهادیه تشویق میکند. سپس، به تفصیل جنایات روسها در شهرهای اشغالی مانند شوشی و دربند میپردازد؛ از هتک حرمت مساجد و مدارس دینی تا اجبار مسلمانان به کارهای پست و تحقیرآمیز، و همچنین تعرض به زنان و دختران مسلمان. نویسنده به غارت اموال و اراضی مردم و تلاش روسها برای تغییر دین و فرهنگ مسلمانان اشاره میکند و سرنوشت تلخ مردم غازان و قرم را به عنوان عبرتی برای دیگران بیان میکند. در پایان، با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر اهمیت امر به معروف و نهی از منکر و جهاد تأکید کرده و از علما و مسئولین میخواهد که در برابر این ظلم سکوت نکنند و با حمایت از پادشاه وقت (فتحعلی شاه قاجار) به دفع دشمن بپردازند.
توهین و تخریب وجهه علمای مخالف مشروطه و نقش تقی زاده در آن ماجرا
رفتار برخی علما در گذشته و مداخلات رؤسای روحانیون، باعث تنفر عمومی شده بود. در دوره مشروطه، علمای مخالف مشروطه منفور عامه شدند، در حالی که علمای موافق مشروطه مورد حمایت مردم بودند. برخی افراد که مخالف کلیت علما بودند، به تخریب وجهه آنها میپرداختند. تقیزاده پس از ورود به تبریز، ابتدا با نگارنده مراوده داشت، اما پس از مدتی ارتباط خود را قطع کرده و به تخریب نگارنده پرداخت. او در غیاب نگارنده، با کمک افرادی چون میرزا اسماعیل نوبری و شیخ محمد خیابانی، اقدام به شایعهپراکنی علیه نگارنده و ارسال گزارش به نجف کرد. پس از بازگشت نگارنده، تقیزاده از ملاقات با او خودداری کرده و با استفاده از تلگرافخانه و جلب حمایت برخی افراد مانند میرزا محمدرضای مساوات، به فعالیتهای خود ادامه داد. نگارنده به اجبار به تلگرافخانه برده شد و شاهد مکاتبات پنهانی تقیزاده بود. در یک مورد دیگر، فرمانفرما نگارنده را به تلگرافخانه احضار کرد، اما خود با تأخیر و با حالتی از انزجار حاضر شد.
.jpeg&w=3840&q=75)
تأیید احکام و فتاوای گذشته: وجوب استقرار مشروطه و حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این فتوا با خطاب به علمای بزرگ، بر صحت و اعتبار احکام پیشین مبنی بر وجوب مشروطیت، تشکیل مجلس شورای ملی و حرمت پرداخت مالیات به حاکمان فعلی تأکید میکند. در ادامه، شایعات مربوط به نسخ این احکام توسط آیتالله میرزاحسین و نویسندگان فتوا را تکذیب کرده و مشروطیت را نعمتی بزرگ برای جلوگیری از ظلم و حفظ اسلام میداند. در پایان، از عموم مسلمانان میخواهد که با اتحاد و تلاش برای اجرای احکام الهی، از جان، آبرو و مال خود و استقلال ممالک اسلامی در برابر بیگانگان محافظت کنند.


درخواست از محمدعلی شاه جهت تشکیل مجدد مجلس شورای ملی و برگزاری انتخابات در سراسر کشور و از میان رفتن کدورت دولت و ملت
متن با اشاره به وظیفه اسلامپرستی و دولتخواهی، به محمدعلی شاه قاجار هشدار میدهد که سکوت ظاهری اجانب در برابر اوضاع داخلی ایران، عواقب وخیمی خواهد داشت. سپس با یادآوری وظیفه پدری شاه نسبت به ملت و مشترکالمنافع بودن سلطنت و رعیت، بر لزوم حفظ مذهب اسلام، آیین اثناعشری و استقلال مملکت تأکید میکند. در ادامه، از هدر رفتن قوای مادی و معنوی ملت در درگیریهای داخلی ابراز تأسف شده و از شاه درخواست میشود تا با تشکیل مجدد مجلس شورای ملی و برگزاری انتخابات در سراسر کشور، به تفرقه و ناسازگاری پایان داده و اتحاد و اتفاق را برقرار سازد. در پایان، آزادی دو نفر از هیئت علمیه محبوس در مراغه درخواست میشود و ابراز امیدواری میگردد که با رحمت شاهانه، اوضاع بهبود یابد.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از صدراعظم به سبب دستور قتل آزادیخواهان و تلاش برای قتل آخوند خراسانی
نامه با اشاره به انکار احکام شریفه و تلاش برای گمراه کردن سلطان مسلمانان آغاز میشود. در ادامه، به خونریزیهای فراوان و شهادت فجیع برخی بزرگان در مأمن مسلمین اشاره شده و سوءقصد به جان آیتالله خراسانی در عتبات عالیات و شهادت علمای اخیار در فارس و آذربایجان توسط «دوستان دولت» محکوم میشود. نویسنده این اقدامات را موجب ثبت فجایع به نام دولت در دل مسلمانان دانسته و هشدار میدهد که این وضعیت به هیجان عمومی در تمام بلاد منجر خواهد شد. در پایان، با استناد به یک بیت شعر، بر لزوم اعاده مشروطیت برای علاج مفاسد تأکید شده و موافقت صادقانه با ملت را راهی برای رفع مفاسد و ایجاد رفاه و آسایش عمومی معرفی میکند.

پرهیز دادن از هرگونه همکاری با دربار و دولت
لزوم اصلاحات سیاسی در ایران
این مصاحبه با طرح سوالاتی درباره وضعیت مردم ایران آغاز میشود. در پاسخ، به استعداد و قریحه بالای ایرانیان اشاره شده و استبداد حاکم به عنوان مانع اصلی ترقی و آزادی عمل معرفی میشود. سپس، ارتباط گوینده با ایران و تلاشهای او برای رهایی از این وضعیت توضیح داده میشود. در ادامه، پیشنهاداتی برای اصلاح وضع دولت ایران و تشکیل حکومتی قابل تحمل ارائه میگردد و بر لزوم حمایت اخلاقی از مردم ستمدیده تأکید میشود. در بخش دیگری، امکان ایجاد روح آزادیخواهانه در اسلام با استناد به تعالیم قرآن و بدون مواجهه با مشکلات مشابه لوتر بررسی میشود. سپس، اصلاحات مورد نیاز در دربار ناصرالدینشاه و نقش اطرافیان جاهل او در سوء اداره کشور مورد بحث قرار میگیرد. در ادامه، به این سوال پاسخ داده میشود که آیا اصلاحات در میان شیعیان دشوارتر از اهل سنت است و در نهایت، تأثیر اصلاحات در ایران بر سایر کشورهای اسلامی و همچنین وضعیت مصر و هند تحت سلطه اروپا و انگلستان بررسی میشود.

آفات نهضت اسلامی ایران، بیثمر بودن استقرار دولت نظامی
سخنرانی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود که بر مغفرت الهی، صبر، یاری بر کافران و پرهیز از اطاعت از کفار تأکید دارد. در ادامه، به اهمیت شناخت آفتهای درونی و بیرونی مبارزه ملت ایران اشاره میشود و تأکید میگردد که عدم شناخت این آفتها، ملت را در دام توطئهها میاندازد. آینده نهضت اسلامی روشن و پیروزی مستضعفین و تشکیل نظام اسلامی است که الگویی برای تمام محرومان جهان خواهد بود. در بخش بعدی، به عمق توطئههای قدرتهای جهانخوار علیه نهضت اسلامی پرداخته میشود و تلاش استعمارگران برای از بین بردن اصالت اسلام و معرفی نهضت اسلامی به عنوان ارتجاعی نقد میگردد. همچنین، به دروغ بودن ادعای اصلاحات توسط رژیم پهلوی اشاره شده و تأکید میشود که ملت ایران برای احقاق حقوق غارتشده خود قیام کرده است. در ادامه، بیثمر بودن دولت نظامی و عدم وابستگی انقلاب ایران به شرق و غرب مورد تأکید قرار میگیرد و به تهمتهای وابستگی و به خطر افتادن استقلال ایران پاسخ داده میشود. در پایان، سه آفت درونی مبارزه (سستی، اختلاف و نافرمانی از رهبری) بر اساس آیات قرآن تشریح شده و از مردم خواسته میشود که از این آفتها دوری کنند. سخنرانی با تأکید بر عدم سازش و نامگذاری استادیوم تختی به نام «پهلوان غلامرضا تختی» به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری نسبت به نظام مشروطه و مجلس شورا
این تلگراف در پاسخ به انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضلالله نوری و همفکرانش علیه مجلس شورای ملی نگاشته شده است. در ابتدا، به ادعای نوری مبنی بر نتایج وخیم تشکیل مجلس و تقویت کفر پاسخ داده میشود و مجلس به عنوان نهادی حیاتبخش و حافظ اسلام معرفی میگردد که بحثهای آن به گمراهی ملت نمیانجامد و وکلای آن از متدینترین افراد هستند. سپس، به ادعای نوری مبنی بر همت حجج اسلام در رفع مفسدین و تنزیه مجلس، با لحنی تند و کنایهآمیز پاسخ داده میشود و اقدامات او و همفکرانش در زمان استبداد زیر سؤال برده میشود. در ادامه، نویسندگان با اشاره به خونریزیها و ویرانیهای ناشی از مخالفت با مشروطه، از نوری و پیروانش میخواهند که از اغراض شخصی دست برداشته و در جهت اصلاح امور مملکت و اعتلای اسلام با مجلس همکاری کنند. در پایان، بر حمایت از مجلس به عنوان مقتضای اسلام و غیرت اسلامی تأکید شده و از مخالفان خواسته میشود که از تفرقه افکنی دست بردارند.
درخواست اجرای سریع پیشنهادات ملا محمدکاظم خراسانی
درخواستی برای اجرای فوری دستورات و پیشنهادات آیتالله ملا محمدکاظم خراسانی در زمینه اصلاح ادارات، به ویژه عدلیه، کاهش هزینهها، تقویت قوای اسلامی و نظامی و افزایش ثروت دولت ارائه شده است. تأکید میشود که تأخیر در این اقدامات، اساس حکومت را متزلزل کرده و امنیت و آسایش را از بین میبرد. این درخواست به نمایندگان خراسان در مجلس و سایر نهادهای دولتی و رسانهای ارسال شده است.
توجه دادن علما به مسئولیت سنگین سیاسی و اجتماعی خود در برابر مسلمانان
متن با تأکید بر مسئولیت علما و مجتهدین در قبال مسائل جامعه آغاز میشود و بیان میکند که آنها باید پس از بررسی دقیق جوانب هر مسئله، رأی خود را اعلام کنند و سکوت در مسائل مهمی چون مشروطیت و استبداد، عقلاً و شرعاً جایز نیست. در ادامه، با طرح پرسشهایی متعدد، به وضعیت اسفبار کشورهای اسلامی در برابر استعمارگران اروپایی، از دست رفتن استقلال و ثروت، نفوذ بیگانگان از طریق تجارت و قرض، و تلاش آنها برای ترویج مسیحیت اشاره میکند. همچنین، به ضعف و ذلت مسلمانان و عدم اتحاد میان آنها میپردازد و از علما میخواهد که به جای سکوت و اختلاف، به وظایف شرعی و اجتماعی خود عمل کرده و ملت را در برابر ظلم و استبداد یاری کنند. در پایان، با هشدار به علما مبنی بر از دست رفتن اعتبار و ریاستشان در صورت ادامه این رویه، از بیداری ملت و لزوم اقدام فوری برای حفظ دین و دنیای مسلمانان سخن میگوید.
ناسازگاری اسلام با اصول مشروطیت و انتقاد از عملکرد مشروطهخواهان
شکایت از تعدیات حاکم گلپایگان
متن با اشاره به تظلمخواهیهای مکرر و بیاثر از حکومت آغاز میشود و بیان میکند که مظلومیت مردم بر همگان آشکار است. سپس به این نکته اشاره میکند که تظلمخواهی ستمدیدگان بینتیجه مانده و رضایت حکومتی، به جای رفع ظلم، باعث تقویت و تشدید آن شده است. در پایان، درخواست میشود که عریضه رضایت نیز مورد توجه قرار گیرد.
بی اعتمادی انگلستان به مسلمانان هند در انجام وظایف کشوری
متن با نقل قولی از یک منشور انگلیسی در هند آغاز میشود که نشان میدهد در صورت عدم تمایل انگلیسیها به انجام وظایف حکومتی، اولویت استخدام با زرتشتیان، سپس بتپرستان (هندوها) و در نهایت مسلمانان است. در ادامه، این منشور به عنوان سندی برای اثبات عدم بهرهمندی مسلمانان هند از مناصب دولتی تحت سلطه انگلیس، مگر در موارد استثنایی، مورد تحلیل قرار میگیرد. در پایان، با لحنی کنایهآمیز، این رویکرد انگلیسیها به عنوان «محبت» و «دوستی» با مسلمانان توصیف میشود.

محکومیت سلب تابعیت آیتالله شیخ عیسی قاسم (رهبر مذهبی شیعیان بحرین)
متن با اشاره به جنایات جاری در منطقه و نقش استکبار در آنها آغاز میشود. سپس، سلب تابعیت آیتالله شیخ عیسی قاسم را محکوم کرده و آن را خلاف کرامت انسانی، نقض حقوق بشر و تعدی به جایگاه علم و مرجعیت دینی میداند. در پایان، بر این نکته تأکید میشود که شخصیتهای دینی متعلق به دین و بشریت هستند، نه صرفاً یک کشور یا مذهب خاص.

هدف از تأسیس مشروطه و مجلس شورا و دلیل حمایت علما از آن
متن با اشاره به موافقت و مخالفتهای موجود با مجلس شورای ملی آغاز میشود و به سؤالات مکرر از شهرهای مختلف ایران درباره وجوب یا حرمت همراهی با آن پاسخ میدهد. در ادامه، نویسنده به این نکته اشاره میکند که پادشاهان برای حفظ مملکت به یاری و معاونت نیاز دارند و معاونین سلطان وظیفه حفظ جان و مال و ناموس مردم را بر عهده دارند. سپس، به انحراف معاونین سلطان از وظایف خود و تعدی به جان و مال مردم اشاره میکند و هدف اصلی از تأسیس مجلس شورا را حفظ حدود دولت و رعیت و حقوق عمومی مردم و ارشاد کسانی که از جاده عقل و شرع خارج میشوند، بیان میکند. در پایان، نویسنده به سوءاستفاده برخی افراد خبیث از عنوان مشروطه و آزادی برای ترویج کفر و الحاد اشاره میکند و این اقدامات را تلاشی برای بدنام کردن مجلس و منصرف کردن شاه و علما از آن میداند تا بتوانند به مقاصد ظالمانه خود دست یابند.

حج: نمایش تواناییهای مسلمانان در برابر مستکبران و فریاد انزجار از امریکا و اسرائیل، اعلام همبستگی جمهوری اسلامی ایران با مقاومت اسلامی، وعده فروپاشی قریبالوقوع لیبرالیسم غرب
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به محرومیت مؤمنان از حج در سال جاری اشاره میکند، اما این محرومیت را موقتی دانسته و بر لزوم قدردانی از نعمت حج و درک رمز عظمت امت اسلامی در آن تأکید میکند. حج به عنوان فریضهای بیمانند و گل صد برگ فرائض اسلامی معرفی میشود که تمام جوانب مهم فردی، اجتماعی، زمینی، آسمانی، تاریخی و جهانی دین را در بر میگیرد. در ادامه، حج رزمایش قدرت در برابر مستکبران و نمایش تواناییهای امت اسلامی دانسته میشود و بر اهمیت وحدت مسلمانان در برابر تهدیدها و دشمنیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی تأکید میگردد. متن با استناد به آیات قرآن، وظایف امت اسلامی در قبال کفار و ظالمان را تبیین میکند. سپس به بیداری اسلامی و ناکارآمدی لیبرالیسم و کمونیسم غربی اشاره کرده و بحرانهای اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تمدن غرب را آشکار میسازد. حج ابراهیمی به عنوان پدیده شکوهمند اسلام در برابر جاهلیت مدرن و نمایش نمادین زیست جامعه اسلامی معرفی میشود. در پایان، به پیشرفتهای مردم ایران تحت رهبری امام خمینی و مواضع جمهوری اسلامی در قبال ملتهای مسلمان، فلسطین، یمن، سران برخی کشورهای اسلامی و حضور آمریکا در منطقه اشاره شده و با سلام و صلوات به حضرت بقیةالله و یاد امام راحل و شهدا، برای امت اسلامی حج ایمن و مقبول آرزو میشود.
.png&w=3840&q=75)
لزوم کمک مالی به مشروطه به مثابه تکلیف دینی و ملی
متن با اشاره به بدیهی بودن نیاز دولت و مملکت به کمک مالی مردم برای رهایی از تنگناهای کنونی آغاز میشود. سپس بر غیرت دینی و وطنی ایرانیان تأکید میکند که کمتر از سایر ملتها نیست، اما این کمک مشروط به مسدود شدن راههای حیف و میل و جلوگیری از دخالت کمیتههای سری و چپاولگران است. همچنین، جمعآوری و مصرف وجوه باید به دست معتمدین ملت سپرده شود تا تجربه ناموفق گذشته تکرار نشود. در ادامه، بیان میشود که با رعایت این شرایط، مردم از کمک مالی دریغ نخواهند کرد و آن را جهاد فی سبیل الله خواهند دانست. در پایان، نویسنده اعلام میکند که خود و سایر خادمان شریعت، تکلیف دینی و وطنی را به عموم مردم اعلام خواهند کرد و پیشنهاد میشود که این اقدامات در تهران با امضای علما، امرا، شاهزادگان و تجار و در سایر شهرها با امضای علما و اعیان و توسط انجمنهای ایالتی و ولایتی انجام شود.

شکایت از قتل و غارت ترکمانان خراسان
نامهای به آیتالله نجفی درباره وضعیت بحرانی خراسان در پی حملات و غارتگری چهار هزار ترکمان. در این نامه، ضمن اشاره به بینتیجه ماندن اصرارها به دولت، از ایشان درخواست شده است که برای جلوگیری از زوال خراسان و آرام کردن هیجان مردم، چارهای بیندیشند و از دولت بخواهند که در این زمینه مسامحه نکند.
رد شایعات مربوط به اختلاف افکنی میان علما توسط حاج سیداحمد خسروشاهی
نامهای از سوی جمعی از علمای نجف در پاسخ به سؤالی درباره شایعات مربوط به حاج سید احمد خسروشاهی نوشته شده است. در ابتدا، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی به صراحت هرگونه شنیده یا فهمی از تلاش خسروشاهی برای ایجاد اختلاف میان علما را تکذیب میکند. سپس، شیخ عبدالله مازندرانی با تفصیل بیشتری توضیح میدهد که پیش از سفر خسروشاهی به عتبات، نامههایی از تبریز مبنی بر تلاش او برای برهم زدن اتحاد علما و جلوگیری از تشکیل مجلس معدلت (مجلس ملی) دریافت شده بود. اما پس از ملاقاتهای متعدد با خسروشاهی، هیچ نشانهای از این نیت در او مشاهده نشده و او را بیخبر از این شایعات مییابد. مازندرانی از مخاطب میخواهد که علما و تجار را از بیگناهی خسروشاهی آگاه سازند و از اتهامزنی بر اساس حدس و گمان پرهیز کنند. در پایان، ملا محمدکاظم خراسانی نیز تأکید میکند که خسروشاهی نه تنها مخالفتی با مجلس ملی نداشته، بلکه موافقت و همراهی خود را در این زمینه نشان داده و در مجالس مختلف از محاسن آن سخن گفته است.



درخواست از محمدعلی شاه قاجار جهت حمایت از مجلس شورای ملی
در ابتدای سلطنت محمدعلی شاه، با اشاره به عنایات پنهانی پادشاهی در جهت پیشرفت کشور و نظمبخشی به مجلس ملی، که آن را اساس عدالت و کلید ترقی میداند، ابراز امیدواری و تشکر میشود. سپس به اخبار تلگرافی مبنی بر تردید اهالی آذربایجان در مورد مجلس و ایجاد شورش اشاره شده و از نایبالسلطنه درخواست میشود تا قبل از گسترش فساد، با جلب عنایت شاهانه، این توهمات را رفع کرده و با استحکام بخشیدن به امر مجلس، از حضور پادشاه استدعا کند. در پایان، امید به اجابت این درخواست و دعای خیر برای پادشاه ابراز میشود.

اعلام تعییت اهالی استرآباد از دستورات مراجع نجف در حمایت از مشروطه و آمادگی اعزام نیرو به تهران به حمایت از مشروطهخواهان
این بیانیه با خطاب به عموم حجج اسلام، سادات، تجار و کسبه آغاز میشود و از اتحاد و همقسم شدن تمام طبقات استرآباد در پی دریافت احکام مراجع عتبات عالیات خبر میدهد. در ادامه، از آمادگی اهالی بلوک و سران یموت برای اطاعت از احکام مراجع و بیرون راندن حکومت ظالم و عدم پرداخت مالیات سخن به میان میآید. همچنین، هشدار داده میشود که در صورت ممانعت دولت و خونریزی، سردار کافی با دو هزار سوار یموت برای اجرای احکام امام زمان (عج) و ریشهکن کردن مستبدین حرکت خواهد کرد. در بخش دیگری، با مقایسه با ترکمانها و اشاره به مشروطه دادن سلطان عثمانی، از مشروطهطلبان خواسته میشود که همت کنند تا نیازی به اعزام نیرو از استرآباد نباشد. در پایان، با تأکید بر تبعیت اهالی استرآباد از احکام حجج اسلام، اعلام میشود که در صورت هرگونه اقدام از سوی دولت، آمادگی کامل برای دفاع وجود دارد.
تلاش در جهت بازگشت مشروطیت و کمک همه جانبه به مجاهدان تبریز



انتقاد از مطالبه گزاف مالیات از اصفهان و توابع
انجمن ولایتی اصفهان در نامهای به وزیر مالیه، به مطالبه مالیات گزاف از مردم اصفهان اعتراض میکند. در ابتدا، انجمن بر پایبندی خود به قوانین مجلس مقدس و نقش اصفهان در پیشبرد مشروطیت تأکید میکند. سپس، با اشاره به وضعیت نابسامان اقتصادی و خسارات وارده به مردم اصفهان در دوران استبداد صغیر و غارتها، مطالبه مالیات را غیرمنصفانه و تحریکآمیز میداند. در پایان، از وزیر مالیه میخواهد که اجرای قوانین مشروطیت را در اولویت قرار داده و از ایجاد هیجان و نارضایتی در مردم اصفهان خودداری کند.
تایید حکم حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این فتوا در پاسخ به استعلامی از جمعیت اتحاد و ترقی ایرانیان در اسلامبول صادر شده است. در این فتوا، حکم حرمت پرداخت مالیات به گماشتگان محمدعلی شاه قاجار تأیید میشود. تأکید شده است که تا زمانی که مجلس شورای ملی بر اساس قانون اساسی سابق و متمم آن تشکیل نشود و نمایندگان ملت برای جلوگیری از تجاوزات و حیف و میل بیتالمال حضور نداشته باشند، وظیفه مسلمانان عدم تمکین از حکومت فعلی است. مخالفت با این حکم به منزله محاربه با شریعت و اطاعت از حکام کنونی به منزله اطاعت از عمال یزید دانسته شده است.


نصایح خیرخواهانه به محمدعلی میرزا (ولیعهد)
متن با تبریک ورود ولیعهد و ابراز شکرگزاری از عواطف شاهانه آغاز میشود که به مملکت حیات تازه بخشیده و اساس سلطنت را بر عدل استوار ساخته است. در ادامه، از ولیعهد درخواست میشود که به سخنان دسیسهچینان گوش ندهد و همواره رأی حقیقتنمای خود را حَکَم قرار دهد، زیرا دلسوز واقعی کسی است که دولت و ملت را به اتحاد دعوت کند و ماده اختلاف را از بین ببرد. سپس، به کسانی اشاره میشود که با خباثت، مملکت را ویران و رعیت را پریشان کردهاند و اکنون با چاپلوسی، خود را دولتخواه و ملت را فتنهجو معرفی میکنند. متن تأکید میکند که احیای مملکت و تقویت سلطنت تنها با وضع اساس صحیح و جذب قلوب ملت ممکن است و هرکس غیر از این راه را نشان دهد، خائن است. در پایان، از ولیعهد خواسته میشود که امور را با دقت و دوراندیشی بررسی کرده و بر طبق صلاح حال و مآل فرمان دهد و با ابیاتی دعایی برای ولیعهد و خاندان او به پایان میرسد.
تأیید فتوای آیتالله کاشانی در وجوب ملی شدن صنعت نفت و قطع نفوذ بیگانگان از کشور
این فتواها در پاسخ به استفتای تجار و معتمدان تهران و شهرستانها درباره ملی شدن صنعت نفت و قطع نفوذ شرکت نفت انگلیس صادر شدهاند. سید محمدتقی خوانساری با استناد به حدیثی از پیامبر (ص) درباره اهمیت اهتمام به امور مسلمین، ملی شدن صنعت نفت را واجب شرعی دانسته و سکوت در برابر پایمال شدن حقوق ملت را مذموم میشمارد. بهاءالدین محلاتی با اشاره به آیات قرآن کریم، دوستی با کفار و واگذاری منابع ثروت به اجانب را مخالف مبانی اسلام و موجب انحطاط مسلمانان میداند و ملی شدن نفت و تشکیل حکومت ملی را از اهم تکالیف شرعی برمیشمارد. محمود روحانی قمی نیز با تأکید بر اینکه نفت و معادن آن ملک مسلمین و ایرانیان است و منافع آن باید عاید ملت شود، ملی شدن صنعت نفت را از ضروریات دین و مطابق آیه «وَ لَن یَجعَلَ اللهُ لِلکَافِرینَ عَلَی المُؤمِنِینَ سَبِیلاً» میداند. عباسعلی شاهرودی نیز قطع دست اجانب و ملی شدن صنعت نفت را بر هر مسلمانی واجب دانسته و بر لزوم تبعیت از آیتالله کاشانی در این نهضت مقدس تأکید میکند.



انتقاد شدید از اختناق و توهین به مقدسات و دستگیری و زندان و شکنجه افراد بیگناه و درخواست رفع نگرانی مردم از هویدا (نخست وزیر)
در ابتدای نامه، به تذکر قبلی به نخستوزیر در مورد تشنجآفرینی دولتهای پیشین و مقابله با ملت مسلمان ایران اشاره شده و از اینکه نخستوزیر نیز همان مسیر را ادامه داده، ابراز تأسف میشود. سپس، با استناد به آیات قرآن، عواقب جبروت و طغیان گوشزد شده است. در ادامه، به بهانهجویی دولت برای تصفیه حساب با افراد متدین و غیور و مدافع مقدسات ملت اشاره شده و با تأکید بر وعده الهی مبنی بر پیروزی مؤمنین، از زجر و شکنجه روحانیون، مبلغین و کسبه شریف و متدین و محول کردن افراد بیگناه به محاکم ابراز نگرانی میشود. در پایان، درخواست آزادی زندانیان و جبران پریشانی ملت مطرح شده است.

شرایط حمایت سیاسی علما از سلطان؛ تمجید از شاه سلطان حسین صفوی
متن با بیان شرایط حمایت علما از سلطان آغاز میشود و این حمایت را در صورتی که به منظور اعتلای حق، ترویج دین، مبارزه با بدعت و اجرای امر به معروف و نهی از منکر باشد، از برترین اعمال میداند. در ادامه، به جایگاه شاه و سلطان به عنوان سایه خدا بر زمین و حافظ نظم دین و دنیا اشاره شده و از شاه سلطانحسین صفوی به عنوان یکی از این سلاطین تمجید میشود.
لزوم رعایت نظم و انضباط در جلسات شورا
متن با تأکید بر ضرورت نظم و ترتیب در مجلس شورا آغاز میشود. سپس به وضعیت نامنظم و مضحک مجلس اشاره میکند که موجب تمسخر بیگانگان شده است. در ادامه، ناکارآمدی مجلس در پیشبرد امور و عدم توانایی آن در نظمدهی به امور داخلی خود مورد انتقاد قرار میگیرد. در پایان، به عدم الزام وزرا به حضور در مجلس به دلیل بینظمی موجود و عدم اجرای مصوبات اشاره میشود.

تبیین مشروطیت و ترجیح آن بر استبداد و جمهوریت
این مقاله با معرفی «مجلس شورای ملی» به عنوان نهادی برای کنکاش و مشاوره در امور ملی آغاز میشود و نقش آن را در ارتقاء دانش، بینش، سعادت، ثروت و استقلال ملت تبیین میکند. در ادامه، به اهمیت وجود قوه عاقله در اداره کشور و لزوم بیداری ملت برای مقابله با استبداد و ظلم میپردازد. سپس، به تشریح وظایف وکلای ملت در مجلس و نقش آن در حفظ ثروت و عزت کشور و جلوگیری از بیداد و غارت میپردازد. در بخش بعدی، سه نوع سلطنت (مستقله مستبده، مشروطه و جمهوریت) را معرفی کرده و مشروطه را به عنوان حد وسط میان استبداد مطلق و آزادی مطلق، برتر میداند. در پایان، بر نقش مجلس در ایجاد اتحاد و یگانگی میان دولت و ملت و حفظ کشور از دشمنان خارجی تأکید میکند.
درخواست خلع لباس و عنوان علمای مخالف مشروطیت
این متن با استناد به آیه قرآن، مشروطیت را عامل آسایش مردم و حفظ ملیت و اسلامیت میداند و نقش علما را در این زمینه حیاتی توصیف میکند. سپس به اخطار به علمایی میپردازد که ظاهراً عالم هستند اما باطناً حقوق ملت را ضایع کرده و اساس شریعت و مشروطیت را تخریب میکنند. در ادامه، از وزارت عدلیه درخواست میشود که هر عالمی که فساد و تقصیرش ثابت شد، ابتدا لباس و القاب روحانیت از او سلب شود و با عناوین عادی خطاب شود، سپس به مجازات برسد تا عبرتی برای دیگران باشد و جایگاه روحانیت از چنین افرادی مبرا بماند.
دنیاطلبی و ریاکاری گروههای مردم
این شعر به نقد دنیاطلبی و ریاکاری در میان اقشار مختلف جامعه میپردازد. در ابتدا، به تنوع معبودها و مقاصد افراد اشاره میکند که هر یک به جای خداوند، به دنبال اهداف مادی و نفسانی خود هستند. سپس، به تفصیل به گروههای مختلفی میپردازد که هر یک به نوعی درگیر شهوتپرستی، جاهطلبی، تکیه بر قدرت سلطان، یا تظاهر به زهد و تقوا هستند. در نهایت، شعر به این نتیجه میرسد که این افراد ریشه ایمان را از خود برکندهاند و تنها به دنبال نام و جاه هستند، نه حقیقت دین.
رفع نگرانی و آزار مردم لارستان
نامه با ابراز تأسف عمیق از وضعیت مردم لارستان آغاز میشود و مسئولیت شرعی رؤسای اسلام را در قبال این حوادث یادآور میشود. در ادامه، نویسنده با خیرخواهی، به مخاطب گوشزد میکند که خصومت با عدهای قلیل نباید به آزار و اذیت اکثریت مردم بیگناه لارستان منجر شود. سپس، از مخاطب میخواهد که با رفع موانع رفتوآمد، بازگرداندن اموال غارتشده، تعمیر خانهها و دلجویی از مردم، به وضعیت آنان رسیدگی کند. در پایان، نویسنده هشدار میدهد که غفلت و غرور میتواند عواقب وخیمی در دنیا و آخرت داشته باشد و بر لزوم حفظ و تجلیل از حجتالاسلام مولایی و خانوادهاش تأکید میکند.
تأیید مجلس شورای ملی و مصوبات آن
درخواستی از ملا قربانعلی زنجانی برای تأیید تشکیل مجلسی در مسجد شاهی زنجان به منظور رفع ظلم و حفظ نفوس مسلمین و همچنین تأیید مجلس شورای ملی و احکام دولت مرکزی مطرح شده است. در پاسخ، ملا قربانعلی زنجانی ضمن تأیید صحت مطالب و اطلاع خود از این اقدامات، بر تبعیت همگان از شریعت و اطاعت از هر آنچه از دولت و ملت در تهران میرسد، تأکید میکند.

رد مخالفان مشروطه و لزوم تساوی حقوق شهروندان
متن با اشاره به اختلاف کلمه در مملکت و نقش جراید در شناسایی مخلان عدالت آغاز میشود. نویسنده بر این باور است که به جای شناسایی افراد مخل، باید علت اصلی اخلال را که همان جهل ملت است، ریشهیابی کرد. در ادامه، با ذکر حکایاتی از مستبدین و مخالفان مشروطه، جهل مردم را عامل اصلی پیشرفت مقاصد مستبدین معرفی میکند که با سوءاستفاده از مفاهیم دینی، مشروطه را مخالف اسلام جلوه میدهند. سپس به نقد تفسیر نادرست حدیث «الدّنیا سِجنُ المؤمِن و جَنةً الکافِر» میپردازد و بر لزوم حرکت از جهل به سوی علم تأکید میکند. در بخش پایانی، با استناد به قواعد فقهی مانند «الضروراتُ تُبیحُ المحظورات» و اصل «خیر کثیر»، لزوم پذیرش قانون مساوات در مشروطه را تبیین میکند و با لحنی کنایهآمیز از شیخ فضلالله نوری میپرسد که آیا برای نجات مملکت بیمار، حاضر به تجویز «شراب مساوات» نیستند و در نهایت، با بیان اینکه ملت برای حفظ خود نیازی به اجازه کسی ندارد، به پایان میرسد.
پیام تبریک جلوس سلطنت سلطان محمد پنجم عثمانی
متن با تبریک جلوس سلطان محمد پنجم عثمانی آغاز میشود و این رویداد را نشانهای از سعادت و پیشرفت ملت و دولت عثمانی میداند. در ادامه، نویسندگان با ابراز خلوص نیت، آرزو میکنند که برکات الهی شامل حال جامعه اسلامی شده و دولتین و ملتین ایران و عثمانی در نهایت اتحاد و همدلی، برای اعتلای کلمه حق و ترویج مواسات و برادری تلاش کنند تا در جهان به یگانگی و اتفاق شهره شوند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که این تبریکات صمیمانه از سوی هیئت عدالتخواه متحصن در سفارت عثمانی، مورد قبول واقع شده و به استحکام اتحاد اسلامی کمک کند.
محکومیت تأیید حکم اعدام شیخ نمر توسط آلسعود و درخواست از آزادگان جهان برای جلوگیری از اجرای آن
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به عذاب دوزخ برای کسانی که مؤمنان را شکنجه میدهند، اشاره دارد. سپس به خبر تأیید حکم اعدام شیخ نمر باقر النمر پرداخته و این حکم را ناشی از دعوت وی به پایان دادن تبعیض مذهبی علیه شیعیان عربستان و اعطای آزادیهای مذهبی به آنان میداند. صدور چنین حکمی موجب نگرانی مسلمانان و ایجاد سابقه بدی در تاریخ عربستان سعودی تلقی شده و هشدار میدهد که اجرای آن تاوان سنگینی برای عربستان خواهد داشت و به بحرانی در روابط این کشور با مسلمانان جهان منجر میشود. در ادامه، این اقدام عربستان را در شرایطی میداند که هنوز خون هزاران نفر از حجاج در حوادث مسجدالحرام و منا خشک نشده و انگشت اتهام به سوی نیروهای امنیتی عربستان است. متن، تأیید حکم اعدام شیخ نمر را محکوم کرده و از آزادگان جهان میخواهد برای جلوگیری از اعدام وی تلاش کنند. همچنین، آلسعود را به عقلانیت فراخوانده و اقدامات عربستان در درگیریهای سیاسی و جنگهای منطقهای و حمایت از گروههای تروریستی را مورد انتقاد قرار میدهد. در پایان، به بحران اقتصادی و ناامنی داخلی عربستان و همچنین اختلافات داخلی خاندان آلسعود اشاره میکند.

اعلام همدردی و اقدام برای دادخواهی مردم شیراز
این نامه با ابراز همدردی عمیق با حوادث دردناک شیراز آغاز میشود و برای تأیید اسلام و اهل آن و شمول توجهات امام عصر (عج) دعا میکند. در ادامه، به اقدامات انجام شده از جمله تلگراف به دولت و درخواست تلاش از دیگران اشاره میکند و بر عدم کوتاهی در انجام تکالیف شرعیه در آینده تأکید دارد. نامه با اشاره به عدم تفرقه میان علما و استناد به آیه «سَیَجعلَ اللهُ بَعدَ عُسرِ یُسراً» به پایان میرسد و ضمن درخواست و وعده دعا، بر لزوم حفظ اتحاد و اتفاق کلمه برای جلوگیری از فساد تأکید میکند.

مطلع ساختن ملک فیصل از تحقیر، توهین و ستم انگلیسیها بر مردم عراق و درخواست کمک از او جهت سد نفوذ بیگانگان و رساندن فریاد مظلومیت مردم آن کشور به دولتهای اروپایی و امریکا
نامه با دعا برای ملک فیصل و تمجید از فداکاریهای او در احیای جامعه عرب و عظمت اسلام آغاز میشود. سپس به رنج و ستم مردم عراق تحت حکومت اشغالگر و تحقیر منزلت تاریخی و آداب اسلامی آنها اشاره میکند. نویسنده از ملک فیصل میخواهد که از طریق شیخ محمدباقر شبیبی، این مسائل را به اطلاع روزنامههای آزاد جهان و دولتهای اروپایی و آمریکایی برساند تا به اهداف عالیه مردم عراق دست یابند. در پایان، از ملک فیصل درخواست کمک برای برادران عراقیاش و جلوگیری از نفوذ بیگانگان در سرزمینهای اسلامی را دارد.

رفتار شاه اسماعیل دوم صفوی با میر سیدحسین مجتهد عاملی
این روایت به ماجرای تقابل شاه اسماعیل دوم صفوی با میر سیدحسین مجتهد عاملی میپردازد. شاه اسماعیل از سید میخواهد که از همراهی «تبرائیها» با خود ممانعت کند و او را تهدید به مرگ میکند. سید در پاسخ، با تشبیه شاه به یزید و خود به امام حسین (ع)، به او هشدار میدهد که در صورت قتل او، مردم او را «یزید ثانی» خواهند خواند. این پاسخ، خشم شاه را برمیانگیزد اما او در نهایت نمیداند چگونه با سید رفتار کند.
لزوم کسب دانش های جدید توسط ایرانیان
متن با استناد به آیه قرآن و حدیث «حب الوطن من الایمان» به اهمیت وطن و لزوم صیانت از آن میپردازد. سپس به دوران شکوه ایران در گذشته اشاره میکند که به دلیل خردورزی و دانش، کشور در اوج قدرت و رفاه بود. در ادامه، انحطاط و عقبماندگی کنونی ایران را نتیجه روی آوردن مردم به لذایذ مادی و غفلت از علم و خرد میداند که منجر به تسلط جهل، خیانت و ظلم شده است. در پایان، با اشاره به بیداری برخی غیرتمندان و تلاش آنان برای آگاهیبخشی و ترویج علم و صنعت، از اقدامات حاج زینالعابدین تقیاف در تأسیس کارخانهها و مدارس و ارسال اخبارات مجانی برای روحانیون به عنوان نمونهای از این تلاشها تقدیر میکند و برای او دعا میکند.
مذمت ریاکاران، ظاهربینان و دنیاپرستانِ دور از خدا
این قطعه شعر با ابراز دلزدگی از جهان و غوغای آن آغاز میشود. در ادامه، به توصیف افرادی میپردازد که فاقد حیات علم و ایمان هستند و دلهایشان از حق تهی است. این افراد در ظاهر خود را حقپرست و اهل زهد و تقوا نشان میدهند، اما در باطن، کردارشان قبیح و دلهایشان ویران است. در پایان، به تضاد میان ظاهر آراسته و باطن زشت و کریه این افراد اشاره میکند که با وجود ادعای دینداری، در حقیقت از مردان خدا دور هستند.
انتقاد شدید از کشتار شیعیان مظلوم نیجریه و رهبر مذهبی آنها (شیخ زکزاکی) و نیز مسلمانان میانمار و کشمیر، تلاش حقوقی و ادبی برای احقاق حقوق و انتشار حماسه مظلومیت آنها
متن با طرح پرسشهایی درباره کشتار شیعیان نیجریه و شیخ زکزاکی و سکوت دنیای اسلام در برابر این فجایع آغاز میشود. در ادامه، به مظلومیت و شجاعت شیخ زکزاکی اشاره شده و بر اهمیت ترجمه و انتشار اشعار سروده شده برای او به منظور تقویت روحیه تأکید میشود. در پایان، از قوه قضاییه خواسته میشود که در موضوعاتی نظیر تحریمها، مصادره اموال، تروریسم و حمایت از شخصیتهای مظلومی چون شیخ زکزاکی و مسلمانان میانمار و کشمیر، از جایگاه حقوقی وارد عمل شده و مواضع حمایتی یا مخالف خود را قاطعانه اعلام کند تا در سطح جهانی بازتاب یابد.
.png&w=3840&q=75)
انتقاد از هتاکی و دروغ پردازی مطبوعات
این متن با ابراز تردید نسبت به پذیرش مطالب کذب و دروغپردازیها توسط مردم گیلان آغاز میشود و به وضوح بیان میکند که مقاصد نویسندگان این مطالب برای همگان آشکار است. در ادامه، به نبود قانون مجازات سخت برای دروغنویسان و تهمتزنندگان اشاره میکند و معتقد است که اگر چنین قانونی وجود داشت، کسی جرئت انتشار اکاذیب را نداشت. در پایان، با ابراز تأسف از بیتوجهی مسئولان به این مسائل، مطالب منتشر شده را کذب محض و افترا میخواند و برای هدایت افراد مغرض دعا میکند.
استبداد، علت عقبماندگی ایرانیان
متن با ابراز حیرت و تأسف از وضعیت ایران آغاز میشود و به رنجهای مردم تحت ستم استبداد اشاره میکند. سپس به این نکته میپردازد که چگونه هر فردی که قصد کمک به ملت را داشته، توسط استبداد سرکوب یا آواره شده است. در ادامه، نویسنده به مقایسه ایران با کشورهای اروپایی میپردازد و پیشرفت اروپا را نتیجه آزادی افکار و اختراعات میداند، در حالی که در ایران، استبداد مانع از بروز استعدادها و پیشرفت شده است. نویسنده همچنین به غارت منابع ایران توسط بیگانگان و ناتوانی مردم در مقابله با آن اشاره میکند. بخش بعدی به انتقاد شدید از پادشاهان قاجار میپردازد که برای سفرهای فرنگ و تجملات شخصی، کشور را به قرض و گرو میگذارند و به جای آبادانی، به ویرانی آن دامن میزنند. در پایان، نویسنده به این نکته اشاره میکند که حتی در دوران مشروطه نیز، استبداد به شکل دیگری ادامه یافته و کسانی که حرف حق میزنند، توسط اطرافیان پادشاه به بدخواهی متهم میشوند و این وضعیت به ویرانی کشور و پریشانی مردم منجر شده است.
آرزوی بیداری و بصیرت مردم ایران
این شعر با لحنی دعایی و انتقادی، به وضعیت نابسامان ایران در دوران استبداد صغیر میپردازد. شاعر با اشاره به خوابرفتگی ملت و خشکی درخت مملکت از ظلم استبداد، از خداوند میخواهد که مردم را بیدار کند و ایران را از وابستگی به کالاهای خارجی بینیاز سازد. او همچنین خواستار تغییر در ذات شاه جوان، دوری مجلس از بحرانها، و تبدیل خط کج به خط مستقیم است. شاعر با ابراز نگرانی از غریبشدن مذهب اسلام و خطر از دست رفتن نعمت مشروطه، از خداوند میخواهد که دانشوران را مصدر امور قرار دهد و عالمان رشوه خوار را رسوا کند. در پایان، شاعر با تأکید بر لزوم هوشیاری مردم و یاری دست غیبی به ایران، از خداوند میخواهد که ملت مجبور را مختار و بیبصیرت را اهل بصیرت گرداند و گرگان رشوتخوار را خوار سازد.
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
تطابق مشروطیت با اسلام
متن با استناد به آیه قرآن، تمدن را مجموعهای از افراد بشر میداند که شریعت و قانون شیرازه آن است و بدون آن تمدن گسیخته میشود. سپس به اثبات این نکته میپردازد که شریعت اسلام، حاوی تمام دقایق تمدن و ضامن ترقی بشر است و احکام آن بر اساس مساوات، عدالت، حریت و اخوت جاری میشود. در ادامه، مشروطیت را حکمی از احکام شریعت اسلام معرفی میکند که استبداد و پیروی از هوای نفس را حرام میداند و با استناد به آیات و روایات، بر لزوم شورا در امور عامه و عدالت پیشوا تأکید میکند. در پایان، کسانی را که مشروطیت را مخالف دیانت اسلام میدانند، جاهل یا دارای غرض نفسانی معرفی کرده و از مسلمانان میخواهد که از اسلام در برابر این اتهامات دفاع کنند و اجازه ندهند راه ترقی اسلام مسدود شود.
تبیین جایگاه کنونی و آینده نظام، دستاوردها و چالشهای فراروی آن، پیروزی انقلاب اسلامی و نابودی استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل، رسالت و وظایف مسئولان کشور
متن با حمد و ثنای الهی و اشاره به آیات قرآن آغاز میشود و به اهمیت جهاد فی سبیل الله و پیامدهای ترک آن میپردازد. در ادامه، به نجات ملت ایران از فساد ستمشاهی و پایداری جمهوری اسلامی در برابر ابرقدرتها اشاره میکند. سپس، بر لزوم اعلان برائت از مشرکان در ایام حج تأکید کرده و آن را تجدید میثاق مبارزه با کفر و شرک میداند. در بخش بعدی، به ستمهای شرق و غرب، بهویژه آمریکا و شوروی، علیه ملتهای مظلوم افغانستان، آفریقا، لبنان و فلسطین اشاره میکند و بر لزوم مبارزه با صهیونیسم و استعمار تأکید میورزد. در ادامه، به جنگ تحمیلی و تلاش جهانخواران برای مشوه ساختن افکار عمومی میپردازد و جنایات صدام و حمایت بینالمللی از او را محکوم میکند. همچنین، به نقش آمریکا در حمایت از رژیم پهلوی و صدام اشاره کرده و بر لزوم استقلال و عدم وابستگی به شرق و غرب تأکید میکند. در بخش پایانی، به مسئولیت روحانیون و مدیران حج در آموزش و توجیه زائران و مقابله با فرهنگهای اقتصادی ظالمانه شرق و غرب میپردازد. همچنین، بر اهمیت سادهزیستی روحانیت و خدمت به محرومان تأکید کرده و از زائران ایرانی میخواهد که با حفظ وحدت و اخلاق اسلامی، پیام انقلاب را به جهانیان برسانند. متن با دعا برای پیروزی اسلام و ظهور امام زمان (عج) به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام برکناری قوامالسلطنه و بازگشت مجدد دکتر مصدق به نخستوزیری و همنظری امریکا و انگلیس درباره تحولات ایران
سخنرانی آیتالله کاشانی در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی، با تشکر از حاضرین و تبیین نهضت ملی ایران آغاز میشود. در ادامه، به مداخلات طولانیمدت انگلیس در امور ایران و تلاشهای مکرر برای سرنگونی دولت مصدق اشاره میکند. انتصاب احمد قوام به نخستوزیری را نتیجه توطئه انگلیسیها و عمال داخلی آنها میداند و استعفای مصدق را اجباری و نه اختیاری توصیف میکند. قوام را فاقد صلاحیت اخلاقی و قانونی برای زمامداری میداند و رأی تمایل مجلس به او را غیرقانونی و فرمان شاه را ناشی از اشتباهکاری اطرافیان معرفی میکند. قوام را ابزاری برای چپاول و بازگرداندن مستشاران انگلیسی به صنعت نفت میداند و از مردم میخواهد که با تعطیلی عمومی و اطلاعرسانی به دنیا، جنایات حکومت را افشا کنند. در پایان، بر عزم ملت برای عدم پذیرش حکومت قوام تأکید کرده و آمادگی خود را برای فداکاری تا پای جان اعلام میکند. در بخش پرسش و پاسخ، به حرکت کفنپوشان به سمت تهران، لزوم اتحاد همه گروهها در مبارزه با استعمار، رد مقابله مسلحانه با قوام و تأکید بر تدبیر، و انتقاد از سیاستهای آمریکا در همراهی با انگلیس میپردازد. همچنین، عدم تمایل افراد باشرف به همکاری با کابینه قوام و محال بودن پیروی قوام از راه مصدق را بیان میکند و در نهایت، تهدید به انهدام تأسیسات نفتی آبادان در صورت بازگشت کارشناسان انگلیسی میکند.

نارضایی مردم شیراز از انتصاب علاءالدوله به حکومت فارس
متن با اشاره به فیوضات ملی و عیدی تازه برای ملت شیراز آغاز میشود. سپس به انتخاب علاءالدوله برای حکومت فارس بر اساس تلگرافات و استدعای کارکنان استبداد و ایادی قوام اشاره میکند و ابراز تعجب میکند که مخاطبان از سابقه ارتباط علاءالدوله با قوام بیخبرند. در ادامه، هیجان عمومی ملت، تعطیلی بازار و تحصن در تلگرافخانه را گزارش میدهد و از مخاطبان درخواست میکند که حکومت علاءالدوله را به حاکمی مقتدر و بیطرف تغییر دهند. همچنین، از آنها میخواهد که به تلگرافات جعلی مزدوران قوام که در کنسولخانه هستند، اعتنا نکنند و دستور فوری برای احضار پسران قوام که باعث اغتشاش در مملکت میشوند، صادر کنند. در پایان، تأکید میشود که در صورت عدم توجه به این درخواستها، مردم با تمام قوا در دفع استبداد مقاومت خواهند کرد و انتظار حفظ مملکت و اعاده امنیت با تعیین حاکم بیطرف و دفع ایادی استبداد را دارند.
غارت منزل منتقدان مشروطه و کشتن آنها در تبریز پس از بمباران مجلس شورا
.jpeg&w=3840&q=75)
پیشنهاداتی به حاکم جدید آذربایجان جهت توسعه و پیشرفت آن ولایت
متن با اشاره به آشوبهای گذشته و تلاشهای نگارنده برای اصلاح امور آغاز میشود. سپس، به حاکم جدید آذربایجان (مخبرالسلطنه هدایت) یادآوری میشود که جانشین خانوادهای با سابقه طولانی در حفظ دولت و ملت است و اکنون که دوره سلطنت تجدید شده، باید در جهت ترقی ملت و دولت گام بردارد. نگارنده با تأکید بر عبرتآموزی از وقایع گذشته (مانند لشکرکشی به تبریز و شکست دولت)، از حاکم میخواهد که با پذیرش این اظهارات، حقوق بشر را حفظ کرده، در ترقی ملت اسلام بکوشد و شوکت دولت را افزایش دهد. در پایان، به نقش مراجع عتبات عالیات در مشروطه اشاره شده و بر لزوم تبعیت از ایشان و تلاش برای پیشرفت و توسعه تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست کمک فوری برای مجاهدان و مردم محاصرهشده تبریز
شرایط امکان مصالحه میان مشروطهخواهان و محمدعلی شاه و تبیین سیاست ریاکارانه روسیه و انگلستان
این تلگراف در پاسخ به سفارت انگلیس، ضمن ابراز امتنان از تلاشهای خیرخواهانه دولتین انگلیس و روس برای اعاده مشروطیت، به تبیین ریشههای اغتشاشات ایران میپردازد. تأکید میشود که این انقلابها ناشی از تلاش ملت برای دستیابی به آزادی و حقوق ملی و حرص درباریان بر غصب حقوق است. ملت ایران وفاداری خود را به سلطنت اعلام کرده و تنها خواهان استحکام مشروطیت، طرد فتنهگران و جلوگیری از خیانت درباریان در آینده است. همچنین، حفظ استقلال وطن از اهم تکالیف دینی مسلمانان دانسته شده و مداخله دول خارجی و لشکرکشی به ایران، عامل اصلی انقلاب و هیجان ملت معرفی میشود. در پایان، از دولتین انگلیس و روس درخواست شده تا با رعایت عدالت و حق همسایگی، از پایمال کردن احساسات ملت ایران خودداری کرده و نیروهای نظامی خود را از ایران خارج کنند، همانگونه که انگلیس نیروهای خود را از بوشهر بازگرداند.


فرصت طلبی مشروطه خواهان و انزجار مردم تبریز از مشروطیت
متن با اشاره به کنارهگیری نگارنده از انجمن ملی تبریز آغاز میشود و به سوءاستفاده برخی افراد از مشروطه برای منافع شخصی و بدنام کردن دیگران میپردازد. در ادامه، به تلاشهای نگارنده برای آگاهسازی مردم و تبیین ماهیت واقعی مشروطه اشاره شده که منجر به انفعال عمومی و کاهش نفوذ برخی افراد شده است. در پایان، به انتقاداتی مبنی بر کنارهگیری عقلا و واگذاری امور به افراد نالایق و همچنین اعتراضات مردم به وضعیت موجود و عدم تطابق آن با آرمانهای مشروطه اشاره میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
محکومیت سرکوب قیام مردم انقلابی بحرین به دست رژیم آلخلیفه و آلسعود و حمایت نظامی امریکا از آن رژیم، لزوم پیشگامی علما و حضور مقتدرانه آنان در مبارزات
سخنرانی با اشاره به سابقه تاریخی بحرین و سرکوب قیام مردمی سال ۲۰۱۱ توسط رژیم آلخلیفه با کمک نظامیان سعودی و اماراتی آغاز میشود. در ادامه، حمایت آمریکا از رژیم بحرین به عنوان عامل اصلی گسترش جنایات آلخلیفه، از جمله قتل و زندانی کردن بیگناهان، مطرح شده و بر ضرورت حمایت عمیقتر از بیداری اسلامی در بحرین تأکید میشود. سپس، اسلام به عنوان دین جهاد معرفی شده و نقش پیشگامانه علما در مبارزه با استکبار و استعمار و عدم محدودیت مرزهای جغرافیایی در اسلام برای مخاطب قرار دادن مسلمانان توسط علما، مورد تأکید قرار میگیرد. در پایان، با اشاره به نقش حیاتی علما در پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تقدیم شهدا توسط طلاب، جهاد و جانفشانی علما راز ماندگاری و پیروزی معارف الهی دانسته شده و عدم همراهی مردم و عقبنشینی برخی علما، عامل اصلی تأخیر در تشکیل حکومت اسلامی قبل از انقلاب اسلامی ایران عنوان میشود.

بیاطلاعی، بیمبالاتی و مالدوستی پزشکان
متن با اشاره به مرگ ثروتمندان به دست پزشکان آغاز میشود و بیان میکند که پزشکان برای کسب منفعت، بیماران را به بهانه معالجه بیماریهای واهی، در مسیر بیماری پیش میبرند تا در نهایت به مرگ آنها منجر شود و سپس با توجیه عدم رعایت توصیهها، از خود سلب مسئولیت میکنند. در ادامه، به وضعیت فقرا اشاره میشود که به دلیل نیاز معیشتی، خود را در معرض خطرات شغلی قرار میدهند. سپس، نویسنده به آفات پزشکان جاهل میپردازد که با تجویز پرهیزهای بیموقع و افراطی، طبیعت بیمار را ضعیف کرده و توان مقاومت در برابر بیماری را از او سلب میکنند. در پایان، نویسنده با نقل قولی از یک طبیب که مدعی است بدون پزشکان، مردم از بیماری تلف میشوند، به طعنه پاسخ میدهد که اگر پزشکان نبودند، مردم به دست بیماریها میمردند، اما اکنون که پزشکان خود عامل هلاکت هستند، نیازی به بیماریها برای از بین بردن انسانها نیست.
درخواست بازگرداندن قوای روسیه و انگلستان از ایران و قطع مداخلات غیرقانونی دو کشور و حمایت از آشوبگران داخلی
این نامه با تقدیم احترامات به امپراتور روسیه، به وضعیت ملت ایران پس از انقلاب مشروطه و تشکیل حکومت ملی اشاره میکند. سپس به اقدامات کارگزاران روسیه در ایران، از جمله اعزام قشون به آذربایجان و قزوین به بهانههای واهی، مداخلات غیرقانونی، حمایت از مفسدین و یاغیان و پایمال کردن حقوق ملت و استقلال ایران اعتراض میکند. نامه یادآور میشود که پیش از این نیز مراتب اعتراض و درخواست بازگرداندن نیروها به امپراتور ابلاغ شده و وعدههایی داده شده بود که عملی نشدهاند. در ادامه، به سوءاستفاده انگلستان از حضور نیروهای روسیه در شمال برای انجام اقدامات مشابه در جنوب ایران اشاره میکند. در پایان، با ابراز امیدواری به حقپرستی و آزادیخواهی امپراتور، درخواست میشود که دستور بازگرداندن قشون روسیه از ایران و رفع مداخلات استقلالشکنانه صادر شود تا علما و مسلمانان از تکالیف دینی خود آسوده شوند و دولت انگلستان نیز از اقدامات مشابه منصرف گردد.


رد درخواست همکاری حاج شیخ فضل الله نوری و یارانش جهت مقابله با مجلس
این تلگراف در پاسخ به درخواست همکاری شیخ فضلالله نوری برای مقابله با مجلس شورای ملی نگاشته شده است. نویسندگان با اشاره به احکام پیشین علمای شیعه مبنی بر وجوب ترویج مجلس و حرمت مخالفت با آن، تلاش نوری برای ایجاد شبهه در میان مردم را عجیب و بیاثر میدانند. در ادامه، ضمن انتقاد شدید از نوری و متهم کردن او به جلب منافع شخصی، تأکید میشود که ملت آماده مقابله با او هستند و از بذل جان و مال در این راه دریغ نخواهند کرد. در پایان، از نوری خواسته میشود که بیش از این به تضییع نفوس و اموال مسلمانان راضی نشود.
تأیید مجلس و بیان فواید آن
متن با ابلاغ سلام به مجلس محترم اسلامیه آغاز میشود. سپس، با استناد به تلگرافات و اخبار، برکات و فواید تشکیل مجلس را برشمارد. این فواید شامل حفظ اسلام، فراهم آوردن رفاه عمومی و آسایش فقرا و ضعفا، رونق شرع، از بین بردن ظلم و خودرأیی، و رفع بدعتها و اغتشاش قیمتها است. حتی به ترک خرید و فروش مسکرات توسط مسیحیان به دلیل اتحاد هموطنی اشاره میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن، بر لزوم حمایت مؤمنین از مجلس تأکید میکند و مخالفت با مجلس را مخالفت با قانون شرع میداند. در پایان، آمادگی خود را برای همکاری در جهت ترویج شرع اعلام میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد شدید از عملکرد دولت در اداره امور جامعه، از جمله گرانی نان

محکومیت شهادت مظلومانه گروهی از مردم افغانستان به دست تروریستهای تکفیری، اخطار به دولتمردان جهت حفظ جان و امنیت مردم
متن با ابراز تأثر عمیق از شهادت مظلومانه هفت نفر از هموطنان و محکومیت اعمال شقاوتبار تروریستهای تکفیری آغاز میشود. در ادامه، مسئولان دولتی را مخاطب قرار داده و یادآور میشود که صرف محکومیت فجایع و انتقاد از دولت کافی نیست، زیرا آنها در برابر خدا، مردم و تاریخ مسئول هستند. در پایان، به مسئولان هشدار داده میشود که اگر ابزار لازم برای دفاع از حقوق و امنیت مردم را ندارند، باید در موجودیت خود در دولت تجدیدنظر کنند.

محکومیت ربودن رهبر مذهبی بحرین و کشتار و دستگیری گروهی از شیعیان و تبعیت بحرین از امریکا و عربستان
متن با محکومیت اقدامات حاکمان بحرین در حمله به منزل آیتالله شیخ عیسی قاسم، ربودن ایشان، کشتار و دستگیری شیعیان آغاز میشود. در ادامه، این اقدامات را نتیجه پیروی کورکورانه از عربستان سعودی و آمریکا دانسته و نسبت به سرنوشتی مشابه صدام هشدار میدهد. در پایان، حاکمان بحرین را به بازگشت به راه صحیح و تن دادن به خواستههای مشروع شیعیان دعوت میکند.

تکذیب نسخ احکام صادره در دفاع از مشروطیت و استقرار مجدد آن
این نامه با خطاب به سید علی یزدی، بر صحت احکام پیشین صادر شده در خصوص وجوب اهتمام به مشروطیت، تشکیل مجلس شورای ملی و حرمت پرداخت مالیات به حکام وقت تأکید میکند. در ادامه، شایعات مربوط به نسخ این احکام توسط میرزا حسین تهرانی و نویسندگان نامه را تکذیب کرده و آن را افترا میداند. نامه با تأکید بر اهمیت مشروطیت به عنوان نعمتی الهی برای جلوگیری از ظلم و حفظ اسلام، از مخاطب میخواهد که این مطالب را به اطلاع عموم مسلمانان برساند تا با اتحاد و تلاش برای اجرای احکام الهی، از جان، مال و آبروی مسلمانان محافظت شده و ممالک اسلامی از تسلط کفار مصون بمانند.


انتقاد از بیتوجهی نمایندگان مجلس شورا به نابسامانی کشور
متن با مقایسه وضعیت کنونی با دوران استبداد آغاز میشود و بیان میکند که در هر دو دوره، گروهی برای حفظ منافع خود، قدرت حاکم را مقدس و لازمالاطاعه جلوه میدهند. در دوران مشروطه نیز، با وجود شعار آزادی، هر گروهی به دنبال منافع خود است و بدون توجه به خیر و شر، اوامر مقام خود را اجرا میکند. این وضعیت منجر به اختلافات و تشکیل احزاب و فرقههایی شده که به جای اصلاح، به فساد دامن میزنند. سپس، به انتقاد از عملکرد مجلس شورا میپردازد که از زمان افتتاح، به جای رسیدگی به مشکلات کشور و تأمین آسایش ملت، وقت خود را صرف تعیین رئیس و منشی کمیسیونها کرده است. در ادامه، به تلاش مغرضین برای مخدوش کردن اعتبار اوامر حجج اسلام نجف اشاره میکند که با نگارش جعلیات و تلگرافات دروغین، سعی در بیاعتبار کردن این اوامر در نظر مردم دارند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که تلگراف مجلس به حجج اسلام، موجب توجه آنان شده و قلوبشان با شبهات درباره تلاشگران حفظ استقلال کشور مشوب نگردد.
صفات اهلعلم و اهلزهدِ راستین و دروغین
متن با تأکید بر لزوم پرهیز از مخاصمه و مجادله میان مسلمانان آغاز میشود و به اهمیت حسن ظن و پوشاندن عیوب مؤمنان اشاره دارد. سپس به نقد کسانی میپردازد که خود را به اهل علم و زهد منتسب میکنند اما در حقیقت از آنان نیستند و با جنگ و جدال، موجب گمراهی سادهلوحان میشوند. در ادامه، به تفصیل به قبایح و اعمال ناپسند دو گروه «صوفیه» (که خود را زاهد و عابد مینامند) و «جاهلان عالمنما» (که خود را عالم میدانند) میپردازد. از جمله اعمال ناپسند صوفیه، ذکر بلند، تغییر کلمات توحید، حرکات شبیه به لعب و استهزاء در ذکر و خواندن اشعار شطحآمیز است. در مورد جاهلان عالمنما نیز، لعن و طعن بیدلیل به اهل زهد و عبادت، نسبت دادن بدی به مسلمانان و آزار مؤمنین مورد انتقاد قرار میگیرد. در پایان، تأکید میشود که هیچ یک از این اعمال، موجب تکفیر و جواز لعن نمیشود و غیبت این افراد نیز جایز نیست مگر در فسق علنی.
دفاع از مشروطیت و تبعیت از مراجع مشروطهخواه نجف
این نامه با اشاره به تلگراف وزرای دربار، به اشتباهکاریهای آنان در قبال مشروطه اعتراض میکند. نویسندگان با تأکید بر اینکه مردم ایران یاغی نیستند، بلکه خواهان حقوقی هستند که مظفرالدین شاه اعطا کرده و شاه کنونی نیز تأیید نموده، به پیشرفت جهانیان در سایه مشروطه و عقبماندگی ایران در وضعیت فعلی اشاره میکنند. نامه، مشروطیت را هم برای آبادانی دنیا و هم برای آخرت (با توجه به حکم حجج اسلام) ضروری میداند و از شاه میخواهد که با پذیرش مشروطه، نام نیکی از خود به جای گذارد. در پایان، اهالی گیلان بر پایبندی خود به حقوق مشروطه و اجرای احکام مراجع تأکید کرده و از سپهدار به دلیل حفظ امنیت گیلان تشکر میکنند.
اخطار به شریفامامی (نخستوزیر) نسبت به کشتار مردم بیگناه تهران و بیثمر بودن آن
متن با ابراز نگرانی شدید از اخبار کشتار و قتلعام مردم در تهران آغاز میشود. سپس به نخستوزیر وقت اخطار داده میشود که این نوع برخورد با اعتراضات مردمی، عواقب وخیمتری برای کشور خواهد داشت و او را مسئول این حوادث در برابر خدا، تاریخ و ملت ایران میداند. در ادامه، با اشاره به آرامش تظاهرات روز گذشته، بیاثر بودن اعلام حکومت نظامی و خونریزی را گوشزد کرده و مسئولیت خطیر نخستوزیر را یادآور میشود. در پایان، برای حفظ مسلمانان و مملکت از خطرات دعا میکند.

بیان خدمات سیاسی، اجتماعی و رفاهی انجمن ایالتی اصفهان
این متن با اشاره به قصد سفر به عتبات عالیات، به تشریح هجده مرحله از اقدامات و خدمات انجمن ملی اصفهان در راستای مشروطیت میپردازد. این اقدامات شامل برگزاری انتخابات، جلوگیری از مستبدین، ایجاد امنیت، تنظیم آب رودخانه، تشکیل انجمن بلدیه، ترویج صنایع داخلی، رسیدگی به امور نظامی، ایجاد وحدت در برابر تعدیات عثمانی، توسعه معارف و مدارس، تشکیل قشون مردمی و پرداخت مالیات میشود. در پایان، متن به اتهامات روزنامهها مبنی بر مخالفت انجمن اصفهان با مجلس مقدس اشاره کرده و بر لزوم انجام وظیفه صحیح و عدم توجه به مخالفین تأکید میکند.

تغییر ظاهر مشروطهخواهان پس از بمباران مجلس شورا و اقبال مردم به حاج شیخ فضلالله نوری
مناسبات دوستانه شاه عباس اول صفوی و میرداماد
این روایت به نقل از میرداماد، به توصیف روابط نزدیک و احترامآمیز شاه عباس اول صفوی با علما، به ویژه میرداماد، میپردازد. در ابتدا، به ویژگیهای شاه عباس از جمله توجه او به دین و اهل یقین اشاره میشود. سپس، به حضور شاه در مراسم مذهبی مانند روز مبعث و انجام زیارات مأثوره همراه با میرداماد، و همچنین بذل و بخششهای فراوان او به طلاب و مستحقین اشاره دارد. در ادامه، به مشارکت شاه در جلسات افطار و مباحثات علمی با علما در شبهای ماه رمضان و احترام ویژه او به میرداماد در دربار و امور سلطنت پرداخته میشود. در پایان، به حضور شاه در نماز جمعه و تعیین مستمری برای شاگردان میرداماد اشاره شده است.
محکومیت حمله ویرانگرانه اسرائیل به لبنان و دعوت جهانیان و عموم مسلمانان به همبستگی با مردم لبنان و تأمین نیازهای مجروحان و آوارگان و آسیبدیدگان
این پیام با اشاره به حملات گسترده اسرائیل به لبنان و ویرانیهای ناشی از آن، سکوت و بیتفاوتی جامعه جهانی را محکوم میکند. در ادامه، از تمام جهان میخواهد برای توقف این حملات اقدام کنند و از امت اسلامی میخواهد با مردم لبنان همبستگی نشان داده و نیازهای انسانی مجروحان و آوارگان را تأمین کنند. در پایان، بر وظیفه وکلای مرجعیت دینی و مؤمنین در لبنان برای کمکرسانی تأکید شده و سیاستهای جهانی که به گسترش ستمگری در منطقه منجر شدهاند، مورد انتقاد قرار میگیرند.

تایید خلع محمدعلی شاه از سلطنت و تبریک جلوس سلطان احمد شاه
متن با تبریک به سپهدار اعظم و سردار اسعد آغاز میشود. در ادامه، خلع محمدعلی میرزا از سلطنت به دلیل خیانتهای او به دین، دولت و ملت، از نظر شرعی و قانونی تأیید شده است. سپس، جلوس سلطان احمد شاه به سلطنت و نیابت سلطنت عضدالملک تبریک گفته میشود.


انتقاد و شکایت از مماشات و اغماض دولت نسبت به هتاکیهای حاکم بوشهر نسبت به خود و درخواست عزل او
نامه با ابراز ارادت و تشکر آغاز میشود و به تأخیر در پاسخگویی به عرایض متعدد و تلگرافات مراجع تقلید در خصوص واقعهای فجیع اشاره دارد. نویسنده با استناد به حدیث «خَیرُالمَقال ما صَدقَه الفِعالُ» و با تکیه بر رضایت امام عصر (عج) و جایگاه مراجع و وزارت، خواستار اقدامات مؤثر در برابر استبداد و هتاکیهای دریابیگی حاکم بوشهر میشود و شبهات فریبکارانه او را که با دستاویز انجمن ایالتی استبدادیه مطرح شده، رد میکند. در ادامه، به تدریجی بودن امور اشاره میکند اما تأکید دارد که تأخیر در این مورد خاص، موجب دلتنگی مراجع و عدالتخواهان خواهد شد. نویسنده به استدعانامهای از سوی سید شبّر و تجار بندر لنگه به آیتالله خراسانی اشاره میکند که ایشان دستور دادهاند عیناً به وزیر ارسال شود. سپس، به اقدامات خود و تأیید آن توسط جرایدی چون حبلالمتین و خاورستان اشاره کرده و بیان میکند که اهالی لنگه بیغرض هستند و جایی برای صحبتهای مغرضانه دریابیگی باقی نمیماند. نویسنده شایعات مبنی بر درخواست اداره گمرک برای ابقای دریابیگی را رد کرده و آن را موجب مطایبات مراجع میداند. او دریابیگی را مسبب تنفر و یأس عدالتخواهان و مطلقالعنان شدن اشرار میداند و خواستار استرداد اموال غارتشده خود و بستگانش به مبلغ بیست هزار تومان و تعمیر خانهاش میشود و تأکید میکند که دریابیگی شرعاً و قانوناً مسئول جبران خسارت است. در پایان، به نامهای از دریابیگی اشاره میکند که خواستار حضور وکیل نویسنده در بوشهر برای حل مسئله اموال شده، اما نویسنده این درخواست را خلاف قانون میداند زیرا تمام اداره عسکریه تحت امر حکومت محلی است. نامه با دعای خیر و ارجاع به مرقومه آیتالله خراسانی که از تفرعن دریابیگی ابراز نگرانی کرده، به پایان میرسد.

محکومیت کشتار مسلمانان بوسنی و هرزهگوین توسط صربها با همدستی رژیم صهیونیستی و سکوت شرمآور مجامع بینالمللی و کشورهای اسلامی در آن باره
این بیانیه با محکومیت کشتار مسلمانان بوسنی و هرزگوین توسط صربها و همدستی رژیم صهیونیستی آغاز میشود. در ادامه، به سکوت سازمانهای بینالمللی و مدعیان حقوق بشر در قبال این جنایات انتقاد شده و همکاری رژیم اسرائیل با نیروهای صرب به عنوان نمونهای از این همدستی ذکر میشود. در پایان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ضمن محکومیت این اقدامات، به دولتهای اسلامی و سازمانهای بینالمللی هشدار میدهد که به وظیفه انسانی خود عمل کرده و جلوی این تجاوزات را بگیرند.

محکومیت دولت میانمار و نسلکشی مسلمانان و سکوت سازمانها و مجامع حقوق بشر در برابر آن
متن با اشاره به وضعیت اسفناک قتلعام مسلمانان در میانمار و خشونتهای بیرحمانه علیه آنها آغاز میشود. در ادامه، به سکوت سازمانهای بینالمللی و مدعیان حقوق بشر در قبال این جنایات انتقاد شده و حقوق بشر کنونی به عنوان حربهای سیاسی در دست نظام سلطه معرفی میشود. در پایان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ضمن محکومیت نسلکشی در میانمار، از آزادیخواهان جهان و امت اسلامی میخواهد که ندای مظلومیت مسلمانان میانمار را فریاد بزنند و از مسئولان کشور، به ویژه وزارت امور خارجه، میخواهد که حمایت از مسلمانان میانمار را در دستور کار خود قرار دهند.
بی نظمی و هرج و مرج سیاسی در کشور
متن با انتقاد از عملکرد مجلس شورای ملی آغاز میشود و وظیفه اصلی مجلس را وضع قوانین میداند، نه دخالت در امور جزئی وزارتخانهها. به عنوان مثال، به طولانی شدن تصویب قوانین و دخالت مجلس در تعیین مستأجر خالصجات اشاره میکند. در ادامه، بر لزوم اطاعت مردم از مصوبات مجلس و آزادی وکلا در رأیگیری تأکید میکند و توهین به وزرا را موجب سلب اعتماد و کاهش کارایی آنان میداند. سپس به مسئله مهاجرت شیخ فضلالله نوری و نقش برخی وکلا در ایجاد این فتنه میپردازد و خواستار رفع توهین از او برای اصلاح وضعیت میشود. در پایان، به نقش مخرب جراید در دامن زدن به بینظمی و انتشار تهمتها اشاره میکند و بیان میدارد که روزنامهها به دلیل اقبال مردم به فحاشی، از مسیر اصلی خود منحرف شدهاند و این امر مانع از اصلاح امور و تحقیق درباره صحت اخبار میشود.
شکایت از مردم زمانه و حقناشناسی آنان
این مثنوی با گلایه از مردم زمانه و حقناشناسی آنان آغاز میشود. در ادامه، شاعر به دردها و رنجهای خود از بیانصافی، بیحیایی و بیشرمی مردم اشاره میکند و این وضعیت را از نشانههای آخرالزمان میداند. در پایان، با لحنی حزین، از ساقی میخواهد که آتش درونش را فرونشاند و نغمهای دیگر ساز کند.
عدم موافقت مراجع تقلید با دولت شاپور بختیار و درخواست استقرار نظام اسلامی
متن با تکذیب قاطع ادعای حمایت مراجع از دولت بختیار آغاز میشود. سپس به جنایات این دولت در شهرهای مختلف و مسئولیت آن در قبال خونریزیها اشاره میکند. در ادامه، هرگونه موافقت با چنین دولتی را به معنای هدر دادن خون شهدا میداند و تنها یک نظام عادلانه اسلامی را که با مشورت مراجع و رجال سیاسی پاکدامن تشکیل شود و به اجرای احکام اسلام پایبند باشد، مورد تأیید قرار میدهد. در پایان، بر ادامه مبارزات تا رسیدن به این هدف مقدس تأکید شده و برای ملت مسلمان ایران و جهان آرزوی موفقیت و پیروزی نهایی میشود.

بدگمانی به سردار اسعد بختیاری
گزارشی از جلسه شبانه در منزل صدرالعلماء و سپس در منزل آقا سید عبدالله ارائه شده است. در این جلسات، آقا سید عبدالله به شدت از سردار اسعد بختیاری انتقاد کرده و او را به تخریب مملکت و مسلمانی متهم میکند. او سردار اسعد را فاقد شعور وکالت دانسته و معتقد است که او تنها با زور سرنیزه کار میکند و به زودی مورد انتقام صاحب شریعت قرار خواهد گرفت.

جهاد در اسلام و وظیفه امروز مسلمانان در برابر صهیونیسم
سخنرانی با تبیین مفهوم جهاد در اسلام آغاز میشود و هدف اصلی آن را اعتلای کلمه الله معرفی میکند. در ادامه، به نقد دیدگاه کارلایل درباره پیشرفت اسلام با شمشیر میپردازد و استدلال میکند که حق باید پیش برود و دفاع از آن ضروری است. سپس، به انحرافات پس از صدر اسلام و غرور نژادی عرب اشاره میکند که منجر به تفرقه مسلمانان شد. در بخش بعدی، انواع جهاد را شامل جهاد برای پیشرفت اسلام، دفاع از کشور اسلامی و مقابله با اقلیتهای ذمی که از حدود خود خارج میشوند، برمیشمارد. شروط ذمه را بر اساس فقه اسلامی (علامه حلی) توضیح میدهد و با طرح سوالاتی، وضعیت فعلی جامعه و همدستی برخی با صهیونیستها را به چالش میکشد. در پایان، به نفوذ صهیونیسم و بهائیت در ارکان دولت اشاره کرده و خطر آنها را گوشزد میکند و بر وظیفه مسلمانان در جهاد با استبداد و قلدری تاکید میکند و به این سوال پاسخ میدهد که چرا علمای اسلام در مورد جهاد با حاکم جائر سکوت میکنند.
تقاضا از مظفرالدین شاه قاجار برای ملاقات و آگاه نمودن او از اوضاع نابسامان کشور
این نامه با ابراز وفاداری و دولتخواهی نویسندگان آغاز میشود و به دستخط شاه در پاسخ به عریضه قبلی اشاره میکند که در آن، نویسندگان به اغراض شخصی متهم شدهاند. نویسندگان این اتهام را رد کرده و تأکید میکنند که هدفشان فقط حفظ ممالک اسلامی و دولتخواهی است. در ادامه، به رابطه پادشاه و ملت به مثابه گوشت و استخوان اشاره شده و از تلاش برای ایجاد تفرقه بین آنها ابراز نگرانی میشود. نویسندگان به دستور شفاهی شاه مبنی بر عرضه مستقیم عرایض به حضور وی اشاره میکنند، اما از مسدود شدن راههای ارتباطی و مشوش کردن ذهن شاه توسط مغرضین گلایه دارند. قتل یک سید بیگناه و مجروح شدن دیگران را عامل اصلی فساد و فتنه در کشور میدانند و هشدار میدهند که اگر به وضعیت مردم رسیدگی نشود، مسئولیت عواقب آن بر عهده آنها نخواهد بود. در پایان، با اشاره به دشواری رساندن عرایض به شاه، پیشنهاد میشود که شعاعالسلطنه، فرزند شاه، واسطه اصلاح بین دولت و ملت شود تا پس از ملاقات و تحقیق، مفسدین شناسایی شده و رأفت ملوکانه شامل حال رعیت گردد. نامه با امید به توجه شاه به حال مسلمین و جلوگیری از ظلم خائنین به پایان میرسد.




تبعیت از فتاوای مراجع مشروطهخواه نجف در کمک به استقرار مشروطیت
متن با اشاره به احکام مراجع عالیقدر و لزوم دفع ضررهای جانی و مالی، بر وجوب تشکیل انجمن و مراسم مشروطیت تأکید میکند. سپس بیان میشود که استقرار مشروطیت نیازمند تأمین مالی از طریق اعانات عمومی است که باید در مصارف واجب عقلی و شرعی صرف شود. در ادامه، با استناد به حکم آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، بر لزوم پرداخت اعانه و جایگاه آن در رکاب مجاهدین امام زمان تأکید شده است. در پایان، اسامی تعدادی از علما به عنوان نگارندگان ذکر شده است.
تأیید مجلس شورای ملی، وجوب آموزش نظامی، تأسیس مدارس جدید و بانک ملی
این سند با طرح سؤالی درباره مشروعیت مجلس شورای ملی و وجوب تبعیت از آن آغاز میشود. همچنین در مورد مخالفت با مجلس و نسبت دادن مفاسد به آن، و نیز صدور احکامی در خصوص آموزش نظامی، تأسیس مدارس جدید و بانک ملی پرسش شده است. در پاسخ، محمدکاظم خراسانی بر لزوم موافقت و تأیید مجلس ملی تأکید میکند و آن را موجب حفظ اسلام و رفع ظلم میداند. او مفاسد نسبت داده شده به مجلس را افترا و مغلطه مستبدین میخواند و احکام مربوط به آموزش نظامی، تأسیس مدارس و بانک ملی را صحیح و صادر شده از خود تأیید میکند. عبدالله مازندرانی نیز بر لزوم تأیید مجلس تأکید کرده و نسبت دادن مفاسد به آن را ناشی از فساد عقیده مخالفان میداند. حاج میرزاحسین خلیلی نیز با تأیید مطالب فوق، بر عدم توجه به تشکیک مشککین تأکید میکند.



امریکا و اسرائیل عاملان اصلی ارتکاب جنایت در یمن و میانمار
سخنرانی با اشاره به کشتار مسلمانان در یمن و میانمار آغاز میشود. در ادامه، ریشه این جنایات به استکبار جهانی، به ویژه آمریکا و اسرائیل، نسبت داده میشود. این قدرتها با وجود ادعای تمدن، فرهنگ و حقوق بشر، گرفتار جاهلیت مدرن توصیف میشوند که به فریاد مظلومان نمیرسند و در عوض به جنگهای مستقیم و نیابتی دامن میزنند. در پایان، برای خنثی شدن توطئههای آنها و رهایی مردم جهان دعا میشود.

پیام به ملت ایران و بشارت پیروزی انقلاب اسلامی، شرایط پیروزی و چالشهای فراروی آن
پیام با درود و تحیات آغاز میشود و نویسنده همبستگی خود را با ملت ایران در نجف اعلام میکند. در ادامه، به تاریخ مبارزات ملت ایران از نهضت تنباکو و مشروطه تا مبارزات معاصر اشاره شده و نقش محوری روح دینی و مرجعیت در این حرکتها برجسته میشود. سپس، سه حقیقت اساسی در مبارزه ملت ایران تبیین میگردد: پیوند با رهبری معنوی و مرجعیت دینی، همکاری تنگاتنگ ملت و مرجعیت برای پیروزی، و لزوم تقویت مبانی فکری و نظری مبارزه بر اساس معارف اسلامی. در بخش بعدی، نیازهای کنونی و آینده مبارزه مورد تأکید قرار گرفته و بر ضرورت پیوند با مرجعیت دینی و اشراف کامل آن بر مبانی فکری تأکید میشود. در ادامه، نادرستی پندار الگوبرداری اسلام از مارکسیسم در مبارزات اثبات شده و اصالت اسلام در مقابله با ظلم و طغیان بیان میگردد. در پایان، به وظیفه سنگین ملت ایران در ساختن ایران اسلامی با تطهیر محتوای نظام و جایگزینی ارزشهای اسلامی اشاره شده و شهادت قربانیان مشهد به دست رژیم محکوم میشود.

بی دانشی ایرانیان و عقب ماندگی آنها
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به نقش مجلس ملی در تحکیم اسلام و گسترش عدالت و دانش اشاره میکند. سپس با استناد به آیات قرآن و احادیث نبوی، برتری علم و عالمان بر سایر مخلوقات و اهمیت طلب علم را تبیین میکند. در ادامه، نویسنده علم را عامل اصلی پیشرفت و آبادانی کشورها دانسته و با ذکر مثالهایی از ژاپن و ایالات متحده آمریکا، نقش علم در کسب قدرت، ثروت و صنعت را برجسته میسازد. در پایان، به عقبماندگی ایران به دلیل بیعلمی اشاره کرده و با مثالهایی از زمینهای بایر و معادن دستنخورده، وضعیت کشور را به فردی نابینا که روی گنج نشسته و گدایی میکند، تشبیه میکند و بر لزوم تأسیس مدارس و بهرهگیری از علم برای توسعه تأکید میورزد.
درخواست از کاردار عثمانی جهت راضی نمودن محمدعلی شاه برای افتتاح مجدد مجلس شورا
این نامه با ابراز ارادت به کاردار عثمانی آغاز میشود و به سابقه محرومیت ملت ایران از آزادی و مساوات در دوران استبداد اشاره میکند. سپس به اعطای قانون اساسی توسط مظفرالدین شاه و تأیید آن توسط محمدعلی شاه میپردازد، اما از کارشکنی مفسدین و خائنین در اجرای آن و مکدر شدن خاطر شاه از ملت گلایه میکند. در ادامه، به تعویق افتادن مکرر افتتاح مجلس شورای ملی و سنا و تضییقات وارده بر ملت توسط مفسدین اشاره شده و از کاردار عثمانی درخواست میشود تا این وضعیت را به اطلاع شاه برساند و برای احیای حقوق ملی و افتتاح مجلس شورا تلاش کند. در پایان، به ناامنیها، خسارات اقتصادی و وضعیت نابسامان ولایات مختلف اشاره شده و تأکید میشود که صبر ملت به سر آمده است. در حاشیه نیز جمالالدین افجهای بر اهمیت تشکیل مجلس شورا و مبارزه با استبداد برای حفظ استقلال مملکت تأکید کرده است.

محکومیت دولت میانمار در کشتار و آواره کردن مسلمانان آن کشور، درخواست از رؤسای کشورهای اسلامی برای پایان دادن به آن جنایات
این بیانیه با محکومیت شدید کشتار مسلمانان روهینگیا در میانمار آغاز میشود و این اقدامات را وحشیانه و خلاف ارزشهای دینی و انسانی و نقض آشکار حقوق بشر و کودکان میداند. در ادامه، از سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری خواسته میشود تا به این قتلعامها توجه کنند. در پایان، از رؤسای کشورهای اسلامی و سازمان همکاری اسلامی درخواست میشود تا برای نجات مسلمانان میانمار و توقف کشتار آنها، اقدامات فوری و تشکیل نشست اضطراری را در دستور کار قرار دهند.

انقلاب اسلامی ایران: تداوم ندای پیامبران
مقاله با تأکید بر تفاوت نهضت مردمی ایران با سایر حرکتهای مشابه جهانی آغاز میشود و آن را چشماندازی جدید برای تمدن بشری معرفی میکند. در ادامه، به اصالت و والایی اهداف و اخلاقیات این نهضت اشاره شده و غیبت نیروهای چپ و راست بینالمللی و محلی از صحنه آن، به رغم منافع موجود، مورد تأکید قرار میگیرد. سپس، به آگاهی ملت ایران از ماهیت سرکوبگرانه رژیم و تلاش آن برای جلب رضایت قدرتهای بزرگ اشاره میشود و مقاومت قهرمانانه مردم بدون سلاح ستایش میگردد. مقاله در ادامه، فراگیر بودن انقلاب را با حضور اقشار مختلف جامعه و مشارکت بازار، مدارس و مساجد نشان میدهد و سیستم اطلاعرسانی خاص مخالفان رژیم را تشریح میکند. در بخش پایانی، خاستگاه جنبش را اهداف انسانی و اخلاق انقلابی معرفی کرده و آن را تداعیکننده ندای پیامبران میداند. در نهایت، چهار نکته اساسی شامل لزوم بررسی و حمایت از این تجربه انسانی، ناکامی رژیم شاه با وجود امکانات فراوان، در معرض خطر بودن ارزشهای اخلاقی در ایران و ناتوانی رژیم در تضمین امنیت منطقهای در برابر جنبشهای مردمی، مطرح میشود و به قتلعامهای جاری در ایران و لزوم آگاهیبخشی جهانی در مورد آنها هشدار داده میشود.

نابسامانی اوضاع کشور پس از مشروطیت در مقایسه با پیش از آن
متن با انتقاد از وضعیت کشور پس از مشروطه آغاز میشود و بیان میکند که امور مملکت به دست افراد مغرض و نادان افتاده و هیچ کار صحیحی انجام نشده است. در ادامه، بیقانونی و بینظمی موجود را صد درجه بدتر از دوران استبداد میداند. برای نمونه، به موضوع معادن نمک اشاره میکند که با هدف صرفهجویی و افزایش درآمد، مالیاتی بر آن وضع شد. اما دولت با ایجاد ادارات پرهزینه، مخارجی دو برابر عایدات ایجاد کرد و قیمت نمک را به حدی افزایش داد که نارضایتی عمومی را در پی داشت. در پایان، به بیربطی احزاب سیاسی به مسئله معادن نمک و ادامه بحث و مذاکره در این خصوص در مجالس مختلف اشاره میکند.
انتقاد از بیمسئولیتی سیاسیون مشروطهخواه پس از فتح تهران و بیتوجهی به سرنوشت کشور
این شعر با لحنی انتقادی و تند، به نقد عملکرد سیاسیون مشروطهخواه پس از پیروزی مشروطه میپردازد. در ابتدا، به ویرانی کشور و مایه ننگ بودن خود و مخاطب اشاره میکند و سپس به اختلافات داخلی، اتهامزنیها و بیکفایتیها میپردازد. در ادامه، به نقش مخرب هر دو گروه (مستبد و مشروطهخواه) در تخریب وطن اشاره میکند و با کنایه به سوءاستفاده از مردم و بدتر شدن اوضاع ایران میپردازد. در پایان، با مقایسه خود و مخاطب با خر و اشاره به حقارت در برابر بیگانگان و درگیریهای داخلی، وضعیت اسفناک کشور را نتیجه عملکرد این افراد میداند و از آیندهای پر از فتنه ابراز نگرانی میکند.
لزوم وجود رهبر برای ساماندهی امور جامعه
متن با تأکید بر ضرورت وجود امام برای ساماندهی امور دینی و دنیوی آغاز میشود. در ادامه، به نقش امام در هدایت و آموزش پرهیزکاری اشاره شده و نیاز به امام را از نیازهای اساسیتر مانند خوراک و پوشاک مهمتر میداند. در پایان، این نیاز را در هر زمان حیاتی و بالاتر از سایر ضروریات زندگی معرفی میکند.
سرکشی انجمنهای سیاسی و رعایا در برابر حکام و مأموران دولتی
این بیانیه با خطاب به عموم مردم، بر اهمیت حفظ وحدت ملی و تبعیت از مجلس شورای ملی و انجمنها تأکید میکند. متن به انتقاد از رفتارهای خودسرانه برخی از مردم در برابر مأموران دولتی و حکام میپردازد و آن را مغایر با اصول عقلانی و مصلحت ملی میداند. نویسنده با اشاره به تغییر شرایط پس از مشروطه و کاهش قدرت حکام سابق، از مردم میخواهد که از سختگیری بیش از حد بر حکام جزء خودداری کنند و به جای نفاق، به اتحاد و اتفاق روی آورند. در پایان، بیانیه به وضعیت مالی حکام و لزوم رفتار مسالمتآمیز با آنان اشاره میکند و بر رعایت نظامنامهها و قوانین تأکید دارد.
شرح صدمات و ستم های وارده بر خود از سوی مستبدین
این نامه با اشاره به خدمات ملی نویسنده در دوره استبداد صغیر و نقش او در برچیدن هیئت استبدادی بوشهر و تشکیل مجلس، به ستمهای وارده از سوی دریابیگی، حاکم بوشهر، میپردازد. نویسنده شرح میدهد که چگونه خانهاش با توپ ویران و اموالش غارت شده و خود او به مدت یک ماه زندانی گشته است. با وجود وساطت مراجع نجف، به ویژه آخوند خراسانی، و تلگرافهای متعدد به سپهدار اعظم و وزارت داخله برای جبران خسارات، دریابیگی از اجرای احکام سرپیچی کرده و تنها به صورتسازی و پاسخهای دروغین اکتفا نموده است. نامه با گلایه از عدم رسیدگی به دادخواهی او و اشاره به رونوشت خطابه آخوند خراسانی به دریابیگی، به پایان میرسد و از خداوند طلب یاری میکند.

ابراز اهمیت مصالحه میان شاه و مشروطهخواهان
این نامه با ابراز تشکر از اقدامات آیات عظام آغاز میشود و به نقش شعاعالسلطنه و عضدالملک در ایجاد اطمینان در ملت و تلاش برای حل و فصل امور اشاره میکند. در ادامه، نویسندگان از مساعدت شاه در رفع مفاسد و تسویه امور ابراز خرسندی کرده و با توجه به فروکش کردن مفسده و بیم از تجدید فتنه، سکوت را در آن مقطع صلاح میدانند. در پایان، به صدور دستخطی پس از تلگراف قبلی اشاره شده که عیناً برای اطلاع مخاطبان درج میشود.


درخواست جلوگیری از فتنهانگیزی خاناحمد گیلانی
این نامه با ستایش از جایگاه علما و نقش آنها در ترغیب پادشاهان به عدالتگستری و رفاه رعایا آغاز میشود. سپس به اهمیت صلح و تلاشهای شاه عباس اول برای برقراری آن اشاره میکند. در ادامه، به شورش خاناحمد گیلانی، که از نزدیکان دربار صفوی بوده، و اقدامات شاه عباس برای سرکوب او میپردازد. نامه از پادشاه عثمانی میخواهد که با توجه به سابقه صلح و دوستی، از فتنهانگیزی خاناحمد گیلانی جلوگیری کرده و اجازه ندهد سخنان مغرضان به صلح میان دو دولت خلل وارد کند. در پایان، بر اعتماد کامل به دانش و بصیرت پادشاه عثمانی تأکید میشود.
رأی مثبت به جمهوری اسلامی در همهپرسی ۱۰ فروردین ۱۳۵۸
متن با ابراز امیدواری به اینکه نظام جمهوری اسلامی آینده ایران، تجلیبخش انقلاب اسلامی و محققکننده عدالت، حق و قرآن باشد، آغاز میشود. در ادامه، بر اتکای این نظام به ولایت فقهای عادل و مجتهدین عامل تأکید شده است. در پایان، نویسنده اعلام میکند که به جمهوری اسلامی رأی خواهد داد و از عموم ملت مسلمان میخواهد که با ثبات قدم به وظایف اسلامی خود عمل کنند.

داعش؛ مولود استکبار جهانی، صهیونیسم و وهابیت
سخنرانی با اشاره به شهادت ولی خدا در خانه خدا، به تحلیل ریشههای شکلگیری گروههایی چون داعش، القاعده و طالبان میپردازد. این گروهها را نتیجه پیوند استکبار جهانی، صهیونیسم و قارونهای خلیج فارس معرفی میکند و با استناد به آیه ۲۲ سوره انفال، آنها را پستتر از حیوانات درنده میداند. در پایان، بر حتمی بودن برپایی حکومت اهلبیت به رهبری امام زمان (عج) تأکید میکند که حکومتی عاری از ظلم، فقر و تبعیض و صددرصد اسلامی خواهد بود.

صفات پسندیده لازم برای پادشاهان و حاکمان
این متن با استناد به احادیث امیرالمؤمنین (ع)، به تبیین صفات ضروری برای پادشاهان و حاکمان میپردازد. در ابتدا، سه خصلت اصلی شامل حسن نیت نسبت به رعیت، کمطمعی و پرهیزکاری را برای برقراری عدالت معرفی میکند. سپس، به اهمیت اظهار عذر حاکم در برابر گمانهای نادرست مردم و تأثیر سیرت عادلانه در غلبه بر دشمنان اشاره دارد. در ادامه، عدالت در حکومت، عفو در عین قدرت، تدبیر نیکو و پرهیز از تبذیر را از جمله زیباییهای سیاستورزی برمیشمارد و تأکید میکند که پادشاه باید ابتدا نفس خود را تأدیب کند. همچنین، به لزوم تربیت نزدیکان و پرهیز از ظلم در اعطای مناصب و بخششها میپردازد. در بخشهای بعدی، از خطر خوشامدگویان منافقپیشه و اهمیت شنیدن سخن حق از ناصحان سخن میگوید و تأکید میکند که پادشاهان باید نیکوکار و بدکار را یکسان ندانند تا نیکوکاران تشویق و بدکاران از بدی بازگردند. در پایان، به اهمیت نرمی و بردباری همراه با حزم و احتیاط، لزوم تحقیق کامل در احکام، جلب قلوب مردم از طریق سخاوت و کرم (با رعایت اعتدال)، و پرهیز از پنهان شدن از مردم برای آگاهی از امور مملکت و رعیت اشاره میکند. همچنین، پذیرش صلح از دشمن در صورت فروتنی و پرهیز از نقض عهد و غدر را از دیگر صفات لازم برای حاکمان برمیشمارد.
جلوگیری از اقدامات خودسرانه مجاهدان مشروطه خواه
نامه با دعای خیر برای مخاطب و آرزوی موفقیت در رهایی ملت از شر اشرار آغاز میشود. در ادامه، به اطلاع میرساند که برخی افراد سودجو با پوشش مجاهد، به تعدی و چپاول رعیت مشغول شدهاند که این امر به آبروی مخاطب لطمه میزند. از مخاطب خواسته شده است که به هر نحو ممکن از این اقدامات جلوگیری کرده و مجاهدان واقعی را از افراد فرصتطلب متمایز سازد تا مردم در آسایش و رفاه باشند. در پایان، مجدداً بر لزوم جلوگیری از آزار و اذیت مجاهدین صوری تأکید شده است.

درخواست رسیدگی به مظلومان و ضعفا
متن با اشاره به گذشت هفت ماه از تغییر سلطنت و انتظار مردم برای برقراری نظم آغاز میشود. سپس به ورود والی جدید به تبریز و تلاشهای اولیه برای برقراری نظم اشاره میکند، اما تأکید دارد که با وجود این تلاشها، اوضاع داخلی آذربایجان رو به وخامت است. نویسنده به نقش خود در نصیحت و ارشاد مردم اشاره میکند و بیان میدارد که وظیفه روحانیون، وعظ و منع مردم از شورش است، اما قوه اجراییه در دست آنها نیست. در ادامه، وضعیت نابسامان آذربایجان، افزایش یأس مردم و پایمال شدن حقوق ضعفا را تشریح میکند و به مقاومت مردم تبریز در برابر استبداد اشاره دارد. در پایان، با تأکید بر اینکه از دست افراد ضعیفی مانند او کاری ساخته نیست، از مخاطب (سیاستمدار و آگاه به امور سیاسی) میخواهد که به وضعیت مظلومان رسیدگی کند و شکایت خود را به تهران نیز میرساند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تلاش در جهت تولید و مصرف ملی و پیشرفت کشور
متن با ستایش از نعمت عدل و احسان الهی که به واسطه پادشاه عادل و با مساعدت حجج اسلام و افتتاح مجلس شورای ملی برای رفع ظلم و اجرای احکام اسلامی فراهم آمده، آغاز میشود. سپس به شکرگزاری این نعمت و هشدار به دشمنان مشروطه میپردازد که اراده الهی را نمیتوان تغییر داد و کسانی که به بازگشت امینالسلطان دل بستهاند، در اشتباهند. در ادامه، نویسنده بر لزوم حفظ مشروطه و مجلس شورای ملی تأکید میکند و از ملت میپرسد که آیا پس از رهایی از ستم، دوباره خود را اسیر خواهند کرد. سپس با طرح این پرسش که چرا ایران نباید مانند سایر ممالک پیشرفت کند و مردم در مساوات زندگی کنند، به انتقاد از وابستگی به خارج و عدم خودکفایی میپردازد. در پایان، با ذکر خاطرهای از سفر مخبرالسلطنه به ژاپن و مشاهده سادگی و قناعت مردم آن کشور، به مقایسه با تجملگرایی و مصرفگرایی بیرویه در ایران میپردازد و از اعیان و اهل وطن میخواهد که از این وضعیت دست بردارند و به جای کالاهای فرنگی، از نمادهای دینی و ملی در خانههای خود استفاده کنند تا از تخریب خانه و دین خود جلوگیری شود.
رد اصلاحیه علما بر متمم قانون اساسی و لزوم تجدیدنظر در آن
این نامه به انجمن ملی تبریز نوشته شده و به رد اصلاحیه علمای شیعه بر متمم قانون اساسی میپردازد. نویسندگان معتقدند که این اصلاحیه صلاحیت لازم برای تصویب در مجلس را ندارد و از مردم میخواهند که برای جلوگیری از عجله در تصویب، بازار را تعطیل نکنند. تأکید میشود که وکلای مجلس، به ویژه وکلای آذربایجان، تمام وقت خود را صرف بررسی و تکمیل قانون اساسی کردهاند و طولانی شدن این روند برای تصفیه قانون و تکمیل حقوق ملت، بهتر از عجلهای است که منجر به نتایج ناقص و تضییع حقوق مردم شود.
ابزارهای تکامل انسان به سوی خدا، بشارت پیروزی حتمی و قریبالوقوع انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود که بر پیروزی نهایی حق بر باطل و امید مؤمنان در برابر یأس دشمنان تأکید دارد. سپس به تبیین نیازهای اساسی انسان شامل آسایش جسمانی، امنیت، محبت، صلح، برادری و ایمان میپردازد و بیان میکند که این نیازها در طول تاریخ ثابت بودهاند و انسان همواره در مسیر تکامل گام برداشته است. در ادامه، به بررسی موانع درونی (خصلتهای منفی) و بیرونی (نظامهای غلط و حاکمان ظالم) در مسیر تکامل انسان میپردازد و نقش اسلام را در خودسازی و بتشکنی برای رفع این موانع برجسته میکند. مبارزه کنونی با رژیم حاکم را عملی دینی و اسلامی و دفاع از حقوق غصبشده مردم میداند و با استناد به وعدههای قرآنی و تجربه تاریخی، پیروزی نهایی را حتمی و قریبالوقوع میخواند. همچنین، به پیامدهای عدم مبارزه و آینده سختتر اشاره میکند و به فساد اخلاقی، اقتصادی و فرهنگی رژیم پهلوی میپردازد. در بخش پایانی، به جنایات اخیر رژیم در سرکوب اعتراضات مردمی و حمله به بیمارستانها اشاره کرده و با یادآوری وقایع کربلا، مردم را به ادامه مبارزه و هوشیاری در برابر فریبهای دشمن دعوت میکند. سخنرانی با توصیههایی به جوانان برای کوتاه کردن موی سر در حمایت از سربازان فراری و به زنان مسلمان برای پرهیز از تجملگرایی و عدم خرید لوازم آرایش، به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ننگ هیئت حاکمه ایران، وظایف علمای اسلام: دفاع از استقلال کشورهای اسلامی و اتحاد با آنها، اظهار انزجار از قانونشکنیها و پیمان با اسرائیل
این بیانیه با اشاره به گذشت یک سال از فاجعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، این واقعه را ننگی برای هیئت حاکمه ایران میداند و از بیگناهی قربانیان و علمای اسلام که به جرم دفاع از حق و قرآن مورد اهانت و حبس قرار گرفتند، سخن میگوید. در ادامه، وظایف علمای اسلام را دفاع از احکام اسلام، پشتیبانی از استقلال ممالک اسلامی، اظهار تنفر از ستمکاریها، انزجار از پیمان با دشمنان اسلام و اسرائیل، و برائت از اعدامهای بیجهت و محاکمات غیرقانونی برمیشمارد. بیانیه به آزادی تبلیغات ضد اسلامی و محدودیتهای اعمال شده بر مسلمانان و مجامع مذهبی اشاره کرده و حمایت اسرائیل از ایران را ننگآور و خلاف مصالح کشور میداند. در پایان، بر آمادگی برای دفاع از اسلام و ممالک اسلامی، وحدت کلمه مسلمین، اتحاد ممالک اسلامی و برادری بین فرق مسلمین تأکید میکند و از هیئت حاکمه میخواهد رویه خود را تغییر داده و از اعمال خلاف قانون جلوگیری کند. همچنین سکوت در برابر ستمکاری را جایز ندانسته و آن را اعانت به ستمکاران میداند و امید به غلبه ملل اسلامی بر استعمار را ابراز میکند.

.jpeg&w=3840&q=75)


گفتگوی خیالی میان شیخ سنتگرا و شوخ متجدد فرنگی مآب
گفتوگویی خیالی میان یک شیخ سنتگرا و یک شوخ متجدد فرنگیمآب، به نقد و بررسی وضعیت ایران در دوره قاجار میپردازد. شوخ با برشمردن مظاهر تمدن غربی مانند کبریت، تلگراف، ساعت، لباس فرنگی و... دین اسلام را باطل میداند. شیخ در پاسخ، ابتدا به صنایع دستی و هنرهای سنتی ایران اشاره میکند و سپس تأکید میکند که پیشرفتهای مادی ربطی به علم دین و مذهب ندارد. او متجددین را به خودپسندی و جهل مرکب متهم میکند و از عدم تربیت عالمان و حکیمان در مدارس جدید انتقاد میکند. شیخ همچنین به وابستگی ایران به محصولات خارجی و فساد و بیسوادی در دستگاه حکومتی اشاره میکند. شوخ در ادامه، به مزایای سفر به فرنگ و کسب مقام و ثروت در ایران اشاره میکند. شیخ در پاسخ، علم را محک اصلی ترقی میداند و از بیاحترامی به اهل علم در ایران و متروک شدن علوم سنتی گلایه میکند. او همچنین به وضعیت نامناسب مدارس و کتابخانهها و عدم حمایت دولت از چاپ کتب علمی اشاره میکند. در پایان، شیخ از ضایع شدن استعدادها در ایران و رواج منصبفروشی و علمفروشی انتقاد میکند و شوخ نیز با تأکید بر پیشرفتهای علمی غرب، همچنان دین اسلام را بیاثر میداند.
درخواست از پادشاه عربستان سعودی برای جلوگیری از اجرای حکم اعدام شیخ نمر
پیامی به پادشاه عربستان سعودی ارسال شده است که در آن درخواست میشود از اجرای حکم اعدام آیتالله شیخ نمر باقر النمر جلوگیری شود. این اقدام به عنوان عاملی برای ناامیدی تفرقهافکنان و تقویت وحدت شیعه و سنی در جهان اسلام معرفی شده است. در این پیام بر حساسیت شرایط کنونی منطقه و جهان اسلام تأکید شده و تفکر وحدت و تحکیم فرق اسلامی راه نجات مسلمانان از این شرایط دانسته شده است. همچنین، عدم اجرای حکم اعدام شیخ نمر، باعث تعامل و حل مشکلات جهان اسلام و مأیوس شدن تفرقهافکنان تلقی شده و بر جایگاه تسامح و محبت در اسلام تأکید شده است.

اعلام لغو قراردادهای مالی و بازرگانی دولت با کشورهای خارجی در غیاب مجلس شورای ملی
بیانیهای خطاب به سفرای کشورهای خارجی، با تأکید بر مشروطه بودن حکومت ایران و لزوم تصویب مجلس شورای ملی برای هرگونه قرارداد مالی و تجاری. در ادامه، سه مورد از اقدامات غیرقانونی درباریان باغشاه (قرض نایبالسلطنه، امتیاز نفت قصرشیرین و تجارت پوست بره) که بدون تصویب مجلس انجام شده، تشریح میشود. بیانیه به اعتراض انجمنهای ایالتی به این اقدامات اشاره کرده و از سفرا میخواهد که به دولتهای متبوع خود اطلاع دهند. در پایان، به ورود نیروهای نظامی روسیه به خراسان اشاره شده و از سفرا خواسته میشود که برای رفع این اقدام خلاف روابط بینالمللی، به دولتهای خود اطلاعرسانی کنند.
علل فقر و فاقه مردم خوزستان
متن با توصیف پتانسیلهای طبیعی و اقتصادی منطقه عربستان ایران (خوزستان کنونی)، به ویژه اراضی حاصلخیز کارون و اهواز، آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفناک این منطقه به دلیل ظلم و تعدی حاکمان محلی و اهمالکاری در رسیدگی به امور کشاورزی و معیشت مردم اشاره میکند. در ادامه، نویسنده به تعدیات فاحش اتباع شیخ محمره (شیخ خزعل) و سلب آسایش عمومی اشاره کرده و هشدار میدهد که این وضعیت میتواند منجر به پناه بردن مردم به حمایت انگلیس و در نهایت جدایی محمره از ایران شود. متن با ابراز تأسف از بیتوجهی شیخ محمره به اقدامات خائنانه اطرافیانش و نگرانی از عواقب این غفلت برای تمامیت ارضی و اسلامی ایران به پایان میرسد.
تلاش در جهت آبادانی و رفع محرومیت از کشور
این مقاله با تأکید بر اهمیت آبادانی و توسعه کشور، حیات و قومیت ایران را وابسته به آبادانی آن میداند. نویسنده هشدار میدهد که کوتاهی در آبادانی، ایران را در معرض استعمار و بهرهکشی بیگانگان قرار خواهد داد و ایرانیان را به وضعیتی مشابه بردگان آفریقایی دچار خواهد کرد. در ادامه، با رد افتخار به گذشته بدون عمل در زمان حال، بر لزوم تلاش و کوشش برای کسب ثروت و پیشرفت تأکید میشود. مقاله در نهایت، ریشه اصلی فقر و عقبماندگی را در عدم امنیت اقتصادی و اجتماعی میداند؛ جایی که مردم از حاصل کار خود مطمئن نیستند و مورد ظلم و غصب قرار میگیرند، از کار و کوشش دست میکشند.
تقاضای اعلام تکلیف شرعی درباره نوز بلژیکی و عینالدوله (صدراعظم) از سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
نامه با ستایش از جایگاه مخاطب به عنوان پناهگاه مسلمانان و ترویجدهنده احکام اسلام آغاز میشود. سپس به شرح مفصل تعدیات مسیو نوز بلژیکی، مدیر گمرکات و پستخانه و وزیر مالیه ایران، بر تجار و مسلمانان میپردازد. نویسنده به تظلمات مکرر تجار و تحصن آنها در حرم حضرت عبدالعظیم اشاره میکند که با وعدههای دروغین پایان یافت و در نهایت، دولت به جای رسیدگی به شکایات، به مسیو نوز و همسرش نشان افتخار داد. در ادامه، نویسنده از عدم توجه مخاطب به عرایض قبلی و کارشکنیهای صدر اعظم وقت (عینالدوله) در رساندن نامهها و جلوگیری از رسیدن پاسخها گلایه میکند. در پایان، از مخاطب درخواست میشود تا تکلیف شرعی خود را در قبال این فرنگی و حامی او (صدر اعظم) اعلام کند و راهکاری برای ریشهکن کردن این «شجره ملعونه» ارائه دهد، به گونهای که این حکم شرعی در زمان مناسب و به دست فردی مطمئن به شاه برسد تا مؤثر واقع شود.
بی اطلاعی مسئولان کشور از وظایف اصلی خود و منفعتطلبی آنها
متن با انتقاد از وکلای مجلس شورا آغاز میشود که به جای پرداختن به امور اصلی کشور، مشغول تعیین کمیسیون و مناصب داخلی هستند. سپس به وزرا اشاره میکند که همچون دوران استبداد، به دنبال کسب پول و منافع شخصیاند و ملت نیز تحت تأثیر سخنرانان بیمبالات و ریشسفیدان اصناف قرار گرفته است. نویسنده وضعیت ایران را در مقایسه با پیشرفت سایر ملتها رو به انحطاط میداند و به نقش مصلحانه انبیا و اولیا و علمای گذشته اشاره میکند. در ادامه، به فساد و نفاق برخی علمای تهران و به طور خاص ملا حبیبالله مجتهد کاشان میپردازد و او را در قتل و غارتهای نایب حسین شریک میداند. سپس به تفصیل وظایف هر یک از وزرای معارف، عدلیه، جنگ، داخله و امور خارجه را شرح میدهد و تأکید میکند که هر وزیر باید تخصص و آگاهی لازم در حوزه خود را داشته باشد. در پایان، مسئولیت تمام بدبختیها و پریشانیهای کشور را متوجه وزرا میداند و علت اصلی این وضعیت را موروثی بودن مناصب و عدم شایستهسالاری در انتخاب وزرا و علما عنوان میکند و برای اصلاح امور به قدرت الهی امید میبندد.
انتقاد از وضعیت اخلاقی و اجتماعی جامعه
متن با تأکید بر ضرورت استفاده از کتابی خاص برای خواص و عوام آغاز میشود، به ویژه در شرایطی که نادانی و گمراهی در جامعه گسترش یافته است. سپس با استناد به سخنان غزالی، به وضعیت نامطلوب زمانه خود اشاره میکند که در آن مردم از اهداف بلند دین غافل شدهاند و راه آخرت را بدون راهنما دشوار مییابند. در ادامه، به تهی بودن عصر از علمای حقیقی و چیره شدن شیطان بر بسیاری از مدعیان علم میپردازد که به جای هدایت، به دنبال منافع دنیوی هستند و معروف را منکر و منکر را معروف جلوه میدهند. متن سپس دانش دین را به سه دسته احکام قضا، دانش جدل و بیان مسجع و موزون محدود میکند که همگی ابزاری برای فریب عوام و کسب مال حرام شدهاند. در پایان، با اشاره به فراموش شدن دانش راه آخرت و آنچه گذشتگان نیکوکار بر آن بودهاند، نگارنده هدف خود را از تنقیح و احیای کتاب غزالی، زنده کردن دانشهای دین و نمایاندن بهتر راه و روش امامان دین بیان میکند.
حمایت از مشروطهخواهان اصفهان
متن با ابراز خرسندی از اقدامات اسلامخواهانه صمصامالسلطنه بختیاری در اصفهان آغاز میشود که شامل اجرای احکام شرعی، براندازی حکومت ظالم، انجام وظایف عدالتخواهانه و تشکیل انجمن ایالتی است. در ادامه، از خداوند برای ایشان و مجاهدین اصفهان طلب یاری شده و از صمصامالسلطنه خواسته میشود که از مردم و مناطق اطراف حمایت کند. در پایان، آمادگی کامل برای هرگونه مساعدت مجدانه اعلام میشود.


اظهار قدردانى از خدمات رئيس عدلیه شاهرود
این متن با درخواست از مدیر روزنامه مجلس برای انتشار نامهای آغاز میشود. در ادامه، به معرفی آقا میرزا سید حسین خان تفرشی، رئیس عدلیه شاهرود، پرداخته و از سوابق درخشان و عملکرد مثبت او در عدلیه قم یاد میکند. سپس، با اشاره به سه ماه ریاست او در شاهرود، از حسن سلوک، عدالتخواهی، عدم طمع و مراقبت او در اجرای قانون و احقاق حق مظلومین تمجید میشود. در پایان، با ابراز تأسف از عدم کفاف عایدات برای مخارج رئیس عدلیه و اجزای او و احتمال استعفای وی، از اولیای امور درخواست میشود تا با رسیدگی به وضعیت مالی، موجبات آسایش بیشتر مردم را فراهم آورند.
سفارشهای لازم به مشروطهخواهان برای ایجاد وحدت و همدلی
این نامه با اشاره به تلاشهای فلاسفه سیاسی اسلام برای تربیت جامعه و پدید آمدن مشروطیت بدون خونریزی، به نقد نطقهای بیدرایت برخی ناطقین و تجاوزات جراید بیسیاست میپردازد که به خیالات مستبدین کمک کرده و باعث تشویش افکار عمومی شده است. سپس، با اشاره به موفقیت ملت در استرداد حقوق و ترمیم خرابیها پس از استبداد صغیر، بر لزوم جلوگیری از جهل و سخنرانیهای تحریکآمیز و مزخرفات جراید تأکید میکند. در ادامه، از مخاطب میخواهد که به اصلاح و تعدیل لهجه مطبوعات و تقویم انحرافات آنها بپردازد و در جهت تألیف و تحبیب بین ملل اسلامی و دو دولت بزرگ اسلامی تلاش کند و اظهار مضادت و معادات مذهبی را به اتحاد و مؤاخات تبدیل کند. نامه به همراهی احرار عثمانی با مشروطهخواهان ایرانی اشاره میکند و از برگزاری جلسهای در مدرسه شیخالفقها و الحجج برای توفیق علما و حجج و تسدید توحید آنها خبر میدهد. در پایان، با ابراز تأسف از سستی عزیمت هیئت علمیه به دلیل اخبار فتح تهران و خلع و لبس و همچنین تلاش برخی آقایان کربلا برای توقیف حجج و آیاتالله، بر وظیفه مخاطب در تعلیم اخلاق و تعدیل ملکات مردم از طریق جراید تأکید میکند و خواستار جلوگیری از هتک ناموس شرع و تجاوز از حدود الهی میشود.
تایید حاج شیخ محمدباقر بهاری و لزوم حفظ شئون علمای عدالتخواه
این استفتا با پرسشی درباره حکم کسانی که به حاج شیخ محمدباقر بهاری توهین میکنند و تکلیف مسلمانان در قبال آنها آغاز میشود. در پاسخ، جایگاه رفیع حاج شیخ محمدباقر بهاری به عنوان یکی از علمای بزرگ اسلام تأیید شده و حفظ احترام و اجرای احکام ایشان واجب و توهین به ایشان حرام اعلام میشود. در ادامه، هدف از تلاشهای دو سه ساله برای حفظ شئون علمای عدالتخواه، اجرای احکام الهی، رفع ظلم، محو بدعت، جلوگیری از استبداد، حفظ جان و مال مسلمانان، ترویج شریعت، امر به معروف و نهی از منکر و یاری ستمدیدگان بیان شده و در پایان، برای توفیق مؤمنین در راه رضای الهی دعا میشود.

تقدیر و تشکر از زحمات و مجاهداتهای مراجع مشروطهخواه نجف
متن با اشاره به نقش خون شهدا در برانگیختن غیرت پیشوایان دین آغاز میشود و به اهمیت شکرگزاری از نیکوکاران، به ویژه مراجع مشروطهخواه نجف، میپردازد. در ادامه، نویسنده بر عظمت خدمات این بزرگان در تاریخ اسلام تأکید میکند و وظیفه نمایندگان ملت را تشکر و سپاسگزاری از آنان در جهت استحکام مشروطیت و سعادت ملت میداند. در پایان، از وکلا درخواست میشود تا تشکرات صمیمانه خود را به مراجع نجف، به ویژه میرزا حسین طهرانی، ملا محمدکاظم خراسانی و آقا شیخ عبدالله مازندرانی، تقدیم کنند که با مجاهدتهای خود، سنن اسلام را احیا کرده و حقیقت دین مبین را در برابر اتهامات مغرضین روشن ساختند و ثابت کردند که شریعت اسلام با اصول تمدن و عدل محض سازگار است.
حدود اختیارات ولی فقیه
این متن به تبیین حدود اختیارات ولی فقیه میپردازد و دو حوزه اصلی برای ولایت فقیه قائل میشود. در ابتدا، ولایت فقیه را در تمام اموری که پیامبر و امامان معصوم ولایت داشتهاند، به جز موارد استثنا شده با دلیل، ثابت میکند. سپس، به اموری اشاره میکند که مربوط به دین و دنیای مردم است و انجام آنها ضروری است، اما متولی خاصی برای آنها تعیین نشده است. در ادامه، برای اثبات امر اول، به روایات متعددی استناد میکند که علما را وارث، امین، خلیفه و حجت پیامبران معرفی میکنند و این روایات را از نظر دلالت بر ولایت، مشابه روایات اثبات امامت ائمه معصومین میداند. در پایان، برای اثبات امر دوم، به اجماع فقها و دو دلیل دیگر اشاره میکند: اول اینکه شارع برای هر کار ضروری که راضی به ترک آن نیست، متولی تعیین میکند و فقیه به دلیل اوصاف عالی خود، شایستهترین فرد برای این مسئولیت است. دوم اینکه فقیه جامعالشرایط، به دلیل جمعآوری بیشترین شرایط از اسلام، ایمان، علم و تقوا، بهترین گزینه برای تصدی این امور است و ولایت او قطعی و طبیعی است، در حالی که ولایت دیگران مشکوک است و با اصل عدم، جواز تصرفشان ممنوع میشود. متن با تأکید بر ارجاع موارد جزئی فقهی به این دو اصل کلی ولایت فقیه به پایان میرسد.

سفارشی به فاتحان تهران جهت اعلام عفو عمومی
متن با حمد و ستایش الهی آغاز میشود و موفقیتهای اخیر را مایه شرف تاریخی و حیات ملی میداند. سپس بر لزوم مراقبت از مداخله فتنهجویان و دوری از افساد دشمنان و دوستان نادان، و حفظ اتحاد میان سرداران و طبقات مختلف تأکید میکند. در ادامه، با اشاره به حضور دشمن خارجی و اهمیت رفع وحشت و جلب قلوب، اعلام عفو عمومی برای تمامی مخالفان مشروطیت، به جز مباشرین در اتلاف جان و مال، را از وظایف مهم مملکتداری و سیره پیامبر اسلام (ص) پس از فتح مکه و بصره میداند. در پایان، پیشنهاد میکند که در صورت عدم ایمنی از افساد برخی افراد، مجازاتی جز تبعید به محلی که تأثیرگذار نباشند، اعمال نشود.

درخواست از صولتالدوله قشقایی جهت ایجاد امنیت در لارستان
متن با دعایی برای عزت و صحت مخاطب آغاز میشود. سپس به شکایت اهالی لار از ناامنی راهها و مناطق اطراف اشاره میکند و وضعیت مغشوش فارس را با وجود تلاشها برای مشروطیت و حضور مخاطب، غیرقابل قبول میداند. در ادامه، از مخاطب میخواهد که با همت و حمیت به داد مردم بیچاره لارستان برسد و امنیت راهها و مناطق را تأمین کند تا نیکنامی دنیا و آخرت را برای خود به ارمغان آورد. در پایان، ابراز امیدواری میکند که خبر امنیت و رضایت اهالی به زودی برسد و برای مخاطب دعای خیر میکند.

لزوم حمایت از علما و مردم معترض متحصن در آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)
این فتوا با اشاره به تحصن جمع کثیری از علما و مردم در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و سفارت عثمانی، به دلیل غیرت اسلامی و ملی، برای اعانت به ملت، ترقی و صیانت از مملکت، اشاعه عدل و رفع ظلم و بیداد و مطالبه حقوق مسلمین صادر شده است. در این فتوا، بر تمامی مؤمنین واجب و لازم دانسته شده که به هر نحو ممکن از متحصنین حمایت کرده و با اتفاق و اتحاد، ریشه استبداد را قطع کنند. هدف از این اقدام، تأمین آسایش و رفاه ملت، حفظ مملکت، رفع ظلم ظالمین و جلوگیری از تلف شدن اعراض، اموال و نفوس مسلمین ذکر شده است.


انتقاد و اظهار تاسف از غفلت و ناآگاهی مشروطه خواهان
متن با طرح این پرسش که «بالون ملت ایران به کجا میرود؟» آغاز میشود و به بررسی وضعیت نابسامان کشور در نتیجه نفوذ دولتهای خارجی (روسیه و انگلستان) و استقراضهای بیرویه میپردازد. در ادامه، به نقش علمای عتبات عالیات در آگاهیبخشی و تلاش برای اصلاح امور اشاره میکند، اما بیان میدارد که به دلیل دوری از مرکز و عدم نفوذ کلام، صدایشان به جایی نرسیده است. سپس، به آغاز نهضت مشروطه و امیدواریهای اولیه برای وضع قانون و اصلاحات اشاره میکند، اما بلافاصله به انحراف مشروطه توسط شاه (محمدعلی شاه) و سوءاستفاده ریاستطلبان و عوامفریبان میپردازد. متن با انتقاد شدید از غفلت مشروطهخواهان و نفوذ استبدادطلبان در لباس مشروطهخواهی ادامه مییابد و هشدار میدهد که این روند به خانه خرابی منجر خواهد شد. در پایان، با مقایسه قوانین شریعت اسلام و قوانین وضعی، نتیجه میگیرد که اگر شریعت الهی نیز به دلیل منافع شخصی نادیده گرفته میشود، قوانین بشری نیز به سرنوشت مشابهی دچار خواهند شد و استبداد در شکلی جدید ادامه خواهد یافت.
.jpeg&w=3840&q=75)
تسلیت شهادت حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و همراهانشان به دست دولت پلید تروریست امریکا، تداوم راه او با جهاد و مقاومت خستگیناپذیر، درخواست قصاص عادلانه قاتلان آنها
متن با استناد به آیه ۲۳ سوره احزاب، شهادت حاج قاسم سلیمانی را تبریک و تسلیت میگوید و او را «سیدالشهدای خط مقاومت» میخواند. در ادامه، به امام زمان (عج)، آیتالله خامنهای، مراجع، مسئولان جمهوری اسلامی، فرماندهی سپاه پاسداران، ملت ایران و خانواده حاج قاسم تسلیت گفته میشود. سپس بر ادامه راه شهید سلیمانی و تلاش برای تحقق اهداف او تأکید شده و قصاص عادلانه قاتلان آمریکایی به عنوان وظیفهای بر عهده همه مقاومان و مجاهدان جهان مطرح میشود. در پایان، ابراز امیدواری میشود که اهداف جنایتکاران آمریکایی محقق نخواهد شد و اهداف حاج قاسم به دست مقاومان و مجاهدان امت اسلامی به ثمر خواهد نشست و برای شهید سلیمانی و ابومهدی مهندس علو درجات مسئلت میشود.

علل مخالفت و رویگردانی خود از مشروطه و مهاجرت گروهی از علما به آستان حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با اشاره به تعجب از عدم موافقت حاج آخوند رستمآبادی با مجلس شورای ملی آغاز میشود و تأکید میکند که مسلمانان باید عقاید اسلامی را از علمای نجف اشرف کسب کنند. سپس، علت اصلی مخالفت حاج آخوند با مجلس را تبیین میکند؛ مجلسی که در ابتدا با وعده رفع ظلم، اجرای احکام شرعیه و انهدام استبداد تشکیل شد و علمای نجف نیز آن را تأیید کردند. در ادامه، به انحرافات و مفاسد مجلس اشاره میشود، از جمله ترویج آزادی بیان و قلم که منجر به توهین به اسلام و علما در روزنامهها شده است. همچنین، به موضوع مساوات و برابری میان مسلمانان و اهل ذمه پرداخته میشود که در جشنهای مجلس به حدی رسیده که بابیها و طبیعیمذهبها نیز در آن حضور یافته و شعارهایی مغایر با اسلام سر دادهاند. متن سپس به موضعگیری حاج شیخ فضلالله نوری و علمای معتکف در حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره میکند که مجلس را گمراه و گمراهکننده میدانند و خواستار تطبیق آن با شرع مقدس هستند. در پایان، به مفاسد و مهالک ناشی از مجلس، از جمله قتل و غارت و تضییع ناموس مسلمانان، اشاره شده و تأکید میشود که اگر این روند ادامه یابد، اسلام نابود خواهد شد و راهزنان دین و دولت به اهداف خود خواهند رسید. متن با امید به نصرت الهی و نشر ارکان شرع به پایان میرسد.
وظایف طبقات چهارگانه جامعه
متن با اشاره به اهمیت روزنامهخوانی در میان مردم، هدف خود را نگارش مقالهای برای نفع عمومی و تشخیص و درمان «مرض» ایران معرفی میکند. نویسنده وضعیت ایران را به جسمی بیمار تشبیه کرده و با استعاره از «داروی بیهوشی» و «نوشداروی مجلس شورای ملی»، بیداری مردم را پس از دوران استبداد بیان میکند. سپس، جامعه ایران را به چهار عنصر آب (علما)، آتش (سلاطین)، باد (تجار) و خاک (رعیت) تشبیه کرده و وظایف هر طبقه را بر اساس این استعارهها شرح میدهد. در ادامه، به انحراف هر طبقه از وظیفه اصلی خود در دوران پیش از مشروطه و وضعیت فعلی اشاره میکند؛ علما را به دلیل جنبش اخیرشان میستاید، سلاطین را به دلیل سوزاندن مردم در دوران استبداد نکوهش میکند، تجار را به دلیل وارد کردن «کثافات» از فرنگ مورد انتقاد قرار میدهد و رعیت را نیز به دلیل عدم بازدهی کافی در برابر اربابان، از مسیر اصلی خود منحرف میداند.
زیانهای استبداد و فواید مشروطیت
این متن در پاسخ به سؤالات حاجی یوسف آقا تاجر تبریزی درباره مشروطیت، ابتدا به تعریف سلطنت مطلقه و مشروطه میپردازد. سلطنت مطلقه را حکومتی خودسرانه و بدون قید و قانون معرفی میکند که در آن پادشاه یا حاکم هر کاری بخواهد انجام میدهد و مردم هیچ اختیاری ندارند. در مقابل، سلطنت مشروطه را حکومتی میداند که پادشاه یا حاکم مقید به قانون شرع و قرارداد عقلا است و همه مردم در برابر قانون برابرند. سپس به تبیین کارکرد و فواید مجلس شورا میپردازد و با استناد به آیات قرآن و سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع)، مشورت را از اصول اسلام میداند. در ادامه، به تفصیل به مشکلات و مفاسد ناشی از استبداد در ایران اشاره میکند که شامل فساد اداری، ظلم به رعایا، غارت اموال عمومی، ضعف نظامی، وابستگی اقتصادی به بیگانگان و از دست رفتن عزت ملی است. در پایان، مردم را به سه دسته تقسیم میکند: علمای دلسوز که مشروطیت را راه نجات میدانند، تجار و رعایا که اجمالاً فواید آن را درک کردهاند، و مستبدان و رشوهخواران که مخالف مشروطیت هستند. متن با تأکید بر ضرورت حفظ اسلام و ایران و با اشاره به حدیث «حب الوطن من الایمان» به پایان میرسد و از خداوند برای نابودی ظالمان طلب یاری میکند.
محکومیت محاصره و ستم ارتش هند به مسلمانان کشمیر و حملات پیاپی رژیم صهیونیستی به مردم فلسطین
این بیانیه با اشاره به محاصره ۱۰۲ روزه کشمیر و اوجگیری فعالیتهای ضد حقوق بشر توسط ارتش هند، به عدم اقدام مؤثر سازمانهای بینالمللی در قبال این مظلومیتها انتقاد میکند و انتظار انصاف از جامعه بینالمللی را ناعاقلانه میداند. در ادامه، با اشاره به به رسمیت شناختن بلندیهای جولان توسط آمریکا و حملات رژیم صهیونیستی به مردم فلسطین، از دولتمردان اسلامی میخواهد که با بصیرت برای حل مسائل کشمیر و فلسطین تلاش کنند، زیرا رژیم صهیونیستی و هند بدترین ظلمها را نسبت به مسلمانان روا میدارند.

مشروعیت سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و وجوب اطاعت از اوامر او
این متن به مشروعیت سلطنت ناصرالدین شاه قاجار و وجوب اطاعت از اوامر او میپردازد. در ابتدا، سلطنت شاه را از فرایض شرعی و شخصی او دانسته و تصدی مناصب حکومتی و اخذ وجوهات را حلال و طیب میشمارد. سپس، دلیل این مشروعیت را حفظ دین، نظام شرع، امنیت مرزها، امر به معروف و نهی از منکر، اقامه حدود و نشر عدل و احسان میداند که تنها از عهده شاه برمیآید. در ادامه، بیان میکند که تعدیات و مظالم برخی کارگزاران، منافی وجوب و شرعیت اصل سلطنت نیست و آن را به اعمال برخی فرماندهان در صدر اسلام تشبیه میکند. در پایان، تأکید میکند که پاداشهای الهی منوط به نیت قربت و بندگی است و از شاه انتظار میرود که جز بندگی خدا منظوری نداشته باشد. همچنین، از علما و فقها دعوت میکند تا در صورت اعتراض به این مسئله، دلایل علمی خود را ارائه دهند تا امور بر مردم آسان شود.

شرایط پیروزی قیام مردم مصر و تجربههای انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با درود به امت اسلامی آغاز میشود و به حادثه بزرگ و سرنوشتساز در دنیای اسلام، بهویژه قیام مردم تونس و مصر، اشاره میکند که میتواند معادلات استکبار را به نفع اسلام و ملتها تغییر دهد و عزت و کرامت را به ملتهای عرب بازگرداند. در ادامه، به نقش بینظیر مصر در دنیای عرب، آشنایی با فرهنگ اروپایی، دفاع از منافع ملی، و حمایت از فلسطین میپردازد و خیانت نظام حاکم مصر در تنزل جایگاه این کشور و تبدیل آن به مهرهای بیاختیار در منطقه را محکوم میکند. سپس، به نقش مصر در قضیه فلسطین و شکاف میان دولت و ملت پس از پیمان کمپ دیوید اشاره میکند و حسنی مبارک را به دلیل همکاری با اسرائیل در محاصره غزه مورد انتقاد قرار میدهد. در پایان، قیام مردم مصر را حرکتی اسلامی و آزادیخواهانه توصیف کرده و ضمن تبریک به ملتهای مصر و تونس، هشت تجربه از انقلاب اسلامی ایران را برای پیروزی قیامها ارائه میدهد که شامل پایداری در برابر دشمن، اعتماد به وعدههای الهی، نترسیدن از مزدوران، حفظ اتحاد، عدم اعتماد به آمریکا و غرب، نقش برجسته علما و الازهر، آزمون تاریخی ارتش مصر و بدبینی به توصیههای آمریکا میشود. سخنرانی با رد اتهامات دخالت ایران و تأکید بر وظایف دینی به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
تأکید مجدد بر تشکیل مجلس شورا و تحریم مالیات به دولت
این نامه با تأکید بر صحت احکام پیشین صادر شده از سوی نویسندگان مبنی بر وجوب اهتمام به مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی و حرمت پرداخت مالیات به حکام فعلی، هرگونه ادعا مبنی بر نسخ این احکام از سوی خود یا آیتالله حاج میرزا حسین خلیلی را تکذیب میکند. در ادامه، مشروطیت را نعمتی عظیم برای جلوگیری از ظلم و حفظ اسلام معرفی کرده و صدور حکمی مغایر با آن را غیرممکن میداند. در پایان، از مخاطب میخواهد که این مطالب را به اطلاع عموم مسلمانان برساند تا با اتحاد و تلاش، احکام الهی اجرا شود و جان، آبرو و اموال مسلمانان حفظ شده و ممالک اسلامی از تسلط کفار مصون بماند.


نصیحت به نظامیان جهت همراهی با مردم در جهت اعاده مشروطیت
این بیانیه با یادآوری احکام پیشین مبنی بر عدم جواز اطاعت از دستورات قتل و شلیک به مشروطهخواهان، به نظامیان و صاحبمنصبان قزاق و توپخانه خطاب میکند. در ادامه، به همکاری آنان با سرداران روس و ریختن خون مسلمانان و غارت اموالشان اشاره شده و این اعمال را با همراهی یزید بن معاویه مقایسه میکند. سپس با ذکر نمونهای از رفتار سرداران عثمانی که با ملت خود همراهی کردند، نظامیان ایرانی را به توبه از گذشته و همراهی با ملت و برادران ایمانی خود فرا میخواند تا بدنامیها به نیکنامی مبدل شود.


حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه و عدم همکاری با آن
این فتوا که توسط انجمن سعادت ایرانیان به اتباع ایران مقیم خارج ابلاغ شده، بر حرمت پرداخت مالیات به مأموران محمدعلی شاه و هرگونه همکاری با او تأکید میکند. دلیل این حکم، عدم تشکیل مجلس شورای ملی و ظالم بودن شاه عنوان شده است. این فتوا، ادامه احکام پیشین صادر شده در این زمینه است.


لزوم افتتاح مجلس شورا
در پاسخ به استفتائی درباره مشروطیت و لزوم تشکیل مجلس شورای ملی، بر ضرورت افتتاح مجلس شورای ملی برای اجرای قوانین اسلام، نظم مملکت، حفاظت از مرزها، تعیین حقوق و حفظ جان و مال و آبروی مسلمانان تأکید شده است. این امر از مهمترین امور دانسته شده و به سابقه شورا در صدر اسلام اشاره شده است. همچنین بیان شده که هیچ فرد آگاه و بیغرضی با این موضوع مخالفت نخواهد کرد.
محکومیت شهادت عالِم مظلوم عربستان سعودی (شیخ نمر) به اتهام انتقاد از رژیم سعودی و سکوت و حمایت مدعیان دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر ازآن رژیم؛ انتقام الهی از سیاستمداران و مجریان رژیم سعودی
این بیانیه با محکومیت شدید شهادت شیخ نمر باقر النمر توسط عربستان سعودی آغاز میشود و بر تأثیر سریع خون به ناحق ریخته شده و انتقام الهی از سیاستمداران سعودی تأکید میکند. در ادامه، شهادت شیخ نمر را خطای سیاسی دولت سعودی میخواند و به سکوت مدعیان آزادی و حقوق بشر در قبال این جنایت انتقاد میکند. در پایان، مسئولیت جهان اسلام و تمام دنیا را در قبال این واقعه گوشزد میکند.
.png&w=3840&q=75)
اظهار نگرانی شدید از اقدامات احتمالی محمدعلی شاه قاجار بر ضد مجلس
این نامه با اشاره به دستخط پیشین شاه مبنی بر حمایت از مشروطیت و تأکید بر نقش آن در آسایش و ترقی کشور آغاز میشود. سپس به تلاشهای ملت برای حفظ مشروطه و تحمل سختیها اشاره میکند. در ادامه، با ابراز نگرانی از دستخط تلگرافی اخیر و اخبار نگرانکننده از مرکز، این اقدامات را ناشی از دسیسههای مغرضین دانسته و هشدار میدهد که این رویکرد میتواند به نقض عهد شاه و انقراض دولت منجر شود. در پایان، از شاه میخواهد که در صورت نارضایتی از برخی حرکات، به دارالشورای کبری و عدلیه رجوع کند و از ایجاد تشتت و هیجان در میان ملت پرهیز نماید.
تاکید بر خیرخواهی خود برای مردم
سید جمالالدین اسدآبادی در پاسخ به نامهای، بر خیرخواهی و تلاش بیشائبه خود برای امت محمدیه تأکید میکند و هرگونه انانیت و جاهطلبی شخصی را رد مینماید. او با اشاره به سرنوشت دولت عثمانی و خدیویت مصر که به دلیل مخالفت با او دچار مشکل شدهاند، ایران را نیز در صورت اصرار بر گناهان و عدم توبه، به سرنوشتی مشابه تهدید میکند. اسدآبادی در ادامه، ادعای آماده بودن همه چیز پس از ورودش به تهران را رد کرده و بیان میکند که به دنبال مقام، ثروت یا منافع شخصی نیست و تنها هدفش نصیحت و اصلاح است. او همچنین از امینالسلطان صدراعظم میخواهد که از اقتدار خود در جهت خیر مردم ایران استفاده کند و در پایان، به مسائل شخصی و احوالپرسی با افراد مختلف میپردازد.

شرایط و ضوابط انتخاب کارگزاران توسط پادشاه
متن با تأکید بر ضرورت وجود انصار و اعوان برای پادشاه در اداره امور مملکت آغاز میشود و گروههای مختلفی از جمله علما، فقها، مجتهدین، حکما، سپاهیان و مسئولین مالی و عمرانی را برمیشمارد. سپس به این نکته میپردازد که پادشاه باید در انتخاب کارگزاران خود، شرایطی را رعایت کند. این شرایط شامل قابلیت و استحقاق فرد برای شغل، دانش و تجربه در آن کار، توانایی و قدرت انجام وظایف، امانتداری و عدم خیانت، سختکوشی و اهتمام، دوری از عیشطلبی و راحتجویی، داشتن عقل و رأی و تمیز، و در کارهای مالی، داشتن مکنت و بیطمعی است. همچنین، بر اصالت خانوادگی، دوری از دروغ و زرنگی، و مراقبت پادشاه از احوال کارگزاران و رعایا تأکید میشود. در ادامه، به لزوم عدم بیکار گذاشتن افراد شایسته و پرهیز از سپردن مشاغل متعدد به یک نفر اشاره شده و در نهایت، پادشاه را به مراقبت از عدم ظلم و تعدی حکام بر ضعفا و فقرا و رسیدگی مستقیم به شکایات رعایا توصیه میکند.
آداب پادشاهی و صفات پسندیده و ناپسند پادشاهان
این متن به تبیین ارکان پنجگانه انتظام سلطنت و جهانداری میپردازد که شامل اهل شمشیر (لشکر)، ارباب قلم (وزرا و کاتبان)، اهل معاملات (تجار و صاحبان حرفه)، زارعین و در نهایت علما و فضلا هستند. تأکید میشود که هرگونه غلبه یک رکن بر دیگری موجب تباهی و ویرانی مملکت میشود. سپس نقش محوری علما در ارشاد خلق و استقامت دین تبیین شده و پادشاهان به ترقی دادن علما و سلوک عادلانه با همه اقشار جامعه توصیه میشوند. در ادامه، به اهمیت عدالت در پادشاهی، پرهیز از ظلم و ستم، و لزوم رسیدگی مستقیم پادشاه به امور مظلومان اشاره میشود. همچنین، خطرات واگذاری مناصب بزرگ به افراد نالایق و عواقب شوم ظلم در دنیا و آخرت گوشزد شده و پادشاهان به پرهیز از مصاحبت با ظالمان و یاری رساندن به آنان فراخوانده میشوند. در پایان، بر لزوم شفقت پادشاه نسبت به رعیت و اهمیت مصاحبت با علمای متدین و بافضیلت تأکید شده و ویژگیهای یک وزیر لایق و دانا که باید مورد اعتماد پادشاه باشد، تشریح میشود.
اعلام مالکیت زمین ها و معدن نفت به سادات قیر و شبهه افکنی خوانین بختیاری در آن باره
این نامه با اشاره به اظهارات سادات قیر، به تلاش خوانین بختیاری برای ایجاد شبهه در مالکیت اراضی و معدن نفت متعلق به سادات اشاره میکند. در ادامه، بر مالکیت بلامنازع و موروثی سادات بر این اراضی و معدن نفت، که از اجدادشان به آنها رسیده و هیچ فردی تاکنون ادعایی بر آن نداشته، تأکید میشود.
دعوت از مردم عراق برای افشای جنایات صدام حسین و تلاش در جهت سرنگونی وی و ایجاد حکومت مردمی در آن کشور
متن با حمد و ثنای الهی و سلام بر اهل بیت آغاز میشود. سپس با لحنی حماسی، مردم مظلوم عراق را خطاب قرار میدهد و به سابقه مبارزاتی و دینی آنان اشاره میکند. در ادامه، به تجاوز صدام حسین به کویت و جنایات او علیه مردم عراق، به ویژه شیعیان، میپردازد و او را سگی هار و طرد شده از سوی مستکبران توصیف میکند. متن این وضعیت را فرصتی طلایی برای مردم عراق میداند تا جنایات صدام را افشا کرده و انتقام خونهای ریخته شده را بگیرند. در پایان، سه وظیفه اصلی برای مردم عراق در جهت نابودی رژیم صدام برمیشمرد: از بین بردن موانع درونی، افشای تبلیغاتی جنایات رژیم و تأکید بر رهایی از طریق تمسک به اسلام، و تلاش برای جلوگیری از ظهور طاغوتی دیگر و اقامه حکومت الهی در عراق.

نحوه رفتار استعمارگران انگلیسی با هندیان
متن با اشاره به خیرخواهی دولت بریتانیا، به بررسی قدرت نظامی و غرور دولتهای غربی میپردازد و پیشبینی میکند که این قدرت روزی به کار گرفته شده و باعث ناامنی و تفرقه در میان انسانها خواهد شد. در ادامه، حرص و طمع بریتانیا در حفظ هندوستان را مورد نقد قرار میدهد و بیان میکند که حفظ این سرزمین عظیم با جمعیت سیصد میلیونی، نیازمند وسایلی فراتر از مرزبندیهای نظامی است. نویسنده تاکید میکند که بستن سرحدات قلوب هندیان، محکمتر از سدهای فولادی و قویتر از افواج نظامی است و ملت هند به راحتی در اقلیت بریتانیا فنا نخواهد شد، بلکه مانند سلاطین مغول، فاتحان را در خود هضم خواهد کرد. در بخش بعدی، به سیاستهای غلط بریتانیا در ایجاد رعب و دوری از معاشرت با هندیان اشاره میکند که باعث تنفر رعایا میشود. در پایان، راهکار برقراری دوستی و یگانگی را در برداشتن امتیازات، استفاده از زبان وطنی هندیان در امور ملکی و ملتی، و آموزش علوم جدید به زبان مادری در مدارس عمومی میداند و پیشبینی میکند که اگر این توصیهها نادیده گرفته شوند، روزی پشیمانی به بار خواهد آورد.
استمداد علمای رشت از علمای مشروطه خواه نجف

ابهام و تردید در تأسیس حزب رستاخیز و غیرقانونی بودن اقدام شاه در وادار کردن مردم به پیوستن به آن
متن با اشاره به سابقه بدعهدی حکومتها از مشروطه تاکنون، به تردید و نگرانی مردم نسبت به پدیدههای نوظهور، بهویژه احزاب دولتی، میپردازد. سپس به مسئله حزب رستاخیز و دعوت اجباری مردم به آن اشاره میکند که بدون تبیین اهداف مشخص، موجب شک و سؤال در افکار عمومی شده است. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر لزوم تدبر و اطمینان در امور مبهم و مجهولالعاقبه تأکید میشود و از شتابزدگی در اجرای این طرح انتقاد میکند. نویسنده بیان میکند که ایمان و عقیده با اجبار و تهدید حاصل نمیشود و این روش نه تنها فاصله مردم و دولت را کم نمیکند، بلکه آن را افزایش میدهد. در پایان، این اقدام را مغایر با منشور ملل و قانون اساسی میداند که حق انتخاب آزادانه را به مردم میدهد و تأکید میکند که دعوت به حزب تنها زمانی موجه است که اهداف و اساسنامه آن مطابق با موازین اسلام و مصالح عمومی باشد.
هجو امین السلطان (صدراعظم)
متن با خطاب به امینالسلطان، او را از آزار مسلمانان برحذر میدارد و عاقبت ظلم او را ویرانی خانهاش به دست شاه پیشبینی میکند. سپس با اشاره به غیرت ملت، بیثمر بودن وابستگی او به روسیه را مطرح میسازد. در ادامه، از او میخواهد که سلطنت ایران را به دست کفار ندهد و با کنایه به تلاشهای او برای ساخت ایوانهای بلند، بیان میکند که این اقدامات بیفایده است. در پایان، او را به آلوده کردن بستان ایران متهم میکند و هشدار میدهد که این «سیه کاسه» در نهایت مهمان را خواهد کشت.
اظهار تشکر و رضایت از خوشرفتاری حاکم محلات
این نامه با درود به مجلس شورای ملی آغاز میشود و به درخواست استقلال و توفیق مجلس و اعضای آن میپردازد. در ادامه، نویسنده از طرف اهالی محلات، مراتب تشکر و رضایت خود را از حسن سلوک، وطنپرستی و ملتدوستی حاکم محلات و سایر مناطق اعلام میکند و از مجلس میخواهد که ابقای این حاکم را از وزارت داخله درخواست کند. در پایان، نامه بر لزوم تقویت حکومت و مقابله با مغرضان و مفسدان تأکید میکند و هرگونه مخالفت با این درخواست را غرضآمیز میداند و با انتظار مساعدت از مجلس به پایان میرسد.
تاتوانی مجلس و دولت در ایجاد نظم و امنیت
متن با اشاره به تغییر نظام از استبداد به مشروطه و امید به برقراری عدالت و مساوات آغاز میشود. سپس به ناتوانی مجلس در انجام وظایف خود و وضع قوانین عادلانه اشاره میکند و اغتشاشات موجود را مانعی بر سر راه آن میداند. در ادامه، نویسنده بیان میکند که پرداختن مجلس به مفاسد جزئی، آن را از مقاصد اصلی باز میدارد و وضعیت کشور رو به وخامت است. در پایان، به لزوم اعمال قدرت توسط دولت برای مقابله با اغتشاشات و نقش «دست شیطانی» در تولید فسادها اشاره دارد.
اظهار نارضایتی از کوتاهی مسئولان کشور در انجام وظایف محوله
متن با توصیف وضعیت بحرانی ایران و استقلال در خطر، به نقش علمای شیعه و احرار در نجات کشور از استبداد و سوق دادن آن به سمت مشروطیت اشاره میکند. سپس، با ابراز تأسف از وضعیت کنونی، به کوتاهی مسئولان در انجام وظایف و عدم رسیدگی به امور ملت میپردازد. در پایان، از وکلای مجلس درخواست میشود که با اتحاد و جلب حمایت نایبالسلطنه، به مشکلات کشور رسیدگی کرده و راه صلاح را در پیش گیرند.
تمجید از پیشگامی و پایداری مردم آذربایجان در استقرار و بازگشت مشروطیت

لزوم اخوت و الفت میان مردم و راههای نیل به آن
متن با اشاره به اهمیت محبت الهی و محبت میان اهل خیر آغاز میشود و آن را منشأ ارتباط روحانی و اتحاد جانی میداند. سپس به نقش دین در ترویج الفت و محبت میپردازد و نمازهای جماعت، جمعه و عید و همچنین حج را نمونههایی از تدابیر شارع برای ایجاد انس و الفت میان مسلمانان معرفی میکند. در ادامه، به وضعیت زمانه خود اشاره میکند که اخوت و الفت در میان مردم کمرنگ شده و نفاق و ریا شایع گشته است. این وضعیت را موجب از دست رفتن بسیاری از خصال پسندیده و تقصیر در عبادات میداند. در پایان، با دعوت به احیای سنت اخوت و مصادقت، راههای عملی برای ایجاد و تقویت آن را شرح میدهد، از جمله انتخاب گروهی از افراد با صفای باطن برای بستن عقد اخوت، رعایت حقوق یکدیگر، خوشرویی، تواضع، چشمپوشی از عیوب و اهدای تحف و هدایا. متن با شعری در وصف اخوت و همدلی به پایان میرسد.
هشدار نسبت به وضعیت وخیم جسمانی شیخ ابراهیم زکزاکی و رفع کامل محدودیتها از وی
این بیانیه با ابراز نگرانی شدید از وضعیت جسمانی شیخ ابراهیم زکزاکی در زندان، دولت نیجریه را مسئول عواقب تأخیر در معالجه و حبس غیرقانونی او میداند. از دولت نیجریه خواسته شده است که با پایان دادن به محدودیتهای نامشروع، خدمات پزشکی لازم را به این رهبر دینی ارائه دهد. در ادامه، از دولت جمهوری اسلامی ایران و وزیر امور خارجه درخواست شده است که با استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک، برای رسیدگی به وضعیت شیخ زکزاکی و رفع محدودیتهای جائرانه از وی اقدام کنند. در پایان، این مواجهه غیرقانونی و خشن با شیخ زکزاکی و همراهانش محکوم شده است.
انتقاد شدید از دموکراسی دروغین در نیجریه و بازداشت غیرقانونی شیخ ابراهیم زکزاکی، تشکیل دادگاهی بینالمللی در آنباره
سخنان رهبر شیعیان غنا با اشاره به درخواستهای گسترده برای آزادی شیخ زکزاکی و تشکیل شبکه وکلای آفریقایی برای بینالمللی کردن پرونده آغاز میشود. در ادامه، وضعیت جسمانی وخیم رئیسجمهور نیجریه و ابراز همدردی معاون مسیحی او با قضیه شیخ زکزاکی مطرح میشود. سپس، انتقاد از دولت نیجریه به دلیل عدم توجیه حصر اجباری و اتهام رسمی علیه شیخ زکزاکی و تناقض آن با ادعای دموکراسی بیان میگردد. در پایان، این اقدامات به تلاشهای آمریکا، عربستان و رژیم صهیونیستی برای جلوگیری از گسترش تشیع در نیجریه و آفریقا نسبت داده میشود.
تخطئه و شماتت حاج شیخ فضلالله نوری و رد هرگونه همکاری با او از سوی علمای خراسان
متن با طرح سؤالی از حجج اسلام آغاز میشود که آیا مشروطه و قوانین آن (مساوات و حریت) با دین اسلام سازگار است یا خیر و تکلیف مسلمانان در قبال آن چیست. در ادامه، پاسخ به این سؤال، با لحنی تند و شماتتآمیز، حاج شیخ فضلالله نوری را مورد خطاب قرار میدهد. این پاسخ، اقدامات نوری را فتنهانگیز، فاسد و خونریزانه توصیف کرده و او را به ننگ طبقه علمیه، دنیافروشی دین و رد احکام مراجع مشروطهخواه متهم میکند. در پایان، به او هشدار داده میشود که از این «فضولیها» دست بردارد تا پرده از کارهایش بیشتر برداشته نشود.
محکومیت حمله نظامی اسرائیل به غزه با حمایت استکبار جهانی به ویژه امریکا و مجامع دفاع از حقوق بشر، درخواست از کشورهای اسلامی و سازمانهای مستقل جهانی برای حمایت از مردم مظلوم و مقاومت فلسطین
متن با محکومیت قساوت رژیم صهیونیستی در غزه آغاز میشود و آن را نتیجه برنامههای از پیش طراحی شده مدعیان حقوق بشر با حمایت قدرتهای جهانی، به ویژه آمریکا، میداند. در ادامه، به مقاومت مردم غزه اشاره میکند و تأکید دارد که این مقاومت، امنیت صهیونیستها را مخدوش خواهد کرد. سپس، با استناد به آشنایی با «القضیه الفلسطینه»، از وجدانهای بیدار در سراسر جهان، به خصوص کشورهای اسلامی و سازمانهای بینالمللی، میخواهد که اجازه ندهند مظلومکشی در سایه سکوتهای خیانتبار تکرار شود و به اسرائیل غاصب بفهمانند که مقاومت ادامه خواهد داشت.

مرثیه بر اوضاع پریشان کشور و مردم و تأسف از بیتفاوتی و بیعملی مسئولان
این مرثیه با توصیف وضعیت غمانگیز و پر از اندوه وطن آغاز میشود و به کشته شدن جوانان در راه وطن و بیتفاوتی و بیغیرتی مسئولان اشاره دارد. در ادامه، شاعر به وضعیت اسفناک اسلام و مشروطه در ایران، پژمردگی باغ و چمن وطن، و راهزنی برخی وزرا و غرق شدن علما در فساد میپردازد. سپس، به فقر و نداری رعیت و اخبار ناگوار از ویرانی شهرها توسط نیروهای عثمانی و شاهسونها اشاره میکند. در پایان، با تکرار «ای وای وطن وای» و ذکر نام شهرهای مختلف، به وضعیت نابسامان کشور و بیتوجهی اربابان به رعیت میپردازد و با بیان اینکه جز غم چیزی نمیبیند، مرثیه را به پایان میرساند.
رفع شبهات از انگیزه تأسیس مجلس شورا و بیان موافقت اسلام با پیشرفت
متن با طرح شبهاتی در مورد لزوم تأسیس مجلس شورای ملی توسط علما آغاز میشود و به این پرسش پاسخ میدهد که چرا علما در این برهه تاریخی به دنبال اصلاحات مملکتی هستند، در حالی که در گذشته چنین رویکردی نداشتهاند. در ادامه، به چهار سناریوی محتمل در صورت عدم تأسیس مجلس (تسلیم به بیگانگان، تسلط فرقههای فاسد، قدرتگیری دهریها، یا اقدام علما) اشاره میکند و بر لزوم تشکیل مجلسی با قواعد مذهبی تأکید دارد. سپس به شبهه مخالفت قوانین مجلس با شریعت پاسخ میدهد و تفاوت مواد قانونی و هیئت قانونی را توضیح میدهد و بیان میکند که قوانین اسلامی خود کاملترین هستند و مجلس میتواند به اجرای آنها کمک کند. در بخش بعدی، به اهمیت تحصیل علوم و صنایع جدید برای حفظ استقلال و پیشرفت کشور میپردازد و در نهایت، مفهوم صحیح «آزادی» را از دیدگاه عقلای دنیا تبیین میکند و آن را با حفظ حقوق دیگران و بیان خیر عمومی مرتبط میداند. متن با دعا برای دوام سلطنت مظفرالدین شاه و تأکید بر نقش مجلس در حفظ اسلام و پیشرفت کشور به پایان میرسد.
بشارت پیروزی مجدد مشروطه و مدح رشادت مجاهدین مشروطه خواه
این شعر با لحنی امیدوارکننده و حماسی، ملت ایران را به صبر و پایداری در برابر سختیها و ظلم دوران استبداد صغیر فرا میخواند. در ابتدا، با الهام از داستان یوسف و کنعان، نوید بازگشت روزهای خوش و پیروزی مشروطه را میدهد. سپس، به توصیف و ستایش مجاهدان مشروطهخواه، به ویژه «شیر گیلان» (احتمالاً اشاره به ستارخان یا یکی از رهبران گیلانی) میپردازد و شجاعت و نقش آنان در احیای ایران را برجسته میکند. در ادامه، به نقش قفقازیها در پیروزی مشروطه اشاره کرده و از اتحاد و حریت سخن میگوید. در بخش پایانی، به سرنوشت شوم مستبدان و دشمنان ملت اشاره کرده و با دعا برای مجاهدان و نفرین بر بدخواهان، خواستار ظهور مهدی (عج) برای پایان دادن به فتنهها میشود. تکرار مصرع «کار مشروطه تا نظام گرفت مستبد حصبه و جذام گرفت» در پایان هر بند، بر پیروزی نهایی مشروطه و نابودی استبداد تأکید دارد.
درخواست ابطال انتخابات کرمان، رفع ظلم و اجازه تشکیل انجمن محلی
متنی از علمای کرمان به علمای آذربایجان، وضعیت بحرانی کرمان را به دلیل عدم توجه مجلس مرکزی به درخواستهای مردم برای ابطال انتخابات گذشته و تشکیل مجلس محلی شرح میدهد. نویسندگان با اشاره به تحصن شش روزه مردم در تلگرافخانه و خطرات ناشی از آن، از علمای آذربایجان درخواست کمک و تأیید برای احقاق حقوق مردم کرمان و جلوگیری از تضییع حقوق یک میلیون نفر از اهالی این منطقه را دارند.
شِکوه و انتقاد از جمود فکری و عوامگرایی علمای قشری و دشمنی آنها با حکما و عرفا
متن با گلایه از وضعیت فکری جامعه و جمود علمای قشری آغاز میشود که فهم و دانش را از افق وجودشان غروب کرده و تفکر در امور ربانی را بدعت میشمارند. در ادامه، به نقد این گروه از علما میپردازد که به دلیل دشمنی با علم و عرفان، از علوم الهی محروم ماندهاند و جاهلان را بر دانشمندان ترجیح میدهند. سپس، به انزوای خود در قریه کهک قم اشاره میکند که به دلیل مشاهده تباهی علم و حقیقت و رواج آراء باطل، از معاشرت با مردم زمانه دوری گزیده است. در پایان، بیان میشود که به دلیل رنجها و سختیهایی که از اهل زمان میکشد و مشاهده بیانصافی، ستم و رواج نادانی، دیگر مجالی برای تدریس و تألیف و حل مشکلات علمی باقی نمانده است.
اهمیت نظامی-سیاسی عملیات کربلای ۵؛ تعیین سرنوشت جنگ: سقوط رژیم بعث یا تسلیم عراق به شرایط ایران، تقبیح و محکومیت جنگ شهرها
سخنرانی با بررسی وضعیت جنگ و عملیاتهای کربلای ۴، ۵ و ۶ آغاز میشود. عملیات کربلای ۴ به عنوان مقدمهای برای گمراه کردن دشمن و تسهیل عملیات کربلای ۵ در شلمچه معرفی میشود. استحکامات فوقالعاده عراق در شلمچه و بصره و دشواری عبور رزمندگان از این موانع تشریح میشود. اهمیت استراتژیک بصره برای عراق و سرمایهگذاری گسترده این کشور در دفاع از آن منطقه مورد تأکید قرار میگیرد. وضعیت فرسایش نیروهای عراقی در منطقه و تلفات سنگین آنها در عملیات کربلای ۵ و ۶ توضیح داده میشود. هدف اصلی عملیات، انهدام ماشین جنگی عراق و فراهم آوردن زمینه برای تعیین سرنوشت جنگ و آزادی ملت عراق از رژیم بعث عنوان میشود. در ادامه، به موضوع جنگ شهرها پرداخته شده و اقدامات عراق در بمباران مناطق مسکونی محکوم میشود. این حملات به عنوان نشانهای از ضعف و استیصال عراق و تقویت انگیزه مردم ایران برای ادامه جنگ تلقی میشود. نقش شوروی در تأمین تسلیحات عراق و دروغگویی مقامات عراقی در مورد توقف جنگ شهرها افشا میشود. در پایان، بر لزوم تداوم عملیات نظامی و حمایت همهجانبه مردم از جبههها تأکید شده و از تشکیل سپاه بزرگ حضرت مهدی (عج) برای اعزام نیرو به جبههها سخن به میان میآید.

آداب حکومت و اداره کشور
این رساله با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و هدف از نگارش آن را ترجمه احادیثی درباره شیوه سلوک حاکمان عادل با مردم، برای بیدار کردن غافلان و اصلاح دولتمردان بیان میکند. در بخش اول، ترجمه عهدنامه امام علی (ع) به مالک اشتر نخعی ارائه شده است. این عهدنامه به مالک اشتر توصیه میکند که تقوای الهی پیشه کند، نفس خود را کنترل نماید، با مردم مهربان باشد و از ستم بر آنان بپرهیزد. همچنین، به او یادآوری میکند که در برابر عظمت خداوند متواضع باشد و عدالت را در میان مردم برقرار سازد. در ادامه، به اهمیت مشورت با علما و حکیمان، تقسیمبندی طبقات جامعه (لشکر، نویسندگان، قاضیان، عاملان، تجار و صنعتگران، فقرا) و حقوق هر طبقه اشاره میکند. سپس، ویژگیهای فرمانده لشکر، کاتبان، تجار و صنعتگران را برمیشمارد و بر لزوم رعایت حقوق فقرا و نیازمندان تأکید میکند. در پایان این بخش، به والی توصیه میشود که در امور مردم تعجیل نکند، از خونریزی ناحق بپرهیزد، از خودپسندی دوری کند و به وعدههای خود وفا نماید. در بخش دوم، دو حدیث دیگر نقل شده است. حدیث اول، نامهای از امام علی (ع) به عثمان بن حنیف، والی بصره است که او را به دلیل شرکت در مهمانی اشراف و غفلت از فقرا سرزنش میکند و بر زهد و سادهزیستی خود تأکید میورزد. حدیث دوم، نامهای از امام صادق (ع) به عبدالله نجاشی، والی اهواز است که در آن امام صادق (ع) ضمن ابراز شادی و اندوه از انتصاب او، توصیههایی درباره حفظ خون مسلمانان، مدارا با رعیت، دوری از سخنچینان، انتخاب یاران امین، پرهیز از جمعآوری مال و توجه به فقرا ارائه میدهد. امام صادق (ع) همچنین به نجاشی هشدار میدهد که مؤمنان را نترساند و به حقوق آنان احترام بگذارد. بخش سوم، نصایح حضرت خضر (ع) به منصور دوانیقی را روایت میکند. در این بخش، حضرت خضر (ع) منصور را به دلیل غفلت از احوال مردم، ستم وزرا و یارانش، و جمعآوری مال سرزنش میکند. او به منصور یادآوری میکند که قدرت او محدود است و باید از عقوبت الهی بترسد. در پایان، حضرت خضر (ع) به منصور توصیه میکند که درهای خود را به روی مردم بگشاید، مال حلال کسب کند و به داد مظلومان برسد تا مورد یاری علما و دانایان قرار گیرد. منصور پس از شنیدن این نصایح، گریه میکند و از خداوند توفیق عمل به آنها را میطلبد.
مأموریت به صولت الدوله جهت بازگرداندن اموال غارت شده مردم لار
این نامه با اشاره به حکم آخوند خراسانی، اقدامات قوامالملک در لارستان را به ظلم بنیامیه تشبیه میکند و آن را لکهای تاریخی میداند که با هیچ توجیهی قابل رفع نیست. سپس بیان میکند که اگر صولتالدوله برای انتقام از این ظلمها اقدام کند، این کار مطابق با تکلیف مسلمانی اوست. در پایان، انجمن ولایتی پیشنهاد میدهد که اگر قوامالملک اموال غارتشده مردم لار را بازگرداند و رضایت آنها را جلب کند، انجمن از صولتالدوله درخواست خواهد کرد که از تصمیم خود برای انتقام صرفنظر کند.
محکومیت آمریکا در سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس، و نیز اتحاد شوروی در قتلعام مردم افغانستان
سخنرانی با استناد به آیه قرآن آغاز میشود و به محکومیت جنایات آمریکا و شوروی در نقاط مختلف جهان میپردازد. در ابتدا، به جنایات شوروی در افغانستان و قتلعام مردم بیگناه اشاره شده و خیانتهای هفتاد ساله نظام کمونیستی شوروی نسبت به مردم و کارگران مورد انتقاد قرار میگیرد. سپس، به جنایات آمریکا، به ویژه در دوران حکومت ریگان، پرداخته میشود؛ از جمله سرنگونی دولت گرانادا، جنایات علیه مسلمانان لبنان، تلاش برای شکست انقلاب اسلامی ایران و حادثه سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس. در ادامه، آمریکا به عنوان بزرگترین تروریست جهانی، دشمن دموکراسی، حقوق بشر، صلح و امنیت معرفی میشود و نقش آن در ناامن کردن خلیج فارس و همدستی برخی کشورهای منطقه با آمریکا محکوم میگردد. در پایان، سخنرانی با محکومیت این جنایات و مطالبه از سازمانهای بینالمللی برای فشار بر آمریکا جهت خروج از خلیج فارس و واگذاری حل مسائل منطقه به کشورهای بومی، به اتمام میرسد.

تکذیب پناهنده شدن خود به سفارتخانه های خارجی
نامهای به عضدالملک قاجار در تکذیب شایعه پناهندگی به سفارتخانههای خارجی. در این نامه، نویسنده با اشاره به سابقه خود در تأسیس مشروطه و هزینههای شخصی در این راه، تأکید میکند که هرگز به غیر از خداوند پناه نبرده است. همچنین، به تلاشهای خود برای تهذیب مجلس و لوایح منتشر شده در این زمینه اشاره میکند و خواستار تحقیق درباره گزارشهای کذب و مجازات عاملان آن میشود. در پایان، با تأکید بر اینکه هر کس بر خلاف قانون عمل کند مستحق مجازات است، از بدهیهای خود و تمایل به عزیمت به عتبات عالیات سخن میگوید.

لزوم کسب دانش جهت رفع عقب ماندگی
متن با ستایش از تمدن و پیشینه درخشان ایران باستان آغاز میشود و به نقش ایرانیان در پایهگذاری تمدن، پادشاهی، شورش علیه ستمگران و وضع قوانین مشروطه اشاره میکند. سپس به ساختار حکومتی ایران باستان، از جمله نقش موبد موبدان و دستور، و نظارت مردم بر شاه میپردازد. در ادامه، به ضعف و انحطاط ایران در دوران معاصر اشاره کرده و آن را ناشی از دوری از اصول عدالت و مساوات اسلامی و روی آوردن به استبداد میداند. نویسنده به نقد دیدگاههایی میپردازد که علت غلبه اعراب بر ایران را تنبلی ایرانیان یا اعتقاد مذهبی اعراب میدانند و تأکید میکند که پیروزی اعراب به دلیل پایبندی آنان به عدالت و مساوات و حمایت مردم از آنان بوده است. در پایان، به نقد وضعیت کنونی جامعه ایران میپردازد که به جای پرداختن به مسائل زمینی و علمی، به امور غیبی و غیرمادی مشغول شده و نتیجه آن عقبماندگی و وابستگی به بیگانگان است. نویسنده بر لزوم کسب دانش و اتحاد برای رهایی از این وضعیت تأکید میکند.
اعلام اخراج میرزا حسن مجتهد تبریزی از تبریز به دلیل مخالفت با مشروطه
این نامه با اشاره به تلاش برخی افراد برای تخریب اهداف مشروطیت و متروک ماندن قوانین عدلیه، به اقدامات میرزا حسن مجتهد تبریزی در این راستا میپردازد. در ادامه، به اطلاع میرساند که به دلیل این اقدامات و برای فرونشاندن فتنه و صلاح عموم ملت، علما و مردم تبریز تصمیم به اخراج ایشان از شهر گرفتهاند.
اعلام حرکت اعتراضی گروهی از علمای ایرانی عراق به سمت ایران
موضع علمای ایران نسبت به توسعه کشور و ظلم و فساد و استبداد دولتمردان ایرانی
نامهای به سید حاج مستان مراغهای داغستانی در پاسخ به تصور او مبنی بر مخالفت علما با ترقی ایران آغاز میشود. در ابتدا، نویسنده با طرح پرسشهایی، این اتهام را که علما مانع پیشرفتهایی چون راهآهن، مدارس، عدالتخانه، بیمارستان و ارتش منظم بودهاند، رد میکند. سپس، به فساد و سوءاستفاده برخی از علما از موقعیت خود اشاره میکند، اما تأکید دارد که این رفتار عمومی نیست و بسیاری از علما به حق و فضیلت خدمت میکنند. در ادامه، به ظلم و فساد حاکمان و دولتمردان ایرانی میپردازد و آن را عامل اصلی عقبماندگی و مشکلات کشور معرفی میکند. به عنوان مثال، به رشوه گرفتن برای مناصب حکومتی و پیامدهای آن، از جمله شورش اکراد، اشاره میکند. نویسنده معتقد است که ریشه این مشکلات در ظلم داخلی است و نه توطئه خارجی. در بخش بعدی، به مقایسه ایران با فرانسه میپردازد و علت پیشرفت اروپا را در وجود عدالت، مساوات، آزادی و قانون میداند و نبود اینها را در ایران عامل عقبماندگی معرفی میکند. همچنین، به اهمیت علم و آموزش برای ترقی ملت اشاره کرده و نقش دولت را در تأمین امنیت و فراهم آوردن بستر رشد ملت، حیاتی میداند. در پایان، به ضعف و بیکفایتی وزرای ایران در مقایسه با امیرکبیر و وزرای اروپایی اشاره میکند و آزادی مطبوعات و اصلاح سفارتخانهها را از جمله راههای برونرفت از وضعیت موجود میداند. در نهایت، تأکید میکند که چاره همه خرابیها در علم و همت خیرخواهان وطن برای تأسیس مدارس است، وگرنه ایران به ورطه نابودی کشیده خواهد شد.

شرح محاکمه روحانی برخی از امرا و منتفذان اصفهان در روز رستاخیز
متن، محاکمهای رؤیایی را در روز رستاخیز به تصویر میکشد که در آن ابتدا «شیخ محمد تقی» به دلیل اجحاف در حق رعایا، احتکار گندم، تصرف املاک مردم، همدستی با حکومت برای فقیر کردن مسلمانان و سوءاستفاده از وجوهات شرعی مورد بازخواست قرار میگیرد. شیخ در ابتدا اظهار بیاطلاعی میکند، اما خطابکننده اعمال پنهان او را فاش میسازد و هشدار میدهد که در صورت تکرار تغافل، جزئیات بیشتری از سوءرفتارش برملا خواهد شد. در ادامه، «مسعود میرزا» (ظلالسلطان) به دلیل ظلم به مردم، بر باد دادن هستی گروهی، تعرض به عصمت زنان و تصرف اموال مردم مورد مؤاخذه قرار میگیرد. او نیز در ابتدا سعی در توجیه اعمال خود دارد، اما خطابکننده با اشاره به طمع او به مال و ناموس مردم، اتهامات را تأیید میکند.

ابراز تشکر از ظل السطان به واسطه حسن اداره فارس و همکاری با مشروطیت
اتحادیه طلاب تهران در نامهای به ظلالسلطان، ضمن ابراز تشکر از مدیریت او در فارس و همگامی با مشروطیت، خواستار حضور او در مرکز کشور برای پیشبرد اهداف مشروطه شدند. نامه با قرائت تلگرافهای ظلالسلطان در انجمنهای خصوصی و عمومی طلاب آغاز میشود و به تشکر و درخواست دوام شوکت و سعادت او برای سرپرستی ملت فارس میپردازد. در ادامه، بر لزوم درج این اقدامات در جراید برای اطلاع عموم و ارسال نسخهای به دارالشورای کبری تأکید شده است. سپس، با اشاره به اینکه مقام ظلالسلطان فراتر از حکومت فارس است، بر اهمیت حضور او در مرکز برای تأمین و نشر عدالت در سراسر کشور تأکید میشود. در پایان، نامه به نقش ظلالسلطان در پیشرفت مشروطیت و خدمت به ملت و دولت اشاره کرده و بر مسئولیت همگانی ایرانیان در حفظ وطن و نقش ویژه سلسله قاجاریه در نشر عدالت و حفظ رعیت تأکید میکند.
وجوب اهتمام در استقرار مجدد مشروطیت
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و ائمه اطهار آغاز میشود. سپس به وجوب اطاعت از احکام صادر شده از سوی مراجع نجف اشرف و سایر علمای اسلام در خصوص استحکام پایههای عدالت و تأسیس مشروطیت و عدم جواز مخالفت با آن اشاره میکند. در پایان، نویسنده خود را «احقرالطلاب و المحصلین» معرفی میکند.
مشروعیت مشروطیت و عدم انتساب هرج و مرج و بینظمی به آن
این تلگراف در پاسخ به مشیرالسلطنه و عینالدوله، به دفاع از مشروطیت و رد اتهامات بیدینی و هرج و مرجطلبی علیه مشروطهخواهان میپردازد. نویسنده با اشاره به فتاوای مراجع نجف اشرف در وجوب مشروطه، تأکید میکند که مشروطه به معنای دخالت عقلای ملت در مقدرات کشور است و نه نفی احکام دینی. همچنین، ضمن پذیرش برخی رفتارهای بیرویه از سوی مشروطهخواهان، اقدامات مغرضانه برخی مردان خودپسند را عامل اصلی بیقاعدگیها و خونریزیها میداند. در پایان، با تأکید بر عدم یاغیگری ملت و وجوب استقلال سلطنت اثنیعشری، خواستار ارائه راه حلهای منطقی به جای خونریزی و اقدامات خشونتآمیز میشود و پیشنهاد تجدید انتخابات و اصلاح قانون اساسی را مطرح میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
درخواست از عموم مردم عراق برای دست کشیدن از درگیریهای طایفهای و نژادی و مذهبی ایجاد شده توسط دشمنان؛ دعوت از رهبران دینی، سیاسی و عشایر جهت حفظ وحدت ملی و سیاسی عراق
متن با استناد به آیه قرآن کریم، به وضعیت دردناک عراق و درگیریهای طایفهای و نژادی اشاره میکند. در ادامه، به تلاشهای گذشته برای جلوگیری از این فتنهها و نقش دشمنان در دامن زدن به آنها، از جمله انفجار حرم امامین عسکریین، میپردازد. سپس، از تمامی مردم عراق میخواهد که هوشیار باشند و خشونت را کنار گذاشته و گفتوگوی مسالمتآمیز را جایگزین آن کنند. همچنین، از رهبران دینی، سیاسی و عشایر میخواهد که برای توقف این عملیات خونبار تلاش کنند. در بخش بعدی، با استناد به احادیث پیامبر اسلام (ص) و سخنان امام حسین (ع) و امام علی (ع)، به حرمت خون مسلمانان و لزوم رفتار انسانی با همه شهروندان، حتی غیرمسلمانان، تأکید میشود. در پایان، بر لزوم احترام به خون همه مردم عراق، توقف خشونت متقابل و گفتوگوی سازنده برای حل بحرانها بر اساس عدل و برابری تأکید شده و ابراز امیدواری میشود که این اقدامات به بازگشت حاکمیت کامل و آیندهای بهتر برای عراق منجر شود.

مخالفت با قرارداد رویتر و انتقاد شدید از میرزا حسین خان سپهسالار (صدراعظم) و مشاورش
متن با تشکر از بازگشت شاه از سفر فرنگ آغاز میشود و به تبیین جایگاه پیامبر اسلام و ائمه اطهار به عنوان منشأ علم و سلطنت و سپس نقش علمای اعلام و سلاطین در غیبت امام عصر میپردازد. در ادامه، به لزوم عدم جدایی دولت و ملت و حق علما در اظهار نظر در امور دولتی اشاره میکند. سپس به شدت از میرزا ملکم خان به عنوان «دشمن دین و دولت» انتقاد کرده و به سوابق او در تأسیس فراموشخانه و تلاش برای اضمحلال مذهب و ملت اشاره میکند. در بخش بعدی، به قرارداد راهآهن (رویتر) و مفاد زیانبار آن میپردازد که موجب اجبار مردم به تسلیم اموال و املاک خود میشود و خزانه دولت را تهی میکند. نویسنده این قرارداد را خیانتی بزرگ به کشور و دین میداند و از شاه میخواهد که به حفظ دین و دولت و دفع خائنان اهتمام ورزد. در پایان، به نقد مفهوم «آزادی» میپردازد که به ظاهر خوشنماست اما در باطن سراپا نقص و عیب است و موجب بینظمی و فساد در جامعه میشود و علما و حکام را خانهنشین میکند. متن با دعایی برای تأثیر در قلب شاه و اصلاح امور به پایان میرسد.

بشارات ظهور مجلس شورا در اخبار و روایات
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و آل او آغاز میشود. سپس نویسنده، شیخ حسین اهرمی بوشهری، رسالهای عربی با عنوان «احیاء الملة» را معرفی میکند که به رؤسای مجلس شورای ملی اسلامی و به ویژه سید محمد طباطبایی تقدیم شده است. در ادامه، نویسنده با استناد به روایات و اخبار، قیام مشروطهخواهان و تشکیل مجلس شورا را از علائم ظهور امام زمان (عج) میداند و آن را با خروج قومی از مشرق که حق را مطالبه میکنند و در نهایت آن را به صاحبالزمان (عج) واگذار میکنند، تطبیق میدهد. نویسنده به انقراض دولت صفویه و ظهور دولتهای مستبد بعدی اشاره کرده و مجلس شورا را به دلیل ماهیت غیرمستبدانه و مشورتی آن، مصداق روایات مربوط به قیام حقطلبانه میداند. در ادامه، با اشاره به شهادت برخی از سادات و طلاب در راه تأسیس مجلس و حمایت مردم آذربایجان، این وقایع را تأییدی بر روایات ظهور میشمارد. نویسنده همچنین با استناد به آیه «یا أیُهاالذینَ امَنوا مَّن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوم یُحِبُّهُم و یُحِبُّونَهُ» و تفاسیر مربوط به آن، مجلس شورا را مصداق این قوم میداند که بر ضد مرتدین زمانه قیام کردهاند. در پایان، با تأکید بر فضیلت مشاوره و دوری از استبداد، از مجاهدین میخواهد که با احیای ملت، مقدمهساز ظهور امام زمان (عج) باشند.
آیین پسندیده و درست پادشاهی
این مثنوی با خطاب به پادشاهی فرخندهخو آغاز میشود و او را به رعایت دین و پیروی از راه نیکوکاری فرامیخواند. در ادامه، بر اهمیت مشورت با دانایان و خردورزان، پرهیز از افراد فرومایه و خودستا، و دوری از لافزنی و ادعاهای بیاساس تأکید میکند. سپس، پادشاه را به نرمی با دوستان و سختی با دشمنان، ریشهکن کردن سنگدلی و پذیرش پند ناصحان دعوت میکند. در بخش پایانی، به پادشاه هشدار میدهد که از آسایش خود در برابر رنج فقیران بپرهیزد، از ستمکاران دوری کند و از آه مظلومان بترسد، چرا که عدل و کرم بهترین لذتها هستند و نام نیک از انسان باقی میماند.
اعلام حمایت از علمای مهاجر تهران به قم
این نامه با ابراز تأسف از اهانت و ظلم وارد شده به علمای مهاجر تهران آغاز میشود. نویسندگان با وجود گرفتاریهای خود، آمادگی کامل خود را برای هرگونه اقدام در جهت رفع این ظلم جدید و انجام تکلیف اسلامی اعلام میکنند. در پایان، بر لزوم اتحاد و پرهیز از تفرقه برای تحقق مقاصد حق تأکید شده و از علمای مهاجر خواسته میشود که به یاری شریعت پشتگرم باشند.

پیشنهاد تشکیل هیأت منتخب جهت تدوین متمم قانون اساسی
متن با اشاره به وضعیت گذشته ایران که مردم از حقوق انسانی محروم بودند و تغییر این وضعیت با مشروطیت آغاز میشود. سپس به هرج و مرج موجود اشاره میکند که ناشی از اختلاف بین ملت و پادشاه است. در ادامه، پیشنهاد تشکیل هیئتی متشکل از پنج وکیل امین و سه نفر از رجال منتخب پادشاه را مطرح میکند تا با بررسی قوانین سایر کشورها، حدود و حقوق سلطنت و ملت را مشخص کنند. در پایان، با اشاره به مکاتباتی از آذربایجان و خطر ارومیه، بر لزوم اقدام فوری تأکید میشود.
بیتفاوتی و سهلانگاری مسئولان قوای سهگانه در اداره امور کشور و اخراج قوای اشغالگر روس
متن با اشاره به وضعیت اسفبار ایران و اقدامات غیرقانونی دولت روسیه، بیان میکند که دیگر فرصتی برای بحثهای نظری و فرعی نیست و باید به مسائل اصلی مانند حفظ استقلال و دیانت پرداخت. سپس به تشریح اقدامات تجاوزکارانه روسها در مناطق مختلف ایران و سکوت و بیتفاوتی ملت و مسئولان میپردازد و این وضعیت را نشانه از دست رفتن غیرت دینی و ملی میداند. در ادامه، عملکرد قوای سهگانه (مقننه، مجریه و قضاییه) را پس از فتح تهران و تشکیل مجلس عالی به شدت نقد میکند و آنها را به بیکفایتی، خودسری، فساد و عدم توجه به منافع ملی متهم میسازد. متن تأکید میکند که این بیعملیها به نفوذ بیشتر روسها کمک کرده و روحانیت نیز به دلیل درگیری با مفاسد داخلی، قادر به اقدام مؤثر نیست. در پایان، با ابراز یأس از وضعیت موجود، از ملت و به ویژه هیئت کارگران میخواهد که با غیرت ملی و دینی، به مجلس فشار آورده و خواستار اخراج قوای بیگانه و اجرای وظایف اسلامی شوند و جهاد را نه تنها در میدان نبرد، بلکه در اطاعت از قوانین و حفظ دین و وطن میداند.
کمالات معنوی و علمی پدر و عدم مراوده او با صاحبان جاه و مقام
متن با توصیف صفات برجسته و اخلاق نیکوی پدر آغاز میشود و بر مهارت او در علوم مختلف و پرهیز از مباهات به دانش تأکید دارد. در ادامه، به علوّ همت و بیاعتنایی او به مال و جاه دنیوی اشاره میکند و نقل قولی از او درباره قناعت و پرهیز از ذلت نفس در طلب دنیا میآورد. سپس، به عدم ارتباط پدر با صاحبان قدرت و عبادت و ورع او میپردازد و بیان میکند که در ۲۵ سال همراهی، هرگز فعلی مکروه از او دیده نشده است. متن با توصیف عزلتگزینی پدر در سالهای پایانی عمر، اشتغال به مطالعه و گریه، و احیای شبها به عبادت ادامه مییابد. در پایان، به وصیت پدر در بستر مرگ اشاره میکند که شامل سفارش به بازماندگان، پرهیز از ذلت و تبعیت، و عدم توقف طولانی در اصفهان (که بعدها با فتنه اصفهان مرتبط میشود) است و با درخواست فراموش نکردن او در ایام متبرکه و رحلتش به پایان میرسد.
علل استبداد پذیری ایرانیان
متن با اشاره به رنجهای ناشی از استبداد آغاز میشود و نویسنده از اینکه اکنون میتواند آزادانه از عدالت سخن بگوید، ابراز خرسندی میکند. در ادامه، به نقد مفهوم «آزادی دادن» میپردازد و آن را به معنای توبه از گناهان گذشته ملت در برابر استبدادگران تعبیر میکند. سه تقصیر اصلی ملت در پذیرش استبداد را برمیشمارد: اول، واگذاری آزادی به خودخواهان و حمایت بیدریغ از آنان؛ دوم، بیتوجهی به ارباب کمال و هنرمندان و همراهی با بیهنران که منجر به محو هنر و پذیرش بندگی شد؛ و سوم، ترجیح نفع شخصی بر نفع عمومی. در پایان، با تأکید بر شعار «رنج خود و راحت یاران طلب»، از مردم و سپس از امراء میخواهد که نفع عمومی را بر نفع شخصی مقدم بدارند تا رفاه و نظم در کشور برقرار شود و شرف در خدمت به ملت حاصل گردد.
وظیفه حوزههای علمیه و مجامع بینالمللی در برابر کشتار شیعیان بیدفاع پاکستان و بحرین؛ حقوق بشر: حربهای در خدمت استکبار جهانی
سخنرانی با استناد به آیه «إنّا نَحنُ نُحیی المَوتَی وَنَکتُبُ مَا قَدّمُوا وَ آثَارَهُم وَ کُلّ شَیءٍ أحصَیناهُ فِی إِمام مُبین» آغاز میشود و به بحث درباره مفهوم «امام مبین» میپردازد. سپس به وظیفه حوزههای علمیه، بهویژه حوزه علمیه قم، در قبال کفالت ایتام آلمحمد اشاره میکند و با تأکید بر کشتار شیعیان در پاکستان و بحرین، این حوادث را مصداق یتیمی آلمحمد میداند. در ادامه، با استناد به روایات و کلام پیامبر و امیرالمؤمنین درباره اهمیت رسیدگی به ایتام، تعطیلی حوزه علمیه در روز شنبه به احترام خون شهیدان پاکستان و مظلومین بحرین را اعلام میکند. در بخش دوم، سخنرانی به نقد اعلامیه جهانی حقوق بشر و عملکرد سازمان ملل متحد میپردازد. با اشاره به مواد اول، دوم و سوم این اعلامیه، تناقض میان اصول مطرح شده و واقعیتهای جهانی، بهویژه در مورد شیعیان پاکستان و بحرین، را برجسته میکند. در پایان، با مقایسه مفهوم حقوق بشر در اسلام (با تأکید بر سیره امیرالمؤمنین) و عملکرد سازمانهای بینالمللی، حقوق بشر غربی را ابزاری در دست استکبار جهانی معرفی کرده و آن را به باد رفته میداند.

مخالفت مذهب و علمای شیعه با استبداد و مستبدان
اظهار تأثر شدید از کشتار دهها نفر از دانشآموزان افغان توسط گروههای تکفیری، لزوم اتحاد و همبستگی اقوام و مذاهب و دولت و رهبران ملی و دینی افغانستان در حمایت از اقلیتهای قومی و مذهبی و مقابله با آن گروهها
متن با ابراز تأثر شدید از جنایت هولناک کشتار دانشآموزان مدرسه سیدالشهدای کابل آغاز میشود و این فاجعه را جانکاه و کمنظیر توصیف میکند. در ادامه، به ملت شریف و مظلوم افغانستان و خانوادههای داغدار تسلیت گفته شده و برای مجروحین شفای عاجل مسألت میشود. در بخش پایانی، بر لزوم اتحاد و همبستگی ملی میان اقوام و ملیتهای افغانستان در شرایط دشوار کنونی تأکید شده و از حکومت، رهبران ملی و دینی و بزرگان جامعه افغانستان خواسته میشود تا برای حمایت از غیرنظامیان، بهویژه اقلیتهای قومی و مذهبی، در مقابل گروههای تروریستی چارهاندیشی کنند. همچنین، کشورهای مسلمان و جامعه جهانی به حمایت از ملت افغانستان و جلوگیری از اجرای نقشههای بدخواهان فراخوانده میشوند.

ویژگیهای قضاوت عادلانه اسلامی
متن با اشاره به مطلبی در شماره ۱۱۷ روزنامه مجلس درباره قضاوت آغاز میشود که قضاوت را کاملاً منفصل از سیاست روحانیت میدانست. در ادامه، این دیدگاه را نقد میکند و استدلال میکند که قضاوت عادلانه نه تنها نباید از سیاست روحانیت منفصل باشد، بلکه باید عین و متحد با آن باشد. برای اثبات این مدعا، به آیات قرآن و احادیث ائمه استناد میکند که قضاوت را وظیفهای الهی و نیازمند عصمت یا مرتبهای نزدیک به آن میدانند. در پایان، ابراز امیدواری میکند که قضات منصوب، دارای سیاست روحانیت و صفات لازم برای اجرای عدالت شرعی باشند.
زینهار به دولتمردان، نمایندگان و نظامیان ایران جهت دفاع از کشور و مردم
متن با استناد به آیه قرآن، وضعیت ایران را مظلومانه توصیف میکند و از همه اقشار جامعه میخواهد برای رفع ظلم و دفع ظالم متحد شوند. سپس با اشاره به خطراتی که از چهار سو ایران را تهدید میکند، از علما، امرا، وزرا، وکلا، ملت و دولت میخواهد که با غیرت و مردانگی برای دفاع از اسلام و وطن قیام کنند. در ادامه، جوانان و مادران را به جهاد و فداکاری فرامیخواند و به وضعیت اسفبار آذربایجان و زنان ایرانی اشاره میکند. متن با هشدار درباره عواقب استبداد و تشویق به جانفشانی در راه مشروطیت، از وکلا میخواهد که به جای منافع شخصی، به فکر خدمت به ملت باشند و در نهایت، با فراخوانی انقلابیون و آزادیخواهان، خواستار نابودی استبداد و پایداری مشروطه میشود.
مبارزه با خرافات دینی و جمود فکری و بیان علل اصلی عقبماندگی مسلمانان به ویژه شیعیان
متن با انتقاد از باورهای خرافی و سطحینگری در دین آغاز میشود که منجر به بیمبالاتی در فروع و اصول دین شده است. سپس به نقش افراد بیدین در لباس اهل دین و زهد اشاره میکند که با فریبکاری، مردم را از حق منحرف میسازند و با وجود آگاهی مردم از هواپرستی آنان، به دلیل اغراض نفسانی مورد تبعیت قرار میگیرند. در ادامه، به وضعیت نامطلوب مسلمانان در عمل، اخلاق، عدالت و سیاست میپردازد و بیان میکند که این ضعفها باعث دوری دیگر ملتها از اسلام شده است. همچنین، به نقد کسانی میپردازد که اعمال بد را با نامهای خوب توجیه میکنند و این امر را عامل تنفر بسیاری از اهل ملت و مذهب از طریقه اسلامی میداند. در بخش دیگری، به مقایسه وضعیت قضایی و حکومتی مسلمانان با فرنگیان میپردازد و علت برتری کفار بر مسلمانان در ایران را وجود عدالت بیشتر در بلاد ایشان و آسودگی مردم تحت حکومت آنان میداند. سپس، به ذلت و خواری ایرانیان در نزد دول و ملل دیگر اشاره میکند که ناشی از عصیان، اعتدای، اعراض از آیات الهی و تفسیر به رأی کلمات الهی است. در ادامه، به نقد کسانی میپردازد که به جای تحصیل عزت و شوکت اصلی، به لذایذ نفسانی دنیا مشغولند و با تکیه بر ولایت ائمه و تعزیهداری، خود را از عذاب الهی مصون میدانند، حتی اگر اموال مردم را به ظلم ببرند. در پایان، به اهمیت عدل، احسان و مردمداری در حکومت اشاره میکند و وظیفه حاکمان را اصلاح امور خلق میداند و از انحراف و هواپرستی حاکمان و قضات در زمان خود انتقاد میکند که به جای رسیدگی به امور مردم، به فکر منافع شخصی خود هستند. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که عبادات رسمی در زمان حاضر به پوستی بیمغز تبدیل شدهاند و از حقیقت و معنای اصلی خود دور گشتهاند.

لزوم پیرایش اسلام و سرافرازی مجدد مسلمانان
متن با توصیف وضعیت اسفبار مسلمانان تحت ستم و استبداد آغاز میشود و به قیام تبریزیان در برابر حاکمان ظالم اشاره میکند که با شعار آزادی و عدالت، مردم را به مبارزه فراخواندند. سپس به اصول اسلام در زمینه آزادی، مساوات و عدالت تأکید میکند و از وضعیت نابسامان کشور و دین پس از این قیامها ابراز نگرانی میکند. در ادامه، به خطرات دشمنان خارجی و داخلی، خرافات و جهل در میان مسلمانان، و تلاش کفار برای اضمحلال اسلام اشاره میکند. در پایان، نویسنده هدف خود را از نگارش این نامه، آگاهیبخشی به برادران دینی و وطنی درباره علل ترقی و تنزل ادیان و دول و تمایز دوست از دشمن بیان میکند و بر لزوم حفظ استقلال مملکت با وحدت دینی و عقیدتی تأکید میورزد.
آرزوی استقرار مجدد مشروطیت و ایجاد امنیت و رفاه در کشور
متن با طرح پرسشی از وضعیت نابسامان ایران در دوران مشروطه آغاز میشود. به مسدود شدن راهها، عدم تجارت، فقر کسبه و مردم تبریز اشاره شده و از مخاطب خواسته میشود تا تکلیف حمایت از یکی از طرفین را مشخص کند. در پاسخ، تأکید میشود که مشروطه شدن دولت، ظلم و استبداد حکام را کاهش داده و موجب آسودگی مردم خواهد شد. فسادها، تلفات جانی و مالی نیز نتیجه استبداد دانسته میشود.

علل پیشرفت اروپايان و عقب ماندگی ایرانیان
متن با تقسیمبندی امور به چهار دسته بر اساس منافع و مضار فردی و جمعی آغاز میشود. دسته اول شامل اموری است که هم برای فرد و هم برای جامعه سودمند هستند و عقل سلیم آنها را مطلوب میداند. دسته دوم اموری هستند که هم برای فرد و هم برای جامعه مضرند و اقدام به آنها نشانه نادانی و سوءفطرت است. دسته سوم اموری هستند که منافع عمومی دارند، حتی اگر ضررهای شخصی جزئی به همراه داشته باشند، که عقلای قوم آنها را صحیح میدانند. دسته چهارم اموری هستند که تنها منافع شخصی دارند و گاهی به جامعه ضرر میرسانند. در ادامه، متن به نقد ایرانیان میپردازد که اغلب در دسته چهارم قرار میگیرند و منافع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح میدهند، که این امر را عامل عقبماندگی و عدم پیشرفت کشور میداند. برای تبیین این موضوع، به داستان پیرمردی که درخت میکاشت اشاره میکند تا اهمیت کار برای آیندگان را نشان دهد. در پایان، به نقصان علوم و صنایع در ایران اشاره میکند و دلیل آن را قناعت افراد به نفع شخصی اندک و عدم تلاش برای تکمیل حرفه و بهرهمند ساختن همنوعان میداند و مثالهایی از آقازاده، طبیبزاده و تاجرزاده میآورد که هر یک به دلیل خودخواهی و عدم تلاش برای پیشرفت جمعی، به جامعه آسیب میرسانند.
اعلام تشکیل دارالمعدله (مجلس شورای کبری مملکتی) به جای مجلس شورای ملی توسط محمدعلی شاه
این نامه با خطاب به علما، از تشکیل «دارالمعدله» یا «مجلس شورای کبرای مملکتی» خبر میدهد. در ابتدا به تلگراف قبلی اشاره میشود که در آن از تصمیم شاه مبنی بر عدم تشکیل مجلس شورای عمومی و وعده نشر عدالت و بسط معدلت سخن رفته بود. سپس، افتتاح دارالمعدله در تاریخ ۴ ذیقعده ۱۳۲۶ ق اعلام میشود که هدف آن تشیید شریعت نبوی، ترویج احکام اسلامیه، اعانه مظلومین و تأمین آسایش رعایا ذکر شده است. اعضای این مجلس را شاهزادگان، وزرا، رجال و تجار دانشمند و خیرخواه معرفی میکند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که از این پس، تمام قوانین عمومی و مسائل مربوط به عدالت در این دارالمعدله مورد مذاکره و اقدام قرار گیرد.

اجتماع دیانت و سیاست در اسلام و ابراز نگرانی از مواضع ضد اسلامی فرنگی مآبان
متن با استناد به آیه قرآن، به اهمیت انقلاب و تحول در جامعه میپردازد و آن را نعمتی الهی میداند که باید قدردان آن بود. سپس، به نقش اسلام و علمای روحانی در حفظ مشروطیت و استقلال ایران اشاره میکند و تأکید دارد که حفظ اسلام و تقویت قوای اسلامی، شکر این نعمت است. در ادامه، به سیاست جذب قلوب مردم از طریق موافقت با جامعه و تقویت قوای مشترکه میپردازد و سه جهت جامعه بشری، قومی-وطنی و دینی را برمیشمارد. نویسنده، دین را مهمترین عامل حفظ نوامیس میداند و با انتقاد از رویکرد اروپاییان که جامعه قومی را بر دینی ترجیح میدهند، بر برتری جامعه اسلامی در ایران تأکید میکند. در بخش بعدی، به انتقاد از فرنگیمآبان و کسانی میپردازد که دین را از سیاست جدا میدانند و به ترویج بیدینی در جامعه میپردازند. نویسنده، اسلام را منشأ قوانین عادلانه و حکومت نوعیه میداند و از مسئولان میخواهد که به تقویت دین و اجرای احکام اسلامی بپردازند. در پایان، پیشنهاداتی برای تقویت دین در جامعه ارائه میدهد، از جمله اعزام نمایندگان روحانی به مجلس، ارائه لایحه دینی به مجلس، انتخاب معاونین دینپرور در وزارتخانهها و ترویج شعائر اسلامی در مدارس و قشون.

محکومیت حمله اسرائیل به غزه با حمایت امریکا و اروپا و سکوت مجامع حقوق بشر و برخی کشورهای عربی، دعوت از مسلمانان برای کمک به مردم فلسطین
متن با ابراز تأسف از حملات رژیم صهیونیستی به غزه و کشتار مردم مظلوم آغاز میشود. در ادامه، این جنایات را نتیجه پشتیبانی آمریکا و همپیمانان اروپایی و همچنین سکوت یا همکاری برخی کشورهای عربی و اسلامی و مجامع بینالمللی حقوق بشری میداند. سپس از ملتها، بهویژه مسلمانان، میخواهد که از حکومتهای خود برای دفاع از حقوق مردم فلسطین و پایان دادن به رژیم غاصب صهیونیستی مطالبهگری کنند. در پایان، ضمن محکومیت این جنایات، از همه مسلمانان و سازمانهای اسلامی میخواهد که واکنش جدی نشان داده و به مردم فلسطین کمک کنند.

تداوم فتح و غارت مشروطهخواهان شیراز
نامه با خطاب به حجج اسلام نجفی و حاجی آقا نورالله آغاز میشود. در این نامه، نویسندگان به عدم اجرای حکم انتقام و مجازات قاتلین شهدای سادات و علمای اعلام اشاره میکنند و بیان میدارند که این افراد همچنان به قتل و غارت و شهید کردن مشروطهخواهان ادامه میدهند. در پایان، با طرح پرسشی مبنی بر اینکه مسلمانان تا کی باید در ترس و تحصن باشند و با استناد به آیهای از قرآن کریم، به وضعیت موجود اعتراض میشود.

انتقاد از سکوت و بیتفاوتی مجامع حقوق بشر غربی نسبت به تجاوز و اشتغالگری روسیه و انگلستان به ایران و تهدید به اقدام علیه متجاوزان
بیانیهای با اشاره به اصول حقوق بشر و آزادی، از سکوت مجامع بینالمللی در برابر تجاوزات روسیه و انگلستان به ایران انتقاد میکند. در ابتدا، به نقض حقوق ملت ایران توسط روسیه، از جمله انحلال مجلس ملی و اقدامات نظامی در تبریز و قزوین، اشاره شده است. سپس، همدستی انگلستان با روسیه در جنوب ایران و تلاش برای تضعیف استقلال کشور از طریق بهانهجوییهای نظامی و اقتصادی مورد نکوهش قرار گرفته است. در پایان، از ملت ایران به عنوان ملتی بیدار یاد شده و از تمام عدالتپروران جهان درخواست شده است تا برای رهایی ایران از چنگال این دو قدرت اقدام کنند.


ایستادگی علم در مقابل زورگویان و حقیقت گویی آنان
این روایت به دو واقعه از زندگی آخوند ملا حسن یزدی میپردازد. در واقعه اول، به دلیل ظلم حاکم یزد منصوب از سوی فتحعلی شاه، آخوند ملا حسن حکم به اخراج او میدهد و مردم نیز حاکم را بیرون میکنند. پس از احضار آخوند به دربار فتحعلی شاه، او با شجاعت در برابر سلطان ایستادگی کرده و ظلم حاکم را تأیید میکند، حتی زمانی که پاهایش به فلک بسته شده بود. در نهایت، سلطان او را آزاد کرده و با احترام به او خلعت میدهد، اما آخوند از بازگشت به یزد خودداری میکند. در واقعه دوم، آخوند ملا حسن در مجلسی مذهبی، ذاکری را به دلیل بیان روایتی نادرست درباره حضور امیرالمؤمنین (ع) به شکل شیر در کربلا، توبیخ کرده و از او میخواهد که از این پس چنین مطالبی را بیان نکند و توبه کند.
محکومیت دولت دستنشانده آلسعود در به شهادت رساندن شیخ نمر و کشتار مردم مظلوم بحرین و یمن
این بیانیه با ابراز تأسف از شهادت شیخ نمر باقر النمر توسط رژیم آلسعود آغاز میشود و او را مجاهدی خستگیناپذیر معرفی میکند که پس از شکنجههای فراوان به شهادت رسیده است. در ادامه، رژیم آلسعود را به خوشخدمتی به آمریکا و رژیم صهیونیستی متهم کرده و اقدامات آن در کشتار مردم یمن و بیکفایتی در برگزاری مراسم حج را محکوم میکند. همچنین، این رژیم را حامی اصلی گروههای تکفیری و داعش میداند و هدف از اعدام شیخ نمر را سرپوش گذاشتن بر شکستهای آلسعود در منطقه عنوان میکند. بیانیه با تأکید بر اینکه راه شیخ نمر ادامه خواهد یافت و مردم مسلمان سکوت نخواهند کرد، به پایان میرسد و ضمن محکومیت و تسلیت شهادت شیخ نمر، برای او علو درجات و برای بازماندگانش صبر جمیل آرزو میکند.
اعتراض به تجاوزات استقلالشکنانه انگلستان و روسیه به کشور و درخواست کمک از دول قدرتمند جهان
این نامه با اشاره به تلاشهای ایران برای حفظ حقوق اتباع خارجی و رعایت قوانین بینالملل، به تجاوزات دولتهای روسیه و انگلستان اعتراض میکند. در ابتدا، به ورود نیروهای روس به شمال ایران و افزایش قوای نظامی آنها اشاره شده که با وعدههای قبلی مبنی بر خروج قشون در تضاد است. سپس، به اقدامات انگلستان در تقسیم ایران به مناطق نفوذ و دخالت در امور داخلی جنوب کشور پرداخته میشود. در پایان، نویسندگان با گواه گرفتن ملل زنده و تمدن جهانی، این اقدامات را نقض حقوق بینالملل و لکهدار کردن تمدن و ترقی دانسته و از آزادیخواهان جهان برای نجات ملت ایران از فشار این دو دولت استمداد میطلبند.
امنیت اجتماعی

لزوم رعایت موازین مشروطیت و همکاری مجلس و شاه
سخنرانی با انتقاد از وضعیت مجلس و وکلای آن آغاز میشود که به دلیل ترس، آنچه را میدانند بیان نمیکنند. در ادامه، بر ضرورت همراهی سلطنت با مجلس تأکید شده و یادآوری میشود که قانون مشروطه توسط پادشاه پیشین امضا شده است. هشدار داده میشود که در صورت عدم وجود مجلس، ایران توسط روسیه و انگلیس تقسیم خواهد شد. سپس، اطرافیان شاه مقصر اصلی وضعیت موجود معرفی شده و از افزایش ظلم حکام و ناامنی راهها پس از تشکیل مجلس انتقاد میشود. در پایان، بر لزوم عمل به لوازم مشروطیت تأکید شده و وضعیت فعلی را مغایر با مفهوم واقعی مجلس و مشروطگی دانسته و از وزرایی که مانع پیشرفت مجلس میشوند، انتقاد میکند.

لزوم تشکیل دولت جدید در عراق برای عبور از بحران سیاسی، اقتصادی و امنیتی؛ محکومیت طرح جدید اشغالگری اسرائیل و بازپسگیری اراضی اشغالی و تأسیس کشور مستقل فلسطینی
این بیانیه با اشاره به چهار ماه اعتراضات مردمی در عراق و خشونتهای اعمال شده علیه معترضان، استفاده از خشونت را محکوم میکند و در عین حال اقدامات خرابکارانه برخی معترضان را نیز رد میکند. در ادامه، بر لزوم تسریع در تشکیل دولت جدیدی که مورد اعتماد مردم باشد و بتواند انتخابات آزاد و شفاف برگزار کند، تأکید میشود. با توجه به اختلافات سیاسی، رجوع به آرای عمومی از طریق انتخابات زودهنگام برای تعیین سرنوشت کشور و حفظ حاکمیت و استقلال آن ضروری دانسته شده است. در پایان، طرح جدید اشغالگری اسرائیل در فلسطین به شدت محکوم و بر حمایت از مردم فلسطین برای بازپسگیری اراضی اشغالی و تشکیل کشور مستقل تأکید میشود.

حمایت قاطع از مبارزات ملت فلسطین علیه اسرائیل و دعوت از ملتهای آزاده جهان در دفاع از فلسطینیها در بازپسگیری حقوق سلب شده خود
متن با تأکید بر حمایت قاطع مرجعیت دینی از مردم فلسطین در مقاومت در برابر اشغالگران آغاز میشود. در ادامه، به تلاش اشغالگران برای تصرف بخشهای بیشتری از سرزمینهای اشغالی و وادار کردن ساکنان قدس به مهاجرت اجباری اشاره شده و از ملتهای آزاده جهان خواسته میشود تا از مردم فلسطین در بازپسگیری حقوق سلب شدهشان حمایت کنند. سپس، درگیریهای خشونتآمیز در مسجدالاقصی و سایر سرزمینهای اشغالی به عنوان نمادی از صلابت فلسطینیان در رویارویی با اشغال و تجاوزات مداوم توصیف شده و تأکید میشود که فلسطینیان از حق خود بر سرزمینهای غصب شده کوتاه نمیآیند. در پایان، برای یاری و پیروزی فلسطینیان از خداوند متعال دعا شده است.

مخالفت با اصل دوم متمم قانون اساسی
متن با اشاره به بحثهای جاری در مجلس شورای ملی و سنا درباره الحاق مادهای جدید به نظامنامه قانون اساسی آغاز میشود. این ماده پیشنهادی، تشکیل هیئتی پنج نفره از علمای طراز اول را برای نظارت بر قوانین مجلس و تأیید شرعی آنها الزامی میداند. موافقان این طرح، دلیل خود را لزوم عدم مخالفت قوانین با شرع میدانند و معتقدند تشخیص این امر تنها بر عهده علما است. در ادامه، متن به نقد این دیدگاه میپردازد و دو گروه مخالف را معرفی میکند: گروهی که تشکیل چنین هیئتی را غیرضروری میدانند و گروهی که آن را مضر میشمارند. نویسنده با استناد به سخنان تقیزاده، استدلال میکند که وجود شرط عدم مخالفت با شرع در خود نظامنامه، نیاز به هیئت جدید را مرتفع میسازد. سپس به ایراداتی که بر این دیدگاه وارد میشود (مانند تعویق در تصویب قوانین) پاسخ میدهد و راهکاری مشابه مجلس شورای قوانین مصر را پیشنهاد میکند که در آن، پیش از طرح قوانین در مجلس، افکار عمومی و علما از طریق جراید در جریان قرار میگیرند. در بخش دیگری، نویسنده با طرح این پرسش که آیا تجار و کسبه نیز باید سنای مخصوص خود را داشته باشند، به این نتیجه میرسد که وکلای هر صنف در مجلس، حافظ حقوق آن صنف هستند و وکلای علما نیز میتوانند حافظ شرع باشند. در نهایت، قوانین را به دو دسته موضوعات و احکام تقسیم میکند و استدلال میکند که در موضوعات، نیازی به نظر علما نیست و در احکام نیز تنها موافقت یک مجتهد کافی است و نه هیئتی پنج نفره، و انتخاب مجتهد نیز باید بر اساس تشخیص خود مقلد باشد نه انتخاب دیگران.
درخواست حفظ شئون سید مرتضی اهرمی و تعمیر خانه او پس از بازگشت به بوشهر
نامه با خطاب به حجتالاسلام آقا میرزا محسن آغاز میشود و به نارضایتی آیتالله از اقدام دریابیگی در مورد سید مرتضی اهرمی اشاره میکند. در ادامه، درخواست میشود که وزارت داخله تلگرافی محبتآمیز برای بازگرداندن محترمانه اهرمی به بوشهر ارسال کند و همچنین تلگرافی به حکومت بوشهر برای تعمیر خانه او فرستاده شود. در پایان، بر عدم توجیه ادامه توقیف اهرمی در عربستان تأکید میشود.
افشای سیاست ضداسلامی و تفرقهافکنانه حزب بعث عراق و درخواست از همه طوایف مسلمان آن کشور در جهت سرنگونی رژیم ضد اسلامی بعثی
متن با خطاب به ملت عراق، بر وحدت و همبستگی همه اقوام و مذاهب در برابر رنج مشترک تأکید میکند. سپس به تبیین این نکته میپردازد که مبارزه کنونی، نزاع شیعه و سنی نیست، بلکه نبردی علیه رژیم بعثی است که نه تنها شعائر دینی را از بین برده و فساد را رواج داده، بلکه با ستم و طغیان، کرامت ملت را نادیده گرفته و حکومت را در انحصار یک قبیله خاص قرار داده است. در پایان، با تأکید بر تعلق خود به همه مردم عراق، از آنان میخواهد که با وحدت کلمه، برای نجات عراق از چنگال خودکامگان و بنای عراقی آزاد بر پایه عدالت اسلامی و کرامت انسانی تلاش کنند.

نکوهش مستبدان به سبب وطن فروشی
این شعر با گلایه از مردم آغاز میشود که علم و ادب را رها کردهاند و در ادامه به نکوهش مستبدانی میپردازد که به دلیل خودخواهی و دنیاپرستی، وطن را به بیگانگان فروختهاند. شاعر این افراد را ابرهایی بر ماه مشروطه میداند که تنها به فکر تجملات خود هستند و از مدعیان میخواهد که علم و عمل را پیشه کنند و از تعصبات قومی و نژادی دست بردارند. در پایان، شاعر با خطاب به خود (حیرت) بر لزوم تربیت دیگران و پرهیز از بیادبی تأکید میکند.
ابراز نگرانی از ناامنی کشور و محکوم کردن بلوای شیراز
متن با ابراز امیدواری به وعدههای ملوکانه برای برقراری نظم و مجازات ظالمین آغاز میشود. سپس به عدم تحقق این وعدهها و ادامه ناامنیها، به ویژه حادثه فجیع شیراز که منجر به قتل علما و ذریه طاهره شده، اشاره میکند. در ادامه، از غفلت و بیتوجهی به این وقایع ابراز تعجب شده و از مجلس شورای ملی خواسته میشود تا با تدارک و جبران حادثه شیراز، موجب آرامش مردم و امنیت کشور شوند. در پایان، هشدار داده میشود که در صورت تعلل در این امر، اسلام در خطر خواهد بود.



شیوه رفتار پسندیده پادشاهان با مردم
متن با نقل قولی از امیرالمؤمنین (ع) آغاز میشود که عاقلترین پادشاهان را کسی میداند که نفس خود را برای رعیت تربیت کند تا جایی برای اعتراض باقی نماند و رعیت را نیز به گونهای اداره کند که حجت او بر آنها ثابت شود. در ادامه، این دو اصل تبیین میشود که پادشاه باید از ستم بر مردم خودداری کرده و ستم دیگران را از آنها دفع کند، از تکبر بپرهیزد، با هر کس متناسب با جایگاهش رفتار کند و به ویژه به فقرا و مساکین احسان نماید. این شیوه رفتار باعث میشود که مردم دیگر اعتراضی نداشته باشند و حقوق پادشاه بر آنها ثابت شده، امنیت و رفاه خود را مدیون او بدانند و به اطاعت و دعای خیر برای او مشغول شوند.
دلایل مشروع نبودن سلطنت محمدعلی شاه و بیلیاقتی سلسله قاجاریه
ترغیب صدرالعلما به حمایت از مشروطه خواهان و پیروزی قریبالوقوع آنها
این نامه با ستایش از صدرالعلما به دلیل حمایت از مشروطه و عدالتخواهی آغاز میشود. سپس به تلاشهای منافقین برای فریب متحصنین در سفارت عثمانی اشاره میکند و تأکید دارد که این تلاشها بیاثر بودهاند. در ادامه، نویسنده با اطمینان خاطر به صدرالعلما توصیه میکند که نگران توطئههای مخالفان نباشد، زیرا مشروطهخواهان از حمایت الهی، امام عصر (عج)، سلطان عثمانی، ستارخان، مردم مناطق مختلف ایران و حتی دول خارجی برخوردارند. نامه با پیشبینی سقوط قریبالوقوع ظالمان و تأکید بر خوشنامی مشروطهخواهی برای حامیان آن، از جمله صدرالعلما و دیگر علمای تهران، به پایان میرسد.
حرمت اخذ مال خراج از پادشاه ستمگر و حرمت رجوع به وی جهت قضاوت
در این متن، میرزای قمی به حرمت دریافت مالیات خراج از پادشاهان ستمگر شیعه میپردازد، مگر اینکه با اجازه مجتهد عادل و برای مصالح عمومی باشد. سپس بیان میکند که وجوه دریافتی از سلطان جائر، حتی اگر برای خود او حلال نباشد، برای مستحقین آن حلال است، زیرا خود سلطان نیز به عدم استحقاق خود معتقد است. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث ائمه اطهار، به حرمت رجوع به طاغوت و سلاطین جور برای قضاوت تأکید میشود و اشاره میکند که آنچه از حکم ایشان گرفته شود، حتی اگر به حق باشد، سُحُت (حرام) است.
اعلام غیرقانونی بودن دولت، مجلس و سلطنت پهلوی و مجرم بودن سران رژیم شاه، تشکیل دولت انقلاب و درخواست پیوستن سران ارتش به مردم
سخنرانی با ابراز همدردی با خانوادههای داغدار انقلاب آغاز میشود و به بررسی ریشههای مصیبتهای ملت میپردازد. در ادامه، سلطنت پهلوی از ابتدا غیرقانونی اعلام میشود، زیرا مجلس مؤسسان با زور سرنیزه تشکیل شده و حق تعیین سرنوشت نسلهای آینده توسط نسلهای گذشته نفی میگردد. سپس، دولت و مجلسهای ناشی از این سلطنت نیز غیرقانونی شمرده میشوند و مسئولان آنها مجرم شناخته میشوند. در بخش بعدی، به خیانتهای محمدرضا پهلوی در حوزههای اقتصادی (اصلاحات ارضی و وابستگی به خارج)، فرهنگی (عقبماندگی دانشگاهها و ترویج فحشا) و سیاسی (وابستگی به آمریکا و پایگاههای نظامی) اشاره میشود. در پایان، بر لزوم ادامه نهضت تا سرنگونی کامل رژیم تأکید شده و از ارتش خواسته میشود که به ملت بپیوندد و مستقل باشد. همچنین از بخشهایی از ارتش که به مردم پیوستهاند، تشکر میشود و هدف از این اقدامات، تشکیل دولت و مجلس بر اساس آرای مردم و حفظ یک نظام قدرتمند ملی عنوان میگردد.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام همدردی با علمای مهاجر تهران و تقاضا از مظفرالدین شاه قاجار جهت قبول درخواست های علما و بازگشت ایشان به تهران
نامهای به مظفرالدین شاه قاجار نوشته شده است که در آن نویسندگان، ضمن ابراز همدردی با علمای مهاجر تهران، از شاه میخواهند که خواستههای علما را بپذیرد و زمینه بازگشت محترمانه آنان را به تهران فراهم کند. در این نامه، نویسندگان به سابقه چهل ساله آشنایی خود با فرمایشات ملوکانه اشاره کرده و بیان میکنند که عرایض آنان به درستی به عرض شاه نمیرسد و وزرای درباری با مقاصد خائنانه خود، مانع از تحقق خواستههای مشروع علما میشوند. همچنین، به اقدامات ظالمانه وزرا علیه علما و محاصره مسجد شاه اشاره شده و این اعمال را توهینی به شرع مقدس اسلام تلقی میکنند. در پایان، از شاه خواسته شده است که با پذیرش خواستههای علما و بازگرداندن آنان، از بروز شورشهای گسترده جلوگیری کند.


.jpeg&w=3840&q=75)

محکومیت دولت هند در سلب حقوق اجتماعی و کشتار و آزار و شکنجه مسلمانان کشمیر، انتقاد شدید از سکوت مجامع حقوق بشر و کنفرانس اسلامی و دولتهای اسلامی در برابر آن جنایات
این بیانیه با استناد به آیه قرآن، حوادث کشمیر را محکوم میکند و از سکوت مجامع بینالمللی و دولتهای اسلامی در برابر ظلم و ستم بر مردم بیگناه کشمیر انتقاد میکند. در ادامه، از دولت هند میخواهد که به حقوق مردم کشمیر احترام بگذارد و به جنایات خود پایان دهد و عواقب ادامه این اقدامات ضد انسانی را برای هند یادآور میشود. در پایان نیز با استناد به آیه قرآن، ظالمان را به عذاب الهی تهدید میکند.

عمل مهاجرت علما به آستان حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با اشاره به آیه قرآن، وضعیت مسلمانان را در مواجهه با امتحانی عمومی توصیف میکند که در آن شیطان و جنودش بر قوای ظاهری و باطنی آنان مسلط شدهاند. سپس به حرکت اخیر برخی برادران دینی اشاره میکند که امیدبخش است و از مهاجرین به زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم (ع) به دلیل بیدار کردن جامعه و جلوگیری از انحراف بیشتر تقدیر میکند. در ادامه، نویسنده با قسم به ذات الهی، هدف مهاجرین را نه برهم زدن مجلس، بلکه اصلاح آن بر اساس اسلام بیان میکند و نسبت به فریب خوردن از سخنان شیرین مبنی بر عدم تغییر اسلام هشدار میدهد. نویسنده به وجود افراد فاسد العقیده در میان مسلمانان اشاره کرده و سکوت دانایان را ناشی از تهدیدات و ترس میداند و این تهدیدات را بیاساس و توخالی میخواند. در پایان، از برادران دینی میخواهد که بیدار و هوشیار شوند و اجازه ندهند اسلامی که با خون پاکان به دست آمده، به بهانه آبادانی دنیا از دست برود. بر لزوم توجه به کلمات مهاجرین و اصلاح مجلس از داخل و خارج و تحصیل نظامنامهای موافق با قانون اسلامی تأکید میکند و تأخیر در تصویب نظامنامه را نشانه مقاصد فاسد مجرمین میداند. در نهایت، از اهل غیرت اسلامی میخواهد که برای مطالبه نظامنامه اسلامی اقدام مجدانه کنند، زیرا بدون آن، مجلس بیاثر خواهد بود و تأکید میکند که قوت اسلام و رفع گرفتاریهای دنیا در گرو همین نظامنامه اسلامی است.
اظهار تأسف از عزل نابجای حاکم فارس و درخواست اعزام حاکم کاردان و باتجرب
انجمن ایالتی فارس با ارسال تلگرافی به مجلس شورای ملی و کابینه وزرا، از وضعیت نابسامان منطقه پس از عزل سهامالدوله ابراز نگرانی میکند. در این تلگراف، به از هم گسیختگی امنیت و آسایش عمومی و افزایش تجاوزات عشایر اشاره شده و درخواست میشود که حاکمی باکفایت، باتجربه و فداکار به همراه نیروی کافی برای اصلاح امور و سرکوب مفسدین به فارس اعزام شود. همچنین، هشدار داده میشود که در صورت عدم اجابت این درخواست، وصول مالیات ممکن نخواهد بود و جنوب کشور با مشکلات جدیتری مواجه خواهد شد.
درخواست آزادیهای سیاسی و مذهبی و اجرای عدالت اجتماعی، اقتصادی، اداری و قضایی از رژیم آلسعود برای جامعه شیعه عربستان
این بیانیه با سپاس از خداوند و درود بر پیامبر و خاندانش آغاز میشود و با شش مقدمه، از جمله تأکید بر صراحت در بیان حقیقت بدون تقیه، اهمیت شنیدن دیدگاهها، تلخی اولیه حقیقت و شیرینی آن در درازمدت، لزوم قرائت بیطرفانه متون، امید به ظرفیتپذیری برای حقیقت و ماهیت «رافضی» (ستمناپذیر) اما مسالمتآمیز اندیشه شیعه، به تبیین مبانی خود میپردازد. سپس با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر اهمیت کرامت انسانی، تقوا، عدالت و قسط در حکومت تأکید میکند و این دو اصل (عدالت حاکم و قسط میان مردم) را ستونهای اصلی دوام حکومت میداند. در ادامه، شش درخواست کلی شامل عدالت و آزادی اعتقادی، شغلی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و کیفری را مطرح میکند. در بخش پایانی، ۲۵ درخواست تفصیلی برای جامعه شیعه عربستان ارائه میدهد که شامل به رسمیت شناختن مذهب شیعه، آزادی مذهبی، اصلاح برنامههای درسی، بازسازی بقیع، تأسیس مراکز دینی، استقلال دادگاههای شیعی، تشکیل مجلس فقها، آزادی ساخت اماکن مذهبی، سهمیه در رسانهها و مناصب حکومتی، ایجاد شهر دانشگاهی در قطیف، بازگرداندن کارمندان اخراجی، آزادی زندانیان سیاسی، حل معضل بیکاری، عدم برخورد امنیتی با مسائل، نگاه یکسان حکومت به مذاهب و تشکیل نهاد ملی برای رسیدگی به شکایات مردم است. بیانیه با دعای خیر و طلب یاری برای کلمه توحید به پایان میرسد.

اعتراض نسبت به صدور حکم اعدام شیخ نمر توسط دادگاه فرمایشی آلسعود و درخواست لغو آن
این بیانیه با اشاره به درخواست شیخ نمر برای حقوق برابر شهروندی و اجرای یکسان قانون برای همه، به نقد حکم اعدام او میپردازد. در ادامه، با تأکید بر اینکه در هیچ نظام قضایی مدعی، قاضی و مجری حکم یک نفر نیست، این حکم را مغایر با دستورات اسلام میداند. در پایان، از مسلمانان خواسته شده است تا نسبت به تهدید جان شیخ نمر حساسیت نشان دهند و از قاضیان و مسئولان مربوطه درخواست تجدید نظر در این حکم را مطرح میکند.

بیان اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران در دوره ناصری
این گزارش با توصیف تسلط بیگانگان در ایران و ضعف بزرگان کشور آغاز میشود. سپس به نقد وضعیت اجتماعی و اقتصادی ایران میپردازد و ریشههای بدبختی مردم را در عدم تمایل به کسب و صنعت، رواج خرافات توسط ملاهای طماع و استبداد سلاطین میداند. در ادامه، به تجملگرایی و ثروتاندوزی شاهزادگان و حکام اشاره میکند که در مقابل فقر و فلاکت رعایا قرار دارد. وضعیت اسفناک دهات ایران، ظلم حاکمان و نابودی صنایع داخلی به دلیل نفوذ تجارت خارجی، از دیگر محورهای اصلی گزارش است. نویسنده به طور خاص به وضعیت کرمان و ظلمهای تاریخی وارده بر مردم آن پس از سقوط لطفعلی خان زند اشاره میکند و از فقر شدید، فروش کودکان و رواج صیغه و متعه برای امرار معاش سخن میگوید. در پایان، گزارش به فساد گسترده در تمام سطوح جامعه، از جمله در حرم امام رضا (ع) و موقوفات، اشاره کرده و وضعیت ایران را بدتر از سایر ممالک اسلامی میداند. علت این انحطاط را ظلم امرا و جهل ملاها معرفی میکند که مردم را به تزویر و دروغگویی واداشته است. همچنین، به تمرکز ثروت در تهران و غفلت از علم و صنعت، و تلاش برای مشغول نگه داشتن مردم با زیارت و تعزیهداری اشاره میکند. در نهایت، گزارش با توصیف تشدید ظلم ناصرالدین شاه و درباریان و غرق شدن آنان در عیش و غفلت به پایان میرسد.
درخواست تشکیل مجدد مجلس شورا از محمدعلی شاه قاجار و تهدید وی به حرکت به سمت ایران



حرام دانستن آزار و تحقیر زرتشتیان و سایر اهل ذمه
این استفتاء درباره حکم شرعی آزار و تحقیر زرتشتیان و سایر اهل ذمهای است که تحت حمایت اسلام هستند. در پاسخ، آزار و تحقیر این طوایف حرام اعلام شده و بر مسلمانان واجب دانسته شده است که وصایای پیامبر اسلام (ص) را در خصوص حسن سلوک، تألیف قلوب و حفظ جان، آبرو و اموال آنان به طور کامل رعایت کنند و از آن تخلف نکنند. این فتوا توسط محمدکاظم خراسانی صادر شده و عبدالله مازندرانی نیز آن را تأیید کرده است.


عدم رسمیت پادشاهی محمد علی شاه به دلیل نقض سوگند
این نامه با اشاره به سوگندشکنی محمدعلی شاه قاجار، او را فاقد مشروعیت برای پادشاهی میداند و از سلب اطمینان ملت از او سخن میگوید. در ادامه، با لحنی تهدیدآمیز، از مجلس میخواهد که پاسخ صریح دهد و هشدار میدهد که در صورت عدم پاسخ، پنجاه هزار نفر برای جانفشانی عازم تهران خواهند شد.
حمایت دولت و ملت ایران از قیام مردم فلسطین
سخنرانی با توصیف قیام مردم فلسطین به عنوان حرکتی شکوهمند و دلخراش آغاز میشود و آن را با انقلاب ایران مقایسه میکند، با این تفاوت که برخورد ارتش شاه با مردم ایران بهتر از برخورد ارتش اسرائیل با فلسطینیان بود. در ادامه، چهار دلیل برای اهمیت مسئله فلسطین از جمله قرار گرفتن مسجدالاقصی در آنجا، مظلومیت مسلمانان، نبرد حق و باطل و دشمن مشترک (آمریکا و صهیونیسم) ارائه میشود. سپس سه درس مهم از قیام فلسطین شامل ناتوانی در به زنجیر کشیدن دائمی یک امت، قدرت واقعی مردم و لزوم اتکا به خود بیان میگردد. در پایان، بر حمایت کامل ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران از قیام مردم فلسطین تأکید شده و از مسلمانان جهان خواسته میشود که به هر شکل ممکن از این قیام حمایت کرده و صدای خود را علیه حکومتهای سازشکار عرب بلند کنند.

فلسفه تأسیس مجلس شورا و لزوم تبعیت از آن
متن با اشاره به وضعیت اسفبار مسلمین در برابر دول خارجی و نادیده گرفتن قوانین اسلامی توسط آنان آغاز میشود. سپس به وضعیت نابسامان خزانه دولت، ضعف نظامی، جهالت ملت و رکود صنعت در ایران اشاره میکند و خطر اسارت ایران در چنگال روس و انگلیس را گوشزد مینماید. در ادامه، تأسیس دارالشورا را به عنوان آخرین راه حل برای اجرای احکام شریعت و حفظ اسلام از نفوذ بیگانگان معرفی میکند. تخلف از دارالشورا را به منزله محاربه با امام زمان و مخالفت با شاهنشاه اسلام دانسته و عواقب سوء آن را متوجه مخالفان میداند. در پایان، هدف از آزادی و مساوات مورد نظر مشروطهخواهان را نه اباحه محرمات، بلکه اجرای کامل احکام شریعت و برقراری عدالت در حقوق و عقوق میداند و تأکید میکند که دارالشورا برای اجرای قضایای احکام اسلام و تأمین آسایش مردم و آرامش کشور تأسیس شده است.

ابلاغ احکام مراجع مشروطهخواه نجف به اطلاع عموم مردم گیلان
این نامه با خطاب به سپهدار اعظم، از ارسال احکام شرعی و پندنامههای هیئت علمیه نجف اشرف به علما، مجتهدین، مسئولین نظامی و اداری، خوانین و تجار مازندران خبر میدهد. هدف از این اقدام، رساندن این احکام و نصایح به دست مخاطبان در منطقه تنکابن و جلوگیری از انحراف آنان از مسیر عدالت در شرایط حساس کنونی است. در پایان، از سپهدار اعظم درخواست شده است که در صورت عدم حضور مخاطبان در محل، پاکتهای حاوی احکام را به دست صاحبانشان برساند.
محکومیت دولت میانمار در نسلکُشی و آوارگی مسلمانان آن کشور و سکوت مجامع حقوق بشر در برابر آن فاجعه
بیانیهای در محکومیت نسلکُشی مسلمانان میانمار توسط بودائیهای افراطی صادر شده است. این اقدام را نشانهای از ناتوانی دشمنان اسلام در مقابله منطقی با نفوذ اسلام و تلاش برای جلوگیری از انتشار آن از طریق خشونتآمیز میداند. در این بیانیه، از سازمان کنفرانس اسلامی و کشورهای اسلامی خواسته شده تا جلوی این جنایتها را بگیرند و سکوت مجامع بینالمللی و مدعیان حقوق بشر را تأسفانگیز و نشانهای از سیاسی شدن اهداف میداند. همچنین، سیاست دوگانه آمریکا و کشورهای غربی در قبال مسائل سوریه و نسلکُشی مسلمانان را مورد انتقاد قرار میدهد.

گستره فعالیتهای سیاسی و اقتصادی انگلیس در جنوب کشور، وابستگی حاکم و روسای طوایف آنجا به آن کشور
متن با انتقاد از بیتوجهی اولیای امور و نمایندگان مجلس به وضعیت جنوب ایران آغاز میشود و این بیتوجهی را در مقایسه با تمرکز بر شمال کشور، نگرانکننده میداند. در ادامه، به فعالیتهای گسترده انگلستان در جنوب و همکاری حاکم منطقه (میرزا احمدخان دریابیگی) با انگلیسیها اشاره میکند. نویسنده با ذکر نمونههایی مانند جاسک، چابهار و بندرعباس، توضیح میدهد که چگونه اقدامات حاکم به بهانه ایجاد اغتشاش، زمینه را برای ورود نیروهای انگلیسی فراهم کرده است. همچنین، به حبس یکی از رؤسای بلوچ به دلیل عدم همکاری با انگلیسیها و فساد مالی حاکم در جمعآوری مالیاتها اشاره میشود. در پایان، متن هشدار میدهد که اگر جلوی این اقدامات گرفته نشود، ایران باید از خلیج فارس چشمپوشی کند و عملاً شاهد تقسیم جغرافیایی کشور توسط قدرتهای خارجی خواهد بود.
فواید تأسیس بانک ملی
این متن به بررسی سه جنبه از فواید تأسیس بانک ملی میپردازد: دنیوی، اخروی و اطمینانبخش بودن. در بخش فواید دنیوی، تجارت رایج در ایران را نوعی دلالی میداند که منجر به خروج ثروت از کشور میشود و تجارت واقعی را در توسعه زیرساختها و صنایع میبیند که از عهده افراد خارج است و بانک ملی میتواند آن را محقق کند. همچنین، با تأسیس بانک ملی، مالیاتها به درستی صرف آبادانی کشور و مخارج ضروری میشود و از حیف و میل جلوگیری میکند. در بخش فواید اخروی، قوام دین و حفظ شریعت را در گرو تأسیس بانک ملی میداند که اسلام را از شر دشمنان حفظ میکند. در نهایت، برای ایجاد اطمینان، به شفافیت معاملات بانک و انتخاب افراد امین و درستکار برای اداره آن اشاره میکند و از تجار میخواهد که در این امر مهم مشارکت کنند و در صورت عدم همکاری، از عموم مردم و حتی زنان بیوه برای کمک به این پروژه مقدس دعوت خواهد شد.

زدودن یأس و ناامیدی از خود و تلاش برای اعتلای وطن
متن با توصیف دوران سفر و تلاش برای یافتن راه حل برای مشکلات وطن آغاز میشود. نویسنده به فضای تاریک استبداد و اسارت اشاره میکند و بیان میدارد که سالها با نگارش لوایح و رسائل، بزرگان دولت و ملت را از عواقب مسیرشان آگاه میکرده است. در ادامه، به موفقیتهای اولیه در تهیه مقدمات مقاصد ملی با وجود موانع و حوادث ناگهانی اشاره میکند که او را به بستر یأس و ملالت افکنده است. سپس، با ظهور مشروطه و تغییر وضعیت از استبداد به عدالت، امید در دل او زنده میشود و از شادی فراوان به مسجد میرود و بر منبر سخن میگوید. اما این شادی دیری نمیپاید و با بروز نفاق داخلی، دخالت بیگانگان و ضعف مسئولین، فضای امید دوباره تیره و تار میشود. نویسنده به دلگیری پادشاه از ملت و ملت از پادشاه، عجز وزرا، سکوت علمای بصیر و جسارت جاهلان اشاره میکند. در این میان، نفس یأسپرست او را به کنارهگیری از خدمت دعوت میکند و با استدلالهایی سعی در منصرف کردن او دارد. در نهایت، ندایی غیبی او را به برخاستن و تلاش برای نجات ملت دعوت میکند و با استناد به آیات قرآن و احادیث، یأس را مذموم و تلاش و حرکت را ستایش میکند. در پایان، نویسنده با شنیدن این خطاب، از تصمیم خود برای کنارهگیری منصرف شده و با توکل و همتی بلند، تصمیم به انتشار روزنامه (جریده) برای خدمت به وطن میگیرد.
وظایف پادشاه در برابر مردم، گروهها و طبقات مختلف جامعه
متن با تبیین نیاز انسان به اجتماع و تمدن آغاز میشود و ضرورت وجود حاکمی عادل را برای نظمبخشی به جامعه و جلوگیری از نزاع و تعدی بیان میکند. در ادامه، به نقش پادشاه عادل در غیبت امام زمان (عج) اشاره شده و وظایف او در حفظ شریعت، دفع ظلم، حمایت از رعایا و اهل علم و تقوا، و پرهیز از فسق و لهو تشریح میشود. سپس، به اسباب زوال مُلک و دولت پرداخته میشود که شامل غرور، ظلم، غفلت پادشاه از امور مملکت، بخل، اسراف، خرابی مملکت، ضعف سپاه و تفویض امور به افراد نالایق است. در بخش بعدی، فضیلت عدل از منظر احادیث و فواید آن برای پادشاه و جامعه، از جمله رضایت الهی، طول عمر دولت، نام نیک، دعای خیر مردم و آبادانی مملکت، ذکر میشود. در ادامه، شرایط لازم برای اجرای عدالت، از جمله ترک راحتطلبی، عدم فریب از خوشامدگویان، تعیین دادرسان عادل و استفاده از جاسوسان برای اطلاع از احوال مملکت، بیان میگردد. سپس، به آداب سلوک پادشاه با طبقات مختلف علما (حکما، مجتهدان، مفسران و محدثان) و لزوم حمایت از ایشان و ترویج مساجد و معابد پرداخته میشود. در پایان، به اهمیت علوم ریاضی، نجوم و نقش منجمان و مهندسان در تدبیر امور مملکت و همچنین لزوم حمایت از صنعتگران، پیشهوران، جمعآوریکنندگان خراج و کشاورزان برای آبادانی و قوام جامعه اشاره شده است.
انتقاد از بینظمی و بیعملی مجلس شورا
متن با اشاره به انتخاب نمایندگان توسط مردم و لزوم نتیجهگیری از کارها آغاز میشود. سپس به عدم کارایی و بیعملی مجلس شورا اشاره میکند و از عقلای قوم میخواهد راهکاری برای فعالیت مؤثر ارائه دهند. در ادامه، پیشنهاد میشود که نمایندگان در یک روز مشخص، از صبح تا عصر به گفتگو و تصمیمگیری درباره امور بپردازند تا به نتیجهای برسند. در پایان، اصلاح مملکت مشروطه را به ترتیب منوط به اصلاح وزارتخانهها، مجلس، کمیسیونها و در نهایت کمیسیون رئیسه مجلس میداند و بر لزوم اصلاح این کمیسیون تأکید میکند.
علل موافقت اولیه با مشروطیت و مخالفت بعدی با آن

محکومیت عربستان سعودی به سبب اعدام روحانی انقلابی شیعه (شیخ نمر)، انتقاد شدید از فقدان دموکراسی در آن کشور
دبیرکل مجلس علمای هند، ریاست دورهای عربستان بر شورای حقوق بشر سازمان ملل را مضحک خوانده و خواستار اخراج این کشور از شورا شد. در ادامه، به فقدان دموکراسی و سرکوب مخالفان در عربستان اشاره شده و اعدام شیخ نمر و یک روحانی سنی مخالف را نمونههایی از این سرکوبها دانست. در پایان، به ناتوانی دولت هند در اعمال فشار بر عربستان به دلیل وابستگی نفتی اشاره شده است.
انگیزههای امریکا از جنگافروزی علیه ایران در خلیج فارس
سخنرانی با اشاره به درگیری جمهوری اسلامی با آمریکا در خلیج فارس آغاز میشود و ادعای بیطرفی و انساندوستی آمریکا را زیر سؤال میبرد. سپس به حملات اخیر آمریکا به کشتی تدارکاتی و قایقهای گشتی ایران در خلیج فارس اشاره میکند و بهانههای آمریکا برای این حملات را رد میکند. در ادامه، پنج انگیزه اصلی آمریکا برای ورود به خلیج فارس را برمیشمارد: تحقیر شدن از انقلاب ایران، از دست دادن اعتبار سیاسی در منطقه، به خطر افتادن منافع امپریالیستی، حل مشکلات داخلی ریگان و حزب جمهوریخواه، و حمایت از صدام. در پایان، ضمن تقدیر از موضع شوروی در قبال خلیج فارس، بر وجوب شرعی دفاع در برابر آمریکا تأکید میکند و با استناد به آیات قرآن و نهجالبلاغه، مقاومت و شهادت را افتخار دانسته و خواستار اجرای عدالت و ریشهکن کردن فساد میشود.

تشويق مردم ایران به قانون خواهی
متن با خطاب به مسلمانان ایران آغاز میشود و وضعیت ذلتبار کشور، از دست رفتن ثروت، شرف و ناموس، و تسلط اجانب و مستبدین را نتیجه بیغیرتی و بیتفاوتی مردم میداند. سپس به نقش علمای اسلام در حمایت از مشروطیت و فرمان مظفرالدین شاه برای استقرار آن اشاره میکند که هدفش اجرای احکام شریعت، امنیت، ازدیاد ثروت و بقای ملت و سلطنت بوده است. در ادامه، به وجود خائنین و مغضوبین دین و دولت که در صدد اخلال در کار مجلس شورای ملی هستند، هشدار میدهد. متن با فراخوانی ملت ایران به ترک جهل، بدبختی و بیغیرتی ادامه مییابد و بر لزوم حفظ استقلال و حقوق انسانیت تأکید میکند. نویسنده با اشاره به تجربیات تاریخی کشورهایی مانند چین، مراکش، هند و روسیه، اهمیت قانون را برای بقای یک ملت گوشزد میکند. در پایان، به کسانی که از فواید قانون و مشروطیت بیخبرند و گمان میکنند اجرای قانون به دین آسیب میرساند، توصیه میکند از علمای اسلام که جان و مال خود را فدای این امر مقدس کردهاند، تقلید کنند و حفظ دین و بقای سلطنت اسلامی را منوط به وجود قانون میداند و از ملت میخواهد برای تحصیل و استحکام آن بکوشند.
وجود نظم و قانون در نظام مشروطه
متن با اشاره به تصور نادرست مردم از استبداد آغاز میشود و بیان میکند که رفع استبداد کلی تنها با ترک تجاوزات و تعدیات جزئی در میان خود مردم امکانپذیر است. در ادامه، با استناد به آیه قرآن، بر لزوم تغییر درونی مردم برای تغییر وضعیت تأکید میکند و از مردم میخواهد که با ترک ظلم و ناراستی، به درستکاری و راستگویی عادت کنند تا از ظلم حاکمان نیز در امان بمانند. سپس، به لزوم همراهی ملت با دولت در امور مختلف، از جمله عدم مراوده با بیگانگان و استفاده از کالاهای خارجی اشاره میکند. در پایان، به تبیین مفهوم واقعی آزادی و حریت در نظام مشروطه میپردازد و تأکید میکند که آزادی به معنای ارتکاب هرگونه منکر و زشتی نیست، بلکه به معنای رعایت حدود و حقوق و عدم تجاوز به دیگران است و قواعد شرع اسلام در نظام مشروطه نیز جاری و ساری خواهد بود و امر به معروف و نهی از منکر همچنان لازم است.
درخواست مؤكد از مجلس برای اعزام حاکم به استرآباد
این نامه با اشاره به شش ماه بیحکومتی در استرآباد و وعدههای مکرر دولت برای اعزام حاکم، به ویژه معرفی شاهزاده امانالله میرزا که حرکتش به تعویق افتاده، آغاز میشود. در ادامه، انجمن ولایتی استرآباد نگرانی خود را از عدم توانایی اهالی در جلوگیری از اشرار در غیاب حکومت ابراز میکند. سپس به این نکته اشاره میشود که اهالی برای حل مشکل عدم حضور قشون، آمادگی خود را برای تهیه سوار و پیاده اعلام کردهاند، اما همچنان خبری از اعزام حاکم نیست. در پایان، نامه با گلایه از بیتوجهی اولیای امور به این سرحد و احتمال سرایت اغتشاشات و امتناع از پرداخت مالیات به مناطق دیگر، خواستار تعیین تکلیف مردم استرآباد میشود.
لزوم درک موقعیت ایران و حفظ جایگاه کشور در جهان پس از تأسیس مجلس شورای ملی
متن با تبریک تأسیس مجلس شورای ملی آغاز میشود و آن را نتیجه عنایت الهی، توجه امام زمان و دینپروری شاه میداند. مجلس را نخستین گام در مسیر ترقی، سربلندی دین و دولت، و استقلال از بیگانگان معرفی میکند. سپس به اهمیت این مجلس در نگاه جهانیان اشاره کرده و تأکید میکند که موفقیت آن به نجات کشور از مهالک و همترازی با سایر ملتها منجر خواهد شد. در مقابل، هشدار میدهد که اگر اغراض شخصی بر مصالح عمومی غلبه کند، کشور دچار خواری و نابودی خواهد شد. در ادامه، بر لزوم اجرای صحیح قوانین دین مبین، ساماندهی امور مملکت، مسدود کردن راههای استبداد و فساد، و رهایی از بدهیهای خارجی تأکید میکند. در پایان، خواستار فراهم آوردن مقدمات استغنا از اجانب و جلب مشارکت هموطنان متمکن برای آبادانی کشور میشود.

شرایط رهبری اسلامی
متن با بیان هدف بعثت پیامبر اسلام، یعنی هدایت اخروی و دنیوی مردم، آغاز میشود. سپس به تفکیک عبادات به عنوان امور اخروی و سایر احکام اسلامی به عنوان امور دنیوی میپردازد. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که پس از پیامبر، مسئولیت اجرای احکام اسلامی بر عهده کسانی است که از ایشان اذن داشته باشند و هر کس بدون این اذن، این منصب را بر عهده گیرد، ظالم محسوب میشود.
عدم مخالفت مشروطهخواهان با سلطنت و پرهیز از رویارویی محمدعلی شاه با آنها
این نامه با یادآوری بدعهدیهای دولت در قبال وعدههای داده شده به نمایندگان اروپایی و ملت، به سفیر ایتالیا مینویسد که مردم از بازگرداندن حقوق خود ناامید شدهاند. در ادامه، با استناد به احکام مراجع نجف اشرف، به کوتاه شدن دست حکام از امور اشاره میکند و وضعیت گیلان را نمونهای از این امر میداند. سپس از سفیر میخواهد که به شاه اطلاع دهد که مردم با شخص او مخالفتی ندارند و تنها خواهان بازگرداندن حقوق ملت هستند و نباید به سخنان مفسدین گوش دهد تا از خونریزی و زحمت مردم جلوگیری شود. در پایان، برقراری امنیت و آسایش در گیلان و حفظ حقوق اهالی داخلی و خارجی را تأکید میکند.
انتقاد از فلاسفه و صوفیه دروغین و ریاکار
متن با نقل حدیثی از امام صادق (ع) آغاز میشود که به توصیف زمانهای میپردازد که در آن ظاهر مردم خندان و باطنشان تاریک است، سنت بدعت و بدعت سنت میشود، مؤمن خوار و فاسق معتبر میگردد. در ادامه، حدیث به علمایی اشاره میکند که بدترین خلق روی زمین هستند، زیرا به فلسفههای موهوم و تصوف روی میآورند و از دین منحرف شدهاند. این علما به دوستی با مخالفان ائمه میپردازند و شیعیان را گمراه میکنند. متن سپس به تفصیل به فساد طریقه فلسفه و تصوف میپردازد. در بخش مربوط به تصوف، نویسنده به ریشه کلمه «صوفی» و ریاکاریهای این گروه اشاره میکند که چگونه با ادعای اهلالله بودن، مردم جاهل را فریب میدهند و به تدریج از ائمه هدی فاصله گرفته و به رأی خود عمل میکنند. این انحراف منجر به ایجاد بدعتهایی مانند ریاضات شیطانی، ذکرهای جلی و خفی، و مجالس و محافل خاص میشود که مردم را از راه آخرت و معیشت دنیوی باز میدارد. در پایان، متن نتیجه میگیرد که هر دو گروه متفلسفه و متصوفه در انحراف از دین و شریعت مشترک هستند و ترویج آنها با کمک بنیعباس صورت گرفته است. نویسنده تأکید میکند که فساد متصوفه شدیدتر از متفلسفه است و در نهایت بیان میکند که این انحراف از شریعت تنها به این دو گروه محدود نمیشود، بلکه تمام اقشار جامعه از جمله علما، جهلا، سلاطین، رعایا، اغنیا، فقرا، زارعین و صنعتگران نیز از طریقه اوایل خود منحرف شدهاند.
انتقاد از سکوت و مسامحه دولت در برابر مداخلات خارجی و چارهاندیشی برای مجاهدان آذربایجان
متن با انتقاد از وضعیت اسفبار حکمآبادیهای محبوس توسط نیروهای خارجی آغاز میشود و به عدم پاسخگویی دولت در قبال این وضعیت اشاره دارد. سپس به تلگراف سپهدار به سردار و سالار برای عزیمت به تهران و نظرات موافق و مخالف درباره آنها میپردازد. در پایان، بر لزوم چارهاندیشی برای ساماندهی امور و جلوگیری از سوءتفاهمها تأکید میکند و با ذکر رباعی از میرزا محمدتقی حجتالاسلام، به ضرورت تأمل در این مسائل اشاره دارد.

اظهار ناامیدی از دولتمردان و نمایندگان در جهت اصلاح امور کشور
متن با بیان این عقیده عمومی آغاز میشود که وکلا و وزرا به دلیل تطمیع و تهدید از سوی دولت روسیه، تمایلی به انجام وظایف خود ندارند. در ادامه، نویسنده به این نتیجه میرسد که نه از وکلا و وزرا کاری برای اصلاح امور کشور برمیآید و نه از ملت، زیرا در گذشته علما و بزرگان با اتکا به حمایت مردم، بر دولتمردان فشار میآوردند و پیشرفتهایی حاصل میشد. اما اکنون، برخی از علما و وکلا تطمیع شدهاند و برخی از وزرا نیز به عوامل روسیه تبدیل شدهاند، که این وضعیت مانع از هرگونه اقدام مؤثر برای بهبود اوضاع شده است.
توطئهها و فتنهانگیزیهای مستقیم و نیابتی استکبار جهانی در کشورهای اسلامی و راههای مقابله با آنها
سخنرانی با تأکید بر لزوم راستیآزمایی آمریکا در لغو تحریمها آغاز میشود و مسئولان نظام را به حفظ عزت اسلام فرامیخواند. در ادامه، به ادعاهای حقوق بشری دشمنان و راهاندازی گروههای تکفیری مانند داعش اشاره شده و اقدامات استکبار جهانی در ایجاد اغتشاش و جنگهای نیابتی در کشورهای اسلامی، تخریب زیرساختها و حمایت از تروریستها مورد انتقاد قرار میگیرد. سپس، با بیان اینکه ناامنی در منطقه با حضور دشمنان آغاز شده، به عزت روزافزون نظام اسلامی و جمهوری اسلامی ایران به برکت اسلام ناب و اهل بیت (ع) اشاره میشود. در بخش بعدی، قدرت مکتب اهل بیت (ع) و پایهریزی نظام مقتدر ایران بر اساس آن تبیین شده و خشونت برخی ممالک اسلامی و فتنهانگیزی نظام سلطه در برابر بیداری اسلامی و ملی منطقه محکوم میشود. در پایان، با اشاره به وقایع یمن و فجایع انسانی عربستان، بر لزوم بصیرتافزایی علما، فضلا و طلاب حوزههای علمیه و تبیین مقاصد نظام اسلامی برای احیای آرمانهای اسلامی و یاری مستضعفین جهان تأکید میشود.

محکومیت کشتار شیعیان پاکستان به دست گروههای تکفیری، انتقاد شدید از دولت پاکستان در عدم تأمین امنیت لازم و دستگیری تروریستها
سخنرانی با اشاره به حدیثی از پیامبر اسلام (ص) درباره وحدت مسلمانان آغاز میشود و وضعیت شیعیان مظلوم پاکستان را مصداق این روایت میداند. در ادامه، با انتقاد شدید از بیتفاوتی جامعه اسلامی و جهانی نسبت به کشتار شیعیان در کراچی و کویته، سازمان ملل را به حمایت جدی از مظلومین فرا میخواند و صرف محکومیت را ناکافی میداند. سپس، دولت پاکستان را مسئول اصلی این جنایات معرفی کرده و وجود دستهایی در داخل دولت برای کشتار شیعیان را مطرح میکند. در پایان، از دولت جمهوری اسلامی ایران میخواهد که با قدرت به این جنایات رسیدگی کند و در صورت عدم اقدام، شیعیان خود به دفاع خواهند پرداخت. سخنرانی با پیشنهاد تعطیلی دروس و برگزاری جلسه اعتراض در مسجد اعظم قم برای همدردی با شیعیان پاکستان به پایان میرسد.

انتقاد و مذمت اجنبی پرستان
متن با طرح پرسش «با شرف کیست و بیشرف کدام است؟» آغاز میشود و شرافت را به وجدان پیوند میزند. سپس به توصیف فردی میپردازد که به ظاهر عاقل است اما در واقع جاهل و پستفطرت است. این فرد با روشهای غیرمشروع ثروتاندوزی میکند، به کالاهای خارجی علاقه دارد، ترقی وطن را محال میداند و به جای کمک به ملت، به پر کردن کیسه اجانب میپردازد. در ادامه، بیتفاوتی این شخص نسبت به فقر، بدبختی و مشکلات مردم، ویرانی کشور، قروض خارجی و عدم حمایت از تولید داخلی و مؤسسات خیریه را شرح میدهد. در پایان، چنین فردی را فاقد شرافت و انسانیت معرفی میکند که وجودش جز ضرر برای دیگران سودی ندارد و زندگیاش بیثمر است.
نهضتهای شیعی و انقلاب اسلامی ایران؛ قوتها، ضعفها و آفتها
متن با بررسی نقش روحانیت شیعه در نهضتهای تاریخی ایران و عراق آغاز میشود و آن را با نقش روحانیت اهل تسنن مقایسه میکند. سپس به تحلیل ماهیت، اهداف، رهبری و آفات نهضت اسلامی ایران میپردازد. در بخش ماهیت، نهضت را برخاسته از «خودآگاهی الهی» و ریشههای آن را در جریانهای ضداسلامی نیم قرن اخیر میداند. در بخش اهداف، چهار هدف کلی شامل بازگرداندن نشانههای دین، اصلاح اساسی در جامعه، تأمین امنیت مظلومان و برپایی حدود الهی را برمیشمارد. در ادامه، رهبری نهضت را به دلیل نیاز به اسلامشناسی عمیق، در انحصار روحانیت میداند و به نقد دیدگاههای روشنفکران درباره رهبری سنتی میپردازد. در پایان، شش آفت اصلی نهضت شامل نفوذ اندیشههای بیگانه، تجددگرایی افراطی، ناتمام گذاشتن کار، رخنه فرصتطلبان، ابهام طرحهای آینده و انحراف نیتها را تشریح میکند و بر لزوم هوشیاری رهبری برای مقابله با آنها تأکید میکند.

اظهار تأسف شدید از کشتار دهها نفر از دانشآموزان افغان، لزوم اتحاد و همدلی رهبران طوایف ملی و مذهبی افغانستان برای پایان دادن به آن فجایع
متن با ابراز تأسف شدید از حادثه خونین کشتار دانشآموزان دختر در مدرسه «سیدالشهداء» کابل آغاز میشود و آن را فاجعهای بزرگ و جنایتی کمنظیر در راستای اقدامات ضدبشری و وحشیانه افراطیون میداند. در ادامه، این اقدامات را ناشی از تعصبات جاهلانه و به نام دین معرفی میکند که هم امنیت ملت افغانستان را سلب کرده و هم چهره دین را مخدوش ساخته است. در پایان، از مسلمانان و جامعه جهانی میخواهد که در قبال این جنایات سکوت نکنند و از حاکمان و رهبران طوایف ملی و مذهبی افغانستان میخواهد که با اتحاد و برادری، برای پایان دادن به این مصائب و حمایت از مردم چارهاندیشی کنند. متن با اظهار همدردی و تسلیت به ملت افغانستان و دعا برای مجروحان و نجات مردم شریف افغانستان به پایان میرسد.

تأیید مشروطیت و بیان نتایج و برکات آن
متن با ستایش از خداوند به خاطر نعمت مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی آغاز میشود و آن را موجب قرار گرفتن ایران در شمار کشورهای متمدن میداند. در ادامه، بر لزوم اتحاد ملت برای اعتلای مشروطیت تأکید شده و آن را همتراز با کلمه توحید معرفی میکند. سپس، با تکرار عبارت «امروز روزی است که...» به اهمیت زمان حال برای تلاش در جهت حفظ وطن، کاشت بذر تمدن، آگاهی از حقوق، دایر کردن صنایع داخلی، پوشیدن لباس وطنی، رهایی از بدبختی، ریشهکن کردن نفاق و تصفیه شهرها اشاره میکند. در پایان، با ابراز خرسندی از بیداری مردم و تشکیل انجمنها برای اصلاح امور، به ویژه انجمن کرمانیهای مقیم تهران، ابراز امیدواری میکند که این انجمنها روز به روز قویتر شوند.
محکومیت اعدام شیخ نمر توسط رژیم آلسعود و تاوان سنگین آن برای خاندان سعودی
متن با ابراز تأثر و خشم از شهادت شیخ نمر باقر النمر آغاز میشود و اعدام او را ادامه جنایات تروریستی آلسعود علیه شیعیان در مناطق مختلف و کشتار حجاج میداند. این اقدام را تلاشی برای جبران شکستهای آلسعود در سوریه، یمن، بحرین و عراق و منحرف کردن افکار عمومی از حمایت آنها از گروههای تروریستی مانند داعش و القاعده معرفی میکند. اعدام شیخ نمر را نشانه فروپاشی خاندان سعودی و ناتوانی آنها در شنیدن صدای ملت میداند، زیرا شیخ نمر تنها با کلام به دنبال اصلاح امور و احقاق حقوق شیعیان بود. اتهامات وارده به شیخ نمر را دروغهای طایفهای و ناشی از جهالت حاکمان عربستان میخواند و پیشبینی میکند که خون شیخ نمر تبعات سنگین سیاسی و امنیتی برای آلسعود خواهد داشت و موجب اجماع امت اسلامی علیه دشمنان اسلام خواهد شد. در پایان، برای شیخ نمر طلب رحمت و برای خانوادهاش اجر الهی میکند و به ظالمان هشدار میدهد که سرنوشت خود را خواهند دید.

جلوگیری از تبهکاری و افساد و غارت مستبدان
نامه با ابراز قدردانی از دریافت نامهای حاکی از حمایت و غیرت نسبت به ملت آغاز میشود. سپس به وضعیت نابسامان کشور اشاره میکند که در آن آزادی سلب شده و نقاط مختلف از داخل و خارج دچار آشفتگی و فساد شدهاند. نویسنده بیان میکند که مفسدان و مستبدان سابق با رشوه و فریب، مردم را مسحور و مقهور کرده و حتی برخی دوستان نادان را نیز فریب دادهاند. تأکید میشود که تا زمانی که حقوق مردم از این مفسدین بازپس گرفته نشود، هیچکس تمکین نخواهد کرد. در ادامه، به تعطیلی حقوق شرعیه و تضییع احکام الهی اشاره شده که منجر به فلج شدن ادارات و دوائر و گرفتار شدن آنها در سوء کردار و معصیت شده است. در پایان، درخواست میشود که از ایجاد زحمت برای دوستان غارتزده داخلی خودداری شود و تمام تلاش برای جلوگیری از مفسدین و دشمنان خارجی به کار گرفته شود، زیرا دوستان داخلی فقیر و مستأصل هستند و نیاز به ترحم و رعایت دارند.

اعلام خلع محمدعلی شاه از سلطنت و به سلطنت رساندن سلطان احمد میرزا ولیعهد و نایبالسلطنگی عضدالملك میرزا قاجار
با توجه به وضعیت نابسامان کشور و عدم امکان بازگرداندن نظم و امنیت بدون تغییر سلطنت، و از آنجا که پادشاه سابق (محمدعلی شاه) با پناه بردن به سفارت روسیه، خود را از سلطنت خلع کرده است، مجلس عالی فوقالعاده در تاریخ ۲۷ جمادیالاخری ۱۳۲۷ در عمارت بهارستان تهران تشکیل شد. این مجلس، سلطان احمد میرزا ولیعهد را به عنوان شاهنشاه ایران منصوب و نیابت سلطنت را به طور موقت به عضدالملک تفویض کرد تا پس از تشکیل پارلمان، مطابق ماده ۳۸ قانون اساسی، در مورد نیابت سلطنت تصمیم قطعی گرفته شود.
انتقاد شدید از مسامحه دولت در برخورد قاطع با اخلالگران
این نامه با ابراز نگرانی از اخبار نگرانکنندهای که از پایتخت میرسد، به مسامحه وزرای دولت در اجرای احکام علمای نجف اشرف و عدم برخورد با مخالفین و مغرضین اشاره میکند که منجر به شهادت آیتالله سید عبدالله بهبهانی شده است. سپس، با انتقاد از وجود افراد مغرض و رشوهگیر در مجلس، به تلاش برخی وکلا برای زیر سؤال بردن ماده دوم متمم قانون اساسی میپردازد که اساس پذیرش مشروطه توسط مسلمانان و راه نجات ایران تلقی میشود. در پایان، از مجلس شورای ملی میپرسد که آیا اجرای احکام حجج اسلام را لازم میداند و در صورت مسامحه در دستگیری قاتلین آیتالله شهید، آن را سزاوار میداند یا خیر، و خواستار تلاش جدی مجلس در این زمینه است.
لزوم اتحاد میان دولت و ملت و حمایت از صدراعظمی امینالسلطان
در ابتدا بر ضرورت ایجاد اتحاد واقعی میان دولت و ملت تأکید شده و ریشه اختلافات و اغتشاشات موجود، عدم همراهی دولت با مجلس و ملت و بالعکس عنوان شده است. سپس به موضوع بازگشت امینالسلطان به ایران پرداخته و بیان شده که او خدمتگزار دولت است و پادشاه حق دارد او را فرا بخواند. در پایان، این حق برای مجلس و ملت محفوظ دانسته شده که در صورت بروز فساد از جانب وی، شکایت کرده و خواستار رفع آن شوند.

درخواست بازگشت علمای تبعیدی به کشور و اعلام عزای عمومی به مناسبت کشتار مردم
متن با تسلیت به مناسبت کشتار مردم در تهران آغاز میشود و هیئت حاکمه ایران را به دلیل ظلم و جنایت مورد انتقاد قرار میدهد. در ادامه، خواستههای جامعه روحانیت از جمله اجرای احکام شرعی، برقراری عدالت و بازگشت آیتالله خمینی و سایر علمای تبعیدی مطرح میشود. در پایان، ضمن اعتراض شدید به کشتار وحشیانه، عزای عمومی اعلام شده و برای قربانیان طلب اجر اخروی میشود.

تقاضای اجرای عدالت اسلامی از مظفرالدین شاه قاجار
متن با عرض ارادت به شاه و معرفی خود به عنوان جمعی از علما و نمایندگان اصناف مردم آغاز میشود. در ادامه، از شاه درخواست میشود که به منظور افزایش طول عمر خود و خشنودی پیامبر اسلام، قانون عدالت اسلامی بر اساس مذهب شیعه جعفریه را در سراسر ایران و برای تمام اقشار جامعه بدون استثنا اجرا کند. این اقدام موجب افتخار و مباهات شاه بر سایر سلاطین جهان خواهد شد.
محکومیت کشتار مردم تهران توسط رژیم شاه، اعلام عزای عمومی و درخواست عدم برگزاری هرگونه تظاهرات از سوی مردم
متن با ذکر فاجعه کشتار بیرحمانه مردم تهران توسط حکومت نظامی آغاز میشود و این اقدام را خلاف قواعد بینالمللی و حقوق بشر میداند. در ادامه، به وجود اقدس حضرت بقیهالله و عموم ملت مسلمان ایران، به ویژه بازماندگان، تسلیت گفته و برای آنان صبر و اجر مسئلت میشود. سپس، ضمن ابراز تأثر و همدردی، عزای عمومی اعلام شده و عملیات وحشیانه رژیم محکوم میگردد. در پایان، از مسلمانان خواسته میشود با حفظ نظم و آرامش، بهانهای برای کشتار به دست دشمن ندهند و اطمینان داده میشود که خداوند انتقام خون مظلومین را خواهد گرفت.

بیانیه «گام دوم انقلاب»، خطاب به ملت ایران: انقلاب اسلامی، وفادار و پایبند به آرمانها و شعارهای خود؛ دستاوردهای چهل سال گذشته؛ چشمانداز ورود به دومین دوره خودسازی؛ جامعهپردازی و تمدنسازی
این بیانیه به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صادر شده و خطاب به ملت ایران، به ویژه جوانان است. بیانیه با اشاره به ورود انقلاب به دومین مرحله خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی، به بررسی دستاوردهای چهل ساله انقلاب میپردازد. در ادامه، شعارهای جهانی و فطری انقلاب اسلامی را تبیین کرده و بر دفاع ابدی از نظریه نظام انقلابی تأکید میکند. سپس، با برشمردن برکات انقلاب اسلامی در حوزههای ثبات و امنیت، علم و فناوری، مشارکت مردمی، ارتقاء بینش سیاسی، عدالت و معنویت، به تبیین اقتدار انقلاب و تغییر چالشها در برابر مستکبران میپردازد. در بخش پایانی، توصیههایی اساسی به جوانان در هفت سرفصل شامل علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزت ملی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، و سبک زندگی ارائه میدهد و بر امید به آینده و نقش جوانان در تحقق اهداف انقلاب تأکید میکند.
.png&w=3840&q=75)
محکوم کردن علمای مخالف مشروطه
متن با اشاره به تلاش مستبدین برای جلوگیری از پیشرفت مشروطیت و آبادانی وطن آغاز میشود. سپس به دسیسههای آنان از ابتدای مشروطه برای خاموش کردن نور عدالت اشاره میکند که با همت علمای خیرخواه و ملت تبریز ناکام مانده است. در ادامه، به تلاشهای اخیر مخالفان برای ایجاد تفرقه در میان ملت و انحراف افکار عمومی از مجلس و قانون اساسی میپردازد. این مخالفان با جمعآوری افراد سودجو و با استفاده از پول مستبدین، شبهاتی را در مورد مجلس و وکلا مطرح میکنند و حتی ادعا میکنند که علمای بزرگی چون سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی نیز با طرحهای غرضآمیز آنان موافق هستند. در پایان، نویسنده با ابراز امیدواری به هوشیاری ملت و علمای مشروطهخواه، برای نابودی موانع تقویت شریعت و غاصبین حقوق ملت دعا میکند.
لزوم عدل برای پادشاهان
این متن با استناد به آیه «یا داودُ اِنّا جَعَلَّناکَ خَلیفَةً فِی الارْضِ» به تبیین ده نکته اساسی در مورد وظایف و آداب پادشاهی میپردازد. در ابتدا، پادشاهان را به این نکته توجه میدهد که سلطنت عطیه الهی است و نباید دچار عجب و غرور شوند. سپس، بر ناپایداری قدرت و لزوم استفاده از آن برای کسب ملک باقی اخروی تأکید میکند. در ادامه، پادشاه را خلیفه و سایه خداوند بر زمین معرفی کرده و او را به رعایت عدل و پرهیز از هوای نفس و ظلم فرامیخواند. متن به لزوم مباشرت پادشاه در دادرسی و شفقت او بر رعیت اشاره میکند و حکم را باید برای حق و رضای خدا و به دور از طمع و رشوه دانست. همچنین، از پادشاه میخواهد که از پیروی هوای نفس دوری کند، زیرا این کار به منزله شریک قرار دادن برای خداوند است و گمراهی از راه حق را در پی دارد. در پایان، متن بیان میکند که پادشاهی و دنیاداری با نبوت و آخرتداری منافاتی ندارد و پادشاهان عذری برای غفلت از منافع دینی ندارند. در نهایت، مفهوم عدل را به معنای یکسان بودن عطوفت و محبت قلبی سلطان نسبت به تمام رعیت، رعایت تسویه و عدم ظلم قوی بر ضعیف، و مقدم دانستن خیر رعیت بر خیر خود و اطرافیانش تعریف میکند.
شرایط مصالحه با محمدعلی شاه؛ بازگرداندن حقوق شهروندی، افتتاح مجلس شورا و اجرای قانون اساسی
درخواستی از سوی ارفعالدوله، کارپرداز ایران در بغداد، به علمای نجف، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، مطرح میشود. ارفعالدوله با اشاره به وضعیت بحرانی ایران و خونریزیها، خود را مأمور به برقراری صلح میان دولت و ملت معرفی کرده و از علما میخواهد شرایط این مصالحه را تعیین کنند. در پاسخ، علما هدف ملت از مقاومت را احقاق حقوق، افتتاح مجلس و اجرای قانون اساسی و رفع ظلم اعلام میکنند و بیان میدارند که با تحقق این مقاصد، صلح برقرار خواهد شد و ارفعالدوله در صورت تلاش برای این امر مأجور خواهد بود.


نکوهش تفاخر علما به سبب نزدیکی به پادشاهان
این شعر با طرح پرسشی درباره ماهیت «نان و حلوا» (کنایه از منافع دنیوی) آغاز میشود و بلافاصله به مخاطب هشدار میدهد که نزدیکی به پادشاهان، آفت جان و ایمان است. در ادامه، شاعر با اشاره به آیه «لاترکنوا الی الذین ظلموا»، علما را به پرهیز از تکیه بر ستمکاران فرامیخواند و لذتهای ناشی از توجه شاهان را ناپایدار و گمراهکننده توصیف میکند. شعر با انتقاد شدید از علمایی که با شنیدن خطاب «شیخنا» از سوی شاه، مدهوش شده و به جای خدا، شاه را میپرستند، به پایان میرسد و این رفتار را شرک به خداوند میداند.
هشدار به ملت ایران نسبت به شگردهای استعماری انگلیس و امریکا و عوامل دستپرورده آنها
این متن با اشاره به کتاب خاطرات مستر همفر، به ریشههای استعماری فرقههایی چون وهابیت، بابیت، بهائیت و ازلیت میپردازد و نقش انگلستان و روسیه تزاری را در شکلگیری و حمایت از آنها تشریح میکند. سپس به نقش امیرکبیر در مقابله با علیمحمد باب و تلاشهای استعمارگران برای تخریب چهره او اشاره میکند. در ادامه، نویسنده به تغییر وضعیت بهائیت پس از انقلاب بلشویکی و پیوستن آن به دستگاه جاسوسی آمریکا میپردازد و ازلیها را به دلیل اباحهگری و بیتفاوتی نسبت به دین مورد نقد قرار میدهد. نویسنده در بخش دیگری، به قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به عنوان یک قیام ملی عدالتخواهانه اسلامی اشاره کرده و آن را در مقابل جریانهای اباحیگری و غربزدگی قرار میدهد. در ادامه، به نقش استعمارگران در ایجاد تفرقه در نهضت مشروطه و به دار کشیدن شیخ فضلالله نوری و تبعید آخوند ملا قربانعلی زنجانی اشاره میکند. در پایان، نویسنده بر لزوم تشکیل حکومت اسلامی جعفری اثنیعشری تأکید کرده و بیداری ملت ایران را در راستای احیای آرمانهای شیخ فضلالله نوری و مقابله با توطئههای استعماری میداند. همچنین به نقش میرزای شیرازی در نهضت تنباکو و حمایت او از شیخ فضلالله نوری اشاره میکند و از ملت ایران میخواهد که از تجربیات گذشته درس بگیرند و فریب عوامل استعمار را نخورند.

محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری نسبت به نظام مشروطه و مجلس شورا
این بیانیه با اشاره به تحصنها و اقدامات شیخ فضلالله نوری، به خسارات جانی و مالی وارد شده به مسلمین و تضعیف شریعت و قواعد اسلام اعتراض میکند. نویسندگان، اقدامات نوری را در مخالفت با علمای اثنیعشری و کمک به ظالمین دانسته و از او میپرسند که آیا محمدعلی شاه از این اقدامات راضی شده است. بیانیه، همفکری نوری با افراد نامناسب را مایه شرمساری علما میداند و او را متهم به ایجاد نفاق و سپردن امت به دست اجانب میکند. در ادامه، هدف نوری را بازگشت استبداد و جمعآوری ثروت ملت برای دولتیان میداند و او را به انبیا و اولیا قسم میدهد که دست از فتنهانگیزی بردارد و تخریب شریعت را ترویج ننامد. بیانیه، مخالفت با مجلس شورا را به منزله محاربه با امام عصر تلقی کرده و نوری را به رحم بر ملت و شریعت و یا حداقل بر نفس خود فرا میخواند. در پایان، نویسندگان اعلام میکنند که عموم علما از مفسدههای نوری متنفرند و دیگر از او حمایت نخواهند کرد و از او میخواهند که دست از مفسده بردارد و دین اسلام را پایمال نکند.
دعوت از مردم جهان بویژه مسلمانان جهت حمایت معنوی و مادی از مردم مظلوم فلسطین
متن با محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی آغاز میشود که با محاصره و آزار مردم فلسطین، ابعاد تازهای به خود گرفته و به ریختن خون بیگناهان میانجامد. در ادامه، از آزادمردان جهان، به ویژه ملتهای مسلمان و کشورهای اسلامی، درخواست میشود که با حمایت معنوی و مادی به یاری مردم فلسطین بشتابند. در پایان، مردم فلسطین به توکل بر خداوند و مقاومت دعوت میشوند و به آنها اطمینان داده میشود که نصرت الهی با آنها خواهد بود.

حمایت از تأسیس مجلس شورای ملی و شرح واقعه کشتار مردم کربلا
متن با ابراز خرسندی از تأسیس مجلس شورای ملی و امید به نتایج مثبت آن برای پیشرفت ایران آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم انطباق نظامنامه مجلس با موازین شرعی تأکید شده و از مجلس خواسته میشود تا در جهت رهایی کشور از بدهیهای خارجی تلاش کند. بخش دوم به شرح واقعه کشتار فجیع ایرانیان مقیم کربلا توسط نیروهای عثمانی میپردازد. این واقعه که پس از پناه بردن کسبه به کنسولگری انگلیس و سختگیری حکومت عثمانی رخ داد، منجر به قتل و جراحت بسیاری از ایرانیان و غارت اموالشان شد. در پایان، نویسنده از بیتفاوتی حکومت عثمانی در قبال این جنایت ابراز تأسف کرده و این اقدام را جسارتآمیز و موجب وهن دولت ایران میداند و به مدد غیبی برای جبران این مصائب امید میبندد.

درخواست اعلام حمایت سریع علمای نجف از تهران نسبت به نوز بلژیکی
نامهای به سیدکاظم طباطبایی یزدی درباره اعتراض تجار تهران به مسیو نوز بلژیکی، رئیس گمرکات، نوشته شده است. تجار به دلیل اخذ گمرکی بیش از حد و اجحاف چهار کروری از سوی نوز، دکانهای خود را بستهاند و در حرم حضرت عبدالعظیم متحصن شدهاند. در این نامه از سیدکاظم طباطبایی یزدی درخواست میشود که با صدور بیانیهای از تجار حمایت کند. دلایل حمایت از تجار شامل ظلم و تعدی به آنها، مقابله با کفر و جلوگیری از تسلط بیشتر کفار بر امور کشور ذکر شده است.
سؤال و جواب از چگونگی پیشرفت کار مجلس و دولت
این سند شامل دو بخش است: ابتدا، گزارشی از تبریز که نگرانی و یأس مردم را از عدم پیشرفت امور مجلس شورای ملی و بیاطلاعی نمایندگان از مسائل مهمی چون تاجگذاری، تعیین ولیعهد و عزل و نصب حکام بیان میکند. سپس، پاسخی از تهران که توسط سید محمد طباطبایی و همراهانش در تلگرافخانه ارائه شده و ادعاهای مطرح شده از تبریز را خلاف واقع و کذب محض میخواند. این پاسخ بر مساعدت کامل شاهنشاه با مجلس، امضای دستخطهای مربوط به آسایش عمومی و تلاش برای انتظام امور مملکت تأکید میکند و از مردم میخواهد به کار و کسب خود بازگردند و از اغتشاش دوری کنند، با این اطمینان که به زودی آثار مرحمت همایونی ظاهر خواهد شد و مجلس تهران نیز در کمال انتظام به کار خود ادامه میدهد.


.jpeg&w=3840&q=75)
دروغپراکنی و ارعاب مردم توسط مشروطهخواهان تندرو، برای وادار کردن مردم به حمایت از مشروطیت
متن با اشاره به اوضاع آشفته تهران آغاز میشود و به انتشار نامههای جعلی از سوی برخی علمای نجف اشاره دارد که در آنها کسب و کار حرام و حمایت از متحصنین در سفارت عثمانی برای مشروطیت واجب شمرده شده است. در ادامه، به سوءاستفاده مفسدین از این نامهها برای تحریک مردم به بلوا، بستن دکانها با حیله و تهدید کسبه به تخریب خانه و قتل در صورت عدم همکاری اشاره میکند. در پایان، به لعن و نفرین مردم فقیر نسبت به مسببین این فتنه و فساد و وضعیت دشوار معیشتی آنها اشاره شده و برایشان طلب رحمت الهی میشود.
تفاهم سیاسی روسیه و انگلستان راجع به ایران و عدم امید به کمک آنها در بازگرداندن مجدد مشروطیت
محکومیت جنایات اسرائیل در کشتار فلسطینیهای اردوگاه جنین با حمایت امریکا، دعوت همه مسلمانان به یاری ملت مظلوم فلسطین و تلاش آنها در دفع متجاوزان و بازگرداندن حقوق غصب شده آنان و آزادی فلسطین از چنگال اسرائیل
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به لعن بنیاسرائیل به دلیل عصیان و تجاوزگری اشاره دارد. در ادامه، به تهاجمات پیاپی صهیونیستها در سرزمینهای اشغالی فلسطین و ستمگریهای بیسابقه آنها، از جمله قتل، شکنجه، ارعاب، بازداشت، تبعید، گرسنگی دادن و تخریب شهرها و اردوگاهها، اشاره میشود. این جنایات در برابر دیدگان جهانیان و با حمایت آشکار آمریکا صورت میگیرد. سپس، از مسلمانان خواسته میشود که در کنار برادران و خواهران فلسطینی خود بایستند و تمام توان خود را برای دفع تجاوز و بازگرداندن حقوق غصب شده آنها به کار گیرند. با استناد به حدیثی از پیامبر (ص) که بیتوجهی به امور مسلمانان را نکوهش میکند، بر لزوم یاری رساندن به ملت فلسطین تأکید میشود. در پایان، از خداوند متعال برای هدایت مسلمانان به سوی خیر و صلاح و پیروزی بر دشمنان طلب یاری میشود.

درخواست عزل رئیس گمرکات آذربایجان از محمدعلی شاه قاجار
این نامه با خطاب به صدر اعظم و محمدعلی شاه قاجار، به وضعیت کارگران مسلمان گمرک و پست اشاره میکند که به دلیل اهانتهای مذهبی و شخصی بلژیکیها، دست از کار کشیدهاند. نویسنده بیان میکند که این کارگران تحمل توهین به مذهب خود را ندارند و تا زمانی که رئیسشان از ملت اسلام و تبعه دولت ایران نباشد، تمکین نخواهند کرد. در پایان، نویسنده از شاه میخواهد که به عنوان حامی شریعت اسلام، راضی به ذلت مسلمانان نباشد.
.jpeg&w=3840&q=75)
اظهار امیدواری نسبت به استقرار تمام و کمال مشروطیت در کشور
نامه با ابراز امیدواری به تداوم افاضات و افادات آغاز میشود. نویسنده از دریافت نامهای در تاریخ ۲ شعبان و حسن مراقبت در انجام وظایف ابراز امتنان میکند. در ادامه، امیدواری خود را به برکت اتحاد کلمه، مراقبت هیئت علمیه تهران، اسلامپرستی و وطنخواهی سرداران ملی و منتخبین ملت برای استقرار کامل مشروطیت در کشور بیان میکند. مشروطیت از نظر نویسنده، محدود کردن اختیارات تمام ادارات به عدم تجاوز از حدود شرعی و سیاسی است تا حرکتهای خودسرانه و دلبخواهانه که همان استبداد ملعون است، از بین برود. تأکید میشود که اگر این اصول رعایت نشود و ارادات دلبخواهانه در برخی طبقات حاکم باشد، مشروطیت به استبدادی دیگر تبدیل خواهد شد. در پایان، نویسنده ابراز امیدواری میکند که با مراقبت علما، مفهوم واقعی مشروطیت و استبداد و همچنین حقیقت آزادی اعطایی الهی که رهایی ملت از سلطه خودسرانه کارگزاران است (نه رهایی از احکام شریعت)، برای همگان روشن شود و اساس استبداد ملعون در تمام طبقات منهدم گردد.

مقاومت، تنها راه پیروزی مردم بحرین؛ انتقاد شدید از سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم (رهبر مذهبی شیعیان آن کشور)
این بیانیه با خطاب قرار دادن مردم بحرین، مقاومت را تنها راه رسیدن به اهداف اسلامی و پیروزی در برابر دشمنان دین و کیان شیعه معرفی میکند. در ادامه، به حکام بحرین توصیه میشود که مردم این کشور تنها خواهان دموکراسی، آزادی و پیادهسازی احکام الهی هستند و اعمال فشار با اهداف الهی سازگاری ندارد. همچنین، سلب تابعیت از شیخ عیسی قاسم مورد انتقاد قرار گرفته و این اقدام مغایر با اصول کشورداری دانسته میشود. در پایان، با اشاره به وجوب خمس در مذهب اهلبیت (ع) و نقش آن در حمایت از فقرا و حوزههای علمیه، نسبت به تعدی به احکام مذاهب هشدار داده میشود.

تکذیب مخالفت خود با مجلس شورای ملی
نامهای از سوی فردی ناشناس به سیداسماعیل صدر ارسال شده و از او خواسته شده تا شایعات مبنی بر مخالفتش با مجلس شورای ملی و مشروطیت را تکذیب کند. در پاسخ، سیداسماعیل صدر با تعجب و انکار شدید، این نسبت را دروغ میخواند. او بیان میکند که هرگز خود را لایق دخالت در امور کلی ندانسته و در مسائل مهمی که نتایج خوبی داشتهاند، مداخله نکرده است. صدر تأکید میکند که مجلسی که هدفش اقامه معروف، از بین بردن منکر، یاری مظلومان و اصلاح حال ملت و دولت است، چگونه میتواند حرام باشد و مورد انکار قرار گیرد. او ابراز امیدواری میکند که به جای این نسبت دروغ، حداقل دلیل مخالفت را ترس از عدم موفقیت اهداف و نقض غرض به دلیل اختلاف نظر برخی رؤسا عنوان میکردند.
زیانهای رفتار پادشاه ستمکار و عالِم بدکردار بر مردم
متن با نقل قولی از امیرالمؤمنین علی (ع) آغاز میشود که پادشاه ستمکار و عالم بدکردار را سختترین مردم در آزار رساندن به دیگران معرفی میکند. در ادامه، دو دلیل برای این سختی بیان میشود: نخست، قبح و رسوایی ستم پادشاه بر رعیت خود با وجود وظیفه مراقبت از آنها؛ و دوم، زشتی گناه عالم با وجود علم و دانشش که آن را قبیحتر از گناه جاهل میسازد. در پایان، این احتمال مطرح میشود که مراد از این سختی، آسیب رساندن به مردم در دنیا و آخرت باشد.
بیان بدبختی و فلاکت مردم ایران و ظلم و تعدی حکام و مأموران دولتی بر جان، مال و ناموس آنها
نامه با ابراز ارادت به شاه و تأکید بر دلسوزی برای او آغاز میشود و به این نکته اشاره میکند که راه ارتباط با شاه مسدود شده و عدهای سعی در بدبین کردن شاه نسبت به علما دارند. در ادامه، وضعیت اسفناک مملکت، ظلم و تعدی حکام و مأموران دولتی بر جان، مال و ناموس مردم، فقر و مهاجرت رعایا به کشورهای خارجی را تشریح میکند. سپس، راه حل این مشکلات را تأسیس «مجلس عدالت» میداند که در آن همه اصناف مردم حضور داشته باشند و شاه و گدا در آن مساوی باشند. نامه به وضعیت نان و گوشت و همچنین سربازان اشاره کرده و از عدم رسیدگی به آنها انتقاد میکند. در پایان، به مهاجرت علما به حضرت عبدالعظیم و صدور دستخط شاه برای تأسیس مجلس اشاره میکند، اما از عدم اجرای آن و مخالفت عدهای با مجلس گلایه کرده و از شاه میخواهد که پیش از نابودی کامل مملکت، چارهای بیندیشد و مردم را اسیر استبداد و ذلیل بیگانگان نکند.

تجربهاندوزی از گذشته و پرهیز از اختلاف و چند دستگی سیاسی و سفارش به تعامل افراد و گروههای سیاسی با یکدیگر برای حفظ پیروزی و استقلال
سخنرانی با یادآوری روز خاطرهانگیز ملت ایران و شخصیت دکتر محمد مصدق آغاز میشود. مصدق به عنوان نماد مبارزه علیه ظلم، استبداد و استعمار معرفی شده و وحشت دشمنان از نام و مزار او بیان میگردد. سپس به تحلیل علل شکستها و پیروزیهای ملتها بر اساس آیه «إِنَّ اللهَ لا یُغَیّرُ مَا بِقَومِ حَتَّی یُغَیّرُوا مَا بِأَنفُسِهِم» پرداخته میشود و تغییر روحیات و اخلاق فردی و جمعی به عنوان عامل اصلی عزت و ذلت معرفی میگردد. در ادامه، به زندگی دکتر مصدق و تحول او از طبقه اشراف به مرد ملت اشاره شده و نقش او در نهضت ملی شدن نفت و همکاری با شهید مدرس در مبارزه با نفوذ روس و انگلیس تبیین میشود. سخنرانی به نهضتهای پیشین مانند نهضت سید جمالالدین و نهضت تنباکو اشاره کرده و نقش علما در بیداری ملت را برجسته میسازد. سپس به شکست مشروطیت و ظهور رضاخان به دلیل نفوذ فرصتطلبان و غربزدگان پرداخته و ضعف و زبونی رضاخان در برابر اجنبی را به تصویر میکشد. در بخش بعدی، به اوجگیری نهضت ملی شدن نفت با وحدت گروههای ملی و دینی و نقش مراجع و فداییان اسلام اشاره میشود. سپس علل شکست این نهضت، از جمله تفرقه و نفوذ جاسوسان در میان رهبران (آیتالله کاشانی و دکتر مصدق) و سوءاستفاده از غرور و هوای نفس افراد، تشریح میگردد. سخنرانی با تأکید بر لزوم تجربهاندوزی از گذشته، پرهیز از خودبینی و گروهگرایی، و هوشیاری در برابر دسیسههای دشمنان ادامه مییابد. در پایان، به اهمیت حفظ وحدت و همبستگی ملی، حمایت از دولت فعلی (با وجود کاستیها)، بازسازی ارتش ملی و توجه به مسئولیت تاریخی ملت ایران در قبال نسلهای آینده و جهان اسلام تأکید شده و با آیاتی از قرآن کریم در مورد برادری و اتحاد، به پایان میرسد.
جایگاه و مواضع سیاسی شیعیان نیجریه نسبت به تکثر قومی و مذهبی و سیاستهای دولت آن کشور
مصاحبهای با حجتالاسلام ابراهیم یعقوب زکزاکی، رهبر نهضت اسلامی نیجریه، به معرفی خود و سوابق تحصیلی و فعالیتهای اسلامیاش میپردازد. او ساختار نهضت خود را غیررسمی اما سازمانیافته توصیف میکند که هدف آن اشاعه آگاهی درباره اسلام است. زکزاکی به اتهامات مربوط به ارتباط با کشورهای خارجی و تأمین مالی پاسخ میدهد و تأکید میکند که فعالیتهایشان در چارچوب تواناییهای مالی خودشان است. او تجربه دستگیریهای مکرر خود را بیان میکند و معتقد است که حبس نمیتواند اراده او را از بین ببرد. در ادامه، به قدرت و نفوذ نهضت اسلامی در نیجریه اشاره میکند که از دانشگاه آغاز شده و به روستاها و شهرها گسترش یافته است. او دین اسلام را امری اجتماعی میداند و راهکار خود را برای حل مشکلات جامعه، وجود رهبران خداترس و پرهیز از فساد میداند. زکزاکی اتهامات نظامیگرا و خشونتآمیز بودن جنبش خود را رد میکند و آن را تبلیغات دولت میداند. او حق اعتراض مسالمتآمیز را از حقوق مردم میداند و به عدم نیاز به اجازه پلیس برای گردهماییهای مذهبی اشاره میکند. در پایان، آینده سیاسی نیجریه را به بیداری مردم و به دست گرفتن سرنوشت خودشان وابسته میداند و تفاوتهای قومی و مذهبی را یک برکت الهی میشمارد.

عدم لزوم درج اصل دوم متمم قانون اساسی
متن با استناد به آیه قرآن، به ریشهکن شدن استبداد و جایگزینی آن با عدالت اشاره میکند، اما از وجود بادهای مخالف و تلاش برای ایجاد تفرقه در میان ملت ابراز نگرانی میکند. سپس به شبهات مطرح شده علیه مشروطیت و تلاشهای علمای بزرگی چون سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی برای اثبات حقانیت آن میپردازد. در ادامه، نویسنده به اختلاف نظرها درباره لزوم الحاق مادهای به نظامنامه اساسی (اشاره به اصل دوم متمم قانون اساسی) میپردازد و با طرح سه استدلال، عدم لزوم این الحاق را بیان میکند. استدلال اول بر این پایه است که قوانین مجلس باید بر طبق شریعت باشد و وکلا نیز مسلمان و آگاه هستند و در صورت تخلف، ملت حق نهی از منکر دارد. استدلال دوم به مشکل اختلاف نظر میان پنج نفر طراز اول (مجتهدین ناظر بر مصوبات مجلس) اشاره میکند و استدلال سوم نیز به احتمال سوءاستفاده و تعطیل احکام مجلس توسط این افراد میپردازد و خواستار حل این مشکلات میشود.
درخواست حفظ شئون سید مرتضی اهرمی پس از بازگشت به بوشهر
درخواست برای جبران خسارات و توهینات وارده به سید مرتضی اهرمی بوشهری و بازگرداندن او به بوشهر. همچنین، از وزیر داخله خواسته شده است که با ارسال تلگراف به ایالت فارس و حکومت بوشهر، بر حفظ حدود و شئون سید مرتضی اهرمی تأکید کند.

تشویق سپهدار اعظم به استقرار مجدد مشروطیت
متن با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود و او را در کنف حفظ الهی و خدمت به دین و عدالت و مشروطیت و حراست وطن اسلامی میداند. سپس با اشاره به درایت و غیرت دینی و وطنی مخاطب، ابراز تعجب میکند که چگونه با وجود آگاهی از اهمیت مشروطیت برای حفظ مملکت و ضیق وقت، ایشان سکوت اختیار کردهاند. در پایان، با ابراز خرسندی از اقدامات غیورانه مخاطب، امیدواری میدهد که او همواره مورد تأیید الهی باشد و رجال دیندار و مملکتخواه را از مقاصد فاسد عدهای که دین و دولت را فدای اغراض شخصی میکنند، آگاه سازد و در این لحظات پایانی، مملکت اسلامی را از مهالک استبداد رها سازد.

اهمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و سوقالجیشی خلیج فارس
این مقاله با تأکید بر اهمیت استراتژیک، اقتصادی و سیاسی خلیج فارس آغاز میشود و به سابقه بیتوجهی دولت ایران به این منطقه اشاره میکند. در ادامه، وضعیت جغرافیایی، جمعیتی و تجاری سواحل خلیج فارس را تشریح کرده و به رقابتهای تجاری قدرتهای جهانی در این منطقه میپردازد. سپس، مزیتهای خلیج فارس برای توسعه صنعتی و لزوم ایجاد کارخانجات در آنجا را بیان میکند. در بخش بعدی، به اهمیت سیاسی خلیج فارس از دیدگاه سیاستمداران خارجی اشاره کرده و وضعیت بحرانی فعلی سواحل ایران را ناشی از بیتوجهی و جهالت اهالی و سوءمدیریت حکام محلی میداند. در پایان، راهکارهایی از جمله تشکیل ایالت بحری با مرکزیت بندرعباس، ایجاد اداره بحریه، اصلاح نظام مالیاتی و توسعه مدارس و معارف در منطقه را برای بهبود وضعیت سواحل خلیج فارس پیشنهاد میکند و بر ضرورت اقدامات فوری دولت جدید تأکید میورزد.
نقش عدالت دولت در سعادت دنیوی مردم
متن با بیان رابطه میان عدل و جور با خدمت شهوات به عقول یا بالعکس آغاز میشود. سپس، طلب آخرت را ریشه سعادت و حب دنیا را سرچشمه معصیت معرفی میکند. در ادامه، این اصل را معیاری برای سنجش احکام شرعی قرار میدهد و توضیح میدهد که هر امر الهی به تقویت جنبه عالیه انسان، حفظ جنبه الهی، اعتلای حق و طرد باطل بازمیگردد. در مقابل، هر نهی الهی به اعراض از جنبه سافله، مبارزه با دشمنان خدا و پیروی از شیاطین داخلی و خارجی، از طریق جهاد اکبر و اصغر، مربوط میشود.
انتقاد شدید از هتک حرمت روحانیت و تبعید امام خمینی
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود و به جنایات پانزده خرداد و حبس علما اشاره میکند. سپس به تبعید آیتالله خمینی میپردازد و این اقدام را هتک حرمت مرجعیت و نقض مصونیت قانونی او میداند. در ادامه، هدف آیتالله خمینی را پشتیبانی از دین، کوتاه کردن دست استعمار، جلوگیری از نفوذ بیگانگان و آگاه ساختن ملت ایران از خطرات پیش رو معرفی میکند و تأکید دارد که این هدف، خواسته تمام روحانیت شیعه و اسلام است. متن از دولت میخواهد که به نصایح روحانیون توجه کرده، دستورات اسلام را اجرا کند، از اعمال ننگین دست بردارد و برای فقر و بیکاری مردم چارهای بیندیشد. در پایان، به اسائه ادب وکلای بیموکل و جرائد مزدور به روحانیت اشاره کرده و هشدار میدهد که ملت ایران در موقع مقتضی پاسخ این یاوهسراییها را خواهد داد و روحانیت با وجود تبعید و حبس، از بیان حقایق و جلوگیری از اعمال خلاف قانون دست نخواهد کشید.

انتقاد شدید از مراجع و علمای مخالف مشروطه
وظایف پادشاهان و علما نسبت به مردم و سفارش به مردم درباره پادشاهان
متن با بیان وظایف علما و پادشاهان آغاز میشود و با استناد به احادیث ائمه معصومین (ع)، به سه دسته از طالبان علم اشاره میکند: گروهی که علم را برای جدل، گروهی برای تکبر و فریب مردم، و گروهی برای دانستن و عمل کردن میخواهند. سپس به اهمیت عدل پادشاهان و امرا در صلاح جامعه و فساد ناشی از جور آنها میپردازد و حقوق رعایا بر حاکمان و لزوم عدالتورزی حاکمان را تبیین میکند. در ادامه، به مفاسد تقرب به پادشاهان و ظالمان، عدم اعتماد به آنها، و نهی از یاری رساندن به ستمگران و راضی بودن به ظلمشان میپردازد. در پایان، با اشاره به احادیثی درباره مذمت صوفیه و بدعتگذاران، به خواننده توصیه میکند که با بصیرت و انصاف، راه اهلبیت (ع) را برگزیند و از گمراهی دوری کند.
شرح رفتار مخالفان مشروطه با وی
این روایت به شرح وقایع تبریز در اوایل جمادیالاول ۱۳۲۶ قمری میپردازد، زمانی که خبر تخریب دارالشورای اعظم به تبریز رسید. مستبدین محلات شتربان و سرخاب، با حمایت ایلات و عشایر، در "انجمن اسلامیه" گرد آمدند و به مخالفت با احکام آیات عظام و آزار و اذیت مشروطهخواهان پرداختند. نویسنده که خود را فردی بیطرف و مصلح معرفی میکند، ابتدا در خانه خود گوشهنشین میشود، اما پس از مدتی برای کسب اطمینان به خانه مقتدرالدوله میرود. او از مقتدرالدوله میخواهد که از رئیس انجمن اسلامیه (حاجی میرزا حسن) درباره وضعیت خود استخبار کند. حاجی میرزا حسن در پاسخ، به نویسنده اطمینان میدهد که کسی با او کاری ندارد و میتواند با خیال راحت در خانه خود بماند. با این حال، نویسنده که پیشتر برای جلوگیری از درگیریهای محلی، تفنگهایی را به مجاهدین ششگلان و باغمیشه سپرده بود، به اتهام همکاری با مشروطهخواهان دستگیر و به انجمن اسلامیه برده میشود. در آنجا مورد توهین و تحقیر قرار میگیرد و اموالش غارت میشود. او در بالاخانهای محبوس میشود که در معرض گلولهباران مجاهدین قرار دارد و دو ماه را در شرایط سخت و با بیماری سپری میکند. پس از ورود عینالدوله به تبریز، نویسنده به اردوگاه او منتقل میشود و در آنجا بیگناهی خود را اثبات میکند. شاهزاده به او اجازه میدهد به خانه بازگردد، اما نویسنده به دلیل قولی که به حاجی میرزا حسن داده بود، برای مدتی به باسمنج میرود. در نهایت، پس از مغلوبیت قشون دولتی و فرار مستبدین، نویسنده در ۲۴ رمضانالمبارک با فراغت خاطر به شهر بازمیگردد.
سپاسگزاری از امین السلطان پس از لغو کامل قرارداد توتون و تنباکو
متن با دعا برای امینالسلطان و آرزوی موفقیت او در نشر دین و حراست از اسلام آغاز میشود. سپس از تلاشهای او در لغو قرارداد دخانیه ابراز امتنان شده و تأکید میشود که صلاح دین و دولت و انتظام ملت و مملکت به اهتمام او وابسته است. از امینالسلطان خواسته میشود که به توصیههای خیرخواهانه علما که هدفشان ترویج شرع و تعظیم دولت است، توجه کند و در اجرای اراده شاه برای تجدید معالم دین و اصلاح حال رعایا همکاری نماید. در ادامه، وزرا به آینه دولت تشبیه شده و بیان میشود که مردم، سوانح مملکت را از مساعی آنان میدانند. در پایان، اشاره میشود که مطالب مهم دیگری نیز در نامهای جداگانه توسط حاجی ملا باقر واعظ ارسال شده و امید است که در مورد آنها و همچنین امر قبه مقدسه عسکریین مساعدت لازم صورت گیرد.

وجوب کمک مردم به مجاهدان مشروطهخواه و تلاش آنها جهت افتتاح مجلس و اجرای قانون اساسی
این فتوا با سلام به علما، امرا، تجار و نظامیان شهرهای مازندران آغاز میشود. در ادامه، با اشاره به وضعیت دشوار شیعیان در دست ظالمان و غاصبان، بر لزوم همت و غیرت دینی تأکید میکند. سپس، حکم الهی را مبنی بر وجوب یاری رساندن به ملت، افتتاح مجلس شورای ملی و اجرای قانون اساسی برای همه افراد ملت اعلام میکند و کمک به دولت وقت را حرام و در حکم یاری یزید بن معاویه میداند. در پایان، با دعای خیر و توکل به خداوند، به اتمام میرسد.


نکوهش ابنای زمان و مناجات با یزدان
این سروده با ابراز ناامیدی از وضعیت مردم زمانه آغاز میشود و فقدان نشانههای مسلمانی، انسانیت و دینداری را در میان آنان بیان میکند. در ادامه، به غفلت عمومی از یاد خدا، بیتوجهی به آخرت و سرگرم شدن به امور دنیوی اشاره دارد. سپس به ریاکاری، نفاق، حرص و آز در روابط اجتماعی و دینی مردم میپردازد و آنان را به دلیل دوری از حقیقت دین و پیروی از هوای نفس نکوهش میکند. در پایان، با مناجات با خداوند، درخواست نجات از این وضعیت و بخشش گناهان را مطرح میکند و بر بیزاری خود از اعمال ناشایست تأکید میورزد.
تأکید بر ولایت فقهای جامعالشرایط در عصر غیبت برای اداره امور مسلمانان
در عصر غیبت، خلافت حقیقی بر عهده نایبان امام معصوم است. این دیدگاه در تقابل با نظر غزالی قرار دارد. دلیل این امر آن است که در خلافت نبوی، رعایت و اصلاح قلوب مردم از سوی امام داعی معتبر شمرده میشود، در حالی که در سلطنتهای غاصبانه چنین اعتباری وجود ندارد.
دفاع از نظرات خود درباره مشروطیت و مجلس شورا
متن با اشاره به ظلم و تعدیات عمال سلطنتی و وزرای خائن آغاز میشود که منجر به شکایت مردم به علما و مهاجرت کبری به قم شد. در ادامه، نویسنده بر نقش خود در پیشبرد مشروطیت و عزل عینالدوله و مسیو نوز تأکید میکند. سپس، دیدگاه خود را درباره مشروطیت و محدودیت سلطنت بیان میکند و بر لزوم مطابقت قوانین مجلس شورای ملی با شرع اسلام تأکید میورزد. در بخش پایانی، نویسنده مردم را به بیداری و تشخیص حق از باطل دعوت میکند و نسبت به آزادی بیحد و حصر مطبوعات که به ائمه اطهار توهین میکنند، هشدار میدهد. در انتها، با قسم به قرآن، بر عدم مخالفت خود با اصل مشروطیت و مجلس، مشروط بر اسلامی بودن قوانین، تأکید کرده و از مردم میخواهد که سخنان او را بدون تحریف و دروغ نقل کنند.

برملا کردن وعدههای دروغ انگلیسیها به مردم عراق و مقصر دانستن آنها، اعلام بدون قید و شرط استقلال عراق توسط انگلستان
نامه با اشاره به دریافت نامه فرماندار کل بغداد و انتشار آن در رسانهها آغاز میشود. نویسنده به تلاشهای پیشین خود برای جلوگیری از خونریزی و حفظ جان مردم اشاره میکند و بیان میدارد که راه حل این وضعیت، بازگرداندن حقوق غصب شده مردم است. سپس به اقدامات خشونتآمیز و سرکوبگرانه انگلیسیها از جمله تبعید، کشتار، زندانی کردن و اهانت به رؤسای عشایر اشاره میکند و این اقدامات را در تضاد با ادعاهای انگلستان مبنی بر ترحم، عدالت و آزادی دین و عقیده میداند. در ادامه، نویسنده به تفصیل، هر یک از این سه اصل را از دیدگاه خود تفسیر میکند و نشان میدهد که چگونه اقدامات انگلیسیها دقیقاً خلاف این اصول بوده است. در پایان، نویسنده بر لزوم اعطای استقلال کامل و بدون قید و شرط به مردم عراق تأکید میکند و نسبت به نتیجه مذاکرات مستقیم ابراز ناامیدی میکند.

اظهار نگرانی از قلع و قمع مشروطهخواهان توسط محمدعلی شاه قاجار
متن با ابراز نگرانی از وضعیت ایران آغاز میشود و به این موضوع اشاره دارد که محمدعلی شاه قصد دارد مجلس شورای ملی را به دومای روسیه تبدیل کرده و مشروطهخواهان را به بهانه مفسد و بابی بودن دستگیر کند. در ادامه، نویسنده خواستار اطلاعرسانی سریع در صورت صحت این اخبار است تا اقدامات لازم انجام شود. در پایان، متن به خونریزی و اتلاف جان انسانها، به ویژه مسلمانان، ابراز تأسف میکند و همه گروههای درگیر را انسان و مسلمان میداند که کشته شدن هر یک از آنها جای افسوس دارد. در نهایت، برای هدایت مفسدینی که به خاطر اغراض شخصی از کشتار هزاران نفر ابایی ندارند، دعا میکند.
نصیحت به آقا محمد خان قاجار در خودداری از ستم بر مردم
متن با توصیف وضعیت رنجآور نویسنده و مردم آغاز میشود که ناشی از ظلم و ستم است و چاره را در عرض حال به پادشاه میبیند. در ادامه، با استناد به صفات الهی و رحمت واسعه خداوند، پادشاه را به مهربانی، عدالت و مراقبت از رعایا فرامیخواند و او را به تشبه به اخلاق الهی توصیه میکند. با ذکر داستان حضرت یونس (ع) و رحمت خداوند بر بندگان، بر لزوم مدارا و عدم شتاب در عذاب تأکید میشود. سپس، با رد این توهم که پادشاهی صرفاً تقدیر الهی است و پادشاه در قبال اعمال خود مسئول نیست، به دو قسم پادشاهی (استحقاق و امتحان) اشاره میکند و مسئولیت پادشاه در قبال بندگان را یادآور میشود. در پایان، نقش علما در حفظ دین و دنیای مردم را بیان کرده و از خداوند میخواهد که پادشاه را بر مردم مهربان کند، دولت او را پایدار سازد و او را در مسیر عدالت و عفو یاری دهد.
شرط مصالحه کامل دولت و ملت
متن با اشاره به لزوم پایان دادن به مناقشات دولت و ملت آغاز میشود و علت اصلی خونریزیها و خسارات وارده به ملت را تجاوز به قانون اساسی میداند. در ادامه، بر اهمیت حفظ قانون اساسی اولیه تأکید میشود که به مثابه خونبهای جانفشانیهای مردم است. سپس، به نقش عوامل خارجی در انهدام پارلمان و تلاش برای کسب امتیازات ویرانکننده برای ایران اشاره شده و هشدار داده میشود که تبدیل قانون اساسی منجر به تشکیل پارلمانی ضعیفتر از دومای روسیه خواهد شد و احکام پیشین مراجع در مورد مشروطیت و قانون اساسی را باطل میکند. در پایان، ابراز تأسف میشود که مستبدین هنوز به عواقب وخیم اقدامات خود پی نبردهاند و امید میرود که رجال خیرخواه با جلوگیری از دخالت اجانب، حقوق ملت را بازگردانند.
تکالیف نمایندگان مجلس شورا
متن با توصیف وضعیت آشفته و بحرانی کشور آغاز میشود که در آن استبداد ریشهدار، ملت مقروض و نفوذ بیگانگان مشهود است. سپس به تبیین تکالیف ملت در سه مرحله میپردازد: مطالبه مجلس شورای ملی، انتخاب نمایندگان صالح و تلاش بیوقفه برای اجرای آرای آنان. در ادامه، به تفصیل به ده تکلیف اصلی نمایندگان مجلس شورا اشاره میکند که شامل مسئولیتپذیری، استعفا در صورت عدم توانایی، عدم وابستگی به اغراض شخصی، ارتباط با شاه برای جلوگیری از فتنهانگیزی، مطالبه نمایندگان ولایات، انتخاب نمایندگان از مهاجرین، تکمیل انتخابات در تهران، مشورت با عقلا و تشکیل کمیسیونهای وزارتخانهای برای مسئولیتپذیری وزرا است. متن با تأکید بر آگاهی نمایندگان از وظایفشان به پایان میرسد.
ظهور امام خمینی و انقلاب اسلامی و تغییر نگرش به دین و رسالت رهبران مذهبی و ایجاد بیداری اسلامی
پیش از انقلاب اسلامی، مردم رهبران دینی را افرادی منفک از مسائل سیاسی میدانستند. قیام امام خمینی این نگرش را تغییر داد و نشان داد که رهبران دینی میتوانند در عین دینداری، به مسائل سیاسی نیز آگاه باشند و در جهت اصلاح و تغییر گام بردارند. انقلاب اسلامی با شعار مبارزه با ظلم، تأثیر عمیقی بر مسلمانان و حتی غیرمسلمانان گذاشت و به مردم ستمدیده در سراسر جهان نشان داد که قدرت در دست آنهاست و مبارزه و انقلاب، حتی بدون سلاح، با اتحاد مردم امکانپذیر است. این انقلاب باعث بیداری مردم در کشورهای مختلف شد و تفکر آن به دیگر مناطق جهان صادر گردید. در آینده، بیداری اسلامی به نیجریه نیز خواهد رسید و این امر باعث نگرانی کشورهای غربی شده است که تلاش میکنند با بیثباتسازی نیجریه، مانع از تبدیل شدن آن به یک قدرت منطقهای با مبنای اسلامی شوند.

عدم امکان تشکیل حزب به سبب بیسوادی و ناآگاهی عموم
متن با اشاره به عدم آگاهی عمومی مردم از حقوق و وظایف اجتماعی و بیسوادی گسترده، تشکیل حزب ملی را ناممکن میداند. در ادامه، احزاب غیرملی مانند دموکراتها را نیز مانعی برای حقوق اجتماعی مردم و عامل تفرقه و اخلال معرفی میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
محکومیت شهادت عالم شیعه مصر (شیخ محمدحسن شَحّاته) و چند تن از شیعیان به دست گروه وهابی تکفیری آن کشور، درخواست از دولت مصر جهت مجازات عاملان آن فاجعه و برخورد علمای الازهر با مفتیهای تکفیری
این بیانیه با محکومیت شدید تجاوز تروریستهای سلفی به منزل شیخ حسن شحّاته و شهادت مظلومانه وی و یارانش آغاز میشود. در ادامه، هتک حرمت پیکرهای شهدا و کشاندن اجساد به خیابانها توسط سلفیها در واقعه نیمه شعبان محکوم شده و برای شهدا طلب رحمت و برای مجروحان شفای عاجل میشود. سپس، بر وظیفه حکومت و دستگاه قضایی مصر در محاکمه عاملان این جنایت و برخورد جدی با مفتیهای تکفیری که با صدور فتوای قتل شیعیان، چهره اسلام را مخدوش میکنند، تأکید شده است. در پایان، از علمای الازهر مصر خواسته شده تا در نشر اسلام میانهرو و اعتدالگرا بکوشند و با مفتیهای تکفیری برخورد کنند.
ادامه پیشروی اردوی نظامی مشروطهخواهان شمال و جنوب تا براندازی سلطنت محمدعلی شاه
این نامه با نفرین بر مفسدین و مغرضین آغاز میشود که ریشه مشروطیت را میزنند و عامل تعویق امور ملی و خرابی وطن هستند. سپس بر لزوم حرکت اردوی اصفهان و اردوی شمال به سمت تهران برای براندازی استبداد تأکید میکند و برنامهای چهار مادهای برای این اردوها ارائه میدهد که شامل تأمین مشروطه، حفظ امنیت اهالی و بیطرفان، احترام به سفرا و اتباع خارجی، و برخورد با مخالفان اردو به عنوان دشمن ملت است. در ادامه، از مخاطب میخواهد که صمصامالسلطنه را به حرکت ترغیب کند و تأکید میکند که اکنون بهترین زمان برای حرکت است، زیرا دول خارجی نیز از ستمکاری محمدعلی شاه آگاهند و منتظر حرکت این اردوهای آزادیخواه هستند. نامه با ستایش از حس ملیت و وطندوستی مخاطب و درخواست از خداوند برای موفقیت او در راه عزت ایران و ایرانیان به پایان میرسد.
استشهادیه علما و بزرگان شیراز درباره شهادت شیخ محمد باقر اصطهباناتی
این استشهادیه با آیهای از قرآن کریم آغاز میشود و به شرح واقعه شهادت آیتالله شیخ محمدباقر مجتهد و سید احمد معینالاسلام در شیراز میپردازد. در این متن، جزئیات فجیع این قتلها توسط پسران قوام، از جمله تیرباران، به دار آویختن و سوزاندن جسد، به همراه غارت خانهها و قتل دیگر افراد، بیان شده است. در پایان، از عموم مردم خواسته شده است تا شهادتهای خود را برای آشکار شدن ظلم پسران قوام ثبت کنند.
محکومیت اتحاد جماهیر شوروی در اشغال افغانستان، تجلیل و حمایت از مقاومت مجاهدان افغان در برابر اشغالگران، شکست قطعی شوروی و دولت دستنشانده آن از مردم و مجاهدان
این مجموعه بیانات با ابراز تأسف از عدم توجه شوروی به هشدارهای قبلی در مورد افغانستان آغاز میشود و بر لزوم رها کردن ملت افغانستان برای تعیین سرنوشت خود تأکید دارد. در ادامه، به دخالت شوروی در افغانستان و تأثیرات آن بر ایران اشاره شده و از شوروی خواسته میشود که از دخالت در این کشور اسلامی خودداری کند. سپس، به سرکوب مردم و علمای اسلام توسط حکومت کمونیستی افغانستان و کشته شدن هزاران نفر اشاره میشود و سرنوشت ترهکی، رئیسجمهور وقت افغانستان، به سرنوشت محمدرضا شاه پهلوی تشبیه میگردد. در بخشهای بعدی، به اشتباه شوروی در تصور آرام کردن افغانستان پس از اشغال نظامی اشاره شده و بر مقاومت ملت مسلمان افغانستان تأکید میشود. از ملت و ارتش افغانستان خواسته میشود که از ایران عبرت گرفته و به ملت بپیوندند. در ادامه، از مقاومت چریکهای افغان در برابر قدرت شوروی تجلیل شده و این مقاومت به عنوان شکستی برای ابهت دروغین جهانخواران توصیف میشود. بیانات با محکومیت مجدد اشغال افغانستان توسط شوروی و اعلام پشتیبانی بیدریغ از مسلمانان مظلوم افغان پایان مییابد و بر وظیفه اسلامی دفاع از مظلوم و ستیز با ظالم تأکید میشود. در انتها، به گورباچف توصیه میشود که با نگرشی جدی به اسلام، مسائل جهانی از جمله افغانستان را حل کند و بر شریک دانستن خود در سرنوشت مسلمانان جهان تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
تاکید بر ارتداد امین السلطان (صدر اعظم)
این فتوا با اشاره به عقاید و اعمال فاسد میرزا علیاصغر خان، صدراعظم سابق ایران، که به دین و دولت آسیب رسانده، حکم ارتداد او را تأیید میکند. در ادامه، شایعاتی مبنی بر نسخ این فتوا را تکذیب کرده و تأکید میشود که نسبت دادن نسخ فتوا به صادرکنندگان آن، دروغ محض است. حکم ارتداد همان است که در تاریخ ۲۱ جمادیالثانی صادر شده و هرگونه اشتباه در نسخه چاپی را ناشی از سهو کاتب میداند.



شرط موافقت با حاکم خراسان: پذیرش بازگشت مجدد مشروطیت و فعالیت دوباره انجمن ایالتی
این نامه با اشاره به توافق عمومی مردم خراسان بر سر تشکیل انجمن و اجرای مراسم مشروطیت، به حاکم جدید خراسان (نیرالدوله) اعلام میکند که در صورت موافقت با مشروطیت و احکام انجمن، مردم نیز از او حمایت خواهند کرد. در غیر این صورت، حضور او در خراسان جز دردسر و فساد حاصلی نخواهد داشت و بازگشت او به نفع همه خواهد بود. این نامه به نوعی شرط و شروط علمای مشهد برای پذیرش حاکم جدید را بیان میکند.
ناله و شکایت از ناامنیها و شرارت های نایب حسینکاشانی و همدستانش
متن با ستایش از سید جمالالدین اصفهانی به عنوان رهبر فکری مشروطیت آغاز میشود. سپس به شرح جنایات نایب حسین کاشی و گروهش در کاشان میپردازد که شامل سرقت، غارت، قتل و هتک ناموس مردم بوده است. اشاره میشود که علمای کاشان حکم محارب بودن نایب و اتباعش را صادر کردهاند و او پس از فرار به قم، در حرم متحصن شده است. نویسنده از بیخبری اهالی تهران از وضعیت کاشان گلایه میکند و خواستار رسیدگی جدی به این موضوع و مجازات نایب حسین کاشی میشود. در پایان، از سید جمالالدین اصفهانی درخواست میشود که با همکاری انجمن کاشانیان، برای رفع شر این اشرار اقدام کند تا امنیت به منطقه بازگردد.
سابقه مشروطیت در ایران باستان و اسلام
متن با اشاره به سابقه مشروطیت در ایران باستان، از زمان کیومرث تا پادشاهان ساسانی، آغاز میشود و نحوه انتخاب حاکم، تشکیل مجلس شورا و رسیدگی به شکایات مردم را شرح میدهد. در ادامه، به مشروطه بودن اساس مذهب اسلام و شرع محمدی میپردازد و با استناد به سیره پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع) و آیات قرآن، بر اهمیت مشورت و اتحاد آرا تأکید میکند. سپس، با ذکر مبارزه امام علی (ع) با معاویه و شهادت امام حسین (ع) در برابر ظلم یزید، به لزوم مقابله با ظلم و استبداد اشاره میکند. در پایان، با انتقاد از مخالفان مجلس شورای ملی، آن را برای رفع ظلم، فقر، نفاق و تأمین رفاه و سربلندی مسلمانان و ایرانیان ضروری دانسته و همگان را به اتحاد و حمایت از مجلس فرا میخواند و مخالفان آن را دشمن اسلام معرفی میکند.
عالمان عامل و غیرعامل
متن با حدیثی از امام صادق (ع) آغاز میشود که بر اهمیت طلب علم همراه با حلم، وقار و تواضع تأکید دارد و عالمان متکبر را نکوهش میکند. در ادامه، با استناد به روایاتی از امام صادق (ع) و امیرالمؤمنین (ع)، به تفاوت میان عالمان حقیقی (که دغدغه عمل دارند) و عالمان ظاهری (که تنها به حفظ حدیث میپردازند) اشاره میشود. سپس فضایل علم و لوازم آن از دیدگاه امیرالمؤمنین (ع) برشمرده میشود. در بخش بعدی، طالبان علم به سه دسته تقسیم میشوند: کسانی که برای مجادله و فائق آمدن بر دیگران علم میآموزند، کسانی که به دنبال اعتبار دنیوی و مال هستند، و گروهی که هدفشان رضای الهی و عمل به علم است. صفات و نشانههای هر یک از این سه گروه به تفصیل بیان شده و عواقب سوء دو گروه اول و پاداش گروه سوم ذکر میشود. در پایان، با احادیثی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بر لزوم ترک دنیا و پرهیز از دوستی آن برای عالمان حقیقی تأکید شده و عالمان دنیاپرست به عنوان راهزنان دین معرفی میشوند. همچنین، به نقش مهم امراء و علماء در صلاح و فساد امت اشاره شده و تأثیر اعمال آنها بر جامعه بیان میگردد.
دعوت شیخ محمدحسن کبیر مازندرانی به حمایت از مشروطیت و رد این درخواست از طرف وی


.jpeg&w=3840&q=75)

مخالفت با تفویض ریاست ارتش ایران به ظل السلطان
نامهای به مدیر روزنامه مظفری، با اشاره به مقالهای در حبلالمتین، به نقد پیشنهاد سپهسالاری ظلالسلطان میپردازد. نویسنده با استناد به سوابق استبداد و خونریزی ظلالسلطان در اصفهان، او را فردی خطرناک برای مشروطیت و مجلس شورا معرفی میکند که در صورت کسب قدرت نظامی، مجلس را متفرق و به جان و مال مردم تعرض خواهد کرد. همچنین، پیشبینی میشود که ظلالسلطان با محمدعلی شاه وارد درگیری شده و باعث تلفات و هتک حرمت مردم شود. نویسنده با ذکر خاطرهای از ناصرالدین شاه و فرهاد میرزا، نشان میدهد که حتی ناصرالدین شاه نیز به دلیل شناخت از خوی ظلالسلطان، از سپردن ریاست قشون به او خودداری کرده است. در ادامه، نویسنده به عدم لیاقت نظامی ظلالسلطان و نایبالسلطنه اشاره کرده و هر دو را در فساد مالی و سوءاستفاده از قدرت شریک میداند. در پایان، به ملت هشدار داده میشود که به ریاست ظلالسلطان رضایت ندهند و پیشنهاد میشود که قشون ایران به چند قسمت تقسیم شده و سرداران آن مسئول مجلس باشند تا مجلس شورای ملی به تدوین قانون عسکریه بپردازد.
اثبات مشروعیت نظام مشروطه
تلاش در جهت ایجاد هماهنگی میان ارتش و گروههای معارض عراقی به منظور براندازی رژیم صدام حسین
گفتوگویی با آیتالله سید محمدباقر حکیم درباره طرح پنج مادهای برای رهایی مردم عراق از رژیم صدام حسین ارائه شده است. این طرح شامل محورهایی چون ادامه حرکت جهادی مردم، جذب ارتش عراق به سمت مردم، یکپارچگی جنبشهای مخالف حزب بعث، هماهنگی دولتهای منطقه در قبال رژیم عراق و نقش افکار عمومی جهان در حمایت از مردم عراق است. در ادامه، به اقدامات انجام شده برای بیطرف کردن ارتش عراق، درخواست کمکهای نظامی از کشورهای همسایه و شرایط آن، وضعیت گفتوگوها برای برگزاری همایش مخالفان عراقی و ارزیابی همایش بیروت پرداخته میشود. همچنین، دلایل خروج گروههای کرد از کمیته کار مشترک و مذاکره با رژیم صدام، موضع مجلس اعلای انقلاب اسلامی در قبال این مسئله، امکان برگزاری همایش آینده در داخل عراق، دلایل عدم حمایت نیروهای چند ملیتی از شیعیان جنوب و پیشبینی آینده کردستان عراق مورد بحث قرار میگیرد. در پایان، به اهداف سفر هیئت مجلس اعلای انقلاب اسلامی به عربستان سعودی و ارزیابی عملکرد مجلس اعلا در برابر انتقادات اشاره میشود.

"معامله قرن"، سلب حقوق ملت فلسطین و نفرت و مخالفت مسلمانان هند با آن
پیامی به مناسبت روز جهانی قدس صادر شده است که در آن «معامله قرن» توطئهای برای سلب حقوق مردم فلسطین معرفی میشود. در این پیام، بر عدم پذیرش این طرح توسط ملت اسلامی و ابراز نفرت مسلمانان هند از رژیم اسرائیل و آمریکا در راهپیماییهای روز قدس تأکید شده است.
وجوب احقاق حقوق سیاسی توسط عراقیها با قوه قهریه در صورت عدم قبول آن توسط انگلیسیها
این فتوا بر وجوب مطالبه حقوق سیاسی توسط مردم عراق تأکید میکند. در ابتدا، رعایت صلح و آرامش در این مطالبه توصیه شده است. اما در صورت امتناع انگلیسیها از پذیرش این مطالبات، توسل به قوه دفاعی و مقاومت جایز شمرده شده است.

لزوم عدالت برای پادشاهان
متن با بیان اهمیت عدالت برای پادشاهان آغاز میشود و هشت فایده اصلی آن را برمیشمارد: کسب رضایت الهی، پاداش اخروی، شکرگزاری نعمتها، حفظ امانت رعایا، کسب نام نیکو، دعای خیر مردم، برکت در نسل و آبادانی کشور. در ادامه، با استناد به سخنان امام علی (ع)، بر لزوم هوشیاری و آمادگی پادشاهان در برابر دشمنان و تغییرات زمانه تأکید میشود. سپس، سه رکن اصلی حفظ دولت و پادشاهی شامل رضایت باطنی خداوند، محافظت ظاهری از رعیت و خزانه و سپاه، و اجرای عدالت و احسان و مبارزه با ظلم تشریح میگردد. در پایان، با ذکر حکایاتی از قباد و باغ انار، تأثیر نیت پادشاه بر برکت و آبادانی کشور و همچنین نقش دعای مظلومان در سرنوشت حکومتها تبیین میشود.
تنها راه استقرار آرامش: اعلام عفو عمومی و تشکیل مجدد مجلس شورا
نامه با تأکید بر مخالفت با آشوب و هرج و مرج و حرمت تعرض به سلطنت شیعه آغاز میشود. سپس به تقصیر مأموران دولتی در تشدید اوضاع تبریز و خرابیهای ناشی از آن اشاره میکند. در ادامه، به بینتیجه بودن شدت عمل و خونریزی اشاره کرده و تنها راه علاج را عفو عمومی و تأسیس مجدد مجلس شورا میداند. در پایان، نویسنده بر هدف خود مبنی بر رفع آشوب، قطع مداخله اجانب و دوام سلطنت تأکید کرده و از مخاطب میخواهد به جای بحث علمی، به اصل علاج بپردازد و آخرین تصمیم خود را صراحتاً اعلام کند تا نویسنده تکلیف خود را بداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ترجیح نظام مشروطیت بر استبداد و تکلیف شرعی همه برای بازگشت و استقرار مجدد آن




خبرخواهی و صلح طلبی عین الدوله
.jpeg&w=3840&q=75)
فرجام غرور و نخوت و بیخبری پادشاه
متن با حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) آغاز میشود که بیداری برای حفظ امور و تلاش برای صلاح عموم را از نشانههای دولت و کمال سعادت میداند و مستی غفلت و غرور را از مستی شرابها بدتر توصیف میکند. سپس به نقد غرور و خودپسندی حاکمان میپردازد و بیان میکند که سلطنت و فرمانروایی، با وجود ناپایداری و آفات بسیار، شایسته غرور نیست. در ادامه، با استناد به تجربیات تاریخی و کتب سِیَر، هشدار میدهد که هر حاکمی که دچار نخوت و غفلت شود، به زودی از تخت عزت به ذلت خواهد افتاد و سرنوشت او عبرتی برای دیگران خواهد شد. در پایان، تأکید میشود که انسان، با توجه به ضعف و نیاز خود به دیگران، سزاوار خودپسندی و تکبر نیست.
معنی عدالت
عدل و عدالت دو معنای مشهور دارد؛ یکی در مقابل فسق که به معنای عدم ارتکاب گناه کبیره و اصرار بر صغیره است. معنای دوم در مقابل ظلم و جور است که در مورد پادشاهان و حاکمان به کار میرود و به معنای عدم ستم و تعدی بر مردم در مالیات و سایر امور است. این معنا همچنین شامل دادرسی و جلوگیری از ظلم و جور و گرفتن حق مظلوم از ظالم میشود. عدالت در هر دو معنا، موجب کرامت و برتری و همچنین فیروزی در خیرات اخروی و دنیوی است و در معنای دوم میتواند به معنای پیروزی بر دشمنان نیز باشد.
لزوم همدلی دولت و نمایندگان مجلس و توجه جدی آنها به امور مهم
متن با استناد به آیات قرآن و اشعار فارسی، وضعیت آشفته کشور از جمله هرج و مرج، قتل و غارت و هتک اعراض را توصیف میکند و آن را با آرامش دوران اولیه مشروطه مقایسه میکند. سپس به نقد عملکرد نمایندگان مجلس میپردازد که با وعدههای توخالی، امور را ناتمام رها میکنند و به وضعیت نابسامان کشور رسیدگی نمیکنند. در ادامه، سه راهکار برای برونرفت از وضعیت فعلی ارائه میشود: بازگشت به استبداد (که آن را کفرآمیز و محال میداند)، ادامه وضعیت هرج و مرج (که منجر به تسلط اجانب میشود)، یا همکاری دولت و مجلس با محوریت شاه برای اصلاح امور. در پایان، دو پیشنهاد عملی برای اصلاح امور مالی (تمرکز مالیات در بانک ملی) و نظامی (تشکیل سرباز ملی) ارائه میدهد و از مدیر روزنامه حبلالمتین میخواهد که به ناتمام ماندن کارهای مجلس رسیدگی کند و دلیل آن را جویا شود.
تأیید مشروطه و مجلس شورای ملی
متن با تأیید فواید عظیم مجلس شورای ملی برای دین، دولت و مملکت آغاز میشود. در ادامه، بیانات شیخ مرتضی مجتهد آشتیانی در تبیین و استحکام این مجلس را از وظایف مهم دینپروری میداند. در پایان، امیدواری به بذل عنایات ملوکانه پادشاه برای تثبیت این امر و برقراری عدالت انوشیروانی به نام او و جلب دعای علما و رعایا ابراز میشود.

لزوم اجرای حدود شرعی در عصر غیبت توسط فقیه
این متن به بررسی جواز و لزوم اجرای حدود شرعی توسط فقها در عصر غیبت میپردازد. در ابتدا، با استناد به روایت عمربن حنظله و حجیت اجماع، بر اتفاق فقها در این زمینه تأکید میشود. سپس، با اشاره به نصوصی که بر عدم خالی ماندن زمین از حجت دلالت دارند، این اجماع تقویت میگردد. در ادامه، استدلال میشود که عدم اجرای حدود در عصر غیبت به تعطیلی احکام الهی و اختلال نظام منجر خواهد شد، در حالی که هدف از وضع حدود، حفظ شریعت و مراقبت از نفوس مردم است. در پایان، تأکید میشود که اجرای احکام الهی، از جمله حدود، در عصر غیبت بر عهده فقهای جامع الشرایط است و هیچ تأخیری در اجرای آنها به هیچ دلیلی جایز نیست، حتی اگر به دستور حاکم یا مأمورین حکومتی باشد.
.jpeg&w=3840&q=75)
افشای مواضع فرصتطلبانه انگلستان و روسیه در حمایت از مشروطیت ایران
متن با تبیین تفاوت انسان و حیوان در قابلیت ترقی و آزادی اراده آغاز میشود و بیان میکند که جهل میتواند مانع پیشرفت انسان شود و او را به ورطه وحشیت بکشاند. سپس به این نکته اشاره میکند که اروپاییان، مسلمانان و آسیاییها را وحشی مینامند تا از آنها بهرهبرداری کنند، نه از سر دلسوزی. در ادامه، نویسنده به موانع پیشرفت ایرانیان اشاره میکند که دو قدرت استعماری (روسیه و انگلیس) هستند. متن به نقد شدید سیاستهای روسیه میپردازد و آن را قصاب نوع بشر میخواند که با اقدامات غاصبانه خود در ایران، منفور مسلمانان آسیا شده است. سپس به غفلت سر ادوارد گری (وزیر خارجه وقت انگلیس) در همراهی با روسیه اشاره میکند و این همراهی را موجب کاهش منزلت انگلیس در میان ایرانیان و مسلمانان میداند. نویسنده استدلال میکند که منافع اقتصادی و سیاسی انگلیس در آسیا با همراهی ایرانیان تأمین میشود، نه با روسیه. در پایان، با ذکر شواهدی از کارشکنیهای روسیه علیه انگلیس در ایران و سوءظن روحانیون نسبت به اقدامات کنسول انگلیس در بغداد، از پادشاه انگلیس میخواهد که از همدستی با روسیه دست بردارد و به حقانیت بازگردد.
انتفاضه؛ نقطه پایان بر عمر رژیم جعلی، متجاوز و ستمگر اسرائیل و آزادی کامل فلسطین؛ طرح جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به این هدف
سخنرانی با اشاره به آیات قرآن، مسئله فلسطین را مهمترین موضوع جهان اسلام معرفی میکند و پنج ویژگی منحصر به فرد آن را برمیشمارد: غصب یک کشور مسلمان، جنایات مستمر، تهدید مراکز دینی، نقش پایگاه استکباری اسرائیل و گسترش نفوذ صهیونیسم. سپس به نقش بیداری اسلامی در منطقه و تأثیر آن بر مسئله فلسطین میپردازد و پیروزیهای مقاومت در لبنان و غزه را از عوامل مهم تلاطم ملتهای منطقه ذکر میکند. در ادامه، تاریخچه اشغال فلسطین، نقش استعمارگران و ناکامی مقاومتهای اولیه و ارتشهای عربی را بررسی میکند. سخنرانی به ضعف سازمان آزادیبخش فلسطین به دلیل دوری از ایمان اسلامی و مردم اشاره کرده و تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر احیای مقاومت و تشکیل گروههای مجاهد فلسطینی را تشریح میکند. سپس به شکستهای رژیم صهیونیستی در سه دهه اخیر و تحرکات سازشکارانه مانند پیمان کمپ دیوید و قرارداد اسلو میپردازد و آنها را بیاعتبار میداند. در پایان، طرح جمهوری اسلامی ایران برای حل مسئله فلسطین را که شامل همهپرسی از تمام مردم اصلی فلسطین (مسلمان، مسیحی، یهودی) است، ارائه میدهد و بر لزوم قطع روابط دولتهای اسلامی با رژیم صهیونیستی و ادامه مقاومت تأکید میکند. همچنین به کشورهای غربی هشدار میدهد که از حمایت صهیونیستها دست بردارند و به رئیسجمهور آمریکا به دلیل حمایت از امنیت اسرائیل انتقاد میکند و پیشبینی میکند که خط قرمز او توسط ملتهای مسلمان شکسته خواهد شد.
.png&w=3840&q=75)
امتیازات انقلاب اسلامی ایران نسبت به سه انقلاب معاصر جهان (انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه، انقلاب الجزایر)، آفتهای احتمالی انقلاب اسلامی و راههای پیشگیری از آنها
سخنرانی با تأکید بر اهمیت آسیبشناسی انقلاب اسلامی آغاز میشود و بیان میکند که این آسیبشناسی لزوماً به معنای وجود آسیبها در حال حاضر نیست، بلکه شامل بررسی آسیبهای ممکن در آینده نیز میشود. در ادامه، با رد تبلیغات دشمنان مبنی بر پیری و ناتوانی انقلاب، بر جوانی و قدرت بنیه آن تأکید میشود. سپس، انقلاب اسلامی ایران با سه انقلاب بزرگ معاصر (فرانسه، شوروی و الجزایر) مقایسه شده و نشان داده میشود که انقلاب ایران پس از بیست سال، برخلاف آن انقلابها، دچار آسیبهای جدی نشده است. منشأ این قدرت و آسیبناپذیری، ایمان و تدین مردم معرفی میشود. در بخش بعدی، به نقش عوامل درونی و بیرونی در آسیبرسانی به انقلاب پرداخته میشود و با اشاره به دشمنیهای خارجی علیه انقلاب اسلامی (مانند کمک به عراق در جنگ تحمیلی)، تأکید میشود که عوامل درونی، از جمله ضعف ایمان، سوء عملکرد و دنیاطلبی، مهمترین آسیبها هستند. در پایان، بر لزوم مقابله فکری و عقلانی با بیایمانی و دنیاطلبی، ترویج سادهزیستی و نقش مهم روشنفکران، روحانیون، مسئولین دانشگاهها، دانشجویان و صدا و سیما در حفظ و تقویت انقلاب تأکید میشود و با اشاره به وعده الهی در یاری رساندن به کسانی که خدا را یاری میکنند، سخنرانی به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
تایید فتاوای منسوب به خود و عدم پرداخت مالیات به دولت
این بیانیه با تأکید بر وجوب اهتمام به مشروطیت و قطع دست ظالمان از تعدی به جان و مال مردم آغاز میشود. در ادامه، فتاوای پیشین صادر شده از سوی نویسندگان مبنی بر حرمت پرداخت مالیات به حکام فعلی ایران و همچنین حرمت هرگونه مساعدت در مقابل مشروطهخواهان تبریز و سایر مناطق، تأیید و صحت آنها مورد تأکید قرار میگیرد. نویسندگان، تشکیک در این احکام را عجیب دانسته و آن را ناشی از اعتماد به اکاذیب و مفتریات تلگرافات تهران میدانند. در پایان، به عموم مسلمانان اعلام میشود که حفظ دین مبین در گرو عدم پرداخت مالیات به حاکم فعلی و همراهی با مشروطهخواهان تبریز است، چرا که استبدادخواهی جائرین، ممالک اسلامی را در خطر عظیمی قرار داده است.


تبریک انتفاضه پیروز مردم تونس، تلاش در جهت ایجاد حکومتی عادل بر اساس ارزشهای اسلامی
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر اسلام آغاز میشود و به مردم مسلمان و غیور تونس، علما و اساتید دانشگاه زیتونه، پیروزی انقلابشان و بازگشت به اصالت و ارزشهای اسلامی را تبریک میگوید. در ادامه، به پیروزی مردم تونس بر ظالمان و اراذلی که رنج و استضعاف طولانی بر آنان تحمیل کرده بودند، اشاره میکند و این خیزش را با اقتدار، عزت و غیرت تمام توصیف میکند که منجر به برافراشته شدن پرچم اسلام شده است. سپس، تونس را شکوفا شده و ملت آن را نشاندهنده حمیت، شجاعت و هویت اسلامی خویش به جهانیان معرفی میکند و این بازگشت را مایه افتخار تمامی مسلمانان میداند. در پایان، مردم تونس را به تلاش برای ایجاد حکومتی عادل بر اساس ارزشها و حدود اسلامی و تمسک به برادری و هویت اصیل خود فرا میخواند و با دعا برای صبر و استواری آنان به پایان میرسد.

اعلام مواضع راجع به حمله نظامی عربستان سعودی و ائتلاف عربی به یمن و آینده جنگ نابرابر: پیروزی قطعی ملت یمن
سخنرانی با تأکید بر پیروزی قطعی ملت یمن و انصارالله آغاز میشود و این پیروزی را نتیجه ایمان به خدا و وعدههای الهی میداند. در ادامه، جنگ یمن را یک درگیری سیاسی و نه مذهبی معرفی میکند و ادعای شیعه و سنی بودن آن را رد میکند. سپس به موضوع ایجاد خلأ سیاسی توسط رئیسجمهور مستعفی یمن و حمله کشورهای بیگانه به این کشور میپردازد و حمایت آمریکا از متجاوزان را محکوم میکند. در بخش دیگری، به بمباران مناطق غیرنظامی یمن توسط سعودیها و سکوت مجامع بینالمللی، بهویژه صدور قطعنامهای ننگین که بمبارانشونده را محکوم میکند، اشاره میکند. در ادامه، به محاصره مبارزان یمنی و ادعاهای بیاساس درباره ارسال موشک از ایران میپردازد و بر لزوم کمک به مظلوم تأکید میکند. در پایان، مقاومت را تنها راه پیروزی ملت یمن در برابر شکنجههای دولت سعودی و آمریکا میداند و بر توانایی ملت یمن برای تعیین سرنوشت خود و ایستادگی جوانان مؤمن در برابر دشمن تأکید میکند.
.png&w=3840&q=75)
شکایت از مداخلات ناروای مأموران روس و عثمانی
متن با خطاب به وزرا، وکلا، علما، سرداران و غازیان اسلام و غیرتمندان وطن آغاز میشود و وضعیت اسارت ملت مظلوم در برابر بیداد اجانب و لگدمال شدن وطن را مورد پرسش قرار میدهد. سپس به شرح واقعهای میپردازد که در پی یک نزاع جزئی، کنسول روس و شهبندر عثمانی به همراه قزاقان روس بدون اطلاع مقامات محلی وارد لاهیجان شدهاند. این اقدام در حالی صورت گرفته که پس از اطلاع از مأموریت مکرمالملک برای رسیدگی، کنسول روس و همراهانش بدون انجام تحقیق و استنطاق، به رشت بازگشتهاند. در پایان، متن با طرح این پرسش که آیا رفتار کنسول و شهبندر عثمانی نشاندهنده عداوت آنها نیست و چرا تکلیف مردم مظلوم لاهیجان مشخص نمیشود، به این نکته اشاره میکند که آیا لاهیجان و مردم آن از خاک ایران خارج محسوب میشوند و چرا حتی از امنیت حیوانات نیز برخوردار نیستند.
محکومیت رژیم بحرین در محروم نمودن مردم انقلابی آن کشور از حقوق اولیه شهروندی و سرکوب آزادیخواهان
متن با طرح این مسئله آغاز میشود که ملت بحرین از حقوق سیاسی خود محروم است و وظیفه جریانهای معارض را ادامه فعالیت برای اصلاح وضعیت میداند. در ادامه، به وضعیت زندانهای بحرین و صدور احکام ظالمانه، از جمله اعدام بر اساس اعترافات تحت شکنجه، اشاره میکند و تجاوزات رسمی حکومت در ابعاد مختلف را مورد انتقاد قرار میدهد. سپس، با طرح دو موضع ملت و حکومت، پیشنهاد میکند که با قضاوت دین، وجدان انسانی و قوانین عادلانه، مشخص شود کدام طرف مخل روابط و عامل بحران است. در پایان، بر ضرورت ایجاد راهحلهای صلحآمیز، تأمین منافع ملی، برقراری رابطه سیاسی عادلانه و به رسمیت شناختن حقوق ملت تأکید میکند و لغو احکام اعدام و آزادی زندانیان سیاسی را راه حل این وضعیت میداند و تحقق این امر را برای عدالتخواهان ممکن میشمارد.

آینده انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با تعریف انقلاب و تمایز آن از کودتا آغاز میشود و انقلاب را طغیان مردمی علیه نظم موجود برای رسیدن به آرمانهای مطلوب معرفی میکند. در ادامه، به نقش مکاتب در ایجاد انقلاب میپردازد و اسلام را به دلیل دارا بودن عناصر تعرض و تهاجم (مانند جهاد و امر به معروف و نهی از منکر) مکتبی انقلابی میداند. سپس سه ریشه اصلی برای انقلابها را برمیشمارد: محرومیت مادی (انقلابهای طبقاتی)، مسائل انسانی مانند آزادی (انقلابهای آزادیخواهانه) و مکتب و ایدئولوژی (انقلابهای پیامبرانه). در پایان، انقلاب اسلامی ایران را یک انقلاب ایدئولوژیک معرفی میکند که همه عوامل آن، از جمله مبارزه با بیعدالتی، استبداد و استعمار، رنگ اسلامی به خود گرفته و بر مبنای تعالیم اسلام و سیره ائمه (ع) شکل گرفته است. سخنرانی با تأکید بر ضرورت شناخت دقیق ابعاد انقلاب برای حفظ و هدایت آن و دعای خیر برای مسلمین به پایان میرسد.

علل و عوامل عقبماندگی کشور و لزوم حفظ استقلال و اخراج قوای اشغالگر روس
متن با تبیین مفهوم «غنای حقیقی» که مختص خداوند است و «غنای خیالی» که در انسانها و دولتهای قدرتمند منجر به طغیان و استبداد میشود، آغاز میگردد. در ادامه، به مقایسه وضعیت گذشته و حال جوامع پرداخته و بیان میکند که در گذشته، اغنیا و قدرتمندان خود را صاحب اختیار مردم میدانستند، اما در عصر حاضر، عقلا بر این باورند که هر فرد و ملتی باید امور خود را اداره کند و قانون باید حاکم مطلق باشد. سپس، به دسیسههای متنفذین داخلی و خارجی برای جلوگیری از اجرای قانون و بیداری مردم اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه این افراد با دستاویز قرار دادن دین، سعی در تضعیف علم و اقتدار و حفظ جهل و ضعف مردم دارند تا بتوانند مقاصد خود را پیش ببرند. در پایان، با انتقاد از غفلت مردم نسبت به اشغال کشور توسط قوای روس و ابراز تأسف از عدم اتحاد و اتفاق، خواستار حرکت ملی و نهضت دیانتی برای حفظ عزت و استقلال مسلمین میشود.
عدم اعتماد به وعدههای مصالحه محمدعلی شاه
وجوب حمایت عموم مسلمانان از مشروطیت و اظهار تشکر از خدمات شیخ علی لاهیجی در آن باره
این نامه با ستایش از اقدامات شیخ علی لاهیجی در پیشبرد مشروطیت آغاز میشود و از زحمات او در این راه تقدیر میکند. سپس به اهمیت آگاهسازی مسلمانان از محاسن مشروطیت و معایب استبداد میپردازد و تأکید میکند که ایستادگی مشروطهخواهان، آزادی و استقلال را برای نسلهای آینده به ارمغان خواهد آورد. در ادامه، به وجوب شرعی اقامه مشروطه و همراهی مسلمانان با آن اشاره کرده و پرداخت مالیات و حمایت از ظالمان را حرام میشمارد. در پایان، نویسنده هدف خود را حفظ اسلام و جان و مال مسلمانان اعلام میکند و از مخاطب میخواهد که این احکام را به عموم مردم و ایلات ابلاغ کند تا همگان از تکلیف شرعی خود آگاه شوند.

تبیین و تشریح مشروطیت و دعوت مردم قزوین به تبعیت از احکام مراجع مشروطهخواه در حمایت از مشروطیت
این نامه با سلام و تحیات به علما، مجتهدین، طلاب و عموم مؤمنین قزوین آغاز میشود و به عدم تحرک مردم قزوین در حمایت از مشروطیت، برخلاف سایر شهرها، انتقاد میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر لزوم عدم تمسک به ظالمین و قبح ظلم تأکید شده و مشروطیت به عنوان راهی برای جلوگیری از ظلم حکام و حفظ استقلال مملکت و اعتلای اسلام معرفی میشود. نویسنده، مشروطیت را مطابق با احکام الهی و در راستای ترفیه حال فقرا و نجات مسلمانان از دست متکبرین و مفسدین میداند. در پایان، از علمای قزوین خواسته میشود که مردم را به اطاعت از احکام الهی و مراجع تشویق کرده و با سپهدار اعظم همراهی کنند تا از بیمبالاتی به احکام و بیتدینی دوری جویند. نامه با پندهایی در مورد خرد، مروت، پرهیزگاری و عدالت و دعایی برای رهایی از ستم ظالمان و توفیق در پیروی از پیشوایان راستین به پایان میرسد.
بهانهجوییها و فریبکاریهای روسیه در تداوم اشغال کشور و همنوایی عوامل داخلی آنها و لزوم تحریم کالاهای روسی
این متن با اشاره به مکتوب قونسولگری روس، به تحلیل اظهارات مأمور سیاسی روسیه میپردازد و فریبکاریهای او را در توجیه ادامه اشغال ایران آشکار میکند. در ادامه، به نقد تغییر موضع روسها در مورد خروج نیروهایشان از ایران میپردازد و تأکید میکند که روسها به بهانه حفظ منافع تجاری خود، قصد خروج از ایران را ندارند. سپس، از هموطنان میخواهد که برای حفظ عزت، شرف، وطن، استقلال و دین خود، با کنار گذاشتن نفاق داخلی، برای اخراج قوای روس از کشور تلاش کرده و کالاهای روسی را تحریم کنند. در بخش پایانی، به انتقاد شدید از برخی رجال و صاحبان نفوذ داخلی میپردازد که به دلیل منافع شخصی، با روسها همکاری کرده و به استقلال کشور خیانت میکنند. متن با هشدار به این متنفذین مبنی بر عواقب خیانتشان و دعوت به همراهی با ملت برای نجات کشور از ورطه هلاکت به پایان میرسد.
حمایت قاطع رهبری ایران از ملت فلسطین عامل تداوم حرکت ضد صهیونیستی، ضرورت محاکمه سران رژیم صهیونیستی به عنوان جنایتکاران جنگی، انتقاد از سازمانهای بینالمللی نسبت به جنایات آنها
سخنرانی با ستایش از نقش رهبری ایران در ایجاد خودباوری و حمایت از ملت فلسطین آغاز میشود. در ادامه، بر ضرورت محاکمه سران رژیم صهیونیستی به عنوان جنایتکاران جنگی تأکید شده و بیتوجهی سازمانهای بینالمللی در قبال جنایات اسرائیل مورد انتقاد قرار میگیرد. سخنران مقاومت مردم فلسطین و لبنان را تنها عامل فشار بر اسرائیل و پیروزی در جنگهای ۳۳ روزه و غزه میداند. در پایان، با اشاره به احیای مسئله فلسطین توسط امام خمینی و نقش ایران در حمایت از مقاومت، بر تداوم مقاومت و توکل به خدا برای دستیابی به پیروزی نهایی تأکید میشود.

انتقاد از زورگویی و ستم نادرشاه افشار
این متن به توصیف ظلم و ستم نادرشاه افشار و پیامدهای آن میپردازد. در ابتدا، به شیوههای نادرشاه در اخذ مالیاتهای سنگین و بیحساب و کتاب از مردم بیگناه اشاره میکند که حتی به خویشاوندان و شهرها نیز تسری مییافت. سپس، به ساخت کلهمنارهها از سر ضعفا و بیگناهان در مسیر حرکت نادرشاه اشاره دارد. در ادامه، وضعیت قحطی و گرانی شدید نان در سالهای ۱۱۵۵ تا ۱۱۶۱ قمری را شرح میدهد که منجر به مرگ و میر گسترده مردم از گرسنگی و حتی خوردن علف توسط آنان شد. در بخش پایانی، به اجبار رعایا برای تأمین آذوقه سپاهیان و فروش فرزندانشان به افغانها و ازبکها به دلیل فقر مفرط اشاره میکند. همچنین، از سوءاستفاده اشرار از این وضعیت برای قتل و غارت مردم آبرومند و حتی فروش روغن انسان سخن میگوید و در نهایت، به نقل قولی از غسالباشی اصفهان اشاره میکند که بیست هزار نفر از گرسنگی مرده بودند.
تحریم فیلم توهینآمیز امریکایی به ساحت پیامبر اسلام (ص)، انتقاد شدید از سران دولتهای اسلامی به سبب سکوت در برابر آن، درخواست از ملت امریکا و روحانیون مسیحی و عموم مسلمانان در محکومیت و اعتراض به این فیلم
این بیانیه با استناد به آیه قرآن، به وضعیت اسفناک مسلمانان در نقاط مختلف جهان و سکوت دولتهای اسلامی در برابر ظلم قدرتهای استکباری میپردازد. سپس به ساخت فیلم توهینآمیز به پیامبر اسلام (ص) اشاره کرده و سکوت حاکمان کشورهای اسلامی را در این زمینه به شدت محکوم میکند. در ادامه، از سران دولتهای اسلامی میخواهد که سکوت خود را شکسته و این توهین را محکوم کنند. همچنین، از ملت آمریکا و مسیحیان میخواهد که موضع شرافتمندانهای در قبال این فیلم اتخاذ کنند. در پایان، حکم تحریم کامل این فیلم را صادر کرده و از مسلمانان و شخصیتهای متنفذ میخواهد که برای جلوگیری از انتشار آن تلاش کنند و از راهپیماییهای اعتراضی مسلمانان تقدیر میکند.

ابراز تأثر شدید از اعدام شیخ نمر و گروهی از شیعیان بحرین به دست حکام آلسعود و گسترش خشونت و ترور و تفرقه در میان مسلمانان
متن با آیه ای از قرآن کریم آغاز میشود و به خبر اعدام شیخ نمر باقر النمر و یارانش اشاره میکند و آن را مایه تأثر شدید میداند. این فاجعه را ادامه جنایاتی میداند که به آشوب کشیدن منطقه، حمایت از ترور و خشونت و ایجاد تفرقه میان مسلمانان منجر شده است. در ادامه، حکومت آلسعود را از اقدامات تروریستی و خشونتبار برحذر میدارد و توصیه میکند که برای بقای خود به جای اتکا به دشمنان اسلام و تجاوز به همسایگان، به تأمین حقوق شهروندان، رعایت حسن همجواری و اخوت و برادری در امت اسلام بپردازد. در پایان، این ضایعه را به امام زمان (عج)، امت اسلام، حوزههای علمیه، خصوصاً شیعیان و علمای عربستان تسلیت گفته و برای شهیدان رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و اجر مسئلت میکند و از خداوند متعال برای امت اسلام ترحم و دفع کید دشمنان را درخواست میکند.

تمجید از مردمداری و عدالتگستری کریمخان زند
متن با ستایش از دوران حکومت کریمخان زند آغاز میشود و وضعیت آسایش مردم، ارزانی خوراکیها و رونق ساخت مساجد و آبادانی را توصیف میکند. در ادامه، به تمجید از شخصیت کریمخان زند پرداخته و او را با پادشاهان بزرگ تاریخ ایران مقایسه میکند. ویژگیهایی چون تدبیر، شجاعت، مروت و جهانداری او برجسته شده و به تواضع او در عدم انتساب عنوان «شاه» به خود و انتخاب «وکیل دولت» اشاره میشود. متن به گستردگی قلمرو حکومت کریمخان و بیاعتنایی او به ثروتهای مادی مانند جواهرات گرانبها میپردازد. در پایان، به بذل و بخشش او به ضعفا، پوشیدن لباس ساده و رسیدگی به شکایات مردم، حتی در برابر فرزندان خود، اشاره شده و آثار خیر و شجاعت بینظیر او در شیراز مورد تأکید قرار میگیرد.
دفاع از مردم و مقاومت فلسطین، وظیفهای انسانی و اسلامی، لزوم محاکمه سران رژیم اسرائیل در دادگاههای داخلی و بینالمللی کشورها به عنوان جنایتکاران جنگی
سخنرانی با نقد کنفرانس شرمالشیخ آغاز میشود که آن را تلاشی برای تداوم اهداف آمریکا و اروپا تحت پوشش کمکهای انسانی به فلسطین میداند و مقاومت مردم غزه را ستایش میکند. در ادامه، تفاوت کنفرانس شرمالشیخ (که حماس در آن حضور ندارد) با جلسه تهران (که برای حمایت از غزه تشکیل شده) برجسته میشود و حمایت ایران از فلسطین به عنوان یک تکلیف اسلامی و انقلابی، ریشهدار در اندیشههای امام خمینی (ره) و مخالفت ایشان با صهیونیسم، تبیین میگردد. در بخش پایانی، بر وظیفه دینی و مکتبی حمایت از مظلومان فلسطین تأکید شده و راهکار مقام معظم رهبری برای حل مسئله فلسطین از طریق همهپرسی با مشارکت همه ساکنان اصلی (مسلمان، مسیحی و یهودی) مطرح میشود. همچنین، لزوم تحریم اسرائیل توسط دولتهای اسلامی و پیگیری قضایی جنایات این رژیم در دادگاههای داخلی و بینالمللی، با استناد به قوانین بینالمللی و داخلی ایران، مورد تأکید قرار میگیرد.

تبریک جلوس سلطان احمد شاه به سلطنت
این نامه با تبریک جلوس احمدشاه به سلطنت آغاز میشود و آن را نعمتی الهی و عیدی ملی برای دولت و ملت ایران میداند. در ادامه، نویسندگان ابراز امیدواری میکنند که این موهبت بزرگ همواره برای مسلمانان پایدار و مبارک باشد و سلطنت عادلانه شاه جوانبخت، با تأیید الهی، در اجرای احکام شریعت، احیای دولت و ملت، رفع خرابیها، عمران مملکت، تحکیم اساس مشروطیت و گسترش عدالت موفق باشد. نامه با آرزوی سعادت برای ایران و مقایسه احمدشاه با انوشیروان عادل به پایان میرسد.


انتقاد از حقوقبگیری نمایندگان مجلس شورا
متن با انتقاد از بحث حقوق نمایندگان مجلس شورای ملی آغاز میشود. نویسنده با اشاره به اینکه اکثر نمایندگان افراد متمول و بینیاز هستند و هدف از تشکیل مجلس رفع ظلم و اجحاف است نه کسب منافع شخصی، دریافت اجرت برای انجام واجبات عینی (مانند نشر عدل و امر به معروف) را حرام میداند. در ادامه، پیشنهاد میشود که اگر برخی نمایندگان واقعاً نیازمند هستند، میتوان از قاعده «لاضرر ولاضرار» برای تعیین حقوق آنها استفاده کرد، اما این امر باید پس از انجام امور مهمی چون اتمام نظامنامه اساسی، تأسیس بانک ملی و تعدیل بودجه صورت گیرد. نویسنده تأکید میکند که مذاکره بر سر حقوق در شرایط فعلی، شأن مجلس را پایین میآورد و دستاویزی برای منافقین و مستبدین میشود. در پایان، با مقایسه با مجالس اروپایی، بیان میشود که اگرچه در برخی کشورها حقوقی برای وکلا در نظر گرفته نمیشود و در برخی دیگر پس از خدمات فراوان، حقالوکاله جزئی دریافت میکنند، اما در ایران نیز باید پس از انجام مسائل اصلی و با متانت و وقار، حقوقی برای همه، حتی خدمه مجلس، تعیین شود. همچنین پیشنهاد میشود که تجار و اعیان مجلس به وکلای نیازمند کمک کنند تا زمان تعیین رسمی حقوق فرا رسد.
اظهار نگرانی از وضع نابسامان بوشهر و درخواست علمای طراز اول برای نظارت بر مصوبات مجلس شورای ملی
نامه با ابراز نگرانی از وضعیت نابسامان بنادر فارس، به ویژه بوشهر، آغاز میشود. در ادامه، به جهالت اهالی و سوءاستفاده دریابیگی از موقعیت خود اشاره شده و وضعیت بوشهر به گونهای توصیف میشود که گویی از ایران خارج و جزو مستعمرات انگلستان است. در پایان، برای بهبود اوضاع، درخواست اعزام حاکمی باکفایت و وطنخواه، احضار مأموران فاسد عراق و رسمیت بخشیدن به انجمن نظار (احتمالاً منظور علمای ناظر بر مصوبات مجلس) مطرح میشود.

شرایط همکاری با دولت جائر
این فتوا به بررسی شرایط جواز همکاری با دولت جائر میپردازد. در ابتدا، سه شرط اصلی برای جواز همکاری مطرح میشود: توانایی امر به معروف و نهی از منکر، عدم همکاری در کارهای حرام و وجود اجبار و خطر در صورت عدم پذیرش. در پایان، به صراحت بیان میشود که همکاری با جائر در قتل و ظلم به هیچ وجه جایز نیست.
وجوب کمک به مدافعان تبریز (ستارخان و یارانش) و مهدورالدم بودن مهاجمان




رد درخواست ناصرالدین شاه برای ترک تبریز
متن با رد درخواست ترک تبریز و عدم تمایل به دیدار شاه آغاز میشود. نویسنده، شاه را به دلیل حمایت از کفر، شایسته عنوان «ناصر دین» نمیداند و بر استقلال خود در سفر به عتبات عالیات تأکید میکند. در ادامه، به نقش اهالی آذربایجان در بقای سلطنت قاجار اشاره شده و نسبت به عواقب رنجاندن آنان هشدار داده میشود. متن با اعلام آمادگی برای دفاع و جهاد به عنوان تکلیف دینی و درخواست تلگراف به شاه با مضمون «اد ل به نیز مکن» به پایان میرسد.
فواید مشورت و همنشینی پادشاهان و حاکمان با عالمان و حکیمان
متن با نقل قولی از امیرالمؤمنین (ع) آغاز میشود که بر اهمیت مشورت و همنشینی حاکمان با علما و حکما برای استواری امور کشور و صلاح مردم تأکید دارد. در ادامه، به تفسیر این سخن پرداخته میشود که منظور از علما و حکما، کسانی هستند که به قواعد انتظام مملکت و شرایط استقامت امور آگاه باشند، نه افراد ناقصفطرت و طامع. سپس، مصاحبت با اهل دانش و بینش را کیمیای سعادت و موجب بقای مُلک و ذکر جمیل معرفی میکند. در پایان، با ذکر حکایتی از حسن دیلمی و ملک روم، نشان میدهد که پادشاهان عاقل پیش از تسخیر سرزمینی، احوال آن را بررسی میکنند و اگر آثار بقا و ثبات را مشاهده کنند، از تعرض به آن خودداری میکنند؛ زیرا وجود علما و حکما و افراد نیکوکار در یک حکومت، نشانهای از عدم زوال آن است.
استکبارستیزی و حمایت از مظلوم، اصل اعتقادی جمهوری اسلامی ایران؛ تأکید بر شکست در صورت عقبنشینی در برابر ستمگران، و پیروزی در صورت مقاومت در برابر آنها؛ اعلام جرم علیه رؤسایجمهور امریکا، انگلیس و فرانسه: جنایتکاران جنگی
سخنرانی با محکومیت حمله آمریکا و متحدانش به سوریه آغاز میشود و آن را جنایت و ادعای مقابله با سلاح شیمیایی را دروغ میخواند. در ادامه، با اشاره به عید مبعث، توحید را اصل مبارزه با ظلم و زورگویی معرفی کرده و حمایت از مظلوم را وظیفه جمهوری اسلامی ایران میداند. در این راستا، به مقاومت ملت فلسطین و پیروزی آنها بر رژیم صهیونیستی اشاره میشود. حضور ایران در منطقه غرب آسیا در راستای حمایت از مقاومت و مقابله با تروریستهای ساخته آمریکا و متحدانش توجیه شده و ادعای توسعهطلبی ایران رد میشود. سخنان رئیسجمهور آمریکا درباره مقابله با داعش دروغ خوانده شده و رؤسای جمهور آمریکا، فرانسه و نخستوزیر انگلیس به دلیل حمله به سوریه، جنایتکار جنگی معرفی میشوند. در پایان، با تأکید بر عدم موفقیت آمریکا در منطقه و لزوم هوشیاری دولتهای اسلامی، عقبنشینی در برابر دشمن را موجب تشویق آن و ایستادگی را عامل عقبنشینی دشمن دانسته و ابراز امیدواری میشود که ملتهای مظلوم با مقاومت خود، دشمنان را به عقب برانند.
.png&w=3840&q=75)
مدح شاه سلیمان صفوی به مناسبت جلوس به تخت سلطنت
این منظومه با ستایش از شاه سلیمان صفوی آغاز میشود و او را پادشاهی عادل و خردمند معرفی میکند که عدلش سراسر عالم را فرا گرفته است. در ادامه، به قدرت و حکمت شاه اشاره شده و او را مظهر عقل و عدل الهی میداند که سجدهگاه خلق و سرچشمه حیات است. متن با تأکید بر عدالت و عقل شاه، او را با سلیمان نبی مقایسه کرده و از او به عنوان کسی یاد میکند که ظلم و جهل را از بین میبرد و نظام عالم را بر پایه عدل و عقل استوار میسازد. در پایان، با دعا برای دوام دولت و اقبال شاه، بر عظمت و جلال او تأکید میشود.
محکومیت و استهزای وعده محمدعلی شاه قاجار جهت استقرار مجدد مشروطیت
متن با آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به نکوهش گفتار بدون عمل میپردازد. سپس به اعلان مشروطیت از سوی دربار محمدعلی شاه اشاره میکند و آن را با لحنی تمسخرآمیز و کنایهآمیز زیر سؤال میبرد. نویسنده این اعلان را صرفاً یک وعده توخالی میداند و بر این باور است که عمل نکردن به قول، موجب رسوایی و ننگ ملت ایران خواهد شد. در ادامه، با استناد به آیات و احادیث، بر اهمیت عمل بر قول تأکید میکند و بیان میدارد که دربار با این اعلان قولی، نه تنها به اعتبار خود نمیافزاید، بلکه موجب بدگویی و طعن جراید خارجی و تحقیر ملت ایران میشود. نویسنده با لحنی تند و عتابآمیز، درباریان را خائن و پستفطرت خطاب میکند و از آنها میخواهد که اگر توان اداره کشور را ندارند، استعفا دهند. در بخش پایانی، با طرح پرسشهای متعدد، به نقد وضعیت موجود و عدم تحقق وعدههای مشروطیت میپردازد. به بسته بودن مجلس، تشکیل کابینه استبدادی، عدم آزادی مطبوعات و مخابرات، حضور نیروهای خارجی و ادامه فعالیت عوامل استبداد اشاره میکند. در نهایت، این اعلان را فریبکاری برای ریشخند ملت میداند و از مردم میخواهد که بیدار باشند و فریب این دزدان راهزن مشروطیت را نخورند.
محکومیت دولت میانمار در نسلکُشی سیاسی مسلمانان آن کشور و سکوت دولتهای اسلامی و مجامع جهانی حقوق بشر، لزوم اقدام عملی (فشار سیاسی و اقتصادی) دولتهای اسلامی به دولت میانمار در پایان دادن به آن فاجعه
سخنرانی با اشاره به فاجعه میانمار آغاز میشود و تقلیل آن به درگیری مذهبی را نادرست میخواند و آن را یک قضیه سیاسی با مجریگری دولت میانمار معرفی میکند. در ادامه، به سکوت دولتهای اسلامی و مجامع جهانی حقوق بشر در قبال این فجایع انتقاد میشود. سپس بر لزوم اقدام عملی دولتهای اسلامی تأکید میشود که شامل فشار سیاسی، اقتصادی و تجاری بر دولت میانمار و فریاد کشیدن علیه این جنایات در مجامع جهانی است. در پایان، تشکیل کنفرانس سازمان همکاری اسلامی با موضوع فجایع میانمار ضروری دانسته میشود و بر موضعگیری صریح و شجاعانه جمهوری اسلامی علیه ظلم در هر نقطه از جهان تأکید میگردد.
.png&w=3840&q=75)
تایید مجدد مشروطیت و اجرای قانون اساسی
درخواستی برای رفع ابهامات پیرامون مشروعیت مشروطیت و قانون اساسی مطرح شده است. برخی از مقلدین در مورد صدور احکام مربوط به وجوب تأسیس مجلس شورای ملی، تقویت مشروطیت، حرمت پرداخت مالیات به حاکمان ظالم و لزوم تشکیل فوج ملی، دچار تردید شدهاند و معتقدند که این احکام از سوی مراجع صادر نشده یا مشروطیت به درستی برای آنان تبیین نشده است. در پاسخ، ملا محمدکاظم خراسانی تأکید میکند که قبح ظلم و حسن عدل عقلی و شرعی است، قانون اساسی را ملاحظه کردهاند و احکام صادر شده از سوی ایشان است و بر هر مسلمانی متابعت و اجرای آن واجب است. شیخ عبدالله مازندرانی نیز با اشاره به فصل دوم قانون اساسی که بر نظارت مجتهدین بر مصوبات مجلس تأکید دارد، مشروعیت آن را تأیید کرده و هرگونه مخالفت با آن را افترا و معاندت با اسلام میداند.


ناتوانی دولت و مجلس در ایجاد آرامش در کشور
متن با اشاره به پیشرفت تدریجی همسایگان ایران (روس و انگلیس) در امور سیاسی و نظامی کشور آغاز میشود و به عنوان نمونه به حضور قشون روس در قزوین و قشون انگلیس در شیراز اشاره میکند. سپس به ماجرای اخراج سردار ملی و سالار ملی از آذربایجان به درخواست روسها میپردازد و این اقدام را نشانهای از ضعف دولت و مجلس در برابر فشارهای خارجی میداند. در ادامه، نویسنده به نقشه تقسیم ایران توسط روس و انگلیس اشاره کرده و رقابت این دو دولت با آلمان را بهانهای برای پیشروی بیشتر در ایران تلقی میکند. بخش بعدی به ناتوانی دولت جدید در برقراری امنیت در کشور، به ویژه در مناطق جنوبی، میپردازد و این وضعیت را بدتر از دوره استبداد صغیر میداند. نویسنده از وزرا و وکلای مجلس به دلیل عدم توجه به وضعیت بحرانی جنوب و بیحاکم ماندن برخی مناطق مهم مانند بلوچستان و فارس انتقاد میکند و خواستار اقدام فوری برای برقراری امنیت و مقابله با نهاجمات خارجی میشود. در پایان، متن با تأکید بر مسئولیت وزرا و وکلا در حفظ استقلال و امنیت کشور، از آنها میخواهد که از سکوت و تجاهل در برابر اقدامات محمدعلی شاه درس بگیرند و به جای بحثهای بیحاصل، امنیت مملکت را از وزرا بخواهند.
انتقاد شدید از دولت و مجلس جهت تأخیر در اعزام حاکم به استرآباد
این نامه با لحنی انتقادی، از تأخیر ششماهه در اعزام حاکم به استرآباد و بلاتکلیفی این منطقه مهم گلایه میکند. نویسندگان با اشاره به دخالتهای داخلی و خارجی و وضعیت نابسامان، از مجلس و کابینه وزرا میخواهند که یا صراحتاً از اعزام حاکم صرفنظر کنند تا تکلیف مشخص شود، یا فوراً شاهزاده امانالله میرزا چایاری را به استرآباد اعزام کنند.
مدح رهبران مجاهدین مشروطه خواه گیلانی و تبریزی
این قصیده با ستایش مشروطه و آرزوی دوام آن آغاز میشود و به نقد استبداد و مفسدان میپردازد. در ادامه، با استفاده از تمثیلها و استعارات، به پیروزی عدالت و مشروطهخواهی بر ظلم و استبداد اشاره میکند و از تغییر اوضاع به نفع مشروطه سخن میگوید. سپس، با تأکید بر پایان دوران استبداد و جهل، به ستایش رهبران مشروطهخواه گیلانی و تبریزی، به ویژه ستارخان و باقرخان، میپردازد و شجاعت و غیرت آنان را در برقراری عدالت و آزادی میستاید. قصیده با تکرار مصرع «کار مشروطه تا نظام گرفت، مستبد حصبه و جذام گرفت» به پایان میرسد.
زیانهای عدم حمایت پادشاه از مردم
متن با نقل قولی از امیرالمؤمنین (ع) آغاز میشود که ضعف حمایت از مردم را آفت پادشاهی میداند. در ادامه، این ضعف به دو بخش تقسیم میشود: سستی در حمایت از رعیت و دفع ظلم از آنان، و سستی در دفع دشمنان. توضیح داده میشود که پادشاهی که از رعیت خود حمایت نکند، حمایت الهی را از دست داده و حکومتش زایل یا ضعیف خواهد شد. همچنین، سستی در دفع دشمنان منجر به قدرت گرفتن آنها و در نهایت نابودی ملک پادشاه میگردد.
انتقاد از استبداد رنگین مشروطه خواهان
متن با توصیف تغییر شکل استبداد و حیلهگری در دوران جدید آغاز میشود. نویسنده ابتدا به مقایسه استبداد قدیم و جدید میپردازد؛ استبدادگران گذشته را افرادی نادان و بیپرده توصیف میکند که ظلمشان آشکار بود و به همین دلیل مورد نفرت مردم قرار میگرفتند. سپس به استبدادگران جدید میپردازد که با زرنگی و با استفاده از عناوین فریبنده مانند «مشروطیت»، «تمدن» و «آزادی»، مقاصد ظالمانه خود را پنهان میکنند و در لباس خیرخواهی به مردم آسیب میرسانند. در پایان، نویسنده ملت را به هوشیاری و دقت در اعمال و گفتار این افراد فرامیخواند و تأکید میکند که در این دوران خطرناک، غفلت جایز نیست و باید با احتیاط و مراقبت کامل، از فریب این افراد جلوگیری کرد.
سرنوشت عبرتانگیز ستمگران و مستکبران در دنیا و آخرت
سخنرانی با انتقاد از سران حکومتهای اسلامی آغاز میشود که به همایشهای اعتلاء مسلمانان بیاعتنا هستند و با استناد به آیات قرآن، سرنوشت ستمگران و فراعنه را در دنیا و آخرت تبیین میکند. در ادامه، به انتقاد از وابستگی به آمریکا و نادیده گرفتن فرمان الهی توحید میپردازد و شاه ایران را به دلیل ستمگری و دنیاپرستی مورد نکوهش قرار میدهد. سخنرانی با اشاره به روحیه خونریز اروپاییان و تأکید بر مهربانی دلهای مسلمانان، با آیاتی درباره عذاب کافران پایان مییابد.

پاسخ به مسائل مربوط به امر جهاد (با روس ها)
این فتوا با تأکید بر شهادت مجاهدین در جهاد دفاعی زمان غیبت آغاز میشود و آن را مأمور به و مأذون فیه میداند. در ادامه، به پادشاه هشدار میدهد که با ظلم و ستم مردم را به سمت کفار سوق ندهد، زیرا این امر گناه بزرگی است. سپس به جواز پوشیدن لباس کفار در جنگ، در صورت لزوم و برای سرعت و سهولت در امور جنگی، اشاره میکند و استعانت از کفار و اهل خلاف را در صورت ایمنی از خیانتشان جایز میشمارد. در بخش بعدی، بر وجوب نشر احکام جهاد توسط علما تأکید میکند و غفلت مردم از این امر و دشواری تکلیف جهاد را گوشزد مینماید. در ادامه، به نقد ادعای کفار مبنی بر قصد صرفاً سلطنت میپردازد و آن را حیلهای برای آرام کردن مسلمین میداند که در نهایت به محو اسلام و تضعیف اعتقادات منجر خواهد شد، به ویژه برای اطفال و صغار. سپس، به تفصیل اسباب وجوب قتال را بیان میکند که شامل خوف بر اسلام، مسلمین، ذریه ایشان و تصرف بلاد میشود و خوف ارتداد را از خوف قتل و اسارت بزرگتر میداند. در ادامه، به وجوب نهضت و سرعت عمل در دفاع از آذربایجان در برابر هجوم روسها اشاره میکند و عذر تراشی برای عدم جهاد را مردود میشمارد. در بخش دیگری، به جواز استفاده از تاکتیکهای جنگی دشمن (مانند صفآرایی) در صورت امکان غلبه اشاره میکند و ارتکاب معاصی توسط برخی از لشکریان اسلام را مانع از وجوب جهاد نمیداند. در نهایت، به دو مقام در وجوب جهاد اشاره میکند: اول، وجوب نهضت بر عموم مکلفین برای دفاع از مسلمین و بلاد اسلامی، بدون توجه به امانتداری یا خیانت پادشاه؛ و دوم، وظایف پادشاه در قبال جهاد و مردم، شامل بذل مال، انتخاب خزانهدار امین، صرف مال در مصالح مسلمین، تفقد از حال رعیت، عدم ایجاد مانع بین خود و مردم، عدم تکلیف مردم به مافوق طاقتشان و پرهیز از ظلم که منجر به طغیان مردم میشود.
محکومیت کشتار مردم تهران توسط رژیم شاه و درخواست عدم برگزاری هرگونه تظاهرات از سوی مردم
متن با ابراز تأثر و تسلیت به مناسبت فاجعه کشتار مردم تهران در روز جمعه پنجم شوال آغاز میشود. در ادامه، این مصیبت به پیشگاه ولیالله المنتقم تسلیت گفته شده و برای آمرین و عاملین این کشتار، کیفر الهی درخواست میشود. سپس، این حرکت ظالمانه محکوم شده و عزای عمومی اعلام میگردد، با این توصیه که مردم برای جلوگیری از بهانهتراشی رژیم، عزا را در خانههای خود و با آرامش برگزار کنند. در پایان، بر وحدت روحانیت شیعه تأکید شده و از مردم خواسته میشود که مصالح اسلام و شریعت را رعایت کرده و با حفظ متانت، بهانهای به دست ایادی استعمار و استبداد ندهند.

رد درخواست شرکت در کنفرانس امریکایی مسیحی- اسلامی بحمدون لبنان به سبب رفتار ضداسلامی و استعماری امریکاییان با مسلمانان و همدستی آنها با صهیونیستها
نامهای به نایب رئیس انجمن آمریکایی دوستداران خاورمیانه نوشته شده است که در آن دعوت به کنگرهای در بحمدون لبنان برای تبادل نظر بین شخصیتهای علمی اسلام و مسیحیت رد میشود. در ابتدا، هدف کنگره که شامل بحث درباره ارزشهای روحی و اخلاقی و خطر کمونیسم است، مطرح میشود. سپس، با تأکید بر اهمیت عمل بر گفتار، به انتقاد شدید از سیاستهای آمریکا و انگلیس در قبال جهان عرب و اسلام پرداخته میشود. جنایات آنها در فلسطین، حمایت از یهود، آواره کردن مردم، و نقش آنها در ایجاد اغتشاشات در کشورهای اسلامی مورد سرزنش قرار میگیرد. ماهیت مادیگرایانه سیاستهای غرب و تفاوت آن با تعالیم دینی برجسته میشود. در ادامه، به مقایسه کمونیسم با استعمار غرب پرداخته و بیان میشود که اگرچه از کمونیسم نفرت وجود دارد، اما جنایات غرب در حق مسلمانان به مراتب بیشتر است. همچنین، به خطر پیوستن کشورهای عربی به پیمانهای نظامی غرب و پیامدهای منفی آن برای اتحاد و استقلال جهان عرب اشاره میشود. در بخش دیگری، وضعیت داخلی عراق و فساد اداری و حکومتی مورد انتقاد قرار میگیرد و نسبت به وقوع انقلاب در صورت ادامه این وضعیت هشدار داده میشود. در پایان، به تبیین اصول اخلاقی و عدالت در اسلام و تفاوت آن با مسیحیت پرداخته و تأکید میشود که اسلام راه میانه را برمیگزیند و مبارزه با ظلم و فساد را از طریق تبلیغ، مبارزه منفی و در نهایت جنگ مسلحانه مجاز میداند. در نهایت، با اشاره به اینکه آمریکا و انگلیس با اقدامات خود دشمن مسلمانان هستند، بر لزوم قطع روابط با آنها و تحریم کالاهایشان تأکید میشود و بیان میگردد که نمونههای اخلاقی واقعی تنها در اسلام یافت میشود.

وجوب ارسال کمکهای غذایی و دارویی و درمانی به مردم مظلوم جنگ زده یمن
متن با حدیثی از پیامبر اسلام (ص) آغاز میشود که بر لزوم یاری رساندن به مسلمانان تأکید دارد. سپس به وضعیت اسفناک مردم یمن، از جمله قحطی و گرسنگی میلیونها نفر در نتیجه ظلم ستمگران اشاره میکند و تنها دلیل این وضعیت را عدم تسلیم مردم یمن در برابر خواست ظالمان سعودی و استعمارگران میداند. در پایان، بر مؤمنین واجب میشمارد که با هماهنگی هلالاحمر و مؤسسات مربوطه، به کمکهای غذایی و درمانی مردم یمن بشتابند و صدای مظلومیت آنها را به گوش جهانیان برسانند.

زیان همیشگی مردم تبریز از تندروی
متن با اشاره به حضور نگارنده در انجمن ایالتی تبریز در چهارم ذیقعده آغاز میشود. نگارنده پیشنهاد اصلاح انجمن و تشکیل مجلسی مختلط برای مذاکره در امور را مطرح میکند. در ادامه، به تجربه تاریخی مردم تبریز در تحمل زحمات اشاره شده و ابراز نگرانی میشود که در نهایت، دستاوردهای نهضت به نام دیگران ثبت شده و برای مردم تبریز جز ذلت چیزی باقی نماند. در پایان، نگارنده از عدم تحقق پیشنهاد خود و قرار گرفتن امور در دست افرادی که او با حزبشان همراه نبوده، گلایه میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
محکوم کردن اقدامات محمدعلی شاه قاجار در بمباران مجلس و انحلال مشروطیت و اعلام بیکفایتی حکومت قاجار در حفظ استقلال کشور و حقوق مردم و دفع خائنین



محکومیت رژیم آدمکش شاه، اعلام عزای عمومی و رد هرگونه سازش با آن
متن با آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به سرنوشت ستمکاران اشاره دارد. سپس به وضعیت دردناک ملت ایران در سالهای اخیر میپردازد و تجاوز حکومت جبار به ارزشهای مادی و معنوی مردم را تشریح میکند. در ادامه، به نابودی کشاورزی به دلیل سیاستهای استعماری، تبدیل ایران به بازار مصرف کالاهای غربی، وضع قوانین ضد اسلامی، سلب آزادیهای فردی و اجتماعی، دیکتاتوری و خفقان، پر شدن زندانها از مبارزان مسلمان و کشتار و خونریزی گسترده در شهرهای مختلف ایران اشاره میکند. در بخش بعدی، به اعلام حکومت نظامی در یازده شهر و حمام خون ۱۷ شهریور در تهران اشاره شده و از ملت ایران پرسیده میشود که آیا میتوانند این جنایات را فراموش کرده و با این حکومت سازش کنند. در پایان، چهلمین روز این عزیزان را عزای عمومی اعلام کرده و ضمن تسلیت به خانوادههای داغدیده و ملت ایران، پیروزی مسلمین و نابودی دشمنان داخلی و خارجی را از خداوند متعال مسئلت میکند و با آیهای دیگر از قرآن کریم به پایان میرسد.

اعزام هیاتی از علمای عتبات به ایران برای ایجاد مصالحه



شکایت از ناسپاسی مشروطهخواهان در حق مراجع مشروطهخواه و فریبکاری کنسولگری روسیه در بغداد
این نامه با ابراز خرسندی از غیرت دینی مخاطب آغاز میشود. سپس به ناسپاسی مشروطهخواهان نسبت به زحمات علمای مشروطهخواه اشاره میکند و این ناسپاسی را به آنچه بر اهل کوفه از سوی سید اوصیاء رسید، تشبیه میکند. در ادامه، به اتهامات ناروایی که مشروطهخواهان به علما مبنی بر ارتباط با کنسول روس و فروش دین و وطن وارد کردهاند، پاسخ میدهد. نویسنده شرح مکاتبات خود با کنسول روس را از ابتدا تا انتها بیان میکند و توضیح میدهد که تنها یک تلگراف رسمی در زمان استبداد صغیر برای اعلام بیاعتباری معاهدات با محمدعلی میرزا ارسال شده است. همچنین، به نامهای از کنسول جدید روس اشاره میکند که برای حفظ زوار روسی به بغداد آمده و درخواست همکاری داشته است. نویسنده در پاسخ به این نامه، نفرت خود و ملت ایران را از حضور قشون روس در ایران ابراز کرده و کنسول نیز در جواب، از خروج بخشی از قشون و وعده خروج بقیه خبر داده است. نویسنده تأکید میکند که تمام ارتباطات با کنسول روس در همین حد بوده و اتهامات وارده ناشی از توطئه دشمنان دین و اسلام برای نابودی قوای روحانی است. در پایان، به مخاطب هشدار میدهد که فریب تبلیغات و کاغذپرانیهای تبعه روس را نخورد و توضیح میدهد که این اقدامات برای فریب علما و رجال عثمانی و ایران بوده است. نامه با اشاره به آیه «و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین» و وعده پیگیری مسئله قضاوت به پایان میرسد.

معنی قدرت و اقتدار
مقاله با هدف اصلاح تصور غلط رؤسا و بزرگان مملکت درباره قدرت و اقتدار آغاز میشود. نویسنده با اشاره به اینکه ثروت و موقعیت اجتماعی دلیلی بر دانایی نیست، به نقد این دیدگاه میپردازد که وضع قانون و مشروطیت را مانع اقتدار میدانند. در ادامه، تفاوت میان «اقتدار» و «جباریت» را تشریح میکند و اعمال ظالمانه و خودسرانه را جباریت مینامد که از نظر عقلا مذموم است. در پایان، اقتدار واقعی را در حفظ حقوق ملت، تقویت کشور در برابر دشمنان و احیای ملت میداند و نتیجه میگیرد که قدرت و تسلط حقیقی در سایه قانون و مشروطیت حاصل میشود، نه در بیقانونی و استبداد.
اظهار شکایت و تظلم از اتباع عثمانی نسبت به تجار لاهیجانی
این نامه با اشاره به تعدیات و اقدامات وحشیانه اتباع عثمانی، به ویژه شرکت لاسقاریدیس، علیه تجار لاهیجان آغاز میشود. نویسندگان بیان میکنند که این اقدامات منجر به از دست رفتن تجارت، فقر و سلب امنیت جانی و مالی از آنان شده است. در ادامه، از اولیای امور در تهران و رشت درخواست کمک و یاری میشود و از تجار تهران خواسته میشود تا با تجار لاهیجان همراهی کرده و آنان را از ظلم این افراد که مانع اجرای قانون مشروطیت و عدالت هستند، نجات دهند.
انتقاد از سیاست استبدادی وابسته و مزورانه امیر عبدالرحمن افغان
متن با اشاره به خروج دولت انگلیس از افغانستان و واگذاری امارت به امیر عبدالرحمن خان آغاز میشود. این واگذاری مشروط به همکاری امیر با انگلیس و دشمنی با دشمنان آن بود. امیر عبدالرحمن خان برای تحکیم پایههای امارت خود، به اعدام و تبعید مخالفان انگلیس پرداخت و اقدامات او مورد رضایت انگلیس قرار گرفت. در ادامه، به دعوت امیر به راولپندی در سال ۱۳۰۲ قمری برای تجدید معاهده اشاره میشود. در این زمان، امیر با تحریک برخی قبایل مرزی، آنها را به غارت و تخریب مناطق تحت نفوذ انگلیس تشویق کرد، در حالی که خود از انگلیس کمکهای مالی و نظامی دریافت میکرد. متن به دو رویی و خیانت برخی از این قبایل اشاره میکند که هم از امیر و هم از انگلیس پول میگرفتند و در نهایت به تبعیت از انگلیس تن دادند. در پایان، به نقض عهد امیر عبدالرحمن خان با بزرگان هزاره و سایر رؤسا و زعمای افغانستان و کشتار آنها اشاره شده است.
لزوم اتحاد مسلمانان
متن با استناد به آیه شریفه «اَطیعُوا الله وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفَشَلوا وَ تَذهبَ ریحُکُم وَ اصبروا» آغاز میشود و بر اهمیت اطاعت از خدا و پیامبر و پرهیز از اختلاف تأکید میکند. سپس به تاریخ صدر اسلام اشاره میکند که چگونه اتحاد مسلمانان منجر به قدرت و گسترش اسلام شد و در مقابل، تفرقه و نزاع، به ضعف و از دست رفتن اراضی اسلامی انجامید. در ادامه، مسلمانان را به بیداری از غفلت و اتحاد فرا میخواند و بیان میکند که تنها راه نجات باقیمانده اسلام، اتفاق و همدلی است. متن با تأکید بر اینکه اتحاد اسلامی به معنای صدمه زدن به ادیان دیگر نیست، بلکه هدف آن حفظ اسلام، برقراری صلح عمومی، تعمیم عدالت و اخوت است، به پایان میرسد. همچنین، از طرفداران اتحاد اسلام درخواست میشود که در این زمینه مقالات بنویسند و افکار عمومی را متوجه این امر مقدس کنند.
خطبه جلوس شاه سلطانحسین صفوی به تخت سلطنت
خطبه با حمد و ثنای الهی آغاز میشود که مالک مطلق هستی است و قدرت اعطا و سلب سلطنت را دارد. سپس به ستایش پیامبر اسلام و ائمه اطهار میپردازد و بر جایگاه رفیع آنان تأکید میکند. در ادامه، به فلسفه وجودی انبیا و اوصیا برای هدایت بشر و نظمبخشی به امور دین و دنیا اشاره میکند. پس از دوران غیبت، خداوند مقالید فرمانروایی را به سلاطین عادل سپرده تا مردم در سایه امنیت و عدالت آنان آسایش یابند. در این راستا، به وضعیت مردم ایران در سایه دولت صفویه اشاره میکند که در رفاه و امنیت به سر میبرند و از ظلمات کفر و حیرت نجات یافتهاند. در پایان، به شکرگزاری از خداوند برای جلوس شاه سلطانحسین صفوی بر تخت سلطنت میپردازد و او را با صفاتی چون «پادشاه تاجبخش»، «شهسوار گردون رخش» و «حامی ثغور اهل ایمان» ستایش میکند. خطبه با دعا برای دوام سلطنت شاه و گسترش عدالت او به پایان میرسد.
رد شایعات درباره خود و بیان انتظارات از مجلس شورا
متن با رد شایعاتی مبنی بر مخالفت نویسنده با مجلس شورا آغاز میشود. نویسنده با اشاره به سابقه خود در مطالبه عدالت و مشروطیت، تأکید میکند که از اولین کسانی بوده که به دنبال آزادی و مشروطه کردن سلطنت بوده است. در ادامه، با استناد به آیات قرآن کریم، بر اهمیت مشورت و عدم مخالفت با اصل مشروطیت تأکید میکند. سپس، انتظارات خود را از مجلس شورا بیان کرده و بر لزوم تشکیل مجلسی با افراد کاردان، پاکطینت و دوراندیش تأکید میکند تا بتواند در برابر حوادث و دشمنان خارجی از دین، عزت و شرف ملت دفاع کند. در پایان، با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و هجوم دشمنان، از مخاطبان میخواهد که حق را بپذیرند و به هوای نفس آن را رد نکنند.

تسلیت شهادت اقدام تروریستی شیعیان هزاره پاکستان و نکوهش نهادهای امنیتی و نظامی آن کشور در تأمین امنیت و جان همه شهروندان
این بیانیه با تسلیت شهادت شیعیان هزاره پاکستان آغاز میشود و به فداکاریهای این ملت در طول سالیان متمادی اشاره میکند. در ادامه، به ناتوانی یا عدم تمایل دولت و نهادهای امنیتی پاکستان در تأمین امنیت شهروندان، به ویژه شیعیان، انتقاد شده و از آنها خواسته میشود تا اقدامات عملی برای حفاظت از جان مردم انجام دهند. در پایان، ضمن ابراز همدردی و دعا برای شهدا، بر لزوم تمسک به ولایت اهلبیت (ع) و حفظ اتحاد و همبستگی تأکید شده است.

لزوم کسب دانشهای جدید برای جبران عقبماندگی تاریخی کشور
متن با خطاب به اقشار مختلف جامعه آغاز میشود و نویسنده رؤیایی را شرح میدهد که در آن فرشتهای او را به «مجلس شورای آسمانی» دعوت میکند. این مجلس نمادی از قرآن و مشورت الهی در خلقت آدم است. نویسنده پس از ورود به این مجلس نمادین، گفتگوی خداوند با فرشتگان درباره خلقت انسان و جانشینی او در زمین را بازگو میکند. فرشتگان ابتدا به دلیل فساد و خونریزی احتمالی انسان اعتراض میکنند، اما خداوند با علم خود و تعلیم اسماء به آدم، برتری او را اثبات میکند. در ادامه، نویسنده ده دستورالعمل از این مجلس آسمانی برای مجلس شورای زمینی (مجلس شورای ملی) استخراج میکند که شامل مواردی چون لزوم مشورت عمومی، تساوی حق رأی، آزادی افکار، خلوص بیان، طرد تحکم و پذیرش دلیل و برهان، اخذ نتیجه و اجرای حکم، تقدیس اصول و فروع احکام و تفریع فروع از اصول است. در پایان، نویسنده با اشاره به مخالفت شیطان با فرع حکم الهی و مقایسه آن با مخالفت برخی بزرگان با مجلس شورای ملی، دعا میکند که ملت ایران در مسیر قرآن و مجلس شورای ملی موفق باشد.
آداب و رسوم مملکتداری پادشاهان
متن با تأکید بر لزوم هوشیاری حاکم در برابر گزارشهای جاسوسان و عدم شتابزدگی در قضاوت آغاز میشود. در ادامه، به فساد و سوءاستفاده در میان کارگزاران دولتی، قضات، وزرا و عمال مالیات اشاره میکند و بیان میدارد که چگونه این گروهها به جای خدمت به مردم، به دنبال منافع شخصی و تاراج اموال رعایا هستند. سپس، به خطرات ناشی از تهمت و افترا در دربار و لزوم عدم توجه به سخنان غرضورزان میپردازد. در بخش بعدی، به اهمیت توجه به حال رعایا، تجار و سپاهیان اشاره کرده و پیامدهای غفلت از هر یک از این طبقات را تشریح میکند. متن با تأکید بر اینکه رعایت حال رعیت از همه واجبتر است، به دلیل اینکه رعیت پایه و اساس حکومت است، ادامه مییابد. در پایان، بر لزوم حفظ تعادل و نظم در جامعه و جلوگیری از اسراف و تبذیر تأکید میکند و وظیفه سلطان را در نظارت دقیق بر دخل و خرج ولایات و جلوگیری از خروج سرمایه از کشور برای آبادانی مملکت و تقویت سپاه برمیشمارد.
تردید و بدگمانی نسبت به وعدههای دربار و دولت در استقرار مجدد مشروطیت
متن با ابراز امیدواری اولیه به بازگشت مشروطیت و وعدههای دربار آغاز میشود. سپس به ناامیدی از عدم تحقق وعدهها و تضییقات در تبریز اشاره میکند که منجر به تحصن برخی رهبران شده است. همچنین، از واگذاری حکومت ولایات به افراد غیرمطلوب و بیتوجهی به درخواستهای مردم قزوین برای سپهدار اعظم گلایه میشود. در پایان، از هیئت وزرا خواسته میشود تا به وضعیت ملت توجه کنند و تلگرافی به شاه و وزرا ارسال شده و از مخاطبان خواسته میشود تا این تلگراف را به اطلاع علما و خوانین بختیاری برسانند.
انصراف از نمایندگی مجلس شورای ملی
متن با اشاره به سابقه نگارنده در ترویج مشروطیت و انتخاب شدن او به عنوان نماینده مجلس ملی و سپس انجمن ایالتی تبریز آغاز میشود. در ادامه، نگارنده با توجه به تجربیات خود و سفری به خارج از کشور، به این نتیجه میرسد که نمایندگی مجلس شورای ملی نیازمند تخصص در امور اقتصادی و سیاسی ملت و آگاهی از سیاستهای خارجی و عوامل ترقی و تنزل ملل است و ارتباطی به فقه ندارد. سپس به اشتباه مردم در انتخاب وکیل بر اساس ظاهر و شغل اشاره میکند و اعلام میدارد که اگر دوباره انتخاب شود، این سمت را نخواهد پذیرفت؛ زیرا خود را فاقد تخصص لازم در این زمینه میداند و وجدانش اجازه نمیدهد حقوق ملت را فدای افتخار شخصی کند. در پایان، بر لزوم انتخاب افراد متخصص و آگاه به سیاست و نیازهای ملت برای حل مشکلات کشور تأکید میکند.
تداوم مبارزه برای رفع ظلم و فساد و جلوگیری از چپاول بیتالمال و تأمین آزادی و کوتاه کردن دست بیگانگان و عمال اسرائیل از کشور
متن با ستایش از فداکاری و احساسات پاک مردم ایران در حمایت از اسلام و روحانیت آغاز میشود و این فداکاریها را نشانهای از پیوند ناگسستنی مردم با دین و روحانیت میداند. در ادامه، بر تداوم مبارزه روحانیت برای حمایت از اسلام و قرآن، اجرای احکام الهی، بسط عدالت اجتماعی، رفع خفقان و ظلم، جلوگیری از چپاول بیتالمال، تأمین آزادی در چارچوب مقررات اسلامی، قطع نفوذ بیگانگان و عمال اسرائیل و اصلاح امور اقتصادی تأکید میشود. در پایان، ادعای روزنامه اطلاعات مبنی بر سازش روحانیت تکذیب شده و بر ادامه مبارزه تا تحقق خواستههای روحانیت و ملت مسلمان با اتکا به وعده نصرت الهی تأکید میگردد.

تقابل جبهه کفر و شرک با جبهه حق و اسلام امریکایی با اسلام انقلابی؛ محکومیت آلسعود در خدمت به امریکا و اسرائیل؛ پذیرش قطعنامه ۵۹۸؛ هشدار نسبت به انحراف انقلاب توسط نااهلان
این بیانیه با اشاره به کشتار حجاج در سال گذشته توسط آلسعود، این اقدام را در راستای سیاستهای استکبار جهانی و جلوگیری از نفوذ اسلام ناب محمدی میداند. در ادامه، به تشریح فلسفه واقعی حج به عنوان کانون معارف الهی و تجلیگاه سیاست اسلام میپردازد و حج بیروح و بیبرائت را فاقد ارزش میشمارد. سپس، به تلاش آمریکا و آلسعود برای فرقهگرایی و اتهامزنی به ایران اشاره میکند و سیاست خارجی ایران را گسترش نفوذ اسلام و مبارزه با صهیونیسم، سرمایهداری و کمونیسم معرفی میکند. در بخش دیگری، به مقاومت ملت ایران در برابر توطئههای داخلی و خارجی و همچنین پذیرش قطعنامه ۵۹۸ اشاره میکند و آن را تصمیمی تلخ اما در راستای مصلحت نظام میداند. در پایان، به جوانان توصیه میکند که برای مبارزه علمی و عملی آماده باشند و از روحانیت متعهد حمایت کنند و نسبت به خطر ملیگراها و مقدسنماها هشدار میدهد.
.jpeg&w=3840&q=75)
آمادگی علما و مشروطه خواهان فارس و بوشهر جهت همکاری با مشروطه خواهان تبریز
گزارشی از وضع مشروطهخواهان ایرانی در اسلامبول و نجف و ایران پس از استقرار مشروطیت
گزارش با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود. سپس به وضعیت آشفته بلاد مسلمین، به ویژه آذربایجان، و کشتار و غارت اموال مردم اشاره میکند. نویسنده از اجتماع مردم اسلامبول در مسجد جامع و ارسال تلگرافهای متعدد به مراجع نجف (آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی) خبر میدهد که در آنها از علما به دلیل عدم همراهی در نجات مسلمانان انتقاد شده و از آنها خواسته شده است که برای نجات مردم ایران از دست محمدعلی میرزا اقدام کنند. همچنین به تلگراف مراجع به سلطان عبدالحمید عثمانی برای تشکر از اعلان مشروطیت و درخواست رفع ظلم محمدعلی میرزا اشاره شده است. در ادامه، نویسنده به اقدامات دولت عثمانی در راستای آزادی و ترقی مملکت و اصلاحات اداری و مالی اشاره میکند و آن را با وضعیت ایرانیان مقیم خارج که به دلیل نفاق و شقاق به ذلت افتادهاند، مقایسه میکند. در پایان، به تلاش طلاب آذربایجان برای گرفتن امضای سید محمدکاظم یزدی پای تلگرافی خطاب به محمدعلی میرزا برای درخواست رفع ظلم و تأمین امنیت اشاره میشود، اما یزدی از امضای آن خودداری کرده و شرط امضا را دست کشیدن مردم آذربایجان از مشروطه اعلام میکند. نویسنده با ابراز تأسف از این اختلافات و نفاق، برای هدایت و رستگاری بندگان خدا دعا میکند.
هشدار به مشروطهخواهان نسبت به ترفند گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای بدون کم و کاست قانون اساسی
متن با سلام و دعای خیر آغاز میشود و خطاب به علمای تهران، تجار، اصناف متحصن در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و سفارت عثمانی و تمامی عدالتخواهان نوشته شده است. در ادامه، با اشاره به صدمات وارده در راه تقویت اسلام و با استمداد از الطاف حضرت ولی عصر (عج)، بر لزوم پایداری و ثبات قدم در مسیر بازگرداندن مجلس شورای ملی و اجرای کامل و بدون تغییر قانون اساسی تأکید میشود. هشدار داده شده است که مبادا با فریب و حیله، تغییری در قانون اساسی ایجاد شود که با آسایش و اهداف اسلامی در تضاد باشد. متن با سلام و امضای محمدکاظم خراسانی به پایان میرسد.

درخواست خلع ناصرالدین شاه قاجار از سلطنت از علمای ایران
متن با خطاب به علمای برجسته شیعه آغاز میشود و به تشریح تلاشهای دولتهای اروپایی برای نفوذ در ایران و آگاهی آنها از جایگاه علما در میان مردم میپردازد. سپس به اقدامات ناصرالدین شاه در تحقیر علما، سلب اختیارات آنها، تبعیدشان و فساد و ظلم او اشاره میکند که منجر به تضعیف کشور و فروش آن به بیگانگان شده است. در ادامه، به قدرت علما در مقابله با قرارداد تنباکو اشاره کرده و از آنها میخواهد که با صدور حکم خلع ناصرالدین شاه، کشور را از شر او نجات دهند. متن با تأکید بر اینکه خلع شاه بدون نیاز به قشون و تنها با فرمان علما ممکن است، به پایان میرسد و از علما میخواهد که پیش از آنکه شاه فرصت انتقام یابد، او را از سلطنت برکنار کنند.

مانع نبودن حجاب بانوان در پیشرفت علمی و فعالیت اجتماعی آنها
این متن با نقد دیدگاه لرد کرومر در کتاب «المصر الحدیثه» آغاز میشود که اسلام را مانع سعادت و ترقی بشری میداند و به مسئله حجاب زنان به عنوان یکی از دلایل خود استناد میکند. سپس به شبههای که یک زن آلمانی در مورد حجاب و امکان اداره امور شخصی در صورت پذیرش اسلام مطرح کرده، پاسخ میدهد. متن در ادامه به دو دیدگاه اصلی در مورد حجاب میپردازد: اول، دیدگاهی که خواهان خودمختاری مطلق زنان مانند مردان است و حجاب را مانع لذتبردن از زندگی میداند؛ دوم، دیدگاهی که حجاب را مانع ترقی و تمدن زنان میشمارد و معتقد است که عدم مشارکت برابر زن و مرد در جامعه، منجر به اختلال در آن میشود. در ادامه، متن به چهار امر برای رفع شبهات میپردازد: اول، تقسیم وظایف در جامعه بشری به دو بخش داخلی (تربیت اولاد و منزل) و خارجی (تحصیل معاش)؛ دوم، دشواری و اهمیت بیشتر اداره امور داخلی نسبت به امور خارجی؛ سوم، برتری طاقت و تحمل زنان نسبت به مردان در امور داخلی و شداید زندگی، با استناد به مثالهایی از حیوانات و انسان؛ و چهارم، لزوم رعایت عدل و موازنه در خلقت و وظایف هر موجود، با استناد به آیات قرآن. در نهایت، نتیجهگیری میشود که مدیریت امور داخلی جامعه بشری، بر اساس حکمت الهی، منصبی است که به زنان واگذار شده است.
سفارش به مطالعه لایحه حاجی سیدحسین مجتهد قزوینی و همراهی با مشروطهخواهان تبریز، رشت و اصفهان
این متن با اشاره به لایحه سید حسین مجتهد قزوینی، عموم علما و برادران ایمانی قزوین و سایر شهرها را به آگاهی از تکالیف دینی و اسلامی خود فرا میخواند. سپس از آنان میخواهد که با مشروطهخواهان تبریز، رشت و اصفهان همراهی و موافقت کنند. در ادامه، تأکید میشود که پس از مطالعه این لایحه، هیچ عذری برای عدم اقدام در جهت اهداف ملت، گسترش عدالت و ریشهکن کردن ظلم و فساد باقی نخواهد ماند و از همه طبقات جامعه، از علما تا تجار و عموم مردم، خواسته میشود که در این راه تلاش مجدانه داشته باشند.


انتقاد شدید از سکوت پاپ و کلیسای کاتولیک در برابر مظالم امریکا و رژیم شاه نسبت به مردم ایران، ایستادگی مردم ایران در برابر امریکا
سخنرانی با اشاره به دو نامه از پاپ آغاز میشود؛ یکی در مورد لانه جاسوسی و دیگری درباره مدارس مسیحی. در ادامه، بر عدم دشمنی با پیروان ادیان دیگر و عدم ممانعت از فعالیت مدارس مذهبی تأکید میشود، مشروط بر اینکه این مراکز صرفاً به تعلیم و تربیت بپردازند و نه جاسوسی. سپس، با لحنی انتقادی، از پاپ به دلیل سکوت در برابر ظلمهای آمریکا و رژیم شاه به مردم ایران و دانشجویان ایرانی در آمریکا گلایه میشود. از پاپ خواسته میشود که به وظیفه دینی و مسیحی خود در حمایت از مظلومان عمل کرده و از اقدامات ظالمانه آمریکا جلوگیری کند. سخنرانی با تأکید بر ایستادگی ملت ایران در برابر آمریکا و عدم پذیرش سلطه مجدد آن به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن
افشای ریاکاری مظالم احمدخان دریاییگی (حاکم بنادر خلیج فارس)
نامه با انتقاد شدید از دریابیگی آغاز میشود و او را به تحقیر علما و نسبت دادن حماقت و سفاهت به آنان متهم میکند. به عنوان نمونه، به اجبار سید اسدالله خرقانی به ترک بوشهر اشاره میشود. در ادامه، نویسنده به اقدامات دریابیگی در سال گذشته میپردازد که به بهانه بازیافت تنخواه شرکت زیگلر، حیدرخان تنگستانی را آواره کرده و اموال او را غارت کرده است. سپس، به اقدامات اخیر دریابیگی در جنگ با مردم بیدفاع و تخریب خانههای فقرا اشاره میشود و او را به سوءاستفاده از قدرت برای منافع شخصی متهم میکند. نامه با کنایه و طعنه به سیاستدانی و قانونشناسی دریابیگی ادامه مییابد و او را به نابودی نظم و رعیتپروری متهم میکند. در پایان، نویسنده تهدید میکند که اگر دریابیگی به رفتارهای خود ادامه دهد، اعمال قبیح او را در جراید منتشر خواهد کرد تا رسوایی او نزد دول و ملل آشکار شود.
اعلام اجرای احکام اسلام در لارستان
این اعلامیه با تحیت و سلام آغاز میشود و به پیروزیهای اخیر بر دشمنان اسلام و مشروطیت اشاره دارد. در ادامه، بر اساس تکلیف شرعی، حکم مشروطیت از مجلس ملی بنادر به تجار و اعیان ابلاغ میشود که گمرک گرفتن از مالالتجاره از این پس ممنوع است و مردم بر اموال و جان خود مسلط هستند. در پایان، هشدار داده میشود که هرکس با احکام ملت مخالفت کند، کافر و مهدورالدم محسوب خواهد شد.

درخواست بازگشت دریابیگی به بوشهر و استقرار مشروطیت در آن سامان
نامهای به دریابیگی بوشهر نوشته شده است که در آن از تعویق حرکت او به بوشهر ابراز تأسف شده و از او خواسته شده است که به عنوان حاکم منتخب ملی، هرچه سریعتر به بوشهر بازگردد. تأکید شده است که بازگشت او باید به منظور استقرار حکومت مشروطه عادله و امنیت عمومی باشد تا موجب سربلندی ملت در برابر بیگانگان شود. همچنین اشاره شده است که به کنسول انگلیس در بغداد نیز اطلاع داده شده که دریابیگی به عنوان حاکم منتخب ملی به بوشهر خواهد رفت و انتظار میرود قبل از ورود به بوشهر، انجمن ولایتی را در بصره افتتاح کند. از او خواسته شده است که ترتیبات لازم برای اداره امور مالی، پرداخت بدهیها و کمک به تبریز را فراهم آورد. در پایان، ابراز امیدواری شده است که با حضور سید اسدالله خرقانی، اتحاد بین طبقات مختلف مردم فراهم شده و صلاح بوشهر به دست او و سید اسدالله خرقانی تأمین گردد.

اقدامات دولت نیجریه در نابودی "جنبش اسلام شیعیان نیجریه" و رهبر آن (شیخ ابراهیم زکزاکی) با حمایت عربستان، تأکید بر دوستی و همکاری میان شیعیان و مسیحیان آن کشور
این گفتگو به بررسی دلایل و پیامدهای تروریستی اعلام شدن "جنبش اسلامی شیعیان نیجریه" توسط دادگاه فدرال ابوجا میپردازد. در ابتدا، علت این اقدام را تلاش دولت نیجریه برای سرکوب جنبش و شیخ زکزاکی پس از ناکامی در حملات قبلی و کشتار هزار نفر از یاران او عنوان میکند. سپس، به محکومیت این اقدام از سوی جامعه نیجریه و حمایت "انجمن مسیحیان نیجریه" از جنبش به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز آن اشاره دارد. در ادامه، به عدم استقلال پلیس نیجریه و عمل کردن آنها به دستورات حکومت میپردازد و سکوت جامعه بینالمللی و کشورهای اسلامی را ناشی از نفاق بینالمللی و حمایت عربستان (به نیابت از آمریکا و اسرائیل) از حکومت نیجریه میداند. در پایان، به بیاثر بودن هشدارهای سازمانهای حقوق بشری و تعویق جلسه رسیدگی به درخواست سفر درمانی شیخ زکزاکی اشاره میکند و این امر را نشانهای از تلاش برای مرگ او در زندان و ایجاد ناامنی در نیجریه برای سرکوب بیشتر جنبش میداند.
رژیم سعودی منشأ فتنهانگیزی و تولید و ترویج خشونت و ترور در جهان اسلام، نشانههای فروپاشی آن رژیم
سخنرانی با تسلیت شهادت شیخ محمد خاتون و شیخ باقر النمر آغاز میشود. سپس به توصیف شخصیت ساده و مسئولیتپذیر شیخ خاتون پرداخته و او را نماد مکتب مقاومت معرفی میکند. در ادامه، به نقد رژیم سعودی میپردازد و آن را حکومتی ظالم و استعماری میداند که با حمایت انگلیس تأسیس شده و هیچگونه نقد و اعتراضی را برنمیتابد. اعدام شیخ نمر را محکوم کرده و آن را نتیجه مطالبه حقوق مردم و آزادیهای طبیعی میداند، نه اقدامات مسلحانه یا تجزیهطلبانه. تأکید میشود که این اعدام پیامی خونین از سوی عربستان است که نشان میدهد برای افکار عمومی و احساسات مسلمانان ارزشی قائل نیست و هرگونه مخالفت را با خشونت پاسخ میدهد. در پایان، رژیم سعودی را منشأ اندیشههای تکفیری و تروریسم معرفی کرده و از همگان میخواهد که با شجاعت حقیقت را درباره این رژیم بیان کنند و خون شهدا را عامل فروپاشی آلسعود میداند.

تأیید مجلس شورای ملی و وجوب حمایت از آن
متنی در قالب استفتا، با طرح این مسئله آغاز میشود که مجلس شورای ملی بر اساس اجرای احکام شرع، صیانت از مذهب شیعه، دفع تعدیات خائنین، نشر عدالت و تقویت دولت اسلامی در برابر دشمنان دین بنا شده است. با این حال، برخی افراد به دلیل منافع شخصی خود در صدد تخریب و تشویش اذهان عمومی هستند. در ادامه، از علمای عظام خواسته میشود تا تکلیف مسلمانان را در این زمینه مشخص کنند. در پاسخ، علمای شیعه تأکید میکنند که چون اساس مجلس بر امور مذکور مبتنی است، بر هر مسلمانی لازم است که در تقویت و استحکام آن بکوشد و هرگونه اقدام برای اخلال در آن، دشمنی با صاحب شریعت و خیانت به دولت اسلامی محسوب میشود.



محکومیت دولت میانمار در نسلکُشی مسلمانان آن کشور، درخواست از دولت و مجلس شورای اسلامی جهت پایان دادن به آن فاجعه
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود. سپس به محکومیت جنایات و کشتار مسلمانان روهینگیا در میانمار میپردازد و این اقدامات را مغایر با معیارهای انسانی میداند. در ادامه، از مسئولین کشور، به ویژه وزارت امور خارجه، درخواست میشود که از طریق دیپلماسی بینالمللی و رایزنی با کشورهای مسلمان و غیرمتعهد، برای توقف این جنایات اقدام کنند. همچنین، از مجلس شورای اسلامی خواسته شده است که از طریق مجالس کشورهای اسلامی، اقدامات لازم را در این زمینه به عمل آورد.

وصیتنامه سیاسی- الهی
وصیتنامه سیاسی-الهی امام خمینی با استناد به حدیث ثقلین آغاز میشود و به اهمیت قرآن و اهل بیت در هدایت بشریت میپردازد. در ادامه، به انحرافات تاریخی از مسیر قرآن و اهل بیت، نقش حکومتهای جائر و آخوندهای خبیث در این انحرافات، و تلاش ابرقدرتها برای محو قرآن اشاره میکند. سپس به افتخارات ملت ایران در پیروی از اسلام و اهل بیت، مبارزه با استکبار جهانی (آمریکا و صهیونیسم) و رژیم صدام میپردازد. در بخشهای بعدی، به توصیههایی برای حفظ انقلاب اسلامی، مقابله با توطئههای دشمنان داخلی و خارجی، اهمیت وحدت و انسجام ملی، و نقش روحانیت و دانشگاهیان در این مسیر میپردازد. همچنین، به نقد غربزدگی و شرقزدگی، لزوم خودکفایی و استقلال، و اهمیت قوای مسلح در حفظ امنیت کشور اشاره میکند. در ادامه، به نقش رسانهها در تباهی ملتها و لزوم جلوگیری از انحراف آنها، و همچنین به نصیحت گروههای مخالف جمهوری اسلامی و چپگرایان میپردازد. در پایان، به اهمیت عدالت اجتماعی در اسلام، نقد سرمایهداری ظالمانه و کمونیسم، و توصیههایی به مسئولان و ملت برای حفظ ارزشهای اسلامی و خدمت به محرومان اشاره میکند و با تأکید بر لزوم بیداری مسلمانان جهان و مبارزه با ستمگران، وصیتنامه را به پایان میرساند.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست برگزاری انتخابات و تشکیل مجدد مجلس شورا
متن با تقدیم عرایض به شاه آغاز میشود و به مظلومیت ملت ایران در راه اعاده حق مشروع خود و اجرای قانون اساسی اشاره میکند. سپس به دستخط شاهنشاهی که وانمود میکند دولت ایران مشروطه نبوده و به تازگی مشروطیت اعطا شده، اعتراض میکند و یادآور میشود که ایران به یادگار شاه پیشین به مشروطیت معرفی شده و ملت با خون خود قانون اساسی را تحصیل کرده است. در ادامه، بر تطبیق مواد قانون اساسی با موازین شرع تأکید شده و تغییر آن را خلاف مسلمانی میداند. در پایان، با اشاره به اینکه تمام دنیا اجرای مشروطیت و افتتاح مجلس را راه حل مشکلات ایران میدانند، از شاه درخواست میشود که با فرمانی ملوکانه، دستور انتخابات بر طبق قانون اساسی و تشکیل مجلس را صادر کند.


محکومیت اقدام رژیم شاه در هتک حرمت مقدسات اسلامی و دستگیری مراجع و علما
متن با ابراز تأثر و تأسف عمیق از هتک حرمت مقدسات اسلامی و مذهب شیعه آغاز میشود. در ادامه، اقدام هیئت حاکمه در توقیف آیتالله خمینی، آیتالله قمی و سایر علما و مبلغین، و همچنین قتل جمع کثیری از مردم بیگناه، محکوم شده و این اقدامات موجب جریحهدار شدن قلب ولیعصر و عزادار شدن ملت شیعه دانسته میشود. سپس، تظاهرات دینی گسترده علیه این اقدامات، نشانهای از لغو و محکومیت تصمیمات خلاف شرع هیئت حاکمه از سوی ملت مسلمان ایران تلقی میگردد. در بخش بعدی، نویسنده از اینکه دستگاه مسئول حفظ امنیت به اقداماتی مبادرت میکند که نتیجه آن اضطراب عمومی و حوادث خونین است، ابراز تأسف میکند و عدم توجه به فتوای مراجع و متهم کردن علما به موافقت با مطالب خلاف شرع را مورد انتقاد قرار میدهد. در پایان، تأکید میشود که فتاوی و احکام علما حتی با بازداشت دستهجمعی نیز نافذ و واجبالاجراست و حریم احکام شرعیه با زور و ارعاب قابل نفوذ نیست. نویسنده نگرانی شدید خود را از آثار سوء این اقدامات و کشتار مردم بیگناه ابراز کرده و متذکر میشود که آرامش ملت شیعه ایران با کشتار و ارعاب حاصل نخواهد شد.

اجازه پرداخت ثلث سهم امام (ع) به مردم مظلوم و ستمدیده یمن
متن با ذکر بسم الله آغاز میشود و به مؤمنین اجازه میدهد که برای کمک به مردم مظلوم و ستمدیده یمن، از ثلث سهم امام (ع) به مراکز مورد اعتماد پرداخت کنند. در پایان، نام نویسنده و تاریخ قمری ذکر شده است.

اخلاق و آداب کشورداری و زمینههای رفاه و پیشرفت جامعه
این نامه با ابراز امیدواری از دینپرستی و وطنپروری مخاطب آغاز میشود. سپس به اهمیت وظیفه تربیت و تعلیم شاهزاده جوان توسط مخاطب اشاره میکند و آن را از مهمترین وظایف ملی میداند. در ادامه، نویسنده از مخاطب میخواهد که در تربیت شاهزاده نهایت تلاش خود را به کار گیرد تا علوم و اخلاق کریمه، حب وطن، شوق اعتلای دین و دولت، بسط عدالت، ترقی و آبادانی مملکت، ترویج صنایع وطنی و استغنا از اجانب در وجود او ریشه دواند. در پایان، نویسنده بر لزوم توجه شاهزاده به علل ترقی ملتها و تنزل دولت ایران و همچنین پوشیدن منسوجات وطنی و مراقبت از فصول دهگانه پیشین تأکید میکند.

پرهیز دادن انجمن ایالتی رشت از تعدی و ارتشا و غصب اموال مردم
متن با ابراز امیدواری به ثمر نشستن تلاشها و رنجهای دو سال اخیر در راستای برقراری عدالت و ریشهکن کردن ظلم آغاز میشود. در ادامه، از اعضای انجمنها، به ویژه انجمن ایالتی رشت، درخواست شده است که از آلوده کردن خود به اغراض شخصی و ارتشا پرهیز کنند و در عوض، با همت خود به احقاق حقوق غصب شده مردم بپردازند.

درخواست رفع غائله نایب حسین کاشی از مردم کاشان
این نامه با شرح سابقه چهل ساله غارتگریهای نایب حسین کاشی و اتباعش در کاشان آغاز میشود که از دوره ناصری و مظفری آغاز شده و با شروع مشروطیت شدت یافته است. در ادامه، به ناکامیهای مکرر دولت در دستگیری او و خیانت مأمورین اشاره میشود. سپس، اقدامات خشونتبار نایب حسین و یارانش از جمله قتل، غارت اموال، هتک نوامیس و تصرف قورخانه دولتی تشریح میگردد. نامه به اعزام نیروهای دولتی و مجاهدین گارد فاتح و عدم موفقیت آنها در سرکوب اشرار میپردازد و خسارات مالی و جانی وارده به مردم و نیروهای دولتی را بیان میکند. در بخش بعدی، تصرف کاشان توسط نایب حسین، تعطیلی ادارات دولتی، انتشار اعلامیههای ضد مشروطه و جنایات فجیع او علیه مشروطهخواهان و مردم عادی، از جمله قتل، غارت و هتک حرمت، به تفصیل ذکر میشود. در پایان، نامه به نقش تحریکآمیز کارکنان همسایه شمالی (روسها) در تقویت اشرار اشاره کرده و هشدار میدهد که اگر دولت به این مسئله بیتوجهی کند، وضعیت وخیمتر شده و اشرار با حمایت خارجی، قدرت بیشتری خواهند یافت. همچنین تأکید میشود که این مسئله صرفاً یک راهزنی ساده نیست، بلکه یک توطئه با محرکهای قوی خارجی است که اعتبار دولت را در منطقه از بین برده است.
تأیید وجوب مشروطیت
متن با تأکید بر هدف اصلی مجلس شورا، یعنی حفظ حقوق مردم، جلوگیری از ظلم و ستم و ایجاد آرامش برای مخلوقات آغاز میشود و وجوب تقویت مشروطیت را از بدیهیات عقل و نقل میداند. سپس به نقد حکومت مطلقه میپردازد و آن را در تضاد با مشروطه و قبیح و حرام میشمارد. در ادامه، به اهمیت تعلیم و تعلم و آمادگی دفاعی مسلمانان اشاره میکند و آن را از احکام شریعت میداند. در بخش پایانی، به سؤالی درباره حکم جسارتکنندگان به شرع و اهل شرع پاسخ میدهد و عمل آنها را کفر و مستوجب اجرای حدود شرعیه میداند. در این راستا، به نامهای بینام و نشان از تبریز اشاره میکند که حاوی کلمات کفرآمیز و توهینآمیز به شرع، پیامبران و پادشاه و علما بوده و نویسنده آن را خواهان آزادی از دین و مذهب و در پی بدنام کردن مجلس و انصراف پادشاه و علما از آن برای رسیدن به اهداف ظالمانه خود میداند.

تبریک پیروزی انقلاب اسلامی به ملت ایران و رهنمودهایی به آن
متن با تبریک پیروزی انقلاب اسلامی و شکست سدهای استبداد و استعمار آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم حفظ رشد اسلامی و انقلابی ملت ایران و نشان دادن آن به جهانیان تأکید شده است. سپس سه نکته مهم مطرح میشود: اول، جلوگیری از آشوب، غارت و تخریب اموال عمومی و خصوصی توسط آشوبگران مغرض که قصد تخریب چهره نهضت را دارند. دوم، هوشیاری در برابر توطئههای دشمن و لزوم انضباط انقلابی و اطاعت از رهبری و دولت موقت اسلامی. سوم، رفتار مهربانانه با اسیران دشمن بر اساس سنت اسلامی و واگذاری محاکمه آنها به دولت اسلامی. در پایان، از ملت خواسته شده است که با دولت موقت انقلابی اسلامی برای آبادانی و آزادی ایران همکاری کنند.
.jpeg&w=3840&q=75)
جهاد در جهت استحکام اساس مشروطیت و سرپیچی از دستورات دولتی در سرکوبی مشروطه خواهان



پایبندی شاهعباس اول صفوی به فرایض دینی و رسیدگی به اهلعلم
متن با اشاره به پایبندی شاه طهماسب اول به فرایض دینی و برگزاری جشن عید غدیر و اهدای خلعت به علما آغاز میشود. سپس به توصیف ایام خاص مذهبی مانند عید غدیر و روز ولادت پیامبر اکرم (ص) میپردازد. در ادامه، به شرح تقید شاهعباس اول به عبادات، روزهداری، زیارت و انجام تصدقات فراوان، به ویژه کمکهای مالی به طلاب علوم دینی و مستحقین، میپردازد. همچنین، به برگزاری جلسات علمی و مباحثات با اهلعلم در شبها اشاره میکند. در پایان، برای شاه صفی صفوی دعا میکند که عمر طولانی، ملک بیانباز، عدالت گسترده و موفقیت در تعظیم شعائر الهی و ترویج شریعت داشته باشد و جایگاه او در حمایت از دین و علما از شاه طهماسب نیز فراتر رود.
ابراز تشکر از اقدامات نصرالسلطنه در سرکوبی اشرار
نامه با ابراز امیدواری به نصرالسلطنه سپهدار به دلیل نطقهای او در حمایت از مشروطیت، استقلال و حقوق ملت آغاز میشود. در ادامه، از اقدامات مجدانه و مجاهدتهای او در دفع اشرار تراکمه تشکر و قدردانی شده و این اقدامات موجب امتنان و اطمینان بیشتر به او تلقی میشود. در پایان، امیدواری به تداوم تلاشهای نصرالسلطنه برای اعتلای دین، دولت، مملکت و ملت و حفظ قوانین عدالت و مشروطیت ابراز شده است.

محکومیت دولت هند نسبت به کشتار و محاصره مردم مسلمان کشمیر و محروم کردن آنها از نیازهای ابتدایی روزمره، درخواست قطع سریع کشتار و محاصره آنجا
متن با ابراز تأسف از اخبار ناگوار کشمیر و سکوت نهادهای بینالمللی آغاز میشود. سپس به اقدامات دولت هند از جمله محاصره دره کشمیر، قطع ارتباطات، ممنوعیت تجمعات و نماز جمعه و جماعت، و پاسخ با گلوله به اجتماعات اشاره میکند. در ادامه، از همه انسانهای آزاده، امت اسلامی، دولتمردان، علما و نهادهای حقوق بشری میخواهد که نسبت به این موضوع اقدام جدی کنند و به دولتمردان هند هشدار میدهد که این رفتار ظالمانه جز بیثباتی نتیجهای نخواهد داشت و باید زمینه زندگی مسالمتآمیز برای همه مردم فراهم شود. در پایان، رفتارهای غیرانسانی را محکوم کرده و خواستار پایان سریع کشتار و محاصره نظامی کشمیر و دفاع از مظلومان در سراسر جهان میشود.

محکومیت تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط مجلسین فرمایشی و تقاضای لغو آن
این بیانیه با اشاره به تبعید آیتالله خمینی به دلیل دفاع از دین، استقلال و حقوق ملت، به تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط مجلسین فرمایشی میپردازد. این لایحه به مستشاران آمریکایی مصونیت قضایی میدهد و به آنها اجازه هرگونه جنایت و تجاوز را میدهد. بیانیه، این اقدام را سند بردگی ملت ایران دانسته و به نقد عملکرد مجلسین در تصویب وامهای سنگین خارجی و عدم مقاومت در برابر دولت میپردازد. در ادامه، وضعیت اقتصادی نامناسب کشور و فقر مردم را نتیجه سیاستهای حاکمیت معرفی میکند و خفقان و سرکوب روحانیت را برای جلوگیری از آگاهی مردم از این خیانتها میداند. در پایان، ضمن دعوت به توسل به خداوند و امام زمان، از مردم میخواهد با حفظ آرامش و نظم، برای لغو این لوایح استعماری تلاش کنند.

محکومیت سیاست خدعه و نیرنگ رژیم شاه
این نامه با اشاره به حوادث خونین ایران و سرکوبهای اخیر، بر این باور است که اصرار مسئولین بر سیاست قلع و قمع و خدعه، ضعف و ناتوانی آنان را در اداره امور ملت آشکار خواهد ساخت و به سقوطشان منجر خواهد شد. در ادامه، با استناد به آیات قرآن، از مسئولین خواسته شده است که نفرت و انزجار شدید از این روش و رفتار با مؤمنین و روحانیون را به اطلاع مقامات برسانند و به آنان هشدار داده میشود که خداوند از اعمال ستمکاران غافل نیست.
محکومیت حمله وحشیانه اسرائیل به غزه و درخواست از کشورهای عربی و اسلامی برای پایان دادن به آن و رفع محاصره ظالمانه غزه
متن با اشاره به تهاجم وحشیانه اسرائیل به غزه و تلفات انسانی ناشی از آن آغاز میشود. در ادامه، به محاصره طولانیمدت غزه و کمبودهای شدید مواد غذایی، دارو و سوخت که منجر به شرایط انسانی دشوار شده، اشاره میکند. سپس، بیمعنا بودن صرف محکومیت و همدردی لفظی را در برابر حجم مشکلات مردم غزه بیان میکند. در پایان، از امت عرب و اسلام میخواهد که برای پایان دادن به تجاوزات و رفع محاصره ظالمانه غزه موضعگیری عملی کنند و با دعای خیر به پایان میرسد.

انتقاد از اوضاع آشفته و نابسامان تهران پس از فتح آن و نصیحت به سید عبدالله بهبهانی جهت نیامدن از نجف به تهران
متن با ابراز نگرانی شدید از وضعیت آشفته تهران پس از فتح آن آغاز میشود و دلیل اصلی این نگرانی را تسلط گروهی از افراد نادان و بیتجربه بر امور مهم کشور میداند. در ادامه، نویسنده به سید عبدالله بهبهانی توصیه میکند که در شرایط فعلی به تهران بازنگردد، زیرا حضور ایشان میتواند منجر به انتساب هرگونه نقص و مشکل به وی شود و در صورت کنارهگیری نیز به تدریج جایگاه خود را از دست خواهد داد. پیشنهاد میشود که بهبهانی ابتدا به زیارت بیتالله و سپس به اسلامبول سفر کند و پس از ملاقات با مقامات عثمانی و گذشت چند ماه، به تهران بازگردد تا در این فاصله اوضاع بهبود یابد و مجلس جدیدی با وکلای بیغرض تشکیل شود. در پایان، نویسنده بر مغشوش بودن اوضاع تهران، نبود سلطنت و مجلس فعال، بیحالی نایبالسلطنه و جسارت مجاهدین و بختیاریها تأکید میکند و از بهبهانی میخواهد که در صورت تصمیم به سفر به ایران، نهایت احتیاط را به خرج دهد و از غفلت بپرهیزد.
حکم همکاری با حکومتگران ستمگر
این متن به بررسی حکم شرعی همکاری با حکومتگران ستمگر میپردازد. در ابتدا، همکاری با ظالمین را از کسبهای حرام برشمرده و عواقب اخروی آن را بیان میکند. سپس، شرایطی را مطرح میکند که در آن همکاری با ظالمین جایز، و حتی در مواردی واجب میشود؛ از جمله توانایی امر به معروف و نهی از منکر، قضا حوایج مؤمنین، یا تخفیف ظلم. در ادامه، به شرایطی اشاره میکند که اگر فرد بتواند امور دیوانی را مطابق شرع و عدالت انجام دهد و از ظلم بیشتر جلوگیری کند، همکاری واجب میشود، با تأکید بر عدم تصرف در اموال نامشروع. در پایان، به موارد اکراه و جبر اشاره میکند که در صورت خوف ضرر جانی، مالی یا آبرویی، همکاری جایز است، به جز مواردی که به خونریزی یا هتک حرمت منجر شود. حاشیه میرزای شیرازی نیز بر این نکته تأکید دارد که صرف خوف ضرر برای دیگر شیعیان، به طور مطلق، موجب جواز همکاری با ظالم نیست.
انتقاد از ناکارآمدی دولت دکتر مصدق
متن با انتقاد از استفاده رادیو برای مقاصد شخصی و تخریب افراد صالح آغاز میشود. سپس به سابقه نهضت ملی ایران و نقش دکتر مصدق در آن اشاره میکند، اما عملکرد ۲۸ ماهه او را ناکارآمد و بدون دستاورد مفید میداند. در ادامه، مصدق را به تلاش برای تحکیم دیکتاتوری، انحلال مجلس از طریق رفراندوم غیرقانونی و سوءاستفاده از قدرت متهم میکند. همچنین، به وزرا و مأمورین دولتی هشدار میدهد که در صورت همکاری با اقدامات خلاف قانون، مسئول خواهند بود. در پایان، از ملت ایران میخواهد که از استقلال، وحدت ملی، آزادی و مشروطیت دفاع کنند و اجازه ندهند اقدامات مصدق به زوال این اصول منجر شود و تأکید میکند که هدف او تنها خیر ملت و مملکت است.

علت افول و انحطاط جوامع اسلامی؛ جدایی امور دینی و دنیوی و ابزار نگرانی از انحرافات عقیدتی پس از استقرار مشروطیت
متن با تأکید بر لزوم تطابق قوانین با قواعد اسلام و اهمیت آن در جلب قلوب مردم آغاز میشود. سپس با استناد به تعریف عدالت از دیدگاه فقها، عرف عام و حکما (به ویژه خواجه نصیرالدین طوسی)، به تبیین مفهوم عدالت به عنوان تساوی و تناسب اجزا در هر مرکب میپردازد و نقش آن را در پایداری آسمان و زمین و نظام اجتماعی تشریح میکند. در ادامه، نویسنده افول جوامع اسلامی را ناشی از جدایی سه رکن اصلی (ناموس الهی، حاکم انسانی و دینار به عنوان معیار عدالت) میداند و به نقد عملکرد پادشاهان قاجار، فساد اداری، نفوذ بیگانگان و بیتوجهی به شریعت پس از مشروطیت میپردازد. متن با هشدار به مسلمانان درباره خطرات انحراف از اسلام و دعوت به حفظ غیرت دینی و بازگشت به اصول شریعت و عدالت الهی به پایان میرسد.

لزوم کمک به مدافعان تبریزی و دیگر شهرها و حرمت قتل و غارت آنان و مهدورالدم بودن مهاجمان
این فتوا در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت شرعی محاربه با مردم تبریز و دفاع آنان از خود صادر شده است. در ابتدا، پرسشکننده از علمای اعلام میپرسد که محاربه با مردم تبریز و دفاع آنان در برابر هجوم به قصد قتل، غارت و هتک عرض، از نظر شرعی چه حکمی دارد. سپس، ملا محمدکاظم خراسانی در پاسخ، مطالبه حقوق ملیه توسط مردم تبریز را بدیهی دانسته و کمک به آنان و حرمت هجوم بر جان، مال و ناموسشان را از ضروریات اسلام میشمارد و مهاجم را مهدورالدم اعلام میکند. شیخ عبدالله مازندرانی نیز این نظر را تأیید کرده و بر بدیهی بودن مطالبه حقوق ملیه و لزوم مساعدت و حرمت هجوم تأکید میکند. سید اسماعیل صدر نیز با تأیید فتوای پیشین، بیان میکند که تفاوتی بین تبریز و سایر شهرهای ایران در این حکم وجود ندارد. در نهایت، میرزا محمدتقی شیرازی نیز حرمت مقاتله با مسلمین و هتک اعراض و اموالشان را از ضروریات دین دانسته و جواز و حتی وجوب دفاع در برابر هجوم را از بدیهیات میشمارد.



واگذاری املاک مجهول المالک و ... به علیرضا خان به عنوان پاداش مجاهدتهای وی
این سند به واگذاری قنوات پلنگان، فتحآباد، چشمه حسینآباد و چشمه آقا محمدی به سردار علیرضا خان میپردازد. این املاک به دلیل مجهولالمالک بودن، مخروبه و بدون استفاده بودن، به ایشان واگذار شدهاند تا احیا و دایر گردند. این واگذاری به عنوان پاداش مجاهدتها و زحمات علیرضا خان در راه ملت صورت گرفته و هیچ کس حق معارضه و مداخله در این خصوص را ندارد.

تأیید و حمایت از مشروطه
متن با تأکید بر وجوب اهتمام به امر مشروطه آغاز میشود. در ادامه، اخلالکنندگان در این مسیر را به سپاه یزیدبن معاویه تشبیه کرده و آنان را مستحق لعنت میداند. در پایان، با عبارت «الله، الله، العجل، العجل، العجل» بر تسریع در اعزام منتخبین تأکید میکند و تأخیر در این امر را موجب خونریزی و غارت اموال برمیشمارد.

عدم قبول احسان شاه و بزرگان از سوی خود
متن با بیان عدم توانایی ذاتی نویسنده در کسب مال دنیا و نپذیرفتن احسان و کمک از هیچکس، حتی سلاطین و دوستان نزدیک، آغاز میشود. این رویکرد ناشی از غیرت و همت فطری اوست که بر احسان و ایثار به عموم مردم سرشته شده است. در ادامه، به دشواریهای زندگی در فقر و ناتوانی در رسیدن به همت بلند خود اشاره میکند. در پایان، بیان میشود که حتی اگر افراد بلندهمت ناچار به پذیرش پستی و کسب قدرت شوند، راههای شرافتمندانه برای این کار در بیشتر زمانها نایاب است و انتخاب ذلت و خواری نیز ممکن نیست.
اظهار نظر راجع به اجرای اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه: نظارت پنج نفر از علمای طراز بر مصوبات مجلس شورای ملی ایران
این مجموعه شامل پاسخهای علمای شیعه به درخواست «اتحادیه مسلمین» برای عملیاتی کردن اصل دوم متمم قانون اساسی مشروطه است. «اتحادیه مسلمین» با هدف ایجاد هماهنگی میان ملت و دولت، از مراجع تقلید خواستار اظهار نظر درباره نظارت پنج نفر از مجتهدین بر مصوبات مجلس شورای ملی شده است. پاسخها عموماً بر لزوم اجرای این اصل برای حفظ اسلامیت قوانین و تحکیم مبانی شرعیه تأکید دارند. برخی از علما، مانند شیخ محمدحسین آلکاشفالغطاء، موافقت خود را با هر اقدامی که علمای ایران در این زمینه انجام دهند، اعلام کرده و خواستار حمایت دولت از این طرح شدهاند. سید حسین طباطبایی بروجردی بر لزوم دقت و تدبر در این امور تأکید کرده است. سید هبةالدین شهرستانی اجرای این اصل را به مصلحت شرع و مملکت دانسته و آن را موجب احترام مردم به قوانین و افزایش عایدات دولت میداند. سید محمد حجت کوهکمرهای و سید محمدتقی خوانساری نیز با این طرح موافقت کرده و آن را برای حفظ قوانین شرع و رهایی جامعه از فشارهای دینی و دنیوی مفید میدانند. سید محمدهادی میلانی ضمن تأکید بر اهمیت اتحاد و نقش روحانیت، خواستار حمایت سایر جمعیتها از روحانیت برای تحقق این هدف شده است. محمد فیضقمی نیز از ماهها قبل برای عملیاتی کردن این اصل با مراجع گفتگو کرده و تحسین آنها را جلب کرده است.






وظایف اصلی مجلس شورای ملی در دوره دوم
متن با اشاره به عدم پیشرفت دوره اول مشروطیت به دلیل عدم اجرای قوانین داخلی مجلس، به اهمیت نظم و انضباط در پارلمان میپردازد. سپس، وظایف اصلی مجلس دوم را در راستای جلوگیری از هرج و مرج دوره قبل، شامل تعیین جایگاه وکلا، برنامه روزانه مجلس، جایگاه تماشاگران و وقایعنگاران، و نحوه انتشار نطقها و لوایح، تشریح میکند. همچنین، بر لزوم حضور نمایندگان آیاتالله برای نظارت شرعی و عدم دخالت سایر علما در امور شرعی مجلس تأکید دارد. در ادامه، به ضرورت تشکیل مجلس سنا و پرهیز وکلا از افراط و تفریط اشاره کرده و با انتقاد از عملکرد برخی وکلای دوره اول که به دنبال منافع شخصی بودند، آنان را عامل به توپ بستن مجلس و بیاعتباری مشروطیت در نگاه خارجیها معرفی میکند. در پایان، به وظیفه مجلس در تعلیم و تربیت شاه جوان، شامل آموزشهای دینی، جغرافیای ایران، فنون سیاسی و دیپلماسی، و سفرهای داخلی و خارجی برای آشنایی با پیشرفتهای تمدن، میپردازد و بر لزوم دوری شاه از مشاوران بداندیش تأکید میکند.
مقابله با محمدعلی شاه تا پذیرش انعقاد مجلس شورا توسط او
متن با سلام و دعای خیر به برادران ایمانی، وکلای انجمن منجیل، مقامات و عموم مردم آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم تشکیل مجلس شورای ملی مطابق قانون اساسی و متمم آن تأکید شده و پرداخت مالیات به دولت غاصب، در صورت عدم تشکیل مجلس و حضور نمایندگان ملت برای جلوگیری از ظلم و فساد، به منزله یاری رساندن به یزید و ابنزیاد و محاربه با امام عصر (عج) تلقی میشود. در پایان، با توکل به خداوند و توسل به امام زمان (عج)، از همت و غیرت اسلامی مخاطبان برای حفظ مملکت اسلامی از تاخت و تاز دولتی، جلوگیری از دخالت بیگانگان و یاری رساندن در افتتاح دارالشورا و اجرای قانون اساسی، درخواست کمک و همکاری میشود.

محکومیت دولت میانمار در کشتار مسلمانان آن کشور و سکوت مجامع حقوق بشر و کنفرانس اسلامی در برابر آن، درخواست از دولت جمهوری اسلامی ایران جهت اقدام مؤثر و فوری در آن باره
این بیانیه با محکومیت جنایات دولت میانمار علیه مسلمانان آغاز میشود و بر ضرورت وحدت کشورهای اسلامی برای جلوگیری از چنین فجایعی تأکید میکند. در ادامه، سکوت سازمانهای حقوق بشری و بهویژه سازمان کنفرانس اسلامی در قبال این کشتار مورد انتقاد شدید قرار میگیرد و از آنها خواسته میشود تا با تشکیل جلسه فوقالعاده، تصمیمات قاطعی اتخاذ کنند. در پایان، ضمن ابراز همدردی ملت ایران با مظلومان میانمار، از دولتهای اسلامی و بهخصوص دولت جمهوری اسلامی ایران درخواست میشود تا با اقدام جدی و مذاکره، به این حوادث ناگوار پایان دهند.

علل مخالفت با روند مجلس
متن با اشاره به پیشگامی نویسنده در دفاع از اسلام و مبارزه با ظلم آغاز میشود و به تلاشهای او در گذشته برای پیشبرد مقاصد دینی اشاره دارد. سپس به مهاجرت خود به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) به دلیل اشاعه کفریات و توهین به شرع اسلام میپردازد و اتهام ضدیت با مجلس را رد میکند. در ادامه، هدف اصلی را تطبیق مجلس با قانون محمدی (ص) و محدود کردن مشروطیت به امور دولتی، نه دینی، بیان میکند. نویسنده تأکید میکند که مهاجرتش برای حفظ اسلام و ترویج احکام شرع بوده و نه به خاطر شخص خاصی، و از مسلمانان میخواهد که فریب افراد منحرف را نخورند. متن با آیهای از قرآن کریم به پایان میرسد.
هشدار نسبت به اختلافافکنی مشروطهخواهان غربزده
متن با اشاره به آیه قرآن و ابراز نگرانی از وضعیت کشور آغاز میشود. نویسنده وضعیت مملکت را بین دو محظور داخلی و خارجی توصیف میکند. از یک سو، بیگانگان با ایجاد هرج و مرج و اختلافافکنی، عدهای از افراد جاهل یا وطنفروش را ابزار اجرای مقاصد خود قرار دادهاند تا قوانین اروپایی مخالف اسلام را به نام مشروطیت ترویج کنند و با متهم کردن علما و مجلس شورا به عدم رعایت شرع، ملت را علیه آنها بشورانند. از سوی دیگر، عوامل داخلی با تزویر و نفاق، بین دولت و ملت و همچنین بین علما و ملت اختلاف میاندازند تا دوباره استبداد را حاکم کنند. نویسنده تأکید میکند که علما و مجاهدات آنها تنها راه رسیدن به سعادت و ترقی کشور است و قوانین باید مطابق با مزاج و فرهنگ ایرانیان مسلمان باشد، نه بر اساس الگوهای اروپایی. در پایان، به لزوم نظارت علما بر قوانین شرعی و عدم دخالت روحانیون در قوانین عرفی اشاره میکند و به اقلیتهای مذهبی اطمینان میدهد که شریعت اسلام حافظ حقوق آنهاست و نباید فریب مفسدین را بخورند.
علل از میان رفتن وحدت در میان مسلمانان و سوءاستفاده استعمارگران از آن
متن با اشاره به وضعیت جاهلیت پیش از اسلام و نقش پیامبر اکرم (ص) در هدایت بشریت به سوی یکتاپرستی، برابری و برادری آغاز میشود. سپس با ذکر نمونههایی از سیره پیامبر و خلفای راشدین، بر اهمیت این اصول در صدر اسلام تأکید میکند. در ادامه، به تفرقه و اختلافات مذهبی و فقهی در میان مسلمانان پس از قرن اول هجری اشاره کرده و این اختلافات را عامل اصلی ضعف و انحطاط جوامع اسلامی و سوءاستفاده استعمارگران میداند. در بخش پایانی، با تأکید بر لزوم بازگشت به اصول واقعی اسلام و اتحاد مسلمانان، دولت پاکستان را به عنوان نمونهای از دولتی که بر پایه اسلام تشکیل شده، مورد خطاب قرار داده و بر لزوم حمایت از آن و عمل به آموزههای قرآنی تأکید میکند. متن با ابراز امیدواری به پیروزی و استقلال کشورهای اسلامی و دعای خیر برای اتحاد مسلمانان به پایان میرسد.

درخواست ابرسانی به نجف
متن با اشاره به تقدیر الهی و مشیت ازلی، وضعیت تشنگی و محرومیت ساکنان نجف، به ویژه فقرا، ضعفا، بیوهزنان و یتیمان را توصیف میکند. در ادامه، نویسنده با ناامیدی بیان میکند که با وجود مشکلات موجود، هیچ تلاشی برای بهبود وضعیت آب نجف، از جمله لایروبی نهر، به نتیجه نخواهد رسید. در پایان، متن به این نکته اشاره میکند که برای حل این مشکل، نیاز به همتی برای تشکیل یک شرکت و آوردن دستگاه تصفیه آب است که هم سودآور باشد و هم آسایش مردم را فراهم کند، اما چنین همتی وجود ندارد.
شکایت از ستم و اجحاف مأموران اداری و لشکری دولت مشروطه
متن با اشاره به تهاجم اجانب و رفتارهای استبدادی مأموران دولتی و مجاهدنماها آغاز میشود و به فساد حکام و ادارات اشاره میکند. نویسنده ابتدا از ناامیدی و واگذاری امور به خدا سخن میگوید، اما سپس با استناد به آیات و روایات، بر لزوم تلاش و تغییر از سوی خود مردم تأکید میکند. در ادامه، به اهمیت تهذیب اخلاق و اصلاح سه مجرای «حلق، جلق و دلق» (شکمپرستی، شهوترانی و زبان) برای اصلاح جامعه میپردازد. نویسنده از مسئولان میخواهد که با جدیت با مفسدین برخورد کنند و به جای انتصاب افراد فاسد، از جوانان تحصیلکرده و بااخلاق در مناصب حکومتی استفاده شود. در پایان، به خطر تسلیم شدن به اجانب و از دست رفتن استقلال کشور هشدار میدهد و وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی را نتیجه بیکفایتی و فساد داخلی میداند.
رایزنی در قم برای اتفاق نظر در مورد خواسته های علما از شاه
این گفتگو با طرح سابقه روابط حسنه شیخ فضلالله نوری با دولت و همراهی او با مهاجرین آغاز میشود. سپس سید محمد طباطبایی به تشریح اهداف نهضت مشروطه میپردازد و آن را راهی برای محدود کردن قدرت پادشاه، تعیین حدود وزرا، رهایی مردم از اسارت و استبداد، و برقراری آزادی بیان و قلم، مساوات و قانونمداری معرفی میکند. در ادامه، شیخ فضلالله نوری ضمن تأیید برخی فواید مشروطه، نسبت به تندروی در ابتدای کار هشدار میدهد و با تأکید بر اینکه آزادی مطلق در اسلام کفر است، خواستار حذف واژه «آزادی» میشود. او همچنین بر لزوم مطابقت قوانین با شرع اسلام تأکید میکند و هرگونه محدودیت برای شرع را رد میکند. در پایان، سید محمد طباطبایی با اشاره به پیشرفت کار، هدف فعلی را رفع ظلم و آبادانی مملکت عنوان کرده و بر لزوم مشورت و همراهی در تهران تأکید میکند.


اعلام عزای عمومی و تعطیل نمازهای جماعت و دروس حوزه به مناسبت هفته کشتار مردم تهران و درخواست برقراری نظام اسلامی
این بیانیه با اشاره به گذشت هفت روز از کشتار مردم تهران، به جنایات رژیم پهلوی و بیاطلاعی مردم از حکومت نظامی اشاره میکند. در ادامه، به اعلام عزای عمومی توسط جامعه روحانیت و تعطیلی نماز جماعت و دروس حوزه، و همچنین تعطیلی کسب و کار توسط مردم مسلمان ایران برای ابراز همدردی و یگانگی با برادران و خواهران مسلمان اشاره شده است. بیانیه بر خواست ملت ایران برای عدالت اجتماعی، برقراری نظام اسلامی و اجرای احکام قرآن مجید تأکید میکند و اعلام حکومت نظامی را نشانه ضعف دستگاه و قانونشکنی میداند. در پایان، ضمن محکومیت جنایات و حکومت نظامی، برای کشتهشدگان طلب مغفرت شده و از عموم مسلمانان خواسته شده است که با توجه به رشد سیاسی و اجتماعی خود، بهانه به دست دشمنان ندهند و به مجروحین و بازماندگان حوادث اخیر کمک کنند. همچنین بر نصرت اسلام و مسلمین و دفع شر عمال استعمار و معاندین تأکید شده است.



انتقاد شدید از خرجتراشیهای سفارتخانههای ایران به دلایل واهی
سخنرانی با تأکید بر استقلال رأی در موافقت یا مخالفت با کابینه آغاز میشود. سپس به موضوع حفظ آبروی ایران در خارج از کشور میپردازد و بیان میکند که وجود سفارتخانهها و کنسولگریها با هزینههای گزاف، نه تنها به آبروی کشور نمیافزاید، بلکه موجب فقر داخلی و بیاهمیتی در خارج میشود. در ادامه، به لایحههای مکرر افزایش حقوق سفرا و مأموران خارجی اشاره کرده و این افزایشها را بیدلیل و غیرضروری میداند. در پایان، با ذکر مثالی از صرفهجویی سفرای خارجی در ایران، نتیجهگیری میکند که آبرو و عظمت کشور با صرفهجویی و خرج کردن موافق صلاح ملت به دست میآید، نه با هزینههای بیرویه که نشاندهنده بیعلاقگی به مملکت است.

وادار کردن حاکم بوشهر (دریابیگی) به جبران خسارات وارده به سید مرتضی اهرمی و اعاده حیثیت وی
نامهای به حاکم بوشهر (دریابیگی) نوشته شده است که در آن به او یادآوری میشود که مسئولیت جبران خسارات وارده به سید مرتضی اهرمی و اعاده حیثیت او بر عهده اوست. در این نامه تأکید شده که هدف، صرفاً جوابپردازی و راضی کردن ظاهری نیست، بلکه باید خانه سید مرتضی اهرمی تعمیر و اموال غارت شده او بازگردانده شود و شرف و استقلال او اعاده گردد. در پایان نامه، به حاکم بوشهر هشدار داده میشود که اگر به این تکلیف شرعی و قانونی عمل نکند، ممکن است فرد دیگری برای حل این مسئله اقدام کند.

اظهار نگرانی از توقیف رئیس نظمیه خوی
متن با ابراز نگرانی از توقیف رئیس نظمیه خوی آغاز میشود که به خلاف انتظار اهالی صورت گرفته و علت آن نامعلوم است. در ادامه، نویسنده بیم آن را دارد که این اتفاق به مفسدین فرصت سوءاستفاده داده و منجر به اشتباه شود. در پایان، درخواست میشود که هرچه سریعتر علت توقیف از ایالت کبری تحقیق شده و پاسخ آن برای احقاق حق ارسال گردد.
تلاش برای ایجاد نظام اسلامی در پاکستان از طریق اتحاد با علمای سایر مذاهب اسلامی
سخنرانی با یادآوری شهدای نهضت اجرای فقه جعفری و سایر شهدای مسلمان آغاز میشود. سپس بر اهمیت قرآن و سنت به عنوان مبنای اعتقادی مسلمانان پاکستان تأکید شده و اجتماع حاضر به عنوان نمادی از پایبندی به این اصول معرفی میگردد. در ادامه، به نقش مردم در تأسیس پاکستان و لزوم اجرای نظام اسلامی با مشارکت همه مسلمانان، به ویژه شیعیان، اشاره میشود. سخنران به عدم اخلاص دولت وقت در اجرای نظام اسلامی و نقض توافقنامه ۶ جولای ۱۹۸۰ میپردازد و خواستار تلاش مشترک برای اجرای کامل نظام اسلامی در سراسر کشور میشود. در بخش بعدی، به نفوذ آمریکا و شوروی در پاکستان و لزوم استقلال سیاسی و اقتصادی اشاره شده و از مسلمانان خواسته میشود تا با کنار گذاشتن تعصبات قومی و فرقهای، به وحدت اسلامی روی آورند. در پایان، سخنران توصیههایی به ذاکرین، علما، جوانان، خواهران مسلمان، خبرنگاران، تجار و صاحبان زمین ارائه میدهد و همگان را به تقوا و عمل به وظایف دینی و اجتماعی فرا میخواند.

نگرانی از تجاوز روسیه به ایران به بهانه عدم امنیت جانی روسهای ساکن ایران و اعلام شکایت به دولتهای بزرگ جهان




محکومیت کشتار دهها دانشآموز افغان توسط گروههای تروریستی تکفیری
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و اهل بیت ایشان آغاز میشود و با استناد به آیه ۱۵۶ سوره بقره، به خبر جنایت هولناک کشتار و مجروحیت دهها دانشآموز دختر در مدرسه سیدالشهداء کابل اشاره میکند. این اقدام بزدلانه و کثیف علیه بیگناهان و کودکان، نشانهای از انحطاط انسانی ستمگران جهان دانسته شده است. در ادامه، از مسئولان افغانستان خواسته میشود تا عاملان این جنایت را شناسایی و تعقیب کرده و دولت مسئولیت خود را در قبال ملت مظلوم افغانستان بپذیرد. در پایان، ضمن محکومیت این عمل شنیع، به ملت افغانستان و خانواده شهدا تسلیت گفته شده و برای مجروحان شفای عاجل و برای خانوادهها صبر و اجر از خداوند متعال مسئلت میشود و به آیه ۱۲۸ سوره نحل استناد شده است.

ذم دولتمردان هوادار محمدعلی شاه تاجر و مدح رهبران مجاهدین مشروطه خواه
این شعر با اشاره به آیه «یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور»، به نقد و ذم درباریان و دولتمردان حامی محمدعلی شاه قاجار میپردازد. در ادامه، به اقدامات عینالدوله در آذربایجان و تبریز، سیاستهای بهادرجنگ و مشیرالسلطنه، وضعیت گیلان و خراسان تحت نفوذ روسها، و اوضاع اصفهان و قزوین اشاره میکند. سپس، به ستایش مجاهدان مشروطهخواه و رهبران آنها مانند سپهدار اعظم، ستارخان، صمصامالسلطنه و ضرغامالسلطنه میپردازد و پیروزیهای آنان در قزوین و سایر مناطق را جشن میگیرد. شعر با امید به بازگشت آزادی و استقلال ایران و پاک شدن کشور از خائنان به پایان میرسد.
استقرار نظام مشروطیت تنها راه اصلاح کشور

زمینههای پیدایش احزاب سیاسی
متن با طرح پرسشی درباره دو اصطلاح "اعتدالیون" و "انقلابیون" که از ایران به عراق رسیده و در جراید محلی و مکاتبات رایج شده، آغاز میشود. نویسنده از ماهیت این دو فرقه و نزاع بین آنها اظهار بیاطری میکند و نگران است که این اختلافات به استقلال کشور آسیب برساند. در ادامه، نویسنده به دو جنبه پاسخ به این پرسش اشاره میکند: یکی، شناسایی افراد و گروههایی که در ایران خود را به این فرقهها نسبت میدهند و قضاوت بین آنها که مجله درهالنجف به دلیل ماهیت سیاسی آن از پاسخ به آن معذور است. دیگری، تبیین حقیقت و منشأ پیدایش این فرقهها در جهان و تغییراتی که در حکومتها ایجاد کردهاند. سپس، به بررسی فرقههای سیاسی در اروپا میپردازد و از اشرافیت محافظهکار (اریستوکراسی) که بر اساس شرافت نسبی و برتری طبقاتی بنا شده بود، سخن میگوید. در ادامه، به ظهور دموکراسی در قرن ۱۸ میلادی اشاره میکند که برابری انسانی و نفی امتیازات موروثی را شعار خود قرار داد و مقاصد آن را در زمینههایی چون آزادی خرید زمین، برابری در آموزش، نفی تفاخر نسبی، الغای بردگی و آزادی زنان برمیشمارد. در بخش بعدی، به پیدایش سوسیالیسم (اشتراکیون) در قرن ۱۹ میلادی میپردازد که در واکنش به نابرابریهای اقتصادی ناشی از انقلاب صنعتی شکل گرفت. نویسنده به تفاوتهای این فرقه با دموکراتها در زمینه مساوات مطلق در ثروت و منصب اشاره میکند و دیدگاههای مختلف سوسیالیستهای فرانسه و آلمان را بیان میکند. در نهایت، به ظهور آنارشیسم (فوضویه و انقلابیه) در سال ۱۸۷۹ میلادی اشاره میکند که از دل سوسیالیستها برخاستند و به دنبال تغییر نظام اجتماعی از طریق شورش و آشوب بودند و این گروه را به دلیل عدم درک صحیح از آزادی و ایجاد اغتشاش، مورد انتقاد قرار میدهد.
ابراز رضایت از والی کرمان و انتقاد از بدخواهان او
متن با ابراز نگرانی از انتشار اوراقی حاوی شکایت از والی کرمان توسط افراد نادان و مغرض آغاز میشود. نویسندگان تأکید میکنند که این شکایات با اسامی و مهرهای جعلی ارسال شده و اعتبار عرایض را زیر سؤال میبرد. در ادامه، به تمجید از والی کرمان پرداخته و او را فردی کریم، دلسوز، حافظ حقوق و دارای حسن سلوک معرفی میکنند. در پایان، از حجج اسلام تهران درخواست میشود که از این اظهارات جلوگیری کرده و اوراق جعلی را بررسی کنند تا از کدورت و بیاعتباری جلوگیری شود.
لزوم توجه دولت به جنوب کشور و مجازات عوامل ستمگر ضدملی
متن با تأکید بر لزوم برخورد قاطع با مسببین اغتشاش و اختلال در کشور آغاز میشود و این افراد را دشمن ایران و ایرانیان معرفی میکند. در ادامه، به اهمیت توجه دولت مرکزی به امور بنادر جنوبی کشور و لزوم برقراری نظم و ترتیب در این مناطق اشاره دارد. نویسنده با انتقاد از عدم تحقق اصلاحات و حتی انتخاب وکیل برای دارالشوری در جنوب، به وجود افراد فرصتطلب و متقلب در جامعه اشاره میکند که به سرعت تغییر موضع میدهند. در پایان، با تهدید مفسدین به مجازات و افشای اعمالشان، تأکید میشود که دوران کنونی با گذشته متفاوت است و هر کس قصد اخلال داشته باشد، با عواقب سختی روبرو خواهد شد.
تأیید مشروطیت و مجلس شورای ملی
سوالی درباره مشروعیت مجلس شورای ملی، وجوب متابعت از آن، و حکم مخالفت با آن مطرح شده است. در پاسخ، بر اهمیت و رجحان مجلس شورای ملی به عنوان نهادی برای تقویت ملت، رفع ظلم و نهی از منکر تأکید شده و هرگونه مناقشه در آن را ناشی از فساد و اغراض نفسانی دانسته است. همچنین، همراهی با مجلس را لازم و مخالفت با آن را در حکم مخالفت با امام عصر (عج) معرفی میکند.


محکومیت اعدام شیخ نمر و گروهی از شیعیان توسط آلسعود، سقوط قطعی آن خاندان
متن با استناد به آیه «وَ مَن قُتِلَ مَظلومَاً فَقَد جَعَلنا لِوَلِیّهِ سُلطاناً» آغاز میشود. سپس به محکومیت شدید اعدام شیخ نمر و جمعی از شیعیان توسط رژیم سعودی میپردازد و این اقدام را نشانهای از طینت جنایتکارانه این رژیم میداند. در ادامه، شهادت شیخ نمر را موجب رسوایی بیشتر آل سعود و بیداری جهان اسلام دانسته و پیشبینی میکند که این خونهای به ناحق ریخته شده، زمینه سقوط این رژیم را فراهم خواهد آورد. در پایان، ضمن تبریک و تسلیت به جهان اسلام، مردم عربستان و خانواده شهدا، برای شهیدان علو درجات را از خداوند مسئلت میکند و با آیه «و سَیعلَمُ الَّذینَ ظلَموا أی مُنقَلَب یَنقَلِبونَ» به ظالمان هشدار میدهد.

شهادت شیخ نمر، آغاز روند سرنگونی رژیم آلسعود و پایان تروریسم تکفیری داعش
متن با آیه ۲۳ سوره احزاب آغاز میشود و خبر شهادت شیخ باقر النمر به دست رژیم آلسعود را اعلام میکند. این عالم مجاهد پس از تحمل رنج و شکنجه، جان خود را در راه عزت اسلامی و انسانی فدا کرده است. خون شیخ نمر، با وجود اندوهی که برای مسلمانان و آزادگان جهان به همراه دارد، نویدبخش سرنگونی رژیم آلسعود و پاکسازی سرزمین وحی از وجود پلیدشان است. در ادامه، از امت اسلامی خواسته میشود تا برای نابودی این رژیم فاسد و مزدور آمریکا متحد شوند و دست آلوده به خون هزاران مسلمان را از حرمین شریفین کوتاه کنند. نابودی این رژیم شیطانی به محو تروریسم داعشی و تکفیری منجر خواهد شد. در پایان، شهادت شیخ نمر به امام زمان (عج)، رهبر انقلاب، مراجع تقلید، امت اسلامی و خانواده ایشان تبریک و تسلیت گفته شده و برای ایشان علو درجات از خداوند مسئلت میشود.

تشویق مردم به کمک مالی به دولت و التزام دولت به پرداخت دیون مردم و دقت در مصرف آن
متن با اشاره به نارضایتی قدرتهای خارجی از بیداری ایرانیان و تلاش آنها برای مداخله در امور داخلی ایران آغاز میشود. سپس به رد پیشنهادهای فریبنده این قدرتها برای استقراض خارجی توسط ایرانیان اشاره میکند که نشاندهنده عدم مرعوبیت ملت است. در ادامه، بر اهمیت استقراض داخلی از مردم تأکید شده و سعادت و شقاوت ایران را وابسته به نحوه مدیریت این استقراض میداند. متن به دولت توصیه میکند که در بازپرداخت به موقع دیون و سود آن و همچنین دقت در مصرف وجوه و ارائه گزارش شفاف به ملت کوشا باشد. در پایان، هشدار داده میشود که عدم رعایت این اصول منجر به از دست رفتن استقلال، تسلط بیگانگان و تبدیل ایران به سرنوشتی بدتر از مصر و قفقاز خواهد شد.
گرامیداشت "روز قدس"، عدم اتکای ملت فلسطین به مکاتب سیاسی شرقی و غربی، لزوم کمکهای مادی و معنوی دولت ایران به مبارزان فلسطین و جنبشهای آزادیبخش جهان
متن با تأکید بر ماهیت جهانی و اسلامی انقلاب ایران آغاز میشود و رسالت آن را فراتر از مرزهای جغرافیایی میداند. در ادامه، به اهمیت پیام امام خمینی در اعلام «روز قدس» اشاره میکند که جبههای وسیع برای مسلمانان جهان در مبارزه با صهیونیسم میگشاید. سپس، سه عامل اصلی پیروزی انقلاب ایران (ایدئولوژی اسلامی، اتحاد ملت و رهبری امام) را برای ملت فلسطین تشریح میکند و بر لزوم عدم وابستگی مکتبی، سیاسی و نظامی به شرق و غرب تأکید میورزد. در بخش بعدی، وظیفه دولت و ملت ایران در کمک مادی و معنوی به جنبشهای آزادیبخش، به ویژه انقلاب فلسطین، را گوشزد میکند و خواستار لغو پیمانهای استعماری و قطع ارسال نفت به کشورهای متخاصم با مسلمین میشود. در پایان، بر برگزاری باشکوه مراسم روز قدس و بازگشت مسلمانان به دامن اسلام برای بازیابی عظمت از دست رفته تأکید میکند و برای پیشبرد انقلاب اسلامی و خنثیسازی توطئهها دعا میکند.

جواز مشروط در همکاری با حاکمان ستمگر
این فتوا به بررسی شرایط جواز همکاری با حاکمان ستمگر میپردازد. در ابتدا، همکاری را تنها برای کسانی مجاز میداند که هدفشان صرفاً برآورده کردن نیاز مؤمنان و اطاعت از اوامر معصومین (ع) باشد. سپس، به افرادی اشاره میکند که از روی اضطرار و اجبار با حاکمان جور همکاری میکنند. در ادامه، به شدت با کسانی مخالفت میکند که به دلیل دنیاطلبی، افزایش ریاست و جلب توجه مردم، با حاکمان ستمگر همکاری کرده و از این طریق بر مؤمنان منت میگذارند یا آنها را آزار میدهند. در نهایت، اخلاص را شرط اصلی و بسیار دشوار در این نوع همکاریها معرفی میکند.
نقد و نکوهش محمدعلی شاه
این شعر با گلایه از ظلم و ستم شاه و ویرانی ایران آغاز میشود و به نقد بدعهدی و پیمانشکنی او در قبال قرآن و ملت میپردازد. در ادامه، شاعر به عواقب سوء استبداد و تفرقه افکنی میان مردم اشاره کرده و شاه را به بیداری از غفلت و چارهاندیشی برای سامان بخشیدن به اوضاع کشور فرا میخواند. در پایان، با تأکید بر اسلامی بودن مشروطه، از شاه میخواهد که از استبداد دست برداشته و به مشروطهخواهان بپیوندد و به او هشدار میدهد که مشروطه از ایران جدا نخواهد شد.
لزوم تبعیت مجلس از قوانین اسلامی
متن با تأکید بر فداکاری مردم برای تأسیس مجلس آغاز میشود که هدف آن تأمین امنیت و رفاه مسلمانان است. در ادامه، به کاهش دشمنان مجلس اشاره شده و بیان میشود که با وجود این، برخی رقبا همچنان به تخریب مجلس میپردازند. سپس، از سلامت و بیغرضی وکلای مجلس دفاع شده و نسبتهای ناروا به مجلس، ناشی از خائنین و مفسدین دانسته میشود. در پایان، وظیفه مجلس در پیگیری ظلم و تخلفات قانونی تبیین شده و مجلس به عنوان وسیلهای برای اتحاد دولت و ملت معرفی میگردد که پس از آن، تضاد بین این دو از بین رفته و خیرخواه یکدیگر شدهاند.

ابراز نگرانی از مواضع ضد دینی مطبوعات مشروطهخواه
این نامه با ادای احترام و دعا برای مخاطب آغاز میشود و به بیان نگرانی عمیق از وضعیت کنونی کشور میپردازد. اشاره میشود که تلاشها و جانفشانیهای علما و مجاهدین در نهضت مشروطه برای جلوگیری از اضمحلال دولت شیعه و احیای ارزشهای اسلامی بوده است، نه برای ترویج بیدینی و فساد. سپس به انحراف برخی مطبوعات مشروطهخواه از اهداف اولیه اشاره میشود که به جای آگاهیبخشی و ترویج اخلاق حسنه، به توهین به مقدسات، ترویج فساد اخلاقی و انتشار مطالب بیفایده میپردازند. در ادامه، از مخاطب درخواست میشود که با دقت به این معروضات توجه کرده و در هر شماره از نشریه خود به این مسائل بپردازد و سایر جراید را نیز کنترل کند تا از تکرار اشتباهات گذشته و گمراهی مردم جلوگیری شود. نامه با یک بیت شعر و نام هیئت علمیه نجف اشرف به پایان میرسد.
درخواست فرو نشاندن آشوبها و مجازات مستبدان ستمگر
این نامه با اشاره به دریافت تلگراف و ابراز امتنان از حمیت دینی مخاطب آغاز میشود. سپس بر اهمیت اتحاد دولت و ملت برای تحقق مقاصد اسلامی و رفع بهانههای اجانب تأکید میکند. در ادامه، خواستار مجازات عاملان آشوبهای گذشته پس از استقرار حکومت مقتدر و جلوگیری از کینهتوزی در چارچوب اصول مشروطیت میشود. در پایان، ابراز امیدواری برای موافقت کامل اسلامپرستان و وطنپروران را بیان میکند.


سسترأیی دولتمردان دنیاپرست
متن با حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) آغاز میشود که به دو بخش تقسیم شده است: اول، هر دولتی را پایانی است و دوم، هر پیمانشکنی بر شبههای استوار است. در بخش اول، نویسنده به تفسیر این بخش از حدیث میپردازد که میتواند تسلیبخش شیعیان در برابر طولانی شدن دولت باطل باشد یا اشارهای به بیثباتی و زوال دولتهای دنیوی. در بخش دوم، به این نکته اشاره میشود که کسانی که از راه حق منحرف میشوند و پیمان الهی را میشکنند، بر اساس شبهاتی است که شیطان در دلشان میاندازد و نفسانیات آن را تقویت میکند. برای نمونه، به شبهات غاصبان خلافت در مورد امام علی (ع) اشاره میشود که بهانههایی مانند کشتار اشراف عرب یا شوخطبعی ایشان را مطرح میکردند. در پایان، متن به دنیاپرستان اشاره میکند که به محض دیدن اعتبار و اقبال، به آن میپیوندند و با زوال آن، به سرعت روی برمیگردانند و به دیگری میپیوندند و این شبهات در هر عصر و زمانی وجود دارد.
متهم نمودن محمدعلی شاه به ایجاد همه نابسامانیهای کشور
افشای مستبدین و اخبار استقامت مشروطهخواهان، دعوت مشروطهخواهان کرمانشاهان به مقاومت در برابر کارگزاران دولت
متن با اشاره به وضعیت نابسامان ایران و گرفتاری شیعیان آغاز میشود و علت اصلی این مشکلات را اقدامات محمدعلی شاه قاجار پس از به سلطنت رسیدن میداند. در ادامه، به نقض عهدهای شاه در همراهی با ملت و تخریب مجلس و مسجد و قتلعام مشروطهخواهان اشاره میکند. سپس، به مقاومت مردم آذربایجان به رهبری ستارخان و اقدامات صمصامالسلطنه بختیاری در اصفهان و ضرغامالدوله و نصرالسلطنه سپهدار در مناطق دیگر در حمایت از مشروطیت میپردازد. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که برای یاری اسلام و ملت مظلوم، با جمعآوری عدهای از جوانمردان ایل خود وارد کرمانشاهان شده، حاکم ظالم را برکنار و انجمن تأسیس کند. در حاشیه نیز بر لزوم پرهیز از ضرر جانی و مالی به مردم در هنگام حرکت تأکید شده است.
رد همکاری با حاج شیخ فضل الله نوری
این تلگراف با ابراز تعجب از وضعیت پیشین کشور، به ظلم، تعدی، تعطیلی احکام اسلام و فروش ایران به بیگانگان اشاره میکند. سپس، مجلس مقدس را تنها امید ایرانیان برای رفع این معایب دانسته و بر آمادگی کامل برای حمایت از آن تأکید میکند. در ادامه، هرگونه اقدام علیه مجلس را تخریب شرع انور تلقی کرده و به مخالفان هشدار میدهد که از مخالفت دست بردارند، زیرا این اقدامات به خونریزی، غارت اموال و هتک ناموس مسلمانان منجر شده است. در پایان، از مخالفان میخواهد که از ادامه مخالفت خودداری کنند تا عواقب وخیمتری برای مسلمانان به بار نیاید.
محکومیت اعدام شیخ نمر توسط رژیم آلسعود
متن با ذکر بسم الله الرحمن الرحیم و انا لله و انا الیه راجعون آغاز میشود. سپس با سلام و درود به اهالی قطیف، خبر شهادت جمعی از شیعیان از جمله شیخ نمر باقر النمر با نهایت تأسف و اندوه اعلام میشود و این اقدام ظالمانه محکوم میگردد. در ادامه، ضمن ابراز همدردی و تسلیت به مخاطبان، از خداوند متعال برای شهدا رحمت واسعه و برای بازماندگان صبر و آرامش طلب میشود.

پیروزی قطعی رزمندگان یمنی بر متجاوزان سعودی و جریان تکفیری، حمایت استکبار جهانی و سازمانهای بینالمللی از متجاوزان
متن با اشاره به تجاوز آلسعود به یمن آغاز میشود و بر پیروزی قطعی رزمندگان یمنی تأکید میکند. در ادامه، این پیروزی را نتیجه پایداری و مقاومت مردم یمن در برابر حملات متجاوزان سعودی میداند و به شکستهای پیاپی دشمن تکفیری در سوریه و عراق اشاره میکند. در پایان، به مظلومیت مردم یمن و تأثیر دلارهای نفتی بر حاکمان سیاسی و سازمانهای بینالمللی میپردازد.

لزوم اجتماع صاحبنظران جهت حل مسائل کشور تا گشایش مجلس شورا
متن با تبریک پیروزی مشروطهخواهان و سقوط محمدعلی شاه آغاز میشود. نویسنده با وجود کنارهگیری از امور، خود را از اصلاح و بیان حقیقت معذور نمیداند و بر لزوم تلاش شبانهروزی برای اصلاح امور مملکت و جلب قلوب مردم تأکید میکند. در ادامه، به مصائب آذربایجان و حضور قوای روس اشاره شده و در پایان، نویسنده پیشنهاد میکند که تا زمان تشکیل مجلس شورای ملی، جمعی از عقلا و متنفذان کشور در مرکز گرد هم آیند تا به گفتگو و حل مسائل بپردازند و آنچه را که ممکن است، حکم کنند و مابقی را به مجلس موکول نمایند.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعتراض به ممنوعیت ورود روزنامه عروه الوثقی به مصر
متن با اشاره به تشکیل مجلس نظار مصر و تصمیم آن برای جلوگیری از ورود روزنامه «العروةالوثقی» به این کشور آغاز میشود. در ادامه، به دستورات صادر شده به وزارت کشور و اداره پست برای ممانعت جدی از ورود این روزنامه و جریمه نقدی ۱۵ تا ۲۵ لیرهای برای هر فردی که این روزنامه را در اختیار داشته باشد، اشاره شده است. در پایان، این تصمیم به شدت مورد انتقاد قرار گرفته و آن را ناشی از نفوذ بیگانگان و تلاشی برای تأمین کسری بودجه مصر دانسته و تأکید شده است که هیچ مصری، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، این تصمیم را نخواهد پذیرفت، زیرا این روزنامه برای دفاع از مصریان و بزرگواری آنان منتشر میشود.

تبیین حقوق شهروندی و هشدار به مستبدان
متن با تبیین علت ذلت دولت و خرابی مملکت آغاز میشود که آن را ناشی از عدم آگاهی مردم به حقوق انسانی خود یا عدم توانایی مطالبه آن و بیتوجهی حاکمان به حقوق رعیت میداند. در ادامه، بر لزوم آگاهی مردم به حقوق خود به عنوان شهروندان یک وطن عزیز و مسئولیتپذیری در قبال آن تأکید میکند و از مردم میخواهد که سلطان را نیز فردی عادی بدانند که حقوق متقابل با رعیت دارد، نه مالکالرقاب. سپس، با خطاب به مستبدان، از آنها میخواهد که از ظلم و خیانت دست بردارند و با ملت همراهی کنند، چرا که مردم بیدار شدهاند و ظلم را نخواهند پذیرفت. در پایان، با خطاب به شاه، او را از گوش دادن به حرفهای خائنان برحذر میدارد و با استناد به آیات قرآن و وقایع تاریخی، عواقب حمایت از وزرای خائن را گوشزد میکند و از او میخواهد که به جای قرض گرفتن از اجانب و حیف و میل ثروت ملی توسط خائنان، به فکر استقلال و عزت کشور باشد.
تقاضای انجام خواستهای انجمنهای تهران
متن با ابراز نگرانی از تحصن طولانیمدت نمایندگان انجمنهای ملی در مجلس و هیجان عمومی در تهران آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به حضور خود در دارالشورای کبری برای ساماندهی این وضعیت اشاره میکنند و خواستار توجه فوری و کامل اعلیحضرت شهریاری به مقاصد ملت میشوند. در پایان، با تأکید بر احتمال سرایت این هیجان به سایر ولایات، بر لزوم تسریع در توجهات ملوکانه برای آرامش خاطر ملت تأکید شده است.


محکومیت رژیم عربستان در کشتار انقلابیون حوثی یمن و نیز علمای وهابی تکفیری آن کشور در مرتد اعلام کردن حوثیها، دعوت از مسلمانان جهان در اعلام حمایت از مردم مظلوم یمن
این بیانیه با اشاره به درگیریهای حوثیها با دولت مرکزی یمن و دخالت عربستان سعودی، به محکومیت حملات نظامی عربستان و نسلکشی مردم یمن میپردازد. در ادامه، فتوای مفتی اعظم عربستان و علمای وهابی مبنی بر باطل خواندن حوثیها و حق دانستن دولت عربستان را به شدت نقد میکند و آن را مغایر با آموزههای قرآنی و احادیث نبوی میداند. در پایان، از مسلمانان جهان میخواهد که به این اقدامات اعتراض کرده و برای نجات شیعیان یمن دعا کنند.

اثبات مشروعیت نظام مشروطه

درخواست اعزام ستارخان به گیلان
انجمن ایالتی گیلان از مجلس شورای ملی درخواست میکند که با توجه به خدمات ارزنده ستارخان و باقرخان و کسالت مزاج ستارخان، این دو نفر را برای تغییر آب و هوا و بدون تحمیل هزینه به دولت، به گیلان اعزام کند. این درخواست بر اساس تبرئه شدن این دو شخصیت از اتهامات مطرح شده در جراید و آمادگی اهالی گیلان برای استقبال از آنها مطرح شده است.
گزارشی از آمادگی سید عبدالله بهبهانی برای آمدن به ایران و موقعیت مخالفان مشروطه در نجف اشرف
متن با اعلام دریافت تلگرافهای متعدد از تهران آغاز میشود که در آن از سید عبدالله بهبهانی برای بازگشت به ایران دعوت شده است. در ادامه، نویسنده بر اهمیت استقبال ویژه از ایشان تأکید میکند. در پایان، به وضعیت مخالفان مشروطه در نجف اشرف اشاره شده که با وجود ذلت و بیحیایی، به هتاکی مشغولند و به سزای اعمال خود میرسند.
تطابق احکام اسلام و مقتضیات زمان
متن با تعریف عدل و مساوات در حقوق آغاز میشود و به تبیین حقوق نوعی و شخصی در اسلام میپردازد. سپس به وجوب سلطنت مشروطه اسلامی اشاره کرده و منکران آن را در شمار مشرکین قرار میدهد. در ادامه، احکام فروعی اسلام را به دو قسم قلبی و جوارحی تقسیم میکند و استبداد و خودخواهی را عامل خرابی ممالک و عدل و انصاف را موجب آبادانی میداند. در بخش بعدی، به اهمیت حفظ وطن از بیگانگان، افزایش ثروت، ترویج تجارت و تحصیل علم و درایت اشاره میکند و از دوری از ستمکاران و مراتب ظلم سخن میگوید. سپس احکام فروعی عملی اسلام را در سه دسته عبادات، معاملات و سیاسات بررسی میکند و فواید سیاسی و اجتماعی عباداتی چون طهارت، نماز، زکات، روزه، حج و جهاد را تشریح میکند. در ادامه، امر به معروف و نهی از منکر را معادل آزادی بیان و قلم مطابق با قوانین اسلامی میداند و به نقش آن در پیشرفت اقتصادی کشور اشاره میکند. در بخش پایانی، به لزوم وجود دو ریاست جسمانی (سلطان) و روحانی (علما) در ممالک اسلامی تأکید میکند و مشروطیت را نتیجه اصول و فروع محمدی میداند که با اجابت مظفرالدین شاه و تکمیل محمدعلی شاه محقق شده است. در نهایت، خطاب به متدینین، مخالفین و سیاسیون اروپا، مشروطیت را مطابق با شرع و موجب خیر و برکت برای ایران معرفی میکند و آن را نتیجه همکیشی و همعقیدگی ملت و شاه با علمای اسلام میداند.
وظیفه همه مسلمانان و پیروان ادیان الهی در پاک کردن و نجات قبله توحید (قدس) از وجود شرک، جنایت و نژادپرستی صهیونیستها
سخنرانی با تلاوت آیاتی از سوره اسراء آغاز میشود و به اهمیت مسجدالاقصی و بیتالمقدس به عنوان قبله اول مسلمین و مرکز توحید اشاره میکند. سپس به تبیین وظیفه مسلمانان و پیروان ادیان الهی در قبال قدس و فلسطین میپردازد و صهیونیسم را به عنوان عامل شرک، خودخواهی و نژادپرستی معرفی میکند که چهره انبیاء را تخریب کرده است. در ادامه، از کلیمیان آزادمنش و باایمان میخواهد که خود را از صهیونیسم تبرئه کنند و به وظیفه فردی مسلمانان در مبارزه با صهیونیسم و آمادگی برای دفاع از بیتالمقدس تأکید میکند. سخنرانی به وضعیت مردم جنوب لبنان و مظلومیت آنها اشاره کرده و از مسلمانان میخواهد که به فریاد مظلومان پاسخ دهند. در پایان، پیشنهاد نامگذاری خیابانی به نام «قدس» در تهران و برگزاری سالانه روز قدس را مطرح میکند و با دعا برای نصرت مسلمانان و بازگشت امام موسی صدر به پایان میرسد.
اظهار افسوس از عدم تغییر اوضاع کشور و مردم پس از مشروطه
این شعر با ابراز شکرگزاری از مشروطه و سرافرازی ملت آغاز میشود. سپس به انتقاد از گروهی ستمکار میپردازد که باطن خونخوار دارند و در لباس علما، امرا و وکلا ظاهر میشوند و وضعیت کنونی را تکرار همان اوضاع گذشته میداند. در ادامه، شاعر با خطاب به وکلای ملت، از افزایش مشکلات و از دست رفتن عزت و امنیت کشور ابراز تأسف میکند و وضعیت مردم ایران را متزلزل و غرق در ذلت توصیف میکند. شعر با اظهار ناامیدی از عدم گشایش در اوضاع و نفرین بر ذلت و بیغیرتی پایان مییابد.
محکومیت مجامع حقوق بشر و سران کشورهای استکباری و وابستگان منطقهای آنان نسبت به کشتار دهها دانشآموز افغان و درخواست مجازات عاملان و حامیان آن فاجعه
متن با اشاره به آیه «وَ مَن قُتِلَ مَظلُوماً فَقَد جَعَلنَا لِوَلِیهِ سُلطاناً» آغاز میشود و به حادثه تروریستی در افغانستان و کشته شدن کودکان و مردم بیگناه در ماه رمضان اشاره میکند. در ادامه، سکوت سازمانهای حقوق بشری و کشورهای استکباری و وابستگان منطقهای آنها را محکوم کرده و از امت اسلامی و آزادیخواهان جهان میخواهد که این جنایت را محکوم کرده و عاملان و حامیان آن را مجازات کنند. در پایان، ضمن محکومیت این واقعه، با ملت افغانستان و خانواده شهدای مظلوم ابراز همدردی شده و برای شهدا علو درجات از خداوند مسئلت میشود.

هدف استکبار جهانی از تغییر نقشه خاورمیانه و تأسیس دولت اسرائیل، تغییر موازنه قوا به نفع مقاومت و آغاز افول و فروپاشی اسرائیل، تداوم خط جهاد و شهادت و لزوم حمایت دولتهای اسلامی از آن
سخنرانی با تأکید بر اهمیت مسئله فلسطین به عنوان مهمترین و زندهترین مسئله امت اسلامی آغاز میشود. سپس به نقد منطق پوشالی تأسیس رژیم صهیونیستی و حمایت دولتهای غربی از آن پرداخته و اسرائیل را نه یک کشور، بلکه یک پادگان تروریستی علیه ملت فلسطین و مسلمانان معرفی میکند. در ادامه، به ریشههای تاریخی تأسیس این رژیم و نقش ضعف و تفرقه در امت اسلامی و توطئههای غرب و شرق اشاره میشود. در بخش بعدی، به تغییر موازنه قوا به نفع دنیای اسلام و افول اردوگاه غرب، و رشد نیروهای مقاومت و خودآگاهی ملتهای مسلمان اشاره دارد. در پایان، بر لزوم همافزایی کشورهای مسلمان بر محور قدس شریف و تداوم مقاومت در فلسطین و حمایت جهانی از مجاهدان فلسطینی تأکید شده و این عوامل را تعیینکننده آینده میداند.
.png&w=3840&q=75)
محکومیت ترور حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و همراهان به دست امریکا و رژیم صهیونیستی، درخواست محکومیت آن از سوی سازمان ملل متحد و مجامع جهانی حقوق بشر و مجازات عاملان آن
سخنرانی با محکومیت ترور سرداران جبهه مقاومت توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی آغاز میشود و این اقدام را ساخته و پرداخته «دست شیطان» و نشاندهنده خوی پلید استکبار میداند. در ادامه، ضمن ستایش وعده ایران برای انتقامجویی سخت، همدردی شیعیان نیجریه با ملتهای ایران و عراق ابراز شده و از جامعه بینالملل و سازمانهای حقوق بشری درخواست میشود تا عاملان این ترور را محکوم و مجازات کنند.
بی اعتمادی محمدعلی شاه به مردم ایران
محمدعلی شاه در تلاش است تا مردم تبریز را در اروپا یاغی و فتنهانگیز معرفی کند، در حالی که تبریزیان حقوقطلبی خود را به اثبات رساندهاند. ادعای شاه مبنی بر اغتشاش یک ساله تبریز و وجود پارلمان در آن زمان، با واقعیت مطابقت ندارد و اغتشاشات اولیه نیز توسط دستیاران خود شاه (شاهسونها) ایجاد شده بود. نویسنده با اشاره به سابقه طولانی شاهپرستی و وفاداری مردم آذربایجان به سلاطین قاجار، این ادعا را رد میکند و به نقل قولی از حاجی میرزا آقاسی اشاره میکند که در صورت یاغی شدن آذربایجان، شاه باید از سلطنت کنارهگیری کند. در ادامه، نویسنده غداری و بدعهدی محمدعلی شاه را علت اصلی مخالفت مردم میداند و با طعنه به حامیان شاه (مانند سید یزدی و شیخ نوری)، بیان میکند که هر کس حقوق خود را مطالبه کند، از نظر شاه یاغی است. در پایان، به محمدعلی شاه اطمینان داده میشود که این بیانات به نفع او نخواهد بود و مردم ایران تا زمانی که غالب هستند، یاغی قلمداد نخواهند شد.
تمجید از نقش مؤثر آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی در پیروزی مجدد مشروطیت
این شعر با ستایش از دو مرجع تقلید نجف، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، آغاز میشود و آنان را حامیان شرع و دین معرفی میکند. در ادامه، به نقش این دو عالم در برقراری مشروطه و مهار ظلم اشاره دارد و بیان میکند که با استقرار مشروطه، استبداد از بین رفت. در پایان، از میرزا محمدولی خان تنکابنی به عنوان سپهدار و معمار قانون عدل تمجید میکند و او را مایه زینت و زیبایی مشروطه میداند.
گلایه و احساس خطر از اقدامات تندروانه مشروطه خواهان
نامهای به مخاطبی ناشناس، با ابراز نگرانی از فعالیتهای "انجمن سعادت ایرانیان" و کمیتههای سرّی آن آغاز میشود. نویسنده به برنامههای این انجمن، به ویژه ماده ششم آن که به تصاحب املاک و حقوق زارعین اشاره دارد، انتقاد میکند و آن را مغایر با مشروطیت و نشاندهنده جهالت اعضای کمیته میداند. در ادامه، نویسنده به وضعیت نابسامان قوه مجریه و بازار رشوه اشاره کرده و از عدم اقدام مؤثر برای تشکیل نظام جدید و استخدام صاحبمنصبان نظامی ابراز یأس میکند. در پایان، نویسنده به ورود مسیو پانوف به اسلامبول و اظهارات او درباره بیغرضی ایرانیان و هرج و مرج در جمعآوری اعانات اشاره کرده و بر لزوم تشکیل سریع مراکز و شعبات برای جلوگیری از هرج و مرج و اصلاح امور ایران تأکید میکند.
انتقاد از ساده لوحی و سرسپردگی و تقلید کورکورانه مریدان از صوفیان دروغین ریاکار
این متن با حکایتی از شیخی ریاکار و مریدان سادهلوحش آغاز میشود که چگونه شیخ با ادعای کرامات، مریدان را به خوردن سرگین الاغ وادار میکند و مریدان نیز از سر تقلید کورکورانه، آن را میستایند. در ادامه، گفتگویی بین موش و گربه مطرح میشود که در آن گربه به تعریف صوفی حقیقی و تفاوت آن با صوفیان دروغین و ریاکار میپردازد. گربه تأکید میکند که صوفی واقعی باید راستکار، پاکدل و پیرو شریعت باشد، نه آنکه با فریب و هوای نفس، مزخرفاتی را به نام تصوف عرضه کند. در بخش پایانی، موش از گربه میپرسد که چرا مردم با وجود ریاکاری صوفیان دروغین، همچنان به آنها گرایش دارند. گربه در پاسخ، دلایلی چون ضعف عقل و ادراک مردم، القائات فریبنده صوفیان، و حسن نیت برخی مسلمانان را برمیشمرد که باعث میشود در دام این افراد بیفتند. در نهایت، گربه با ذکر حکایاتی از ادعاهای دروغین صوفیان، نتیجه میگیرد که بسیاری از مردم برای معیشت و با حیلهگری، دروغ میبافند و مردم سادهدل نیز فریب میخورند.
انتقاد از دولت و مجلس و اظهار نگرانی از سرنوشت کشور
متن با انتقاد شدید از عملکرد مجلس شورای ملی آغاز میشود و بیان میکند که مجلس تاکنون در اصلاح امور کشور کاری انجام نداده و وقت خود را صرف امور حاشیهای کرده است. سپس به مقایسه وکلای فعلی با وکلای سابق میپردازد و هر دو گروه را به دلیل ترس یا طمع، ناکارآمد میداند. در ادامه، نویسنده به دخالتهای دولت روسیه در ایران و وحشیگریهای قزاقهای روسی اشاره میکند و این اقدامات را عمدی برای تحریک ایران میداند. نویسنده از بیتفاوتی اولیای امور و وکلای مجلس در قبال این وضعیت انتقاد کرده و ابراز ناامیدی میکند که نه از وکلا، نه وزرا، نه ملت و نه علما کاری برای دفع شر دولت روس برنمیآید. در پایان، با تکیه بر قدرت الهی و برکات شریعت اثنیعشریه، به آینده ایران امیدوار است و پیشبینی میکند که دولت روس به مکافات اعمال خود خواهد رسید و ایران با وجود ضعفهای داخلی، حفظ خواهد شد. همچنین، از برگزاری جلسات سری در مجلس انتقاد میکند و آن را مخالف با اصول مشروطیت و پارلمان میداند.
اجرای قانون اساسی مشروطه، تنها راه برونرفت از بحران سیاسی ضد رژیم شاه
مصاحبهای پس از واقعه «جمعه سیاه» تهران، به بررسی رویکرد مبارزاتی و سیاسی آیتالله شریعتمداری میپردازد. در ابتدا، بر ادامه مبارزات مستمر و لزوم اجرای قانون اساسی مشروطه مصوب ۱۲۸۵ شمسی تأکید میشود و مخالفت با هرگونه اقدام خلاف قانون حکومت، از جمله دستگیریهای غیرقانونی، ابراز میگردد. در ادامه، به امکان تظاهرات مردمی اشاره شده و مبارزات آرام به عنوان راهکاری برای مقابله با حکومت استبدادی معرفی میشود. همچنین، امکان توافق با رژیم فعلی رد شده و خواستهها به قدری واضح و منطقی دانسته میشوند که نیازی به گفتگو ندارند. در پاسخ به سؤالی درباره تفاوت رویکرد با آیتالله خمینی، هدف مشترک مبارزه با فساد و ظلم ذکر شده، اما تفاوت تاکتیکها به دلیل موقعیت داخلی و خارجی توضیح داده میشود. در پایان، بر اصالت مذهب در مبارزات مردمی و لزوم تطبیق گروههای سیاسی با آن تأکید شده و پیشرو بودن قوانین اسلامی در صورت اجرای عمومی برای پیشرفت مادی و معنوی تبیین میگردد.

حفظ استقلال و پیشرفت کشور، مهمترین مصلحت و تکلیف ایرانیان مسلمان
این استفتاء با طرح وضعیت بحرانی کشور به دلیل تسلط بیگانگان و استبداد داخلی آغاز میشود. در ادامه، پرسشهایی درباره جواز و وجوب مداخله علما و عقلا برای جلوگیری از استبداد، اصلاح امور سیاسی و مملکتی، و کاهش ظلم و فساد مطرح میشود. استفتاء به وضعیت نابسامان مالیات، رشوه و مهاجرت مردم اشاره کرده و لزوم وضع قوانین و اجرای مساوات را خواستار میشود. در پاسخ، اهتمام به کاهش ظلم، رفع ناامنی، آبادانی کشور و حفظ استقلال در برابر دشمنان از مهمترین تکالیف مسلمانان دانسته شده و بر لزوم انتظام صحیح امور برای حفظ دولت اسلامی تأکید میشود.

اسلام، دین جامع و برنامه کامل دنیا و آخرت، و لزوم اقتباس آگاهانه و هوشمندانه از تمدن غرب
متن با اشاره به حدیث «بَدَاَ غَریباً وَ سَیَعوُدُ غَریبأً» آغاز میشود و به مفهوم غربت اسلام به معنای مهجوریت و مجهولالقدر بودن آن میپردازد. سپس به تاریخ پر فراز و نشیب اسلام و مصیبتهایی که بر آن گذشته، اشاره میکند و از عظمت گذشته اسلام و ذلت کنونی آن ابراز تأسف میکند. نویسنده بر این باور است که اسلام دینی جامع است که تمام شئون دنیا و آخرت، از جمله قواعد سیاسی و اقتصادی را در بر میگیرد و نیازی به الگوبرداری از دیگران ندارد. در ادامه، به لزوم تفکیک فکر صحیح از سقیم و معیار قرار دادن کتاب و سنت برای افکار اشاره میکند. نویسنده همچنین به این نکته میپردازد که اروپاییان بسیاری از پیشرفتهای خود را از اسلام گرفتهاند و مسلمانان نیز باید با هوشمندی و بدون تعصب، آنچه را که مانع شرعی ندارد از تمدن غرب اخذ کنند. در پایان، به وضعیت نابسامان ایران پس از مشروطیت و عدم پیشرفت آن اشاره کرده و ریشه مشکلات را در عدم تطابق قوانین با شرع و عدم فهماندن حسن قوانین به مردم میداند و تأکید میکند که قوانین باید با منطق و شرع به مردم تفهیم شوند، نه با زور.

شرایط همکاری شیعیان با پادشاهان ظالم و عادل
در ابتدا، به حرمت کمک به ظالمان در امور حرام اشاره میشود و این نهی را به معنای حرمت کمک در ظلم و محرمات میداند، نه در امور مباح. سپس، پرداخت خراج به حاکم جائر را از احکام تقیهای اسلام برمیشمرد که در صورت عدم وجود مقتضای تقیه، باید از آن دست کشید. در ادامه، به جواز اخذ حقوق شیعیان از حکام جائر اشاره میکند و آن را راهی برای جلوگیری از حرج و پایمال شدن حقوق شیعیان در غیبت امام زمان (عج) میداند. در بخش بعدی، به جواز و حتی وجوب اِعمال حدود توسط جانشین سلطان ظالم، به شرط عدم تعدی از حق، میپردازد. در نهایت، ولایت از جانب سلطان عادل را جایز و گاهی واجب میشمارد، به ویژه اگر امر به معروف و نهی از منکر جز از این طریق محقق نشود و بر وجوب تلاش برای کسب آن تأکید میکند.
نقشه امریکا: تثبیت موقعیت اسرائیل و ابرقدرت کردن آن در منطقه، وادار نمودن کشورهای عربی به سازش با اسرائیل، انتقاد شدید از بیتوجهی دولت لبنان به رفع محرومیت مناطق شیعهنشین جنوب آن کشور
سخنرانی با استناد به کلام امام علی (ع) درباره پرهیز از رفاهطلبی و توجه به محرومان آغاز میشود. سپس به معرفی منطقه جبلعامل لبنان و نقش تاریخی آن در مقاومت و پرورش علما میپردازد. در ادامه، سیاستهای آمریکا و اسرائیل در منطقه خاورمیانه، از جمله تلاش برای تثبیت اسرائیل به عنوان یک ابرقدرت و عادیسازی روابط با کشورهای عربی، مورد نقد قرار میگیرد. سخنران به بینتیجه بودن مذاکرات سازش اشاره کرده و راه مقاومت را تنها راه حل میداند. بخش عمدهای از سخنرانی به انتقاد شدید از بیتفاوتی دولت لبنان نسبت به محرومیتهای جنوب این کشور، به ویژه در حوزههای آموزش، بهداشت، آب و کشاورزی اختصاص دارد. در پایان، با تأکید بر ادامه راه مقاومت در برابر اشغالگران و مبارزه با محرومیت، با امام زمان (عج)، شهدا و رهبران انقلاب اسلامی تجدید عهد میشود.

رواج آشوب و ناامنی در کشور و عدم رسیدگی دولتمردان به آن
این نامه با اشاره به درخواستهای مکرر اهالی و انجمن ایالتی گیلان برای استیضاح و محاکمه سردار محیی که بیپاسخ مانده است، آغاز میشود. در ادامه، به گسترش ناامنی و آشوب از نقاط جنوبی و اطراف تهران به مناطق شاهسون، اردبیل، آستارا، خلخال و گرگانرود اشاره شده و نگرانی از هجوم به انزلی و رشت ابراز میشود. نامه از سپهدار اعظم به دلیل عدم حضور در مجلس و عدم مداخله در امور انتقاد کرده و از او میخواهد که به درخواستهای قانونی انجمن و اهالی رسیدگی کرده و برای تأمین امنیت و جلوگیری از پیشروی شاهسونها اقدام فوری انجام دهد.
محکومیت اقدامات سرکوبگرانه دولت نیجریه با حمایت امریکا، اسرائیل و عربستان نسبت به شیعیان و رهبر مذهبی آنان (شیخ ابراهیم زکزاکی) و سکوت مجامع حقوق بشر در آن باره، درخواست آزادی و درمان حال وی
این بیانیه با ابراز نگرانی از وخامت حال شیخ ابراهیم زکزاکی در زندان آغاز میشود. در ادامه، اقدامات دولت و نظامیان نیجریه را که با حمایت آمریکا، رژیم صهیونیستی و آلسعود صورت گرفته، غیرقانونی و غیرانسانی توصیف میکند و به شهادت رساندن مسلمانان و فرزندان شیخ زکزاکی و تلاش برای مسموم کردن او را محکوم مینماید. بیانیه به سکوت مجامع بینالمللی حقوق بشر در قبال این وقایع اعتراض میکند. در پایان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ضمن اعتراض شدید به دولت نیجریه، آن را مسئول حفظ جان شیخ زکزاکی دانسته و خواستار آزادی و درمان فوری او میشود و از دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران میخواهد که برای نجات جان این رهبر مذهبی تلاش کند.
تشویق به تولید و مصرف کالای وطنی
متن با بیان اهمیت تجارت و جایگاه آن در سیاست و اقتصاد آغاز میشود. سپس به مقایسه تجارت رایج در اروپا که بر پایه تولید و صادرات محصولات صنعتی است با وضعیت ایران میپردازد که مواد اولیه را صادر و کالاهای بیارزش وارد میکند. نویسنده این وضعیت را عامل فقر، بیکاری و از دست رفتن سرمایه ملی میداند و بر لزوم اکتفا به تولیدات داخلی تأکید میکند. در ادامه، راهکار اصلی برای ترویج مصرف کالای وطنی را دخالت و حمایت شاهانه معرفی میکند، با این استدلال که مردم از روش حاکمان خود پیروی میکنند. در پایان، از شاه درخواست میشود که خود و درباریانش از منسوجات داخلی استفاده کنند تا این امر به الگویی برای عموم مردم تبدیل شود و موجب ترقی مملکت و ثروت ملت گردد.
محکومیت اعدام شیخ نمر و گروهی از شیعیان توسط آلسعود، انتظار انتقام الهی از آن خاندان
این بیانیه با ابراز بهت و تعجب از اعدام آیتالله شیخ نمر و ۴۶ نفر دیگر توسط آلسعود آغاز میشود و این اقدام را جنایتی هولناک و نشانه کانون فتنه و تکفیر بودن آلسعود میداند. در ادامه، این جنایت به شدت محکوم شده و آن را انتقام شکستهای آلسعود در عراق، سوریه و یمن تلقی میکند و پیشبینی شکستهای بزرگتری برای آنها دارد. بیانیه به نقش آمریکا در این جنایت اشاره کرده و هدف آن را ایجاد جنگ طائفهای بین شیعه و سنی میداند، اما تأکید میکند که اختلاف با تکفیریها است نه اهل سنت. در پایان، این اقدام را فراموشنشدنی دانسته و بیان میکند که نه تنها شیعیان و اهل سنت، بلکه تمام آزادگان جهان آن را محکوم خواهند کرد و تنها گناه اعدامشدگان را مطالبه حقوق اقلیت شیعه در عربستان سعودی و آزادی مذهبی عنوان میکند.

نصیحت به شاه جهت همدلی و وظیفهشناسی نسبت به ملت
متن با اشاره به اهمیت وجود سلطان برای حیات مملکت آغاز میشود و نقش ملت را در ترقی و تمدن برجسته میسازد. سپس، با استناد به فرمایش حضرت امیر علیهالسلام، به شاه یادآوری میکند که مقام سلطنت موهبتی الهی است که به واسطه قوای ملی به پادشاه تفویض شده و وظیفه اصلی او، همدلی با ملت، حفظ حدود سلطنت و طرد خائنین است. در ادامه، به وضعیت نابسامان مملکت، نفوذ اجانب، تعطیلی قوانین و عدم امنیت اشاره میکند و از شاه میخواهد که از مشاوران ناصالح دوری گزیند. در پایان، با تأکید بر لزوم اقدامات عملی و نه صرفاً نیات درونی، به شاه هشدار میدهد که بدون همراهی با ملت و اجرای اصلاحات، سلطنت او به تباهی خواهد رفت و به او توصیه میکند که فضلا و افراد شایسته را در امور مملکت به کار گیرد.
نگرانی از فروش زمین به دولتهای خارجی به جهت کارهای عمرانی
نامهای به میرزا صادق خان مستشارالدوله درباره نگرانی از فروش زمین به شرکتهای خارجی برای استخراج نفت در منطقه فیلیه. در این نامه، به خرید زمین توسط شرکتهای نفتی خارجی و تجاوزات آنها اشاره شده و این اقدام را خلاف قانون و موجب ضرر و زیان برای دولت و ملت دانسته است. پیشنهاد شده که به جای فروش زمین، امتیاز اجارهای برای مدت معین به آنها داده شود تا پس از اتمام مدت، زمین و تأسیسات به دولت بازگردد. همچنین، درخواست شده که مأموران متدین و درستکار به صورت پنهانی برای نظارت بر فعالیتهای این شرکتها اعزام شوند.
محکومیت رژیم صهیونیستی در حمله به غزه و کشتار مردم بیدفاع فلسطین و سکوت مدعیان حقوق بشر و دموکراسی، جنگ غزه: جدال میان حق و باطل
سخنرانی با محکومیت تجاوز رژیم صهیونیستی به غزه و کشتار مردم بیدفاع فلسطین آغاز میشود. در ادامه، جنایات صهیونیستها را نمونهای از تقابل اسلام و کفر و اتفاقی نادر در تاریخ معرفی میکند و سکوت مدعیان حقوق بشر و دموکراسی را در قبال این نسلکشی مورد انتقاد قرار میدهد. در بخش پایانی، با تسلیت ایام سوگواری امام حسین (ع)، قیام عاشورا را برای احیای دین اسلام ضروری دانسته و جنگ غزه را جدال میان حق و باطل، مشابه حادثه عاشورا، توصیف میکند.

ابراز انزجار از اقدامات رژیم شاه در دستگیری امام خمینی
متن با خطاب به شاهنشاه ایران آغاز میشود. در ادامه، نگارنده ضمن ابراز انزجار از حوادث اخیر و دستگیری علمای اعلام، خواستار آزادی آیتالله خمینی و جلوگیری از تعدیات و رفتارهای جابرانه دولت میشود. در پایان، نگارنده نام خود را ذکر میکند.

معنی و فواید سلطنت مشروطه
متن با حمد و سپاس الهی و صلوات بر پیامبر و آل او آغاز میشود. نویسنده پس از ورود به ایران، وضعیت پریشان مردم و ظلم استبداد را مشاهده کرده و به ضرورت مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی اشاره میکند. او هدف از نگارش این رساله را تبیین حقیقت مشروطیت برای رفع ابهامات و شبهات برخی مستبدین و عوام میداند و تأکید میکند که مشروطیت با دین و عقاید مذهبی منافاتی ندارد. سپس به تفاوت سلطنت مطلقه و مشروطه میپردازد و سلطنت مطلقه را عامل عقبماندگی و ذلت ملت و دولت معرفی میکند. در مقابل، سلطنت مشروطه را موجب ترقی، عدالت، امنیت و ثروت میداند و به پیشرفت کشورهای اروپایی به واسطه این نوع حکومت اشاره میکند. نویسنده در ادامه به اهمیت قانون، ثروت (با تعریف جدید آن بر پایه علم و صنعت)، ملت، مملکت، سلطنت و وطن میپردازد. در بخش دوم، به تفصیل به مزایای سلطنت مشروطه از جمله محدودیت قدرت سلطان، مسئولیتپذیری وزرا، مساوات در برابر قانون و نقش مجلس در اداره امور کشور اشاره میکند. در خاتمه، به نکاتی در خصوص استقرار مشروطیت، لزوم تطابق قوانین با شرع، اهمیت انتخاب وکلای عالم و عادل، تشکیل انجمنهای صنفی، حفظ شئونات طبقات مختلف، عدم دخالت در عقاید مذهبی و لزوم اصلاح وضعیت موقوفات و توسعه مدارس و صنایع میپردازد. در پایان، بر لزوم تفکیک قوای سهگانه مقننه، قضائیه و اجراییه برای دستیابی به ثروت، آبادانی و امنیت تأکید میکند و با دعایی برای پادشاه، علما، وکلا و وزرا به پایان میرسد.
هشدار به رژیم شاه نسبت به هرگونه اقدام علیه مراجع دستگیر شده
متن با استناد به آیه ۱۵۶ سوره بقره آغاز میشود و به مردم مسلمان ایران و جهان هشدار میدهد که رژیم حاکم یکی از آیات عظام و مجاهدین بزرگ را شبانه دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل کرده است. این اقدام را نشانه وقاحت و جسارت دولت به مراجع دینی میداند و تأکید میکند که با این وضعیت، زندگی در کشور گوارا نخواهد بود. در ادامه، از ملت میخواهد که از پشتیبانی مراجع عظام دست برندارند و اعلام میکند که تا آخرین لحظه مقاومت خواهند کرد. با اشاره به اینکه خونشان رنگینتر از خون آیتالله خمینی نیست، متعهد میشود تا زمانی که ایشان صحیح و سالم بازگردانده نشود، دست از اقدام برنخواهند داشت و از حریم اسلام و قرآن دفاع خواهند کرد. در پایان، یادآور میشود که در صورت آسیب رسیدن به آیتالله خمینی، اقدامات دامنهداری انجام خواهد شد و عموم علمای اعلام و مسلمین جهان این موضوع را پیگیری خواهند کرد.

شرح اوضاع نابسامان کشور و مذمت بی تفاوتی و بی عملی مسئولان
متن با اشاره به ویرانی بیسابقه ایران در مقایسه با سایر کشورها آغاز میشود و به عدم اقدام قاطع ملت برای رفع نواقص و تحکیم مشروطه اشاره میکند. در ادامه، وضعیت آشفته کشور، فساد مسئولان، ظلم به رعایا و تجاوزات به مال و ناموس مردم را به تفصیل شرح میدهد. سپس، نویسنده با لحنی تند، مسئولان حکومتی، نظامیان و افراد بیکفایت را به دلیل بیتفاوتی و خالی کردن خزانه کشور مورد سرزنش قرار میدهد. در پایان، از وکلای مجلس میخواهد که به وظایف خود عمل کنند و از شاه میخواهد که از مجلس حمایت کرده و به سخنان مستبدین توجه نکند. متن با هشدار درباره عواقب تزلزل در ارکان مشروطیت و از دست رفتن ایران به پایان میرسد.
ناامنی در آذربایجان و انتقاد از تندروی مشروطهخواهان تبریز
وضعیت نابسامان ساوجبلاغ و درگیری اکراد با شاهزاده فرمانفرما و غارت اموال او تشریح شده است. نویسنده به هرزهکاری اراذل و اوباش و آدمکشی و سلب اموال اشاره میکند که باعث تنفر عمومی شده است. او از اواخر ربیعالآخر، که به گفته او، آغاز درخواستهای بیاساس برای قانون بود، وضعیت را رو به وخامت میداند. نویسنده تأکید میکند که با وجود تلاشهایش برای امر به معروف و نهی از منکر و کنارهگیری از انجمنها، هشدارهایش درباره تهدیدات خارجی و عواقب حرکات شنیع مشروطهخواهان نادیده گرفته شده است. او با وجود پایبندی به مشروطهخواهی، حرکات وحشیانه را محکوم میکند و بیان میدارد که مردم به استبداد قدیم راغب شدهاند. در پایان، به درگیریهای اخیر تهران و تبریز اشاره میکند و با یادآوری نامهای قدیمی و شعری، از بیتوجهی به هشدارهایش درباره آسیب رساندن حرکات جاهلانه به اساس مشروطه ابراز تأسف میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از دولتمردان و نهادهای حکومتی دوره ناصری
متن با اشاره به قتل امیرکبیر، وضعیت نابسامان مملکت پس از او را توصیف میکند. در ادامه، به نفوذ فزاینده دولتهای روس و انگلیس در امور داخلی ایران و تبدیل شدن بزرگان کشور به ابزاری برای منافع بیگانگان میپردازد. سپس، به فقدان عدلیه و اجرای قانون شریعت در کشور اشاره میکند و فساد گسترده در دستگاه قضا و سوءاستفاده ملاها و حکام از موقعیت خود را شرح میدهد. در بخش بعدی، نحوه واگذاری حکومت ولایات به بالاترین پیشنهاددهنده بدون در نظر گرفتن لیاقت و فساد مالی گسترده در این فرآیند را بیان میکند. همچنین، به ظلم و ستم حکام و اتباعشان بر مردم، تحمیل هزینههای گزاف به روستاییان و سوءاستفاده از موقعیت برای جمعآوری ثروت اشاره دارد. در ادامه، به وضعیت نابسامان ارتش، فساد در وزارتخانههای عدلیه، معارف، مالیه، بحریه و خارجه میپردازد و ضعف و بیکفایتی این نهادها را تشریح میکند. سپس، به از دست رفتن بخشهایی از خاک ایران به دست روس و انگلیس و نفوذ این کشورها در دربار و میان رجال ایرانی اشاره میکند. در پایان، به وضعیت اخلاقی و اجتماعی مردم ایران و ترویج خرافات و تفرقه میان آنان میپردازد و ناصرالدین شاه را فردی با عقاید مذهبی ساده اما بدون عمل به فروع دین، زنپرست و علاقهمند به افراد بیرحم و مغرور معرفی میکند که به جای اصلاحات اساسی، به عیش و خوشگذرانی خود اهمیت میداد.
محکومیت کشتار شیعیان پاراچنار پاکستان به دست تروریستهای وهابی و انتقاد شدید از عدم قاطعیت دولت پاکستان در برابر تروریستها
متن با اشاره به کشتار فجیع شیعیان مظلوم پاکستان توسط وهابیون و عدم اقدام مؤثر دولت و ارتش پاکستان در جلوگیری از این جنایات آغاز میشود. در ادامه، از دولتمردان پاکستان خواسته شده است که با قاطعیت بیشتری تروریستهای وهابی را سرکوب کنند. همچنین از مردم مسلمان ایران درخواست شده است که برای نجات شیعیان پاکستان دعا کنند و افراد متمکن مالی نیز به فکر فقرا و ایتام شهدای پاراچنار باشند. در پایان، مؤمنان مجاز شمرده شدهاند که یک سوم از سهم امام زمان (عج) خود را برای کمک به شیعیان این منطقه اختصاص دهند و دفتر نگارنده نیز آمادگی خود را برای جمعآوری و ارسال کمکها اعلام میکند. متن با دعای تعجیل فرج امام زمان (عج) و حاکمیت حق و عدالت به پایان میرسد.

توصیف جنگ روسیه و ژاپن و استعمار هند توسط انگلستان
این شعر با توصیف صحنهای از حمله گرگ به گله و سگ نگهبان آغاز میشود. سپس با استفاده از استعاره، به وضعیت هند تحت استعمار انگلستان و جنگ روسیه و ژاپن میپردازد. شاعر، انگلستان را به چوپانی تشبیه میکند که هند را به دام حیله خود گرفتار کرده و روسیه و ژاپن را به گرگهای گرسنهای که به جان هم افتادهاند. در پایان، شاعر با لحنی امیدوارانه، پیشبینی میکند که این قدرتهای استعماری و متخاصم سرانجام به دست روزگار نابود خواهند شد و عدالت برقرار خواهد گشت.

درخواست از شورای امنیت سازمان ملل جهت تأمین آزادی انتخابات مسلمانان کشمیر برای تعیین سرنوشت سیاسی خود
این درخواستها با اشاره به اهداف تأسیس شورای امنیت سازمان ملل، وضعیت نامساعد و فشار طاقتفرسای مسلمانان کشمیر را مطرح میکنند. نویسندگان خواستار آزادی ملت کشمیر برای تعیین سرنوشت سیاسی خود و رهایی از مظالم هستند. تأکید میشود که عالم اسلام با بیصبری منتظر نتیجه این درخواستها است و این تقاضا، خواسته همه مسلمین جهان است. در پایان، از شورای امنیت خواسته میشود تا با رعایت عدالت و حقوق، مسلمانان کشمیر را از تعدیات ظالمانه حفظ کرده و به آنها اجازه زندگی در آسایش و آزادی رأیدهی را بدهد.



تسریع در تصویب قوانین
متن با تأکید بر لزوم اجرای قوانین شرعیه که پیش از این معطل مانده بودند، آغاز میشود. در ادامه، به نقش علمای اعلام و مجلس مقدس در تأیید و اجرای این احکام اشاره دارد. سپس، با استناد به سخنان مستشارالدوله، قوانین عدلیه را به دو دسته شرعیات و اداری تقسیم میکند و بیان میدارد که قوانین شرعی باید به تأیید علما برسد، در حالی که قوانین اداری باید سریعتر در مجلس تصویب شوند.
محکومیت امریکا به سبب تحمیل قرارداد کاپیتولاسیون به ایران و محکومیت دولت و مجلسین کشور به جهت پذیرش آن
سخنرانی با ابراز تأثر شدید از تصویب لایحه کاپیتولاسیون آغاز میشود و این اقدام را به مثابه عزای ملی و پایمال شدن عزت و استقلال ایران توصیف میکند. در ادامه، به تشریح مفاد لایحه کاپیتولاسیون میپردازد که بر اساس آن مستشاران نظامی و کارکنان آمریکایی و خانوادههایشان از هرگونه پیگرد قانونی در ایران مصون هستند و این امر را توهینی بزرگ به ملت ایران و پستتر شمردن ایرانیان از سگهای آمریکایی میداند. سپس، به ارتباط این لایحه با دریافت وام ۲۰۰ میلیون دلاری از آمریکا اشاره میکند که در نهایت منجر به پرداخت ۳۰۰ میلیون دلار سود به آمریکا خواهد شد و این معامله را فروش استقلال ایران در ازای دلار توصیف میکند. در بخش دیگری، به غیرقانونی بودن مجلس و دولت وقت اشاره کرده و آنها را دستنشانده و بیارتباط با ملت میداند. همچنین، به تلاش برای حذف نفوذ روحانیت در جامعه اشاره میکند و این اقدام را مضر به حال ملت و در راستای اهداف استعماری آمریکا و اسرائیل میداند. در پایان، با اعلام خطر به تمام اقشار جامعه، از علما، ارتش، سیاسیون و بازرگانان میخواهد که در برابر این خیانت سکوت نکنند و دولت و مجلس را به دلیل خیانت به اسلام، قرآن و ملت ایران محکوم میکند و خواستار نابودی خائنین میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از تغییر بیدلیل رئیس توپچیان ملایر
این نامه با اشاره به سابقه طولانی و رضایتبخش ریاست سیفالله خان میرپنچ و سلیمان خان سرتیپ بر توپچیان مهندس ملایر، به تغییر ناگهانی و بیدلیل این مسئولیت و واگذاری آن به مهدی خان قوامدیوان، پسر حسن آقای کردخوردی، اعتراض میکند. نویسندگان با یادآوری سابقه سوء اعمال و اغراض اولاد حسن آقا نسبت به اهالی ملایر و ارسال عرایض جعلی، از دولت میپرسند که با چه ملاحظهای این تغییر صورت گرفته است. در پایان، درخواست میشود که پاسخ این اعتراض از طریق جریده مجلس اعلام شود تا مردم قانع شوند که کاری خلاف قانون انجام نشده است، در غیر این صورت، تا پای جان در برابر این اقدام غیرقانونی مقاومت خواهند کرد.
تلاش در جهت تبیین و تشریح مشروعیت
متن با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود و به تلاشهای گذشته برای تبیین مفهوم عدالت و مشروطیت اشاره دارد. در ادامه، با ابراز نگرانی از برخی رفتارهای نامناسب و مغایر با شریعت که از سوی عدهای سر میزند، از مخاطب میخواهد که در جلوگیری از این اعمال در میان مردم اهتمام ورزد. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که لایحهای را که در خصوص مشروطیت نوشته و منتشر شده است، برای مردم توضیح دهد و تبیین کند.

تجلیل از پادشاهان صفوی
متن با توصیف شاه اسماعیل صفوی آغاز میشود و او را به عنوان ناصر دین و مظهر قدرت الهی معرفی میکند که با شمشیر خود دشمنان را از میان برداشته و مذهب حق را ترویج داده است. در ادامه، به شاه طهماسب اشاره میشود که با وجود تلاشهای شاه اسماعیل در ترویج مذهب، نقش نگهدارنده و حامی آن را ایفا کرده و با منع منکرات و حمایت از علما، به تحکیم مبانی دین جعفری پرداخته است. سپس، به دوران شاه عباس پرداخته میشود که در زمان او ایران رونق یافته، دین مبین ترویج شده و اوقاف و خیرات بسیاری انجام گرفته است. همچنین به فتح بحرین از دست فرنگیان در زمان او اشاره میشود. در بخش بعدی، به شاه صفی اشاره میشود که در دوران او امنیت و رفاه در ایران برقرار بوده و او به علما و فضلا احترام میگذاشته است. در پایان، به شاه سلطان حسین پرداخته میشود که در دوران او به طلاب علوم دینی توجه ویژهای شده و مدرسه شاه اصفهان از آثار اوست. متن با دفاع از شاه سلطان حسین در برابر انتقادات مبنی بر ضعف او در اداره کشور و اشاره به تقدیر الهی در زوال دولتها به پایان میرسد.
مدح فاتحان تهران به ویژه معزالسلطان
این چکامه با ستایش از ملت ایران آغاز میشود که حقوق خود را بازپس گرفته است. سپس به تمجید از قاضی دادگر و فرشتهای بهشتی میپردازد که دزدان را مکافات کرده و وامهای معوقه را بازپس گرفته است. در ادامه، از شمشیر و دار به عنوان نوشدارو یاد میکند که سینه مجروح و قلب ریش را درمان کرده و عدالت را برقرار ساخته است. بخش عمده چکامه به ستایش از معزالسلطان عبدالحسین، سردار محیی، اختصاص دارد که با غیرت و اتحاد، دشمنان دولت و دین را سرکوب کرده و داد مردم را از بیگانگان ستانده است. چکامه با اشاره به پیروزیهای تاریخی و مقایسه معزالسلطان با پادشاهان بزرگ و نیز با دعای خیر برای او به پایان میرسد.
آگاه نمودن میرزای شیرازی نسبت به عملکرد ناصرالدین شاه قاجار و امین السلطان و درخواست اقدام علیه آنان
متن با ستایش از جایگاه علما و میرزای شیرازی آغاز میشود و او را وارث پیامبران و حافظ دین و حقوق ملت معرفی میکند. سپس به سکوت میرزای شیرازی در برابر مشکلات کشور و نفوذ بیگانگان اشاره کرده و از او میخواهد که برای نجات ملت و دین قیام کند. در ادامه، به تفصیل به اقدامات ناصرالدین شاه و امینالسلطان در واگذاری بخشهای عمدهای از کشور و منابع آن به بیگانگان میپردازد و این اعمال را خیانت به اسلام و ایران میداند. همچنین، به آزار و اذیت علما و آزادیخواهان توسط حکومت اشاره کرده و تجربیات شخصی خود را از زندان و تبعید بیان میکند. در پایان، از میرزای شیرازی میخواهد که با استفاده از نفوذ خود، علمای پراکنده را متحد کرده و برای حفظ استقلال کشور و شریعت اسلام اقدام کند و یادآور میشود که دولت عثمانی و وزرای ناراضی ایرانی نیز از این قیام حمایت خواهند کرد.

تجاوز به حقوق مردم در نظام مشروطه
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطهخواهان در پی اصلاح حقیقی امور ملت و رفاه رعیت هستند یا تنها به صورت ظاهری چنین ادعایی دارند. سپس به مقایسه وضعیت استبداد و مشروطه میپردازد و بیان میکند که در دوران استبداد، حکام با پیشکش دادن به مقامات بالاتر، به غارت اموال مردم میپرداختند. در ادامه، با وجود آوازه مشروطیت اصفهان، مشاهده میشود که ضابطان همچنان با پرداخت رشوه، مجوز تصرف در اموال و آبروی رعایا را به دست میآورند. در پایان، بر لزوم رفع این هرج و مرجها و حفظ حقوق ملت تأکید شده و به وضعیت اداره عدلیه اشاره میکند که با وجود دریافت مبالغ زیاد از مردم، مواجبی به اعضای آن پرداخت نشده است. در نتیجه، پیشنهاد میشود که اداره عدلیه به صورت صحیح ساماندهی شود و در انجمنی فوقالعاده، درباره نحوه صرف این مبالغ تحقیق و برای اعضا مواجب مقرر شود تا با فراغ بال به وظایف خود عمل کنند.

تأکید مجدد بر تشکیل عدالتخانه
متن با رد شایعه جهاد علیه پادشاه مسلمان آغاز میشود و بر مطالبه حقوق از طریق مسالمتآمیز و با استناد به قرآن و دعا تأکید دارد. در ادامه، از مردم تهران خواسته میشود تا برای ارائه عریضهای دیگر به شاه و اتمام حجت صبر کنند تا مظلومیت به جهانیان رسانده شود. سپس، با قسم به قرآن، هرگونه دریافت پول برای این حرکت تکذیب شده و آمادگی برای فداکاری در راه آزادی ملت و نجات وطن اعلام میشود. متن با تأکید بر عدم آرامش تا تشکیل عدالتخانه و هدف اصلی جلوگیری از خونریزی و تاراج اموال مردم به پایان میرسد.

درخواست فوری از سرداران نیروهای مشروطهخواه برای حرکت به سوی تهران و تمهید مقدمات استقرار مجدد مشروطیت
این تلگراف با خطاب به انجمن سعادت اسلامبول، از سرداران ملی درخواست میکند که به سمت تهران حرکت کرده و مقدمات استقرار مجدد مشروطیت را فراهم آورند. در این پیام، فجایع وارده بر ملت مظلوم، ناشی از درباریان مفسد دانسته شده و بر لزوم اجرای بدون تغییر قانون اساسی و انتخابات، و عدم تفرقه قوای ملت پیش از اتمام عملیات تأکید شده است. هشدار داده میشود که در غیر این صورت، بیم فریبکاریهای صعبالعلاج وجود دارد.
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن
تبیین مستدل و ملایم اصول و مبانی مشروطیت و پرهیز از خشونت در کلام
این متن با تأکید بر لزوم گفتار ملایم و پرهیز از خشونت در ترویج مشروطیت آغاز میشود. نویسنده بیان میکند که دانشمندان باید سخن را به اندازه عقول مخاطبان بگویند و تندی در کلام، موجب تنفر و ایجاد فتنه است. سپس به اهمیت اتحاد و همدلی ملت ایران برای استقلال و اجرای صحیح قانون اساسی در مشروطیت اشاره میکند و نقش دانشمندان و روزنامهنگاران را در آگاهسازی مردم از عقاید جدید و ترک عادات استبدادی با زبانی شیرین و عباراتی نمکین، برجسته میسازد. در ادامه، به توحید به عنوان اصل اعظم دین اسلام و فصل اول متمم قانون اساسی اشاره کرده و سلطنت مشروطه را ودیعهای الهی میداند که از طریق ملت به پادشاه تفویض شده است. نویسنده به نقد روزنامهنگاری میپردازد که در مورد نصب سلطنت، اراده ایرانیان و تقدیر آسمانی را دخالت نمیدهد و این را از مندرجات قدیمه میشمارد. در پایان، با استناد به اصل سی و پنجم متمم قانون اساسی، که سلطنت را موهبتی الهی از طرف ملت به پادشاه میداند، از مجلس و روزنامهنگاران میخواهد که این اقوال را جبران کرده و ملت را امیدوار سازند.
شکایت از اشوب و ناامنی در استرآباد به سبب نبود حاکم
این تلگراف به مجلس شورای ملی، وضعیت بحرانی استرآباد را به دلیل نبود حاکم و افزایش ناامنیها تشریح میکند. متن با اشاره به اهمیت استرآباد به عنوان دروازه ایران، از گسترش فتنه و آشوب در منطقه خبر میدهد که باعث وحشت عمومی و تعطیلی ادارات دولتی شده است. در ادامه، به بیتوجهی مسئولین به گزارشهای مکرر درباره بیحکومتی و اقدامات تحریکآمیز فردی به نام سالار اکرم هزار جریبی اشاره شده و هشدار داده میشود که در صورت عدم اقدام فوری، فتنهای بزرگتر از اردبیل در راه خواهد بود.
محکوم کردن اختناق، سرکوب و ممنوعیت شعائر مذهبی، ودستگیری و حبس مسلمانان بیگناه عراق
متن با ستایش ملت عراق و ابراز همدردی با رنجهای آنان آغاز میشود و بر پیوند عمیق مرجعیت با مردم تأکید میکند. در ادامه، به مسئولان کشور هشدار داده میشود که سرکوب و محروم کردن مردم از حقوق انسانی و آزادیهای اجتماعی، به ویژه در انجام شعائر دینی، پایدار نخواهد بود. به اقدامات سرکوبگرانه حکومت، از جمله حذف اذان و نماز جمعه از رادیو، محاصره مراسم عزاداری امام حسین (ع)، پر کردن مساجد از نیروهای امنیتی و اجبار مردم به عضویت در حزب حاکم، اشاره شده و این اقدامات محکوم میشوند. در بخش پایانی، خواستار آزادی شعائر دینی و حسینی، پخش مجدد اذان و نماز جمعه از رادیو، توقف ثبتنامهای اجباری در حزب بعث، آزادی زندانیان و پایان دادن به بازداشتهای غیرقانونی میشود. در نهایت، بر لزوم مشارکت جدی مردم در اداره امور شهرها از طریق انتخابات آزاد محلی تأکید شده و اعلام میشود که این خواستهها، خواستههای یک امت است و برای تحقق آنها، مردم به مقاومت فراخوانده میشوند.

بیخبری گروههای مختلف مردم از ذات حق و دلخوشی به ظواهر دنیا
این شعر به نقد گروههای مختلف جامعه، از جمله فقیهان، واعظان، صومعهداران، زاهدان و عارفان میپردازد. در ابتدا، فقیهان را به دلیل حسادت و تلاش برای ریاست، دشمن ایمان معرفی میکند. سپس واعظان را به دلیل تفاوت گفتار و کردارشان مورد انتقاد قرار میدهد و صومعهداران را فاقد اخلاص و رهزن مریدان میداند. در ادامه، به سادهلوحی برخی افراد و دلخوشی اهل ظاهر به امور دنیوی اشاره میکند و در نهایت، مجالس غیرخدایی و بزمهای فاقد دانایی را به ملاهی و مناهی تشبیه کرده و از «فیض» میخواهد که سخن را کوتاه کند.
درخواست استقرار مجدد مشروطیت و افتتاح مجلس شورا
درخواست استقرار مجدد مشروطیت و افتتاح مجلس شورای ملی از محمدعلی شاه قاجار مطرح شده است. در این درخواست، تأکید میشود که تنها راه برقراری آرامش، امنیت و استقلال دولت در ایران، اعطای مشروطیت و استقرار عدالت است. از شاه خواسته میشود که به سخنان مغرضین توجه نکند و برای حفظ سلطنت و بقای دولت، دستور افتتاح مجلس شورای ملی را صادر کند. در غیر این صورت، نویسنده و عموم مسلمانان فارس، خود را خادم شریعت محمدی (ص) میدانند و به وظیفه خود عمل خواهند کرد.
اعلام کیفرخواست علیه حاج شیخ فضلالله نوری و صدور حکم اعدام برای وی
کیفرخواست علیه شیخ فضلالله نوری با طرح این مقدمه آغاز میشود که ظلم و جور حاکمان و عالمان ریاکار، مردم را به سمت مشروطیت سوق داد. مشروطیت به معنای محدود کردن قدرت پادشاه و حاکمان و اجرای احکام اسلام بدون تبعیض است. در ادامه، به نقش اولیه شیخ فضلالله در تأیید مشروطه و حضور هشت ماهه او در مجلس شورا اشاره میشود و سپس به چرایی تغییر موضع او و مخالفت شدیدش با مشروطه میپردازد. کیفرخواست، شیخ فضلالله را متهم به ایجاد تفرقه، خونریزی، هتک آبرو، غارت اموال و تخریب آبادیها میکند و به سوگندشکنیهای مکرر او در برابر قرآن و علما اشاره دارد. همچنین، به نقش او در تحصن حضرت عبدالعظیم، جمعآوری اوباش و صرف اموال در راه فساد، و تحریک محمدعلی شاه به سرکوب مشروطهخواهان و بمباران مجلس اشاره میکند. کیفرخواست، اقدامات شیخ فضلالله را در راستای حمایت از استبداد و مخالفت با عدالت و آزادی مردم میداند و او را مسئول ویرانیها و خونریزیها معرفی میکند. در بخش پایانی، سؤالاتی از شیخ فضلالله پرسیده میشود و او به اتهامات پاسخ میدهد. در نهایت، دادگاه با استناد به فتوای مراجع نجف اشرف و اقدامات شیخ فضلالله علیه حکومت ملی، او را مفسد فیالارض شناخته و به اعدام محکوم میکند.
تبریک جلوس رضاشاه به سلطنت
این متن شامل سه پیام تبریک جداگانه به مناسبت جلوس رضاشاه به سلطنت است. پیام اول، دوام دولت پهلوی را برای تقویت ملت، حفظ استقلال کشور، گسترش عدالت و رفاه مردم مسئلت میکند. پیام دوم، ضمن تبریک سلطنت، امیدواری به اتصال آن به ظهور ولیعصر را بیان میدارد. پیام سوم نیز تبریک صمیمانه جلوس و تاجگذاری را تقدیم کرده و تأییدات الهی برای تقویت ارکان دین مبین را از حجت عصر خواستار میشود.


محکومیت شهادت عالم شیعه مصر (شیخ محمدحسن شَحّاته) و چند تن از شیعیان به دست گروه وهابی تکفیری آن کشور، درخواست از مسئولان مصر جهت دستگیری و مجازات عاملان آن فاجعه
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم، حادثه دلخراش حمله به شیعیان در مصر و شهادت شیخ حسن شحاته و یارانش را محکوم میکند. این فاجعه نه تنها به دلیل قتل وحشیانه، بلکه به دلیل انحطاط و نادانی عاملان آن و تحریک عالِمنمایان نابخرد، دردناک توصیف شده است. این جنایات را در راستای اهداف دشمنان اسلام برای ایجاد تفرقه و ستیزه در میان مسلمین میداند. در پایان، ضمن تسلیت به ولیالله اعظم (عج) و مسلمانان، از مسئولین مصر میخواهد عاملان جنایت را مجازات کرده و از تکرار چنین فجایعی جلوگیری کنند. همچنین از مسئولین کشورهای اسلامی میخواهد از اظهارات نسنجیده پرهیز کنند و از امت اسلام، به ویژه شیعیان، میخواهد با خویشتنداری از دامن زدن به تفرقه خودداری کنند.

ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت، و استقرار عدالت و امنیت در کشور

ناتوانی و واهمه دولت ایران در بیرون راندن قوای اشغالگر روس
متن با تأکید بر اهمیت اجتماع، ارتباط و نیاز بشر به عدل و مساوات آغاز میشود که تنها از طریق قانون و حاکمیت مطلق آن قابل دستیابی است. در ادامه، نقش وکلای ملت و آحاد مردم در حفظ و اجرای قانون و لزوم بیغرضی در این مسیر تبیین میشود و به عنوان نمونه، به بیغرضی خالد بن ولید در صدر اسلام اشاره میکند. سپس، به وضعیت اسفبار ایران در آن زمان میپردازد و به نقش روسها در ایجاد اغتشاش، تطمیع مفسدین و تحریک افراد برای تضعیف دولت و حفظ قوای اشغالگر خود اشاره میکند. در پایان، به نمونههایی از خیانتها و اقدامات عوامل روس مانند رشیدالملک در اردبیل و نارضایتی مردم تبریز از مخبرالسلطنه به دلیل ترس از روسها و همچنین اقدامات دولت برای سرکوب یاغیان و مفسدین مانند رشیدالسلطان اشاره میشود.
تکذیب تحریم مشروطیت و ورود به مجلس
این تلگراف، شایعات مربوط به تخریب مشروطیت و نسبت دادن تحریم ورود به مجلس به علمای مشروطهخواه را تکذیب میکند. در ادامه، بر وجوب تقویت مجلس و لزوم تبعید مفسدان تأکید شده است.



تأیید و حمایت از مشروطیت
این نامه با ابراز خرسندی از وصول مکاتبهای که از تقویت ملت و دولت و رفاه حال رعیت خبر میدهد، آغاز میشود. نویسندگان امیدواری خود را به استحکام مشروطیت و کوتاه شدن دست بدخواهان دین و هواپرستان ابراز میکنند. در ادامه، از اعضای انجمن شریف و انجمنهای تابعه مجلس درخواست میشود که با همدلی و تمام توان، در جهت تقویت ملت، رفاه حال رعیت، یاری مظلومان و اجرای امر به معروف و نهی از منکر بکوشند تا کاستیهای گذشته جبران شود. نامه با امضای نویسندگان به پایان میرسد.



تظابق قوانین مجلس با احکام شرع
این بیانیه با اشاره به اهداف اولیه نهضت مشروطه که رفع ظلم و حفظ شریعت اسلامی بود، بر این نکته تأکید میکند که قوانین مصوب مجلس شورای ملی تنها در امور عرفیه وضع میشوند و همواره عدم مخالفت با قواعد شرعیه در آنها رعایت میگردد. متن هرگونه احتمال تعرض به احکام شرعی را رد کرده و آن را ظلمی بزرگ به شریعت میداند. در پایان، از مسلمانان خواسته شده است که قدر این نعمت الهی را بدانند و از اوهام و شبهات دوری کنند.



انتقاد شدید از تبلیغات ضداسلامی و ضداخلاقی رژیم شاه و زوال و نابودی قطعی آن
سخنرانی با تجلیل از مقام روحانیت و نقش عقل و اراده در کمال انسانی آغاز میشود و تأکید میکند که این کمال تنها در سایه تعلیم و تربیت وحی محقق میشود. در ادامه، به نقد شدید اقدامات رژیم شاه در ترویج فحشا و بیدینی تحت عنوان «آزادی زن» میپردازد و آن را «کشف عورت» میخواند که حیثیت انسانیت را به باد میدهد. سخنران وظیفه مردم را حفظ قوانین قرآن میداند و با اشاره به رنجهای پیامبر و شهادت امام حسین (ع) برای بقای دین، تأکید میکند که حقایق اسلام با این اقدامات از بین نخواهد رفت. در پایان، با استناد به آیه قرآن، اقدامات رژیم را تلاشی مذبوحانه برای خاموش کردن نور خدا میداند که هرگز به نتیجه نخواهد رسید و مردم را به بیداری و هوشیاری فرا میخواند.

انتقاد از مشیرالسلطنه به جهت معاشرت با نوز بلژیکی
متن با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و لزوم اطلاعرسانی صحیح به شاه آغاز میشود. سپس به انتقاد از حیف و میل سی هزار تومان از اموال عمومی به بهانه همراهی علمای عتبات میپردازد و این اقدام را موجب تخریب خانههای مردم و فساد مالی میداند. در پایان، نویسنده از خداوند متعال طلب اصلاح امور را دارد و به ارسال پاسخ مربوطه اشاره میکند.

توجیه مردم در انتخاب درست نمایندگان خود
متن با اشاره به تفاوتهای فرهنگی و سیاسی مناطق مختلف ایران آغاز میشود و بیان میکند که در برخی مناطق، به دلیل نزدیکی به کشورهای متمدن، استبداد کمتر رواج دارد، اما در مناطق دورافتاده، استبداد ریشهدار شده و هرگونه تلاش برای تمدنخواهی با مخالفت شدید مواجه میشود. در ادامه، اغتشاشات و انقلابهای محلی را ناشی از عدم درک صحیح نظامنامه انتخابات و اعمال سلیقههای شخصی در انتخاب وکلا میداند. برای حل این مشکل، پیشنهاد میشود که دو نفر امین خداترس و وطنپرست، یکی از طرف مجلس و دیگری از طرف وزارت داخله، برای نظارت بر انتخابات و اجرای صحیح نظامنامه به ولایات اعزام شوند. این اقدام را موجب آسایش ملت، امنیت کشور و رفع اغتشاشات دانسته و تأکید میکند که حضور این امینها به مدت یک تا دو ماه در هر شهر، به شناسایی افراد مغرض و مفسد کمک کرده و اطلاعات لازم را در اختیار وکلای ملت قرار خواهد داد تا از اشتباه در انتخاب نمایندگان جلوگیری شود.
نابسامانی اوضاع کشور پس از مشروطه
متن با اشاره به وضعیت نابسامان کشور پیش از مشروطه آغاز میشود و بیان میکند که با وجود تغییر حکومت به مشروطه، نمیتوان انتظار داشت که اخلاق مردم به سرعت اصلاح شود. در ادامه، وضعیت کشور را در حال انقلاب و آشوب توصیف میکند و وزرای فعلی را در این زمینه بیتقصیر میداند. در پایان، بر لزوم تسریع در تعیین و اجرای قوانین برای رفع مفاسد تأکید میکند.
تأکید بر حمایت از مشروطهخواهان



تأکید بر حفظ استقلال اقتصادی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا ایران از نظر مواد معیشتی و لوازم مملکت به خارج نیازمند است یا خیر. سپس مواد معیشتی را به سه دسته نباتی، معدنی و صنعتی (شامل تجارت) تقسیم میکند. در بخش نباتی، به وفور حبوبات و رستنیها در ایران اشاره شده و تأکید میشود که جز برخی ادویه، نیازی به واردات مواد غذایی نیست. در بخش معدنی، به وجود خزاین الهی در کوهها اشاره شده که با علم معدنشناسی قابل بهرهبرداری هستند. در بخش صنعتی و تجاری، صنایع لازمه و صادرات برای افزایش ثروت و مکنت مطرح میشود. در ادامه، به وضعیت نامطلوب هر یک از این بخشها در ایران پرداخته میشود. در حوزه نباتی، از مسامحه و سهلانگاری در تکمیل زراعت و آبادانی اراضی انتقاد شده و سختگیری ارباب زراعت و احتکار مورد نکوهش قرار میگیرد. پیشنهاد میشود که به جای صرف ثروت در لهو و لعب، در توسعه زراعت و حفر قنوات سرمایهگذاری شود. در بخش معدنی و صنعتی، از عدم سرمایهگذاری در تجزیه معادن و تأسیس کارخانههای داخلی (مانند ریسمانتابی و قندسازی) گلایه شده و دلالی تجار ایرانی برای فرنگیها به شدت نقد میشود. در پایان، نتیجهگیری میشود که ایران از نظر مواد معیشتی غنی است، اما در بهرهبرداری و عمل به آن ناتوان است و این نعمات مادی و معنوی به دست دیگران افتاده است، در حالی که قانون شرع مقدس اسلام نیز در دست است اما اعمال و رفتار به دیگران سپرده شده است.
علل ناکامی انتفاضه اول، تأثیرپذیری انتفاضه دوم (مسجدالاقصی) از پیروزی مقاومت اسلامی لبنان، ارائه خطوط کلی مبارزه با رژیم صهیونیستی تا آزادی کامل فلسطین و قدس شریف
سخنرانی با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر آغاز میشود و به حاضران در کنفرانس بینالمللی حمایت از انتفاضه فلسطین خوشامد گفته میشود. تشکیل این اجلاس مبارک دانسته شده و فلسطین موضوعی اسلامی و متعلق به کل جهان اسلام معرفی میشود که اشغال آن توطئهای برای تضعیف و تفرقه جهان اسلام است. به تلاش دشمنان برای ایجاد تفرقه قومی و تضعیف مبارزات اسلامی در ابتدای اشغال فلسطین اشاره میشود. پیروزی انقلاب اسلامی ایران و نقش امام خمینی در بیداری اسلامی و همچنین پیروزی مقاومت اسلامی در جنوب لبنان، به عنوان نشانههایی از حقانیت مبارزات اسلامی و اعتماد به وعده الهی مطرح میگردد. انتفاضه اول فلسطین به دلیل وعدههای صلحآمیز و فشار حامیان صهیونیسم متوقف شد، اما گذشت زمان نشان داد که این وعدهها سرابی بیش نبودهاند. اشغالگری و سبعیت اسرائیل از ابتدا قابل پیشبینی بوده و حمایت غرب و مجامع بینالمللی از آن، به این رژیم مشروعیت بخشیده است. اشغال فلسطین بخشی از طرحی پیچیده برای جلوگیری از اتحاد مسلمانان و تأسیس حکومتهای قدرتمند اسلامی بوده و صهیونیستها با نازیها روابط نزدیک داشتهاند. مسلمانان در ابتدا از کنه طرح صهیونیستها بیخبر بودند و قراردادهایی مانند سایکس-پیکو و قیمومیت انگلیس بر فلسطین، به کوچاندن یهودیان و آواره کردن مسلمانان منجر شد. دشمنان اسلام از ابزارهای گوناگون مانند رسانهها و مجامع بینالمللی برای حفظ برتری نظامی اسرائیل و توجیه جنایات آن استفاده کردهاند. مقاومت اسلامی لبنان با چند هزار جوان مسلح به سلاح ایمان، رژیم صهیونیستی را از جنوب لبنان بیرون راند و این پیروزی، الهامبخش انتفاضه مسجدالاقصی شد. وظیفه جهان اسلام در حمایت از انتفاضه، بازگشت به سنتهای وحدتبخش اسلامی است. مردم فلسطین به این مبارزات چشم دوختهاند، زیرا راه حل سازش به بنبست رسیده است. پیروزی مقاومت اسلامی در لبنان، امیدهای تازهای در دل مسلمانان ایجاد کرده و الگوی موفقی از مقاومت را ارائه داده است که توانست سرزمینهای اشغالی را بدون امتیازدهی آزاد کند. انتفاضه کنونی قیام مردمی است که از سازش ناامید شده و به مقاومت خود متکی هستند. مذاکرات اسلو انتفاضه قبلی را متوقف کرد، اما نتیجه آن فقط حل مشکل اسرائیل و توقف امتیازدهی بود. انتفاضه اقصی با محوریت بیتالمقدس و اسائه ادب به مسجدالاقصی آغاز شد و وحدت ملی را به صحنه فلسطین بازگرداند. جنبش بیداری اسلامی پس از انقلاب ایران، با محوریت فلسطین، ملتهای مسلمان را به صحنه کشانده است. مقاومت اسلامی لبنان با شعار «زحفاً زحفاً نحو القدس» در هجده سال به پیروزی رسید. مبارزه خسارتهایی دارد، اما پیروزی ارزشمند است. اسرائیل اکنون در برابر مقاومت اسلامی ناتوان است و با به کارگیری امکانات جهان اسلام، زوال آن حتمی است. شکست اسرائیل از چند صد جوان باایمان، نشاندهنده قدرت سلاح ایمان است. الگوی مقاومت به پیروزی میانجامد، در حالی که سازش به تحقیر و تحمیل خواستههای اسرائیل منجر میشود. حزبالله و پیروزی آن، پشتوانه نیرومند انتفاضه فلسطین است. رژیم صهیونیستی توانایی رویارویی مستمر با فلسطینیها را ندارد و مهاجرت معکوس یهودیان آغاز شده است. کنفرانسهای حمایت از فلسطین، امیدبخش مخالفان سازش و مردم فلسطین هستند. مردم فلسطین بیش از هر چیز به حمایت معنوی و پایداری در مواضع نیاز دارند. دفاع از ملت مظلوم فلسطین وظیفه اسلامی است و استمرار انتفاضه و مقاومت حق مشروع آنان است. رژیم اسرائیل از درون پوسیده و ملتهای عرب و مسلمان قویتر شدهاند. باید به اسرائیل فهماند که سرکوب ملت فلسطین با عکسالعمل شدید مسلمانان مواجه خواهد شد. وحدت درونی مردم فلسطین و جریانات مختلف آن اساسی است و تلاشهای اسرائیل برای ایجاد اختلاف ناکام مانده است. قضیه فلسطین محدود به بخش کوچکی از جهان اسلام نیست و سلاحهای کشتار جمعی اسرائیل برای سلطه بر جهان اسلام است. خط کلی مبارزه با رژیم غاصب شامل زندانی کردن آن در مرزهای اشغالی و تداوم مقاومت ملت فلسطین با حمایت کامل است. فشارهای استکبار جهانی بر ایران به دلیل حمایت از فلسطین است و مشکل اصلی آنان با ایران، مخالفت با طرحهای سازش و در نهایت اسلام و حکومت اسلامی است. سیاست راهبردی دشمن، ایجاد شکاف در صفوف مردم ایران و مأیوس کردن آنها از نظام اسلامی است. ایمان عمیق دینی مردم ایران بزرگترین سد راه دشمن است. هرچه دامنه مبارزات فلسطین گستردهتر شود، عصبانیت صهیونیسم و آمریکا از ایران بیشتر میشود، اما ملت ایران منسجم و یکپارچه از آرمانهای انقلاب و اسلام حمایت میکند. با ادامه مبارزات و حمایت جهان اسلام، فلسطین آزاد خواهد شد و بیتالمقدس و مسجدالاقصی به آغوش جهان اسلام باز میگردد.
.png&w=3840&q=75)
دلایل انتقاد از روند مشروطیت
این بیانیه با قسم دادن مخاطبان به خدا و دعوت به تأمل در متن، به نقد وضعیت موجود مشروطیت میپردازد. در ابتدا، نویسنده به اعتقادات مشترک مسلمانان در مورد خدا، پیامبر، ائمه و جایگاه علما اشاره میکند و یادآور میشود که چگونه مردم پیش از این به علما احترام میگذاشتند و به احکام دینی پایبند بودند. سپس، با اشاره به تغییر رفتار مردم پس از تأسیس مجلس و انتشار روزنامههایی با محتوای کفرآمیز و هرزگی، از آنان انتقاد میکند که چگونه از عقاید اولیه خود برگشته و به جای پیروی از علما، به دنبال فرنگیمآبان و لامذهبان رفتهاند. نویسنده به تفصیل به محتوای توهینآمیز و ضددینی برخی روزنامهها و شبنامهها اشاره میکند که به مقدسات اسلامی، علما و حتی امام زمان توهین کردهاند. در ادامه، به فساد و بیدینی برخی اعضای مجلس و ظلمهای آنان اشاره میکند و تأکید دارد که مجلس برای امور دولتی تأسیس شده، نه برای امور دینی. در پایان، با یادآوری جایگاه دین اسلام و قوانین الهی، از مسلمانان میخواهد که به خود آمده و از علما حمایت کنند و اجازه ندهند که لامذهبان قوانین اجانب را در مملکت اسلامی جاری کنند و هشدار میدهد که این روند به هرج و مرج و نابودی دین منجر خواهد شد.
تقدیر از رساله ارشاد العباد الی عماره البلاد نوشته شیخ اسماعیل محلاتی غروی (در تبیین و تطبیق نظام مشروطه و اسلام)
متن با ستایش از رساله «ارشاد العباد الی عماره البلاد» نوشته شیخ اسماعیل محلاتی غروی آغاز میشود. این رساله به دلیل تبیین حقیقت مشروطیت و شرح مفاسد استبداد، برای آگاهی مؤمنان و صاحبان غیرت دینی کافی دانسته شده و آن را رجم وسوسههای شیاطین و سلطنتفروشان اسلام میخواند. در ادامه، هدف اصلی از تلاشهای علمای دین، نه تنها کاهش ظلم و قطع دست ستمکاران، بلکه حفظ اساس اسلام و رهایی ممالک اسلامی از تسلط کفار عنوان شده است. متن با امید به بهرهبرداری مسلمانان از این بیانات و استقرار اساس سعادت و حفظ ممالک اسلامی با یاری خداوند و اتفاق کلمه ملیه به پایان میرسد.


عدالت شرط اساسی صلاحیت حاکم و مشروعیت دولت؛ لزوم پایبندی حاکمان به رعایت عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی
مهمترین وظیفه حاکم را اجرای عدالت میداند. والیان و حاکمان دوستدار اهلبیت (ع) باید عملکرد خود را بررسی کنند؛ اگر ظالم و ستمگر باشند، از حکومت الهی معزول هستند، اما اگر عادل باشند و به نیاز شیعیان و فقرا رسیدگی کنند، حکومتشان عطیه الهی است. دولتمداران باید بدانند که اگر عملکردشان بر پایه عدل باشد، حکومتشان الهی است و در غیر این صورت، غصبی است. حاکم نباید در تأمین حقوق مردم کوتاهی کند و لازم است برای ادای حقوق، دارایی بدهکاران را به فروش برساند تا کسی جرأت تعلل در پرداخت حق مردم را نداشته باشد. حکمرانان را شبان مردم میداند که وظیفه دارند رعیت را از خطرها و تهدیدها حفظ کنند.
ابراز تشکر از خدمات صادقانه رئیس نظمیه خوی
این نامه با اشاره به خدمات صادقانه رئیس نظمیه خوی از ابتدای مشروطیت و نقش او در انتظام ولایت، از حضرت ایالت کبری درخواست میکند تا با بازگرداندن وی، موجبات امتنان انجمن ولایتی و اهالی را فراهم آورد تا او به وظایف خود مشغول شده و مردم نیز آسودهخاطر شوند.
شرح استبداد رژیم قاجار و استمداد از ملکه و دولتمردان انگلستان
وضعیت نابسامان ایران در دوره قاجار، شامل خرابی کشاورزی و صنعت، کاهش جمعیت، زندانی شدن بهترین افراد و غارت اموال مردم توسط پادشاه و وزرا را تشریح میکند. به ویژه، وزیر اعظم (امینالسلطان) را فردی بیرحم و فاسد معرفی میکند که اختیار مطلق بر جان و مال مردم دارد. همچنین، به بیقانونی و عدم وجود حکومت واقعی در ایران اشاره میکند و از بین رفتن نفوذ نجبا و شرفا را عامل اصلی این وضعیت میداند. مردم ایران را مستعد انقلاب و شورش میداند و از دولت انگلیس میخواهد که به جای حمایت از پادشاه مستبد، از مردم ایران حمایت کند. به تجربه خود از دستگیری و تبعید اشاره میکند و از ملکه و پارلمان انگلیس میخواهد که در مورد نقض حقوق مردم ایران و فرمانهای صادر شده از پادشاه، توضیح بخواهند. در پایان، هشدار میدهد که اگر انگلیس اقدامی نکند، روسیه برای منافع خود به ایران کمک خواهد کرد و این وضعیت به ضرر منافع انگلیس خواهد بود.

بی تفاوتی و ناتوانی مسئولان کشور نسبت به مشکلات داخلی و مداخلات خارجی
متن با اشاره به آرزوی دیرینه ملت ایران برای رهایی از استبداد و تشکیل مجلس و دولت مسئول آغاز میشود. سپس به این نکته میپردازد که با وجود تحقق این آرزو، مشکلات کشور نه تنها حل نشده بلکه تشدید نیز یافته است. نویسنده به بیحسی و بیهمتی ملت و مسئولان، تهاجمات خارجی (روس و انگلیس)، هرج و مرج داخلی، و خطر از دست رفتن استقلال ایران اشاره میکند. در ادامه، به نقد عملکرد وکلای مجلس و وزرا میپردازد که به جای خدمت به ملت، به دنبال منافع شخصی و افزایش مواجب خود هستند و در تأمین امنیت و استقلال کشور کوتاهی میکنند. در بخش پایانی، به تحلیل روانشناسی جمعیت و چگونگی تأثیرگذاری بر افکار عمومی میپردازد و بیان میکند که حوادث بزرگ و تأثیرگذار، بیش از حوادث کوچک و متعدد، بر خیال جمعی اثر میگذارند و خطبا باید با بزرگنمایی مطالب، قلوب مردم را جذب کنند.
تهدید رئیس تلگرافخانه به گرفتن انتقام از او
این بیانیه با خطاب قرار دادن رئیس تلگرافخانه به عنوان «غاصب»، به تلگراف اخیر او به رئیس خراسان اشاره میکند و آن را «خرافاتی» میخواند. سپس، نویسنده به خیانتهای بزرگ مخاطب نسبت به حقوق ملت و نقش او در خونریزی و صدمه به مسلمانان اشاره میکند. در ادامه، بیانیه از بیزاری ملت از «نمک به حرامان وطنفروش» سخن میگوید و برای مخاطب آرزوی مکافات اخروی و دنیوی میکند. در پایان، از او میخواهد که دیگر در امورات اداره این حوزه دخالت نکند و اداره امور را به خود ملت واگذار نماید.
تبیین مسائل حاد دوران انقلاب
سخنرانی به پرسشهایی درباره دادگاههای انقلابی، اعدامها، رفراندوم جمهوری اسلامی، نقش گروههای سیاسی و حقوق اقلیتها پاسخ میدهد. در ابتدا، به دفاع از عملکرد دادگاههای انقلابی و چرایی عدم نیاز به وکیل برای متهمان و همچنین چرایی صدور حکم اعدام به جای حبس ابد میپردازد. سپس، به مخالفت برخی گروهها با رفراندوم جمهوری اسلامی اشاره کرده و آن را بهترین روش برای تسریع کار میداند و بر مردمی بودن این خواست تأکید میکند. در ادامه، به عدم انحراف انقلاب از مسیر مبارزه با امپریالیسم اشاره کرده و گروههای چپ را به دلیل کشیده شدن به سمت بیگانگان نقد میکند. در بخشهای بعدی، به تبیین مفهوم جمهوری اسلامی بر اساس سیره پیامبر و ائمه، نقد دموکراسیهای غربی و سوسیالیستی، و تأکید بر حقوق اقلیتها و طبقات زحمتکش در اسلام میپردازد. در پایان، با توجه به اهمیت رفراندوم، از مردم میخواهد که در این وظیفه ملی و شرعی کوتاهی نکنند و مراقب توطئههای اخلالگران باشند.
ضرورت انطباق متمم قانون اساسی با ضرورتهای اجتماعی
متن با اشاره به بحثهای جاری در مجلس شورای ملی پیرامون تصحیح متمم قانون اساسی آغاز میشود. در ادامه، به اختلاف نظرات مردم و گروههای مختلف (از جمله اقلیتهای دینی) درباره انطباق این نظامنامه با شریعت اسلام و قوانین غربی پرداخته و این اختلافات را ناشی از تحریکات مفسدین و دشمنان مشروطه میداند. سپس، با تأکید بر اینکه علمای اسلام جز آسایش ملت و آبادی مملکت هدفی ندارند، به این نکته اشاره میکند که پیشرفتهای اروپا از اقتباس احکام اسلام است و نیازی به قوانین غربی نیست. در ادامه، با استناد به قاعده «الضرورات تبیح المحظورات» و مماشات ائمه با خلفای جور، بر لزوم انعطافپذیری مجتهدین در مواجهه با ضرورتهای زمان برای حفظ اسلام و مملکت تأکید میشود. در پایان، با اشاره به مسئولیت سنگین علما در قبال امام زمان و تاریخ، از آنها میخواهد که با حفظ مصالح عمومی و جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان، حقوق اقلیتها و دستاوردهای مشروطیت را پاس بدارند.
اصول و مبانی فکری و اعتقادی مبارزه امام خمینی با رژیم شاه و امریکا و اسرائیل، الگوپذیری مقاومت لبنان و انتفاضه فلسطین از رهبری امام خمینی و انقلاب اسلامی
سخنرانی با تأکید بر احیای اسلام اصیل توسط امام خمینی و ریشهدار بودن نهضت ایشان بر مبانی فکری و فقهی آغاز میشود. در ادامه، سه محور اصلی مبارزه امام خمینی با رژیم شاه شامل وابستگی به آمریکا، حمایت از اسرائیل و بیعدالتی داخلی تشریح میگردد. سپس به مقایسه مشکلات و کارشکنیهای پیش روی نهضت امام خمینی با مقاومت لبنان و انتفاضه فلسطین پرداخته و بر اهمیت توکل به خدا و پشتیبانی مردم در غلبه بر این چالشها تأکید میشود. در بخش پایانی، سخنران به لزوم زنده نگه داشتن یاد جنایات دشمنان برای تقویت روحیه مقاومت و رد پیشنهادهای سازشکارانه اشاره کرده و بر تداوم راه امام خمینی در مبارزه با استکبار و حمایت از ملتهای مظلوم تأکید میکند.

ماهیت استکبار و ویژگیهای مستکبرین
سخنرانی با تبیین ماهیت استکبار از منظر تاریخی و دینی آغاز میشود و آن را سرچشمه انحرافات و گرفتاریهای بشر معرفی میکند. در ادامه، به پیشرفت استکبار همگام با توسعه علم و صنعت اشاره شده و تضاد ذاتی آن با فضایل انسانی و رعایت حقوق بشر مورد تأکید قرار میگیرد. سپس، مصادیق عینی استکبار در رفتار آمریکا، از جمله ادعای مالکیت بر منابع جهانی و نقض حقوق ملتها، با ذکر مثالهایی مانند سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران، تشریح میشود. در بخش پایانی، سخنران به اهمیت شناخت عمیق استکبار و لزوم مقابله فرهنگی و علمی با آن تأکید میکند. همچنین، نقش انقلاب اسلامی ایران در مقابله با استکبار جهانی و اشغال لانه جاسوسی آمریکا به عنوان یک دستاورد بزرگ مورد ستایش قرار میگیرد و از مجلس شورای اسلامی به دلیل مواضع اخیرش در برابر آمریکا تقدیر میشود. در نهایت، بر لزوم بیاعتنایی کامل به آمریکا و عدم همزیستی مسالمتآمیز با آن تأکید شده و مقاومت در برابر استکبار به عنوان وظیفه شرعی معرفی میشود.

شرایط لازم تحقق حکومت اسلامی و استقرار مردمسالاری دینی، وظایف مسئولان نظام و مخاطرات فراروی آنان
سخنرانی با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و اهل بیت آغاز میشود. سپس از رئیس جمهور وقت، آقای خاتمی، به دلیل تلاشهای دولت در مبارزه با تبعیض، فقر و فساد و گشایش امور اقتصادی مردم قدردانی میشود. در ادامه، فرصت استثنایی جمهوری اسلامی برای تحقق اهداف الهی و اسلامی در ایران مورد تأکید قرار میگیرد و تفاوت این نوع قدرت با عرفهای سیاسی رایج در جهان بیان میشود. پنج رکن اصلی جهانبینی اسلامی شامل توحید، تکریم انسان، تداوم حیات پس از مرگ، استعداد بیپایان انسان برای تعالی و حرکت عالم به سمت حاکمیت حق و صلاح تشریح میشود. بر اساس این مبانی، وظایف عملی انسانها در هر دو حالت حکومت اسلامی و غیر اسلامی، شامل عبودیت و اطاعت خداوند، تلاش برای تعالی خود و دیگران (علمی، فکری، روحی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی)، ترجیح رستگاری اخروی بر سود دنیوی و اصل مجاهدت و تلاش و مبارزه تبیین میگردد. در پایان، به مراحل پنجگانه تحقق حکومت اسلامی (انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی و دنیای اسلامی) اشاره شده و تأکید میشود که ایران در مرحله دولت اسلامی قرار دارد و مسئولان باید خود را با الگوی اسلامی منطبق سازند. در نهایت، دو خطر عمده هوای نفس و طول امل به عنوان موانع اصلی پیشرفت معرفی شده و مردمسالاری دینی به عنوان ملاک تصحیح اخلاق و رفتار مسئولان مطرح میشود که شامل انتخاب مردم و وظایف مسئولان در قبال مردم (عدم منتگذاری، مبالغه نکردن، خلف وعده نکردن، رعایت انصاف و عدم رانتخواری، و جلب رضایت عموم مردم) است. سخنرانی با دعا برای توفیق مسئولان در گذراندن این مرحله و تشکیل کشور اسلامی به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
شرح اقدامات ضدملی محمدعلی شاه در تبریز و درخواست براندازی او توسط مراجع مشروطه خواه نجف
طبقات سهگانه علما و ویژگیهای هر کدام
متن با تقسیم علما به سه دسته آغاز میشود: علمای ظاهر، علمای باطن و علمای جامع ظاهر و باطن. علمای ظاهر به چراغی تشبیه شدهاند که خود را میسوزانند و دیگران را روشن میکنند، اما اغلب دین را به دنیا میفروشند و صلاحیت رهبری حقیقی را ندارند. علمای باطن به ستارهای تشبیه شدهاند که نورشان از خودشان فراتر نمیرود و به تنهایی نمیتوانند رهبری کنند. علمای جامع ظاهر و باطن به آفتاب تشبیه شدهاند که عالمی را روشن میکنند و سزاوار رهبری هستند، اما مورد طعن و آزار علمای ظاهر قرار میگیرند. در ادامه، دو عیب اصلی که باعث بدنامی علمای جامع میشود، بیان شده است: یکی سخنان بلند و ذوقی آنها که ظاهر کفرآمیز دارد و توسط اهل بطالت دستاویز میشود، و دیگری سوءاستفاده برخی افراد از ظاهر این بزرگان برای کسب جاه و مقام. سپس، بر وجوب تبلیغ احکام شرع و سنن اهلبیت توسط کسانی که توانایی آن را دارند، تأکید شده و ترک این وظیفه را موجب شرمندگی در دنیا و آخرت دانسته است. در ادامه، به تجربه شخصی نویسنده در مواجهه با شاه صفی و سپس شاه عباس دوم اشاره شده است. نویسنده ابتدا پیشنهاد شاه صفی برای حضور در دربار را به دلیل وجود علمای ظاهر و حفظ آزادگی رد میکند. اما پس از دریافت نامه از شاه عباس دوم، با وجود تردید و میل به عزلت، به دلیل وظیفه شرعی و عقلی و با استناد به آیات قرآن و احادیث، تصمیم به همکاری میگیرد. در نهایت، متن به موانع و مخالفتهایی که از سوی علمای ظاهر و فضلفروشان در مسیر ترویج دین و اقامه جمعه و جماعات ایجاد شده، میپردازد و این مخالفتها را ناشی از حسادت، حب ریاست و عدم فهم صحیح دین میداند. نویسنده در پایان، به تجربیات و معرفتهایی که در این مسیر کسب کرده اشاره میکند و هدف از نگارش این رساله را رسوا کردن کسانی میداند که با طعن بر مشایخ دین، اهل ایمان را به حیرت میاندازند.
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با توصیف رحمت الهی بر مزار شهید آغاز میشود و به پایداری و ایمان او در برابر کفر اشاره دارد. در ادامه، به استقبال شهید از مرگ و جاودانگی یاد او میپردازد و شهادت او را نتیجه تلاش برای خاموش کردن بانگ تکبیر میداند. متن با ستایش استقامت و ایمان شهید در برابر سختیها و مرگ، و تأکید بر پناهندگی او به حق، به پایان میرسد.

درخواست اعلام مجدد مشروطیت و گردآوردن عقلای بیغرض کشور در پایتخت به منظور برون رفت سیاسی
متن با تأکید بر اهمیت مشروطه در قالب قانون و نظامنامههایی که منافی مذهب و صلاح مملکت نباشند، آغاز میشود. در ادامه، نویسنده پیشنهاد میکند که مشروطه به سادگی اعلان شود و همزمان، افراد عاقل و بیغرض از سراسر کشور در پایتخت گرد هم آیند تا به سرعت به مذاکره و رفع مشکلات بپردازند. در پایان، نویسنده با اشاره به وضعیت بحرانی کشور و حضور رقیب در پشت دروازهها، از مخاطب میخواهد که به تلگراف قبلی او توجه بیشتری کند و از عالم الفاظ به عالم معنی وارد شود و به مذاکره و چارهاندیشی بپردازد.
.jpeg&w=3840&q=75)
ربودن امام موسی صدر؛ توطئهای بینالمللی توسط دولت لیبی، انتقاد شدید از سکوت سازمانهای بینالمللی و مجامع حقوق بشر و دولتهای اسلامی در برابر آن واقعه
متن با حمد و سلام آغاز میشود و به مناسبت گذشت یک سال از ربوده شدن امام موسی صدر در لیبی، به این جنایت و سکوت مشکوک جهانی در قبال آن اشاره میکند. مسئولیت مستقیم این واقعه بر عهده دولت لیبی دانسته میشود که به عنوان میزبان، وظیفه حفظ سلامت میهمان خود را نقض کرده است. در ادامه، از سکوت دولتهای اسلامی، سازمانهای بینالمللی و حقوقدانان در برابر این حادثه ابراز تعجب و انتقاد میشود و این سکوت را با واکنشهای جهانی به وقایع مشابه در مورد افراد غیرمسلمان مقایسه میکند. در پایان، نگارنده مسئولیت خود را در قبال این توطئه بینالمللی اعلام کرده و از رهبران دولتها و سازمانهای اسلامی در آسیا و آفریقا میخواهد تا برای اعمال فشار بر حکومت لیبی و جلوگیری از مسئولیت تاریخی در برابر این جنایت، اقدام کنند. متن با دعای خیر برای نشر عدالت و حمایت از مستضعفان به پایان میرسد.

پرسش از علت محاصره مشهد و قتل و غارت مردم شهر به فرمان عبدالله خان دوم ازبک
متنی به صورت پرسشنامه، محاصره مشهد و غارت اموال مردم توسط لشکریان عبدالله خان دوم ازبک را مورد انتقاد قرار میدهد. در ابتدا، مشروعیت این اقدامات را زیر سؤال میبرد و به ذریه پیامبر بودن اکثر ساکنان مشهد اشاره میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث نبوی، اتلاف محصولات و زراعات وقفی مشهد را حرام میشمارد و به وقف بودن باغات اطراف مشهد توسط اجداد خاقانی اشاره دارد. در پایان، به حرمت ماه رجب و عدم جواز جنگ در این ماه با کسانی که قصد جنگ ندارند، تأکید میکند.
اظهار رضایت از جامعه زرتشتیان ایران و محکومیت قتل ارباب فریدون
این بیانیه با ابراز تأسف از قتل ارباب فریدون و صدمات وارده به جامعه زرتشتیان آغاز میشود. سپس به اطلاعرسانی درباره اقدامات جدی علما، مجلس شورای ملی، انجمنها و دولت برای دستگیری و مجازات عاملان این جنایت میپردازد. در ادامه، با اشاره به نگرانیهای موجود در میان زرتشتیان، اطمینان کامل داده میشود که هیچ کوتاهی در پیگیری این موضوع صورت نخواهد گرفت و تمام تلاشها برای تأمین آسایش و مجازات مرتکبین به کار گرفته خواهد شد. در پایان، از عموم زرتشتیان خواسته میشود با آسودگی خاطر به کسب و کار خود بازگردند و از هرگونه نگرانی بیشتر پرهیز کنند تا از ضرر و زیانهای آتی جلوگیری شود.

وظایف ملت پس از مشروطه
متن با تأکید بر جایگاه والای اسلام و قرآن به عنوان راهنمای سعادت بشر آغاز میشود و بیان میکند که سعادت دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح است. سپس به اهمیت توأمان علم و عمل در پیشرفت و انتظام امور مملکت اشاره میکند و مشروطیت ایران را منوط به اجرای قوانین مجلس شورای ملی میداند. در ادامه، استبداد را عملی خارج از رویه علمیه معرفی کرده و با اشاره به اتمام قانون اساسی و تأیید آن توسط شاه، بر لزوم تبعیت همگان از قانون تأکید میکند. در پایان، به ملت هشدار میدهد که صرف تصویب قانون کافی نیست و مشروطیت واقعی زمانی محقق میشود که شاه در مجلس حضور یابد و قسم یاد کند و مسئولان نیز عادات قدیم را کنار بگذارند.
شرح محاصره و سقوط اصفهان توسط افغانها
این روایت با شرح ظهور میرویس افغان و قتل شاهنوازخان در قندهار آغاز میشود. پس از مرگ میرویس، پسرش محمود جانشین او شده و با لشکر خود به کرمان و یزد حمله کرده و سپس عازم اصفهان میشود. در ادامه، به ضعف و بیتدبیری پادشاه و امرای صفوی در مواجهه با این تهدید اشاره شده و ناتوانی آنان در دفع حمله افغانها به تصویر کشیده میشود. سپس، نویسنده به محاصره اصفهان توسط محمود افغان و استقرار او در فرحآباد میپردازد و از غارت و تخریب روستاهای اطراف شهر سخن میگوید. در ادامه، نویسنده به فرصت از دست رفته شاه برای خروج از اصفهان و سازماندهی نیروها در سایر ولایات ایران اشاره میکند و این تدبیر را تنها راه نجات اصفهان و مردم آن میداند که به دلیل مخالفت برخی افراد ناسنجیده عملی نمیشود. در نهایت، متن به وضعیت اسفناک مردم اصفهان در دوران محاصره، کمبود مواد غذایی، شیوع بیماریها و تلفات گسترده انسانی میپردازد و با ورود محمود افغان به شهر و به قدرت رسیدن او در محرم ۱۱۳۵ قمری و به اسارت درآمدن شاه سلطانحسین صفوی پایان مییابد.
سؤال و جواب پیرامون وظایف بزرگان، دولتمردان و نمایندگان مجلس در نظام مشروطه
متن با طرح سؤالی درباره لزوم تبیین وظایف هر طبقه در شرایط بیداری جامعه آغاز میشود. در پاسخ، وضعیت فعلی جامعه به فردی تشبیه میشود که ناگهان از خواب بیدار شده و در مواجهه با دزدان، سردرگم است. سپس، وظایف و شرف هر یک از طبقات حاکم و مؤثر در نظام مشروطه تشریح میشود: ابتدا شرف پادشاه در اعطای عدالت، مشورت با عقلا، اصلاح امور و سپردن کارها به اهل آن. سپس شرف وزرا در ترک هوای نفس و غرض شخصی و اقدام جدی برای رفاه ملت. در ادامه، شرف وکلای مجلس در اتحاد، تأمل در مصالح کشور، صرف شب و روز برای اصلاح قوانین و پرهیز از نفاق و اختلاف بیان میشود. در نهایت، شرف بزرگان، شاهزادگان و امرا در بازگرداندن اموال ذخیره شده به دولت برای رفع قرضهای خارجی و داخلی، حمایت از بانک ملی و کمک به توسعه کشور، به جای مطالبه پول و صرف آن در تجملات، تبیین میگردد.

انتخاب نمایندگان آگاه و دیندار در دوره دوم مجلس شورا
متن با تقسیم عدل به سه قسم (اکبر، اوسط، اصغر) آغاز میشود که عدل اکبر را قوانین مشروطیت و شریعت الهی، عدل اوسط را اداره سلطنت تحت قوانین مشروطیت، و عدل اصغر را طلا و نقره برای مساوات در معاملات معرفی میکند. در ادامه، با استناد به آیهای از قرآن، بر اهمیت عدالتخواهی و مشروطهطلبی واقعی تأکید میشود که مستلزم آگاهی از قواعد مشروطیت و نوامیس حریت است. سپس، با خطاب به ملت ایران، بر لزوم بیداری از غفلت و کوشش در انتخابات تأکید شده و از مردم خواسته میشود که در انتخاب نمایندگان، خادم را از خائن تشخیص دهند و مجلس ملی را بازیچه دست بیخردان نکنند. هشدار داده میشود که عدم انتخاب افراد دانا و عالم، به ویرانی ایران و ذلت ابدی نسلهای آینده منجر خواهد شد. در پایان، بر لزوم حرکت سریع ناصرالملک به ایران و همراهی برخی کارآموزان با تأیید آیاتالله خراسانی و مازندرانی تأکید شده و به توطئههای جدید اشاره میشود.
شرح مقصود علما از درخواست تشکیل عدالتخانه
سید محمد طباطبایی سخنرانی خود را با استناد به آیات قرآن درباره اهمیت عدل و جایگاه آن در اسلام آغاز میکند. او با اشاره به اینکه حتی ملل غیرمسلمان نیز به عدل روی آوردهاند، وضعیت مسلمانان ایران را که از مسیر عدل منحرف شدهاند، مورد انتقاد قرار میدهد. طباطبایی تأکید میکند که هدف اصلی علما از درخواست عدالتخانه، تشکیل مجلسی برای رسیدگی به دادخواهی مردم و جلوگیری از ظلم حکام است و نه براندازی پادشاهی یا جمهوریخواهی. او با رد شایعاتی مبنی بر اهداف شخصی یا مالی علما، به نمونههایی از ظلم و ستم حکام در ولایات، از جمله ماجرای قوچان و فروش دختران به جای مالیات، اشاره میکند. طباطبایی مردم را به بیداری و رفع ظلم فرا میخواند و با ذکر حکایتی از امیرکبیر، اهمیت گزارشدهی صحیح و رسیدگی به شکایات مظلومان را یادآور میشود. او در پایان، با تأکید بر اینکه پادشاه حقیقی امام زمان است و علما از هیچ کس واهمه ندارند، هدف نهایی را برپایی مجلس مشروعه عدالتخانه و اجرای قانون اسلام میداند که در آن شاه و گدا در حدود قانونی مساوی باشند.

بی مبالاتی برخی از مشروطهخواهان آذربایجان
گزارش به اعزام گروهی از مجاهدین به مراغه به سرکردگی "قلعه وان باشی" و امیر کریم بزاز میپردازد. این گروه در مسیر و پس از ورود به مراغه، با وجود استقبال اولیه مردم، به بدرفتاری، اخاذی و ایجاد وحشت میپردازند. این اعمال ناشایست منجر به درگیری با اهالی مراغه و خروج مجاهدین از شهر میشود. در ادامه، به درگیری مجاهدین با اهالی بر سر مطالبه غله و اعانه اشاره شده و تیراندازی به دو نفر از اهالی مراغه و غارت قورخانه دولتی توسط مجاهدین شرح داده میشود. در نهایت، این رفتارها باعث محاصره مجاهدین در بناب و عقبنشینی آنها به "خانگاه دریا" شده و به عنوان عامل اصلی اقدامات بعدی حاج شجاعالدوله علیه تبریز و کشته شدن مردم معرفی میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
موارد پیشنهادی جهت مصالحه با دولت
متن با خطاب به ارفعالدوله آغاز میشود و هدف اصلی مقاومت ملت را احقاق حقوق غصبشده، گشایش مجلس و اجرای قانون اساسی و رفع ظلم بیان میکند. در پایان، تأکید میشود که در صورت تحقق این اهداف و رسیدن ملت به آرزوهای خود، صلح به طور طبیعی برقرار خواهد شد.


انتقاد شدید از سکوت و عدم اقدام مجلس و علمای تهران در برابر شهادت شیخ محمد باقر اصطهباناتی
این نامه با لحنی تند و انتقادی، سکوت و عدم واکنش مجلس و علمای تهران را در برابر شهادت شیخ محمدباقر اصطهباناتی محکوم میکند. در ادامه، به جزئیات فجیع این واقعه، از جمله دعوت شهید به مجلس ختم قوام، شلیک هجده گلوله به او و غارت لباسهایش اشاره شده و با طرح این پرسش که اگر رئیس اسلام چنین سرنوشتی داشته باشد، حال مسلمانان چگونه خواهد بود، به پایان میرسد.
دستاوردهای انقلاب اسلامی: استقلال و آزادی، تلاش در جهت اجرای عدالت اقتصادی در جامعه
سخنرانی با تأکید بر اسلامی بودن انقلاب و نقش محوری مستضعفین در پیروزی آن آغاز میشود. در ادامه، دستاوردهای عمومی انقلاب مانند استقلال و آزادی سیاسی و انتخابات، به عنوان ارمغانهایی برای همه اقشار جامعه، به ویژه مستضعفین، تشریح میگردد. سپس، به دستاوردهای خاص محرومین پرداخته شده و ضمن اعتراف به عدم تحقق کامل اهداف دولت در خدمت به مستضعفین به دلیل مشکلات موجود، بر لزوم حرکت دولت در مسیر خدمت به این قشر و تنظیم سیاستهای اقتصادی و مالی بر این اساس تأکید میشود. در پایان، با رد مباحث انحرافی پیرامون مالکیت خصوصی و سقف ثروت در اسلام، بر ضرورت تنظیم سیستم مالی کشور بر اساس قسط و توزیع عادلانه ثروت تأکید شده و با استناد به فتوای امام خمینی در مورد حرمت مال حاصل از قرض ربوی، فقه غنی اسلام را پشتوانه قوی برای تدوین قوانین در جهت رفع فقر و محرومیت معرفی میکند.

لزوم سوادآموزی عمومی ، تساوی حقوق شهروندی، و تبیین تطابق مصوبات مجلس با احکام شرعی
متن با اشاره به وضعیت بحرانی کشور و خطر نابودی ملت، به حرکت اجتماعی اخیر (مشروطه) میپردازد و آن را نتیجه ضعف دولت، بیداری ملت و ظلم حاکمان میداند. سپس به دو مسئله اصلی در قانون اساسی که موجب اختلاف شدهاند، یعنی تعلیم اجباری و مساوات حقوق، میپردازد. در مورد تعلیم اجباری، بر لزوم توسعه آن بر اساس احادیث و نیاز کشور به علوم جدید برای حفظ استقلال تاکید میکند. در خصوص مساوات حقوق، به تبعات عدم تساوی دیه اقلیتها با مسلمانان اشاره کرده و آن را ناعادلانه و موجب عدم پذیرش تابعیت توسط اقلیتها و بیاعتباری ملت در مجامع بینالمللی میداند. نویسنده با استناد به تغییر احکام شرعی در طول تاریخ و فتوای میرزای شیرازی در تحریم تنباکو، از فقها میخواهد با نظر فقاهت و حدس صائب، راه حلی برای نجات ملت از این مخاطرات ارائه دهند. در ادامه، پیشنهاد میکند که مواد اختلافی قانون اساسی موقتاً مسکوت بمانند و برای حل و فصل نهایی، نظر علمای نجف اشرف ملاک قرار گیرد تا از اختلافات داخلی جلوگیری شود. در پایان، به مسئله تأسیس کمیسیون علمی برای نظارت بر تطابق قوانین با شرع اشاره کرده و تاکید میکند که این نظارت باید به گونهای باشد که شائبه نفع شخصی و ریاست بر مجلس را ایجاد نکند و صرفاً بر اساس اجتهاد و استنباط فقها باشد.
انتقاد از امرا، علمای دنیاگرا و زمینداران حرام خوار
متن با خطاب به سالک، به نقد و بررسی وضعیت اقشار مختلف جامعه میپردازد. ابتدا به انتقاد از امرا و حاکمان میپردازد که مالیاتها و عوارضی وضع کردهاند که در شریعت اسلامی جایگاهی ندارد و این اقدامات را بدعتی در دین و مخالف با قواعد سلطنت اسلامی میداند. سپس به نقد علمای دنیاگرا میپردازد که با ارزان کردن اجازه اجتهاد، باعث شدهاند هر طالب علمی خود را مجتهد بداند و این امر را آفتزا و گمراهکننده برای عموم مردم معرفی میکند. در ادامه، به تجار و اربابان زمین میپردازد و معاملات و مزارعههای آنان را که بدون رعایت شرایط شرعی صحت و لزوم انجام میشود، حرام و خارج از دین محمدی میشمارد. در پایان، نتیجه میگیرد که هر صنفی دینی ورای دین احمدی اختیار کرده و این بدعتها به نسلهای بعدی نیز منتقل میشود و حتی برخی فضلا نیز با استناد به سیره ناس، اعمال غیرشرعی را حلال میدانند، در حالی که سیره ناس در تعارض با فقه، حجت نیست.
سفارش به پادشاه در گسترش عدالت در جامعه و رفتار عادلانه با مردم و تداوم دوران سلطنت
متن با تأکید بر لزوم رعایت عدالت توسط پادشاه آغاز میشود و آن را عامل دوام و بقای حکومت میداند. در ادامه، به مزایای دنیوی و اخروی عدالت برای حاکم اشاره میکند و این امر را از منظر شرع انور و انتظام امور مسلمین، ضروری میشمارد. سپس با استناد به دلیل عقلی، عدالت را موجب ازدیاد عمر و ثبات دولت و ظلم را عامل زوال آن معرفی میکند. در پایان، با نقل حدیثی از امام جعفر صادق (ع)، طولانی شدن دوران سلطنت را نتیجه عدالت و کوتاهی آن را پیامد ظلم حاکم بر مردم بیان میکند.
تأیید مجلس شورا و لزوم همراهی با آن
این استفتاء با پرسشی درباره مجلس شورای ملی و شعب آن در شهرها آغاز میشود و از مراجع میخواهد که نظر خود را در این باره بیان کنند. در پاسخ، ابتدا بر لزوم پیروی از مجلسی که هدف آن رفع ظلم، تقویت دولت و ملت، حفظ اسلام و امر به معروف و نهی از منکر است، تأکید میشود و هرگونه تشکیک در آن کذب و افترا خوانده میشود. سپس، با اشاره به سؤالات مکرر از شهرهای مختلف، موافقت با مجلس را لازم و مخالفت با آن را حرام اعلام میکند، زیرا بنای مجلس بر امر به معروف و نهی از منکر و جلوگیری از ظلم حکام است. در پایان، انعقاد مجلس شورای ملی را دارای فواید و آثاری از جمله نهی از منکر میداند که عقلاً و شرعاً نیکوست و همراهی و اعانت با آن را لازم و اقدام برای نابودی آن را جایز نمیشمارد.



اعتراض به ستم و چپاول مردم شیراز تحت عنوان مشروطه خواهی
متن با ستایش از روزنامه مجلس به عنوان رسانهای بیغرض آغاز میشود و به وضعیت نابسامان فارس و شیراز در پی انقلاب مشروطه میپردازد. نویسنده ادعا میکند که برخی افراد سودجو و فاسد، با سوءاستفاده از عنوان «انجمن اسلامی» و فریب علمای سادهلوح، به بهانه مشروطهخواهی به چپاول اموال مردم، قتل و غارت مشغول شدهاند. در ادامه، به فساد گسترده در دستگاه حکومتی، از جمله رشوهخواری حاکمان، رئیس تلگرافخانه و اعضای انجمن اسلامی اشاره میکند و وضعیت موجود را بدتر از دوران استبداد میداند. در پایان، از روزنامه مجلس درخواست میشود که این عریضه را منتشر کند تا دولت و مجلس به حال مردم فارس رحم کرده و مفسدین را مجازات کنند.
نامسازگاری احکام اسلام با اصول مشروطیت
متن با حدیثی از پیامبر اکرم (ص) در مورد وظیفه عالم در برابر بدعتها آغاز میشود. نویسنده به برادران دینی خود یادآور میشود که بهترین قوانین، قوانین الهی است که در اختیار شیعیان امامیه قرار دارد و جامع تمام نیازهای سیاسی و اجتماعی است. او تأکید میکند که نیازی به جعل قانون جدید نیست و هرگونه تلاش برای تغییر یا تکمیل قانون الهی، منافی با اعتقاد به خاتمیت پیامبر (ص) و کمال دین است. نویسنده به شدت با جعل قانون توسط مجلس شورا مخالفت میکند و آن را کاری پیامبرگونه میداند که تنها از طریق وحی ممکن است. او مساوات و آزادی را که از اصول مشروطیت است، با احکام اسلام در تضاد میداند و معتقد است که این اصول به تضعیف اسلام و ترویج کفر و فساد منجر شده است. نویسنده به نمونههایی از سخنان و اعمال افراد و گروههایی اشاره میکند که به زعم او، با آزادی بیان و مساوات، به اسلام توهین کرده و عقاید انحرافی را ترویج دادهاند. او همچنین به نقش بیگانگان (مانند انگلیس) و گروههای ضاله در حمایت از مشروطه اشاره میکند و آن را نشانهای از عدم مشروعیت این حرکت میداند. در ادامه، نویسنده به مردم هشدار میدهد که فریب ظاهر مشروطه را نخورند و به عواقب سوء آن، از جمله هرج و مرج، تضعیف دولت اسلامی، و از بین رفتن امنیت اشاره میکند. او از علمای نجف که مشروطه را جهاد نامیدهاند و کشتهشدگان آن را شهید خواندهاند، انتقاد میکند و فهم یک شخص فرنگی را در این زمینه برتر از آنها میداند. در پایان، نویسنده از مردم میخواهد که به وظایف دینی خود عمل کنند، از تحصیل علم الهی غفلت نکنند، از رباخواری و کمفروشی بپرهیزند و به حفظ عفت زنان و دختران خود اهمیت دهند. او همچنین از شاه میخواهد که ناموس شرع و عدالت اسلامی را حفظ کند و از وعاظ میخواهد که از گفتن کذب به خدا و رسول (ص) در منابر خودداری کنند.

درخواست از محمدمهدی کرمانشاهی جهت اظهار همدردی با مردم و انجام وظایف شرعی
این نامه با اشاره به جایگاه مخاطب در بلاد عجم، از او میخواهد که سختیها را تحمل کرده و از آسایش خود چشم بپوشد. سپس بر لزوم یاری رساندن به غارتشدگان، احقاق حقوق مظلومین و مراقبت و نگهبانی از شرع شریف تأکید میکند و از او میخواهد که در این امور هیچ کوتاهی و سهلانگاری نکند. در پایان، با استناد به شعری از شیخ بهایی، یادآور میشود که برای رسیدن به اهداف بزرگ، رنج و سختی لازم است.

هشدار نسبت به وخامت اوضاع سیاسی افغانستان و شرارت تروریستها و آوارگی مردم، انتقاد شدید از سکوت دولتها و سازمانهای بینالمللی و مجامع حقوق بشر در برابر آن
متن با استناد به آیه قرآن، به حوادث وحشتناک و جنایات تروریستها در افغانستان اشاره میکند و آن را مایه شرمساری وجدان بشریت میداند. در ادامه، از سکوت دولتها، سازمانهای بینالمللی و مجامع حقوق بشر در قبال این وقایع به شدت انتقاد شده و اعتماد به گروههای تروریستی را اشتباهی جبرانناپذیر توصیف میکند. در پایان، بر اساس وظیفه دینی و انسانی، به دولتها و مراکز بینالمللی از جمله سازمان ملل، سازمان کنفرانس اسلامی و دولت جمهوری اسلامی ایران هشدار داده میشود که نسبت به وحشیگریها، شهادت مظلومین و آوارگی مردم افغانستان واکنش جدی نشان دهند و تأکید میشود که سکوت امروز، پشیمانی آینده را در پی خواهد داشت.

انتقاد شدید از حاکم خراسان به سبب همدلی و همراهی با محمدعلی شاه
این نامه با اشاره به حسن ظن اولیه مردم خراسان به حاکم وقت به دلیل همراهی با مقاصد ملت، از اقدامات غیرمنتظره و ضد ملی او پس از ۲۳ شعبان انتقاد میکند. سپس، با تأکید بر اهمیت موقعیت مرزی و حفظ آرامش، به حاکم هشدار میدهد که سکوت ملت را نباید حمل بر بیحسی و بیغیرتی دانست. در ادامه، نویسندگان با استناد به احکام شرعی و فتاوای مراجع، محمدعلی شاه را مرتد دانسته و اقدامات او در به توپ بستن مجلس، هتک حرمت قرآن و کشتار مردم را محکوم میکنند. در پایان، با اشاره به عدم مشروعیت مالیاتدهی به حکومتی که علیه اسلام و ملت اقدام میکند، به حاکم خراسان هشدار داده میشود که از همراهی با استبداد بپرهیزد و عواقب اقدامات خود را در نظر بگیرد، زیرا حکومت قاجار رو به زوال است و ملت انتقام خواهد گرفت.
ابراز اطمینان از نظارت علما بر مصوبات مجلس
متن با شش مقدمه آغاز میشود که به ضرورت حکومت شورایی بر اساس نص قرآن و عقل اشاره دارد و پیشرفت کشورهای مسیحی را نتیجه این نوع حکومت میداند. در ادامه، سه گروه مخالف مشروطه (ستمگران، نادانان و بیکارهها) را معرفی میکند و انگیزههای هر گروه را برای مخالفت با مشروطه برمیشمارد. سپس، به افزایش نیاز به علما و طلاب در صورت استقرار دولت مشروطه و اجرای احکام شرعی اشاره میکند. در بخش چهارم، به وضعیت اسفبار ممالک اسلامی تحت سلطه استعمارگران میپردازد و فهرستی از سرزمینهای از دست رفته را ارائه میدهد و مجلس ملی را تنها راه نجات ایران و عثمانی از این وضعیت میداند. در مقدمه پنجم، به جواز تقیه در شرایط اضطرار و مصلحتاندیشی برای دفع ضرر کلی اشاره میکند و در مقدمه ششم، تألیف قلوب کفار برای تشرف به اسلام را از سنن جاریه میداند. در پایان، با اشاره به اینکه دولت شورایی شده و مخالفان نتوانستهاند آن را برهم زنند، به این نکته میپردازد که برخی با مغالطه، مشروطه را مخالف شرع و مضر به حال علما میدانند، در حالی که اساس آن برای حفظ اسلام است و علمای بزرگی در مجلس حضور دارند و اقتدار علما با مشروطه افزایش یافته است. در نهایت، از مخاطبان میخواهد که با تأمل در مقدمات، به نتیجهگیری نویسنده اذعان کنند و از ایجاد کدورت و رنجش که به نفع مدعیان است، پرهیز نمایند.
سلطنت، معیار آزمون سلطان
متن با خطاب به پیامبر اسلام (ص) آغاز میشود و دعایی را برای کسانی که از پادشاهان میترسند یا از آنها حاجتی دارند، آموزش میدهد. در این دعا، از خداوند خواسته میشود که پادشاهی را که به او قدرت داده و او را بر دیگران برتری بخشیده، به دلیل طغیان و ستم، با همان قدرت مجازات کند و آن قدرت را از او سلب نماید.
تقبیح سیاست مستبدانه محمدعلی شاه
این متن با خطاب به پادشاه، هدف اصلی نویسنده را برای پیشرفت و ترقی ایران و قرار گرفتن آن در میان ملل متمدن جهان بیان میکند. نویسنده تأکید میکند که این هدف تنها از طریق برقراری قانون، عدالت، بسط دانش و حکومت مشروطه قابل دستیابی است و هر راه دیگری به خیانت به پادشاه و ملت منجر خواهد شد. در ادامه، نویسنده به پادشاه یادآوری میکند که نتایج سلطنت او بر ملت ایران و عهدشکنیهایش در قبال مشروطیت، به بدبختی انجامیده است. در پایان، نویسنده به تهدید پادشاه مبنی بر قتل خود اشاره کرده و با قاطعیت اعلام میکند که مرگ او نه تنها بیفایده خواهد بود، بلکه از هر قطره خونش، مبارزان دیگری برای برافراشتن پرچم عدالت و مشروطیت برخواهند خاست.
اظهار گلایه از شاه، دولت، مجلس و گروههای سیاسی
متن با ابراز ناامیدی از وضعیت کشور آغاز میشود و وخامت اوضاع را با وجود امید اولیه به بهبود، رو به افزایش میداند. در ادامه، به نقد عملکرد پادشاه، وزرا و مجلس میپردازد و آنها را به بیتوجهی به سرنوشت مملکت متهم میکند. سپس، با اشاره به تلگرافها و اعلامیههای سیاسی، از بیفایدگی بحثهای سطحی انتقاد کرده و خطر دشمنان داخلی را بیش از دشمنان خارجی میداند. در پایان، به صراحت بیان میشود که برخی افراد قصد ضربه زدن به اساس دین را دارند.
محکومیت جنایات اسرائیل علیه ملت فلسطین، ضرورت مقاومت در برابر استکبار جهانی
سخنرانی با تأکید بر حق ملت فلسطین در آزادی، استقلال و امنیت آغاز میشود و موضوع فلسطین را نه تنها دینی، بلکه اخلاقی، اعتقادی و انسانی برای مردم آفریقا معرفی میکند. در ادامه، به نقش شیخ ابراهیم زکزاکی به عنوان منادی آزادی قدس در آفریقا و فداکاریهای او و یارانش اشاره میشود. سپس، جنایات رژیم صهیونیستی علیه ملت فلسطین و ملتهای منطقه محکوم شده و بر حق مردم فلسطین برای داشتن آزادی، امنیت و استقلال تأکید میگردد. در پایان، تکریم فلسطین و قدس به منزله تکریم انسانیت دانسته شده و بر ضرورت اتحاد و ایستادگی امت اسلامی در برابر ظلم بر اساس آموزههای اسلامی تأکید میشود و ابراز امیدواری میگردد که فلسطین به آغوش فلسطینیان بازگردد.
درخواست عدم تمکین قوای دولتی از شاه و پیوستن به مشروطهخواهان
مقاومت میر محمدحسین خاتونآبادی در برابر نادرشاه افشار به سبب عدم صدور فتوای کشتار عثمانیها
نادرشاه افشار در ابتدای حکومتش، به دنبال فتوایی برای کشتار و غارت عثمانیها بود و از علما در این خصوص استفتا میکرد. هنگامی که به اصفهان رسید، از سید محمدحسین خاتونآبادی نیز در این باره نظر خواست. سید خاتونآبادی با این کشتار مخالفت کرد و فتوای عدم جواز قتل را صادر نمود که این پاسخ مورد پسند نادرشاه قرار نگرفت. سید در واکنش به نارضایتی شاه، اعلام کرد که حاضر نیست بر خلاف حق فتوا دهد و در صورت اصرار شاه، از قلمرو او خارج خواهد شد. نادرشاه با وجود خشم و قدرت خود، این سخنان را تحمل کرد و پاسخی نداد.
انتقاد از بیتفاوتی و بیعملی دولت نسبت به تجاوزات مرزی روسیه به شمال کشور
انجمن ولایتی اصفهان با اشاره به وعدههای دولت مبنی بر رفع تجاوزات و تأمین آسایش ملت و اخراج قوای خارجی، از بیعملی و بیتفاوتی دولت در قبال حوادث خراسان انتقاد میکند. این حوادث شامل قتل مسلمانان، غارت اموال و هتک حرمت مشهد بوده است. متن با لحنی کنایهآمیز، اقدامات دولت را زیر سؤال برده و بیان میکند که اگر رویکرد دولت در مراعات حال ملت و تقویت مشروطیت به همین منوال باشد، ایران به زودی به گلستان تبدیل خواهد شد.
کوشش در راه استقرار مشروطیت به منزله جهاد در راه امام زمان (عج)



آرزوی استقرار آزادی و حکومت قانون در نظام مشروطه
متن با گلایه از برخوردهای منفی و اتهامات ناروا نسبت به نویسنده آغاز میشود که به دلیل انتقاد از وضعیت کشور و تأکید بر لزوم اصول و قانونمداری، مورد شماتت قرار گرفته است. در ادامه، نویسنده به تغییر نگرش مردم و درک اهمیت «اصول»، «قانون» و «آزادی» اشاره میکند، هرچند همچنان از عدم قوام مجلس شورای ملی و وجود افراد جاهطلب در آن انتقاد دارد. نویسنده بر این باور است که تا زمانی که نفسانیات کنار گذاشته نشود، آزادی واقعی جاری نگردد و مردم علم نیاموزند، امیدی به انتظام کشور نیست. در بخش پایانی، به برپایی مجلس شورای ملی و آشکار شدن خرابیهای ناشی از سلطنت شخصی و استبداد اشاره شده و بدهکاریهای کلان کشور که در گذشته پنهان بود، افشا میشود. در انتها، نویسنده به گفتگویی با یک ایرانی در حیدرآباد اشاره میکند که در آن بر لزوم اجرای عدالت و تأسیس اساس معدلت تأکید شده و نویسنده زمان را مقتضی صبر نمیداند.
انتصاب محمدولی خان تنکابنی (سپهدار اعظم) به وزارت جنگ
مجلس عالی، محمدولی خان تنکابنی (سپهدار اعظم) را به دلیل خدمات و فداکاریهایش در احقاق حقوق ملت و اعاده شئون دولت، به وزارت جنگ منصوب میکند. این انتصاب با توجه به اهمیت فوقالعاده وزارت جنگ در شرایط کنونی و کفایت سپهدار اعظم صورت میگیرد تا او با غیرت و وطنپرستی خود، اداره امور این وزارتخانه را به نحو احسن انجام دهد.
وجوب شرعی قتل صدام حسین و سرنگونی رژیم بعث عراق برای رهایی از مصایب بیشمار برمردم آن کشور
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و با خطاب به افسران، درجهداران و سربازان، مسئولیت آنها را در قبال خداوند، میهن و ملت یادآور میشود. سپس به نقد شدید رژیم صدام حسین میپردازد و جنایات او از جمله اعدام نخبگان، تحمیل دیکتاتوری، جنگ با ایران و تجاوز به کویت را برمیشمارد. در ادامه، با اشاره به خونهای ریخته شده به دلیل شهوات صدام، از مخاطبان میخواهد که برای رهایی از این رژیم ظالم چارهای بیندیشند و صدام را ریشه فتنه و مسئول تمام حوادث منطقه معرفی میکند. در پایان، حکم شرعی قتل صدام را واجب اعلام کرده و از همه مسلمانان میخواهد که به هر طریق ممکن به این کار مبادرت ورزند و نسبت به خطر محو عراق از نقشه جغرافیا هشدار میدهد و از قهرمانانی که با صدام مبارزه میکنند، تجلیل میکند.

نتایج رأفت و غضب پادشاه بر مردم
متن با استناد به حدیثی از امام علی (ع) آغاز میشود که تغییر نیت پادشاه را عامل تغییر احوال روزگار در مملکت او میداند. برای توضیح این مفهوم، داستانی از پادشاهی روایت میشود که با مشاهده تأثیر نیت خود بر محصول باغ انار، از تصمیم خود برای افزایش خراج پشیمان میشود. در ادامه، متن به حکمت و مصلحت این موضوع اشاره میکند که پادشاهان خردمند با آگاهی از آن، به عدالت روی آورده و از ظلم و ستم دوری میکنند. در بخش دوم، با استناد به حدیث دیگری از امام علی (ع) که سفاکی پادشاه را موجب تسلط شیطان میداند، بر لزوم خویشتنداری پادشاهان در هنگام خشم برای جلوگیری از فریب شیطان و ارتکاب معصیت تأکید میشود.
شرایط لازم برای رهبری علمای دین
متن با تقسیم علما به سه دسته آغاز میشود: دسته اول، علمای ظاهرگرا که به دلیل دلبستگی به دنیا و عدم شناخت عمیق از آخرت، صلاحیت رهبری ندارند، هرچند ممکن است عوام به واسطه آنان هدایت شوند. دسته دوم، علمای باطنگرا که به دلیل عدم احاطه بر امور ظاهری، توانایی رهبری گسترده را ندارند. در ادامه، دسته سوم معرفی میشود که علم ظاهر و باطن را توأمان دارند و به مثابه آفتاب، شایسته رهبری و راهنمایی خلق خدا هستند. در پایان، به این نکته اشاره میشود که چنین رهبرانی، به دلیل مخالفت علمای ظاهرگرا که دنیا را معشوق خود میدانند، مورد طعن و آزار قرار میگیرند و به همین دلیل، ممکن است از انظار پنهان بمانند.
انتقادات وارده به عملکرد دولت
این تلگراف در پاسخ به دولت، عملکرد یک ماهه آن را پس از صدور دستخط مشروطیت مورد انتقاد قرار میدهد. در ابتدا، به عدم پیشرفت امور و استعفای هیئتهای مورد اعتماد ملت اشاره میکند. سپس، تعلل در تصویب قانون انتخابات را زیر سؤال میبرد و حضور مفسدین و خیانتکاران در دربار را دلیلی بر عدم تغییر واقعی در اوضاع میداند. در ادامه، به وضعیت بحرانی آذربایجان و اقدامات بیمطالعهای که منجر به ورود قوای خارجی شده، میپردازد و از سکوت دولت در برابر تظلمات مردم انتقاد میکند. همچنین، به تناقض در دستورات دولتی مبنی بر جلوگیری از شرارتها و در عین حال مأموریت دادن به سرداران برای قتل و غارت در اصفهان اشاره دارد. در پایان، به وزارت مالیه و دستورات متناقض آن در مورد مالیات و پرداخت انعام به راهزنان اعتراض میکند و اعلام میدارد که انجمن و اهالی اصفهان سردار معتضد را به حکومت نخواهند پذیرفت و امیر مفخم را مسئول خسارات وارده میدانند و منتظر اقدامات عملی دولت در پاسخ به این انتقادات هستند.
صلابت مقدس اردبیلی در برابر پادشاه صفوی
ملا احمد مقدس اردبیلی در نامهای به یکی از پادشاهان صفوی برای شفاعت از مظلومی، ابتدا در عنوان نامه از القاب «جلالت و رفعت» استفاده میکند، اما سپس از این کار پشیمان شده و آن را برای ظالم نامناسب میداند. او سپس عنوان «سلطان عصر» را به کار میبرد، اما مجدداً پشیمان شده و معتقد است که «شاه عصر» تنها حضرت صاحبالزمان (عج) است. در نهایت، با لحنی قاطع و نصیحتآمیز، پادشاه را «بانی مُلک عاریت» خطاب کرده و از او میخواهد که از تقصیرات فرد مظلوم بگذرد تا شاید خداوند نیز از تقصیرات پادشاه درگذرد.
تلاش در جهت استحکام مبانی مشروطیت
متن با اشاره به برداشت نادرست از مفهوم اتفاق و اتحاد در ایران آغاز میشود و تأکید میکند که هدف اصلی، اتحاد بر سر استحکام قانون عدالت و مشروطیت است، حتی اگر در سایر مسائل اختلاف نظر وجود داشته باشد. در ادامه، به عدم درک فواید مشروطیت توسط برخی از مردم و ارتباط دادن مسائل اقتصادی (مانند گرانی نان و گوشت) به سیاستمداران اشاره میکند. سپس، با تأکید بر اینکه رهایی ایران از ذلت و اسارت تنها با استقرار قانون و استحکام مشروطیت ممکن است، قانون را ضامن حقوق انسانی معرفی میکند و بیقانونی را ریشه تمام خرابیها و بدبختیها میداند. در پایان، با لحنی حماسی، از مردم ایران میخواهد که برای استحکام مشروطیت بکوشند و با استناد به سخنی از حضرت علی (ع)، بر عدم پذیرش ظلم تأکید میکند و روزگار کنونی را زمان برپایی عدالت و برابری میخواند.
سرکوب و کشتار شیعیان نیجریه به تحریک وهابیها و صهیونیستها، درخواست آزادی فوری شیخ زکزاکی (رهبر شیعیان آن کشور)
این بیانیه با استناد به آیه قرآن، به جنایت ارتش نیجریه و شهادت شیعیان مظلوم و فرزند شیخ زکزاکی اشاره میکند. در ادامه، به حکومت نیجریه هشدار داده میشود که این اقدامات تحریکآمیز وهابیت و صهیونیسم، اوضاع کشور را بدتر خواهد کرد. توصیه میشود که حکومت نیجریه فریب این تحریکات را نخورد، شیخ زکزاکی را آزاد کند، با گروههای شبهنظامی مانند بوکوحرام مبارزه کند و با شیعیان با احترام رفتار نماید. در پایان، شهادت همسر و فرزند شیخ زکزاکی تسلیت گفته شده و برای ایشان صبر و اجر جزیل آرزو میشود.

جنگ عراق علیه ایران: جنگ همه کفر و استکبار جهانی علیه همه ایمان؛ اهداف جنگ؛ شکست قطعی عراق و پیروزی ایران؛ لزوم رعایت اقتصاد مصرف توسط خانوادهها
خطبه اول با حمد و ثنای الهی و شکرگزاری برای نعمتهای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی آغاز میشود. سپس با استناد به آیه قرآن و ذکر واقعه جنگ خندق، جنگ ایران و عراق را نبرد تمام ایمان در برابر تمام کفر توصیف میکند و صدام را به عمرو بن عبدود تشبیه میکند. در ادامه، تحلیل آمریکا و مزدورانش از جنگ را مبنی بر تضعیف ایران و سلطه مجدد بر آن بیان میکند و در مقابل، تحلیل جمهوری اسلامی را فرصتی برای گسترش نفوذ اسلام و فتوحات جهانی میداند. بر ایمان و نیروی انسانی ملت ایران به عنوان عوامل پیروزی تأکید میکند و آمادگی ملت برای جهاد را ستایش میکند. در پایان خطبه اول، جنگ را مقدس و مبارک خوانده و از شهدا و فداکاران قدردانی میکند. خطبه دوم به وظایف مسلمانان در دوران جنگ میپردازد که شامل جهاد با جان (آمادگی و بسیج)، جهاد با مال (انفاق و عدم احتکار) و جهاد با زبان (تبلیغات و مقابله با دروغپراکنی رسانههای جهانی) است. به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی تأکید میکند که پیام ملت ایران را به دنیا برساند و از نمایندگیهای ایران در خارج از کشور میخواهد که حقایق را به مردم جهان منتقل کنند. در بخش جهاد مالی، به عدم کمبود مایحتاج ضروری در کشور اشاره کرده و از مردم میخواهد که از احتکار و اسراف پرهیز کنند و گندم خود را به دولت بفروشند. همچنین به خانوادهها و سازمانها توصیه میکند که در مصرف غذا، آب، سوخت و بنزین صرفهجویی کنند و این صرفهجویی را مشت محکمی بر دهان دشمن میداند. در انتها، از فداکاریهای مردم در جبههها و پشت جبهه تشکر و قدردانی میکند و برای پیروزی دعا میکند.
.png&w=3840&q=75)
انتقاد شدید از سهلانگاری و کارشکنی مسئولان لبنانی در حمایت از مردم جنوب کشور در برابر حملات اسرائیل و عدم رسیدگی به آنها
متن با ابراز ناامیدی مردم جنوب لبنان از دولت تازه تأسیس این کشور آغاز میشود و به عدم تحقق وعدهها و تداوم محرومیتها اشاره دارد. در ادامه، به فاجعه تجاوزگری اسرائیل به مرزهای لبنان، کشتار مردم جبلعامل و غارت روستاها توسط صهیونیستها میپردازد. سپس، با اشاره به قربانی شدن مردم جنوب به دلیل حضور بیگانگان در فلسطین، از رئیسجمهور لبنان به دلیل ناتوانی در دفاع از مردم و تمامیت ارضی کشور و همچنین عدم رسیدگی به مشکلات معیشتی آنان انتقاد میکند.

هشدار به حاکم تربت در رعایت امنیت جان و مال مردم
این نامه با واسطه انجمن ولایتی به حاجی سالار معزز بجنوردی ارسال شده است. در آن هشدار داده میشود که در صورت وقوع غارت یا خونریزی در تربت و اطراف آن به دلیل اقدامات او، مردم بر اساس تکلیف مذهبی به اموال و متعلقات او آسیب جدی وارد خواهند کرد. در پایان، ابراز ناامیدی از عملکرد او که خلاف انتظارات ملت بوده، بیان میشود.
انتقاد شدید از لشکرکشی عربستان به بحرین در سرکوب آزادیخواهان آن کشور
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود و به بیداری اسلامی در کشورهای عربی، از جمله تونس، مصر، یمن، لیبی و بحرین اشاره میکند. سپس به نقش استعمارگران، به ویژه آمریکا، در مقابله با این جنبشها و حمایت از حکومتهای مزدور میپردازد. در ادامه، لشکرکشی نیروهای نظامی به بحرین برای سرکوب انقلاب مردمی و استمرار سلطه آمریکا مورد انتقاد شدید قرار میگیرد. متن با طرح سؤالاتی از حکام سعودی، همکاری طولانیمدت آنها با استعمار و حمایتشان از ظالم در برابر مظلوم را زیر سؤال میبرد و از آنها میخواهد که به عزت و استقلال اسلامی بازگردند. در پایان، با اشاره به سرنوشت دیکتاتورهایی چون بنعلی و مبارک، به مسلمانان نوید پیروزی و بازگشت عظمت دیرین را میدهد.

درخواست همراهی علمای کرمانشاه با مطالبات مردم
متن با یادآوری جایگاه و ثروت مخاطب آغاز میشود که آن را نتیجه افاضات علمیه علمای نجف و بذل اموال مردم به ایشان میداند. سپس، با اشاره به وضعیت بحرانی کشور و ظلم حکومت استبدادی، از مخاطب انتقاد میکند که چرا در این شرایط با ملت مظلوم همراهی نمیکند و به احکام حجج اسلام وقعی نمیگذارد. در ادامه، هشدار میدهد که اگر افراد مغرض قدرت یابند، به حرفها و احکام علما بیاعتنایی خواهند کرد و از مخاطب میخواهد تا دیر نشده، با ملت همراهی کند و قلوب آنها را به خود جلب نماید. در پایان، هیئت علمیه نجف اشرف از مخاطب درخواست میکند که اجازه ندهد حقوق ملت پایمال شود و از او میخواهد که با آقا هادی، آقای امامجمعه و آقا رحیم همکاری کامل داشته باشد.
بیان اوضاع نابسامان اجتماعی و اقتصادی مردم
متن با اشاره به گرانیهای گذشته در زمان محمد شاه و مقایسه آن با وضعیت فعلی آغاز میشود. سپس به دو عامل اصلی نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی اشاره میکند: اول، تحمیل مالیات جهادیه به مردم به دلیل اشغال بوشهر توسط انگلیس و سوءاستفاده ظالمان از این وضعیت؛ دوم، گرانی شدید و قحطی در سال ۱۲۷۷ قمری که از تهران تا زنجان گسترش یافته و حتی اعیان نیز به سختی نان گندم پیدا میکنند. قیمت غلات و حبوبات به شدت افزایش یافته و مردم برای تهیه نان با مشکلات فراوان روبرو هستند. نویسنده به مشاهده خود از فروش گندم به صورت بیع سلف با قیمتهای گزاف و مرگ و میر روزانه از گرسنگی اشاره میکند. در ادامه، وضعیت اسفناک مردم را توصیف میکند که برای یافتن غذا به صحرا میروند و از گیاهان تغذیه میکنند. در پایان، به دستور سلطان برای شکستن انبارها و فروش غله به قیمت ارزانتر به نانوایان اشاره میکند، اما توضیح میدهد که مأموران وصول مالیات با دریافت رشوه و جریمه، این دستور را نقض کرده و وضعیت را بدتر کردهاند. متن با ابراز امیدواری به بهبود اوضاع به پایان میرسد.
نصیحت به هویدا (نخستوزیر): نتایج ناگوار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی انقلاب سفید؛ نگرانی از تسلط اسرائیل و عمال آن بر شئون کشور؛ تلاش برای نابودی اسلام، حوزههای علمیه و دانشگاهها؛ و هشدار نسبت به جبران هرچه سریعتر آنها
متن با تذکر و نصیحت به نخستوزیر آغاز میشود و به دوری نویسنده از وطن به دلیل مخالفت با مصونیت آمریکاییها اشاره دارد. در ادامه، به نقد شدید «اصلاحات» حکومت پرداخته و آن را تبلیغاتی و بینتیجه برای ملت میداند که منجر به فقر، ورشکستگی بازار و عقبماندگی کشور شده است. حکومت را پلیسی، استبدادی و ضربهزننده به اسلام و قرآن معرفی میکند. سپس به جشنهای غیرملی و هزینههای گزاف آنها از خون دل فقرا اشاره میکند و هتک نوامیس مسلمین و تسلط اسرائیل بر اقتصاد و فرهنگ کشور را از نتایج آن برمیشمارد. در بخش بعدی، به نقض قانون اساسی، رفراندومهای قلابی، سلب آزادی ملت و مطبوعات، و اعطای مصونیت به اجانب به عنوان اسناد عقبافتادگی و خیانت اشاره میکند. همچنین، به تخریب حوزههای علمیه و دانشگاهها و کشتار ۱۵ خرداد به عنوان خدمت کورکورانه به بیگانگان و صاحبان دلار میپردازد. در پایان، مجدداً نخستوزیر را نصیحت میکند که با حیثیت ملت بازی نکند، به فقرا خدمت کند، از اخاذی دست بردارد، به علما و دانشجویان فشار نیاورد، با اسرائیل پیمان برادری نبندد و از قهر خدا و ملت بترسد. متن با هشدار به هیئت حاکمه و دستگاه جبار و ذکر آیات قرآن به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
علل معنوی و سیاسی استیلای افغانها بر ایران
متن با اشاره به استکبار اهل فضیلت و لعن و تشنیع آنان بر اولیای الهی و اهل سعادت، این رفتار را عامل اصلی خرابی ایران به دست افغانها معرفی میکند. در ادامه، به نقش علماینماها در گمراهی و تخریب ممالک ایران اشاره شده و بیان میشود که اجداد این افراد پیش از صفویه یهودی یا ناصبی بودند و به همت شیخ صفیالدین اردبیلی به تشیع گرویدند. سپس، به کفران نعمتهای الهی توسط این گروه و تخریب خانقاههای اهل فقر اشاره میشود که منجر به انقراض دولت صفویه گردید. متن با استناد به آیات قرآن و احادیث، استکبار و کفران نعمت اهل فضیلت را عامل اصلی نزول بلا و تسلط افغانها بر ایران میداند و بیان میکند که این گروه با تحقیر عارفان و دراویش، با خداوند محاربه کردهاند. در ادامه، به نفرین مجذوبین و عارفان بر این جماعت و استجابت آن توسط خداوند اشاره میشود که منجر به تسلط افاغنه بر ایران و کشتار و اسارت مردم گردید. در پایان، متن به فرار اهل علم از شهرها پس از فتنه افغان و عدم عبرتگیری آنان از این وقایع اشاره میکند و نویسنده از عدم تأثیر نصایح خود بر این گروه ابراز تأسف کرده و بیان میکند که به همین دلیل از ایران گریخته و به مشاهد ائمه پناه برده است.
درخواست تسریع در تصحیح و تکمیل متمم قانون اساسی
این نامه با خطاب به وکلای آذربایجان، به وضعیت نابسامان کشور پس از تصویب قانون اساسی اشاره میکند. نویسندگان تأکید میکنند که تأخیر در امضای متمم قانون اساسی، که برای آسایش عمومی و ترویج شریعت ضروری است، باعث هیجان و بیقراری مردم شده است. در پایان، از وکلا درخواست میشود که هرچه سریعتر برای تکمیل قانون اساسی اقدام کنند، زیرا در غیر این صورت، آرام کردن مردم دشوارتر خواهد شد.
وظایف حکومت اسلامی
در این متن، نویسنده به تبیین ضوابط و قوانین شریعت الهی در دو حوزه اصلی میپردازد. ابتدا، به تفصیل به احکام مربوط به اموال، شامل عقود، بیوعات، معاوضات، مداینات، تقسیم مواریث، نفقات، غنایم و صدقات اشاره میکند. همچنین، قوانین مربوط به عتق، کتابت، استرتاق، اسیر کردن و اثبات حقوق از طریق اقاریر، اَیمان و شهادات را برمیشمارد. در ادامه، به قوانین اختصاصی مناکحات، از جمله نکاح، طلاق، خُلع، رجعت، عده، صداق، ایلاء، ظهار، لعان و محرمات نَسَب، رِضاع و مصاهرات میپردازد. در بخش پایانی، به ابواب دفع مفاسد و عقوبات بازدارنده، مانند امر به قتال کفار و اهل بغی و ظلم، ترغیب به جهاد، حدود، تعزیرات، کفارات، دیانات و قصاص اشاره میکند.
غفلت گروهی از عالِمنمایان از توجه به خدا و هدایت مردم و شیفتگی به امور دنیوی
نامهای در پاسخ به درخواست یکی از علمای خراسان برای وساطت نزد شاه جهت واگذاری منصب امامت جمعه یا تولیت مشهد مقدس. نویسنده ضمن عذرخواهی از عدم توانایی در برآوردن این درخواست، به شرح احوال خود و دوری از دنیاخواهی میپردازد. او تجربه خود را در اقامه نماز جمعه و مواجهه با علمای زمانه که به چهار گروه تقسیم میشوند (مدعیان زیرکی و فهم، اهل ریاست گرفتار غبطه، شیاطین تحریمکننده نماز جمعه، و بیتفاوتها) بیان میکند. نویسنده به اختلافات و نزاعهای میان علما، دنیاطلبی و عدم توجه آنان به وحدت مسلمانان اشاره کرده و این وضعیت را عامل سستی شاه در ترویج شعائر دینی میداند. در پایان، به ناتوانی خود در اصلاح امور و سرگردانی در میان مردمانی که از دین و مروت دور شدهاند، اشاره میکند و راه چاره را در اتحاد یا ترک امور منجر به فساد میداند.
بیمعنا بودن حقوق بشر نزد اروپاییان و سکوت و بیتفاوتی آنان نسبت به پایمال شدن حقوق مسلمانان
متن با اشاره به استانداردهای دوگانه اروپاییان در قبال حقوق بشر آغاز میشود؛ جایی که کوچکترین تعرض به اقلیتهای غیرمسلمان در کشورهای اسلامی با واکنش شدید اروپا مواجه میشود، اما پایمال شدن حقوق مسلمانان روسیه توسط روسها نادیده گرفته میشود. در ادامه، نویسنده به سکوت و بیتفاوتی حقوقخواهان جهانی در برابر ظلمهای روسها اشاره کرده و این قواعد بینالمللی را ابزاری برای حفظ منافع ظالمانه و تضییع حقوق مسلمانان میداند. سپس، نویسنده با خطاب قرار دادن مردم ایران، به ویژه تهرانیها، از بیخبری یا بیاهمیتی آنان نسبت به این تعدیات دینی و سیاسی روسها در خاک روسیه و حتی در پایتخت ایران ابراز نگرانی میکند. متن با دعوت به غیرت اسلامی و حمیت ملی برای مقابله با نفوذ سیاسی و اقتصادی روسها و جلوگیری از اغتشاش در کشور به پایان میرسد و برای ملت ایران گوش شنوا و چشم بینا آرزو میکند.
افشا و محکومیت داعیه مبارزه ضد تروریسم قدرتهای استکباری، به ویژه امریکا و اسرائیل و بهرهبرداری از آن برای رسیدن به اهداف نامشروع خود
متن با تشکر از حاضران در همایش مبارزه با تروریسم آغاز میشود و بر اهمیت ادامه این بررسیها برای مهار تروریسم تأکید میکند. در ادامه، تروریسم را پدیدهای قدیمی اما با ابعاد جدید و خطرناکتر به دلیل سلاحهای مدرن معرفی میکند و به بهرهبرداری قدرتهای مسلط از آن برای اهداف نامشروع اشاره دارد. سپس به نقش دولتهای استعمارگر در تشکیل گروههای تروریستی برای غصب فلسطین و رفتارهای تروریستی رژیم صهیونیستی از ابتدا تا کنون میپردازد. در بخش دیگری، به کارنامه تروریستی ایالات متحده آمریکا، از جمله حملات پهپادی، جنایات بلکواتر، حمایت از بمبگذاران و ترور دانشمندان هستهای ایران اشاره میکند. متن، ادعای مبارزه با تروریسم توسط آمریکا و دولتهای غربی را با توجه به حمایت آنها از تروریستها و همچنین تروریست نامیدن گروههای مبارز فلسطینی، وقاحتآمیز میداند. در پایان، با تأکید بر تعالیم اسلام و کرامت انسانی، مبارزه با تروریسم را وظیفهای تخلفناپذیر برای ملت ایران اعلام میکند.
.png&w=3840&q=75)
درخواست خلع ناصرالدین شاه قاجار از سلطنت از علمای ایران
متن با ستایش از علمای اسلام آغاز میشود و سپس به نقد شدید ناصرالدین شاه قاجار میپردازد. در ابتدا، شاه به دلیل حرص و طمع، اختلاس اموال بیوهزنان و یتیمان و غارت دارایی فقرا مورد سرزنش قرار میگیرد. سپس، به فروش حقوق مسلمانان و املاک مردم به بیگانگان و بستن قراردادهای زیانبار با فرنگیها اشاره میشود که به ویرانی مملکت انجامیده است. در ادامه، به نقش علما در سرکوب شاه در قضیه تنباکو اشاره شده و سپس به تعهد شاه برای پرداخت غرامت سه میلیون تومانی به شرکتهای خارجی (کمپانی تنباکو و شرکتی دیگر در عثمانی) پرداخته میشود. این اقدام شاه، موجب تجاوز به نوامیس مردم، ویرانی خانهها و ریختن خون مسلمانان توصیف شده است. در پایان، متن با خطاب به علمای دین، تنها راه نجات کشور و حفظ اسلام را خلع ناصرالدین شاه از سلطنت معرفی میکند و هشدار میدهد که در غیر این صورت، ایران بین روسیه و انگلیس تقسیم خواهد شد و مسئولیت این امر بر عهده علما خواهد بود. نویسنده تأکید میکند که خلع شاه، تنها راه جبران خسارات و حفظ شرف اسلام و حقوق مسلمانان است و هر عالمی که پیشگام این امر شود، سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود خواهد کرد.

انتقاد و ملامت روحانیون مخالف مشروطه
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود و به انتقاد شدید از گروهی از افراد میپردازد که آنها را «نامردانِ به غیرت» و «دیوسیرتانِ آدم صورت» میخواند. این افراد به دلیل عدم درک تمدن، انسانیت، عدل و مساوات، و همچنین جهل و بیخبری، به تخریب و آزار مردم مشغولند. نویسنده این افراد را به القای شبهه در قلوب عوام و ایجاد نفاق متهم میکند و به طور خاص به مخالفت آنها با مشروطه اشاره دارد که آن را عین مشروعه میداند. در ادامه، نویسنده از تلاشهای مجاهدین و رؤسای اسلام مانند آیتالله سید محمد طباطبایی و حجتالاسلام سید عبدالله بهبهانی در راه مشروطه تقدیر میکند و مخالفت با قانون اساسی را مخالف با موازین شریعت مطهر میداند. در بخش پایانی، متن به اهمیت تمدن و آزادی اشاره کرده و از مردم میخواهد که فریب حیلهگران را نخورند. سپس با خطاب قرار دادن مردم خراسان، آنها را به دلیل عدم مشارکت فعال در نهضت مشروطه مورد ملامت قرار میدهد و از حرکتهای غیورانه مردم آذربایجان، فارس، گیلان، کرمان و اصفهان در مطالبه قانون اساسی تمجید میکند.
چگونگی حفظ مشروطیت از تهدیدات و مخاطرات
متن با اشاره به تجربیات نویسنده در دوران استبداد کبیر، مشروطه اول و استبداد صغیر آغاز میشود و به غارت اموال و کتابخانه او در تبریز اشاره میکند. سپس به تحلیل علل ناکامیهای گذشته در حفظ مشروطیت میپردازد و جهالت مردم و افراط و تفریط گروههای مختلف را عامل اصلی میداند. در ادامه، به نقش مجاهدین و علما در بازگرداندن مشروطه اشاره کرده و بر لزوم هوشیاری و عدم اطمینان به وضعیت موجود تأکید میکند. در پایان، نویسنده راهکار حفظ مشروطیت را در اعتدالگرایی، اتحاد مردم و استفاده از روزنامهها برای آگاهیبخشی میداند و نسبت به سوءاستفاده بیگانگان (روسها) از اختلافات داخلی هشدار میدهد.
لایه های پنهان و اهداف ناشناخته غائله جمهوری رضاخانی
این بیانیه با اشاره به سابقه مبارزات ایران با استعمار انگلیس و نقش علمای شیعه در لغو قرارداد ۱۹۱۹ وثوقالدوله، به تحلیل کودتای ۱۲۹۹ و تلاش انگلستان برای جایگزینی احمدشاه با رضاخان میپردازد. نویسنده، طرح جمهوریخواهی رضاخان را نیرنگی انگلیسی برای تضعیف قانون اساسی و استقلال ایران میداند و آن را با استبداد و خیانت مقایسه میکند. در ادامه، با استناد به آموزههای شیعه، پادشاهی را فاقد مشروعیت دانسته و جمهوری اسلامی را آرمان دیرینه ملت ایران معرفی میکند. بیانیه به مقاومت ملت در برابر این طرح و تلاش برای حفظ قانون اساسی اشاره کرده و از کسانی که با این طرح همراهی میکنند، انتقاد میکند. در پایان، با خطاب به دولت انگلستان، خواستار تغییر سیاستهای استعماری و به رسمیت شناختن اراده ملت ایران میشود.

محکومیت بیانیه مخبرالسلطنه هدایت (رئیسالوزراء)، در اعلام ممنوعیت فریضه امر به معروف و نهی از منکر و نویسنده روزنامه استخر در حمله به روحانیت
این متن به نقد و محکومیت ابلاغیه مخبرالسلطنه، رئیسالوزراء وقت، در خصوص منع روحانیون از امر به معروف و نهی از منکر میپردازد. در ابتدا، این ابلاغیه را از دو جنبه شرعی و سیاسی مورد انتقاد قرار میدهد؛ از نظر شرعی، آن را نسخ دو فرع مهم دین اسلام میداند و از نظر سیاسی، موجب تضعیف رادع خالقی (نقش علما) و رادع خلقی (قوای دولتی) در جامعه و ایجاد تفرقه ملی میشمارد. در ادامه، به حملات روزنامه استخر شیراز به روحانیت و نسبت دادن کهنهپرستی به آنان پاسخ میدهد و با استناد به آیات قرآن و احادیث، نقش علما را در پیشرفت و ترقی جامعه اسلامی تبیین میکند. همچنین، به حوادث تاریخی مانند وقایع آذربایجان، قزوین و خراسان اشاره کرده و مسئولیت آنها را متوجه مخالفان دین میداند. در پایان، با استناد به آیات قرآن، به دشمنان دین هشدار میدهد و بر لزوم رجوع به علما برای استنباط احکام شرعی تأکید میکند و جهل نویسنده روزنامه استخر را در این زمینه به چالش میکشد.

نافرمانی از دستورات حکومتی تا گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی
این فتوا با سلام به متحصنین در سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم (ع) آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم عدم تبعیت از حکومت فعلی تا زمان بازگشایی مجلس شورای ملی، پذیرش کامل قانون اساسی، انتخاب وکلای ملت و توقف تخریب بلاد مسلمین و خونریزی تأکید شده است. هرگونه تمکین از حکومت کنونی به منزله تمکین از یزید و شمر تلقی میشود. در پایان، متحصنین به صبر و پایداری در مبارزه تشویق شدهاند و امید به قطع ریشه استبداد و نصرت الهی ابراز شده است.


محکومیت حادثه تروریستی مسجدجامع قندوز افغانستان و کشتار دهها نمازگزار به دست گروههای تکفیری، دعوت از علما و دولتمردان و همه مسلمانان در محکومیت تروریستها
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به عواقب سکوت در برابر ظلم هشدار میدهد. سپس به محکومیت حادثه تروریستی مسجد جامع قندوز افغانستان و شهادت دهها نمازگزار بیگناه میپردازد و این مصیبت را به حضرت ولی عصر (عج)، خانوادههای داغدار و مردم افغانستان تسلیت میگوید. در ادامه، به رنجهای طولانیمدت مردم افغانستان از باندبازیهای جنگطلبانه و اختلافات فرقهای و قبیلهای اشاره میکند و جنایات گروههای مدعی اسلام را محکوم مینماید. در پایان، بر لزوم محکومیت این رفتارها توسط مسلمانان، علما، دولتمردان و سازمانهای بینالمللی تأکید میکند و سکوت در برابر این جنایات را به نفع قدرتهای مداخلهگر و منجر به آیندهای تلختر برای مردم مظلوم افغانستان و جهان اسلام میداند.

تقاضای رفع ظلم و تعدی میرزا محمد خان لاریجانی (حاکم لاریجان) از مجلس شورا
این نامه با تحیت به مجلس شورای ملی آغاز میشود و یکی از بزرگترین فواید مجلس را رسیدگی به تظلمات مظلومین و رفع ظلم و تعدی از آنان میداند. سپس به شکایت علمای آمل و لاریجان از تعدیات میرزا محمدخان لاریجانی و همدستانش اشاره میکند که به نجف اشرف استغاثه کردهاند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که مجلس شورای ملی با توجه به وظیفه خود، تظلمات را به حضور پادشاه رسانده و دست تعدی حاکم لاریجان را کوتاه کند.

اعتراض به تجاوزات استقلال شکنانه انگلستان و روسیه به کشور و تهدید به اقدام علیه آنها
این نامه با خطاب به سفیر عثمانی و رونوشت به سفرای کشورهای اروپایی و آمریکا در تهران آغاز میشود. در ادامه، به پنج سال تلاش ملت ایران برای رهایی از استبداد و استقرار مشروطیت اشاره میکند. سپس، تجاوزات علنی کشورهای همسایه (انگلستان و روسیه) را که در جهت نابودی استقلال ایران و اساس دیانت اسلام است، محکوم میکند. در پایان، با تأکید بر اتحاد مسلمانان و اهمیت کلمه توحید، از سفرای خارجی میخواهد که حقوق ملت ایران را حفظ کرده و به دول متجاوز اخطار دهند تا از اقدامات خود دست بردارند، در غیر این صورت، جامعه اسلامی مجبور به اقدامات دفاعی خواهد شد.
شکایت از ستم ها و تعدیات و شرارت های برخی متنفذان گروس
این نامه با ستایش خداوند و اشاره به رفع استبداد آغاز میشود، اما بلافاصله به محرومیت اهالی گروس از این نعمت به دلیل تعدیات حاج امیر علاءالدین و همدستانش (میرزا ابوالبشر ملانما و افتخارنظام) میپردازد. این افراد متهم به غارت اموال، قتل و تلاش برای تشکیل انجمنی خودسرانه برای پیشبرد مقاصد شخصی هستند. در ادامه، نامه به فرار این متنفذان به خسروآباد و تلاش آنها برای تحریک اشرار و انتشار اخبار کذب اشاره میکند. بخش عمدهای از نامه به درخواست ابقای حاج علیرضا خان امیرتومان به عنوان حاکم گروس اختصاص دارد، زیرا او را حافظ جان و مال مردم و فردی بیطمع و با سیاست میدانند. نویسندگان تأکید میکنند که از ظلم حاکمان غریبه به ستوه آمدهاند و در صورت تغییر امیرتومان، مجبور به ترک ولایت خواهند شد و از وزیر داخله میخواهند که از تجدید ظلم حاکمان غریبه جلوگیری کند.
تقبیح محمدعلی شاه در برچیدن مشروطیت و نوید بازگشت آن
این شعر با لحنی تند و انتقادی، محمدعلی شاه را به دلیل برچیدن مشروطیت و اقدامات ظالمانهاش مورد سرزنش قرار میدهد. شاعر با اشاره به حمایت شاه از افرادی چون شیخ فضلالله نوری و بمباران مجلس، او را به بیعدالتی و ستمگری متهم میکند. در ادامه، به عواقب سوء اقدامات شاه، از جمله وابستگی به بیگانگان و غارت اموال مردم اشاره شده و با یادآوری قیامهای مردمی و نقش ستارخان و بختیاریها، به شاه هشدار داده میشود که حکومتش پایدار نخواهد بود و مشروطیت باز خواهد گشت. شعر با تأکید بر حقانیت مشروطه و محکومیت استبداد به پایان میرسد.
دلایل عدم کفایت سیاسی ریاستجمهوری بنیصدر
سخنرانی با استناد به آیه ۴۷ سوره توبه آغاز میشود و به اهمیت لحظات کنونی تاریخ ایران و مسئولیت الهی در قبال آن اشاره میکند. سپس، کفایت سیاسی را بر اساس اصول ۱۰ و ۱۱۵ قانون اساسی (امانت، تقوا، اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی، مدیر و مدبر بودن) تعریف میکند. در ادامه، به نقد عملکرد بنیصدر میپردازد و دلایل عدم کفایت سیاسی او را در ۱۴ بند تشریح میکند. این دلایل شامل بیاحترامی به نهادهای قانونی، تحقیر نظام جمهوری اسلامی، سیاستبازی به جای حقیقتگرایی، عدم صداقت در گفتار و عمل (مانند انکار گارد ریاست جمهوری و اقامت در کاخ)، تضعیف جایگاه امام خمینی، تخریب وجهه جمهوری اسلامی در خارج از کشور، استفاده از مشاوران بدسابقه، افشای اسرار اقتصادی کشور، ایجاد تفرقه داخلی در آستانه جنگ و اخلالگری و شورشطلبی است. همچنین، به خصلتهای شخصی بنیصدر مانند غرور، مقامپرستی و خودبزرگبینی اشاره میکند که او را فاقد صلاحیت ریاست جمهوری میسازد. در پایان، به ماجرای هویزه و عدم تقصیر بنیصدر در آن حادثه میپردازد و تأکید میکند که اشکالات او در زمینههای دیگر است.
.png&w=3840&q=75)
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و سرکوب مفسدان یزد
اظهار گلایه از بیتوجهی مجلس به آرای مردم کاشان
این نامه با گلایه از بیتوجهی مجلس به آرای مردم کاشان آغاز میشود. نویسندگان به نمایندگان مجلس اعتراض میکنند که چرا با وجود گزارشهایی مبنی بر بطلان انتخاب دو وکیل کاشان، شیبانی را میپذیرند و غفاری را نمیپذیرند، و خواستار توضیح علت این تفکیک هستند. آنها هشدار میدهند که پذیرش شیبانی باعث جسارت برخی وکلای سابق و ناظران شده و منجر به تشکیل غیرقانونی انجمن نظار و انتخاب افراد نالایق خواهد شد. در پایان، از مجلس میخواهند که اگر مشروطه حقیقت دارد، مأموری برای نظارت بر انتخابات قانونی بفرستد، در غیر این صورت صراحتاً اعلام کند که کاشان حق انتخاب ندارد و مجلس خود وکیل را انتخاب کند.
اظهار تعجب و گلايه از دولت انگليس در همدستى با دولت روسيه در اشغال ايران بر خلاف مواضع آزادیخواهانه آنها
این نامه با ابراز احترام به دولت انگلیس آغاز میشود و به امیدواری همیشگی ملت ایران و روحانیت به عدالتخواهی و آزادیپروری این دولت اشاره میکند. سپس، از همدستی دولت انگلیس با روسیه در اشغال ایران و نقض استقلال و آزادی کشور ابراز تعجب و گلایه شده است. در ادامه، به مقاومت ملت بیدار ایران در برابر سلطه بیگانگان و آمادگی برای فداکاری در راه حفظ استقلال تأکید میشود. در پایان، از دولت انگلیس خواسته شده تا روسیه را از اقدامات ناحق خود در ایران منصرف کند و مانع از خونریزی و لکهدار شدن حیثیت انسانیت شود.


محکومیت دولت و ارتش میانمار در نسلکشی مسلمانان آن کشور و سکوت مجامع حقوق بشر در برابر آن فاجعه، دعوت از مسلمانان جهان برای کمک به مسلمانان میانمار و قطع کشتار آنها
متن با استناد به کلام امام علی (ع) در مورد جنایات سپاه معاویه آغاز میشود و سکوت جهانی در برابر نسلکشی مسلمانان میانمار را مایه تأسف و غم میداند. در ادامه، از مسلمانان و آزادگان جهان خواسته میشود که به مسلمانان مظلوم میانمار کمک کرده و بر حکومت و ارتش این کشور فشار بیاورند تا نسلکشی پایان یابد. همچنین به سران میانمار هشدار داده میشود که کشتار قومیت روهینگا راه حل نیست و این اقدامات برخلاف تعالیم بودا است. در پایان، مردم میانمار به صبر و توکل به خدا دعوت میشوند و یادآوری میشود که استکبار جهانی قبلاً نیز در قبال مسلمانان عراق چنین بیتفاوتی نشان داده است.

مواضع انقلابیون در برابر پیشنهادات محمدعلی شاه
متن با اشاره به فرمان محمدعلی شاه و الفاظ شیرین آن آغاز میشود، اما بلافاصله به عدم اطمینان نسبت به این فرمان به دلیل سابقه بدعهدیهای گذشته و تناقض فرامین پیشین اشاره میکند. سپس، نویسنده به بررسی دلایل صدور این فرمان میپردازد و نقش فشار دولتین روس و انگلیس و همچنین قیامهای مردمی را تحلیل میکند. در ادامه، بر لزوم عدم اتکا به صرف فرمان و وزرای مشروطهخواه تأکید شده و قوای قهریه ملی به عنوان تنها ضامن بقای سعادت ملت معرفی میشود. در پایان، متن به اهمیت حفظ رؤسای ملی و عدم پایان یافتن انقلاب با صدور این فرمان اشاره کرده و بر لزوم تشکیل مرکزی از دانایان باسیاست برای پیشبرد اهداف ملی و دقت در قانون انتخابات جدید تأکید میکند.
معنویت در انقلاب اسلامی
سخنرانی با طرح مسئله معنویت به عنوان رکن سوم انقلاب اسلامی آغاز میشود و به بررسی مفهوم معنویت از دیدگاه مکاتب مادی و اسلامی میپردازد. ابتدا معنویت از دیدگاه مادیگرایان به عنوان مفهومی منفی (نبود خودخواهی و منیت) و ریشه آن در مالکیت معرفی میشود. سپس، با نقد این دیدگاه، استدلال میشود که نفی مالکیت به تنهایی کافی نیست و تعلق انسان به اشیاء (مملوکیت) عامل اصلی از بین رفتن معنویت است. راه حل اسلامی برای رفع این مملوکیت، بندگی خدا و رهایی از وابستگیهای مادی معرفی میشود. در ادامه، سخنران بر لزوم توأمان بودن اصلاح درون و بیرون (معنویت و عدالت اجتماعی) تأکید میکند و با استناد به آیات قرآن، خطر طغیان انسان در صورت استغنا و تأثیر روابط بیرونی بر درون را گوشزد میکند. در پایان، با رد معنویت اومانیستی و ذکر نمونه استالین، بر ضرورت معنویت واقعی و اسلامی در کنار عدالت اجتماعی برای انقلاب تأکید میشود و هرگونه تفسیر مادی از معنویت قرآنی را خیانت به قرآن میداند.

تعطیلی انجمن ولایتی به سبب مظالم مأموران دولتی و بیاعتنایی دولت
انجمن ولایتی یزد، خطاب به مجلس شورای ملی، از عدم پیشرفت در اهداف ملی و سلب امنیت و تعویق مالیاتی گلایه میکند. این انجمن با اشاره به تظلمات و تعدیات مأموران دولتی و عدم مساعدت قوه مجریه، اعلام میکند که چارهای جز تعطیلی ندارد و خواستار رسیدگی فوری است.
پرهیزکاری و سخاوت حاج اسماعیل خاتونآبادی و احترام وی نزد اشرف افغان
متن با ستایش از پارسایی و پرهیزکاری حاج اسماعیل اصفهانی خاتونآبادی آغاز میشود. سپس به سخاوت او اشاره میکند که تمام دارایی خود را به برادرش بخشید، به شرط آنکه در ایام مبارک از دانشمندان، پارسایان و بینوایان پذیرایی کند. در ادامه، داستانی از دیدار اشرف افغان با حاج اسماعیل روایت میشود که نشاندهنده احترام و جایگاه بالای حاج اسماعیل نزد حاکم قدرتمند است.
شرح اقدامات ضد انسانی و ضد اسلامی رژیم شاه و اعلام حمایت از مراجع و علمای زندانی
این نامه با ابراز تأسف از بازداشت آیتالله خمینی و سایر علما و وعاظ و قتل مسلمانان بیگناه آغاز میشود. در ادامه، به اعتراضات روحانیت در برابر تصمیمات خلاف شرع هیئت حاکمه و بیاعتنایی حکومت به تذکرات مراجع دینی اشاره میکند. نویسنده، تحقیر مقامات روحانی و مظاهر دین اسلام، حادثه فیضیه و اعزام طلاب به سربازخانهها را از جمله اقدامات حکومت برمیشمارد. نامه به سوءظن مردم نسبت به هیئت حاکمه و توطئه برای اضمحلال اسلام و استقلال کشور میپردازد و تبلیغات حکومت علیه ملت را محکوم میکند. در پایان، بر لزوم حفظ استقلال و حمایت از دین تأکید شده و دخالت روحانیت در سیاست به عنوان بخشی از سیاست اسلامی ضروری دانسته میشود.

زمینههای دینی، سیاسی و فرهنگی بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی و آفات و خطرات فراروی آنها؛ تجربهآموزی از انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با خوشامدگویی به حضار و تلاوت آیاتی از سوره احزاب آغاز میشود که بر تقوا، عدم اطاعت از کافران و منافقان، پیروی از وحی الهی و توکل بر خدا تأکید دارد. در ادامه، به «بیداری اسلامی» به عنوان یک تحول بزرگ در میان ملتهای منطقه اشاره میشود که ریشههای تاریخی و تمدنی دارد و محصول تراکم معرفتها و تجربههای ۱۵۰ سال اخیر است. تحولات دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی و انقلاب اسلامی ایران به عنوان تجربیات درسآموز مطرح میشوند. سپس، سه محور اصلی بحث شامل هویت قیامها، خطرات و آسیبها، و پیشنهادهایی برای پیشگیری از آسیبها معرفی میگردد. در بخش اول، بر حضور واقعی و عمومی مردم در میدان مبارزه و جهاد تأکید میشود و این حضور مردمی به عنوان عامل اصلی پایداری انقلابها و عدم انحراف آنها معرفی میگردد. به عنوان مثال، قیام مردم مصر در میدان تحریر و دیگر کشورهای منطقه ذکر میشود. اصول این انقلابها شامل احیای عزت ملی، برافراشتن پرچم اسلام، ایستادگی در برابر سلطه آمریکا و اروپا، و مبارزه با رژیم صهیونیستی برشمرده میشود. مردمی بودن این انقلابها مهمترین عنصر هویت آنها دانسته شده و دخالت قدرتهای خارجی مانند ناتو در لیبی مورد نقد قرار میگیرد. در بخش دوم، به آسیبها و خطرات پیش روی انقلابها پرداخته میشود که به دو دسته داخلی (مانند احساس پایان کار پس از سقوط دیکتاتور، مرعوب شدن از دشمن، اعتماد به دشمن، غرور و ایجاد اختلاف) و خارجی (مانند روی کار آوردن عناصر وابسته به غرب، ارائه بدیلهای انحرافی، نفوذ در میان انقلابیون، و در نهایت هرج و مرج، تروریسم، جنگ داخلی، حصر اقتصادی و هجوم تبلیغاتی) تقسیم میشوند. اسناد لانه جاسوسی در ایران به عنوان شاهدی بر برنامهریزی آمریکا برای بازگرداندن استبداد ذکر میشود. در بخش سوم، توصیههایی بر اساس تجربه ایران و مطالعه دیگر کشورها ارائه میشود. این توصیهها شامل توکل به خداوند، اعتماد به نصرت الهی، به کارگیری خرد و شجاعت، بازخوانی دائمی اصول انقلاب (استقلال، آزادی، عدالتخواهی، نفی استبداد و استعمار، نفی تبعیض و صهیونیسم)، عدم اعتماد به قدرتهای غربی، پرهیز از اختلافات مذهبی و قومی، و نظامسازی بر پایه مردمسالاری اسلامی است. همچنین بر لزوم پرهیز از تحجر و افراطگرایی مذهبی و اعتماد به نسل جوان تأکید میشود. سخنرانی با تأکید بر اینکه بیداری اسلامی یک واقعیت مشهود است و نیاز به شکلدهی و به سرانجام رساندن دارد، و با تکرار آیات ابتدایی سوره احزاب به عنوان دستورالعملی جامع، به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
نافرمانی از دستورات حکومتی تا گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی
این فتوا با سلام و دعای خیر به برادران ایمانی و متحصنین در سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم (ع) آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم عدم تمکین از حکومت فعلی تا زمان بازگشایی مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی تأکید شده است. این عدم تمکین به دلیل جلوگیری از تعدیات ظالمین، سوءاستفاده از بیتالمال، خونریزی، هتک حیثیت، غارت اموال و تخریب بلاد اسلامی است. در پایان، با اتکا به نصرت الهی و تأیید امام زمان (عج)، از متحصنین خواسته شده است که در راه اعاده مشروطیت، رفع اغتشاشات داخلی و جلوگیری از مداخله اجانب و آسایش مسلمانان، از هیچ کوششی دریغ نکنند.

نتایج انقلاب سفید شاه: تخریب مدرسه فیضیه و قتلعام مردم در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲
متن با اشاره به فاجعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تخریب مدرسه فیضیه قم، این وقایع را ننگینترین حوادث تاریخ ایران و نموداری از استبداد سیاه سلطنت قاجار میداند. در ادامه، به کشتار هزاران مسلمان به جرم مخالفت با بدعتهای حکومت و پیروی از مراجع تقلید اشاره میکند و این حوادث را با فاجعه عاشورا مقایسه میکند. متن همچنین به سخنان شاه درباره جمعیت مورد نظرش و معرفی مخالفان انقلاب سفید به عنوان مرتجعین میپردازد و نتیجه انقلاب سفید را حبس و شکنجه طبقه شریف و اصیل جامعه معرفی میکند. در پایان، مردم ایران را به تبعیت از مراجع تقلید و سرپیچی از احکام حکومت لامذهبی دعوت کرده و با دعایی علیه عاملان این فجایع به پایان میرسد.

ابراز شادی و تهنیت به مناسبت پیروزی مشروطهخواهان
این شعر با ابراز شادمانی از پایان دوران ستم و آغاز عصر جدیدی برای ایران آغاز میشود. در ادامه، به رنجها و سختیهایی که ملت در دوران استبداد متحمل شده، اشاره میکند و از پیروزی مشروطهخواهان و خوار شدن دشمنان سخن میگوید. سپس، به نقش شخصیتهای برجستهای چون ستارخان، سپهدار و سردار اسعد در این پیروزی اشاره کرده و از مجاهدتهای آنان تقدیر میکند. در پایان، برای این قهرمانان و ملت ایران آرزوی موفقیت و پایداری میکند و شکرگزاری خود را از این پیروزی بزرگ ابراز میدارد.
ابراز نفرت و انزجار از سرکوب خونین تظاهرات مسالمتآمیز مردم قم و برملا شدن چهره دروغین آزادیخواهی و دموکراتیک رژیم شاه
این بیانیه با اشاره به فاجعه خونین قم در ۲۹ محرم ۱۳۹۸ (۱۹ دی ۱۳۵۶) که در پی توهین روزنامه اطلاعات به مقدسات اسلامی و آیتالله خمینی رخ داد، آغاز میشود. در ادامه، به تعطیلی دروس حوزه علمیه و بازار قم در اعتراض به این توهین و تجمع مسالمتآمیز طلاب و مردم در منازل مراجع اشاره میکند. سپس، حمله کماندوها و مأموران مسلح به این جمعیت آرام، کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از مردم، از جمله یک کودک سیزده ساله، و جمعآوری اجساد توسط پلیس را تشریح میکند. در بخش بعدی، با طرح پرسشهایی انتقادی، تناقض میان ادعاهای رژیم شاه درباره آزادی و دموکراسی با سرکوب خشونتآمیز مردم را به چالش میکشد. در پایان، ضمن تسلیت به امام زمان (عج)، روحانیت و عموم مسلمین، انزجار شدید خود را از این اعمال وحشیانه ابراز داشته و برای موفقیت ملتهای مسلمان در دفاع از حریم اسلام دعا میکند.
تشویق مردم ایران به قیام و جانفشانی برای رهایی از زبونی، بدبختی و مصایب بیشمار
این شعر با خطاب قرار دادن گروههای مختلف جامعه از جمله نگهبانان آیین، مدیران جراید، خطیبان، حواریون احمد، بزرگان قبایل و علمداران امت، وضعیت اسفبار و زبونی ملت ایران را به تصویر میکشد. سراینده با اشاره به ظلم و ستم حاکمان و توطئههای بیگانگان (روسیه و انگلیس)، مردم را به قیام و جانفشانی برای رهایی از این مصائب و بازپسگیری عزت و استقلال فرا میخواند. در پایان، با تضرع به درگاه الهی، از خداوند برای نجات ملت یاری میطلبد و از افراد دانا و آگاه میخواهد که به ندای برادران فراهان گوش فرا دهند.
تأکید بر وجوب تأسیس مجلس شورای ملی
این تلگراف در پاسخ به اخبار نگرانکننده از مخالفت با مجلس شورای ملی صادر شده است. در این پیام، علمای شیعه تأکید میکنند که هدف اصلی آنها از حمایت از مجلس، تقویت اسلام، حفظ جان مسلمانان و اصلاح امور عمومی است. آنها مجلس را نهادی میدانند که تأسیس آن برای رفع ظلم، یاری مظلومان، امر به معروف و نهی از منکر، تقویت ملت و دولت، بهبود وضعیت مردم و حفظ اسلام، عقلاً، شرعاً و عرفاً واجب است. هرگونه مخالفت با مجلس را مخالفت با شرع و ستیز با صاحب شریعت تلقی میکنند و هرگونه نسبت خلاف این مضمون را کذب محض میدانند. در پایان، به عدم صلاحدید برای احضار شیخ فضلالله نوری اشاره شده و درخواست اطلاعرسانی در مورد امور مهم را دارند.



ثمرات مشروطیت و مفاسد استبداد
متن با قسم به انسانیت و قومیت آغاز میشود و هدف خود را نمایاندن راه و برداشتن پرده از روی کارها بیان میکند. سپس به تحلیل علل خرابی مملکت میپردازد و ریشه اصلی مشکلات را «غرض شخصی» معرفی میکند که منجر به تعطیلی حقوق انسانیت، از بین رفتن شرف و عدم انجام وظایف شده است. در ادامه، به برابری حقوق انسانها در خلقت اشاره میکند و نقش سلطان را به عنوان ودیعهای الهی و پاسبان حقوق ملت تبیین میکند. وظایف سنگین سلطان در حفظ حدود و حراست حقوق داخلی و خارجی مملکت و لزوم عدالت و انصاف از سوی او مورد تأکید قرار میگیرد. سپس به مفاسد ناشی از وزرای سوء و امنای ظالم در دوره استبداد اشاره میکند که منجر به نفوذ اجانب، ظلم و غارت، کسادی بازار و از بین رفتن امنیت شده است. در بخش پایانی، به برچیده شدن بساط استبداد و تشکیل مجلس شورای ملی به یاری روحانیون و متمدنین اشاره میکند و از وکلای مجلس به دلیل عدم شناخت قدر و منزلت خود و کنار نگذاشتن اغراض شخصی انتقاد میکند. در نهایت، با یادآوری شجاعت و غیرت نیاکان، ملت را به اتحاد، تجدید عقد اخوت و دوری از دوئیت و نفاق فرا میخواند تا روزگار محنت سپری شده و علم و معرفت جای جهالت را بگیرد.
اظهار تأثیر از نحوه خلع سلاح مجاهدین آذربایجانی
این تلگراف با ابراز تأثر شدید از حوادث اخیر و صدمات وارده به سردار و سالار ملی و تحصن سردار محیی در سفارت آغاز میشود. نویسندگان به زحمات این افراد برای اعتلای عدالت و آسایش مردم اشاره کرده و بیان میکنند که این وقایع، در کنار حملات اجانب و نفاق داخلی، موجب رنجش و ناامیدی عمومی شده است. در ادامه، با ابراز خرسندی از تبدیل یأس به امیدواری، از نمایندگان محترم، علما، تجار و اهالی مرکز به دلیل استقبال از سردار محیی و بازگرداندن ایشان به تهران تشکر میشود. در پایان، نویسندگان ابراز امیدواری میکنند که نفاق و دوئیت از بین رفته و اتحاد به عنوان تنها راه سعادت و علاج ایران بیمار، تدارک دیده شود.
محکومیت نسلکشی مسلمانان میانمار و سکوت مجامع حقوق بشر، درخواست پیگیری مسئولان نسبت به آن فاجعه
متن با ابراز تأسف از کشتار مسلمانان میانمار و سکوت مجامع حقوق بشر آغاز میشود. در ادامه، بر وظیفه سنگین سران کشورهای اسلامی برای کمک به مسلمانان مظلوم میانمار تأکید شده است. در پایان، ضمن محکومیت این کشتار، از مسئولان خواسته شده تا پیگیریهای لازم را در این خصوص انجام دهند.

ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
سفارش به انگلستان در حمایت از مشروطیت و عدم حمایت از محمدعلی شاه قاجار
اظهار تشکر و شادمانی از تشکیل "دارالشورای کبرای مملكتی" (معدلت خانه) توسط محمدعلی شاه
متن با ابراز تشکر فراوان از محمدعلی شاه به دلیل تشکیل معدلتخانه و نیت پاک شاهانه برای آسایش مسلمین آغاز میشود. سپس به بیان عقاید قلبی نویسنده میپردازد و خاطرنشان میکند که تغییرات پیشین در روش حکمرانی، صدمات زیادی به مردم وارد کرده و تحمل تکلیف انتخاب و تعیین منتخب را دشوار ساخته است. در ادامه، به حرکات جاهلانه اشرار و نابودی ثروت مردم اشاره میکند و هشدار میدهد که هرگونه تغییر بیشتر، به نابودی اسلام و اهل آن منجر خواهد شد. در پایان، از شاه درخواست میشود که نویسنده و امثال او را از تکلیف انتخاب و تعیین منتخب معاف دارد و آنان را در سایه حمایت خود حفظ کند.

درخواست تشکیل انجمن ایالتی و ندادن مالیات به مأموران دولت
تلگراف به علمای بیرجند برای تشکیل انجمن ولایتی و توقیف مالیات ارسال شده است. در این تلگراف، از علمای بیرجند خواسته شده است که منتخبین سابق را حاضر کرده و تلگراف را به اهالی ارائه دهند تا انجمن ولایتی تشکیل شود و به اصلاح امور بپردازند. همچنین، تأکید شده است که مالیات به گماشتگان دولت پرداخت نشود. در پایان، از آنها خواسته شده است که در صورت عدم همکاری حکومت، فوراً اطلاع دهند تا تصمیم لازم اتخاذ شود.
تأیید مشروطه و مجلس شورای ملی
متن با اشاره به فواید عظیم مجلس شورای ملی برای دین و دولت، اجرای احکام شرعی، حفظ مرزها و دفع دشمنان آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم اهتمام مسلمانان در استحکام این اساس قویم تأکید شده و ابراز امیدواری میشود که قلب همایونی شاه با تأییدات غیبی، این نیکنامی ابدی و عدالت را برقرار سازد.

انتصاب حاج علیقلی خان (سردار اسعد) بختیاری به وزارت داخله
متن با اشاره به خدمات حاج علیقلی خان سردار اسعد در استقرار حقوق ملت و اعاده شئون دولت آغاز میشود. سپس، با تأکید بر لزوم قدردانی از زحمات او در راه ترقی نیابت سلطنت، به اطلاعرسانی اقدامات انجام شده به حضرات حججالاسلام میپردازد. در پایان، ضمن ابراز تشکر بیپایان عموم مسلمین از نیتهای خیر آن حضرات، امیدواری به ترویج عدالت، آسایش ملت و استحکام اساس مسلمانی مطرح میشود.
دقایق و لوازم ریاست و کشورداری و وظایف دولتمردان
این رساله با تأکید بر دشواری و اهمیت وظایف پادشاهان و وزرا آغاز میشود و بیان میکند که اداره امور مملکت به تنهایی برای پادشاهان ممکن نیست و وزرا و ارکان دولت باید با دقت و تأمل، از تجربیات سلاطین گذشته عبرت گرفته و در حفظ ثغور و توفیر خزاین بکوشند، به گونهای که آسایش مردم و آبادانی شهرها از بین نرود. در ادامه، با استناد به حدیثی از امیرالمؤمنین (ع)، به مقربان درگاه پادشاهان هشدار داده میشود که همواره مراقب اعمال خود باشند و از طمعورزی و ارتکاب امور ناپسند پرهیز کنند. رساله بر اهمیت یاد خدا، دادخواهی مظلومان و ترغیب پادشاهان به عدالت و پرهیز از ظلم تأکید میکند و خیانت در این زمینه را موجب زوال دولت میداند. در بخش پایانی، مجدداً با استناد به حدیثی دیگر از امیرالمؤمنین (ع)، به خطرات تقرب به پادشاهان اشاره شده و توصیه میشود که در این مسیر با احتیاط و تواضع رفتار شود. همچنین، بر لزوم انتخاب کارگزاران شایسته و با بصیرت که به عدالت و مروت آراسته و از ظلم و تعدی دور باشند، تأکید میشود.
تظلمخواهی علما و بزرگان کاشان
این نامه با شرح اقدامات حسین پشت مشهدی و فرزندانش در کاشان آغاز میشود که با همدستی اشرار، به غارت اموال، تجاوز به نوامیس و ایجاد ناامنی در شهر و اطراف آن پرداختهاند. در ادامه، به بینتیجه ماندن تظلمات و فریادهای شش ماهه به وزرا و مجلس اشاره شده و تأکید میشود که عدم پاسخگویی، بر گستاخی اشرار افزوده است. سپس، به غارت خانهها و ربودن زنان عفیفه در روز روشن اشاره شده و هیجان عمومی مردم، تعطیلی بازار و مساجد و اجتماع علما و رعایا در مدرسه سلطانی و تلگرافخانه برای دادخواهی بیان میشود. در پایان، با قسم دادن وکلای ملت به ولیعصر، درخواست فوری برای اعزام سوار برای رفع شر اشرار و تأمین امنیت جانی، مالی و ناموسی مردم کاشان مطرح شده و اعلام میشود که تا رسیدن سوار از تهران، هیچکس جرئت خروج از مدرسه سلطانی را ندارد.
محکومیت جنایات صربها و لزوم حمایت معنوی و مادی از مسلمانان بوسنی و هرزهگوین
متن با اشاره به آیه ۳۹ سوره حج، به وخامت اوضاع در بوسنی و هرزهگوین و فجایع رخ داده توسط صربها، از جمله کشتار، آوارهسازی، تیرباران اسیران و تجاوز به زنان، میپردازد. در ادامه، به سکوت جامعه جهانی و سازمانهای بینالمللی در برابر این جنایات اشاره شده و آن را بخشی از توطئه استکبار جهانی علیه مسلمانان میداند. در پایان، ضمن محکومیت این اعمال وحشیانه، از مردم آزاده و مسلمانان جهان، دولتمردان کشورهای اسلامی و به ویژه دولت و مسئولین جمهوری اسلامی ایران و وزارت امور خارجه میخواهد که با پیروی از وصیت امام علی (ع) و رهنمودهای مقام معظم رهبری، برای جلوگیری از خونریزی در بوسنی تلاش کرده، اعتراض خود را در مجامع بینالمللی اعلام و حمایت مادی و معنوی خود را از مردم بوسنی ادامه دهند. همچنین از ملت ایران خواسته شده تا پشتیبان مقامات جمهوری اسلامی در این امر باشند.
تأکید به رهبران مشروطه بر حفظ آبرو و جان و مال و نوامیس مردم و پرهیز کمیتههای محلی از اقدامات خودسرانه
متن با سلام و تحیت به مجلس عالی، انجمنهای ایالتی و ولایتی، سرداران و اردوهای ملی آغاز میشود و خدمات آنان را در راه وطن و دین مبین و اعتلای مشروطیت اسلامی ستایش میکند. در ادامه، بر لزوم پایبندی کامل به قوانین و پرهیز از هرگونه تخلف تأکید شده و از تعرض به افراد، درخواست پول به نام اعانه و اعمال استبدادی مانند جریمه گرفتن نهی میکند. در پایان، با اشاره به اتحاد دولت و ملت و قوانین مملکت، استقلال کمیتههای مجاهدین را موجب هرج و مرج دانسته و از اردوهای ملی و مجاهدین میخواهد که از رفتارهای خودسرانه و اخذ جریمه به نام اعانه پرهیز کنند، چرا که این اقدامات را در راستای اهداف استبداد سابق و دشمنی با دین و وطن اسلامی میداند و تخلف از آن را بر عموم مسلمانان واجب میشمارد.


محکومیت حمله اسرائیل به نمازگزاران مسجدالاقصی و کشتار دختران دانشآموز در افغانستان، لزوم اتحاد مسلمانان جهت برکندن ریشه صهیونیسم و تروریسم تکفیری
سید ساجدعلی نقوی، رئیس شورای علمای شیعه پاکستان، حملات رژیم صهیونیستی به نمازگزاران در مسجدالاقصی و حادثه تروریستی در افغانستان را محکوم میکند. او خواستار اتحاد امت اسلامی برای ریشهکن کردن صهیونیسم و تروریسم و ایفای نقش سازمان همکاری اسلامی و سازمان ملل در این زمینه میشود. همچنین، بر لزوم تحقیق در مورد حمله به دانشآموزان دختر در افغانستان و تأمین امنیت مردم توسط دولت افغانستان تأکید میکند و نسبت به افزایش تروریسم پس از اعلام خروج آمریکا از افغانستان ابراز نگرانی میکند.

محکومیت ادعای دموکراسی دروغین دولت هند در نادیده گرفتن حقوق انسانی مسلمانان کشمیر
بیانیهای در روز «جمهوری هند» صادر شده که به مظلومیت مسلمانان کشمیر و پایمال شدن حقوق انسانی آنها اشاره میکند. این بیانیه، کشتار مسلمانان و نادیده گرفتن حق انتخاب سرنوشت مردم کشمیر را لکه ننگی بر جمهوریت حکومت هند و مدعیان مردمسالاری میداند. همچنین، حکومت نارندرا مودی به اعمال فشار و محدودیت بر مسلمانان کشمیر و هندوستان متهم شده و درگیریهای مرزی بین هند و پاکستان نگرانکننده توصیف شده است.
اقدامات سرکوبگرانه و مداخلهگرانه عربستان و بحرین: جنگهای منطقهای به نیابت استکبار و صهیونیسم
سخنرانی با اشاره به حوادث تلخ جاری در جهان اسلام از جمله بحرین، یمن، فلسطین، غزه و لبنان آغاز میشود و این وقایع را مایه تلخی ضیافت ماه رمضان میداند. در ادامه، به اقدامات سرکوبگرانه در بحرین از جمله تعطیلی مراکز مذهبی، بستن حوزههای علمیه و سلب تابعیت از علما اشاره شده و این رخدادها محکوم میشوند. بر اهمیت روز جهانی قدس به عنوان سنت حسنه امام خمینی (ره) و لزوم شرکت در راهپیمایی آن تأکید میشود. سپس، به نقش استکبار جهانی در جنگهای نیابتی منطقه، به ویژه در یمن، اشاره شده و این اقدامات را دست ستمی میداند که از آستین استکبار بیرون آمده است. در پایان، با استناد به آیات قرآن، بر اهمیت علم و عقل در آبادانی دین و نجات مردم تأکید میشود و قیام علمای بحرین به علم و عقل را مایه امیدواری برای نجات بحرین، مشابه قیام امام خمینی (ره) برای نجات ایران، میداند.

تذکر و توجه دادن نمایندگان مجلس به وظایف سنگین نمایندگی
این نامه با ستایش از پیروزی مشروطیت و پایان یافتن دوران ظلم و ستم آغاز میشود. سپس، با اشاره به فداکاریهای مردم و مراجع تقلید، تشکیل مجلس شورای ملی را نتیجه این تلاشها و بازگشت حقوق ملت میداند. در ادامه، ضمن تبریک به نمایندگان مجلس، مسئولیت سنگین آنان در قبال خونهای ریخته شده و اموال غارت شده را یادآور میشود و از آنان میخواهد که با تدبیر خود، مشکلات کشور را حل کرده و وطن اسلامی را از خطرات نجات دهند. در پایان، هیئت علمیه نجف اشرف خواستار رسیدگی به اعمال مستبدانه یمینالملک، کارپرداز بغداد، و نجات ایرانیان مقیم عراق از ظلم او میشود.
تفاوتهای آزادی در انگلستان و در هندوستان مستعمره آن کشور
این متن به مقایسه مفهوم و مصادیق آزادی در انگلستان و هندوستان تحت استعمار بریتانیا میپردازد. در ابتدا، نویسنده تفاوتهای اساسی بین حکومت خودی در انگلستان و حکومت بیگانه در هند را برمیشمرد. سپس، به تفاوت در وضعیت شهروندان، نقش مردم در قانونگذاری، محدودیتهای حکومت، ترس حکومت از مردم، و توزیع مناصب عالیه اشاره میکند. در ادامه، به تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی مردم دو منطقه، از جمله یکپارچگی مذهبی و زبانی در انگلستان در مقابل تنوع در هند، و سطح آگاهی و دانش عمومی مردم میپردازد. در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که آزادی در انگلستان برای صاحبان دانش است، در حالی که در هند، به دلیل جهل و عدم درک صحیح از آزادی، به اشرار و جاهلان فرصت سوءاستفاده میدهد و هرگونه اعتراض به ظلم را بغاوت و سرکشی مینامند.
پاسخ به نامه مک نیل (وزیر مختار انگلستان در ایران)
این نامه در پاسخ به مک نیل، وزیرمختار انگلستان، نگاشته شده و با حمد و ثنای الهی آغاز میشود. نویسنده ابتدا به دریافت نامه مک نیل و تأمل در مضامین آن اشاره میکند. سپس، به ۹ مطلب اصلی مطرح شده در نامه مک نیل پاسخ میدهد. در پاسخ به مطلب اول، نویسنده به ظلم و تعدی اهالی ترکستان و هرات به مردم خراسان اشاره کرده و اقدام دولت ایران برای دفع این ظلم را عین عدالت میداند و آن را مغایر با معاهدات بین دو دولت نمیشمارد. در ادامه، بیحرمتیهای احتمالی به دولت انگلیس را ناشی از افراد دونپایه دانسته و نه ارکان دولت. در پاسخ به مطلب دوم، خدمات دولت انگلیس به ایران را انکارناپذیر میداند اما درخواست مک نیل برای توقف لشکرکشی به ترکستان و هرات را خلاف مصلحت و قواعد مملکتداری میشمارد. در پاسخ به مطلب سوم، عدم پذیرش برخی خواستههای مک نیل را ناشی از منافات آن با قواعد سلطنت و مصلحت دولت میداند. در پاسخ به مطلب چهارم، استنباط قطع دوستی را رد کرده و دوستی بین دو دولت را پایدار میداند. در پاسخ به مطلب پنجم، ورود کشتیهای جنگی به خلیج فارس را تأیید میکند اما هدف آن را خصومت نمیداند. در پاسخ به مطلب ششم، از مک نیل میپرسد که کدام خلل و فساد در امور دولت انگلیس رخ داده که ناچار به خصومت شوند. در پاسخ به مطلب هفتم، اقدام به خصومت را خلاف مقاصد انبیا و عقل و نقل میداند. در نهایت، در پاسخ به مطلب هشتم، هدف مک نیل از اطلاعرسانی را رفع موانع دوستی میداند و تأکید میکند که اگر زودتر مطلع میشدند، سوءتفاهمها را برطرف میکردند. نامه با بیان اینکه مطالب مصلحتآمیز به اطلاع شاه و امنای دولت خواهد رسید و با آرزوی تدبر در این مرقومه و سلام بر هدایتیافتگان به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
بیان عواقب ناگوار عدم همراهی محمد علی شاه با مشروطه
متن با اشاره به اهمیت نصیحت پادشاه برای خیر سلطنت آغاز میشود و بر لزوم حفظ وطن و حمایت از هموطنان تأکید میکند. سپس به تفاوت میان رعیت و بنده میپردازد و بیان میکند که رعیت آزاد است و حقوق پاسبانی سلطان باید در قبال انجام وظیفه شبانی و پاسبانی او باشد. در ادامه، به تاریخ سلاطین ایران اشاره میکند که چگونه با حفظ ملت و مملکت، ملقب به «ظلالله فیالارض» شدند و پادشاهانی که از وظیفه خود کوتاهی کردند، به کیفر رسیدند. سپس به دوران ناصرالدین شاه و غارت اموال ملت توسط درباریان اشاره میکند و آن را با دوران مظفرالدین شاه مقایسه میکند. در بخش بعدی، به وضعیت کشور در دوران محمدعلی شاه میپردازد که چگونه ملت از هر سو مورد ظلم و تعدی قرار گرفته و خاک ایران به تاراج میرود. در پایان، پادشاه را به هوشیاری دعوت میکند و از او میخواهد که به عواقب عدم همراهی با مشروطه و استبداد بیندیشد و سرنوشت پادشاهان مستبد گذشته را به یاد آورد و به او هشدار میدهد که اگر به داد ملت نرسد، خداوند داد ملت را از او خواهد گرفت و ممکن است سرنوشت لویی شانزدهم برای او تکرار شود. همچنین به او یادآوری میکند که با دزدان داخلی و نمایندگان اجانب نباید مصلحتبینی کند و حمیّت ملیت تنها راه حفظ سلطنت است و در غیر این صورت، باغ مشروطیت با فداییان غیبی سیراب خواهد شد.
دست نشاندگی محمدعلی شاه قاجار به قدرتهای خارجی و چشمداشت مشروطه خواهان به میانجیگری آنها
تکذيب شایعه قبول هرگونه کمک مالی و مادی دولت به حوزه علمیه نجف اشرف
در پاسخ به پرسشی درباره دریافت کمک مالی از دولت برای حوزه علمیه نجف، دریافت هرگونه وجهی را تکذیب میکند و اعلام میدارد که در صورت دریافت نیز آن را عودت میدادند. در ادامه، به خدمات علمای نجف در راه مشروطیت و سعادت ایران اشاره میکند و تأکید مینماید که این خدمات خالصانه و بدون چشمداشت مادی بوده است. در پایان، آرزوی خود را برای تلاش مسئولین در جهت انتظام، آسایش و ترقی مملکت و صرف مالیات ملت در مصالح عمومی و تشکیل قشون نظامی بیان میکند.

تبعیت همگان از مجتهد
متن با نقد این تصور آغاز میشود که مجتهد به دلیل نیابت از امام زمان(ع) باید جایگاه و جاه و جلالی همانند سلاطین داشته باشد. این دیدگاه را قیاسی باطل و فاقد پایه شرعی معرفی میکند و با مثال بردهای که مجتهد میشود و سلطان که باید شهادت فقیرترین افراد را بپذیرد، استدلال میکند که تبعیت از مجتهد در احکام شرعی، دلالت بر برتری شخصی او نیست. در ادامه، این تصور غلط را عامل اتهام مجتهدان به حب ریاست و دشواری پیروی مردم از آنان میداند. در پایان، هشدار میدهد که این رویکرد به بسته شدن باب اجتهاد، اختلال در امور مردم، تعطیلی احکام و از بین رفتن اسلام منجر خواهد شد.
لزوم بازگرداندن اموال غارت شده مردم لار
متن با دعای خیر برای مخاطب و تأکید بر حفظ دین و مشروطیت آغاز میشود. سپس به تلگرافی اشاره میکند که از مخاطب دریافت شده و موجب تأسف نویسنده گردیده است؛ زیرا پذیرش اظهارات تفرقهافکنانه گروهی به نام «بنی قوام» منجر به جسارت و راهزنیهای آنان شده است. در ادامه، نویسنده از ارسال حکم تلگرافی به مردم فارس، صولتالدوله و ایل قشقایی برای آزادی اسرا، بازگرداندن اموال غارتشده و حفظ امنیت راهها خبر میدهد و تأکید میکند که مجازات شخصی راهزنان نیز در زمان مقتضی انجام خواهد شد. نویسنده از ایالت فارس گلایه میکند که با عدم همکاری در بازگرداندن اموال، موجب یأس مردم شده و حتی راهزنیهای این گروه به ناامنی راههای یزد، کرمان و خراسان نیز کشیده شده است. در پایان، نویسنده از مخاطب میخواهد که برای اثبات بیگناهی خود از همدستی با راهزنان، با ملت همکاری کرده، تمام اموال غارتشده را بازگرداند، غرامت خسارات را دریافت کند و حکم الهی را در مورد مجازات راهزنان اجرا نماید و نتایج اقدامات را سریعاً اعلام کند تا اقدامات شرعی لازم صورت گیرد.

اعلان حرمت پرداخت مالیات به کارگزاران محمدعلی شاه
این فتوا با خطاب به صمصامالسلطنه، پرداخت هرگونه مالیات به کارگزاران حکومت استبدادی را حرام اعلام میکند. در ادامه، بر عدم پرداخت مالیات تا زمان تشکیل مجلس شورای ملی تأکید شده است.


شماتت حیف و میل کمکهای مردمی
متن با اشاره به جوش و خروش ملت ایران در همراهی با دولت و انتشار اخباری در روزنامههای «ایران نو» و «مجلس» درباره مفتاحالسلطنه آغاز میشود. سپس به یادآوری دوره صدارت امینالدوله و حیف و میل وجوه اعانه در آن زمان میپردازد و با استناد به ضربالمثل «الولد سر ابیه»، این حیف و میلها را تکرار تاریخ میداند. در ادامه، به خدمات مفتاحالسلطنه به انگلیسیها و نقش او در تضعیف جایگاه شاهنشاهی ایران اشاره میکند و از معاون وزارت خارجه به دلیل دفاع از مفتاحالسلطنه و تلاش برای مشتبه کردن امر بر مجلس انتقاد میکند. در پایان، از وکلای مجلس میخواهد که در این موضوع تحقیق جدی کرده و اجازه ندهند سیزده هزار تومان از اموال ملت حیف و میل شود و تأکید میکند که اگر این مسئله بدون نتیجه بماند، اعتبار دولت نزد ملت از بین خواهد رفت و باید مواجب گرفته شده از مفتاحالسلطنه بازپس گرفته شود تا عبرتی برای سایر مأمورین باشد.
انتقاد از بیمسئولیتی وزراء و نمایندگان مجلس و بیتوجهی مردم به حقوق خود
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا وکلا و وزرا به وظایف ملی و دینی خود عمل نمیکنند، در حالی که کشور مشروطه است و اصلاح امور و جلوگیری از مفاسد بر عهده آنهاست. سپس به نقد عملکرد مجلس اول و دوم در زمینه آبادی کشور، حفظ مرزها، جلوگیری از مفاسد و اخراج قوای روس میپردازد. در ادامه، نویسنده این بیکفایتی را خیانت به مشروطیت و ملت میداند، چرا که آنها به کلامالله قسم خوردهاند. در بخش دوم، متن مسئولیت این وضعیت نامساعد را متوجه ملت میداند، زیرا جهل و عدم مطالبه حقوق توسط مردم، آنها را دستخوش مستبدین و دزدان داخلی و خارجی کرده است. در پایان، بر این نکته تأکید میشود که آگاهی ملت از حقوق خود، موجب زنده شدن ملت مرده و ترس قوای مقننه و مجریه از آنها خواهد شد.
برحذر داشتن محمدعلی شاه از خودکامگی و نوید پیروزی مشروطهخواهان
این شعر با خطاب به پادشاه، او را از ادامه ستم و خودکامگی برحذر میدارد و عواقب ناگوار این رویکرد را یادآور میشود. به پادشاه توصیه میشود که به مشروطه روی آورد تا مورد ستایش قرار گیرد و از مکافات الهی و حوادث روزگار در امان بماند. شعر، خودسری پادشاه را عامل ویرانی ایران میداند و تأکید میکند که مکافات این اعمال، پیروزی وطن را در پی خواهد داشت. در ادامه، پادشاه را از خونریزی و ذلت ملت بازمیدارد و او را به ایمان به روز موعود فرا میخواند. با اشاره به ستمهای وارده بر ملت و مقایسه آن با چنگیز، از پادشاه میخواهد که از سرنوشت تبریز و شهدای آن درس بگیرد. در پایان، با تأکید بر اینکه امید نباید به پادشاه خودسر بسته شود، از مردم میخواهد که به خداوند روی آورند و نوید میدهد که ستاره مشروطه طلوع خواهد کرد و شب هجران به صبح وصال خواهد رسید. شعر نتیجه میگیرد که از این پادشاه جز خطاکاری انتظار نمیرود و پند دادن به او بیفایده است.
بیان فشارهای روانی و محدودیتهای سیاسی ایجاد شده برای وی

محکوم کردن واقعه ماکو و اظهار همدردی با مردم آن
این تلگراف با ابراز تأثر شدید از واقعه شهدای ماکو آغاز میشود و آن را موجب اندوه امام زمان (عج) و جریحهدار شدن قلوب مسلمانان میداند. در ادامه، به عزاداری و تظلمخواهی علمای اصفهان و مردم این شهر در تلگرافخانه به دولت و مجلس شورای ملی اشاره میکند. سپس، بر لزوم عزاداری، برگزاری مجلس فاتحه و حمایت از شهدای ماکو تأکید شده و برای مرتکبین این ظلم، حکم محارب یا مرتد را پس از اثبات، لازمالاجرا میداند تا ریشه اشرار و ظلم از بین برود.


ناگزیری جوامع از داشتن فرمانروا و اطاعت از او
وجود فرمانروا برای انتظام امور جامعه ضروری است، حتی اگر ظالم باشد، زیرا ظلم یک حاکم بهتر از هرج و مرج ناشی از نبود حاکم است. اطاعت از فرمانروا، چه عادل و چه جائر، به دلیل دفع ضرر و حفظ نظم، طاعت الهی محسوب میشود. در ادامه، با استناد به حدیثی از حضرت ابراهیم (ع) که به امر الهی پادشاه کافری را تعظیم کرد، بر لزوم تعظیم و اطاعت از حاکم، حتی اگر کافر باشد، تأکید میشود. در نهایت، وجود حاکم ستمگر را بر نبود حاکم و هرج و مرج ترجیح میدهد.
آداب مملکت داری پادشاه
متن با تأکید بر اهمیت آبادانی مملکت و خزانه، به پادشاه توصیه میکند که به جای تمرکز صرف بر پر کردن خزانه، به آبادانی کشور بپردازد. سپس، بر لزوم استفاده از افراد امین و زیرک برای اطلاع از وضعیت رعایا و حاکمان، و همچنین مشورت با دانایان، اهل قلم و تجار در امور مختلف تأکید میکند. در ادامه، به پادشاه هشدار میدهد که از کسانی که حقایق را از او پنهان میکنند، دوری کند و افراد کارآمد را به خدمت بگیرد. همچنین، بر لزوم حفظ فاصله با سفرای خارجی و جلوگیری از خرید ملک توسط آنها در ایران، و نیز کوتاه کردن دست ظلم از سر رعایا تأکید شده است. در پایان، ویژگیهای وزیر شایسته از جمله تدبیر، دانش، صبر، کمطمعی و دوری از ظلم را برمیشمارد.
هوشیاری در انتخاب وکلای صالح
متن با اشاره به قدرت ملی و حمایت مردم خراسان از مشروطیت و حجج اسلام آغاز میشود و بر لزوم هوشیاری در انتخاب وکلا تاکید میکند. در ادامه، به بدبختیهای ناشی از سهلانگاری وکلای سابق اشاره شده و از وکلا خواسته میشود که در محضر علما قسم یاد کنند که حقوق ملت را ضایع نکنند. همچنین، از مردم خواسته میشود که مراقب اعمال وکلا باشند و در صورت مشاهده خیانت، آنها را عزل و مجازات کنند. در پایان، متن به ضرورت تشکیل انجمن ایالتی و حمایت مالی از مجاهدین ملی اشاره کرده و مردم را به هوشیاری و استفاده از فرصت برای حفظ حقوق مشروعه خود در برابر ظلم و استبداد فرا میخواند.
مرامنامه اتحادیه علمای نهاوند
این مرامنامه با هدف نشر عدالت، ترویج معارف و تهذیب اخلاق، اصول و وظایف اعضای اتحادیه علمای نهاوند را تبیین میکند. بر اساس این مرامنامه، اعضا موظف به همراهی با قوانین حکومت، رفع ظلم از طریق مجاری قانونی و مساعدت به امور عامالمنفعه هستند. همچنین، هرگونه حمایت از محکومین قانونی، مداخله در امور خلاف قانون مملکتی و دخالت در امور عمومی ممنوع است. در پایان، متن قسمنامهای برای اعضای جدید ارائه شده که بر عدم خیانت، رعایت حقوق افراد و پیگیری منافع عمومی و رفع ظلم از طریق قانونی تأکید دارد.
علل سقوط دولت صفوی و ویرانی ایران توسط افغانها
این رساله با ستایش خداوند و درود بر پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) آغاز میشود و علمای دین را مخاطب قرار میدهد. نویسنده به آشکار شدن فتنهها، نزول بلا، تغییر نعمتها، خونریزیها و اسارت زنان و فرزندان شیعه اشاره میکند که کشور را بیمار کرده و پزشکان از درمان آن عاجز ماندهاند. راه چاره را تمسک به قرآن و احادیث ائمه معصومین (ع) میداند و از علما میخواهد که اسباب خرابی و بینظمی و درمان آن را با استمداد از کلام الهی و معصومین (ع) یادآوری کنند. در ادامه، دلایل خرابی را بر اساس سخنان امیرالمؤمنین (ع) و احادیث نبوی، از جمله ترک امر به معروف و نهی از منکر، پیروی از هوای نفس، دنیاطلبی علما و تکیه بر ستمگران، بیان میکند. نویسنده به آیات قرآن استناد میکند که فساد در خشکی و دریا را نتیجه اعمال مردم میداند و تغییر نعمتها را به تغییر خود مردم نسبت میدهد. در بخش درمان، به وضعیت اسفناک مردم، قحطی و گرسنگی اشاره میکند و تأکید دارد که غیرت الهی اجازه نخواهد داد که ثروتمندان از این مصیبت در امان بمانند. از علما میخواهد که برای حفظ جان مسلمانان و زنان و فرزندانشان تلاش کنند و حتی مصالحه با فرقههای دیگر را برای حفظ جان مسلمانان، با استناد به صلح امام حسن (ع) با معاویه، جایز میشمارد. در پایان، نویسنده بر لزوم پیروی از سخنان امیرالمؤمنین (ع) در مورد اوصاف سلطان عادل و پرهیز از سستی در راه حق تأکید میکند و از علما میخواهد که با اتحاد و عمل به دستورات الهی، راه نجات را بیابند و از عذاب الهی برحذر باشند. رساله با درخواست آمرزش از خداوند و درود بر پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) به پایان میرسد.
نصیحت به شاهزاده محمدعلی میرزا دولتشاه قاجار راجع به نحوه حکومت داری
متن با بیان دشواری و عظمت پادشاهی و مسئولیتهای سنگین آن آغاز میشود و پادشاه را مسئول صلاح و فساد کشور و پاسخگوی هرگونه ظلم و ستم میداند. در ادامه، آیه ۹۰ سوره نحل (اِنَّ اللهَ یأمُرُ بالعَدلِ وَالاحسَانِ و اِیتاءٍ ذِیالقُربی و یَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکرِ وَالبَغْی) را به عنوان دستورالعمل الهی برای پادشاهان معرفی میکند. سپس به تفصیل به شرح سه امر الهی (عدل، احسان و ایتاء ذیالقربی) و سه نهی الهی (فحشاء، منکر و بغی) میپردازد و با استناد به احادیث و روایات ائمه، فضیلت عدل و عواقب ظلم را تبیین میکند. در بخش پایانی، با ذکر حکایتی از اسکندر و ارسطو و همچنین داستانی از یک پادشاه ظالم عرب، بر ناپایداری دنیا و لزوم توجه به آخرت تأکید کرده و پادشاهان را به دوری از ظلم و برقراری عدالت در تمام سطوح حکومتی و حفظ امنیت داخلی و خارجی کشور فرامیخواند تا شایسته عنوان «ظلاللهی» باشند.
محکومیت سکوت و بیتفاوتی مجامع حقوق بشر نسبت به فجایع بحرین و دخالت نظامی عربستان در آن کشور
سخنرانی با ابراز تأثر عمیق از ظلمی که در بحرین بر مسلمانان وارد میشود آغاز میشود و هجوم دول بیگانه را به ملت بیپناه بحرین محکوم میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و وجدان، نیروهای مهاجم را به دلیل دوستی با یهود و نصاری، در حکم آنان میداند و سکوت مجامع حقوق بشر را در قبال این فجایع، نشانه جنایت و خیانت این مجامع به حقوق بشر معرفی میکند. سخنرانی به نقد توجیهات شورای همکاری خلیج فارس میپردازد و آن را شورای هماهنگی چند خانواده سلطنتی مینامد که برای سرکوب ملتها با یکدیگر معاهده بستهاند. در پایان، با استناد به حدیث نبوی «المؤمنون فی تعاطفهم و تراحمهم کالجسد الواحد»، وظیفه همه مسلمانان را کمک به مردم مظلوم بحرین میداند و با اشاره به شخصیتهای علمی بحرین، از مؤمنین میخواهد که با توسل به زیارت عاشورا و نماز استغاثه برای حضرت زهرا (ع) و دعای افتتاح، به یاری مردم بحرین بشتابند.

درخواست پیگیری تأسیس عدالتخانه از مظفرالدین شاه قاجار
گروهی از سادات و طلاب علوم دینیه، با ستایش از مظفرالدین شاه و وزیرش به دلیل نیت خیرخواهانه و تلاش برای ترقی ملت، از او میخواهند که به وعدههای خود در زمینه اجرای قانون عدالت و تأسیس مجلس شورای ملی عمل کند. متن با اشاره به وضعیت وخیم کشور و ظلم و استبداد حاکم، تأکید میکند که بقای مملکت به عدل وابسته است و از شاه میخواهد که در اجرای قانون اسلامی تعجیل کند. در پایان، با هشدار درباره عواقب عدم توجه به خواست ملت و آه مظلومان، شاه را به اقدام فوری برای برقراری عدالت فرامیخواند.
بازپرسی و تنبیه حاکم کاشان به سبب تبعید عالم مشروطهخواه آن شهر
نامهای به یکی از علمای بزرگ تهران درباره هتک حرمت آقا میرزا محمدعلی، از نوادگان فاضل نراقی و امام جماعت کاشان، توسط مدیرالسلطنه، حاکم کاشان، به دلیل حمایت از مشروطه. این اقدام منجر به شورش مردم و فرار حاکم شده است. نویسنده از مخاطب میخواهد که با وزرای دولت مذاکره کرده و ترتیبی برای بازپرسی و مجازات مدیرالسلطنه فراهم آورد تا جبران این بیاحترامی صورت گیرد.

هشدار به روسای عشایر نسبت به همکاری با دولتیان ستمگر و پرهیز از سرکوب و کشتار مردم

استهزای پیشنهاد طرح منع بردهفروشی توسط دولتهای استعمارگر غربی
متن با اشاره به جایگاه بردهداری در اسلام آغاز میشود و توضیح میدهد که اسلام بردهداری را برای تعلیم و تربیت افراد بیسواد و بیاطلاع مجاز دانسته و بر رفتار عادلانه و مهربانانه با بردگان تأکید داشته است. همچنین به راههای متعدد آزادی بردگان در اسلام اشاره میکند. در ادامه، متن به نقد دولتهای استعمارگر غربی میپردازد که با وجود پیشنهاد طرح منع بردهفروشی، میلیونها نفر بیگناه را تحت یوغ استعمار خود گرفته و رفتاری به مراتب بدتر از بردهداری با آنها دارند. در پایان، از این دولتها خواسته میشود که رویه استعماری خود را ترک کرده و ملتهای مستعمره را آزاد سازند.

خطرات و مفاسد تاسیس دولت اسرائیل برای مسلمانان خاورمیانه
متن با اشاره به امیدواریهای پس از جنگ جهانی دوم برای برقراری عدالت و حمایت از ملتهای ضعیف توسط سازمان ملل آغاز میشود. سپس به ناامیدی ناشی از عملکرد سازمان ملل در قبال اندونزی، مصر و فلسطین میپردازد. در ادامه، منطق تقسیم فلسطین برای مهاجران یهودی را زیر سؤال میبرد و پیشنهاد میکند که اگر هدف جلب رضایت صهیونیستهاست، باید در کشورهای خودشان به آنها استقلال داده شود. در پایان، تشکیل دولت صهیونیستی را کانون مفاسد بزرگ برای مسلمانان خاورمیانه و جهان دانسته و بر لزوم جلوگیری از این ظلم توسط تمام مسلمانان تأکید میکند.

دعوت مردم ایران به وحدت کلمه و قیام الهی برای رهایی از سلطه استعمار و برچیدن بازمانده رژیم استبدادی و ضداسلامی رضاخان و ایادی آن
متن با استناد به آیه ۴۶ سوره سبا، «قیام برای خدا» را تنها راه اصلاح دو جهان معرفی میکند و با ذکر نمونههایی از پیامبران الهی، اهمیت آن را تبیین میکند. در ادامه، خودخواهی و ترک قیام برای خدا را عامل اصلی وضعیت نامطلوب کشورهای اسلامی و سلطه بیگانگان بر آنها میداند. سپس به تفصیل به پیامدهای منفی قیام برای منافع شخصی میپردازد؛ از تفرقه میان شیعیان و تسلط افراد نالایق بر سرنوشت مردم گرفته تا فساد در مدارس و محافل دینی، کشف حجاب و ترویج فساد اخلاقی از طریق روزنامهها. در پایان، روحانیون و علمای دین را به پذیرش موعظه الهی و ترک منافع شخصی فرا میخواند و هشدار میدهد که در صورت عدم قیام برای خدا و احیای مراسم دینی، هرزهگردان شهوتران بر آنها چیره خواهند شد و وضعیت از دوران رضاخان نیز بدتر خواهد شد. همچنین، از جمعآوریکننده این صفحات میخواهد که کتابی برای ایجاد وحدت میان علما فراهم آورد تا در برابر جسارت به دین، همگی یکپارچه قیام کنند و دینداری را حتی از بهاییان بیاموزند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تذکر درباره مسئولیت خطیر نمایندگی
متن با یادآوری مسئولیت خطیر نمایندگان مجلس شورای ملی آغاز میشود و بیان میکند که این مجلس مظهر قدرت پادشاه و ملت ایران است. در ادامه، نمایندگان را به عمل به تکالیف الهی و شرعی فرا میخواند و عواقب مثبت عمل به وظایف و پیامدهای منفی کوتاهی در انجام آنها را برمیشمرد. در پایان، با تأکید بر سنگینی بار امانت ملی و مسئولیت در قبال ملت، خدا، رسول و وجدان، از نمایندگان میخواهد که پیش از آنکه این امانت را به دست دزدان بسپارند، به عواقب کار خود بیندیشند.

درخواست از محمدعلی شاه قاجار جهت حمایت از مجلس شورای ملی
متن با ابراز شکرگزاری از توجهات ولی عصر و عنایات ملوکانه در انتظام امور مجلس شورای ملی آغاز میشود که موجب نشر عدالت و ترقی دین و دولت است. سپس به تشریففرمایی شیخ مرتضی آشتیانی و بیانات ایشان در مورد فواید مجلس و اراده شاهانه در استحکام آن اشاره میکند. در ادامه، به وضعیت نابسامان برخی بلاد، بهویژه آذربایجان، که موجب شورش و پریشانی عمومی شده و احتمال نشر فساد میرود، اشاره میکند. در پایان، از شاه درخواست میشود که با عنایت مجدانه خسروانه، امر مجلس را استحکام بخشد و عموم مسلمین را به عدالت نوشیروانی خود امیدوار سازد.

بشارت فتح تهران
این شعر با مژدهای از پیروزی و گشایش الهی آغاز میشود و فتح تهران را نتیجه لطف پروردگار و کوششهای ملت و مجاهدان میداند. در ادامه، به نقش سرداران مشروطه مانند محمدولی خان تنکابنی و ستارخان اشاره کرده و از همت آنان در پایداری دین و آزادی سخن میگوید. شعر به پیروزی مساواتیان و بازگشت مجلس اشاره دارد و خائنان را خوار و بیدادگران را مغلوب معرفی میکند. در پایان، با ستایش از احمدشاه جوان و آرزوی پایداری مجلس مشروطه، برای احرار، دانشوران و سپهداران دعا میکند.
محکومیت محمد علی شاه قاجار
این تلگراف در پاسخ به خبری مبنی بر تجمع اشرار و مفسدین و تجدید مخالفت محمدعلی شاه قاجار با مجلس شورای ملی نگاشته شده است. نویسندگان با اشاره به احکام شرع، اطاعت از مجلس را فریضه عمومی و دوری از مخالفان را واجب میدانند و آن را به منزله محاربه با امام زمان (عج) تلقی میکنند. در پایان، آمادگی خود و عموم اهالی را برای حضور در تلگرافخانه و تبعیت از دستورات اعلام میکنند.
عدالت، چاره مشکلات کشور و مردم
متن با اشاره به دوری از وطن به دلیل ظلم و استبداد آغاز میشود و نویسنده از خداوند برای استحکام قوای ملی و کوتاه شدن دست خائنین دعا میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث، به پیروزی قوای ملی و بازگشت آب رفته به جوی اشاره شده و بر لزوم حفظ این دستاورد تاکید میشود. بخش اصلی متن به تبیین مفهوم عدالت اختصاص دارد و آن را تنها راه حفظ مقام انسانیت و حل مشکلات کشور معرفی میکند. عدالت به عنوان ملکهای در نفس مملکت توصیف میشود که قادر به ایجاد اتحاد و یگانگی میان سکنه و رفع نزاع است و امور را از افراط و تفریط به حد وسط میرساند.
مطالبات مردم معترض
نامهای از رضا ارفعالدوله به آیات خراسانی و مازندرانی درباره وضعیت ایران و درخواست تعیین تکلیف. در این نامه، ارفعالدوله به مخاطرات خونریزیها و لزوم حفظ استقلال ایران اشاره میکند و از ارسال تلگراف به تهران برای صلح بین دولت و ملت خبر میدهد. او از عدم همکاری «انجمن سعادت» در مذاکرات گلایه کرده و از علما میخواهد که تکلیف را روشن کنند. در پاسخ، آیات خراسانی و مازندرانی هدف ملت از مقاومت را احقاق حقوق، افتتاح پارلمان، اجرای قانون اساسی و رفع ظلم بیان میکنند و صلح را منوط به تحقق این اهداف میدانند. آنها ارفعالدوله را به تلاش در این مسیر تشویق میکنند.


اظهار خشنودی از موافقت شاه و ولیعهد با افتتاح مجلس شورای ملی
متن با ابراز خشنودی از سلامتی مخاطب آغاز میشود. سپس به موضوع تشکیل مجلس شورای ملی میپردازد و آن را مایه شکرگزاری و دعای خیر برای شاه و ولیعهد میداند. فواید عظیم این مجلس برای ملت و دولت را برمیشمارد و شاه و ولیعهد را حامی ملت و طالب انتظام دولت معرفی میکند. در ادامه، به انتقاد از افراد سودجو و فرصتطلب میپردازد که با این اقدام مخالفند و در پی تخریب آن هستند و با استناد به آیه قرآن، عاقبت مکر آنان را به خودشان بازمیگرداند. در پایان، از مخاطب درخواست میکند که همواره او را از اخبار مسرتبخش مطلع سازد و با دعای خیر به پایان میرسد.

انتقاد از نظرات اقتصادی چیگرایانه تقی زاده و همفکران او
متن با انتقاد از سخنرانیهای تقیزاده و برخی واعظان تبریز آغاز میشود که منجر به بیثباتی و تخریب وضعیت رعیت و مالک شده است. در ادامه، به عدم حضور در انجمنها و بیاعتنایی به آنها اشاره میکند و دلیل آن را به دست اوباش افتادن امور و انجام کارهای نامشروع توسط آنها، از جمله منع «چهار و یک» که حق مالک بوده، میداند. این اقدامات به افزایش تسلط رعیت و ناامنی راهها منجر شده و در نهایت، باعث خرابی مملکت و جسارت همسایگان (روسیه تزاری) شده است. در پایان، به عدم مداخله خود در این امور اشاره میکند و توضیح میدهد که به دلیل مخالفت با مشروطه و عدم پیروی از افکار مشروطهخواهان، او را به صورت محرمانه «مستبده» مینامیدند، در حالی که مردم از واقعیت امر آگاه بودند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز تاثر و اندوه از هجوم عثمانی به ایران و فلاکت مردم کشور
این شعر با لحنی حماسی و اندوهگین، وضعیت نابسامان ایران را در پی هجوم عثمانی و ظلم داخلی به تصویر میکشد. در ابتدا، شاعر با دعوت به خون گریه بر احوال وطن، از دست رفتن شکوه گذشته و جایگزینی نااهلان به جای شایستگان را بیان میکند. سپس، با اشاره به تجاوزات مرزی و سیل ویرانگر حوادث، به وضعیت اسفبار مردم و نبود رهبری و حمایت کافی از سوی دولت و ملت میپردازد. در ادامه، شاعر به تصرف بخشهایی از ایران توسط عثمانی و ظلم مستبدین اشاره کرده و با توصیف فقر و بدبختی زارعین و غارت اموالشان، وضعیت کشور را به کربلا تشبیه میکند.
دلایل تأیید مشروطیت و رد نظر منتقدان
این رساله با اشاره به وضعیت اسفبار ایران تحت استبداد و نفوذ بیگانگان، به تبیین چرایی لزوم مشروطه میپردازد. در ابتدا، به نقش علما در آغاز نهضت مشروطه و تأکید بر حفظ شریعت اسلامیه در برابر ظلم و جور داخلی و طمع دول خارجی اشاره میکند. سپس با ذکر نمونههای تاریخی از سقوط ممالک اسلامی مانند اندلس و هند، خطر اضمحلال اسلام و ایران را گوشزد کرده و مشروطه را تنها راه علاج این ضعف و فتور میداند. در ادامه، به نقد استقراضهای بیرویه و وابستگی به خارج میپردازد و آن را بدتر از قرارداد رژی میشمارد. رساله در فصلی دیگر، به اعتراضات علیه مشروطه، از جمله ظهور فساد و هرج و مرج، پاسخ میدهد و این مشکلات را ناشی از جهالت ملت و کارشکنی مستبدین میداند. همچنین، به اهمیت حفظ وطن به عنوان مقدمهای برای حفظ بیضه اسلام در عصر غیبت امام اشاره میکند. در فصول بعدی، به تفاوت سلطنت مشروطه و مستبده میپردازد و وعدهها و بهانههای محمدعلی شاه را برای مقابله با مشروطه نقد میکند. در پایان، تکلیف مشروطهخواهان را استقامت، عمل به عدالت، امر به معروف و نهی از منکر دانسته و عاقبت کار را در صورت عدم تحقق مشروطه، نابودی و ذلت میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از عالمان بی عمل
متن با تأکید بر اهمیت اخلاق و صفات قدسیه برای سعادت انسان آغاز میشود و سپس به نقد وضعیت طلاب و علمای زمانه میپردازد. اشاره میشود که بسیاری از طالبان علم به جای اخلاق، عمر خود را صرف مباحثات کلامی برای کسب جاه و مال میکنند و از روش علمای ابرار فاصله گرفتهاند. این رویکرد منجر به عدم کمال در میان طلاب و انحطاط مرتبه علم شده است. در ادامه، به خودبرتربینی برخی از مدعیان علم و عدم پذیرش نقد اشاره میشود که به جدال و ستیزه میانجامد. متن سپس به این نکته میپردازد که در این دوران، قدر علم به مال است و علمای فقیر و متبحر مورد بیاعتنایی قرار میگیرند، در حالی که افراد کمسواد اما ثروتمند، مورد احترام عامه و حکام هستند. این وضعیت باعث میشود که علمای واقعی خانهنشین شوند و افراد نادان به جایگاه تدریس و فتوا بنشینند. در بخش دیگری، به ریاکاری در اعمال عبادی مانند نماز جماعت، تسبیح گفتن، عیادت بیماران و گریه در مجالس عزاداری اشاره شده و تأکید میشود که این اعمال اگر با نیت غیر الهی انجام شوند، بیثمر و حتی مبغوض خداوند هستند. در پایان، ویژگیهای یک عالم واقعی برشمرده میشود که باید متواضع، بیطمع، دوریگزین از تملق اغنیا و حاکمان باشد و به رضای الهی اهمیت دهد. متن با اشاره به شیوع فساد، منکر شدن معروف و ترک امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، نتیجه میگیرد که این وضعیت به نزول عذاب الهی منجر میشود و کسی که طمع به مال و ستایش مردم دارد، نمیتواند به اصلاح جامعه بپردازد.
عربستان و ائتلاف عربی در خدمت امریکا در تجاوز به یمن و کشتار مردم و ویرانی آن کشور و عراق و سوریه و مروج افراطگرایی و تروریسم تکفیری
متن با اشاره به سکوت کشورهای عربی در قبال جنایات رژیم صهیونیستی در غزه آغاز میشود و سپس به حمله عربستان سعودی و متحدانش به یمن به بهانه دفاع از مشروعیت میپردازد. مشروعیت رئیسجمهور مستعفی یمن زیر سؤال برده شده و نقش آمریکا و مزدورانش در منطقه در حمایت از این مشروعیتهای ساختگی نقد میشود. در ادامه، به نقش عربستان و قطر در تخریب سوریه و آوارگی میلیونها نفر از مردم آن و همچنین حمایت عربستان از کودتای نظامی در مصر اشاره شده است. متن، مشروعیت را ابزاری در دست آمریکا و مزدورانش برای کشتار مسلمانان و ویرانی کشورهای اسلامی معرفی میکند و عربستان را متهم به صرف میلیاردها دلار برای گسترش افراطگرایی و تروریسم و تخریب کشورهای اسلامی با استفاده از درآمدهای نفتی مسلمانان میکند. در پایان، با اشاره به بازی عربستان با قیمت نفت برای تسلیم کردن ایران و عراق، از خداوند برای مردم یمن طلب یاری میشود تا در برابر توطئههای آمریکا و آلسعود مقاومت کنند و طرح سیاسی مردم یمن به عنوان واقعیت صحنه سیاسی این کشور مطرح میگردد.

مخالفت با اندیشه و اعمال حاج شیخ فضل الله نوری
متن با هشدار نسبت به خطر «مشروطه مشروعه» آغاز میشود و آن را بدتر از استبداد گذشته میداند. در ادامه، این جریان را به تلاش برای احیای استبداد در پوشش دین و روحانیت، رواج ظلم با حربه تکفیر و معرفی آزادی و تمدن به عنوان مخالف اسلام متهم میکند. در پایان، مشروطه مشروعه را نمادی از استبداد، کهنهپرستی و عوامفریبی معرفی میکند که قصد دارد دستاوردهای آزادی و عدالت را از بین ببرد و ایرانیان را از استقلال و آزادی محروم سازد.
مشخصنبودن حدود وظایف وزرا و پیشنهاد مصالحه مجلس با حاج شیخ فضل الله نوری
متن با گلایه از عدم اجرای نظامنامه داخلی مجلس و تحریف مذاکرات توسط وقایعنگاران جراید آغاز میشود. سپس به نقد عملکرد وزرا و اعضای مجلس میپردازد و تأکید میکند که وظیفه اصلی مجلس، قانونگذاری برای تنظیم امور وزرا و حکام است تا عدالت برقرار شود و از هرج و مرج جلوگیری گردد. در ادامه، به اهمیت قانون در نظمبخشی به مملکت و جلوگیری از ظلم و تعدی اشاره میکند. نویسنده از عدم اقدام مجلس در اصلاح بودجه و تأسیس بانک ملی انتقاد کرده و تناقض در تصمیمگیریهای مجلس را زیر سؤال میبرد. در پایان، پیشنهاد میکند که مجلس برای اتمام حجت با متحصنین در حرم حضرت عبدالعظیم (شیخ فضلالله نوری و یارانش) مکاتبه کرده و خواستههای آنها را به صورت کتبی دریافت کند تا در صورت صحت، پذیرفته شود و در غیر این صورت، با ادله و براهین رد و در روزنامهها منتشر گردد تا شبهات برطرف شود.
مطابقت مشروطیت با احکام اسلام و رد نظرات مخالفان مشروطیت

تأیید مشروطه و تأکید بر وحدت کلمه
این نامه با ابراز تأثر از مصائب وارده بر مردم قراجه داغ و ماکو و اقدامات مستبدانه، بر لزوم حمایت از مشروطیت تأکید میکند. نویسنده ضمن بیان اینکه در هر موقعیت به وظیفه خود در تقویت این اساس عمل کرده و خواهد کرد، ابراز امیدواری میکند که با عنایت حضرت ولیعصر (عج)، شیعیان از تجاوز دشمنان خارجی و ستم مستبدین داخلی در امان بمانند. در پایان، از عموم مسلمانان و مؤمنین خواسته میشود که با حفظ وحدت و دوری از تفرقه، در تقویت مشروطیت کوشا باشند و سستی به خود راه ندهند.

سفارش به پادشاه صفوی در اهتمام به امور مسلمانان و تأمین رفاه آنان و هشدار نسبت به غضب الهی در زوال سلطنت
متن با تأکید بر وجوب اهتمام به امور مؤمنان و مسلمانان و رعایت منافع دنیوی و اخروی آنان آغاز میشود. این وظیفه به ویژه برای پادشاهان دینپناه که حامی اهل ایمان هستند، ضروری دانسته شده است. در ادامه، با استناد به احادیث پیامبر اسلام (ص)، اهمیت خدمت به مردم و رفع نیازهای آنان به عنوان یکی از ضروریات مسلمانی تبیین میشود. احادیثی نظیر «مردمان، عیال خدا هستند» و «هر کس فریاد کمکخواهی کسی را بشنود و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست» برای تأکید بر این موضوع ذکر شدهاند. در پایان، عدم اهتمام به امور مسلمین به منزله خروج از زمره مسلمانان و در نهایت خروج از اسلام تلقی میشود.
درخواست عفو عمومی برای مخالفان

توجه مجلس شورا به احکام اسلامی و فتاوای مراجع و علمای نجف
این نامه با ابراز نگرانی از نفاق ایجاد شده در آذربایجان آغاز میشود و به نقش طلاب نجف در حمایت از مشروطیت و مقابله با استبداد اشاره میکند. در ادامه، هیئت طلاب نجف از انجمن ایالتی تبریز میخواهد که با استفاده از علما و وعاظ، احکام صادره از حجج اسلام را به اطلاع عموم برسانند تا مردم فریب افراد جاهطلب و خودپرست را نخورند. نامه به نقد حکومت استبدادی که نه با اسلام و نه با قوانین سایر ملل سازگار است، میپردازد و بر لزوم اجرای قوانین شریعت اسلامی تأکید میکند. در پایان، از وکلای ملت خواسته میشود تا با اتحاد و اخوت، مفسدین را قلع و قمع کرده و موجب خشنودی حجج اسلام و امام عصر شوند.
مقایسه نظام و تشکیلات حکومتی ایران با نظام سیاسی هند مستعمره انگلیس
مکالمهای میان یک سیاح ایرانی و یک هندی، به مقایسه نظام حکومتی ایران و هند تحت استعمار انگلیس میپردازد. در ابتدا، سیاح ایرانی به معرفی خود و سفرهایش میپردازد. سپس، گفتوگو به وضعیت عدالت و احقاق حقوق رعایا در ایران کشیده میشود. سیاح ایرانی توضیح میدهد که در ایران، افراد صاحب نفوذ میتوانند از طریق علما یا دربار دادخواهی کنند، اما فقرا و کسبه چارهای جز تحمل ظلم یا پناه بردن به مساجد و امامزادهها ندارند. او به سوءاستفاده از مفهوم امامزادهها برای دفع ظلم و کسب درآمد اشاره میکند و معتقد است که این امر به تزلزل اعتقادات عمومی منجر میشود. در ادامه، به بحث درباره «عوارض» (مالیاتهای اضافی) در ایران پرداخته میشود که حکام برای منافع شخصی خود از مردم میگیرند و به خزانه دولت واریز نمیشود. سیاح ایرانی شانزده نوع از این عوارض را نام میبرد و به «چوب شلاق» به عنوان ابزاری برای وصول این عوارض و ایجاد رعب در میان مردم اشاره میکند. در بخش بعدی، هندی به ضعف اخلاقی برخی ایرانیان مهاجر در هند و عدم تهذیب اخلاق توسط روحانیون و دولت ایران انتقاد میکند و به اهمیت زبان فارسی در هند و تلاش انگلیسیها برای ترویج زبان خود میپردازد. در پایان، هندی به نظام قانونی هند اشاره میکند که بر اساس قانون استوار است و حتی نایبالسلطنه نیز تابع قانون است. او به تفکیک محاکم و وظایف مشخص هر اداره و همچنین سیستم ارتقاء و مجازات کارکنان دولتی در هند اشاره میکند که مانع از فساد میشود. در نهایت، هندی به مفهوم قانون اساسی و سلطنت مشروطه میپردازد و تأکید میکند که قانون باید بر همه افراد، از جمله پادشاه، جاری باشد تا مؤثر واقع شود و از بیقانونی و اختلافات جلوگیری کند.
محکومیت دولت نیجریه در کشتار شیعیان آن کشور و انهدام منزل رهبر مذهبی آنها (شیخ ابراهیم زکزاکی)
سخنرانی با محکومیت کشتار شیعیان نیجریه آغاز میشود. در ادامه، ویژگیهای جمعیتی، جغرافیایی، فرهنگی و دینی این کشور مسلمان-مسیحی تشریح شده و به زندگی مسالمتآمیز شیعیان و حمله اخیر به خانههای بزرگان و علمای شیعه و قتلعام مردم مظلوم اشاره میشود. در پایان، با یادآوری جنایات گروه تروریستی بوکوحرام، به ناتوانی ارتش نیجریه در مقابله با این گروه و برخورد خشونتآمیز آن با شیعیان انتقاد شده و با ضربالمثلی عربی، این رفتار تقبیح میشود.

اعلام تحریم مشروطه و منصرف کردن شاه از بازگشایی مجلس شورا
این نامه با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به اطلاع مخاطبان میرساند که در تاریخ ۲۴ شوال، علمای دارالخلافه در دربار شاهی حضور یافته و در پاسخ به درخواستهای قبلی علما و سایر طبقات مبنی بر لغو مشروطیت، دستخطی از شاه دریافت کردهاند. این دستخط، تأسیس مجلس را منافی با قواعد اسلامیه دانسته و اعلام میکند که شاه از این ایده منصرف شده و دیگر مجلسی تشکیل نخواهد شد، بلکه اهتمام بر نشر عدالت و بسط معدلت خواهد بود. در پایان، از مخاطبان خواسته شده است که فوراً از این تصمیم شاهنشاهی تشکر کنند.

بروز اغراض شخصی در میان سران مشروطهخواه
متن با ابراز تأسف از نبود افراد خالص و مآلاندیش در جامعه آغاز میشود که بتوانند ملت را از خیر و شر آگاه سازند. سپس به وضعیت اسفبار مردم غارتزده و گرسنه در شهرهای مختلف ایران، به ویژه تهران، اشاره میکند که در پی شرارت اشرار و ظلم و ستم، دارایی و عزیزان خود را از دست دادهاند. در ادامه، به بیتفاوتی مسئولان نسبت به تحرکات قشون روس در تبریز، قزوین و انزلی انتقاد شده و ریشه این مشکلات را در نفاق، دستهبندی، غرضورزی، عدم اتحاد، وکیلتراشی، فقر و دخالت اجانب میداند. نویسنده با طرح پرسشهایی درباره غیرت، همت، دیانت و مسلمانی، از تقویت کفر و غفلت پس از فداکاریهای مشروطهخواهان گلایه میکند. در پایان، با تأکید بر هدر نرفتن خون جوانان و زنان بیوه، به شیوع اغراض فاسد، نفاق و افساد در جامعه اشاره کرده و از نبود وکلای شایسته و وزرای فعال انتقاد میکند. پیشبینی میشود که کدورت و نقار میان سرداران فاتح نیز به دلیل اغراض نفسانی و توقعات بیجای افراد بیخبر از ریاست و وکالت، ظاهر خواهد شد و نتیجه فداکاریها بیاثر میماند، مگر آنکه دستی از غیب به کمک آید.
گله مندی از عدم انجام درخواستهای علمای مهاجر تهران
متن با ابراز تشکر از دستخط پادشاه و تأکید بر وظیفه شرعی و عقلی علما در حفظ استقلال و شریعت آغاز میشود. سپس به سابقه طولانی خدمت علما به دولت و ملت اشاره میکند و بیان میدارد که همواره صلاح دولت و ملت را خواستار بودهاند. در ادامه، از عدم توجه به درخواستهای مکرر و بیغرضانه خود گلایه میکنند و علت آن را دسیسههای دوستنمایان سلطنت میدانند که باعث کدورت خاطر پادشاه شده است. در پایان، با ابراز تشکر از تعیین عضدالملک برای دلجویی و انتخاب مشیرالدوله برای صدارت عظمی، ابراز امیدواری میکنند که با تکمیل عنایات شاهانه، به زودی به شرف حضور پادشاه نائل شوند.





درخواست انفصال یمینالملک به سبب اختلاس و سوء رفتار
این نامه با اشاره به خیانتهای پیشین یمینالملک در اداره گمرک و اختلاس اموال عمومی، به وزارت خارجه ایران ارسال شده است. در ادامه، به نقش او در دوران استبداد برای فشار بر عدالتخواهان عتبات و اقدامات مخربش علیه ایران اشاره میکند. نامه خواستار انفصال یمینالملک از سمت خود برای اشاعه عدالت و بهبود وضعیت مردم است.
تسلیت شهادت سید عبدالله بهبهانی و واکنش مردم کرمانشاه نسبت به آن واقعه
این نامه با ابراز تأسف عمیق از شهادت سید عبدالله بهبهانی آغاز میشود و این واقعه را مصیبتی بزرگ برای اسلام و مسلمانان توصیف میکند. در ادامه، به تعطیلی ادارات و عزاداری عمومی مردم کرمانشاه در پی این حادثه اشاره دارد. در پایان، از مخاطبان درخواست میشود که قاتلان را شناسایی و قصاص کنند تا شاید بخشی از آلام مردم ایران تسکین یابد.
تهنیت به دولت و ملت ایران به مناسبت صدور فرمان مشروطیت
این قصیده با ستایش از مظفرالدین شاه و عدل او آغاز میشود که با صدور فرمان مشروطیت، کشور ایران را آباد کرده و اتحاد دولت و ملت را به ارمغان آورده است. شاعر، دولت و ملت را به دو دست و بازوی شاه تشبیه میکند که با همکاری یکدیگر، کارها را پیش میبرند و معتقد است که دولت و دین توأمان هستند. در ادامه، به اهمیت عدل و قانون در پایداری مُلک اشاره میکند و از شاه میخواهد که با عدالتگستری، دست ستم را کوتاه کند. سپس، با اشاره به تاریخ باستانی ایران و پادشاهان عادل، عدل مظفرالدین شاه را با عدل انوشیروان مقایسه میکند و او را به رعایت حال مردم و رفع ستم فرامیخواند. در بخش پایانی، با اشاره به مرگ مظفرالدین شاه و جانشینی فرزندش، از او میخواهد که راه پدر را در عدالتگستری ادامه دهد و با آبیاری درخت مُلک با آب عدل و دانش، آن را از آسیب ستمگران حفظ کند. قصیده با تأکید بر این نکته که «اَلمُلکُ لایَسدومُ مَع الظُّلم» و توصیه به شاه برای رعایت عدل و سخاوت به پایان میرسد.
انتقاد شدید از حاکمیت جائرانه اقلیت مستکبر بحرین بر اکثریت مردم، نقش عالم مجاهد (شیخ عیسی قاسم) در کنترل احساسات پرشور انقلابی مردم
سخنرانی با اشاره به وضعیت بحرین آغاز میشود و حاکمیت اقلیت مستکبر بر اکثریت مردم را مورد انتقاد قرار میدهد. در ادامه، به نقش شیخ عیسی قاسم در کنترل حرکات تند و مسلحانه مردم بحرین اشاره شده و تعرض به ایشان، حماقت و بلاهت حاکمان بحرین تلقی میشود. سخنرانی با هشدار نسبت به عواقب این اقدام و برداشتن مانع از مقابل جوانان پرشور بحرینی به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
پیام تبریک به مناسبت انتصاب جدید مجلس عالی
این پیام با تبریک فتوحات اسلامی و تقدیم دعاهای خالصانه آغاز میشود. سپس، اقدام صورت گرفته (انتخابات جدید) را که موجب احیای اسلام و سعادت ایران و مسلمانان است، ستایش میکند و تبریکات مجدد خود را به وزیر جنگ تقدیم میدارد. در پایان، برای برپایی بساط عدالت توسط او دعا میکند.
(بیان روش روزنامه (محاکمات
متن با اشاره به وجود روزنامههای مخصوص مجالس عدلیه در سراسر جهان آغاز میشود و پنج نتیجه مهم انتشار روزنامه «محاکمات» را برمیشمرد. در ابتدا، حق نظارت مردم بر وزارتخانهها و امکان اعتراض به اقدامات خلاف عدالت از طریق روزنامه مطرح میشود. سپس، نقش روزنامه در جمعآوری اطلاعات از مردم برای پروندههای مهم قضایی، مانند پرونده آصفالدوله در مورد دخترفروشی در خراسان، توضیح داده میشود. در ادامه، به اهمیت ثبت احکام قطعی در روزنامه برای جلوگیری از نسخ و ابطال آنها توسط وزرای جدید اشاره شده و این اقدام را راهی برای حفظ استحکام احکام و جلوگیری از تجدید دعویهای مکرر میداند. در نهایت، به نقش روزنامه در شفافسازی روند محاکمات برای عموم مردم و جلوگیری از اتهام قصور به اجزای محاکمه، و همچنین ایجاد شرمندگی در مدعیان برای طرح دعاوی بیاساس اشاره میکند.
موقعیت اجتماعی ایرانیان نزد دولت عثمانی و مردم کرمان و نجف
این متن به وضعیت نامطلوب و مورد تبعیض قرار گرفتن ایرانیان در عراق عرب تحت تسلط دولت عثمانی میپردازد. در این دوره، اعراب نجف و کربلا به ایرانیان ظلم و تعدی میکردند و کنسولگری ایران نفوذی برای حمایت از اتباع خود نداشت. ایرانیان در نظر دولت و ملت عثمانی بیارزش تلقی میشدند و در درگیریها، اعراب با تعصب و عناد، به ایرانیان و حتی شاه ایران توهین میکردند. در مقابل، روسها و انگلیسیها از عزت و احترام برخوردار بودند. همچنین، به درگیریهای داخلی میان دو فرقه "ژگرت" و "شمرت" در نجف اشاره شده که در جریان آن، جان و مال ایرانیان بدون هیچ مسئولیتی از بین میرفت و کنسول ایران مورد تمسخر قرار میگرفت.
عدم مخالفت با مجلس و تقاضای تقید قانون اساسی به احکام شرع
این بیانیه با اشاره به حضور دو ماهه جمعی از علما و مجتهدین در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)، به شایعاتی مبنی بر مخالفت آنان با مجلس پاسخ میدهد. در ابتدا، ماهیت مجلس را نه از اصول دین، بلکه نهادی برای کاهش ظلم و مشورت در امور دولتی معرفی میکند و تأکید دارد که اطاعت از آن واجب شرعی نیست. سپس، با رد اتهام ضدیت با مجلس، بیان میکند که مهاجرین بیش از دیگران خواهان مجلس هستند، به شرطی که اساس آن بر اسلام باشد و احکام شرع در آن رعایت شود. در ادامه، به تلاش عدهای برای تغییر احکام اسلامی به بهانه اقتضای زمان اعتراض کرده و خواستار اتحاد مسلمانان برای اصلاح مفاسد و پریشانی ملت از طریق مجلس میشود. همچنین، به کارشکنیهای منحرفین از دین در مسیر فعالیت مجلس اشاره میکند و از تفرقه افکنی میان علما و فریب عوام انتقاد میکند. در پایان، با تأکید بر لزوم اسلامی بودن نظامنامه مجلس و اجرای احکام شرع، هرج و مرج موجود را ناشی از توقف این نظامنامه میداند و به شایعهای در مورد سفر شیخ فضلالله نوری به صاحبقرانیه و سوءاستفاده از آن برای مقاصد باطل اشاره کرده و خواستار تحقیق و مجازات دروغگویان میشود.
رنج سی ساله ناشی از حمله افغانها به اصفهان
متن با دعایی برای طول عمر و ظهور پادشاهی عادل آغاز میشود که دین ائمه اثناعشر را ترویج دهد و دین حق را به حضرت صاحبالزمان (عج) بسپارد. در ادامه، نویسنده آرزو میکند که اگر در آن زمان زنده نباشد، با ایمان و خوبی زنده شود تا در رکاب آن سرور، انتقام خود را از ازبکها، افغانها، اراذل و اوباش بگیرد و دل خود را شفا بخشد. در پایان، به رنج سیساله ناشی از تصدیع، خواری، تنگی، قحطی و ظلم اشاره میکند و امید دارد که این سختیها موجب تخفیف گناهان و افزایش درجات بهشتی او شود.
دلایل عدم استقرار مشروطیت و لوازم آن در ایران
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا با وجود اقدامات ظاهری مشروطیت، ایران به معنای واقعی مشروطه نخواهد شد. نویسنده دلیل اصلی را عدم وجود دو عامل اساسی میداند: «حس» در ملت و «علم» کافی در میان مردم. در ادامه، ویژگیهای ملتی که دارای «حس» است را برمیشمارد؛ از جمله آگاهی از آزادی، عدم پذیرش استبداد، درک حقوق مشترک، غیرت وطنی و پرهیز از وابستگی به بیگانگان. سپس به اهمیت وجود افراد عالم و دانا برای اداره امور کشور پس از استرداد حقوق ملت اشاره میکند. در بخش پایانی، نویسنده با ابراز تأسف از وضعیت ایران و بیحسی ملت، بیان میکند که مشکلات کشور فراتر از نبود نهادهایی مانند انجمنهای ایالتی و ولایتی یا عدلیه است و دو غم اصلی او، بیحسی ملت و نبود علمای کافی است. در نهایت، با انتقاد از انجمنهایی که به جای پرداختن به مسائل اصلی وطن، به کارهای فرعی مشغولند، بر لزوم بیداری و توجه به ریشههای مشکلات تأکید میکند و مجدداً دو عامل «حس ملت» و «وجود علمای کافی» را شرط اصلی آبادانی و استقرار مشروطیت میداند.
نقشه شوم و توطئهگرایانه استعمار در تأسیس دولت اسرائیل
مقاله با بررسی اهمیت تاریخی و مذهبی فلسطین آغاز میشود و سپس به ورود مسلمانان به این سرزمین و رفتار عادلانه آنها با ساکنان اشاره میکند. در ادامه، به جنگهای صلیبی و جنایات مسیحیان در این دوره پرداخته و نقش این جنگها در رنسانس اروپا را تبیین میکند. سپس، به بلای استعمار و نقش انگلستان در تجزیه امپراتوری عثمانی و تحریک اعراب علیه آن میپردازد. مقاله به تفصیل قرارداد سایکس-پیکو و وعده بالفور به یهودیان را شرح میدهد و عوامل تشکیل دولت اسرائیل، از جمله مهاجرت یهودیان، انتقال اراضی و امتیازات سیاسی و اقتصادی اعطا شده توسط انگلستان را بررسی میکند. در ادامه، شورشهای اعراب و نقش سران کشورهای عربی در خاموش کردن آنها، طرح تقسیم فلسطین توسط استعمارگران و مخالفت اعراب با آن، و همچنین مکر و حیلههای انگلستان برای تثبیت جای پای یهود در فلسطین را بیان میکند. مقاله به دخالت آمریکا و سازمان ملل در تأسیس اسرائیل و نقش آنها در ظلم به اعراب اشاره کرده و جنایات یهودیان در زمان تخلیه فلسطین توسط انگلستان را شرح میدهد. در پایان، به اعلام استقلال اسرائیل، جنگهای اعراب و اسرائیل، ظلم فاحش در تقسیم اراضی، کمکهای استعمارگران به اسرائیل، فاجعه آوارگان فلسطینی و نقش آن در زنده نگه داشتن مسئله فلسطین، و در نهایت، خطرات یهود و راههای مبارزه با اسرائیل میپردازد.

ابراز تأسف از اقدامات رژیم شاه در قتل و جرح مردم و دستگیری مراجع و علما
متن با حمد و ثنای الهی و ابراز تأسف عمیق از حوادث اخیر آغاز میشود که شامل قتل و جرح مردم بیگناه و دستگیری آیتالله خمینی، آیتالله قمی و آیتالله محلاتی شیرازی و دیگر علما است. در ادامه، مسئولین امنیت کشور به دلیل گستاخی در معرفی مراجع عظام به عنوان موافق اموری که با شرع مطهر مغایرت دارد، مورد انتقاد قرار میگیرند. سپس، به اولیای امور تذکر داده میشود که اعمال ضدانسانی نسبت به علما و مردم بیدفاع نه تنها به رفع مشکلات کمک نمیکند، بلکه موجب تشدید اوضاع، ایجاد تفرقه و وخامت بیشتر خواهد شد. در پایان، از خداوند متعال برای حفظ اسلام و مسلمین در برابر حوادث طلب یاری میشود.

حقوق بشر
سخنرانی با تأکید بر حقوق ذاتی انسانها آغاز میشود و بیان میکند که این حقوق فارغ از جایگاه اجتماعی، ثروت، دین یا نژاد برای همه بشر ثابت است. سپس به نقد شدید حکام و اعیان مملکت میپردازد که رعایا را همچون حیوان فرض کرده و حقوق آنها را نادیده میگیرند و این وضعیت را ناشی از تملق شاعران و چاپلوسان میداند. در ادامه، به مقایسه با حکومت عادلانه کریمخان زند میپردازد که خود را «وکیلالرعایا» مینامید و این رویکرد را نمونهای از سلطنت مشروطه میداند. سپس به دو نوع استبداد جسمانی (حکام ظالم) و روحانی (علمای سوء) اشاره میکند. استبداد جسمانی را با مثالهایی از ظلم حکام و فساد اداری و مالیاتستانی بیرویه شرح میدهد و وضعیت اسفناک سربازان را نتیجه این فساد میداند. برای اصلاح امور نظامی، پیشنهاد میکند که کار به اهلش سپرده شود و ظلالسلطان را برای وزارت جنگ مناسب میداند، مشروط بر اینکه وزیر جنگ تابع قانون و مسئول در برابر مجلس باشد. در بخش استبداد روحانی، به علمای دنیاپرست و فاسق میپردازد که با اعمال خود، دین مردم را متزلزل میکنند و با استناد به احادیث، آنها را بدترین فقها میخواند. در پایان، به اهمیت شناخت حقوق فردی و ملی اشاره میکند و ملت ایران را به دلیل غفلت و جهل، «ملت میته» مینامد. همچنین به بیتفاوتی نسبت به قراردادهای خارجی (مانند قرارداد ۱۹۰۷) که سرنوشت ایران را تعیین میکنند، انتقاد میکند و وضعیت مجلس شورای ملی را نیز به دلیل عدم وجود وکلای کاردان و متدین، نامطلوب میداند و خواستار حضور افراد شایسته در مجلس میشود.

اعتراض شدید نسبت به تظلمات مأموران مالیاتی
متن با اشاره به عدم دریافت پاسخ از مجلس پس از اظهار وضعیت نابسامان، به تراکم ظلم و تعدی مأموران مالیاتی اشاره میکند. در ادامه، اعلام میشود که انجمن ولایتی یزد به دلیل شرایط موجود و احساس تکلیف شرعی، از روز شنبه پانزدهم تعطیل خواهد شد و اعضا به انتظار و صبر روی خواهند آورد.
رد فتوای علمای ماوراءالنهر بر حلیّت قتل و غارت مردم مشهد و بازداشتن عبدالله خان دوم ازبک از ارتکاب آن
این نامه با اشاره به اهمیت متابعت از قرآن و عترت طاهره، به ویژه امام رضا (ع)، به نقد فتوای علمای ماوراءالنهر میپردازد که حکم به کفر شیعه و جواز قتل و غارت مردم مشهد دادهاند. نویسنده با استناد به کتب شیعه و اهل سنت، دلایل علمای ماوراءالنهر را مبنی بر مدح خلفای ثلاث و کفر شیعه در ذم ایشان، رد میکند. او با ذکر مخالفتهای صحابه با پیامبر (ص) در زمان حیات ایشان، مانند ماجرای قلم و کاغذ و تخلف از جیش اسامه، و همچنین آزار حضرت فاطمه (س) توسط خلفا، اثبات میکند که این اعمال با وحی و نص پیامبر (ص) در تضاد بوده و نمیتواند دلیلی بر حقانیت خلافت ایشان باشد. در ادامه، نویسنده به نقد استدلال علمای ماوراءالنهر مبنی بر «صاحب پیغمبر بودن ابوبکر» میپردازد و با استناد به آیات قرآن و تفاسیر، نشان میدهد که مصاحبت لزوماً دلیل بر خوبی و حقانیت نیست. همچنین، به نقد دیدگاه آنان درباره عایشه و جنگ او با امیرالمؤمنین (ع) میپردازد و با اشاره به حدیث «حربک حربی»، عمل عایشه را مورد طعن قرار میدهد. در پایان، نویسنده با تأکید بر لزوم انصاف و پرهیز از تعصب، فتوای علمای ماوراءالنهر را مبنی بر حلیت قتل و غارت مردم مشهد ناتمام میداند و از آنان میخواهد که با موعظه حسنه، از برافروختن آتش فتنه و نابودی مردم جلوگیری کنند و به عواقب فتوای خود در روز قیامت بیندیشند. او همچنین به اهمیت احتیاط در فتوا و پرهیز از اغراض دنیوی اشاره میکند و از علمای ماوراءالنهر میخواهد که به جای صدور فتوای قتل، به زیارت امام رضا (ع) مشرف شوند.
ضرورت کمک به تأسیس بانک ملی در کشور
نامه با اشاره به دریافت نامهای از مخاطب و پرسش از احوال او آغاز میشود. سپس به نقش اهالی فارس در بیداری مردم و روشن شدن آفاق ایران به نور شریعت، تمدن، ملتپرستی و دینداری اشاره میکند. در ادامه، نویسنده به تشریح ده فایده و حسن حکومت مشروطه و مجلس شورای ملی میپردازد. این فواید شامل افزایش قدرت دفاعی کشور در برابر بیگانگان، اتحاد دولت و ملت، بهرهگیری از خرد جمعی به جای رأی فردی، جلوگیری از فساد و خیانت مسئولان، رونق اقتصادی و صنعتی، جلوگیری از سوءاستفاده کارگزاران، ایجاد حس مالکیت و آبادانی در مسئولان، ممانعت از ظلم حکام ایالات و ایجاد امنیت و رونق سرمایهگذاری میشود. در پایان، نویسنده با تأکید بر اینکه ایران با اجرای کامل مشروطیت و میزان شرع، راه صدساله را یک شبه خواهد رفت، از مخاطب میخواهد که در تشکیل مجلس و انتخاب نمایندگان تسریع کند.
تأیید مشروطیت و رد نظرات علمای منتقد و مخالف
این رساله در پاسخ به پنج مغالطه مطرح شده توسط مخالفان مشروطه نگاشته شده است. در ابتدا، به نقد این دیدگاه میپردازد که دین اسلام کامل است و نیازی به قانون جدید ندارد و وکلا حق قانونگذاری ندارند. پاسخ میدهد که وظیفه وکلا قانونگذاری در امور عرفی و سیاسی است، نه احکام شرعی، و هدف مشروطه محدود کردن استبداد و حفظ نظم مملکت است. در ادامه، به مغالطه دوم که ولایت در امور سیاسی را مختص مجتهدین میداند، پاسخ میدهد که مجلس شورا باید از مجتهدین خالی نباشد و حاکم شرع نیز باید با مشورت عقلا عمل کند. مغالطه سوم درباره اعتبار اکثریت آرا در قانونگذاری و منافات آن با مذهب شیعه را رد میکند و توضیح میدهد که نظر اهل خبره در امور سیاسی ملاک است و در صورت تعارض، رأی اکثریت اهل خبره ترجیح دارد. مغالطه چهارم که برابری اهل ذمه با مسلمانان را نفی میکند، با استناد به قوانین اولیه اسلام و حقوق اهل ذمه در پناه اسلام پاسخ داده میشود. در نهایت، مغالطه پنجم که آزادی قلم و مطبوعات را به معنای آزادی در محرمات میداند، با تاکید بر حفظ شرف مردم و ممنوعیت محرمات در سایر مواد قانونی رد میشود و مواردی که غیبت و افشای معصیت جایز است، توضیح داده میشود. در پایان، نویسنده هدف خود را آگاهیبخشی به امت و دفع اباطیل عنوان میکند.

اظهار امتنان از ایل بختیاری جهت براندازی حکومت محمدعلی شاه و درخواست همکاری آنها با مجاهدان آذربایجانی
متن با ابراز خرسندی از اقدامات ایل بختیاری در اصفهان برای براندازی حکومت محمدعلی شاه و تثبیت مشروطیت آغاز میشود. در ادامه، به سابقه درخشان این ایل در خدمت به دین و اسلام اشاره شده و اقدامات اخیر آنها مایه افتخار ابدی دانسته میشود. سپس، بر لزوم اتحاد و همکاری تمام ملت برای ریشهکن کردن ظلم و استبداد و استحکام عدالت و مشروطیت تأکید شده و از ایل بختیاری خواسته میشود تا با ملت آذربایجان و سایر عدالتخواهان کشور در ارتباط باشند و برای حفظ دین و منافع ملی، یکدل و یکجهت تلاش کنند.

اعتراض و نارضایتی عمومی مردم کشور
تایید مجلس شورای ملی
متنی خطاب به علمای تبریز، در پاسخ به تلگراف آنها و ابراز نگرانی از استبداد و خیانت. در این متن، نویسندگان بر این باورند که اقدامات ظالمانه بدون اطلاع شاه صورت میگیرد. سپس، بر وجوب تأسیس مجلس شورای ملی به عنوان ابزاری برای رفع ظلم، ترویج احکام شرعی، حفظ اسلام و صیانت از مذهب جعفری تأکید شده و مخالفت با آن را غیرجایز میدانند. در پایان، ابراز امیدواری شده است که شاه با این ملاحظات موافقت کرده و استقلال خائنین را از بین ببرد.


زیانهای بدی باطن وزرا و دولتمردان
متن با حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) آغاز میشود که آفت وزرا را بدی باطن معرفی میکند. توضیح داده میشود که وزیری با باطن ناپاک و نفاقورز، به آزار و اذیت مردم میپردازد و این عمل به تباهی دنیا و آخرت او منجر میشود. تأکید میشود که وزرا باید باطن خود را با مردم صاف و بیغش کنند تا اعمالشان از روی دشمنی نباشد، بلکه بر اساس استحقاق و سزاواری باشد. در ادامه، دلیل اختصاص این مفهوم به وزرا بیان میشود؛ به این دلیل که وزرا قدرت زیادی دارند و بدی باطن آنها میتواند به اذیت و آزار گسترده مردم منجر شود، در حالی که افراد عادی چنین قدرتی ندارند. همچنین اشاره میشود که پادشاهان اگرچه قدرت بیشتری دارند، اما چون بدی باطن و دشمنی آنها با مردم نادر است، این آفت کمتر شامل حالشان میشود.
شرح جنایات صدام حسین نسبت به مردم عراق و ایران و محکومیت او به سبب اشغال کویت و درخواست مجازات وی و همراهانش، به رسمیت شناختن معارضان عراقی توسط سازمان ملل متحد
این نامه با سلام و درود به دبیرکل سازمان ملل متحد آغاز میشود و بحران اشغال کویت را نتیجه طبیعی بحران حکومت خودکامه صدام حسین در عراق میداند. در ادامه، نگارنده به تشریح ده حقیقت درباره رژیم عراق میپردازد: عدم دموکراتیک بودن حکومت و روی کار آمدن آن از طریق کودتا، خونریزیهای گسترده و اعدامهای بیرویه، ناممکن بودن هرگونه مخالفت با رژیم و وضعیت مخالفان (شهدا، زندانیان، آوارگان و مهاجران)، شناخت عمیق مردم عراق از جنایات صدام، حمایت قبلی بسیاری از دولتها از رژیم صدام و سرپوش گذاشتن بر جنایات او، عدم حمایت سازمانهای حقوق بشری از قربانیان صدام، محکومیت اشغال کویت توسط اپوزیسیون عراق و جدا دانستن حساب ملت از رژیم، وضعیت ارتش عراق که همچون ملت تحت فشار است و لزوم مجازات صدام و اطرافیانش به جای مردم، و در نهایت، لزوم به رسمیت شناختن اپوزیسیون عراق به عنوان نماینده واقعی ملت. نامه با درخواست از رسمیت انداختن رژیم موجود عراق و به رسمیت شناختن اپوزیسیون یا حداقل مشارکت دادن آنها در تصمیمگیریهای بینالمللی مربوط به عراق پایان مییابد.

محکومیت حمله اسرائیل به غزه و سکوت شورای امنیت و مجامع بینالمللی در برابر آن
متن با اشاره به آیه «وَ قاتِلَوا فِی سَبِیل اللهِ الَّذِینَ یُقاتِلَونَکُم» آغاز میشود. سپس به محکومیت حملات رژیم صهیونیستی به غزه و سکوت مجامع بینالمللی و شورای امنیت در برابر این جنایات میپردازد. در ادامه، ضمن ابراز همدردی با خانواده شهدا، مجروحان و آوارگان فلسطینی، بر رزمندگان فلسطینی درود فرستاده و رهایی قدس شریف از اشغال صهیونیستها را از خداوند متعال مسئلت میکند.

بیان انحرافها و زیانهای مشروطه
متن با اشاره به ورود شیخ فضلالله نوری به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و تلاش برخی برای تحریف مقاصد او آغاز میشود. نویسندگان تأکید میکنند که هدف مهاجرین، مخالفت با اصل مجلس شورا نیست، بلکه اصلاح آن و جلوگیری از نفوذ افراد بیدین و مروج کفر است. در ادامه، به وضعیت نابسامان کشور پس از تشکیل مجلس اشاره شده و از افزایش ظلم، خونریزی، تاراج اموال و رواج فحشا و بیدینی انتقاد میشود. متن به نفوذ افراد لامذهب و آزادیخواه در مجلس و ترویج افکار غربی اشاره کرده و از علمای نجف میخواهد که مجلس را بر اساس اصول اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر اداره کنند. در پایان، نویسندگان بر وحدت نظر مهاجرین و علمای نجف در مورد مجلس اسلامی تأکید کرده و مخالفان را پیروان فرقههای بابیه و فرنگیمآب میدانند که به دنبال مجلسی شبیه پارلمانهای اروپایی هستند و به تقویت اسلام و حفظ دماء مسلمین توجهی ندارند.
شکایت از فتنهانگیزی و تفرقهافکنی میرزا احمدخان دریابیگی (حاکم بنادر جنوب)
این نامه با اشاره به انتخاب وکلای انجمن ایالتی در بنادر جنوب، به تشریح اقدامات میرزا احمدخان دریابیگی، حاکم بنادر، برای اخلال در روند مشروطیت میپردازد. حاکم با تحریک اشرار و ایجاد تفرقه میان تجار و علما، مانع از تشکیل انجمنهای ولایتی و اعزام وکلای بلوکات به تهران شده است. همچنین، با بهانهجویی و سوق اردو به مناطق مختلف، به غارت اموال مردم و کسب منافع شخصی میپردازد. در پایان، بر لزوم عدم پذیرش هزینههای این اردوها توسط وزارت مالیه و تحقیق در مورد این اقدامات تأکید میشود.
مراد از آزادی
متن با اشاره به مباحث روزنامهها و مجالس درباره آزادی بیان، قلم، تن و مذهب آغاز میشود و نویسنده خواستار توضیح دقیق این مفاهیم برای عموم مردم است. در ادامه، به نقد برداشتهای افراطی از آزادی میپردازد و بیان میکند که آزادی مطلق، منجر به بینظمی، توهین به مقدسات و علما، و حتی مخالفت با حاکمیت میشود که با قوانین شرع و نظم مملکت در تضاد است. با استناد به آیات قرآن درباره ادب در مواجهه با فرعون و حدیث امیرالمومنین (ع) درباره ادب به عنوان سر عقل، بر لزوم رعایت ادب در قبال سلاطین و علما تأکید میکند. در بخش پایانی، به نقش مجلس شورای ملی در اجرای قوانین شرعیه و نشر عدالت اشاره کرده و تأکید میکند که آزادی واقعی در گرو امر به معروف و نهی از منکر است که سالهاست در ایران متروک مانده است. در نهایت، مشکلات و گرفتاریهای مردم ایران را نتیجه عدم ممانعت از ظلم و خیانت حکام و عمال خائن میداند که منجر به تضعیف دولت و ملت شده است.
انتقاد از حرمت شکنی مطبوعات
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا ایرانیان به اهداف خود نمیرسند و همواره در مسیر پیشرفت سرگردان میمانند. سپس با ذکر مثالی از شرکتهای اروپایی که با اتحاد و اتفاق، ثروت را به کشور خود جلب میکنند، به نقد تقلید ناقص ایرانیان از این الگو میپردازد. اشاره میشود که چگونه شرکتهای متعددی با نامهای مختلف تأسیس شدهاند، اما هیچیک به نتیجه نرسیدهاند. در ادامه، به گسترش مدارس و سپس روزنامهها در دوران مشروطه اشاره میشود و بیان میگردد که چگونه بینظمی و بیاصولی در کار مطبوعات، باعث انزجار مردم از روزنامهها شده است. در پایان، به تلاش علما، وکلا و وزرا برای وضع قانون مطبوعات و محدود کردن آزادی قلم اشاره میشود و این اقدام را نتیجه عملکرد نامناسب صاحبان جراید میداند که با انتقادات تند خود، دلهای هموطنان را جریحهدار کردهاند.
تقبیح اقدامات ضد انسانی و ضد اسلامی ساواک
این نامه با شرح بازداشت شش ماهه نویسندگان در قزلقلعه و تضییقات اعمال شده بر آنان آغاز میشود. به بازرسی غیرقانونی منزل، ضبط کتب و وجوه شرعیه، اهانت و شکنجه در مراحل بازجویی اشاره شده و از آسیبهای جسمی وارده به فرزند حسینعلی منتظری و حمله مأموران به منزل عبدالرحیم ربانی شیرازی که منجر به سقط جنین و بیماری خانوادهاش شد، سخن به میان میآید. در ادامه، به سابقه تلاش برای اصلاح حوزه علمیه قم و سوءاستفاده ساواک از این جلسات برای پروندهسازی علیه منتقدان دولت و تبعید امام خمینی پرداخته میشود. سپس، به پیشنهاد ساواک برای تبعید داوطلبانه از قم اشاره شده که به دلیل مغایرت با موازین دینی، قانون اساسی و حقوق بشر رد میشود. در پایان، دولت به از بین بردن آزادی قلم و بیان، جلوگیری از امر به معروف و نهی از منکر روحانیت، تضعیف روح دینی و اخلاق اسلامی در جامعه، ترویج فساد و تصویب قوانین ضد اسلامی متهم شده و نسبت به خطر جدی برای اساس دین و مذهب در کشور هشدار داده میشود. نامه با ابراز تأسف از وضعیت موجود و تأکید بر تحمل سختیها برای حفظ اسلام و کشور، خواستار تشکیل محکمهای صالح برای رسیدگی به اقدامات غیرقانونی دولت میشود.

اصرار مشروطهخواهان تبریز در تدوین سریع متمم قانون اساسی
گزارشی از اصرار وکلای آذربایجان در تهران برای تسریع در تدوین متمم قانون اساسی و مخالفت شدید علما با این عجله به دلیل عدم تطبیق با احکام شریعت ارائه شده است. در تلگرافخانه تبریز، متحصنین به رغم درخواست مهلت از تهران، تنها ده روز فرصت میدهند. در این میان، نویسنده با اشاره به کلی بودن قانون اساسی و نیاز به زمان و دقت برای تدوین آن، پیشنهاد میکند که نظامنامههای بلدی و امثال آن در اولویت قرار گیرند. این پیشنهاد با مخالفت شدید عوامالناس مواجه میشود و در نهایت، یکی از حاضران در پاسخ به سؤال نویسنده درباره عدم تحقق خواستهها در مهلت مقرر، از احتمال تشکیل جمهوری سخن میگوید. در پایان، به هیجان عمومی و برپایی چادر در حیاط تلگرافخانه و حیاط همسایه آن اشاره شده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
ایجاد هراس در میان مردم نسبت به مشروطه خواهان
متن با خطاب به مشروطهخواهان و آزادیطلبان آغاز میشود و نسبت به مشروطه مشروعهخواهان هشدار میدهد. در ادامه، مشروعهخواهان را مستبدینی معرفی میکند که قصد دارند استبداد را در پوشش دین احیا کرده و با حربه تکفیر، ظلم و ستمگری را رواج دهند. متن بیان میکند که این گروه آزادی و عدالت را مخالف دین اسلام جلوه میدهند تا مردم عوام را فریب داده و مشروطیت را از بین ببرند. در پایان، مشروعه مشروعهخواهان را به عنوان استبداد و کهنهپرستی در لباس جدید معرفی میکند که قصد دارند دستاوردهای ملت را از بین ببرند و ایران را ناتوان از آزادی و تمدن نشان دهند تا مردم برای همیشه در بندگی و بردگی باقی بمانند.
بیان اقدامات افراطی و اخلالگریانه مشروطهخواهان تندرو قفقاز و تبریز
این متن با اشاره به مطالبه متمم قانون اساسی آغاز میشود و نویسنده به بحث و جدل خود با گروهی از افراد درباره زمان نامناسب این مطالبه و پاسخ نامربوط به سؤال علمای تهران میپردازد. در ادامه، یکی از افراد حاضر که از قفقاز آمده بود، با اشاره به بستن راهآهن در قفقاز و مجبور شدن دولت به دادن دوما، پیشنهاد بستن بازار تبریز را مطرح میکند. نویسنده با این اقدام مخالفت کرده و استدلال میکند که بستن بازار در تبریز برخلاف قفقاز، ضرری به دولت نمیرساند و تنها به ملت آسیب میزند. با این حال، پیشنهاد او پذیرفته نمیشود و صبح روز بعد بازار بسته شده و به تلگرافخانه هجوم میبرند. در این میان، گروهی از فدائیان قفقازیه با تشکیل «مرکز غیبی» خود را مشاور مردم معرفی میکنند و افرادی تندرو را برای هتک حرمت اعیان و اشراف به میان مردم میفرستند. در نهایت، جمعی از اوباش و غوغاگران به تحریک و ایجاد آشوب میپردازند.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست از علمای ایران برای ایجاد وحدت میان آحاد مردم و تلاش در جهت استقرار مجدد مشروطیت
این نامه با اشاره به وضعیت اسفبار ایران و مصائب ملت، علمای شیعه را مخاطب قرار داده و از آنان میخواهد که با توجه به مقام امامت و پیشوایی خود، برای حفظ اسلام و حمایت از مسلمین اقدام کنند. بر ضرورت اتحاد و اتفاق میان ملت و نقش علما در تحقق آن تأکید شده است. در ادامه، به خفقان ناشی از ظلم و ستم غاصبان حقوق ملت اشاره شده و از علما خواسته شده تا مردم را از غفلت بیدار کرده و به آنان بفهمانند که دفع شر ظالمین تنها با اتفاق ملت ممکن است. نامه، استقرار دولت مشروطه را تنها راه نجات و سعادت دنیا و آخرت مسلمین دانسته و عدالت، مساوات، امنیت و ترویج شریعت را از نتایج آن برمیشمارد. همچنین، به نقش علما در تبیین مفهوم مشروطه و لزوم مجاهدت همگانی برای تحقق آن اشاره شده است. در پایان، از علما خواسته شده تا با تمام توان برای احیای ملت و حفظ استقلال دولت اسلامی از طریق ایجاد اتفاق و استقرار مشروطه تلاش کنند، چرا که در غیر این صورت، کشور در معرض سلطه بیگانگان قرار خواهد گرفت.
لزوم عدم تخلف از ماده دوم متمم قانون اساسی، رسیدگی به وضعیت مطبوعات و آموزش و پرورش، و تدوین قوانین قضایی منطبق بر شرع
این نامه با تبریک به ناصرالملک آغاز میشود و امیدواری به اقدامات اسلامپرستانه و وطنپرورانه را ابراز میکند. در ادامه، بر اهمیت استوار بودن مشروطیت و آزادی ایران بر اساس مذهب رسمی کشور تأکید شده و آن را ضامن مصونیت از خلل و یأس اجانب میداند. سپس، با اشاره به ریشهکن شدن استبداد، بر لزوم مراقبت کامل در عدم تخلف از فصل دوم متمم قانون اساسی و رفع شبهات تأکید میشود. نامه به انتقاد از برخی جراید میپردازد که به جای اشاعه قوانین اسلامی، به تبلیغ قمارخانهها، خرید و فروش مسکرات و اخذ مالیات از آنها میپردازند و خواستار مقابله با این مفاسد و اجرای حدود الهی است. همچنین، بر تهذیب جراید و مطبوعات از مطالب مخالف شریعت و مسدود کردن این ابواب فساد تأکید میکند. در بخش دیگری، به تبعات مقاله مجوسیه در حبلالمتین و داستان بیحجابی زنان در جریده انجمن تبریز اشاره شده و خطر این دشمنان دوستنما را از استبداد سابق بیشتر میداند. در پایان، بر لزوم تهذیب مدارس و مکاتب از منافیات اسلامی، گماشتن معلمان مذهبی و تدوین قوانین عدلیه بر طبق شریعت مقدس جعفری تأکید شده و حفظ مقام قضاوت شرعیه و اتحاد علما و ملت را خواستار میشود.

اعلام حمایت از طرد استعمار انگلیس و ملی شدن صنعت نفت ایران
متن با اشاره به پیامدهای جنگ جهانی دوم و بیداری ملتها آغاز میشود و به افشای مقاصد استعماری دولتهای ستمکار میپردازد. در ادامه، وضعیت ملت ایران را که تحت تأثیر بیلیاقتی زمامداران و حیلهگری عمال انگلیس قرار گرفته، تشریح میکند و ریشه فساد را در تسلط اجانب بر کشور میداند. سپس، سیاستهای ظالمانه انگلستان در غارت نفت ایران و ایجاد هرج و مرج اداری را مورد انتقاد قرار میدهد و ملی شدن صنعت نفت را تنها راه نجات کشور از این وضعیت معرفی میکند. متن به استقبال گسترده مردم از پیشنهاد ملی شدن نفت اشاره دارد و با وجود مخالفت کمیسیون اختصاصی نفت، بر ضرورت این اقدام تأکید میکند. در پایان، با یادآوری بیداری ملتها و تغییر شرایط جهانی، از نمایندگان مجلس میخواهد که با جدیت برای ملی شدن کامل صنعت نفت در سراسر کشور تلاش کنند تا به اسارت جامعه ایرانی پایان داده شود.

ابراز تأسف شدید از سکوت مجامع بینالمللی و اسلامی نسبت به کشتار شیعیان پاراچنار پاکستان و نیجریه و درخواست محکومیت آن از سوی کشورهای جهان به ویژه کشورهای اسلامی و اقدامات لازم برای جلوگیری از تکرار آن حوادث
بیاناتی در خصوص شهادت شیعیان در نیجریه و پاراچنار و ابراز تأسف از سکوت مجامع بینالمللی و اسلامی آغاز میشود. در ادامه، به مظلومیت شیعیان و عدم تهدید آنها برای کشورهای اسلامی اشاره شده و بر لزوم محکومیت این جنایات توسط تمام کشورها، به ویژه کشورهای اسلامی، و اتخاذ تدابیر لازم برای جلوگیری از تکرار فجایع تأکید میشود. در پایان، به همکاری دولت نیجریه با گروه بوکوحرام و قتل شیعیان اشاره شده و ناراحتی امام زمان (عج) از این حوادث غیرانسانی مطرح میگردد.

لزوم فراگیری و گسترش دانشهای جدید و رفع عقب ماندگی علمی و اقتصادی
این نامه با تقدیر از فرمانفرما به دلیل اهتمام به تأسیس دارالفنون آغاز میشود. نویسنده پیشنهاد میکند که پیش از تأسیس دارالفنون، که مقدمات آن هنوز فراهم نیست، به چند اقدام دیگر پرداخته شود. ابتدا، بر تأسیس و انتظام مکاتب ابتدایی، اعدادی و رشدی با نظارت هیئت علمیه و استخدام معلمان متخصص در علوم جدید تأکید میشود. سپس، لزوم تأسیس مدرسه فلاحت و زراعت مطرح میگردد، زیرا ایران کشوری زراعتی است و در بسیاری از نیازها به خارج وابسته است. نویسنده به اقدامات ژاپن و پطر کبیر اشاره کرده و از یأس خود نسبت به تکرار چنین اقداماتی در شرایط فعلی ایران سخن میگوید. او معتقد است که کشورهای خارجی مانع پیشرفت صنعتی ایران میشوند و تنها ابزار و ماشینآلات را میفروشند، نه علم آن را. در ادامه، پنج علت اصلی عقبماندگی و پریشانی کشور را برمیشمارد: اسراف و تبذیر در کالاهای وارداتی، تنزل ارزش پول، کثرت نفوس و قلت درآمد، احتکار و بنکداری، و جهل. برای رفع این مشکلات، پیشنهاداتی ارائه میشود: تقویت مکاتب موجود و تأسیس مدارس جدید، تأسیس مدرسه زراعت و فلاحت، و تشکیل شرکت برای استخراج معادن زغالسنگ و سایر معادن. نامه با تأکید بر اهمیت همت و اراده رجال برای پیشرفت کشور و رهایی از فقر و مسکنت به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
اظهار نگرانی شدید از اقدامات دولت مشروطه بر ضد انقلابیون واقعی
تلگراف با ابراز نگرانی شدید از اقدامات دولت مشروطه آغاز میشود و به بدنام کردن ستارخان و باقرخان و خلع سلاح مجاهدین حقیقی کشور اشاره میکند. در ادامه، به عدم اجرای احکام آیات عظام خراسانی و مازندرانی و مسامحه در پیگیری قاتلین آیتالله بهبهانی اعتراض شده و این وقایع را بدتر از به توپ بستن مجلس میداند. در پایان، از دولت خواسته میشود تا با مشاوره وزرا و رئیسالوزرا، برای تأمین امنیت جنوب و فارس تصمیم عاجل اتخاذ کند.
پاسخ به نگرانی علمای تبریز در عدم پیشرفت امور مجلس
این تلگراف در پاسخ به نگرانی علمای تبریز از عدم پیشرفت امور مجلس و استبداد خائنین نگاشته شده است. نویسندگان ضمن ابراز اطمینان از بیاطلاعی شاه از این امور، بر وجوب تأسیس مجلس شورای ملی به عنوان ابزاری برای رفع ظلم، ترویج احکام شرعیه، حفظ اسلام و صیانت از مذهب جعفری تأکید میکنند. در پایان، ابراز امیدواری شده است که شاه با درک اهمیت این ملاحظات، با مجلس موافقت کرده و استقلال خائنین را از بین ببرد.



تأیید مشروطه و رد دلایل مخالفان آن
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مخالفان مشروطه، مفهوم مجلس و مشروطیت مشروعه را درک کردهاند یا خیر. سپس به دو دسته از مخالفان میپردازد: کسانی که بدون درک، مخالفت میکنند و کسانی که با وجود درک منافع عمومی مشروطه، به دلیل منافع شخصی مخالفت میورزند. در ادامه، به نقد دلایل مخالفان مشروطه میپردازد و استدلال میکند که مجلس شورای ملی نه تنها مضر به حال ملت نیست، بلکه موجب اجرای قوانین شرع و آسایش عمومی است. نویسنده با اشاره به وضعیت پیش از مشروطه، از عدم اجرای احکام الهی و گسترش ظلم و فساد انتقاد میکند و ابراز امیدواری میکند که با تشکیل انجمنهای معارف، دین و احکام شرعیه ترویج یابد. در پایان، به ایرادات مربوط به نحوه انتخاب اعضای مجلس پاسخ میدهد و بر لزوم تغییر فصل پنجم نظامنامه اساسی برای تسریع در انتخاب مجدد وکلا تأکید میکند و از افراد ساکت میخواهد که موضع خود را مشخص کنند.
هدف مشروطهخواهان: بازگشت استبداد
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که هدف از «مشروعهبازی» و مخالفت با «مشروطه» چیست. در ادامه، به تشریح تفاوتهای بنیادین سلطنت مستبده (شخصی) و سلطنت مشروطه (نوعی) میپردازد. سلطنت مستبده را نظامی معرفی میکند که پادشاه در آن حاکم مطلق است و میتواند بدون هیچ محدودیتی در امور داخلی و خارجی تصرف کند، در حالی که در سلطنت مشروطه، حدود اختیارات پادشاه و ملت بر اساس قانون اساسی مشخص شده و پادشاه نمیتواند بدون رعایت قانون و تأیید مجلس، اقدام به تصرف در امور مملکت کند. سپس، نویسنده تأکید میکند که استبداد و مشروطیت ذاتاً ارتباطی به دیانت ندارند و مشروعهخواهان درباری و روسیان درباری با هدف ابطال مشروطیت و بازگرداندن حقوق استبدادی شاه، لفظ «مشروعه» را به «مشروطه» چسباندهاند تا مفهوم خارجی آن را از بین ببرند. نویسنده بیان میکند که مفهوم خارجی مشروطیت عین شریعت است و قانون اساسی ایران نیز با تأیید علمای نجف اشرف، هیچگونه مغایرتی با احکام شرعی ندارد. در پایان، از ملت میخواهد که فریب این خدعهها را نخورند و حقوق مشروع خود را از دست ندهند و به مستبدین اجازه ندهند با تغییر قانون انتخابات، دوباره استبداد را از طریق وکلای خود به کشور بازگردانند.
شرح مضرات حکومت استبدادی و فواید حکومت مشروطه
متن با اشاره به تاریخ استبداد در ایران و تبدیل آن به سلطنت مشروطه در سال ۱۳۲۴ قمری آغاز میشود. سپس به فواید سلطنت مشروطه و مجلس شورای ملی از جمله نظم در وزارتخانهها، صرف صحیح مالیات، توسعه زیرساختها و اجرای قوانین شرعی میپردازد. در ادامه، به مشکل استقراض دولت از کشورهای خارجی و خطرات آن برای استقلال و ناموس ملت اشاره میکند. در نهایت، بر ضرورت تأسیس بانک ملی با سرمایه داخلی تأکید شده و از علما و اقشار مختلف مردم خواسته میشود تا با کمک مالی به این بانک، نیاز دولت به استقراض خارجی را برطرف کرده و استقلال و شریعت را حفظ کنند. همچنین به نقش نظارتی مجلس شورای ملی بر بانک ملی و اطمینان از عدم ضرر و زیان سرمایهگذاران اشاره شده و مزایای این بانک برای تقویت دولت و ملت و کاهش نفوذ اجانب تبیین میگردد.

رد درخواست صدر اعظم و تأکید بر حمایت از مشروطیت
نامه با انتقاد شدید از صدر اعظم آغاز میشود که عدالت را از ظلم تشخیص نمیدهد و با تزویر سخن میگوید. نویسنده با اشاره به کردار شمر در صفین، ادعای اسلامخواهی صدر اعظم را در تضاد با عمل او میداند و تأکید میکند که حقانیت مراجع و پیروانشان بر کسی پوشیده نیست. در ادامه، نویسنده به ادعای صدر اعظم مبنی بر «امر دین و مذهب» بودن موضوع اشاره میکند و با تعجب میپرسد که آیا مراجع دین به دنبال خرابی دین هستند و دولتیان که همواره مخرب بودهاند، اکنون حامی دین شدهاند؟ نویسنده صراحتاً اعلام میکند که اگر هدف از آمدن او به تهران تغییر احکام مراجع باشد، این امر محال است و اگر غرض دیگری است، باید بیان شود. در پایان، نویسنده با موعظه حسنه، صدر اعظم را به تأمل دعوت میکند و میگوید که او را به راه خدا خوانده است. همچنین، اعلام میکند که به تلگرافهای نامربوط پاسخ نمیدهد و تا زمانی که تکلیف جلوگیری از استبداد باشد، حاضر به فعالیت است و در صورت لزوم، آماده مجازات علنی است.

رساندن فریاد مظلومیت ایران از تجاوز استقلالشکنانه انگلستان و روسیه به دولتها و آزادیخواهان جهان
این تلگراف با هدف رساندن صدای مظلومیت ملت ایران به جهانیان، به شرح گرفتاریهای کشور پس از استبداد و تجاوزات روسیه و انگلستان میپردازد. در ابتدا، به بهانهجوییهای دولت روس برای ورود قشون به ایران و تعهدات دروغین آن برای خروج اشاره میکند. سپس، به نقش انگلستان در همراهی با مقاصد نامشروع روسیه و تهدید استقلال ایران میپردازد. در ادامه، اهالی اصفهان با تأکید بر عدم تعرض به اتباع خارجی و حفظ امنیت و تجارت آنها، اعلام میکنند که ناامنی ناشی از دخالت خارجی را بر امنیت تحمیلی ترجیح میدهند و مرگ را بر زندگی مخالف اسلام و استقلال ایران برمیگزینند. در پایان، از جهانیان، به ویژه برادران ساکن عثمانی و پیشوایان دینی، درخواست میشود که فریاد مظلومیت ایرانیان را بشنوند و حمایت خود را از اسلام و استقلال کشور اعلام کنند.
ضوابط انتخاب نمایندگان مجلس شورای ملی
این متن به تبیین ضوابط و معیارهای انتخاب نمایندگان مجلس شورای ملی میپردازد. ابتدا به تعریف «ملی» و «وطنی» و تفاوتهای آنها پرداخته و سپس شرایط لازم برای «ارباب حل و عقد» را که باید از خودخواهی و غرضورزی به دور باشند، تشریح میکند. در ادامه، به لزوم بصیرت و علم کافی نمایندگان به مایحتاج عامه و پرهیز از انتخاب افراد نالایق بر اساس روابط یا ثروت اشاره دارد. همچنین، معیارهای اخلاقی، مالی و علمی یک وکیل ملی را برمیشمرد که شامل پاکدامنی، کسب حلال ثروت، عدم سابقه فساد و تسلط بر علوم مختلف از جمله فقه، جغرافیا، اقتصاد و حقوق بینالملل است. در پایان، تأکید میشود که وکیل ملی باید جامعالاطراف باشد و هدف از وکالت، خدمت به دین و دنیای مسلمین است، نه کسب مال و آمال شخصی.
انتقاد از رکود و جمود فرهنگی جامعه
متن با اشاره به لزوم ترویج علم در جامعه اسلامی آغاز میشود و سپس به نقد وضعیت فرهنگی و اجتماعی ایران میپردازد. نویسنده بیان میکند که در ایران، حتی علوم دینی مانند قرآن و حدیث نیز به دلیل تعارض با منافع و اعمال بزرگان و حاکمان، قابل تدریس و ترویج نیستند. او با ذکر مثالهایی از آیات قرآن و احادیث درباره ظلم، دروغ و رشوه، نشان میدهد که چگونه این مفاهیم با رفتار بزرگان در تضاد است و به همین دلیل، آموزش آنها با مخالفت و خطر مواجه میشود. در ادامه، به وضعیت فقه و اصول، فروع دین (مانند نماز، روزه، خمس و زکات) و اصول دین (توحید و عدل) اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه این مباحث نیز به دلیل عدم رعایت آنها در جامعه و تضاد با منافع قدرتمندان، عملاً کنار گذاشته شدهاند. در پایان، نویسنده با لحنی طنزآمیز به این نتیجه میرسد که نه علوم دینی و نه علوم دنیایی در ایران قابل آموزش نیستند و وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور را اسفناک توصیف میکند.
تقاضای موافقت و مساعدت شاه با مجلس شورا
متن با اشاره به مکاتبات قبلی و با تأکید بر نیت خیرخواهانه نویسندگان برای تقویت دولت و ملت و بهبود وضعیت رعیت آغاز میشود. در ادامه، به پیامدهای منفی عدم تأیید نظامنامه توسط شاه، از جمله تعطیلی امور، تضییع حقوق و سلب امنیت اشاره شده است. در پایان، از شاه درخواست میشود که با تأیید نظامنامه، رفاه حال مردم و آبادانی کشور را در اولویت قرار دهد تا از تقویت بیگانگان و تضعیف داخلی جلوگیری شود.



غیر شرعی بودن قوانین مالیاتی مجلس شورا
متنی با طرح پرسش از وضعیت نابسامان جامعه و شیوع فساد و ستم آغاز میشود و از مرجع تقلید میپرسد که آیا در چنین شرایطی، مراجعه به مجلس شورای ملی برای حل و فصل دعاوی و ظلمها حلال است یا حرام. در پاسخ، ملاقربانعلی زنجانی بیان میکند که از احکام و نیت مجلسیان بیخبر است، اما آنچه از طریق مردم و روزنامهها به او رسیده، حاکی از سختگیری مجلس در مالیات و گمرک است که آن را غیرشرعی میداند. او در ادامه به مشروعیت احکام صادره از سوی مجلس در مورد حقوق مردم میپردازد و تأکید میکند که صدور حکم تنها از عهده مجتهدین و قضات شرع برمیآید و نقش سایر اعضای مجلس در این زمینه صرفاً تأیید و اجرای حکم شرعی است. در پایان، او موضع خود را نسبت به مجلس، نه موافقت و نه مخالفت، بلکه توقف و انتظار برای آشکار شدن واقعیت امور اعلام میکند.

اظهار گلایه از سکوت علمای خراسان در برابر اقدامات دولت و عدم همراهی با مشروطهخواهان
متن با ابراز امیدواری به عنایات الهی آغاز میشود. سپس، نگارنده از دریافت نامهای گلایه میکند که حاکی از تخریب مخالفین و اتهام به ملت بوده و موجب پریشانی او شده است. او وضعیت ایران را اسفناک توصیف کرده و از خسارات مالی و جانی مسلمانان و تضییع حقوق دینی و دنیوی توسط خائنین ابراز تأسف میکند. در ادامه، به خطر افتادن حیات ملت شیعه و مذهب جعفری در برابر هجوم کفار اشاره کرده و از بیتفاوتی اهالی برخی مناطق ایران، به ویژه خراسان، انتقاد میکند. نگارنده تأکید میکند که قوای ملت برای مقابله با مخالفان کافی است و تنها نیاز به حس اسلامیت دارند. او از مخاطب میخواهد که مردم خراسان را از غفلت و بیحسی خارج کند و یادآور میشود که سکوت آنان نه تنها موجب شرمساری اوست، بلکه روح پیامبر اسلام را نیز غمگین میسازد. در پایان، با اشاره به پیشرفتهای مشروطهخواهان در سایر نقاط ایران مانند آذربایجان، کرمان، فارس، گیلان، کرمانشاهان، همدان و اصفهان، از اهالی خراسان میخواهد که به این حرکت بپیوندند و سکوت نکنند.

شرایط لازم رهبری جامعه اسلامی و راهکارهایی جهت جبران عقبماندگی و پیشرفت کشور
این رساله با تأکید بر جامعیت دین اسلام و نقش حیاتی علما در حفظ و پیشبرد آن آغاز میشود. نویسنده با اشاره به جایگاه ائمه و پیامبران به عنوان رهبران جامع روحانی و جسمانی، وظایف علما را در عصر غیبت امام زمان (عج) تبیین میکند. در ادامه، به نقد وضعیت موجود جامعه اسلامی و ایران میپردازد و عواملی چون غفلت علما از مسائل سیاسی و اجتماعی، ضعف مالیه، عدم توسعه علوم و صنایع، و مشکلات ناشی از بیکاری و فساد در طبقات مختلف جامعه (از جمله برخی روحانیون، سادات، مرثیهخوانان، دراویش، زنان و ملاکین) را برمیشمارد. در بخش پایانی، راهکارهایی عملی برای جبران عقبماندگی و پیشرفت کشور ارائه میدهد که شامل تشکیل دارالفنون اسلامی در ایران، آموزش علوم جدید، تأسیس راهآهن حسینی و جمعآوری کمکهای مالی از مسلمانان برای تقویت قوای دفاعی و اقتصادی است. نویسنده بر لزوم حضور فعال علما در صحنه اجتماع و سیاست، و دوری از انزوا و خانهنشینی تأکید میکند و این اقدامات را برای حفظ استقلال و شوکت اسلام و ایران ضروری میداند.
تشویق مردم ایران به برکناری رژیم محمدعلی شاه
این تلگراف در پاسخ به تحصن علمای خراسان صادر شده است. در آن، علمای خراسان به پایداری در برابر ظلم و استبداد تشویق شدهاند و این اقدام را از مهمترین واجبات دینی برشمردهاند. همچنین، بر لزوم دفاع در برابر بیدینیان تأکید شده و از مخاطبان خواسته شده است که اخبار جدید را اطلاع دهند.


نشانههای خواص و عوام اهلهدایت و ضلالت
متن با طرح پرسشی درباره نشانههای اهل هدایت و ضلالت آغاز میشود. در پاسخ، ابتدا به ویژگیهای علمای اهل هدایت اشاره میکند که شامل مطابقت گفتار و کردار، توجه به علوم باطن و آخرت، پرهیز از تجملگرایی، تواضع، دوری از سلاطین و احتیاط در فتوا دادن است. سپس به عوام اهل هدایت میپردازد که از این علما پیروی میکنند. در ادامه، به تشریح ویژگیهای علمای اهل ضلالت میپردازد که شامل عدم مطابقت گفتار و کردار، توجه به علوم دنیوی، تجملگرایی، رغبت به مناظره و جدل، تکبر و شتاب در فتوا دادن بدون پشتوانه شرعی است. در نهایت، عوام اهل ضلالت را کسانی معرفی میکند که از این علما پیروی میکنند و نتیجهگیری میکند که هرچه فرد به گروه اول نزدیکتر باشد، به هدایت نزدیکتر و هرچه به گروه دوم نزدیکتر باشد، به ضلالت نزدیکتر است.
تقاضای عزل علاء الدوله از حکومت فارس
این نامه با خطاب به اعضای دارالشورای ملی و وزیر داخله آغاز میشود و به پنجاه روز شکایت از ظلم پسران قوام اشاره دارد که به دلیل رشوه یا بدبختی مردم، بینتیجه مانده است. نویسندگان تأکید میکنند که هدفشان صرفاً رفع ظلم پسران قوام، اجرای مشروطیت و حفظ آبرو از هتاکی علاءالدوله است و هیچ غرض دیگری ندارند. در ادامه، درخواست میشود که حاکمی غیر از علاءالدوله تعیین شود و پسران قوام و دیگر افراد مرتبط احضار شوند تا کشور به آرامش برسد. در پایان، انجمن اسلامی و ملت متحصن شاه چراغ هشدار میدهند که غفلت در تحقق خواستههای ملت، به خرابی کشور و مسئولیت الهی منجر خواهد شد.


امریکا عامل فتنهانگیزی در لبنان، انتقاد از هراس سیاستمداران و سازمانهای سیاسی لبنان و سکوت و بیتفاوتی کشورهای عربی نسبت به جنایات اسرائیل در آن کشور، لزوم استمرار جهاد و مقاومت در برابر امریکا و اسرائیل
سخنرانی با تجلیل از شخصیت و مجاهدتهای شهید سید عباس موسوی آغاز میشود و او را فردی صادق، آزاده و متعهد به رسالت جهانی اسلام معرفی میکند. در ادامه، به نقد سیاستهای امریکا و غرب در منطقه، بهویژه نقش فتنهانگیز امریکا در لبنان و تلاش برای جلوگیری از استقلال ملتها میپردازد. سخنران از بیتفاوتی کشورهای عربی و هراس برخی سیاستمداران لبنانی در برابر اسرائیل و امریکا انتقاد کرده و بر لزوم استمرار مقاومت و جهاد در برابر استکبار تأکید میکند. همچنین، به نقش رسانهها در ترویج قدرت امریکا و تلاش برای ناامید کردن ملتها اشاره میکند و در پایان، شهادت سید عباس موسوی را نمادی از مقاومت و بیداری امت اسلامی در برابر ظلم و استکبار میداند و بر لزوم ادامه راه او تأکید میکند.
رد شبهات مربوط به قصاص و فلسفه آن در اسلام
متن با طرح سؤالی درباره مقالهای در جراید تهران آغاز میشود که حکم قصاص را موجب حیات بشری نمیداند و آن را رفتاری وحشیانه تلقی میکند. این مقاله، مسلک نفی قصاص را صحیح دانسته و نویسنده آن را طرفدار این مسلک معرفی میکند. انتشار این دیدگاه، موجب اختلافنظر شده که آیا این کلام موجب خروج از دین اسلام است یا خیر. درهالنجف در پاسخ به این سؤال، ابتدا بیان میکند که اگر مقصود، بررسی وضعیت اعتقادی نویسنده مقاله باشد، این امر در صلاحیت محاکم شرعی است. اما اگر هدف، بررسی محتوای مقاله از منظر اسلامی باشد، به تشریح آن میپردازد. در ادامه، سه مطلب اصلی را مطرح میکند: اول، فساد موجود در عبارت مقاله؛ دوم، فساد مترتب بر نشر چنین مقالاتی؛ و سوم، پاسخ به شبهه مطرح شده علیه قصاص. در بخش اول، به انکار این که قصاص موجب حیات بشری است، اعتراض میکند و آن را خلاف نظر انبیا و ائمه میداند و معتقد است که چنین دیدگاهی، فرد را از جرگه مسلمین خارج میکند. در بخش دوم، به خطرات نشر مقالات خلاف ضروریات دین برای تزلزل اعتقادات مردم اشاره میکند و خواستار جلوگیری از انتشار کتب ضلال میشود. در بخش سوم، به تفصیل به فلسفه جزا و تفاوت آن با انتقام میپردازد و قصاص را نه از باب انتقام، بلکه از باب احقاق حق و تعدیل بشری میداند. در پایان، به مقاله دیگری با امضای «نیش» که در جریده ایران نو منتشر شده، پاسخ میدهد و ادعای او مبنی بر مخالفت «بهترین نمایندگان بشریت» با قصاص را رد میکند و با استناد به آیات قرآن و احکام انبیا و همچنین قوانین برخی کشورهای غربی، حقانیت قصاص را اثبات میکند.
تحولخواهی و تحولآفرینی امام خمینی در عرصههای دینی، اخلاقی، فکری، و سیاسی مردم و جامعه ایران
سخنرانی با حمد و ثنای الهی و اشاره به اهمیت گفتگو درباره امام خمینی آغاز میشود. محور اصلی سخنرانی، روحیه تحولخواهی و تحولآفرینی امام خمینی است که از دوران جوانی در ایشان وجود داشته و در عرصههای مختلف جامعه ایران، از جمله روحیه خمودگی و تسلیم، نگاه حقارتآمیز مردم به خود، مطالبات اساسی، نگاه به دین، نگاه به آینده، مبانی معرفتی فقهی و نگاه به نسل جوان، تحولات عمیقی ایجاد کرده است. در ادامه، به تحول در نگاه به قدرتهای جهانی و ابرقدرتها اشاره میشود و تأکید میگردد که امام این تحولات را از خدا میدانست. سپس، سخنرانی به لزوم درس گرفتن از امام و ادامه رویکرد تحولی در جامعه میپردازد و به پیشرفتهای علمی و دفاعی کشور پس از رحلت امام اشاره میکند. در بخش بعدی، به نکاتی درباره تحول صحیح، از جمله نیاز به پشتوانه فکری اسلامی و پرهیز از استحاله فکری (تجدد پهلوی) و سطحینگری پرداخته میشود. در پایان، به لزوم نترسیدن از دشمن در مسیر تحول و وضعیت آشفته آمریکا به عنوان نمونهای از رسوایی قدرتهای جهانی اشاره شده و سخنرانی با دعا برای پیشرفت ملت ایران و اقتدار جمهوری اسلامی به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
درخواست از آخوند محمدکاظم خراسانی جهت عزل دریابیگی از حکومت بوشهر
نامهای به آخوند خراسانی ارسال شده که در آن نویسنده به اقدامات دریابیگی، حاکم بوشهر، اعتراض میکند. نویسنده ابتدا به سابقه مکاتبات خود اشاره کرده و سپس به تشریح اقدامات دریابیگی میپردازد. او توضیح میدهد که دریابیگی با فریبکاری و با استفاده از برخی مفسدین که خود را مجاهد جا زده بودند، به غارت چند دکان در بوشهر دست زده و سپس با متهم کردن مجاهدین به ناامنی، خود را حاکم بنادر کرده است. نویسنده همچنین به ورود نیروهای انگلیسی به گمرک بوشهر به بهانه ناامنی و غارت اشاره میکند و تأکید دارد که این اقدام با تحریک دریابیگی و بدون مجوز قانونی صورت گرفته است. در ادامه، نویسنده به رد اتهامات دریابیگی علیه خود میپردازد و با ارائه شواهد و گواهی جراید، فساد و استبداد او را آشکار میسازد. در پایان، از آخوند خراسانی درخواست میشود که به وضعیت بنادر جنوبی رسیدگی کرده و ملت را از ظلم دریابیگی نجات دهد و اموال غارت شده نویسنده را بازگرداند.
انتقاد از سهلانگاری مأموران حکومتی در اجرای احکام شرعی

رد اتهامات و دروغپردازیهای دولت و تقبیح اقدامات ضد مردمی آن و اعلام حمایت از مراجع دستگیر شده
این بیانیه با اشاره به تذکرات علمای شیعه به دولت و واکنش خشونتآمیز حکومت، به دستگیری آیتالله خمینی و سایر علما و وعاظ و کشتار مردم بیدفاع در شهرهای مختلف اعتراض میکند. سپس به رد اتهامات و دروغپردازیهای دستگاه تبلیغاتی دولت میپردازد و تأکید میکند که آیتالله خمینی تنها نیست و اعتراضات او مورد تأیید علمای شیعه است. همچنین هرگونه ارتباط علما با دولتهای خارجی را تکذیب کرده و نفوذ دولت غاصب اسرائیل در ایران را محکوم میکند. بیانیه به نارضایتی از کشتار مردم و تحریف اعتراضات علما توسط دولت اشاره دارد و تأکید میکند که علما با آزادی و ترقی مخالف نیستند، بلکه خواستار اجرای قوانین مملکتی، رعایت عدالت و قانون اساسی هستند. در پایان، خواستار محاکمه قانونی یا انتشار آزادانه افکار علما از طریق رسانهها میشود و پیروزی اسلام و استقلال ایران را آرزو میکند.

رد اتهامات برخی جراید
متن با اشاره به اتهامات روزنامه ایران نو مبنی بر تحریک اتحادیه علمای اصفهان علیه اداره نمک آغاز میشود. در ادامه، اتحادیه علمای اصفهان ضمن تأکید بر پایبندی خود به قوانین مشروطیت و تلاش برای اجرای آن، این اتهامات را جعلی و موجب تشویش اذهان عمومی میداند. سپس، اتحادیه به فردی که این نامه به او نوشته شده، وکالت میدهد تا در عدلیه اعظم، نویسنده افتراها در روزنامه حبلالمتین کلکته (آقا میرزا علیخان همدانی) را احضار کرده و از او بخواهد اتهامات وارده به علمای اصفهان را اثبات کند. همچنین، از مخاطب خواسته میشود تا در مورد اتهامات روزنامه ایران نو نیز استیضاح کرده و از رؤسای علمای اصفهان بخواهد اثبات کنند که تحریک علیه اداره نمک صورت گرفته است. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که نتیجه اقدامات خود را گزارش دهد.
درخواست رفع غائله نایب حسین کاشی از مردم زواره
این نامه با اشاره به وضعیت اسفناک اهالی انارک، بیابانک و نواحی اطراف به دلیل ظلم و غارت نایب حسین کاشی و همراهانش آغاز میشود. در ادامه، به غارت شانزده هزار تومان نقد، شتر و اموال مردم و همچنین تعرض به نوامیس اشاره شده و از سرگردانی و تلف شدن برخی از اهالی خبر میدهد. سپس، نگرانی اهالی زواره و اردستان از احتمال حمله نایب حسین کاشی به این مناطق مطرح میشود. در پایان، از وزارت داخله درخواست میشود تا برای رفع شر این ظالمین اقدام فوری کرده و با دفع اشرار، آسودگی اهالی، به ویژه سادات زواره، را فراهم آورد و پاسخی اطمینانبخش ارائه دهد.
ایدئولوژی، استراتژی و برنامه "جنبش اَمَل"
سخنرانی با تبیین برنامههای همایش و دعوت به اخلاص و امید به آینده آغاز میشود. با استناد به کلام امام علی (ع) و رسول اکرم (ص)، بر اهمیت ایمان به خداوند و قدرت الهی در برابر تمامی قدرتهای مادی تأکید میشود. سپس، به مفهوم تشیع به عنوان ایدئولوژی پیشتاز و نه یک مقوله نژادی پرداخته و نقش اجتهاد و جهاد در تاریخ شیعه تبیین میگردد. در ادامه، به انحراف اسلام از مسیر اصلی پس از رحلت پیامبر (ص) و تبدیل آن به ابزاری برای کسب قدرت و همچنین سوءاستفاده استعمار از منابع و فرهنگ ملتهای مسلمان اشاره میشود. سخنرانی به بررسی تاریخ مقاومت مردم منطقه در برابر ظلم و محرومیت میپردازد و مراحل شکلگیری جنبش محرومان را از گلایه و افسوس تا اعتراض و اعتصاب تشریح میکند. به سوءاستفاده احزاب سیاسی از احساسات محرومان و انحراف آنان از اهداف اصلی اشاره شده و تجربه جنبش در مواجهه با این چالشها بیان میشود. در بخش پایانی، ایدئولوژی جنبش امل بر پایه ایمان به خداوند و اسلام قرآنی تبیین شده و تفاوت آن با مفاهیم نژادی و سازمانی اسلام مورد تأکید قرار میگیرد. همچنین، دیدگاه اسلام درباره مالکیت به عنوان امانت و مسئولیت تشریح شده و بر لزوم تربیت انسانها و اعضای جنبش برای تحقق اهداف تأکید میشود. سخنرانی با هشدار درباره خطرات غرور و خودپسندی در مسیر مبارزه و تأکید بر حرکت مستمر در راه خدا به پایان میرسد.

درخواست رعایت حال محتاجان و محرومان از عین الدوله (صدراعظم)
نامه با ابراز خرسندی از دریافت تلگراف و آرزوی عزت و توفیق برای مخاطب آغاز میشود. در ادامه، با اشاره به توجهات شاه به علما و رأفت او نسبت به رعایا، از صدراعظم خواسته میشود که با پیروی از این رویه، در اصلاح امور، برآورده کردن مقاصد و جانبداری از رعایا اهتمام ورزد. همچنین بر حفظ حقوق دولت و ملت اسلام، رعایت ضعفا و مساکین، یاری مظلومان و رفع ظلم تأکید شده است. این اقدامات موجب رضایت الهی، شفاعت پیامبر و اهل بیت و خشنودی علما دانسته شده است. نامه با دعای خیر برای مخاطب به پایان میرسد.

حمله شدید به عملکرد دکتر میلسپو (مستشار امریکایی و رئیسکل دارایی ایران) به سبب حمایت از منافع انگلستان و بهکارگیری عناصر بهایی در سمتهای مهم دولتی، درخواست لغو اختیارات مالی - اقتصادی وی از مجلس شورای ملی
سخنرانی با هدف لغو اختیارات دکتر میلسپو، مستشار آمریکایی، آغاز میشود. ابتدا به سابقه جلب مستشاران خارجی، از جمله مستر شوستر و میلیسپو، اشاره شده و از سوءاستفاده از تمایل ملت ایران برای جلب مستشار انتقاد میشود. سپس، با تأکید بر اهمیت وطن و ملیت، به تشریح دلایل مخالفت با رویه فعلی مستشاران آمریکایی پرداخته میشود. در ادامه، به مقایسه عملکرد مستر شوستر و دکتر میلیسپو پرداخته و از تغییر رویه میلیسپو پس از ورود مجدد به ایران ابراز نگرانی میشود. همچنین، به استفاده ابزاری از بهائیان در مناصب دولتی و تبلیغات ضد اسلامی توسط مستشاران آمریکایی اشاره شده و این اقدامات را در راستای مقاصد سیاسی استعماری ارزیابی میکند. در بخش دیگری، به ملاقات با میلیسپو و پاسخهای او در مورد حمایت سید ضیاءالدین و تبعیض در توزیع کاغذ جراید اشاره میشود. در پایان، با تأکید بر اینکه میلیسپو اقتصاد کشور را به خطر انداخته و به نفع منافع خارجی عمل میکند، خواستار لغو فوری اختیارات او و بازگشت به حکومت ملی و قانون اساسی میشود.

خودداری از دادن مالیات به دولت تا زمان افتتاح مجلس شورا توسط محمدعلی شاه
سلطان ایران در دستخطی، نشر عدل و رفع ظلم را موجب آبادی کشور و آسایش مردم دانسته و اصول مشروطیت را به ایرانیان اعطا کرده است. تا زمانی که مشروطه به طور کامل و با نظامنامه و انتخابات شورا محقق شود، مردم کرمان نباید مالیات خود را به عمال ظالم و خائن بدهند، زیرا این کار موجب هرج و مرج در امور مشروطه خواهد شد. همچنین، بر افراد لازم است که فوراً از شرارت، سرقت، فساد و بینظمی جلوگیری کرده و راهها را برای عبور کاروانها امن سازند.

بی اعتمادی نسبت به دوستی انگلستان و تأکید بر حفظ آزادی، عدالت و استقلال وطن
سخنرانی با معرفی خود به عنوان نماینده علمای نجف آغاز میشود و به بیان دیدگاهها و احساسات این هیئت میپردازد. در ادامه، به تاریخچه اتهامات دول غربی به عالم اسلام و جهالت و تعصب مسلمانان اشاره شده و تأکید میشود که علما برای رفع این مسئولیت و اثبات اینکه اسلامیت، عدالت و مشروطیت است، مجاهدت کردهاند. سپس به استقبال ایران از تمدن و مدنیت اروپا و امید به همکاری اروپا در مسیر تجدد و تعالی اشاره میشود، اما با تأسف بیان میگردد که نتیجه عکس این انتظار بوده و تلاشها بیثمر مانده است. در ادامه، به خدمات تاریخی ملت ایران به انسانیت و مدنیت و تلاش برای حفظ وطن و آزادی ملت اشاره شده و از دسیسههای اجانب که مجاهدتها را عقیم گذاشته، انتقاد میشود. در بخش پایانی، به فریب خوردن از انگلیس که خود را حریتپرست میدانست، اشاره شده و هشدار این دولت مبنی بر مداخله در صورت عدم کنترل اغتشاشات، محکوم میشود. سخنرانی با تأکید بر اینکه ایران هرگز اسیر نخواهد شد و ملت ایران تا پای جان برای حفظ استقلال خود مقاومت خواهد کرد، به پایان میرسد و ابراز امیدواری میشود که ملت انگلیس با توجه به تاریخ آزادیخواهی خود، در این عمل وحشتاثر شریک نباشد.
اخبار فتوحات نیروهای تحت امر خود در داراب و بندرعباس
این نامه با خطاب به عموم ملت، سادات و علمای برجسته، به ویژه حاج علی آقا رئیس انجمن اسلامی و آقا سید احمد علم الهدی، آغاز میشود. نویسنده از عدم اطلاعرسانی صحیح درباره فتوحات نیروهای اسلامی و شکست دشمنان در مناطق سبعهجات و جوئیم ابراز نگرانی میکند و به ارسال لباس مخصوص شیراز و سر ابن زیاد حرامزاده برای تشفی دل ورثه شهدا اشاره میکند که گویا به دست مخاطبان نرسیده است. در ادامه، به شرح وقایع اخیر میپردازد؛ از جمله حرکت نیروهای ملت به سمت سبعه، تسخیر آنجا، قتل ابن زیاد ثانی و نظم بخشیدن به امور. سپس به حرکت به سمت دارابجرد و حمله به داراب اشاره میکند که منجر به فرار یهودزادگان و اعوانشان از قلعه داراب شده است. نویسنده از گرویدن یک محله از یهودیان به اسلام به دلیل مشاهده عدالتمداری خبر میدهد و اعلام میکند که حدود پنج هزار نفر از نیروهای ملت در دارابجرد منتظر دستور حرکت به سمت شیراز هستند، اما او منتظر اجازه و رخصت مخاطبان است. در پایان، به اطلاعرسانی به مجاهدین درباره توقیف ادارات گمرکات بنادر و صدور احکام جدید از سوی حجج اسلام عتبات عالیات برای تقویت ملت و حفظ اسلام و دفاع از مسلمانان اشاره میکند و از ارسال اجمالی این احکام به دلیل ترس از مکر و غدر و عدم مجال برای ارسال اصول یا سواد مفصل آنها خبر میدهد و ابراز امیدواری میکند که اصل احکام از طریق بوشهر به دست مخاطبان رسیده باشد.

چگونگی دستگیری، محاکمه و اعدام حاج شیخ فضلالله نوری
این روایت، خاطرات مدیرنظام نوابی، از صاحبمنصبان نظمیه، درباره دستگیری، محاکمه و اعدام شیخ فضلالله نوری است. در ابتدا، مدیرنظام به مأموریت خود در حفاظت از منزل شیخ فضلالله در بحبوحه درگیریهای مشروطهخواهان اشاره میکند و از مقاومت شیخ در برابر تیراندازی و پناه بردن به سفارت خارجی سخن میگوید. سپس، به تلاشهای شیخ برای دور کردن اطرافیانش از خطر و پیشنهادهای مدیرنظام برای پنهان شدن یا پناهندگی به سفارت اشاره میشود که شیخ هر دو را رد میکند و بر موضع خود در قبال مشروطه تأکید میورزد. در ادامه، نحوه دستگیری شیخ فضلالله توسط مجاهدین و حبس او در نظمیه شرح داده میشود. بخش اصلی روایت به محاکمه شیخ در عمارت خورشید اختصاص دارد که در آن شیخ ابراهیم زنجانی به عنوان مستنطق اصلی، سؤالاتی درباره تحصن حضرت عبدالعظیم و مخالفت شیخ با مشروطه مطرح میکند. شیخ فضلالله با قاطعیت به سؤالات پاسخ میدهد و مشروطه را حرام و مؤسسین آن را لامذهب میخواند. پس از محاکمه، شیخ به میدان توپخانه منتقل و در میان هیاهوی جمعیت اعدام میشود. روایت با جزئیات تکاندهندهای از هتک حرمت به جسد شیخ پس از اعدام و تلاشهای خانواده برای تحویل گرفتن و دفن مخفیانه او ادامه مییابد. در پایان، به سرنوشت عاملان اعدام و همچنین جابجایی مخفیانه جسد شیخ فضلالله و دفن نهایی او در قم اشاره میشود.

بیان اقدامات مستبدانه محمدعلی شاه و اعلام بطلان همه قراردادها و قرضههای دولتی به دیوان بینالمللی لاهه



هشدار به امام خمینی نسبت به حضور رسمی جریان ضدانقلابی و ضدمکتبی در حاکمیت نظام و به حاشیه راندن و حذف جریان انقلابی و مکتبی
نامهای به امام خمینی درباره دوگانگی بینش در مدیریت کشور و نفوذ جریانهای ضدانقلابی. در این نامه، دو بینش اصلی در اداره کشور، یکی مبتنی بر فقاهت و تعهد به وحی و دیگری بینابین و متزلزل، تشریح میشود. نویسنده به امام هشدار میدهد که جریانهای مؤمن و انقلابی تحت فشار اکثریت غربگرا یا شرقگرا قرار گرفتهاند و رئیسجمهور وقت (بنیصدر) و همفکرانش در جبهه ملی و نهضت آزادی، با پناه دادن به مخالفان حاکمیت اسلام، عرصه را بر نیروهای اصیل اسلامی تنگ کرده و در تلاش برای حذف رهبری فقیه در آینده هستند. در پایان، نویسنده پیشنهاد میکند که اگر امام اداره کشور را با بینش دوم اصلح میدانند، نیروهای بینش اول به کارهای طلبگی خود بازگردند و از هدر رفتن توان در این دوگانگی جلوگیری شود.

صهیونیستها صحنهگردان اصلی اهانت به پیامبر اسلام (ص)
سخنرانی با اشاره به تکرار جسارتها به پیامبر اسلام (ص) در غرب آغاز میشود و این اقدامات را به تحریکات صهیونیستها نسبت میدهد. در ادامه، به اهمیت حرمت انبیاء در اسلام و فتوای امام خمینی (ره) در مورد سلمان رشدی اشاره میکند. سپس، صهیونیستها را دشمنان دیرین اسلام معرفی کرده و نقش آنها را در ایجاد جنگهای صلیبی، تشکیل گروههای تکفیری و تخریب چهره اسلام تبیین میکند. سخنرانی بر این نکته تأکید دارد که هدف صهیونیستها از این اقدامات، تضعیف اسلام و مقاومت اسلامی و مخدوش کردن جایگاه اسلام پس از انقلاب اسلامی است. در بخش بعدی، به وظیفه سنگین علمای اسلام و حوزههای علمیه در درک و تشخیص مقاصد اصلی و روح اسلام میپردازد و امام خمینی (ره) و شهید صدر (ره) را نمونههایی از این درک معرفی میکند. در پایان، با ذکر نمونههایی از اقدامات علمای شیعه در طول تاریخ، مانند میرزای شیرازی در تحریم تنباکو و میرزا محمدتقی شیرازی در جهاد با انگلیسیها، بر لزوم پیروی از سیره ائمه اطهار (ع) و علمای بزرگ در جهت احیای اسلام و برپایی حکومت جهانی اسلامی تأکید میکند.

درخواست رسیدگی به وضعیت زندگی همسر حاج شیخ فضلالله نوری
این نامه با خطاب به رئیسالوزرا و وزیر داخله، به وضعیت همسر و فرزندان مرحوم ثقهالاسلام حاجی میرزا حسین نوری (همسر شیخ فضلالله نوری) میپردازد. نویسنده با اشاره به تلگرافهای قبلی خود، از تعدیات و دعاوی باطلهای که از سوی نزدیکان و بیگانگان به این خانواده وارد شده، ابراز نگرانی میکند و به پناهنده شدن حاجی میرزا هادی و میرزا موسی خان به خارج از کشور اشاره دارد. در ادامه، درخواست میشود که تحقیقات لازم صورت گیرد و در صورت صحت، تعدیات رفع شود. تاکید میشود که بر خلاف شرع، متعرض این خانواده نشوند و هیئتی از افراد صحیح برای رسیدگی به امور آنان تشکیل گردد. در پایان، نویسنده ابراز امیدواری میکند که در اموال و امور مربوط به این خانواده، تعرضی خارج از موازین شرعی صورت نگیرد و نوشتجات معتبره مورد ملاحظه قرار گیرد، چرا که این خانواده مورد توجه اولیای دولت و ملت هستند.

انتقاد از عدم رسیدگی دولت به شکایت اهالی بروجرد از غارت و تجاوز الوار
این نامه با اشاره به غارت و تجاوز الوار به دهات و اموال مردم بروجرد و عدم رسیدگی دولت به شکایات، از مجلس شورای ملی درخواست کمک فوری میکند. نویسندگان با بیان اینکه وعدههای وزرا بینتیجه بوده و مردم دیگر امیدی به حفظ جان و مال خود ندارند، از مجلس میخواهند که چارهای بیندیشد و در غیر این صورت، به آنها اطلاع دهد تا خودشان به فکر چاره باشند. در پایان نامه، وضعیت وخیم مردم و رسیدن کارد به استخوان توصیف شده است.
درخواست خلع ناصرالدین شاه قاجار از سلطنت از علمای ایران
متن با خطاب به نگهبانان دین و پیشوایان مردم با ایمان آغاز میشود و وضعیت اسفناک اسلام و ایران را در نتیجه اقدامات ناصرالدین شاه و وزیرش (امینالسلطان) تشریح میکند. در ادامه، به رقابت دولتهای اروپایی برای استعمار و استثمار کشورهای شرقی اشاره شده و توضیح میدهد که چگونه ایران نیز در دام این دسیسهها افتاده است. سپس، به پیامدهای لغو قرارداد تنباکو و پذیرش غرامتهای سنگین توسط شاه اشاره میکند که منجر به واگذاری گمرکات به انگلیس و خشم روسیه شده است. در پایان، با هشدار درباره خطرات قریبالوقوع برای اسلام و ایران، از علمای شیعه میخواهد که برای حفظ دین و حقوق مردم، ناصرالدین شاه را از سلطنت خلع کنند و حکومتی مشروع و عادلانه برپا سازند، در غیر این صورت، مسئولیت این کوتاهی بر عهده آنان خواهد بود.

دستاوردهای معکوس از مشروطیت
متن با اشاره به بحرانهای مکرر کابینه وزرا در دوران مشروطه آغاز میشود و نگرانی از پیامدهای منفی این تغییرات را بیان میکند. در ادامه، به ناکارآمدی وزرای معارف، عدلیه و مالیه اشاره شده و تأکید میشود که وزرا به جای انجام وظایف تخصصی خود، تنها به دنبال منافع شخصی هستند. سپس، نویسنده به این نتیجه میرسد که تمام اقدامات و حرکات مشروطهخواهان، به جای آبادی و آسایش، منجر به هرج و مرج، قتل و غارت و عدم امنیت شده است. در پایان، به انحراف مجلس شورای ملی از اهداف اصلی خود و نیز رفتار ظالمانه فاتحین و مجاهدین با مردم، که حتی از دوران استبداد نیز بدتر است، انتقاد میشود.
انتقاد از سکوت و مماطله دولت در برابر درخواستهای مخالفان
متن با اشاره به مذاکره حضوری قبلی آغاز میشود که در آن پیشنهاد شده بود در صورت عدم تمایل به گفتوگو، اصلاحطلبان به انزوا بازگردند، اما پاسخی دریافت نشده است. در ادامه، خطاب به نایبالسلطنه، بر اهمیت جایگاه او در خانواده سلطنت و تکلیفش تأکید میشود و بیان میگردد که زمان بحثهای علمی گذشته و هدف از ورود به مذاکره، نجات مملکت است. سپس به عدم پاسخگویی به درخواستهای ملت و سوق دادن بحث به سمت مجادله توسط عینالدوله اشاره شده و از نایبالسلطنه خواسته میشود که برای نجات مملکت چارهای بیندیشد و اجازه ندهد امور به دست دیگران بیفتد. در پایان، درخواست میشود که اصل مطلب بدون پرده بیان شود و در صورت لزوم با دیگر اشخاص محترم نیز مشورت صورت گیرد تا تکلیف روشن شود.
.jpeg&w=3840&q=75)
تشکر از مبارزه ضداستبدادی علمای بوشهر و تأکید بر حفظ جان اتباع خارجه و داخله آن نواحی
این فتوا با تقدیر از تلاشهای علمای بوشهر و ملت فارس در ریشهکن کردن ظلم و استبداد آغاز میشود. در ادامه، بر وجوب حفظ امنیت عمومی و عدم تعرض به اتباع داخلی و خارجی، اعم از مسلمان، یهودی و دیگران، تأکید شده است. در پایان، از سید عبدالحسین لاری خواسته شده است که پس از ابلاغ سلام، مراقبت کاملی در همه امور داشته باشد.


انتقاد از مدعیان حمایت از رنجبران
متن با اشاره به اعتراض مدیر جریده شفی به یکی از مقالات نگارنده آغاز میشود. نگارنده ضمن ابراز تعجب از تحریف کلامش، توضیح میدهد که رنجبران و فقرا حق انتخاب وکیل دارند اما فاقد لیاقت لازم برای این کار هستند و این امر میتواند به خرابی بیشتر امور منجر شود. برای اثبات این ادعا، به عدم اعتراض مردم در برابر افزایش مالیات دهات و تحمیلات دیگر اشاره میکند و تنها یک فرد را شجاع در این زمینه میداند. در ادامه، نگارنده به انتقاد از نحوه انتخاب وکلا در روستاها میپردازد و بیان میکند که بسیاری از این افراد فاقد صلاحیت هستند، حتی وکلای شهری نیز مورد تأیید مدیر جریده نیستند. در پایان، با تمثیل به تفاوت تصور و عمل در مورد بهبود وضعیت شهر، به مدیر جریده هشدار میدهد که نباید با تحریف کلام، او را حامی وضعیت نامطلوب موجود جلوه دهد.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد و هشدار به حاج شیخ فضل الله نوری و همفکرانش
متن با اشاره به سالها ظلم و استبداد و برچیده شدن آن به برکت امام زمان و تلاش علما، به برقراری مشروطیت و آسودگی قریبالوقوع ملت میپردازد. سپس با لحنی انتقادی، اقدامات تفرقهافکنانه را فساد خوانده و آن را به مثابه تقویت ظلم و استبداد تلقی میکند. در پایان، هشدار میدهد که در صورت ادامه این اقدامات، با تمام توان در رفع این فساد ایستادگی خواهد شد.

شرح جریان تبعید خود از بست حضرت عبدالعظیم (ع) تا کرمانشاه
سید جمالالدین اسدآبادی در نامهای به حاجی محمدحسن امین، به شرح وقایع تبعید خود از حضرت عبدالعظیم تا کرمانشاه میپردازد. او با اشاره به بیماری و ناتوانی جسمی خود، نحوه دستگیری خشونتآمیز توسط فراشان و انتقال سریع و بیرحمانه خود را توصیف میکند. در ادامه، به غارت اموال شخصیاش و شرایط سخت و غیرانسانی مسیر تبعید، از جمله سرما، گرسنگی و بدرفتاری نگهبانان اشاره میکند. در پایان، با وجود تمام مصائب، بر روحیه قوی و هدف خود برای اصلاح احوال مردم ایران تأکید کرده و از خداوند میخواهد که این واقعه را وسیلهای برای رسیدن به مقاصد عالیاش قرار دهد. همچنین، از برخی افراد که در این مسیر به او کمک کردهاند، یاد میکند و از مخاطب میخواهد که در ایمان خود ثابتقدم بماند.

تشریح سلطنت مشروطه و مطابقت آن با احکام اسلام و رد شبهات مخالفان
متن با اشاره به شایعاتی در تهران آغاز میشود که مشروطیت و مجلس شورای ملی را مخالف اسلام و قرآن میدانند و دولت نیز به این بهانه از اجرای آن سر باز میزند. سپس به تبیین مفهوم سلطنت مشروطه و مجلس شورای ملی میپردازد و بیان میکند که این دو با هدف محدود کردن ظلم و خودسری حاکمان و حفظ مصالح مملکت اسلامی، نه تنها منافاتی با اسلام ندارند، بلکه از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر و حفظ بیضه اسلام در برابر تهاجم کفار هستند. در ادامه، با هشدار نسبت به وضعیت نابسامان کشور و خطر از دست رفتن استقلال، علما و بزرگان را به بیداری و اتحاد برای برقراری قانون و نظارت بر دولت فرامیخواند. در بخش پایانی، به شبهه آزادی مطلق در مشروطیت پاسخ میدهد و توضیح میدهد که مراد از آزادی، رهایی از استبداد و زورگویی حاکمان است، نه آزادی در ارتکاب فواحش و منکرات شرعی. تأکید میشود که قانون اساسی ملی باید بر اساس موازین اسلامی باشد و مساوات نیز به معنای اجرای یکسان احکام شرعی برای همه، بدون تبعیض میان قوی و ضعیف است.

محکومیت امریکا در ایجاد، تسلیح، تقویت تروریسم تکفیری؛ درخواست از جوانان کشورهای غربی در تغییر ذهنیت آلوده به تزویر رسانههای غرب و تعامل صحیح و شرافتمندانه با جهان اسلام
این بیانیه با اشاره به حوادث تروریستی در فرانسه، به جوانان غربی خطاب میکند و تأکید دارد که این رخدادها باید زمینهای برای چارهاندیشی و ساخت آیندهای بهتر باشد. سپس به تفاوت رنج مردم غرب با رنج مردم جهان اسلام در مواجهه با تروریسم اشاره میکند و نقش آمریکا در ایجاد و تقویت گروههای تروریستی مانند القاعده و طالبان را برجسته میسازد. بیانیه به حمایت غرب از رژیم صهیونیستی و تروریسم دولتی آن در فلسطین میپردازد و لشکرکشیهای اخیر به جهان اسلام را نمونهای از منطق متناقض غرب میداند. در ادامه، از جوانان غربی میخواهد که ذهنیت آلوده به تزویر را تغییر دهند و ریشههای خشونت را در سیاستهای دوگانه غرب و تحمیل فرهنگ غربی جستجو کنند. بیانیه داعش را زاییده تلاقی استعمار با تفکر افراطی میداند و از جوانان میخواهد که لایههای ظاهری جامعه خود را بشکافند و شکافها را ترمیم کنند. در پایان، از جوانان غربی میخواهد که بر مبنای شناخت درست و تجربه، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پیریزی کنند تا آیندهای روشن و امن رقم بخورد.
.png&w=3840&q=75)
معنای مشروطه و حدود آزادی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطه صرفاً یک نام است یا معنای عمیقتری دارد. سپس به تعریف مشروطیت به عنوان تحدید حدود دولت، تعیین حقوق افراد و اجرای قانون مساوات میپردازد و وضعیت موجود را که در آن حقوق مردم محفوظ نیست و مدعیان حق مورد اتهام قرار میگیرند، نقد میکند. در ادامه، مشروطه را معادل مسلمانی و رعایت حقوق دیگران میداند و بر لزوم تبعیت از حقوق معین شده توسط شارع مقدس تأکید میکند. در بخش بعدی، نویسنده به تبیین «تکلیف امروزه ما» میپردازد و با تمثیل نماز، آزادی را مشروط به عدم اضرار به غیر و رعایت قانون میداند. در پایان، تفاوت آزادی در دوران استبداد (محدود به قوانین ظالمانه) و مشروطه (محدود به قانون شریف و عدالت) را بیان میکند و تأکید دارد که مستبدین که به آزادی مطلق عادت کردهاند، در برابر قانون مقاومت میکنند، اما باید به هر طریق ممکن آنها را تابع قانون کرد.
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
تبیین و تفسیر شعار مردمی انقلاب: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
سخنرانی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود و سپس به دو نکته مقدماتی میپردازد: ابتدا از اساتید، پزشکان و کارمندان دانشگاهی که با اعتصاب غذای ۴۸ ساعته خود همبستگی ملی و انقلابی را به نمایش گذاشتند، تشکر میکند. سپس به جای خالی دکتر شریعتی اشاره کرده و او را مدیون تلاشهای فکری و کوششی میداند که در جامعه ایجاد کرده است. در ادامه، به بررسی شعار «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» میپردازد و آن را خواستههای واقعی مردم میداند. در بخش استقلال، به انواع وابستگیهای اقتصادی، نظامی، سیاسی و فرهنگی ایران به قدرتهای خارجی اشاره میکند و این وابستگیها را نتیجه عملکرد سران غاصب سلطه اجتماعی میداند. در بخش آزادی، بردگی را به معنای نداشتن اختیار بر سرنوشت خود و عدم توانایی در اعتراض به ظلم تعریف میکند و آن را حق مشروع هر انسان میداند. در بخش حکومت اسلامی، به این نکته اشاره میکند که حکومت در اسلام از آن خداست و هیچ انسانی حق حکومت مطلق بر دیگری را ندارد. سپس به معیارهای حاکم اسلامی از جمله آگاهی عمیق از مکتب اسلام، تقوا و فداکاری در راه آن اشاره میکند و نقش مردم و شورای آگاهان را در تشخیص صلاحیت حاکم و نظارت بر او تبیین میکند. در پایان، جنبش اسلامی را یک جنبش انقلابی تمامعیار معرفی میکند که نه تنها نهادهای اجتماعی، بلکه نهاد انسان را نیز دگرگون میکند و از مردم میخواهد که با آرامش مجلس را ترک کنند و از تظاهرات خودسرانه بپرهیزند.
.png&w=3840&q=75)
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام
دلایل مخالفت خود با قرارداد ۱۹۱۹: نقض استقلال سیاسی و اقتصادی کشور
سید حسن مدرس در سخنرانی خود به تاریخ ۱۳ ذیقعده ۱۳۳۷، قرارداد ۱۹۱۹ را یک روز نحس برای ایران و یک قرارداد منحوس میداند که بدون اطلاع عمومی منتشر شد. او به نقش کابینه وثوقالدوله و سه نفر اصلی آن (وثوقالدوله، صارمالدوله، نصرتالدوله) در انعقاد این قرارداد اشاره میکند. مدرس بیان میکند که از همان ابتدا با این قرارداد مخالف بوده و به جز ۶۸۴ نفر که به دلایل سیاسی یا کسبی با آن موافق بودند، باقی ملت ایران مخالف آن بودهاند. او اسامی این ۶۸۴ نفر را در کتابچهای ثبت کرده و امیدوار است که در آینده به اعمال آنها رسیدگی شود. مدرس از اینکه در آن زمان کسی به داد او نرسید ابراز تأسف میکند، اما خوشحال است که امروز همان اشخاص با او موافق شدهاند. او همچنین به وجود ۱۸ نفر از موافقین قرارداد در مجلس اشاره میکند و تأکید دارد که اگر محکمه عالی در ایران وجود داشت، باید به این افراد رسیدگی میشد. مدرس قرارداد را مضر به دیانت اسلام و سیاست بیطرفی ایران میداند و بر لزوم حفظ بیطرفی کشور در برابر تمایلات سیاسی شرق و غرب تأکید میکند. او بیان میکند که ایران ملتی فقیر و ضعیف است و باید بیطرف بماند و مخالفت خود با کابینه وثوقالدوله را به دلیل مضر دانستن قرارداد و تمایل آن به سیاستهای خارجی اعلام میکند. این سخنرانی خطاب به نمایندگان مجلس و عموم ملت ایران است.

محکومیت امارات و عربستان در سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز مردم انقلابی بحرین و سکوت کشورهای غربی در برابر آن
سخنرانی با انتقاد از مواضع غرب، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در قبال اعتراضات مردم بحرین آغاز میشود. در ادامه، اعتراضات مردم بحرین را مسالمتآمیز و بدون اسلحه توصیف میکند و از مدعیان دموکراسی و حقوق بشر میخواهد که سرکوب این قیام را محکوم کنند. سپس، ادعای حقوق بشر غرب را در واقع حقوق خود آنها میداند و دموکراسی واقعی را در حرکتهای مردمی علیه دیکتاتورها در کشورهای مختلف منطقه میبیند. در پایان، با محکوم کردن مواضع عربستان و امارات، رفتار عربستان را با وجود آسیبپذیری داخلی و عدم برگزاری انتخابات، غیرمنطقی میخواند و پیمان دفاعی را برای مقابله با هجوم بیگانگان میداند، نه سرکوب مردم.

عزت و احترام محمدرفیع گیلانی رشتی نزد مردم و پادشاه و امرا
متن با توصیف ویژگیهای اخلاقی و عبادی مولانا محمدرفیع گیلانی رشتی آغاز میشود و او را فردی بینظیر در نیکخُلقی و انجام طاعات معرفی میکند که نفس خود را تزکیه کرده بود. در ادامه، به عادت او در کمکرسانی به درماندگان و نیازمندان اشاره دارد و بیان میکند که هیچ کس از لطف او محروم نمیماند. سپس، پنج نعمت الهی اعطا شده به این عالم فاضل را برمیشمارد که شامل فضیلت کمنظیر، توفیق در عبادات حتی در سنین بالا، اخلاق نیکو، کمک به فقرا و سادات از طریق پرداخت زکات و خمس، و در نهایت، مقام والا و محبوبیت مردمی او نزد مردم مشهد، اهل بخارا و حتی نادرشاه افشار و فرزندش رضاقلی میشود.
اظهار تأسف از اقدامات دولت هند در محاصره مردم مسلمان کشمیر و محروم کردن آنها از حقوق انسانی و فرایض جمعه و جماعت و سکوت مجامع حقوق بشر در برابر آن
متن با ابراز تأسف و تأثر از محاصره دره کشمیر، قطع وسایل ارتباطی و ممنوعیت اجتماعات و نماز جمعه و جماعات آغاز میشود. در ادامه، سکوت نهادهای بینالمللی و مدعیان حقوق بشر در قبال کشتار مردم کشمیر را ناامیدکننده و دردی عظیم بر پیکر جهان اسلام توصیف میکند. در پایان، از امت اسلامی، علما، دولتمردان و نهادهای حقوق بشر میخواهد که به این موضوع واکنش نشان داده و به وظیفه انسانی خود عمل کنند و در برابر این اهانت بزرگ سکوت نکنند.

نکوهش محمدعلی شاه در برچیدن بساط مشروطیت
لزوم دگرگونی اساسی در شالوده مجلس شورا
متن با خطاب به علما و حجج اسلام آغاز میشود و وضعیت فعلی مجلس شورا را به دلیل تبعیت از اصول غربی و پذیرش مذاهب باطله و افراد غیرمذهبی، متزلزلکننده اساس دین و دنیا میداند. در ادامه، به تلاشهای بینتیجه برای تشکیل مجلس محاکمه و تطبیق شرع مطهر اشاره میکند و بیان میدارد که هیئت علما، طلاب و مؤمنین برای وفای به عهد الهی و حفظ شرع شریف آماده فداکاری هستند. سپس، مخاطبان را به مشارکت در این تکلیف الهی فرا میخواند و به آشفتگیها، قتلها، ظلمها و ناامنیهای فزاینده در ایران اشاره میکند. در پایان، با استناد به آیات قرآن، از مخاطبان میخواهد که برای نصرت دین خدا و بنا نهادن مجلس بر شالودهای صحیح با اعضای خداشناس و دیندار همت گمارند تا آسایش مردم فراهم شده و بتوانند پاسخگوی خداوند باشند.

انتقاد از دولت لبنان در عدم حمایت از مردم جنوب کشور در برابر حملات اسرائیل و عدم رسیدگی به آنها، دفاع مردم جنوب از دولت و استقلال کشور در برابر تجاوزات اسرائیل
سید حسن نصرالله در نهمین سالگرد آزادسازی جنوب لبنان، ضمن تجلیل از مقاومت مردم جنوب و شهدای آن، به بیتفاوتی و سهلانگاری دولتهای گذشته لبنان در قبال تجاوزات اسرائیل و محرومیت مردم جنوب انتقاد میکند. او با استناد به نامهای از سید عبدالحسین شرفالدین به رئیسجمهور وقت لبنان در سال ۱۹۴۹، نشان میدهد که این بیتوجهی از ابتدای استقلال لبنان وجود داشته است. نصرالله همچنین به نقش امام موسی صدر در سازماندهی مقاومت اشاره کرده و تأکید میکند که مقاومت جایگزین دولت نیست و دولت باید به وظایف خود در قبال مردم جنوب عمل کند.

عواقب ستم پادشاه و حاکمان بر مردم
متن با حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) درباره عواقب ظلم و لزوم درمان آن با عدالت آغاز میشود. سپس چهار نوع ظلمی که از سوی پادشاهان و عواملشان بر مردم روا داشته میشود، شامل ظلم مستقیم پادشاه، ظلم خواص و اعوان، ظلم حکام و عمال در مناطق دور و نزدیک، و ظلم اشرار و راهزنان، تشریح میگردد. تأکید میشود که ریشه همه این ظلمها به پادشاه بازمیگردد و پادشاه حکیم باید با عدالت، این مرض را درمان کند. در ادامه، به اهمیت تبعیت امرا و حکام از اخلاق پادشاه و لزوم دقت در انتخاب عمال و گماشتن جاسوسان برای نظارت بر اعمال آنها اشاره میشود. همچنین، به پاداش نیکوکاران و مجازات بدکاران برای ریشهکن کردن ظلم تأکید شده است. در بخش بعدی، با استناد به حدیثی دیگر از امیرالمؤمنین (ع)، سه خصلت اصلی سیاست عادلانه شامل نرمی همراه با احتیاط، احتیاط همراه با عدالت، و احسان همراه با میانهروی تبیین میشود. نویسنده به اهمیت نرمی و ملایمت در جلب محبت مردم اشاره کرده و از غلظت و درشتخویی که موجب تنفر میشود، برحذر میدارد. در عین حال، نرمی بیش از حد را نیز موجب جرأت مفسدین دانسته و بر لزوم احتیاط تأکید میکند. همچنین، استقصای کامل در حکم برای تشخیص حق از باطل و میانهروی در بخشش برای جلوگیری از تنگی خزانه و طغیان طامعان مورد توجه قرار میگیرد. در پایان، با حدیثی دیگر از امیرالمؤمنین (ع)، بدترین پادشاهان و فرماندهان کسانی معرفی میشوند که بیگناهان از آنها بترسند. دلایل ترس بیگناهان شامل طبع ظالم حاکم، حرص و طمع او، و عدم قدرت تمییز و کیاست او در تشخیص حق از باطل ذکر شده و هدف اصلی از وجود پادشاهان، برقراری امنیت و جلوگیری از ظلم دانسته میشود.
منظور از مشروطیت و رد انتقادات مخالفان

پرسش از کیفیت خلع سلاح مجاهدان آذربایجانی و انتقاد از نحوه خلع سلاح آنها
این سند با اشاره به وقایع اخیر تهران و انتشار اخبار مربوط به آن، از اضطراب و تزلزل اهالی گیلان خبر میدهد. پس از آنکه وعدههای مجلس برای آرام کردن مردم کافی نبود و انتشار خبری مبنی بر حمله به منزل نمایندگان گیلان بر نگرانیها افزود، انجمن ایالتی گیلان تلگرافی به مجلس و وزارت داخله ارسال میکند. در ادامه، جمعی از بزرگان شهر در انجمن حضور یافته و ضمن تشکر از اقدامات مجلس، سؤالاتی را درباره نحوه خلع سلاح مجاهدان آذربایجانی مطرح میکنند. این سؤالات شامل عمومیت یا نسبی بودن امر خلع سلاح، وضعیت اطاعت یا تمرد سردار و سالار ملی، قانونی بودن محاصره پارک اتابک و جنگ با متوقفین، غارت اموال توسط مأمورین خلع سلاح، دلیل دلجویی از سردار و سالار ملی، وضعیت سردار محیی در زمان جنگ و علت توقف او و ضرغامالسلطنه در سفارت و کهریزک، و همچنین قانونی بودن مقصر شمردن افراد بدون محاکمه و حمله به منزل نمایندگان است. انجمن درخواست میکند که پاسخ این سؤالات به صورت شفاف در جراید منتشر شود تا شبهات موجود رفع گردد.
لزوم هشیاری و اتحاد ایرانیان نسبت به مداخلات سیاسی اروپاییان در امور کشور
متن با انتقاد از اعتماد به بیگانگان و ترجیح دادن کارشناسان خارجی بر ایرانیان آغاز میشود و به پیامدهای منفی حضور مأموران خارجی در ادارات دولتی اشاره میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن، بر لزوم عدم دوستی با کافران و پرهیز از اعتماد به دشمنان اسلام تأکید میشود. سپس، به اهمیت اتحاد و اتفاق ملی بر پایه دین اسلام اشاره شده و بیان میشود که این اتحاد تنها با همکاری علمای دین و امرای دولت محقق میشود. در بخش بعدی، به ضرورت اجرای قوانین عدل و انصاف در حکومت و جامعه، پرهیز از ظلم و ستم، و مبارزه با فساد مالی و سوءاستفاده از بیتالمال پرداخته میشود. همچنین، به نقش علم اخلاق در پیشرفت جامعه و انتقاد از کسانی که این علم را نادیده میگیرند، اشاره شده است. در پایان، با تأکید بر اینکه تغییر وضعیت جامعه تنها با تغییر درونی افراد ممکن است، به پیامدهای منفی ظلم و ستم و پراکندگی ملت اشاره میشود و از مهاجرت ایرانیان به کشورهای بیگانه به دلیل بیعدالتی در وطن ابراز تأسف میشود.
ثمرات اداره کشور بر اساس مجلس شورای اسلامی
متن با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر اهمیت شورا و مشورت در اداره امور کشور تأکید میکند و آن را از اصول توحید و ولایت مطلقه اولیالامر میداند. هرگونه نظر و شورایی که مخالف شرع اسلام باشد را باطل و منشأ فساد معرفی میکند و تنها شورایی را معتبر میشمارد که مطابق با آراء انبیاء، علما و قوانین شرع اسلام باشد. در ادامه، به بررسی علل زوال و بقای حکومتها در طول تاریخ میپردازد و نمونههایی از جمله استیلای اعراب، دوام صفویه، سلطنت ناصرالدین شاه و شکستهای ایران در برابر روسها را ذکر میکند. سپس به لزوم اجرای عدالت توسط کارگزاران حکومتی و ترک اجحاف و ظلم به مردم اشاره میکند و مهاجرت گسترده ایرانیان به خارج از کشور را نتیجه سوء مدیریت و عدم حمایت از ملت میداند. در بخش بعدی، بر ضرورت تخلیه گمرکات از نفوذ کفار خارجی و اتحاد و اتفاق بین دولتهای اسلامی (ایران و عثمانی) تأکید میکند. در پایان، هرگونه معاهده و معاملهای را که با نادانی، خطا یا اکراه صورت گرفته و مخالف قوانین اسلام و شورای عقلا باشد، باطل میداند و به نمونههایی از واگذاری بنادر و سرزمینهای اسلامی به بیگانگان اشاره کرده و بازگرداندن این مناطق را واجب شرعی میشمارد.

محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری و همفکرانش
این تلگراف در پاسخ به تلگراف فتنهانگیز حاج شیخ فضلالله نوری و همفکرانش نگاشته شده است. نویسندگان با اشاره به بیداری ملت و محال بودن جلوگیری از مقاصد مشروطیت، اقدامات آنان را ناشی از اغراض شخصی و هوای نفس و عدم رعایت جانب ملت مظلوم و وطن عزیز میدانند. سپس از آنان میخواهند که در این موقعیت حساس که وطن در شرف اضمحلال است، از منافع شخصی صرفنظر کرده و با صلح عمومی و اتفاق کلمه، دست اجانب را کوتاه کنند، نه اینکه به خیال ریاست چند روزه و رشوه مستبدین، در تخریب اساس مشروطه که مقدمه احیای دین و آبادی مملکت است، بکوشند. در پایان، حمایت از مستبدین و مخالفت با مشروطه را محاربه با اسلام و امام زمان و از هر جهت خطا و اشتباه میدانند و بر فداکاری ملت مشروطهخواه فارس تا آخرین قطره خون تأکید میکنند.

رفع اتهام تصوف از خود و انتقاد از دنیادوستی و نادانی برخی از اهل فضیلت
متن با موعظهای خطاب به کسانی آغاز میشود که در مسیر هدایت با نویسنده مخاصمه کردهاند. نویسنده حکمت خود را به ارباب علم و فضل عرضه میدارد و از آنان میخواهد که با حقیقت و راستگویی به سخنان او گوش فرا دهند و در صورت صحت، آن را تصدیق کنند و از یاری رساندن به صاحبان نفس و هوی که بدون برهان سخن میگویند، پرهیز نمایند. در ادامه، نویسنده به اتهام تصوف از سوی برخی افراد دروغگو و جاهل اشاره میکند و تفاوت میان عرفای حقیقی امامیه و صوفیه منحرف را تبیین میکند. او این افراد را نادان و احمق میخواند که بدون بصیرت، از دیگران تقلید کرده و با افترا و سفاهت، موجب ویرانی ممالک ایران شدهاند. نویسنده از فتنه ناشی از دروغگویی و افترا بر حذر میدارد که نه تنها ظالمان، بلکه عموم مردم را در بر میگیرد و به دلیل جاهطلبی دنیوی و بغض نسبت به اهل تقوا، ایران را به تباهی کشانده است. او این افراد را فاسق میداند که بدون تحقیق، به او تهمت زدهاند و از افاضل و بزرگان نیز انتقاد میکند که به سخنان این جاهلان گوش میدهند. در پایان، نویسنده دوستان خود را به صبر و شکیبایی در برابر آزار و اهانت این قوم دعوت میکند و از آنان میخواهد که با تواضع و خاکساری رفتار کنند و به بغض و افترای این گروه اعتنایی نکنند. او عزت خود را در قناعت میداند و خود را برتر از پادشاهانی میشمارد که بنده نفس و هوی هستند.
رد اصلاحات دولت و تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت
این تلگراف در پاسخ به مطالبی ارسال شده که موجب حیرت نویسندگان گردیده است. هدف اصلی علمای عظام و ملت استرآباد، ترویج احکام مراجع نجف اشرف است که مقلدین ملت اسلامیه و ناشر احکام نبوی هستند. نویسندگان تأکید میکنند که نه ادعای حکومت دارند و نه توقع احسان، بلکه اهالی استرآباد احکام مراجع را لازمالاطاعه میدانند و برای اجرای اوامر علمای اعلام تا پای جان ایستادهاند. هیئتی متشکل از علما و مردم برای اجرای حکم مراجع، اصلاح مملکت و جلوگیری از خونریزی حرکت خواهند کرد و هدفشان اعلای کلمه حق است. همچنین، مجلس تشکیل شده در تهران را مجلسی میدانند که تنها به نفع دولتیان است و با اهداف ملت تفاوت اساسی دارد.
آمادگی عموم مردم برای ارائه کمک مالی به دولت و قصور مجلس
متن با ابراز اشتیاق نویسنده برای خرید اولین گلوله توپی که توسط عوامل لیاخوف و محمدعلی میرزا به مجلس شورای ملی شلیک شده و آن را نمادی از مظلومیت ملت ایران و اسلام میداند، آغاز میشود. نویسنده اعلام میکند که مبلغ صد تومان برای خرید این گلوله پرداخت کرده و آن را به مصیبتزدگان اردبیلی اهدا خواهد کرد. در ادامه، به موضوع استقراض داخلی میپردازد و آمادگی مردم برای کمک مالی را بیان میکند، اما تأخیر در ارائه بلیط و سند از سوی مجلس و عدم تعیین تکلیف مسئولیتها را مورد انتقاد قرار میدهد و این اهمال را تقصیر مجلس میداند.
اعلام همکاری شیعیان با همه فرقهها و گروههای اسلامی پاکستان با تأکید بر اجرای شریعت اسلامی؛ وهابیان عامل اختلافات و خشونتهای خونین مذهبی در آن کشور
مصاحبهای درباره وضعیت شیعیان پاکستان و اختلافات مذهبی در این کشور است. در ابتدا، به درگیریهای شهر جهنگ پرداخته میشود و عامل اصلی این درگیریها، گروهی معرفی میشود که به دنبال ایجاد تفرقه بین مسلمانان است و شیعیان را متهم میکند. تأکید میشود که این درگیریها بین شیعه و وهابی بوده و وهابیها عامل فتنه و مخاصمات فرقهای هستند. در ادامه، اتهام دریافت کمک مالی از ایران توسط شیعیان تکذیب شده و توضیح داده میشود که منابع مالی شیعیان از طریق خمس تأمین میشود. سپس، به قتل سرکنسول ایران در لاهور اشاره شده و قاتلان او همان گروههای فرقهگرا معرفی میشوند. در بخش پایانی، به روابط شیعیان با سایر سازمانهای مذهبی و تلاش برای هماهنگیهای مذهبی اشاره میشود. همچنین، بر لزوم تحمل متقابل فرقهها و احترام به تنوع مذهبی در اسلام تأکید شده و اجرای شریعت اسلامی به عنوان راه حلی برای ایجاد کشوری مرفه و دفاع از حقوق افراد مطرح میشود. در پایان، این دیدگاه که علما در تعریف شریعت اختلاف دارند، رد شده و بیان میشود که اختلافات تنها در چگونگی اجرا و تأمین اهداف شریعت است.

اهمیت «روز قدس» نزد مسلمانان، انتقاد از سکوت سران کشورهای اسلامی در برابر جنایات اسرائیل نسبت به فلسطینیها و حمایت از داعش
سخنرانی با یادآوری نامگذاری روز قدس توسط امام خمینی آغاز میشود و به اهمیت ویژه راهپیمایی امسال به دلیل حمله رژیم صهیونیستی به غزه اشاره دارد. در ادامه، به مقاومت مردم غزه در برابر جنایات رژیم صهیونیستی و حمایت آمریکا از آن پرداخته و سکوت سازمان ملل را بیاعتبارکننده میداند. سپس، از سکوت کشورهای اسلامی حامی داعش و القاعده در برابر صهیونیستها انتقاد کرده و ایران را تنها حامی علنی فلسطین معرفی میکند. در پایان، بر لزوم احترام به تلاشهای امام خمینی در حمایت از مظلومان و برگزاری باشکوهتر روز قدس پس از حمله به غزه تأکید میشود.
اعتراض شدید به عدم اعزام حاکم
متن با خطاب به مجلس شورای ملی و کابینه وزرا آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به تأخیر ششماهه در اعزام حاکم به استرآباد اعتراض کرده و با اشاره به دخالتهای داخلی و خارجی، خواستار تعیین تکلیف فوری وضعیت این شهر میشوند. در پایان، تأکید میشود که اگر قرار بر عدم اعزام حاکم است، باید صریحاً اعلام شود؛ در غیر این صورت، شاهزاده امانالله میرزا باید فوراً به سمت استرآباد حرکت کند.
دلایل آزادیخواهی مردم ایران
متن با طرح پرسشهایی درباره چرایی جنبشهای آزادیخواهانه در نقاط مختلف ایران آغاز میشود و به نقش روحانیون در این حرکتها اشاره میکند. سپس، آزادی را در مفهوم وسیعتر آن، یعنی رهایی از استبداد و بیقانونی، تعریف میکند و وضعیت مردم ایران را در یک «محبس بیقانون» توصیف میکند که در آن جان، مال و ناموس افراد در معرض تهدید حاکمان ظالم و افراد سودجو قرار دارد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که حتی پس از مرگ نیز، ورثه از دستاندازی حکومت و برخی عالِمنمایان در امان نیستند. در پایان، متن به تغییر نگرش مردم پس از وزیدن «نسیم آزادی» و تجربه عدالت در مواردی مانند محاکمه آصفالدوله اشاره میکند و تأکید دارد که مردم ایران دیگر حاضر به تحمل ظلم و استبداد نیستند و به دنبال تحقق کامل مشروطه و عدالت هستند.
شکایت از تعدیات عوامل شرکت بازرگانی لاسقاریدیس
این نامه با اشاره به گزارشهای مکرر پلیس و جراید درباره تعدیات شرکت لاسقاریدیس، از بیتوجهی مسئولین به این موضوع انتقاد میکند. در ادامه، به سوءاستفاده از زنان مسلمان در ادارات این شرکت و اقدامات خلاف شرع اشاره شده و درخواست علمای لاهیجان برای منع زنان از کار در این ادارات مطرح میشود. با وجود تلاش حکومت برای منع ورود زنان، شرکت لاسقاریدیس از این دستور سرپیچی کرده و در پی ممانعت پلیس، عوامل شرکت به پلیسها حمله کرده و آنها را مجروح میکنند. در پایان، مردم لاهیجان از علما و تجار گرفته تا کسبه، در تلگرافخانه تجمع کرده و خواستار مجازات قانونی عاملان این تعدیات و حفظ ناموس مسلمانان میشوند.
ضرورت تأسیس مجلس شورای ملی
متن با تأکید بر پیوند ناگسستنی تدین و تمدن آغاز میشود و بیان میکند که تمام جنبههای مثبت زندگی فردی و اجتماعی، از جمله تأسیس مجلس شورای ملی، ریشه در تدین دارد. سپس با استناد به آیات قرآن کریم، ضرورت مشورت و وجود مجلس را از دیدگاه اسلام تبیین میکند. در ادامه، با مخاطب قرار دادن اقشار مختلف جامعه، از متدینین و پیروان ادیان گوناگون گرفته تا عاقلان و مجتهدین، همگان را به مطالبه مجلس فرا میخواند. در بخش پایانی، با اشاره به سیره پیامبر اسلام (ص) و خلفای راشدین در مشورت و تشکیل مجلس، فواید و برکات مجلس شورای ملی را در ابعاد مختلف، از جمله عزت، ثروت، حفظ حقوق ملت و دولت، و مبارزه با ظلم، برمیشمارد و آن را مظهر عدل و فضل معرفی میکند.
محکومیت دولت میانمار در کشتار مسلمانان آن کشور و سکوت مجامع حقوق بشر و کشورهای اسلامی در برابر آن، درخواست از وزرای خارجه کشورهای اسلامی جهت اقدام مؤثر در آن باره
سخنان آیتالله مکارم شیرازی با اشاره به کشتار مسلمانان در میانمار توسط بوداییان آغاز میشود و فجایع روزافزون در این منطقه را محکوم میکند. در ادامه، به سکوت جامعه جهانی و شورای امنیت در قبال این جنایات، در حالی که حتی طالبان نیز آن را محکوم کرده، انتقاد میشود. در پایان، بر لزوم تشکیل جلسه توسط سازمان همکاری کشورهای اسلامی و وزرای خارجه کشورهای اسلامی برای اقدام جدی و ورود مجامع بینالمللی به این مسئله تأکید شده است.

درخواست از خوانین جهت استقرار مجدد مشروطیت و حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این نامه با ستایش از مخاطب و آرزوی پاداش اخروی برای او آغاز میشود. سپس به همراهی مخاطب با ملت در تأسیس مشروطیت و مبارزه با استبداد اشاره میکند و از او میخواهد که در این برهه حساس که حق و باطل در برابر هم قرار گرفتهاند و دشمنان قصد محو شریعت را دارند، به جهاد ادامه دهد. نامه تأکید میکند که هرکس از خوانین با مخاطب همراهی کند، در زمره لشکر اسلام و اهل بدر محسوب میشود. در ادامه، به صراحت تکلیف شرعی خوانین و مسلمانان را در عدم پرداخت مالیات به شاه ظالم و عدم اطاعت از او بیان میکند و احکام صادر شده در این زمینه را واجبالامتثال میداند. در پایان، متخلفین از این احکام را خارج از اسلام دانسته و بر مسلمانان واجب میشمارد که چنین افرادی را از جامعه اسلامی طرد کنند.

گزارش علل شورش مردم تبریز علیه صاحبدیوان به میرزا حسین خان سپهسالار (وزیر خارجه)
گزارشی از علل شورش مردم تبریز علیه صاحبدیوان ارائه شده است. در ابتدا، به درخواست صاحبدیوان برای پاسخ به تلگراف امینالملک اشاره میشود. سپس، نگارنده به تفصیل به تعدیات و اجحافات صاحبدیوان و عوامل او در نانواییها، اجارهخانهها و به ویژه در قیصریه (بازار جدید) میپردازد. این تعدیات شامل گرانفروشی نان، کسر وزن، اجارههای گزاف، تخریب املاک مردم، و اجبار اصناف به نقل مکان به قیصریه با اجارههای دو برابر و ایجاد انحصار در فروش ذغال و خشکبار است که منجر به ضرر و زیان فراوان به فقرا و ضعفا شده است. در ادامه، به تحریک مردم توسط سید میرزا آقا اسکوئی و حمایت صاحبدیوان از او برای مقابله با شاهزاده اشاره میشود که در نهایت به شورش و غارت خانه صاحبدیوان میانجامد. نگارنده پیشنهاد میکند برای حفظ آبروی ملت آذربایجان و جلوگیری از انتساب این شورش به عموم مردم، تلگرافهایی از سوی علما، اعیان، تجار و کسبه در عذرخواهی و اظهار انفعال به دربار ارسال شود. در پایان، نگارنده به تلاشهای متقابل برای مقصر جلوه دادن دیگران و تبرئه خود اشاره میکند و تأکید دارد که حقیقت ماجرا همان است که بیان شده و بسیاری از اموال قیمتی توسط عوامل خود صاحبدیوان به غارت رفته است. در حاشیه نیز نگارنده تأکید میکند که این گزارش را به دلیل اجبار و درخواست تحقیق نوشته و مایل نبوده است که این جزئیات را فاش کند و درخواست میکند که این عریضه محرمانه بماند.
شرح رفتارهای وحشیانه رژیم صدام حسین با مردم عراق در داخل و خارج از کشور، وحدت اسلامی و ایثار و جهاد تنها راه مقابله با آن
سخنرانی با تبریک کنفرانس جهانی وحدت اسلامی و یادآوری ولادت پیامبر اکرم (ص) آغاز میشود. سپس به تشریح جنایات رژیم صدام حسین در داخل و خارج از عراق میپردازد. این جنایات شامل نابودی زندگی صدها هزار عراقی در جنگ، تصفیه قومی و جغرافیایی کردها (مانند بمباران حلبچه)، تعقیب و آزار شخصیتهای اسلامی و مخالفین در کشورهای مختلف (کویت، لبنان، پاکستان، سودان، سوئد، تایلند، انگلیس، بحرین، امارات و یمن جنوبی) و همچنین اعدامها، شکنجهها و زندانی کردنهای بیدلیل در داخل عراق است. در ادامه، به نقش رژیم صدام در ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی و حمایت از گروههای تجزیهطلب اشاره میکند. در پایان، بر اهمیت وحدت اسلامی، حمایت از رهبری امام خمینی و لزوم جهاد و ایثار در برابر ظلم تأکید میشود و از مسلمانان خواسته میشود که مسئولیت خود را در قبال ستمگران بشناسند و به یاری مستضعفین برخیزند.

ماهیت انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با اشاره به آیه «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم» آغاز میشود و بر این نکته تأکید میکند که پس از پیروزی بر دشمن بیرونی، خطر اصلی از درون جامعه را تهدید میکند. سپس به بررسی تاریخ اسلام و انحراف انقلاب پیامبر از مسیر اصلی خود به سمت قومگرایی و نژادپرستی میپردازد. در ادامه، ماهیت انقلابها را از سه منظر اقتصادی، آزادیخواهانه و ایدئولوژیک تحلیل میکند و با ذکر مثالهایی از تاریخ اسلام و انقلاب فرانسه، نشان میدهد که انقلاب اسلامی ایران ماهیتی جامع از هر سه عامل دارد. در بخش پایانی، بر اهمیت حفظ هویت اسلامی انقلاب، تداوم مسیر عدالتخواهی و آزادیهای معقول، و مقابله با مکاتب التقاطی تأکید میکند. همچنین، نقش رهبری امام خمینی در بسیج عمومی مردم و پیشبرد انقلاب بر اساس مفاهیم اسلامی را برجسته میسازد و به لزوم استقلال فکری و فرهنگی برای تضمین آینده انقلاب اشاره میکند.

غیرقانونی بودن مجلس شورای ملی و سنا و تحریم آن، درخواست از مراجع دینی و مردم در اعتراض به تصویبنامه تحمیلی کاپیتولاسیون و اظهار تنفر از امریکا و اسرائیل
متن با اشاره به روز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) آغاز میشود و سپس به وضعیت غمانگیز ایران و نگرانی مردم از اقدامات هیأت حاکمه میپردازد. در ادامه، تصویب قانون مصونیت مستشاران آمریکایی (کاپیتولاسیون) را غیرمشروع و مایه تأسف میداند و آن را با لغو کاپیتولاسیون در دوره رضاشاه مقایسه میکند. نویسنده این قانون را وحشیانه و برخلاف استقلال و آزادی ملتها دانسته و آن را ارتجاع سیاه تعبیر میکند. سپس به مصیبتهای مختلف کشور از جمله مخالفت با احکام اسلام، نشر کتب ضاله، محدودیت گویندگان دینی، وضعیت فقرا و بازار فلج، قحطالرجال و حبس علما و خطبا اشاره میکند. در بخش بعدی، وکلای مجلس را خطاب قرار داده و مجلس را غیرقانونی و تحریم شده اعلام میکند. در پایان، از عموم ملت ایران، علما و طلاب علوم دینیه میخواهد که اعتراض و انزجار خود را نسبت به این قانون و دولت آمریکا و اسرائیل ابراز کنند و از دین و استقلال کشور دفاع نمایند.

محکومیت حادثه تروریستی مسجدجامع قندوز افغانستان و کشتار دهها نمازگزار به دست گروههای تکفیری، دعوت مردم آن کشور به اتحاد و همبستگی در برابر تروریستها
متن با ابراز همدردی و تسلیت به مردم افغانستان در پی حادثه تروریستی مسجد قندوز آغاز میشود. در ادامه، به محکومیت این جنایت و انتقاد از سکوت و بیتفاوتی کشورهای مسلمان و جامعه جهانی نسبت به وضعیت مردم افغانستان پرداخته شده است. در پایان، مردم افغانستان به حفظ اتحاد و همبستگی ملی و اتخاذ تدابیر لازم برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی دعوت میشوند.

شکایت از ظلم و تعدی قوامالملک و پسرانش و امکان بروز آشوب در شیراز
متن با ستایش از علمای اصفهان به دلیل حمایت از دین و حضور در تلگرافخانه آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفبار مردم فارس اشاره میکند که به دلیل ظلم قوامالملک و پسرانش و عدم اجرای مشروطیت، سه روز است در تلگرافخانه متحصن شدهاند. در ادامه، به اقدامات خشونتآمیز نوکران قوام اشاره میشود که با سلاحهای گرم و سرد به مردم حمله کرده، عابرین را مورد ضرب و جرح قرار داده و حتی علمای بزرگی چون محقق العلما و عَلّم الهدی را مضروب و مجروح کرده و در خانه داماد خود حبس کردهاند. نویسندگان بیان میکنند که برای جلوگیری از بروز فاجعهای مشابه کربلا، نهایت تلاش خود را کردهاند، زیرا مردم فارس در آستانه از دست دادن صبر و شکیبایی هستند. در پایان، از علمای اصفهان درخواست میشود که با احضار قوامالملک و پسرانش، ریشه استبداد در فارس را قطع کرده و موجب خشنودی امام زمان (عج) شوند.
پیشنهاداتی جهت مصالحه میان محمدعلی شاه و مشروطهخواهان
متن با ارائه سیزده پیشنهاد برای حل بحران میان محمدعلی شاه و مشروطهخواهان آغاز میشود. این پیشنهادات شامل جلوگیری از بدگویی نسبت به علمای نجف، کاهش اقدامات نظامی، وعده بازگرداندن مشروطه، تغییر وزرای منفور، قطع ارتباط با افراد مفسد و مخالف مشروطه (مانند شیخ فضلالله نوری)، اظهار نارضایتی از اقدامات اقبالالدوله، برقراری نظم در شهر، عدم اعطای منصب به افراد نالایق، آزادی سید عبدالله بهبهانی، تعمیر مجلس و تبعید موقت برخی اشخاص است. در پایان، نگارنده با تأکید بر بیغرضی خود، بیان میکند که این تدابیر راه صلاح و امیدواری مردم است و در صورت اجرای آنها، خروج متحصنین از سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم را تضمین میکند و هشدار میدهد که در غیر این صورت، اوضاع بدتر خواهد شد.
محکومیت لغو تابعیت رهبر مذهبی بحرین توسط حکام آلسعود
این نامه با خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد، اقدام دولت بحرین در لغو تابعیت شیخ عیسی قاسم، رهبر دینی اکثریت مردم بحرین را محکوم میکند. در ادامه، این عمل را دیکتاتوری و مخالف حقوق و کرامت انسانی دانسته و از دبیرکل سازمان ملل میخواهد که در این مسئله مداخله کرده و مانع از ظلم و تعدی مستبدین بر ملتها شود.

بیان اوضاع پریشان شیراز
متن با اشاره به تحصن علمای شیراز در تلگرافخانه و استغاثه آنان آغاز میشود. در ادامه، به تخریب انجمن مشروطیت توسط قوامالملک و پسرانش، اهانت به علما و بستن شهر اشاره شده است. سپس، به تحصن علمای اصفهان در تلگرافخانه برای حمایت از مجلس انجمن ملی شیراز و انتساب تمام مفاسد به قوامالملک پرداخته میشود. در پایان، با اشاره به تخریب انجمن رشت و نگرانی از تجاوز بیگانگان، بر وجوب حفظ احترام مجالس ملیه تأکید شده که آن را همردیف حفظ شریعت مقدس میداند.

ابراز اطمینان مصالحه میان شاه و مشروطهخواهان
این بیانیه با سلام به عموم علما، تجار، اعیان و اعضای انجمنهای ملی اسلامی آغاز میشود و از استحکام مجلس و سرنگونی استبداد به برکت توجهات حضرت حجةالله خبر میدهد. در ادامه، به تلاشهای شاهزاده شعاعالسلطنه و عضدالملک در جهت خیرخواهی دولت و ملت اشاره میکند که با حضور در محضر شاه و ارائه عرایض، توانستهاند مساعدت شاه را جلب کنند. نویسندگان از این مساعدت ابراز اطمینان کامل کرده و امید به رفع مفاسد و اصلاح امور دارند. در پایان، از ملت خواسته میشود که از شاه تشکر کرده و مفسدین را از ساحت مقدس شاهانه دور کنند.


درخواست ابلاغ دادخواهی و مظلومیت مردم ایران به دولتها و مجالس جهان



نفاق و فریبکاری گروههای مختلف مردم
این شعر به نفاق و فریبکاری گروههای مختلف جامعه میپردازد. در ابتدا، واعظان و ملایان را به بیهودهگویی و تمایز نادرست حق از باطل متهم میکند. سپس، زاهدان را به ریاکاری در نماز و صوفیان را به شور و وجد ظاهری در خانقاهها نقد میکند. در ادامه، قاضیان، واسطهها، مفتیان، حاکمان، محتسبان، میرزاها و مستوفیان را به ظلم، رشوه، مکر و سوءاستفاده از موقعیت خود متهم میکند. در پایان، شاعر با مشاهده این فساد و ظلم، از مردم کنارهگیری کرده و به خدا پناه میبرد.
ابراز رضایت از وضعیت اجتماعی نائین و امتنان از نایبالحکومه
متن با حمد و ستایش آغاز میشود و به رهایی نائین از استبداد و آسودگی مردم اشاره دارد. در ادامه، از تلاشهای نایبالحکومه برای ترویج شریعت و عدالت و مساوات قدردانی شده و تشکر اهالی از او بیان میشود. در پایان، پیشنهاد میشود که از نایبالحکومه حمایت و ترویج شود.
چشمانداز مواضع استقلالطلبانه، ترقیخواهانه و ضداستکباری امیرکبیر
متن با مقایسه شرایط دوران امیرکبیر با زمان معاصر آغاز میشود و به تفاوتهای مبارزه با استعمار در این دو دوره میپردازد. در ادامه، وضعیت استعمار و استثمار در نیمه اول قرن بیستم و فعالیتهای ضد استعماری در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین تشریح میشود. سپس، به شرایط ایران در زمان امیرکبیر اشاره شده و اقدامات او برای مبارزه با استعمار، ریشهکن کردن فقر و فساد، تربیت متخصصان، استفاده از ثروت ملی در داخل کشور، صنعتی کردن و ایجاد ارتش نوین، به عنوان برنامههای اصلاحی و استقلالطلبانه او، تبیین میگردد. در پایان، امیرکبیر به عنوان مرد عمل و برنامهریز برای استقلال و عظمت کشور معرفی میشود.

آگاه نمودن ناصرالدین شاه قاجار از اوضاع نابسامان کشور
متن با ستایش از جایگاه شاه به عنوان سایه خدا بر زمین آغاز میشود و وظیفه او را پرستاری از بندگان و رعایت حال رعایا میداند. سپس به انتقاد از عملکرد ناصرالدین شاه میپردازد و به مواردی چون برکناری بیدلیل میرزاتقیخان اتابک، اسارت قوای ایرانی در جنگ مرو، قربانی کردن افراد بیگناه به بهانههای واهی، و ترجیح دادن افراد پست و اراذل بر عقلا و بزرگان مملکت اشاره میکند. همچنین، به حیف و میل اموال عمومی برای ساخت عمارتهای تفریحی و تخریب آثار باستانی اعتراض میکند. در ادامه، به وضعیت نابسامان حکام ولایات و ظلم و ستم آنها بر مردم اشاره شده و از بیتوجهی شاه به شکایات رعایا انتقاد میشود. متن با بیان اینکه کارد به استخوان رسیده و مردم دیگر طاقت اطاعت ندارند، به شاه هشدار میدهد که عاقبت ظلم وخیم است و خواستار وضع قانونی برای رفتار با رعایا به جای سلیقه شخصی افراد میشود.
آرزوی اجرای عدالت در جامعه پس از مشروطه
متن با دعایی برای سلامتی و موفقیت مخاطب در ترویج شرع آغاز میشود و از تأخیر در دریافت نامهها ابراز نگرانی میکند. در ادامه، به اخبار مسرتبخش از تهران و سایر شهرها مبنی بر تشکر از شاه و اهتمام او در تشکیل مجلس شورای ملی و اجرای احکام آن اشاره دارد که در واقع اجرای احکام الهی است. امیدواری به همکاری علما، تجار و وکلا برای تحکیم این اساس و برقراری عدالت در زمین مطرح میشود. سپس، بر لزوم عدم شناسایی حکام ظالم توسط مسلمانان و رعایا تأکید شده و راهکار مراجعه به علما و وکلا برای رفع ظلم و تعدیات به حضور شاه پیشنهاد میگردد. در پایان، سلام نویسنده به علمای عظام، به ویژه سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی، ابلاغ شده و با استناد به آیه «إن تَنصُرواللهَ یَنصُرکُم» بر لزوم یاری دین خدا تأکید میشود. متن با اشاره به اینکه در آینده نامهای برای تبریک و تأیید مجلس نوشته خواهد شد و با دعا و ستایش خداوند به پایان میرسد.

ضعف و درماندگی و تسلیم مردم جنوب ایران در برابر تجاوز و اشغال جنوب کشور توسط انگلیسیها
متن با ابراز تأسف از وضعیت اسفبار مردم جنوب ایران آغاز میشود که تحت فشار اشغالگران انگلیسی قرار گرفتهاند و قادر به ابراز وجود و فعالیت سیاسی نیستند. در ادامه، با اشاره به تاریخ ملتها، فساد اخلاقی و ضعف سیاسی را عامل اصلی انحطاط و تسلیم در برابر اجانب معرفی میکند و وضعیت ایران را به بدن بیماری تشبیه میکند که میکروبهای خارجی (قشون بیگانه) آن را فرا گرفتهاند. سپس به تفصیل به حضور نظامی گسترده انگلیسیها در جنوب ایران پس از معاهده ۱۹۰۷ و جنگ جهانی اول اشاره میکند و تعداد نیروها و مناطق تحت اشغال را برمیشمارد. در پایان، با انتقاد از بیتفاوتی و عدم اقدام مؤثر دولت و ملت ایران، هشدار میدهد که مذاکرات سیاسی به تنهایی راهگشا نیست و اگر اقدامی صورت نگیرد، جنوب ایران به تصرف کامل انگلیسیها درخواهد آمد.

ابراز رضایت از والی کرمان و انتقاد از بدخواهان او
متن با ستایش از وضعیت مطلوب مملکت کرمان تحت ایالت شاهزاده نصرتدهنده آغاز میشود و امنیت، فراوانی ارزاق و رضایت عمومی را از ویژگیهای این دوره برمیشمارد. در ادامه، به انتقاد از برخی افراد مغرض میپردازد که با شکایتهای بیاساس و اوراق ساختگی، قصد برهم زدن آرامش و مصلحت عمومی را دارند. نویسنده این اقدامات را ناشی از اغراض شخصی و بیماریهای نفسانی میداند و از علما و معتمدان میخواهد که در برابر این بدخواهان سکوت نکنند. در پایان، با اشاره به اینکه این شکایات میتواند به سلب آسایش مردم کرمان منجر شود، از حجج اسلامیه و مجلس میخواهد که به این اخبار با دقت رسیدگی کرده و به بدخواهان اعتنا نکنند و بر حقانیت و بصیرت الهی تأکید میکند.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و استقرار نظم در کشور
آمادگی برای جانفشانی در راه استقرار مجدد مشروطیت به تبعیت از مراجع مشروطهخواه عظام
تلگراف علمای استرآباد به تهران در پاسخ به تلگرافی مبهم از سوی دولتیان، با ابراز تعجب از پاسخ غیرمرتبط و مبهم آنها آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به تباین میان نشر عدالت و ترویج احکام حجج اسلام عتبات عالیات با رویکرد دولتیان اشاره میکنند و با استناد به آیه قرآن، ادعای دولتیان مبنی بر عدم تمایل به خونریزی را رد میکنند و به توپ بستن مسجد و کشتار مسلمانان اشاره میکنند. سپس، به تلگراف قبلی دولتیان که در آن پیشنهاد مذاکره درباره حکومت و احسان مطرح شده بود، پاسخ میدهند و آن را تلاشی برای تطمیع و زیر پا گذاشتن احکام حجج اسلام میدانند. در پایان، با اشاره به تهدید دولتیان به قدرت نظامی، ملت استرآباد را ملتی آماده جانفشانی در راه احیای مذهب و طریقه اثناعشریه معرفی میکنند و دولتیان را از تهدید این ملت برحذر میدارند و سکوت پیشین مسلمانان استرآباد را ناشی از بردباری و امید به تنبه دولتیان میدانند.
بهانهتراشیها و ترفندهای انگلستان برای ورود نیروهای نظامی به جنوب کشور
این نامه به افشای توطئه کنسول انگلیس در بوشهر میپردازد که با پرداخت رشوه به سه نفر از اعضای انجمن ولایتی، قصد تحریک مردم به بستن بازار و راهاندازی دستههای سینهزنی را دارد تا بهانهای برای ورود نیروهای نظامی به جنوب کشور فراهم آورد. نویسندگان از رئیسالوزرا درخواست میکنند که عدلیه اصفهان مدیر مسئول روزنامه زایندهرود را احضار و از او بخواهد که یا ادعای خود را ثابت کند، در این صورت خائنین به وطن و اسلام مستوجب اعدام خواهند بود، وگرنه صاحب مکتوب را مؤاخذه نماید. همچنین درخواست میشود که نایبالحکومه یا حکومت، رؤسای سایر دوایر و هیئت منصفه را احضار کرده و بدون مداخله، خائنین را مجازات کنند. در پایان، هدف از مشروطیت را حفظ آبرو و شرف ملت دانسته و هشدار میدهند که در صورت عدم رسیدگی، هرج و مرج و ناامیدی پدید خواهد آمد و خواستار پاسخ فوری برای رفع اتهام از فداکاران راه مشروطیت میشوند.
علل مداخله خود در امور سیاسی
متن با پرسشی درباره چرایی دخالت یک عالم دینی در سیاست و نظر او درباره احزاب آغاز میشود. در پاسخ به بخش احزاب، به عدم کارایی و موفقیت احزاب در جذب ملت و انجام اصلاحات اشاره شده و دلیل آن را عدم توافق و تأیید متقابل احزاب میداند. در ادامه، به تبیین مفهوم دخالت در سیاست از دیدگاه خود میپردازد و آن را وظیفهای شرعی و الهی برای وعظ، ارشاد، مبارزه با فساد، پند دادن به سیاستمداران و هشدار در برابر استعمار و بردگی میداند. این وظیفه را برگرفته از مسئولیت رهبری دینی و خلافت الهی میشمارد که در قرآن و روایات نیز به آن تصریح شده است. سپس، با تفکیک میان سیاست صحیح و سیاست مبتنی بر آشوبگری، اخلال، ظلم و منفعتطلبی شخصی، از نوع دوم به خدا پناه میبرد. در ادامه، به مسئولیت علما در برابر ستم و جور ظالمان و لزوم امر به معروف و نهی از منکر تأکید میکند و وضعیت مسلمانان را در معرض حمله استعمارگران و تفرقه داخلی توصیف میکند. در پایان، با اشاره به کهولت سن خود، هدف از این سخنان را پند و آگاهیبخشی و ادای وظیفه دینی میداند و آرزوی وحدت و اتحاد ملتها و دولتهای اسلامی را برای مقابله با استعمار و دستیابی به آزادی، ترقی و استقلال بیان میکند.

تصمیم علمای مشروطهخواه عتبات عالیات جهت مهاجرت اعتراضآمیز به سوی ایران
این نامه با اشاره به دریافت دستخطی از مخاطب و ابراز خجالت از ارسال نامههایی با عنوان سبک، به موضوعی در کرمانشاهان میپردازد که آن را دروغ میخواند. سپس به مخالفت یک شخص با مشروطیت و عدم همراهی او با علمای نجف اشاره میکند که با وجود تلاشها و اعتراضات عمومی، از حمایت محمدعلی شاه دست برنداشته است. در ادامه، به حرکت علمای مشروطهخواه از نجف به سمت کربلا اشاره میشود که در آن آخوند خراسانی، شریعت اصفهانی، بهبهانی و دیگران حضور دارند. همچنین به فعالیتهای آقا میرزا مهدی در بغداد با کنسولها اشاره شده و در پایان، نامهای از حجج اسلام در حمایت از سردار مظفر ایلخانی و امید به احقاق حقوق ملت و کوتاه شدن دست ظالم ضمیمه شده است.
تهدید حاکم بوشهر به اعاده حیثیت و اموال به یغما برده سید مرتضی اهرمی
این نامه با اشاره به زحمات و خدمات سید مرتضی اهرمی به ملت، به تخریب خانه و غارت اموال او توسط حاکم بوشهر اعتراض میکند. در ادامه، بر لزوم جبران خسارت، تعمیر خانه و بازگرداندن اموال غارتشده به صورت عین یا قیمت تأکید شده و هشدار داده میشود که در صورت عدم اقدام سریع، اقدامات دیگری صورت خواهد گرفت که نتایج ناگواری برای حاکم و دیگران به دنبال خواهد داشت.


محکومیت دستگیری و تبعید امام خمینی (به واسطه افشای انعقاد قرارداد ننگین مصونیت قضایی مستشاران نظامی امریکایی و خانوادههایشان در ایران) و درخواست بازگرداندن ایشان از تبعید
این بیانیه با محکومیت دستگیری و تبعید آیتالله خمینی آغاز میشود و به افشای تصویب لایحه کاپیتولاسیون و وام ۲۰۰ میلیون دلاری از آمریکا میپردازد. در ادامه، به واکنش آیتالله خمینی و سایر مراجع به این اقدامات و تبعید ایشان اشاره میکند. سپس، به سکوت و تغییر موضع نمایندگان مجلس پس از تبعید آیتالله خمینی انتقاد میکند و در پایان، ملت ایران را به ادامه مبارزه برای بازگرداندن آیتالله خمینی و دفاع از اسلام، استقلال و تمامیت ارضی کشور فرا میخواند.
پاسخ به پرسش مهاجران به آستان حضرت عبدالعظیم (ع): انطباق مصوبات مجلس با احکام شرع
این پاسخ با اشاره به اهداف اولیه نهضت مشروطه که رفع ظلم و حفظ شریعت اسلامی بود، بر این نکته تأکید میکند که مجلس شورای ملی هرگز قصد جرح و تعدیل احکام شرعی را ندارد. قوانین مصوب مجلس تنها در امور عرفی است و در این موارد نیز عدم مخالفت با قواعد شرعی رعایت میشود. در پایان، از مسلمانان خواسته شده است که قدر این نعمت الهی را بدانند و از تشویش اذهان عمومی با اوهام بپرهیزند.


بیانضباطی در اردوگاه نیروهای دولتی و بدبینی و ناامیدی مردم تبریز از آنان
شکایت از تبرئه ستمگران ضد انقلاب در فارس و محکومیت ستمدیدگان در مشروطیت دوم
این نامه به مجلس شورای ملی، شکایتی است از تبرئه غارتگران و ستمگران فارس (ابناء قوام، علیقلی خان و خوانین کراش) که در جریان مشروطیت دوم به مردم لارستان و سبعهجات ظلم کرده و اموالشان را غارت و خون سادات و طلاب را ریختهاند. نویسنده از انتخاب وزیر داخلهای که چنین تلگراف بیمغزی صادر کرده و شکایات لاریها را بیاساس دانسته، ابراز تعجب میکند. نامه به نقش سید عبدالحسین لاری و مردم لار در برپایی مشروطیت در جنوب ایران اشاره دارد و اقدامات آنها را در مقابله با استبداد و محاصره ابناء قوام و خوانین کراش در شیراز یادآور میشود. سپس به خیانت محمدعلی میرزا و حمله ناگهانی ابناء قوام به لار و غارت و کشتار چهارده روزه اشاره میکند. در پایان، از مجلس شورای ملی درخواست میشود که خرابیها را جبران کرده، از ظالمین انتقام بگیرد و از سید عبدالحسین لاری و مردم لار حمایت کند تا موجب خشنودی آیتالله خراسانی شود.
نصایحی به سلطان احمد شاه نوجوان در امر اداره کشور
این نامه با تبریک جلوس احمدشاه آغاز میشود و با دعای خیر برای او ادامه مییابد. سپس، نه توصیه کلیدی برای اداره کشور ارائه میدهد. این توصیهها شامل ترویج شریعت و انتخاب معلمان دیندار، پرهیز از افراد فاسد و دنیاپرست، وطنپروری و تشویق صنایع داخلی، نشر علوم و صنایع نوین، دوری از مداخلات بیگانگان و انتخاب رجال وطنپرست، برقراری عدالت و مساوات در حقوق، ابراز محبت به ملت و مطالعه تاریخ سلاطین بزرگ است. در پایان، بر اهمیت ترویج علما و حفظ جایگاه آنان برای استقلال کشور تأکید شده و از شاه خواسته میشود که القائات دشمنان دین و دولت را نپذیرد.

درخواست تأسیس مجلس شورا از عینالدوله (صدراعظم)
این نامه با اشاره به وضعیت وخیم کشور و خطراتی که ایران را احاطه کرده، بر ضرورت تأسیس مجلس و اتحاد دولت، ملت و علما برای اصلاح امور تأکید میکند. نویسنده با بیان اینکه اصلاحات باید به دست خود ایرانیان انجام شود و نه قدرتهای خارجی، نسبت به انقراض دولت شیعه و ذلت ایران در تاریخ هشدار میدهد. سپس با قسم به خداوند و ائمه، از صدراعظم میخواهد که در علاج این «مریض مشرف به موت» مسامحه نکند و به مسئولیت خود در برابر امیرالمؤمنین (ع) اشاره میکند. نویسنده با تأکید بر اینکه ایران وطن اوست و تمام شئوناتش به این مملکت وابسته است، اعلام میکند که تا پای جان برای حفظ آن خواهد کوشید و حتی حاضر است برای ملت و رفع ظلم، از شأن و اعتبار خود بگذرد. در پایان، با قسم دادن صدراعظم به مقدسات، از او میخواهد که کشور را اسیر بیگانگان نکند و یادآور میشود که عهد و پیمان برای تأسیس مجلس بوده است. نویسنده تهدید میکند که اگر صدراعظم اقدام نکند، خود به تنهایی برای این هدف قیام خواهد کرد و از مرگ نیز باکی ندارد، زیرا این کار را مایه آمرزش و افتخار خود میداند و تأخیر در آن را سمی مهلک میشمارد. او دفع شر عثمانی را نیز منوط به تأسیس مجلس و اتحاد ملی میداند.

رد تصوف دروغین و نکوهش صوفیان نادان و ریاکار
متن با انتقاد شدید از گروهی به نام «صوفی» آغاز میشود که آنها را نادان، ریاکار و گمراهکننده معرفی میکند. این افراد با انحراف از مسیر دین و شریعت، باعث فساد در جامعه و گمراهی مردم سادهلوح شدهاند. در ادامه، به نقد کسانی میپردازد که بدون استوار کردن عقاید دینی و رعایت احکام شرعی، به ریاضت و چلهنشینی میپردازند و این اعمال را موجب تباهی دین و جامعه میداند. سپس، به سوءاستفاده از مفاهیمی چون «ذکر» و «تذکیر» توسط این افراد اشاره میکند که به جای معرفت الهی، به لهو و لعب و اشعار شهوتانگیز مشغولند. همچنین، به دو قسم «شطح» (سخنان وجدآمیز) اشاره میکند؛ قسم اول که ادعاهای گزاف در عشق الهی است و به ترک عبادات و ادعای اتحاد با خدا میانجامد و آن را برای عقاید عوام مضر میداند. قسم دوم، کلماتی است که ظاهری خوشایند دارند اما بیمفهوم و گمراهکننده هستند. در پایان، بر اهمیت تربیت نفس و تهذیب عقل پیش از ورود به حقایق اشیاء تأکید میکند و بیان میدارد که در زمان حاضر، عناوین «صوفی»، «فقیه» و «حکیم» به کسانی اطلاق میشود که متصف به ضد معانی حقیقی آنها هستند و هدف اصلی شرایع الهی را هدایت خلق به معرفت ذات الهی و رهایی از صفات ناپسند میداند و اختلافات میان متکلمان و فقیهان را ناشی از قصور در طلب حقایق و عدم ورود از راه صحیح میشمارد. در نهایت، هدف از نگارش این رساله را آگاهسازی صاحبان ذوق سلیم از فساد زمانه و انحراف مردم از علم و عرفان حقیقی بیان میکند.
تقاضای عزل علاء الدوله از حکومت فارس
این نامه با ستایش از مجلس شورای ملی آغاز میشود و به تلاشهای نویسندگان برای گسترش مشروطه در فارس و تشکیل انجمن ایالتی اشاره میکند. سپس به انتقاد از تلگرافچی خائن و قوامالملک شیرازی میپردازد که مشروطهخواهان را اوباش معرفی کردهاند. در ادامه، از انتصاب علاءالدوله به حکومت فارس و اقدامات او که منجر به تضییع جان، مال و شرف مردم و نابودی مشروطه در فارس شده، گلایه میشود. نامه با درخواست عزل علاءالدوله و انتصاب حاکمی دیگر، و همچنین جلوگیری از دخالت قوام در امور دیوانی به دلیل ثروت و استبداد ذاتی او، ادامه مییابد. در پایان، به وضعیت متحصنین در شاهچراغ اشاره شده و از مجلس خواسته میشود به وضعیت آنان رسیدگی کند تا از پشیمانیهای بعدی جلوگیری شود.


دستاوردهای انقلاب و افشای دروغپردازیها و فریبکاریهای گروهکهای ضدانقلاب
سخنرانی با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به دستاوردهای انقلاب اسلامی، به ویژه خودآگاهی ملت در شناخت آرمانها و انتخاب شعارها، میپردازد. به نقش مردم در شکلگیری شعارهایی مانند «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» اشاره میکند و تفاوت انقلاب اصیل با انقلاب وارداتی را در همین خودجوشی و آگاهی مردم میداند. سپس به نقش رهبری و روحانیت در بیداری اسلامی و گسترش حماسه انقلاب میپردازد و تأکید میکند که بدون آمادگی مردم، تلاش رهبران به ثمر نمیرسد. در ادامه، به راهپیماییهای میلیونی مردم و خنثی شدن تبلیغات دشمنان اشاره میکند و با ذکر خاطرهای از تهدیدات سیاستمداران آمریکایی، عشق به شهادت در مکتب اسلام را عامل مقاومت مردم معرفی میکند. سخنرانی به مشارکت آگاهانه مردم در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و اهمیت سن ۱۶ سال برای رأیدهندگان میپردازد. در بخش پایانی، به انتقاد از گروههای سیاسی که به ملت جسارت میکنند و رأی مردم را زیر سؤال میبرند، میپردازد و با استناد به آیات قرآن و نهجالبلاغه، بر اهمیت عدالت، آزادی و حقوق متقابل در اسلام تأکید میکند. در پایان، از مردم میخواهد در برابر دروغپردازیها و فتنهانگیزیها صبور باشند، مگر آنکه خطر جدی باشد، و برای هدایت و موفقیت مسلمانان دعا میکند.

محکومیت مداخله نظامی عربستان در امور داخلی بحرین، درخواست از مردم انقلابی بحرین جهت مقاومت تا رسیدن به مطالبات مشروع خود
این بیانیه با محکومیت شدید جنایات حکام عرب و تجاوز نظامی عربستان سعودی به بحرین آغاز میشود. در ادامه، از نهادهای بینالمللی و کشورهای اسلامی درخواست میشود که نسبت به کشتار آزادیخواهان بیتفاوت نباشند. در پایان، به مردم بحرین توصیه میشود که با حفظ وحدت و اخوت اسلامی، مقاومت خود را برای دستیابی به آزادی و حاکمیت اسلام ادامه دهند.

تایید مجدد مشروطیت
این نامه با ستایش از تلاشهای مخاطب در ابلاغ احکام وجوب تبعیت از مشروطیت، به اهمیت آن در حفظ اسلام و مملکت از تسلط کفار و ریشهکن کردن استبداد و فساد اشاره میکند. در ادامه، با تأکید بر صحت صدور این احکام از سوی نویسندگان، هرگونه تشکیک در آن را مردود دانسته و از مؤمنین میخواهد که بدون عذر شرعی از آن تخلف نکنند. هدف نهایی، تشکیل مجلس ملی برای رفع ظلم و فساد و جلوگیری از تسلط کفر و الحاد بر مملکت اسلامی عنوان شده است.


انتقاد شدید از اختناق، حبس، شکنجه و اعدام روحانیون و انقلابیون و درخواست از هویدا (نخست وزیر) برای بازگرداندن امام خمینی از تبعید
نامه با اشاره به تبعید آیتالله خمینی و محرومیت مردم و حوزه علمیه قم از رهبری ایشان آغاز میشود. در ادامه، به وضعیت نامناسب مسلمانان و عدم توانایی مرجع دینی در بیان احکام الهی و دفاع از آزادی ملت و استقلال کشور به دلیل اعتراض به کاپیتولاسیون اشاره شده و این لایحه به شدت مورد انتقاد قرار میگیرد. سپس با یادآوری وقایع تاریخی مانند تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و مبارزات سید جمالالدین اسدآبادی، وضعیت کنونی ایران را با آن دوران مقایسه کرده و آیتالله خمینی را متمثل هر دو شخصیت معرفی میکند. نامه به شدت از اختناق، حبس، شکنجه، تبعید و اعدام آزادیخواهان و روحانیون انتقاد کرده و از هویدا، نخستوزیر وقت، میخواهد که به این وضعیت اسفناک پایان داده و با بازگرداندن آیتالله خمینی به قم و توقف سرکوب، شکاف میان مردم و دولت را از بین ببرد. در پایان، با استناد به آیه قرآن، بر بیثباتی حکومتهای ظالم تأکید شده و امیدواری به پذیرش تذکرات مشفقانه ابراز میشود.
تقاضای موافقت و مساعدت شاه با مجلس شورا
متن با دعا برای پادشاه آغاز میشود و نویسنده خود را مکلف به تقویت دولت و ملت و حفظ حدود سلطنت میداند. در ادامه، با تأکید بر خلوص نیت، از پادشاه درخواست میشود که با سیاست نیکو و رأفت به مردم، هرج و مرج و تفرقه را از بین ببرد. سپس، با اشاره به تسلط کفر (دولتهای اروپایی) و خطر نابودی اسلام، از پادشاه خواسته میشود که حفظ اسلام و مسلمین را مهمترین امر بداند و با مجلس شورا، که جامع این اهداف است، نهایت همکاری و موافقت را داشته باشد تا مردم در آسایش و امنیت زندگی کنند و به دعاگویی صمیمی برای پادشاه بپردازند.

اعلام حمایت از مجلس شورا
این بیانیه با حضور علمای اعلام و حجج اسلام در روز پنجشنبه ۴ ذیالقعده ۱۳۲۵ قمری آغاز میشود. هدف اصلی آن، اعلام تعهد و التزام جمعی علما به اعتلای اسلام، احیای سنتهای شریعت، ابطال بدعتها و یاری مظلومان است. تأکید بر حمایت همهجانبه از مجلس شورای ملی و انجمن ملی اصفهان، بدون در نظر گرفتن ملاحظات شخصی و اغراض نفسانی، از نکات محوری این بیانیه است. در پایان، بر لزوم اتحاد و یکپارچگی در این مسیر و امید به نصرت الهی و توجهات امام عصر (عج) تأکید شده است.


اعلان خیرخواهی نسبت به ناصرالدین شاه در ماجرای تنباکو
متن با ابراز ارادت و دعاگویی به شاه آغاز میشود و نویسنده توضیح میدهد که پیش از این قصد داشته نامهای در تشکر از مراحم شاهانه و بیان دغدغههای صادقانه خود بنویسد، اما به دلیل ترس از سوءتفاهم یا ملال خاطر شاه، از این کار خودداری کرده است. با این حال، پس از دریافت دستخطی که نشاندهنده بیمهری و سلب عواطف شاهانه بوده، تصمیم میگیرد برای رفع شبهات و تبیین حقیقت اقدام کند. در ادامه، نویسنده به نقش سلطان اسلام در حمایت از دین و شریعت و لزوم اتحاد دولت و ملت اشاره میکند و به مسئله امتیاز دخانیات و مداخله خارجیها در امور داخلی ایران میپردازد. او یادآور میشود که خود و سایر علما بارها مفاسد این امتیاز را به دولت گوشزد کردهاند که منجر به اخلال در نظام مملکت و تضعیف استقلال سلطنت میشود. نویسنده توضیح میدهد که چون پاسخی برای رفع این بلیه بزرگ دریافت نشده، علما گمان کردهاند که شاید دولت در رساندن عرایض کوتاهی کرده یا به دلیل عملی شدن امتیاز، قادر به رفع آن نیست. به همین دلیل، علما با انتخاب راهی که نه موجب اختلاف با دولت و نه باعث تفرقه در میان مردم شود، مردم را از استعمال تنباکو منع کردند. نویسنده تأکید میکند که این اقدام برای رفع مفسدهای بود که جز با لغو کامل امتیاز قابل حل نبود و چون اظهار این مطلب در مجلس احضار ممکن بود به غرضورزی تعبیر شود، تصمیم گرفتند که میرزای شیرازی را از واقعیت امر مطلع کنند. او گلایه میکند که دولت به جای اطلاعرسانی صحیح، به صورت سربسته اعلام کرده که امتیاز برداشته شده و این امر باعث شده علما به اشتباه تصور کنند که مشکل به کلی حل شده است. در پایان، نویسنده به سوءتفاهمات پیشآمده در مورد مسائل دیگر مانند بانک و راهآهن و همچنین اتهام تبعیت از عوام و جاهلان اشاره میکند و با ابراز یأس از بیمهری شاهانه، درخواست مرخصی برای هجرت به عتبات عالیات را مطرح میکند، اما در نهایت ابراز امیدواری میکند که حقیقت عرایضش بر شاه پوشیده نماند و با رفع این بلیه عظیم، ترویج شریعت و علما مورد توجه قرار گیرد تا یأس مردم به امیدواری مبدل شود.

پاسخ به استفنای تجار تهران در مورد تعیین تکلیف درباره نوز بلژیکی
این نامه با اشاره به تلگرافی از تهران در مورد «نوز بلژیکی» آغاز میشود و به جعل و اشاعه مضمونی کذب توسط برخی افراد منحرف اشاره دارد که با دریافت پول، به دنبال پیشبرد مقاصد خود بودهاند. در ادامه، صحت نامهای مورخ هشتم ربیعالاول خطاب به سید عبدالله بهبهانی، که به مهر آیتالله حاج میرزا حسین خلیلی مزین بوده و توسط نگارندگان نیز مهر شده، تأیید میشود. در پایان، تکلیف عموم مردم را رساندن عرایض به ولیعهد، توسط افراد بیغرض، برای حفظ ایران و مردم آن میداند و تأکید میکند که چنین رفتاری با رعیت، نشان از دشمنی با دولت است. نامه با امید به تأدیب بدخواهان و آسودگی خاطر مردم به پایان میرسد.


معنای عدالت و نتایج دنیوی و اخروی آن
متن با استناد به آیه ۹۰ سوره نحل، به تعریف عدالت میپردازد و آن را بازداشتن از ظلم و ستم و احقاق حق مظلومان معرفی میکند. سپس به بیان فواید دنیوی عدالت در هشت بند میپردازد که شامل جلب محبت مردم، نیکنامی پادشاه، دوام دولت، آبادی کشور، تأثیر بر سایر پادشاهان، افزایش شوکت و احترام، جلب دعای خیر مردم و رونق علم و شریعت است. در ادامه، فواید اخروی عدالت را با استناد به احادیث پیامبر اسلام و ائمه اطهار بیان میکند که شامل برتری عدالت بر هفتاد سال عبادت و آمرزش گناهان حاکم عادل است.
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با توصیف شهادت شیخ فضلالله نوری آغاز میشود و او را به فضل الهی و دریای علم تشبیه میکند که با شهادتش به آسمان صعود کرده است. در ادامه، به زندگی پرهیزکارانه و کمالجویانه او اشاره دارد که همچون چراغی برای مردم بود. سپس، از ویرانی شالوده دین و شریعت با شهادت او ابراز تأسف کرده و قاتلانش را اوباش و تبهکار میخواند. مرثیه، شهادت را عاقبتی سعادتمندانه برای شیخ فضلالله نوری میداند که با قوت قلب و ارادهای پولادین آن را پذیرفت. در پایان، به فضیلت و خردمندی او در مقابل دشمنانش اشاره کرده و مرگ او را ماتمی سهمگین برای اسلام توصیف میکند که با تلاوت قرآن و دعا به خاک سپرده شد.
تبیین معنای مشروطیت و تعیین حدود وظایف طبقات و گروههای اجتماعی
متن با ستایش از مخاطب و تأکید بر اهمیت ترویج احکام اسلامی و هدایت مردم آغاز میشود. سپس به تبیین مفهوم مشروطیت و عدالت میپردازد و آن را نعمتی بزرگ و حاصل فداکاریهای ملت معرفی میکند. در ادامه، حقیقت آزادی را رهایی از استبداد حاکمان و نه خروج از بندگی خدا و قیود شرعی میداند و بر لزوم تبیین صحیح مساوات و مشروطیت برای مردم تأکید میکند تا همگان به ارزش این نهضت پی ببرند. در بخش بعدی، از انجمنهای صنفی میخواهد که به جای دخالت در سیاست، بر تکمیل علمیات و عملیات مربوط به صنف خود تمرکز کنند و هرگونه مداخله سیاسی خارج از وظیفه را دشمنی با دین و وطن میداند. در پایان، از ارباب جراید و ناطقین میخواهد که وظیفه خود را تربیت، ترقی و تهذیب اخلاق ملت بدانند و از امور بیمعنی، هتک نوامیس الهی و تعرض به محترمین پرهیز کنند. همچنین، بر لزوم کنار گذاشتن نسبت استبداد و رفع دودستگی تأکید شده و از وزارت معارف خواسته میشود تا بر تهذیب ارباب جراید و ناطقین جاهل و بیمبالات نظارت کند و افراد مفسد را از وظایفشان منع نماید.


محکومیت کشتار دانشآموزان افغانستان به دست تروریستهای تکفیری
سید کلبجواد نقوی، دبیرکل مجلس علمای هند، حمله تروریستی به مدرسه کودکان در افغانستان را محکوم میکند و آن را نتیجه ایدئولوژی یزیدی میداند. او این افراد را دشمنان خدا و اسلام معرفی کرده و به خانوادههای قربانیان تسلیت میگوید. نقوی به نسلکشی سازمانیافته شیعیان در سراسر جهان اشاره میکند و از سکوت سازمانهای حقوق بشری، کشورهای سکولار، سازمان ملل و حتی کشور هند در قبال این جنایات ابراز تأسف میکند. او با یادآوری اعتراضات پیشین به ظلم در فلسطین و میانمار، سکوت جهان اسلام در برابر نسلکشی شیعیان را مذموم میشمارد. در پایان، نقوی با مقایسه این تروریستها با ارتش یزید و اشاره به شهادت حضرت علی اصغر، بر ماهیت یزیدیتبار عاملان این کشتارها تأکید میکند.
فقدان قوانین مصوب پس از مشروطه
متن با ابراز تأسف از وضعیت مشروطیت در ایران آغاز میشود و بیان میکند که ایرانیان تمایل دارند هر چیز خوبی را که در سایر کشورها میبینند، داشته باشند. سپس به این نکته اشاره میکند که با گذشت یک سال و نیم از مشروطه شدن کشور، هنوز هیچ صنف و گروهی قانون مدونی برای رفتار خود ندارد. در ادامه، به اتلاف وقت مجلس بر سر بررسی یک لایحه مختصر بلدیه اشاره میکند و معتقد است که این موضوع نیازی به این همه بحث و مذاکره ندارد و تنها باید در مورد پذیرش یا عدم پذیرش آن رأیگیری شود.
جهالت، عامل بدبختی و عقبماندگی مسلمانان
متن با استناد به آیه «لیس للانسان الا ما سعی» آغاز میشود و به بررسی مفهوم «ملیت» در جامعه میپردازد. نویسنده ملت را نه حاکمان و مالکان، بلکه طبقات کارگر، کشاورز، کسبه و صنعتگران میداند که با تلاش خود، اساس ثروت و ترقی مملکت را تشکیل میدهند. در ادامه، به نقد مالکان و صاحبان قدرت میپردازد که به دلیل جهالت و خرافات، خود را مالک مردم میدانند و ظلم و تعدی را موهبتی الهی تلقی میکنند. نویسنده این وضعیت را ناشی از عدم آگاهی از قوانین اسلام و جهالت عمومی میداند که باعث میشود مردم، ستمگران را ستایش کرده و مخالفت با آنها را شرک بپندارند. در پایان، متن به تلاش پیامبران و مصلحان برای بیداری مردم اشاره میکند و ابراز تأسف میکند که به دلیل نادانی و جهالت، این تلاشها بیثمر مانده و مردم همچنان در اسارت و بندگی باقی ماندهاند.
ارعاب نمایندگان مجلس شورا
متن با طرح یک پرسش حقوقی از قانوندانان آغاز میشود که مجازات تهدید به قتل اعضای مجلس شورای ملی به دلیل رأی مخالف با میل تهدیدکننده چیست. در ادامه، از حقوقدانان و آزادیخواهان درخواست میشود که پاسخی قطعی و ممهور به مهر عدلیه ارائه دهند، با اشاره به اینکه پرسشهای دیگری نیز در راه است. متن با امضای «حاج شیخ علی خراسانی» و عبارت «پیشکش آزاده به تبرستان» به پایان میرسد.
افشای نادانی و خدیو مصر و توطئه های استعماری انگلستان بر ضد مردم مصر و مسلمانان
متن با مقایسه توفیق پاشا، خدیو مصر، با بهلول آغاز میشود و او را به دلیل حماقت و نادانی، عامل اصلی نفوذ انگلستان در مصر و تبعید و آوارگی مخالفان انگلیسیها معرفی میکند. در ادامه، به اقدامات استعماری انگلستان در مصر، از جمله بستن الازهر، تبعید علما و توقف مراسم مذهبی اشاره شده و این اقدامات را با وضعیت سایر کشورهای اسلامی تحت سلطه انگلستان مقایسه میکند. سپس، به فرار علمای هند به مکه به دلیل ظلم انگلیسیها و بیتوجهی توفیق پاشا به هشدارهای قبلی اشاره میشود و خطر تسلط انگلستان بر حجاز را گوشزد میکند. متن به فاجعهای که توفیق پاشا برای عالم اسلام و دولت عثمانی به بار آورده، میپردازد و از کشف اسناد توفیق پاشا توسط انگلیسیها که نشاندهنده دستور او برای ایجاد شورش مصنوعی در اسکندریه است، پرده برمیدارد. در پایان، با خطاب به مردم و جوانان مصر، از آنان میخواهد که با الهام از سیدجمالالدین و با اتحاد و وطنپرستی، برای رهایی از چنگال استعمارگران تلاش کنند.

هشدار و انتقاد به مشروطهخواهان غربزده
متن با معرفی نویسنده به عنوان فردی وفادار به مشروطیت و خواهان راستی و درستی آغاز میشود. نویسنده به نقد گروهی از مشروطهخواهان میپردازد که با سوءاستفاده از عنوان مشروطه، به ترویج عقاید فاسد و جلب منافع شخصی مشغولند و با ایجاد انجمنهایی مانند «انجمن همّت خواتین» در پی فتنهانگیزی هستند. نویسنده با اشاره به اقدامات خود در جلوگیری از این فعالیتها و کسب تأیید از سید محمد طباطبایی، از مخاطب میخواهد که برای آگاهیبخشی عمومی، عقاید اسلامی خود را در روزنامه منتشر کند. در ادامه، نویسنده با تأکید بر اینکه مشروطه و اسلام جداییناپذیرند، از انحراف برخی مشروطهخواهان از اصول اولیه و پیروی از افکار غربی انتقاد میکند و از آنان میخواهد که دست از سر ملت برداشته و اجازه دهند مردم خود به اصلاح امور بپردازند. متن با دعای خیر برای مخاطب به پایان میرسد.
ایجاد هرج و مرج توسط انجمنهای سیاسی
متن با اشاره به فداکاریها برای تشکیل مجلس آغاز میشود و سپس به انتقاد از تعدد انجمنهای سیاسی و دخالت آنها در امور کشور میپردازد. در ادامه، به مسئله تقلب در انتخابات وکلا و عدم رسیدگی به اعتبارنامههای آنها اشاره شده و این موارد را از عوامل اصلی فساد و هرج و مرج در مملکت معرفی میکند. در پایان، با ذکر مثالی از انجمن نانوایان، بر لزوم اصلاح وضعیت انجمنها برای جلوگیری از بینظمی تأکید میشود.

جنبش محرومان لبنان و ابعاد آن و سفارش به مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل
سخنرانی با ابراز افتخار از حضور در جمع دانشجویان حقوق آغاز میشود و به اهمیت حق و عدالت در جنبش محرومان اشاره میکند. سپس به نقد وضعیت موجود در لبنان میپردازد که در آن حرف زدن و تحلیل جای عمل را گرفته و گذشته پرافتخار مانع از تلاش برای آینده شده است. در ادامه، ابعاد جنبش محرومان را در سه بخش عمق (ایمان به خدا و انسان)، عرض (فراگیر بودن جنبش و حمایت اقشار مختلف) و طول (هدف نهایی رفع محرومیت و دفاع از وطن) تبیین میکند. در بخش پایانی، با ذکر دو نمونه عملی از موفقیتهای کوچک، بر اهمیت عملگرایی و مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل در جنوب لبنان تأکید میکند و از دانشجویان میخواهد جبههای برای حمایت از جنوب تشکیل دهند.

محکومیت سکوت و بیتفاوتی دولتهای غربی و ضعف و سکوت رژیمهای وابسته عربی و اسلامی نسبت به ادامه جنایات صهیونیستها علیه مسلمانان فلسطینی
متن با استناد به آیه قرآن، هفتادمین سالگرد نکبت فلسطین و جنایات صهیونیستها را یادآور میشود و این جنایات را نتیجه ضعف و سستی امت عربی و اسلامی میداند. در ادامه، سکوت یا دشمنی قدرتهای غربی مدعی حقوق بشر را نشانهای از دروغ بودن ادعاهایشان معرفی میکند. سپس به نقش حکام و رهبران کشورهای اسلامی و عربی اشاره دارد که با حمایت آشکار از متجاوزان، به ملتهای خود خیانت کرده و با ایجاد دشمنان خیالی، دست به کشتار و جنایت علیه فرزندان ملتهای خود زدهاند، به گونهای که جنایات آنها حتی از جنایات یهودیان نیز فراتر رفته است. در پایان، با اشاره به توطئهگری این حکام در میان امت اسلامی، برای ظهور منجی دعا میکند.

حمله نظامی عربستان به یمن: بازگرداندن سلطه امریکایی-سعودی به آن کشور، شکست قطعی عربستان و امارات از همبستگی مردم با ارتش و کمیتههای مردمی یمن
سخنرانی با اشاره به تجاوز عربستان سعودی به یمن آغاز میشود و عملیات «طوفان قاطعیت» و «بازگرداندن امید» را فریبکاری عربستان برای پنهان کردن شکستهایش در یمن معرفی میکند. در ادامه، با طرح سؤالاتی، عدم تحقق اهداف عربستان در یمن، از جمله عدم توانایی در جلوگیری از پیشروی ارتش و کمیتههای مردمی یمن و مصادره سلاح انصارالله، مورد تأکید قرار میگیرد. سخنران، شکست عربستان و پیروزی یمنیها را ناشی از اتحاد و همبستگی ملت یمن میداند. سپس، به تغییر نام عملیات به «بازگرداندن امید» به عنوان تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر شکست مرحله اول اشاره کرده و هدف اصلی عربستان را سلطه بر یمن و بازگرداندن سلطه آمریکایی-سعودی بر این کشور بیان میکند. در بخش بعدی، استفاده ائتلاف عربی از سلاحهای ممنوعه بینالمللی و تلاش برای پیچیده کردن روند مذاکرات سیاسی و جلوگیری از ورود کمکهای بشردوستانه به یمن را محکوم میکند. در پایان، بر اراده قاطع ملت یمن برای استقلال و عدم تسلیم شدن تأکید کرده و از جهانیان میخواهد مسئولیتهای خود را در قبال مردم یمن بپذیرند و برای شکستن محاصره و رساندن کمکهای بشردوستانه اقدام کنند.

توجه مسئولان کشور به وظایف اصلی خود و اظهار نگرانی از فعالیتهای ضد مذهبی در جامعه
این نامه با اشاره به اهداف اصلی نهضت مشروطه، از جمله حفظ دین، آبادانی کشور، ترقی ملت و اجرای احکام مذهب، به انتقاد از انحرافات موجود در مسیر مشروطیت میپردازد. در این متن، نگرانی از جایگزینی یک استبداد با استبدادی دیگر و صرف بودجه کشور در مسیرهای نادرست به جای تقویت قوای نظامی و مقابله با نفوذ بیگانگان مطرح شده است. همچنین، نویسندگان به جای اجرای تمدن اسلامی، شاهد فعالیتهای ضد مذهبی و نابودی جامعه دینی هستند.


محکومیت دولت امریکا در به شهادت رساندن حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس؛ شکست امریکا در اشغال عراق
این بیانیه با تسلیت شهادت حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس به رهبر انقلاب اسلامی، آیتالله سیستانی و ملتهای ایران و عراق و سایر ملتهای اسلامی آغاز میشود. در ادامه، این اقدام آمریکا به شدت محکوم شده و مسئولیت پیامدهای خطرناک آن بر عهده ایالات متحده دانسته میشود. بیانیه تأکید میکند که این اقدام به منزله اعلام جنگی است که رئیسجمهور آمریکا برای فرار از رسواییها و بحرانهای داخلی خود به آن متوسل شده است. در پایان، اشغالگری آمریکا در عراق محکوم به شکست و نابودی اعلام شده و نقش مقامات مذهبی عراق در جلوگیری از بیعدالتی و ظلم و همچنین نقش خون شهدا در نابودی اشغالگران برجسته میشود.

بازگشت مجدد استعمار غربی به افریقا، انتصاب حاکمان وابسته، تشکیل گروههای تروریستی و ایجاد درگیریهای قبیلهای، قومی، و مذهبی برای اغفال مردم از غارت منابع ثروتشان
سخنرانی با هشدار درباره تهاجم جدید استعماری به آفریقا آغاز میشود و به این نکته اشاره میکند که استعمارگران به دلیل منابع غنی قاره، آن را «قرن آفریقا» نامیدهاند. در ادامه، به مقایسه استعمار کهنه و نو پرداخته و نقش آمریکا در تسخیر آفریقا از طریق ترور و ایجاد آشوب در کشورهایی مانند لیبی را تشریح میکند. سخنران به انتصاب حاکمان دستنشانده و بیتجربه برای تسهیل چپاول منابع اشاره کرده و سپس به توطئههای استعمار نو در مالی و آفریقای مرکزی، از جمله ایجاد گروههای تروریستی مانند «سالکا» و «بوکوحرام» برای توجیه مداخله نظامی و غارت منابع، میپردازد. در بخش پایانی، سخنران با لحنی تند، استعمارگران را به تجارت مستقیم منابع دعوت میکند، اما از آنها میخواهد که با دین و وجدان مردم بازی نکنند و به اقدامات مشابه در افغانستان و عراق اشاره میکند. سخنرانی با تأکید بر بیداری مردم نیجریه و بیاساس بودن وجود بوکوحرام به عنوان یک فرقه مستقل، و همچنین هشدار به حاکمان دستنشانده نیجریه درباره سرنوشت مشابه صدام و قذافی به پایان میرسد.

افشای نیرنگ و خدعه استعمارگران اروپایی به ویژه انگلیسی ها و پرهیز از همکاری با آنها و تمجید از آزادی و عدالت در میان آنان
متن با شرح فریبکاری و نفوذ اروپاییان (فرنگان) در مکزیک آغاز میشود که چگونه با تظاهر به دوستی و اهدای هدایا، به تدریج زبان مردم را آموخته و پادشاه را مقید ساختند. این اقدام منجر به شورش مردم شد که به دلیل عدم تجهیزات کافی، توسط فرنگان سرکوب و بسیاری کشته شدند. در ادامه، به ماهیت مکارانه و دنیاپرست انگلیسیها اشاره میشود که تمام امورشان بر پایه مکر و حیله است و پس از رفع حاجت، رفتار خود را تغییر میدهند. سپس به ماجرای حضور نگارنده در مدرس (هند) و استفتاء یکی از کارمندان گورنر (حاکم) درباره جواز همکاری با فرنگیان در شریعت شیعه میپردازد. نگارنده در پاسخ، همکاری و اعانت به آنها را حرام اعلام میکند. این فتوا باعث استعفای آن کارمند میشود و گورنر با اطلاع از این فتوا، داروغه شهر را برای نهی نگارنده از صدور چنین فتاوایی میفرستد. نگارنده در پاسخ، با استناد به قوانین خود انگلیسیها که بر آزادی عقیده و عدم تسلط بر دیگران تأکید دارد، نهی گورنر را خارج از قاعده و غیرصحیح میداند و تهدید به رجوع به «عدالتکبیر» میکند. در پایان، به برخی از قوانین انگلیسیها مانند عدم تسلط کسی بر دیگری، حق شکایت زیردستان از مافوق و اجرای حد بر متجاوز، و پرهیز از قتل نفس اشاره میشود که نشاندهنده جنبههای مثبت عدالتخواهی در میان آنهاست.
اعلام رضایت از خدمات ارفع الدوله (حاکم لنگرود) و درخواست ابقای او
متن با اشاره به وظیفه ملت در قدردانی از خدمات کارگزاران دولت، به تمجید از عملکرد ارفعالملک، حاکم لنگرود، میپردازد. در ادامه، به اقدامات او در حفظ حقوق اهالی و تشکیل و تنظیم ادارات بلدیه و نظمیه بر طبق قانون اشاره شده و از حسن سلوک او ابراز رضایت میشود. در پایان، با تقدیم تشکرات قلبی، درخواست ابقای این حاکم مشروطهخواه مطرح میگردد.
مقصر بودن مشروطهخواهان و طرفداران دربار و دولت در ایجاد نزاع طرفین و انتخاب نمایندگان شایسته و آگاه در مجلس آینده
فرمان جدید محمدعلی شاه مایه امیدواری ملت است، اما این فرمان تنها حقوق اولیه ملت را بازگردانده است. باید بررسی شود که چگونه این حقوق از ملت سلب شد و چه راهکاری برای جلوگیری از تکرار آن لازم است. بخشی از قصور متوجه ملت است که وکلای نالایق را انتخاب کردند که نه حقوق ملت و نه حقوق دولت را میشناختند و باعث سقوط کشور به وضعیت فعلی شدند. با وجود خدمات معدود وکلای با دانش، اکثریت نالایق بودند. اکنون که موکلین و داوطلبان وکالت به اهمیت جایگاه خود پی بردهاند، وظیفه انجمنهای ولایتی و ایالتی است که وکلای کاردان، وطنخواه و آگاه به حقوق ملی را انتخاب کنند. وظیفه وکلا نیز این است که با دقت مراقب امور باشند تا از تکرار بدبختیهای گذشته جلوگیری شود. وکالت در این دوره بسیار مهمتر از دوره اول است و باید شالوده را با انتخاب وکلای صحیح و با دانش در انجمنهای ایالتی و ولایتی محکم کرد. این انجمنها باید مراقب اقدامات دولتیان باشند و هرگونه تخلف را سد کنند. همچنین باید افراد لایق را برای وکالت به ملت معرفی کنند تا حقوق ملی حفظ شود.
دلایل موافقت اولیه با مشروطیت و مخالفت بعدی با آن
نامهای از شیخ فضلالله نوری به فرزندش ضیاءالدین، در پاسخ به انتقادات او درباره تغییر موضع شیخ نسبت به مشروطیت. شیخ نوری تأکید میکند که ورود و خروج او در مسئله مشروطه نه از روی هوای نفس و جاهطلبی، بلکه بر اساس تشخیص حق و باطل بوده است. او توضیح میدهد که در ابتدا مشروطیت را صحیح میدانست، اما پس از آشکار شدن اهداف واقعی و انحراف آن از شریعت، با آن مخالفت کرد. شیخ نوری در ادامه به فرزندش توصیه میکند که به جای فنون سیاسی، به علوم اهل بیت (ع) بپردازد و بر لزوم حفظ شریعت اسلامی و مبارزه با مفاهیم غربی آزادی و برابری که با اسلام در تضاد هستند، تأکید میکند. او همچنین به دو نیاز اساسی ایران، یعنی تربیت اهالی بر اساس معارف و تأسیس عدالت عمومی، اشاره کرده و بیان میکند که این اصلاحات باید تحت نظارت روحانیت و بر اساس احکام اسلام باشد. در پایان، شیخ نوری از وضعیت موجود ابراز تأسف کرده و نگرانی خود را از آینده دین و مرجعیت شیعه بیان میکند.

دفاع از مشروطیت و انتقاد از مخالفان مشروطه و مشروطه خواهان تندرو
متن با انتقاد از اشرار و مغرضین آغاز میشود که با تخریب ملت و به خطر انداختن مشروطه، منافع شخصی خود را دنبال میکنند. نویسنده با اشاره به بیغیرتی ملت و عدم جوانمردی دولت، وضعیت کشور را اسفناک توصیف میکند و از عدم پیروی از سیره سیدالشهداء (ع) در دفاع از حق گلایه دارد. در ادامه، به انتقاد از ریاستطلبی برخی افراد میپردازد که با تکفیر دیگران، اسلام را به خطر میاندازند و خانه اسلام را خراب میکنند. نویسنده مشروطه را مجری شریعت اسلام و دافع ظلم معرفی کرده و از هر اسلامپرست، وطنپرست و عدالتپرور میخواهد که از مشروطه دفاع کند و در این راه از جان و مال خود دریغ نورزد. در پایان، به این نکته اشاره میکند که اعمال خلاف برخی مستبدین در لباس مشروطهخواهی، به معنای بدی مشروطه نیست، بلکه تقصیر از کجروی خود افراد است و هر عیبی که هست از مسلمانی ماست.
.jpeg&w=3840&q=75)
شکایت از ظلم وزرا، حکام و ماموران دولتی بر مردم
متن با حمد و ثنای الهی و صلوات بر پیامبر و آل او آغاز میشود و به نقش انبیا و علما در رساندن فیوضات الهی و عدالت به مردم اشاره میکند. سپس به نقد وضعیت موجود در دارالخلافه میپردازد و با وجود ستایش از شخص پادشاه به دلیل عدالتخواهی ذاتی، وزرا و امنای حکومتی را به ظلم و بیعدالتی متهم میکند. نویسنده بیان میکند که این افراد احکام شرعی و دستخطهای پادشاه را نادیده میگیرند و به جای اجرای عدالت، به منافع شخصی خود میپردازند. در ادامه، نویسنده از وضعیت نابسامان شریعت و بیاعتنایی به احکام الهی ابراز نگرانی میکند و هشدار میدهد که اگر این روند ادامه یابد، اسلام در خطر خواهد بود. در پایان، نویسنده از پادشاه میخواهد که انتقام او را از رجال خائن بگیرد و تأکید میکند که به دلیل عدم اجرای عدالت و نادیده گرفتن دستخطهای پادشاه، قصد ترک تهران و پناه بردن به عتبات عالیات را دارد و برای پادشاه آرزوی اعوان و انصار دولتخواه میکند.
شکایت از ظلم و بیعدالتی پادشاهان
این قطعه شعر با ستایش از پادشاهان عادل گذشته آغاز میشود که به حال مظلومان رسیدگی میکردند و از بزرگی و نصرت الهی برخوردار بودند. در ادامه، به نقد پادشاهان معاصر میپردازد که غرق در ظلم، جور و کین هستند و هیچ عدلی از آنها ظاهر نمیشود. سپس به این نکته اشاره میکند که این پادشاهان تنها به فکر زر و مال هستند و به هیچ اندیشه دیگری نمیپردازند. در پایان، پادشاهان را به دوری از جفاکاری و جور و پیشه کردن عدالت دعوت میکند و تأکید میکند که آبادانی و خرابی مُلک به عدل و جور حاکمان بستگی دارد.
ناخرسندی از مجلس شورا در عدم رسیدگی به درخواستهای مردم اصفهان
متن با طرح مسئله حضور ظلالسلطان در اصفهان و رأی مجلس شورای ملی به این موضوع آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به نمایندگی از مردم اصفهان، ضمن تأکید بر اطاعت از قوانین مشروطیت، نگرانیهای جدی خود را در مورد عدم تأمین امنیت و اجرای عدالت در شهر بیان میکند. این نگرانیها شامل عدم مجازات قاتلان، بازگرداندن اموال غارت شده و احترام به جان مردم اصفهان در سایه مشروطیت است. متن با درخواست پاسخگویی از مجلس به این پرسشها به پایان میرسد.

بروز اختلاف و بحران میان مجلس و دولت
این بیانیه با خطاب قرار دادن علمای اعلام، اعیان و تجار ایران، به وضعیت بحرانی کشور اشاره میکند. در این متن، از اقدام مفسدین به مخالفت و تلاش دولت برای نقض عهد سخن به میان آمده است، در حالی که مجلس در وضعیت پایداری قرار دارد. تأکید میشود که حجج اسلام و وکلای ملت در مجلس مشغول مذاکره با دولت هستند و برای حفظ حقوق ملت تلاش میکنند. در پایان، عموم ملت ایران به حفظ امنیت، آسایش عمومی و ثبات قدم توصیه میشوند.


تفاوت بنیادین حقوق بشر غربی با حقوق بشر اسلامی، محکومیت کشتار شیعیان پاکستان
سخنرانی با نقد حقوق بشر غربی آغاز میشود که مبانی آن را نه از وحی الهی، بلکه از تمایلات قدرتهای جهانی میداند. این رویکرد باعث میشود که مدافعان از خود در لبنان و غزه تروریست خوانده شوند و کشتار بیرحمانه شیعیان در پاکستان محکوم نشود. در ادامه، روش اداره جهان توسط نظام استکبار به عنوان "روش ابتر" توصیف میشود که نه به مبدأ (خدا) و نه به معاد (آخرت) اعتقاد دارد و تنها به میانه امور میپردازد. در پایان، کشتار عزاداران شیعه در پاکستان به شدت محکوم شده و ابراز امیدواری میشود که بشر به برکت امام زمان (عج) از این "هوش ابتر" نجات یابد.

محکومیت کشتار هدفمند شیعیان پاکستان و از جمله معدنچیان هزاره ایالت بلوچستان، انتقاد شدید از سکوت و بیتفاوتی و سیاست دوگانه دولت پاکستان و سازمانهای بینالمللی در آن باره
دبیرکل مجلس علمای هند، کشتار شیعیان هزاره در ایالت بلوچستان پاکستان را محکوم کرده و حمایت خود را از تحصن شیعیان آن کشور اعلام میکند. او از رویکرد دولت پاکستان در قبال قتلعام معدنچیان شیعه انتقاد کرده و بیان میدارد که شیعیان در پاکستان به صورت منظم و برنامهریزی شده مورد قتلعام قرار میگیرند، در حالی که گروههای تکفیری تروریستی از حمایتهای دولتی برخوردارند. همچنین، سکوت علمای مصلحتاندیش در برابر این حوادث را مذموم دانسته و آن را نشانهای از اولویت دادن به منافع آمریکا و اسرائیل بر مسلمانان میداند. در پایان، از سازمان ملل درخواست میشود تا علیه دولت پاکستان برای اعمال تحریمها علیه گروههای تروریستی فشار وارد کرده و اقدام جدی علیه قاتلان شیعیان هزاره انجام دهد.
فلسفه تشکیل حکومت و آداب مملکت داری
این متن با بررسی تغییر و تبدل حالات مردمان آغاز میشود و ریشه فساد را در بزرگان و اکابر جامعه میداند. سپس، نظام و صلاح جامعه را به شش گروه (علما، سلاطین، اغنیا، جاهلین، رعایا، فقرا) تقسیم کرده و وظایف هر یک را تشریح میکند. در ادامه، با استناد به احادیث نبوی، به توصیف زمانهای میپردازد که در آن فساد و انحراف در میان اقشار مختلف جامعه رواج مییابد و پیامدهای آن را از جمله جور سلاطین، قحطی، ظلم حکام و بیبرکتی مال برمیشمارد. در بخش بعدی، ضرورت تشکیل حکومت و وجود حکام و سلاطین را برای جلوگیری از هرج و مرج و حفظ نظام جامعه تبیین میکند و رابطه سلطان و رعیت را به روح و جسد تشبیه میکند. سپس، به توأمان بودن دین و سلطنت اشاره کرده و بیان میکند که اقامه دین بدون سلطنت و نظام محقق نمیشود و سلطنت بدون دین نیز فاقد ثمره اخروی است. در ادامه، به مفهوم امامت و وصایت رسول (ص) میپردازد و نقش امام را در حفظ و اقامه احکام الهی تبیین میکند. همچنین، به نیابت خاصه و عامه علما و سلاطین از امام اشاره کرده و منصب امامت را شامل دو رکن علم و اقامه دین (ملک و سلطنت) میداند. در پایان، آداب و سیاست مملکتداری را تشریح کرده و نسبت ملوک و سلاطین به رعایا را به نسبت صاحب منزل به اهل خانه تشبیه میکند و بر لزوم رعایت قوانین عقل و شرع برای حفظ نظام و کمال جامعه تأکید میورزد.
کساد بودن بازار تألیف و تصنیف در دوره زندیه
متن با اشاره به لزوم وجود خریدار برای هر کالا، به وضعیت نامطلوب بازار تألیف و تصنیف در زمان خود میپردازد. در ادامه، با استناد به دعای حضرت ابراهیم (ع) برای نام نیک، به این نکته اشاره میکند که سلاطین گذشته برای ماندگاری نام خود، به ترویج علم و تألیف اهتمام میورزیدند. در پایان، وضعیت کنونی را نقد میکند که خوانین و حاکمان تنها به فکر تأمین معاش خود هستند و این بیتوجهی باعث از بین رفتن آثار علمی شده است. در نهایت، با اشاره به سخن یکی از فضلای اصفهان که تصنیف اهل طرب را بر تصنیف اهل علم ترجیح میدهد، اثر خود را به امام عصر (عج) تقدیم میکند.
تهنیت افتتاح دومین دوره مجلس شورای ملی
این شعر با دعوت به شادی و طرب به مناسبت بازگشایی مجلس شورای ملی آغاز میشود و این رویداد را به مثابه پایان غم و اندوه و آغاز دورانی پر از شور و نشاط توصیف میکند. در ادامه، شاعر از مردم میخواهد که برای بهبود وضعیت مجلس و محبوبیت آن در چشم همگان دعا کنند و دشمنان را ناامید سازند. سپس، با اشاره به تازگی و شهرت مجلس، از ضرورت تدوین قوانین اساسی و استقبال از مشروطه سخن میگوید. در بخش دیگری، به شکنندگی وضعیت مشروطه و اهمیت حضور وکلای مجلس اشاره شده و بر لزوم نوشیدن جام عدالت و آزادی تأکید میشود. در پایان، شعر به پیروزی نیروهای مشروطهخواه به فرماندهی سپهدار تنکابنی اشاره کرده و با ستایش از او به عنوان نگهبان وطن و طبیب ملت، برای عافیت و مصلحت مردم دعا میکند.
تفویض اختیار تام به حکام ایالات جهت استقرار نظم
متن با اشاره به وضعیت آشفته و ناامنی عمومی در کشور آغاز میشود و بیان میکند که وزرا و مسئولان، خود را در قبال نظم و امنیت کشور مسئول نمیدانند. سپس، هرج و مرج موجود را ابزاری برای پیشبرد مقاصد برخی مستبدان معرفی میکند. در ادامه، به بیفایده بودن مذاکرات کمیسیون با وزیر داخله اشاره شده و تأکید میشود که باید به حکام ایالات اختیار تام داده شود تا بتوانند از اشرار و مفسدین جلوگیری کنند و این اقدام نباید محدود به یک منطقه خاص باشد، بلکه باید تکلیفی کلی برای همه حکام تعیین شود.
محکومیت اسائه ادب دو نفر از سناتورهای مجلس سنا به امام خمینی و اعلام جرم علیه آنها و درخواست پیگیری قانونی آن دو
سخنرانی با تبیین تفاوت قانونگذاری الهی (مبتنی بر سعادت و مصلحت) و قانونگذاری بشری (مبتنی بر خواسته مردم) آغاز میشود. سپس به نقد دو ظلم اجتماعی میپردازد: ترویج فساد اخلاقی توسط نشریات و تلاش برای تغییر قانون سن ازدواج دختران. در ادامه، بر اهمیت ایمان در قانونگذاری اسلامی تأکید میکند و آن را عامل ضمانت اجرایی قوانین میداند. در بخش پایانی، به شدت از اهانت یک سناتور به آیتالله خمینی و تأیید آن توسط سناتور دیگر در مجلس سنا انتقاد میکند. این اقدام را دروغ، تهمت و اهانتآمیز میخواند و خواستار پیگیری قانونی آن میشود. همچنین، به سرکوب طلاب معترض در قم اشاره کرده و آن را اشتباهی بزرگ و خلاف عقل و انصاف میداند و در نهایت، با تأیید حضار، انزجار جامعه مؤمنین و روحانیت از این اقدام را اعلام میکند.

در حث بر تحصیل صنایع و ذم اهلبطالت
متن با تشبیه انسان به عالم صغیر و عالم به انسان کبیر آغاز میشود و بر ضرورت فعالیت و عدم بطالت تأکید میکند. سپس به دستهبندی افراد جامعه بر اساس میزان فعالیت و نقش آنها در نظام عالم میپردازد و چهار گروه ملحدان، فاسقان و بطالان، عاجزان و ابلهان، و قلندران و تنآسایان را معرفی میکند. برای هر گروه، مجازات یا جایگاه متناسب با عملکردشان را تبیین میکند و ثواب و عقاب الهی را نتیجه عدل و تقویم الهی میداند. در ادامه، به تفاوت صنایع از نظر شرافت و پستی میپردازد و صنایع را به نافع ضروری و غیرضروری، خیر بالذات و بالعرض تقسیم میکند. صناعت پیغمبری را اشرف صنایع و آهنگری را خادم کل معرفی میکند و با استناد به آیات قرآن، بر اهمیت این دو مرتبه تأکید میورزد. در نهایت، صنایع را بر اساس میزان نفع و خیر و دوری و نزدیکی به این دو قطب، در مراتب مختلف شرف و پستی قرار میدهد و بر لزوم تلاش هر فرد در صنعتی متناسب با استعدادش برای حفظ نظام کلی تأکید میکند.
تقاضای تجدیدنظر در مخالفت با مشروطیت
نامهای به آخوند ملا قربانعلی همدانی نوشته شده است که در آن از او خواسته میشود در موضع خود نسبت به مشروطیت تجدید نظر کند. در این نامه، ابتدا به او یادآوری میشود که مفسدین با القای شبهات، او را به مخالفت با مراجع مشروطهخواه و ایجاد تفرقه در میان مسلمانان واداشتهاند. سپس از او سؤال میشود که آیا این مخالفت، جز اتلاف جان و مال و آبروی مردم، نتیجهای در پی خواهد داشت؟ در پایان، از او درخواست میشود که ابتدا به تحقیق درباره معنی و فواید مشروطیت بپردازد و پس از آن، با تمام توان از این اساس مقدس حمایت کرده و با مفسدین و مخالفین آن مقابله کند.
شرح پیمانشکنی انگلستان و قتلعام مردم عراق و دستگیری و تبعید علما
نامه با ابراز احترام به سر پرسی کوکس آغاز میشود و هدف از آن، بیان حقایق مربوط به وضعیت عراق است. در ادامه، به تحمل سختیها و مالیاتهای سنگین توسط مردم عراق در دوران حاکمیت ویلسن اشاره میشود، در حالی که مردم همواره مطیع بودهاند. پس از پایان جنگ جهانی اول و وعدههای انگلیس و فرانسه مبنی بر آزادی و همهپرسی در عراق، مردم خواستار استقلال و عدم دخالت بیگانگان شدند. نهضت جدید عراق برای تحقق این وعدهها تظاهرات مسالمتآمیزی برگزار کرد، اما فرمانده ویلسن با خشونت و سرکوب پاسخ داد و حرمت کربلا و دیگر شهرها را هتک کرد. همچنین، گروهی از علما و رؤسا، از جمله فرزند آیتالله العظمی میرزا محمدتقی شیرازی، بدون محاکمه تبعید شدند. ویلسن به این اقدامات بسنده نکرده و به عشایر حمله کرد که منجر به قیام آنها شد. آیتالله العظمی شیرازی نمایندهای را برای گفتگو با فرماندار به بغداد فرستاد تا راهی قانونی برای حفظ حقوق و جلوگیری از خونریزی بیابد، اما فرماندار به جای صلح، سختگیری و انتقام را برگزید. نامه با اشاره به اینکه جزئیات بیشتر در صورت لزوم بیان خواهد شد، به پایان میرسد و هدف از آن آگاه ساختن مخاطب از شرایط موجود است.

دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران و بازتابهای آن در جهان اسلام
سخنرانی با تبریک سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران به مسلمانان پاکستان آغاز میشود و انقلاب را پدیدهای اصیل، جهانی و فراتر از مرزهای جغرافیایی و مذهبی معرفی میکند که موجب بیداری مسلمانان و امیدواری مستضعفین شده است. در ادامه، به نقد وضعیت پاکستان پس از چهل سال از تأسیس آن به نام اسلام پرداخته و عدم تحقق نظام اسلامی در این کشور را مورد سؤال قرار میدهد. سپس، انقلاب اسلامی ایران را الگویی برای جوانان غربزده معرفی کرده و به دستاوردهای آن در ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی اشاره میکند. جنگ ایران و عراق را جنگ اسلام و کفر میداند و مقاومت ایران را ناشی از ایمان و عزاداری سیدالشهدا (ع) برمیشمارد. در بخش دیگری، به نقش انقلاب در بیداری نهضتهای اسلامی در کشورهای مختلف و تغییر رویکرد مبارزات فلسطینیان از قومی به اسلامی اشاره میکند. در پایان، بر لزوم وحدت مسلمانان و عدم تکیه بر قدرتهای شرقی و غربی تأکید کرده و عزاداری سیدالشهدا (ع) را رمز پیروزی و استقامت در برابر ستمگران جهان معرفی میکند.

دعوت مردم به اتحاد و یکپارچگی
متن با فراخوانی عمومی برای اتحاد و یگانگی آغاز میشود و از مردم میخواهد که کینهها و اغراض شخصی را کنار بگذارند. در ادامه، با اشاره به وجود وزرای خائن و پادشاهی مهربان و مایل به عدالت، از مردم خواسته میشود که با یکپارچگی، نواقص سلطنت را برطرف کرده و از پادشاه، سلطنت اساسی و برقراری قانون عدالت را طلب کنند.

انتقاد شدید از دولت پاکستان به سبب حمایت از حمله نظامی عربستان به یمن
متن با انتقاد از موضع دولت پاکستان در سازمان ملل متحد در قبال جنایات عربستان در یمن آغاز میشود. در ادامه، این موضعگیری را مغایر با نقش میانجیگرایانه پاکستان در جهان اسلام و سخنرانیهای پیشین نخستوزیر دانسته و بر لزوم مشورت با مجلس در مسائل حساس تأکید میکند. در پایان، این اقدام را تضعیفکننده موضع پاکستان در قبال جنایات کشمیر و خواستار دقت بیشتر در تصمیمگیریها برای حفظ روابط با کشورهای اسلامی میداند.

محکومیت رژیمهای آلخلیفه و آلسعود در کشتار، آزار و شکنجه مردم انقلابی بحرین و سکوت مجامع حقوق بشر در برابر آن جنایات
پیام با تأکید بر جنایات وحشیانه آلخلیفه و آلسعود علیه مردم مظلوم بحرین آغاز میشود که شامل کشتار و آزار زنان، کودکان، بیماران و کادر درمانی است. در ادامه، به سکوت مجامع بینالمللی حقوق بشر در قبال این جنایات، به دلیل حفظ منافع غرب و آمریکا، انتقاد شده و این سکوت نشانهای از پایمال کردن حقوق ملتهای ضعیف تلقی میشود. سپس، سکوت سازمان همکاری اسلامی و اتحادیه عرب و همراهی نظامهای دستنشانده غرب با عاملان این جنایات، اسفناکتر توصیف شده است. در بخش دیگری، از حکومتهای مسلط بر مناطق اسلامی و سازمانهای عربی پرسیده میشود که چرا در برابر ظلم به مسلمانان و اعراب بحرین سکوت کردهاند. پیام با محکومیت اقدامات آلسعود در بحرین و دعوت از مسلمانان جهان و برادران عرب برای شنیدن صدای مظلومیت بحرین و محکومیت این بیرحمیها به پایان میرسد.

درخواست توضیح مواد قانون اساسی توسط محمد علی شاه قاجار
متن با خطاب به مجلس شورای ملی آغاز میشود و نویسندگان با تأکید بر نیت خیرخواهانه خود برای تقویت دولت و ملت، به مسئله عدم توشیح متمم قانون اساسی توسط شاه میپردازند. این عدم توشیح را عامل تعطیلی امور، تضییع حقوق و سلب امنیت مردم و کشور میدانند. در ادامه، از شاه درخواست میشود که با توجه به رفاه حال مردم و آبادانی کشور، متمم را توشیح کند تا از تقویت نفوذ بیگانگان و تضعیف داخلی جلوگیری شود. متن با امضای نویسندگان به پایان میرسد.


نقش مؤثر عدالت و مساوات در پیشرفت جامعه
این متن با تأکید بر قانون مساوات و عدالت، آن را عامل جذب قلوب مردم، اتحاد و پیشرفت جامعه معرفی میکند. توضیح میدهد که مالیات باید صرف منافع عمومی شود و هرکس با تحصیل علم و خدمت به ملت، به ترقی و آسایش دست مییابد. این رویکرد، رغبت مردم به علوم، صنایع و نظام عسکری را افزایش داده و در نهایت به ازدیاد ثروت، قدرت نظامی و شوکت دولت منجر میشود. در ادامه، بر لزوم تدوین و انتشار کتاب قانون در سراسر مملکت تأکید شده و قانون را حاکم اصلی در سلطنت مشروطه میداند، نه عقلای مملکت که صرفاً مجری آن هستند. بیان میشود که قوانین مربوط به مالیات و ادارات دولتی، موضوعات عرفی هستند و با احکام شرعی منافاتی ندارند، بلکه باید با کمک رؤسای روحانی، علومی که به شوکت اسلام و آبادی مملکت کمک میکنند، ترویج شوند. سپس، نویسنده توضیح میدهد که دولت جمهوری یا سلطنت مشروطه، جزو مذاهب نیستند و نباید با عقاید دینی اشتباه گرفته شوند. در نهایت، به تفاوت احکام دینی (مانند بیع و نکاح) که نیازمند شرع شریف هستند، با قوانین وضعی اشاره میکند و تأکید دارد که قوانین آسمانی کامل و بینیاز از تأسیسات جدیدند و مجلس شورای ملی نیز نباید برخلاف احکام الهی عمل کند. همچنین، قوانین حکومتی را تنها ناظر بر حقوق دنیوی مردم میداند و نه عبادات و تکالیف شخصی که مربوط به ارتباط انسان با خداوند است.
ردّ فتاوای علمای اهلسنت ترکستان بر حلیّت قتل و غارت مردم مشهد و بازداشتن عبدالله خان دوم ازبک از ارتکاب آن
این نامه با اشاره به لزوم پیروی از کتاب خدا و عترت پیامبر، به نقد فتوای علمای اهل سنت ماوراءالنهر میپردازد که قتل و غارت شیعیان مشهد را حلال دانستهاند. نویسنده با استناد به احادیث متفقعلیه شیعه و سنی، مخالفت عمر با وصیت پیامبر و تخلف خلفای سهگانه از سپاه اسامه را دلیلی بر کفر و عدم صلاحیت آنان برای خلافت میداند. در ادامه، به رد دلایل اهل سنت برای تکفیر شیعه میپردازد و با استناد به آیات قرآن و روایات، افعال خلفا و عایشه را مورد نقد قرار میدهد. در پایان، با تأکید بر لزوم انصاف و پرهیز از تعصب، از علمای اهل سنت میخواهد که با فتوای خود، زمینه را برای ظلم و ستم به مردم فراهم نکنند و به جای آن، به موعظه حسنه بپردازند و از خونریزی و ویرانی جلوگیری کنند.
پیروزی قطعی مردم مظلوم بحرین، انتقاد شدید از سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم (رهبر مذهبی شیعیان آن کشور)
سخنرانی با انتقاد از سلب تابعیت آیتالله شیخ عیسی قاسم توسط آلخلیفه آغاز میشود. در ادامه، به سابقه تاریخی شیعیان بحرین و ریشههای غیربحرینی آلخلیفه اشاره شده و اقدامات آنها در اعطای تابعیت به بیگانگان محکوم میشود. سپس، با استناد به آیات قرآن، به پیروزی نهایی مظلومان و سقوط ظالمان وعده داده شده و مردم بحرین به مقاومت و حقطلبی تشویق میشوند. در پایان، از آلخلیفه خواسته میشود که به قانون عمل کرده و از سلب حقوق طبیعی شهروندان خودداری کند.

رد شبهات قصاص اسلامی و تأیید آن
این مقاله به دفاع از قصاص اسلامی در برابر شبهات مطرح شده میپردازد. در ابتدا، شبهه اصلی منتقدان قصاص، از جمله نویسندهای با نام مستعار "نیش"، مبنی بر عدم تناسب اعدام با کرامت انسانی و بیفایده بودن آن مطرح میشود. در پاسخ، استدلال میشود که انسانی که مرتکب قتل میشود، از دایره انسانیت خارج شده و به موجودی حیوانی تبدیل میشود که شایسته احترام نیست. نویسنده با استناد به آیات قرآن و احادیث، امتیاز انسان را به نطق، عقل و علم میداند و فرد جاهل، بیدین و متجاوز را پستتر از حیوان و در زمره مردگان میشمارد. سپس، قصاص به عنوان راهی برای حفظ امنیت اجتماعی و احقاق حق مقتول معرفی میشود و با مثال قطع عضو فاسد از بدن، لزوم اعدام قاتل برای حفظ سلامت جامعه تبیین میگردد. در ادامه، مقاله به بررسی سه گزینه عفو، دیه و قصاص در اسلام میپردازد و با رد عفو و دیه به عنوان جایگزینهای کامل، قصاص را تنها راه احقاق کامل حق و حفظ حیات جامعه معرفی میکند. در پایان، با طرح سوالی از منتقدان، تناقض درونی دیدگاه آنها را آشکار میسازد و بر این نکته تأکید میکند که قصاص نه تنها باعث حیات مردم است، بلکه عدم آن میتواند به هرج و مرج و افزایش قتل منجر شود.
دستهبندیهای سیاسی و عدم استفاده از دستاوردهای مشروطیت
این شعر با انتقاد از وضعیت جامعه ایران آغاز میشود که در آن مردم در علم و صنعت ناتوان، اما در فتنه و آشوب ماهرند و به جان یکدیگر افتادهاند. سپس به مشروعیت مشروطه از دیدگاه عقل و شرع اشاره میکند و آن را صحیح میداند. در ادامه، شاعر از بیاثر ماندن تلاشها برای مشروطه ابراز تأسف کرده و از علما و وکلا میخواهد که برای اجرای مشروطه و گرفتن حق مظلومان اقدام کنند. مشروطه به درختی پربار تشبیه میشود که میوههایی چون عدلیه، انصاف و مساوات دارد و قانون اساسی ناظر بر آن است. در پایان، با اشاره به گذشت دو سال از مشروطه و پر شدن شهر از شبنامه و اعلان، از عدم اجرای قانون و نبود همت مردان گلایه میکند و نتیجه میگیرد که در جامعهای که عقلها تابع خرافات و افکار مسموم است، قانون راهگشا نخواهد بود.
خبر گشایش انجمن ولایتی بوشهر و بیان اهداف و وظایف آن
متن با استناد به آیات قرآن کریم آغاز میشود و خبر از گشایش انجمن ولایتی بوشهر میدهد. در ادامه، نحوه تشکیل انجمن، تعداد اعضا و شیوه انتخاب آنها از اقشار مختلف (علما، معاریف، نمایندگان عباسی، لنگه و محالات) تشریح میشود. همچنین، به لزوم حضور منظم اعضا و عواقب غیبت بدون عذر موجه اشاره شده است. هدف اصلی انجمن، رفع ظلم، احقاق حقوق، ریشهکن کردن استبداد و واگذاری امور به مردم عنوان شده و تأکید میشود که شکایات همه افراد بدون تبعیض رسیدگی خواهد شد. در پایان، به موقتی بودن این انجمن تا زمان تأیید پارلمان تهران اشاره شده است.
انتقاد از بیتفاوتی و بیعملی مشیرالسلطنه (صدراعظم) در برابر محمدعلی شاه
متن با حمد و سپاس خداوند آغاز میشود که بندگان خود را با بلایا و محن، به ویژه تصدی نادانان در امور مردم، مبتلا میکند. سپس، نویسنده به شرح ملاقات خود با مشیرالسلطنه میپردازد و از بیتفاوتی و غفلت او در اصلاح امور انتقاد میکند. نویسنده با یادآوری سوابق مشیرالسلطنه در دوران شاهان پیشین، او را به دلیل دیانت و دولتخواهی، شایستهترین فرد برای شرفیابی به حضور شاه و عرضه مفاسد امور و ارائه راه حل اصلاحی میداند. در پایان، نویسنده مشیرالسلطنه را به جبران غفلتها و رهایی از بدنامی دعوت میکند و پیشنهاد میدهد که به جمع شاهزادگان و محترمین در عشرتآباد بپیوندد یا مستقلاً برای آسایش مردم اقدام کند.
تشویق ضرغامالسلطنه بختیاری به شرکت در جنبش مشروطهخواهی
متن با اشاره به نارضایتی عمومی از محمدعلی شاه و درباریان فاسد آغاز میشود و بیان میکند که در صورت پیوستن خوانین به مشروطهخواهان، مردم نیز با تمام وجود از آنان حمایت خواهند کرد. در ادامه، به ضرغامالسلطنه بختیاری اشاره شده که به دلیل ارادت به سید احمد نوربخش، از دستور مرشد خود سرپیچی نخواهد کرد. به همین منظور، از سید احمد تقاضا شده است که به فرادنبه، محل اقامت ضرغامالسلطنه، رفته و او را به همکاری با خوانین ترغیب کند.

رد اتهامات و افترائات بیاساس مستبدان نسبت به خود
متن با اشاره به اسباب دلخوری و پریشانی آغاز میشود و به اخبار وحشتناکی که از مناطق مختلف (عباسی، داراب، سیمجات شیراز و تهران) درباره مزاحمت یهود، گرفتن جزیه از یهود داراب، مالیات گرفتن از سبعهجات و عباسی، و قتل عارت جمعی از افراد به گوش میرسد، اشاره میکند. این اقدامات به اخوی شیخ و سید هادی نسبت داده شده و نویسنده را در شیراز و تهران رسوا کرده و او را درگیر سؤال و جوابهای تلگرافی کرده است. نویسنده از اینکه این همه شکایت و تهمت قتل و غارت به او نسبت داده شده، ابراز ناراحتی میکند و از دشمنان خونخوار و دوستان نادان که با زبان خود به او آسیب میرسانند، گلایه دارد. در پایان، نویسنده جز التماس دعای فرج و تعجیل فرج و انتقام، چارهای نمیبیند و از اینکه برخی افراد در چنین موقعیتی خود را آلوده به تهمتهای جاهلان نادان میکنند و بهانههای خود را به گردن دشمنان میاندازند، انتقاد میکند.

درخواست ارسال قانون اساسی و قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی به اصفهان
متنی خطاب به وزیر داخله، با تأکید بر ضرورت ارسال قانون اساسی ایالتی و بلدی برای برقراری نظم در انجمنهای شهرها. اشاره شده که عموم علما، اشراف و تجار اصفهان منتظر این قوانین هستند و عدم وصول آن باعث تشویش در اصفهان، مشابه تبریز، رشت و شیراز شده است. در پایان، نویسندگان خود را به عنوان داعی معرفی کردهاند.



درخواست از فرانسه، آلمان و انگلستان جهت جلوگیری از تجاوز روسیه به ایران
متن با دعوت از دولتهای فرانسه، آلمان و انگلستان برای حمایت از ایران در برابر تجاوز روسیه آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان ضمن اعتراض به تجاوز قشون روس به آذربایجان و حمایت آن از استبداد، اعلام میکنند که در صورت ادامه این وضعیت، عموم ملت ایران را برای دفاع از وطن و اسلام به جهاد دعوت خواهند کرد. سپس با اشاره به اهداف ملت ایران برای برقراری مشروطیت، عدالت، تمدن و ترقی، از ملت فرانسه درخواست یاری برای دستیابی به آزادی میشود. در پایان، با تأکید بر رونق تجارت و صنعت در ایران متمدن و دوستدار اجانب، از دولتهای متمدن خواسته میشود که روسیه را از به بردگی کشیدن ملت ایران بازدارند و هشدار داده میشود که عدم کمک به ایران به منزله مشارکت در خونریزی خواهد بود.


انتقاد از کلیسا به سبب همدستی با صهیونیستها در اهانت به مقدسات مسلمانان و بدرفتاری با آنها
این نامه در پاسخ به دو سوال درباره رابطه اسلام با سایر ملتها و مذاهب، به تبیین دیدگاه اسلام نسبت به مسیحیت و یهودیت میپردازد. در ابتدا، احترام اسلام به حضرت مسیح و مریم عذرا را بیان میکند و از عدم احترام متقابل مسیحیان و یهودیان به پیامبر اسلام انتقاد میکند. سپس، با استناد به آیات قرآن و سیره پیامبر (ص) و خلفای اسلامی، نمونههایی از تعامل مسالمتآمیز و مودتآمیز مسلمانان با مسیحیان را ذکر میکند، از جمله نامه پیامبر به نجاشی، سفارش به عدم تعرض به صومعهنشینان، اجازه نماز خواندن مسیحیان در مسجدالنبی و رفتار عادلانه مسلمانان در فتح بیتالمقدس. در ادامه، از همدستی مسیحیت با صهیونیستها علیه مسلمانان انتقاد کرده و به غارت کلیسای بیتاللحم و آتش زدن مسجدالاقصی توسط صهیونیستها اشاره میکند. در پایان، ۹ پیشنهاد برای بهبود روابط و همکاری متقابل بین مسلمانان و مسیحیان ارائه میدهد که شامل احترام به مقدسات یکدیگر، نمایش نمونههای تاریخی مودت، و همکاری بر اساس اصول مشترک توحیدی است. نامه با طرح این سوال که آیا مسیحیت با صنف «یوسف» (نماد خیرخواهی) همکاری میکند یا با صنف «برادران یوسف» (نماد بدخواهی)، به پایان میرسد.

مراتب شریعت و سلطنت و نسبت میان آن دو
متن با تعریف «عرف» آغاز میشود که به معنای دستورات اجتماعی است که مردم بر خود لازم میدانند و مخالفت با آن را قبیح میشمارند. سپس به تفاوت میان شرع و سلطنت میپردازد؛ سلطنت را مسئول اصلاح امور دنیوی و نظام معیشت افراد میداند که از عقول جزئی صادر میشود و ممکن است خطا کند، در حالی که شرع را اصلاحکننده امور دنیا و آخرت و صادر شده از عقول کلیه و معصوم از خطا معرفی میکند. نسبت سلطنت به شرع را مانند نسبت بدن به روح یا بنده به خواجه تشبیه میکند که گاه مطیع و گاه نافرمان است. در ادامه، مراتب حکام (عقل، شرع، طبع، عادت و عرف) را از نظر شرافت و فضیلت بررسی میکند و عقل را شریفترین و فاضلترین میداند که مبدأ همه خیرات و کمالات است. در نهایت، حکمت تسلط این حکام بر انسان را توضیح میدهد و هدف اصلی آفرینش انسان را ترقی نفس ناطقه و رسیدن به کمال میداند که بدن ابزاری برای آن است. همچنین، نقش طبع در محافظت از بدن و نقش عرف در معاونت و تصرف در پیروی از احکام را بیان میکند و اشاره دارد که حتی دشمنان (اشقیاء) نیز میتوانند در تکمیل سعادت نیکبختان نقش داشته باشند.
محکومیت اقدامات ضد ایرانی رژیم بعث عراق و حمله به ایران و تقبیح رژیمهای مرتجع و وابسته عرب به سبب حمایت از رژیم صدام و بیتفاوتی نسبت به مسئله فلسطین و قدس
این بیانیه با اشاره به حمله عراق به ایران، از سران کشورهای عربی به دلیل حمایت از رژیم صدام و بیتفاوتی نسبت به مسئله فلسطین و آوارگان عرب انتقاد میکند. در ابتدا، نگارنده با وجود کهولت سن و بیماری، وظیفه خود را ابلاغ نصایح به امت اسلام و به خصوص سران عرب میداند. سپس، با لحنی مؤدبانه اما قاطع، سران عرب را به توجه به اسلام محض و دوری از فساد فرا میخواند و نقش روحانیون شیعه و سنی در حفظ و انتقال تعالیم اسلامی و حمایت از مسلمانان غیرعرب را یادآور میشود. در ادامه، به وضعیت اسفناک آوارگان عراقی، لبنانی و فلسطینی اشاره کرده و از سران عرب میپرسد که چرا به جای پیوستن به ایران و تشکیل سپاهی برای آزادی قدس، دشمنان اسلام را شاد میکنند. در پایان، از ارتش و مردم عراق میخواهد که به وظیفه دینی خود عمل کرده و به ارتش نجاتبخش بیتالمقدس بپیوندند و خواستار بازگشت آوارگان به وطن خود و نجات بیتالمقدس میشود.

هشدار نسبت به انتخاب نمایندگان فرصتطلب و فاسدالعقیده برای مجلس شورا
متن با تأکید بر اهمیت دقت در انتخاب نمایندگان مجلس و اعضای انجمنهای ایالتی آغاز میشود. نویسنده هشدار میدهد که افراد طالب ظلم و استبداد یا فاسدالعقیده نباید وارد این نهادها شوند تا موجب انحراف و نفرت اهل اسلام نگردند. در ادامه، بر لزوم نظارت بر وزارت معارف و روزنامهها تأکید شده تا از هتک حرمت افراد و انتشار مطالب نادرست جلوگیری شود. همچنین، انتخاب معلمین صحیحالاعتقاد برای آموزش صنایع و علوم مختلف (مانند جغرافیا و هندسه) با حفظ ایمان و اسلام، برای جلوگیری از تزلزل اعتقادی کودکان و دانشآموزان، ضروری دانسته شده است. در پایان، نویسنده با اشاره به دشواری وضعیت ایران و غلبه اغراض شخصی، برای عاقبت به خیری دعا میکند.

امر به معروف و نهی از منکر به مثابه تأیید و حمایت از مجلس و مخالفت با استبداد
متن با تأکید بر اهمیت مجلس ملی به عنوان مهمترین معروف زمان آغاز میشود و بیان میکند که تمام معروفها در سایه پایداری مجلس محقق میشوند. در ادامه، به پیامدهای نبود مجلس از جمله اضمحلال ملیت و عدم توانایی در اشاعه شرع انور اشاره میکند. سپس، حمایت از مجلس را بالاترین معروف و مبارزه با استبداد را لازمترین نهی از منکر میداند و این رویکرد را مطابق با آموزههای اسلامی و حفظ استقلال و شؤون اسلامیت معرفی میکند. در پایان، به شبهات و ایرادات مخالفان مجلس پاسخ میدهد و مفهوم صحیح آزادی را تبیین میکند که در راستای حفظ حدود شرعی و حقوق مردم است.
قانونشکنی انجمن ایالتی رشت و اعتراض میگردد به اقدامات تندروانه آن
متن با ابراز تأسف از عدم حضور در محضر مخاطب آغاز میشود و به وضعیت نابسامان رشت و اقدامات بیاعتدالانه رؤسای انجمن ایالتی و مشروطهخواهان اشاره میکند. در ادامه، به حبس و اخراج وطنپرستان بدون تحقیق و بازداشت چهار نفر از مجاهدین رشت به اتهام واهی اشاره شده است. نویسنده از تجمع هزاران نفر از مردم در تلگرافخانه و بیاعتنایی انجمن به درخواست تشکیل انجمن بازپرسی برای روشن شدن اتهامات زندانیان خبر میدهد. در پایان، نویسنده به نقش خود در آرام کردن مردم اشاره کرده و از مخاطب درخواست میکند که به این موضوع اهمیت دهد و منتظر خبر دارالشورای مقدس است.
درخواست از ایلات و طوایف کرمانشاهان جهت پیوستن به مجاهدان تبریزی و یاری آنها در برابر هجوم نیروهای دولتی
متن با سلام و درود به رؤسا، عشایر و ایلات ایران، به ویژه خوانین کرمانشاهان آغاز میشود. در ادامه، به مدت یک سال از مسدود شدن راههای ارتباطی علما توسط دولتیان برای جلوگیری از حمایت از ملت و مشروطیت و ترفیه حال رعیت گلایه شده و اشاره میشود که دولتیان با نسبت دادن مضامین کفرآمیز به علما، قصد تصرف مستبدانه در اموال و نفوس مردم را دارند. سپس، با یادآوری مجاهدتهای ملت آذربایجان و سردار ستارخان، از خوانین کرمانشاهان به دلیل عدم یاری به مجاهدین و عدم اقدام برای آزادی سید عبدالله بهبهانی که در جوار آنها محبوس بوده، انتقاد میشود. در پایان، از خوانین خواسته میشود که سید عبدالله بهبهانی را آزاد کرده و بر اساس دستورالعمل ایشان، با اتفاق و یکپارچگی، در جهت استحکام مشروطیت و ریشهکن کردن استبداد با مجاهدین آذربایجان متحد شوند. این اقدام به منزله جهاد در رکاب امام زمان و نصرت دین مبین تلقی شده و با استناد به آیه قرآن، وعده یاری الهی داده میشود.

درخواست از محمدعلی شاه قاجار جهت تشکیل مجدد مجلس شورا و تهدید وی به تغییر روش در مقابل او در صورت عدم انجام آن




ارشاد نمایندگان مجلس شورای ملی به انجام وظایف دینی و ملی
متن با ستایش از مجلس شورای ملی و اشاره به پایان دوران استبداد و ویرانیها آغاز میشود. سپس، مجلس را کلید سربلندی دین و دولت، قوت و شوکت و بینیازی از بیگانگان و آبادی مملکت معرفی میکند. در ادامه، به اهمیت این نهاد در نگاه جهانیان و نقش آن در نجات کشور از مهالک اشاره شده و هشدار میدهد که اگر اغراض شخصی بر مصالح عمومی غلبه کند، کشور دچار ذلت و خواری خواهد شد. در پایان، بر لزوم اجرای صحیح قوانین دین مبین، ساماندهی امور دولت، مسدود کردن راههای استبداد و تعدیات خائنان، و فراهم آوردن مقدمات استغنای از بیگانگان از طریق تدابیر حکیمانه و جلب مشارکت توانگران تأکید میکند.

شکایت از رفتار ظالمانه مشروطهخواهان
متن با ابراز تأسف از عدم حضور در جمع مخاطب آغاز میشود و به وضعیت نابسامان رشت تحت حکومت مشروطهخواهان اشاره میکند. در ادامه، به حبس چهار نفر از مجاهدین رشت بدون تحقیق و عدم اعتنای انجمن ایالتی به درخواست مردم برای تشکیل انجمن استنطاق اعتراض شده است. در پایان، نویسنده به نقش خود در آرام کردن مردم و انتظار برای پاسخ از دارالشورای مقدس اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که به این موضوع اهمیت دهد.
شکایت از فقدان آسایش و امنیت و همدلى در مازندران، و درخواست جلوگیری از اغتشاش آنجا
این سند شامل دو بخش است: ابتدا، نامهای از علمای مازندران به علمای تهران که در آن از وضعیت نابسامان و اغتشاشات در مازندران شکایت شده و از هیئت وکلا و وزرا درخواست رسیدگی و جلوگیری از اتلاف نفوس و اموال میشود. سپس، سؤالی از وزرای مسئول مطرح شده که در آن علمای مازندران و سرکردگان محلی، با اشاره به وظایف دولت در تأمین آسایش و انتظام مملکت، از بیتوجهی به وضعیت مازندران و قطع شدن رشته آسایش اهالی آنجا گلایه میکنند. در پایان، هیئت وزرا در پاسخ به این شکایت، ضمن تصدیق اغتشاشات و تأکید بر وظیفه دولت در تأمین آسایش عمومی، اعلام میکند که برای جلوگیری از اغتشاشات مازندران و تأمین امنیت آنجا، اردویی به نزدیکی دماوند اعزام خواهد شد و از علمای مازندران نیز درخواست تأیید و همکاری میشود.
محکومیت حمله نظامی عربستان و ائتلاف عربی به یمن و کشتار مردم مظلوم آن کشور
سخنرانی با انتقاد شدید از حمله نظامی عربستان و ائتلاف عربی به یمن آغاز میشود و این اقدام را در راستای منافع رژیم صهیونیستی برای دامن زدن به جنگهای داخلی و رونق بازار سلاح جهانی میداند. در ادامه، عملکرد رسانههای عربی و جهانی در حمایت از این جنگ را طایفهای توصیف کرده و بر موضعگیری در کنار مظلومان بر اساس انگیزههای انسانی تأکید میکند. سخنرانی با محکومیت بمباران اردوگاه آوارگان در شمال یمن و اشاره به تلفات انسانی آن به پایان میرسد.

محکومیت امریکا به سبب به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم اسرائیل
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود. سپس به محکومیت اقدام غیرانسانی و ضددینی تثبیت قدس شریف به عنوان پایتخت رژیم اسرائیل و هتک حرمت مسجدالاقصی میپردازد. این اقدام را مایه تأسف فراوان دانسته و آن را معضلی غامض میداند که به خونریزی و آوارگی مسلمانان منجر خواهد شد. در ادامه، بر نقش روشنگری، محکومیت این حرکت وقیحانه از سوی آزاداندیشان و اتحاد عملی مسلمین در خنثیسازی این توطئه تأکید میکند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که وعده الهی ظهور منجی و برقراری قسط و عدل محقق شود.

معنای سیاست انسانی
متن با نقد رویکرد نادرست به مفهوم سیاست آغاز میشود و سیاست حقیقی را در صدق، راستی و منفعت عمومی میداند. سپس به تبیین مقاصد اصلی میپردازد که شامل رواج مذهب جعفری بدون اجبار، رفع تفرقه بین دولت و ملت، افزایش اقتدار پادشاه از طریق عدالتگستری و تدوین دستورالعملهای روشن برای کارگزاران است. در ادامه، بر لزوم رعایت عهود و مواثیق با همسایگان بر اساس شرع انسانیت و قانون مروت تأکید میکند و با اشاره به وقایع تاریخی و شکست قدرتهای بزرگ، هوس کشورگشایی را نکوهش میکند. در پایان، با انتقاد از دولتهای بزرگ که به جای کمک به ملتهای ضعیف، به دنبال منافع خود هستند، وضعیت ایران را به حکایت اسب تازی در چنگال ببر و داستان سعدی از اسارت و رهایی تشبیه میکند تا نشان دهد کمکهای ظاهری قدرتها در نهایت به اسارت و استثمار میانجامد.
عدم سازش با دولت و به رسمیت نشناختن کارگزاران دولتی
این بیانیه با خطاب قرار دادن مشیرالسلطنه، به بیداری ملت خراسان و عدم پذیرش سلطه خائنین به مذهب و ملت اشاره میکند. در ادامه، اقدامات دولت در تغییر مأمورین و خونریزیهای صورت گرفته را بیاثر دانسته و اعلام میکند تا زمانی که حقوق غصب شده ملت بازگردانده نشود، هیچ یک از مأمورین دولتی پذیرفته نخواهند شد و مأمورین فعلی خراسان نیز در صورت عدم همکاری با ملت، مجازات و تبعید خواهند شد. بیانیه با تأکید بر عدم امکان صلح و سازش پس از وقایع اخیر و قتل عمادالعلماء، به پایان میرسد.
فواید عدالت و انصاف و زیانهای بیدادگری و وجوب رفع ستم از مظلومان
متن با تعریف عدل و انصاف آغاز میشود و آن را از اسماء الهی و به معنای مساوات و به موقع انجام دادن کارها میداند. بر خلاف تصور رایج، عدالت را مختص پادشاهان و حاکمان نمیداند، بلکه آن را بر هر فردی واجب میشمارد، زیرا هر کس زیردستانی دارد که باید با آنها به عدالت رفتار کند. سپس به اهمیت عدالت در پادشاهی و حکومت میپردازد و آن را دشوارترین و عظیمترین کارها معرفی میکند که آسودگی عالم و صلاح کشور به آن وابسته است. در ادامه، به نقش قرآن و اهلبیت (ع) در تبیین معارف الهی و لزوم عمل پادشاهان به این آموزهها اشاره میکند. در بخش بعدی، با استناد به سخنان امام علی (ع) و حکایاتی از سلطان محمود غزنوی و اسکندر، به مذمت ظلم و ستم و تأثیر دعای مظلومان میپردازد. تأکید میشود که ظلم باعث زوال دولتها و شورش مردم میشود و دعای مظلومان، حتی کافران، مستجاب است. در پایان، به نشانههای ظالمترین افراد و پادشاهان اشاره میکند و تأکید دارد که پادشاهی که خود از مردم انتظار انصاف دارد اما به آنها ظلم میکند، ظالمترین است. همچنین، احداث بدعت و محو عدالت را از دیگر نشانههای جور میداند و با نقل حکایاتی از پادشاهان و تأثیر نیت آنها بر برکت و آبادانی، اهمیت عدالت و پرهیز از ظلم را گوشزد میکند. متن با حدیثی از امام باقر (ع) درباره وصیت امام حسین (ع) به امام سجاد (ع) در مورد پرهیز از ظلم به کسی که جز خدا یاوری ندارد، به پایان میرسد.
درخواست از خوانین و مردم لارستان جهت استقرار مجدد مشروطیت و همراهی با سید عبدالحسین لاری
این نامه با خطاب به خوانین و مردم لارستان، از وضعیت نامساعدی که ظالمین و مخالفین شریعت برای حجتالاسلام سید عبدالحسین لاری و مؤمنین آن منطقه ایجاد کردهاند، ابراز نگرانی میکند. در ادامه، با توجه به شرایط ایران و مخالفت سلطان، حمایت از ملت اسلام در احقاق حقوق مشروطیت و تقویت و همراهی با سید عبدالحسین لاری را لازم و دارای اجر مجاهدین فی سبیلالله میداند و مخالفت با ایشان را در حد شرک به خداوند قلمداد میکند.


دفاع از اسلام و استقلال کشور در برابر متجاوزان روسی و انگلیس
این نامه با اشاره به مظلومیت ملت ایران و تظلمات وارده بر آن، به اقدامات تجاوزکارانه و مداخلهجویانه دولتهای روسیه و انگلستان اعتراض میکند. در ادامه، با استناد به تاریخ و قوانین بینالمللی، این اقدامات را غیرمنصفانه و تهدیدی برای استقلال پنج هزار ساله ایران میداند. در پایان، ملت ایران آمادگی خود را برای فداکاری در راه حفظ اسلام، آب و خاک و دفاع از وطن اعلام کرده و از نمایندگان دول دوست و حامیان حقوق بشر میخواهد که در حفظ حقوق بینالملل و استقلال کشورها کوتاهی نکنند.
تاکید بر مشروعیت مشروطیت
متن با اشاره به فواید مجلس شورای ملی و نقش شاه در تشکیل آن آغاز میشود. سپس به اهمیت اتحاد ملت و دولت و لزوم برانداختن مفاسدی که شریعت را تهدید میکنند، میپردازد. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که دولت مشروطه تنها زمانی موفق خواهد بود که «مشروعه» باشد؛ به این معنا که وکلا و منتخبین باید هم به قوانین شریعت اسلام و هم به علوم جدید که ریشه در شریعت دارند، آگاه باشند.
لزوم رعایت نظم و برنامه در مجلس شورا
سیدمحمد طباطبایی در سخنانی به وضعیت مجلس شورا اشاره میکند. ابتدا، به وجود انجمنهایی برای تخریب مجلس در شهر اشاره میکند و تأکید میکند که مجلس تحت حمایت امام زمان (عج) است و ملت نیز با آن همراه است. سپس، به عدم نظم و ترتیب درونی مجلس انتقاد میکند و بیان میدارد که با وجود تلاشهای فراوان، هنوز مقصود اصلی از تشکیل مجلس محقق نشده است. او خواستار ساماندهی مجلس، ایجاد محلی برای رسیدگی به عرایض مردم و رعایت نظم در هنگام نطقها میشود. همچنین، از ناقص ماندن کارها و عدم تدوین دستورالعمل و حدود حکام گلایه میکند و در پایان، از مجلس میخواهد که فعلاً در مورد بازگرداندن تیولات و موقوفی تسعیر جنس دست نگه دارد.

اوضاع نابسامان مردم ایران پس از صفویّه و اظهار پشیمانی از عدم مهاجرت به اروپا
متن با توصیف وضعیت آشفته شیراز پس از سقوط صفویه و غارتزدگی مردم آغاز میشود. نویسنده به دلیل عدم وجود حاکمی مقتدر و کارآمد، اوضاع کشور را نابسامان و قوانین را از هم گسیخته میبیند. در ادامه، به مقایسه وضعیت ایران با ممالک فرنگ میپردازد و از استواری قوانین و نظم در آنجا تمجید میکند. سپس، به سفر خود به بندرعباس و مشکلات بیماری و بدهی اشاره میکند و از آشوب و تعدی حکام به مردم در آن زمان گلایه دارد. نویسنده بر طبیعت خود در حمایت از مظلومان و ناتوانی در تحمل ظلم تأکید میکند. در بخش بعدی، به سفر به اصفهان و وضعیت خراب شهر لار میپردازد و از ظلم و ستم حاکمان جدید و مأموران مالیاتی در اخذ مالیاتهای سنگین و اجباری کردن مردم به خدمت سربازی بدون مزد، انتقاد میکند. در پایان، به پیشنهاد یک کاپیتان انگلیسی برای سفر به فرنگ اشاره میکند که آن را رد کرده و به هند میرود، اما پس از مدتی از عدم انتخاب سفر به فرنگ پشیمان میشود.
اظهار نگرانی از توطئههای احتمالی شاه علیه مشروطه به علمای مشروطه خواه نجف
متن با اشاره به اقدامات اخیر شاه، از جمله تشکیل اردو در خارج دروازه شهر و تبعید برخی امرا بدون بهانه، آغاز میشود. این اقدامات باعث ایجاد ترس و وحشت فوقالعاده در میان مردم و تعطیلی عمومی در ولایات ایران شده است. در پایان، بر لزوم اقدامات جدی و سریع برای مقابله با این وضعیت تأکید شده است.



تشکر از اقدامات آقا محمدباقر همدانی در حمایت و پیشرفت مشروطیت در همدان
این نامه با تشکر از اقدامات آقا محمدباقر همدانی در حمایت از مشروطیت و ترویج شریعت آغاز میشود. نویسنده از تحمل ناملایمات در راه اعتلای عدالت و رفاه مردم ابراز خرسندی میکند و این مجاهدات را مورد توجه امام عصر (عج) میداند. در ادامه، از هیئت علمیه نجف اشرف به دلیل تشکر و اذعان به نقش مؤثر آقا محمدباقر در پیشرفت مشروطیت و عدالت در همدان سخن به میان میآید. در بخش دوم نامه، نویسنده به گزارشی از همدان اشاره میکند که در آن، یک طلبکار به نام آقا مهدی (پسر آقا موسی) که برای استیفای سهم خود به عدلیه مراجعه کرده، نه تنها به حق خود نرسیده، بلکه حبس و جریمه شده است. نویسنده این اتفاق را بسیار عجیب و مایه یأس میداند و از آقا محمدباقر همدانی میخواهد که بر کلیه اقدامات و صحت عمل ادارات، به ویژه عدلیه، نظارت و مراقبت کند تا امور به درستی انجام شود و از تخلف و تخطی از حق جلوگیری به عمل آید و بدخواهان فرصت سوءاستفاده نیابند. در پایان، بر لزوم تحقیق و مداقه در این قضیه خاص و مجازات مرتکبین و استرداد آنچه به ناحق گرفته شده، تأکید میشود تا از تکرار چنین خلافکاریهایی جلوگیری شود.

همنوایی با انجمن ملی تبریز در مطالبه سریع متمم قانون اساسی
این تلگراف با هدف حمایت از عدالت و مشروطیت، از سوی علما، اعیان، اشراف، تجار و عموم مردم اصفهان به انجمن ملی تبریز ارسال شده است. در این پیام، ضمن اعلام همبستگی با انجمن تبریز، بر مطالبه جدی و مجدانه متمم قانون اساسی و قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی تأکید شده و آمادگی همه طبقات برای اطاعت از قوانین شرعی در این مسیر اعلام میگردد.



بیان عملکرد مستبدین در عالم رویا
متن با روایت خوابی از حاجی ملک التجار طهرانی آغاز میشود که در آن بهشت و جهنم را مشاهده میکند. او پس از ممانعت از ورود به بهشت، به سمت جهنم میرود و در آنجا با مصطفی خان وزیر تشریفات (حاجب الدوله) روبرو میشود که به دلیل ظلم و ستمهایش در دنیا، در جهنم مشغول امر و نهی است. سپس با آبدارباشی جهنم، امین حضرت، ملاقات میکند و از او درباره حاکمان و صدرنشینان جهنم میپرسد. امین حضرت در پاسخ، به تفصیل به معرفی عینالدوله و امیربهادر جنگ میپردازد و اعمال ظالمانه و مستبدانه آنها را در دنیا شرح میدهد؛ از جمله قطع مواجب، دشمن کردن مردم با پادشاه، تخریب مذهب و مملکت، فرستادن علما به قم و گرفتن بیست کرور پول از مردم. در پایان، راوی از شدت توصیف ظلم امیربهادر جنگ، از امین حضرت میخواهد که دیگر نام او را نبرد.
تایید مشروطیت و محکوم کردن مخالفان آن
متن با ابراز نگرانی از وضعیت موجود آغاز میشود و به تحصن گروهی از علما در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره میکند که به بهانه حفظ دین، با مشروطیت مخالفت میکنند. این مخالفت، به زعم نویسنده، در واقع به جان و مال مسلمانان آسیب میرساند. در ادامه، نویسنده بر لزوم و رجحان مجلس شورای ملی برای اصلاح امور رعیت، نظم دولت و جلوگیری از ظلم حاکمان تأکید میکند و آن را در راستای شریعت و نهی از منکر میداند. در پایان، نویسنده مخالفان مشروطه را به عمروعاص تشبیه کرده و اعمال آنها را مکر و حیله میخواند که به گمان خود کار نیکو میکنند، در حالی که در فتنه افتادهاند.

دعوت مردم به شرکت در همهپرسی جمهوری اسلامی و دادن رأی مثبت به آن
متن با خطاب به ملت مسلمان ایران آغاز میشود و روز دهم فروردین را روز سرنوشت و بهرهگیری از خون شهدا معرفی میکند. در ادامه، به مبارزات و فداکاریهای ملت در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی اشاره شده و از مردم خواسته میشود تا با شرکت در همهپرسی و رأی دادن به جمهوری اسلامی، رشد دینی و سیاسی خود را به جهانیان نشان دهند. جمهوری اسلامی به عنوان ثمره مبارزات و تنها ضامن عدالت، آزادی و استقلال کشور معرفی میشود و بر لزوم هوشیاری در برابر توطئههای استعمار تأکید میگردد. در پایان، نگارنده اعلام میکند که بر اساس وظیفه الهی خود به جمهوری اسلامی رأی خواهد داد و ابراز امیدواری میکند که دیگران نیز چنین کنند.

انتقاد از سیاست خودکامه حاکم کرمانشاه
متن با اشاره به بهبود امنیت در کرمانشاه تحت حکومت نظامالسلطنه آغاز میشود، اما بلافاصله به انتقاد از رویکرد او در قبال اصول حکومت مشروطه میپردازد. نویسنده معتقد است که نظامالسلطنه به جای ترویج مشروطیت، به استبداد و ارتجاع دامن میزند و حتی به افرادی که پیشتر از سوی حکومت عثمانی به دلیل فساد اخلاقی اخراج شدهاند، اجازه میدهد در مساجد معتبر به توهین به احکام مقدسه بپردازند. در ادامه، متن به بیتوجهی نظامالسلطنه به اخطارهای هیئت علمیه و همچنین فعالیتهای مشکوک نماینده روس در منطقه اشاره میکند و از حکومت میخواهد که به این مسائل توجه جدی نشان دهد و از غفلت بپرهیزد.
مقاومت فلسطین؛ تنها راه مقابله با رژیم صهیونیستی و ظهور آثار شکست در آن رژیم و پرهیز مؤکد مقاومت از هرگونه سازش بلاثمر با آن
سخنرانی با اشاره به آیات قرآن، به مظلومیت ملت فلسطین و اشغال ظالمانه سرزمینشان میپردازد و این وضعیت را بیسابقه در تاریخ میداند. سپس به بحرانهای منطقه و نقش قدرتهای خارجی در تضعیف مسئله فلسطین اشاره میکند و فلسطین را محور وحدت جهان اسلام معرفی میکند. در ادامه، به سرکوب وحشیانه فلسطینیان و حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی میپردازد و انتفاضه سوم را مرحلهای مهم در تاریخ مبارزات میداند. سخنرانی بر نادرستی طرحهای سازش تأکید کرده و مقاومت را تنها راه مقابله با توسعهطلبی رژیم صهیونیستی و حفظ هویت فلسطینی معرفی میکند. در پایان، ضمن تجلیل از گروههای مقاومت و دستاوردهای آنها، بر لزوم حمایت از مقاومت و پرهیز از اختلافات داخلی تأکید میکند و فلسطین را اصلیترین مسئله جهان اسلام و محور وحدت مسلمانان میداند.
.png&w=3840&q=75)
انتقاد از سختگیریها، تحقیرها و توطئههای نوز بلژیکی (رئیس گمرکات کشور)
متن با خطاب قرار دادن مردم آغاز میشود و به شرح ظلم و ستم مسیو نوز بلژیکی، وزیر گمرکات کشور، میپردازد. در ابتدا، به شکایت تجار از تعرفههای گمرکی ناعادلانه و اخذ مبالغ گزاف از مردم، حتی زوار کربلا، اشاره میشود. سپس، به انتشار عکسی از نوز با لباس روحانیت شیعه و توهینآمیز بودن این اقدام پرداخته میشود. در ادامه، به اخراج کارمندان مسلمان از ادارات گمرک و پست و جایگزینی آنها با اتباع خارجی و یهودی اشاره شده و در پایان، از پادشاه درخواست میشود که نوز را به دلیل اهانتها و خیانتهایش از کار برکنار و اخراج کند.

گزارش فتح تهران و رویدادهای پس از آن به مراجع مشروطهخواه نجف
مجلس عالی، پیروزی مجاهدین و فداییان ملت در تصرف تهران در ۲۷ جمادیالثانی را به مراجع مشروطهخواه نجف گزارش میدهد. در این گزارش، به انزجار عمومی از محمدعلی میرزا و پناه بردن او به سفارت روس اشاره شده و تصمیم مجلس عالی مبنی بر خلع محمدعلی میرزا از سلطنت و انتصاب احمد میرزا به پادشاهی و تفویض نیابت سلطنت به عضدالملک، مطابق اصول قانون اساسی، اعلام میشود. در پایان، از حمایت مراجع نجف تشکر شده و امید به ترویج عدالت، آسایش ملت و استحکام شریعت ابراز میگردد.
زیانهای وابستگی به تولیدات خارجی
متن با اشاره به آیه «العز فی القناعة و الذل فی الطمع» آغاز میشود و به این نکته میپردازد که نفوذ و قدرت دول اروپایی در آسیا، به ویژه ایران، ناشی از وسعت تجارت و رغبت مردم آسیا به کالاهای خارجی است. این وضعیت را عامل ضعف کشورهای آسیایی و قوت اروپاییها معرفی میکند و با طرح این پرسش که در برابر این وضعیت چه باید کرد، راهکار را در قناعت به تولیدات داخلی و ترک تجملات و کالاهای خارجی میداند. در ادامه، به مضرات اقتصادی و اجتماعی وابستگی به خارج، از جمله شیوع ریا و ربا و افلاس عمومی اشاره میکند و با استناد به سیره دول متمدن در حمایت از تولید داخلی، از رؤسای ملت و علما میخواهد که خود پیشگام استفاده از کالاهای وطنی شوند تا مردم نیز از آنها تبعیت کنند. متن با حدیث «الناس علی دین ملوکهم» به پایان میرسد.
علل بروز انقلاب اسلامی: عدم رضایت و نفرت مردم از رژیم پهلوی در از بین بردن استقلال سیاسی و اقتصادی کشور، عزم روحانیت در واژگونی رژیم استبدادی و تشکیل حکومت اسلامی در ایران
متن با اشاره به مبارزه ملت ایران برای حاکمیت ملی و نظاره جهانیان، جنبش روحانیت شیعه و مردم را ناشی از عدم رضایت از حکومت فردی و استبدادی رژیم پهلوی از سال ۱۳۰۴ میداند. در ادامه، به تجاوزات و جنایات حکومت علیه حقوق فردی و جمعی، هتک حرمت مقدسات مذهبی، شکنجه آزادیخواهان و تلاش برای محو هویت ملی و مذهبی ایرانیان با الهام از عوامل بیگانه اشاره میکند. سپس، ضربات مهلک اقتصادی ناشی از تصمیمات فردی زمامداران مستبد را تشریح کرده و بیان میکند که با وجود درآمدهای نفتی، ایران به جای ثروتمندترین ملت، ناچار به گرفتن وام است. سیاست دروازههای باز، نابودی کشاورزی، عدم توسعه روستاها و مشکلات بهداشتی را از دیگر معضلات برمیشمارد. همچنین، به تلاش حکومت برای تأسیس نیروگاههای اتمی در مناطق زلزلهخیز و دفن زبالههای اتمی غرب در ایران انتقاد میکند. در بخش پایانی، با استناد به مبارزات تاریخی روحانیت شیعه (مانند تحریم تنباکو، مشروطه و ملی شدن نفت)، بر رهبری روحانیت در مبارزه کنونی علیه استبداد تأکید کرده و هدف نهایی را واژگونی حکومت فردی و تشکیل حکومتی مستقل، شکوفا و منطبق بر موازین شرع مقدس اسلام با شورای زعمای مسلمین میداند که ضامن آزادیهای فردی و عدالت اجتماعی باشد. در انتها، نویسنده به عنوان پاسدار دین اسلام، توجه جهانیان را به روشهای ظالمانه رژیم ایران در قبال مخالفان (کشتار، شکنجه، تبعید و زندان) جلب کرده و از وجدانهای بیدار بشری برای رهایی ملت ایران استمداد میطلبد.

ابراز نگرانی از دستهبندیهای سیاسی در آذربایجان و طولانی شدن توقف سپاه روسیه در آنجا
نامه با تبریک پیروزی مشروطیت و برچیده شدن ریشه استبداد آغاز میشود و بر لزوم حضور مخاطب در مجلس شورای ملی در تهران تأکید میکند. در ادامه، نویسنده نگرانی عمیق خود را از اختلافات و دستهبندیهای شدید میان مشروطهخواهان و مجاهدین در تبریز ابراز میدارد و این وضعیت را مانعی برای رفع مشکلات داخلی آذربایجان و حتی عاملی برای طولانی شدن حضور نیروهای روس در منطقه میداند. در پایان، از مخاطب میخواهد که به تهران بازگردد و به فعالیتهای خود ادامه دهد.
اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادی و امنیتی مردم آذربایجان پس از مشروطیت
متن با توصیف وضعیت نابسامان آذربایجان پس از سه سال از مشروطیت آغاز میشود. به رکود اقتصادی، از بین رفتن تجارت و بازار، و وضعیت اسفبار مردم از تجار تا رعایا اشاره شده است. در ادامه، ضمن اذعان به اینکه ممکن است راه حلها در دارالشوری و توسط وزرا مطرح شود، بر لزوم بیان این مشکلات و توجه به حقوق و وضعیت کسانی که در این شرایط سخت مقاومت کردهاند، تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
لزوم ایجاد حکومت اسلامی، ویژگی های حاکم اسلامی (ولی فقیه) و حدود اختیارات وی
در ابتدا، به نقد کسانی پرداخته میشود که اهمیت ولایت فقیه را درک نمیکنند و آن را مغایر با سخنان ائمه میدانند. سپس، جایگاه فقیه به عنوان حجت امام بر مردم و حجیت او بر اساس حجیت امام تبیین میگردد. در ادامه، به نافذ بودن حکم فقیه و ولایت عامه او اشاره شده و این ولایت به عنوان جانشینی امام در تمام امور معرفی میشود. همچنین، بر وجوب کمک و تمکین مؤمنان به ولی فقیه، مشروط بر عدم تجاوز او از حق، تأکید میگردد. در بخش بعدی، وجوب تصدی ولایت بر جامعه در صورت لزوم برای امر به معروف و نهی از منکر مطرح میشود. در پایان، به تفاوت نصب فقیه به معنای وکالت و ولایت پرداخته شده و ادعای منافات ولایت فقیه با حکومت امام رد میشود، با این استدلال که تفویض حکومت از سوی امام به دیگری منافاتی با اصل حکومت امام ندارد.
بیثمر بودن تأسیس دارالشورای کبرای مملكتی توسط محمدعلی شاه و پیروزی قریبالوقوع مشروطهخواهان
پس از ناامیدی شاه و درباریان از لغو مشروطیت، مجلسی به نام «قونسل آف استیت» یا شورای مُلکی با پنجاه نفر از منتخبین شاه در دربار تشکیل شد. هدف از این اقدام، اغفال ملت و نسبت دادن خرابکاریهای دربار به این مجلس بود. این مجلس، مانند «دارالشورای کبرا»ی ناصرالدین شاه، بینتیجه خواهد بود. تا زمانی که اختیارات طبقات حاکم محدود نشود، امکان آبادی کشور و رفاه ملت وجود ندارد و این مجلس نیز دوامی نخواهد داشت. دولت تلاش میکند با این حیل، رضایت ملت را به خارجیها بقبولاند تا شاید رسمیت مشروطیت را باطل کنند. اما این تلاش موفق نخواهد شد، زیرا بازگشت امنیت در ایران از اقتدار شاه و این مجلس خارج است و ملت هرگز حقوق خود را رها نخواهد کرد. همچنین، قدرت و آمادگی آذربایجان برای مقابله با دربار، مانع از موفقیت این دسیسه خواهد شد. مهمتر از همه، احکام و فتاوای مراجع مشروطهخواه است که نه کهنه میشود و نه قابل نسخ است و ملت از روی عقاید مذهبی پیرو این احکام الهی هستند. استبداد پس از دو سال مشروطیت، محال است دوباره در ایران حاکم شود. تاریخ انگلستان و تجربه چارلز اول نیز نشان میدهد که اداره کشور بدون پارلمان به زیان منجر میشود. با توجه به تقدیر الهی، آنچه تاکنون رخ داده، به قوت مشروطیت ایران افزوده و آنچه در آینده نیز پیش آید، بهتر خواهد بود. حتی اگر قدرتهای خارجی نیز مانع مشروطیت شوند، جز خذلان نتیجهای نخواهند گرفت. شواهد نشان میدهد که مجلس «قونسل آف استیت» نیز دوامی نخواهد داشت و دیر یا زود مجلس ملی دوباره افتتاح خواهد شد. روسها دشمن آزادی و ترقی ایران هستند و انگلیسیها نیز مایلند این مجلس را تقویت کنند تا مناقشات داخلی ایران را دفع کنند، اما این تلاشها نیز بینتیجه خواهد بود. بیکفایتی شاه و مستبدین بر همگان آشکار شده و اعضای این مجلس نیز بیکفایتی خود را نشان خواهند داد. رفتن سفیر عثمانی از تهران نیز از نکات سیاسی مهم است و نشان میدهد که اگر روسها به آذربایجان قشون بفرستند، عثمانی نیز چنین خواهد کرد. ایرانیان باید منافع خود را بشناسند و از همراهی با بیگانگان دست بردارند و روابط خود را با عثمانی و آلمان افزایش دهند، بدون اینکه روابط با روس و انگلیس را قطع کنند.
اعلان جهاد علیه روس ها
متن با بیان هجوم کفار روس به بلاد مسلمین و تلاش برای تسخیر ممالک اسلامی آغاز میشود و بر این نکته تأکید دارد که عزت دین با استقلال پادشاه اسلام گره خورده است. در ادامه، بر وجوب جهاد برای دفع کفار و حفظ دین، دولت، آبرو و مال مسلمانان تأکید میکند و این جهاد را کمتر از جهاد در حضور امام نمیداند. سپس، با اشاره به اتفاق نظر علما بر وجوب دفع کفار در هنگام هجوم، اطاعت از پادشاه اسلام (فتحعلی شاه) و نایبالسلطنه (عباس میرزا) را در امر جهاد بر عموم اهل ایران، حتی زنان و بردگان، واجب میشمارد. در بخش بعدی، با لحنی پرشور، مسلمانان را به غیرت دینی فرا میخواند و عواقب تسلط کفار بر سرزمینهای اسلامی را برمیشمرد. در پایان، وظایف اقشار مختلف جامعه از جمله واعظان، خطیبان، علما، مجتهدین، وزرا، امنای دولت، متصدیان جهاد، رعایا، ارباب ثروت، عمال ولایات، اهل حرفه و صنعت و لشکریان را در راستای جهاد تبیین میکند و بر خلوص نیت، ترک محرمات و رعایت حقوق مردم تأکید میورزد.
اسرائیل: بانی و مروج تروریسم در هند، درخواست قطع روابط سیاسی هند و اسرائیل
دبیرکل مجلس علمای هند در خطبه نماز جمعه، سفر احتمالی نتانیاهو را محکوم کرده و از دولت هند خواستار توقف روابط دیپلماتیک با اسرائیل شد. او اسرائیل را بدترین دوست و بانی تروریسم در جهان و به ویژه در هند معرفی کرد و افتتاح سفارت این رژیم در هند را عامل آغاز ناامنیها دانست. در پایان، بر حمایت مردم هند از مردم مظلوم فلسطین و لزوم قطع روابط با رژیم صهیونیستی تأکید شد.
محکومیت حمله اسرائیل به غزه و سکوت ذلتبار دولتهای عربی و اسلامی و مجامع حقوق بشر در برابر آن
این بیانیه با محکومیت شدید حملات رژیم صهیونیستی به غزه و کشتار مردم فلسطین آغاز میشود. در ادامه، به سکوت دولتهای عربی و اسلامی و حمایت مجامع حقوق بشری از این رژیم انتقاد شده و این وضعیت را مصیبتی بزرگ برای جهان اسلام میداند. در پایان، از مسلمانان جهان خواسته شده تا به یاری ملت فلسطین بشتابند و صدای اعتراض خود را بلند کنند و شهادت و زخمی شدن فلسطینیان را به پیامبر اسلام (ص) و امت اسلامی تسلیت میگوید.

علل صدور فتوای تحریم تنباکو
متن با اشاره به نفوذ فزاینده دول خارجی در ایران و آمیزش وزرا و امرا با سفرا و رؤسای این دول آغاز میشود. این نفوذ منجر به ورود کفار به ایران، تصاحب مناصب و مشاغل توسط آنان و رواج فساد و منکرات در جامعه اسلامی شده است. در ادامه، به ماجرای اعطای امتیاز انحصاری توتون و تنباکو به یک یهودی انگلیسی به نام «رژی» اشاره میشود که با مخالفت گسترده مردم و تجار مواجه شد. با وجود اعتراضات، شاه و درباریان به این مخالفتها بیتوجهی کرده و حتی معترضان را آزار و اذیت میکردند. در پی این وقایع، مردم تبریز با ارسال عریضهای به شاه، ضمن یادآوری نقش خود در جنگهای گذشته، به او هشدار میدهند که اگر به سلطنت خود ادامه دهد و کفر را بر اسلام مسلط کند، دیگر او را به رسمیت نمیشناسند. شاه در ابتدا خشمگین میشود، اما با مشورت یکی از حاضران، تصمیم میگیرد آذربایجان را از شمول این امتیاز معاف کند. در نهایت، با اوجگیری ظلم و فساد ناشی از این امتیاز، حکم تحریم استعمال توتون و تنباکو از سوی میرزای شیرازی صادر میشود. این حکم با استقبال بینظیر مردم مواجه شده و حتی غیرمسلمانان نیز از آن تبعیت میکنند و به سرعت استعمال دخانیات در سراسر ایران متوقف میشود.
عواقب ناگوار دعوت و حضور نیروهای روسیه در کشور
متن با توصیف ملت ایران به عنوان ملتی بیصاحب و بختبرگشته آغاز میشود و بیتفاوتی جهانیان نسبت به ظلم روا شده بر ایرانیان را با واکنشهای احتمالی به ستم بر اقلیتهای دیگر مقایسه میکند. در ادامه، به حادثه تبریز اشاره دارد که در آن یک سرباز روسی مورد حمله قرار گرفته و در پی آن، ژنرال روسی از مردم تبریز خسارت طلب میکند و دویست نفر از آزادیخواهان ایرانی به دست روسها کشته میشوند. نویسنده این وقایع را نتیجه دعوت از نیروهای بیگانه توسط دربار وطنفروش میداند و به مشروطهبازانی که شاه را پدر مهربان میخواندند، کنایه میزند، به ویژه سید محمدکاظم یزدی. در پایان، نویسنده یادآور میشود که از پنج ماه قبل، بارها به رؤسا در مورد توطئههای روسها در خراسان و بهانهجوییهای آنان برای سرکوب ملت ایران هشدار داده است، در حالی که مردم به دستور مراجع تقلید از درگیری با خارجیها اجتناب کردهاند، اما روسها بدون دلیل به آنها شلیک کرده و دویست نفر را به قتل رساندهاند.
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با ابراز تأسف از به دار آویخته شدن حاج شیخ فضلالله نوری توسط «کفر» آغاز میشود و این واقعه را نشانهای از آشکار شدن کفر و پنهان شدن دین میداند. در ادامه، با تعجب از وقوع چنین رویدادی در پایتخت شاهنشاهی، به خواری اسلام و تباهی علم اشاره میکند و از انتقام الهی در آینده بیم میدهد. در پایان، با عبارت «الشهید فضلالله» به شهادت او اشاره میکند.
اظهار رضایت از جامعه زرتشتیان ایران و محکومیت قتل ارباب فریدون
این نامه با ابراز خشنودی از اتحاد و یکرنگی جامعه زرتشتیان آغاز میشود و بر لزوم حفظ و حراست از تمامی طوایف ملت ایران، به ویژه زرتشتیان به عنوان اصیلترین ساکنان وطن، تأکید میکند. در ادامه، به واقعه قتل ارباب فریدون اشاره شده و همدردی عمومی ملت و اقدامات جدی دولت برای دستگیری قاتلین بیان میشود. نامه از انجمن زرتشتیان میخواهد که به اعتصاب و تعطیلی کسبوکار خود پایان دهند، زیرا اقدامات لازم برای پیگیری پرونده در حال انجام است و تعطیلی بیشتر مناسب نیست. در پایان، از انجمن درخواست میشود که زرتشتیان را به بازگشت به مشاغل خود ترغیب کنند، به ویژه از «اداره جهانیان» خواسته میشود که فعالیت تجاری خود را از سر بگیرد.

عواقب دنیاداری و ثمرات دینداری
این مثنوی با نکوهش دنیاپرستی و ستایش آزادگی از تعلقات مادی آغاز میشود و دنیاپرستان را به دلیل عدم اقتدا به معصومان، سرکش و جاهل میخواند. در ادامه، به بیحاصلی رنجهای دنیوی و بیارزشی کامجوییهای مادی اشاره میکند. سپس، به توصیف رهروان حقیقی دین میپردازد که جان خود را فدای عقل و ایمان کرده و با صبر و تقوا، روح خود را تقویت نمودهاند. در مقابل، دنیاپرستان را به چاپلوسی، پیروی از هوای نفس، ریاکاری و دوری از معانی عمیق قرآن متهم میکند. در پایان، تأکید میشود که تا زمانی که دل از هوای نفس پاک نشود، راز حق در آن جای نمیگیرد و تنها رهروان واقعی دین هستند که به گوهرهای قرآن دست مییابند.
انتقاد شدید از مشروطیت و مشروطه خواهان
متن با استناد به آیات قرآن، وضعیت عمومی ابتلا و سختیها را در جامعه تبیین میکند و آن را نتیجه اعمال انسانها میداند. سپس به نقد افراطیگری فرنگیان در آزادی و انکار حقایق میپردازد و حیلهگری و تزویر را اساس سیاست آنها معرفی میکند. در ادامه، به تقلید نادانانه برخی مسلمانان از فرنگیان و ترک آداب مذهبی اشاره میکند و مجامع مشروطهخواهی را به دلیل عدم جامعیت و افراط در آزادیطلبی مورد انتقاد قرار میدهد. نویسنده، بیکفایتی و بیاخلاقی مشروطهخواهان را عامل عدم پیشرفت و ایجاد هرج و مرج در کشور میداند و بر لزوم رعایت اصول اسلامی و اخلاقی تأکید میکند. در بخش پایانی، به جایگاه فقرا و درویشان حقیقی در تاریخ اسلام و ایران (بهویژه در دوره صفویه) اشاره کرده و نقش آنها را در پیشبرد امور سیاسی و اجتماعی برجسته میسازد. همچنین، به اهمیت کسب حلال و دوری از تنبلی و بیکاری در سیره بزرگان عرفان میپردازد و در نهایت، با اشاره به شهادت یکی از بزرگان در سال ۱۳۲۷ قمری و وضعیت ناامنی و آشوب کنونی، برای اعتلای اسلام و استقلال ایران دعا میکند.
محکومیت سرکوب مردم انقلابی بحرین و دستگیری شیخ عیسی قاسم (رهبر شیعیان آن کشور)
متن با استناد به آیه قرآن، به محکومیت سرکوب مردم انقلابی بحرین و دستگیری شیخ عیسی قاسم میپردازد. با ابراز نگرانی از وقایع بحرین و درگیریهای منجر به شهادت و زخمی شدن افراد پس از حکم دادگاه علیه شیخ عیسی قاسم، این دستگیری را خلاف حکمت دانسته و آن را محکوم میکند. در پایان، به کسانی که از روش خشونت استفاده میکنند هشدار میدهد که خداوند یاور مظلومان است.

محکومیت انتقال سفارت امریکا به بیتالمقدس و انتقاد شدید از همکاری برخی دولتهای عربی با اسرائیل
سخنرانی با انتقاد از دولتهایی که خود را «خادم الحرمین» مینامند و همکاری آنها با اسرائیل در کشتار مردم فلسطین آغاز میشود. در ادامه، به محکومیت شدید انتقال سفارت آمریکا به بیتالمقدس و قتلعام فلسطینیان توسط نظامیان صهیونیست پرداخته و آمریکا را شریک اسرائیل در این جنایات معرفی میکند. در پایان، هند را به دلیل ظلم به مردم کشمیر، «اسرائیل جنوب آسیا» میخواند و از فشار این کشور بر پاکستان برای عدم موضعگیری در برابر این جنایات انتقاد میکند.
درخواست اعلام مجدد مشروطیت در کشور و گشایش مجدد مجلس شورا و عفو عمومی
درخواست میشود که فرمان حکومتی برای بازگرداندن مشروطیت، تأسیس مجدد مجلس شورای ملی و انتخاب نمایندگان صادر شود. این فرمان باید به تمام نقاط کشور ابلاغ گردد تا خطرات موجود برطرف شود. همچنین، عفو عمومی شامل حال تمام مردم خواهد شد. در ادامه، به پافشاری و لجاجت طرف مقابل اشاره شده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد شدید از مسامحه دولت در برخورد قاطع با اخلالگران
این نامه با لحنی ستایشآمیز و کنایهآمیز خطاب به هیئت وزرا، امرا و سرداران ایران آغاز میشود و به وضعیت نابسامان کشور اشاره دارد. در ادامه، به شدت از مسامحه دولت در برخورد با عوامل فساد و اخلالگران انتقاد شده و تأکید میشود که این بیتفاوتی، جز نتایج شنیع و روزگاران سیاه، حاصلی نخواهد داشت. در پایان، ابراز امیدواری میشود که اقدام قاطعی برای رفع یأس و بازگرداندن امید به جامعه صورت گیرد.


گزارش بازتاب وقایع مشروطیت ایران در مطبوعات انگلستان به حاج شیخ فضلالله نوری
گزارشی از پاریس به حاج شیخ فضلالله نوری ارسال شده است که در آن نویسنده ضمن ابراز ارادت، از استحکام مجلس شورای ملی و پیشرفت تشکیل بانک ملی ابراز خرسندی میکند. در ادامه، به مقایسه نقش روحانیون اسلام در رهبری اصلاحات با مقاومت رهبران مذهبی مسیحی در برابر اصلاحات در فرانسه میپردازد و سرکوب شدید روحانیون مسیحی توسط دولت فرانسه را شرح میدهد. سپس، به پوشش گسترده اخبار مجلس ایران در مطبوعات اروپا، به ویژه روزنامههای انگلیسی، اشاره میکند و از تمجید این روزنامهها از وطندوستی و پایداری نمایندگان ملت و انتقاد از وزرای ظالم و حکام جائر میگوید. در بخش پایانی، ترجمه مقالهای از روزنامه تایمز درباره سلطنت مظفرالدین شاه و وضعیت ایران در آن دوره ارائه میشود که به ضعف مالی، نفوذ روسیه، و در نهایت، شکلگیری نهضت مشروطه و نقش علما در آن میپردازد. نویسنده در پایان، وعده میدهد که اخبار مطبوعات اروپا را به صورت هفتگی برای مخاطب ارسال کند.
تقاضا از شاه عباس اول صفوی جهت کنارهگیری از اقامه نماز جمعه برای رفع کدورت شاه
این نامه با حمد و ثنای الهی و ابراز ارادت به ائمه معصومین آغاز میشود. نویسنده با اشاره به عمر خود که در عبادت و خدمت به دین و مذهب شیعه گذشته و تصانیف بسیاری در این زمینه منتشر کرده، شوق خود را برای لقای الهی و شهادت بیان میکند. سپس، با لحنی گلایهآمیز، از شاه میخواهد که اگر کدورتی از او در دل دارد، آن را برطرف کند و اجازه دهد که به زیارت امیرالمؤمنین (ع) برود تا شاید به سعادت شهادت نائل شود. در ادامه، نویسنده به شاه یادآوری میکند که اگر سهوی از او سر زده باشد، نباید موجب این همه دلآزردگی شود. او با تأکید بر غیرت دینی شاه، از بیادبیهایی که به بهانه ناخشنودی شاه از او صورت میگیرد، انتقاد میکند و آن را شبیه رفتار سنیان متعصب میداند. نویسنده با ابراز اطمینان از محبت شاه نسبت به خود، به اهمیت نماز جمعه اشاره میکند و توضیح میدهد که پیش از این، با جمعی از علما و مؤمنین، نماز جمعه را در مساجد اصفهان اقامه میکردهاند و شیعیان این امر را غنیمتی در سایه دولت شاه میدانستند. اما به دلیل شایعاتی مبنی بر ناخشنودی شاه از اقامه نماز جمعه، آن را ترک کردهاند.
اهداف دشمنان از ورود و مداخله در امور کشور
متن با اشاره به طولانی بودن مذاکرات پیشین و ارسال تلگرافات به عتبات، به ضرورت اخطار درباره وضعیت کنونی کشور میپردازد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که دولت مشروطه را به اختیار خود واگذار نکرده و اقدامات همسایگان (روسیه و انگلستان) برای مداخله در امور ایران، به دلیل نیاز دولت به قرض و تزلزل مملکت است. نویسنده استدلال میکند که ملت تنها در صورت تأسیس دارالشوری و پذیرش مشروطه، با استقراض موافقت خواهد کرد. در این صورت، صاحبان پول برای تضمین بازپرداخت، مالیاتها را کنترل کرده و آذربایجان تحت نفوذ روسیه قرار خواهد گرفت. در پایان، به حضور قوای روس در تبریز و کشمکش دولت و ملت بر سر تعیین حاکم اشاره میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
دوری از مردم دنیاپرست
متن با توصیه به دوری از افراد دنیاپرست و کسانی که با نیتهای غیرخالص به دنبال همنشینی هستند، آغاز میشود. سپس به ماهیت دوگانه این افراد اشاره میکند که در حضور چاپلوسی کرده و در غیاب بدگویی میکنند. در ادامه، به سوءاستفاده این افراد از جایگاه علمی و اجتماعی دیگران برای رسیدن به جاه و مال میپردازد و بیان میکند که چگونه این افراد، عالمان را نردبان نیازهای خود قرار میدهند. در بخش پایانی، به وضعیت اسفناک مدرسین و فقهایی میپردازد که برای تأمین معاش خود و شاگردانشان، مجبور به روی آوردن به دربار شاهان و تحمل ذلت میشوند و در نهایت، به دلیل تقسیم وجوهات حرام و عدم رعایت عدالت در آن، هم در دنیا رنج میکشند و هم در آخرت گرفتار میشوند. متن با پناه بردن به خدا از خودپسندی و نابینایی به پایان میرسد.
ایجاد بدبینی نسبت به علما
سخنرانی با خطاب قرار دادن مردم و انتقاد از عوامفریبی و بوسیدن دست علما آغاز میشود. در ادامه، به نقد رویکرد برخی علما در وعظ و خطابه میپردازد که با تأکید بر ناپایداری دنیا و دعوت به تفکر در ابدیت، از مردم تحت عناوین مختلفی چون زکات و خیریه پول دریافت میکنند. این سخنرانی به طور کلی به ایجاد بدبینی نسبت به جایگاه و عملکرد برخی از روحانیون میپردازد.

نکوهش احزاب دموکرات و اعتدالی
این شعر با طرح این پرسش که آیا دموکرات بودن در کشوری که قرآن کتاب اصلی آن نیست، صحیح است و آیا اعتدال تنها یک لفظ زیباست، به نقد احزاب دموکرات و اعتدالی میپردازد. در ادامه، با اشاره به اینکه مرام و بیانات این احزاب مورد پسند واقع شده، اما در عمل نتیجهای نداشته، به وضعیت رنجبران و فراموشی زبان وطن اشاره میکند. در پایان، به پیامدهای حضور مستشاران انگلیسی و نوکران روس در کشور و زیانهای ناشی از آن میپردازد.
بیان درخواستهای سیاسی ـ اجتماعی گروه اجتماعیون ـ عامیون قفقاز
این متن، خلاصهای از درخواستهای گروه اجتماعیون - عامیون قفقاز و انجمنهای ایروان، تفلیس و بادکوبه را به مجلس شورای ملی ارائه میدهد. در ابتدا، نویسنده به تأکید مجدد این گروهها بر طرح مطالباتشان اشاره میکند و سپس به دلیل اهمیت موضوع، این درخواستها را به مجلس عرضه میدارد. محور اصلی مطالبات شامل حق انتخاب وکیل برای مجاهدین قفقاز، اجرای مساوی قانون اساسی، آزادی قلم، مطبوعات، گفتار و اجتماع، عدم تعرض پلیس به اشخاص بدون اثبات تقصیر، آزادی اعتصاب کارگران، حق انتخاب وکلای مجلس برای عموم طبقات، حذف واسطه بین شاه و رعایا جز مجلس، تغییر حکام مستبد، تشکیل قشون ملی، تقسیم خالصجات دولتی به رعیت، تأسیس مدارس جدید و عمومی، مسئولیتپذیری هیئت وزرا در برابر مجلس و ورود مالیات دیوانی به خزانه دولت است. هدف نهایی، رساندن این مطالبات به نظر وکلای مجلس است.
تمجید از شاه عباس دوم صفوی به سبب ایجاد رفاه و امنیت در کشور
متن با استناد به حدیثی از امام صادق (ع) آغاز میشود که خداوند برای بندگانش پادشاهی مهربان و وزیری عادل قرار میدهد. سپس به تمجید از شاه عباس دوم صفوی میپردازد و او را مصداق این حدیث معرفی میکند. نویسنده، شاه عباس را حاکمی عادل، بخشنده و مروج دین و مذهب ائمه طاهرین میداند که رفاه و امنیت را برای مردم ایران به ارمغان آورده است. در پایان، نویسنده از سرافرازی خود به دلیل انتصاب به شغلی (امامت جمعه اصفهان) که موجب دعاگویی و ثناخوانی شاه میشود، سخن میگوید و کتاب خود را «لوامع صاحبقرانی» مینامد و امید دارد که این کتاب با دولت شاه قرین باشد.
مقاصد مستبدان
متن با لحنی تند و انتقادی، مستبدان را مورد خطاب قرار میدهد و اعمال ظالمانه و جاهلانه آنها را نکوهش میکند. در ادامه، به حاکمان و نظامیان مستبد هشدار میدهد که از ظلم و ستم به مردم، غارت اموال و شکنجه بیگناهان دست بردارند و به جای آن، به وظایف خود عمل کنند. در پایان، با اشاره به اینکه مردم حقوق خود را با تمسک به قرآن حفظ کردهاند، به مستبدان گوشزد میکند که جایگاه علما و پیشوایان دین را درک کنند و از دینفروشی و مخالفت با حجج اسلام بپرهیزند. متن با نقل قولهایی از قطبالعرفا شیخ شفیعا در باب نصیحت، موعظه و پند به پایان میرسد.
ناکامی امریکا، اسرائیل و متحدان عرب منطقهای در جنگ سوریه و شکست مقاومت در منطقه
این مصاحبه با بررسی فاجعه منا آغاز میشود و بیکفایتی و سوءمدیریت آل سعود را عامل اصلی آن معرفی میکند. سپس به تحلیل دلایل تغییر دیدگاهها در قبال تحولات سوریه میپردازد که شامل مقاومت سوریه، ناکامیهای ائتلاف آمریکا در مبارزه با داعش، شکست حملات هوایی ائتلاف، بحران پناهجویان، توافق هستهای ایران و تشدید حمایتهای روسیه از سوریه است. در ادامه، نقش روسیه در محور مقاومت را مثبت ارزیابی کرده و ادعای دخالت ایران در امور سوریه را رد میکند. تفاوت جنگ حزبالله با اسرائیل و تروریستها را تشریح کرده و بر اجباری بودن نبرد با تروریستها تأکید میکند. در بخش بعدی، به شکست نقشههای سعودی در جنگ یمن اشاره کرده و مقاومت یمنیها را عامل اصلی تغییر معادلات میداند. در پایان، خواسته عربستان در مورد قیام مردم بحرین را غیرمنطقی خوانده و عربستان را عامل اصلی دخالت در امور لبنان معرفی میکند.
