شیخ فضل الله نوری
بازگشت به لیست

شیخ فضل الله نوری

شهرت: شیخ شهیدعالم دینی مشاهده در ویکی‌شیعه

درباره عالم

عالمی که در ابتدا از حامیان مشروطه بود، اما با مشاهده نتایج، به مخالف آن تبدیل و در نهایت در ۱۳۲۷ قمری اعدام شد.

تحلیل و نمودارهای آماری

ابر کلمات از کنش‌ها

داده‌ای برای نمایش یافت نشد

نسبت مخاطبان کنش‌ها

در حال بارگذاری نمودار...

نسبت نوع کنش‌ها

در حال بارگذاری نمودار...

سخنان رهبری دربارهٔ این عالم

"چه شد که غربی‌ها، مشخصاَ انگلیسی‌ها، در این مسأله[مشروطه] کامیاب شدند؛ از چه شگردی استفاده‌کردندکه‌کامیاب شدند. در حالی که مردم که جمعیت اصلی هستند، می‌توانستند در اختیار علما باقی بمانند و اجازه داده نشودکه شیخ فضل‌الله جلو چشم همین مردم به دار کشیده شود؛ قاعده‌ی قضیه این‌بود.به نظر من مشکل‌کار از این‌جاپیش‌آمدکه این‌ها توانستندیک عده‌ای از اعضای جبهه‌ی عدالت‌خواهی - یعنی همان اعضای دینی و عمدتاً علما - را فریب بدهند و حقیقت را برای این‌ها پوشیده نگه دارند و اختلاف ایجاد کنند. انسان وقتی به اطهاراتی که مرحوم آسید عبدالله بهبهانی و مرحوم سیّد محمدطباطبایی در مواجهه و مقابله‌ی‌با حرف‌های شیخ فضل‌الله و جناح ایشان داشته‌اند،نگاه‌می‌کند، این مسأله‌را درمی‌یابدکه عمده‌ی حرف‌ها به همین‌است‌که این‌طور می‌گفته‌اند.این‌حرف‌ها به‌نجف هم منعکس می‌شده و شمانگاه می‌کنیدکه‌همین‌اطهارات - انسان درکار مرحوم آقانجفی‌قوچانی، در آن‌کتاب و در مذاکراتی‌که در نجف در جریان بوده، این‌ها را می‌بیند - و حرف‌هایی راکه از سوی‌روشنفکرها و به‌وسیله‌ی غُتال حکومت‌گفته می‌شد و وعده‌هایی را که داده می‌شد، حمل بر صحت می‌کردند. این‌طور می‌گفتند که: شما[شیخ فضل‌الله] دارید عجله می‌کنید؛ سوءظن دارید؛ این‌ها قصد بدی ندارند؛ این‌ها هم هدف‌شان دین است. این مسائل در مکاتبات، نامه‌های صدر اعظم و ...به مرحوم آخوند منعکس شده است. انسان می‌بیندکه حساسیت آنها را در مقابل انحراف‌کم‌کرده‌اند؛ اما حساسیت بعضی‌ها مثل مرحوم آشیخ فضل‌الله باقی ماند؛ این‌ها حساس ماندند؛ اصرار کردند و در متمم، آن مسأله‌ی پنج مجتهد جامع‌الشرایط را گنجاندند و مقابله کردند. یک جمع دیگری از همین جبهه، این حساسیت را از دست دادند و دچار خوش‌باوری و حُسن‌ظن و شاید هم نوعی تغافل شدند. البته انسان حدس می‌زندکه بعضی از ضعف شخصیتی‌ها و ضعف‌های اخلاقی و هوای نفس بی‌تأثیر نبود؛ حالا ولو نه در مثل مرحوم سیّد عبدالله یا سیّد محد؛ اما در طبقات پایین،بلاشک بی‌تأثیرنبوده؛ که نمونه‌ی واضحش امثال شیخ ابراهیم زنجانی است. [^1]: طبق نوشته ملک زاده درکتاب تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، در آغاز جلسه محاکمه شیخ فضل الله، شیخ ابراهیم زنجانی که یکی از روحانیان مشروطه خواه بود، ادعانامه مفصلی که حاکی از مجرمیت شیخ بود قرائت نمود و اعدام مجرم را از دادگاه تقاضاکرد."

تحلیل شگرد انگلیسی‌ها در ایجاد اختلاف، فریب برخی از بزرگان و کاهش حساسیت آنان نسبت به انحراف مشروطه که به اعدام شیخ فضل‌الله انجامید.·1385/02/09

"باید دشمنیها را شناخت. مشکل ما این است. اینکه بنده مسئله‌ی بصیرت را برای خواص‌تکرار می‌کنم ، به خاطر این است.گاهی اوقات غفلت می‌شود از دشمنیهایی‌که با اساس دارد می‌شود؛ این‌ها را حمل می‌کنند به مسائل جزئی. ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همین معنا را داشتیم . در صدر مشروطه هم علمای بزرگی بودند - که من اسم نمی‌آورم؛ همه می‌شناسید، معروفند -که این‌ها ندیدند توطئه‌ای راکه آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفکرانی که تحت تأثیر غرب بودند، مغلوب تفکرات غرب بودند، طراحی می‌کردند؛ توجه نکردندکه حرف‌هایی‌که این‌ها دارند در مجلس شورای ملی آن زمان می‌زنند، یا در مطبوعاتشان می‌نویسند، مبارزه‌ی با اسلام است؛ این را توجه نکردند، ماشات‌کردند.نتیجه این شدکه‌کسی که میدانست و می‌فهمید - مثل مرحوم شیخ فضل‌الله نوری- جلوی چشم آنها به دار زده شدو این‌ها حساسیتی پیدا نکردند؛ بعد خود آنهایی هم که به این حساسیت اهمیت و بها نداده بودند، بعد از شیخ فضل‌الله مورد تعرّض و تطاول و تهتّک آنها قرار گرفتند و سیلی آنها را خوردند؛بعضی‌جانشان‌را ازدست‌دادند،بعضی‌آبرویشان‌را از دست‌دادند."

ضرورت بصیرت خواص و شناخت دشمنی‌ها با توصیف غفلت برخی علمای مشروطه از توطئه غرب‌زدگان و شهادت مظلومانه شیخ فضل‌الله نوری.·1388/12/06

"در قضیه‌ی مشروطیت اگر علما نبودند، چیزی به نام مشروطه و با مضمون مشروطه‌دراین‌کشورامکان‌نداشت‌تحقق‌پیداکند.روشنفکرهانمی‌توانستند. البته بعد روشنفکرها نمک‌نشناسی کردند، اما بدون اینکه مرحوم آخوند و بزرگانِ مرحوم دیگری‌که در نجف بودند فتوا بدهند، امکان نداشت؛ یا در ایران بدون اینکه مثل شیخ فضل‌الله، مثل سیدمحمد طباطبایی، مثل سیّد عبدالله‌بهبهانی‌که این‌ها همه‌مروّجین‌مشروطه‌بودندوارد میدان‌بشوند، امکان نداشت مشروطه به وجود بیاید. این‌ها مشروطه را زمامداری‌کردند. البته بین این‌ها و انگلیس‌ها- دستگاه استعمار- این چالش وجود داشت. این‌ها آمدند مشروطه‌را آوردند؛یعنی‌آزادی‌خواهی، عدالت‌خواهی.انگلیس‌ها آمدندبدل فن این‌را زدندو کشاندندبه طرف خودشان؛ مسئله‌ی سفارت و خط انگلیسی. متابلًا روحانیون، البته باهوش‌ترهاشان، شجاع‌ترهاشان، مثل مرحوم شیخ فضل‌الله نوری، در نقطه‌ی مقابل حرکت خودشان را ادامه دادند و بالاخره نگذاشتندآنچه‌که آنها می‌خواهند،بشود. این متمم قانون اساسیا قبل،کاری بودکه شیخ فضل‌الله انجام داد و انگلیس‌ها هم نتوانستند با آن‌کاری بکنند. این، همین چالش فی‌ابین روحانیت و دستگاه استعمار است. [^1]: از مسائل اختلافی مهم میان شیخ و روشنفکران مشروطه خواه بحث تدوین قانون اساسی بود.به جهت اینکه، در صورت امکان تصویب قانون اساسی، از آن پس امکان داردقانونی بر خلاف قرآن و حدیث به شیوه‌ای رسمی مورد استفاده قرارگیرد، برای جلوگیری از این اتفاق در نتیجه تلاش‌های شیخ فضل الله اصل دوم متمم به قانون اساسی اضافه شد."

نقش اساسی علما به ویژه شیخ فضل‌الله نوری در شکل‌گیری مشروطه و ایستادگی شجاعانه او در برابر انحراف انگلیسی مشروطه.·1388/12/06

"درخیلی ازمناطق‌دنیا،انقلابهابانَفَس دین‌شروع شد؛ امابه‌خاطر ضعف رهبری، از دین‌فاصله‌گرفت‌وگاهی هم ضد دین شد. درتاریخ خودمان در نهضت‌مشروطیّت دیدیم که‌روحانیون‌آمدندیک حادثه‌ی‌بزرگ (نظام مشروطیت) را درکشور ایجادکردندو پایان دوره‌ی استبداد را تدارک دیدند، بعدهمین مشروطیت،پایگاهی برای ضدّیت با دین‌و روحانیت شدو هنوز ابتدای‌کار بودکه روزنامه‌های صدر مشروطیت، به نام آزادی شروع به کوبیدن دین‌کردند."

آغاز نهضت مشروطه با نفس دین و روحانیت و انحراف بعدی آن به پایگاهی علیه دین در اثر ضعف رهبری.·1388/12/06

"علمای‌بزرگی‌که مشروطیت را امضاکردند؛مثل‌مرحوم «آخوندخراسانی»، مرحوم «آقاشیخ عبدالله مازندرانی»، مرحوم آقا «سید اس‌اعیل صدر» و دیگران حرفشان این بود که می‌گفتند «ما یک قدم، به آنچه‌که به حکومت اسلامی نزدیک است، نزدیک‌تر می‌شویم .» یعنی برای خاطر یک قدم، یک حکم اسلامی را، یک اصل را، در متمم قانونِ اساسی دوران مشروطه گذاشتند. این چیزی بود که مرحوم «شیخ فضل الله نوری» و دیگران به نظرشان می‌رسیدو واقعاًکار بسیار بزرگی کردند. این اصل چنین آمده بود: «مجلس مقدس شورای ملی. باید در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعدمقدسه‌ی اسلام و قوانین موضوعه‌ی حضرت خیرالانام نداشته باشد و معین است‌که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهده علمای اعلام ادام الله برکات وجودهم بوده و هست»."

هدف علمای مشروطه از جمله شیخ فضل‌الله نوری در گنجاندن اصل نظارت فقها بر قوانین جهت نزدیک‌تر شدن به حکومت اسلامی.·1388/12/06

"گاهی یک ملّت یا جماعت مؤثری از یک ملّت مبتلا به‌گناهی می‌شوند. این گناه هم استغفار خودش‌را دارد.یک‌ملّت‌گاهی سال‌های‌متادی‌در مقابل‌منکر و ظلمی سکوت می‌کندو هیچ‌عکس‌العملی از خودنشان‌نمی‌دهد؛ این هم‌یک گناه است؛شایدگناه‌دشوارتری هم‌باشد؛ این‌همان «إِنَّالله‌لایُغَیّرُمابِقَوُمٍ حَت یُغَیِّرُوامابِانَفَسِهم » است؛ این‌همان‌گناهی است‌که‌نعمت‌های‌بزرگ‌رازایل می‌کند؛ این همان‌گناهی است‌که بلاهای سخت را بر سر جماعت‌ها و ملتهای، گنهکار مسلط می‌کند.ملتی‌که در شهر تهران ایستادندو تماشاکردندکه‌مجتهد بزرگی مثل شیخ فضل الله نوری را بالای دار بکشند و دم نزدند؛ دیدندکه او را با اینکه جزو بانیان و بنیانگذاران و رهبران مشروطه بود، به جرم اینکه با جریان انگلیسی و غرب‌گرای مشروطیت همراهی نکرد، ضد مشروطه قلمداد کردند-که هنوز هم یک عده قلمزن‌ها و گوینده‌ها و نویسنده‌های ما همین حرف دروغ بی‌مبنای‌بی‌منطق را نشخوار و تکرار می‌کنند-پنجاه سال بعد چوبش را خوردند: در همین شهر تهران مجلس مؤسسانی تشکیل شد و در آنجا انتقال سلطنت و حکومت به رضا شاه را تصویب‌کردند. آن‌ها یک عده آدم خاص نبودند؛ این یک گناه ملّی و عمومی بود. «وَاتَقُوا فِتُنَةَ لاتُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُواِمِنْکُمُ خَاصّة»؛ گاهی مجازات فقط شامل افرادی که مرتکب‌گناهی شدند،نمی‌شود؛مجازات عمومی است؛ چون حرکت عمومی بوده؛ و لو همه‌ی افراد در آن شرکت مستقیم نداشتند.همین‌ملّت‌آن‌روزی‌که به خیابان‌ها آمدندو سینه‌شان‌را مقابل‌تانک‌های محدرضاپهلوی‌سپرکردندو از مرگ نترسیدند؛ یعنی تحمل و صبر و سکوت گناه‌آلود پنجاه ساله را تغییر دادند، خدای متعال پاداش آنها را داد؛ حکومت ظلم ساقط شد، حکومت مردمی سرکار آمد؛ وابستگی ننگ‌آلود سیاسی از بین رفت، حرکت استقلال آغاز شد و ان‌شاءالله ادامه هم دارد و ادامه پیدا خواهد کرد و این ملّت به توفیق الهی‌و به همت خود، به آرمانهای خودش خواهدرسید. این به خاطر این بود که حرکت کرد. [^1]: «خدا حال قومی را تغییر نمی‌دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند» * رعد: ۱۱ [^2]: «و از فتنه‌ای که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد بترسید» * انفال: ۲۵"

سکوت گناه‌آلود و پنجاه‌ساله مردم تهران در برابر بر دار کشیده شدن شیخ فضل‌الله نوری و تاوان سنگین آن با روی کار آمدن دیکتاتوری پهلوی.·1384/08/08

ارتباطات و اطرافیان

روایت‌های این عالم

شهادت
حصر - زندان
تبعید
صاحب فتوا

تاریخ‌ها و محل‌های مهم

تولد
1222
وفات
1288
سن: 66 سالگی
محل دفن
حرم حضرت معصومه س - قم

گزارش‌های تاریخی (کنش‌ها)

1287نامه سرگشاده

ابراز خشنودی از انصراف محمدعلی شاه از استقرار مجدد مشروطیت

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1288نامه خصوصی

تایید ناچارانه مصالحه محمدعلی شاه با مخالفان

سن در زمان کنش: 66 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1287نامه خصوصی

پرسش از علل مخالفت با اقدامات دولت و درخواست رسیدگی به آن

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1287فتوای سیاسی اجتماعی

درخواست اعلام تحریم مشروطیت و عدم گشایش مجدد مجلس شورا از سوی علمای کشور

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1286نامه خصوصی

دعوت از علمای نیشابور جهت مخالفت با عملکرد غیر اسلامی مجلس شورا

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1286گفت و گو

مناقشه پیرامون تحصن حاج شیخ فضل الله نوری در حضرت عبدالعظیم(ع)

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1275بیانیه عمومی

اظهار نگرانی از سلطه کفار بر اسلام و مسلمانان

سن در زمان کنش: 53 سالگی·نهضت مشروطه
1286نامه خصوصی

آگاه نمودن علمای مشروطه‌خواه نجف از روند حرکت های غیر اسلامی مجلس شورا

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1270نامه خصوصی

اعلان لغو قرارداد توتون و تنباکو به میرزای شیرازی

سن در زمان کنش: 48 سالگی·نهضت تحریم توتون و تنباکو
1287نامه خصوصی

انتقاد شدید از عملکرد دولت در اداره امور جامعه، از جمله گرانی نان

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1285نامه خصوصی

تقاضا از مظفرالدین شاه قاجار برای ملاقات و آگاه نمودن او از اوضاع نابسامان کشور

سن در زمان کنش: 63 سالگی·نهضت مشروطه
1286نامه خصوصی

تقدیر از علمای مشروطه‌خواه نجف جهت تأیید اصل دوم متمم قانون اساسی

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1287نامه خصوصی

مخالفت با افتتاح مجدد مجلس شورا توسط محمدعلی شاه قاجار به سبب تعارض داشتن با احکام اسلام

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1270بیانیه عمومی

اهداف سیاسی-نظامی انگلستان از عقد قرارداد توتون و تنباکو

سن در زمان کنش: 48 سالگی·نهضت تحریم توتون و تنباکو
1286بیانیه عمومی

رفع اختلاف با علمای مشروطه خواه تهران

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1286نامه خصوصی

تکذیب پناهنده شدن خود به سفارتخانه های خارجی

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1270نامه خصوصی

اعلان لغو کامل قرارداد توتون و تنباکو به میرزای شیرازی

سن در زمان کنش: 48 سالگی·نهضت تحریم توتون و تنباکو
1287نامه سرگشاده

اعلام تشکیل دارالمعدله (مجلس شورای کبری مملکتی) به جای مجلس شورای ملی توسط محمدعلی شاه

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1287استفتائات

علل موافقت اولیه با مشروطیت و مخالفت بعدی با آن

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1288سخنرانی عمومی

رد درخواست پناهندگی از سفارت روسیه

سن در زمان کنش: 66 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1288نامه خصوصی

پیشنهاد آمادگی‌های بیشتر نظامی در برابر حملات احتمالی مخالفان به تهران

سن در زمان کنش: 66 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1286نامه خصوصی

اعلام مهاجرت به حضرت عبدالعظیم (ع)، به سبب مخالفت و کارشکنی مجلس با پیشنهاد آنان

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1286سخنرانی عمومی

دفاع از نظرات خود درباره مشروطیت و مجلس شورا

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1286سخنرانی عمومی

انگیزه پیشنهاد نظارت علما بر مصوبات مجلس

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1278بیانیه عمومی

تشویق و کمک به صندوق انجمن تاسیس مدارس (جدید) و مکاتب ملیه ایران

سن در زمان کنش: 56 سالگی·نهضت مشروطه
1288سخنرانی عمومی

رد تحصن در سفارتخانه‌های اروپایی از بیم دستگیری توسط فاتحان تهران

سن در زمان کنش: 66 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1287نامه خصوصی

درخواست هوشیاری و ایستادگی بیشتر دولت در برابر مخالفان و سفرای روسیه و انگلستان

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1287نامه خصوصی

اتحاد و اتفاق نظر و سخن علما، تنها راه غلبه بر چالش‌ها و بحران‌های کشور

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1286بیانیه عمومی

ابراز اطمینان از عدم مخالفت قوانین موضوعه مجلس با احکام شرع

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1285گفت و گو

رایزنی در قم برای اتفاق نظر در مورد خواسته های علما از شاه

سن در زمان کنش: 63 سالگی·نهضت مشروطه
1285بیانیه عمومی

لزوم تبعیت مجلس از قوانین اسلامی

سن در زمان کنش: 63 سالگی·نهضت مشروطه
1287نامه خصوصی

کسب اطلاع از نظرات مراجع مشروطه‌خواه نجف راجع به مشروطه‌خواهان

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1286بیانیه عمومی

تظابق قوانین مجلس با احکام شرع

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1286نامه سرگشاده

درخواست حمایت جهت تسویه مجلس و جلوگیری از توهمن به مقدسات

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1286بیانیه عمومی

پیشنهاد افزودن ماده‌ای به متمم قانون اساسی به منظور حفظ شان اسلامیت قوانین

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1287سخنرانی عمومی

تحریم مشروطه و درخواست عدم افتتاح مجدد مجلس شورا

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1287نامه خصوصی

بشارت اقدامات دولت در جهت رفاه عمومی در آینده نزدیک

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1287نامه خصوصی

تایید اقدام محمدعلی شاه قاجار در انحلال مشروطیت

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1287نامه خصوصی

درخواست ایستادگی دولت در برابر مخالفان و عدم مصالحه با آنها

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1287نامه خصوصی

اعلام تحریم مشروطه و منصرف کردن شاه از بازگشایی مجلس شورا

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1285نامه خصوصی

گله مندی از عدم انجام درخواست‌های علمای مهاجر تهران

سن در زمان کنش: 63 سالگی·نهضت مشروطه
1287استفتائات

انتقاد از سهل‌انگاری مأموران حکومتی در اجرای احکام شرعی

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1286بیانیه عمومی

پیشنهاد افزودن یک اصل به متمم قانون اساسی جهت حفظ وجه اسلامی مصوبات مجلس

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1288گفت و گو

چگونگی دستگیری، محاکمه و اعدام حاج شیخ فضل‌الله نوری

سن در زمان کنش: 66 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1287نامه خصوصی

درخواست همراهی بیشتر علما و رجال کشور با علمای مخالف مشروطیت

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1287نامه خصوصی

ابراز تشکر خود و محمدعلی شاه قاجار از برگزاری جشن و سرور در کربلا به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1286نامه سرگشاده

لزوم دگرگونی اساسی در شالوده مجلس شورا

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1286بیانیه عمومی

اظهار گلایه از آخوند خراسانی در تأیید نمایندگان مشروطه‌خواه لیبرال

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1286نامه خصوصی

توجه مجلس به بررسی قانون اساسی، توصیه به انجمن تبریز برای خودداری از جوسازی بر ضد مجلس و تقاضای بازگشت میرزا حسن مجتهد به تبریز

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1286بیانیه عمومی

اظهار نگرانی از تخریب مبانی اعتقادی مردم و تضعیف روحانیت

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه
1287نامه خصوصی

دلایل موافقت اولیه با مشروطیت و مخالفت بعدی با آن

سن در زمان کنش: 65 سالگی·استبداد صغیر و فتح تهران
1286بیانیه عمومی

انگیزه حمایت علما از تأسیس مجلس شورای ملی و خرافه‌افکنی نمایندگان غیر مذهبی مشروطه‌خواه و دلایل مخالفت خود با برخی اصول متمم قانون اساسی

سن در زمان کنش: 64 سالگی·نهضت مشروطه