اظهار تاثر از بمباران مجلس شورا و برچیده شدن مشروطیت
اعلام عزل کارگزار مشهد و انتصاب کارگزار جدید
این اعلامیه، انتصاب منتخبالملک به کارگزاری کل خراسان از سوی ملت را به اطلاع عموم کارگزاریهای نقاط خراسان میرساند. از این پس، تمامی امور مربوط به اداره کارگزاریها باید به منتخبالملک ارجاع داده شود و هرگونه تقویت و همراهی از ایشان درخواست گردد. همچنین هشدار داده میشود که رجوع به تهران در این خصوص بینتیجه بوده و موجب مسئولیت خواهد شد.
درخواست از دولتهای اروپایی به ندادن قرضه به دولت ایران تا انعقاد مجدد مجلس شورا
این بیانیه با خطاب قرار دادن متمدنین جهان، از دولتهای اروپایی درخواست میکند تا پیش از تصویب مجلس شورای ملی ایران، از اعطای هرگونه وام جدید به دولت ایران خودداری کنند. تأکید میشود که ملت ایران هیچ قرضی را بدون تأیید پارلمان، که بر اساس قانون اساسی مجدداً برقرار شده، به رسمیت نخواهد شناخت. در پایان، به شدت به مداخله خارجی در امور داخلی ایران، به ویژه پس از ورود قوای روس، اعتراض میشود.
تشویق به اتحاد و پرهیز از پراکندگی
متن با اشاره به گذشتهای آغاز میشود که مردم به توصیههای علما برای اتحاد بیتوجه بودند و آن را به اغراض شخصی نسبت میدادند. در ادامه، بر لزوم اتحاد و اتفاق در شرایط کنونی تأکید شده و اقدامات علما در راستای منافع عمومی و رفاه برادران مذهبی توصیف میشود. نویسنده با بیان اینکه استقرار مشروطیت برای علما ضرر شخصی دارد اما به نفع عموم است، مردم را به غیرت و حمیت فرا میخواند و از بیتفاوتی آنها انتقاد میکند. سپس با ذکر مثالی از جنگ روس و ژاپن، اهمیت ملیت و اتحاد را در پیشبرد اهداف ملی گوشزد میکند و در پایان، از تجار، اشراف، طلاب و کسبه اصفهان میخواهد که از علما حمایت کرده و از ایجاد تفرقه و نفاق بپرهیزند، زیرا شرایط امروز با گذشته متفاوت است و عدم اظهار نظر در امور سیاسی به حیات ملی آسیب میرساند.
درخواست تشکیل مجدد مجلس شورای ملی توسط صدراعظم
این نامه با اشاره به وقایع گیلان و تصرف قوای دولتی توسط فداییان و ملت، تأکید میکند که این حوادث ارتباطی به قتل سید تبریزی ندارد و صرفاً یک تصادف است. سپس به تشکیل مجلس در رشت و نظم یافتن شهر اشاره میکند. در ادامه، از صدراعظم درخواست میشود که بدون هیچ کدورتی، به وعده قبلی خود عمل کرده و مجلس شورای ملی را مجدداً برقرار سازد. در پایان، نویسندگان با قسم به خدا، هدف مردم را رعیت شاهنشاه اسلامیانپناه بودن و بقای سلطنت را در اجرای قانون مشروطیت میدانند و خواستار همراهی صدراعظم با حکم علمای نجف اشرف میشوند.
تشویق رئیس انجمن ایالتی گیلان به همراهی با مشروطهخواهان
این نامه با اشاره به وضعیت هیجانزده ایران و آگاهی ملت از حقوق غصبشدهشان آغاز میشود. سپس، با ابراز تعجب از سکوت مخاطب که پیشتر به عدالتخواهی و اسلامپرستی شهره بوده، از او میخواهد که با وجود رنجهای گذشته، به حرکت مشروطهخواهان بپیوندد. در ادامه، به سرنوشت حاجی خمامی، از مخالفان مشروطه، اشاره میکند و او را خسرالدنیا و الاخره میخواند. در پایان، با تأکید بر اهمیت یاری رساندن به مسلمانان تبریز و حکم حجج اسلامیه مبنی بر جهاد در راه مشروطه، از مخاطب میخواهد که سکوت را بشکند و مجدانه در راه مقاصد ملت مظلوم بکوشد، چرا که در غیر این صورت مورد مؤاخذه الهی قرار خواهد گرفت و خوشنامی خود را از دست خواهد داد.
فقدان عزم و اراده لازم حکومت بحرین برای تغییرات و اصلاحات اساسی، عامل اصلی بحران سیاسی رو به وخامت کشور
این بیانیه با ابراز تأسف از مشکلات بحرین، ریشه آن را در بحران سیاسی رو به وخامت و فقدان اراده حکومت برای اصلاحات میداند. وضعیت بحرین را با سایر کشورهای عربی مقایسه کرده و تأکید میکند که با وجود بحرانی بودن، به اندازه آنها بغرنج نیست. خواستههای مردم برای مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی را مشروع دانسته و از وخامت اوضاع و سلب تابعیت شهروندان ابراز نگرانی میکند. در پایان، بر حفظ ماهیت مسالمتآمیز قیام ۱۴ فوریه تأکید کرده و گروههای مخالف را به ادامه اعتراضات مسالمتآمیز فرامیخواند، با وجود اینکه رژیم حاکم به خشونت متوسل شده است.


همدست نمودن علمای مخالف مشروطه با نیروهای دولتی در سرکوب و کشتار مشروطهخواهان
محکومیت انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری به روند مجلس شورا و مشروطه
این بیانیه با لحنی تند و اعتراضی، به تلگرافی از شیخ فضلالله نوری و حامیان استبداد واکنش نشان میدهد. در ابتدا، تلگراف مذکور را مایه حیرت و شق عصای مسلمین دانسته و آن را مخالف اوامر حججالاسلام میخواند. سپس، با طرح پرسشهایی رتوریک، به انتقاد از بیشرمی و مردمفریبی مخالفان مشروطه میپردازد و از آنها میخواهد که دست از سر مسلمانان بردارند. در پایان، با قسم به مقدسات، بر عزم راسخ خود برای ترویج مشروطیت و تقویت مجلس شورای ملی تأکید کرده و تهدید به ریشهکن کردن مخالفان میکند. این بیانیه به امضای انجمنهای مختلف کرمانشاه رسیده است.
اعلان تأسیس انجمن ایالتی فارس
این اعلان با ستایش از آیات عظام اصفهان و صمصامالسلطنه آغاز میشود. در ادامه، به تشکیل انجمن ایالتی فارس در تاریخ ۵ ربیعالاول ۱۳۲۷ قمری، در عمارت ظهیرالدوله، اشاره میکند. این انجمن با حمایت علما و بزرگان فارس و با هدف اتحاد ملت برای مشروطهخواهی عملی و قرار گرفتن تمام مملکت فارس تحت قانون اساسی و مشروطه رسمی تشکیل شده است. در پایان، از مخاطبان خواسته شده تا این خبر را به اطلاع عموم برسانند.
لزوم تبیین و تدوین نظام سیاسی و اجتماعی اسلام
متن با اشاره به پیشرفتهای اجتماعی و آگاهی عمومی در دوران معاصر آغاز میشود و بیان میکند که این آگاهی، پرسشهایی را درباره نظام اجتماعی اسلام و وظیفه حکومتداری مطرح کرده است. در ادامه، به نقد رویکرد کسانی میپردازد که به دلیل عدم تبیین روشن نظام اجتماعی اسلام، یا به دشمنی با دین میپردازند یا سعی در تطبیق مسلکهای غربی با اسلام دارند. سپس، با ذکر خاطرات شخصی از دوران استبداد و فشار بر مردم، به نقد علمایی میپردازد که با سکوت یا تأیید، به استبداد کمک کردهاند. در بخش بعدی، به قیامهای پیامبران و پیروانشان در برابر ستمکاران اشاره میکند و مشروطیت، دموکراسی و سوسیالیسم را گامهایی در جهت هدف نهایی اسلام میداند. در ادامه، به بررسی جنبش مشروطه و نقش علما در آن میپردازد و چگونگی انحراف آن را به دلیل اختلافات داخلی و دخالت بیگانگان توضیح میدهد. در پایان، با اشاره به اهمیت فتوای میرزای شیرازی در نهضت تنباکو و بیداری مردم، بر لزوم تکمیل مشروطه ناقص فعلی و تبیین نظام سیاسی اسلام تأکید میکند و کسانی را که با بهانههای مقدسمآبی از دخالت در سیاست پرهیز میکنند، مورد انتقاد قرار میدهد.
اعلام استقلال لارستان از دولت مرکزی و اجرای اصول مشروطیت در آنجا
این اعلامیه با بشارت به عموم ملت، علما، تجار و سادات آغاز میشود و به پیروزی مجاهدان لارستان بر مستبدین و خوانین محلی اشاره میکند که منجر به استقرار مشروطیت در این منطقه شده است. در ادامه، از علما و تجار خواسته میشود تا حکام را به رعایت اصول مشروطیت و همراهی با ملت فراخوانند و به نایبالحکومه بندر بوشهر هشدار داده میشود که در صورت ادامه رفتارهای استبدادی، با مجازات شدید مواجه خواهد شد. در پایان، بر لزوم اتحاد وطنپرستان و اجرای احکام پیشوایان دین در خصوص اطاعت از قوانین مشروطیت تأکید شده و عواقب مخالفت با آن، از جمله محاربه و اخراج از بلاد اسلام، گوشزد میشود.

درخواست از محمدعلی شاه جهت تأیید و پذیرش مشروطیت و قانون اساسی
متن با اشاره به تشکیل مجلسی برای اصلاح امور، هدف اصلی مبارزات ملت را بازگرداندن حقوق غصبشده و اجرای بیکموکاست قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی بیان میکند. در ادامه، از محمدعلی شاه درخواست میشود که با رأفت پدرانه، حقوق ملت را بازگرداند و آنان را از اسارت رها سازد تا همگی مطیع و جانباز حفظ اساس سلطنت و ترقی کشور باشند. در غیر این صورت، ملت ایران هیچگونه تغییر یا تحریفی در قانون اساسی را نخواهد پذیرفت.
درخواست اجرای حکم ارتداد محمدعلی شاه توسط مراجع مشروطهخواه نجف و خلع او از سلطنت و نایب السطنگی ظل السطان
تقبیح محمدعلی شاه در برچیدن بساط مشروطه و آرزوی پیروزی مشروطهخواهان آذربایجان، گیلان و اصفهان
این شعر با انتقاد شدید از محمدعلی شاه و اقدامات او در برچیدن مشروطه آغاز میشود و او را فردی مستبد و جدا از مذهب معرفی میکند که کشتی ملت را به گرداب بلا افکنده است. در ادامه، شاعر به ستمهای شاه اشاره کرده و آن را در اسلام ناروا میداند. سپس، با اشاره به مقاومت مشروطهخواهان در تبریز (ستارخان)، گیلان (سپهدار) و اصفهان (صمصامالسلطنه)، امید به پیروزی آنان و سرنگونی شاه مستبد را ابراز میکند. شعر با تکرار عبارت «کار ایران با خداست» بر توکل به خداوند و امید به آینده تأکید کرده و در نهایت، وضعیت نابسامان ایران را نتیجه قامت ناساز ملت میداند.
عدم اجازه دولت ایران در انعقاد معاهدات و استقراض خارجی بدون تصویب مجلس شورا
این بیانیه با اشاره به شکایات ملت ایران، به قصد دولت برای استقراض از کشورهای همسایه جهت سرکوب مردم اعتراض میکند. در ادامه، از سوی علمای شیعه به عنوان رؤسای روحانی ملت ایران، به سفرا و جراید رسمی دولتهای بزرگ اعلام میشود که بر اساس اصول ۲۴ و ۲۵ نظامنامه اساسی، دولت ایران بدون تصویب پارلمان (که در حال حاضر انجمن ایالتی تبریز است) حق انعقاد هیچگونه معاهده یا استقراضی را ندارد. در پایان تأکید میشود که اگر قرضی بدون امضای انجمن صورت گیرد، ملت ایران مسئول پرداخت آن نخواهد بود.


درخواست از مردم جهت استقرار مجدد مشروطیت و عدم همکاری با دولت محمدعلی شاه
این نامه با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و اقدامات ظالمانه حکومت استبدادی، مردم را به تلاش برای احیای حقوق غصب شده خود فرا میخواند. در ادامه، بر لزوم حفظ دین، مملکت و وطن اسلامی از تسلط کفر و استوار ساختن اساس مشروطیت و استقلال کشور تأکید میشود. در پایان، اقدام در این مسیر را به منزله جهاد در راه نبوت و سستی در آن را به منزله خواری و خذلان میداند و از مردم میخواهد از پرداخت مالیات و عایدات گمرکی به مأموران استبداد خودداری کنند، زیرا این کار به منزله یاری رساندن به ظلم و ستم است.

لزوم حمایت از علما و مردم معترض متحصن در آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به عموم برادران ایمانی و دوستان دینی خطاب میکند. در ادامه، به تحصن جمع کثیری از علما و مردم در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و سفارت عثمانیه برای خیرخواهی ملت اشاره میکند. سپس، بر لزوم حمایت و همراهی همه مردم با متحصنین تأکید میکند تا به یاری خداوند و توجهات حضرت حجت (عج)، ریشه ظلم و استبداد برچیده شده و ملت مظلوم به حقوق خود دست یابند. متن با ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» و امضای نویسندگان به پایان میرسد.


محکومیت استبداد محمدعلیشاه قاجار در برچیدن آزادیهای سیاسی، نفی و رد شاهپرستی
متن با اشاره به تاریخ اروپا و مسیحیت، پیشرفتهای تمدنی آنها را نتیجه اخذ اصول تمدن و سیاست از اسلام میداند. سپس به سیر قهقرایی مسلمانان و اسارت آنها در برابر طواغیت اشاره میکند و بیداری مسلمانان و پی بردن آنها به حقوق ملی و آزادی خدادادی خود را نتیجه هدایت پیشوایان روحانی میداند. در ادامه، صدور احکام علمای نجف و اسلامبول بر وجوب تحصیل مشروطه را حجتی برای برائت دین اسلام از احکام جوریه معرفی میکند. سپس به نقد شدید کسانی میپردازد که با سوءاستفاده از نام دین، به ظلم و استبداد دامن میزنند و اعمال ظالمانه خود را دینداری میخوانند. در بخش پایانی، به نفوذ شاهپرستی در مملکت و پیامدهای مخرب آن از جمله گسترش جهالت، نابودی قوای ملی، وابستگی به بیگانگان و فساد حکومتی اشاره میکند و این رذیله را عامل اصلی تفرقه، تنفر و در نهایت زوال و انقراض دولت و ملت میداند.

تبیین اصول مشروطیت و تطابق آن با احکام اسلام، مزایای داشتن قانون اساسی و زشتی های بیقانونی و استبداد
تقدیر از کتاب تنبیهالامه و تنزیهالمله میرزای نائینی در استواری مشروطیت بر مبانی دینی
این متن با ستایش از رساله «تنبیهالامه و تنزیهالمله» اثر میرزا محمدحسین نائینی آغاز میشود و آن را شایسته تقدیر و فراتر از تمجید میداند. در ادامه، بر اهمیت این رساله در تبیین ریشههای دینی اصول مشروطیت و درک حقیقت ولایت ائمه تأکید میکند. سپس، با تأیید مجدد بر عظمت این اثر، آن را برای تکمیل عقاید و تصدیق وجدانی مسلمانان در خصوص ریشهدار بودن مبانی سیاسی از دین اسلام کافی و فراتر از انتظار توصیف میکند و برای نویسنده آن دعای خیر میکند.


انتقاد شدید از رسم تیولداری
رد درخواست حاج شیخ فضل الله نوری و تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت در کشور
این متن با استناد به حدیثی از امام زمان (عج) مبنی بر رجوع به راویان احادیث در حوادث واقعه، از حجج اسلام و مروّجین احکام میپرسد که آیا مشروطیت و قوانین مساوات و حریت آن با دین اسلام سازگار است یا خیر و تکلیف مسلمانان در ابقا یا از بین بردن آن چیست. در پاسخ، تأکید میشود که اصلاح آشوب و اداره امور کشور تنها با مساعدت و موافقت با ملت و اقامه مشروطیت ممکن است و در غیر این صورت، باید از خراسان و رعیت چشم پوشید.
اهمیت تطبیق قانون اساسی با قوانین شرع
متن با تأکید بر هویت اسلامی مردم و لزوم تبعیت از قانون مقدس اسلام آغاز میشود. در ادامه، به اهمیت قانون اساسی به عنوان چارچوب اداره کشور اشاره شده و بر ضرورت بررسی دقیق فصول و مواد آن توسط علمای اسلام تأکید میگردد. بیان میشود که حتی با وجود فداکاریهای بسیار، نباید اجازه داد قانونی بدون تطبیق و تحقیق شرعی به اجرا درآید. در پایان، از علمای اسلام درخواست میشود که هرچه سریعتر به بررسی و تکمیل این نظامنامه بپردازند.
شرایط و وظایف نمایندگان مجلس شورا و رئیس دولت اسلامی
این متن با تأکید بر ضرورت اتحاد ملت و دولت و انطباق مشروطیت با مشروعیت آغاز میشود. در ادامه، به نقد و رد شعارهایی میپردازد که مشروطیت را با دین در تضاد میدانند و این رویکرد را عامل تفرقه و فساد معرفی میکند. سپس، شروط صحت و کمال مجلس ملی اسلامی را در پنج فصل تشریح میکند. فصل اول به تعداد اعضای مجلس و کفایت آنها در امور حسبیه میپردازد. فصل دوم، شروط کیفی اعضای مجلس را در کمال عقل، رشد، بلوغ، علم و قدرت خلاصه میکند. فصل سوم، وظایف شرعی و حقوق وضعی نمایندگان را در حفظ محاسن صورت و سیرت و دوری از اشرار و کفار بیان میکند. در این فصل، بر لزوم فقیه عادل و جامعالشرایط بودن شخص اول مجلس تأکید شده و وظیفه همگانی در امور حسبیه و واجبات کفایی تبیین میشود. فصل چهارم، ولایت کلیه حاکم شرع عادل را در اجرای حدود شرعیه و تعیین امور مجلس، از جمله عزل و نصب و تغییر و تبدیل، حق مطلق او میداند و هرگونه مخالفت با آن را حرام و موجب فسق میشمارد. فصل پنجم، اختیار بیتالمال مسلمین را تحت ولایت حاکم شرع دانسته و مصارف آن را در جهت مصالح عمومی مسلمین، از جمله ساختن پلها، مساجد، مدارس و تجهیزات دفاعی، واجب میشمارد. در پایان، تفاوت میان دولت مشروطه مشروع و استبداد قهری را به تفاوت کفر و اسلام تشبیه کرده و تأکید میکند که احیای نام مشروطیت، حتی بدون تحقق کامل اهداف آن، تأثیرات مثبتی در قلوب مردم داشته و اجرای کامل احکام شریعت میتواند به تسخیر ممالک و گسترش اسلام منجر شود.

صلاحیت حکومت ولیفقیه
متن با بیان اینکه واگذاری حکومت تنها در دست خداوند است و او شایستهترین افراد را برای این امر برمیگزیند، آغاز میشود. سپس به معرفی اهلبیت (ع) و پس از آنان، مجتهدین شیعه به عنوان حاکمان منصوب الهی میپردازد. در ادامه، با استناد به مقبوله عمر بن حنظله، فقها و راویان حدیث را نایبان و جانشینان ائمه معصومین در عصر غیبت معرفی میکند. در پایان، با اشاره به دیدگاه برخی فقها و محدثان، فقیه را نایب و حاکم در تمامی امور، به جز موارد استثنا شده، میداند و نماز جمعه را از جمله این امور برمیشمارد که اهمیت کمتری نسبت به مقام فتوا، حکم، اجرای حدود و قصاص دارد و از شئون حاکم محسوب میشود.
درخواست از حوزههای علمیه به منظور معرفی بیست نفر از مجتهدین واجد شرایط جهت نظارت بر مصوبات مجلس شورا
درخواستی از حوزههای علمیه تهران برای معرفی بیست نفر از مجتهدین عادل و آگاه به مقتضیات زمان، جهت نظارت بر مصوبات مجلس شورای ملی و جلوگیری از مغایرت آنها با شرع، مطرح شده است. این درخواست بر اساس فصل دوم متمم قانون اساسی است که بر لزوم حضور مجتهدین برای تأیید شرعی قوانین تأکید دارد. از حوزهها خواسته شده است افرادی را معرفی کنند که علاوه بر اوصاف مذکور، بیغرضی و مقبولیت عمومی داشته باشند تا در انجام وظیفه شرعی خود بصیرت کامل حاصل شود. این درخواست به سایر شهرهای مهم نیز ارسال شده و انتظار پاسخ از همه آنها میرود.


ارائه رهنمود برای اداره امور کشور تا پیش از انتخابات و افتتاح مجدد مجلس شورا
این تلگراف با اشاره به آزادی مخابره تلگرافی به عنوان اولین گام مشروطیت، به ضرورت تشکیل موقت مجلس ملی برای اداره امور کشور تا زمان برگزاری انتخابات و افتتاح مجدد مجلس شورا میپردازد. در این راستا، بر لزوم حفظ قانون اساسی، مسئولیت وزرا و ترتیب صحیح انتخابات تأکید شده است. همچنین، فراهم آوردن موجبات آزادی و ایمنی در انتخابات، توجه نمایندگان به مرکز و بازگشت مهاجرین به وطن، و مذاکره با سایر مراکز ملی برای آزادی مخابره از جمله خواستههای مطرح شده است. در پایان، خروج از تحصن منوط به اطمینان کامل از حصول اهداف و استحکام اساس مشروطیت دانسته شده است.


چالش در جهت تکمیل متمم قانون اساسی
این نامه با اشاره به وضعیت آشفته و هیجانزده شهر، از جمله حضور زنان و کودکان در مساجد، به مخاطبان خود وضعیت بیقراری مردم را گزارش میدهد. سپس، با ابراز تأسف از تلگراف دریافتی از انجمن ملی تبریز، توضیح میدهد که با وجود کسالت، برای اصلاح و تکمیل متمم قانون اساسی به عمارت بهارستان رفتهاند تا مردم آرامش یابند. در پایان، از مخاطبان خواسته میشود که در آرام کردن مردم و جلب اطمینان آنها کوتاهی نکنند.


شرح فعالیتهای علمای قزوین در موافقت و مخالفت با مشروطه
نامهای به سید جمالالدین واعظ اصفهانی، با اشاره به آیه ۱۲ سوره حجرات، از وضعیت قزوین و فعالیتهای یک روحانی مخالف مشروطه گزارش میدهد. این روحانی متهم به سوءاستفاده از موقوفات، ایجاد نزاعهای فرقهای (حیدری-نعمتی) و اخلال در انتخابات وکلا با دریافت رشوه است. همچنین، او با حاکم ظالم قزوین متحد شده و مجلس بلدی را بابی و اراذل خطاب کرده است. در مقابل، از تلاشهای حاج شیخالاسلام و فرزندش آقا میرزا حسن در حمایت از مشروطه، تأسیس مجلس بلدی، تشویق مردم به اتحاد و کمکهای مالی فراوان به نهضت مشروطه و مجاهدین قزوین تمجید میشود. در پایان، از مخاطب درخواست میشود تا با ارسال دستخطی، انجمن مجاهدین و حاج شیخالاسلام و فرزندش را تأیید و تشویق کند.
اعتراض به قانون انتخابات
این نامه به مجلس شورای ملی، به قانون انتخابات اعتراض میکند. در ابتدا، به این نکته اشاره میشود که قانون انتخابات در زمان عدم حمایت دولت از مشروطیت و صرفاً برای آرام کردن مردم تدوین شده و دقت کافی در آن صورت نگرفته است. سپس، با اشاره به اینکه اصفهان و توابع آن با جمعیتی حدود هشتصد هزار نفر، باید هشت نماینده داشته باشند، اما تنها سه نماینده به آنها اختصاص داده شده، این وضعیت را غبن فاحش و ناعادلانه میخواند. در ادامه، با مقایسه اصفهان با یزد و کردستان که جمعیت کمتری دارند اما تعداد نمایندگان مشابهی به آنها اختصاص یافته، بر این نابرابری تأکید میشود. همچنین، به محرومیت بلوکهایی مانند فریدن از حق انتخاب نماینده، با وجود اهمیت و جمعیت زیادشان، اشاره میکند. در پایان، از مجلس درخواست میشود که پیش از قانونی شدن نهایی قانون انتخابات، آن را اصلاح کند تا حقوق اهالی اصفهان به طور کامل تأمین شود.
کشور بحرین؛ زندان بزرگ رژیم آلخلیفه، محرومیت ملت از همه حقوق انسانی و مطالبات سیاسی
سیاست حاکم بر بحرین، نفسهای مردم را بریده و فرهنگ اسلامی را به رسمیت نمیشناسد و با نهادهای دینی مبارزه میکند. آزادی بیان ممنوع شده و مطالبات سیاسی مردم جرم تلقی میشود. این وضعیت، بحرین را به زندانی بزرگ تبدیل کرده که مملو از زندانهای کوچکتر است. این زندانها، مقبره آزادی هزاران نفرند که خواستار اصلاح سیاست حاکم، بازگرداندن حقوق و شنیده شدن صدای مردم برای تعیین سرنوشت خود هستند. زندانیان بحرین، نماد مقاومت در راه دین، آزادی و حقوق ملت هستند و کلمه حق هرگز شکست نمیخورد.

بطلان تصورات رژیم شاه و تحقق وعده الهی به پیروزی اسلام و تبریک ورود امام خمینی به کشور
متن با ابراز شکرگزاری به خداوند برای پیروزی مسلمانان در سرنگونی رژیم شاه آغاز میشود. این رژیم به مدت نیم قرن با اسلام ضدیت کرده و به احکام قرآن تجاوز نموده بود. نویسنده به ناتوانی استبدادگران و عوامل استعمار در پیشبینی قدرت ایمان و اتحاد ملت مسلمان اشاره میکند که منجر به بازپسگیری استقلال و حقوق از دست رفته شد. در ادامه، متن به نقش ارشادات علما و نویسندگان مسلمان در ایجاد انقلاب عظیم و بازگشت امام خمینی به کشور با احترام و استقبال اشاره دارد. سپس، با استناد به آیه قرآن، این پیروزی را نصرت الهی و نمایش نیروی اسلام و روحانیت میداند. در پایان، از ارتش خواسته میشود که به ملت بپیوندد و در تکمیل نهضت نقش ایفا کند تا نام ارتش در تاریخ به اسلامخواهی و حمایت از آزادی ثبت شود. متن با تبریک ورود امام خمینی و آرزوی عزت و نصرت برای اسلام و مسلمین به پایان میرسد.

بی توجهی به آشتی خواهی محمدعلی شاه و تشویق مشروطه خواهان به فتح سریع تر تهران و بهانه ندادن به روسیه و انگلستان جهت مداخله در امور کشور
متن با اشاره به شکست محمدعلی شاه در تبریز و قیام عمومی در ایران آغاز میشود و خطر مداخله خارجی را به دلیل هرج و مرج داخلی و تلاش مستبدین برای جلب بیگانگان گوشزد میکند. سپس دو هدف اصلی قیام ملت را اثبات دروغگویی شاه مبنی بر عدم تمایل مردم به مشروطه و بازپسگیری حقوق غصبشده ملت با قدرت ملی بیان میکند. در ادامه، نویسنده بر لزوم پایان دادن فوری به غائله استبداد با حمله سرداران ملی به تهران و ریشهکن کردن استبداد تأکید میکند و فرصت کنونی را بینظیر میداند. متن به فریبکاری درباریان و محمدعلی شاه در پیشنهاد صلح اشاره کرده و آن را ترفندی برای جلوگیری از پیشروی مشروطهخواهان و جلب مداخله خارجی میداند. نویسنده با برشمردن دلایل عدم صداقت شاه در صلحخواهی، از احرار و دانشمندان میخواهد که فریب این دسیسهها را نخورند و به یاد بیاورند که صلح واقعی تنها پس از تشکیل مجلس در تهران و توسط وکلای ملت امکانپذیر است. در پایان، بر اهمیت انتخاب وکلای لایق و وطنپرست برای مجلس آینده تأکید شده و از انجمنهای ملی خواسته میشود تا فهرستی از افراد شایسته را برای آگاهی مردم منتشر کنند.
تأیید احکام و فتاوای گذشته: وجوب استقرار مشروطه و لزوم همراهی با آن
نامهای به مراجع تقلید ارسال شده که در آن از شایعاتی مبنی بر عدم صدور احکام قبلی در خصوص وجوب مشروطیت و لزوم همراهی با مجلس و همچنین تغییر رأی مراجع سخن به میان آمده است. در پاسخ، مراجع تقلید صحت احکام پیشین خود را تأیید کرده و بر وجوب پیروی مسلمانان از این احکام و دوری از تشکیکات و اکاذیب مغرضین تأکید میکنند. همچنین، با اشاره به وضوح این امور و وجود خطوط و مهرهای خودشان بر تلگرافات و احکام، هرگونه تردید در این زمینه را بیمورد میدانند.


نقش علمای ایران در جنبش مشروطه
سخنرانی با این مقدمه آغاز میشود که رستگاری ملتها همواره به دست علما بوده و احکام شرع علاوه بر امور اخروی، ناظر بر امور معیشتی و تمدنی نیز هستند. در ادامه، به نقش علمای عامل در آگاهسازی مردم از امور معاشیه و تمدن، به ویژه در قرن چهاردهم قمری که ملت دچار ذلت و ظلم بود، اشاره میکند. سپس، به نقش سیدین سندین (سیدمحمد طباطبایی و سیدعبدالله بهبهانی) در مشروطه کردن سلطنت مستبده و دستیاری سایر علما و اهل مملکت، به خصوص در آذربایجان و با اقدامات حاجی میرزا حسن مجتهد، میپردازد. در پایان، به تأخیر در حضور ایشان در مجلس اشاره کرده و ابراز امیدواری میکند که در آینده بیش از پیش ملت را خشنود سازند. در ادامه، لایحهای از سوی ایشان قرائت میشود که در آن بر تلاش برای استقرار مشروطیت، تقویت دین اسلام و خیرخواهی ملت و دولت تأکید شده و تأخیر در حضور در مجلس را ناشی از موانع دانسته و آرزوی مجاهدت بیشتر برای تشیید اساس مشروطیت و ازدیاد اتحاد و اتفاق را بیان میکند و برای مجلس و وکلا آرزوی تأیید و برای مخالفان استبداد نابودی را مینماید.
خبر اعزام دریابیگی به حکومت بوشهر و درخواست همکاری با او، درصورت همراهی با مشروطه خواهان
این نامه با معرفی میرزا احمدخان دریابیگی به عنوان حاکم بوشهر آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم همراهی او با مشروطهخواهان و ملت تأکید شده و تصریح میکند که در صورت همکاری، مردم بوشهر و توابع باید او را به رسمیت بشناسند. همچنین، دستور داده شده که ادارهجات تحت تصرف ملت باشد و مازاد درآمد گمرکات و سایر دوائر به مجاهدین تبریز و دیگر نقاط اختصاص یابد. در پایان، هشدار داده شده که اگر دریابیگی از مسیر مشروطیت منحرف شود، مردم نباید او را به عنوان حاکم به رسمیت بشناسند و این موضوع به خوانین و رؤسای منطقه نیز ابلاغ شده است.

تلاش مشروطهخواهان در جهت عزل محمدعلی شاه از سلطنت
این نامه با تأیید نگرانیها درباره آینده وطن آغاز میشود و بر این نکته تأکید دارد که تنها راه نجات کشور، تشکیل پارلمان از طریق قدرت ملی است. در ادامه، نویسنده به صراحت بیان میکند که صلح با محمدعلی شاه بیفایده خواهد بود و تمام تلاشها باید بر خلع او از سلطنت متمرکز شود. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که برای تقویت جبهه تبریز، مهاجران را به آنجا بفرستد و در کنفرانس پترزبورگ نیز اقدامات لازم را انجام دهد، چرا که قبلاً به اسلامبول و مراکز دیگر نیز اطلاعرسانی شده است.
هدف استعماری روسیه و انگلستان از دادن قرضه خارجی به دولت ایران
متن با هشدار به ملت ایران آغاز میشود که اقدامات روسیه و انگلستان در ایران، از جمله اعطای وام، با اهداف استعماری و مشترک صورت میگیرد و نباید به ظاهر دیپلماتیک آنها اعتماد کرد. در ادامه، به تحلیل روابط انگلستان و روسیه و ترس انگلستان از نفوذ آلمان در ایران میپردازد و پیشبینی میکند که ایران در آستانه انقلاباتی قرار دارد. سپس، نویسنده به هیئت کابینه هشدار میدهد که در غیاب مجلس ملی، اقدام به استقراض خارجی نکنند، زیرا این کار به بدنامی تاریخی آنها منجر شده و اعتماد ملت را از بین میبرد. همچنین، استقراض را بزرگترین دستاندازی به قانون اساسی و دشمنی با پادشاه میداند، به خصوص در شرایطی که نیروهای ملی آماده حمله به تهران هستند و پادشاه به تازگی فرمان مشروطیت را امضا کرده است. در پایان، با اشاره به اینکه دولت سه سال بدون استقراض امور را گذرانده، پیشنهاد میکند که وزرا میتوانند برای مبلغ ناچیز مورد نیاز، قرض شخصی بگیرند و از هیئت وزرا میخواهد که به چنین استقراضی تن ندهند، در غیر این صورت، کابینه در اولین مجلس پارلمان ایران سقوط خواهد کرد.
تأیید مجلس شورای ملی و ابراز اطمینان از موافقت محمدعلی شاه قاجار با آن
نامهای از علمای تبریز به مراجع نجف، از ادامه استبداد و کارشکنی خائنین در اجرای مشروطیت گلایه میکند و از مراجع میخواهد برای رفع این وضعیت چارهاندیشی کنند. در پاسخ، مراجع نجف ضمن ابراز نگرانی، تأکید میکنند که اقدامات خائنین بدون اطلاع شاه است و تأسیس مجلس ملی برای رفع ظلم، ترویج احکام شرعیه و حفظ اسلام واجب است. آنان ابراز امیدواری میکنند که شاه با توجه به این ملاحظات، با مجلس موافقت کرده و استبداد خائنین را برطرف خواهد کرد.



دفاعیه: رد اتهامات جعلی دستگاههای امنیتی و قضایی رژیم سعودی و بیان مواضع عقیدتی و مطالبات سیاسی و حقوقی خود
این دفاعیه با نقد رویکرد دستگاه قضایی سعودی در جرمانگاری فضایل انسانی و امر به معروف و نهی از منکر آغاز میشود. سپس، اتهام قیام علیه مسلمانان را رد کرده و تفاوت میان قیام مسلحانه و تظاهرات مسالمتآمیز برای مطالبه حقوق را تبیین میکند. در ادامه، به شرح شکنجههای جسمی و روحی خود در زندان و نحوه اخذ اعترافات تحت فشار میپردازد و بر عدم مشروعیت اعترافات اجباری تأکید میکند. بخش بعدی به محکومیت حاکمیت سیاسی و ساختار قضایی آل سعود، عدم تأیید رژیم به دلیل ستم و قتل، و نامشروع بودن نظام سلطنتی موروثی میپردازد. همچنین، عدم پایبندی به قوانین خلاف شرع و رد اتهام عدم اطاعت از ولی امر مسلمین را مطرح کرده و خواستار محاکمه بر اساس شریعت میشود. در پایان، بر لزوم تغییر رفتار حکومت با منتقدان، فساد ناشی از قدرت حاکم، درخواست آزادی زندانیان شیعه و سنی، نقد وهابیت و فتنهانگیزی مذهبی آل سعود، عدم سکوت در برابر ستم و حمایت آمریکا از رژیمهای وابسته عربی تأکید میکند و به انتقاد از حکومتهای استبدادی عربی و رژیمهای خلیج فارس میپردازد.

انتقاد از مشروطیت و مشروطهخواهان و ابراز نگرانی از سقوط محمدعلی شاه
تایید مجدد مشروطیت
این تلگراف در پاسخ به تلگرافی از سوی سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی، بر حمایت قاطع اهالی اصفهان از مشروطیت و مجلس تأکید میکند. در ادامه، متن پاسخی به تلگراف مخالفان مشروطه (شیخ فضلالله نوری و همفکرانش) درج شده است. این پاسخ، وضعیت قبل از مشروطه را سرشار از خلاف شرع، ظلم، تعطیلی احکام اسلام و فروش خاک کشور به اجانب توصیف میکند و تأسیس مجلس را راهی برای رفع این معایب میداند. همچنین، هرگونه اقدام علیه مشروطه را تخریب شرع انور تلقی کرده و مخالفان را مسئول خونریزیها و غارت اموال پس از انعقاد مجلس میداند و از آنان میخواهد که از مخالفت دست بردارند. در پایان، این موضعگیری به امضای جمع کثیری از علما، تجار، اصناف، رعایا و انجمنهای اصفهان رسیده است.


فلسفه و فواید مشروطیت و محکوم کردن مخالفان آن
متن با اشاره به طغیان و تعدی حکام و امراء در اعصار اخیر آغاز میشود که موجب به تنگ آمدن مردم و درخواست دولت مشروطه شده است. در ادامه، نویسنده به تعریف مشروطیت از دیدگاه ارباب عقول میپردازد که هدف آن حفظ حدود و حقوق دولت و رعیت است تا ظلم محدود شود. سپس، وضعیت حاکمان را به حیواناتی تشبیه میکند که بدون حد و مرز ظلم میکنند و کسی به فریاد مظلوم نمیرسد. در پایان، نویسنده به تحریک مستبدین و ظالمین برای تخریب مجلس و مشروطیت اشاره میکند و این اقدامات را با مکر عمروبن عاص مقایسه کرده و با استناد به آیه قرآن، مکر الهی را برتر از مکر آنان میداند.

شناخت روانشناسی اجتماعی مردم در تشویق آنها به سمت پیشرفت کشور
متن با تأکید بر اهمیت شناخت «روح اجتماع» و «جماعات نفسیه» در درک حوادث تاریخی و اجتماعی آغاز میشود و به نقد رویکرد مورخانی میپردازد که از این منظر غافل بودهاند. در ادامه، مفهوم «جماعت» را فراتر از صرف اجتماع فیزیکی افراد تعریف میکند و آن را به عنوان یک «ذات واحده» با وحدت فکری معرفی میکند که میتواند شامل تمام ملت یک کشور باشد. سپس به بحث «معنای سلطنت و مستحق آن» میپردازد و لزوم وجود قراردادهای مدون (قانون اساسی و قوانین فرعی) برای اداره کشور و حفظ حقوق ملت را مطرح میکند. متن به این نکته اشاره دارد که عدم پایبندی به این قراردادها و غلبه افکار شخصی بر مصالح عمومی، میتواند وضعیت کشور را از استبداد نیز بدتر کند. در بخش «قابل توجه ارباب جراید»، به نقش مهم روزنامهنگاری در آگاهیبخشی عمومی اشاره میکند و از ارباب جراید میخواهد که با توجه به «حداثت عهد» مردم با این پدیده، از طرح مسائل تفرقهافکنانه و شخصی پرهیز کرده و بر اصلاحات عمومی و تنبیه مردم بر حقوق خود تمرکز کنند. در پایان، مجدداً به بحث «روح اجتماع» بازمیگردد و صفات عمومی و خصوصی جماعات را تشریح میکند و بر این نکته تأکید میکند که حرکت به سوی ترقی و سعادت، نیازمند غلبه صفات مشترک و عمومی بر افکار فردی است. همچنین، به مسئولیت نمایندگان و مسئولان در پیشقدم شدن برای اصلاحات و پرهیز از منافع شخصی اشاره میکند و با استناد به آیهای از قرآن، بر لزوم عمل به آنچه دیگران را به آن تشویق میکنند، تأکید میورزد.
لزوم تشکیل انجمنهای نظارت بر عملکرد مأموران ایرانی در خارج از کشور و تدوین آییننامهای بدان منظور
متن با سلام و تحیت به «انجمن اخوت ایرانیان» آغاز میشود. در ادامه، بر اهمیت نظارت منتخبین ملت بر عملکرد مسئولان برای حفظ اساس مشروطه تأکید شده است. بیان میشود که همانطور که در داخل کشور انجمنهای ایالتی و ولایتی برای این منظور لازم است، در خارج از کشور نیز، به ویژه در نقاط مهمی مانند عراق که محل تردد اتباع ایرانی است، باید انجمنهای رسمی برای مراقبت از عملکرد مسئولان تشکیل شود. به همین منظور، «انجمن اخوت ایرانیان» موقتاً مسئول نظارت بر عدم تجاوز مأموران کارپردازخانه از وظایف مشروطه خود منصوب میشود تا زمانی که نظامنامه رسمی این امر از سوی مجلس ملی و وزارت خارجه تدوین و ابلاغ گردد. در پایان، از کارپردازخانه خواسته میشود که این انجمن را موقتاً به رسمیت بشناسد.

دعوت محمدعلی شاه به اعلام مجدد مشروطیت در کشور
این شعر با لحنی تند و انتقادی، محمدعلی شاه را به دلیل ستمگری و نقض عهد مشروطیت مورد خطاب قرار میدهد. در ابتدا، شاه را به خاطر ویرانی ایران و سرکشی در برابر خداوند و قرآن سرزنش میکند و او را به بدعهدی و ایجاد تفرقه در میان ملت متهم میسازد. سپس، با اشاره به ناآرامیها در آذربایجان، لرستان، استرآباد و طوالش، از شاه میخواهد که از خواب غفلت بیدار شده و به فکر سامان دادن اوضاع باشد، در غیر این صورت، ملک و ملت از ستم او نالان خواهند شد. در ادامه، به شاه هشدار میدهد که اگر شیخ نوری و مشاوران بدمنش خود را از دربار نراند، حوادث ناگواری در انتظار او خواهد بود و این کشمکشها به بدبختی و خسران منجر خواهد شد. در پایان، با تأکید بر اینکه مشروطه همان اسلام است، از شاه میخواهد که استبداد را کنار گذاشته و با مشروطه همراه شود تا سعادت را به دست آورد و از پریشانی خلق جلوگیری کند. همچنین، به او یادآوری میکند که نقض پیمان، او را در برابر شاهان دیگر خوار کرده است.
لزوم اعلام مجدد مشروطیت جهت ایجاد آرامش در کشور
متن با ابراز تعجب از حضور افراد مغرض در اطراف شاه و تلاش آنها برای ایجاد هرج و مرج در کشور آغاز میشود. در ادامه، به تأثیرات گسترده خونریزیهای ناحق در زاویه حضرت عبدالعظیم در عتبات و سایر ولایات اشاره شده و تأکید میشود که این خونریزیها تنها با اعطای مجدد مشروطیت قابل جبران است. در پایان، به این نکته اشاره میشود که در غیر این صورت، تکلیف نویسنده مشخص خواهد بود.

لزوم مشروطیت ایران
مقاله با تأکید بر پذیرش عمومی مشروطیت و مذمت استبداد آغاز میشود. نویسنده با رد این دیدگاه که مشروطیت برای ایران زود است، استدلال میکند که ایران حتی دیر هم مشروطه شده و اگر این اتفاق زودتر رخ میداد، کشور از بسیاری از مشکلات و از دست دادن اراضی جلوگیری میکرد. برای اثبات این ادعا، به دوران ناصرالدین شاه و صدارت امیرکبیر، و همچنین دوران سپهسالار و امینالدوله اشاره میکند و بیان میدارد که حضور نمایندگان ملت میتوانست مانع از انزوای مصلحان و تضعیف کشور شود. در ادامه، به خطر تقسیم ایران توسط قدرتهای خارجی (روس و انگلیس) در صورت عدم وقوع مشروطه اشاره میکند و تأکید دارد که دولت قاجار فاقد توان نظامی و سیاسی برای مقابله با این تهدید بود. در پایان، با توجه به دیرکرد در تحقق مشروطه، بر لزوم تلاش مضاعف و سرعت عمل در مسیر ترقی و مدنیت تأکید میکند و مسئولیت حفظ حقوق ملت و آبادانی کشور را بر عهده منتخبان مردم میداند.
نقد و رد نظر سید محمدکاظم طباطبایی یزدی مبنی بر عدم مداخله و اظهار نظر نسبت به مشروطیت
متن با اشاره به شبهاتی در نوشتههای سید محمدکاظم یزدی و پسرش آغاز میشود. سپس به تفصیل به ظلم و بیعدالتی حکام قاجار، فساد مالی، فروش ولایات، رشوه و تفاوت مالیاتها میپردازد که منجر به مهاجرت مردم و جلب ترحم ملل متمدن شده است. در ادامه، مسامحات درباریان، صرف بیتالمال در لهویات فرنگستان و سفرهای بیغیرتانه دو سلطان (ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه) را عامل خرابی مملکت معرفی میکند. ضعف قوای نظامی ایران و از دست رفتن ممالک اسلامی مانند قفقازستان و ترکستان به دلیل سلطنت مطلقه و بیغیرتی حاکمان نیز مورد انتقاد قرار میگیرد. در نهایت، بر ضرورت تغییر وضع موجود برای حفظ استقلال و صیانت مذهب امامیه تأکید شده و عدم مداخله سید محمدکاظم یزدی در مشروطیت به معنای تبرّی از حفظ اسلام تلقی میشود. متن با انتقاد شدید از کسانی که بدیهیات را نمیدانند اما خود را مجتهد میخوانند و نیز کسانی که با وجود آگاهی، صلاح خود را در عدم مداخله میبینند، به پایان میرسد و بر اهمیت حفظ بیرق اسلامی تأکید میکند.
رأی مثبت به جمهوری اسلامی ایران در همهپرسی ۱۰ فروردین ۱۳۵۸
متن با خطاب به ملت ایران آغاز میشود و به اهمیت رأی هر فرد در همهپرسی پیش رو برای تعیین سرنوشت کشور اشاره دارد. پس از نابودی رژیم استبدادی، بر لزوم برپایی نظامی جدید تأکید میشود که آزادیهای فردی و اجتماعی را در چارچوب قوانین اسلام تضمین کند. در ادامه، با وجود آزادی کامل مردم در ابراز عقیده، حکومت جمهوری اسلامی به عنوان نظامی معرفی میشود که قادر به تأمین آزادی، رفاه، وحدت ملی و رعایت حقوق اقلیتهاست. در پایان، نویسنده اعلام میکند که شخصاً به «جمهوری اسلامی» رأی خواهد داد و از ملت ایران میخواهد که در این برهه حساس تاریخی، آگاهی و رشد اجتماعی، سیاسی و اسلامی خود را به جهانیان نشان دهند و برای ترقی و سعادت مردم در پیروی از تعالیم اسلام دعا میکند.

درخواست قیام علیه رژیم محمدعلی شاه قاجار
ابراز تشکر از انتخاب سید حسن مدرس به عنوان عالم طراز
این نامه با تقدیر از انتخاب پنج نفر از علما، به ویژه سید حسن مدرس، به عنوان نمایندگان مجلس شورای ملی آغاز میشود. نویسنده این انتخاب را مایه قوام اسلام و استحکام مشروطیت دانسته و به عموم مسلمانان و امنای ملت تبریک میگوید. در ادامه، با ابراز تأسف از محرومیت مردم اصفهان از حضور این علما، تأکید میشود که هیئت علمیه اصفهان با توجه به اهمیت موقعیت و تکلیف شرعی، با مساعدتهای مادی و معنوی، زمینه حرکت سید حسن مدرس را فراهم خواهد کرد تا ایشان به زودی برای ادای وظایف ملی و اسلامی خود در مجلس حاضر شوند.
درخواست استقرار مجدد مشروطیت و به رسمیت نشناختن حکام و مأموران دولتی
متن با خطاب به نیرالدوله آغاز میشود و به تشریح وضعیت انجمن ایالتی خراسان پس از نفوذ افراد مغرض میپردازد. در ادامه، به تعطیلی یک روزه انجمن برای شناسایی خائنین اشاره شده و آشکار شدن ماهیت مخالفان از طریق تلگرافاتشان به تهران و نیرالدوله، به عنوان نتیجه این اقدام، بیان میشود. در پایان، بر تعهد ملت خراسان به مشروطیت و عدم پذیرش حکام و مأموران دربار استبداد، مگر با تصویب مجلس شورای ملی و انجمنهای ایالتی، تأکید میگردد.
ضرورت اتحاد افراد و انجمنهای مشروطهخواه
متن با اشاره به خواست عقل برای وضع قانون، رفع ظلم، برقراری عدالت، وحدت ملت، تساوی حقوق و آزادی افکار آغاز میشود و در مقابل، تمرّد از قانون و ظلم را مذموم میشمارد. سپس به سیر تاریخی ظهور و افول پدیدهها اشاره کرده و وحدت و اتفاق را که در آغاز اسلام درخشید، پس از تلاطم فتن و ظلم، به نهایت خود رسیده و اکنون دوره مشروطیت و قانونمداری از قلوب ملت طلوع کرده است. در ادامه، با تأکید بر اینکه دولت قانون و عدالت اساس گرفته و روح وحدت در ملت دمیده شده، به مانع اصلی این اتحاد یعنی اقدامات مخالفین و مستبدین اشاره میکند که با حیلهگری و وسوسه، بین انجمنهای ملی و مشروطهخواه تفرقه میاندازند و موجب ضعف مشروطیت میشوند. در پایان، با طرح این پرسش که آیا جز اتحاد همه انجمنها راه دیگری برای دفع این اخلال و فساد وجود دارد، به اهمیت وحدت برای مقابله با مفسدین تأکید میکند.
تحلیل و تبیین شرایط سیاسی پس از انقلاب، مظلومیت خط امام و توطئههای جبهه متحد منافقان و ضد انقلاب
سخنرانی با حمد و صلوات آغاز میشود و به فاجعه شهادت جمع کثیری از نیروهای انقلاب اشاره میکند. در ادامه، سه جریان اصلی ایمان، کفر و نفاق در جامعه اسلامی و تاریخ اسلام تبیین میشود. کفر به پنج مصداق تقسیم شده و نفاق نیز به دو جریان چپگرا (مجاهدین خلق و فرقان) و لیبرالیسم منافق تقسیم میشود که با وجود تضاد ماهوی، در عمل علیه حرکت اسلامی متحد شدهاند. سپس به اختلافات با بنیصدر و مجاهدین خلق پس از انقلاب اشاره میشود و چگونگی شکلگیری قانون اساسی و ولایت فقیه به عنوان دو رکن اساسی نظام اسلامی توضیح داده میشود. در ادامه، به تفاوت دیدگاهها در مورد اجتهاد و اسلام فقاهتی با بنیصدر و جریانهای روشنفکرنما پرداخته میشود. سخنرانی به مخالفت با ریاست جمهوری بنیصدر و تلاش برای محدود کردن او در چارچوب ولایت فقیه اشاره میکند و چگونگی به دست گرفتن قدرت توسط بنیصدر در نهادهای مختلف و تلاش برای تضعیف خط امام را شرح میدهد. در پایان، به مظلومیت خط امام و حزب جمهوری اسلامی، نقش امام خمینی در خنثیسازی توطئهها و نتایج مثبت عزل بنیصدر برای انسجام ملت و ارتش اشاره میشود. سخنرانی با توصیه به صبر و بخشش کسانی که از روی عدم شناخت دچار اشتباه شدهاند، به پایان میرسد.

تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در استقرار مجدد مشروطیت
این نامه با اشاره به وظیفه علما در بیان خیر و صلاح دولت و ملت، به شاه قاجار نوشته شده است. در این نامه، بر اطاعت ملت ایران از احکام مراجع نجف اشرف تأکید شده و بیان میشود که با وجود فتاوای مراجع مبنی بر وجوب مشروطیت، رفع فساد و خونریزی در ایران تنها با استقرار مجلس شورای ملی و اجرای مشروطه مطابق قانون اساسی ممکن است. در پایان، تصمیمگیری نهایی به شاه واگذار میشود.

رد انتقادها و نگرانیهای حاج شیخ فضل الله نوری و همفکرانش از متمم قانون اساسی
متن با مقایسه سلطنت مطلقه و مشروطه آغاز میشود و به تبیین تفاوتهای بنیادین آنها در رعایت حقوق ملت میپردازد. در ادامه، به نقش مجلس شورای ملی در تعیین حدود و حقوق ملت و دولت و انطباق آن با شرع مقدس اشاره میکند. سپس، به شبهات مطرح شده توسط مخالفان مشروطه مبنی بر مخالفت آن با شرع پاسخ میدهد و حضور علما در مجلس و نظارت آنها را دلیلی بر شرعی بودن مصوبات میداند. در پایان، به بیاساس بودن ایراد ترجمه قوانین از کشورهای خارجی در صورت مطابقت با شرع اشاره کرده و مخالفان را به سوءاستفاده از عناوین شرعی برای اهداف نفسانی متهم میکند.
اعلام استقرار مجدد مشروطیت و عفو عمومی توسط محمدعلی شاه و تشکر از زحمات آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی در حمایت از مشروطه خواهان
متن با خطاب به آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی آغاز میشود. در ادامه، به پذیرش اعاده مشروطیت توسط شاه و صدور عفو عمومی اشاره شده و این اقدام به منزله دمیدن روح تازه در کالبد شهر توصیف میگردد. در پایان، از مساعدتهای ویژه این دو عالم در حمایت از مشروطهخواهان تشکر و قدردانی میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
وجوب اهتمام در استقرار مجدد مشروطیت
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود. سپس به تأیید احکام علمای نجف اشرف و سایر علما در خصوص وجوب مشروطه و لزوم اطاعت از آن اشاره میکند. نویسنده بر همراهی و اهتمام خود در تقویت این امر مقدس تأکید کرده و بیان میدارد که از ابتدا تاکنون، همواره در راستای مدلول احکام حجج اسلام، به صورت کتبی و عملی تلاش کرده است. در پایان، این امر را وظیفه تمامی مسلمانان میداند و بر ادامه تلاش خود به یاری امام زمان (عج) تأکید میکند.

تبعیت عموم مردم و متنفذان استرآباد از فتاوای آخوند خراسانی و تصرف شهر به دست مشروطه خواهان
انجمن ملی استرآباد، با وجود فعالیتهای قبلی، به دلیل حضور حکومت و بیطرفی ایلخانی، نتوانسته بود مشروطیت را به طور کامل رسمیت بخشد. با رسیدن دستخط آخوند خراسانی به ایلخانی و سرکردگان استرآباد، وضعیت تغییر کرد. ایلخانی و صاحبمنصبان با قرآن قسم یاد کردند که در پیشبرد مشروطیت تلاش کنند. حاجی رحیم خان نیز سوارهای یموت را برای حضور در انجمن و حرکت به سمت تهران و شاهرود فراخواند. در پی این وقایع، شعارهای مشروطهخواهی در شهر طنینانداز شد. تصمیم گرفته شد که به زودی انتخابات جدید برگزار شود و پس از ماه صفر، جشن بزرگی در استرآباد برپا گردد. روز پنجشنبه ۱۸ صفر، امیراکرم، حاکم استرآباد، از شهر بیرون رانده شد و دارالحکومه به تصرف مشروطهخواهان درآمد. امیراکرم هنگام خروج، قسم خورد که تا ده روز دیگر خبر هیجان ملی از لاریجان شنیده خواهد شد و همراهی او با مشروطیت آشکار میشود.
استقرار آزادی و عدالت، هدف مشروطیت
متن با انتقاد از عدم مشارکت فعال مردم فارس و بنادر در نهضت مشروطه آغاز میشود و این عدم فعالیت را ناشی از عدم آگاهی از اهمیت مشروطیت و حقوق خود میداند. در ادامه، به تشریح مفهوم مشروطیت میپردازد و آن را به معنای احقاق حقوق ملت، اجرای عدالت، محدود کردن ظلم حکام و رفع بندگی از ملاکین معرفی میکند. همچنین، بر لزوم نظارت مردم بر نحوه مصرف مالیاتها تأکید میکند و بیان میدارد که مالیات باید صرف آبادانی کشور و حفظ حدود آن شود، نه مصارف شخصی حکام. در پایان، به سکنه جنوب ایران هشدار میدهد که از این فرصت تاریخی برای آزادی و اثبات حقوق خود استفاده کنند و به کسانی که مشروطیت را به آزادی در دین تعبیر میکنند یا با آن مخالفت میورزند، انتقاد میکند و جهل سیاسی یا ترس از دست دادن موقعیت را دلیل آن میداند.
اظهار تظلم به مسئولان حکومتی
متن با ابراز نگرانی از عملکرد مشیرالسلطان، حاکم گروس، آغاز میشود که اهالی را از حقوق قانونی خود محروم کرده است. در ادامه، درخواست میشود که به اهالی اجازه داده شود وکیل خود را برای اعزام به دارالخلافه انتخاب کنند و این انتخاب تحت تأثیر حکومت نباشد. سپس به وضعیت نابسامان منطقه اشاره میشود که به دلیل بیکفایتی حکومت و غارت عشایر، مال و جان مردم در خطر است. در بخش بعدی، به سوءاستفادههای مالی حاکم از جمله خرید گندم با قیمت بالا از ملاکین و فروش آن به خبازان با سود بیشتر، عدم پرداخت بهای گندم خریداری شده برای خبازخانه و وضع عوارض غیرقانونی بر کالاها و خدمات مختلف اشاره میشود. در پایان، به فساد در سیستم قضایی و عدم گزارش صحیح تلگرافخانه و پستخانه به دلیل ملاحظات حکومتی اشاره شده و از وضعیت دشوار رعایا پرسش میشود.
اعلام اجرای مقاصد مشروطیت
فواید استقرار مشروطیت در کشور
این متن با تقریظی از محمدکاظم خراسانی آغاز میشود که در آن، مشروطیت را به منزله حفظ اسلام و مخالفت با آن را محاربه با امام زمان (عج) میداند و از مسلمانان میخواهد که برای حفظ دین و دنیای خود، این اساس را استوار سازند. سپس، محمداسماعیل غروی محلاتی به تبیین مفهوم مشروطیت میپردازد و آن را محدود شدن اختیارات دولت و پادشاه به قوانین مفید برای مملکت اسلامی و تقویت ملت و دولت تعریف میکند. در مقابل، سلطنت استبدادی را خودسری حاکمان و عمل بر اساس شهوت و غضب میداند که به صلاح مسلمین نیست. در ادامه، به وضعیت نابسامان مملکت اسلامی در دوران اخیر اشاره میکند که به دلیل خودخواهی و شهوترانی حاکمان، شیرازه آن از هم گسیخته و در معرض تهاجم اجانب قرار گرفته است. برای دفع این مفسده، راهکار را در اتحاد ملت و تعیین عقلای با بصیرت برای وضع قوانین و نظارت بر اعمال حکومت میداند تا از تعدی به حقوق عامه جلوگیری شود و مملکت از خرابی به عمران مبدل گردد. در پایان، بر لزوم اهتمام عموم مسلمین در حفظ اساس مشروطیت تأکید میکند و آن را معادل حفظ بیضه اسلام میداند و نابودی آن را به منزله نابودی اسلام تلقی میکند.

انتقاد شدید از رفتار توهینآمیز دولتیان نسبت به علما، بزرگان و مردم فارس
متن با خطاب به ولیعهد آغاز میشود و بر اهمیت حمایت از اسلام و مذهب شیعه توسط حاکمان تأکید میکند. با ذکر نمونههایی از تاریخ ایران و اسلام، مانند اردشیر بابکان، شاه عباس صفوی، چنگیز و صلاحالدین ایوبی، نقش علما و دین در مشروعیت و بقای حکومتها تبیین میشود. سپس به جایگاه علما در جامعه و نقش آنها در امور شرعی و حقوقی مردم اشاره شده و از بیتوجهی دولت به تظلمات مردم فارس و توهین به علما انتقاد میشود. در ادامه، دولت به دلیل تعیین یک مأمور برای بررسی صدق و کذب ادعاهای علمای جامعالشرایط مورد سرزنش قرار میگیرد و اعلام میشود که مردم و علمای شیراز به بقاع متبرکه پناه بردهاند و برای رفع این توهین و عزل حاکم ظالم آمادهاند. در پایان، با تأکید بر اینکه دولت باید متشکل از رجال دانشمند و سیاسیدان باشد، نه افراد غربزده و مستبد، و با اشاره به سابقه جمهوری اسلامی ایران در عزل حاکمان ظالم، از ولیعهد خواسته میشود که به این مسئله رسیدگی کند و هشدار داده میشود که در صورت بیتوجهی، عواقب وخیمی در پی خواهد داشت.
تبیین و تشریح مشروطیت و لزوم انتخاب افراد متدین، میهندوست و خدمتگزار به نمایندگی مجلس
با توجه به سوءاستفاده برخی افراد از عنوان مشروطهخواهی برای مقاصد فاسد و ایجاد تشویش در اذهان مسلمین، تعریفی از مشروطیت و آزادی ارائه میشود. مشروطیت به معنای محدود بودن ادارات سلطنتی و دولتی به قوانین موضوعه بر طبق مذهب رسمی کشور است و آزادی ملت نیز به معنای عدم مقهوریت در برابر تحکمات خودسرانه سلطنت و احقاق حقوق ملیه است. با توجه به اینکه مذهب رسمی ایران اسلام و طریقه اثنی عشریه است، مشروطیت ایران به معنای عدم تجاوز دولت و ملت از قوانین شرعی، حفظ نوامیس ملی و شرعی، اشاعه عدالت، محو ظلم و صیانت از اسلام است. نمایندگان ملت نیز باید افرادی امین، با درایت و بدون خیانت به دین و دولت باشند. تأکید میشود که اساس مسلمانی بر این مبنا استوار است و قانون اساسی نیز بر عدم مخالفت قوانین با احکام شرعی تصریح دارد. در پایان، امیدواری به انتخاب نمایندگان صالح و وفادار به اسلام و ملت ابراز شده و هشدار داده میشود که هیچ مفسدی نباید بتواند با نقض قانون اساسی و احکام جعفری، استبدادی جدید و زشتتر از گذشته برپا کند. اسلامپرستان و سرداران ملت نیز مراقب خواهند بود تا چنین استبدادی را نپذیرند.


فریبکاری و اغفال مشروعه خواهان تبریز
آفات و تهدیدهای داخلی فراروی انقلاب
سخنرانی با سلام و درود به پیامبران، ائمه و حضرت معصومه (س) آغاز میشود و به اهمیت شهر قم به عنوان خاستگاه قیام اسلامی اشاره میکند. در ادامه، مراحل سهگانه وحی، تدثر (اندیشه) و قیام را در مسیر انقلاب اسلامی تبیین میکند و دو آفت اصلی انقلاب را برمیشمارد: اول، بزرگنمایی دشمن و خودبزرگبینی انقلابیون پس از پیروزی که با تأکید بر «وَ رَبَّکَ فَکَبِّر» و «وَ ثِیابَکَ فَطَهُر» به پرهیز از غرور و حفظ پاکدامنی توصیه میکند. دوم، خطر تبدیل انقلابی به ضد انقلابی از طریق تکبر و منتگذاری که با آیه «وَ لا تَمنُن تَستَکثِرُ» به دوری از این رذایل فرا میخواند. سپس به خطر طاغوتهای متکبر و خودسر اشاره کرده و تأکید میکند که مرحله سازندگی انقلاب دشوارتر از مرحله انهدام است. در بخش بعدی، به دسیسههای استعمار برای انحراف انقلاب به سمت افراطیگری راست و چپ اشاره میکند و خطر «غالیان» (تندروها) و «تالیان» (عقبماندهها) را با استناد به خطبه امام علی (ع) و تجربه خوارج نهروان گوشزد میکند. همچنین به نفوذ ساواکیها و جاسوسان با چهره مذهبی در میان انقلابیون اشاره کرده و بر لزوم هوشیاری و حفظ انقلاب تحت رهبری امام خمینی تأکید میکند. در ادامه، با یادآوری خاطرات خود از مدرسه فیضیه و مبارزات شیخ محمدتقی بافقی یزدی در برابر رضاخان، به نقش روحانیت در حفظ مکتب اسلام اشاره میکند. در پایان، به دغدغه مردم درباره آینده انقلاب و چگونگی مشارکت در اداره کشور میپردازد و راهحل را در تشکیل «انجمنهای ایالتی و ولایتی» میداند که مردم بتوانند سرنوشت خود را به دست بگیرند. به تجربه خود در کردستان و لزوم رسیدگی به خواستههای مردم مناطق مختلف اشاره میکند و خطر کمونیسم را مولود استبداد سیاسی و دینی میداند و تأکید میکند که اسلام اصیل پاسخگوی تمام نیازهاست. سخنرانی با اعلام موافقت امام خمینی با تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی و تأکید بر لزوم ابلاغ این فرمان به سراسر کشور و بازگشایی دفاتر خود پایان مییابد.
شکایت از نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای ملی
نامهای به مستشارالدوله درباره دریافت مکاتبات خصوصی و نامطلوب از تهران و انجمن ایالتی تبریز که حاوی اتهامات و مطالب مغرضانه علیه نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای ملی است. نویسنده با اشاره به فداکاریهای مردم آذربایجان در راه مشروطیت، این اتهامات را ناشی از اغراض شخصی و موجب تنزل جایگاه ملی میداند. در پایان، از مستشارالدوله درخواست میشود تا در مورد این مکاتبات و رفتار نمایندگان آذربایجان به انجمن ولایتی اطلاعرسانی کند و به شایعات جراید اسلامبول نیز پاسخ دهد تا حیثیت وکلای آذربایجان حفظ شود.
اعلان تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در عدم همکاری با دولت
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطیت نامشروع است و اگر حق است، چرا رعایت نمیشود. سپس به دستور مراجع نجف مبنی بر عدم اطاعت از افکار مخاطبان و نپرداختن مالیات اشاره میکند و بر عدم امکان سرپیچی از مذهب حقه و فرمایشات مراجع تقلید تأکید دارد. در ادامه، حاکمیت سپهدار اعظم را از جانب ملت گیلان و بر اساس حق و صواب میداند و تهدید به اعزام قشون و قلع و قمع را با آمادگی برای دفاع تا آخرین قطره خون پاسخ میدهد. در پایان، آمادگی برای عبودیت و رعیتی را مشروط به بازگرداندن پادشاه به راه مهر و محبت و ادای حق مردم میداند و در صورت تکرار وضعیت آذربایجان، پرداخت مالیات را حرام اعلام میکند.
معنای آزادی و حدود آن
سخنرانی با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به اهمیت چهار رکن اساسی برای آبادانی مملکت اشاره میکند. سپس به تبیین مفهوم «حریت» یا «آزادی» میپردازد و بیان میکند که در جامعهای که هزاران سال در بند و اسارت بوده، درک واقعی آزادی دشوار است. آزادی را با مساوات پیوند میزند و تأکید میکند که هیچکس بدون حکم الهی حق تعرض به جان، مال و ناموس دیگری را ندارد. در ادامه، آزادی را به مثابه رهایی از بندگی غیر خدا و پذیرش تنها حکم الهی تعریف میکند و آن را با مثال پدر مهربان و فرزندانش برای تبیین حکومت عادلانه و رعیت آزاد مقایسه میکند. در بخش بعدی، به اقسام آزادی شامل آزادی هویت، لسان، قلم، مطبعه، رأی و مجالس میپردازد. آزادی لسان و قلم را با مفهوم امر به معروف و نهی از منکر گره میزند و آن را از واجبات دینی میشمارد که بر همه مسلمانان واجب است و نه فقط علما. در پایان، به این نکته اشاره میکند که آزادی باید در چارچوب شرع و قوانین الهی باشد و از تهمت و غیبت پرهیز شود و بر لزوم اتحاد و اتفاق برای مقابله با ظلم و استبداد تأکید میکند.

تقلب در انتخاب نمایندگان بنادر در دومین دوره مجلس شورای ملی
متن با اشاره به بینظمیهای موجود در بنادر، به ویژه در انتخابات اعضای انجمن ولایتی و وکلای تهران، آغاز میشود. در ادامه، به دسیسههای صورتگرفته در این انتخابات اشاره شده و از عدم رسیدگی به شکایات مردم در تهران گلایه میشود. سپس، به انتخاب فردی به نام میرزا حسین، که دلیل قنسل بالیوزخانه آلمان است، اشاره شده و نحوه انتخاب او با پول و نفوذ مورد انتقاد قرار میگیرد. در پایان، از اعضای دارالشورای کبری خواسته میشود تا با استناد به گزارشهای بیطرفانه اداراتی مانند گمرک، به وضعیت بوشهر و تقلبهای انتخاباتی رسیدگی کنند و به شایعاتی که مشروطه را به افزایش مالیات و ضرر مردم متهم میکند، پاسخ دهند.
بشارت سرنگونی قریبالوقوع رژیم شاه و درخواست پیوستن نیروهای نظامی و انتظامی به مردم
متن با استناد به آیه قرآن، به ملت مسلمان ایران به دلیل فداکاریها و نزدیک شدن به هدف نهضت اسلامی تبریک میگوید. به نقش شهیدان در آبیاری این جنبش و رهبری آیتالله خمینی اشاره میکند و فرار شاه را نشانه سرنگونی رژیم پهلوی و برقراری جمهوری اسلامی میداند. در ادامه، به جنایات رژیم شاه در اصفهان و نجفآباد و سایر شهرها در چهل روز گذشته و همچنین در دو روز اخیر اشاره میکند و از ملت میخواهد که هوشیار باشند و صفوف خود را متحد نگه دارند. سپس از مردم میخواهد که با ارتشیانی که دستشان به خون آلوده نشده، برادرانه رفتار کنند و از نیروهای پلیس و ارتش میخواهد که از فدا کردن خود برای رژیمی که منفور ملت است، دست بردارند. در پایان، ضمن ابراز همدردی با خانوادههای شهدا، به ویژه مردم اصفهان و نجفآباد، ابراز امیدواری میکند که پیروزی جنبش با تشکیل جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی، نویدبخش نجات همه مسلمانان و مستضعفین جهان باشد.

تبعیت از فتاوای مراجع نجف اشرف در وجوب استقرار مشروطه و مجلس شورا
متن با تأکید بر لزوم تبعیت از فتاوای مراجع نجف اشرف در خصوص وجوب مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به سابقه تلاشهای خود در جهت تحکیم این مجلس مقدس اشاره میکند و بر ادامه این کوششها تأکید میورزد. در پایان، متن با ذکر تاریخ و نام نویسنده به اتمام میرسد.

شرح اوضاع نابسامان کشور و درخواست استقرار مشروطیت و گشایش مجلس شورای ملی از محمدعلی شاه
متن با توصیف وضعیت بحرانی و دشوار کشور آغاز میشود و بیان میکند که اوضاع نابسامان، متحصنین را ناچار به پناه بردن به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و بیان حقایق به شاه کرده است. در ادامه، به تفصیل به مشکلات و مصائب ایران از جمله نفاق بین ملت و دولت، اغتشاش در ایالات، فقر عمومی، بیپولی دولت، سلب اعتبار بینالمللی، ظلم حکام، قتل و غارت، یأس مردم از دولت و سوءتدبیر مسئولین اشاره میکند. همچنین، به شکایتهای مکرر شیعیان و تجار از ناامنی و وضعیت نامناسب کسب و کار میپردازد و هشدار میدهد که این وضعیت میتواند به گسیختگی شیرازه ملیت منجر شود. در پایان، با یادآوری وعده قبلی شاه مبنی بر اعطای آزادی، از او درخواست میشود که با گشایش مجلس شورای ملی، به عنوان تنها راه حل برای استقرار امنیت، اتحاد دولت و ملت و جبران خسارات وارده، به این وضعیت خاتمه دهد.
تلاش در جهت استقرار مجدد مشروطیت و اعلان تشکیل انجمن ایالتی
این بیانیه با اشاره به اهمیت مشروطیت برای استقلال کشور و جلوگیری از سلطه بیگانگان آغاز میشود. در ادامه، به فتوای علمای بزرگ مبنی بر وجوب جهاد برای احیای مشروطیت اشاره کرده و از مسلمانان میخواهد که از این حکم اطاعت کنند. سپس، با تأکید بر لزوم دفاع از مشروطیت تا پای جان، از تشکیل انجمن ولایتی در تنکابن و خرمآباد خبر میدهد و از مردم میخواهد که در صورت وقوع ظلم و تعدی، به این انجمن اطلاع دهند تا با اقتدار به رفع آن بپردازد.
درخواست بازگشت مشروطیت توسط محمدعلی شاه و وعده همکاری با او
این نامه با ستایش از مقام سلطنت آغاز میشود و به محمدعلی شاه یادآوری میکند که مشروطیت با دستخط شاه فقید توشیح شده و ملت به تکمیل آن امیدوار بوده است. نویسندگان، درباریان مغرض را عامل بازداشتن قوه مجریه از اجرای قوانین و عدم تحقق کامل مشروطه میدانند. اشاره میشود که ملت ایران، مشروطه را از فرائض مذهبی خود میداند و سکوت اخیرشان ناشی از شاهدوستی و انتظار برای ایفای وعدههای شاهانه بوده است. در ادامه، ویرانی کشور و مشکلات اقتصادی را نتیجه سوءتدبیر درباریان و نقض عهد آنان معرفی میکند. در پایان، با سوگند به ذات ملوکانه، اطمینان داده میشود که با اعطای دستخط بازگشت مشروطه و افتتاح مجلس شورای ملی، ملت وفاداری و فداکاری کامل خود را نشان خواهد داد و از شاه درخواست میشود که هرچه سریعتر دستخط بازگشت مشروطیت را به اهالی اصفهان عنایت فرماید.
اعلام بی نتیجه بودن مذاکره با شیخ فضل الله و همراهان در آستان حضرت عبدالعظیم
این بیانیه با ابراز نارضایتی از اقدامات حاج شیخ فضلالله نوری و همراهانش در حرم حضرت عبدالعظیم آغاز میشود. نویسندگان اشاره میکنند که تلاشهای مکرر برای نصیحت و منصرف کردن آنها از مخالفت با مشروطه بینتیجه بوده است. در ادامه، به مذاکره حضوری با آنها اشاره میشود که به دلیل عدم حصول نتیجه و پافشاری بر گلهمندیهای بیاساس، بیثمر مانده است. در پایان، از عموم برادران دینی خواسته میشود که از دامن زدن به فتنه خودداری کرده و با اتحاد و اتفاق کلمه، به تقویت اساس مشروطه و حفظ امنیت کشور کمک کنند، زیرا این امر را در راستای اعتلای دین اسلام و آسایش مسلمانان میدانند.



تایید تاسیس مجلس شورا
متن با تأکید بر ضرورت و مشروعیت عقلی و شرعی تأسیس مجلس آغاز میشود که هدف آن گسترش عدالت، اجرای احکام شریعت، رفع ظلم و نظارت بر دولت و ملت بر اساس موازین شرعی است. در ادامه، از مؤمنین خواسته میشود که خیرخواهی و مصالح عمومی را بر منافع شخصی ترجیح دهند تا اهداف عالیه مجلس محقق شود.

شکایت از آشفتگی، بیقانونی و رشوه گیری ادارات کرمان
این نامه با اشاره به وضعیت نابسامان ادارات کرمان، از هرج و مرج، ظلم و رشوهگیری گسترده در این منطقه شکایت میکند. در ادامه، به نبود عدلیه قانونی و هدر رفتن حقوق رعایا اشاره شده و از مسئولین خواسته میشود تا در صورت مشروطه بودن ایران، به این وضعیت رسیدگی کرده و ادارات را بر اساس قانون سامان دهند. در پایان، انجمن ایالتی کرمان اعلام میکند که به دلیل عدم توجه به اخطارهای قبلی و نقض قوانین، فعالیت خود را تعطیل کرده و تا زمان اصلاح دوایر دولتی و اجرای قوانین، بازگشایی نخواهد شد.
عدم تعارض اصول مشروطیت با قوانین اسلامی
متن با تأکید بر لزوم اتحاد دولت و ملت برای انجام اصلاحات آغاز میشود و به این نکته اشاره میکند که اگر هدف مجلس، وضع قانون باشد، این وظیفه وزرا است، اما اگر هدف اتحاد باشد، وضعیت کنونی مطلوب است. در ادامه، به رفع شبهه تعارض مشروطیت با مذهب پرداخته و بیان میکند که مشروطیت و تنظیم امور سلطنت، ارتباطی به مذهب ندارد. در پایان، توضیح میدهد که قانون اسلام کلیات مناسبات سیاسی و اجتماعی را بیان کرده، اما جزئیاتی مانند اداره نظمیه و وزارت خارجه که در صدر اسلام نبوده، باید توسط ملت و بر اساس اصول اسلامی تدوین شود.
شروط پذیرش التزام محمدعلی شاه به افتتاح مجدد مجلس شورا
این نامه با اشاره به تلگرام محمدعلی شاه مبنی بر پذیرش مشروطیت و قانون اساسی آغاز میشود، اما بلافاصله به عدم اطمینان از صداقت شاه به دلیل نقض مکرر عهود و ادامه حضور مفسدین و قوای خارجی اشاره میکند. در ادامه، شروطی برای پذیرش التزام شاه به مشروطیت مطرح میشود که شامل اصلاح مفاسد، عدم تخطی از قانون اساسی، تشکیل موقت مجلس ملی از وکلای سابق و امنای ملت، و فراهم آوردن موجبات دلگرمی ملت برای جلوگیری از نقض مجدد عهود است. در پایان، تأکید میشود که در صورت عدم تحقق این شروط، امکان برگزاری انتخابات و بازگشت مهاجرین به وطن وجود ندارد و تکلیف شرعی علما نیز در قبال تلگرام شاه مشخص نخواهد بود.


معرفی یکی از مجتهدان طراز بیرجند به مجلس شورا
متن با سلام و درود به مجلس شورای ملی آغاز میشود. در ادامه، با اشاره به ارسال لیست بیست نفر از مجتهدین در هفته گذشته، تأکید میشود که این تعداد محدودیت قطعی نیست. سپس، شیخ محمدهادی مجتهد قائینی به عنوان یکی از شخصیتهای برجسته و جامع شرایط لازم برای وظایف مهم معرفی میشود و حضور ایشان در بیرجند به گنجی در خرابه تشبیه میگردد. در پایان، ابراز امیدواری میشود که با انتخاب ایشان و افزایش تعداد منتخبین بر پنج نفر، موجب اطمینان خاطر شود.


اعلام ابطال همه قراردادهای خارجی دولت ایران در زمان تعطیلی مجلس شورا
این بیانیه با اشاره به اخبار منتشرشده در روزنامههای فرنگستان، نگرانی خود را از احتمال انعقاد قراردادی توسط دربار ایران با دو دولت همسایه ابراز میکند که به زعم نویسنده، حقوق ملت و استقلال کشور را تضییع خواهد کرد. در ادامه، به سابقه مبارزات ملت ایران برای مشروطیت و مشکلات داخلی پس از جلوس محمدعلی شاه اشاره شده و از نمایندگان دول دوست و به ویژه سفرای روسیه و انگلیس سؤال میشود که آیا در زمان تعطیلی پارلمان، دربار ایران حق دارد قراردادی مضر به آزادی و حقوق ایرانیان منعقد کند. در پایان، ملت اصفهان ضمن شکایت به دول و ملل متمدنه، به دو دولت همسایه اعتراض کرده و اعلام میکند که هرگونه قراردادی که در زمان تعطیلی پارلمان و برخلاف استقلال و منافع ملی ایران بسته شده باشد، از نظر ملت ایران لغو و بیاعتبار است و از این دو دولت انتظار میرود که مانع ترقی و آزادی ملت ایران نشوند و خود را شریک ظلم نکنند.
اظهار نگرانی از اقدامات تهدیدآمیز محمدعلی شاه قاجار
این نامه با اشاره به تلاشهای قبلی برای تبعید امیربهادر و دیگر درباریان مفسد که استقلال کشور را به خطر انداخته بودند، به اقدامات اخیر محمدعلی شاه میپردازد. در ادامه، به خروج ناگهانی شاه به باغشاه، تشکیل اردو و توقیف برخی سران اشاره شده و از وضعیت نگرانکننده و قطع شدن خطوط تلگراف خبر میدهد. در پایان، اقدامات دربار را به سمت انهدام مشروطیت و مجلس ارزیابی میکند.


آیتالله سید محمدباقر حکیم؛ مجاهد آگاه و متعهد صحنههای نظر و عمل
متن با اشاره به لزوم بازخوانی تاریخ پر رنج عراق برای نسلهای آینده آغاز میشود و به سختیها و مصائب دوران حکومت حزب بعث، از جمله زندان، اعدام و آوارگی، میپردازد. در ادامه، به نقش آیتالله سید محمدباقر حکیم در این دوران اشاره شده و او به عنوان نماد مظلومیت و امید مردم عراق معرفی میشود. سپس بر ضرورت مشارکت فعال علما در مسائل سیاسی و مسئولیت مردم در پشتیبانی از آنان تأکید شده و خطر خالی ماندن صحنه سیاسی از افراد شایسته گوشزد میشود. در بخش پایانی، با اشاره به پایان دوران صدام، بر لزوم همکاری و تفاهم میان گروههای مختلف و پرهیز از اختلافات جزئی برای بازسازی عراق و خدمت به مردم تأکید شده و هوشیاری در برابر فرقهگرایی و حفظ وحدت شیعه و سنی ضروری دانسته میشود.

اعلام غیرقانونی و بیاعتبار بودن همه قراردادهای دولت ایران با دولتها و شرکتهای خارجی
این اعلامیه با اشاره به استقلال کامل ایران، تمام قراردادهای استقراض، رهن، امتیاز و هرگونه توافق مشابه را که بدون امضای مجلس و مغایر با قانون اساسی توسط حکومت وقت منعقد شده باشد، بیاعتبار میداند. همچنین، جواهرات موجود در خزائن تهران را متعلق به ملت ایران دانسته و هرگونه رهن یا امتیاز مربوط به آنها با دولتها و بانکهای خارجی را باطل اعلام میکند. در پایان، از مخاطبان درخواست میشود که این موارد را به دولتهای متبوع خود اطلاع دهند.


انتقاد شدید از سکوت و بیتفاوتی علمای مخالف مشروطیت نسبت به مظالم نیروهای دولتی و تأیید آنها
تشویق به اتحاد کلمه و وحدت هدف (مطالبه مشروطیت)
متن با اشاره به قیام مردم آذربایجان پس از انحلال مجلس و غصب حقوق ملت ایران آغاز میشود. در ادامه، بر ضرورت اتحاد کلمه و وحدت مقصود مسلمانان برای حفظ دین اسلام تأکید شده و اختلاف و تفرقه را عامل نفوذ بیگانگان و اضمحلال اسلام معرفی میکند. سپس، از مسلمانان ایران خواسته میشود که هدف خود را با هدف مردم تبریز (مطالبه مشروطیت) یکی کرده و از طرح مطالبات دیگر خودداری کنند. در پایان، بر لزوم اطلاعرسانی متقابل و پیروی از یک خط مشی واحد تأکید شده و اتحاد قلوب و حفظ نوامیس الهی را موجب رضایت حضرت حجت (عج) و پیروزی بزرگ میداند.


کارشکنی مشروطهخواهان علیه وی
متن با گلایه از شایعاتی آغاز میشود که علیه نگارنده منتشر شده است. این شایعات را نه از جانب مستبدین، بلکه از سوی افراد مغرض، هواپرست و خودپسند میداند که برای پیشبرد اهداف خود این مطالب را میسازند. در ادامه، این تصور را که همه مشروطهطلبان افرادی آزاد و بیهوا و هوس هستند، رد میکند و هدف از این شایعات را تخریب وجهه خود و جلوگیری از انتخابش به عنوان نماینده در دارالشوری عنوان میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
راه حل بحران سیاسی بحرین: توافق حکومت و مخالفان برای تدوین قانون اساسی جدید و تضمین حقوق شهروندان، آزادی زندانیان سیاسی و انجام اصلاحات
متن با اشاره به تداوم جنبش اعتراضی مردم بحرین به دلیل افزایش سرکوب و دیکتاتوری، تنها راه خروج از بحران را توافق حکومت با مخالفان برای تدوین قانون اساسی جدید و ایجاد نهادهای مبتنی بر آن جهت تضمین حقوق شهروندان و به رسمیت شناختن جایگاه حاکمیتی آنها میداند. در ادامه، بحران سیاسی و حقوقی وخیم در بحرین را خطرناک توصیف کرده و پر شدن زندانها از مردم را اقدامی بیفایده و حتی مضر برای اهداف حکومت میشمارد. در پایان، وضعیت زندانها را عامل تشدید اعتراضات و خشم مردم دانسته و تأکید میکند که حکومت با این رویکرد، روز به روز از مردم خود دورتر شده و در انزوا و تضعیف داخلی و خارجی قرار میگیرد و به جای سازندگی، درگیر دغدغههای امنیتی با مردمش شده است.

درخواست از محمدعلی شاه جهت تشکیل مجدد مجلس شورای ملی و برگزاری انتخابات در سراسر کشور و از میان رفتن کدورت دولت و ملت
متن با اشاره به وظیفه اسلامپرستی و دولتخواهی، به محمدعلی شاه قاجار هشدار میدهد که سکوت ظاهری اجانب در برابر اوضاع داخلی ایران، عواقب وخیمی خواهد داشت. سپس با یادآوری وظیفه پدری شاه نسبت به ملت و مشترکالمنافع بودن سلطنت و رعیت، بر لزوم حفظ مذهب اسلام، آیین اثناعشری و استقلال مملکت تأکید میکند. در ادامه، از هدر رفتن قوای مادی و معنوی ملت در درگیریهای داخلی ابراز تأسف شده و از شاه درخواست میشود تا با تشکیل مجدد مجلس شورای ملی و برگزاری انتخابات در سراسر کشور، به تفرقه و ناسازگاری پایان داده و اتحاد و اتفاق را برقرار سازد. در پایان، آزادی دو نفر از هیئت علمیه محبوس در مراغه درخواست میشود و ابراز امیدواری میگردد که با رحمت شاهانه، اوضاع بهبود یابد.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از صدراعظم به سبب دستور قتل آزادیخواهان و تلاش برای قتل آخوند خراسانی
نامه با اشاره به انکار احکام شریفه و تلاش برای گمراه کردن سلطان مسلمانان آغاز میشود. در ادامه، به خونریزیهای فراوان و شهادت فجیع برخی بزرگان در مأمن مسلمین اشاره شده و سوءقصد به جان آیتالله خراسانی در عتبات عالیات و شهادت علمای اخیار در فارس و آذربایجان توسط «دوستان دولت» محکوم میشود. نویسنده این اقدامات را موجب ثبت فجایع به نام دولت در دل مسلمانان دانسته و هشدار میدهد که این وضعیت به هیجان عمومی در تمام بلاد منجر خواهد شد. در پایان، با استناد به یک بیت شعر، بر لزوم اعاده مشروطیت برای علاج مفاسد تأکید شده و موافقت صادقانه با ملت را راهی برای رفع مفاسد و ایجاد رفاه و آسایش عمومی معرفی میکند.

تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت و براندازی محمدعلی شاه قاجار
متن با خطاب به سروران ملی و امرای بختیاری آغاز میشود. در ادامه، به دریافت تلگراف اطمینانبخش اشاره شده و وضعیت کشور در خطر توصیف میشود. سپس بر لزوم حفظ قوای ملی، حراست از مجلس، عدم پذیرش ضمانت مشروطیت از بیگانگان، سلب قدرت استبدادی و اجرای حکم الهی بر مفسدین تأکید میگردد.

هدف از تأسیس مشروطه و مجلس شورا و دلیل حمایت علما از آن
متن با اشاره به موافقت و مخالفتهای موجود با مجلس شورای ملی آغاز میشود و به سؤالات مکرر از شهرهای مختلف ایران درباره وجوب یا حرمت همراهی با آن پاسخ میدهد. در ادامه، نویسنده به این نکته اشاره میکند که پادشاهان برای حفظ مملکت به یاری و معاونت نیاز دارند و معاونین سلطان وظیفه حفظ جان و مال و ناموس مردم را بر عهده دارند. سپس، به انحراف معاونین سلطان از وظایف خود و تعدی به جان و مال مردم اشاره میکند و هدف اصلی از تأسیس مجلس شورا را حفظ حدود دولت و رعیت و حقوق عمومی مردم و ارشاد کسانی که از جاده عقل و شرع خارج میشوند، بیان میکند. در پایان، نویسنده به سوءاستفاده برخی افراد خبیث از عنوان مشروطه و آزادی برای ترویج کفر و الحاد اشاره میکند و این اقدامات را تلاشی برای بدنام کردن مجلس و منصرف کردن شاه و علما از آن میداند تا بتوانند به مقاصد ظالمانه خود دست یابند.

تایید حکم حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این فتوا در پاسخ به استعلامی از جمعیت اتحاد و ترقی ایرانیان در اسلامبول صادر شده است. در این فتوا، حکم حرمت پرداخت مالیات به گماشتگان محمدعلی شاه قاجار تأیید میشود. تأکید شده است که تا زمانی که مجلس شورای ملی بر اساس قانون اساسی سابق و متمم آن تشکیل نشود و نمایندگان ملت برای جلوگیری از تجاوزات و حیف و میل بیتالمال حضور نداشته باشند، وظیفه مسلمانان عدم تمکین از حکومت فعلی است. مخالفت با این حکم به منزله محاربه با شریعت و اطاعت از حکام کنونی به منزله اطاعت از عمال یزید دانسته شده است.


اظهار تعجب از سکوت و عدم همراهی علما و مردم اصفهان با مشروطهخواهان آذربایجان و خراسان
متن با ابراز تعجب از عدم همراهی مردم و علمای اصفهان با نهضت مشروطه در سایر نقاط ایران آغاز میشود. در ادامه، به اخبار هیجانانگیز از خراسان، لارستان و تصرف شهرهای آذربایجان توسط ملت اشاره شده و از مخاطبان اصفهانی پرسیده میشود که منتظر چه هستند. سپس، به ارسال یک جریده مصری حاوی شرح حال اصفهان و نیز حکمی از علمای بزرگ (از جمله سید اسماعیل صدر، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی) اشاره میشود که برای تنبه مردم اصفهان و تشویق آنان به همدستی با مشروطهخواهان آذربایجان، خراسان و طوالش فرستاده شده است. متن با سلام و درود پایان مییابد.

تبیین مشروطیت و ترجیح آن بر استبداد و جمهوریت
این مقاله با معرفی «مجلس شورای ملی» به عنوان نهادی برای کنکاش و مشاوره در امور ملی آغاز میشود و نقش آن را در ارتقاء دانش، بینش، سعادت، ثروت و استقلال ملت تبیین میکند. در ادامه، به اهمیت وجود قوه عاقله در اداره کشور و لزوم بیداری ملت برای مقابله با استبداد و ظلم میپردازد. سپس، به تشریح وظایف وکلای ملت در مجلس و نقش آن در حفظ ثروت و عزت کشور و جلوگیری از بیداد و غارت میپردازد. در بخش بعدی، سه نوع سلطنت (مستقله مستبده، مشروطه و جمهوریت) را معرفی کرده و مشروطه را به عنوان حد وسط میان استبداد مطلق و آزادی مطلق، برتر میداند. در پایان، بر نقش مجلس در ایجاد اتحاد و یگانگی میان دولت و ملت و حفظ کشور از دشمنان خارجی تأکید میکند.
درخواست خلع لباس و عنوان علمای مخالف مشروطیت
این متن با استناد به آیه قرآن، مشروطیت را عامل آسایش مردم و حفظ ملیت و اسلامیت میداند و نقش علما را در این زمینه حیاتی توصیف میکند. سپس به اخطار به علمایی میپردازد که ظاهراً عالم هستند اما باطناً حقوق ملت را ضایع کرده و اساس شریعت و مشروطیت را تخریب میکنند. در ادامه، از وزارت عدلیه درخواست میشود که هر عالمی که فساد و تقصیرش ثابت شد، ابتدا لباس و القاب روحانیت از او سلب شود و با عناوین عادی خطاب شود، سپس به مجازات برسد تا عبرتی برای دیگران باشد و جایگاه روحانیت از چنین افرادی مبرا بماند.
درخواست تسریع ورود ناصرالملك (نایبالسلطنه) به کشور
متن با اشاره به اهمیت جایگاه نیابت سلطنت و خالی ماندن آن آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان با ابراز انتظار از حضور ناصرالملک، درخواست تسریع در ورود او را از مقامات ذیربط مطرح میکنند. در پایان، از مخاطبان خواسته میشود تا با استفاده از نفوذ خود، از مجلس شورای ملی و هیئت وزرا بخواهند که ورود ناصرالملک را تسریع بخشند.
رد مخالفان مشروطه و لزوم تساوی حقوق شهروندان
متن با اشاره به اختلاف کلمه در مملکت و نقش جراید در شناسایی مخلان عدالت آغاز میشود. نویسنده بر این باور است که به جای شناسایی افراد مخل، باید علت اصلی اخلال را که همان جهل ملت است، ریشهیابی کرد. در ادامه، با ذکر حکایاتی از مستبدین و مخالفان مشروطه، جهل مردم را عامل اصلی پیشرفت مقاصد مستبدین معرفی میکند که با سوءاستفاده از مفاهیم دینی، مشروطه را مخالف اسلام جلوه میدهند. سپس به نقد تفسیر نادرست حدیث «الدّنیا سِجنُ المؤمِن و جَنةً الکافِر» میپردازد و بر لزوم حرکت از جهل به سوی علم تأکید میکند. در بخش پایانی، با استناد به قواعد فقهی مانند «الضروراتُ تُبیحُ المحظورات» و اصل «خیر کثیر»، لزوم پذیرش قانون مساوات در مشروطه را تبیین میکند و با لحنی کنایهآمیز از شیخ فضلالله نوری میپرسد که آیا برای نجات مملکت بیمار، حاضر به تجویز «شراب مساوات» نیستند و در نهایت، با بیان اینکه ملت برای حفظ خود نیازی به اجازه کسی ندارد، به پایان میرسد.
دلایل شرعی بودن قوانین مجلس شورا
در زمان استبداد، احکام به شرعی و عرفی تقسیم میشدند که احکام عرفی توسط مستبدین وضع میگردید. با تشکیل مجلس شورا و وضع قوانین، دیگر حکم عرفی در مقابل حکم شرعی وجود نخواهد داشت، زیرا قوانین مجلس احکام واجب و حرام شرعی را تغییر نمیدهند. این قوانین شامل دو دسته هستند: اول، اموری که شرعاً به طور کلی امر به آنها شده و جزئیاتشان به تصویب علما و عقلا بستگی دارد، مانند نظام وظیفه برای دفاع از مسلمین. دوم، اموری که ذاتاً مباح هستند اما برای حفظ نظام اسلامی، التزام به فعل یا ترک آنها ضروری است. در این موارد، تعیین مصادیق برای واجبات شرعیه بر اساس اقتضای زمان خواهد بود. همچنین، در بحث مالیات، وجوهی برای مصالح مسلمین مقرر شده و اگر کافی نباشد، مسلمین باید به هر نحو که علما و عقلا صلاح بدانند، آن را تأمین کنند. در صورت تعذر اجرای احکام اولیه شرعی به دلیل معاهدات، احکام ثانویه با تصویب علما جایگزین میشوند. بنابراین، هیچ حکم قانونی مجلس مخالف شرع نخواهد بود و وکلای مجلس نیز بر این باورند که قوانین مجلس مخالف شرع نیستند و تعیین مخالفت یا عدم مخالفت با شرع پیش از تصویب مجلس انجام میشود.
وجوب شرکت در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی
این فتوا با تأکید بر وجوب اهتمام به امر مشروطه آغاز میشود و هرگونه اخلال در آن را به منزله پیوستن به لشکر یزید بن معاویه میداند. در ادامه، با لحنی اضطراری، بر لزوم تسریع در فرستادن منتخبین تأکید شده و تأخیر در این امر را موجب خونریزی و غارت اموال معرفی میکند. در پایان، با سلام بر هدایتیافتگان، به اتمام میرسد.

تطابق مشروطیت با اسلام
متن با استناد به آیه قرآن، تمدن را مجموعهای از افراد بشر میداند که شریعت و قانون شیرازه آن است و بدون آن تمدن گسیخته میشود. سپس به اثبات این نکته میپردازد که شریعت اسلام، حاوی تمام دقایق تمدن و ضامن ترقی بشر است و احکام آن بر اساس مساوات، عدالت، حریت و اخوت جاری میشود. در ادامه، مشروطیت را حکمی از احکام شریعت اسلام معرفی میکند که استبداد و پیروی از هوای نفس را حرام میداند و با استناد به آیات و روایات، بر لزوم شورا در امور عامه و عدالت پیشوا تأکید میکند. در پایان، کسانی را که مشروطیت را مخالف دیانت اسلام میدانند، جاهل یا دارای غرض نفسانی معرفی کرده و از مسلمانان میخواهد که از اسلام در برابر این اتهامات دفاع کنند و اجازه ندهند راه ترقی اسلام مسدود شود.
نارضایی مردم شیراز از انتصاب علاءالدوله به حکومت فارس
متن با اشاره به فیوضات ملی و عیدی تازه برای ملت شیراز آغاز میشود. سپس به انتخاب علاءالدوله برای حکومت فارس بر اساس تلگرافات و استدعای کارکنان استبداد و ایادی قوام اشاره میکند و ابراز تعجب میکند که مخاطبان از سابقه ارتباط علاءالدوله با قوام بیخبرند. در ادامه، هیجان عمومی ملت، تعطیلی بازار و تحصن در تلگرافخانه را گزارش میدهد و از مخاطبان درخواست میکند که حکومت علاءالدوله را به حاکمی مقتدر و بیطرف تغییر دهند. همچنین، از آنها میخواهد که به تلگرافات جعلی مزدوران قوام که در کنسولخانه هستند، اعتنا نکنند و دستور فوری برای احضار پسران قوام که باعث اغتشاش در مملکت میشوند، صادر کنند. در پایان، تأکید میشود که در صورت عدم توجه به این درخواستها، مردم با تمام قوا در دفع استبداد مقاومت خواهند کرد و انتظار حفظ مملکت و اعاده امنیت با تعیین حاکم بیطرف و دفع ایادی استبداد را دارند.
چشمپوشی ملت ایران از حمایت انگلستان و روسیه از مبارزات آنان در راه استقرار مجدد مشروطیت
این مقاله با اشاره به معاهده ۱۹۰۷ روسیه و انگلستان و تقسیم ایران، به تحلیل اقدامات این دو دولت در قبال مشروطیت میپردازد. ابتدا به نقش روسیه در سرکوب مشروطه و حمایت از محمدعلی شاه اشاره میکند و سپس سکوت انگلستان را در این وقایع، نوعی حمایت از شاه تلقی میکند. در ادامه، نویسنده به طرح پیشنهاد برگزاری کنفرانسی با حضور نمایندگان ایران، روسیه و انگلستان برای حل و فصل اوضاع ایران میپردازد و با برشمردن پنج ضرر عمده این کنفرانس برای استقلال و حقوق ملی ایران، بر لزوم رد قاطع آن توسط ملت تأکید میکند. در پایان، مقاله به ملت ایران توصیه میکند که به هیچ وجه به حمایت دولتهای خارجی دل نبندند و با هوشیاری و قدرت قلب، خود برای احقاق حقوق ملیشان قیام کنند، زیرا هیچ دولتی نمیتواند به زور در امور داخلی ایران دخالت کند و هرگونه کنفرانس با تحریک روسیه، به ضرر آزادی ایران خواهد بود.
شرایط امکان مصالحه میان مشروطهخواهان و محمدعلی شاه و تبیین سیاست ریاکارانه روسیه و انگلستان
این تلگراف در پاسخ به سفارت انگلیس، ضمن ابراز امتنان از تلاشهای خیرخواهانه دولتین انگلیس و روس برای اعاده مشروطیت، به تبیین ریشههای اغتشاشات ایران میپردازد. تأکید میشود که این انقلابها ناشی از تلاش ملت برای دستیابی به آزادی و حقوق ملی و حرص درباریان بر غصب حقوق است. ملت ایران وفاداری خود را به سلطنت اعلام کرده و تنها خواهان استحکام مشروطیت، طرد فتنهگران و جلوگیری از خیانت درباریان در آینده است. همچنین، حفظ استقلال وطن از اهم تکالیف دینی مسلمانان دانسته شده و مداخله دول خارجی و لشکرکشی به ایران، عامل اصلی انقلاب و هیجان ملت معرفی میشود. در پایان، از دولتین انگلیس و روس درخواست شده تا با رعایت عدالت و حق همسایگی، از پایمال کردن احساسات ملت ایران خودداری کرده و نیروهای نظامی خود را از ایران خارج کنند، همانگونه که انگلیس نیروهای خود را از بوشهر بازگرداند.


گزارشی از وضع محافل مشروطهخواهان
نامه با ابراز تأسف از عدم پاسخگویی به نامه قبلی آغاز میشود. سپس به موضوع نگارش نامهای به خوانین اشاره میکند که قرار است پس از ارائه به اهالی کرمانشاه و رؤسای عشایر، نتایج آن بررسی شود. تأکید میشود که اگر این اقدامات مؤثر واقع نشود، نامههای بعدی نیز بیاثر خواهد بود. در ادامه، به اهمیت حفظ حوزه علمیه نجف پس از فوت آیتالله حاجی خلیلی تهرانی و لزوم آگاهسازی مردم اشاره میشود. نویسنده از خوشباوریهای گذشته انتقاد کرده و بیان میکند که دوره اکتفا به قول و لفظ گذشته است. در بخش دیگری، به فعالیتهای «انجمن اتحادیه طلاب» در نجف و تصمیم آنها برای عدم به رسمیت شناختن مأموران ایرانی در صورت عدم رعایت قانون مشروطیت اشاره میشود. همچنین، خبرهایی از فعالیتهای مشروطهخواهان ایرانی در استانبول به رهبری صباحالدین افندی و نگرانی آنها از استبداد در ایران و تأثیر آن بر عثمانیان ذکر میگردد. در پایان، نویسنده به تجاوزات روسیه در مرزها و اعتراض علمای نجف به کنسولها اشاره کرده و از مخاطب میخواهد که اخبار ایران و تبریز، وضعیت حاجی عطیه و اوضاع کرمانشاه در مورد مشروطه را به تفصیل گزارش دهد.
انتصاب سلطان احمد میرزا به سلطنت
متن با عرض تبریک و تهنیت به سلطان احمد شاه آغاز میشود. سپس به معافیت محمدعلی میرزا از سلطنت و انتصاب احمد شاه به سلطنت بر اساس مواد ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی در مجلس فوقالعاده ۲۷ جمادیالثانی در عمارت بهارستان اشاره میکند. در ادامه، واگذاری موقت نیابت سلطنت به عضدالملک تا زمان تشکیل پارلمان و تصمیمگیری نهایی بر اساس ماده ۳۸ قانون اساسی بیان میشود. در پایان، مجلس عالی از طرف ملت تبریکات خود را تقدیم کرده و برای سلطنت مشروطه احمد شاه و ترقی و سعادت کشور دعا میکند.
اعلام خلع محمدعلی شاه قاجار از سلطنت از سوی علمای کرمان
تایید خلع محمدعلی شاه از سلطنت و تبریک جلوس سلطان احمد شاه
متن با تبریک به سپهدار اعظم و سردار اسعد آغاز میشود. در ادامه، خلع محمدعلی میرزا از سلطنت به دلیل خیانتهای او به دین، دولت و ملت، از نظر شرعی و قانونی تأیید شده است. سپس، جلوس سلطان احمد شاه به سلطنت و نیابت سلطنت عضدالملک تبریک گفته میشود.


عدم موافقت مراجع تقلید با دولت شاپور بختیار و درخواست استقرار نظام اسلامی
متن با تکذیب قاطع ادعای حمایت مراجع از دولت بختیار آغاز میشود. سپس به جنایات این دولت در شهرهای مختلف و مسئولیت آن در قبال خونریزیها اشاره میکند. در ادامه، هرگونه موافقت با چنین دولتی را به معنای هدر دادن خون شهدا میداند و تنها یک نظام عادلانه اسلامی را که با مشورت مراجع و رجال سیاسی پاکدامن تشکیل شود و به اجرای احکام اسلام پایبند باشد، مورد تأیید قرار میدهد. در پایان، بر ادامه مبارزات تا رسیدن به این هدف مقدس تأکید شده و برای ملت مسلمان ایران و جهان آرزوی موفقیت و پیروزی نهایی میشود.

اعلام حمایت علمای خراسان از استقرار مجدد مشروطیت
متن با حمد و ستایش الهی آغاز میشود و به وضعیت آرام و بدون شرارت در خراسان اشاره دارد. سپس به اتفاق نظر تمامی طبقات جامعه، از علما و اعیان گرفته تا تجار و کسبه، در تشکیل انجمن و ترویج مشروطیت و احکام شرعیه الهیه میپردازد. در ادامه، تأکید میشود که هیچ عمل خلاف قاعده یا بینظمی رخ نداده و تنها راه حل، همکاری و مساعدت دولت است که پیش از این با وعدههای خود مردم را ساکت کرده اما به آنها عمل نکرده است. در پایان، بر وجوب دفاع از احکام شرعیه با جان و مال برای هر مسلمانی تأکید میشود.
رأی مثبت به جمهوری اسلامی در همهپرسی ۱۰ فروردین ۱۳۵۸
در پاسخ به استفتایی از اهالی قم درباره همهپرسی ۱۰ فروردین ۱۳۵۸ برای تعیین نوع حکومت ایران، ضمن اعلام اختیار مؤمنین در رأی دادن، بر اسلامی بودن انقلاب ایران و مسلمان بودن اکثریت مردم تأکید شده است. در ادامه، امیدواری خود را برای رأی دادن مؤمنین به «جمهوری اسلامی» که در آن نظام حق و عدل قرآنی حاکم خواهد بود، ابراز کرده و این اقدام را راهی برای اثبات اتحاد و همبستگی به جهانیان دانسته است.

تأیید مجلس شورای ملی، وجوب آموزش نظامی، تأسیس مدارس جدید و بانک ملی
این سند با طرح سؤالی درباره مشروعیت مجلس شورای ملی و وجوب تبعیت از آن آغاز میشود. همچنین در مورد مخالفت با مجلس و نسبت دادن مفاسد به آن، و نیز صدور احکامی در خصوص آموزش نظامی، تأسیس مدارس جدید و بانک ملی پرسش شده است. در پاسخ، محمدکاظم خراسانی بر لزوم موافقت و تأیید مجلس ملی تأکید میکند و آن را موجب حفظ اسلام و رفع ظلم میداند. او مفاسد نسبت داده شده به مجلس را افترا و مغلطه مستبدین میخواند و احکام مربوط به آموزش نظامی، تأسیس مدارس و بانک ملی را صحیح و صادر شده از خود تأیید میکند. عبدالله مازندرانی نیز بر لزوم تأیید مجلس تأکید کرده و نسبت دادن مفاسد به آن را ناشی از فساد عقیده مخالفان میداند. حاج میرزاحسین خلیلی نیز با تأیید مطالب فوق، بر عدم توجه به تشکیک مشککین تأکید میکند.



درخواست از کاردار عثمانی جهت راضی نمودن محمدعلی شاه برای افتتاح مجدد مجلس شورا
این نامه با ابراز ارادت به کاردار عثمانی آغاز میشود و به سابقه محرومیت ملت ایران از آزادی و مساوات در دوران استبداد اشاره میکند. سپس به اعطای قانون اساسی توسط مظفرالدین شاه و تأیید آن توسط محمدعلی شاه میپردازد، اما از کارشکنی مفسدین و خائنین در اجرای آن و مکدر شدن خاطر شاه از ملت گلایه میکند. در ادامه، به تعویق افتادن مکرر افتتاح مجلس شورای ملی و سنا و تضییقات وارده بر ملت توسط مفسدین اشاره شده و از کاردار عثمانی درخواست میشود تا این وضعیت را به اطلاع شاه برساند و برای احیای حقوق ملی و افتتاح مجلس شورا تلاش کند. در پایان، به ناامنیها، خسارات اقتصادی و وضعیت نابسامان ولایات مختلف اشاره شده و تأکید میشود که صبر ملت به سر آمده است. در حاشیه نیز جمالالدین افجهای بر اهمیت تشکیل مجلس شورا و مبارزه با استبداد برای حفظ استقلال مملکت تأکید کرده است.

اعلام بیعت مشروط با سلطنت ملک فیصل اول، پادشاه عراق
متن با ستایش خداوند و تمجید از ملک فیصل اول، پادشاه عراق، آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم بیعت و فرمانبرداری از او تأکید شده و نویسنده خود را از پیروان او معرفی میکند. در پایان، بیعت با ملک فیصل مشروط به وجود مجلس نمایندگان و استقلال عراق از سلطه اجنبی و آزادی در تصمیمگیریها اعلام میشود.

گزارش اقدامات انقلابی مشروطهخواهان بوشهری
گزارشی از پیروزی مشروطهخواهان در بوشهر ارائه شده است. در این گزارش، به تصرف دوایر استبدادی، تسلیم مأموران استبداد، برقراری امنیت و تشکیل حکومت قانونی ملی اشاره شده است. همچنین، از توقیف دریابیگی که از تهران برای حکومت بوشهر حرکت کرده بود، خبر داده شده و در پایان، دعای خیر برای مخاطبان ذکر شده است.

رأی مثبت به جمهوری اسلامی در همهپرسی ۱۰ فروردین ۱۳۵۸
متن با ابراز امیدواری به اینکه نظام جمهوری اسلامی آینده ایران، تجلیبخش انقلاب اسلامی و محققکننده عدالت، حق و قرآن باشد، آغاز میشود. در ادامه، بر اتکای این نظام به ولایت فقهای عادل و مجتهدین عامل تأکید شده است. در پایان، نویسنده اعلام میکند که به جمهوری اسلامی رأی خواهد داد و از عموم ملت مسلمان میخواهد که با ثبات قدم به وظایف اسلامی خود عمل کنند.

رد اصلاحیه علما بر متمم قانون اساسی و لزوم تجدیدنظر در آن
این نامه به انجمن ملی تبریز نوشته شده و به رد اصلاحیه علمای شیعه بر متمم قانون اساسی میپردازد. نویسندگان معتقدند که این اصلاحیه صلاحیت لازم برای تصویب در مجلس را ندارد و از مردم میخواهند که برای جلوگیری از عجله در تصویب، بازار را تعطیل نکنند. تأکید میشود که وکلای مجلس، به ویژه وکلای آذربایجان، تمام وقت خود را صرف بررسی و تکمیل قانون اساسی کردهاند و طولانی شدن این روند برای تصفیه قانون و تکمیل حقوق ملت، بهتر از عجلهای است که منجر به نتایج ناقص و تضییع حقوق مردم شود.
دستاوردهای امام خمینی در تاریخ اسلام و انقلاب اسلامی ایران؛ ویژگیهای مبرز ایشان
سخنرانی با اشاره به فضای حاکم بر جامعه پس از رحلت امام خمینی آغاز میشود و بر تعلق امام به همه مردم و عزادار بودن خانواده بزرگ اسلامی ایران و جهان تأکید میکند. در ادامه، دستاوردهای امام خمینی در انقلاب و تاریخ اسلام مورد بررسی قرار میگیرد و مهمترین آن، بازگرداندن اسلام به متن زندگی پس از انحطاط تحمیلی و طرد شدن از جوامع انسانی معرفی میشود. سخنران به برنامهریزی استکبار جهانی برای دور کردن ادیان الهی، به ویژه اسلام، از زندگی مردم اشاره میکند و نقش امام در بازگرداندن اسلام به جایگاه واقعی خود را برجسته میسازد. سپس، ویژگیهای شخصیتی امام از جمله استعداد، ایمان، شجاعت و مقاومت ایشان تشریح میشود و به نقش زمینه مناسب و حضور حوزه علمیه قم و شاگردان پرشور امام در پیشبرد اهداف ایشان اشاره میگردد. دوران خانهنشینی امام و تأثیر آن بر ساخت شخصیت ایشان، همچنین ورود امام به مبارزه از سال ۱۳۴۱ و دستیابی به پیروزی انقلاب در مدت هفده سال، از دیگر محورهای سخنرانی است. در بخش پایانی، اتکاء امام به مردم به عنوان یکی از مهمترین کارهای ایشان و حضور میلیونی مردم در صحنههای مختلف انقلاب و پس از رحلت امام، مورد تأکید قرار میگیرد. همچنین، نقش حاج احمد آقا خمینی در حفظ سلامت امام و اداره بیت ایشان ستوده میشود و در نهایت، پیام بیت امام مبنی بر شروع مجدد کارها و ساخت مزار امام توسط مردم اعلام میگردد.

بررسی انگیزه مهاجرت حاج شیخ فضل الله نوری و یارانش به حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با اشاره به شایعاتی مبنی بر تلاش برخی برای تخریب مجلس آغاز میشود و اقدامات انجام شده برای جلوگیری از بیاحترامی به اهل علم را توضیح میدهد. سپس به این نکته اشاره میکند که مردم، حاج شیخ فضلالله نوری را مخالف مجلس میدانستند که منجر به رفع غائله شد، اما برخی افراد همچنان به مخالفت ادامه دادند. در ادامه، نویسنده بر احترام به اهل علم تأکید میکند و از مهاجرت حاج شیخ فضلالله نوری و یارانش به حضرت عبدالعظیم (ع) با وجود تعهدات قبلی انتقاد میکند. متن با تأکید بر لزوم اتحاد و همدلی اهل علم برای حفظ مجلس و ضرورت بررسی انگیزه واقعی این مهاجرت به پایان میرسد.

بی اطلاعی مسئولان کشور از وظایف اصلی خود و منفعتطلبی آنها
متن با انتقاد از وکلای مجلس شورا آغاز میشود که به جای پرداختن به امور اصلی کشور، مشغول تعیین کمیسیون و مناصب داخلی هستند. سپس به وزرا اشاره میکند که همچون دوران استبداد، به دنبال کسب پول و منافع شخصیاند و ملت نیز تحت تأثیر سخنرانان بیمبالات و ریشسفیدان اصناف قرار گرفته است. نویسنده وضعیت ایران را در مقایسه با پیشرفت سایر ملتها رو به انحطاط میداند و به نقش مصلحانه انبیا و اولیا و علمای گذشته اشاره میکند. در ادامه، به فساد و نفاق برخی علمای تهران و به طور خاص ملا حبیبالله مجتهد کاشان میپردازد و او را در قتل و غارتهای نایب حسین شریک میداند. سپس به تفصیل وظایف هر یک از وزرای معارف، عدلیه، جنگ، داخله و امور خارجه را شرح میدهد و تأکید میکند که هر وزیر باید تخصص و آگاهی لازم در حوزه خود را داشته باشد. در پایان، مسئولیت تمام بدبختیها و پریشانیهای کشور را متوجه وزرا میداند و علت اصلی این وضعیت را موروثی بودن مناصب و عدم شایستهسالاری در انتخاب وزرا و علما عنوان میکند و برای اصلاح امور به قدرت الهی امید میبندد.
حمایت از مشروطهخواهان اصفهان
متن با ابراز خرسندی از اقدامات اسلامخواهانه صمصامالسلطنه بختیاری در اصفهان آغاز میشود که شامل اجرای احکام شرعی، براندازی حکومت ظالم، انجام وظایف عدالتخواهانه و تشکیل انجمن ایالتی است. در ادامه، از خداوند برای ایشان و مجاهدین اصفهان طلب یاری شده و از صمصامالسلطنه خواسته میشود که از مردم و مناطق اطراف حمایت کند. در پایان، آمادگی کامل برای هرگونه مساعدت مجدانه اعلام میشود.


تقدیر و تشکر از زحمات و مجاهداتهای مراجع مشروطهخواه نجف
متن با اشاره به نقش خون شهدا در برانگیختن غیرت پیشوایان دین آغاز میشود و به اهمیت شکرگزاری از نیکوکاران، به ویژه مراجع مشروطهخواه نجف، میپردازد. در ادامه، نویسنده بر عظمت خدمات این بزرگان در تاریخ اسلام تأکید میکند و وظیفه نمایندگان ملت را تشکر و سپاسگزاری از آنان در جهت استحکام مشروطیت و سعادت ملت میداند. در پایان، از وکلا درخواست میشود تا تشکرات صمیمانه خود را به مراجع نجف، به ویژه میرزا حسین طهرانی، ملا محمدکاظم خراسانی و آقا شیخ عبدالله مازندرانی، تقدیم کنند که با مجاهدتهای خود، سنن اسلام را احیا کرده و حقیقت دین مبین را در برابر اتهامات مغرضین روشن ساختند و ثابت کردند که شریعت اسلام با اصول تمدن و عدل محض سازگار است.
نوید بازگشت مشروطیت
این شعر با لحنی طنزآمیز و کنایهآلود، به وضعیت مشروطیت پس از به توپ بسته شدن مجلس میپردازد. در ابتدا، با تشبیه مشروطیت به فردی که از دنیا رفته، دعوت به برگزاری مجلس فاتحه و مراسم عزاداری برای آن میکند. در ادامه، با برشمردن آداب و رسوم مجالس ترحیم، به ظاهر به سوگواری برای مشروطه میپردازد، اما در پس این ظاهر، امید به بازگشت آن و انتقاد از وضعیت موجود را پنهان کرده است. در بخش پایانی، با اشاره به فداکاریهای مردم تهران، گیلان و تبریز، به نوعی به مبارزات مشروطهخواهان اشاره میکند و در نهایت، با تغییر لحن و ذکر «لعنه الله علی مشروطه» از زبان یک واعظ، به نقد مخالفان مشروطه میپردازد و در پایان دوباره با «رحمه الله علی مشروطه» به امید بازگشت آن اشاره میکند.
انتقاد و اظهار تاسف از غفلت و ناآگاهی مشروطه خواهان
متن با طرح این پرسش که «بالون ملت ایران به کجا میرود؟» آغاز میشود و به بررسی وضعیت نابسامان کشور در نتیجه نفوذ دولتهای خارجی (روسیه و انگلستان) و استقراضهای بیرویه میپردازد. در ادامه، به نقش علمای عتبات عالیات در آگاهیبخشی و تلاش برای اصلاح امور اشاره میکند، اما بیان میدارد که به دلیل دوری از مرکز و عدم نفوذ کلام، صدایشان به جایی نرسیده است. سپس، به آغاز نهضت مشروطه و امیدواریهای اولیه برای وضع قانون و اصلاحات اشاره میکند، اما بلافاصله به انحراف مشروطه توسط شاه (محمدعلی شاه) و سوءاستفاده ریاستطلبان و عوامفریبان میپردازد. متن با انتقاد شدید از غفلت مشروطهخواهان و نفوذ استبدادطلبان در لباس مشروطهخواهی ادامه مییابد و هشدار میدهد که این روند به خانه خرابی منجر خواهد شد. در پایان، با مقایسه قوانین شریعت اسلام و قوانین وضعی، نتیجه میگیرد که اگر شریعت الهی نیز به دلیل منافع شخصی نادیده گرفته میشود، قوانین بشری نیز به سرنوشت مشابهی دچار خواهند شد و استبداد در شکلی جدید ادامه خواهد یافت.
.jpeg&w=3840&q=75)
وظایف طبقات چهارگانه جامعه
متن با اشاره به اهمیت روزنامهخوانی در میان مردم، هدف خود را نگارش مقالهای برای نفع عمومی و تشخیص و درمان «مرض» ایران معرفی میکند. نویسنده وضعیت ایران را به جسمی بیمار تشبیه کرده و با استعاره از «داروی بیهوشی» و «نوشداروی مجلس شورای ملی»، بیداری مردم را پس از دوران استبداد بیان میکند. سپس، جامعه ایران را به چهار عنصر آب (علما)، آتش (سلاطین)، باد (تجار) و خاک (رعیت) تشبیه کرده و وظایف هر طبقه را بر اساس این استعارهها شرح میدهد. در ادامه، به انحراف هر طبقه از وظیفه اصلی خود در دوران پیش از مشروطه و وضعیت فعلی اشاره میکند؛ علما را به دلیل جنبش اخیرشان میستاید، سلاطین را به دلیل سوزاندن مردم در دوران استبداد نکوهش میکند، تجار را به دلیل وارد کردن «کثافات» از فرنگ مورد انتقاد قرار میدهد و رعیت را نیز به دلیل عدم بازدهی کافی در برابر اربابان، از مسیر اصلی خود منحرف میداند.
زیانهای استبداد و فواید مشروطیت
این متن در پاسخ به سؤالات حاجی یوسف آقا تاجر تبریزی درباره مشروطیت، ابتدا به تعریف سلطنت مطلقه و مشروطه میپردازد. سلطنت مطلقه را حکومتی خودسرانه و بدون قید و قانون معرفی میکند که در آن پادشاه یا حاکم هر کاری بخواهد انجام میدهد و مردم هیچ اختیاری ندارند. در مقابل، سلطنت مشروطه را حکومتی میداند که پادشاه یا حاکم مقید به قانون شرع و قرارداد عقلا است و همه مردم در برابر قانون برابرند. سپس به تبیین کارکرد و فواید مجلس شورا میپردازد و با استناد به آیات قرآن و سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع)، مشورت را از اصول اسلام میداند. در ادامه، به تفصیل به مشکلات و مفاسد ناشی از استبداد در ایران اشاره میکند که شامل فساد اداری، ظلم به رعایا، غارت اموال عمومی، ضعف نظامی، وابستگی اقتصادی به بیگانگان و از دست رفتن عزت ملی است. در پایان، مردم را به سه دسته تقسیم میکند: علمای دلسوز که مشروطیت را راه نجات میدانند، تجار و رعایا که اجمالاً فواید آن را درک کردهاند، و مستبدان و رشوهخواران که مخالف مشروطیت هستند. متن با تأکید بر ضرورت حفظ اسلام و ایران و با اشاره به حدیث «حب الوطن من الایمان» به پایان میرسد و از خداوند برای نابودی ظالمان طلب یاری میکند.
تأکید مجدد بر تشکیل مجلس شورا و تحریم مالیات به دولت
این نامه با تأکید بر صحت احکام پیشین صادر شده از سوی نویسندگان مبنی بر وجوب اهتمام به مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی و حرمت پرداخت مالیات به حکام فعلی، هرگونه ادعا مبنی بر نسخ این احکام از سوی خود یا آیتالله حاج میرزا حسین خلیلی را تکذیب میکند. در ادامه، مشروطیت را نعمتی عظیم برای جلوگیری از ظلم و حفظ اسلام معرفی کرده و صدور حکمی مغایر با آن را غیرممکن میداند. در پایان، از مخاطب میخواهد که این مطالب را به اطلاع عموم مسلمانان برساند تا با اتحاد و تلاش، احکام الهی اجرا شود و جان، آبرو و اموال مسلمانان حفظ شده و ممالک اسلامی از تسلط کفار مصون بماند.


حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه و عدم همکاری با آن
این فتوا که توسط انجمن سعادت ایرانیان به اتباع ایران مقیم خارج ابلاغ شده، بر حرمت پرداخت مالیات به مأموران محمدعلی شاه و هرگونه همکاری با او تأکید میکند. دلیل این حکم، عدم تشکیل مجلس شورای ملی و ظالم بودن شاه عنوان شده است. این فتوا، ادامه احکام پیشین صادر شده در این زمینه است.


عدم تأمین جانی مشروطهخواهان
این تلگراف با اشاره به تلاشهای یکساله مشروطهخواهان برای حفظ استقلال وطن و فداکاریهای صورتگرفته، به اعلام مشروطیت و اجازه افتتاح پارلمان از سوی دولت پس از تجدید کابینه اشاره میکند. با وجود این اعلام، مشروطهخواهان به محض اطمینان از نمایندگان دولتهای روس و انگلیس، خلع سلاح کرده و منتظر اجرای وعدهها شدند. اما با نظامی شدن حکومت تهران، توقف مجامع و پناهنده شدن برخی مشروطهطلبان، امیدها به یأس تبدیل شده است. در پایان، هیئت مشروطهطلبان قزوین اعلام میکند که از این پس برای حفظ جان و مال برادران خود و استقلال وطن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد و هر اتفاقی بیفتد، تقصیر درباریان است.
دعوت از مردم عراق برای افشای جنایات صدام حسین و تلاش در جهت سرنگونی وی و ایجاد حکومت مردمی در آن کشور
متن با حمد و ثنای الهی و سلام بر اهل بیت آغاز میشود. سپس با لحنی حماسی، مردم مظلوم عراق را خطاب قرار میدهد و به سابقه مبارزاتی و دینی آنان اشاره میکند. در ادامه، به تجاوز صدام حسین به کویت و جنایات او علیه مردم عراق، به ویژه شیعیان، میپردازد و او را سگی هار و طرد شده از سوی مستکبران توصیف میکند. متن این وضعیت را فرصتی طلایی برای مردم عراق میداند تا جنایات صدام را افشا کرده و انتقام خونهای ریخته شده را بگیرند. در پایان، سه وظیفه اصلی برای مردم عراق در جهت نابودی رژیم صدام برمیشمرد: از بین بردن موانع درونی، افشای تبلیغاتی جنایات رژیم و تأکید بر رهایی از طریق تمسک به اسلام، و تلاش برای جلوگیری از ظهور طاغوتی دیگر و اقامه حکومت الهی در عراق.

ابهام و تردید در تأسیس حزب رستاخیز و غیرقانونی بودن اقدام شاه در وادار کردن مردم به پیوستن به آن
متن با اشاره به سابقه بدعهدی حکومتها از مشروطه تاکنون، به تردید و نگرانی مردم نسبت به پدیدههای نوظهور، بهویژه احزاب دولتی، میپردازد. سپس به مسئله حزب رستاخیز و دعوت اجباری مردم به آن اشاره میکند که بدون تبیین اهداف مشخص، موجب شک و سؤال در افکار عمومی شده است. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر لزوم تدبر و اطمینان در امور مبهم و مجهولالعاقبه تأکید میشود و از شتابزدگی در اجرای این طرح انتقاد میکند. نویسنده بیان میکند که ایمان و عقیده با اجبار و تهدید حاصل نمیشود و این روش نه تنها فاصله مردم و دولت را کم نمیکند، بلکه آن را افزایش میدهد. در پایان، این اقدام را مغایر با منشور ملل و قانون اساسی میداند که حق انتخاب آزادانه را به مردم میدهد و تأکید میکند که دعوت به حزب تنها زمانی موجه است که اهداف و اساسنامه آن مطابق با موازین اسلام و مصالح عمومی باشد.
تمجید از پیشگامی و پایداری مردم آذربایجان در استقرار و بازگشت مشروطیت

درخواست ابطال انتخابات کرمان، رفع ظلم و اجازه تشکیل انجمن محلی
متنی از علمای کرمان به علمای آذربایجان، وضعیت بحرانی کرمان را به دلیل عدم توجه مجلس مرکزی به درخواستهای مردم برای ابطال انتخابات گذشته و تشکیل مجلس محلی شرح میدهد. نویسندگان با اشاره به تحصن شش روزه مردم در تلگرافخانه و خطرات ناشی از آن، از علمای آذربایجان درخواست کمک و تأیید برای احقاق حقوق مردم کرمان و جلوگیری از تضییع حقوق یک میلیون نفر از اهالی این منطقه را دارند.
وجوب اهتمام در استقرار مجدد مشروطیت
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و ائمه اطهار آغاز میشود. سپس به وجوب اطاعت از احکام صادر شده از سوی مراجع نجف اشرف و سایر علمای اسلام در خصوص استحکام پایههای عدالت و تأسیس مشروطیت و عدم جواز مخالفت با آن اشاره میکند. در پایان، نویسنده خود را «احقرالطلاب و المحصلین» معرفی میکند.
مشروعیت مشروطیت و عدم انتساب هرج و مرج و بینظمی به آن
این تلگراف در پاسخ به مشیرالسلطنه و عینالدوله، به دفاع از مشروطیت و رد اتهامات بیدینی و هرج و مرجطلبی علیه مشروطهخواهان میپردازد. نویسنده با اشاره به فتاوای مراجع نجف اشرف در وجوب مشروطه، تأکید میکند که مشروطه به معنای دخالت عقلای ملت در مقدرات کشور است و نه نفی احکام دینی. همچنین، ضمن پذیرش برخی رفتارهای بیرویه از سوی مشروطهخواهان، اقدامات مغرضانه برخی مردان خودپسند را عامل اصلی بیقاعدگیها و خونریزیها میداند. در پایان، با تأکید بر عدم یاغیگری ملت و وجوب استقلال سلطنت اثنیعشری، خواستار ارائه راه حلهای منطقی به جای خونریزی و اقدامات خشونتآمیز میشود و پیشنهاد تجدید انتخابات و اصلاح قانون اساسی را مطرح میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
بشارات ظهور مجلس شورا در اخبار و روایات
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و آل او آغاز میشود. سپس نویسنده، شیخ حسین اهرمی بوشهری، رسالهای عربی با عنوان «احیاء الملة» را معرفی میکند که به رؤسای مجلس شورای ملی اسلامی و به ویژه سید محمد طباطبایی تقدیم شده است. در ادامه، نویسنده با استناد به روایات و اخبار، قیام مشروطهخواهان و تشکیل مجلس شورا را از علائم ظهور امام زمان (عج) میداند و آن را با خروج قومی از مشرق که حق را مطالبه میکنند و در نهایت آن را به صاحبالزمان (عج) واگذار میکنند، تطبیق میدهد. نویسنده به انقراض دولت صفویه و ظهور دولتهای مستبد بعدی اشاره کرده و مجلس شورا را به دلیل ماهیت غیرمستبدانه و مشورتی آن، مصداق روایات مربوط به قیام حقطلبانه میداند. در ادامه، با اشاره به شهادت برخی از سادات و طلاب در راه تأسیس مجلس و حمایت مردم آذربایجان، این وقایع را تأییدی بر روایات ظهور میشمارد. نویسنده همچنین با استناد به آیه «یا أیُهاالذینَ امَنوا مَّن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوم یُحِبُّهُم و یُحِبُّونَهُ» و تفاسیر مربوط به آن، مجلس شورا را مصداق این قوم میداند که بر ضد مرتدین زمانه قیام کردهاند. در پایان، با تأکید بر فضیلت مشاوره و دوری از استبداد، از مجاهدین میخواهد که با احیای ملت، مقدمهساز ظهور امام زمان (عج) باشند.
پیشنهاد تشکیل هیأت منتخب جهت تدوین متمم قانون اساسی
متن با اشاره به وضعیت گذشته ایران که مردم از حقوق انسانی محروم بودند و تغییر این وضعیت با مشروطیت آغاز میشود. سپس به هرج و مرج موجود اشاره میکند که ناشی از اختلاف بین ملت و پادشاه است. در ادامه، پیشنهاد تشکیل هیئتی متشکل از پنج وکیل امین و سه نفر از رجال منتخب پادشاه را مطرح میکند تا با بررسی قوانین سایر کشورها، حدود و حقوق سلطنت و ملت را مشخص کنند. در پایان، با اشاره به مکاتباتی از آذربایجان و خطر ارومیه، بر لزوم اقدام فوری تأکید میشود.
هشدار نسبت به درخواستهای مشروطهخواهان متحصن در سفارت عثمانی
این نامه با ابراز فروتنی و انکسار، از طریق سفارت انگلیس به وزرای مختار دولتهای دوست ارسال شده است. در این نامه هشدار داده میشود که اگر متحصنین در سفارت عثمانی بخواهند بر خلاف قانون اساسی، مشروطیت را تجدید کرده و مجلس پارلمان تشکیل دهند، حتی اگر در یک کلمه با قانون اساسی اختلاف داشته باشند، مورد قبول ملت ایران نخواهد بود. تأکید میشود که تمام جزئیات و کلیات باید مطابق با قانون اساسی باشد که تمام فصول آن به تأیید شاه رسیده است.
علل استبداد پذیری ایرانیان
متن با اشاره به رنجهای ناشی از استبداد آغاز میشود و نویسنده از اینکه اکنون میتواند آزادانه از عدالت سخن بگوید، ابراز خرسندی میکند. در ادامه، به نقد مفهوم «آزادی دادن» میپردازد و آن را به معنای توبه از گناهان گذشته ملت در برابر استبدادگران تعبیر میکند. سه تقصیر اصلی ملت در پذیرش استبداد را برمیشمارد: اول، واگذاری آزادی به خودخواهان و حمایت بیدریغ از آنان؛ دوم، بیتوجهی به ارباب کمال و هنرمندان و همراهی با بیهنران که منجر به محو هنر و پذیرش بندگی شد؛ و سوم، ترجیح نفع شخصی بر نفع عمومی. در پایان، با تأکید بر شعار «رنج خود و راحت یاران طلب»، از مردم و سپس از امراء میخواهد که نفع عمومی را بر نفع شخصی مقدم بدارند تا رفاه و نظم در کشور برقرار شود و شرف در خدمت به ملت حاصل گردد.
ابراز نگرانی از عدم پیشرفت مشروطه به سبب مخالفت محمدعلی شاه قاجار
این نامه با ابراز نگرانی از وضعیت مشروطه در تهران آغاز میشود و به دریافت نامههایی از تهران اشاره دارد که حاکی از دلتنگی اعضای دارالشورای ملی از عدم پیشرفت امور مشروطه و عدم همراهی محمدعلی شاه قاجار است. این وضعیت باعث تشویش اهالی تبریز، تعطیلی بازار و ایجاد هنگامه شده است. در ادامه، به هیجان عمومی ناشی از این اخبار اشاره میشود و از اعضای انجمن تبریز درخواست میشود که برای مخابره و مشاوره حضوری در تلگرافخانه حاضر شوند. در پایان، از حججالاسلام تهران نیز درخواست میشود که در این جلسه حضور یابند تا مشورتهای لازم صورت گیرد.
مخالفت مذهب و علمای شیعه با استبداد و مستبدان
زینهار به دولتمردان، نمایندگان و نظامیان ایران جهت دفاع از کشور و مردم
متن با استناد به آیه قرآن، وضعیت ایران را مظلومانه توصیف میکند و از همه اقشار جامعه میخواهد برای رفع ظلم و دفع ظالم متحد شوند. سپس با اشاره به خطراتی که از چهار سو ایران را تهدید میکند، از علما، امرا، وزرا، وکلا، ملت و دولت میخواهد که با غیرت و مردانگی برای دفاع از اسلام و وطن قیام کنند. در ادامه، جوانان و مادران را به جهاد و فداکاری فرامیخواند و به وضعیت اسفبار آذربایجان و زنان ایرانی اشاره میکند. متن با هشدار درباره عواقب استبداد و تشویق به جانفشانی در راه مشروطیت، از وکلا میخواهد که به جای منافع شخصی، به فکر خدمت به ملت باشند و در نهایت، با فراخوانی انقلابیون و آزادیخواهان، خواستار نابودی استبداد و پایداری مشروطه میشود.
آرزوی استقرار مجدد مشروطیت و ایجاد امنیت و رفاه در کشور
متن با طرح پرسشی از وضعیت نابسامان ایران در دوران مشروطه آغاز میشود. به مسدود شدن راهها، عدم تجارت، فقر کسبه و مردم تبریز اشاره شده و از مخاطب خواسته میشود تا تکلیف حمایت از یکی از طرفین را مشخص کند. در پاسخ، تأکید میشود که مشروطه شدن دولت، ظلم و استبداد حکام را کاهش داده و موجب آسودگی مردم خواهد شد. فسادها، تلفات جانی و مالی نیز نتیجه استبداد دانسته میشود.

لزوم رعایت موازین مشروطیت و همکاری مجلس و شاه
سخنرانی با انتقاد از وضعیت مجلس و وکلای آن آغاز میشود که به دلیل ترس، آنچه را میدانند بیان نمیکنند. در ادامه، بر ضرورت همراهی سلطنت با مجلس تأکید شده و یادآوری میشود که قانون مشروطه توسط پادشاه پیشین امضا شده است. هشدار داده میشود که در صورت عدم وجود مجلس، ایران توسط روسیه و انگلیس تقسیم خواهد شد. سپس، اطرافیان شاه مقصر اصلی وضعیت موجود معرفی شده و از افزایش ظلم حکام و ناامنی راهها پس از تشکیل مجلس انتقاد میشود. در پایان، بر لزوم عمل به لوازم مشروطیت تأکید شده و وضعیت فعلی را مغایر با مفهوم واقعی مجلس و مشروطگی دانسته و از وزرایی که مانع پیشرفت مجلس میشوند، انتقاد میکند.

لزوم تشکیل دولت جدید در عراق برای عبور از بحران سیاسی، اقتصادی و امنیتی؛ محکومیت طرح جدید اشغالگری اسرائیل و بازپسگیری اراضی اشغالی و تأسیس کشور مستقل فلسطینی
این بیانیه با اشاره به چهار ماه اعتراضات مردمی در عراق و خشونتهای اعمال شده علیه معترضان، استفاده از خشونت را محکوم میکند و در عین حال اقدامات خرابکارانه برخی معترضان را نیز رد میکند. در ادامه، بر لزوم تسریع در تشکیل دولت جدیدی که مورد اعتماد مردم باشد و بتواند انتخابات آزاد و شفاف برگزار کند، تأکید میشود. با توجه به اختلافات سیاسی، رجوع به آرای عمومی از طریق انتخابات زودهنگام برای تعیین سرنوشت کشور و حفظ حاکمیت و استقلال آن ضروری دانسته شده است. در پایان، طرح جدید اشغالگری اسرائیل در فلسطین به شدت محکوم و بر حمایت از مردم فلسطین برای بازپسگیری اراضی اشغالی و تشکیل کشور مستقل تأکید میشود.

مخالفت با اصل دوم متمم قانون اساسی
متن با اشاره به بحثهای جاری در مجلس شورای ملی و سنا درباره الحاق مادهای جدید به نظامنامه قانون اساسی آغاز میشود. این ماده پیشنهادی، تشکیل هیئتی پنج نفره از علمای طراز اول را برای نظارت بر قوانین مجلس و تأیید شرعی آنها الزامی میداند. موافقان این طرح، دلیل خود را لزوم عدم مخالفت قوانین با شرع میدانند و معتقدند تشخیص این امر تنها بر عهده علما است. در ادامه، متن به نقد این دیدگاه میپردازد و دو گروه مخالف را معرفی میکند: گروهی که تشکیل چنین هیئتی را غیرضروری میدانند و گروهی که آن را مضر میشمارند. نویسنده با استناد به سخنان تقیزاده، استدلال میکند که وجود شرط عدم مخالفت با شرع در خود نظامنامه، نیاز به هیئت جدید را مرتفع میسازد. سپس به ایراداتی که بر این دیدگاه وارد میشود (مانند تعویق در تصویب قوانین) پاسخ میدهد و راهکاری مشابه مجلس شورای قوانین مصر را پیشنهاد میکند که در آن، پیش از طرح قوانین در مجلس، افکار عمومی و علما از طریق جراید در جریان قرار میگیرند. در بخش دیگری، نویسنده با طرح این پرسش که آیا تجار و کسبه نیز باید سنای مخصوص خود را داشته باشند، به این نتیجه میرسد که وکلای هر صنف در مجلس، حافظ حقوق آن صنف هستند و وکلای علما نیز میتوانند حافظ شرع باشند. در نهایت، قوانین را به دو دسته موضوعات و احکام تقسیم میکند و استدلال میکند که در موضوعات، نیازی به نظر علما نیست و در احکام نیز تنها موافقت یک مجتهد کافی است و نه هیئتی پنج نفره، و انتخاب مجتهد نیز باید بر اساس تشخیص خود مقلد باشد نه انتخاب دیگران.
دلایل مشروع نبودن سلطنت محمدعلی شاه و بیلیاقتی سلسله قاجاریه
اعلام حمایت از مجلس شورا
متن با اعلامیهای خطاب به عموم مردم ایران آغاز میشود. در ادامه، با تأکید بر حفظ جان، مال و آبروی مسلمانان و تقویت دین اسلام، مخالفت با مجلس شورای ملی را به منزله محاربه با امام زمان (عج) معرفی میکند. در پایان، این اعلامیه با امضای جمعی از علما به اتمام میرسد.


اعلام غیرقانونی بودن دولت، مجلس و سلطنت پهلوی و مجرم بودن سران رژیم شاه، تشکیل دولت انقلاب و درخواست پیوستن سران ارتش به مردم
سخنرانی با ابراز همدردی با خانوادههای داغدار انقلاب آغاز میشود و به بررسی ریشههای مصیبتهای ملت میپردازد. در ادامه، سلطنت پهلوی از ابتدا غیرقانونی اعلام میشود، زیرا مجلس مؤسسان با زور سرنیزه تشکیل شده و حق تعیین سرنوشت نسلهای آینده توسط نسلهای گذشته نفی میگردد. سپس، دولت و مجلسهای ناشی از این سلطنت نیز غیرقانونی شمرده میشوند و مسئولان آنها مجرم شناخته میشوند. در بخش بعدی، به خیانتهای محمدرضا پهلوی در حوزههای اقتصادی (اصلاحات ارضی و وابستگی به خارج)، فرهنگی (عقبماندگی دانشگاهها و ترویج فحشا) و سیاسی (وابستگی به آمریکا و پایگاههای نظامی) اشاره میشود. در پایان، بر لزوم ادامه نهضت تا سرنگونی کامل رژیم تأکید شده و از ارتش خواسته میشود که به ملت بپیوندد و مستقل باشد. همچنین از بخشهایی از ارتش که به مردم پیوستهاند، تشکر میشود و هدف از این اقدامات، تشکیل دولت و مجلس بر اساس آرای مردم و حفظ یک نظام قدرتمند ملی عنوان میگردد.
.jpeg&w=3840&q=75)
تایید مشروطه و رد نظرات علمای منتقد و مخالف

بهانه ندادن به دولتهای خارجی برای وارد کردن نیروهای نظامی به کشور به عناوین گوناگون
متن با اشاره به اقدامات روسیه برای مرعوب ساختن ملت ایران و حمایت از استبداد آغاز میشود. سپس دو راهکار برای مقابله با این اقدامات پیشنهاد میکند: مقاومت مسلحانه مانند ستارخان در تبریز و اعتراض جدی از سوی ایرانیان داخل و خارج کشور، به ویژه روحانیون. در ادامه، به وضعیت جنگ بین مستبدین و مشروطهخواهان در خراسان اشاره میکند و از نادانی مردم بوشهر و اقدامات انگلستان در آنجا انتقاد میکند که بهانهای برای دخالت روسیه در خراسان و سایر مناطق شده است. نویسنده سکوت ملت را عامل بدتر شدن اوضاع میداند و معتقد است دولتیان به دنبال دخالت خارجی هستند. راه حل را در تصرف تهران و دایر کردن مجلس میداند و هشدار میدهد که تعلل در این امر پشیمانی به بار خواهد آورد. در پایان، به خطر ورود نیروهای نظامی خارجی به ایران اشاره میکند و بیان میدارد که ورود هر تعداد قزاق روس، بهانهای برای ورود نیروهای بیشتر از سوی سایر کشورها خواهد شد و به همکاری آلمان، اتریش و عثمانی در مسائل ایران اشاره میکند.
اظهار امیدواری نسبت به استقرار مجدد مجلس شورای ملی
متن با ابراز همدردی با پناهندگان سفارت عثمانی در تهران آغاز میشود. در ادامه، امیدواری به عنایت شاهنشاه ایران، اتحاد جامعه اسلامی و نیات حسنه سفارت عثمانی بیان شده و برای تحقق آرزوی ایرانیان و انعقاد فوری مجلس شورای ملی در تهران دعا میشود. در پایان، ابراز امیدواری شده است که نعمت مشروطیت، که به دلیل سوءقصد خائنان به تعویق افتاده بود، به زودی در تهران نیز مانند آذربایجان و گیلان و سایر نقاط ایران، به همت پیشوایان دین و برادران غیور، برقرار شود و همگان در این امر همآواز گردند. متن با شعار «پاینده باد دین اسلام و آزادی» به پایان میرسد.
درخواست تشکیل مجدد مجلس شورا از محمدعلی شاه قاجار و تهدید وی به حرکت به سمت ایران



عدم رسمیت پادشاهی محمد علی شاه به دلیل نقض سوگند
این نامه با اشاره به سوگندشکنی محمدعلی شاه قاجار، او را فاقد مشروعیت برای پادشاهی میداند و از سلب اطمینان ملت از او سخن میگوید. در ادامه، با لحنی تهدیدآمیز، از مجلس میخواهد که پاسخ صریح دهد و هشدار میدهد که در صورت عدم پاسخ، پنجاه هزار نفر برای جانفشانی عازم تهران خواهند شد.
تشکر از مظفرالدین شاه قاجار به مناسبت صدور فرمان مشروطه و درخواست گشایش مجلس شورای ملی
متن با حمد و ثنای الهی و شکرگزاری از امام عصر (عج) و پادشاه آغاز میشود و صدور فرمان مشروطه را طلوع آفتاب سعادت ایرانیان میداند. در ادامه، استقلال سلطنت را وابسته به ثروت و تربیت ملت و تربیت ملت را وابسته به استقلال سلطنت معرفی میکند. سپس، تشکیل مجلس شورای ملی را برای حفظ اسلام و تقویت سلطنت ضروری دانسته و از دولت به دلیل پذیرش این استدعا قدردانی میکند. در پایان، با ابراز مسرت از تشکیل مجلس شورای ملی، از پادشاه تشکر کرده و خواستار تکمیل تعداد وکلا از سراسر کشور و تسریع در فعالیت مجلس برای استحکام مبانی سلطنت و استقرار حقوق ملت میشود.
عدم مخالفت مشروطهخواهان با سلطنت و پرهیز از رویارویی محمدعلی شاه با آنها
این نامه با یادآوری بدعهدیهای دولت در قبال وعدههای داده شده به نمایندگان اروپایی و ملت، به سفیر ایتالیا مینویسد که مردم از بازگرداندن حقوق خود ناامید شدهاند. در ادامه، با استناد به احکام مراجع نجف اشرف، به کوتاه شدن دست حکام از امور اشاره میکند و وضعیت گیلان را نمونهای از این امر میداند. سپس از سفیر میخواهد که به شاه اطلاع دهد که مردم با شخص او مخالفتی ندارند و تنها خواهان بازگرداندن حقوق ملت هستند و نباید به سخنان مفسدین گوش دهد تا از خونریزی و زحمت مردم جلوگیری شود. در پایان، برقراری امنیت و آسایش در گیلان و حفظ حقوق اهالی داخلی و خارجی را تأکید میکند.
معرفی بیست نفر از علما و مجتهدین طراز اول به مجلس شورا (به موجب اصل دوم متمم قانون اساسی)
این نامه به مجلس شورای ملی، با استناد به اصل دوم متمم قانون اساسی، بیست نفر از مجتهدین عادل و آگاه به مقتضیات زمان را برای نظارت بر عدم مغایرت قوانین مصوب با احکام شرعی معرفی میکند. در ابتدا به اهمیت این اصل به عنوان روح سیاست اسلامی و حافظ سعادت کشور اشاره شده و سپس توضیح داده میشود که به دلیل دشواری حضور برخی از این علما در تهران، به معرفی اسامی اکتفا شده است. در ادامه، اسامی علمای معرفی شده از شهرهای مختلف از جمله نجف، مشهد، تهران، اصفهان، تبریز، شیراز، یزد، قم، همدان، سلطانآباد و گلپایگان ذکر میشود. در پایان، وظیفه اصلی ناظران منتخب، تطبیق قوانین سیاسی با احکام شرعی دانسته شده و تأکید میشود که امور مالیه و قوانین قضایی از حیطه وظایف این هیئت خارج است و وظیفه مجلس در این موارد، تنها تعیین کیفیت ارجاع و اجرای احکام شرعی است.


اعلام خلع محمدعلی شاه از سلطنت و به سلطنت رساندن سلطان احمد میرزا ولیعهد و نایبالسلطنگی عضدالملك میرزا قاجار
با توجه به وضعیت نابسامان کشور و عدم امکان بازگرداندن نظم و امنیت بدون تغییر سلطنت، و از آنجا که پادشاه سابق (محمدعلی شاه) با پناه بردن به سفارت روسیه، خود را از سلطنت خلع کرده است، مجلس عالی فوقالعاده در تاریخ ۲۷ جمادیالاخری ۱۳۲۷ در عمارت بهارستان تهران تشکیل شد. این مجلس، سلطان احمد میرزا ولیعهد را به عنوان شاهنشاه ایران منصوب و نیابت سلطنت را به طور موقت به عضدالملک تفویض کرد تا پس از تشکیل پارلمان، مطابق ماده ۳۸ قانون اساسی، در مورد نیابت سلطنت تصمیم قطعی گرفته شود.
لزوم اتحاد میان دولت و ملت و حمایت از صدراعظمی امینالسلطان
در ابتدا بر ضرورت ایجاد اتحاد واقعی میان دولت و ملت تأکید شده و ریشه اختلافات و اغتشاشات موجود، عدم همراهی دولت با مجلس و ملت و بالعکس عنوان شده است. سپس به موضوع بازگشت امینالسلطان به ایران پرداخته و بیان شده که او خدمتگزار دولت است و پادشاه حق دارد او را فرا بخواند. در پایان، این حق برای مجلس و ملت محفوظ دانسته شده که در صورت بروز فساد از جانب وی، شکایت کرده و خواستار رفع آن شوند.

تقبیح اقدام شاپور بختیار (نخستوزیر) در بستن فرودگاههای کشور و ممانعت از ورود امام خمینی و درخواست تسلیم او در مقابل مردم و اعلام استعفا از نخستوزیری
این نامه با ابراز انزجار شدید از اقدام شاپور بختیار در بستن فرودگاهها و ممانعت از بازگشت آیتالله خمینی آغاز میشود. در ادامه، بر اراده ملت مسلمان ایران برای پذیرش رهبری روحانیت تأکید شده و از بختیار خواسته میشود تا از اقدامات غیرشرعی خودداری کرده و استعفای خود را اعلام کند تا مسیر برای هدایت ملت توسط علما هموار شود. در پایان، به عواقب عدم تمکین در برابر خواست ملت و تاریخ اشاره شده است.

خبر تشکیل انجمن ایالتی شیراز و آمادهباش نیروهای مردمی
متن با ابراز شکرگزاری از تشکیل انجمن ایالتی شیراز در روز دوم ربیعالاول ۱۳۲۷ قمری آغاز میشود و از اتحاد ملت فارس در سایه اقدامات عاقلانه خبر میدهد. در ادامه، از اعزام شیخالاسلام برای اطلاعرسانی این خبر به مجاهدین سرکوه و لار یاد میکند. سپس، درخواست میشود که تلگرافی از سوی مخاطبان و انجمن ولایتی و صمصامالسلطنه به حجهالاسلام لاری و شیخ زکریا ارسال شود تا نیروهای خود را حفظ کرده و از بینظمی جلوگیری کنند و مالیات لار و سرکوه را با تصویب انجمن ایالتی هماهنگ سازند. در پایان، بر لزوم ارسال فوری تلگراف و نظارت بر تلگرافخانه انگلیس برای شناسایی مخالفان تأکید شده است.
شرایط مصالحه با محمدعلی شاه؛ بازگرداندن حقوق شهروندی، افتتاح مجلس شورا و اجرای قانون اساسی
درخواستی از سوی ارفعالدوله، کارپرداز ایران در بغداد، به علمای نجف، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، مطرح میشود. ارفعالدوله با اشاره به وضعیت بحرانی ایران و خونریزیها، خود را مأمور به برقراری صلح میان دولت و ملت معرفی کرده و از علما میخواهد شرایط این مصالحه را تعیین کنند. در پاسخ، علما هدف ملت از مقاومت را احقاق حقوق، افتتاح مجلس و اجرای قانون اساسی و رفع ظلم اعلام میکنند و بیان میدارند که با تحقق این مقاصد، صلح برقرار خواهد شد و ارفعالدوله در صورت تلاش برای این امر مأجور خواهد بود.


محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری نسبت به نظام مشروطه و مجلس شورا
این بیانیه با اشاره به تحصنها و اقدامات شیخ فضلالله نوری، به خسارات جانی و مالی وارد شده به مسلمین و تضعیف شریعت و قواعد اسلام اعتراض میکند. نویسندگان، اقدامات نوری را در مخالفت با علمای اثنیعشری و کمک به ظالمین دانسته و از او میپرسند که آیا محمدعلی شاه از این اقدامات راضی شده است. بیانیه، همفکری نوری با افراد نامناسب را مایه شرمساری علما میداند و او را متهم به ایجاد نفاق و سپردن امت به دست اجانب میکند. در ادامه، هدف نوری را بازگشت استبداد و جمعآوری ثروت ملت برای دولتیان میداند و او را به انبیا و اولیا قسم میدهد که دست از فتنهانگیزی بردارد و تخریب شریعت را ترویج ننامد. بیانیه، مخالفت با مجلس شورا را به منزله محاربه با امام عصر تلقی کرده و نوری را به رحم بر ملت و شریعت و یا حداقل بر نفس خود فرا میخواند. در پایان، نویسندگان اعلام میکنند که عموم علما از مفسدههای نوری متنفرند و دیگر از او حمایت نخواهند کرد و از او میخواهند که دست از مفسده بردارد و دین اسلام را پایمال نکند.
سؤال و جواب از چگونگی پیشرفت کار مجلس و دولت
این سند شامل دو بخش است: ابتدا، گزارشی از تبریز که نگرانی و یأس مردم را از عدم پیشرفت امور مجلس شورای ملی و بیاطلاعی نمایندگان از مسائل مهمی چون تاجگذاری، تعیین ولیعهد و عزل و نصب حکام بیان میکند. سپس، پاسخی از تهران که توسط سید محمد طباطبایی و همراهانش در تلگرافخانه ارائه شده و ادعاهای مطرح شده از تبریز را خلاف واقع و کذب محض میخواند. این پاسخ بر مساعدت کامل شاهنشاه با مجلس، امضای دستخطهای مربوط به آسایش عمومی و تلاش برای انتظام امور مملکت تأکید میکند و از مردم میخواهد به کار و کسب خود بازگردند و از اغتشاش دوری کنند، با این اطمینان که به زودی آثار مرحمت همایونی ظاهر خواهد شد و مجلس تهران نیز در کمال انتظام به کار خود ادامه میدهد.


.jpeg&w=3840&q=75)
تفاهم سیاسی روسیه و انگلستان راجع به ایران و عدم امید به کمک آنها در بازگرداندن مجدد مشروطیت
اظهار امیدواری نسبت به استقرار تمام و کمال مشروطیت در کشور
نامه با ابراز امیدواری به تداوم افاضات و افادات آغاز میشود. نویسنده از دریافت نامهای در تاریخ ۲ شعبان و حسن مراقبت در انجام وظایف ابراز امتنان میکند. در ادامه، امیدواری خود را به برکت اتحاد کلمه، مراقبت هیئت علمیه تهران، اسلامپرستی و وطنخواهی سرداران ملی و منتخبین ملت برای استقرار کامل مشروطیت در کشور بیان میکند. مشروطیت از نظر نویسنده، محدود کردن اختیارات تمام ادارات به عدم تجاوز از حدود شرعی و سیاسی است تا حرکتهای خودسرانه و دلبخواهانه که همان استبداد ملعون است، از بین برود. تأکید میشود که اگر این اصول رعایت نشود و ارادات دلبخواهانه در برخی طبقات حاکم باشد، مشروطیت به استبدادی دیگر تبدیل خواهد شد. در پایان، نویسنده ابراز امیدواری میکند که با مراقبت علما، مفهوم واقعی مشروطیت و استبداد و همچنین حقیقت آزادی اعطایی الهی که رهایی ملت از سلطه خودسرانه کارگزاران است (نه رهایی از احکام شریعت)، برای همگان روشن شود و اساس استبداد ملعون در تمام طبقات منهدم گردد.

بیان بدبختی و فلاکت مردم ایران و ظلم و تعدی حکام و مأموران دولتی بر جان، مال و ناموس آنها
نامه با ابراز ارادت به شاه و تأکید بر دلسوزی برای او آغاز میشود و به این نکته اشاره میکند که راه ارتباط با شاه مسدود شده و عدهای سعی در بدبین کردن شاه نسبت به علما دارند. در ادامه، وضعیت اسفناک مملکت، ظلم و تعدی حکام و مأموران دولتی بر جان، مال و ناموس مردم، فقر و مهاجرت رعایا به کشورهای خارجی را تشریح میکند. سپس، راه حل این مشکلات را تأسیس «مجلس عدالت» میداند که در آن همه اصناف مردم حضور داشته باشند و شاه و گدا در آن مساوی باشند. نامه به وضعیت نان و گوشت و همچنین سربازان اشاره کرده و از عدم رسیدگی به آنها انتقاد میکند. در پایان، به مهاجرت علما به حضرت عبدالعظیم و صدور دستخط شاه برای تأسیس مجلس اشاره میکند، اما از عدم اجرای آن و مخالفت عدهای با مجلس گلایه کرده و از شاه میخواهد که پیش از نابودی کامل مملکت، چارهای بیندیشد و مردم را اسیر استبداد و ذلیل بیگانگان نکند.

جایگاه و مواضع سیاسی شیعیان نیجریه نسبت به تکثر قومی و مذهبی و سیاستهای دولت آن کشور
مصاحبهای با حجتالاسلام ابراهیم یعقوب زکزاکی، رهبر نهضت اسلامی نیجریه، به معرفی خود و سوابق تحصیلی و فعالیتهای اسلامیاش میپردازد. او ساختار نهضت خود را غیررسمی اما سازمانیافته توصیف میکند که هدف آن اشاعه آگاهی درباره اسلام است. زکزاکی به اتهامات مربوط به ارتباط با کشورهای خارجی و تأمین مالی پاسخ میدهد و تأکید میکند که فعالیتهایشان در چارچوب تواناییهای مالی خودشان است. او تجربه دستگیریهای مکرر خود را بیان میکند و معتقد است که حبس نمیتواند اراده او را از بین ببرد. در ادامه، به قدرت و نفوذ نهضت اسلامی در نیجریه اشاره میکند که از دانشگاه آغاز شده و به روستاها و شهرها گسترش یافته است. او دین اسلام را امری اجتماعی میداند و راهکار خود را برای حل مشکلات جامعه، وجود رهبران خداترس و پرهیز از فساد میداند. زکزاکی اتهامات نظامیگرا و خشونتآمیز بودن جنبش خود را رد میکند و آن را تبلیغات دولت میداند. او حق اعتراض مسالمتآمیز را از حقوق مردم میداند و به عدم نیاز به اجازه پلیس برای گردهماییهای مذهبی اشاره میکند. در پایان، آینده سیاسی نیجریه را به بیداری مردم و به دست گرفتن سرنوشت خودشان وابسته میداند و تفاوتهای قومی و مذهبی را یک برکت الهی میشمارد.

عدم لزوم درج اصل دوم متمم قانون اساسی
متن با استناد به آیه قرآن، به ریشهکن شدن استبداد و جایگزینی آن با عدالت اشاره میکند، اما از وجود بادهای مخالف و تلاش برای ایجاد تفرقه در میان ملت ابراز نگرانی میکند. سپس به شبهات مطرح شده علیه مشروطیت و تلاشهای علمای بزرگی چون سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی برای اثبات حقانیت آن میپردازد. در ادامه، نویسنده به اختلاف نظرها درباره لزوم الحاق مادهای به نظامنامه اساسی (اشاره به اصل دوم متمم قانون اساسی) میپردازد و با طرح سه استدلال، عدم لزوم این الحاق را بیان میکند. استدلال اول بر این پایه است که قوانین مجلس باید بر طبق شریعت باشد و وکلا نیز مسلمان و آگاه هستند و در صورت تخلف، ملت حق نهی از منکر دارد. استدلال دوم به مشکل اختلاف نظر میان پنج نفر طراز اول (مجتهدین ناظر بر مصوبات مجلس) اشاره میکند و استدلال سوم نیز به احتمال سوءاستفاده و تعطیل احکام مجلس توسط این افراد میپردازد و خواستار حل این مشکلات میشود.
تشویق سپهدار اعظم به استقرار مجدد مشروطیت
متن با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود و او را در کنف حفظ الهی و خدمت به دین و عدالت و مشروطیت و حراست وطن اسلامی میداند. سپس با اشاره به درایت و غیرت دینی و وطنی مخاطب، ابراز تعجب میکند که چگونه با وجود آگاهی از اهمیت مشروطیت برای حفظ مملکت و ضیق وقت، ایشان سکوت اختیار کردهاند. در پایان، با ابراز خرسندی از اقدامات غیورانه مخاطب، امیدواری میدهد که او همواره مورد تأیید الهی باشد و رجال دیندار و مملکتخواه را از مقاصد فاسد عدهای که دین و دولت را فدای اغراض شخصی میکنند، آگاه سازد و در این لحظات پایانی، مملکت اسلامی را از مهالک استبداد رها سازد.

وجوب کمک مردم به مجاهدان مشروطهخواه و تلاش آنها جهت افتتاح مجلس و اجرای قانون اساسی
این فتوا با سلام به علما، امرا، تجار و نظامیان شهرهای مازندران آغاز میشود. در ادامه، با اشاره به وضعیت دشوار شیعیان در دست ظالمان و غاصبان، بر لزوم همت و غیرت دینی تأکید میکند. سپس، حکم الهی را مبنی بر وجوب یاری رساندن به ملت، افتتاح مجلس شورای ملی و اجرای قانون اساسی برای همه افراد ملت اعلام میکند و کمک به دولت وقت را حرام و در حکم یاری یزید بن معاویه میداند. در پایان، با دعای خیر و توکل به خداوند، به اتمام میرسد.


شرط مصالحه کامل دولت و ملت
متن با اشاره به لزوم پایان دادن به مناقشات دولت و ملت آغاز میشود و علت اصلی خونریزیها و خسارات وارده به ملت را تجاوز به قانون اساسی میداند. در ادامه، بر اهمیت حفظ قانون اساسی اولیه تأکید میشود که به مثابه خونبهای جانفشانیهای مردم است. سپس، به نقش عوامل خارجی در انهدام پارلمان و تلاش برای کسب امتیازات ویرانکننده برای ایران اشاره شده و هشدار داده میشود که تبدیل قانون اساسی منجر به تشکیل پارلمانی ضعیفتر از دومای روسیه خواهد شد و احکام پیشین مراجع در مورد مشروطیت و قانون اساسی را باطل میکند. در پایان، ابراز تأسف میشود که مستبدین هنوز به عواقب وخیم اقدامات خود پی نبردهاند و امید میرود که رجال خیرخواه با جلوگیری از دخالت اجانب، حقوق ملت را بازگردانند.
تکالیف نمایندگان مجلس شورا
متن با توصیف وضعیت آشفته و بحرانی کشور آغاز میشود که در آن استبداد ریشهدار، ملت مقروض و نفوذ بیگانگان مشهود است. سپس به تبیین تکالیف ملت در سه مرحله میپردازد: مطالبه مجلس شورای ملی، انتخاب نمایندگان صالح و تلاش بیوقفه برای اجرای آرای آنان. در ادامه، به تفصیل به ده تکلیف اصلی نمایندگان مجلس شورا اشاره میکند که شامل مسئولیتپذیری، استعفا در صورت عدم توانایی، عدم وابستگی به اغراض شخصی، ارتباط با شاه برای جلوگیری از فتنهانگیزی، مطالبه نمایندگان ولایات، انتخاب نمایندگان از مهاجرین، تکمیل انتخابات در تهران، مشورت با عقلا و تشکیل کمیسیونهای وزارتخانهای برای مسئولیتپذیری وزرا است. متن با تأکید بر آگاهی نمایندگان از وظایفشان به پایان میرسد.
عدم امکان تشکیل حزب به سبب بیسوادی و ناآگاهی عموم
متن با اشاره به عدم آگاهی عمومی مردم از حقوق و وظایف اجتماعی و بیسوادی گسترده، تشکیل حزب ملی را ناممکن میداند. در ادامه، احزاب غیرملی مانند دموکراتها را نیز مانعی برای حقوق اجتماعی مردم و عامل تفرقه و اخلال معرفی میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ادامه پیشروی اردوی نظامی مشروطهخواهان شمال و جنوب تا براندازی سلطنت محمدعلی شاه
این نامه با نفرین بر مفسدین و مغرضین آغاز میشود که ریشه مشروطیت را میزنند و عامل تعویق امور ملی و خرابی وطن هستند. سپس بر لزوم حرکت اردوی اصفهان و اردوی شمال به سمت تهران برای براندازی استبداد تأکید میکند و برنامهای چهار مادهای برای این اردوها ارائه میدهد که شامل تأمین مشروطه، حفظ امنیت اهالی و بیطرفان، احترام به سفرا و اتباع خارجی، و برخورد با مخالفان اردو به عنوان دشمن ملت است. در ادامه، از مخاطب میخواهد که صمصامالسلطنه را به حرکت ترغیب کند و تأکید میکند که اکنون بهترین زمان برای حرکت است، زیرا دول خارجی نیز از ستمکاری محمدعلی شاه آگاهند و منتظر حرکت این اردوهای آزادیخواه هستند. نامه با ستایش از حس ملیت و وطندوستی مخاطب و درخواست از خداوند برای موفقیت او در راه عزت ایران و ایرانیان به پایان میرسد.
محکومیت دولت عَلَم در تصویبنامه انجمنهای ایالتی و ولایتی و اعلام همراهی و حمایت از مواضع مراجع
متن با توصیف وضعیت ایران به عنوان گورستانی از آزادی و حاکمیت دیکتاتوری آغاز میشود. در ادامه، به تلاش برای خاموش کردن تنها نور امیدبخش، یعنی مرجعیت دینی، اشاره شده و از روحانیت و جوانان مسلمان برای دفاع از حریم پیامبر (ص) و آزادی مردم دعوت میشود. سپس، با یادآوری جنبش مشروطه و فداکاریهای ملت برای استقرار قانون اساسی، دولت وقت به دلیل وضع خودسرانه قانون و احیای استبداد عینالدوله مورد انتقاد قرار میگیرد. در پایان، بر عدم بازگشت به دیکتاتوری و تبدیل دموکراسی به استبداد تأکید میشود.

محکومیت انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری به روند مجلس شورا و مشروطه
این تلگراف با سلام به سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی آغاز میشود. سپس به قرائت تلگرافی در انجمن محمدی شیراز اشاره میکند که در آن مشتبهکاریهای شیخ فضلالله نوری و مستبدین محکوم شده است. در ادامه، به سخنرانی معینالاسلام بهبهانی و تأثیر آن بر بیداری مردم فارس در حمایت از مشروطه اشاره میشود. تلگراف بر اتحاد مردم فارس برای حفظ شورای ملی تأکید کرده و اعلام میکند که حتی اگر تمام ایران به استبداد بازگردد، فارس مشروطهخواه باقی خواهد ماند. همچنین، به همراهی فرزندان قوامالملک در رفع نزاعهای داخلی و تشکیل انجمن ایالتی اشاره دارد. در پایان، تلگراف به نبود مستبد در فارس به جز معتمد دیوان و چند مزدور دیگر اشاره کرده و از شرارتهای شیخ یوسف و سید یعقوب انتقاد میکند و از مخاطبان میخواهد که خرابیهای موجود را اصلاح کرده و ملت فارس را آسوده خاطر سازند.
شرط موافقت با حاکم خراسان: پذیرش بازگشت مجدد مشروطیت و فعالیت دوباره انجمن ایالتی
این نامه با اشاره به توافق عمومی مردم خراسان بر سر تشکیل انجمن و اجرای مراسم مشروطیت، به حاکم جدید خراسان (نیرالدوله) اعلام میکند که در صورت موافقت با مشروطیت و احکام انجمن، مردم نیز از او حمایت خواهند کرد. در غیر این صورت، حضور او در خراسان جز دردسر و فساد حاصلی نخواهد داشت و بازگشت او به نفع همه خواهد بود. این نامه به نوعی شرط و شروط علمای مشهد برای پذیرش حاکم جدید را بیان میکند.
سابقه مشروطیت در ایران باستان و اسلام
متن با اشاره به سابقه مشروطیت در ایران باستان، از زمان کیومرث تا پادشاهان ساسانی، آغاز میشود و نحوه انتخاب حاکم، تشکیل مجلس شورا و رسیدگی به شکایات مردم را شرح میدهد. در ادامه، به مشروطه بودن اساس مذهب اسلام و شرع محمدی میپردازد و با استناد به سیره پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع) و آیات قرآن، بر اهمیت مشورت و اتحاد آرا تأکید میکند. سپس، با ذکر مبارزه امام علی (ع) با معاویه و شهادت امام حسین (ع) در برابر ظلم یزید، به لزوم مقابله با ظلم و استبداد اشاره میکند. در پایان، با انتقاد از مخالفان مجلس شورای ملی، آن را برای رفع ظلم، فقر، نفاق و تأمین رفاه و سربلندی مسلمانان و ایرانیان ضروری دانسته و همگان را به اتحاد و حمایت از مجلس فرا میخواند و مخالفان آن را دشمن اسلام معرفی میکند.
مخالفت با تفویض ریاست ارتش ایران به ظل السلطان
نامهای به مدیر روزنامه مظفری، با اشاره به مقالهای در حبلالمتین، به نقد پیشنهاد سپهسالاری ظلالسلطان میپردازد. نویسنده با استناد به سوابق استبداد و خونریزی ظلالسلطان در اصفهان، او را فردی خطرناک برای مشروطیت و مجلس شورا معرفی میکند که در صورت کسب قدرت نظامی، مجلس را متفرق و به جان و مال مردم تعرض خواهد کرد. همچنین، پیشبینی میشود که ظلالسلطان با محمدعلی شاه وارد درگیری شده و باعث تلفات و هتک حرمت مردم شود. نویسنده با ذکر خاطرهای از ناصرالدین شاه و فرهاد میرزا، نشان میدهد که حتی ناصرالدین شاه نیز به دلیل شناخت از خوی ظلالسلطان، از سپردن ریاست قشون به او خودداری کرده است. در ادامه، نویسنده به عدم لیاقت نظامی ظلالسلطان و نایبالسلطنه اشاره کرده و هر دو را در فساد مالی و سوءاستفاده از قدرت شریک میداند. در پایان، به ملت هشدار داده میشود که به ریاست ظلالسلطان رضایت ندهند و پیشنهاد میشود که قشون ایران به چند قسمت تقسیم شده و سرداران آن مسئول مجلس باشند تا مجلس شورای ملی به تدوین قانون عسکریه بپردازد.
اثبات مشروعیت نظام مشروطه
تنها راه استقرار آرامش: اعلام عفو عمومی و تشکیل مجدد مجلس شورا
نامه با تأکید بر مخالفت با آشوب و هرج و مرج و حرمت تعرض به سلطنت شیعه آغاز میشود. سپس به تقصیر مأموران دولتی در تشدید اوضاع تبریز و خرابیهای ناشی از آن اشاره میکند. در ادامه، به بینتیجه بودن شدت عمل و خونریزی اشاره کرده و تنها راه علاج را عفو عمومی و تأسیس مجدد مجلس شورا میداند. در پایان، نویسنده بر هدف خود مبنی بر رفع آشوب، قطع مداخله اجانب و دوام سلطنت تأکید کرده و از مخاطب میخواهد به جای بحث علمی، به اصل علاج بپردازد و آخرین تصمیم خود را صراحتاً اعلام کند تا نویسنده تکلیف خود را بداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ترجیح نظام مشروطیت بر استبداد و تکلیف شرعی همه برای بازگشت و استقرار مجدد آن




تأیید مشروطه و مجلس شورای ملی
متن با تأیید فواید عظیم مجلس شورای ملی برای دین، دولت و مملکت آغاز میشود. در ادامه، بیانات شیخ مرتضی مجتهد آشتیانی در تبیین و استحکام این مجلس را از وظایف مهم دینپروری میداند. در پایان، امیدواری به بذل عنایات ملوکانه پادشاه برای تثبیت این امر و برقراری عدالت انوشیروانی به نام او و جلب دعای علما و رعایا ابراز میشود.

اعلام غیرقانونی بودن کارکنان دولتی بوشهر و تأمین امنیت و حراست از حقوق و اموال اتباع انگلیسی شهر توسط مشروطه خواهان
متن با ابراز احترام به کنسولگری دولت بریتانیا آغاز میشود و به اطلاع میرساند که مردم بوشهر، با حمایت علما و مجاهدین، حکومت استبدادی را برکنار کرده و حکومت قانونی مشروطه را مستقر ساختهاند. در ادامه، بر تعهد مشروطهخواهان به حفظ جان، مال و آبروی اتباع دولتهای دوست، از جمله بریتانیا، و تأمین امنیت کنسولگریها و تجارتخانهها تأکید میشود. در پایان، اعلام میگردد که مأموران حکومت استبدادی از سمت خود معزول شدهاند و نویسنده به طور موقت مسئول رسیدگی به امور و اظهارات کنسولگری خواهد بود و بر روابط دوستانه تأکید میکند.

تایید فتاوای منسوب به خود و عدم پرداخت مالیات به دولت
این بیانیه با تأکید بر وجوب اهتمام به مشروطیت و قطع دست ظالمان از تعدی به جان و مال مردم آغاز میشود. در ادامه، فتاوای پیشین صادر شده از سوی نویسندگان مبنی بر حرمت پرداخت مالیات به حکام فعلی ایران و همچنین حرمت هرگونه مساعدت در مقابل مشروطهخواهان تبریز و سایر مناطق، تأیید و صحت آنها مورد تأکید قرار میگیرد. نویسندگان، تشکیک در این احکام را عجیب دانسته و آن را ناشی از اعتماد به اکاذیب و مفتریات تلگرافات تهران میدانند. در پایان، به عموم مسلمانان اعلام میشود که حفظ دین مبین در گرو عدم پرداخت مالیات به حاکم فعلی و همراهی با مشروطهخواهان تبریز است، چرا که استبدادخواهی جائرین، ممالک اسلامی را در خطر عظیمی قرار داده است.


انتصاب فقیه به عنوان نایب امام و حاکم اسلامی
متن با رد دیدگاهی آغاز میشود که اختیارات فقیه را محدود به قضاوت و فتوا میداند و تأکید میکند که ائمه (ع) فقیه را به عنوان حاکم کلی منصوب کردهاند. در ادامه، به اجماع فقها بر نیابت عام فقیه عادل و جامعالشرایط در زمان غیبت اشاره میشود و اختیارات گسترده فقیه در امور حکومتی، از جمله ولایت بر اموال غایبان و ممنوعان از تصرف و حق فروش اموال برای ادای حق، تبیین میگردد. در پایان، با استناد به روایت عمر بن حنظله و قول امام صادق (ع)، بر کلیت نیابت فقیه در همه اموری که نیابت در آن راه دارد، تأکید میشود.
درخواست تعیین علما نظار در مجلس شورای ملی
این نامه با اشاره به ماده دوم متمم قانون اساسی و دستور آیات عظام، خواستار حضور پنج نفر از علمای طراز اول از میان بیست نفر منتخب در جلسات مجلس شورای ملی است. هدف از این درخواست، رعایت این ماده قانونی است که از نظر اهالی خراسان برای قلوب مسلمین بسیار حائز اهمیت است.
تقبیح پناهندگی مشروطهخواهان به سفارتخانههای خارجی و تأکید به فداکاری در راه مشروطیت
سخنران با تقبیح پناهندگی مشروطهخواهان به سفارتخانههای خارجی، این عمل را لکه ننگی بر تاریخ ایران میداند و بر عدم تکرار آن تأکید میکند. سپس با اشاره به اینکه این شب ممکن است آخرین شب آزادی و زندگی باشد، به تلاشهای گذشته برای برپایی مشروطیت و اثبات قابلیت ملت ایران برای آزادی و تمدن اشاره میکند. در پایان، بر لزوم فداکاری و آبیاری نهال آزادی با خون برای جاودانگی مشروطیت تأکید میشود.
محکومیت و استهزای وعده محمدعلی شاه قاجار جهت استقرار مجدد مشروطیت
متن با آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به نکوهش گفتار بدون عمل میپردازد. سپس به اعلان مشروطیت از سوی دربار محمدعلی شاه اشاره میکند و آن را با لحنی تمسخرآمیز و کنایهآمیز زیر سؤال میبرد. نویسنده این اعلان را صرفاً یک وعده توخالی میداند و بر این باور است که عمل نکردن به قول، موجب رسوایی و ننگ ملت ایران خواهد شد. در ادامه، با استناد به آیات و احادیث، بر اهمیت عمل بر قول تأکید میکند و بیان میدارد که دربار با این اعلان قولی، نه تنها به اعتبار خود نمیافزاید، بلکه موجب بدگویی و طعن جراید خارجی و تحقیر ملت ایران میشود. نویسنده با لحنی تند و عتابآمیز، درباریان را خائن و پستفطرت خطاب میکند و از آنها میخواهد که اگر توان اداره کشور را ندارند، استعفا دهند. در بخش پایانی، با طرح پرسشهای متعدد، به نقد وضعیت موجود و عدم تحقق وعدههای مشروطیت میپردازد. به بسته بودن مجلس، تشکیل کابینه استبدادی، عدم آزادی مطبوعات و مخابرات، حضور نیروهای خارجی و ادامه فعالیت عوامل استبداد اشاره میکند. در نهایت، این اعلان را فریبکاری برای ریشخند ملت میداند و از مردم میخواهد که بیدار باشند و فریب این دزدان راهزن مشروطیت را نخورند.
تایید مجدد مشروطیت و اجرای قانون اساسی
درخواستی برای رفع ابهامات پیرامون مشروعیت مشروطیت و قانون اساسی مطرح شده است. برخی از مقلدین در مورد صدور احکام مربوط به وجوب تأسیس مجلس شورای ملی، تقویت مشروطیت، حرمت پرداخت مالیات به حاکمان ظالم و لزوم تشکیل فوج ملی، دچار تردید شدهاند و معتقدند که این احکام از سوی مراجع صادر نشده یا مشروطیت به درستی برای آنان تبیین نشده است. در پاسخ، ملا محمدکاظم خراسانی تأکید میکند که قبح ظلم و حسن عدل عقلی و شرعی است، قانون اساسی را ملاحظه کردهاند و احکام صادر شده از سوی ایشان است و بر هر مسلمانی متابعت و اجرای آن واجب است. شیخ عبدالله مازندرانی نیز با اشاره به فصل دوم قانون اساسی که بر نظارت مجتهدین بر مصوبات مجلس تأکید دارد، مشروعیت آن را تأیید کرده و هرگونه مخالفت با آن را افترا و معاندت با اسلام میداند.


مدح رهبران مجاهدین مشروطه خواه گیلانی و تبریزی
این قصیده با ستایش مشروطه و آرزوی دوام آن آغاز میشود و به نقد استبداد و مفسدان میپردازد. در ادامه، با استفاده از تمثیلها و استعارات، به پیروزی عدالت و مشروطهخواهی بر ظلم و استبداد اشاره میکند و از تغییر اوضاع به نفع مشروطه سخن میگوید. سپس، با تأکید بر پایان دوران استبداد و جهل، به ستایش رهبران مشروطهخواه گیلانی و تبریزی، به ویژه ستارخان و باقرخان، میپردازد و شجاعت و غیرت آنان را در برقراری عدالت و آزادی میستاید. قصیده با تکرار مصرع «کار مشروطه تا نظام گرفت، مستبد حصبه و جذام گرفت» به پایان میرسد.
معنی قدرت و اقتدار
مقاله با هدف اصلاح تصور غلط رؤسا و بزرگان مملکت درباره قدرت و اقتدار آغاز میشود. نویسنده با اشاره به اینکه ثروت و موقعیت اجتماعی دلیلی بر دانایی نیست، به نقد این دیدگاه میپردازد که وضع قانون و مشروطیت را مانع اقتدار میدانند. در ادامه، تفاوت میان «اقتدار» و «جباریت» را تشریح میکند و اعمال ظالمانه و خودسرانه را جباریت مینامد که از نظر عقلا مذموم است. در پایان، اقتدار واقعی را در حفظ حقوق ملت، تقویت کشور در برابر دشمنان و احیای ملت میداند و نتیجه میگیرد که قدرت و تسلط حقیقی در سایه قانون و مشروطیت حاصل میشود، نه در بیقانونی و استبداد.
لزوم کسب دانشهای جدید برای جبران عقبماندگی تاریخی کشور
متن با خطاب به اقشار مختلف جامعه آغاز میشود و نویسنده رؤیایی را شرح میدهد که در آن فرشتهای او را به «مجلس شورای آسمانی» دعوت میکند. این مجلس نمادی از قرآن و مشورت الهی در خلقت آدم است. نویسنده پس از ورود به این مجلس نمادین، گفتگوی خداوند با فرشتگان درباره خلقت انسان و جانشینی او در زمین را بازگو میکند. فرشتگان ابتدا به دلیل فساد و خونریزی احتمالی انسان اعتراض میکنند، اما خداوند با علم خود و تعلیم اسماء به آدم، برتری او را اثبات میکند. در ادامه، نویسنده ده دستورالعمل از این مجلس آسمانی برای مجلس شورای زمینی (مجلس شورای ملی) استخراج میکند که شامل مواردی چون لزوم مشورت عمومی، تساوی حق رأی، آزادی افکار، خلوص بیان، طرد تحکم و پذیرش دلیل و برهان، اخذ نتیجه و اجرای حکم، تقدیس اصول و فروع احکام و تفریع فروع از اصول است. در پایان، نویسنده با اشاره به مخالفت شیطان با فرع حکم الهی و مقایسه آن با مخالفت برخی بزرگان با مجلس شورای ملی، دعا میکند که ملت ایران در مسیر قرآن و مجلس شورای ملی موفق باشد.
تردید و بدگمانی نسبت به وعدههای دربار و دولت در استقرار مجدد مشروطیت
متن با ابراز امیدواری اولیه به بازگشت مشروطیت و وعدههای دربار آغاز میشود. سپس به ناامیدی از عدم تحقق وعدهها و تضییقات در تبریز اشاره میکند که منجر به تحصن برخی رهبران شده است. همچنین، از واگذاری حکومت ولایات به افراد غیرمطلوب و بیتوجهی به درخواستهای مردم قزوین برای سپهدار اعظم گلایه میشود. در پایان، از هیئت وزرا خواسته میشود تا به وضعیت ملت توجه کنند و تلگرافی به شاه و وزرا ارسال شده و از مخاطبان خواسته میشود تا این تلگراف را به اطلاع علما و خوانین بختیاری برسانند.
انصراف از نمایندگی مجلس شورای ملی
متن با اشاره به سابقه نگارنده در ترویج مشروطیت و انتخاب شدن او به عنوان نماینده مجلس ملی و سپس انجمن ایالتی تبریز آغاز میشود. در ادامه، نگارنده با توجه به تجربیات خود و سفری به خارج از کشور، به این نتیجه میرسد که نمایندگی مجلس شورای ملی نیازمند تخصص در امور اقتصادی و سیاسی ملت و آگاهی از سیاستهای خارجی و عوامل ترقی و تنزل ملل است و ارتباطی به فقه ندارد. سپس به اشتباه مردم در انتخاب وکیل بر اساس ظاهر و شغل اشاره میکند و اعلام میدارد که اگر دوباره انتخاب شود، این سمت را نخواهد پذیرفت؛ زیرا خود را فاقد تخصص لازم در این زمینه میداند و وجدانش اجازه نمیدهد حقوق ملت را فدای افتخار شخصی کند. در پایان، بر لزوم انتخاب افراد متخصص و آگاه به سیاست و نیازهای ملت برای حل مشکلات کشور تأکید میکند.
هشدار به مشروطهخواهان نسبت به ترفند گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای بدون کم و کاست قانون اساسی
متن با سلام و دعای خیر آغاز میشود و خطاب به علمای تهران، تجار، اصناف متحصن در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و سفارت عثمانی و تمامی عدالتخواهان نوشته شده است. در ادامه، با اشاره به صدمات وارده در راه تقویت اسلام و با استمداد از الطاف حضرت ولی عصر (عج)، بر لزوم پایداری و ثبات قدم در مسیر بازگرداندن مجلس شورای ملی و اجرای کامل و بدون تغییر قانون اساسی تأکید میشود. هشدار داده شده است که مبادا با فریب و حیله، تغییری در قانون اساسی ایجاد شود که با آسایش و اهداف اسلامی در تضاد باشد. متن با سلام و امضای محمدکاظم خراسانی به پایان میرسد.

سفارش به مطالعه لایحه حاجی سیدحسین مجتهد قزوینی و همراهی با مشروطهخواهان تبریز، رشت و اصفهان
این متن با اشاره به لایحه سید حسین مجتهد قزوینی، عموم علما و برادران ایمانی قزوین و سایر شهرها را به آگاهی از تکالیف دینی و اسلامی خود فرا میخواند. سپس از آنان میخواهد که با مشروطهخواهان تبریز، رشت و اصفهان همراهی و موافقت کنند. در ادامه، تأکید میشود که پس از مطالعه این لایحه، هیچ عذری برای عدم اقدام در جهت اهداف ملت، گسترش عدالت و ریشهکن کردن ظلم و فساد باقی نخواهد ماند و از همه طبقات جامعه، از علما تا تجار و عموم مردم، خواسته میشود که در این راه تلاش مجدانه داشته باشند.


اعلام اجرای احکام اسلام در لارستان
این اعلامیه با تحیت و سلام آغاز میشود و به پیروزیهای اخیر بر دشمنان اسلام و مشروطیت اشاره دارد. در ادامه، بر اساس تکلیف شرعی، حکم مشروطیت از مجلس ملی بنادر به تجار و اعیان ابلاغ میشود که گمرک گرفتن از مالالتجاره از این پس ممنوع است و مردم بر اموال و جان خود مسلط هستند. در پایان، هشدار داده میشود که هرکس با احکام ملت مخالفت کند، کافر و مهدورالدم محسوب خواهد شد.

وصیتنامه سیاسی- الهی
وصیتنامه سیاسی-الهی امام خمینی با استناد به حدیث ثقلین آغاز میشود و به اهمیت قرآن و اهل بیت در هدایت بشریت میپردازد. در ادامه، به انحرافات تاریخی از مسیر قرآن و اهل بیت، نقش حکومتهای جائر و آخوندهای خبیث در این انحرافات، و تلاش ابرقدرتها برای محو قرآن اشاره میکند. سپس به افتخارات ملت ایران در پیروی از اسلام و اهل بیت، مبارزه با استکبار جهانی (آمریکا و صهیونیسم) و رژیم صدام میپردازد. در بخشهای بعدی، به توصیههایی برای حفظ انقلاب اسلامی، مقابله با توطئههای دشمنان داخلی و خارجی، اهمیت وحدت و انسجام ملی، و نقش روحانیت و دانشگاهیان در این مسیر میپردازد. همچنین، به نقد غربزدگی و شرقزدگی، لزوم خودکفایی و استقلال، و اهمیت قوای مسلح در حفظ امنیت کشور اشاره میکند. در ادامه، به نقش رسانهها در تباهی ملتها و لزوم جلوگیری از انحراف آنها، و همچنین به نصیحت گروههای مخالف جمهوری اسلامی و چپگرایان میپردازد. در پایان، به اهمیت عدالت اجتماعی در اسلام، نقد سرمایهداری ظالمانه و کمونیسم، و توصیههایی به مسئولان و ملت برای حفظ ارزشهای اسلامی و خدمت به محرومان اشاره میکند و با تأکید بر لزوم بیداری مسلمانان جهان و مبارزه با ستمگران، وصیتنامه را به پایان میرساند.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست برگزاری انتخابات و تشکیل مجدد مجلس شورا
متن با تقدیم عرایض به شاه آغاز میشود و به مظلومیت ملت ایران در راه اعاده حق مشروع خود و اجرای قانون اساسی اشاره میکند. سپس به دستخط شاهنشاهی که وانمود میکند دولت ایران مشروطه نبوده و به تازگی مشروطیت اعطا شده، اعتراض میکند و یادآور میشود که ایران به یادگار شاه پیشین به مشروطیت معرفی شده و ملت با خون خود قانون اساسی را تحصیل کرده است. در ادامه، بر تطبیق مواد قانون اساسی با موازین شرع تأکید شده و تغییر آن را خلاف مسلمانی میداند. در پایان، با اشاره به اینکه تمام دنیا اجرای مشروطیت و افتتاح مجلس را راه حل مشکلات ایران میدانند، از شاه درخواست میشود که با فرمانی ملوکانه، دستور انتخابات بر طبق قانون اساسی و تشکیل مجلس را صادر کند.


درخواست تسریع در تکمیل و ارسال متمم قانون اساسی
این نامه با اشاره به هیجان عمومی ملت آذربایجان برای تصویب متمم قانون اساسی، وضعیت موجود را به عرصات محشر تشبیه میکند. در ادامه، بر لزوم تسریع در صدور و ابلاغ یک قانون اساسی صحیح و بدون نقص تأکید شده و هشدار داده میشود که در غیر این صورت، خطرات عظیمی کشور را تهدید خواهد کرد.
تشکر از انتخاب خود به عنوان عالم طراز و عذر خواهی از عدم امکان حضور فوری در مجلس شورا
متن با ابراز امتنان از مجلس شورای ملی به دلیل انتخاب نگارنده برای نظارت بر قانون آغاز میشود. سپس، نگارنده ضمن اشاره به نذری که داشته و سفرش به اصفهان، تأکید میکند که وظیفه اصلی خود را خدمت به ملت میداند و قصد دارد حججالاسلام عتبات عالیات را از وضعیت کشور مطلع سازد. در پایان، نگارنده اعلام میکند که پس از سه ماه به این خدمت مشرف خواهد شد و از تأخیر پیشآمده عذرخواهی میکند و آمادگی خود را برای دریافت اطلاعات لازم در عراق اعلام میدارد.

تأیید وجوب مشروطیت
متن با تأکید بر هدف اصلی مجلس شورا، یعنی حفظ حقوق مردم، جلوگیری از ظلم و ستم و ایجاد آرامش برای مخلوقات آغاز میشود و وجوب تقویت مشروطیت را از بدیهیات عقل و نقل میداند. سپس به نقد حکومت مطلقه میپردازد و آن را در تضاد با مشروطه و قبیح و حرام میشمارد. در ادامه، به اهمیت تعلیم و تعلم و آمادگی دفاعی مسلمانان اشاره میکند و آن را از احکام شریعت میداند. در بخش پایانی، به سؤالی درباره حکم جسارتکنندگان به شرع و اهل شرع پاسخ میدهد و عمل آنها را کفر و مستوجب اجرای حدود شرعیه میداند. در این راستا، به نامهای بینام و نشان از تبریز اشاره میکند که حاوی کلمات کفرآمیز و توهینآمیز به شرع، پیامبران و پادشاه و علما بوده و نویسنده آن را خواهان آزادی از دین و مذهب و در پی بدنام کردن مجلس و انصراف پادشاه و علما از آن برای رسیدن به اهداف ظالمانه خود میداند.

نصیحت به مبارزان: پرهیز از دو دستگی، بهانه ندادن به دشمنان خارجی و ارتباط انقلابیون کشور با یکدیگر
این نامه با ستایش از غیرت دینی و همت مردم آذربایجان در احیای ایران و استنقاذ حقوق ملت آغاز میشود. در ادامه، سه نکته مهم مطرح میگردد: اول، هشدار درباره نقشه دشمنان برای ایجاد تفرقه و دو دستگی میان سرداران و مجاهدین آذربایجان و تأکید بر لزوم اخوت، مواسات و ایثار. همچنین بر مراقبت از حقوق اتباع خارجی برای جلوگیری از بهانهجویی بیگانگان و دعوت از بزرگان و خیرخواهان تبعیدی برای پیوستن به مبارزان تبریز تأکید شده است. دوم، لزوم ارتباط، مکاتبه و همدستی میان مبارزان در شهرهای مختلف برای حفظ استقلال و تشکیل دولت قانونی جمهوریه مطرح میشود و هشدار داده میشود که تفرقه به استیلای اجانب منجر خواهد شد. در پایان، با استناد به آیه قرآن، بر اهمیت اتحاد و عدم تفرقه به عنوان تنها راه حصول هر نعمتی تأکید شده است.

شیوۀ مخالفان در مخالفت با مجلس شورا
متن با اشاره به شیوههای تخریب و تضعیف یک اساس، بیان میکند که مخالفان برای ضربه زدن به یک نهاد، ابتدا به بزرگان و اعضای آن حمله میکنند تا به تدریج به اصل آن رخنه کنند. سپس، با ابراز گلایه از مردمی که به سخنان بیهوده گوش میدهند و از سخنان صحیح رویگردانند، به این نکته اشاره میکند که جهالت مردم عامل اصلی این وضعیت است و اصلاح امور در چنین شرایطی دشوار به نظر میرسد.
انتقاد از ناکارآمدی دولت دکتر مصدق
متن با انتقاد از استفاده رادیو برای مقاصد شخصی و تخریب افراد صالح آغاز میشود. سپس به سابقه نهضت ملی ایران و نقش دکتر مصدق در آن اشاره میکند، اما عملکرد ۲۸ ماهه او را ناکارآمد و بدون دستاورد مفید میداند. در ادامه، مصدق را به تلاش برای تحکیم دیکتاتوری، انحلال مجلس از طریق رفراندوم غیرقانونی و سوءاستفاده از قدرت متهم میکند. همچنین، به وزرا و مأمورین دولتی هشدار میدهد که در صورت همکاری با اقدامات خلاف قانون، مسئول خواهند بود. در پایان، از ملت ایران میخواهد که از استقلال، وحدت ملی، آزادی و مشروطیت دفاع کنند و اجازه ندهند اقدامات مصدق به زوال این اصول منجر شود و تأکید میکند که هدف او تنها خیر ملت و مملکت است.

ویژگیها و شاخصههای خط امام و خط سازش
سخنرانی با تبیین اهمیت بازشناسی «خط امام» از «خط سازش» در انقلاب اسلامی آغاز میشود. در ادامه، سه ویژگی اصلی خط امام تشریح میگردد: اول، ویژگی ایدئولوژیک که بر اسلامشناسی اصیل، پویا و مجتهدانه تأکید دارد و دو نوع اسلامشناسی متحجرانه (ظاهریون و اخباریون) و التقاطی (اصحاب رأی و قیاس) را نقد میکند. دوم، ویژگی سیاسی که به روش مبارزه میپردازد و سه رویکرد مبارزه آرام و بدون خونریزی، مبارزه صرفاً مسلحانه و خط امام را مقایسه میکند. خط امام بر پیوند مبارزات مسلحانه، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و ارج نهادن به همه اشکال جهاد تأکید دارد. سوم، ویژگی نفی سازش که هر دو نوع سازش خائنانه (معامله بر سر منافع ملی برای کسب قدرت شخصی) و سازش مصلحتجویانه (گفتگو با دشمن از موضع ضعف) را رد میکند. در پایان، به تجربه گفتگو با نمایندگان آمریکا و لزوم برخورد از موضع قدرت و عزت با دشمن اشاره میشود و تأکید میگردد که خط امام، خط قدرت، شجاعت و پیروزمندی در برابر استبداد و استعمار است.

مقابله با محمدعلی شاه تا پذیرش انعقاد مجلس شورا توسط او
متن با سلام و دعای خیر به برادران ایمانی، وکلای انجمن منجیل، مقامات و عموم مردم آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم تشکیل مجلس شورای ملی مطابق قانون اساسی و متمم آن تأکید شده و پرداخت مالیات به دولت غاصب، در صورت عدم تشکیل مجلس و حضور نمایندگان ملت برای جلوگیری از ظلم و فساد، به منزله یاری رساندن به یزید و ابنزیاد و محاربه با امام عصر (عج) تلقی میشود. در پایان، با توکل به خداوند و توسل به امام زمان (عج)، از همت و غیرت اسلامی مخاطبان برای حفظ مملکت اسلامی از تاخت و تاز دولتی، جلوگیری از دخالت بیگانگان و یاری رساندن در افتتاح دارالشورا و اجرای قانون اساسی، درخواست کمک و همکاری میشود.

تکذیب مخالفت با مجلس شورا
این بیانیه با سوگند به قسمهای شرعی آغاز میشود و هرگونه مخالفت با مجلس شورای اسلامی را تکذیب میکند. تأکید میشود که نویسندگان نه تنها مخالف نیستند، بلکه در ترویج اسلام نهایت تلاش خود را به کار میگیرند و اتهامات مبنی بر ضدیت با مجلس را کذب و افترا میدانند. در پایان، اشاره میشود که علمای مسلمان بر تشکیل مجلس عدالت توافق کردهاند و نویسندگان نیز در صورت نیاز، آمادگی خود را برای دادخواهی از طریق ملت و دولت اعلام میکنند.

رایزنی در قم برای اتفاق نظر در مورد خواسته های علما از شاه
این گفتگو با طرح سابقه روابط حسنه شیخ فضلالله نوری با دولت و همراهی او با مهاجرین آغاز میشود. سپس سید محمد طباطبایی به تشریح اهداف نهضت مشروطه میپردازد و آن را راهی برای محدود کردن قدرت پادشاه، تعیین حدود وزرا، رهایی مردم از اسارت و استبداد، و برقراری آزادی بیان و قلم، مساوات و قانونمداری معرفی میکند. در ادامه، شیخ فضلالله نوری ضمن تأیید برخی فواید مشروطه، نسبت به تندروی در ابتدای کار هشدار میدهد و با تأکید بر اینکه آزادی مطلق در اسلام کفر است، خواستار حذف واژه «آزادی» میشود. او همچنین بر لزوم مطابقت قوانین با شرع اسلام تأکید میکند و هرگونه محدودیت برای شرع را رد میکند. در پایان، سید محمد طباطبایی با اشاره به پیشرفت کار، هدف فعلی را رفع ظلم و آبادانی مملکت عنوان کرده و بر لزوم مشورت و همراهی در تهران تأکید میکند.


تلاش برای ایجاد نظام اسلامی در پاکستان از طریق اتحاد با علمای سایر مذاهب اسلامی
سخنرانی با یادآوری شهدای نهضت اجرای فقه جعفری و سایر شهدای مسلمان آغاز میشود. سپس بر اهمیت قرآن و سنت به عنوان مبنای اعتقادی مسلمانان پاکستان تأکید شده و اجتماع حاضر به عنوان نمادی از پایبندی به این اصول معرفی میگردد. در ادامه، به نقش مردم در تأسیس پاکستان و لزوم اجرای نظام اسلامی با مشارکت همه مسلمانان، به ویژه شیعیان، اشاره میشود. سخنران به عدم اخلاص دولت وقت در اجرای نظام اسلامی و نقض توافقنامه ۶ جولای ۱۹۸۰ میپردازد و خواستار تلاش مشترک برای اجرای کامل نظام اسلامی در سراسر کشور میشود. در بخش بعدی، به نفوذ آمریکا و شوروی در پاکستان و لزوم استقلال سیاسی و اقتصادی اشاره شده و از مسلمانان خواسته میشود تا با کنار گذاشتن تعصبات قومی و فرقهای، به وحدت اسلامی روی آورند. در پایان، سخنران توصیههایی به ذاکرین، علما، جوانان، خواهران مسلمان، خبرنگاران، تجار و صاحبان زمین ارائه میدهد و همگان را به تقوا و عمل به وظایف دینی و اجتماعی فرا میخواند.

حمایت کامل از مجلس شورا
متن با اعلام حضور عمومی مردم کرمان در تلگرافخانه آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به صراحت اعلام میکنند که هر کس با قسم و فریب، با ملت مخالفت کند، از دین اسلام خارج و دشمن جان، مال، عرض و ناموس مردم است و او را شایسته سلطنت نمیدانند. در پایان، بر آمادگی کامل برای فداکاری جانی و مالی در راه حمایت از مجلس مقدس و انتظار برای اقدامات جدی تأکید میشود.
ذم دولتمردان هوادار محمدعلی شاه تاجر و مدح رهبران مجاهدین مشروطه خواه
این شعر با اشاره به آیه «یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور»، به نقد و ذم درباریان و دولتمردان حامی محمدعلی شاه قاجار میپردازد. در ادامه، به اقدامات عینالدوله در آذربایجان و تبریز، سیاستهای بهادرجنگ و مشیرالسلطنه، وضعیت گیلان و خراسان تحت نفوذ روسها، و اوضاع اصفهان و قزوین اشاره میکند. سپس، به ستایش مجاهدان مشروطهخواه و رهبران آنها مانند سپهدار اعظم، ستارخان، صمصامالسلطنه و ضرغامالسلطنه میپردازد و پیروزیهای آنان در قزوین و سایر مناطق را جشن میگیرد. شعر با امید به بازگشت آزادی و استقلال ایران و پاک شدن کشور از خائنان به پایان میرسد.
عدم صلاحیت نیروهای اشغالگر عراق جهت تعیین شورای تدوین قانون اساسی آن کشور، لزوم برگزاری انتخابات عمومی و تشکیل مجلس مؤسسان به منظور تدوین قانون اساسی و رفراندوم عمومی برای تصویب آن
در پاسخ به استفتایی درباره طرح نیروهای اشغالگر عراق برای تشکیل شورای تدوین قانون اساسی، اعلام شده است که این نیروها صلاحیت تعیین اعضای چنین شورایی را ندارند. تأکید شده که هیچ تضمینی برای تدوین قانون اساسی مطابق با مصالح عالیه ملت عراق و هویت اسلامی آن وجود ندارد. بنابراین، طرح مذکور از اساس مردود است و باید ابتدا انتخابات عمومی برای انتخاب نمایندگان مجلس مؤسسان برگزار شود و سپس قانون اساسی تدوین شده توسط این مجلس به رفراندوم گذاشته شود. در پایان، مؤمنین به پیگیری و مشارکت در تحقق این امر مهم فراخوانده شدهاند.

زمینههای پیدایش احزاب سیاسی
متن با طرح پرسشی درباره دو اصطلاح "اعتدالیون" و "انقلابیون" که از ایران به عراق رسیده و در جراید محلی و مکاتبات رایج شده، آغاز میشود. نویسنده از ماهیت این دو فرقه و نزاع بین آنها اظهار بیاطری میکند و نگران است که این اختلافات به استقلال کشور آسیب برساند. در ادامه، نویسنده به دو جنبه پاسخ به این پرسش اشاره میکند: یکی، شناسایی افراد و گروههایی که در ایران خود را به این فرقهها نسبت میدهند و قضاوت بین آنها که مجله درهالنجف به دلیل ماهیت سیاسی آن از پاسخ به آن معذور است. دیگری، تبیین حقیقت و منشأ پیدایش این فرقهها در جهان و تغییراتی که در حکومتها ایجاد کردهاند. سپس، به بررسی فرقههای سیاسی در اروپا میپردازد و از اشرافیت محافظهکار (اریستوکراسی) که بر اساس شرافت نسبی و برتری طبقاتی بنا شده بود، سخن میگوید. در ادامه، به ظهور دموکراسی در قرن ۱۸ میلادی اشاره میکند که برابری انسانی و نفی امتیازات موروثی را شعار خود قرار داد و مقاصد آن را در زمینههایی چون آزادی خرید زمین، برابری در آموزش، نفی تفاخر نسبی، الغای بردگی و آزادی زنان برمیشمارد. در بخش بعدی، به پیدایش سوسیالیسم (اشتراکیون) در قرن ۱۹ میلادی میپردازد که در واکنش به نابرابریهای اقتصادی ناشی از انقلاب صنعتی شکل گرفت. نویسنده به تفاوتهای این فرقه با دموکراتها در زمینه مساوات مطلق در ثروت و منصب اشاره میکند و دیدگاههای مختلف سوسیالیستهای فرانسه و آلمان را بیان میکند. در نهایت، به ظهور آنارشیسم (فوضویه و انقلابیه) در سال ۱۸۷۹ میلادی اشاره میکند که از دل سوسیالیستها برخاستند و به دنبال تغییر نظام اجتماعی از طریق شورش و آشوب بودند و این گروه را به دلیل عدم درک صحیح از آزادی و ایجاد اغتشاش، مورد انتقاد قرار میدهد.
تأیید مشروطیت و مجلس شورای ملی
سوالی درباره مشروعیت مجلس شورای ملی، وجوب متابعت از آن، و حکم مخالفت با آن مطرح شده است. در پاسخ، بر اهمیت و رجحان مجلس شورای ملی به عنوان نهادی برای تقویت ملت، رفع ظلم و نهی از منکر تأکید شده و هرگونه مناقشه در آن را ناشی از فساد و اغراض نفسانی دانسته است. همچنین، همراهی با مجلس را لازم و مخالفت با آن را در حکم مخالفت با امام عصر (عج) معرفی میکند.


نقد و نکوهش محمدعلی شاه
این شعر با گلایه از ظلم و ستم شاه و ویرانی ایران آغاز میشود و به نقد بدعهدی و پیمانشکنی او در قبال قرآن و ملت میپردازد. در ادامه، شاعر به عواقب سوء استبداد و تفرقه افکنی میان مردم اشاره کرده و شاه را به بیداری از غفلت و چارهاندیشی برای سامان بخشیدن به اوضاع کشور فرا میخواند. در پایان، با تأکید بر اسلامی بودن مشروطه، از شاه میخواهد که از استبداد دست برداشته و به مشروطهخواهان بپیوندد و به او هشدار میدهد که مشروطه از ایران جدا نخواهد شد.
لزوم تبعیت مجلس از قوانین اسلامی
متن با تأکید بر فداکاری مردم برای تأسیس مجلس آغاز میشود که هدف آن تأمین امنیت و رفاه مسلمانان است. در ادامه، به کاهش دشمنان مجلس اشاره شده و بیان میشود که با وجود این، برخی رقبا همچنان به تخریب مجلس میپردازند. سپس، از سلامت و بیغرضی وکلای مجلس دفاع شده و نسبتهای ناروا به مجلس، ناشی از خائنین و مفسدین دانسته میشود. در پایان، وظیفه مجلس در پیگیری ظلم و تخلفات قانونی تبیین شده و مجلس به عنوان وسیلهای برای اتحاد دولت و ملت معرفی میگردد که پس از آن، تضاد بین این دو از بین رفته و خیرخواه یکدیگر شدهاند.

تلاش استعمار در نفی هویت دینی و حذف روحانیت از تاریخ و جامعه ایران
سخنرانی با استناد به آیه قرآن، به تفاوت نهضتهای سطحی و ریشهای میپردازد و مکاتب آسمانی را به دلیل هماهنگی با فطرت و خلقت، دارای عمق و دوام میداند. در ادامه، به تلاشهای استعمارگران برای حذف مذهب از جوامع اسلامی، ابتدا با ترویج لامذهبی و سپس با تهی کردن مذهب از محتوا و جدایی دین از سیاست، اشاره میکند. سخنران با ذکر نمونههایی از اقدامات رضاخان و آتاتورک در ترکیه و ایران، از جمله کشف حجاب و ممنوعیت عزاداری، به شکست این نقشهها اشاره میکند. سپس به نقش روحانیت در نهضت ملی شدن نفت و رهبری امام خمینی در انقلاب اسلامی میپردازد و آن را نمونهای از مبارزه مکتبی و عمیق معرفی میکند. در پایان، با انتقاد از کسانی که به دنبال جدایی دین از سیاست هستند و به انقلاب خیانت میکنند، بر لزوم ادامه مبارزه با همان معیارهای اولیه و هوشیاری در برابر توطئههای دشمنان تأکید میکند.

تأیید و حمایت از مشروطیت
متن با اعلام حمایت از مشروطیت آغاز میشود و نویسنده تأکید میکند که از ابتدا در جهت تقویت پایههای مشروطه تلاش کرده و هرگز از این هدف دست نکشیده است. در ادامه، مخالفت با مجلس را به منزله محاربه با امام زمان (عج) تلقی میکند. در پایان، آمادگی کامل خود را برای همکاری با انجمن اسلامی، متحصنین و سایر همراهان جهت ترویج مشروطه و خدمت به مجلس اعلام میدارد و منتظر دستور برای اقدامات لازم است.

تبیین حقوق شهروندی و هشدار به مستبدان
متن با تبیین علت ذلت دولت و خرابی مملکت آغاز میشود که آن را ناشی از عدم آگاهی مردم به حقوق انسانی خود یا عدم توانایی مطالبه آن و بیتوجهی حاکمان به حقوق رعیت میداند. در ادامه، بر لزوم آگاهی مردم به حقوق خود به عنوان شهروندان یک وطن عزیز و مسئولیتپذیری در قبال آن تأکید میکند و از مردم میخواهد که سلطان را نیز فردی عادی بدانند که حقوق متقابل با رعیت دارد، نه مالکالرقاب. سپس، با خطاب به مستبدان، از آنها میخواهد که از ظلم و خیانت دست بردارند و با ملت همراهی کنند، چرا که مردم بیدار شدهاند و ظلم را نخواهند پذیرفت. در پایان، با خطاب به شاه، او را از گوش دادن به حرفهای خائنان برحذر میدارد و با استناد به آیات قرآن و وقایع تاریخی، عواقب حمایت از وزرای خائن را گوشزد میکند و از او میخواهد که به جای قرض گرفتن از اجانب و حیف و میل ثروت ملی توسط خائنان، به فکر استقلال و عزت کشور باشد.
تقاضای انجام خواستهای انجمنهای تهران
متن با ابراز نگرانی از تحصن طولانیمدت نمایندگان انجمنهای ملی در مجلس و هیجان عمومی در تهران آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به حضور خود در دارالشورای کبری برای ساماندهی این وضعیت اشاره میکنند و خواستار توجه فوری و کامل اعلیحضرت شهریاری به مقاصد ملت میشوند. در پایان، با تأکید بر احتمال سرایت این هیجان به سایر ولایات، بر لزوم تسریع در توجهات ملوکانه برای آرامش خاطر ملت تأکید شده است.


تطابق احکام اسلام و مقتضیات زمان
متن با تعریف عدل و مساوات در حقوق آغاز میشود و به تبیین حقوق نوعی و شخصی در اسلام میپردازد. سپس به وجوب سلطنت مشروطه اسلامی اشاره کرده و منکران آن را در شمار مشرکین قرار میدهد. در ادامه، احکام فروعی اسلام را به دو قسم قلبی و جوارحی تقسیم میکند و استبداد و خودخواهی را عامل خرابی ممالک و عدل و انصاف را موجب آبادانی میداند. در بخش بعدی، به اهمیت حفظ وطن از بیگانگان، افزایش ثروت، ترویج تجارت و تحصیل علم و درایت اشاره میکند و از دوری از ستمکاران و مراتب ظلم سخن میگوید. سپس احکام فروعی عملی اسلام را در سه دسته عبادات، معاملات و سیاسات بررسی میکند و فواید سیاسی و اجتماعی عباداتی چون طهارت، نماز، زکات، روزه، حج و جهاد را تشریح میکند. در ادامه، امر به معروف و نهی از منکر را معادل آزادی بیان و قلم مطابق با قوانین اسلامی میداند و به نقش آن در پیشرفت اقتصادی کشور اشاره میکند. در بخش پایانی، به لزوم وجود دو ریاست جسمانی (سلطان) و روحانی (علما) در ممالک اسلامی تأکید میکند و مشروطیت را نتیجه اصول و فروع محمدی میداند که با اجابت مظفرالدین شاه و تکمیل محمدعلی شاه محقق شده است. در نهایت، خطاب به متدینین، مخالفین و سیاسیون اروپا، مشروطیت را مطابق با شرع و موجب خیر و برکت برای ایران معرفی میکند و آن را نتیجه همکیشی و همعقیدگی ملت و شاه با علمای اسلام میداند.
تهدید به تشکیل انجمن ایالتی در فارس
این نامه با ابراز خیرخواهی برای دولت و ملت، به شاهنشاه اطلاع میدهد که با توجه به اتحاد مردم فارس، اگر تا دوم ربیعالاول فرمان مشروطیت به شکلی که از موانع شرعی و عرفی گذشته مبرا باشد، صادر نشود، مردم فارس خود اقدام به تشکیل مجلس ایالتی خواهند کرد. این اقدام به مراتب مؤثرتر از صرف امضای فرمان مشروطیت خواهد بود.
بی اعتمادی محمدعلی شاه به مردم ایران
محمدعلی شاه در تلاش است تا مردم تبریز را در اروپا یاغی و فتنهانگیز معرفی کند، در حالی که تبریزیان حقوقطلبی خود را به اثبات رساندهاند. ادعای شاه مبنی بر اغتشاش یک ساله تبریز و وجود پارلمان در آن زمان، با واقعیت مطابقت ندارد و اغتشاشات اولیه نیز توسط دستیاران خود شاه (شاهسونها) ایجاد شده بود. نویسنده با اشاره به سابقه طولانی شاهپرستی و وفاداری مردم آذربایجان به سلاطین قاجار، این ادعا را رد میکند و به نقل قولی از حاجی میرزا آقاسی اشاره میکند که در صورت یاغی شدن آذربایجان، شاه باید از سلطنت کنارهگیری کند. در ادامه، نویسنده غداری و بدعهدی محمدعلی شاه را علت اصلی مخالفت مردم میداند و با طعنه به حامیان شاه (مانند سید یزدی و شیخ نوری)، بیان میکند که هر کس حقوق خود را مطالبه کند، از نظر شاه یاغی است. در پایان، به محمدعلی شاه اطمینان داده میشود که این بیانات به نفع او نخواهد بود و مردم ایران تا زمانی که غالب هستند، یاغی قلمداد نخواهند شد.
تمجید از نقش مؤثر آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی در پیروزی مجدد مشروطیت
این شعر با ستایش از دو مرجع تقلید نجف، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، آغاز میشود و آنان را حامیان شرع و دین معرفی میکند. در ادامه، به نقش این دو عالم در برقراری مشروطه و مهار ظلم اشاره دارد و بیان میکند که با استقرار مشروطه، استبداد از بین رفت. در پایان، از میرزا محمدولی خان تنکابنی به عنوان سپهدار و معمار قانون عدل تمجید میکند و او را مایه زینت و زیبایی مشروطه میداند.
همراهی با مجلس شورا و علمای مشروطهخواه
این تلگراف به مجلس شورای ملی ارسال شده و در آن، علما، تجار و اهالی اصفهان آمادگی کامل خود را برای همراهی با مجلس و اجرای اوامر آن اعلام میکنند. همچنین، بر تأمین امنیت و ثبات قدم در پیشبرد اهداف مجلس تأکید شده است.


اجرای قانون اساسی مشروطه، تنها راه برونرفت از بحران سیاسی ضد رژیم شاه
مصاحبهای پس از واقعه «جمعه سیاه» تهران، به بررسی رویکرد مبارزاتی و سیاسی آیتالله شریعتمداری میپردازد. در ابتدا، بر ادامه مبارزات مستمر و لزوم اجرای قانون اساسی مشروطه مصوب ۱۲۸۵ شمسی تأکید میشود و مخالفت با هرگونه اقدام خلاف قانون حکومت، از جمله دستگیریهای غیرقانونی، ابراز میگردد. در ادامه، به امکان تظاهرات مردمی اشاره شده و مبارزات آرام به عنوان راهکاری برای مقابله با حکومت استبدادی معرفی میشود. همچنین، امکان توافق با رژیم فعلی رد شده و خواستهها به قدری واضح و منطقی دانسته میشوند که نیازی به گفتگو ندارند. در پاسخ به سؤالی درباره تفاوت رویکرد با آیتالله خمینی، هدف مشترک مبارزه با فساد و ظلم ذکر شده، اما تفاوت تاکتیکها به دلیل موقعیت داخلی و خارجی توضیح داده میشود. در پایان، بر اصالت مذهب در مبارزات مردمی و لزوم تطبیق گروههای سیاسی با آن تأکید شده و پیشرو بودن قوانین اسلامی در صورت اجرای عمومی برای پیشرفت مادی و معنوی تبیین میگردد.

رواج آشوب و ناامنی در کشور و عدم رسیدگی دولتمردان به آن
این نامه با اشاره به درخواستهای مکرر اهالی و انجمن ایالتی گیلان برای استیضاح و محاکمه سردار محیی که بیپاسخ مانده است، آغاز میشود. در ادامه، به گسترش ناامنی و آشوب از نقاط جنوبی و اطراف تهران به مناطق شاهسون، اردبیل، آستارا، خلخال و گرگانرود اشاره شده و نگرانی از هجوم به انزلی و رشت ابراز میشود. نامه از سپهدار اعظم به دلیل عدم حضور در مجلس و عدم مداخله در امور انتقاد کرده و از او میخواهد که به درخواستهای قانونی انجمن و اهالی رسیدگی کرده و برای تأمین امنیت و جلوگیری از پیشروی شاهسونها اقدام فوری انجام دهد.
اعلام افتتاح مجدد انجمن ایالتی خراسان و تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف
انجمن ایالتی خراسان پس از مدتی تعطیلی، با تصویب مراجع دینی و اعیان مملکت مجدداً آغاز به کار کرده است. از عموم مردم و بزرگان انتظار میرود که به وظایف مشروطیت، حفظ حقوق ملت و خودداری از پرداخت مالیات به مأموران دولتی، بنابر فرمان مراجع مشروطهخواه نجف، عمل کنند.
نصیحت به شاه جهت همدلی و وظیفهشناسی نسبت به ملت
متن با اشاره به اهمیت وجود سلطان برای حیات مملکت آغاز میشود و نقش ملت را در ترقی و تمدن برجسته میسازد. سپس، با استناد به فرمایش حضرت امیر علیهالسلام، به شاه یادآوری میکند که مقام سلطنت موهبتی الهی است که به واسطه قوای ملی به پادشاه تفویض شده و وظیفه اصلی او، همدلی با ملت، حفظ حدود سلطنت و طرد خائنین است. در ادامه، به وضعیت نابسامان مملکت، نفوذ اجانب، تعطیلی قوانین و عدم امنیت اشاره میکند و از شاه میخواهد که از مشاوران ناصالح دوری گزیند. در پایان، با تأکید بر لزوم اقدامات عملی و نه صرفاً نیات درونی، به شاه هشدار میدهد که بدون همراهی با ملت و اجرای اصلاحات، سلطنت او به تباهی خواهد رفت و به او توصیه میکند که فضلا و افراد شایسته را در امور مملکت به کار گیرد.
اقتدار مجلس شورای ملی در برکناری رضاخان سردارسپه، وزیر جنگ
سید حسن مدرس در مجلس شورای ملی، به خدمات و دستاوردهای مجلس در رفع قرارداد ۱۹۱۹ و دفع پلیس جنوب اشاره میکند. او سپس به موضوع امنیت در کشور میپردازد و با انتقاد از نمایندگانی که در پرده سخن میگویند، بر قدرت مجلس در عزل رئیسالوزرا و حتی تغییر سلطنت تأکید میکند. مدرس با یادآوری دفع سالارالدوله و محمدعلی میرزا توسط مجلس، بیان میکند که مجلس توانایی عزل رضاخان، وزیر جنگ، را نیز دارد و نباید از او ترسید. او از نمایندگان میخواهد که به جای حرفهای کنایهآمیز و لایحهخوانی، قوامالسلطنه را استیضاح کرده و تصمیمات عملی برای صلاح مملکت بگیرند. در پایان، مدرس با تأکید بر قدرت مجلس در برابر هر مزاحمتی، عقیده خود را درباره وزیر جنگ (رضاخان) اینگونه بیان میکند که منافع او اساسی و مضارش فرعی است و باید برای رفع معایب و افزایش منافع او تلاش کرد، اما در نهایت تابع نظر اکثریت مجلس خواهد بود.

معنی و فواید سلطنت مشروطه
متن با حمد و سپاس الهی و صلوات بر پیامبر و آل او آغاز میشود. نویسنده پس از ورود به ایران، وضعیت پریشان مردم و ظلم استبداد را مشاهده کرده و به ضرورت مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی اشاره میکند. او هدف از نگارش این رساله را تبیین حقیقت مشروطیت برای رفع ابهامات و شبهات برخی مستبدین و عوام میداند و تأکید میکند که مشروطیت با دین و عقاید مذهبی منافاتی ندارد. سپس به تفاوت سلطنت مطلقه و مشروطه میپردازد و سلطنت مطلقه را عامل عقبماندگی و ذلت ملت و دولت معرفی میکند. در مقابل، سلطنت مشروطه را موجب ترقی، عدالت، امنیت و ثروت میداند و به پیشرفت کشورهای اروپایی به واسطه این نوع حکومت اشاره میکند. نویسنده در ادامه به اهمیت قانون، ثروت (با تعریف جدید آن بر پایه علم و صنعت)، ملت، مملکت، سلطنت و وطن میپردازد. در بخش دوم، به تفصیل به مزایای سلطنت مشروطه از جمله محدودیت قدرت سلطان، مسئولیتپذیری وزرا، مساوات در برابر قانون و نقش مجلس در اداره امور کشور اشاره میکند. در خاتمه، به نکاتی در خصوص استقرار مشروطیت، لزوم تطابق قوانین با شرع، اهمیت انتخاب وکلای عالم و عادل، تشکیل انجمنهای صنفی، حفظ شئونات طبقات مختلف، عدم دخالت در عقاید مذهبی و لزوم اصلاح وضعیت موقوفات و توسعه مدارس و صنایع میپردازد. در پایان، بر لزوم تفکیک قوای سهگانه مقننه، قضائیه و اجراییه برای دستیابی به ثروت، آبادانی و امنیت تأکید میکند و با دعایی برای پادشاه، علما، وکلا و وزرا به پایان میرسد.
شرح اوضاع نابسامان کشور و مذمت بی تفاوتی و بی عملی مسئولان
متن با اشاره به ویرانی بیسابقه ایران در مقایسه با سایر کشورها آغاز میشود و به عدم اقدام قاطع ملت برای رفع نواقص و تحکیم مشروطه اشاره میکند. در ادامه، وضعیت آشفته کشور، فساد مسئولان، ظلم به رعایا و تجاوزات به مال و ناموس مردم را به تفصیل شرح میدهد. سپس، نویسنده با لحنی تند، مسئولان حکومتی، نظامیان و افراد بیکفایت را به دلیل بیتفاوتی و خالی کردن خزانه کشور مورد سرزنش قرار میدهد. در پایان، از وکلای مجلس میخواهد که به وظایف خود عمل کنند و از شاه میخواهد که از مجلس حمایت کرده و به سخنان مستبدین توجه نکند. متن با هشدار درباره عواقب تزلزل در ارکان مشروطیت و از دست رفتن ایران به پایان میرسد.
درخواست لغو جمهوریت از رضاخان سردار سپه و پذیرش آن از سوی وی
متن با خطاب به حجج اسلام، اعیان، تجار، اصناف و عموم ملت ایران آغاز میشود. در ادامه، به اظهاراتی در مورد تشکیل جمهوریت اشاره شده که مورد رضایت عمومی نبوده و با مقتضیات کشور سازگاری نداشته است. سپس بیان میشود که در زمان حضور رئیسالوزراء (رضاخان) در قم، درخواست لغو عنوان جمهوریت و ابطال اظهارات مربوط به آن و همچنین اعلام این تصمیم به سراسر کشور مطرح شده و مورد پذیرش قرار گرفته است. در پایان، از عموم خواسته میشود که قدر این نعمت را دانسته و از این عنایت تشکر کنند.



تجاوز به حقوق مردم در نظام مشروطه
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطهخواهان در پی اصلاح حقیقی امور ملت و رفاه رعیت هستند یا تنها به صورت ظاهری چنین ادعایی دارند. سپس به مقایسه وضعیت استبداد و مشروطه میپردازد و بیان میکند که در دوران استبداد، حکام با پیشکش دادن به مقامات بالاتر، به غارت اموال مردم میپرداختند. در ادامه، با وجود آوازه مشروطیت اصفهان، مشاهده میشود که ضابطان همچنان با پرداخت رشوه، مجوز تصرف در اموال و آبروی رعایا را به دست میآورند. در پایان، بر لزوم رفع این هرج و مرجها و حفظ حقوق ملت تأکید شده و به وضعیت اداره عدلیه اشاره میکند که با وجود دریافت مبالغ زیاد از مردم، مواجبی به اعضای آن پرداخت نشده است. در نتیجه، پیشنهاد میشود که اداره عدلیه به صورت صحیح ساماندهی شود و در انجمنی فوقالعاده، درباره نحوه صرف این مبالغ تحقیق و برای اعضا مواجب مقرر شود تا با فراغ بال به وظایف خود عمل کنند.

پیام تبریک به مناسبت پیروزی مجدد مشروطهخواهان
متن با تبریک به مناسبت یکی از اعیاد اسلامی آغاز میشود. در ادامه، نویسنده از جانفشانیها و زحمات مخاطبان در راه مشروطیت قدردانی کرده و از نتایج حاصله ابراز خشنودی میکند. در پایان، برای سعادت و نصرت مخاطبان دعا کرده و ابراز امیدواری میکند که به زودی بتواند حضوری به آنها تبریک بگوید.

درخواست فوری از سرداران نیروهای مشروطهخواه برای حرکت به سوی تهران و تمهید مقدمات استقرار مجدد مشروطیت
این تلگراف با خطاب به انجمن سعادت اسلامبول، از سرداران ملی درخواست میکند که به سمت تهران حرکت کرده و مقدمات استقرار مجدد مشروطیت را فراهم آورند. در این پیام، فجایع وارده بر ملت مظلوم، ناشی از درباریان مفسد دانسته شده و بر لزوم اجرای بدون تغییر قانون اساسی و انتخابات، و عدم تفرقه قوای ملت پیش از اتمام عملیات تأکید شده است. هشدار داده میشود که در غیر این صورت، بیم فریبکاریهای صعبالعلاج وجود دارد.
تبیین مستدل و ملایم اصول و مبانی مشروطیت و پرهیز از خشونت در کلام
این متن با تأکید بر لزوم گفتار ملایم و پرهیز از خشونت در ترویج مشروطیت آغاز میشود. نویسنده بیان میکند که دانشمندان باید سخن را به اندازه عقول مخاطبان بگویند و تندی در کلام، موجب تنفر و ایجاد فتنه است. سپس به اهمیت اتحاد و همدلی ملت ایران برای استقلال و اجرای صحیح قانون اساسی در مشروطیت اشاره میکند و نقش دانشمندان و روزنامهنگاران را در آگاهسازی مردم از عقاید جدید و ترک عادات استبدادی با زبانی شیرین و عباراتی نمکین، برجسته میسازد. در ادامه، به توحید به عنوان اصل اعظم دین اسلام و فصل اول متمم قانون اساسی اشاره کرده و سلطنت مشروطه را ودیعهای الهی میداند که از طریق ملت به پادشاه تفویض شده است. نویسنده به نقد روزنامهنگاری میپردازد که در مورد نصب سلطنت، اراده ایرانیان و تقدیر آسمانی را دخالت نمیدهد و این را از مندرجات قدیمه میشمارد. در پایان، با استناد به اصل سی و پنجم متمم قانون اساسی، که سلطنت را موهبتی الهی از طرف ملت به پادشاه میداند، از مجلس و روزنامهنگاران میخواهد که این اقوال را جبران کرده و ملت را امیدوار سازند.
انتصاب علمای ناظر بر مصوبات مجلس توسط مراجع مشروطهخواه نجف
متن با خطاب به دارالشورای کبری آغاز میشود. در ادامه، به اصل دوم متمم قانون اساسی اشاره شده که بر اساس آن، پنج نفر یا بیشتر از علمای اعلام باید عضو دارالشورای کبری باشند. با توجه به اینکه این اصل در دوره اول مجلس شورای ملی اجرا نشده و ناقص مانده است، درخواست میشود که این موضوع به اطلاع مراجع نجف اشرف رسانده شود تا با اجرای آن، امیدواری عموم مسلمین فراهم آید.
محکوم کردن اختناق، سرکوب و ممنوعیت شعائر مذهبی، ودستگیری و حبس مسلمانان بیگناه عراق
متن با ستایش ملت عراق و ابراز همدردی با رنجهای آنان آغاز میشود و بر پیوند عمیق مرجعیت با مردم تأکید میکند. در ادامه، به مسئولان کشور هشدار داده میشود که سرکوب و محروم کردن مردم از حقوق انسانی و آزادیهای اجتماعی، به ویژه در انجام شعائر دینی، پایدار نخواهد بود. به اقدامات سرکوبگرانه حکومت، از جمله حذف اذان و نماز جمعه از رادیو، محاصره مراسم عزاداری امام حسین (ع)، پر کردن مساجد از نیروهای امنیتی و اجبار مردم به عضویت در حزب حاکم، اشاره شده و این اقدامات محکوم میشوند. در بخش پایانی، خواستار آزادی شعائر دینی و حسینی، پخش مجدد اذان و نماز جمعه از رادیو، توقف ثبتنامهای اجباری در حزب بعث، آزادی زندانیان و پایان دادن به بازداشتهای غیرقانونی میشود. در نهایت، بر لزوم مشارکت جدی مردم در اداره امور شهرها از طریق انتخابات آزاد محلی تأکید شده و اعلام میشود که این خواستهها، خواستههای یک امت است و برای تحقق آنها، مردم به مقاومت فراخوانده میشوند.

فتوای مجلس شورا
متن با تبیین دو فایده اصلی مجلس شورای ملی آغاز میشود: حفظ قواعد سیاسی و نوامیس طبیعی کشور و ملت، و همچنین ابداع و تغییر قوانین سیاسی متناسب با زمان و مصلحت. در ادامه، قوانین سیاسی به دو دسته الهی و مُلکی تقسیم میشوند؛ قوانین الهی را تغییرناپذیر و قوانین مُلکی را حاصل خرد جمعی دانشمندان و عقلا میداند که با اکثریت آرا تصویب شده و پس از تأیید شاه، برای اجرا به وزارتخانهها ابلاغ میگردند. نویسنده با تشبیه مجلس شورا به مغز و وزارتخانهها به اعضای بدن، بر لزوم هماهنگی و سلامت هر دو بخش برای پایداری دولت تأکید میکند. در پایان، با اشاره به پیشرفتهای تمدنی، اعضای مجلس و دولت را به همکاری و همیاری برای آبادانی و پیشرفت کشور فرا میخواند.
هشدار و تهدید حاج شیخ فضل الله نوری
سخنرانی با قسم به حضرت حجت آغاز میشود و بر اهمیت و جایگاه مجلس شورای ملی تأکید میکند. در ادامه، به تلاشهای صورتگرفته برای برپایی مجلس اشاره شده و مخالفت برخی از اهل علم با آن، بهویژه حاج شیخ فضلالله نوری، مورد انتقاد قرار میگیرد. سخنران، ضمن تهدید تلویحی مخالفان به افشای نام و تحریک مردم علیه آنان، از نمایندگان میخواهد که با اطمینان و قوت قلب به کار خود ادامه دهند و مجلس را برهمخوردنی ندانند. در پایان، به تلاشهای حاج شیخ فضلالله نوری برای کسب ریاست در مجلس و سپس تخریب آن با دریافت پول از شاه اشاره شده و از برادران خواسته میشود که در این باره سکوت کنند.

درخواست استقرار مجدد مشروطیت و افتتاح مجلس شورا
درخواست استقرار مجدد مشروطیت و افتتاح مجلس شورای ملی از محمدعلی شاه قاجار مطرح شده است. در این درخواست، تأکید میشود که تنها راه برقراری آرامش، امنیت و استقلال دولت در ایران، اعطای مشروطیت و استقرار عدالت است. از شاه خواسته میشود که به سخنان مغرضین توجه نکند و برای حفظ سلطنت و بقای دولت، دستور افتتاح مجلس شورای ملی را صادر کند. در غیر این صورت، نویسنده و عموم مسلمانان فارس، خود را خادم شریعت محمدی (ص) میدانند و به وظیفه خود عمل خواهند کرد.
تکذیب تحریم مشروطیت و ورود به مجلس
این تلگراف، شایعات مربوط به تخریب مشروطیت و نسبت دادن تحریم ورود به مجلس به علمای مشروطهخواه را تکذیب میکند. در ادامه، بر وجوب تقویت مجلس و لزوم تبعید مفسدان تأکید شده است.



توجیه مردم در انتخاب درست نمایندگان خود
متن با اشاره به تفاوتهای فرهنگی و سیاسی مناطق مختلف ایران آغاز میشود و بیان میکند که در برخی مناطق، به دلیل نزدیکی به کشورهای متمدن، استبداد کمتر رواج دارد، اما در مناطق دورافتاده، استبداد ریشهدار شده و هرگونه تلاش برای تمدنخواهی با مخالفت شدید مواجه میشود. در ادامه، اغتشاشات و انقلابهای محلی را ناشی از عدم درک صحیح نظامنامه انتخابات و اعمال سلیقههای شخصی در انتخاب وکلا میداند. برای حل این مشکل، پیشنهاد میشود که دو نفر امین خداترس و وطنپرست، یکی از طرف مجلس و دیگری از طرف وزارت داخله، برای نظارت بر انتخابات و اجرای صحیح نظامنامه به ولایات اعزام شوند. این اقدام را موجب آسایش ملت، امنیت کشور و رفع اغتشاشات دانسته و تأکید میکند که حضور این امینها به مدت یک تا دو ماه در هر شهر، به شناسایی افراد مغرض و مفسد کمک کرده و اطلاعات لازم را در اختیار وکلای ملت قرار خواهد داد تا از اشتباه در انتخاب نمایندگان جلوگیری شود.
تأکید بر حمایت از مشروطهخواهان



تبیین مسائل حاد دوران انقلاب
سخنرانی به پرسشهایی درباره دادگاههای انقلابی، اعدامها، رفراندوم جمهوری اسلامی، نقش گروههای سیاسی و حقوق اقلیتها پاسخ میدهد. در ابتدا، به دفاع از عملکرد دادگاههای انقلابی و چرایی عدم نیاز به وکیل برای متهمان و همچنین چرایی صدور حکم اعدام به جای حبس ابد میپردازد. سپس، به مخالفت برخی گروهها با رفراندوم جمهوری اسلامی اشاره کرده و آن را بهترین روش برای تسریع کار میداند و بر مردمی بودن این خواست تأکید میکند. در ادامه، به عدم انحراف انقلاب از مسیر مبارزه با امپریالیسم اشاره کرده و گروههای چپ را به دلیل کشیده شدن به سمت بیگانگان نقد میکند. در بخشهای بعدی، به تبیین مفهوم جمهوری اسلامی بر اساس سیره پیامبر و ائمه، نقد دموکراسیهای غربی و سوسیالیستی، و تأکید بر حقوق اقلیتها و طبقات زحمتکش در اسلام میپردازد. در پایان، با توجه به اهمیت رفراندوم، از مردم میخواهد که در این وظیفه ملی و شرعی کوتاهی نکنند و مراقب توطئههای اخلالگران باشند.
شرایط لازم تحقق حکومت اسلامی و استقرار مردمسالاری دینی، وظایف مسئولان نظام و مخاطرات فراروی آنان
سخنرانی با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و اهل بیت آغاز میشود. سپس از رئیس جمهور وقت، آقای خاتمی، به دلیل تلاشهای دولت در مبارزه با تبعیض، فقر و فساد و گشایش امور اقتصادی مردم قدردانی میشود. در ادامه، فرصت استثنایی جمهوری اسلامی برای تحقق اهداف الهی و اسلامی در ایران مورد تأکید قرار میگیرد و تفاوت این نوع قدرت با عرفهای سیاسی رایج در جهان بیان میشود. پنج رکن اصلی جهانبینی اسلامی شامل توحید، تکریم انسان، تداوم حیات پس از مرگ، استعداد بیپایان انسان برای تعالی و حرکت عالم به سمت حاکمیت حق و صلاح تشریح میشود. بر اساس این مبانی، وظایف عملی انسانها در هر دو حالت حکومت اسلامی و غیر اسلامی، شامل عبودیت و اطاعت خداوند، تلاش برای تعالی خود و دیگران (علمی، فکری، روحی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی)، ترجیح رستگاری اخروی بر سود دنیوی و اصل مجاهدت و تلاش و مبارزه تبیین میگردد. در پایان، به مراحل پنجگانه تحقق حکومت اسلامی (انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی و دنیای اسلامی) اشاره شده و تأکید میشود که ایران در مرحله دولت اسلامی قرار دارد و مسئولان باید خود را با الگوی اسلامی منطبق سازند. در نهایت، دو خطر عمده هوای نفس و طول امل به عنوان موانع اصلی پیشرفت معرفی شده و مردمسالاری دینی به عنوان ملاک تصحیح اخلاق و رفتار مسئولان مطرح میشود که شامل انتخاب مردم و وظایف مسئولان در قبال مردم (عدم منتگذاری، مبالغه نکردن، خلف وعده نکردن، رعایت انصاف و عدم رانتخواری، و جلب رضایت عموم مردم) است. سخنرانی با دعا برای توفیق مسئولان در گذراندن این مرحله و تشکیل کشور اسلامی به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
تقاضای تسریع در تشکیل مجلس شورای ملی
متن با سلام و درود به شریعتمداران آغاز میشود. در ادامه، به اجابت درخواست علمای اعلام توسط دولت برای برپایی مجلس شورای ملی اشاره شده که اصول آن بر پایه دین اسلام است. در پایان، بر اهمیت اقدامات جدی برای تسریع در تشکیل مجلس تأکید شده و ابراز امیدواری شده که این امر به زودی موجب تقویت دین و دولت خواهد شد.

وظایف ملت پس از مشروطه
متن با تأکید بر جایگاه والای اسلام و قرآن به عنوان راهنمای سعادت بشر آغاز میشود و بیان میکند که سعادت دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح است. سپس به اهمیت توأمان علم و عمل در پیشرفت و انتظام امور مملکت اشاره میکند و مشروطیت ایران را منوط به اجرای قوانین مجلس شورای ملی میداند. در ادامه، استبداد را عملی خارج از رویه علمیه معرفی کرده و با اشاره به اتمام قانون اساسی و تأیید آن توسط شاه، بر لزوم تبعیت همگان از قانون تأکید میکند. در پایان، به ملت هشدار میدهد که صرف تصویب قانون کافی نیست و مشروطیت واقعی زمانی محقق میشود که شاه در مجلس حضور یابد و قسم یاد کند و مسئولان نیز عادات قدیم را کنار بگذارند.
انتخاب نمایندگان آگاه و دیندار در دوره دوم مجلس شورا
متن با تقسیم عدل به سه قسم (اکبر، اوسط، اصغر) آغاز میشود که عدل اکبر را قوانین مشروطیت و شریعت الهی، عدل اوسط را اداره سلطنت تحت قوانین مشروطیت، و عدل اصغر را طلا و نقره برای مساوات در معاملات معرفی میکند. در ادامه، با استناد به آیهای از قرآن، بر اهمیت عدالتخواهی و مشروطهطلبی واقعی تأکید میشود که مستلزم آگاهی از قواعد مشروطیت و نوامیس حریت است. سپس، با خطاب به ملت ایران، بر لزوم بیداری از غفلت و کوشش در انتخابات تأکید شده و از مردم خواسته میشود که در انتخاب نمایندگان، خادم را از خائن تشخیص دهند و مجلس ملی را بازیچه دست بیخردان نکنند. هشدار داده میشود که عدم انتخاب افراد دانا و عالم، به ویرانی ایران و ذلت ابدی نسلهای آینده منجر خواهد شد. در پایان، بر لزوم حرکت سریع ناصرالملک به ایران و همراهی برخی کارآموزان با تأیید آیاتالله خراسانی و مازندرانی تأکید شده و به توطئههای جدید اشاره میشود.
شرح مقصود علما از درخواست تشکیل عدالتخانه
سید محمد طباطبایی سخنرانی خود را با استناد به آیات قرآن درباره اهمیت عدل و جایگاه آن در اسلام آغاز میکند. او با اشاره به اینکه حتی ملل غیرمسلمان نیز به عدل روی آوردهاند، وضعیت مسلمانان ایران را که از مسیر عدل منحرف شدهاند، مورد انتقاد قرار میدهد. طباطبایی تأکید میکند که هدف اصلی علما از درخواست عدالتخانه، تشکیل مجلسی برای رسیدگی به دادخواهی مردم و جلوگیری از ظلم حکام است و نه براندازی پادشاهی یا جمهوریخواهی. او با رد شایعاتی مبنی بر اهداف شخصی یا مالی علما، به نمونههایی از ظلم و ستم حکام در ولایات، از جمله ماجرای قوچان و فروش دختران به جای مالیات، اشاره میکند. طباطبایی مردم را به بیداری و رفع ظلم فرا میخواند و با ذکر حکایتی از امیرکبیر، اهمیت گزارشدهی صحیح و رسیدگی به شکایات مظلومان را یادآور میشود. او در پایان، با تأکید بر اینکه پادشاه حقیقی امام زمان است و علما از هیچ کس واهمه ندارند، هدف نهایی را برپایی مجلس مشروعه عدالتخانه و اجرای قانون اسلام میداند که در آن شاه و گدا در حدود قانونی مساوی باشند.

موارد پیشنهادی جهت مصالحه با دولت
متن با خطاب به ارفعالدوله آغاز میشود و هدف اصلی مقاومت ملت را احقاق حقوق غصبشده، گشایش مجلس و اجرای قانون اساسی و رفع ظلم بیان میکند. در پایان، تأکید میشود که در صورت تحقق این اهداف و رسیدن ملت به آرزوهای خود، صلح به طور طبیعی برقرار خواهد شد.


راهکارهایی برای مدیریت جریان مشروطهخواهی توسط اعضای معتدل و غیرحزبی
در انجمن ایالتی تبریز، پیشنهاد میشود ابتدا اعضای انجمن و سپس مجلسی فوقالعاده با حضور اعضای انجمن و افراد خارج از آن تشکیل شود تا در آن مجلس، درباره اصلاح امور مشورت صورت گیرد. تأکید میشود که از میان گزینههای مشروطه، استبداد مطلقه، استبداد قانونی و استقلال آذربایجان، تنها گزینه مشروطه قابل تحقق است و باید تمام تلاشها بر آن متمرکز شود. هدف از تشکیل این مجلس عالی ملی، جلوگیری از افتادن سرنوشت مشروطه به دست تندروها یا مراکز پنهان و مشارکت دادن افراد عاقل و بیطرف در تصمیمگیریها است.
.jpeg&w=3840&q=75)
وجوب اهتمام در استقرار مجدد مشروطیت
این متن با اشاره به احکام صادر شده از سوی حجج اسلام در خصوص وجوب مشروطه و حرمت مخالفت با آن آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم اطاعت از این احکام برای تمامی مسلمانان تأکید شده است. این حکم در ماه محرم سال ۱۳۲۷ قمری صادر شده است.

کمال انسانی و اسلامی و راه وصول به آن و علل انحطاط و عقبماندگی مسلمانان
متن با تبیین دو جنبه متضاد در فطرت انسان آغاز میشود: یکی تمایل به شهوات و تعلقات دنیوی و دیگری گرایش به تجرد و عوالم روحانی. این کشمکش درونی، منشأ تمام خوبیها و بدیها در عالم معرفی میشود. در ادامه، نویسنده به این نکته میپردازد که جنبه ملکی انسان، او را به سوی کمال مطلق سوق میدهد و تا زمانی که به کمال نهایی (قرب الهی) نرسد، در هیچ مرتبهای قرار نمیگیرد. سپس، به نقش قانون دینی و امام معصوم در تربیت انسان و جامعه اشاره میکند و غیبت امام را دلیلی بر واگذاری این مسئولیت به علمای امت میداند. در بخش بعدی، به علل انحطاط مسلمانان میپردازد که شامل غلبه استبداد سلاطین و عدم تربیت صحیح مردم توسط علما، و همچنین جنگهای داخلی شیعه و سنی است. این اختلافات، به ویژه پس از دوره صفویه، به نزاعهای دولتی تبدیل شده و موجب ضعف و انحطاط جهان اسلام گردیده است. در پایان، با اشاره به پیروزی مشروطیت در ایران و عثمانی، از عقلای مملکت و دانایان میخواهد که با کنار گذاشتن اختلافات فرقهای، به سوی اتحاد و ترقی گام بردارند و از آیات قرآن کریم برای تأکید بر اهمیت وحدت و برادری مسلمانان استفاده میکند. متن با این نتیجهگیری به پایان میرسد که اتحاد، عامل ترقی و عزت مسلمانان در صدر اسلام بوده و اختلاف، علت اصلی تنزل و ذلت کنونی آنهاست.
اهمیت قانون اساسی و توجیه علما نسبت به آن
متن با تأکید بر نقش حیاتی رؤسا و بزرگان، بهویژه علمای روحانی، در ترقی و تنزل ملتها آغاز میشود. استدلال اصلی بر این پایه استوار است که تأثیر طبقه روحانی بر اخلاق و عادات مردم هزاران برابر بیشتر از حاکمان و صاحبان قدرت است، زیرا فساد عالم به فساد عالم میانجامد و اصلاح او نیز به اصلاح جامعه منجر میشود. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که اگر علما با تمدن جدید آشنا شوند و حقایق زمانه را درک کنند، میتوانند با موعظه و نصیحت، پرده اوهام را از دیدگان عامه برداشته و مفاهیمی چون مدارس جدید، روزنامه و راهآهن را که پیشتر بدعت شمرده میشدند، به عنوان لوازم ضروری زندگی معرفی کنند. سپس، با اشاره به اطاعت بیچون و چرای ملت ایران از علما، مسئولیت سنگین هدایت مردم به سوی ترقی و جلوگیری از هلاکت آنها بر دوش علما گذاشته میشود و هشدار داده میشود که در صورت کوتاهی، خداوند از آنها بازخواست خواهد کرد. در پایان، با یادآوری جانفشانی ملت در راه مقاصد علما و امیدواری مردم به آنها برای سعادت آتیه، از علمای اعلام خواسته میشود که با جدیت و سرعت، به تدوین و اجرای قانون اساسی بپردازند، زیرا بدون قانون پایدار، تمام تلاشها موقتی و بیثمر خواهد بود و ترقی ایران محدود و مشروطیت آن موقت خواهد ماند.
سازگاری مشروطیت با احکام اسلام و تعریف مجلس شورا به آن
ایجاد صلح و اصلاح میان دولتیها و مشروطهخواهان تبریز
در چهارم محرم ۱۳۲۷، جلسهای با حضور ستارخان، باقرخان و تقیزاده برگزار میشود. در این جلسه، ثقهالاسلام تبریزی با اشاره به محاصره تبریز توسط قوای دولتی، پیشنهاد مذاکره با دولتیان را مطرح میکند. او تأکید میکند که هدف از این مذاکره، رسیدن به یک راه حل میانه است که هم مشروطه محقق شود و هم صلح بین دولت و ملت برقرار گردد، نه تسلیم کامل یکی از طرفین. ستارخان در پاسخ، خود را مطیع عقلا میداند و باقرخان نیز به اشتباه تصور میکند که منظور ثقهالاسلام، ترک سلاح مشروطهخواهان در ازای عفو عمومی است. ثقهالاسلام با رد این برداشت، تفاوت میان «اصلاح» و «تسلیم» را توضیح میدهد و در نهایت، حاضران با تشکیل مجلس مذاکره با دولت موافقت میکنند.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد شدید از حاکم خراسان به سبب همدلی و همراهی با محمدعلی شاه
این نامه با اشاره به حسن ظن اولیه مردم خراسان به حاکم وقت به دلیل همراهی با مقاصد ملت، از اقدامات غیرمنتظره و ضد ملی او پس از ۲۳ شعبان انتقاد میکند. سپس، با تأکید بر اهمیت موقعیت مرزی و حفظ آرامش، به حاکم هشدار میدهد که سکوت ملت را نباید حمل بر بیحسی و بیغیرتی دانست. در ادامه، نویسندگان با استناد به احکام شرعی و فتاوای مراجع، محمدعلی شاه را مرتد دانسته و اقدامات او در به توپ بستن مجلس، هتک حرمت قرآن و کشتار مردم را محکوم میکنند. در پایان، با اشاره به عدم مشروعیت مالیاتدهی به حکومتی که علیه اسلام و ملت اقدام میکند، به حاکم خراسان هشدار داده میشود که از همراهی با استبداد بپرهیزد و عواقب اقدامات خود را در نظر بگیرد، زیرا حکومت قاجار رو به زوال است و ملت انتقام خواهد گرفت.
تقبیح سیاست مستبدانه محمدعلی شاه
این متن با خطاب به پادشاه، هدف اصلی نویسنده را برای پیشرفت و ترقی ایران و قرار گرفتن آن در میان ملل متمدن جهان بیان میکند. نویسنده تأکید میکند که این هدف تنها از طریق برقراری قانون، عدالت، بسط دانش و حکومت مشروطه قابل دستیابی است و هر راه دیگری به خیانت به پادشاه و ملت منجر خواهد شد. در ادامه، نویسنده به پادشاه یادآوری میکند که نتایج سلطنت او بر ملت ایران و عهدشکنیهایش در قبال مشروطیت، به بدبختی انجامیده است. در پایان، نویسنده به تهدید پادشاه مبنی بر قتل خود اشاره کرده و با قاطعیت اعلام میکند که مرگ او نه تنها بیفایده خواهد بود، بلکه از هر قطره خونش، مبارزان دیگری برای برافراشتن پرچم عدالت و مشروطیت برخواهند خاست.
درخواست عدم تمکین قوای دولتی از شاه و پیوستن به مشروطهخواهان
کوشش در راه استقرار مشروطیت به منزله جهاد در راه امام زمان (عج)



آرزوی استقرار آزادی و حکومت قانون در نظام مشروطه
متن با گلایه از برخوردهای منفی و اتهامات ناروا نسبت به نویسنده آغاز میشود که به دلیل انتقاد از وضعیت کشور و تأکید بر لزوم اصول و قانونمداری، مورد شماتت قرار گرفته است. در ادامه، نویسنده به تغییر نگرش مردم و درک اهمیت «اصول»، «قانون» و «آزادی» اشاره میکند، هرچند همچنان از عدم قوام مجلس شورای ملی و وجود افراد جاهطلب در آن انتقاد دارد. نویسنده بر این باور است که تا زمانی که نفسانیات کنار گذاشته نشود، آزادی واقعی جاری نگردد و مردم علم نیاموزند، امیدی به انتظام کشور نیست. در بخش پایانی، به برپایی مجلس شورای ملی و آشکار شدن خرابیهای ناشی از سلطنت شخصی و استبداد اشاره شده و بدهکاریهای کلان کشور که در گذشته پنهان بود، افشا میشود. در انتها، نویسنده به گفتگویی با یک ایرانی در حیدرآباد اشاره میکند که در آن بر لزوم اجرای عدالت و تأسیس اساس معدلت تأکید شده و نویسنده زمان را مقتضی صبر نمیداند.
انتقادات وارده به عملکرد دولت
این تلگراف در پاسخ به دولت، عملکرد یک ماهه آن را پس از صدور دستخط مشروطیت مورد انتقاد قرار میدهد. در ابتدا، به عدم پیشرفت امور و استعفای هیئتهای مورد اعتماد ملت اشاره میکند. سپس، تعلل در تصویب قانون انتخابات را زیر سؤال میبرد و حضور مفسدین و خیانتکاران در دربار را دلیلی بر عدم تغییر واقعی در اوضاع میداند. در ادامه، به وضعیت بحرانی آذربایجان و اقدامات بیمطالعهای که منجر به ورود قوای خارجی شده، میپردازد و از سکوت دولت در برابر تظلمات مردم انتقاد میکند. همچنین، به تناقض در دستورات دولتی مبنی بر جلوگیری از شرارتها و در عین حال مأموریت دادن به سرداران برای قتل و غارت در اصفهان اشاره دارد. در پایان، به وزارت مالیه و دستورات متناقض آن در مورد مالیات و پرداخت انعام به راهزنان اعتراض میکند و اعلام میدارد که انجمن و اهالی اصفهان سردار معتضد را به حکومت نخواهند پذیرفت و امیر مفخم را مسئول خسارات وارده میدانند و منتظر اقدامات عملی دولت در پاسخ به این انتقادات هستند.
تلاش در جهت استحکام مبانی مشروطیت
متن با اشاره به برداشت نادرست از مفهوم اتفاق و اتحاد در ایران آغاز میشود و تأکید میکند که هدف اصلی، اتحاد بر سر استحکام قانون عدالت و مشروطیت است، حتی اگر در سایر مسائل اختلاف نظر وجود داشته باشد. در ادامه، به عدم درک فواید مشروطیت توسط برخی از مردم و ارتباط دادن مسائل اقتصادی (مانند گرانی نان و گوشت) به سیاستمداران اشاره میکند. سپس، با تأکید بر اینکه رهایی ایران از ذلت و اسارت تنها با استقرار قانون و استحکام مشروطیت ممکن است، قانون را ضامن حقوق انسانی معرفی میکند و بیقانونی را ریشه تمام خرابیها و بدبختیها میداند. در پایان، با لحنی حماسی، از مردم ایران میخواهد که برای استحکام مشروطیت بکوشند و با استناد به سخنی از حضرت علی (ع)، بر عدم پذیرش ظلم تأکید میکند و روزگار کنونی را زمان برپایی عدالت و برابری میخواند.
درخواست همراهی علمای کرمانشاه با مطالبات مردم
متن با یادآوری جایگاه و ثروت مخاطب آغاز میشود که آن را نتیجه افاضات علمیه علمای نجف و بذل اموال مردم به ایشان میداند. سپس، با اشاره به وضعیت بحرانی کشور و ظلم حکومت استبدادی، از مخاطب انتقاد میکند که چرا در این شرایط با ملت مظلوم همراهی نمیکند و به احکام حجج اسلام وقعی نمیگذارد. در ادامه، هشدار میدهد که اگر افراد مغرض قدرت یابند، به حرفها و احکام علما بیاعتنایی خواهند کرد و از مخاطب میخواهد تا دیر نشده، با ملت همراهی کند و قلوب آنها را به خود جلب نماید. در پایان، هیئت علمیه نجف اشرف از مخاطب درخواست میکند که اجازه ندهد حقوق ملت پایمال شود و از او میخواهد که با آقا هادی، آقای امامجمعه و آقا رحیم همکاری کامل داشته باشد.
لزوم تشکیل سریعتر مجلس شورای ملی
این نامه با اشاره به مشکلات کنونی کشور، تشکیل فوری مجلس شورای ملی را تنها راه حل میداند و تأخیر در آن را موجب بروز مشکلات لاینحل معرفی میکند. در ادامه، از مخاطبان خواسته شده است که با سرعت وکلای منتخب را اعزام کرده و در انتخاب سایر وکلا نیز نهایت دقت را به کار گیرند تا از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری شود. در پایان، بر لزوم تسریع و اهتمام در این امر تأکید شده است.

عدم قبول پیشنهادات انگلستان و روسیه و عدم امکان مداخله نظامی آنها در امور ایران
متن با تأکید بر لزوم شناخت جایگاه و عظمت ملت ایران آغاز میشود و بیان میکند که هیبت کنونی ایرانیان، استقلال کشور را حفظ خواهد کرد. سپس به عدم حق دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران اشاره میکند و تأکید دارد که هیچ دولتی نمیتواند به زور در ایران مداخله کند، زیرا همسایگان ایران خود درگیر مشکلات داخلی هستند. در ادامه، به تلاشهای سیاسی همسایگان برای دخالت از طریق فریب و وعده اصلاحات اشاره شده و از ملت خواسته میشود که هیچ یک از پیشنهادات اصلاحی روسیه و انگلستان را نپذیرند و به شاه که تسلیم محض است، اعتماد نکنند. متن بر لزوم اعتراض جدی به این دو دولت و عدم پذیرش هرگونه دخالت یا اصلاحات از سوی آنها تأکید میکند. در پایان، بزرگترین وظیفه ایرانیان را تسریع در تشکیل پارلمان میداند و بیان میکند که با تشکیل پارلمان، طرحهای اصلاحی بیگانگان بیاثر خواهد شد. همچنین، با اشاره به اینکه زمان دفاع گذشته و نوبت حمله است، از عدم ترس از روسیه و انگلستان سخن میگوید و تأکید میکند که آنها تنها در صورتی میتوانند مداخله کنند که ملت خودشان اجازه دهند و نباید به وعدههای شاه برای مشروطه امید بست. متن با این جمله به پایان میرسد که امروز زمان عمل است نه گفتار.
درخواست تسریع در تصحیح و تکمیل متمم قانون اساسی
این نامه با خطاب به وکلای آذربایجان، به وضعیت نابسامان کشور پس از تصویب قانون اساسی اشاره میکند. نویسندگان تأکید میکنند که تأخیر در امضای متمم قانون اساسی، که برای آسایش عمومی و ترویج شریعت ضروری است، باعث هیجان و بیقراری مردم شده است. در پایان، از وکلا درخواست میشود که هرچه سریعتر برای تکمیل قانون اساسی اقدام کنند، زیرا در غیر این صورت، آرام کردن مردم دشوارتر خواهد شد.
اعلام موافقت کامل محمدعلی شاه با قانون اساسی مشروطه
متن با خطاب به اعضای انجمنهای ایالتی و ولایتی و عموم مردم آغاز میشود. هدف از این اعلامیه، بشارت و اطمینانبخشی به مردم در خصوص موافقت محمدعلی شاه با قانون اساسی مشروطه است. در ادامه، به صدور دستخط جدیدی از سوی شاه اشاره میشود که ابهامات دستخطهای قبلی را رفع کرده و بر عدم تعطیلی مشروطیت مطابق ۱۵۸ اصل قانون اساسی تأکید دارد. این دستخط پس از درخواست کمیته و با همراهی هیئت وزرا صادر شده و اعضای کمیته به حضور شاه رسیده و آن را دریافت کردهاند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که با عنایت شاه و توجه ملت، سعادت و پیشرفت کشور در سایه توجهات اولیای اسلام و پیروی از قوانین مشروطیت و حصول اتحاد و اتفاق میسر گردد.

انتقاد و ملامت روحانیون مخالف مشروطه
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود و به انتقاد شدید از گروهی از افراد میپردازد که آنها را «نامردانِ به غیرت» و «دیوسیرتانِ آدم صورت» میخواند. این افراد به دلیل عدم درک تمدن، انسانیت، عدل و مساوات، و همچنین جهل و بیخبری، به تخریب و آزار مردم مشغولند. نویسنده این افراد را به القای شبهه در قلوب عوام و ایجاد نفاق متهم میکند و به طور خاص به مخالفت آنها با مشروطه اشاره دارد که آن را عین مشروعه میداند. در ادامه، نویسنده از تلاشهای مجاهدین و رؤسای اسلام مانند آیتالله سید محمد طباطبایی و حجتالاسلام سید عبدالله بهبهانی در راه مشروطه تقدیر میکند و مخالفت با قانون اساسی را مخالف با موازین شریعت مطهر میداند. در بخش پایانی، متن به اهمیت تمدن و آزادی اشاره کرده و از مردم میخواهد که فریب حیلهگران را نخورند. سپس با خطاب قرار دادن مردم خراسان، آنها را به دلیل عدم مشارکت فعال در نهضت مشروطه مورد ملامت قرار میدهد و از حرکتهای غیورانه مردم آذربایجان، فارس، گیلان، کرمان و اصفهان در مطالبه قانون اساسی تمجید میکند.
چگونگی حفظ مشروطیت از تهدیدات و مخاطرات
متن با اشاره به تجربیات نویسنده در دوران استبداد کبیر، مشروطه اول و استبداد صغیر آغاز میشود و به غارت اموال و کتابخانه او در تبریز اشاره میکند. سپس به تحلیل علل ناکامیهای گذشته در حفظ مشروطیت میپردازد و جهالت مردم و افراط و تفریط گروههای مختلف را عامل اصلی میداند. در ادامه، به نقش مجاهدین و علما در بازگرداندن مشروطه اشاره کرده و بر لزوم هوشیاری و عدم اطمینان به وضعیت موجود تأکید میکند. در پایان، نویسنده راهکار حفظ مشروطیت را در اعتدالگرایی، اتحاد مردم و استفاده از روزنامهها برای آگاهیبخشی میداند و نسبت به سوءاستفاده بیگانگان (روسها) از اختلافات داخلی هشدار میدهد.
لایه های پنهان و اهداف ناشناخته غائله جمهوری رضاخانی
این بیانیه با اشاره به سابقه مبارزات ایران با استعمار انگلیس و نقش علمای شیعه در لغو قرارداد ۱۹۱۹ وثوقالدوله، به تحلیل کودتای ۱۲۹۹ و تلاش انگلستان برای جایگزینی احمدشاه با رضاخان میپردازد. نویسنده، طرح جمهوریخواهی رضاخان را نیرنگی انگلیسی برای تضعیف قانون اساسی و استقلال ایران میداند و آن را با استبداد و خیانت مقایسه میکند. در ادامه، با استناد به آموزههای شیعه، پادشاهی را فاقد مشروعیت دانسته و جمهوری اسلامی را آرمان دیرینه ملت ایران معرفی میکند. بیانیه به مقاومت ملت در برابر این طرح و تلاش برای حفظ قانون اساسی اشاره کرده و از کسانی که با این طرح همراهی میکنند، انتقاد میکند. در پایان، با خطاب به دولت انگلستان، خواستار تغییر سیاستهای استعماری و به رسمیت شناختن اراده ملت ایران میشود.

تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت در کشور
سوالی از علمای نجف اشرف درباره تکلیف شرعی در قبال وعدههای افتتاح پارلمان و تجارب گذشته مطرح شده است. در پاسخ، فتوایی از محمدکاظم خراسانی صادر شده که به شرایط ملت مصر و انجمن وفاق دولتی اشاره دارد.

وجوب تلاش در راه استقرار مجدد مشروطیت
این فتوا با تأکید بر وجوب عینی تلاش مجدانه برای استقرار مشروطیت آغاز میشود. در ادامه، سستی و غفلت در این مسیر را به منزله یاری نرساندن به امام زمان (عج) تلقی میکند و در پایان، همراهی صمصامالسلطنه و ضرغامالسلطنه را در این امر ضروری میداند.


نافرمانی از دستورات حکومتی تا گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی
این فتوا با سلام به متحصنین در سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم (ع) آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم عدم تبعیت از حکومت فعلی تا زمان بازگشایی مجلس شورای ملی، پذیرش کامل قانون اساسی، انتخاب وکلای ملت و توقف تخریب بلاد مسلمین و خونریزی تأکید شده است. هرگونه تمکین از حکومت کنونی به منزله تمکین از یزید و شمر تلقی میشود. در پایان، متحصنین به صبر و پایداری در مبارزه تشویق شدهاند و امید به قطع ریشه استبداد و نصرت الهی ابراز شده است.


رأی مثبت به جمهوری اسلامی در همهپرسی ۱۰ فروردین ۱۳۵۸
متن با سپاس از خداوند متعال آغاز میشود که ملت ایران توانستهاند آزادانه رأی خود را اظهار کنند. سپس، به لزوم رأی دادن همگانی به تشکیل حکومت «جمهوری اسلامی» تأکید شده است. در پایان، با توجه به اکثریت شیعه اثنیعشری ملت، بر ضرورت تدوین قوانین مطابق با مذهب اکثریت برای رعایت حقوق آنها اشاره شده است.

تقبیح محمدعلی شاه در برچیدن مشروطیت و نوید بازگشت آن
این شعر با لحنی تند و انتقادی، محمدعلی شاه را به دلیل برچیدن مشروطیت و اقدامات ظالمانهاش مورد سرزنش قرار میدهد. شاعر با اشاره به حمایت شاه از افرادی چون شیخ فضلالله نوری و بمباران مجلس، او را به بیعدالتی و ستمگری متهم میکند. در ادامه، به عواقب سوء اقدامات شاه، از جمله وابستگی به بیگانگان و غارت اموال مردم اشاره شده و با یادآوری قیامهای مردمی و نقش ستارخان و بختیاریها، به شاه هشدار داده میشود که حکومتش پایدار نخواهد بود و مشروطیت باز خواهد گشت. شعر با تأکید بر حقانیت مشروطه و محکومیت استبداد به پایان میرسد.
پیشنهاد افزودن مادهای به متمم قانون اساسی به منظور حفظ شان اسلامیت قوانین
متن با اشاره به تأسیس مجلس شورای ملی با عنایت امام زمان، شاه و علمای اسلام، بر لزوم عدم مغایرت مصوبات مجلس با قواعد مقدس اسلام تأکید میکند. سپس پیشنهاد میشود که در هر دوره، انجمنی متشکل از مجتهدین و فقها تشکیل شود تا قوانین مصوب مجلس را پیش از تصویب نهایی بررسی کنند. در صورت مغایرت با احکام شرعی، آن مصوبه فاقد اعتبار قانونی خواهد بود و نظر این انجمن علمی لازمالاجرا و غیرقابل تغییر است.

اظهار گلایه از بیتوجهی مجلس به آرای مردم کاشان
این نامه با گلایه از بیتوجهی مجلس به آرای مردم کاشان آغاز میشود. نویسندگان به نمایندگان مجلس اعتراض میکنند که چرا با وجود گزارشهایی مبنی بر بطلان انتخاب دو وکیل کاشان، شیبانی را میپذیرند و غفاری را نمیپذیرند، و خواستار توضیح علت این تفکیک هستند. آنها هشدار میدهند که پذیرش شیبانی باعث جسارت برخی وکلای سابق و ناظران شده و منجر به تشکیل غیرقانونی انجمن نظار و انتخاب افراد نالایق خواهد شد. در پایان، از مجلس میخواهند که اگر مشروطه حقیقت دارد، مأموری برای نظارت بر انتخابات قانونی بفرستد، در غیر این صورت صراحتاً اعلام کند که کاشان حق انتخاب ندارد و مجلس خود وکیل را انتخاب کند.
مواضع انقلابیون در برابر پیشنهادات محمدعلی شاه
متن با اشاره به فرمان محمدعلی شاه و الفاظ شیرین آن آغاز میشود، اما بلافاصله به عدم اطمینان نسبت به این فرمان به دلیل سابقه بدعهدیهای گذشته و تناقض فرامین پیشین اشاره میکند. سپس، نویسنده به بررسی دلایل صدور این فرمان میپردازد و نقش فشار دولتین روس و انگلیس و همچنین قیامهای مردمی را تحلیل میکند. در ادامه، بر لزوم عدم اتکا به صرف فرمان و وزرای مشروطهخواه تأکید شده و قوای قهریه ملی به عنوان تنها ضامن بقای سعادت ملت معرفی میشود. در پایان، متن به اهمیت حفظ رؤسای ملی و عدم پایان یافتن انقلاب با صدور این فرمان اشاره کرده و بر لزوم تشکیل مرکزی از دانایان باسیاست برای پیشبرد اهداف ملی و دقت در قانون انتخابات جدید تأکید میکند.
وجوب مساعدت مردم در راه استقرار مشروطیت
این فتوا به علمای متحصن در سفارت عثمانی دستور میدهد که به عموم مردم ایران، وجوب کمک و تلاش جدی برای استقرار مشروطیت را ابلاغ کنند. در پایان، درخواست میشود که نتیجه این ابلاغ اطلاع داده شود.


معنا و مفهوم جمهوری اسلامی ایران
این مصاحبه به تبیین مفهوم «جمهوری اسلامی» میپردازد. در ابتدا، به ابهاماتی که در مورد تعارض جمهوری اسلامی با دموکراسی مطرح میشود، پاسخ داده و توضیح میدهد که «جمهوری» به شکل حکومت (انتخاب مردم برای مدت موقت) و «اسلامی» به محتوای آن (اداره بر اساس اصول اسلامی) اشاره دارد. سپس، به نقد دیدگاههایی میپردازد که حاکمیت ملی را منافی با پذیرش اسلام میدانند و تأکید میکند که ملت ایران در انقلاب مشروطه نیز اسلام را به عنوان قانون اساسی پذیرفته بود. در ادامه، به مسئله تحولات زمان و ثابت بودن قوانین اسلامی میپردازد و با ذکر مثالهایی از فقه و قرآن، نشان میدهد که چگونه اصول کلی اسلام با تغییر مصادیق، قابلیت انطباق با شرایط جدید را دارد. در بخش بعدی، به مقایسه دموکراسی و سوسیالیسم با دیدگاه اسلامی میپردازد و ناسازگاریهای ذاتی آنها را بیان میکند. همچنین، به نقد اومانیسم و تلاش برای ایجاد معنویت منهای مذهب میپردازد و بر نیاز بشریت به «تعبیری روحانی از جهان، آزادی روحانی فرد و اصول اساسی جهانی» تأکید میکند. در ادامه، به چرایی حذف کلمه «دموکراتیک» از عنوان «جمهوری اسلامی» میپردازد و تفاوت آزادی در اسلام با دموکراسی غربی را تشریح میکند. در پایان، به تحلیل انقلاب ایران و ویژگیهای منحصر به فرد آن میپردازد و ریشههای آن را در استبداد، استعمار، تحریف فرهنگی و جریحهدار شدن عواطف اسلامی میداند. همچنین، نقش رهبری امام خمینی در بازگرداندن هویت اسلامی به مردم و حفظ دستاوردهای انقلاب را با تأکید بر ایمان ملت به نیروی خویش و بازگشت به ارزشهای اصیل اسلامی، تبیین میکند.

ویژگیهای متمایز انقلاب اسلامی با جنبشهای سیاسی پیشین و هشدار نسبت به مصادره انقلاب توسط ضد انقلابیون
سخنرانی با اشاره به موفقیت انقلاب اسلامی در دو سال اخیر آغاز میشود و بر لزوم تبیین دقیقتر جهت، شعار و رهبری انقلاب تأکید میکند. در ادامه، انقلاب اسلامی را رویدادی ریشهدار در تاریخ ملت ایران میداند که از سال ۱۳۴۱ و به خصوص ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، با رهبری روحانیت و امام خمینی، ماهیتی کاملاً اسلامی و آشتیناپذیر با رژیم پهلوی پیدا کرده است. این رویکرد را در تقابل با جنبشهای پیشین مانند ملی شدن صنعت نفت قرار میدهد که شعارشان صرفاً ملیگرایانه و لیبرالیستی بود و به دنبال نظام سلطنتی مشروطه بودند، نه نظام تمامعیار اسلامی. سپس به نگرانی امام خمینی از تلاش برخی گروهها برای انحراف انقلاب از مسیر اسلامی خالص و کشاندن آن به سمت دموکراسی غربی یا لیبرالیسم اشاره میکند. این گروهها را «میراثخواران انقلاب» مینامد که با وجود سوابق مبارزاتی، اکنون با دیدگاههایی مانند «اسلام نمیتواند تمام مسائل سیاسی، اقتصادی و قضایی را حل کند» به دنبال مصادره انقلاب هستند. در پایان، از ملت ایران میخواهد که هوشیار باشند و با تظاهرات و اعلام موضع، اجازه ندهند این نغمههای خطرناک گسترش یابند و بر لزوم تجدید بیعت با رهبر انقلاب و حفظ خط اصیل اسلامی تأکید میکند. همچنین به امکان برگزاری تظاهرات گسترده در آینده نزدیک اشاره دارد.

نافرمانی از دستورات حکومتی تا گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی
این فتوا با سلام و دعای خیر به برادران ایمانی و متحصنین در سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم (ع) آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم عدم تمکین از حکومت فعلی تا زمان بازگشایی مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی تأکید شده است. این عدم تمکین به دلیل جلوگیری از تعدیات ظالمین، سوءاستفاده از بیتالمال، خونریزی، هتک حیثیت، غارت اموال و تخریب بلاد اسلامی است. در پایان، با اتکا به نصرت الهی و تأیید امام زمان (عج)، از متحصنین خواسته شده است که در راه اعاده مشروطیت، رفع اغتشاشات داخلی و جلوگیری از مداخله اجانب و آسایش مسلمانان، از هیچ کوششی دریغ نکنند.

عدم پذیرش کارگزار دولت
انجمن ایالتی خراسان در نامهای به نبیلالدوله، انتصاب او به عنوان کارگزار خراسان را از سوی «غاصبین حقوق ملت» رد میکند. در این نامه تأکید شده که ملت خراسان کارگزار خود را تعیین کرده و نبیلالدوله را به این سمت نخواهند پذیرفت. به او توصیه میشود که از سمنان به تهران بازگردد و به مشهد نیاید، زیرا آمدن او به نفعش نخواهد بود.
ثمرات مشروطیت و مفاسد استبداد
متن با قسم به انسانیت و قومیت آغاز میشود و هدف خود را نمایاندن راه و برداشتن پرده از روی کارها بیان میکند. سپس به تحلیل علل خرابی مملکت میپردازد و ریشه اصلی مشکلات را «غرض شخصی» معرفی میکند که منجر به تعطیلی حقوق انسانیت، از بین رفتن شرف و عدم انجام وظایف شده است. در ادامه، به برابری حقوق انسانها در خلقت اشاره میکند و نقش سلطان را به عنوان ودیعهای الهی و پاسبان حقوق ملت تبیین میکند. وظایف سنگین سلطان در حفظ حدود و حراست حقوق داخلی و خارجی مملکت و لزوم عدالت و انصاف از سوی او مورد تأکید قرار میگیرد. سپس به مفاسد ناشی از وزرای سوء و امنای ظالم در دوره استبداد اشاره میکند که منجر به نفوذ اجانب، ظلم و غارت، کسادی بازار و از بین رفتن امنیت شده است. در بخش پایانی، به برچیده شدن بساط استبداد و تشکیل مجلس شورای ملی به یاری روحانیون و متمدنین اشاره میکند و از وکلای مجلس به دلیل عدم شناخت قدر و منزلت خود و کنار نگذاشتن اغراض شخصی انتقاد میکند. در نهایت، با یادآوری شجاعت و غیرت نیاکان، ملت را به اتحاد، تجدید عقد اخوت و دوری از دوئیت و نفاق فرا میخواند تا روزگار محنت سپری شده و علم و معرفت جای جهالت را بگیرد.
فشار و اخطار روسیه و انگلستان به محمدعلی شاه قاجار برای بازگرداندن مشروطیت
متن با روایت ملاقات نگارنده با عینالدوله در تلگرافخانه آغاز میشود. در این ملاقات، تلگرافی از شاه ارائه میشود که حاوی لایحهای از سفیران انگلیس و روس به محمدعلی شاه است. این لایحه به شاه هشدار میدهد که چهار ماه پیش به او تکلیف شده بود که مشروطه را به ملت ایران بدهد و اکنون صراحتاً اعلام میکنند که اگر مشروطه را بازنگرداند، هیچ همراهی و مساعدتی از سوی آنها نخواهد بود. در پایان، نگارنده در پاسخ به درخواست عینالدوله، تنها راه چاره را اعطای مشروطه عنوان میکند و عینالدوله نیز با وجود عدم تمایل شخصی به مشروطه، بقای تاج و تخت را در گرو آن میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
سفارش به انگلستان در حمایت از مشروطیت و عدم حمایت از محمدعلی شاه قاجار
درخواست تشکیل انجمن ایالتی و ندادن مالیات به مأموران دولت
تلگراف به علمای بیرجند برای تشکیل انجمن ولایتی و توقیف مالیات ارسال شده است. در این تلگراف، از علمای بیرجند خواسته شده است که منتخبین سابق را حاضر کرده و تلگراف را به اهالی ارائه دهند تا انجمن ولایتی تشکیل شود و به اصلاح امور بپردازند. همچنین، تأکید شده است که مالیات به گماشتگان دولت پرداخت نشود. در پایان، از آنها خواسته شده است که در صورت عدم همکاری حکومت، فوراً اطلاع دهند تا تصمیم لازم اتخاذ شود.
انتصاب حاج علیقلی خان (سردار اسعد) بختیاری به وزارت داخله
متن با اشاره به خدمات حاج علیقلی خان سردار اسعد در استقرار حقوق ملت و اعاده شئون دولت آغاز میشود. سپس، با تأکید بر لزوم قدردانی از زحمات او در راه ترقی نیابت سلطنت، به اطلاعرسانی اقدامات انجام شده به حضرات حججالاسلام میپردازد. در پایان، ضمن ابراز تشکر بیپایان عموم مسلمین از نیتهای خیر آن حضرات، امیدواری به ترویج عدالت، آسایش ملت و استحکام اساس مسلمانی مطرح میشود.
بیان عواقب ناگوار عدم همراهی محمد علی شاه با مشروطه
متن با اشاره به اهمیت نصیحت پادشاه برای خیر سلطنت آغاز میشود و بر لزوم حفظ وطن و حمایت از هموطنان تأکید میکند. سپس به تفاوت میان رعیت و بنده میپردازد و بیان میکند که رعیت آزاد است و حقوق پاسبانی سلطان باید در قبال انجام وظیفه شبانی و پاسبانی او باشد. در ادامه، به تاریخ سلاطین ایران اشاره میکند که چگونه با حفظ ملت و مملکت، ملقب به «ظلالله فیالارض» شدند و پادشاهانی که از وظیفه خود کوتاهی کردند، به کیفر رسیدند. سپس به دوران ناصرالدین شاه و غارت اموال ملت توسط درباریان اشاره میکند و آن را با دوران مظفرالدین شاه مقایسه میکند. در بخش بعدی، به وضعیت کشور در دوران محمدعلی شاه میپردازد که چگونه ملت از هر سو مورد ظلم و تعدی قرار گرفته و خاک ایران به تاراج میرود. در پایان، پادشاه را به هوشیاری دعوت میکند و از او میخواهد که به عواقب عدم همراهی با مشروطه و استبداد بیندیشد و سرنوشت پادشاهان مستبد گذشته را به یاد آورد و به او هشدار میدهد که اگر به داد ملت نرسد، خداوند داد ملت را از او خواهد گرفت و ممکن است سرنوشت لویی شانزدهم برای او تکرار شود. همچنین به او یادآوری میکند که با دزدان داخلی و نمایندگان اجانب نباید مصلحتبینی کند و حمیّت ملیت تنها راه حفظ سلطنت است و در غیر این صورت، باغ مشروطیت با فداییان غیبی سیراب خواهد شد.
اعلان حرمت پرداخت مالیات به کارگزاران محمدعلی شاه
این فتوا با خطاب به صمصامالسلطنه، پرداخت هرگونه مالیات به کارگزاران حکومت استبدادی را حرام اعلام میکند. در ادامه، بر عدم پرداخت مالیات تا زمان تشکیل مجلس شورای ملی تأکید شده است.


انتقاد از بیمسئولیتی وزراء و نمایندگان مجلس و بیتوجهی مردم به حقوق خود
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا وکلا و وزرا به وظایف ملی و دینی خود عمل نمیکنند، در حالی که کشور مشروطه است و اصلاح امور و جلوگیری از مفاسد بر عهده آنهاست. سپس به نقد عملکرد مجلس اول و دوم در زمینه آبادی کشور، حفظ مرزها، جلوگیری از مفاسد و اخراج قوای روس میپردازد. در ادامه، نویسنده این بیکفایتی را خیانت به مشروطیت و ملت میداند، چرا که آنها به کلامالله قسم خوردهاند. در بخش دوم، متن مسئولیت این وضعیت نامساعد را متوجه ملت میداند، زیرا جهل و عدم مطالبه حقوق توسط مردم، آنها را دستخوش مستبدین و دزدان داخلی و خارجی کرده است. در پایان، بر این نکته تأکید میشود که آگاهی ملت از حقوق خود، موجب زنده شدن ملت مرده و ترس قوای مقننه و مجریه از آنها خواهد شد.
برحذر داشتن محمدعلی شاه از خودکامگی و نوید پیروزی مشروطهخواهان
این شعر با خطاب به پادشاه، او را از ادامه ستم و خودکامگی برحذر میدارد و عواقب ناگوار این رویکرد را یادآور میشود. به پادشاه توصیه میشود که به مشروطه روی آورد تا مورد ستایش قرار گیرد و از مکافات الهی و حوادث روزگار در امان بماند. شعر، خودسری پادشاه را عامل ویرانی ایران میداند و تأکید میکند که مکافات این اعمال، پیروزی وطن را در پی خواهد داشت. در ادامه، پادشاه را از خونریزی و ذلت ملت بازمیدارد و او را به ایمان به روز موعود فرا میخواند. با اشاره به ستمهای وارده بر ملت و مقایسه آن با چنگیز، از پادشاه میخواهد که از سرنوشت تبریز و شهدای آن درس بگیرد. در پایان، با تأکید بر اینکه امید نباید به پادشاه خودسر بسته شود، از مردم میخواهد که به خداوند روی آورند و نوید میدهد که ستاره مشروطه طلوع خواهد کرد و شب هجران به صبح وصال خواهد رسید. شعر نتیجه میگیرد که از این پادشاه جز خطاکاری انتظار نمیرود و پند دادن به او بیفایده است.
دعوت محمدعلی شاه به همراهی با علماء و پذیرش مشروطیت و دعوت مسلمانان به اتحاد با هم
متن با خطاب به پادشاه آغاز میشود و او را به بیداری و توجه به عواقب سوء حکومتش فرامیخواند و از او میخواهد که از سرنوشت لویی شانزدهم و سلطان عبدالحمید دوم عثمانی عبرت بگیرد که به دلیل استبداد و عدم همراهی با ملت، سلطنت خود را از دست دادند. در ادامه، به اتحاد ملتهای مسلمان، به ویژه ایران و عثمانی، تأکید میشود و نفاق و تفرقه میان شیعه و سنی را عامل ضعف و عقبماندگی مسلمانان در برابر قدرتهای غربی معرفی میکند. در پایان، با تمثیل پنج تیر که به تنهایی شکسته میشوند اما در کنار هم قدرتمندند، پادشاه و ملت را به اتحاد و یاری دین بر اساس قرآن فرا میخواند و آن را تنها راه رستگاری و مقابله با دشمنان میداند.
تفویض حکومت از سوی مجتهدان جامعالشرایط عادل به پادشاهان صفوی
متن با اشاره به سابقه سلاطین صفوی در رعایت شرع و اعتقاد شیعه به امامت امام زمان آغاز میشود. سپس بیان میکند که در دوران غیبت، مجتهد جامعالشرایط عادل نایب امام زمان است و وظیفه حفظ حدود الهی را بر عهده دارد. در ادامه، با توجه به عدم امکان مُلکداری و سپهآرایی توسط مجتهدان، این وظیفه به پادشاهانی تفویض میشود که توسط مجتهد زمان خود به نیابت منصوب شدهاند. این نیابت، تصرف پادشاه در مُلک و حکومتش را مشروعیت میبخشد. در پایان، به نمونههایی از این تفویض اشاره میکند؛ از جمله انتصاب شاه سلیمان صفوی توسط آقا حسین خوانساری و سلطان حسین صفوی توسط علامه محمدباقر مجلسی.
هوشیاری در انتخاب وکلای صالح
متن با اشاره به قدرت ملی و حمایت مردم خراسان از مشروطیت و حجج اسلام آغاز میشود و بر لزوم هوشیاری در انتخاب وکلا تاکید میکند. در ادامه، به بدبختیهای ناشی از سهلانگاری وکلای سابق اشاره شده و از وکلا خواسته میشود که در محضر علما قسم یاد کنند که حقوق ملت را ضایع نکنند. همچنین، از مردم خواسته میشود که مراقب اعمال وکلا باشند و در صورت مشاهده خیانت، آنها را عزل و مجازات کنند. در پایان، متن به ضرورت تشکیل انجمن ایالتی و حمایت مالی از مجاهدین ملی اشاره کرده و مردم را به هوشیاری و استفاده از فرصت برای حفظ حقوق مشروعه خود در برابر ظلم و استبداد فرا میخواند.
درخواست پیگیری تأسیس عدالتخانه از مظفرالدین شاه قاجار
گروهی از سادات و طلاب علوم دینیه، با ستایش از مظفرالدین شاه و وزیرش به دلیل نیت خیرخواهانه و تلاش برای ترقی ملت، از او میخواهند که به وعدههای خود در زمینه اجرای قانون عدالت و تأسیس مجلس شورای ملی عمل کند. متن با اشاره به وضعیت وخیم کشور و ظلم و استبداد حاکم، تأکید میکند که بقای مملکت به عدل وابسته است و از شاه میخواهد که در اجرای قانون اسلامی تعجیل کند. در پایان، با هشدار درباره عواقب عدم توجه به خواست ملت و آه مظلومان، شاه را به اقدام فوری برای برقراری عدالت فرامیخواند.
ابطال همه قراردادهای خارجی دولت و عدم پذیرش کارگزاران دولتی
این نامه با لحنی تند و اعتراضی خطاب به سعدالدوله، وزیر خارجه وقت، آغاز میشود و او را به خیانت و خدمت به دشمنان اسلام متهم میکند. در ادامه، به واگذاری امتیاز پوست بره به اتباع روس اشاره شده و تأکید میشود که ملت هیچ امتیازنامهای را بدون تصویب مجلس شورای ملی به رسمیت نمیشناسد. در پایان، به سعدالدوله هشدار داده میشود که کارگزار تعیین شده برای خراسان را بازگرداند، چرا که ملت او را نخواهد پذیرفت.
موافقت مشروط با مشروطیت
تذکر درباره مسئولیت خطیر نمایندگی
متن با یادآوری مسئولیت خطیر نمایندگان مجلس شورای ملی آغاز میشود و بیان میکند که این مجلس مظهر قدرت پادشاه و ملت ایران است. در ادامه، نمایندگان را به عمل به تکالیف الهی و شرعی فرا میخواند و عواقب مثبت عمل به وظایف و پیامدهای منفی کوتاهی در انجام آنها را برمیشمرد. در پایان، با تأکید بر سنگینی بار امانت ملی و مسئولیت در قبال ملت، خدا، رسول و وجدان، از نمایندگان میخواهد که پیش از آنکه این امانت را به دست دزدان بسپارند، به عواقب کار خود بیندیشند.

درخواست از امریکا جهت وادار کردن انگلیس در به رسمیت شناختن آزادیهای سیاسی، حق انتخاب دولت جدید مستقل عربی و اسلامی و پادشاهی مسلمان برای مردم عراق
متن با اشاره به خوشحالی ملتها از شرکت در جنگهای اروپایی با هدف اعطای حقوق ملل مظلوم و استقلال، رئیسجمهور آمریکا را آغازگر طرح صلح و سعادت فراگیر معرفی میکند و از او میخواهد که برای رفع موانع از سر راه این طرح، پناهگاه باشد. در ادامه، به وجود موانع قوی بر سر راه اظهار نظر واقعی مردم عراق، علیرغم نظر مثبت بریتانیا، اشاره میشود. سپس، خواستههای عراقیها شامل آزادی مشروع، حق انتخاب دولت جدید عربی، مستقل، اسلامی و پادشاهی مسلمان و پایبند به مجلس ملی مطرح میگردد. در پایان، مسئولیت نگارندگان نسبت به ملت عراق و اعلام خواستههای آنها و امید به جاودانگی نام رئیسجمهور آمریکا با آزادی عراق و تمدن جدید آن بیان میشود.


درخواست از محمدعلی شاه قاجار جهت حمایت از مجلس شورای ملی
متن با ابراز شکرگزاری از توجهات ولی عصر و عنایات ملوکانه در انتظام امور مجلس شورای ملی آغاز میشود که موجب نشر عدالت و ترقی دین و دولت است. سپس به تشریففرمایی شیخ مرتضی آشتیانی و بیانات ایشان در مورد فواید مجلس و اراده شاهانه در استحکام آن اشاره میکند. در ادامه، به وضعیت نابسامان برخی بلاد، بهویژه آذربایجان، که موجب شورش و پریشانی عمومی شده و احتمال نشر فساد میرود، اشاره میکند. در پایان، از شاه درخواست میشود که با عنایت مجدانه خسروانه، امر مجلس را استحکام بخشد و عموم مسلمین را به عدالت نوشیروانی خود امیدوار سازد.

بشارت فتح تهران
این شعر با مژدهای از پیروزی و گشایش الهی آغاز میشود و فتح تهران را نتیجه لطف پروردگار و کوششهای ملت و مجاهدان میداند. در ادامه، به نقش سرداران مشروطه مانند محمدولی خان تنکابنی و ستارخان اشاره کرده و از همت آنان در پایداری دین و آزادی سخن میگوید. شعر به پیروزی مساواتیان و بازگشت مجلس اشاره دارد و خائنان را خوار و بیدادگران را مغلوب معرفی میکند. در پایان، با ستایش از احمدشاه جوان و آرزوی پایداری مجلس مشروطه، برای احرار، دانشوران و سپهداران دعا میکند.
اعلام خلع محمدعلی شاه از سلطنت و انتصاب سلطان احمد میرزا به سلطنت
متن با خطاب به محمدعلی شاه قاجار آغاز میشود و به او اعلام میکند که به دلیل شرایط موجود کشور، هرج و مرج و نارضایتی عمومی، از بار سنگین سلطنت معاف شده است. در ادامه توضیح داده میشود که پناهندگی محمدعلی شاه به سفارت روسیه، به منزله کنارهگیری او از سلطنت تلقی شده است. سپس، تصمیم مجلس عالی فوقالعاده مبنی بر پذیرش سلطان احمد شاه به عنوان شاهنشاه ایران و انتخاب موقت عضدالملک به سمت نیابت سلطنت تا زمان تشکیل پارلمان، ابلاغ میشود.
محکومیت محمد علی شاه قاجار
این تلگراف در پاسخ به خبری مبنی بر تجمع اشرار و مفسدین و تجدید مخالفت محمدعلی شاه قاجار با مجلس شورای ملی نگاشته شده است. نویسندگان با اشاره به احکام شرع، اطاعت از مجلس را فریضه عمومی و دوری از مخالفان را واجب میدانند و آن را به منزله محاربه با امام زمان (عج) تلقی میکنند. در پایان، آمادگی خود و عموم اهالی را برای حضور در تلگرافخانه و تبعیت از دستورات اعلام میکنند.
مطالبات مردم معترض
نامهای از رضا ارفعالدوله به آیات خراسانی و مازندرانی درباره وضعیت ایران و درخواست تعیین تکلیف. در این نامه، ارفعالدوله به مخاطرات خونریزیها و لزوم حفظ استقلال ایران اشاره میکند و از ارسال تلگراف به تهران برای صلح بین دولت و ملت خبر میدهد. او از عدم همکاری «انجمن سعادت» در مذاکرات گلایه کرده و از علما میخواهد که تکلیف را روشن کنند. در پاسخ، آیات خراسانی و مازندرانی هدف ملت از مقاومت را احقاق حقوق، افتتاح پارلمان، اجرای قانون اساسی و رفع ظلم بیان میکنند و صلح را منوط به تحقق این اهداف میدانند. آنها ارفعالدوله را به تلاش در این مسیر تشویق میکنند.


اتحاد و انسجام ملی و اقتدار نظامی، ضامن استقلال کشور
مقاله با ارجاع به مطلبی در جریده ایران نو، به بررسی عوامل حفظ استقلال کشور میپردازد. در ابتدا، دو نوع قوه مادی (پول، قشون، تسلیحات) و ادبی (شناخت و بهکارگیری این قوا) را برای سعادت و استقلال ملت ضروری میداند. سپس، با اذعان به ضعف ایران در قوای مادی، به بررسی قوه ادبی میپردازد و با وجود عدم مشاهده اثر عملی آن، ریشهکن شدن استبداد و رهایی از ظلم را نتیجه «قوه اجتماع» میداند. در ادامه، وضعیت ایران را به پوست گردویی در دریای متلاطم تشبیه کرده و یگانه راه نجات را اتحاد و اتفاق فرقههای اصلاحطلب و استقلالخواه میداند. مقاله تأکید میکند که ایران هنوز مراحل انقلاب سیاسی را طی نکرده و نباید به اصلاحات جزئی در دوره اجتماعی بپردازد، در حالی که اصل مملکت در خطر است. در پایان، با اشاره به تجربه عثمانی و فرانسه، بر لزوم تمرکز قوای ملت و پیروی از یک برنامه واحد تأکید میکند و از رؤسای فرقهها میخواهد که برای نجات وطن از گرداب هلاکت، در تأسیس یک مرکز واحد تلاش کنند. همچنین، بازگشت استبداد را محال دانسته و آینده ایران را بین حفظ استقلال در سایه مشروطیت یا تصرف توسط اجانب محدود میکند.
اظهار خشنودی از موافقت شاه و ولیعهد با افتتاح مجلس شورای ملی
متن با ابراز خشنودی از سلامتی مخاطب آغاز میشود. سپس به موضوع تشکیل مجلس شورای ملی میپردازد و آن را مایه شکرگزاری و دعای خیر برای شاه و ولیعهد میداند. فواید عظیم این مجلس برای ملت و دولت را برمیشمارد و شاه و ولیعهد را حامی ملت و طالب انتظام دولت معرفی میکند. در ادامه، به انتقاد از افراد سودجو و فرصتطلب میپردازد که با این اقدام مخالفند و در پی تخریب آن هستند و با استناد به آیه قرآن، عاقبت مکر آنان را به خودشان بازمیگرداند. در پایان، از مخاطب درخواست میکند که همواره او را از اخبار مسرتبخش مطلع سازد و با دعای خیر به پایان میرسد.

مخالفت با اندیشه و اعمال حاج شیخ فضل الله نوری
متن با هشدار نسبت به خطر «مشروطه مشروعه» آغاز میشود و آن را بدتر از استبداد گذشته میداند. در ادامه، این جریان را به تلاش برای احیای استبداد در پوشش دین و روحانیت، رواج ظلم با حربه تکفیر و معرفی آزادی و تمدن به عنوان مخالف اسلام متهم میکند. در پایان، مشروطه مشروعه را نمادی از استبداد، کهنهپرستی و عوامفریبی معرفی میکند که قصد دارد دستاوردهای آزادی و عدالت را از بین ببرد و ایرانیان را از استقلال و آزادی محروم سازد.
مطابقت مشروطیت با احکام اسلام و رد نظرات مخالفان مشروطیت

توجه مجلس شورا به احکام اسلامی و فتاوای مراجع و علمای نجف
این نامه با ابراز نگرانی از نفاق ایجاد شده در آذربایجان آغاز میشود و به نقش طلاب نجف در حمایت از مشروطیت و مقابله با استبداد اشاره میکند. در ادامه، هیئت طلاب نجف از انجمن ایالتی تبریز میخواهد که با استفاده از علما و وعاظ، احکام صادره از حجج اسلام را به اطلاع عموم برسانند تا مردم فریب افراد جاهطلب و خودپرست را نخورند. نامه به نقد حکومت استبدادی که نه با اسلام و نه با قوانین سایر ملل سازگار است، میپردازد و بر لزوم اجرای قوانین شریعت اسلامی تأکید میکند. در پایان، از وکلای ملت خواسته میشود تا با اتحاد و اخوت، مفسدین را قلع و قمع کرده و موجب خشنودی حجج اسلام و امام عصر شوند.
مقایسه نظام و تشکیلات حکومتی ایران با نظام سیاسی هند مستعمره انگلیس
مکالمهای میان یک سیاح ایرانی و یک هندی، به مقایسه نظام حکومتی ایران و هند تحت استعمار انگلیس میپردازد. در ابتدا، سیاح ایرانی به معرفی خود و سفرهایش میپردازد. سپس، گفتوگو به وضعیت عدالت و احقاق حقوق رعایا در ایران کشیده میشود. سیاح ایرانی توضیح میدهد که در ایران، افراد صاحب نفوذ میتوانند از طریق علما یا دربار دادخواهی کنند، اما فقرا و کسبه چارهای جز تحمل ظلم یا پناه بردن به مساجد و امامزادهها ندارند. او به سوءاستفاده از مفهوم امامزادهها برای دفع ظلم و کسب درآمد اشاره میکند و معتقد است که این امر به تزلزل اعتقادات عمومی منجر میشود. در ادامه، به بحث درباره «عوارض» (مالیاتهای اضافی) در ایران پرداخته میشود که حکام برای منافع شخصی خود از مردم میگیرند و به خزانه دولت واریز نمیشود. سیاح ایرانی شانزده نوع از این عوارض را نام میبرد و به «چوب شلاق» به عنوان ابزاری برای وصول این عوارض و ایجاد رعب در میان مردم اشاره میکند. در بخش بعدی، هندی به ضعف اخلاقی برخی ایرانیان مهاجر در هند و عدم تهذیب اخلاق توسط روحانیون و دولت ایران انتقاد میکند و به اهمیت زبان فارسی در هند و تلاش انگلیسیها برای ترویج زبان خود میپردازد. در پایان، هندی به نظام قانونی هند اشاره میکند که بر اساس قانون استوار است و حتی نایبالسلطنه نیز تابع قانون است. او به تفکیک محاکم و وظایف مشخص هر اداره و همچنین سیستم ارتقاء و مجازات کارکنان دولتی در هند اشاره میکند که مانع از فساد میشود. در نهایت، هندی به مفهوم قانون اساسی و سلطنت مشروطه میپردازد و تأکید میکند که قانون باید بر همه افراد، از جمله پادشاه، جاری باشد تا مؤثر واقع شود و از بیقانونی و اختلافات جلوگیری کند.
اخطار به دولتهای اروپایی نسبت به انعقاد هرگونه قرارداد با دولت ایران در غیاب مجلس شورای ملی
انجمن ایالتی خراسان با یادآوری دستخط مظفرالدین شاه در تأسیس مشروطیت و امضای محمدعلی شاه، وضعیت فعلی ایران پس از به توپ بستن مجلس را تشریح میکند. این انجمن تأکید دارد که انحلال مجلس به معنای پایان مشروطیت نیست و ملت ایران خود را دارای قانون اساسی میداند. انجمن ایالتی خراسان به نمایندگان دولتهای خارجی اخطار میدهد که طبق اصول ۲۴، ۲۵ و ۲۶ قانون اساسی، هرگونه اعطای امتیاز، بستن عهد و استقراض باید به تصویب مجلس شورای ملی برسد. در غیاب مجلس، انجمنهای ایالتی قائممقام پارلمان هستند و هرگونه واگذاری امتیاز بدون تصویب آنها، از سوی ملت ایران پذیرفته نخواهد شد و روحانیون نیز با آن مخالفت خواهند کرد. در پایان، به اطلاع میرساند که محمدعلی شاه قصد دارد اداره تذکره را به دولت روسیه واگذار کند و ملت خراسان رسماً به این اقدام اعتراض کرده و به سایر نمایندگان دولتها نیز اطلاع میدهد که چنین معاملاتی را نخواهند پذیرفت.
تهنیت به دولت و ملت ایران به مناسبت صدور فرمان مشروطیت
این قصیده با ستایش از مظفرالدین شاه و عدل او آغاز میشود که با صدور فرمان مشروطیت، کشور ایران را آباد کرده و اتحاد دولت و ملت را به ارمغان آورده است. شاعر، دولت و ملت را به دو دست و بازوی شاه تشبیه میکند که با همکاری یکدیگر، کارها را پیش میبرند و معتقد است که دولت و دین توأمان هستند. در ادامه، به اهمیت عدل و قانون در پایداری مُلک اشاره میکند و از شاه میخواهد که با عدالتگستری، دست ستم را کوتاه کند. سپس، با اشاره به تاریخ باستانی ایران و پادشاهان عادل، عدل مظفرالدین شاه را با عدل انوشیروان مقایسه میکند و او را به رعایت حال مردم و رفع ستم فرامیخواند. در بخش پایانی، با اشاره به مرگ مظفرالدین شاه و جانشینی فرزندش، از او میخواهد که راه پدر را در عدالتگستری ادامه دهد و با آبیاری درخت مُلک با آب عدل و دانش، آن را از آسیب ستمگران حفظ کند. قصیده با تأکید بر این نکته که «اَلمُلکُ لایَسدومُ مَع الظُّلم» و توصیه به شاه برای رعایت عدل و سخاوت به پایان میرسد.
(بیان روش روزنامه (محاکمات
متن با اشاره به وجود روزنامههای مخصوص مجالس عدلیه در سراسر جهان آغاز میشود و پنج نتیجه مهم انتشار روزنامه «محاکمات» را برمیشمرد. در ابتدا، حق نظارت مردم بر وزارتخانهها و امکان اعتراض به اقدامات خلاف عدالت از طریق روزنامه مطرح میشود. سپس، نقش روزنامه در جمعآوری اطلاعات از مردم برای پروندههای مهم قضایی، مانند پرونده آصفالدوله در مورد دخترفروشی در خراسان، توضیح داده میشود. در ادامه، به اهمیت ثبت احکام قطعی در روزنامه برای جلوگیری از نسخ و ابطال آنها توسط وزرای جدید اشاره شده و این اقدام را راهی برای حفظ استحکام احکام و جلوگیری از تجدید دعویهای مکرر میداند. در نهایت، به نقش روزنامه در شفافسازی روند محاکمات برای عموم مردم و جلوگیری از اتهام قصور به اجزای محاکمه، و همچنین ایجاد شرمندگی در مدعیان برای طرح دعاوی بیاساس اشاره میکند.
اعلام عدم موافقت با دولت شاپور بختیار و غیرقانونی بودن آن
این نامه با رد اتهام موافقت علمای اعلام با دولت شاپور بختیار آغاز میشود. در ادامه، نخستوزیری بختیار را سفسطه و اشتباهکاری میخواند و آن را مغایر با خواستههای ملت و مبتنی بر اساس غیرقانونی میداند. به مسئولیت شرعی و وجدانی بختیار در پذیرش مسئولیت از سوی ملت و اجتناب از مسئولیتهای مخالف حاکمیت ملی اشاره میکند. سپس، با استناد به تظاهرات مردمی و غیرقانونی بودن مجلسین رأیدهنده به بختیار، دولت او را فاقد مشروعیت میداند و او را مسئول حوادث و کشتارهای اخیر معرفی میکند. در پایان، از بختیار و تمام وطندوستان و مسلمانان و ارتشیان میخواهد که با رهبران انقلاب همکاری کنند تا نظم و ثبات بر اساس تعالیم اسلامی برقرار شود و برای دفع شر استعمار دعا میکند.

پایداری در جهت استقرار مجدد مشروطیت به تبعیت از مراجع مشروطهخواه
این بیانیه با رد اتهام نفاق و عدم اتحاد در میان مردم خراسان، بر همبستگی ملی و دینی با سایر هموطنان، به ویژه آذربایجانیها و قفقازیها، برای حفظ اسلام و مشروطیت تأکید میکند. در ادامه، با اشاره به پایداری مردم آذربایجان در تعطیلی کسب و کار برای مشروطیت، بیغیرتی مردم خراسان در فدا کردن دین و آخرت برای منافع جزئی را رد کرده و بر لزوم مقاومت در برابر استبداد و حفظ حقوق ملی تأکید میکند. در پایان، با رد ادعای مستبدین مبنی بر استفاده از قوای نظامی برای سرکوب، بیان میکند که نیروهای نظامی نیز از خود ملت هستند و به دلیل اعتقادات مذهبی و تبعیت از مراجع، با مردم همراهی خواهند کرد و مخالفت با مشروطیت را موجب ارتداد میداند.
دلایل عدم استقرار مشروطیت و لوازم آن در ایران
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا با وجود اقدامات ظاهری مشروطیت، ایران به معنای واقعی مشروطه نخواهد شد. نویسنده دلیل اصلی را عدم وجود دو عامل اساسی میداند: «حس» در ملت و «علم» کافی در میان مردم. در ادامه، ویژگیهای ملتی که دارای «حس» است را برمیشمارد؛ از جمله آگاهی از آزادی، عدم پذیرش استبداد، درک حقوق مشترک، غیرت وطنی و پرهیز از وابستگی به بیگانگان. سپس به اهمیت وجود افراد عالم و دانا برای اداره امور کشور پس از استرداد حقوق ملت اشاره میکند. در بخش پایانی، نویسنده با ابراز تأسف از وضعیت ایران و بیحسی ملت، بیان میکند که مشکلات کشور فراتر از نبود نهادهایی مانند انجمنهای ایالتی و ولایتی یا عدلیه است و دو غم اصلی او، بیحسی ملت و نبود علمای کافی است. در نهایت، با انتقاد از انجمنهایی که به جای پرداختن به مسائل اصلی وطن، به کارهای فرعی مشغولند، بر لزوم بیداری و توجه به ریشههای مشکلات تأکید میکند و مجدداً دو عامل «حس ملت» و «وجود علمای کافی» را شرط اصلی آبادانی و استقرار مشروطیت میداند.
رد دخالتهای روسیه و انگلستان و عدم استقراض خارجی از آن دو کشور و عدم اتکا به قدرتهای خارجی
متن با اشاره به تلگرافی از پترسبرگ آغاز میشود که از بقای سردار و سپهدار در حکومت خبر میدهد. سپس به تلاش فرقه احرار برای دادن امتیازات به بیگانگان و ورود دولت ثالث به ایران اشاره میکند. نویسنده بیان میکند که سردار و سپهدار با مقاصد روس و انگلیس همراه هستند و این دو دولت نیز در عزل و نصب وزرا دخالت میکنند. این دخالتها به استقلال ایران ضربه میزند و حتی در پارلمان انگلیس نیز مورد پرسش قرار میگیرد. نویسنده به یادداشتی اشاره میکند که دولتین روس و انگلیس به وزرا پیشنهاد دادهاند و هدف آن را پایبند کردن ایران به معاهدات خود و استقراض مجدد میداند. در ادامه، نویسنده از ملت و وکلای شورای ملی میخواهد که از استقراض مجدد با روس و انگلیس خودداری کرده و دخالت این دو دولت در امور داخلی را رد کنند. همچنین، به این نکته اشاره میشود که حمایت روس و انگلیس از سردار و سپهدار، به محبوبیت آنها در میان مردم آسیب میزند. نویسنده تأکید میکند که مقام سردار و سپهدار بالاتر از وزارت است و نباید به زور بیگانگان در این سمت باقی بمانند. در بخش دیگری، به بیاثر بودن حمایت خارجی در مقابل نفرت داخلی اشاره شده و از سردار و سپهدار خواسته میشود که از این بدنامی تاریخی دوری کنند. نویسنده بیان میکند که ایران طرف معاهده روس و انگلیس نیست و این معاهده از نظر قانونی برای ایران الزامآور نیست. همچنین، به تلاشهای دولتین برای پایبند کردن ایران به این معاهده از طریق استقراض اشاره میکند. در پایان، نویسنده از ایرانیان میخواهد که با هوشیاری در برابر تهدیدات سیاسی و فشارهای بیگانگان مقاومت کنند و به یاد داشته باشند که روس و انگلیس به اتحاد و دوستی ایرانیان محتاجترند.
ضرورت کمک به تأسیس بانک ملی در کشور
نامه با اشاره به دریافت نامهای از مخاطب و پرسش از احوال او آغاز میشود. سپس به نقش اهالی فارس در بیداری مردم و روشن شدن آفاق ایران به نور شریعت، تمدن، ملتپرستی و دینداری اشاره میکند. در ادامه، نویسنده به تشریح ده فایده و حسن حکومت مشروطه و مجلس شورای ملی میپردازد. این فواید شامل افزایش قدرت دفاعی کشور در برابر بیگانگان، اتحاد دولت و ملت، بهرهگیری از خرد جمعی به جای رأی فردی، جلوگیری از فساد و خیانت مسئولان، رونق اقتصادی و صنعتی، جلوگیری از سوءاستفاده کارگزاران، ایجاد حس مالکیت و آبادانی در مسئولان، ممانعت از ظلم حکام ایالات و ایجاد امنیت و رونق سرمایهگذاری میشود. در پایان، نویسنده با تأکید بر اینکه ایران با اجرای کامل مشروطیت و میزان شرع، راه صدساله را یک شبه خواهد رفت، از مخاطب میخواهد که در تشکیل مجلس و انتخاب نمایندگان تسریع کند.
تأیید مشروطیت و رد نظرات علمای منتقد و مخالف
این رساله در پاسخ به پنج مغالطه مطرح شده توسط مخالفان مشروطه نگاشته شده است. در ابتدا، به نقد این دیدگاه میپردازد که دین اسلام کامل است و نیازی به قانون جدید ندارد و وکلا حق قانونگذاری ندارند. پاسخ میدهد که وظیفه وکلا قانونگذاری در امور عرفی و سیاسی است، نه احکام شرعی، و هدف مشروطه محدود کردن استبداد و حفظ نظم مملکت است. در ادامه، به مغالطه دوم که ولایت در امور سیاسی را مختص مجتهدین میداند، پاسخ میدهد که مجلس شورا باید از مجتهدین خالی نباشد و حاکم شرع نیز باید با مشورت عقلا عمل کند. مغالطه سوم درباره اعتبار اکثریت آرا در قانونگذاری و منافات آن با مذهب شیعه را رد میکند و توضیح میدهد که نظر اهل خبره در امور سیاسی ملاک است و در صورت تعارض، رأی اکثریت اهل خبره ترجیح دارد. مغالطه چهارم که برابری اهل ذمه با مسلمانان را نفی میکند، با استناد به قوانین اولیه اسلام و حقوق اهل ذمه در پناه اسلام پاسخ داده میشود. در نهایت، مغالطه پنجم که آزادی قلم و مطبوعات را به معنای آزادی در محرمات میداند، با تاکید بر حفظ شرف مردم و ممنوعیت محرمات در سایر مواد قانونی رد میشود و مواردی که غیبت و افشای معصیت جایز است، توضیح داده میشود. در پایان، نویسنده هدف خود را آگاهیبخشی به امت و دفع اباطیل عنوان میکند.

اظهار امتنان از ایل بختیاری جهت براندازی حکومت محمدعلی شاه و درخواست همکاری آنها با مجاهدان آذربایجانی
متن با ابراز خرسندی از اقدامات ایل بختیاری در اصفهان برای براندازی حکومت محمدعلی شاه و تثبیت مشروطیت آغاز میشود. در ادامه، به سابقه درخشان این ایل در خدمت به دین و اسلام اشاره شده و اقدامات اخیر آنها مایه افتخار ابدی دانسته میشود. سپس، بر لزوم اتحاد و همکاری تمام ملت برای ریشهکن کردن ظلم و استبداد و استحکام عدالت و مشروطیت تأکید شده و از ایل بختیاری خواسته میشود تا با ملت آذربایجان و سایر عدالتخواهان کشور در ارتباط باشند و برای حفظ دین و منافع ملی، یکدل و یکجهت تلاش کنند.

تایید مجلس شورای ملی
متنی خطاب به علمای تبریز، در پاسخ به تلگراف آنها و ابراز نگرانی از استبداد و خیانت. در این متن، نویسندگان بر این باورند که اقدامات ظالمانه بدون اطلاع شاه صورت میگیرد. سپس، بر وجوب تأسیس مجلس شورای ملی به عنوان ابزاری برای رفع ظلم، ترویج احکام شرعی، حفظ اسلام و صیانت از مذهب جعفری تأکید شده و مخالفت با آن را غیرجایز میدانند. در پایان، ابراز امیدواری شده است که شاه با این ملاحظات موافقت کرده و استقلال خائنین را از بین ببرد.


شرح جنایات صدام حسین نسبت به مردم عراق و ایران و محکومیت او به سبب اشغال کویت و درخواست مجازات وی و همراهانش، به رسمیت شناختن معارضان عراقی توسط سازمان ملل متحد
این نامه با سلام و درود به دبیرکل سازمان ملل متحد آغاز میشود و بحران اشغال کویت را نتیجه طبیعی بحران حکومت خودکامه صدام حسین در عراق میداند. در ادامه، نگارنده به تشریح ده حقیقت درباره رژیم عراق میپردازد: عدم دموکراتیک بودن حکومت و روی کار آمدن آن از طریق کودتا، خونریزیهای گسترده و اعدامهای بیرویه، ناممکن بودن هرگونه مخالفت با رژیم و وضعیت مخالفان (شهدا، زندانیان، آوارگان و مهاجران)، شناخت عمیق مردم عراق از جنایات صدام، حمایت قبلی بسیاری از دولتها از رژیم صدام و سرپوش گذاشتن بر جنایات او، عدم حمایت سازمانهای حقوق بشری از قربانیان صدام، محکومیت اشغال کویت توسط اپوزیسیون عراق و جدا دانستن حساب ملت از رژیم، وضعیت ارتش عراق که همچون ملت تحت فشار است و لزوم مجازات صدام و اطرافیانش به جای مردم، و در نهایت، لزوم به رسمیت شناختن اپوزیسیون عراق به عنوان نماینده واقعی ملت. نامه با درخواست از رسمیت انداختن رژیم موجود عراق و به رسمیت شناختن اپوزیسیون یا حداقل مشارکت دادن آنها در تصمیمگیریهای بینالمللی مربوط به عراق پایان مییابد.

شکایت از فتنهانگیزی و تفرقهافکنی میرزا احمدخان دریابیگی (حاکم بنادر جنوب)
این نامه با اشاره به انتخاب وکلای انجمن ایالتی در بنادر جنوب، به تشریح اقدامات میرزا احمدخان دریابیگی، حاکم بنادر، برای اخلال در روند مشروطیت میپردازد. حاکم با تحریک اشرار و ایجاد تفرقه میان تجار و علما، مانع از تشکیل انجمنهای ولایتی و اعزام وکلای بلوکات به تهران شده است. همچنین، با بهانهجویی و سوق اردو به مناطق مختلف، به غارت اموال مردم و کسب منافع شخصی میپردازد. در پایان، بر لزوم عدم پذیرش هزینههای این اردوها توسط وزارت مالیه و تحقیق در مورد این اقدامات تأکید میشود.
اخذ قوانین و مقررات اروپایی از اسلام و پیشاهنگی اسلام و مسلمانان در ایجاد مجلس شورا
متن با تأکید بر برتری اسلام در تأسیس اصول حکومتی آغاز میشود و بیان میکند که ترقی و تنزل دولتها به اتحاد ملت و دولت و وجود مجلس شورا بستگی دارد. در ادامه، به نقد دیدگاه اروپاییان میپردازد که این شیوه حکومتی را از ابداعات خود میدانند و اسلام را مخالف تمدن و موافق استبداد معرفی میکنند. متن با استناد به آیات قرآن، احادیث نبوی و سیره ائمه، اثبات میکند که اسلام از ابتدا بر پایه مشاوره، آزادی و عدالت بنا شده و قوانین آن اساس ترقی و تمدن بودهاند. سپس، با مقایسه آزادی و شیوه حکومتی در صدر اسلام با وضعیت اروپا، برتری اسلام را در این زمینه نشان میدهد. در پایان، به وقایع مربوط به تأسیس مجلس شورای ملی در ایران و نقش مظفرالدینشاه و محمدعلیشاه در این امر اشاره میکند و ابراز امیدواری میکند که با احیای قوانین اسلامی، ایران و سایر ممالک اسلامی به عظمت و ترقی اولیه خود بازگردند.
اصرار مشروطهخواهان تبریز در تدوین سریع متمم قانون اساسی
گزارشی از اصرار وکلای آذربایجان در تهران برای تسریع در تدوین متمم قانون اساسی و مخالفت شدید علما با این عجله به دلیل عدم تطبیق با احکام شریعت ارائه شده است. در تلگرافخانه تبریز، متحصنین به رغم درخواست مهلت از تهران، تنها ده روز فرصت میدهند. در این میان، نویسنده با اشاره به کلی بودن قانون اساسی و نیاز به زمان و دقت برای تدوین آن، پیشنهاد میکند که نظامنامههای بلدی و امثال آن در اولویت قرار گیرند. این پیشنهاد با مخالفت شدید عوامالناس مواجه میشود و در نهایت، یکی از حاضران در پاسخ به سؤال نویسنده درباره عدم تحقق خواستهها در مهلت مقرر، از احتمال تشکیل جمهوری سخن میگوید. در پایان، به هیجان عمومی و برپایی چادر در حیاط تلگرافخانه و حیاط همسایه آن اشاره شده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
ایجاد هراس در میان مردم نسبت به مشروطه خواهان
متن با خطاب به مشروطهخواهان و آزادیطلبان آغاز میشود و نسبت به مشروطه مشروعهخواهان هشدار میدهد. در ادامه، مشروعهخواهان را مستبدینی معرفی میکند که قصد دارند استبداد را در پوشش دین احیا کرده و با حربه تکفیر، ظلم و ستمگری را رواج دهند. متن بیان میکند که این گروه آزادی و عدالت را مخالف دین اسلام جلوه میدهند تا مردم عوام را فریب داده و مشروطیت را از بین ببرند. در پایان، مشروعه مشروعهخواهان را به عنوان استبداد و کهنهپرستی در لباس جدید معرفی میکند که قصد دارند دستاوردهای ملت را از بین ببرند و ایران را ناتوان از آزادی و تمدن نشان دهند تا مردم برای همیشه در بندگی و بردگی باقی بمانند.
محکومیت انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری به روند مجلس شورا و مشروطه
این تلگراف با اشاره به قرائت تلگراف استبدادی شیخ فضلالله نوری در انجمن مشروطهخواه شیراز آغاز میشود. سپس، نویسندگان به نوری پیشنهاد میکنند که اگر در مسائل شرعی یا قانونی مشروطه شبههای دارد، با علمای مجلس مذاکره کند و به جای ترویج قوانین استبدادی، به اصلاح امور بپردازد. در ادامه، تلگراف به نوری هشدار میدهد که شاه تنها با کمک افراد محترمی که در لباس دین هستند و با دریافت رشوه، میتواند مردم را به هرج و مرج بکشاند. نویسندگان تأکید میکنند که مردم فارس یکپارچه از مشروطه حمایت میکنند و هیچ مخالفی در این منطقه وجود ندارد. در پایان، تلگراف با لحنی تند، نوری را به تقوای الهی دعوت کرده و او را از به خطر انداختن اسلام و ایران برحذر میدارد و به وابستگی مالی سید علی آقا یزدی به دربار اشاره میکند.
درخواست از علمای ایران برای ایجاد وحدت میان آحاد مردم و تلاش در جهت استقرار مجدد مشروطیت
این نامه با اشاره به وضعیت اسفبار ایران و مصائب ملت، علمای شیعه را مخاطب قرار داده و از آنان میخواهد که با توجه به مقام امامت و پیشوایی خود، برای حفظ اسلام و حمایت از مسلمین اقدام کنند. بر ضرورت اتحاد و اتفاق میان ملت و نقش علما در تحقق آن تأکید شده است. در ادامه، به خفقان ناشی از ظلم و ستم غاصبان حقوق ملت اشاره شده و از علما خواسته شده تا مردم را از غفلت بیدار کرده و به آنان بفهمانند که دفع شر ظالمین تنها با اتفاق ملت ممکن است. نامه، استقرار دولت مشروطه را تنها راه نجات و سعادت دنیا و آخرت مسلمین دانسته و عدالت، مساوات، امنیت و ترویج شریعت را از نتایج آن برمیشمارد. همچنین، به نقش علما در تبیین مفهوم مشروطه و لزوم مجاهدت همگانی برای تحقق آن اشاره شده است. در پایان، از علما خواسته شده تا با تمام توان برای احیای ملت و حفظ استقلال دولت اسلامی از طریق ایجاد اتفاق و استقرار مشروطه تلاش کنند، چرا که در غیر این صورت، کشور در معرض سلطه بیگانگان قرار خواهد گرفت.
پاسخ به نگرانی علمای تبریز در عدم پیشرفت امور مجلس
این تلگراف در پاسخ به نگرانی علمای تبریز از عدم پیشرفت امور مجلس و استبداد خائنین نگاشته شده است. نویسندگان ضمن ابراز اطمینان از بیاطلاعی شاه از این امور، بر وجوب تأسیس مجلس شورای ملی به عنوان ابزاری برای رفع ظلم، ترویج احکام شرعیه، حفظ اسلام و صیانت از مذهب جعفری تأکید میکنند. در پایان، ابراز امیدواری شده است که شاه با درک اهمیت این ملاحظات، با مجلس موافقت کرده و استقلال خائنین را از بین ببرد.



تأیید مشروطه و رد دلایل مخالفان آن
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مخالفان مشروطه، مفهوم مجلس و مشروطیت مشروعه را درک کردهاند یا خیر. سپس به دو دسته از مخالفان میپردازد: کسانی که بدون درک، مخالفت میکنند و کسانی که با وجود درک منافع عمومی مشروطه، به دلیل منافع شخصی مخالفت میورزند. در ادامه، به نقد دلایل مخالفان مشروطه میپردازد و استدلال میکند که مجلس شورای ملی نه تنها مضر به حال ملت نیست، بلکه موجب اجرای قوانین شرع و آسایش عمومی است. نویسنده با اشاره به وضعیت پیش از مشروطه، از عدم اجرای احکام الهی و گسترش ظلم و فساد انتقاد میکند و ابراز امیدواری میکند که با تشکیل انجمنهای معارف، دین و احکام شرعیه ترویج یابد. در پایان، به ایرادات مربوط به نحوه انتخاب اعضای مجلس پاسخ میدهد و بر لزوم تغییر فصل پنجم نظامنامه اساسی برای تسریع در انتخاب مجدد وکلا تأکید میکند و از افراد ساکت میخواهد که موضع خود را مشخص کنند.
هدف مشروطهخواهان: بازگشت استبداد
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که هدف از «مشروعهبازی» و مخالفت با «مشروطه» چیست. در ادامه، به تشریح تفاوتهای بنیادین سلطنت مستبده (شخصی) و سلطنت مشروطه (نوعی) میپردازد. سلطنت مستبده را نظامی معرفی میکند که پادشاه در آن حاکم مطلق است و میتواند بدون هیچ محدودیتی در امور داخلی و خارجی تصرف کند، در حالی که در سلطنت مشروطه، حدود اختیارات پادشاه و ملت بر اساس قانون اساسی مشخص شده و پادشاه نمیتواند بدون رعایت قانون و تأیید مجلس، اقدام به تصرف در امور مملکت کند. سپس، نویسنده تأکید میکند که استبداد و مشروطیت ذاتاً ارتباطی به دیانت ندارند و مشروعهخواهان درباری و روسیان درباری با هدف ابطال مشروطیت و بازگرداندن حقوق استبدادی شاه، لفظ «مشروعه» را به «مشروطه» چسباندهاند تا مفهوم خارجی آن را از بین ببرند. نویسنده بیان میکند که مفهوم خارجی مشروطیت عین شریعت است و قانون اساسی ایران نیز با تأیید علمای نجف اشرف، هیچگونه مغایرتی با احکام شرعی ندارد. در پایان، از ملت میخواهد که فریب این خدعهها را نخورند و حقوق مشروع خود را از دست ندهند و به مستبدین اجازه ندهند با تغییر قانون انتخابات، دوباره استبداد را از طریق وکلای خود به کشور بازگردانند.
رد درخواست صدر اعظم و تأکید بر حمایت از مشروطیت
نامه با انتقاد شدید از صدر اعظم آغاز میشود که عدالت را از ظلم تشخیص نمیدهد و با تزویر سخن میگوید. نویسنده با اشاره به کردار شمر در صفین، ادعای اسلامخواهی صدر اعظم را در تضاد با عمل او میداند و تأکید میکند که حقانیت مراجع و پیروانشان بر کسی پوشیده نیست. در ادامه، نویسنده به ادعای صدر اعظم مبنی بر «امر دین و مذهب» بودن موضوع اشاره میکند و با تعجب میپرسد که آیا مراجع دین به دنبال خرابی دین هستند و دولتیان که همواره مخرب بودهاند، اکنون حامی دین شدهاند؟ نویسنده صراحتاً اعلام میکند که اگر هدف از آمدن او به تهران تغییر احکام مراجع باشد، این امر محال است و اگر غرض دیگری است، باید بیان شود. در پایان، نویسنده با موعظه حسنه، صدر اعظم را به تأمل دعوت میکند و میگوید که او را به راه خدا خوانده است. همچنین، اعلام میکند که به تلگرافهای نامربوط پاسخ نمیدهد و تا زمانی که تکلیف جلوگیری از استبداد باشد، حاضر به فعالیت است و در صورت لزوم، آماده مجازات علنی است.

ضوابط انتخاب نمایندگان مجلس شورای ملی
این متن به تبیین ضوابط و معیارهای انتخاب نمایندگان مجلس شورای ملی میپردازد. ابتدا به تعریف «ملی» و «وطنی» و تفاوتهای آنها پرداخته و سپس شرایط لازم برای «ارباب حل و عقد» را که باید از خودخواهی و غرضورزی به دور باشند، تشریح میکند. در ادامه، به لزوم بصیرت و علم کافی نمایندگان به مایحتاج عامه و پرهیز از انتخاب افراد نالایق بر اساس روابط یا ثروت اشاره دارد. همچنین، معیارهای اخلاقی، مالی و علمی یک وکیل ملی را برمیشمرد که شامل پاکدامنی، کسب حلال ثروت، عدم سابقه فساد و تسلط بر علوم مختلف از جمله فقه، جغرافیا، اقتصاد و حقوق بینالملل است. در پایان، تأکید میشود که وکیل ملی باید جامعالاطراف باشد و هدف از وکالت، خدمت به دین و دنیای مسلمین است، نه کسب مال و آمال شخصی.
تقاضای عزل علاء الدوله از حکومت فارس
این نامه با خطاب به اعضای دارالشورای ملی و وزیر داخله آغاز میشود و به پنجاه روز شکایت از ظلم پسران قوام اشاره دارد که به دلیل رشوه یا بدبختی مردم، بینتیجه مانده است. نویسندگان تأکید میکنند که هدفشان صرفاً رفع ظلم پسران قوام، اجرای مشروطیت و حفظ آبرو از هتاکی علاءالدوله است و هیچ غرض دیگری ندارند. در ادامه، درخواست میشود که حاکمی غیر از علاءالدوله تعیین شود و پسران قوام و دیگر افراد مرتبط احضار شوند تا کشور به آرامش برسد. در پایان، انجمن اسلامی و ملت متحصن شاه چراغ هشدار میدهند که غفلت در تحقق خواستههای ملت، به خرابی کشور و مسئولیت الهی منجر خواهد شد.


رد اتهامات برخی جراید
متن با اشاره به اتهامات روزنامه ایران نو مبنی بر تحریک اتحادیه علمای اصفهان علیه اداره نمک آغاز میشود. در ادامه، اتحادیه علمای اصفهان ضمن تأکید بر پایبندی خود به قوانین مشروطیت و تلاش برای اجرای آن، این اتهامات را جعلی و موجب تشویش اذهان عمومی میداند. سپس، اتحادیه به فردی که این نامه به او نوشته شده، وکالت میدهد تا در عدلیه اعظم، نویسنده افتراها در روزنامه حبلالمتین کلکته (آقا میرزا علیخان همدانی) را احضار کرده و از او بخواهد اتهامات وارده به علمای اصفهان را اثبات کند. همچنین، از مخاطب خواسته میشود تا در مورد اتهامات روزنامه ایران نو نیز استیضاح کرده و از رؤسای علمای اصفهان بخواهد اثبات کنند که تحریک علیه اداره نمک صورت گرفته است. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که نتیجه اقدامات خود را گزارش دهد.
حمله شدید به عملکرد دکتر میلسپو (مستشار امریکایی و رئیسکل دارایی ایران) به سبب حمایت از منافع انگلستان و بهکارگیری عناصر بهایی در سمتهای مهم دولتی، درخواست لغو اختیارات مالی - اقتصادی وی از مجلس شورای ملی
سخنرانی با هدف لغو اختیارات دکتر میلسپو، مستشار آمریکایی، آغاز میشود. ابتدا به سابقه جلب مستشاران خارجی، از جمله مستر شوستر و میلیسپو، اشاره شده و از سوءاستفاده از تمایل ملت ایران برای جلب مستشار انتقاد میشود. سپس، با تأکید بر اهمیت وطن و ملیت، به تشریح دلایل مخالفت با رویه فعلی مستشاران آمریکایی پرداخته میشود. در ادامه، به مقایسه عملکرد مستر شوستر و دکتر میلیسپو پرداخته و از تغییر رویه میلیسپو پس از ورود مجدد به ایران ابراز نگرانی میشود. همچنین، به استفاده ابزاری از بهائیان در مناصب دولتی و تبلیغات ضد اسلامی توسط مستشاران آمریکایی اشاره شده و این اقدامات را در راستای مقاصد سیاسی استعماری ارزیابی میکند. در بخش دیگری، به ملاقات با میلیسپو و پاسخهای او در مورد حمایت سید ضیاءالدین و تبعیض در توزیع کاغذ جراید اشاره میشود. در پایان، با تأکید بر اینکه میلیسپو اقتصاد کشور را به خطر انداخته و به نفع منافع خارجی عمل میکند، خواستار لغو فوری اختیارات او و بازگشت به حکومت ملی و قانون اساسی میشود.

خودداری از دادن مالیات به دولت تا زمان افتتاح مجلس شورا توسط محمدعلی شاه
سلطان ایران در دستخطی، نشر عدل و رفع ظلم را موجب آبادی کشور و آسایش مردم دانسته و اصول مشروطیت را به ایرانیان اعطا کرده است. تا زمانی که مشروطه به طور کامل و با نظامنامه و انتخابات شورا محقق شود، مردم کرمان نباید مالیات خود را به عمال ظالم و خائن بدهند، زیرا این کار موجب هرج و مرج در امور مشروطه خواهد شد. همچنین، بر افراد لازم است که فوراً از شرارت، سرقت، فساد و بینظمی جلوگیری کرده و راهها را برای عبور کاروانها امن سازند.

پیشنهاد افزودن یک اصل به متمم قانون اساسی جهت حفظ وجه اسلامی مصوبات مجلس
متن با اشاره به جایگاه مجلس شورای ملی و تایید آن از سوی امام زمان (عج)، شاه و علمای اسلام، بر لزوم عدم مغایرت مصوبات مجلس با احکام و قوانین اسلامی تاکید میکند. سپس پیشنهاد میشود که در هر دوره، انجمنی متشکل از مجتهدین و فقهای برجسته تشکیل شود تا قوانین مصوب مجلس را پیش از تصویب نهایی، به دقت بررسی کنند. در صورت مغایرت با احکام شرعی، آن مصوبه فاقد اعتبار قانونی خواهد بود و تصمیم این انجمن علمی لازمالاجرا و غیرقابل تغییر است.

بیان اقدامات مستبدانه محمدعلی شاه و اعلام بطلان همه قراردادها و قرضههای دولتی به دیوان بینالمللی لاهه



انتقاد از مدعیان حمایت از رنجبران
متن با اشاره به اعتراض مدیر جریده شفی به یکی از مقالات نگارنده آغاز میشود. نگارنده ضمن ابراز تعجب از تحریف کلامش، توضیح میدهد که رنجبران و فقرا حق انتخاب وکیل دارند اما فاقد لیاقت لازم برای این کار هستند و این امر میتواند به خرابی بیشتر امور منجر شود. برای اثبات این ادعا، به عدم اعتراض مردم در برابر افزایش مالیات دهات و تحمیلات دیگر اشاره میکند و تنها یک فرد را شجاع در این زمینه میداند. در ادامه، نگارنده به انتقاد از نحوه انتخاب وکلا در روستاها میپردازد و بیان میکند که بسیاری از این افراد فاقد صلاحیت هستند، حتی وکلای شهری نیز مورد تأیید مدیر جریده نیستند. در پایان، با تمثیل به تفاوت تصور و عمل در مورد بهبود وضعیت شهر، به مدیر جریده هشدار میدهد که نباید با تحریف کلام، او را حامی وضعیت نامطلوب موجود جلوه دهد.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد و هشدار به حاج شیخ فضل الله نوری و همفکرانش
متن با اشاره به سالها ظلم و استبداد و برچیده شدن آن به برکت امام زمان و تلاش علما، به برقراری مشروطیت و آسودگی قریبالوقوع ملت میپردازد. سپس با لحنی انتقادی، اقدامات تفرقهافکنانه را فساد خوانده و آن را به مثابه تقویت ظلم و استبداد تلقی میکند. در پایان، هشدار میدهد که در صورت ادامه این اقدامات، با تمام توان در رفع این فساد ایستادگی خواهد شد.

تشریح سلطنت مشروطه و مطابقت آن با احکام اسلام و رد شبهات مخالفان
متن با اشاره به شایعاتی در تهران آغاز میشود که مشروطیت و مجلس شورای ملی را مخالف اسلام و قرآن میدانند و دولت نیز به این بهانه از اجرای آن سر باز میزند. سپس به تبیین مفهوم سلطنت مشروطه و مجلس شورای ملی میپردازد و بیان میکند که این دو با هدف محدود کردن ظلم و خودسری حاکمان و حفظ مصالح مملکت اسلامی، نه تنها منافاتی با اسلام ندارند، بلکه از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر و حفظ بیضه اسلام در برابر تهاجم کفار هستند. در ادامه، با هشدار نسبت به وضعیت نابسامان کشور و خطر از دست رفتن استقلال، علما و بزرگان را به بیداری و اتحاد برای برقراری قانون و نظارت بر دولت فرامیخواند. در بخش پایانی، به شبهه آزادی مطلق در مشروطیت پاسخ میدهد و توضیح میدهد که مراد از آزادی، رهایی از استبداد و زورگویی حاکمان است، نه آزادی در ارتکاب فواحش و منکرات شرعی. تأکید میشود که قانون اساسی ملی باید بر اساس موازین اسلامی باشد و مساوات نیز به معنای اجرای یکسان احکام شرعی برای همه، بدون تبعیض میان قوی و ضعیف است.

آگاه سازی ایرانیان برای از بین بردن زمینه های عقب ماندگی کشور
نامه با توصیف وضعیت نگارنده در زندان و محرومیت از دوستان آغاز میشود. نگارنده از حبس و کشته شدن خود ابراز خرسندی میکند، زیرا آن را در راه آزادی و زندگی ملت میداند. او از اینکه نتوانسته آرزوهای خود را به طور کامل محقق کند و بیداری ملتهای مشرق را ببیند، افسوس میخورد. سپس به مقایسه کاشتن افکار خود در میان ملت و در دربار سلاطین میپردازد و بیان میکند که تلاشهای خیرخواهانهاش در دربار به دلیل شهوت و جهالت سلاطین بینتیجه مانده است. در پایان، از دوست خود میخواهد که این نامه را به دوستان و هممسلکان ایرانیاش برساند و به آنها توصیه میکند که از حبس و قتال نترسند و از جهالت و حرکات سلاطین خسته نشوند. او از آنها میخواهد که در جهت نابودی حکومت مطلقه و از بین بردن عادات بازدارنده سعادت ایرانیان تلاش کنند، نه در جهت از بین بردن اشخاص یا صاحبان عادات.

معنای مشروطه و حدود آزادی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطه صرفاً یک نام است یا معنای عمیقتری دارد. سپس به تعریف مشروطیت به عنوان تحدید حدود دولت، تعیین حقوق افراد و اجرای قانون مساوات میپردازد و وضعیت موجود را که در آن حقوق مردم محفوظ نیست و مدعیان حق مورد اتهام قرار میگیرند، نقد میکند. در ادامه، مشروطه را معادل مسلمانی و رعایت حقوق دیگران میداند و بر لزوم تبعیت از حقوق معین شده توسط شارع مقدس تأکید میکند. در بخش بعدی، نویسنده به تبیین «تکلیف امروزه ما» میپردازد و با تمثیل نماز، آزادی را مشروط به عدم اضرار به غیر و رعایت قانون میداند. در پایان، تفاوت آزادی در دوران استبداد (محدود به قوانین ظالمانه) و مشروطه (محدود به قانون شریف و عدالت) را بیان میکند و تأکید دارد که مستبدین که به آزادی مطلق عادت کردهاند، در برابر قانون مقاومت میکنند، اما باید به هر طریق ممکن آنها را تابع قانون کرد.
تبیین و تفسیر شعار مردمی انقلاب: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
سخنرانی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود و سپس به دو نکته مقدماتی میپردازد: ابتدا از اساتید، پزشکان و کارمندان دانشگاهی که با اعتصاب غذای ۴۸ ساعته خود همبستگی ملی و انقلابی را به نمایش گذاشتند، تشکر میکند. سپس به جای خالی دکتر شریعتی اشاره کرده و او را مدیون تلاشهای فکری و کوششی میداند که در جامعه ایجاد کرده است. در ادامه، به بررسی شعار «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» میپردازد و آن را خواستههای واقعی مردم میداند. در بخش استقلال، به انواع وابستگیهای اقتصادی، نظامی، سیاسی و فرهنگی ایران به قدرتهای خارجی اشاره میکند و این وابستگیها را نتیجه عملکرد سران غاصب سلطه اجتماعی میداند. در بخش آزادی، بردگی را به معنای نداشتن اختیار بر سرنوشت خود و عدم توانایی در اعتراض به ظلم تعریف میکند و آن را حق مشروع هر انسان میداند. در بخش حکومت اسلامی، به این نکته اشاره میکند که حکومت در اسلام از آن خداست و هیچ انسانی حق حکومت مطلق بر دیگری را ندارد. سپس به معیارهای حاکم اسلامی از جمله آگاهی عمیق از مکتب اسلام، تقوا و فداکاری در راه آن اشاره میکند و نقش مردم و شورای آگاهان را در تشخیص صلاحیت حاکم و نظارت بر او تبیین میکند. در پایان، جنبش اسلامی را یک جنبش انقلابی تمامعیار معرفی میکند که نه تنها نهادهای اجتماعی، بلکه نهاد انسان را نیز دگرگون میکند و از مردم میخواهد که با آرامش مجلس را ترک کنند و از تظاهرات خودسرانه بپرهیزند.
.png&w=3840&q=75)
نکوهش محمدعلی شاه در برچیدن بساط مشروطیت
واکنش مراجع نجف به تجاوز روسها به شمال کشور و آمادگی مردم کرمانشاهان به دفاع از مشروطیت
پس از اطلاع از ورود نیروهای روسی به ایران، مراجع نجف دروس و اجتماعات خود را تعطیل کرده و هر روزه در مدرسه آیتالله حاجی خلیلی تهرانی گرد هم میآیند. در این جلسات، سخنرانان به ایراد نطقهای مهیج میپردازند و مردم نیز به صورت گسترده در آن شرکت میکنند. در این میان، سید محمدکاظم یزدی که پنج روز بر موضع استبداد پافشاری کرده بود، تحت فشار افکار عمومی و ناچاراً به جمع علمای مشروطهخواه پیوسته و تلگرافی را که به شاه ارسال شده بود، امضا میکند. امید بر این است که این وضعیت ادامه نیابد و ایران از سلطه بیگانگان رهایی یابد. در این مدت تعطیلی عمومی، کنسولهای دولتهای متمدن در بغداد به سلاطین خود اعتراض کردهاند و پاسخهای مساعدی نیز دریافت شده است. مردم کرمانشاهان نیز با همان شور و حرارت ذاتی خود، آماده دفاع از حقوق غصب شده ملت هستند.
پرسش از کیفیت خلع سلاح مجاهدان آذربایجانی و انتقاد از نحوه خلع سلاح آنها
این سند با اشاره به وقایع اخیر تهران و انتشار اخبار مربوط به آن، از اضطراب و تزلزل اهالی گیلان خبر میدهد. پس از آنکه وعدههای مجلس برای آرام کردن مردم کافی نبود و انتشار خبری مبنی بر حمله به منزل نمایندگان گیلان بر نگرانیها افزود، انجمن ایالتی گیلان تلگرافی به مجلس و وزارت داخله ارسال میکند. در ادامه، جمعی از بزرگان شهر در انجمن حضور یافته و ضمن تشکر از اقدامات مجلس، سؤالاتی را درباره نحوه خلع سلاح مجاهدان آذربایجانی مطرح میکنند. این سؤالات شامل عمومیت یا نسبی بودن امر خلع سلاح، وضعیت اطاعت یا تمرد سردار و سالار ملی، قانونی بودن محاصره پارک اتابک و جنگ با متوقفین، غارت اموال توسط مأمورین خلع سلاح، دلیل دلجویی از سردار و سالار ملی، وضعیت سردار محیی در زمان جنگ و علت توقف او و ضرغامالسلطنه در سفارت و کهریزک، و همچنین قانونی بودن مقصر شمردن افراد بدون محاکمه و حمله به منزل نمایندگان است. انجمن درخواست میکند که پاسخ این سؤالات به صورت شفاف در جراید منتشر شود تا شبهات موجود رفع گردد.
رد اصلاحات دولت و تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت
این تلگراف در پاسخ به مطالبی ارسال شده که موجب حیرت نویسندگان گردیده است. هدف اصلی علمای عظام و ملت استرآباد، ترویج احکام مراجع نجف اشرف است که مقلدین ملت اسلامیه و ناشر احکام نبوی هستند. نویسندگان تأکید میکنند که نه ادعای حکومت دارند و نه توقع احسان، بلکه اهالی استرآباد احکام مراجع را لازمالاطاعه میدانند و برای اجرای اوامر علمای اعلام تا پای جان ایستادهاند. هیئتی متشکل از علما و مردم برای اجرای حکم مراجع، اصلاح مملکت و جلوگیری از خونریزی حرکت خواهند کرد و هدفشان اعلای کلمه حق است. همچنین، مجلس تشکیل شده در تهران را مجلسی میدانند که تنها به نفع دولتیان است و با اهداف ملت تفاوت اساسی دارد.
دلایل آزادیخواهی مردم ایران
متن با طرح پرسشهایی درباره چرایی جنبشهای آزادیخواهانه در نقاط مختلف ایران آغاز میشود و به نقش روحانیون در این حرکتها اشاره میکند. سپس، آزادی را در مفهوم وسیعتر آن، یعنی رهایی از استبداد و بیقانونی، تعریف میکند و وضعیت مردم ایران را در یک «محبس بیقانون» توصیف میکند که در آن جان، مال و ناموس افراد در معرض تهدید حاکمان ظالم و افراد سودجو قرار دارد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که حتی پس از مرگ نیز، ورثه از دستاندازی حکومت و برخی عالِمنمایان در امان نیستند. در پایان، متن به تغییر نگرش مردم پس از وزیدن «نسیم آزادی» و تجربه عدالت در مواردی مانند محاکمه آصفالدوله اشاره میکند و تأکید دارد که مردم ایران دیگر حاضر به تحمل ظلم و استبداد نیستند و به دنبال تحقق کامل مشروطه و عدالت هستند.
ضرورت تأسیس مجلس شورای ملی
متن با تأکید بر پیوند ناگسستنی تدین و تمدن آغاز میشود و بیان میکند که تمام جنبههای مثبت زندگی فردی و اجتماعی، از جمله تأسیس مجلس شورای ملی، ریشه در تدین دارد. سپس با استناد به آیات قرآن کریم، ضرورت مشورت و وجود مجلس را از دیدگاه اسلام تبیین میکند. در ادامه، با مخاطب قرار دادن اقشار مختلف جامعه، از متدینین و پیروان ادیان گوناگون گرفته تا عاقلان و مجتهدین، همگان را به مطالبه مجلس فرا میخواند. در بخش پایانی، با اشاره به سیره پیامبر اسلام (ص) و خلفای راشدین در مشورت و تشکیل مجلس، فواید و برکات مجلس شورای ملی را در ابعاد مختلف، از جمله عزت، ثروت، حفظ حقوق ملت و دولت، و مبارزه با ظلم، برمیشمارد و آن را مظهر عدل و فضل معرفی میکند.
درخواست از خوانین جهت استقرار مجدد مشروطیت و حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این نامه با ستایش از مخاطب و آرزوی پاداش اخروی برای او آغاز میشود. سپس به همراهی مخاطب با ملت در تأسیس مشروطیت و مبارزه با استبداد اشاره میکند و از او میخواهد که در این برهه حساس که حق و باطل در برابر هم قرار گرفتهاند و دشمنان قصد محو شریعت را دارند، به جهاد ادامه دهد. نامه تأکید میکند که هرکس از خوانین با مخاطب همراهی کند، در زمره لشکر اسلام و اهل بدر محسوب میشود. در ادامه، به صراحت تکلیف شرعی خوانین و مسلمانان را در عدم پرداخت مالیات به شاه ظالم و عدم اطاعت از او بیان میکند و احکام صادر شده در این زمینه را واجبالامتثال میداند. در پایان، متخلفین از این احکام را خارج از اسلام دانسته و بر مسلمانان واجب میشمارد که چنین افرادی را از جامعه اسلامی طرد کنند.

شکایت از ظلم و تعدی قوامالملک و پسرانش و امکان بروز آشوب در شیراز
متن با ستایش از علمای اصفهان به دلیل حمایت از دین و حضور در تلگرافخانه آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفبار مردم فارس اشاره میکند که به دلیل ظلم قوامالملک و پسرانش و عدم اجرای مشروطیت، سه روز است در تلگرافخانه متحصن شدهاند. در ادامه، به اقدامات خشونتآمیز نوکران قوام اشاره میشود که با سلاحهای گرم و سرد به مردم حمله کرده، عابرین را مورد ضرب و جرح قرار داده و حتی علمای بزرگی چون محقق العلما و عَلّم الهدی را مضروب و مجروح کرده و در خانه داماد خود حبس کردهاند. نویسندگان بیان میکنند که برای جلوگیری از بروز فاجعهای مشابه کربلا، نهایت تلاش خود را کردهاند، زیرا مردم فارس در آستانه از دست دادن صبر و شکیبایی هستند. در پایان، از علمای اصفهان درخواست میشود که با احضار قوامالملک و پسرانش، ریشه استبداد در فارس را قطع کرده و موجب خشنودی امام زمان (عج) شوند.
اطلاع از مفاد قراردادهای خارجی دولت و حاکم جدید اصفهان
این نامه با انتقاد از پاسخ نامناسب سعدالدوله به مطالبات مردم اصفهان آغاز میشود و بیاعتنایی وزرا به ایالتها را مغایر با اصول مشروطیت میداند. در ادامه، به ورود قشون روس به آذربایجان در زمان وزارت خارجه سعدالدوله اشاره کرده و از بیاطلاعی مردم از قراردادهای دولت با کشورهای همسایه ابراز نگرانی میکند. نویسندگان، فداکاری مسلمانان را برای استقلال کشور و حقوق ملی میدانند و هرگونه قرارداد پنهانی را مایه ناامیدی و تأسف میشمارند. در پایان، خواستار اطلاعرسانی فوری درباره قراردادهای جدید با دولتهای همسایه و معرفی حاکم جدید اصفهان پیش از اعزام او میشوند و بر لزوم تفرقه اردوی کاشان برای رفع غائله اصفهان تأکید میکنند.
پیشنهاداتی جهت مصالحه میان محمدعلی شاه و مشروطهخواهان
متن با ارائه سیزده پیشنهاد برای حل بحران میان محمدعلی شاه و مشروطهخواهان آغاز میشود. این پیشنهادات شامل جلوگیری از بدگویی نسبت به علمای نجف، کاهش اقدامات نظامی، وعده بازگرداندن مشروطه، تغییر وزرای منفور، قطع ارتباط با افراد مفسد و مخالف مشروطه (مانند شیخ فضلالله نوری)، اظهار نارضایتی از اقدامات اقبالالدوله، برقراری نظم در شهر، عدم اعطای منصب به افراد نالایق، آزادی سید عبدالله بهبهانی، تعمیر مجلس و تبعید موقت برخی اشخاص است. در پایان، نگارنده با تأکید بر بیغرضی خود، بیان میکند که این تدابیر راه صلاح و امیدواری مردم است و در صورت اجرای آنها، خروج متحصنین از سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم را تضمین میکند و هشدار میدهد که در غیر این صورت، اوضاع بدتر خواهد شد.
درخواست ابلاغ دادخواهی و مظلومیت مردم ایران به دولتها و مجالس جهان



آرزوی اجرای عدالت در جامعه پس از مشروطه
متن با دعایی برای سلامتی و موفقیت مخاطب در ترویج شرع آغاز میشود و از تأخیر در دریافت نامهها ابراز نگرانی میکند. در ادامه، به اخبار مسرتبخش از تهران و سایر شهرها مبنی بر تشکر از شاه و اهتمام او در تشکیل مجلس شورای ملی و اجرای احکام آن اشاره دارد که در واقع اجرای احکام الهی است. امیدواری به همکاری علما، تجار و وکلا برای تحکیم این اساس و برقراری عدالت در زمین مطرح میشود. سپس، بر لزوم عدم شناسایی حکام ظالم توسط مسلمانان و رعایا تأکید شده و راهکار مراجعه به علما و وکلا برای رفع ظلم و تعدیات به حضور شاه پیشنهاد میگردد. در پایان، سلام نویسنده به علمای عظام، به ویژه سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی، ابلاغ شده و با استناد به آیه «إن تَنصُرواللهَ یَنصُرکُم» بر لزوم یاری دین خدا تأکید میشود. متن با اشاره به اینکه در آینده نامهای برای تبریک و تأیید مجلس نوشته خواهد شد و با دعا و ستایش خداوند به پایان میرسد.

آمادگی برای جانفشانی در راه استقرار مجدد مشروطیت به تبعیت از مراجع مشروطهخواه عظام
تلگراف علمای استرآباد به تهران در پاسخ به تلگرافی مبهم از سوی دولتیان، با ابراز تعجب از پاسخ غیرمرتبط و مبهم آنها آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به تباین میان نشر عدالت و ترویج احکام حجج اسلام عتبات عالیات با رویکرد دولتیان اشاره میکنند و با استناد به آیه قرآن، ادعای دولتیان مبنی بر عدم تمایل به خونریزی را رد میکنند و به توپ بستن مسجد و کشتار مسلمانان اشاره میکنند. سپس، به تلگراف قبلی دولتیان که در آن پیشنهاد مذاکره درباره حکومت و احسان مطرح شده بود، پاسخ میدهند و آن را تلاشی برای تطمیع و زیر پا گذاشتن احکام حجج اسلام میدانند. در پایان، با اشاره به تهدید دولتیان به قدرت نظامی، ملت استرآباد را ملتی آماده جانفشانی در راه احیای مذهب و طریقه اثناعشریه معرفی میکنند و دولتیان را از تهدید این ملت برحذر میدارند و سکوت پیشین مسلمانان استرآباد را ناشی از بردباری و امید به تنبه دولتیان میدانند.
بیاعتمادی به قول محمدعلی شاه در پذیرش مشروطیت
اعلام خبر تطبیق قانون اساسی با قوانین شرع توسط علما به انجمن تبریز
این نامه با اشاره به تحصن عمومی و مطالبه قانون اساسی، خبر تصویب نظامنامهها در دربار و بررسی قانون اساسی توسط حججالاسلام را به انجمن تبریز اطلاع میدهد. در ادامه، از انجمن تبریز خواسته میشود که این خبر را به سایر شهرها نیز ابلاغ کنند.


درخواست تأسیس مجلس شورا از عینالدوله (صدراعظم)
این نامه با اشاره به وضعیت وخیم کشور و خطراتی که ایران را احاطه کرده، بر ضرورت تأسیس مجلس و اتحاد دولت، ملت و علما برای اصلاح امور تأکید میکند. نویسنده با بیان اینکه اصلاحات باید به دست خود ایرانیان انجام شود و نه قدرتهای خارجی، نسبت به انقراض دولت شیعه و ذلت ایران در تاریخ هشدار میدهد. سپس با قسم به خداوند و ائمه، از صدراعظم میخواهد که در علاج این «مریض مشرف به موت» مسامحه نکند و به مسئولیت خود در برابر امیرالمؤمنین (ع) اشاره میکند. نویسنده با تأکید بر اینکه ایران وطن اوست و تمام شئوناتش به این مملکت وابسته است، اعلام میکند که تا پای جان برای حفظ آن خواهد کوشید و حتی حاضر است برای ملت و رفع ظلم، از شأن و اعتبار خود بگذرد. در پایان، با قسم دادن صدراعظم به مقدسات، از او میخواهد که کشور را اسیر بیگانگان نکند و یادآور میشود که عهد و پیمان برای تأسیس مجلس بوده است. نویسنده تهدید میکند که اگر صدراعظم اقدام نکند، خود به تنهایی برای این هدف قیام خواهد کرد و از مرگ نیز باکی ندارد، زیرا این کار را مایه آمرزش و افتخار خود میداند و تأخیر در آن را سمی مهلک میشمارد. او دفع شر عثمانی را نیز منوط به تأسیس مجلس و اتحاد ملی میداند.

تقاضای عزل علاء الدوله از حکومت فارس
این نامه با ستایش از مجلس شورای ملی آغاز میشود و به تلاشهای نویسندگان برای گسترش مشروطه در فارس و تشکیل انجمن ایالتی اشاره میکند. سپس به انتقاد از تلگرافچی خائن و قوامالملک شیرازی میپردازد که مشروطهخواهان را اوباش معرفی کردهاند. در ادامه، از انتصاب علاءالدوله به حکومت فارس و اقدامات او که منجر به تضییع جان، مال و شرف مردم و نابودی مشروطه در فارس شده، گلایه میشود. نامه با درخواست عزل علاءالدوله و انتصاب حاکمی دیگر، و همچنین جلوگیری از دخالت قوام در امور دیوانی به دلیل ثروت و استبداد ذاتی او، ادامه مییابد. در پایان، به وضعیت متحصنین در شاهچراغ اشاره شده و از مجلس خواسته میشود به وضعیت آنان رسیدگی کند تا از پشیمانیهای بعدی جلوگیری شود.


دستاوردهای انقلاب و افشای دروغپردازیها و فریبکاریهای گروهکهای ضدانقلاب
سخنرانی با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به دستاوردهای انقلاب اسلامی، به ویژه خودآگاهی ملت در شناخت آرمانها و انتخاب شعارها، میپردازد. به نقش مردم در شکلگیری شعارهایی مانند «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» اشاره میکند و تفاوت انقلاب اصیل با انقلاب وارداتی را در همین خودجوشی و آگاهی مردم میداند. سپس به نقش رهبری و روحانیت در بیداری اسلامی و گسترش حماسه انقلاب میپردازد و تأکید میکند که بدون آمادگی مردم، تلاش رهبران به ثمر نمیرسد. در ادامه، به راهپیماییهای میلیونی مردم و خنثی شدن تبلیغات دشمنان اشاره میکند و با ذکر خاطرهای از تهدیدات سیاستمداران آمریکایی، عشق به شهادت در مکتب اسلام را عامل مقاومت مردم معرفی میکند. سخنرانی به مشارکت آگاهانه مردم در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و اهمیت سن ۱۶ سال برای رأیدهندگان میپردازد. در بخش پایانی، به انتقاد از گروههای سیاسی که به ملت جسارت میکنند و رأی مردم را زیر سؤال میبرند، میپردازد و با استناد به آیات قرآن و نهجالبلاغه، بر اهمیت عدالت، آزادی و حقوق متقابل در اسلام تأکید میکند. در پایان، از مردم میخواهد در برابر دروغپردازیها و فتنهانگیزیها صبور باشند، مگر آنکه خطر جدی باشد، و برای هدایت و موفقیت مسلمانان دعا میکند.

تایید مجدد مشروطیت
این نامه با ستایش از تلاشهای مخاطب در ابلاغ احکام وجوب تبعیت از مشروطیت، به اهمیت آن در حفظ اسلام و مملکت از تسلط کفار و ریشهکن کردن استبداد و فساد اشاره میکند. در ادامه، با تأکید بر صحت صدور این احکام از سوی نویسندگان، هرگونه تشکیک در آن را مردود دانسته و از مؤمنین میخواهد که بدون عذر شرعی از آن تخلف نکنند. هدف نهایی، تشکیل مجلس ملی برای رفع ظلم و فساد و جلوگیری از تسلط کفر و الحاد بر مملکت اسلامی عنوان شده است.


چالشهای فراروی انقلاب و نقش حزب جمهوری اسلامی در صیانت از اصالت مکتبی انقلاب
سخنرانی با اشاره به ضرورت تغییر در جامعه ایران و تلاشهای رژیم پهلوی برای انحراف آن آغاز میشود. سپس به پیروزی انقلاب اسلامی و چالشهای پیش روی آن، از جمله عدم وجود گروهی آماده برای اداره کشور پس از سقوط رژیم شاه، میپردازد. انتخاب مهندس بازرگان به عنوان نخستوزیر موقت و دلایل این انتخاب، با وجود عدم اعتقاد کامل به توانایی او در اداره انقلاب، تشریح میشود. خطر انحراف انقلاب به سمت یک حکومت لیبرال و عدم توانایی چنین حکومتی در مقابله با دشمنان، به تفصیل بیان شده و سه عامل اصلی برای تضمین تداوم انقلاب اسلامی (رهبری اصیل اسلامی، تشکیلات سیاسی فعال و نیروی نظامی مؤمن) معرفی میگردد. در ادامه، به تلاش دشمنان برای تضعیف این سه عامل و نقش حزب جمهوری اسلامی در حفظ اصالت انقلاب اشاره میشود. سخنرانی با تأکید بر اهمیت انتخابات مجلس شورای ملی و شوراهای محلی، لزوم انتخاب افراد صالح، و موضع حزب در قبال رئیسجمهور منتخب (بنیصدر) و همچنین چالشهای اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی جامعه پایان مییابد.

ایجاد هرج و مرج توسط انجمنهای سیاسی
متن با اشاره به فداکاریها برای تشکیل مجلس آغاز میشود و سپس به انتقاد از تعدد انجمنهای سیاسی و دخالت آنها در امور کشور میپردازد. در ادامه، به مسئله تقلب در انتخابات وکلا و عدم رسیدگی به اعتبارنامههای آنها اشاره شده و این موارد را از عوامل اصلی فساد و هرج و مرج در مملکت معرفی میکند. در پایان، با ذکر مثالی از انجمن نانوایان، بر لزوم اصلاح وضعیت انجمنها برای جلوگیری از بینظمی تأکید میشود.

اعلام رضایت از خدمات ارفع الدوله (حاکم لنگرود) و درخواست ابقای او
متن با اشاره به وظیفه ملت در قدردانی از خدمات کارگزاران دولت، به تمجید از عملکرد ارفعالملک، حاکم لنگرود، میپردازد. در ادامه، به اقدامات او در حفظ حقوق اهالی و تشکیل و تنظیم ادارات بلدیه و نظمیه بر طبق قانون اشاره شده و از حسن سلوک او ابراز رضایت میشود. در پایان، با تقدیم تشکرات قلبی، درخواست ابقای این حاکم مشروطهخواه مطرح میگردد.
مقصر بودن مشروطهخواهان و طرفداران دربار و دولت در ایجاد نزاع طرفین و انتخاب نمایندگان شایسته و آگاه در مجلس آینده
فرمان جدید محمدعلی شاه مایه امیدواری ملت است، اما این فرمان تنها حقوق اولیه ملت را بازگردانده است. باید بررسی شود که چگونه این حقوق از ملت سلب شد و چه راهکاری برای جلوگیری از تکرار آن لازم است. بخشی از قصور متوجه ملت است که وکلای نالایق را انتخاب کردند که نه حقوق ملت و نه حقوق دولت را میشناختند و باعث سقوط کشور به وضعیت فعلی شدند. با وجود خدمات معدود وکلای با دانش، اکثریت نالایق بودند. اکنون که موکلین و داوطلبان وکالت به اهمیت جایگاه خود پی بردهاند، وظیفه انجمنهای ولایتی و ایالتی است که وکلای کاردان، وطنخواه و آگاه به حقوق ملی را انتخاب کنند. وظیفه وکلا نیز این است که با دقت مراقب امور باشند تا از تکرار بدبختیهای گذشته جلوگیری شود. وکالت در این دوره بسیار مهمتر از دوره اول است و باید شالوده را با انتخاب وکلای صحیح و با دانش در انجمنهای ایالتی و ولایتی محکم کرد. این انجمنها باید مراقب اقدامات دولتیان باشند و هرگونه تخلف را سد کنند. همچنین باید افراد لایق را برای وکالت به ملت معرفی کنند تا حقوق ملی حفظ شود.
ناخرسندی از مجلس شورا در عدم رسیدگی به درخواستهای مردم اصفهان
متن با طرح مسئله حضور ظلالسلطان در اصفهان و رأی مجلس شورای ملی به این موضوع آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به نمایندگی از مردم اصفهان، ضمن تأکید بر اطاعت از قوانین مشروطیت، نگرانیهای جدی خود را در مورد عدم تأمین امنیت و اجرای عدالت در شهر بیان میکند. این نگرانیها شامل عدم مجازات قاتلان، بازگرداندن اموال غارت شده و احترام به جان مردم اصفهان در سایه مشروطیت است. متن با درخواست پاسخگویی از مجلس به این پرسشها به پایان میرسد.

تأکید مشروطهخواهان تبریز به بازگشت مشروطه بنا بر فرمان مراجع مشروطهخواه نجف
.jpeg&w=3840&q=75)
تهنیت افتتاح دومین دوره مجلس شورای ملی
این شعر با دعوت به شادی و طرب به مناسبت بازگشایی مجلس شورای ملی آغاز میشود و این رویداد را به مثابه پایان غم و اندوه و آغاز دورانی پر از شور و نشاط توصیف میکند. در ادامه، شاعر از مردم میخواهد که برای بهبود وضعیت مجلس و محبوبیت آن در چشم همگان دعا کنند و دشمنان را ناامید سازند. سپس، با اشاره به تازگی و شهرت مجلس، از ضرورت تدوین قوانین اساسی و استقبال از مشروطه سخن میگوید. در بخش دیگری، به شکنندگی وضعیت مشروطه و اهمیت حضور وکلای مجلس اشاره شده و بر لزوم نوشیدن جام عدالت و آزادی تأکید میشود. در پایان، شعر به پیروزی نیروهای مشروطهخواه به فرماندهی سپهدار تنکابنی اشاره کرده و با ستایش از او به عنوان نگهبان وطن و طبیب ملت، برای عافیت و مصلحت مردم دعا میکند.
دعوت مردم به اتحاد و یکپارچگی
متن با فراخوانی عمومی برای اتحاد و یگانگی آغاز میشود و از مردم میخواهد که کینهها و اغراض شخصی را کنار بگذارند. در ادامه، با اشاره به وجود وزرای خائن و پادشاهی مهربان و مایل به عدالت، از مردم خواسته میشود که با یکپارچگی، نواقص سلطنت را برطرف کرده و از پادشاه، سلطنت اساسی و برقراری قانون عدالت را طلب کنند.

اعلام تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در جهت استقرار مشروطه
این تلگراف در پاسخ به تلگراف سردار اسعد بختیاری نوشته شده است. در این پیام، تمام اقشار مردم کرمانشاه، اعم از شهری و عشایر، آمادگی کامل خود را برای حفظ حقوق وطن و اجرای دستورات مراجع مشروطهخواه نجف، به ویژه آخوند خراسانی، اعلام میکنند. نویسندگان تأکید میکنند که تا زمانی که پای تجاوز بیگانگان به میان نیامده بود، صبر و تحمل پیشه کرده بودند، اما در شرایط کنونی، مرگ با عزت را بر زندگی با ننگ ترجیح میدهند و منتظر دستورات بعدی هستند.
نقش مؤثر عدالت و مساوات در پیشرفت جامعه
این متن با تأکید بر قانون مساوات و عدالت، آن را عامل جذب قلوب مردم، اتحاد و پیشرفت جامعه معرفی میکند. توضیح میدهد که مالیات باید صرف منافع عمومی شود و هرکس با تحصیل علم و خدمت به ملت، به ترقی و آسایش دست مییابد. این رویکرد، رغبت مردم به علوم، صنایع و نظام عسکری را افزایش داده و در نهایت به ازدیاد ثروت، قدرت نظامی و شوکت دولت منجر میشود. در ادامه، بر لزوم تدوین و انتشار کتاب قانون در سراسر مملکت تأکید شده و قانون را حاکم اصلی در سلطنت مشروطه میداند، نه عقلای مملکت که صرفاً مجری آن هستند. بیان میشود که قوانین مربوط به مالیات و ادارات دولتی، موضوعات عرفی هستند و با احکام شرعی منافاتی ندارند، بلکه باید با کمک رؤسای روحانی، علومی که به شوکت اسلام و آبادی مملکت کمک میکنند، ترویج شوند. سپس، نویسنده توضیح میدهد که دولت جمهوری یا سلطنت مشروطه، جزو مذاهب نیستند و نباید با عقاید دینی اشتباه گرفته شوند. در نهایت، به تفاوت احکام دینی (مانند بیع و نکاح) که نیازمند شرع شریف هستند، با قوانین وضعی اشاره میکند و تأکید دارد که قوانین آسمانی کامل و بینیاز از تأسیسات جدیدند و مجلس شورای ملی نیز نباید برخلاف احکام الهی عمل کند. همچنین، قوانین حکومتی را تنها ناظر بر حقوق دنیوی مردم میداند و نه عبادات و تکالیف شخصی که مربوط به ارتباط انسان با خداوند است.
خبر گشایش انجمن ولایتی بوشهر و بیان اهداف و وظایف آن
متن با استناد به آیات قرآن کریم آغاز میشود و خبر از گشایش انجمن ولایتی بوشهر میدهد. در ادامه، نحوه تشکیل انجمن، تعداد اعضا و شیوه انتخاب آنها از اقشار مختلف (علما، معاریف، نمایندگان عباسی، لنگه و محالات) تشریح میشود. همچنین، به لزوم حضور منظم اعضا و عواقب غیبت بدون عذر موجه اشاره شده است. هدف اصلی انجمن، رفع ظلم، احقاق حقوق، ریشهکن کردن استبداد و واگذاری امور به مردم عنوان شده و تأکید میشود که شکایات همه افراد بدون تبعیض رسیدگی خواهد شد. در پایان، به موقتی بودن این انجمن تا زمان تأیید پارلمان تهران اشاره شده است.
تشویق ضرغامالسلطنه بختیاری به شرکت در جنبش مشروطهخواهی
متن با اشاره به نارضایتی عمومی از محمدعلی شاه و درباریان فاسد آغاز میشود و بیان میکند که در صورت پیوستن خوانین به مشروطهخواهان، مردم نیز با تمام وجود از آنان حمایت خواهند کرد. در ادامه، به ضرغامالسلطنه بختیاری اشاره شده که به دلیل ارادت به سید احمد نوربخش، از دستور مرشد خود سرپیچی نخواهد کرد. به همین منظور، از سید احمد تقاضا شده است که به فرادنبه، محل اقامت ضرغامالسلطنه، رفته و او را به همکاری با خوانین ترغیب کند.

درخواست ارسال قانون اساسی و قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی به اصفهان
متنی خطاب به وزیر داخله، با تأکید بر ضرورت ارسال قانون اساسی ایالتی و بلدی برای برقراری نظم در انجمنهای شهرها. اشاره شده که عموم علما، اشراف و تجار اصفهان منتظر این قوانین هستند و عدم وصول آن باعث تشویش در اصفهان، مشابه تبریز، رشت و شیراز شده است. در پایان، نویسندگان خود را به عنوان داعی معرفی کردهاند.



درخواست عدم مداخله انگلستان و روسیه در امور ایران
درخواست از دولتهای روسیه و انگلستان برای عدم مداخله در امور داخلی ایران و واگذاری ملت و دولت به یکدیگر. تأکید بر اینکه عدم مداخله این دو دولت، مانع از مداخله سایر دولتها نیز خواهد شد. اشاره به اینکه ملت ایران از اغفال این دو دولت آگاه شده و به دولتهای آلمان، اتریش و عثمانی روی آورده است. در پایان، بیان میشود که با عدم مداخله دولتین، ایرانیان قادر خواهند بود دشمنان داخلی خود را از میان برداشته و مشروطیت را به نحو احسن اداره کنند.
هشدار نسبت به انتخاب نمایندگان فرصتطلب و فاسدالعقیده برای مجلس شورا
متن با تأکید بر اهمیت دقت در انتخاب نمایندگان مجلس و اعضای انجمنهای ایالتی آغاز میشود. نویسنده هشدار میدهد که افراد طالب ظلم و استبداد یا فاسدالعقیده نباید وارد این نهادها شوند تا موجب انحراف و نفرت اهل اسلام نگردند. در ادامه، بر لزوم نظارت بر وزارت معارف و روزنامهها تأکید شده تا از هتک حرمت افراد و انتشار مطالب نادرست جلوگیری شود. همچنین، انتخاب معلمین صحیحالاعتقاد برای آموزش صنایع و علوم مختلف (مانند جغرافیا و هندسه) با حفظ ایمان و اسلام، برای جلوگیری از تزلزل اعتقادی کودکان و دانشآموزان، ضروری دانسته شده است. در پایان، نویسنده با اشاره به دشواری وضعیت ایران و غلبه اغراض شخصی، برای عاقبت به خیری دعا میکند.

امر به معروف و نهی از منکر به مثابه تأیید و حمایت از مجلس و مخالفت با استبداد
متن با تأکید بر اهمیت مجلس ملی به عنوان مهمترین معروف زمان آغاز میشود و بیان میکند که تمام معروفها در سایه پایداری مجلس محقق میشوند. در ادامه، به پیامدهای نبود مجلس از جمله اضمحلال ملیت و عدم توانایی در اشاعه شرع انور اشاره میکند. سپس، حمایت از مجلس را بالاترین معروف و مبارزه با استبداد را لازمترین نهی از منکر میداند و این رویکرد را مطابق با آموزههای اسلامی و حفظ استقلال و شؤون اسلامیت معرفی میکند. در پایان، به شبهات و ایرادات مخالفان مجلس پاسخ میدهد و مفهوم صحیح آزادی را تبیین میکند که در راستای حفظ حدود شرعی و حقوق مردم است.
قانونشکنی انجمن ایالتی رشت و اعتراض میگردد به اقدامات تندروانه آن
متن با ابراز تأسف از عدم حضور در محضر مخاطب آغاز میشود و به وضعیت نابسامان رشت و اقدامات بیاعتدالانه رؤسای انجمن ایالتی و مشروطهخواهان اشاره میکند. در ادامه، به حبس و اخراج وطنپرستان بدون تحقیق و بازداشت چهار نفر از مجاهدین رشت به اتهام واهی اشاره شده است. نویسنده از تجمع هزاران نفر از مردم در تلگرافخانه و بیاعتنایی انجمن به درخواست تشکیل انجمن بازپرسی برای روشن شدن اتهامات زندانیان خبر میدهد. در پایان، نویسنده به نقش خود در آرام کردن مردم اشاره کرده و از مخاطب درخواست میکند که به این موضوع اهمیت دهد و منتظر خبر دارالشورای مقدس است.
درخواست از ایلات و طوایف کرمانشاهان جهت پیوستن به مجاهدان تبریزی و یاری آنها در برابر هجوم نیروهای دولتی
متن با سلام و درود به رؤسا، عشایر و ایلات ایران، به ویژه خوانین کرمانشاهان آغاز میشود. در ادامه، به مدت یک سال از مسدود شدن راههای ارتباطی علما توسط دولتیان برای جلوگیری از حمایت از ملت و مشروطیت و ترفیه حال رعیت گلایه شده و اشاره میشود که دولتیان با نسبت دادن مضامین کفرآمیز به علما، قصد تصرف مستبدانه در اموال و نفوس مردم را دارند. سپس، با یادآوری مجاهدتهای ملت آذربایجان و سردار ستارخان، از خوانین کرمانشاهان به دلیل عدم یاری به مجاهدین و عدم اقدام برای آزادی سید عبدالله بهبهانی که در جوار آنها محبوس بوده، انتقاد میشود. در پایان، از خوانین خواسته میشود که سید عبدالله بهبهانی را آزاد کرده و بر اساس دستورالعمل ایشان، با اتفاق و یکپارچگی، در جهت استحکام مشروطیت و ریشهکن کردن استبداد با مجاهدین آذربایجان متحد شوند. این اقدام به منزله جهاد در رکاب امام زمان و نصرت دین مبین تلقی شده و با استناد به آیه قرآن، وعده یاری الهی داده میشود.

درخواست از محمدعلی شاه قاجار جهت تشکیل مجدد مجلس شورا و تهدید وی به تغییر روش در مقابل او در صورت عدم انجام آن




ابراز تشکر از اعطای مجدد مشروطیت توسط محمدعلی شاه قاجار
متن با ابراز شکرگزاری از محمدعلی شاه قاجار به دلیل اعطای مجدد مشروطیت و عفو عمومی آغاز میشود. در ادامه، این اقدام شاهانه به مثابه تابش آفتاب مکرمت و مرحمت توصیف شده و اعلام میشود که مژده این عطیه بزرگ به سرعت به اطلاع مردم رسیده است. نویسندگان بیان میکنند که ملت در حال حاضر در حال دعا برای شاه هستند و فردا دستخط همایونی به شهر برده خواهد شد تا مردم از آن مطلع شوند و آثار رحمت الهی آشکار گردد. متن با دعای خیر برای پادشاه و دوام سایه او بر مردم و کشور به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست از خوانین و مردم لارستان جهت استقرار مجدد مشروطیت و همراهی با سید عبدالحسین لاری
این نامه با خطاب به خوانین و مردم لارستان، از وضعیت نامساعدی که ظالمین و مخالفین شریعت برای حجتالاسلام سید عبدالحسین لاری و مؤمنین آن منطقه ایجاد کردهاند، ابراز نگرانی میکند. در ادامه، با توجه به شرایط ایران و مخالفت سلطان، حمایت از ملت اسلام در احقاق حقوق مشروطیت و تقویت و همراهی با سید عبدالحسین لاری را لازم و دارای اجر مجاهدین فی سبیلالله میداند و مخالفت با ایشان را در حد شرک به خداوند قلمداد میکند.


تاکید بر مشروعیت مشروطیت
متن با اشاره به فواید مجلس شورای ملی و نقش شاه در تشکیل آن آغاز میشود. سپس به اهمیت اتحاد ملت و دولت و لزوم برانداختن مفاسدی که شریعت را تهدید میکنند، میپردازد. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که دولت مشروطه تنها زمانی موفق خواهد بود که «مشروعه» باشد؛ به این معنا که وکلا و منتخبین باید هم به قوانین شریعت اسلام و هم به علوم جدید که ریشه در شریعت دارند، آگاه باشند.
اظهار نگرانی از توطئههای احتمالی شاه علیه مشروطه به علمای مشروطه خواه نجف
متن با اشاره به اقدامات اخیر شاه، از جمله تشکیل اردو در خارج دروازه شهر و تبعید برخی امرا بدون بهانه، آغاز میشود. این اقدامات باعث ایجاد ترس و وحشت فوقالعاده در میان مردم و تعطیلی عمومی در ولایات ایران شده است. در پایان، بر لزوم اقدامات جدی و سریع برای مقابله با این وضعیت تأکید شده است.



مداخله ندادن سید عبدالله بهبهانی در امور سیاسی
پس از پیروزی مشروطهخواهان و ورود سرداران فاتح، برخی از مردم خواستار بازگشت سید عبدالله بهبهانی از نجف به تهران هستند. در مقابل، گروهی از مشروطهخواهان غربیمآب معتقدند که بهبهانی نباید در امور سیاسی دخالت کند، زیرا نابسامانیهای گذشته ناشی از عدم رعایت قانون بوده است. این گروه تأکید دارند که در دوره دوم مجلس، اجازه دخالت بهبهانی در امور داده نخواهد شد.
همنوایی با انجمن ملی تبریز در مطالبه سریع متمم قانون اساسی
این تلگراف با هدف حمایت از عدالت و مشروطیت، از سوی علما، اعیان، اشراف، تجار و عموم مردم اصفهان به انجمن ملی تبریز ارسال شده است. در این پیام، ضمن اعلام همبستگی با انجمن تبریز، بر مطالبه جدی و مجدانه متمم قانون اساسی و قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی تأکید شده و آمادگی همه طبقات برای اطاعت از قوانین شرعی در این مسیر اعلام میگردد.



بیان عملکرد مستبدین در عالم رویا
متن با روایت خوابی از حاجی ملک التجار طهرانی آغاز میشود که در آن بهشت و جهنم را مشاهده میکند. او پس از ممانعت از ورود به بهشت، به سمت جهنم میرود و در آنجا با مصطفی خان وزیر تشریفات (حاجب الدوله) روبرو میشود که به دلیل ظلم و ستمهایش در دنیا، در جهنم مشغول امر و نهی است. سپس با آبدارباشی جهنم، امین حضرت، ملاقات میکند و از او درباره حاکمان و صدرنشینان جهنم میپرسد. امین حضرت در پاسخ، به تفصیل به معرفی عینالدوله و امیربهادر جنگ میپردازد و اعمال ظالمانه و مستبدانه آنها را در دنیا شرح میدهد؛ از جمله قطع مواجب، دشمن کردن مردم با پادشاه، تخریب مذهب و مملکت، فرستادن علما به قم و گرفتن بیست کرور پول از مردم. در پایان، راوی از شدت توصیف ظلم امیربهادر جنگ، از امین حضرت میخواهد که دیگر نام او را نبرد.
دعوت مردم به شرکت در همهپرسی جمهوری اسلامی و دادن رأی مثبت به آن
متن با خطاب به ملت مسلمان ایران آغاز میشود و روز دهم فروردین را روز سرنوشت و بهرهگیری از خون شهدا معرفی میکند. در ادامه، به مبارزات و فداکاریهای ملت در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی اشاره شده و از مردم خواسته میشود تا با شرکت در همهپرسی و رأی دادن به جمهوری اسلامی، رشد دینی و سیاسی خود را به جهانیان نشان دهند. جمهوری اسلامی به عنوان ثمره مبارزات و تنها ضامن عدالت، آزادی و استقلال کشور معرفی میشود و بر لزوم هوشیاری در برابر توطئههای استعمار تأکید میگردد. در پایان، نگارنده اعلام میکند که بر اساس وظیفه الهی خود به جمهوری اسلامی رأی خواهد داد و ابراز امیدواری میکند که دیگران نیز چنین کنند.

گزارش فتح تهران و رویدادهای پس از آن به مراجع مشروطهخواه نجف
مجلس عالی، پیروزی مجاهدین و فداییان ملت در تصرف تهران در ۲۷ جمادیالثانی را به مراجع مشروطهخواه نجف گزارش میدهد. در این گزارش، به انزجار عمومی از محمدعلی میرزا و پناه بردن او به سفارت روس اشاره شده و تصمیم مجلس عالی مبنی بر خلع محمدعلی میرزا از سلطنت و انتصاب احمد میرزا به پادشاهی و تفویض نیابت سلطنت به عضدالملک، مطابق اصول قانون اساسی، اعلام میشود. در پایان، از حمایت مراجع نجف تشکر شده و امید به ترویج عدالت، آسایش ملت و استحکام شریعت ابراز میگردد.
توجه و تأکید مراجع نجف اشرف به حفظ مشروطیت
متن با ابراز احترام و شوق نویسنده برای حضور در مجلس شورای ملی آغاز میشود. در ادامه، از تلاشهای نمایندگان مجلس در ترویج احکام اسلام و اجرای قوانین مشروطیت قدردانی شده است. سپس، نویسنده به عنوان «سوغاتی» از سفر خود، تأکید مراجع نجف اشرف بر حفظ اساس مشروطیت را بیان میکند و متذکر میشود که مراجع نجف، ترویج مشروطیت را ترویج حقیقت اسلام میدانند و در حفظ جزئیات آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد و حتی مهاجرت از مساکن خود را نیز در این راه در نظر دارند.
بیثمر بودن تأسیس دارالشورای کبرای مملكتی توسط محمدعلی شاه و پیروزی قریبالوقوع مشروطهخواهان
پس از ناامیدی شاه و درباریان از لغو مشروطیت، مجلسی به نام «قونسل آف استیت» یا شورای مُلکی با پنجاه نفر از منتخبین شاه در دربار تشکیل شد. هدف از این اقدام، اغفال ملت و نسبت دادن خرابکاریهای دربار به این مجلس بود. این مجلس، مانند «دارالشورای کبرا»ی ناصرالدین شاه، بینتیجه خواهد بود. تا زمانی که اختیارات طبقات حاکم محدود نشود، امکان آبادی کشور و رفاه ملت وجود ندارد و این مجلس نیز دوامی نخواهد داشت. دولت تلاش میکند با این حیل، رضایت ملت را به خارجیها بقبولاند تا شاید رسمیت مشروطیت را باطل کنند. اما این تلاش موفق نخواهد شد، زیرا بازگشت امنیت در ایران از اقتدار شاه و این مجلس خارج است و ملت هرگز حقوق خود را رها نخواهد کرد. همچنین، قدرت و آمادگی آذربایجان برای مقابله با دربار، مانع از موفقیت این دسیسه خواهد شد. مهمتر از همه، احکام و فتاوای مراجع مشروطهخواه است که نه کهنه میشود و نه قابل نسخ است و ملت از روی عقاید مذهبی پیرو این احکام الهی هستند. استبداد پس از دو سال مشروطیت، محال است دوباره در ایران حاکم شود. تاریخ انگلستان و تجربه چارلز اول نیز نشان میدهد که اداره کشور بدون پارلمان به زیان منجر میشود. با توجه به تقدیر الهی، آنچه تاکنون رخ داده، به قوت مشروطیت ایران افزوده و آنچه در آینده نیز پیش آید، بهتر خواهد بود. حتی اگر قدرتهای خارجی نیز مانع مشروطیت شوند، جز خذلان نتیجهای نخواهند گرفت. شواهد نشان میدهد که مجلس «قونسل آف استیت» نیز دوامی نخواهد داشت و دیر یا زود مجلس ملی دوباره افتتاح خواهد شد. روسها دشمن آزادی و ترقی ایران هستند و انگلیسیها نیز مایلند این مجلس را تقویت کنند تا مناقشات داخلی ایران را دفع کنند، اما این تلاشها نیز بینتیجه خواهد بود. بیکفایتی شاه و مستبدین بر همگان آشکار شده و اعضای این مجلس نیز بیکفایتی خود را نشان خواهند داد. رفتن سفیر عثمانی از تهران نیز از نکات سیاسی مهم است و نشان میدهد که اگر روسها به آذربایجان قشون بفرستند، عثمانی نیز چنین خواهد کرد. ایرانیان باید منافع خود را بشناسند و از همراهی با بیگانگان دست بردارند و روابط خود را با عثمانی و آلمان افزایش دهند، بدون اینکه روابط با روس و انگلیس را قطع کنند.
عدم صلاحیت نیروهای اشغالگر برای تعیین اعضای مجلس تدوین قانون اساسی عراق و عدم قبول آن
در پاسخ به استفتائی درباره طرح نیروهای اشغالگر برای تشکیل مجلسی جهت تدوین قانون اساسی عراق، اعلام میشود که نیروهای اشغالگر صلاحیت تعیین اعضای چنین مجلسی را ندارند. تأکید میشود که هیچ تضمینی وجود ندارد که قانون اساسی تدوین شده توسط چنین مجلسی، با مصالح عالی و هویت ملی مردم عراق، که دین اسلام از پایههای اساسی آن است، همسو باشد. بنابراین، طرح مذکور از اساس مردود است و لازم است ابتدا انتخابات عمومی برگزار شود تا مردم نمایندگان خود را برای تدوین قانون اساسی انتخاب کنند و سپس قانون اساسی تدوین شده به رفراندوم عمومی گذاشته شود. در پایان، از مؤمنان خواسته میشود که برای تحقق این امر مهم تلاش و مشارکت کنند.

درخواست اعلام مجدد مشروطیت در کشور و گشایش مجدد مجلس شورا و عفو عمومی
درخواست میشود که فرمان حکومتی برای بازگرداندن مشروطیت، تأسیس مجدد مجلس شورای ملی و انتخاب نمایندگان صادر شود. این فرمان باید به تمام نقاط کشور ابلاغ گردد تا خطرات موجود برطرف شود. همچنین، عفو عمومی شامل حال تمام مردم خواهد شد. در ادامه، به پافشاری و لجاجت طرف مقابل اشاره شده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
بیان درخواستهای سیاسی ـ اجتماعی گروه اجتماعیون ـ عامیون قفقاز
این متن، خلاصهای از درخواستهای گروه اجتماعیون - عامیون قفقاز و انجمنهای ایروان، تفلیس و بادکوبه را به مجلس شورای ملی ارائه میدهد. در ابتدا، نویسنده به تأکید مجدد این گروهها بر طرح مطالباتشان اشاره میکند و سپس به دلیل اهمیت موضوع، این درخواستها را به مجلس عرضه میدارد. محور اصلی مطالبات شامل حق انتخاب وکیل برای مجاهدین قفقاز، اجرای مساوی قانون اساسی، آزادی قلم، مطبوعات، گفتار و اجتماع، عدم تعرض پلیس به اشخاص بدون اثبات تقصیر، آزادی اعتصاب کارگران، حق انتخاب وکلای مجلس برای عموم طبقات، حذف واسطه بین شاه و رعایا جز مجلس، تغییر حکام مستبد، تشکیل قشون ملی، تقسیم خالصجات دولتی به رعیت، تأسیس مدارس جدید و عمومی، مسئولیتپذیری هیئت وزرا در برابر مجلس و ورود مالیات دیوانی به خزانه دولت است. هدف نهایی، رساندن این مطالبات به نظر وکلای مجلس است.
مقاصد مستبدان
متن با لحنی تند و انتقادی، مستبدان را مورد خطاب قرار میدهد و اعمال ظالمانه و جاهلانه آنها را نکوهش میکند. در ادامه، به حاکمان و نظامیان مستبد هشدار میدهد که از ظلم و ستم به مردم، غارت اموال و شکنجه بیگناهان دست بردارند و به جای آن، به وظایف خود عمل کنند. در پایان، با اشاره به اینکه مردم حقوق خود را با تمسک به قرآن حفظ کردهاند، به مستبدان گوشزد میکند که جایگاه علما و پیشوایان دین را درک کنند و از دینفروشی و مخالفت با حجج اسلام بپرهیزند. متن با نقل قولهایی از قطبالعرفا شیخ شفیعا در باب نصیحت، موعظه و پند به پایان میرسد.