لزوم ایجاد امنیت در فارس
این تلگراف در پاسخ به تلگرافی از شیراز، به بررسی وضعیت ناامنی در فارس میپردازد. در ابتدا، پذیرش دروغها و اقدامات اشرار را عامل اصلی جرأت یافتن آنها به اعمال فجیع میداند. سپس، بر وجوب آزادسازی نوامیس اسلامیه، بازگرداندن اموال غارتشده، حفظ شهرها و راهها از اغتشاشات و بازپسگیری اموال حاصل از راهزنیها تأکید میکند. در ادامه، از صولتالدوله و ایل قشقایی میخواهد که نهایت تلاش خود را برای برقراری امنیت به کار گیرند و از اینکه ایالت فارس مردم را از خود مأیوس کرده، ابراز تعجب میکند. در پایان، از مخاطبان میخواهد که آنچه را وظیفه خود میدانند، در اجرای مفاد دستخط مبارک به منصه ظهور برسانند و این سؤال را مطرح میکند که آیا سزاوار است مضامین این دستخط تلگرافی اجرا نشود.


تشویق به اتحاد و پرهیز از پراکندگی
متن با اشاره به گذشتهای آغاز میشود که مردم به توصیههای علما برای اتحاد بیتوجه بودند و آن را به اغراض شخصی نسبت میدادند. در ادامه، بر لزوم اتحاد و اتفاق در شرایط کنونی تأکید شده و اقدامات علما در راستای منافع عمومی و رفاه برادران مذهبی توصیف میشود. نویسنده با بیان اینکه استقرار مشروطیت برای علما ضرر شخصی دارد اما به نفع عموم است، مردم را به غیرت و حمیت فرا میخواند و از بیتفاوتی آنها انتقاد میکند. سپس با ذکر مثالی از جنگ روس و ژاپن، اهمیت ملیت و اتحاد را در پیشبرد اهداف ملی گوشزد میکند و در پایان، از تجار، اشراف، طلاب و کسبه اصفهان میخواهد که از علما حمایت کرده و از ایجاد تفرقه و نفاق بپرهیزند، زیرا شرایط امروز با گذشته متفاوت است و عدم اظهار نظر در امور سیاسی به حیات ملی آسیب میرساند.
درخواست عزل رئیس گمرکات آذربایجان از محمدعلی شاه قاجار
متن با تقدیم به محمدعلی شاه قاجار و از طریق صدر اعظم آغاز میشود. در این نامه، میرزا محسن مجتهد تبریزی به نمایندگی از کارکنان مسلمان گمرک و پست، از تعدیات و توهینات مذهبی رؤسای فرنگی گمرک آذربایجان شکایت میکند. او بیان میدارد که کارکنان تا زمانی که یک رئیس ایرانی منصوب نشود، از کار خودداری خواهند کرد و حتی حضور یک بازرس فرنگی در صورت لزوم بلامانع است. در پایان، نویسنده از شاه میخواهد که به عنوان حافظ اسلام، مسلمانان را مأیوس نکند و اجازه تسلط کفار و توهین به اسلام را ندهد.
محکومیت انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری به روند مجلس شورا و مشروطه
این بیانیه با لحنی تند و اعتراضی، به تلگرافی از شیخ فضلالله نوری و حامیان استبداد واکنش نشان میدهد. در ابتدا، تلگراف مذکور را مایه حیرت و شق عصای مسلمین دانسته و آن را مخالف اوامر حججالاسلام میخواند. سپس، با طرح پرسشهایی رتوریک، به انتقاد از بیشرمی و مردمفریبی مخالفان مشروطه میپردازد و از آنها میخواهد که دست از سر مسلمانان بردارند. در پایان، با قسم به مقدسات، بر عزم راسخ خود برای ترویج مشروطیت و تقویت مجلس شورای ملی تأکید کرده و تهدید به ریشهکن کردن مخالفان میکند. این بیانیه به امضای انجمنهای مختلف کرمانشاه رسیده است.
نهی شدید از مخالفت با نمایندگان مجلس شورا
این نامه در پاسخ به تلگراف سید جمالالدین افجهای، مخالفت با مشروطیت را مخالفت با شرع انور و موجب ناراحتی شدید میداند. هدف اصلی را حفظ جان، مال و آبروی مسلمانان، تقویت ملت و دولت و بهبود وضعیت مردم عنوان میکند. تأکید میشود که وکلای مجلس تمام تلاش خود را برای اجرای این اهداف و رفع ظلم به کار میبرند و این اقدامات شرعاً و عقلاً واجب است. در نتیجه، مخالفت با نمایندگان مجلس را مخالفت با شریعت مطهره دانسته و دفع و تبعید مخالفان را ضروری میشمارد و به نصرت الهی در این راه امیدواری میدهد.

اندرز به محمد علی شاه قاجار در جهت پیشرفت و استقلال کشور و جلوگیری از دخالت قدرتهای خارجی
این نامه با تأکید بر لزوم حفظ شریعت و برقراری قوانین اسلامی آغاز میشود و به محمدعلی شاه توصیه میکند که معلم دینی برگزیند و به واجبات الهی عمل کند تا حاکمیتش دوام یابد. در ادامه، از همنشینی با دنیاپرستان برحذر میدارد و بر لزوم تلاش برای پیشرفت میهن، ساماندهی امور مملکت، پرورش ملت و ترویج صنایع داخلی مانند ریسندگی و بافندگی تأکید میکند. سپس به گسترش علوم و صنایع جدید اشاره کرده و آن را راهی برای پیشرفت ملتها میداند و عقبماندگی کنونی ایران را نتیجه بیتوجهی به این امور و علاقه به صنایع بیگانگان میداند. در بخش بعدی، از دخالت بیگانگان برحذر میدارد و ریشههای فتنهانگیز آنها را عامل مصیبتها معرفی میکند. سپس به اهمیت گسترش عدالت و برابری اشاره کرده و بر اجرای احکام شرعی برای همگان تأکید میکند. در پایان، به محبت به ملت و جلب دلهای آنان توصیه میکند و مطالعه تاریخ پادشاهان گذشته را برای درسآموزی در جهت استقلال و پیشرفت ضروری میداند و به محمدعلی شاه توصیه میکند که از راه پادشاهان غرق در لذتهای دنیوی دوری کرده و راه پادشاهان تلاشگر در جهت آموزش و پرورش ملت و گسترش دانش را برگزیند و مقام دانش و دانشمندان را گرامی بدارد.

ناسازگاری مشروطیت با اسلام و تحریم آن
اعلام حمایت و ایثار و فداکاری در راه استقرار مشروطیت
این تلگراف با ابراز حمایت از مجلس شورای ملی آغاز میشود و تأکید میکند که تقویت این مجلس به منزله احیای آثار اسلام است. نویسندگان، مخالفان مجلس، از جمله شیخ فضلالله نوری را مطرود و مخرب اساس اسلام میدانند و خدمات مجاهدین در تهران را گواه این مدعا میآورند. در ادامه، بقا یا نابودی مجلس را معادل بقا یا نابودی اسلام دانسته و اعلام میکنند که با تمام وجود و تا آخرین قطره خون از مجلس حمایت کرده و با مخالفان و مستبدین مبارزه خواهند کرد. در پایان، به تلگراف ارسالی به علمای عتبات عالیات اشاره شده و با استناد به آیه قرآن، از عدم نگرانی نسبت به وسوسههای مخالفان سخن به میان میآید و برای توفیق در پیروی از هدایت دعا میشود.
برانگیختن ایرانیان بر ضد قرارداد 1907
این شعر با لحنی حماسی و پرسشگرانه آغاز میشود و ایرانیان را به دلیل بیتفاوتی و غفلت در برابر ظلم و از دست دادن شرف و آزادی مورد سرزنش قرار میدهد. در ادامه، به معاهده ۱۹۰۷ روس و انگلیس اشاره میکند و این دو کشور را به ترتیب به عنوان «یار عربدهجو» (روسیه) و «حریف عهدشکن» (انگلیس) معرفی میکند که با حیلهگری و فریب، ایران را به ورطه نابودی کشاندهاند. شعر با انتقاد از کسانی که به جای مقاومت، تسلیم شدهاند، ادامه مییابد و بر اهمیت اتحاد، غیرت ملی و عشق به وطن تأکید میکند. در پایان، با استعارههایی از بیغیرتی و ناتوانی، به ایرانیان هشدار میدهد که از خواب غفلت بیدار شوند و برای حفظ استقلال و هویت خود تلاش کنند.
درخواست از علمای اصفهان جهت حفظ آرامش
این نامه با ابراز نگرانی از وقایع تهران و اقدامات برخی افراد که منجر به نتایج نامطلوب شده، آغاز میشود. سپس بر وظیفه علمای اعلام در آرام کردن مردم و رفع فتنهها تأکید میکند تا مفسدین نتوانند اهداف خود را به گونهای دیگر جلوه دهند و اساس شورای ملی را تخریب کنند. در ادامه، به تلاش مغرضین برای تخریب این اساس از طریق بلوا اشاره شده و فتنه اخیر اصفهان را ناخوشایند توصیف میکند. در پایان، نویسنده حفظ شئونات علما را وظیفه خود دانسته و از علمای اصفهان میخواهد که برای آرام کردن مردم و رفع فتنه اقدام فوری کنند تا تخریبکنندگان شرع نتوانند بهانهای برای توهین به دست آورند و انتظار رفع غائله را از آنان دارد.

حمایت از تولیدات داخلی
متن با تأکید بر لزوم و حتمیت رفع نیاز از محصولات خارجی آغاز میشود. در ادامه، به تفصیل به انواع کالاهای مصرفی از جمله لباس، فرش، مبلمان، ابزار و لوازم خرازی اشاره شده و بر استفاده از تولیدات داخلی، حتی با قیمت بالاتر یا کیفیت پایینتر، تأکید میشود. این رویکرد را به عنوان یک اقتصاد ملی و راهی برای جلوگیری از خروج سرمایه از کشور معرفی میکند. سپس، با طرح این پرسش که چگونه یک ملت مستقل میتواند در امور معیشتی خود به بیگانگان محتاج باشد، به نقد وابستگی به خارج میپردازد. در پایان، از طبقات مختلف جامعه از جمله علما، تجار و دولتمردان میخواهد که با عهد و قسم، متعهد شوند که تا حد امکان از کالاهای داخلی استفاده کرده و به تدریج نیاز به محصولات خارجی را به طور کامل از بین ببرند و به داراییهای ملی افتخار کنند.

اظهار عدم رضایت و تنفر نسبت به حضور نیروهای اشغالگر روس و انگلیس در کشور به وزرای مختار دول اروپایی و عثمانی
تلگرافی از سوی علمای فارس به وزرای مختار دول اروپایی و عثمانی ارسال شده است. این تلگراف با اشاره به چهار سال تلاش ملت ایران برای پیشرفت و حفظ قوانین مذهبی و حمایت از جان و مال اتباع خارجی، به اقدامات تحریکآمیز مأمورین دولت روسیه اشاره میکند که احساسات اسلامی را برانگیخته است. در ادامه، دو درخواست اصلی مطرح میشود: اول، خروج فوری نیروهای روسی از شمال ایران که یک سال و نیم است آنجا را اشغال کردهاند و با وجود برقراری امنیت، هنوز خارج نشدهاند. دوم، ابراز ناامیدی از یادداشت دولت انگلیس که با ادعای حمایت از آزادی بشر، به جای حمایت از مسلمانان، اقداماتی انجام داده که موجب نگرانی است. در پایان، اهالی فارس عدم رضایت و تنفر شدید خود را از حضور نیروهای روسی و یادداشت دولت انگلیس اعلام کرده و منتظر اجرای خواستههای خود هستند.
ارائه کمک مالی هیأت علمیه نجف به دولت
متن با اشاره به وظیفه ذاتی ملت در یاری رساندن به امور کشور آغاز میشود. سپس به نقش هیئت علمیه در جمعآوری کمکهای مالی برای رفع نواقص ملی اشاره میکند و از ایثار آنان در این زمینه قدردانی مینماید. در پایان، سه برات تجارتی به مبلغ یکصد و بیست و هفت تومان و هفت هزار و پنج شاهی به عنوان کمک مالی تقدیم شده و وصول آن مورد انتظار است. متن با دعای خیر برای استمرار عدالتخواهی به پایان میرسد.
هشدار به دولت و مجلس نسبت به چشمپوشی از کشف منافع فردی و جارهاندیشی برای مسائل کلان و مبرم کشور و خروج قوای اشغالگر روس
متن با اشاره به پیروزی جنبش مشروطه و سرنگونی استبداد به دلیل خلوص نیت و بیطمعی رهبران اولیه آغاز میشود. سپس به این نکته میپردازد که چگونه طمع و منافع شخصی میتواند منجر به ذلت و شکست شود و برای اثبات این مدعا، به آیه قرآنی «عَزّ مَن قَنَعَ، ذَلَّ مَن طَمَعَ» و واقعه جنگ احد اشاره میکند که چگونه طمع عدهای از مسلمانان به غنیمت، باعث شکست و آسیب به پیامبر شد. در ادامه، به وضعیت کنونی کشور میپردازد و از اینکه مجاهدان راه آزادی پس از شانزده ماه نتوانستهاند اغتشاشات را رفع کنند، ابراز تعجب میکند و علت آن را طمعورزی و منافع شخصی سیاستمداران میداند. متن به نامه مراجع نجف اشاره میکند که به رهبران مشروطه هشدار دادهاند تا زمانی که از منافع شخصی خود نگذرند، به مقصود نخواهند رسید و ملت را به اسارت خواهند کشاند. در پایان، ملت ایران را خطاب قرار میدهد و از آنها میخواهد که با اتحاد و غیرت، برای اخراج قوای اشغالگر روس و جلوگیری از دخالت انگلیس در جنوب کشور اقدام کنند و به مسئولانی که مشغول منافع شخصی خود هستند، اعتماد نکنند.
حدود وظایف و اختیارات مجتهدان عادل و نمایندگان مجلس
متن با استناد به آیه قرآن، بر عدم حق مداخله مجلس شورا در احکام الهی تأکید میکند و قانونگذار را نیازمند علم به مصالح و مفاسد، عدالت و رأفت میداند که این صفات تنها در ذات خداوند و به موهبت او در انبیا و ائمه وجود دارد. در ادامه، به این نتیجه میرسد که هیچکس حق مداخله در احکام الهی را ندارد و وکلای مجلس نیز نمیتوانند در اموری که موکلشان (مردم) حق مداخله ندارند، دخالت کنند. متن به مفاسد ناشی از تغییر فروع دین توسط افراد غیرصالح اشاره کرده و خواستار آن است که قوانین جاریه در مملکت اسلامی مطابق فتوای مجتهدین عادل باشد و دولت و اجزای آن تنها مجری احکام صادره از مجتهدین باشند. در پایان، از حامیان قرآن و اسلام، روحانیون و مسلمانان میخواهد که دست دشمنان را از ظلم به قرآن کوتاه کرده و صاحبان جرایدی که مروج اخلاق حیوانی و شیطانی هستند و آزادیطلبان را که مانند دیوانگان عمل میکنند، محدود سازند، زیرا حاکمی که حکمش مطلق و بدون قید باشد، دیوانه است.
وجوب دفاع همه مسلمانان با جان و مال از سرزمینهای اسلامی در برابر استعمارگران اروپایی
متن با طرح یک استفتاء شرعی آغاز میشود که در آن از علمای دین درباره تکلیف مسلمانان در برابر هجوم دولتهای کفار به ممالک اسلامی و اقدامات آنها از قبیل غارت اموال، قتل و اسارت زنان سؤال شده است. در ادامه، میرزا محمدتقی شیرازی با صدور فتوایی، بر وجوب دفاع از حرم خدا، رسول و ائمه اطهار و همچنین بلاد و نفوس مسلمین در برابر کفار تأکید میکند و این وظیفه را بر عهده عشایر، ایلات و عموم مسلمانان میداند. سپس شیخالشریعه اصفهانی با استناد به اجماع علمای مذاهب مختلف اسلامی و آیه ۶۰ سوره انفال، بر لزوم بذل جهد و تلاش هر مسلمان قادر در دفاع از بلاد اسلامی و شکستن هیبت دشمنان دین تأکید میکند. او مسلمانان را به بیداری از غفلت فرا میخواند و نسبت به عواقب تسلط کفار بر دین، مساجد، مردان، زنان و اطفال مسلمانان هشدار میدهد و از آنها میخواهد که برای حفظ شرف و استقلال خود تلاش کنند.


چاره جویی از علمای اصفهان برای رهایی علمای شیراز
این تلگراف به علمای اصفهان، وضعیت اسفناک علمای شیراز، از جمله میرزا ابراهیم محلاتی، را گزارش میدهد که توسط تفنگچیان قوامالملک محصور و زندانی شدهاند. نویسندگان با اشاره به محال بودن اصلاح اوضاع، از علمای اصفهان میخواهند که با همراهی یکدیگر، دولت را برای رفع شرّ این افراد تحت فشار قرار دهند و تأکید میکنند که مردم شیراز حتی با کشته شدن نیز از مطالبه خود دست برنخواهند داشت.
رفع اختلافات و دودستگى، ترک جنگهاى خانگى و تلاش براى حفظ استقلال کشور
این نامه با اشاره به انتخاب ناصرالملک به نیابت سلطنت، ابراز امیدواری میکند که با حضور ایشان، مفاسد موجود اصلاح شود. در ادامه، بر لزوم اتحاد علما، امرا و ملت با دولت و مجلس برای حفظ دیانت اسلامی و استقلال کشور تأکید شده است. نامه هشدار میدهد که تفرقه و اختلاف، تنها به تضعیف قوای ملی و از دست رفتن وطن اسلامی منجر خواهد شد و از مخاطبان میخواهد که با رفع دودستگیها، راه را بر بهانهجویی بیگانگان ببندند. در پایان، هیئت علمیه تهران آمادگی خود را برای هرگونه اقدام اصلاحی اعلام کرده و از مخاطبان میخواهد که با اقدامات عاجل، وضعیت را قبل از فوت فرصت اصلاح کنند، زیرا بقای مملکت در گرو اوامر حضرات آیات است.


اظهار ناراحتی و نگرانی از رویکرد ضد دینی مشروطهخواهان و روزنامهنگاران
این نامه با تقدیم ادعیه و تشکر از تلاشها، به نکتهای مهم برای سیاسیون دیندار اشاره میکند. هدف از تلاشهای علما، مجاهدین و مردم برای مشروطه، احیای دین و جلوگیری از اضمحلال آن در برابر بیدینی و خیانت حکام بود. این تلاشها منجر به قلع و قمع استبداد و تدوین قانون اساسی شد و امید میرود که با همت عقلا و وکلا، امور کشور منظم و احکام شرع اجرا شود. در ادامه، به نقش مهم جراید در آگاهیبخشی مردم اشاره میشود، اما با تعجب از اینکه برخی روزنامهها به جای ترویج اهداف مشروطه، به طعن بر پیامبر، دعوت به مسیحیت، ترویج بیحجابی و فروش مشروب میپردازند. در پایان، از روزنامهنگاران خواسته میشود که از روشهای صحیح روزنامهنگاری خارجی الگو بگیرند، اخبار مفید را منتشر و مضر را کتمان کنند و به اتحاد و اخلاق حسنه دعوت نمایند. همچنین از اداره روزنامه مجلس درخواست میشود که این مطالب را در هر شماره درج کرده و در صورت مشاهده مطالب منافی با آبروی دولت و ملت، به صاحب جریده اخطار کند تا از بروز فساد و تفرقه جلوگیری شود.
معنای وطن و لزوم اتحاد دولتها و ملتهای مسلمان در برابر دشمنان
متن با طرح پرسش «وطن یعنی چه؟» آغاز میشود و به تفاوت درک افراد از مفهوم وطن در مراحل مختلف زندگی اشاره میکند. از دیدگاه کودک سه ساله که چهار آجر را وطن میداند تا فردی که شهر یا مملکت خود را وطن میشمارد و در نهایت به اشتباهات ناشی از این درک محدود از وطن میپردازد که منجر به جنگ و خونریزی شده است. سپس، با استناد به آیات قرآن، کره زمین را وطن مقدس نوع انسان معرفی میکند و بر لزوم اتحاد و برادری تأکید میورزد. در ادامه، به نقش پیامبران در دعوت به وحدانیت خدا و اخلاق نیکو برای ایجاد اتحاد اشاره میکند و قوانین اسلامی مانند خمس و جهاد را ابزارهایی برای حفظ استقلال و قدرت جامعه اسلامی برمیشمارد. در بخش دوم، به اهمیت قانون «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه» میپردازد و آن را اساس ترقی و تمدن میداند. نویسنده با نقد قوانین بشری که نتوانستهاند اتحاد واقعی را ایجاد کنند، شریعت اسلام را تنها راه رسیدن به اتحاد و ترقی معرفی میکند. در پایان، با اشاره به وضعیت مسلمانان در جهان، بر لزوم اتحاد اسلامی و رفع اختلافات موهوم تأکید میکند و از علما و آیات عظام میخواهد که برای تحقق این هدف تلاش کنند.
حفظ وحدت کلمه و ایستادگی در برابر تجاوزات روسیه
این تلگرام با اشاره به عدم دریافت تلگراف وعده داده شده از جَزّ، طرح اجتماع علما در قم را بهترین نقشه برای حفظ دین و وطن اسلامی میداند و بر اهمیت اتحاد کلمه برای حفظ استقلال کشور تاکید میکند. سپس به وضعیت انقلابی نجف اشرف به دلیل اخبار مربوط به رفتار اجنبیها در مشهد و تبریز و همچنین انتشار معاهده جدید مملکتفروشانه اشاره میکند. در پایان، از عموم مسلمانان میخواهد که با حفظ اتحاد کلمه و عدم تمکین از معاهده شوم جدید، برای حفظ استقلال وطن اسلامی تا پای جان ایستادگی کرده و منتظر اعلام تکلیف از سوی علمای شریعت باشند.


اعلام آمادگی مردم اصفهان برای مقابله با تجاوزات عثمانی و اکراد شورشی
این نامه با اشاره به سکوت مردم در قضیه ارومیه به دلیل انتظار از مذاکرات مجلس، از هیجان عمومی و تعطیلی انجمنها به دلیل عدم حصول نتیجه خبر میدهد. سپس، با تأکید بر غیرقابل کنترل بودن این هیجان، پیشنهاد میشود که به تمام دولتهای جهان اخطار داده شود و بر اساس آیه شریفه «وَ اِنْ طائِفَتان مِنَ الْمُؤْمِنِینَ افْتَتَلُوا»، حکم دفاع به تمام مسلمانان صادر گردد. در پایان، آمادگی علما و مردم برای اطاعت و فداکاری با جان و مال اعلام شده و درخواست میشود در صورت وجود تدبیر دیگر، ملت از آن مطلع شود تا اطمینان حاصل کند.
اخراج قوای روسیه از کشور بنا بر تقاضای مردم
این نامه با خطاب به آقا ابوالقاسم شیروانی و در پاسخ به تلگراف قونسول، به وعده خروج نیروهای روسیه از ایران اشاره میکند. نویسنده با استناد به این وعده و تأکید بر تأمین امنیت در ایران و درخواست عمومی مردم برای خروج نیروها، از وزرای دولت ایران میخواهد که بر اساس روابط دوستانه بین دو کشور، خروج نیروهای روسیه را مطالبه کنند.

دعوت از علمای نیشابور جهت مخالفت با عملکرد غیر اسلامی مجلس شورا
این نامه با اشاره به وضعیت نامطلوب مجلس شورا و تبعیت آن از اصول غربی، به ظهور مذاهب باطله و تسلط فرقههای ضاله اشاره میکند که اساس دین و دنیا را متزلزل ساخته است. نویسندگان بیان میکنند که تلاشهایشان برای تشکیل مجلس محاکمه و تطبیق قوانین با شرع مطهر بینتیجه مانده و مجلس از تأمین آسایش مردم و امنیت کشور سر باز زده است. در ادامه، هیئت علما، طلاب و مؤمنین را آماده فداکاری برای حفظ شرع شریف و وفای به عهد الهی معرفی میکند و از مخاطبان میخواهد که به مسئولیت الهی خود در قبال این وضعیت آشفته و ناامنی فزاینده در کشور عمل کنند. در پایان، از مخاطبان درخواست میشود که برای نصرت دین خدا و بنا نهادن مجلس بر شالوده شرعی و انتخاب افراد دیندار و خداشناس همت گمارند تا آسایش مردم فراهم شده و بتوانند در روز قیامت پاسخگوی خداوند باشند.

اهمیت تطبیق قانون اساسی با قوانین شرع
متن با تأکید بر هویت اسلامی مردم و لزوم تبعیت از قانون مقدس اسلام آغاز میشود. در ادامه، به اهمیت قانون اساسی به عنوان چارچوب اداره کشور اشاره شده و بر ضرورت بررسی دقیق فصول و مواد آن توسط علمای اسلام تأکید میگردد. بیان میشود که حتی با وجود فداکاریهای بسیار، نباید اجازه داد قانونی بدون تطبیق و تحقیق شرعی به اجرا درآید. در پایان، از علمای اسلام درخواست میشود که هرچه سریعتر به بررسی و تکمیل این نظامنامه بپردازند.
اخذ علم و تمدن جدید و نفی تقلید
متن با تأکید بر اهمیت مقصد و نتیجه هر عمل آغاز میشود و بیان میکند که ارزش هر کاری به غایت آن بستگی دارد. سپس به بررسی اهداف مختلف در نهضت مشروطیت میپردازد و مقاصد صحیح را که شامل حفظ اسلام، تأیید حوزه اسلامیان و استقلال مملکت است، از مقاصد فاسد که به دنبال حریت مطلقه و اشاعه فحشا هستند، تفکیک میکند. در ادامه، بر لزوم اتحاد کلمه و توحید مقصد برای آبادی مملکت و تقویت جامعه اسلامی تأکید میکند و مسلمانان را به تأسیس تمدن بر مبانی اسلامی و رعایت اصول مساوات فرا میخواند. در پایان، بیان میکند که راه رسیدن به تمدن و ترقی، پیروی از تعالیم اسلام و ائمه هدی (ع) است و تقلید کورکورانه از غرب، منجر به ذلت دنیوی و اخروی خواهد شد و مجله الغری را به تبیین این مسیر دعوت میکند.
اعلام عدم انجام مراسم نوروز، در اعتراض به حضور قوای روسیه در شمال کشور
این تلگراف به دلیل حضور قوای بیگانه و نارضایتی عمومی، از علمای اعلام، تجار و اصناف در شهرهای مختلف ایران میخواهد که در اعتراض به این وضعیت، مراسم عید نوروز را برگزار نکنند. هدف از این اقدام، نشان دادن اعتراض ملی به جهانیان است و از همه طبقات خواسته میشود که در این امر مهم همکاری کنند.


پرهیز شدید از بدنام کردن و دلسرد نمودن مجاهدان واقعی مشروطیت
متن با خطاب به مدیران جراید آغاز میشود و به انتقاد از بدنام کردن و متهم ساختن بزرگان و مجاهدان مشروطیت میپردازد که با جان و مال خود در راه استقلال وطن فداکاری کردهاند. سپس به این نکته اشاره میکند که این اقدامات باعث دلسردی و پشیمانی وطندوستان میشود و از عدم حمایت از خانوادههای شهدا گلایه میکند. در ادامه، به وضعیت کنونی کشور پس از مشروطیت اشاره میکند که همچون طفلی شیرین نیازمند دایه است و نباید اشخاصی که به منزله دایه هستند، رنجانده شوند. به عنوان نمونه، از آیتالله نورالله ثقهالاسلام اصفهانی نام میبرد و خدمات او در دوران استبداد صغیر و همکاری با خوانین بختیاری را یادآور میشود و اتهامات ناروا علیه او را رد میکند. در پایان، از جراید میخواهد که از درج مطالب غرضورزانه و کذب پرهیز کنند، زیرا این کار باعث دلسردی بزرگان و طبیبان جامعه میشود و کشور را نیازمند طبیب خارجی خواهد کرد. همچنین بر اهمیت معارف و علم برای پیشرفت ملت تأکید میکند.
علل دروغ برداریها و هفت حرمت میرزا محمدحسن بله بلده باکوبه
متن با ابراز نگرانی از انتشار سؤالی در جریده مجلس آغاز میشود که به هتک حرمت میرزا محمدرحیم بلبله بادکوبه، از علمای مشروطهخواه، میپردازد. در ادامه، به سابقه تشکیل هیئت علمیه نجف و اختلافات داخلی آن پس از ورود امام جمعه تهران اشاره شده و بیان میشود که پس از استعفای بسیاری از اعضا، مهر هیئت در دست افراد مغرض باقی مانده است. سپس، به تلاشهای این گروه برای تخریب وجهه آقای بادکوبه، از جمله متهم کردن او به جاسوسی برای روسها، پرداخته میشود و اقدامات ملی و مشروطهخواهانه ایشان در ایران و قفقاز، از جمله تأسیس مکتب علوی و قرائتخانه، حمایت از اتحاد اسلامی و اعتراض به ورود قشون روس، برشمرده میشود. در پایان، از مدیر روزنامه خیرالکلام درخواست تکذیب این اتهامات شده و روزنامه نیز با تأیید دریافت نامههای مشابه و فتوتیپهایی از تمجید علما از آقای بادکوبه، بر بیاساس بودن اتهامات تأکید میکند و از آیات عظام برای رفع این اختلافات و حفظ وحدت استمداد میطلبد.
گزارش قتل و غارت ناامنی های اشرار در شیراز
این گزارش با اشاره به فتنه فارس و گرفتاری مردم، به عدم همراهی مخاطب در گذشته اشاره میکند. سپس به تفصیل به فساد، ترک واجبات، استهزا به ائمه اطهار و اقدامات تخریبی «معتمد دیوان» در شیراز میپردازد. این اقدامات شامل تیراندازی در شهر، اهانت به مردم، غارت خانهها و قتل بیگناهان است. در ادامه، به صدور حکم ارتداد معتمد دیوان توسط آیتالله آمیرزا ابراهیم و تأیید آن توسط علمای دیگر اشاره میشود. در پایان، نویسندگان از تلاش سید اسدالله جهرمی برای ایجاد شبهه در حکم ارتداد و جلب حمایت مخاطب برای حفظ وحدت مسلمین و جلوگیری از تفرقه سخن میگویند.
درخواست از حوزههای علمیه به منظور معرفی بیست نفر از مجتهدین واجد شرایط جهت نظارت بر مصوبات مجلس شورا
درخواستی از حوزههای علمیه تهران برای معرفی بیست نفر از مجتهدین عادل و آگاه به مقتضیات زمان، جهت نظارت بر مصوبات مجلس شورای ملی و جلوگیری از مغایرت آنها با شرع، مطرح شده است. این درخواست بر اساس فصل دوم متمم قانون اساسی است که بر لزوم حضور مجتهدین برای تأیید شرعی قوانین تأکید دارد. از حوزهها خواسته شده است افرادی را معرفی کنند که علاوه بر اوصاف مذکور، بیغرضی و مقبولیت عمومی داشته باشند تا در انجام وظیفه شرعی خود بصیرت کامل حاصل شود. این درخواست به سایر شهرهای مهم نیز ارسال شده و انتظار پاسخ از همه آنها میرود.


چالش در جهت تکمیل متمم قانون اساسی
این نامه با اشاره به وضعیت آشفته و هیجانزده شهر، از جمله حضور زنان و کودکان در مساجد، به مخاطبان خود وضعیت بیقراری مردم را گزارش میدهد. سپس، با ابراز تأسف از تلگراف دریافتی از انجمن ملی تبریز، توضیح میدهد که با وجود کسالت، برای اصلاح و تکمیل متمم قانون اساسی به عمارت بهارستان رفتهاند تا مردم آرامش یابند. در پایان، از مخاطبان خواسته میشود که در آرام کردن مردم و جلب اطمینان آنها کوتاهی نکنند.


شرح فعالیتهای علمای قزوین در موافقت و مخالفت با مشروطه
نامهای به سید جمالالدین واعظ اصفهانی، با اشاره به آیه ۱۲ سوره حجرات، از وضعیت قزوین و فعالیتهای یک روحانی مخالف مشروطه گزارش میدهد. این روحانی متهم به سوءاستفاده از موقوفات، ایجاد نزاعهای فرقهای (حیدری-نعمتی) و اخلال در انتخابات وکلا با دریافت رشوه است. همچنین، او با حاکم ظالم قزوین متحد شده و مجلس بلدی را بابی و اراذل خطاب کرده است. در مقابل، از تلاشهای حاج شیخالاسلام و فرزندش آقا میرزا حسن در حمایت از مشروطه، تأسیس مجلس بلدی، تشویق مردم به اتحاد و کمکهای مالی فراوان به نهضت مشروطه و مجاهدین قزوین تمجید میشود. در پایان، از مخاطب درخواست میشود تا با ارسال دستخطی، انجمن مجاهدین و حاج شیخالاسلام و فرزندش را تأیید و تشویق کند.
درخواست از شیخ محمد واعظ برای تبیین هدف علما: رفع ظلم و برقراری عدل
نامه با دعای خیر برای شیخ محمد واعظ آغاز میشود و از تلاشهای او در اعتلای اسلام و مبارزه با ظلم و استبداد قدردانی میکند. در ادامه، از شیخ محمد واعظ درخواست میشود که در ایام شعبان و رمضان، به عموم مردم تبیین کند که هدف علما از تلاشهایشان، آسودگی مردم، رفع ظلم، یاری مظلومان، اجرای احکام الهی، حفظ سرزمینهای اسلامی از تجاوز کفار و امر به معروف و نهی از منکر بوده است. نامه با این امید به پایان میرسد که وزرا و وکلای منتخب با او همکاری کرده و مردم تهران از اوامر او اطاعت خواهند کرد.

تأکید بر توجه مجلس به احکام شرع
متن با طرح پرسشی درباره علت هیاهوی ایجاد شده در شهر آغاز میشود. سپس به این نکته اشاره میکند که هدف اصلی علمای اسلام از حمایت از مجلس، تقویت دین و اعتلای اسلام بوده و رفع ظلم و برقراری عدالت نیز از اهداف مطلوب است، اما حفظ استقلال و جایگاه شریعت از اهمیت بالاتری برخوردار است. در ادامه، هرگونه نسبت دادن امری مخالف شرع به مجلس را افترا و فساد دانسته و آن را به مخالفان مجلس نسبت میدهد. در پایان، تأکید میشود که اگرچه کشتار و ظلم فسق است، اما وضع قوانینی که موجب نقض احکام اسلام باشد، کفر صریح و غیرقابل تحمل است و اینگونه شایعات را تلاشی برای تضعیف جایگاه مجلس میداند.
اعتراض به قانون انتخابات
این نامه به مجلس شورای ملی، به قانون انتخابات اعتراض میکند. در ابتدا، به این نکته اشاره میشود که قانون انتخابات در زمان عدم حمایت دولت از مشروطیت و صرفاً برای آرام کردن مردم تدوین شده و دقت کافی در آن صورت نگرفته است. سپس، با اشاره به اینکه اصفهان و توابع آن با جمعیتی حدود هشتصد هزار نفر، باید هشت نماینده داشته باشند، اما تنها سه نماینده به آنها اختصاص داده شده، این وضعیت را غبن فاحش و ناعادلانه میخواند. در ادامه، با مقایسه اصفهان با یزد و کردستان که جمعیت کمتری دارند اما تعداد نمایندگان مشابهی به آنها اختصاص یافته، بر این نابرابری تأکید میشود. همچنین، به محرومیت بلوکهایی مانند فریدن از حق انتخاب نماینده، با وجود اهمیت و جمعیت زیادشان، اشاره میکند. در پایان، از مجلس درخواست میشود که پیش از قانونی شدن نهایی قانون انتخابات، آن را اصلاح کند تا حقوق اهالی اصفهان به طور کامل تأمین شود.
بطلان تصورات رژیم شاه و تحقق وعده الهی به پیروزی اسلام و تبریک ورود امام خمینی به کشور
متن با ابراز شکرگزاری به خداوند برای پیروزی مسلمانان در سرنگونی رژیم شاه آغاز میشود. این رژیم به مدت نیم قرن با اسلام ضدیت کرده و به احکام قرآن تجاوز نموده بود. نویسنده به ناتوانی استبدادگران و عوامل استعمار در پیشبینی قدرت ایمان و اتحاد ملت مسلمان اشاره میکند که منجر به بازپسگیری استقلال و حقوق از دست رفته شد. در ادامه، متن به نقش ارشادات علما و نویسندگان مسلمان در ایجاد انقلاب عظیم و بازگشت امام خمینی به کشور با احترام و استقبال اشاره دارد. سپس، با استناد به آیه قرآن، این پیروزی را نصرت الهی و نمایش نیروی اسلام و روحانیت میداند. در پایان، از ارتش خواسته میشود که به ملت بپیوندد و در تکمیل نهضت نقش ایفا کند تا نام ارتش در تاریخ به اسلامخواهی و حمایت از آزادی ثبت شود. متن با تبریک ورود امام خمینی و آرزوی عزت و نصرت برای اسلام و مسلمین به پایان میرسد.

هشدار به علمای تنکابن نسبت به مخالفت با مجلس شورا
متنی خطاب به علمای تنکابن و اهالی آنجا، هدف از تأسیس مجلس را رفع ظلم بیان میکند و از تبدیل آن به ابزار ظلم انتقاد میکند. در ادامه، به صراحت اعلام میشود که دولت از مجلس حمایت میکند و از مخاطبان میخواهد که از مخالفت دست بردارند، در غیر این صورت با مجازات سختی روبرو خواهند شد. همچنین تأکید میشود که به جز تهران، شهرهای دیگر حق تشکیل مجلس ندارند و وکلا باید طبق نظامنامه انتخاب شوند. در پایان، به عدم مداخله نویسنده در صورت ادامه شرارتها اشاره شده است.

اغتشاش و بی نظمی در تبریز
متن با توصیف وضعیت آشفته انجمن تبریز آغاز میشود که در آن اوباش و افراد نادان بر امور مسلط شده و عرصه را بر خردمندان تنگ کردهاند. این وضعیت به تحریک برخی وعاظ و عوام نسبت داده میشود که مردم را شوراندهاند و اکنون قادر به کنترل آنها نیستند. نویسنده اشاره میکند که سخنان بیاساس از دهان عوام خارج میشود و آنها در امور کشوری و مرزی دخالت میکنند، اما این هرج و مرج را بیارتباط با اصول مشروطه میداند. در ادامه، این وضعیت را اختلال و اغتشاش ناشی از اعمال جاهلان بوالهوس توصیف میکند و بر لزوم محدود کردن مظالم، رام کردن مردم، و محکم گرفتن شریعت تأکید میورزد. نویسنده در پایان اعلام میکند که به دلیل عدم توانایی در مقابله با این نوع کارها و افراد، خود را موقتاً کنار کشیده است و تنها زمانی که امور اصلاح شود، دوباره برای اصلاحگری حاضر خواهد بود.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست ابقای سالار مؤید به حکومت یزد
متن با تبریک به وزیر داخله و اشاره به معرفی سالار مؤید به حکومت یزد آغاز میشود. سپس به اهمیت نعمت امنیت و نقش سالار مؤید در برقراری آن در یزد اشاره میکند. در ادامه، با وجود اذعان به شایستگی سالار، از اقدامات سردار (حاکم فعلی) ابراز نارضایتی شده و درخواست میشود که سالار مؤید در سمت خود ابقا شود تا امنیت و رضایت عمومی حفظ گردد. در پایان، ابراز امیدواری میشود که مسئولین به این درخواست توجه کنند.
بی خبری از دانشهای جدید، علت جهل و عقبماندگی ایرانیان
متن با انتقاد از ضعفهای اخلاقی ایرانیان آغاز میشود و به پنهانکاری در برابر اعمال ناپسند و عدم پذیرش نقد اشاره میکند. سپس به مسئله انجمنهای مخفی و احزاب سیاسی میپردازد و لزوم شفافیت در دوران آزادی را مطرح میکند، اما در عین حال، بیان آشکار نقایص مسئولان را به دلیل تبعید و توقیف، دشوار میداند. در ادامه، به عدم رعایت قوانین در انتخابات وکلا، وزرا و حکام و همچنین عدم مجازات ظالمان و خائنان انتقاد میکند. نویسنده بر لزوم حفظ استقلال و آزادی، اتحاد و اتفاق برای پیشرفت کشور تأکید کرده و بیعملی مجلس در اصلاح امور و توقف قزاقان روس را نتیجه بیمبالاتی در انتخابات و اغراض شخصی میداند. همچنین، به مسئله برافراشتن بیرقهای خارجی توسط افراد عادی و شفاعت سفارت روس از اشرار اشاره کرده و آن را مغایر با قوانین و شأن کشور میداند. در پایان، بر اهمیت اصلاح قوانین وزارت معارف و تأسیس مدارس با برنامه واحد برای ریشهکن کردن بیعلمی و نادانی تأکید میکند و از وکلای مجلس میخواهد که به وظیفه خود در این زمینه عمل کنند، در غیر این صورت، نکبت و پریشانی دامنگیر ملت خواهد شد. متن با اشاره به بیتفاوتی مسئولان و مردم در برابر فساد و خیانت و لزوم عبرتگیری از وقایع تاریخی به پایان میرسد.
حالات و سلوك اجتماعی میرزای شیرازی
این متن به شرح زندگی، ویژگیهای شخصیتی و سلوک اجتماعی میرزا محمدحسن شیرازی میپردازد. در ابتدا، به توصیف ظاهر و عادات ایشان در سامرا، از جمله تدریس و روضهخوانی، پرداخته میشود. سپس، به دوران حضور ایشان در نجف و تمایلشان به انزوا و گوشهنشینی اشاره میشود که حتی منجر به اتهام تصوف از سوی برخی طلاب شد. در ادامه، علت مهاجرت میرزا از نجف به سامرا توضیح داده میشود که به دلیل امتناع ایشان از پرداخت سهمی از فدیه سربازگیری دولت عثمانی و متعاقب آن، تعرض اشرار نجف به منزل ایشان بود. پس از آن، به آبادانی سامرا به برکت حضور میرزا و ساخت و سازهای انجام شده اشاره میشود. بخش مهمی از متن به نفوذ و قدرت میرزا در جریان نهضت تحریم تنباکو اختصاص دارد که چگونه با فتوای ایشان، قرارداد رژی لغو شد و ناصرالدین شاه مجبور به پذیرش خسارت گردید. در پایان، به گستردگی نفوذ و تقلید از میرزا در مناطق مختلف و همچنین مراسم تشییع باشکوه ایشان پس از وفات در سن هفتاد سالگی اشاره میشود.
هشت درخواست از مظفرالدین شاه قاجار به منظور رفع نگرانی مردم و علما
این متن شامل هشت درخواست اصلی است که از مظفرالدین شاه قاجار مطرح شده است. درخواستها شامل رفع مشکلات مربوط به حمل و نقل، بازگرداندن یک عالم تبعیدی به کرمان، اعاده تولیت یک مدرسه دینی به صاحب اصلی آن، تأسیس عدالتخانه در سراسر کشور برای رسیدگی به شکایات مردم، اجرای قانون برای همه بدون استثنا، عزل مسیو نوز از ریاست گمرک و مالیه، عزل علاءالدوله از حکومت تهران و توقف کسر مواجب و مستمریات مردم است. این مطالبات به منظور رفع نگرانیهای عمومی و علما ارائه شدهاند.
تقاضا از سلطان عثمانی برای جلوگیری از تعرض سیاه عثمانی به ایرانیان مرزشین
در ابتدای نامه، با اشاره به وحدت دیرینه دولتهای ایران و عثمانی و مشترکات دینی، به سلطان عثمانی یادآوری میشود که آسایش مسلمانان همواره مورد توجه او بوده است. سپس به وقایع اخیر ارومیه و ساوجبلاغ و ایجاد وحشت و اضطراب در میان اهالی ایران توسط نیروهای عثمانی اشاره میشود. در پایان، از سلطان عثمانی درخواست میشود که برای آسودگی اهالی مناطق مرزی، از تعرض رعایا و عساکر عثمانی به ایرانیان جلوگیری کرده و دستور به حل و فصل اختلافات مرزی صادر کند. این اقدام موجب دعای خیر و تشکر علمای ایران و عموم مردم خواهد شد.

یاس مردم تبریز از مشروطه و جنگ خانگی مشروطه خواهان آنجا
متن با ابراز ناامیدی شدید از وضعیت مشروطیت و انحطاط اوضاع آغاز میشود. اشاره به تسلط اوباش بر قورخانه دولتی و فروش اسلحه، و همچنین وضعیت بحرانی ارومیه و تاخت و تاز در اطراف آن، نشاندهنده هرج و مرج حاکم است. در ادامه، نویسنده به تلاشهای گذشته خود برای اصلاح امور اشاره میکند که به دلیل عجله و بیتدبیری برخی افراد، نتیجه عکس داده و اوضاع را بدتر کرده است. او از تصمیم خود برای کنارهگیری از امور عمومی و عدم حضور در انجمن ملی تبریز سخن میگوید و به واقعه تلگرافخانه و اقدامات مجاهدین و فدائیان اشاره میکند که باعث دلسردی بیشتر او شده است. در پایان، نویسنده به طور کامل از فعالیتهای انجمن کنارهگیری کرده و وضعیت را به گونهای توصیف میکند که مشروطه از میان رفته و کشور درگیر جنگ داخلی است.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از تأخیر در پرداخت حقوق کارمندان دولت
انجمن ایالتی تبریز با اشاره به وظیفه مراقبت از حال ملت و مالیه مملکت، تذکری خیرخواهانه به دارالشورای کبری و وزارت مالیه ارائه میدهد. این تذکر به وضعیت فلاکتبار کارمندان دولتی، به ویژه در آذربایجان، میپردازد که سال گذشته با وجود ستمدیدگی، به نصف حقوق خود راضی شده و امسال نیز پس از هفت ماه، هیچ مستمری دریافت نکردهاند. این وضعیت باعث فشار بر انجمن ایالتی و سایر مراکز دولتی شده و یادآور مشکلات دوره اول مشروطیت است. انجمن خواستار توجه فوری به این موضوع و صدور اجازه پرداخت حقوق و مستمریات مستحقین از سوی مقامات ذیربط است تا خاطر امنای ملت و اولیای دولت آسوده شود. همچنین تأکید میشود که تأخیر در پرداخت مستمریات تا پایان سال، تنها به تضییع حقوق کارمندان و سوءاستفاده حکام منجر خواهد شد.
نقش علمای ایران در جنبش مشروطه
سخنرانی با این مقدمه آغاز میشود که رستگاری ملتها همواره به دست علما بوده و احکام شرع علاوه بر امور اخروی، ناظر بر امور معیشتی و تمدنی نیز هستند. در ادامه، به نقش علمای عامل در آگاهسازی مردم از امور معاشیه و تمدن، به ویژه در قرن چهاردهم قمری که ملت دچار ذلت و ظلم بود، اشاره میکند. سپس، به نقش سیدین سندین (سیدمحمد طباطبایی و سیدعبدالله بهبهانی) در مشروطه کردن سلطنت مستبده و دستیاری سایر علما و اهل مملکت، به خصوص در آذربایجان و با اقدامات حاجی میرزا حسن مجتهد، میپردازد. در پایان، به تأخیر در حضور ایشان در مجلس اشاره کرده و ابراز امیدواری میکند که در آینده بیش از پیش ملت را خشنود سازند. در ادامه، لایحهای از سوی ایشان قرائت میشود که در آن بر تلاش برای استقرار مشروطیت، تقویت دین اسلام و خیرخواهی ملت و دولت تأکید شده و تأخیر در حضور در مجلس را ناشی از موانع دانسته و آرزوی مجاهدت بیشتر برای تشیید اساس مشروطیت و ازدیاد اتحاد و اتفاق را بیان میکند و برای مجلس و وکلا آرزوی تأیید و برای مخالفان استبداد نابودی را مینماید.
درخواست آزادی بعضی از ایرانیان اسیر شده
متن با ابراز شرمساری و خجالت از وضعیت ارحام و ایتام اسرای شام آغاز میشود و با اشاره به عدم وجود فردی شجاع برای اعتراض به ظلم، به وضعیت اسیران آل محمد میپردازد. در ادامه، درخواست آزادی هشت نفر از این اسیران یا حداقل تأمین منزل و سرپرستی برای آنان مطرح میشود. در پایان، با ابراز ناامیدی از وضعیت موجود، نویسنده اعلام میکند که در صورت عدم تحقق خواستهها، خود را به امام رضا (ع) خواهد رساند تا انتقام این مظلومان گرفته شود.

درخواست رسیدگی به اداره قشون، عدلیه و مالیه خراسان
نامهای به دارالشورای کبری، وضعیت نابسامان خراسان را در سه حوزه قشون، عدلیه و مالیه تشریح میکند. ابتدا به فقدان قشون منظم و ضعف امنیت در مرزها و مناطق داخلی اشاره شده و از دولت خواسته میشود تا با اعزام قشون و تجهیزات جدید، امنیت را برقرار سازد. سپس به عدم حضور والی خراسان و تأخیر در اجرای قوانین عدلیه و همچنین بیعدالتی در نظام مالیاتی و اخذ مالیات از افراد فقیر و ناتوان، در حالی که ثروتمندان از پرداخت معاف هستند، انتقاد میشود. در پایان، بر لزوم پرداخت حقوق اعضای انجمن ایالتی برای جلوگیری از تعطیلی آن تأکید شده و از دارالشورای کبری درخواست رسیدگی فوری به این مسائل میشود.
تکذيب حکم منسوب به وی در ارتداد مشروطه خواهان
این نامه با اشاره به تلاشهای مخربین شرع و مشروطه برای توهین به مشروطهخواهان و علمای مشروطهطلب آغاز میشود. سپس به انتشار یک حکم جعلی مبنی بر ارتداد مشروطهخواهان اشاره میکند که توسط مفسدین و مزدوران دیوان برای تضعیف حکم ارتداد یک فرد خاص و در عین حال ضربه زدن به مشروطه منتشر شده است. در پایان، وظیفه اصلی اعضای انجمن ایالتی را دفع این مفسدین و جلوگیری از رخنه وسوسههای شیطانی در عقاید مسلمانان میداند و خواستار توقیف اوراق جعلی در پستخانه و شناسایی بانی این تهمت میشود.
تشویق مردم به استفاده از کالاهای وطنی
این متن با اعلام تعهد نویسندگان و همراهی رکنالملک آغاز میشود و پنج فقره تعهد شرعی را برای ترویج کالاهای داخلی و اصلاح سبک زندگی بیان میکند. در ابتدا، بر لزوم استفاده از کاغذ ایرانی برای قبالجات و احکام شرعی تأکید شده و عدم امضای اسناد نوشته شده بر کاغذ غیرایرانی را اعلام میکند، هرچند استفاده از آن را حرام نمیداند. سپس، تعهد به عدم اقامه نماز بر میتهایی که کفن آنها از پارچه ایرانی نباشد، مطرح میشود. در ادامه، بر پوشیدن لباسهای مردانه از منسوجات ایرانی تأکید شده و از پیروان خود نیز میخواهد که این رویه را دنبال کنند. در بخش چهارم، به مختصر برگزار کردن مهمانیها، شامل یک پلو، یک چلو، خورش و یک افشره، اشاره شده و از پذیرش دعوتهای پرتکلف خودداری میشود. در نهایت، با استناد به آیات قرآن و حدیث «لا ضرر و لا ضرار»، از احترام نگذاشتن به افراد وافوری (تریاکی) و عدم رفت و آمد به منزل آنها سخن به میان میآید و ضررهای مالی، جانی، نسلی و دینی وافور کشیدن را گوشزد میکند.


درخواست از مجلس شورای ملی برای رفع نگرانی مردم اصفهان
نامه با بیان اهمیت خیرخواهی برای دولت و ملت و آسایش شاهنشاه آغاز میشود و تأکید میکند که این خیرخواهی به دوام دولت، قوی شدن ملت و خشنودی خداوند منجر خواهد شد. در ادامه، به مقایسه دوران صفویه که وزرا از علما بودند و مردم در رفاه و آسایش زندگی میکردند، با دوران وزرای بیرحم و ظالم میپردازد که با نفاق و بیرحمی، دولت و ملت را به تباهی کشاندند. به طور خاص، به نقش مخرب عینالدوله و امیربهادر در خانهنشین کردن وزرای دانشمند و علمای دین و تضعیف دین مبین اشاره میکند. سپس، به قیام علمای تهران و تشکیل مجلس شورای ملی به عنوان راه حلی برای رفع ظلم و برقراری آسایش اشاره میکند و مشورت را از اصول قرآنی و عامل ترقی دولتهای دیگر مانند عثمانی میداند. در بخش پایانی، به وضعیت نسبتاً بهتر اصفهان به دلیل حکمرانی رکنالممالک و توجه ظلالسلطان به مردم اشاره کرده و شش درخواست مشخص از مجلس شورای ملی برای بهبود وضعیت اصفهان مطرح میکند: استحکام نوشتجات شرعیه، تعیین محتسب برای کنترل نرخها، جلوگیری از خروج غلات از شهر، جلوگیری از انحصار فروش بار، جلوگیری از کشتار بره و در نهایت، رفع فساد و فاحشهها و ایجاد امنیت برای جان و مال و ناموس مردم از طریق گشتهای شبانه و پلیس. نامه با ابراز امیدواری به اقدامات علمای تهران و اصفهان برای حل این مشکلات پایان مییابد.
تکذيب تلاش جهت وادار کردن علمای نجف به تحريم مشروطه
این متن با اشاره به سفر نویسنده به عتبات عالیات در سال ۱۳۲۴ قمری آغاز میشود و به شایعهای مبنی بر دریافت پول از ولیعهد برای تحریک علمای نجف به تحریم مشروطیت میپردازد. نویسنده این شایعه را توطئهای از سوی مستبدین میداند و با توسل به ائمه، خواستار مجازات عاملان آن میشود. در ادامه، به مشاهده وضعیت پریشان مردم تبریز و تلاش مجاهدین برای ریشهکن کردن استبداد اشاره میکند. نویسنده پس از بررسی معنای مشروطه در یک جریده ملی، آن را عین مشروعه و مطابق با اصول عدل و انصاف اسلامی میداند. سپس، به دعوت از علما و تجار برای طرح دو مطلب میپردازد: اول، اثبات مشروعیت مشروطه و وجوب اجرای آن، و دوم، ارائه طرحی برای ترقی ملت و دولت ایران، افزایش درآمدها، تأسیس بانک ملی، قطع وابستگی خارجی، ایجاد کارخانجات و برقراری امنیت. در پایان، نویسنده به اتهامات وارده مبنی بر استبدادطلبی و مخالفت با مشروطه پاسخ میدهد و با تأکید بر سوابق خود در حمایت از دین و ملت، این اتهامات را رد میکند و بر بیمیلی خود به ریاست و ثروت تأکید میورزد.
شرح نظرات حاج شیخ فضل الله نوری در مخالفت با مشروطه خواهان
متن با اعلام اینکه مجلس شورای ملی منکر ندارد و اتهامات وارده به حاج شیخ فضلالله نوری مبنی بر مخالفت با آن دروغ است، آغاز میشود. سپس به نقل از شیخ فضلالله نوری، تأکید میشود که او نه تنها منکر مجلس نیست، بلکه خود را در تأسیس آن مؤثرتر از دیگران میداند و هدفش مجلسی است که اساس آن بر اسلامیت و شریعت محمدی باشد. در ادامه، متن به انتقاد از گروههای لامذهب و آزادیخواه میپردازد که به زعم نویسنده، با سوءاستفاده از فضای مجلس، به هرزگی و راهزنی مشغول شدهاند. در پایان، با اشاره به تلگرافی از علمای عتبات، تأکید میشود که مهاجرین (از جمله شیخ فضلالله) مفاد آن تلگراف را قبول دارند و هدفشان اصلاح و تکمیل مجلس بر اساس موازین شرعی است و مخالفان واقعی مجلس کسانی هستند که نظامنامه را بر اساس قوانین خارجی تدوین میکنند.
عوامل پیشرفت اروپاییان و عقبماندگی مسلمانان
متن با بیان این نکته آغاز میشود که خداوند در خلقت و تدبیر امور معیشتی، تفاوتی میان انسانها قائل نشده و قابلیت علم و صنعت به همه عطا شده است، اما فعلیت یافتن این استعدادها نیازمند تلاش و کوشش است. در ادامه، با مقایسه وضعیت معیشتی در کشورهای اروپایی و ایران، به وفور نعمت و آسایش در اروپا و کمبود و سختی در ایران اشاره میکند. نویسنده علت این تفاوت را نه غضب الهی، بلکه تلاش و تدبیر اروپاییان و بیتوجهی و حواله دادن امور به غیب توسط مسلمانان میداند. سپس به مشکل کمبود آب در نجف اشرف، با وجود نزدیکی به رود فرات، میپردازد و اقدامات بینتیجه و غیرعلمی برای حل این مشکل را نقد میکند. در پایان، با ذکر نمونه شهر بمبئی که با تدبیر و علم، مشکل آب شیرین خود را حل کرده، بر لزوم استفاده از عقل و تدبیر در میان مسلمانان تأکید میکند.
دعوت فرماندهان نظامی و عشایر ایران به همراهی با مشروطیت و پرهیز مؤکد آنان از مخالفت با آن
این نامه با سلام و درود به فرماندهان نظامی، امرا، قزاقها، نوکران نظامی، عشایر و مرزبانان ایران آغاز میشود. در ادامه، مسئولیت حفظ جان، مال و آبروی مسلمانان را بر عهده مخاطبان دانسته و تأکید میکند که هرگونه همراهی با مخالفان مشروطیت، حتی اگر با تعرض به مسلمانان و حامیان این نظام همراه باشد، به منزله جنگ با امام زمان (عج) است. در پایان، از مخاطبان میخواهد که از مخالفت با مشروطیت پرهیز کرده و اقدامی علیه آن انجام ندهند.



تقاضای قصاص قاتلین شیخ محمد باقر اصطهباناتی و سید احمد معین الاسلام
متن با خطاب به حجج اسلام آغاز میشود و به شرح جنایات پسران قوام میپردازد که پس از دعوت مشروطهخواهان به مراسم ختم، اقدام به تیرباران و قتل عام کردهاند. در ادامه، به شهادت شیخ محمدباقر اصطهباناتی و سیداحمد معینالاسلام اشاره میشود که پس از قتل، اجسادشان مثله و به دار کشیده شده و سپس سوزانده شدهاند. در پایان، درخواست فوری برای رسیدگی و اجرای مجازات شرعی و قصاص قاتلان مطرح میشود.

اظهار نگرانی و تأسف از ناامنی آذربایجان
متن با اشاره به وقایع پیشین و وضعیت ناگوار آذربایجان آغاز میشود و از بیاثر بودن نالهها و آه مردم این منطقه ابراز تأسف میکند. در ادامه، با لحنی عاطفی، آذربایجان را به عنوان وطن و مادر ایران توصیف کرده و به تعرض اجانب و قوم بیتمیز به آن اشاره میکند. نویسنده به وضعیت اسفناک میاندوآب، جغتو و ساوجبلاغ میپردازد و از خونگریه رودخانهها و نقش بستن تاریخ بدبختی بر صفحات این مناطق سخن میگوید. سپس، با یادآوری شکوه گذشته ایران در دوران صفویه، نادریه، زندیه و قاجاریه، از وضعیت کنونی کشور ابراز نگرانی میکند. در پایان، خطاب به اعضای انجمن آذربایجان، از نقش تاریخی این منطقه در تأمین امنیت ایران یاد کرده و با وجود بیماری و حبس خانگی، آمادگی خود را برای فداکاری در راه وطن اعلام میکند و با ذکر «الحکمُ للهِ الواحدِ القهّارِ» به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
تأیید مجلس شورای ملی و ابراز اطمینان از موافقت محمدعلی شاه قاجار با آن
نامهای از علمای تبریز به مراجع نجف، از ادامه استبداد و کارشکنی خائنین در اجرای مشروطیت گلایه میکند و از مراجع میخواهد برای رفع این وضعیت چارهاندیشی کنند. در پاسخ، مراجع نجف ضمن ابراز نگرانی، تأکید میکنند که اقدامات خائنین بدون اطلاع شاه است و تأسیس مجلس ملی برای رفع ظلم، ترویج احکام شرعیه و حفظ اسلام واجب است. آنان ابراز امیدواری میکنند که شاه با توجه به این ملاحظات، با مجلس موافقت کرده و استبداد خائنین را برطرف خواهد کرد.



شایسته سالاری
متن با تأکید بر اهمیت شایستهسالاری (امتیاز فضلی) به عنوان یکی از چهار رکن ترقی و آبادی هر مملکت آغاز میشود. در ادامه، به تشریح وضعیت نامطلوب ایران در این زمینه میپردازد و با ذکر مثالهایی از وضعیت سربازان و اعطای مناصب نظامی و مذهبی بر اساس وراثت یا رشوه به جای لیاقت، به نقد شدید این رویه میپردازد. سپس، با استناد به آیات قرآن و سیره انبیا، شایستهسالاری را اصلی الهی و عقلی معرفی میکند. در بخش بعدی، به نقش علم در پیشرفت دنیا و آخرت اشاره کرده و بیتوجهی به علوم دنیوی و صنایع را عامل عقبماندگی ایران و وابستگی به بیگانگان میداند. در ادامه، به دفاع از مجلس شورای ملی پرداخته و آن را احیاکننده احکام اسلام و مانع فساد و رشوه معرفی میکند و مخالفان مجلس را خائن و دزد مینامد. در پایان، با تأکید مجدد بر لزوم شایستهسالاری و مبارزه با رشوه و وراثت مناصب، مردم را به اتحاد و هوشیاری در برابر دشمنان داخلی و خارجی دعوت میکند و از آنان میخواهد که از مجلس حمایت کنند تا کشور به ترقی و استقلال دست یابد.

مناقشه پیرامون تحصن حاج شیخ فضل الله نوری در حضرت عبدالعظیم(ع)
سید عبدالله بهبهانی از حاج شیخ فضلالله نوری درباره علت تحصن ناگهانی در حرم حضرت عبدالعظیم سؤال میکند. حاج شیخ در پاسخ، به نقش خود در تأسیس مجلس و هزینههایی که متحمل شده اشاره میکند و سپس به مخالفت خود با قوانین مغایر با شرع در قانون اساسی و توهین روزنامهها به علما میپردازد. او توضیح میدهد که به دلیل این مخالفتها و تهدید به قتل، مجبور به تحصن شده است. سید محمد طباطبایی در پاسخ، ادعا میکند که از این وقایع بیخبر بوده و تحصن را بیجا میداند و از حاج شیخ میخواهد که به شهر بازگردد تا با همکاری یکدیگر امور را اصلاح کنند. حاج شیخ در ادامه، سه خواسته اصلی خود را مطرح میکند: عزل و تبعید شش وکیل مجلس، توقیف جراید و تبعید مدیران آنها، و تبعید چهار واعظ یا منع آنها از منبر. او تأکید میکند که در صورت عدم تحقق این خواستهها، بازگشت به تهران محال است. سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی در ادامه، ضمن تأیید برخی انتقادات حاج شیخ، بازگشت او را به شهر ضروری میدانند و پیشنهاد میدهند که با تدبیر، برخی از همراهان او را جدا کرده و به شهر بازگردانند و در نهایت، یکی از همراهان حاج شیخ را از خطرات همراهی با او برحذر میدارند و از او میخواهند که به شهر بازگردد.



بیان سبب قدرت و عظمت روسیه و انحطاط و اسارت مسلمانان
شعر با طرح پرسشی درباره علت خواری و ضعف مسلمانان در مقایسه با پیشرفت و آزادی اروپاییان آغاز میشود. سپس به نقد وضعیت داخلی جوامع اسلامی میپردازد و عواملی چون عدم پایبندی به پیمانهای الهی، فقدان دانش و دانشمند، بیرحمی بزرگان نسبت به کوچکتران، دروغگویی، خیانت به وطن، نفاق و رشوهخواری را از دلایل اصلی انحطاط مسلمانان برمیشمارد. در ادامه، با اشاره به وقایع تاریخی و مظلومیتهای گذشته، از بیتفاوتی مسلمانان نسبت به دین و ارزشهای آن انتقاد میکند و با مقایسه وضعیت مسلمانان با پیروان ادیان دیگر، آنان را به بیداری و بازگشت به هویت دینی و ملی خود فرا میخواند. در پایان، با لحنی حماسی، آرزوی ظهور منجیانی چون فریدون و نریمان را برای احیای شکوه گذشته مطرح میکند.
مصلحت نبودن بازگشت تقی زاده به کشور و حضور او در مجلس شورا
نامه با ابراز همدردی با مخاطب آغاز میشود و سپس به موضوع تمدید مرخصی تقیزاده میپردازد. نویسنده پس از مشورت با رفقا و تأمل شخصی، بازگشت تقیزاده به مجلس را به دلیل وجود مخالفان و شرایط نامساعد سیاسی کشور، به صلاح نمیداند. او به هیاهوی مخالفان در مجلس و فعالیتهای گروههایی که در مسجد جامع اجتماع کرده و خواستههایی مانند حقوق، تشکیل سنا و اجرای احکام مراجع نجف را مطرح میکنند، اشاره میکند. نویسنده این نگرانی را با حاجی میرزا زینالعابدین و ذکاءالملک (محمدعلی فروغی) نیز در میان گذاشته و آنها نیز با این نظر موافق بودهاند. در پایان، نویسنده وضعیت آشفته تهران و تزلزل وزرا را گزارش میدهد و از مخاطب میخواهد که هر طور صلاح میداند، اقدام کند.

تایید مجدد مشروطیت
این تلگراف در پاسخ به تلگرافی از سوی سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی، بر حمایت قاطع اهالی اصفهان از مشروطیت و مجلس تأکید میکند. در ادامه، متن پاسخی به تلگراف مخالفان مشروطه (شیخ فضلالله نوری و همفکرانش) درج شده است. این پاسخ، وضعیت قبل از مشروطه را سرشار از خلاف شرع، ظلم، تعطیلی احکام اسلام و فروش خاک کشور به اجانب توصیف میکند و تأسیس مجلس را راهی برای رفع این معایب میداند. همچنین، هرگونه اقدام علیه مشروطه را تخریب شرع انور تلقی کرده و مخالفان را مسئول خونریزیها و غارت اموال پس از انعقاد مجلس میداند و از آنان میخواهد که از مخالفت دست بردارند. در پایان، این موضعگیری به امضای جمع کثیری از علما، تجار، اصناف، رعایا و انجمنهای اصفهان رسیده است.


فلسفه و فواید مشروطیت و محکوم کردن مخالفان آن
متن با اشاره به طغیان و تعدی حکام و امراء در اعصار اخیر آغاز میشود که موجب به تنگ آمدن مردم و درخواست دولت مشروطه شده است. در ادامه، نویسنده به تعریف مشروطیت از دیدگاه ارباب عقول میپردازد که هدف آن حفظ حدود و حقوق دولت و رعیت است تا ظلم محدود شود. سپس، وضعیت حاکمان را به حیواناتی تشبیه میکند که بدون حد و مرز ظلم میکنند و کسی به فریاد مظلوم نمیرسد. در پایان، نویسنده به تحریک مستبدین و ظالمین برای تخریب مجلس و مشروطیت اشاره میکند و این اقدامات را با مکر عمروبن عاص مقایسه کرده و با استناد به آیه قرآن، مکر الهی را برتر از مکر آنان میداند.

شناخت روانشناسی اجتماعی مردم در تشویق آنها به سمت پیشرفت کشور
متن با تأکید بر اهمیت شناخت «روح اجتماع» و «جماعات نفسیه» در درک حوادث تاریخی و اجتماعی آغاز میشود و به نقد رویکرد مورخانی میپردازد که از این منظر غافل بودهاند. در ادامه، مفهوم «جماعت» را فراتر از صرف اجتماع فیزیکی افراد تعریف میکند و آن را به عنوان یک «ذات واحده» با وحدت فکری معرفی میکند که میتواند شامل تمام ملت یک کشور باشد. سپس به بحث «معنای سلطنت و مستحق آن» میپردازد و لزوم وجود قراردادهای مدون (قانون اساسی و قوانین فرعی) برای اداره کشور و حفظ حقوق ملت را مطرح میکند. متن به این نکته اشاره دارد که عدم پایبندی به این قراردادها و غلبه افکار شخصی بر مصالح عمومی، میتواند وضعیت کشور را از استبداد نیز بدتر کند. در بخش «قابل توجه ارباب جراید»، به نقش مهم روزنامهنگاری در آگاهیبخشی عمومی اشاره میکند و از ارباب جراید میخواهد که با توجه به «حداثت عهد» مردم با این پدیده، از طرح مسائل تفرقهافکنانه و شخصی پرهیز کرده و بر اصلاحات عمومی و تنبیه مردم بر حقوق خود تمرکز کنند. در پایان، مجدداً به بحث «روح اجتماع» بازمیگردد و صفات عمومی و خصوصی جماعات را تشریح میکند و بر این نکته تأکید میکند که حرکت به سوی ترقی و سعادت، نیازمند غلبه صفات مشترک و عمومی بر افکار فردی است. همچنین، به مسئولیت نمایندگان و مسئولان در پیشقدم شدن برای اصلاحات و پرهیز از منافع شخصی اشاره میکند و با استناد به آیهای از قرآن، بر لزوم عمل به آنچه دیگران را به آن تشویق میکنند، تأکید میورزد.
تلاش و کوشش برای استقرار مشروطیت
متن با توصیف رؤیایی آغاز میشود که در آن نویسنده با حضرت آدم ابوالبشر ملاقات میکند. حضرت آدم در این رؤیا، ضمن تأکید بر اهمیت علم و جایگاه انسان در نظام هستی، به فواید مجلس شورای ملی اشاره کرده و آن را نمادی از مشورت و خرد جمعی میداند. در ادامه، به اهمیت اتحاد مسلمانان، پیروی از قرآن و احکام شریعت برای رفع ظلم و استبداد پرداخته میشود. سپس، به نقد وضعیت موجود کشور، نفوذ بیگانگان و وابستگی اقتصادی به آنها، و همچنین فساد و بیعدالتی حاکمان اشاره شده و از ملت خواسته میشود که قدر مجلس شورای ملی را بدانند و در رفع نواقص آن بکوشند. در پایان، بر لزوم همکاری دولت و ملت، اجرای قوانین عدل و داد، و پرهیز از تفرقه تأکید میشود و از پادشاه خواسته میشود که با وزرای منتخب و وکلای ملت یکدل باشد تا کشور از گزند اجانب در امان بماند.
اظهار تاثر از اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور پس از مشروطه
نامه با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود. نویسنده بیان میکند که پیش از این به دلیل حفظ متانت و پرهیز از مداخله در امور سیاسی، سکوت را ترجیح میداده است. اما با مشاهده گسترش کفر، زندقه و الحاد در ایران و تأثر شدید از این وضعیت، تصمیم گرفته است که به وظیفه الهی خود عمل کند. در ادامه، به ارسال تلگرافی از نجف اشرف به مخاطب اشاره میکند و از او میخواهد که با اهتمام خود، جلوی انتشار کفریات و نوشتههای خبیثه را بگیرد تا عقاید مسلمانان حفظ شود.

درخواست از کشورها و مجامع جهانی برای منصرف ساختن روسیه از مداخله در امور ایران
نامهای به پارلمانهای کشورهای متمدن، دولت عثمانی، انگلیس، فرانسه، آلمان، کنفرانس صلح لاهه و مسلمانان هند و قفقاز ارسال شده است. در این نامه، اشاره میشود که در یک سال گذشته، ملت ایران در تلاش برای احیای حقوق ملی خود، به حقوق اتباع خارجی تجاوز نکرده و حتی در شرایط حساس، نجابت خود را نشان داده است. با این حال، دولت روسیه به بهانههای مختلف در امور داخلی ایران مداخله میکند، از جمله در خراسان که مردم به دستور علما برای احقاق حقوق ملی خود تنها به تأسیس انجمن ایالتی بسنده کرده و هیچ آشوبی به پا نکردهاند. با این وجود، روسیه به بهانه حفظ کنسولگری، نیروهای نظامی خود را بیش از حد لازم وارد کرده است. از حافظان حقوق بینالملل و هواخواهان انسانیت درخواست میشود که روسیه را از این اقدام نادرست منصرف کرده و به حفظ حقوق بشر متعهد سازند. همچنین تأکید میشود که مداخله در امور ایران به نفع هیچ دولتی نخواهد بود.
آرزوی کسب دانش و پیشرفت مردم کشور
متن با اشاره به توجه شاه به اصلاح امور و پیشرفت کشور آغاز میشود. سپس به قدرت گرفتن کشورهای اروپایی و تصرف بخشهایی از آسیا و آفریقا اشاره میکند. در ادامه، پیشرفت ژاپن را به عنوان الگویی از ترقی ملی و صنعتی معرفی میکند که با تکیه بر علم، صنعت، تجارت و اتحاد دولت و ملت به دست آمده است. در پایان، ابراز امیدواری میشود که علم و حکمت در ایران نیز گسترش یابد و مردم از ثمرات آن بهرهمند شوند تا موجب شادمانی و دعای خیر برای شاه گردد.
اتحاد علما، اعیان وتجار در برابر زیاد خواهانهای انگلستان
در پی یادداشت دولت انگلستان به دولت ایران که در روزنامه حبلالمتین منتشر شد، مردم فارس به رهبری آیتالله میرزا ابراهیم مجتهد شریف محلاتی، مجمعی از علما، اعیان و تجار تشکیل دادند. در این مجمع، اتحادی برای مقابله با زیادهخواهیهای انگلستان منعقد شد و مقرر گردید که با هر کس که از این اتحاد تخلف کند، با تمام قوا برخورد شود. همچنین، اعتراضات و اخطارهای لازم به مجلس شورای ملی و سایر مراکز ذیربط ارسال گردید. این اقدام آیتالله مورد تقدیر و تشکر اهالی فارس و آزادیخواهان قرار گرفت و یک اعلان نیز در این خصوص به حضور مخاطب ارسال شد.
تأکید بر تقویت مشروطه
متن با طرح پرسشی درباره وضعیت دین اسلام و ضرورت حفظ آن آغاز میشود. سپس، مشروطیت سلطنت را تنها راهکار برای جلوگیری از تعدیات داخلی و خرابیهای کشور معرفی میکند و از علما و دانایان میخواهد که اگر راه حل دیگری میشناسند، او را مطلع سازند. در ادامه، نویسنده عدم مشاهده خلاف شرع در قوانین مشروطه را بیان کرده و از عدم همراهی سایر علما در این مسیر گلایه میکند. در پایان، با اشاره به فداکاری امام حسین (ع) در راه اعتلای دین، بر اهمیت تلاش برای پیشرفت و پایداری آیین حنیف تأکید میشود.

ابراز مخالفت با مهاجرت اعتراض آمیز حاج شیخ فضل الله نوری و اظهار اطاعت از مجلس
این نامه با ابراز خرسندی از بیاثر ماندن مخالفتهای شخصی (اشاره به حاج شیخ فضلالله نوری) آغاز میشود و به آیه قرآنی «وَ مَن لَم یَجعَل اللهُ لَهُ نوراً فَما لَهُ مِن نُورِ» استناد میکند. در ادامه، نویسندگان خود را منتظر اوامر مجلس مقدس معرفی کرده و خواستار مجازات مخالفان بر اساس آیه شریفه «اِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ...» میشوند.
لزوم مشروطیت ایران
مقاله با تأکید بر پذیرش عمومی مشروطیت و مذمت استبداد آغاز میشود. نویسنده با رد این دیدگاه که مشروطیت برای ایران زود است، استدلال میکند که ایران حتی دیر هم مشروطه شده و اگر این اتفاق زودتر رخ میداد، کشور از بسیاری از مشکلات و از دست دادن اراضی جلوگیری میکرد. برای اثبات این ادعا، به دوران ناصرالدین شاه و صدارت امیرکبیر، و همچنین دوران سپهسالار و امینالدوله اشاره میکند و بیان میدارد که حضور نمایندگان ملت میتوانست مانع از انزوای مصلحان و تضعیف کشور شود. در ادامه، به خطر تقسیم ایران توسط قدرتهای خارجی (روس و انگلیس) در صورت عدم وقوع مشروطه اشاره میکند و تأکید دارد که دولت قاجار فاقد توان نظامی و سیاسی برای مقابله با این تهدید بود. در پایان، با توجه به دیرکرد در تحقق مشروطه، بر لزوم تلاش مضاعف و سرعت عمل در مسیر ترقی و مدنیت تأکید میکند و مسئولیت حفظ حقوق ملت و آبادانی کشور را بر عهده منتخبان مردم میداند.
اصلاح وضع مالیه کشور
این پیشنهاد با اشاره به اینکه عمده مشکلات کشور ناشی از سوءمدیریت مالیه است، دو راهکار اساسی ارائه میدهد. ابتدا، برای اصلاح وضعیت مالیه، از مجلس خواسته میشود که وزارت مالیه را موظف کند تا تمام عایدات و مخارج ولایات را به صورت دقیق ثبت و به کمیسیون بودجه مجلس ارائه دهد. همچنین، انجمنهای ولایتی نیز موظف شوند تا تمامی دریافتیها از مردم به نام دولت را صورتبرداری کرده و اعلام عمومی کنند تا شفافیت مالی ایجاد شود. دوم، برای اصلاح وضعیت نظامی، از وزارت جنگ خواسته میشود که صورت دقیق تمامی نیروهای نظامی (سوار، فوج، توپچی و غیره) را تهیه کند و مجلس نیز از طریق انجمنها این اطلاعات را راستیآزمایی کند. پیشنهاد میشود که از میان نیروهای موجود، سی هزار نفر جوان و کارآمد مسلح شده و در مراکز مشخص مستقر شوند و مابقی بودجه به نظمیه و امنیه اختصاص یابد تا امنیت کشور و مرزها تأمین شود. در پایان، از مجلس درخواست میشود که این دو امر مهم را به سرعت پیگیری کند.
تشویق ثروتمندان کشور به دادن قرضه به دولت
متن با اشاره به همت ملت عثمانی در جمعآوری کمک مالی برای تقویت نیروی دریایی آغاز میشود و این اقدام را ستایش میکند. سپس به وضعیت ایران میپردازد که درگیر فتنهها و بازیچه همسایگان شده است و برای رفع این مشکلات، نیاز به جمعآوری سرمایه برای تشکیل ارتش و برقراری امنیت دارد. در ادامه، به بیتفاوتی و عدم اقدام جدی مردم ایران، بهویژه اشراف و ثروتمندان، در قبال این نیاز مبرم اشاره میکند و از متمولین کشور، اعم از شاهزادگان، تجار و ملاکین، درخواست میکند که به عنوان اعانه یا استقراض، وجوه لازم را برای دولت فراهم آورند.
تعمیر خانه و بازگرداندن اموال غارت شده سید مرتضی اهرمی
نامه با اشاره به اطلاع مخاطبان از وضعیت خانهخرابی و غارت اموال سید مرتضی اهرمی و توقف ایشان در نجف به امید رسیدگی، ادامه مییابد. با توجه به استقرار قوه مجریه در ایالت فارس، درخواست میشود که دستور اکید تلگرافی برای احقاق حقوق و جبران خسارات وارده بر سید مرتضی اهرمی صادر شود تا ایشان بتوانند به سلامت به وظایف شرعی و دعاگویی خود بازگردند.

ستایش شرکت (نساجی) اسلامیه
متن با ستایش از اصفهان و رود زایندهرود آغاز میشود و به تمجید از کاخ سلاطین و مروجان شریعت میپردازد. سپس به ستایش از «شرکت اسلامیه» میپردازد و آن را نماد غیرت ملی و حبالوطن میداند که نامآوران کشور از آن نام و اعتبار گرفتهاند. در ادامه، با لحنی انتقادی، به وضعیت نابسامان کشور و نفوذ بیگانگان اشاره میکند و از حامیان شرع میخواهد که برای رفع این مشکلات و حفظ دین اسلام و استقلال کشور همت کنند. در پایان، با تأکید بر برتری محصولات شرکت اسلامیه بر کالاهای خارجی، به اهمیت حمایت از تولید ملی و نقش آن در بیداری دلها و گشایش رحمت الهی اشاره میکند.
علت اقتدار اولیه و ضعف کنونی مسلمانان
متن با طرح یک تناقض آغاز میشود: قدرت اولیه مسلمانان با وجود قلت عدد در برابر ضعف کنونی آنها با وجود کثرت جمعیت. سپس، با رد نظریات سطحی، سه اصل اساسی را به عنوان دلایل اصلی اقتدار مسلمانان در صدر اسلام معرفی میکند: اتحاد و یکپارچگی اقوام و طبقات مسلمانان، اعتقاد راسخ به شهادت در راه دفاع از دین و وطن و پرهیز از ترس و کنارهگیری، و اجرای احکام شریعت در تقسیم غنائم بدون نیاز به مالیات. در پایان، بر لزوم احیای این سه اصل برای بازگشت به سعادت و اقتدار تأکید میشود.
سوء استفاده سیاسی مأموران انگلیسی از موقوفات اوده شیعیان هند
پادشاهان اوده مبلغی را به بانک انگلیس سپردند تا منافع آن به مجتهدان کربلا و نجف برسد. در ابتدا، کنسولهای انگلیس در بغداد این وجه را به دو مجتهد در کربلا و نجف میدادند، اما بعدها با دخالت کنسول کربلا، تقسیم آن تحت نظارت او قرار گرفت و بخشی از آن به او پرداخت میشد. در سال ۱۳۲۰ قمری، کنسول بغداد با استناد به عبارت "مجتهدان" در وقفنامه، وجه را بین ده مجتهد در کربلا و ده مجتهد در نجف تقسیم کرد. پس از فوت یکی از مجتهدان کربلا، کنسول بغداد سهم او را قطع کرد و از سایر مجتهدان خواست تا دویست روپیه از سهم خود را برای تقسیم از طریق کنسولخانه بپردازند و با تهدید به قطع سهم، از آنها رضایتنامه گرفت. شیخ حسین مجتهد، فرزند شیخ زینالعابدین، این اقدام را خلاف وصیت دانست و از پذیرش آن خودداری کرد که منجر به قطع سهم او شد. کنسول بغداد قصد داشت همین رویه را در نجف نیز اجرا کند، اما با بیاعتنایی مجتهدان مواجه شد. در ادامه، نویسنده از مأموران اوقاف هند میپرسد که چرا از کنسول بغداد در مورد این دخالتهای غیرقانونی سؤال نمیکنند و هشدار میدهد که اگر جلوی این سوءاستفادهها گرفته نشود، امرا و نوابین هند اعتماد خود را به دولت انگلیس از دست داده و وجوه خود را به بانکهای دیگر کشورها خواهند سپرد. نویسنده تأکید میکند که مدعیالعموم هند باید به این موضوع رسیدگی کند تا اعتماد عمومی به دولت انگلیس سلب نشود.
ارائه راهکار به میرزا صادق خان مستشارالدوله
در ابتدای متن، نگارنده به لزوم استفتائات از علمای نجف در خصوص مسائل مهمی چون مشق ملی، تحریم کالاهای خارجی، مکاتب اجباری و تشکیل بانک اشاره میکند و خواستار تعیین مواد لازم برای این استفتائات میشود تا هرچه سریعتر به نتیجه برسند. در ادامه، به وضعیت کابینه جدید و احتمال استبدادی بودن وزرای جنگ، مالیه، داخله و تجارت میپردازد و بیان میکند که این وزرا ممکن است در ظاهر تبعیت کنند اما در امور مهم کارشکنی نمایند و اعضای مجلس را فریب دهند. به عنوان مثال، به حاکم تبریز اشاره میکند که به جای اصلاحات مرزی، به فکر ساخت مدرسه علمیه بوده است. سپس، به ضعف و انفعال برخی نمایندگان مجلس اشاره میکند و خواستار اصلاح این وضعیت و یکدلی هیئت مقدس مجلس میشود. در بخش دیگری، به اهمیت جلب حمایت عشایر جنوب و غرب ایران (محمره، الوار، اکراد، فیلی، کلهر، سنجاب و گوران) تأکید میکند و پیشنهاد میدهد که مجلس با انتشار نوشتههای علما و ارسال مبالغی به عشایر، آنها را از نظر شرعی و سیاسی آگاه سازد تا از نفوذ مستبدین و همسایگان شمالی در امان بمانند. همچنین، بر لزوم قطع مواجب و مرسوم وزرای خائن و مجازات اشرار تأکید میکند تا دیگران عبرت بگیرند. در پایان، به وضعیت عشایر مرزی با عثمانی اشاره کرده و پیشنهاد میدهد در صورت طولانی شدن درگیریها در شمال، عشایر جنوبی تحریک شوند تا توازن قوا برقرار شود و از منافع اسلامیت غفلت نشود. در انتها، به جمعآوری مخفیانه نیرو و تشکیل انجمنهای سری توسط مستبدین در تهران اشاره میکند.
ابراز تشکر از انتخاب سید حسن مدرس به عنوان عالم طراز
این نامه با تقدیر از انتخاب پنج نفر از علما، به ویژه سید حسن مدرس، به عنوان نمایندگان مجلس شورای ملی آغاز میشود. نویسنده این انتخاب را مایه قوام اسلام و استحکام مشروطیت دانسته و به عموم مسلمانان و امنای ملت تبریک میگوید. در ادامه، با ابراز تأسف از محرومیت مردم اصفهان از حضور این علما، تأکید میشود که هیئت علمیه اصفهان با توجه به اهمیت موقعیت و تکلیف شرعی، با مساعدتهای مادی و معنوی، زمینه حرکت سید حسن مدرس را فراهم خواهد کرد تا ایشان به زودی برای ادای وظایف ملی و اسلامی خود در مجلس حاضر شوند.
نقش وحدت جامعه و قانون در پیشرفت کشور
متن با تبیین این اصل آغاز میشود که هر سرزمینی دارای ثروت است و انسانها حق بهرهمندی از آن را دارند. سپس به اهمیت اجتماع و اتحاد در پیشرفت انسان اشاره میکند و بیان میدارد که انسان در حالت انفرادی ضعیف و ناتوان است، اما با اجتماع و همکاری میتواند بر طبیعت مسلط شود و از ثروتهای آن بهرهمند گردد. در ادامه، بر لزوم وجود یک حکومت منظم و قانونمند برای استحکام اجتماع و پیشرفت تمدن تأکید میشود. نویسنده توضیح میدهد که در چنین حکومتی، قوانین باید عادلانه باشند، حقوق افراد مساوی و حدود شخصی مشخص باشد و مردم احساس مالکیت بر دستاوردهای خود داشته باشند. در پایان، با اشاره به موهبت شاهنشاه عادل و توجهات علمای اعلام، بر لزوم تحصیل علم و رسیدن به اوج عزت و تمدن تأکید شده و هشدار داده میشود که برای حفظ این دستاوردها، باید هوشیار بود.
درخواست تشکیل مجلس عدالت از مظفرالدین شاه قاجار
این نامه با اشاره به اختلالات و اغتشاشات جاری در امور مملکت، تجاوزات مسئولین، عدم اجرای احکام الهی و اشاعه فساد، به نیت پادشاه برای تأسیس «مجلس عدالت» اشاره میکند. نویسندگان بیان میکنند که دو سال است این درخواست از دربار سلطنتی مطرح شده، اما به دلیل موانع خارجی، تاکنون معطل مانده است. در ادامه، با تأکید بر رأفت پادشاهی، درخواست تشکیل مجلسی متشکل از وزرا، تجار، علمای عامل و عقلا و فضلا را مطرح میکنند. این مجلس تحت نظارت پادشاه، وظیفه نظارت بر ادارات دولتی، اصلاح امور مملکتی، تعیین حدود و وظایف، منع منکرات و امر به معروف، و اجرای احکام شرعی را بر عهده خواهد داشت. در پایان، نویسندگان ابراز امیدواری میکنند که با تشکیل این مجلس، عدالت شاهانه برقرار شده، امور مملکت اصلاح و اختلافات رفع شود و پس از صدور فرمان رسمی و تشکیل مجلس، تشکرات خود را به اطلاع شاه رسانده و به تهران بازگردند تا با همکاری ملت، به جبران تعطیلات و توقیفات گذشته بپردازند.
نکوهش عینالدوله (صدراعظم)
این قصیده با توصیف وضعیت نابسامان کشور و نارضایتی عمومی از عملکرد صدر اعظم، عینالدوله، آغاز میشود. در ادامه، با اشاره به ضعف و بیکفایتی او، به از بین رفتن آسایش و امنیت مردم و فساد در دستگاه حکومتی میپردازد. سپس، با استناد به سخنان سعدی، به نقد شدید سیاستهای عینالدوله در تضعیف ملت و غارت اموال عمومی میپردازد و او را به تخریب بنیان سلطنت متهم میکند. در پایان، با پیشبینی عواقب سوء اقدامات او و اشاره به خشم الهی، به بیارزش بودن مقام وزارت بدون تدبیر و عدالت اشاره کرده و بر لزوم دینار و شمشیر برای اداره کشور تأکید میکند.
مساوات و عدالت اجتماعی
سخنرانی با استناد به آیات قرآن و احادیث، چهار رکن اصلی ترقی و سعادت یک ملت را مساوات، امنیت، حریت و امتیاز فضلی (شایستهسالاری) معرفی میکند. در ادامه، مفهوم صحیح مساوات را اجرای یکسان حدود الهی برای همه افراد جامعه، بدون توجه به جایگاه اجتماعی، میداند و وضعیت نابسامان ایران را ناشی از عدم اجرای این اصول و شیوع جهل و ظلم برمیشمارد. سپس با مقایسه ایران با کشورهای اروپایی در زمینه پیشرفت علمی و صنعتی، بر اهمیت علم و دانش برای آبادانی و ترقی تأکید میکند. در پایان، با اشاره به وضعیت گذشته ایران و وسعت آن، مردم را به تحصیل علم، فرستادن فرزندان به مدارس جدید و آموختن علوم و فنون نوین ترغیب میکند تا از عواقب ظلم و جهل رهایی یابند و به سوی پیشرفت و اتحاد گام بردارند.

رد انتقادها و نگرانیهای حاج شیخ فضل الله نوری و همفکرانش از متمم قانون اساسی
متن با مقایسه سلطنت مطلقه و مشروطه آغاز میشود و به تبیین تفاوتهای بنیادین آنها در رعایت حقوق ملت میپردازد. در ادامه، به نقش مجلس شورای ملی در تعیین حدود و حقوق ملت و دولت و انطباق آن با شرع مقدس اشاره میکند. سپس، به شبهات مطرح شده توسط مخالفان مشروطه مبنی بر مخالفت آن با شرع پاسخ میدهد و حضور علما در مجلس و نظارت آنها را دلیلی بر شرعی بودن مصوبات میداند. در پایان، به بیاساس بودن ایراد ترجمه قوانین از کشورهای خارجی در صورت مطابقت با شرع اشاره کرده و مخالفان را به سوءاستفاده از عناوین شرعی برای اهداف نفسانی متهم میکند.
اعتراض نسبت به حضور نیروهای روسی در کشور و اعلام عزای عمومی
انجمن ایالتی گیلان به اطلاع عموم انجمنهای ایالتی و ولایتی میرساند که مردم ایالت سرحدی از حضور طولانیمدت نیروهای روسی در ایران به شدت ناراحت هستند. اهالی تصمیم گرفتهاند در دهم ربیعالاول، با پرچمهای سیاه در سبزه میدان تجمع کرده و عید نوروز را به سوگواری تبدیل کنند. این اقدام اعتراضی تا زمان خروج نیروهای روسی ادامه خواهد داشت و از انجمنها خواسته شده است که این وضعیت را به اطلاع جهانیان برسانند. در پایان، انجمن گیلان از سایر انجمنها درباره اقداماتشان در این زمینه سؤال میکند.
امکان پیشرفت جوامع اسلامی با اجرای قوانین اسلامی
این متن با طرح پرسشی درباره کفایت اسلام برای پیشرفت جوامع اسلامی آغاز میشود. در پاسخ، نویسنده با استناد به آیات قرآن و سنت پیامبر (ص) و ائمه (ع)، اصول و قوانین اسلام را برای اداره امور دنیا و آخرت کافی میداند. سپس به بررسی تاریخ تمدن اسلامی میپردازد و فتوحات مسلمانان و پیشرفتهای علمی آنان را نتیجه عمل به همین اصول معرفی میکند. نویسنده با اشاره به مذاکرات خود با فلاسفه غربی، اثبات میکند که تمام آرمانهای ترقیخواهانه در اسلام موجود است. در ادامه، علت تنزل جوامع اسلامی را «علم بیعمل»، «نزاع خانگی» و «اختلاف مسئله خلافت» و به ویژه نفوذ مغول و تاتار در جهان اسلام میداند. در پایان، با ذکر مثالهایی از ضعف مسلمانان در برابر استعمار و از دست دادن سرزمینهای اسلامی، تأکید میکند که دست غیب الهی تنها زمانی با مسلمانان است که به اوامر شرعی عمل کنند و از اصول اصیل اسلام پیروی نمایند.
کمکهای مالی هیئت علمیه نجف به دولت از طریق فروش کتب درسی
متنی از قصر به تهران و توسط حجتالاسلام آقا میرزا محسن به مجلس شورای ملی ارسال شده است. در این متن، هیئت علمیه نجف اشرف، با وجود فقر و نیاز شدید، با شور و رغبت اقدام به جمعآوری کمکهای مالی از طریق فروش کتاب و ثروت برای دولت میکند. در پایان، دعایی برای اصلاح امور مسلمانان و توفیق در خدمتگزاری به آنها ذکر شده است.
استقرار آزادی و عدالت، هدف مشروطیت
متن با انتقاد از عدم مشارکت فعال مردم فارس و بنادر در نهضت مشروطه آغاز میشود و این عدم فعالیت را ناشی از عدم آگاهی از اهمیت مشروطیت و حقوق خود میداند. در ادامه، به تشریح مفهوم مشروطیت میپردازد و آن را به معنای احقاق حقوق ملت، اجرای عدالت، محدود کردن ظلم حکام و رفع بندگی از ملاکین معرفی میکند. همچنین، بر لزوم نظارت مردم بر نحوه مصرف مالیاتها تأکید میکند و بیان میدارد که مالیات باید صرف آبادانی کشور و حفظ حدود آن شود، نه مصارف شخصی حکام. در پایان، به سکنه جنوب ایران هشدار میدهد که از این فرصت تاریخی برای آزادی و اثبات حقوق خود استفاده کنند و به کسانی که مشروطیت را به آزادی در دین تعبیر میکنند یا با آن مخالفت میورزند، انتقاد میکند و جهل سیاسی یا ترس از دست دادن موقعیت را دلیل آن میداند.
انتظار از مجلس شورا برای اخراج نیروهای اشغالگر روسیه از کشور
متن با اشاره به ارسال نامه از قصر به تهران توسط آیتاللهزاده گیلانی به هیئت وزرا آغاز میشود. در ادامه، به این نکته اشاره شده که حضور نیروهای بیگانه مانع بزرگی در اجرای امور و موجب اختلاف و تشویش است. با رفع موانع داخلی که باعث تأخیر در اخراج نیروهای روس شده بود، امیدواری به کابینه جدید برای آزادسازی کشور از اشغال نیروهای خارجی و اطمینانبخشی به ملت ابراز میشود. در پایان، آمادگی روحانیون برای همکاری و جدیت در این امر اعلام شده است.
اظهار تظلم به مسئولان حکومتی
متن با ابراز نگرانی از عملکرد مشیرالسلطان، حاکم گروس، آغاز میشود که اهالی را از حقوق قانونی خود محروم کرده است. در ادامه، درخواست میشود که به اهالی اجازه داده شود وکیل خود را برای اعزام به دارالخلافه انتخاب کنند و این انتخاب تحت تأثیر حکومت نباشد. سپس به وضعیت نابسامان منطقه اشاره میشود که به دلیل بیکفایتی حکومت و غارت عشایر، مال و جان مردم در خطر است. در بخش بعدی، به سوءاستفادههای مالی حاکم از جمله خرید گندم با قیمت بالا از ملاکین و فروش آن به خبازان با سود بیشتر، عدم پرداخت بهای گندم خریداری شده برای خبازخانه و وضع عوارض غیرقانونی بر کالاها و خدمات مختلف اشاره میشود. در پایان، به فساد در سیستم قضایی و عدم گزارش صحیح تلگرافخانه و پستخانه به دلیل ملاحظات حکومتی اشاره شده و از وضعیت دشوار رعایا پرسش میشود.
اهمیت و فواید قانون
متن با تشبیه فشار هوا به فشار استبداد، به نقد وضعیت بیقانونی و عقبماندگی ایران میپردازد. سپس با برشمردن مشکلات جامعه ایران در حوزههای بیکاری، بیسوادی، عدم ثبت احوال، فقدان فضاهای عمومی و ضعف بهداشت، این وضعیت را با کشورهای متمدن مقایسه میکند. در ادامه، به ریشههای تاریخی اطاعت بیچون و چرا از سلاطین اشاره کرده و پیامبر اسلام (ص) را اولین کسی معرفی میکند که با دعوت به قانون الهی، بشریت را از بندگی سلاطین رهانید و تمدن اسلامی را پایهگذاری کرد. متن سپس به افول تمدن اسلامی و اقتباس قوانین از سوی اروپاییان اشاره میکند و در پایان، با تأکید بر اینکه اصول تمدن از اسلام نشأت گرفته، مسلمانان امروز را به اتحاد، مجاهدت در راه خدا و پیروی از سیره رهبران صدر اسلام برای احیای مجدد تمدن اسلامی و رهایی از ظلم و بیقانونی فرا میخواند.
موقعیت سیاسی و تجاری ایران با دولتهای قدرتمند اروپایی
این مقاله به بررسی مناسبات اقتصادی و سیاسی ایران با دولتهای اروپایی، به ویژه روسیه و انگلیس، میپردازد. در ابتدا، وضعیت تجارت ایران با این کشورها را تشریح میکند و نشان میدهد که تجارت با انگلیس زیانبار و با روسیه تقریباً برابر است. سپس، به مناسبات سیاسی ایران با عثمانی، انگلیس و روسیه اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه رقابت صدساله روسیه و انگلیس به تضعیف ایران منجر شده است. در ادامه، علت اتحاد روسیه و انگلیس را جلوگیری از نفوذ آلمان در ایران میداند و تأکید میکند که این اتحاد به معنای پایان رقابت آنها در ایران نیست، بلکه شکل آن تغییر کرده است. مقاله با ذکر شواهدی از ادامه رقابت پنهان این دو قدرت در امور داخلی ایران، به ویژه در جریان مشروطه و پس از آن، به این نتیجه میرسد که ایران همچنان میدان رقابت آنهاست. در پایان، راهکار خروج ایران از این وضعیت را در دو نکته اصلی میداند: تعلیم ملی برای تقویت حس وطنپرستی و ایجاد یک نیروی دفاعی قوی، و همچنین ایجاد رقابت بینالمللی برای این دو قدرت در ایران توسط دانایان ملت.
رد استقراض خارجی و پیشنهاد استقراض ملی توسط دولت
متن با تأکید بر اهمیت حس قومیت و حب استقلال برای حفظ شرف و جایگاه ملتها آغاز میشود و بیان میکند که عدم وجود این حس، به ذلت و خواری منجر خواهد شد. سپس به وضعیت دولت ایران پس از دوره استبداد اشاره میکند که به دلیل اصلاحات ضروری و جبران خسارات گذشته، نیازمند استقراض است. نویسنده سه راهکار برای تأمین این نیاز مالی ارائه میدهد: استقراض خارجی که به دلیل شرایط زیانبار آن به شدت رد میشود؛ استقراض داخلی از ثروتمندان و صاحبان مکنت که پول خود را در بانکهای خارجی سپردهاند، با پیشنهاد گرفتن سود از املاک محمدعلی میرزا؛ و در نهایت، اعانه ملی و مجانی از سوی عموم مردم. در ادامه، با ذکر مثالهایی از فداکاری ملتهای فرانسه، ژاپن و عثمانی در زمان بحران، ایرانیان را به غیرت و همت ملی برای حفظ دین، آیین و استقلال کشور فرا میخواند و تأکید میکند که این اعانه باید بدون اجبار و اکراه باشد.

ارائه کمک مالی به دولت و مخالفت با استقراض خارجی
متن با ابراز نگرانی شدید از استقراض خارجی آغاز میشود و آن را هتک ناموس اسلام و وطن و مایه تشویش قلوب مسلمانان، به ویژه طلاب نجف، میداند. در ادامه، بر تکلیف شرعی و ملی هر مسلمان برای حفظ عزت و شرف اسلام و وطن تأکید شده و از ملت خواسته میشود تا با کمکهای مالی، نیاز به بیگانگان را از بین ببرند. در پایان، طلاب زنجانی مقیم نجف با وجود تهیدستی، مبلغی معادل ده لیره عثمانی را به عنوان اعانه تقدیم کرده و از مجلس شورای ملی میخواهند که این هدیه را بپذیرد و از مدیران جراید درخواست میشود که این عرض حال و اسامی اهداکنندگان را منتشر کنند تا موجب تشویق دیگران شود.
تایید و حمایت مجلس شورا و رد همکاری با مخالفان
این متن با اشاره به دریافت تلگرافی، موضع علمای اصفهان را در حمایت قاطع از مشروطه و مجلس شورا اعلام میکند. در ادامه، به تلگرافی از مخالفان مشروطه پاسخ داده میشود که در آن، وضعیت پیش از مشروطه را فاقد اثر از اسلام و دین و پر از ظلم و اجحاف توصیف کرده و مجلس را تنها راه احیای اسلام، رفع مفاسد و نجات از بیگانگان میداند. در پایان، از مخاطبان خواسته میشود که در همراهی با مجلس کوتاهی نکنند تا دین، ناموس و مال مسلمین از بین نرود.
تقاضای رفع غائله و ایجاد امنیت در آذربایجان
متن با تقدیم دعا برای پادشاه آغاز میشود و بر لزوم تلاش همگانی برای اصلاح امور مملکت و حفظ اسلام و حقوق مسلمانان تأکید میکند. سپس به نقش خود در حفظ مشروطیت و جایگاه سلطنت اشاره کرده و نگرانی خود را از وضعیت آذربایجان و اغتشاشات داخلی ابراز میدارد که موجب حیرت و نارضایتی ملت شده است. در ادامه، به اظهارات خود در مجلس شورای ملی مبنی بر لزوم اقدامات دولت و آمادگی ملت برای ادای وظیفه اشاره میکند. در پایان، دو درخواست اصلی مطرح میشود: اول، اقدامات عاجلانه برای تهیه نیرو و رفع مفسده آذربایجان و دوم، اطمینانبخشی به مردم از سوی پادشاه برای آرامش و امیدواری به مراحم ملوکانه.

کمکهای مالی علما و روحانیون خراسان به دولت
این نامه به هیئت مبعوثان ملی و نمایندگان دارالشورای کبری نوشته شده است. در ابتدا، نویسندگان به اطلاع میرسانند که دولت و وکلای ملت در صدد گسترش و تقویت ادارات برای حفظ استقلال کشور از نفوذ بیگانگان هستند و برای این منظور قصد استقراض از خارج را دارند. این اقدام از سوی مآلاندیشان کشور، قرضی شوم و نقض غرض تلقی شده است. در ادامه، طلاب خراسان اعلام میکنند که با وجود محرومیت از شهریه مقرر و قناعت به بضاعت اندک، برای کمک به دولت و حفظ استقلال، اقدام به فروش وسایل و کتب خود کردهاند. در پایان، از عموم مسلمانان وطنپرست، به ویژه ثروتمندان و صاحبان املاک، درخواست میشود که با همت و تلاش خود به حفظ استقلال سلطنت و صیانت از مملکت اسلامی کمک کنند تا روح اسلام خشنود و راه دشمن بسته شود. در انتها، لیستی از کمکهای مالی افراد مختلف از شهرهای خراسان شامل مشهد، نیشابور، ترشیز، شاهرود، قوچان، قائن، تربت حیدریه و سبزوار به همراه مبالغ اهدایی ذکر شده است.
چند یادآوری به دولت و ملت ایران
این متن با طرح پرسشهایی از وضعیت نامطلوب ایران در مقایسه با کشورهای پیشرفته آغاز میشود. به مسائلی چون عدم پیشرفت علمی، مهاجرت ایرانیان، عقبماندگی از ژاپن، احتکار و عدم مجازات محتکرین اشاره میکند. سپس به مشکلات سیاسی و حقوقی مربوط به زوار عتبات در مرز عثمانی و عدم پیگیری حقوق اتباع ایرانی توسط مأموران ایران میپردازد. در ادامه، به تناقض در فرامین دولتی درباره تجارت پوست بره و تأثیر نام کالا بر ارزش آن اشاره میکند. مسائل فقهی مربوط به حمل جنازه، دفن در سرداب و نبش قبر را مطرح کرده و سپس به اهمیت تمدن و سیاست برای آزادی ملت، عواقب تجارت نامتوازن با خارجه و لزوم محاکمه اجباری در مجامع بینالمللی میپردازد. در پایان، بر لزوم سازماندهی افواج ملی تحت امر یک سردار اعظم با تصویب شورای ملی، اهمیت بنادر جنوبی، ضرورت اتحاد حول مجلس شورا و پرهیز از مصرف کالاهای خارجی تأکید میکند و از تأسیس کارخانه کاغذ سیگار در تبریز قدردانی کرده و مصرف تولیدات داخلی را واجب میشمارد.
فواید استقرار مشروطیت در کشور
این متن با تقریظی از محمدکاظم خراسانی آغاز میشود که در آن، مشروطیت را به منزله حفظ اسلام و مخالفت با آن را محاربه با امام زمان (عج) میداند و از مسلمانان میخواهد که برای حفظ دین و دنیای خود، این اساس را استوار سازند. سپس، محمداسماعیل غروی محلاتی به تبیین مفهوم مشروطیت میپردازد و آن را محدود شدن اختیارات دولت و پادشاه به قوانین مفید برای مملکت اسلامی و تقویت ملت و دولت تعریف میکند. در مقابل، سلطنت استبدادی را خودسری حاکمان و عمل بر اساس شهوت و غضب میداند که به صلاح مسلمین نیست. در ادامه، به وضعیت نابسامان مملکت اسلامی در دوران اخیر اشاره میکند که به دلیل خودخواهی و شهوترانی حاکمان، شیرازه آن از هم گسیخته و در معرض تهاجم اجانب قرار گرفته است. برای دفع این مفسده، راهکار را در اتحاد ملت و تعیین عقلای با بصیرت برای وضع قوانین و نظارت بر اعمال حکومت میداند تا از تعدی به حقوق عامه جلوگیری شود و مملکت از خرابی به عمران مبدل گردد. در پایان، بر لزوم اهتمام عموم مسلمین در حفظ اساس مشروطیت تأکید میکند و آن را معادل حفظ بیضه اسلام میداند و نابودی آن را به منزله نابودی اسلام تلقی میکند.

هشدار به علما و مشروطهخواهان آذربایجان از رخنه و نفوذ منحرفان به صفوف آنها
این نامه با ستایش از حرکت مشروطهخواهی در ایران و به ویژه در آذربایجان آغاز میشود و آن را مایه افتخار و حیرت جهانیان میداند که تهمت «مانع ترقی بودن اسلام» را از اذهان اجانب زدوده است. سپس با ابراز تأسف از انحراف مسیر حرکت مشروطه در آذربایجان، این انحراف را نامناسب و ناروا میخواند و تأکید میکند که آذربایجان رکن رکین ایران است و هر اتفاقی در آنجا بر سعادت ایران تأثیر میگذارد. در ادامه، منشأ حرکات جاهلانه و افکار مضرّه را مغرضین داخلی و خارجی معرفی میکند که سلامت وطن را به خطر میاندازند. در پایان، از علمای آذربایجان میخواهد که در رفع مواد مخربه وطن همت گمارند و با توجه به ضعف دولت و مشکلات موجود، از اقدامات افراطی عوام جلوگیری کنند تا ملت ایران دچار اضمحلال نشود.


انتقاد شدید از رفتار توهینآمیز دولتیان نسبت به علما، بزرگان و مردم فارس
متن با خطاب به ولیعهد آغاز میشود و بر اهمیت حمایت از اسلام و مذهب شیعه توسط حاکمان تأکید میکند. با ذکر نمونههایی از تاریخ ایران و اسلام، مانند اردشیر بابکان، شاه عباس صفوی، چنگیز و صلاحالدین ایوبی، نقش علما و دین در مشروعیت و بقای حکومتها تبیین میشود. سپس به جایگاه علما در جامعه و نقش آنها در امور شرعی و حقوقی مردم اشاره شده و از بیتوجهی دولت به تظلمات مردم فارس و توهین به علما انتقاد میشود. در ادامه، دولت به دلیل تعیین یک مأمور برای بررسی صدق و کذب ادعاهای علمای جامعالشرایط مورد سرزنش قرار میگیرد و اعلام میشود که مردم و علمای شیراز به بقاع متبرکه پناه بردهاند و برای رفع این توهین و عزل حاکم ظالم آمادهاند. در پایان، با تأکید بر اینکه دولت باید متشکل از رجال دانشمند و سیاسیدان باشد، نه افراد غربزده و مستبد، و با اشاره به سابقه جمهوری اسلامی ایران در عزل حاکمان ظالم، از ولیعهد خواسته میشود که به این مسئله رسیدگی کند و هشدار داده میشود که در صورت بیتوجهی، عواقب وخیمی در پی خواهد داشت.
اعلام انصراف از عضویت در هیأت مجتهدین ناظر بر مصوبات قانون اساسی
متن با ستایش از مجلس شورای ملی آغاز میشود. سپس، نویسنده ضمن ابراز تشکر از انتخاب خود به عنوان عضو هیئت مجتهدین ناظر بر مصوبات قانون اساسی و بیان آرزوی خدمت به دین و ملت، به دلیل وجود موانع متعدد، از پذیرش این مسئولیت انصراف میدهد. در پایان، نویسنده با عذرخواهی، استعفای خود را به مجلس تقدیم کرده و ابراز امیدواری میکند که مورد پذیرش قرار گیرد.

تبیین و تشریح مشروطیت و لزوم انتخاب افراد متدین، میهندوست و خدمتگزار به نمایندگی مجلس
با توجه به سوءاستفاده برخی افراد از عنوان مشروطهخواهی برای مقاصد فاسد و ایجاد تشویش در اذهان مسلمین، تعریفی از مشروطیت و آزادی ارائه میشود. مشروطیت به معنای محدود بودن ادارات سلطنتی و دولتی به قوانین موضوعه بر طبق مذهب رسمی کشور است و آزادی ملت نیز به معنای عدم مقهوریت در برابر تحکمات خودسرانه سلطنت و احقاق حقوق ملیه است. با توجه به اینکه مذهب رسمی ایران اسلام و طریقه اثنی عشریه است، مشروطیت ایران به معنای عدم تجاوز دولت و ملت از قوانین شرعی، حفظ نوامیس ملی و شرعی، اشاعه عدالت، محو ظلم و صیانت از اسلام است. نمایندگان ملت نیز باید افرادی امین، با درایت و بدون خیانت به دین و دولت باشند. تأکید میشود که اساس مسلمانی بر این مبنا استوار است و قانون اساسی نیز بر عدم مخالفت قوانین با احکام شرعی تصریح دارد. در پایان، امیدواری به انتخاب نمایندگان صالح و وفادار به اسلام و ملت ابراز شده و هشدار داده میشود که هیچ مفسدی نباید بتواند با نقض قانون اساسی و احکام جعفری، استبدادی جدید و زشتتر از گذشته برپا کند. اسلامپرستان و سرداران ملت نیز مراقب خواهند بود تا چنین استبدادی را نپذیرند.


مخالفت با تشکیل انجمن زنان
متن با بیان اینکه اجتماع زنان فینفسه از نظر شرعی مشکلی ندارد آغاز میشود. سپس با اشاره به شناخت از طبیعت زنان جامعه، ابراز تردید میکند که زنان عفیف و با عصمت به این اجتماعات بپیوندند. در ادامه، این اجتماعات را محلی برای فعالیت افراد مفسد و مغرض میداند که قصد ایجاد فساد دارند. در نهایت، بر لزوم جلوگیری از تشکیل این اجتماعات برای پیشگیری از فسادهای آینده تأکید میکند.
وجوب دفاع در برابر متجاوزان ایتالیایی، روسی و انگلیسی و دفع حملات آنها از سرزمینهای اسلامی
متن با اشاره به نفاق و اختلافات داخلی ایران، به سوءاستفاده قدرتهای صلیبی (ایتالیا، روسیه و انگلیس) برای تضعیف اسلام و ورود قشون به طرابلس غرب و ایران میپردازد. در ادامه، بر تمام مسلمانان، به ویژه عشایر و ایلات، واجب عینی دانسته میشود که برای دفاع از اسلام و دفع حملات ظالمانه صلیبیان متحد شده و از اغراض شخصی دوری کنند. در پایان، برای ثبات قدم و یاری دین دعا میشود.



درخواست اتحاد همه مسئولان کشور و نگرانی از تغییرات مداوم در دولت
متن با توصیف وضعیت بحرانی ایران در دوران استبداد آغاز میشود و به نقش علما، عقلا و احرار در برپایی مشروطیت و نجات کشور از استبداد اشاره میکند. سپس به وضعیت کنونی کشور میپردازد و از تراکم حوادث، ضعف ملت و عدم رسیدگی به امور عمومی ابراز نگرانی میکند. نویسنده، دلیل اصلی مشکلات را قصور اولیای امور در انجام وظایف و عدم اتحاد و اتفاق میداند و به تغییرات مداوم کابینه و وزارتخانهها که مانع رسیدگی به حال ملت شده، اشاره میکند. در پایان، از وکلای ملت و نایبالسلطنه درخواست میشود که با اتحاد و اتفاق، چارهای برای دردهای ملت بیابند و به وظایف خود عمل کنند.
لزوم زدودن بیم و هراس از اروپاییان
متن با تأکید بر اهمیت از بین بردن ترس از دشمنان برای پیشرفت و آسایش ملی آغاز میشود. مرعوبیت را بزرگترین مانع ترقی، عامل اضمحلال ملیت و زوال شرف و استقلال معرفی میکند و با استناد به آیات قرآن و احادیث، نقش رعب در پیروزی مسلمانان صدر اسلام را تبیین میکند. در ادامه، مرعوبیت ایرانیان از همسایگان اروپایی را عامل اصلی پیشرفت مقاصد آنان در ایران میداند و وظیفه کنونی ایرانیان را زدودن این ترس و تقویت جرئت و شهامت برای حفظ استقلال و شرف ملی برمیشمارد.
تلاش در جهت حفظ استقلال کشور و عدم اتکا به قدرتهای خارجی
متن با تأکید بر لزوم روابط دوستانه ایران با همه کشورها، به ویژه همسایگان، آغاز میشود. سپس به تاریخچه تضعیف ایران توسط همسایگان (روس و انگلیس) در یکصد سال اخیر و از دست رفتن بخشهایی از خاک ایران اشاره میکند. در ادامه، به بیداری ایرانیان و تمایل آنها به قدرتهای ثالث (آلمان و عثمانی) برای رهایی از فشار روس و انگلیس میپردازد. متن پیشنهاد میکند که روس و انگلیس برای جلب اعتماد ایرانیان باید نیروهای خود را از ایران خارج کرده و از دخالت در امور داخلی و فشار بر ایران دست بردارند و در عوض، در تأمین مالی و توسعه ایران همکاری کنند. در پایان، به اهمیت فداکاری ایرانیان برای استقلال و پیامدهای احتمالی مقاومت آنها برای همسایگان اشاره کرده و تأکید میکند که اتحاد آلمان و عثمانی در ایران قویتر از اتحاد روس و انگلیس خواهد بود.
پرهیز مسلمانان از معاشرت و دوستی با کفار فرنگی و تحریم تجاری کالاهای اروپایی به ویژه منسوجات
متن با هشدار به مسلمانان در مورد غفلت و سرگردانی در برابر نفوذ دشمنان دین و مملکت آغاز میشود. نویسنده با سوگند به مقدسات، وضعیت فعلی مسلمانان را که بازارهایشان پر از کالاهای فرنگی است و تجار و مردم لباسهای ناپاک کفار را میپوشند، به شدت نکوهش میکند. در ادامه، به مقایسه وضعیت کنونی با دوران نیاکان پاک و شوکت گذشته اسلام میپردازد و از تسلط فرنگان بر کسب و تجارت مسلمانان ابراز تأسف میکند. سپس، با تأکید بر عواقب وخیم ادامه این روند، به حرمت پوشیدن لباس کفر و عبادت با آن اشاره کرده و آن را موجب غضب الهی و خشم پیامبر میداند. در بخش دوم، هشت دلیل فقهی و عقلی برای حرمت استفاده از کالاهای کفار و معاشرت با آنها ارائه میشود. این دلایل شامل تقویت کفر و تضعیف اسلام، وجوب دفاع در برابر استیلای کفار (چه از طریق جنگ، چه از طریق فرهنگی و اقتصادی)، ایجاد فقر و بیکاری برای مسلمانان، گناه کبیره بودن این عمل، کمک به ستمکاران و دشمنان دین، احتمال نجاست کالاهای کفار، نهی از نماز در لباس کفار و حرمت دوستی و موالات با آنها است. در پایان، نویسنده به خرافات و موهوماتی که مانع کسب و تلاش مسلمانان شدهاند، انتقاد میکند و از علما میخواهد که با ترویج صنایع داخلی و ترک کالاهای خارجی، به تقویت اسلام و نجات وطن کمک کنند. متن با دعایی برای بیداری و عقلانیت مسلمانان به پایان میرسد.
اظهار عدم رضایت و تنفر از حضور نیروهای متجاوز روسی و انگلیسی در کشور به وزرای مختار دول اروپایی و عثمانی و ژاپن
این متن با اشاره به چهار سال مجاهدت ملت ایران برای آزادی و استقلال، به تغییر رویه دولتهای روسیه و انگلیس میپردازد. در ابتدا، این دولتها خود را حامی حقوق بشر و آزادی معرفی میکردند، اما اکنون با تحریکات پنهانی خود، بینظمی و ناامنی ایجاد کردهاند. دولت روسیه بدون حق و قانون، نیروهای خود را وارد خاک ایران کرده و دو سال است که با فشار مداوم، موجب افزایش اختلافات و پریشانی ملت شده است. اخیراً نیز دولت انگلیس با یادداشتی تهدیدآمیز، قصد دارد استقلال ایران را از بین ببرد و مسلمانان را نگران کند. در پایان، از نمایندگان دولتهای دوست درخواست میشود که با توجه به وجدان خود، از محو استقلال کشوری با قدمت شش هزار ساله که تازه از استبداد رها شده، جلوگیری کرده و با اقدامی نوعخواهانه، تجاوزات را متوقف و خروج نیروهای روسی را فراهم آورند تا مسئولان کشور بتوانند با آرامش خاطر به اصلاح خرابیهای گذشته بپردازند.
معنای آزادی و حدود آن
سخنرانی با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به اهمیت چهار رکن اساسی برای آبادانی مملکت اشاره میکند. سپس به تبیین مفهوم «حریت» یا «آزادی» میپردازد و بیان میکند که در جامعهای که هزاران سال در بند و اسارت بوده، درک واقعی آزادی دشوار است. آزادی را با مساوات پیوند میزند و تأکید میکند که هیچکس بدون حکم الهی حق تعرض به جان، مال و ناموس دیگری را ندارد. در ادامه، آزادی را به مثابه رهایی از بندگی غیر خدا و پذیرش تنها حکم الهی تعریف میکند و آن را با مثال پدر مهربان و فرزندانش برای تبیین حکومت عادلانه و رعیت آزاد مقایسه میکند. در بخش بعدی، به اقسام آزادی شامل آزادی هویت، لسان، قلم، مطبعه، رأی و مجالس میپردازد. آزادی لسان و قلم را با مفهوم امر به معروف و نهی از منکر گره میزند و آن را از واجبات دینی میشمارد که بر همه مسلمانان واجب است و نه فقط علما. در پایان، به این نکته اشاره میکند که آزادی باید در چارچوب شرع و قوانین الهی باشد و از تهمت و غیبت پرهیز شود و بر لزوم اتحاد و اتفاق برای مقابله با ظلم و استبداد تأکید میکند.

تقلب در انتخاب نمایندگان بنادر در دومین دوره مجلس شورای ملی
متن با اشاره به بینظمیهای موجود در بنادر، به ویژه در انتخابات اعضای انجمن ولایتی و وکلای تهران، آغاز میشود. در ادامه، به دسیسههای صورتگرفته در این انتخابات اشاره شده و از عدم رسیدگی به شکایات مردم در تهران گلایه میشود. سپس، به انتخاب فردی به نام میرزا حسین، که دلیل قنسل بالیوزخانه آلمان است، اشاره شده و نحوه انتخاب او با پول و نفوذ مورد انتقاد قرار میگیرد. در پایان، از اعضای دارالشورای کبری خواسته میشود تا با استناد به گزارشهای بیطرفانه اداراتی مانند گمرک، به وضعیت بوشهر و تقلبهای انتخاباتی رسیدگی کنند و به شایعاتی که مشروطه را به افزایش مالیات و ضرر مردم متهم میکند، پاسخ دهند.
ناآگاهی مسلمانان از نقش و تأثیر اتحاد اسلامی و بیتوجهی نسبت به سرنوشت یکدیگر
متن با بشارت به طلوع آفتاب معرفت و حیات تازه در عالم اسلام آغاز میشود و از بیداری مسلمانان و تلاش برای اجرای وصیت پیامبر اکرم (ص) سخن میگوید. سپس به اهمیت اتحاد و اخوت میان مسلمانان اشاره کرده و آن را نعمتی بزرگ از جانب خداوند میداند. در ادامه، به تشکیل انجمنی در اسلامبول با حضور نمایندگان کشورهای اسلامی برای اعتراض به مداخلات روسیه و انگلیس و همچنین اخطار علمای نجف به دولتهای جهان در مورد ظلم روسیه به ایران اشاره میکند. متن به سخنرانیهای مهیج در این انجمن و تأکید بر اتحاد به عنوان راه حل مشکلات جهان اسلام میپردازد و تصمیم برای اطلاعرسانی این اتحاد به شریف مکه و سلاطین قاجار را بیان میکند. بخش بعدی به خطابه صاحب مجله العلم اختصاص دارد که در آن به اهمیت اجتماع در اسلام از طریق نماز جماعت، نماز جمعه و حج برای رفع مشکلات و حفظ وحدت امت تأکید میشود. در پایان، متن به غفلت و نادانی مسلمانان در برابر تهاجمات اروپاییان و از دست رفتن سرزمینهای اسلامی اشاره کرده و با برشمردن نمونههایی از این فجایع، مسلمانان را به اتحاد و برادری برای رهایی از چنگال اجانب فرا میخواند.

نگرانی از بروز هرج و مرج روزافزون پس از مشروطه
متن با اشاره به انگیزه اولیه برای برقراری مشروطیت، یعنی تأمین امنیت و آبادی کشور، آغاز میشود. سپس به نگرانی فزاینده از گسترش هرج و مرج و ناامنی در مناطق مختلف پس از استقرار مشروطه میپردازد. در ادامه، با طرح این پرسش که مسئولیت تأمین امنیت بر عهده چه کسی است، به نقد عملکرد سلطان مشروطه و قوه مجریه در این زمینه میپردازد و خواستار ایفای نقش فعالتر آنها در برقراری نظم و امنیت میشود.

اعلام افساد و تبعید حاج شیخ فضل الله نوری به نجف اشرف
تلگرافی کوتاه و مجمل، خواستار تبعید فوری و بدون توقف فردی مفسد به نجف اشرف میشود.

لزوم انجام اصلاحات نظامی در قشون خراسان
این نامه با تأکید بر اهمیت استقلال کشور و آسایش ملت، به نقش قشون در حفظ امنیت و اداره امور سرحدات اشاره میکند. سپس، با برجسته کردن اهمیت استراتژیک خراسان و کمبود قشون و ذخایر نظامی در این منطقه، راهکار اصلاحی را در اختصاص بخشی از مالیات به امور نظامی پیشنهاد میدهد. در پایان، از عدم توجه به درخواستهای مکرر برای رفع اغتشاشات داخلی و جلوگیری از اشرار گلایه شده و بیان میشود که تاکنون جز وعده و مسامحه، نتیجهای حاصل نشده است.
لزوم اتحاد و برادری میان همه فرق و طوائف مسلمان
این نامه با اشاره به فتنه بزرگ بخارا که منجر به کشتار، هتک حرمت و تلفات مالی شده و زمینه مداخله بیگانگان را فراهم آورده، آن را برای دین اسلام مضر و موجب تفرقه مسلمانان میداند. در ادامه، به تلگراف ارسالی به علمای بخارا برای دعوت به صلح، اصلاح و عقد اخوت اشاره میکند و از مشیخه اسلامبول میخواهد که قضات و مفتیان را به اتحاد و برادری ملزم سازند تا دست بیگانگان از دسیسهچینی کوتاه شود.

تبعیت از فتاوای مراجع نجف اشرف در وجوب استقرار مشروطه و مجلس شورا
متن با تأکید بر لزوم تبعیت از فتاوای مراجع نجف اشرف در خصوص وجوب مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به سابقه تلاشهای خود در جهت تحکیم این مجلس مقدس اشاره میکند و بر ادامه این کوششها تأکید میورزد. در پایان، متن با ذکر تاریخ و نام نویسنده به اتمام میرسد.

رکود و ورشکستگی تولید ملی و تشویق مردم به استفاده از کالاهای وطنی
متن با اشاره به ضعف و انحطاط ایران در دوره قاجار و غارت اموال توسط امنای دولت آغاز میشود. سپس به تلاشهای عقلای مملکت برای رهایی از استبداد و دستیابی به مشروطیت در سال ۱۳۲۴ قمری اشاره میکند. نویسنده با وجود شکست موقت مشروطه در استبداد صغیر، بر لزوم آگاهی مردم از حقوق ملی و منافع کشور تأکید میکند و هدف رساله را تبیین علل ضعف مسلمین و راه تبدیل ذلت به عزت از طریق مشروطیت میداند. در ادامه، دو منبع قوت دین را برهان و حاملان دین معرفی میکند و به نقش علمای حقیقی و علمای سوء در تقویت یا تضعیف دین میپردازد. سپس به فقر و ضعف مسلمانان و دولت ایران اشاره کرده و آن را نتیجه از دست رفتن صنایع داخلی و ورود کالاهای خارجی میداند. در پایان، راهکار برونرفت از این وضعیت را بازگشت به تولید ملی، حمایت از صنایع داخلی، و تشویق مردم و مسئولان به استفاده از کالاهای وطنی میداند و از علما، وکلا و وعاظ میخواهد که در این مسیر پیشگام باشند.

لزوم تحریم کالاهای روسیه
متن با اشاره به مداخلات حقوقشکنانه و اقدامات استقلالبرانداز روسیه آغاز میشود و این کشور را به دلیل حرکات وحشیانه و پایمال کردن حقوق بشریت مورد انتقاد شدید قرار میدهد. در ادامه، به نقش انگلستان در همراهی با روسیه و پایمال کردن حقوق ملتهای مظلوم اشاره شده و این کشور نیز به عنوان مانع سعادت بشری معرفی میشود. سپس، با تأکید بر آگاهی ملتهای معاصر، از ایرانیان خواسته میشود تا با تحریم کالاهای روسی و انگلیسی، استقلال و هویت ملی خود را حفظ کنند. متن با فراخوانی روحانیون و ملت ایران برای تشویق به تحریم و تأکید بر اهمیت این اقدام برای حفظ استقلال و امنیت کشور به پایان میرسد.
اعلام حمایت از علمای متحصن در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)
متن با دعای خیر برای وجود مسعود عالی آغاز میشود که حامی اسلام و مسلمین است. سپس به دریافت نامهای از آستانه حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره میکند و از اقدامات انجام شده برای اعتلای کلمه اسلامیه ابراز مسرت و تشکر میکند. در ادامه، نویسنده از صمیم قلب برای جناب مستطاب و پیروان ایشان در این مقصد شریف، قوت و نصرت الهی را استدعا میکند و بر همراهی همهجانبه با عدالتخواهان تا آخرین نفس تأکید میورزد. در پایان، از خداوند طلب توفیق و از مخاطب التماس دعای مخصوص دارد و متدینین غیور تهران را به امتثال اوامر شریفه و ریشهکن کردن مواد فساد تشویق میکند.

وجوب فراگیری علوم و فنون جدید و زبانهای خارجی و تشکیل نیروهای دفاعی مقتدر
سؤالکننده با اشاره به پیشرفت مسلمانان در گذشته و سپس انحطاط و عقبماندگی کنونی، علت اصلی این وضعیت را تفرقه و جهالت میداند. سپس چهار پرسش مطرح میکند: آیا علوم غیرشرعی (به جز سحر و کهانت) مخالف دین هستند؟ آیا تحصیل علوم و صنایع جدید برای حفظ ممالک اسلامی و دیانت واجب است؟ آیا یادگیری زبانهای خارجی ذاتاً حرام است؟ و آیا یادگیری زبانهای خارجی به دلیل توقف علوم و صنایع جدید بر آن، واجب مقدمی است؟ در پاسخ، علمای شیعه تأیید میکنند که کوتاهی مسلمانان در اتحاد و وظایف سیاسی و عدم بهکارگیری علوم و صنایع، منجر به وضعیت ذلتبار کنونی شده است. در ادامه، به چهار سؤال پاسخ میدهند: تعلیم صنایع و علوم جدید برای حفظ اسلام و تقویت قوای دفاعی از اهم واجبات است. تعلیم علوم و فنون (به جز آنچه شرعاً حرام شده) و همچنین یادگیری زبانهای خارجی و حتی ترجمه آنها، واجب است. اما به دلیل وجود عقاید فاسده در تعلیمات و کتب غیرمسلمانان، پیشنهاد میشود اداره معارفی با حضور افراد عالم و متدین تشکیل شود تا بر مدارس و کتب نظارت کند و معلمانی برای اصول و فروع دینی در مدارس تعیین شوند تا ضمن حفظ دیانت، از فساد عقیده جلوگیری شود. این امر به عهده مجلس ملی و وزارت معارف است.


مخالفت با تشکیل انجمن زنان
متن با اشاره به سوابق خدمات مخاطب آغاز میشود. سپس به مخالفت شدید با تشکیل انجمن نسوان میپردازد و آن را مخالف شرع و موجب پیامدهای ناگوار میداند. در ادامه، هرگونه همراهی خود با این انجمن را تکذیب کرده و آن را ناشی از غرضورزی دشمنان میداند. در پایان، از عموم مسلمانان غیور میخواهد که برای برهم زدن این انجمن تلاش کنند.

شکایت و هراس از هجوم و قتل و غارت مردم شهر توسط اشرار لر
متن با اشاره به وضعیت اسفناک اهالی بروجرد و تسلط الوار بر شهر آغاز میشود. در ادامه، انجمن ولایتی بروجرد راهکاری را برای حفظ نظم و ناموس شهر ارائه میدهد که شامل استخدام سواران چریکی از خوانین گودرزی و بیرانوند برای تأمین امنیت و باز نگه داشتن راهها است. در پایان، انجمن به مشکل تأمین مالی این تدابیر اشاره کرده و پیشنهاد میدهد که هزینهها از محل تحدید تریاک تأمین شود و از رئیس مجلس درخواست میکند تا برای ارسال باندرول به رئیس تحدید تریاک اقدام کند، در غیر این صورت شهر در معرض غارت کامل قرار خواهد گرفت.
لزوم شرکت علمای ایران در دولت
متن با ابراز خوشحالی از همراهی علما با روزنامه حبلالمتین آغاز میشود و به نقش این روزنامه در تغییر دیدگاه منفی نسبت به علما اشاره میکند. در ادامه، برتری علمی و فکری روحانیون را در طول تاریخ اسلام تأکید کرده و پیشنهاد میدهد که دولت ایران، علما را در امور مملکتی و ترقیات ملی و دولتی طرف مشورت قرار دهد. سپس، با طرح سؤالاتی، عدم تضاد بین مناصب دینی و حکومتی را بیان میکند و بر لزوم اتحاد همه اقشار ملت برای حفظ استقلال تأکید میورزد. در پایان، با اشاره به وضعیت اسفبار کشورهای اسلامی که از سلطنت اسلام جدا شدهاند و مقایسه با پیشرفت ژاپن، به علمای ایران هشدار میدهد که اگر روش ژاپنیها را در فداکاری برای وطن پیش نگیرند، در کمتر از یک قرن نابود خواهند شد و هیچکس قادر به بازگرداندن قدرت اسلام نخواهد بود.
هوشیاری مردم مسلمان ایران نسبت به دروغپردازیها و فریبکاریهای رژیم شاه
متن با اشاره به اطلاعیه سرلشکر پاکروان، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور، در مورد افشای خیانت روحانیت آغاز میشود. در ادامه، این اطلاعیه را تلاشی مذبوحانه و پروندهسازی از سوی هیئت حاکمه برای فریب مردم میداند و تأکید میکند که مردم بیدار شدهاند و ماهیت دستگاه حاکمه را شناختهاند. سپس به هیئت حاکمه توصیه میشود که با عقل و حیا به وضعیت خود بنگرند و از عقلا مشورت بگیرند. در بخش بعدی، با مقایسه عملکرد رژیم با یزید بن معاویه، تلاشهای حکومت برای توجیه اقدامات غیرقانونی و سرکوب مخالفان را بینتیجه میخواند. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که اگر هیئت حاکمه اشتباهات خود را میپذیرفت و حل مشکلات را به مراجع تقلید واگذار میکرد، محبوبیت کسب میکرد، اما به جای آن به قانونشکنی و ستیزه با ملت ادامه میدهد. سپس، با رد اتهامات مطرح شده در اطلاعیه پاکروان مبنی بر ارتباط روحانیت با یک عرب مرموز و دریافت پول، این اتهامات را ساختگی و بخشی از پروندهسازیهای دولت میداند. در پایان، با تأکید بر اینکه روحانیت بر قلوب مردم حکومت میکند و مردم فرامین آن را فرامین خدا میدانند، هشدار میدهد که با تجاوز به حریم قرآن و اسلام و سرکوب علما و مردم، نمیتوان کاری از پیش برد و مسلمانان تا پای جان برای تحقق خواستههای شرعی و قانونی خود ایستادگی خواهند کرد. متن با ابراز تأثر از شهادت مردم در فاجعه ۱۲ و ۱۳ محرم و طلب صبر برای خانوادههای داغدار به پایان میرسد.

انتقاد از وطنفروشی و خیانت دولتمردان ایران
متن با توصیف ملتی آغاز میشود که مسئولان آن به جای عدالت، به ظلم و فساد روی آوردهاند و اخلاقشان به دلیل جهل فاسد شده است. در ادامه، با لحنی تند، به دولتمردان بیغیرت و بیشرم حمله میکند که به خاطر منافع ناچیز، به وطن خیانت کرده و ظالمان را تقدیس میکنند. سپس با یادآوری شکوه و عظمت ایران باستان، از وضعیت کنونی کشور که بخش بزرگی از آن از دست رفته، ابراز تأسف میکند. در بخش بعدی، به تفصیل به دو خیانت بزرگ دولتمردان میپردازد: اول، تقسیم غیرقانونی خراج مملکت و دریافت مواجب و رشوههای کلان که دولت را مجبور به استقراض از بیگانگان کرده است؛ و دوم، تصرف املاک بزرگ دولتی به نام تیول و تبدیل آنها به ملک شخصی از طریق حیله و نیرنگ.
اعلام بی نتیجه بودن مذاکره با شیخ فضل الله و همراهان در آستان حضرت عبدالعظیم
این بیانیه با ابراز نارضایتی از اقدامات حاج شیخ فضلالله نوری و همراهانش در حرم حضرت عبدالعظیم آغاز میشود. نویسندگان اشاره میکنند که تلاشهای مکرر برای نصیحت و منصرف کردن آنها از مخالفت با مشروطه بینتیجه بوده است. در ادامه، به مذاکره حضوری با آنها اشاره میشود که به دلیل عدم حصول نتیجه و پافشاری بر گلهمندیهای بیاساس، بیثمر مانده است. در پایان، از عموم برادران دینی خواسته میشود که از دامن زدن به فتنه خودداری کرده و با اتحاد و اتفاق کلمه، به تقویت اساس مشروطه و حفظ امنیت کشور کمک کنند، زیرا این امر را در راستای اعتلای دین اسلام و آسایش مسلمانان میدانند.



اظهار نگرانی از سلطه کفار بر اسلام و مسلمانان
متن با اشاره به حدیثی نبوی، به ستایش ایمان و ثواب مردم آخرالزمان میپردازد که با وجود دوری از عصر نبوت و غیبت امام، عقاید خود را بر اساس کتاب و سنت استوار میدارند. سپس به وضعیت کنونی اشاره میکند که مشرکان و دشمنان دین قصد نابودی اسلام را دارند و فتنهها اوج گرفته است. در پایان، بر عموم مسلمانان واجب میداند که برای اعتلای کلمه اسلام، جان و مال خود را فدا کنند تا به پاداش دنیوی و اخروی جهاد در راه خدا دست یابند.

تحویل اسلحه توسط مردم به وزارت جنگ
حفظ کشور منوط به تحویل اسلحه به وزارت جنگ است و این اقدام واجب و فوری تلقی میشود.

تایید تاسیس مجلس شورا
متن با تأکید بر ضرورت و مشروعیت عقلی و شرعی تأسیس مجلس آغاز میشود که هدف آن گسترش عدالت، اجرای احکام شریعت، رفع ظلم و نظارت بر دولت و ملت بر اساس موازین شرعی است. در ادامه، از مؤمنین خواسته میشود که خیرخواهی و مصالح عمومی را بر منافع شخصی ترجیح دهند تا اهداف عالیه مجلس محقق شود.

لزوم افزایش قدرت دولت برای ایجاد نظم در کشور
سخنران با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و عدم اطلاع نمایندگان مجلس از اوضاع واقعی، به تلگرافی از اردبیل اشاره میکند که نشاندهنده ناامنی و هرجومرج است. او معتقد است که مردم به فساد تمایل دارند و بدون وجود مجازات و قوه مجریه قوی، نظم و امنیت برقرار نخواهد شد. در پایان، از وزرا میخواهد که برای تأمین امنیت چارهای بیندیشند، چرا که بدون قشون و پول، کاری از پیش نخواهد رفت و این سخنان را بیغرضانه بیان میکند.
درخواست تسریع ورود ناصرالملك (نایبالسلطنه) به کشور
متن با درخواست از ناصرالملک، نایبالسلطنه، برای بازگشت به کشور آغاز میشود و او را امید ملت و وطن میخواند. سپس، با اشاره به اهمیت مقام نیابت سلطنت در شرایط حساس کنونی، بر نقش ناصرالملک در حفظ ناموس دولت و حیات سیاسی مملکت تأکید میکند. در پایان، از طرف خود و به وکالت از مردم آذربایجان، از مقامات مسئول میخواهد که برای تسریع در بازگشت نایبالسلطنه اقدام کنند تا جایگاه نیابت سلطنت خالی نمانده و موجب دلگرمی مردم شود.
شکایت از آشفتگی، بیقانونی و رشوه گیری ادارات کرمان
این نامه با اشاره به وضعیت نابسامان ادارات کرمان، از هرج و مرج، ظلم و رشوهگیری گسترده در این منطقه شکایت میکند. در ادامه، به نبود عدلیه قانونی و هدر رفتن حقوق رعایا اشاره شده و از مسئولین خواسته میشود تا در صورت مشروطه بودن ایران، به این وضعیت رسیدگی کرده و ادارات را بر اساس قانون سامان دهند. در پایان، انجمن ایالتی کرمان اعلام میکند که به دلیل عدم توجه به اخطارهای قبلی و نقض قوانین، فعالیت خود را تعطیل کرده و تا زمان اصلاح دوایر دولتی و اجرای قوانین، بازگشایی نخواهد شد.
پاسخ تلگراف سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی و رد نگرانی آنها
پاسخ علمای تبریز به تلگراف سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی با ابراز تشکر از اقدامات آنان آغاز میشود. متن به نگرانیها درباره مفاسد و اهمیت آذربایجان اشاره میکند و تأکید دارد که علت اصلی هیجانات مردمی، تأخیر در اجرای مشروطیت و قانون عدل است. علمای تبریز با رد این تصور که اسلام مانع ترقی است، آن را عامل ترقی و تمدن میدانند. در ادامه، وضعیت آشفته کشور، اختلال مرزها و درگیری بین مشروطهخواهان و استبدادطلبان توصیف میشود. سپس، از بهبهانی و طباطبایی خواسته میشود که با نفوذ خود، از اسلام و مسلمانان حمایت کرده و پادشاه را به اجرای کامل مشروطیت و توجه بیشتر به آذربایجان ترغیب کنند. در پایان، به نگرانی مطرح شده در تلگراف مخاطبان مبنی بر «مذاکرهای که استقلال ایران را سم قاتل است» پاسخ داده میشود و تأکید میگردد که مردم آذربایجان تنها خواهان مشروطیت و قانون هستند و هیچ سخنی از استقلالطلبی به میان نیامده است.
ترک مبارزه مسلحانه و در پیش گرفتن مبارزه سیاسی
این متن با اطمینانبخشی به مخاطب آغاز میشود که نویسنده در مسیر ترقی و سعادت ملت ثابتقدم است و تا پای جان از مبارزه دست نخواهد کشید. در ادامه، نویسنده به تفاوت رویکرد خود با سایر رفقا اشاره میکند و تأکید دارد که هر زمان مقتضیات خاص خود را دارد. با توجه به شرایط فعلی که مبارزه مسلحانه کنار گذاشته شده، نویسنده بر لزوم پیگیری مبارزه از طریق منطق، بیان و قلم تأکید میکند و بیان میدارد که باید با پیروی از دستورالعمل حکما و فلاسفه، بر دشمن غلبه کرد و راه حق را به طالبان آن نشان داد. در پایان، نویسنده از کسانی که این شیوه را رعایت نمیکنند و بهانهای به دست مغرضین میدهند، ابراز تأسف میکند.

مشکلات و کوتاهیهای مجلس و دولت مشروطه
متن با ابراز نگرانی عمیق نویسنده از وضعیت موجود در کشور آغاز میشود و ترس او از بیان حقایق به دلیل فضای تکفیر و تهدید را نشان میدهد. در ادامه، نویسنده به نقد تند و صریح وضعیت هرج و مرج و سوءاستفاده از عنوان مشروطهخواهی میپردازد. او گروههای مختلفی را متهم میکند که به بهانه مشروطه، به منافع شخصی، چپاول اموال مردم، تضییع حقوق دولت و ایجاد آشوب مشغولند. نویسنده همچنین به ناتوانی دولت و مجلس در برقراری امنیت و اجرای قانون اشاره کرده و از عدم تصویب قوانین وزارتخانهها توسط مجلس انتقاد میکند. در بخش دیگری، با استناد به تاریخ، به نقد عملکرد مجلس شورای ملی میپردازد و ایرادات ساختاری و عملکردی آن را برمیشمارد، از جمله عدم حضور نمایندگان، عدم آگاهی آنها از حقوق و قوانین، و عدم تناسب نمایندگی با جمعیت. نویسنده ریشه این مشکلات را در جهل مردم و عدم شناخت صحیح از وظایف مجلس و نمایندگان میداند. در ادامه، با نقل قولی از میرزا ملکمخان، به نقد عملکرد وکلا و مسئولیتناپذیری آنها در قبال احیای ایران میپردازد و تأکید میکند که انتظام امور کشور باید حاصل عقل ملت باشد نه صرفاً پادشاه. در پایان، نویسنده راهکارهایی را برای برونرفت از وضعیت موجود ارائه میدهد که شامل اتحاد ملت برای مطالبه اتمام قانون اساسی و قوانین وزارتخانهها، اجرای نظامنامه داخلی مجلس، فعال بودن رئیس مجلس، تشکیل مجلس سنا، انتخاب وکلای عالم و متدین، استعفای وکلای ناکارآمد و صداقت و خدمتگزاری وکلا برای جلب قلوب ملت و پادشاه است. هدف نهایی این راهکارها، حفظ ملیت و قومیت ایران و نجات کشور از سیاستهای داخلی و خارجی است.
آگاه نمودن علمای مشروطهخواه نجف از روند حرکت های غیر اسلامی مجلس شورا

معرفی یکی از مجتهدان طراز بیرجند به مجلس شورا
متن با سلام و درود به مجلس شورای ملی آغاز میشود. در ادامه، با اشاره به ارسال لیست بیست نفر از مجتهدین در هفته گذشته، تأکید میشود که این تعداد محدودیت قطعی نیست. سپس، شیخ محمدهادی مجتهد قائینی به عنوان یکی از شخصیتهای برجسته و جامع شرایط لازم برای وظایف مهم معرفی میشود و حضور ایشان در بیرجند به گنجی در خرابه تشبیه میگردد. در پایان، ابراز امیدواری میشود که با انتخاب ایشان و افزایش تعداد منتخبین بر پنج نفر، موجب اطمینان خاطر شود.


لزوم اتحاد ملی برای بیرون راندن بیگانگان از کشور و کمک مالی به دولت
این بیانیه با استناد به آیه «وَ اعتَصِمُوا بحَبلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لا تَفَرُقُوا» آغاز میشود و به دارالشورا کبرای ملی خطاب شده است. در ابتدا، به دسیسههای خائنان و بیگانگان که موجب فتنه و فساد در مملکت شدهاند، اشاره میکند. سپس دو مطلب اصلی را مطرح میسازد: اول، لزوم اتحاد و یکپارچگی ملت برای قطع نفوذ خارجی و جلوگیری از اقدامات خودسرانه بیگانگان، به خصوص دولت روس که در گذشته صدمات زیادی به ایران وارد کرده و اکنون نیز در کشور حضور دارد. دوم، ضرورت تقویت قوه دفاعی کشور از طریق تشکیل عساکر منظم و تأمین امنیت داخلی برای مقابله با بهانههای خارجی و قطع امید اشرار. در ادامه، طلاب مدرسه آیتالله تهرانی ضمن تأکید بر این دو خواسته، از وکلای مجلس، اولیای دولت و عموم مردم میخواهند که در جهت اتحاد ملی و تأمین بودجه برای تقویت قوای نظامی تلاش کنند. آنها با اشاره به وضعیت دشوار مالی خود و شهادت برخی از بستگانشان در راه حق، مبلغی را به عنوان اعانه جمعآوری کرده و تقدیم میکنند تا دیگران نیز به تأسی از آنها به کمک دین و وطن بشتابند. در پایان، از آقای حاجی شیخ محمد طالقانی به دلیل تشویق و ترغیب طلاب به این امر خیر تشکر کرده و برای ایشان و سایر مؤمنین آرزوی توفیق در اعتلای کلمه حق را دارند. در انتها، اسامی اعانهدهندگان افتخاری نیز ذکر شده است.
اظهار ناامیدی از فرجام مشروطه به سبب دو دستگی مخالفان و موافقان
متن با طرح سخنی از یک دیوانه آغاز میشود که وضعیت بحرانی و خطرناک مملکت را به تصویر میکشد. در ادامه، به دو دستگی و خصومت میان افراد اشاره شده و این وضعیت را عامل هدر رفتن خونها و جانها میداند. با وجود بیداری ایجاد شده توسط جرایدی چون صوراسرافیل، مجلس و حبلالمتین، وضعیت همچنان نابسامان است و امید به بهبود اوضاع از بین رفته است. در بخش دوم، با تکرار عبارت «درد ایران بیدواست»، به وضعیت وخیم کشور و عدم وجود راه حل اشاره میشود. در بخش پایانی، به نقش شیخ فضلالله نوری و تجمع مخالفان مشروطه در توپخانه اشاره شده و از غارتگری در مسجد مروی ابراز تأسف میشود. در نهایت، به پاداش اخروی جانباختگان راه مشروطه اشاره دارد.
لزوم اتخاذ و همدلی میان ایران و عثمانی و رسیدگی به وضع ایرانیان ساکن عثمانی
این نامه با اشاره به پیشرفتهای اخیر در دولت قاجار، بر لزوم اتحاد و همدلی میان دولتهای ایران و عثمانی تأکید میکند. نویسنده، استحکام این دو دولت اسلامی را برای بقای شریعت، اعتلای اسلام و آسایش مسلمانان ضروری میداند. در ادامه، به وضعیت نامناسب ایرانیان ساکن عتبات عالیات در عثمانی اشاره شده که تحت فشار مأموران عثمانی قرار گرفتهاند. نویسنده از مخاطب میخواهد که برای رفع این مشکلات و آسایش این افراد تلاش کند و این اقدام را ذخیرهای برای آخرت خود بداند.

دفاع از حکم قصاص و رد نظرات مخالفان
مقاله با اشاره به سابقه بحث درباره قصاص و درج مطلبی از دکتر خلیل خان، به انتشار مقالهای از محمدتقی نراقی در روزنامه ایران نو میپردازد. این مقاله که با نام مستعار «نیش» منتشر شده، حکم قصاص را نقد کرده و آن را مخالف انسانیت میداند. نویسنده مقاله حاضر، این دیدگاه را رد صریح احکام الهی و نصوص قرآنی میداند و با استناد به آیات و روایات، بر لزوم احیای حق و ابطال باطل تأکید میکند. سپس به تفصیل به نقد و تحلیل پنج گزاره اصلی مقاله «نیش» میپردازد که قصاص را نفی کرده و آن را مغایر با بهترین مسالک انسانیت میداند. در ادامه، با تأکید بر خاتمیت و اشرفیت پیامبر اسلام و برتری شریعت ایشان، دیدگاه «نیش» را مخالف عقاید اسلامی و ضروریات مذهب میخواند و آن را به منزله مخالفت با قرآن و رسول خدا تلقی میکند. در پایان، نویسنده وعده میدهد که در شمارههای بعدی روزنامه، دلایل و براهین بیشتری برای اثبات حقانیت قصاص و اینکه «قصاص باعث حیات مردم است» ارائه خواهد کرد.
اعلام حرکت مراجع و علمای شیعه ایرانی مقیم عراق به ایران در اعتراض به اشغال شمال کشور توسط روس ها
متن با اعلام تعطیلی نماز جماعت و دروس در نجف به دلیل مداخله روسیه در ایران آغاز میشود. در ادامه، خبر آمادگی آیتالله خراسانی و سایر علمای نجف برای حرکت به سمت ایران به منظور اعتراض به این وضعیت اعلام شده و از مخاطب خواسته میشود که این خبر را به تمام مراکز تلگراف کند.
محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری نسبت به نظام مشروطه و مجلس شورا
این تلگراف در پاسخ به انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضلالله نوری و همفکرانش علیه مجلس شورای ملی نگاشته شده است. در ابتدا، به ادعای نوری مبنی بر نتایج وخیم تشکیل مجلس و تقویت کفر پاسخ داده میشود و مجلس به عنوان نهادی حیاتبخش و حافظ اسلام معرفی میگردد که بحثهای آن به گمراهی ملت نمیانجامد و وکلای آن از متدینترین افراد هستند. سپس، به ادعای نوری مبنی بر همت حجج اسلام در رفع مفسدین و تنزیه مجلس، با لحنی تند و کنایهآمیز پاسخ داده میشود و اقدامات او و همفکرانش در زمان استبداد زیر سؤال برده میشود. در ادامه، نویسندگان با اشاره به خونریزیها و ویرانیهای ناشی از مخالفت با مشروطه، از نوری و پیروانش میخواهند که از اغراض شخصی دست برداشته و در جهت اصلاح امور مملکت و اعتلای اسلام با مجلس همکاری کنند. در پایان، بر حمایت از مجلس به عنوان مقتضای اسلام و غیرت اسلامی تأکید شده و از مخالفان خواسته میشود که از تفرقه افکنی دست بردارند.
درخواست اجرای سریع پیشنهادات ملا محمدکاظم خراسانی
درخواستی برای اجرای فوری دستورات و پیشنهادات آیتالله ملا محمدکاظم خراسانی در زمینه اصلاح ادارات، به ویژه عدلیه، کاهش هزینهها، تقویت قوای اسلامی و نظامی و افزایش ثروت دولت ارائه شده است. تأکید میشود که تأخیر در این اقدامات، اساس حکومت را متزلزل کرده و امنیت و آسایش را از بین میبرد. این درخواست به نمایندگان خراسان در مجلس و سایر نهادهای دولتی و رسانهای ارسال شده است.
شکایت از تعدیات حاکم گلپایگان
متن با اشاره به تظلمخواهیهای مکرر و بیاثر از حکومت آغاز میشود و بیان میکند که مظلومیت مردم بر همگان آشکار است. سپس به این نکته اشاره میکند که تظلمخواهی ستمدیدگان بینتیجه مانده و رضایت حکومتی، به جای رفع ظلم، باعث تقویت و تشدید آن شده است. در پایان، درخواست میشود که عریضه رضایت نیز مورد توجه قرار گیرد.
توصیف شکوه و اقتدار گذشته مسلمانان و اظهار تأسف از انحطاط کنونی آنها
این شعر با توصیف قدرت و شکوه گذشته مسلمانان آغاز میشود که چگونه بر پادشاهان باج میگرفتند و بر سرزمینهای وسیعی از چین تا اندلس و مصر تسلط داشتند. در ادامه، با لحنی حزنانگیز به وضعیت کنونی مسلمانان میپردازد که گرفتار غم و رنج هستند و کاشانه و گنج خود را از دست دادهاند. سپس با استفاده از تمثیلهایی مانند بریدن منقار مرغان بساتین و چریدن گاوان شکمخواره در گلزار، به خیانت یاران و فروش یوسف توسط آنان اشاره میکند. در پایان، با بیان اینکه مزرعه را آب گرفته و خون دل رنگ می ناب به خود گرفته، از وضعیت اسفناک موجود ابراز تأسف کرده و از واسطه رحمت حق میخواهد که طوفان بلا را از این خاک بگرداند.
هدف از تأسیس مشروطه و مجلس شورا و دلیل حمایت علما از آن
متن با اشاره به موافقت و مخالفتهای موجود با مجلس شورای ملی آغاز میشود و به سؤالات مکرر از شهرهای مختلف ایران درباره وجوب یا حرمت همراهی با آن پاسخ میدهد. در ادامه، نویسنده به این نکته اشاره میکند که پادشاهان برای حفظ مملکت به یاری و معاونت نیاز دارند و معاونین سلطان وظیفه حفظ جان و مال و ناموس مردم را بر عهده دارند. سپس، به انحراف معاونین سلطان از وظایف خود و تعدی به جان و مال مردم اشاره میکند و هدف اصلی از تأسیس مجلس شورا را حفظ حدود دولت و رعیت و حقوق عمومی مردم و ارشاد کسانی که از جاده عقل و شرع خارج میشوند، بیان میکند. در پایان، نویسنده به سوءاستفاده برخی افراد خبیث از عنوان مشروطه و آزادی برای ترویج کفر و الحاد اشاره میکند و این اقدامات را تلاشی برای بدنام کردن مجلس و منصرف کردن شاه و علما از آن میداند تا بتوانند به مقاصد ظالمانه خود دست یابند.

شکایت از قتل و غارت ترکمانان خراسان
نامهای به آیتالله نجفی درباره وضعیت بحرانی خراسان در پی حملات و غارتگری چهار هزار ترکمان. در این نامه، ضمن اشاره به بینتیجه ماندن اصرارها به دولت، از ایشان درخواست شده است که برای جلوگیری از زوال خراسان و آرام کردن هیجان مردم، چارهای بیندیشند و از دولت بخواهند که در این زمینه مسامحه نکند.
رد شایعات مربوط به اختلاف افکنی میان علما توسط حاج سیداحمد خسروشاهی
نامهای از سوی جمعی از علمای نجف در پاسخ به سؤالی درباره شایعات مربوط به حاج سید احمد خسروشاهی نوشته شده است. در ابتدا، سید محمدکاظم طباطبایی یزدی به صراحت هرگونه شنیده یا فهمی از تلاش خسروشاهی برای ایجاد اختلاف میان علما را تکذیب میکند. سپس، شیخ عبدالله مازندرانی با تفصیل بیشتری توضیح میدهد که پیش از سفر خسروشاهی به عتبات، نامههایی از تبریز مبنی بر تلاش او برای برهم زدن اتحاد علما و جلوگیری از تشکیل مجلس معدلت (مجلس ملی) دریافت شده بود. اما پس از ملاقاتهای متعدد با خسروشاهی، هیچ نشانهای از این نیت در او مشاهده نشده و او را بیخبر از این شایعات مییابد. مازندرانی از مخاطب میخواهد که علما و تجار را از بیگناهی خسروشاهی آگاه سازند و از اتهامزنی بر اساس حدس و گمان پرهیز کنند. در پایان، ملا محمدکاظم خراسانی نیز تأکید میکند که خسروشاهی نه تنها مخالفتی با مجلس ملی نداشته، بلکه موافقت و همراهی خود را در این زمینه نشان داده و در مجالس مختلف از محاسن آن سخن گفته است.



درخواست از محمدعلی شاه قاجار جهت حمایت از مجلس شورای ملی
در ابتدای سلطنت محمدعلی شاه، با اشاره به عنایات پنهانی پادشاهی در جهت پیشرفت کشور و نظمبخشی به مجلس ملی، که آن را اساس عدالت و کلید ترقی میداند، ابراز امیدواری و تشکر میشود. سپس به اخبار تلگرافی مبنی بر تردید اهالی آذربایجان در مورد مجلس و ایجاد شورش اشاره شده و از نایبالسلطنه درخواست میشود تا قبل از گسترش فساد، با جلب عنایت شاهانه، این توهمات را رفع کرده و با استحکام بخشیدن به امر مجلس، از حضور پادشاه استدعا کند. در پایان، امید به اجابت این درخواست و دعای خیر برای پادشاه ابراز میشود.

زیان استقراض خارجی و لزوم کمک مالی به دولت
متن با اشاره به نیاز دولت به پنج کرور برای تنظیم امور و حفظ مملکت آغاز میشود. در ادامه، به مضرات استقراض از دولتهای خارجی با توجه به وضعیت فعلی کشور تأکید شده است. سپس، لزوم تأمین این مبلغ توسط ملت به عنوان یکی از واجبات مهم مطرح میشود و به مذاکرات تلگرافی با مجلس و وزرا در این خصوص اشاره دارد. در پایان، درخواست صدور حکم از ناحیه مقدس (نجف اشرف) برای لزوم پرداخت اعانه توسط مردم مطرح شده و امید به اقدام سریع در این زمینه ابراز میشود.
درخواست از دولت روسیه برای بازگرداندن نیروهای نظامی خود و تهدید به تحریم کالاهای روسی و اعلام جهاد علیه آن کشور به عموم مسلمانان
این نامه با اشاره به روابط دوستانه و تجاری ایران و روسیه، به عدم رعایت حقوق بینالمللی و مناسبات همسایگی از سوی کارگزاران دولت روسیه اعتراض میکند. در ادامه، حضور نیروهای نظامی روسیه در ایران را عامل تزلزل استقلال کشور و ایجاد مفاسد میداند و خروج آنها را تنها راه حل مشکلات معرفی میکند. سپس، بر اساس وظیفه روحانیت در حفظ استقلال ممالک اسلامی، تهدید به تحریم کالاهای روسی و در صورت لزوم، اعلام جهاد علیه روسیه را مطرح میسازد. در پایان، از دولت روسیه میخواهد که با بازگرداندن نیروهای خود، روابط دوستانه را مستحکم کرده و از تضییع حقوق ملت ایران جلوگیری کند.

نصایح خیرخواهانه به محمدعلی میرزا (ولیعهد)
متن با تبریک ورود ولیعهد و ابراز شکرگزاری از عواطف شاهانه آغاز میشود که به مملکت حیات تازه بخشیده و اساس سلطنت را بر عدل استوار ساخته است. در ادامه، از ولیعهد درخواست میشود که به سخنان دسیسهچینان گوش ندهد و همواره رأی حقیقتنمای خود را حَکَم قرار دهد، زیرا دلسوز واقعی کسی است که دولت و ملت را به اتحاد دعوت کند و ماده اختلاف را از بین ببرد. سپس، به کسانی اشاره میشود که با خباثت، مملکت را ویران و رعیت را پریشان کردهاند و اکنون با چاپلوسی، خود را دولتخواه و ملت را فتنهجو معرفی میکنند. متن تأکید میکند که احیای مملکت و تقویت سلطنت تنها با وضع اساس صحیح و جذب قلوب ملت ممکن است و هرکس غیر از این راه را نشان دهد، خائن است. در پایان، از ولیعهد خواسته میشود که امور را با دقت و دوراندیشی بررسی کرده و بر طبق صلاح حال و مآل فرمان دهد و با ابیاتی دعایی برای ولیعهد و خاندان او به پایان میرسد.
پرسش از مجلس شورا دربارۀ معنا، حدود وثغور مشروطیت و حریت (آزادی) در قانون اساسی
مهاجران آستان حضرت عبدالعظیم (ع) با احترام به وکلای مجلس شورای ملی، نگرانی خود را از سوءتعبیر لفظ «مشروطه» و «حریت» ابراز میکنند. از آنجا که این اصطلاحات در ایران سابقه نداشته، هرکس به گونهای آن را تفسیر میکند و برخی نادانان، حریت را به معنای «حریت مطلقه» و دخالت مجلس در امور شرعیه القا میکنند که موجب وحشت مردم شده است. از این رو، دو سؤال مطرح میشود: اولاً، معنی مشروطیت و حدود مداخله مجلس چیست و آیا قوانین مجلس میتواند مخالف شرع باشد؟ ثانیاً، مراد از حریت و آزادی چیست و مردم تا چه اندازه آزادند؟ مهاجران که در تأسیس این اساس نقش داشتهاند، خواستار پاسخ صریح و واضح به این سؤالات برای رفع نگرانی و جلوگیری از فساد هستند.
لزوم رعایت نظم و انضباط در جلسات شورا
متن با تأکید بر ضرورت نظم و ترتیب در مجلس شورا آغاز میشود. سپس به وضعیت نامنظم و مضحک مجلس اشاره میکند که موجب تمسخر بیگانگان شده است. در ادامه، ناکارآمدی مجلس در پیشبرد امور و عدم توانایی آن در نظمدهی به امور داخلی خود مورد انتقاد قرار میگیرد. در پایان، به عدم الزام وزرا به حضور در مجلس به دلیل بینظمی موجود و عدم اجرای مصوبات اشاره میشود.

تبیین مشروطیت و ترجیح آن بر استبداد و جمهوریت
این مقاله با معرفی «مجلس شورای ملی» به عنوان نهادی برای کنکاش و مشاوره در امور ملی آغاز میشود و نقش آن را در ارتقاء دانش، بینش، سعادت، ثروت و استقلال ملت تبیین میکند. در ادامه، به اهمیت وجود قوه عاقله در اداره کشور و لزوم بیداری ملت برای مقابله با استبداد و ظلم میپردازد. سپس، به تشریح وظایف وکلای ملت در مجلس و نقش آن در حفظ ثروت و عزت کشور و جلوگیری از بیداد و غارت میپردازد. در بخش بعدی، سه نوع سلطنت (مستقله مستبده، مشروطه و جمهوریت) را معرفی کرده و مشروطه را به عنوان حد وسط میان استبداد مطلق و آزادی مطلق، برتر میداند. در پایان، بر نقش مجلس در ایجاد اتحاد و یگانگی میان دولت و ملت و حفظ کشور از دشمنان خارجی تأکید میکند.
رفع نگرانی و آزار مردم لارستان
نامه با ابراز تأسف عمیق از وضعیت مردم لارستان آغاز میشود و مسئولیت شرعی رؤسای اسلام را در قبال این حوادث یادآور میشود. در ادامه، نویسنده با خیرخواهی، به مخاطب گوشزد میکند که خصومت با عدهای قلیل نباید به آزار و اذیت اکثریت مردم بیگناه لارستان منجر شود. سپس، از مخاطب میخواهد که با رفع موانع رفتوآمد، بازگرداندن اموال غارتشده، تعمیر خانهها و دلجویی از مردم، به وضعیت آنان رسیدگی کند. در پایان، نویسنده هشدار میدهد که غفلت و غرور میتواند عواقب وخیمی در دنیا و آخرت داشته باشد و بر لزوم حفظ و تجلیل از حجتالاسلام مولایی و خانوادهاش تأکید میکند.
تأیید مجلس شورای ملی و مصوبات آن
درخواستی از ملا قربانعلی زنجانی برای تأیید تشکیل مجلسی در مسجد شاهی زنجان به منظور رفع ظلم و حفظ نفوس مسلمین و همچنین تأیید مجلس شورای ملی و احکام دولت مرکزی مطرح شده است. در پاسخ، ملا قربانعلی زنجانی ضمن تأیید صحت مطالب و اطلاع خود از این اقدامات، بر تبعیت همگان از شریعت و اطاعت از هر آنچه از دولت و ملت در تهران میرسد، تأکید میکند.

وجوب آموزش نظامی برای جوانان ایران
حفظ اسلام و پاسبانی از ممالک اسلامی را تکلیف عمومی مردم و هر فرد مسلمان میداند که باید به قدر توان خود در تحصیل مقدمات آن بکوشد. مهمترین مقدمه این امر، آموزش نظامی است که باید متناسب با زمانه باشد. بر این اساس، بر جوانان مسلمان واجب کفایی است که در مشق نظامی و یادگیری قواعد جنگی جدید کوتاهی نکنند. با اشاره به سؤالی مشابه در گذشته و پاسخ به آن، بر اهمیت قرار دادن این موضوع تحت یک قانون کلی و ابلاغ آن به ملت تأکید میشود تا قوای مقننه، مجریه و افراد مطیع، هر یک در جایگاه خود، از لشکریان الهی و مجاهدان راه خدا محسوب شوند. در پایان، از مجلس شورای ملی خواسته میشود که در تعیین قانون مشق نظامی تعجیل کند. سپس، تأیید میشود که آنچه در این باره مرقوم شده، مطابق واقع و برای الزام مؤمنین به وظایفشان در حفظ استقلال دولت اسلامی کافی است. در نهایت، بر لزوم هر آنچه موجب قوت ملت، شوکت دولت، رفاه رعیت و حفظ مرزهاست، تأکید میشود.



درخواست تسریع ورود ناصرالملك (نایبالسلطنه) به کشور
متن با اشاره به اهمیت جایگاه نیابت سلطنت و خالی ماندن آن آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان با ابراز انتظار از حضور ناصرالملک، درخواست تسریع در ورود او را از مقامات ذیربط مطرح میکنند. در پایان، از مخاطبان خواسته میشود تا با استفاده از نفوذ خود، از مجلس شورای ملی و هیئت وزرا بخواهند که ورود ناصرالملک را تسریع بخشند.
رد مخالفان مشروطه و لزوم تساوی حقوق شهروندان
متن با اشاره به اختلاف کلمه در مملکت و نقش جراید در شناسایی مخلان عدالت آغاز میشود. نویسنده بر این باور است که به جای شناسایی افراد مخل، باید علت اصلی اخلال را که همان جهل ملت است، ریشهیابی کرد. در ادامه، با ذکر حکایاتی از مستبدین و مخالفان مشروطه، جهل مردم را عامل اصلی پیشرفت مقاصد مستبدین معرفی میکند که با سوءاستفاده از مفاهیم دینی، مشروطه را مخالف اسلام جلوه میدهند. سپس به نقد تفسیر نادرست حدیث «الدّنیا سِجنُ المؤمِن و جَنةً الکافِر» میپردازد و بر لزوم حرکت از جهل به سوی علم تأکید میکند. در بخش پایانی، با استناد به قواعد فقهی مانند «الضروراتُ تُبیحُ المحظورات» و اصل «خیر کثیر»، لزوم پذیرش قانون مساوات در مشروطه را تبیین میکند و با لحنی کنایهآمیز از شیخ فضلالله نوری میپرسد که آیا برای نجات مملکت بیمار، حاضر به تجویز «شراب مساوات» نیستند و در نهایت، با بیان اینکه ملت برای حفظ خود نیازی به اجازه کسی ندارد، به پایان میرسد.
نقد و رد نظر میرزا عبدالرحیم الهی قراجهداغی در نسبت الهی به مجلس شورای ملی
متن با ستایش از تشکیل مجلس شورای ملی و نقش شاه، ولیعهد، صدر اعظم و علما در این امر آغاز میشود. سپس به تدریجی بودن اصلاحات و پیشرفت اشاره میکند و با استناد به آیات و احادیث، عجله را مذموم میشمارد. در ادامه، به عقبماندگی سیصد ساله ایران از قافله تمدن غرب میپردازد و این عقبماندگی را ناشی از کوتاهی خود ملت میداند، نه بخل الهی. متن بر لزوم بیداری و تلاش برای جبران این عقبماندگی تأکید میکند و تشکیل مجلس را گام نخست در این مسیر میداند. در پایان، از ملت میخواهد که مجلس را پاس بدارند و هرگونه اقدام علیه آن را دشمنی با جان و دین خود تلقی کنند. همچنین از دانشمندان داخلی و خارجی میخواهد که برای پیشرفت کشور قلم بزنند و مجلس را در این راه یاری دهند، چرا که هدف مجلس حفظ ملت از خطرات داخلی و خارجی و افزایش قدرت و ثروت کشور است.

پیام تبریک جلوس سلطنت سلطان محمد پنجم عثمانی
متن با تبریک جلوس سلطان محمد پنجم عثمانی آغاز میشود و این رویداد را نشانهای از سعادت و پیشرفت ملت و دولت عثمانی میداند. در ادامه، نویسندگان با ابراز خلوص نیت، آرزو میکنند که برکات الهی شامل حال جامعه اسلامی شده و دولتین و ملتین ایران و عثمانی در نهایت اتحاد و همدلی، برای اعتلای کلمه حق و ترویج مواسات و برادری تلاش کنند تا در جهان به یگانگی و اتفاق شهره شوند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که این تبریکات صمیمانه از سوی هیئت عدالتخواه متحصن در سفارت عثمانی، مورد قبول واقع شده و به استحکام اتحاد اسلامی کمک کند.
اعلام همدردی و اقدام برای دادخواهی مردم شیراز
این نامه با ابراز همدردی عمیق با حوادث دردناک شیراز آغاز میشود و برای تأیید اسلام و اهل آن و شمول توجهات امام عصر (عج) دعا میکند. در ادامه، به اقدامات انجام شده از جمله تلگراف به دولت و درخواست تلاش از دیگران اشاره میکند و بر عدم کوتاهی در انجام تکالیف شرعیه در آینده تأکید دارد. نامه با اشاره به عدم تفرقه میان علما و استناد به آیه «سَیَجعلَ اللهُ بَعدَ عُسرِ یُسراً» به پایان میرسد و ضمن درخواست و وعده دعا، بر لزوم حفظ اتحاد و اتفاق کلمه برای جلوگیری از فساد تأکید میکند.

دلایل شرعی بودن قوانین مجلس شورا
در زمان استبداد، احکام به شرعی و عرفی تقسیم میشدند که احکام عرفی توسط مستبدین وضع میگردید. با تشکیل مجلس شورا و وضع قوانین، دیگر حکم عرفی در مقابل حکم شرعی وجود نخواهد داشت، زیرا قوانین مجلس احکام واجب و حرام شرعی را تغییر نمیدهند. این قوانین شامل دو دسته هستند: اول، اموری که شرعاً به طور کلی امر به آنها شده و جزئیاتشان به تصویب علما و عقلا بستگی دارد، مانند نظام وظیفه برای دفاع از مسلمین. دوم، اموری که ذاتاً مباح هستند اما برای حفظ نظام اسلامی، التزام به فعل یا ترک آنها ضروری است. در این موارد، تعیین مصادیق برای واجبات شرعیه بر اساس اقتضای زمان خواهد بود. همچنین، در بحث مالیات، وجوهی برای مصالح مسلمین مقرر شده و اگر کافی نباشد، مسلمین باید به هر نحو که علما و عقلا صلاح بدانند، آن را تأمین کنند. در صورت تعذر اجرای احکام اولیه شرعی به دلیل معاهدات، احکام ثانویه با تصویب علما جایگزین میشوند. بنابراین، هیچ حکم قانونی مجلس مخالف شرع نخواهد بود و وکلای مجلس نیز بر این باورند که قوانین مجلس مخالف شرع نیستند و تعیین مخالفت یا عدم مخالفت با شرع پیش از تصویب مجلس انجام میشود.
لزوم کسب دانش های جدید توسط ایرانیان
متن با استناد به آیه قرآن و حدیث «حب الوطن من الایمان» به اهمیت وطن و لزوم صیانت از آن میپردازد. سپس به دوران شکوه ایران در گذشته اشاره میکند که به دلیل خردورزی و دانش، کشور در اوج قدرت و رفاه بود. در ادامه، انحطاط و عقبماندگی کنونی ایران را نتیجه روی آوردن مردم به لذایذ مادی و غفلت از علم و خرد میداند که منجر به تسلط جهل، خیانت و ظلم شده است. در پایان، با اشاره به بیداری برخی غیرتمندان و تلاش آنان برای آگاهیبخشی و ترویج علم و صنعت، از اقدامات حاج زینالعابدین تقیاف در تأسیس کارخانهها و مدارس و ارسال اخبارات مجانی برای روحانیون به عنوان نمونهای از این تلاشها تقدیر میکند و برای او دعا میکند.
ابراز تشکر از حاکم جدید قزوین و اظهار انزجار از فدائیان آشوبطلب
متن با ستایش از عملکرد عمیدالملک، حاکم جدید قزوین، آغاز میشود که با بیغرضی و تلاش شبانهروزی، نظم و آسایش را به ولایت بازگردانده و ترتیبات ظالمانه سابق را لغو کرده است. در ادامه، به ظهور گروهی از اراذل و اوباش که خود را «فدائی ملت» مینامند و از طایفه جدیدیه هستند، اشاره شده که با ایجاد اغتشاش و مفسده، آرامش شهر را به هم میزنند. در پایان، از مجلس شورای ملی درخواست شده تا از دولت بخواهد این افراد را تنبیه و سیاست کند و تأکید میشود که قزوین در حال حاضر، با وجود ترتیبات صحیح حکومتی، نیازی به انجمن ملی ندارد و مردم دعاگوی دولت و ملت هستند.
وجوب شرکت در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی
این فتوا با تأکید بر وجوب اهتمام به امر مشروطه آغاز میشود و هرگونه اخلال در آن را به منزله پیوستن به لشکر یزید بن معاویه میداند. در ادامه، با لحنی اضطراری، بر لزوم تسریع در فرستادن منتخبین تأکید شده و تأخیر در این امر را موجب خونریزی و غارت اموال معرفی میکند. در پایان، با سلام بر هدایتیافتگان، به اتمام میرسد.

تقاضای اخراج نوز بلژیکی از ایران
این نامه با خطاب به سید عبدالله بهبهانی، به شکایات گسترده مردم ایران از تعدیات مسیو نوز بلژیکی اشاره میکند. نویسندگان با تأکید بر نقش بهبهانی به عنوان حامی اسلام و خیرخواه مسلمین، از او میخواهند که برای حفظ آبرو، اموال و جان مسلمانان، اقدام به اخراج نوز و تمام عوامل او از بلاد اسلامی کند. در پایان، هرگونه حمایت از نوز را گناهکارانه و همردیف با اعمال او میدانند.



ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
لزوم رفع اختلافات، تحکیم همبستگی ملی، فراگیری آموزش های نظامی و وضع قوانین مربوط به آن در مجلس
این بیانیه با اشاره به ضعف بیسابقه ممالک اسلامی و غلبه اجانب، نسبت به تکرار سرنوشت آندلس در ایران هشدار میدهد. سپس، رؤسای عشایر و ایلات و پاسبانان حدود را به رفع اختلافات، اتحاد و همبستگی برای دفاع در برابر بیگانگان فرامیخواند. در ادامه، بر لزوم آموزش نظامی به شیوه جدید و درخواست قانون نظام از مجلس شورای ملی تأکید میکند. همچنین، اجرای اوامر و قوانین سیاسی مجلس را فریضه شرعی دانسته و مخالفت با آن را در حکم دشمنی با امام زمان (عج) قلمداد میکند تا استقلال کشور حفظ شود؛ در غیر این صورت، قلمرو اسلام تحت سلطه اجانب قرار خواهد گرفت.



انتقاد از هتاکی و دروغ پردازی مطبوعات
این متن با ابراز تردید نسبت به پذیرش مطالب کذب و دروغپردازیها توسط مردم گیلان آغاز میشود و به وضوح بیان میکند که مقاصد نویسندگان این مطالب برای همگان آشکار است. در ادامه، به نبود قانون مجازات سخت برای دروغنویسان و تهمتزنندگان اشاره میکند و معتقد است که اگر چنین قانونی وجود داشت، کسی جرئت انتشار اکاذیب را نداشت. در پایان، با ابراز تأسف از بیتوجهی مسئولان به این مسائل، مطالب منتشر شده را کذب محض و افترا میخواند و برای هدایت افراد مغرض دعا میکند.
لزوم تأسیس بانک ملی در کشور
متن با عرض ارادت به حججالاسلام آغاز میشود و به اهمیت و فواید کامل تأسیس بانک اسلامی برای مسلمانان اشاره میکند. تأکید میشود که این اقدام برای تقویت اسلام یک پیروزی بزرگ است و مورد پذیرش همگان قرار گرفته است. در ادامه، به توضیحاتی که در مجلس انتخاب در این خصوص ارائه شده، اشاره میشود و از مخاطبان درخواست میشود تا هرگونه ترتیب و نظر اصلاحی خود را برای اجرا اعلام کنند.


استبداد، علت عقبماندگی ایرانیان
متن با ابراز حیرت و تأسف از وضعیت ایران آغاز میشود و به رنجهای مردم تحت ستم استبداد اشاره میکند. سپس به این نکته میپردازد که چگونه هر فردی که قصد کمک به ملت را داشته، توسط استبداد سرکوب یا آواره شده است. در ادامه، نویسنده به مقایسه ایران با کشورهای اروپایی میپردازد و پیشرفت اروپا را نتیجه آزادی افکار و اختراعات میداند، در حالی که در ایران، استبداد مانع از بروز استعدادها و پیشرفت شده است. نویسنده همچنین به غارت منابع ایران توسط بیگانگان و ناتوانی مردم در مقابله با آن اشاره میکند. بخش بعدی به انتقاد شدید از پادشاهان قاجار میپردازد که برای سفرهای فرنگ و تجملات شخصی، کشور را به قرض و گرو میگذارند و به جای آبادانی، به ویرانی آن دامن میزنند. در پایان، نویسنده به این نکته اشاره میکند که حتی در دوران مشروطه نیز، استبداد به شکل دیگری ادامه یافته و کسانی که حرف حق میزنند، توسط اطرافیان پادشاه به بدخواهی متهم میشوند و این وضعیت به ویرانی کشور و پریشانی مردم منجر شده است.
آمادگی حوزه علمیه نجف اشرف جهت کمک مالی به دولت
این متن به اطلاع مجلس شورای ملی میرساند که هیأت علمیه نجف اشرف، با وجود نیاز و فقر، با کمال میل و رغبت آماده کمک مالی به دولت است. در پایان، برای اصلاح امور مسلمین و توفیق آنان دعا شده است.
آرزوی بیداری و بصیرت مردم ایران
این شعر با لحنی دعایی و انتقادی، به وضعیت نابسامان ایران در دوران استبداد صغیر میپردازد. شاعر با اشاره به خوابرفتگی ملت و خشکی درخت مملکت از ظلم استبداد، از خداوند میخواهد که مردم را بیدار کند و ایران را از وابستگی به کالاهای خارجی بینیاز سازد. او همچنین خواستار تغییر در ذات شاه جوان، دوری مجلس از بحرانها، و تبدیل خط کج به خط مستقیم است. شاعر با ابراز نگرانی از غریبشدن مذهب اسلام و خطر از دست رفتن نعمت مشروطه، از خداوند میخواهد که دانشوران را مصدر امور قرار دهد و عالمان رشوه خوار را رسوا کند. در پایان، شاعر با تأکید بر لزوم هوشیاری مردم و یاری دست غیبی به ایران، از خداوند میخواهد که ملت مجبور را مختار و بیبصیرت را اهل بصیرت گرداند و گرگان رشوتخوار را خوار سازد.
تطابق مشروطیت با اسلام
متن با استناد به آیه قرآن، تمدن را مجموعهای از افراد بشر میداند که شریعت و قانون شیرازه آن است و بدون آن تمدن گسیخته میشود. سپس به اثبات این نکته میپردازد که شریعت اسلام، حاوی تمام دقایق تمدن و ضامن ترقی بشر است و احکام آن بر اساس مساوات، عدالت، حریت و اخوت جاری میشود. در ادامه، مشروطیت را حکمی از احکام شریعت اسلام معرفی میکند که استبداد و پیروی از هوای نفس را حرام میداند و با استناد به آیات و روایات، بر لزوم شورا در امور عامه و عدالت پیشوا تأکید میکند. در پایان، کسانی را که مشروطیت را مخالف دیانت اسلام میدانند، جاهل یا دارای غرض نفسانی معرفی کرده و از مسلمانان میخواهد که از اسلام در برابر این اتهامات دفاع کنند و اجازه ندهند راه ترقی اسلام مسدود شود.
معاف داشتن ایرانیان مقیم عثمانی از انجام خدمت سربازی
نامهای به وزارت امور خارجه ایران درباره وضعیت ایرانیان مقیم عثمانی ارسال شده است. بر اساس شایعات و تلگرافات، ایرانیان برخلاف سایر اتباع خارجی، از خدمت سربازی در عثمانی معاف نیستند و از آنها مبالغی به عنوان عمله مکلفه مطالبه میشود که موجب نگرانی و تزلزل قلوب ایرانیان شده است. در ادامه، به ماده ششم معاهده ایران و عثمانی در سال ۱۲۹۷ قمری اشاره میشود که طبق آن، اتباع ایران مانند سایر اتباع خارجی از تکالیف نظامی مستثنی هستند. در پایان، از وزارت امور خارجه درخواست میشود که با اقدامات خود، این مشکل بزرگ را حل کرده و اجازه ندهند ایرانیان مقیم عثمانی دچار ذلت و اسارت شوند.

فرصت طلبی مشروطه خواهان و انزجار مردم تبریز از مشروطیت
متن با اشاره به کنارهگیری نگارنده از انجمن ملی تبریز آغاز میشود و به سوءاستفاده برخی افراد از مشروطه برای منافع شخصی و بدنام کردن دیگران میپردازد. در ادامه، به تلاشهای نگارنده برای آگاهسازی مردم و تبیین ماهیت واقعی مشروطه اشاره شده که منجر به انفعال عمومی و کاهش نفوذ برخی افراد شده است. در پایان، به انتقاداتی مبنی بر کنارهگیری عقلا و واگذاری امور به افراد نالایق و همچنین اعتراضات مردم به وضعیت موجود و عدم تطابق آن با آرمانهای مشروطه اشاره میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست بازگرداندن قوای روسیه و انگلستان از ایران و قطع مداخلات غیرقانونی دو کشور و حمایت از آشوبگران داخلی
این نامه با تقدیم احترامات به امپراتور روسیه، به وضعیت ملت ایران پس از انقلاب مشروطه و تشکیل حکومت ملی اشاره میکند. سپس به اقدامات کارگزاران روسیه در ایران، از جمله اعزام قشون به آذربایجان و قزوین به بهانههای واهی، مداخلات غیرقانونی، حمایت از مفسدین و یاغیان و پایمال کردن حقوق ملت و استقلال ایران اعتراض میکند. نامه یادآور میشود که پیش از این نیز مراتب اعتراض و درخواست بازگرداندن نیروها به امپراتور ابلاغ شده و وعدههایی داده شده بود که عملی نشدهاند. در ادامه، به سوءاستفاده انگلستان از حضور نیروهای روسیه در شمال برای انجام اقدامات مشابه در جنوب ایران اشاره میکند. در پایان، با ابراز امیدواری به حقپرستی و آزادیخواهی امپراتور، درخواست میشود که دستور بازگرداندن قشون روسیه از ایران و رفع مداخلات استقلالشکنانه صادر شود تا علما و مسلمانان از تکالیف دینی خود آسوده شوند و دولت انگلستان نیز از اقدامات مشابه منصرف گردد.


رد درخواست همکاری حاج شیخ فضل الله نوری و یارانش جهت مقابله با مجلس
این تلگراف در پاسخ به درخواست همکاری شیخ فضلالله نوری برای مقابله با مجلس شورای ملی نگاشته شده است. نویسندگان با اشاره به احکام پیشین علمای شیعه مبنی بر وجوب ترویج مجلس و حرمت مخالفت با آن، تلاش نوری برای ایجاد شبهه در میان مردم را عجیب و بیاثر میدانند. در ادامه، ضمن انتقاد شدید از نوری و متهم کردن او به جلب منافع شخصی، تأکید میشود که ملت آماده مقابله با او هستند و از بذل جان و مال در این راه دریغ نخواهند کرد. در پایان، از نوری خواسته میشود که بیش از این به تضییع نفوس و اموال مسلمانان راضی نشود.
تأیید مجلس و بیان فواید آن
متن با ابلاغ سلام به مجلس محترم اسلامیه آغاز میشود. سپس، با استناد به تلگرافات و اخبار، برکات و فواید تشکیل مجلس را برشمارد. این فواید شامل حفظ اسلام، فراهم آوردن رفاه عمومی و آسایش فقرا و ضعفا، رونق شرع، از بین بردن ظلم و خودرأیی، و رفع بدعتها و اغتشاش قیمتها است. حتی به ترک خرید و فروش مسکرات توسط مسیحیان به دلیل اتحاد هموطنی اشاره میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن، بر لزوم حمایت مؤمنین از مجلس تأکید میکند و مخالفت با مجلس را مخالفت با قانون شرع میداند. در پایان، آمادگی خود را برای همکاری در جهت ترویج شرع اعلام میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
نحوه روابط و مناسبات استعماری اروپاییان با مسلمانان و لزوم وحدت مسلمانان
متن با توصیف وضعیت عمومی مسلمانان در گذشته و حال آغاز میشود و به دو حالت کلی اشاره میکند: وضعیت داخلی مسلمانان که همواره با معایب و نقایص همراه بوده و مانع ترقی حقیقی شده است، و وضعیت کنونی که ناشی از استیلای اروپاییان است. در ادامه، وضعیت حکومت عثمانی و ایران را به عنوان نمونههایی از حالت اول بررسی میکند و به تلاشهای ناکام برای تشکیل پارلمان در ایران و اختلافات داخلی اشاره دارد. سپس به حالت دوم، یعنی روابط مسلمانان با اروپاییان میپردازد و آن را بدتر از خصومتهای داخلی میداند. وضعیت مسلمانان را به گوسفندانی تشبیه میکند که در برابر شیران اروپایی ناتوان هستند و هشدار میدهد که اگر این وضعیت ادامه یابد، دین اسلام نیز از دست خواهد رفت. در بخش بعدی، به وضعیت مسلمانان هند اشاره میکند که نه ملک دارند و نه دین، و تنها امید را در بیداری و اتحاد عمومی مسلمانان میبیند. تأکید میشود که عدم اخوت و همدردی عامل اصلی تباهی مسلمانان است و بدون آن، ترقی و حفظ دین و ملک ممکن نیست. در ادامه، به نفوذ اروپاییان در امور داخلی کشورهای اسلامی و ضعف مسلمانان در برابر آنها اشاره میکند و با ذکر مثالهایی از هند، ایران، ترکیه و مصر، این نفوذ را نشان میدهد. سپس به اهمیت وحدت و همدردی مسلمانان میپردازد و آن را واجب میشمارد و تأکید میکند که این اتحاد نباید با وفاداری به حکومتها یا دوستی با بیگانگان منافاتی داشته باشد. در پایان، با اشاره به قرارداد ۱۹۰۷ انگلستان و روسیه در تقسیم ایران، از عدم اتحاد ایران و عثمانی در آن زمان ابراز تأسف میکند و بار دیگر بر لزوم همدردی و اتحاد بینالمسلمین تأکید میکند. متن با بیان اینکه چرا مسلمانان ذلیل شدند و عیسویان ترقی کردند، و با ذکر مثالهایی از قدرتهای جهانی، به این نتیجه میرسد که این وضعیت ناشی از عدم اخوت و همدردی است و جای گریستن بر احوال زندگان و آیندگان است.
اعتراض به تجاوزات استقلال شکنانه انگلستان و روسیه به کشور و تهدید به برهم خوردن مناسبات دوستانه دو کشور و اقدام علیه آنها
متن با اشاره به ارسال رونوشت به سفارتخانهها و جراید محلی آغاز میشود. سپس با تأکید بر مسئولیت مشترک ملتها و تزلزل اساس دیانت اسلامی و استقلال ایران به دلیل حضور قوای بیگانه و یادداشت اخیر دولت انگلیس، اعتراض خود را به تجاوزات حقوقشکنانه روسیه و انگلستان اعلام میکند. در ادامه، از ملتهای آزاد جهان میخواهد که با این اعتراض حقطلبانه همراهی کنند و هشدار میدهد که ادامه این تعدیات میتواند روابط دوستانه ملت ایران و مسلمانان جهان را تغییر داده و جامعه اسلامی را به اقدامات دینی و وظایف نهایی خود وادار سازد. در پایان، اسامی علمای نگارنده ذکر شده است.
ارائه کمک مالی به دولت و مخالفت با استقراض خارجی
جمعی از طلاب اصفهانی مقیم نجف اشرف، با مشاهده وضعیت نابسامان مالی کشور و ضعف دولت، برای جلوگیری از استقراض خارجی و پذیرش شروط ویرانکننده، تصمیم به فروش لوازم زندگی و اهدای وجه آن به عنوان کمک به ملت گرفتند. این اقدام را وظیفه خود دانستند و از عموم مسلمانان خواستند تا با غیرت اسلامی خود به این حرکت بپیوندند و هرکس به اندازه توان خود کمک کند تا مجموع کمکها قابل توجه باشد و مشکلات کشور حل شود. در پایان، اسامی طلاب کمککننده و میزان کمکهایشان ذکر شده است.
لزوم رفع اختلافات داخلی در برابر دشمنان خارجی
سخنرانی با تأکید بر اسلامی و شیعی بودن ایران آغاز میشود و به اهمیت حفظ دستاوردهای مشروطه و پرهیز از اختلافات داخلی میپردازد. در ادامه، به تجاوز هشت ماهه عثمانی به خاک ایران اشاره شده و از عدم آمادگی نظامی کشور در برابر تهدیدات خارجی، از جمله احتمال حمله روسیه، انتقاد میشود. سخنران خواستار تشکیل ارتش و سربازگیری برای حفظ مملکت و اسلام است و از حاضران میخواهد که به جای درگیریهای بیفایده، به فکر مسائل اصلی کشور باشند.
انتقاد از بیتوجهی نمایندگان مجلس شورا به نابسامانی کشور
متن با مقایسه وضعیت کنونی با دوران استبداد آغاز میشود و بیان میکند که در هر دو دوره، گروهی برای حفظ منافع خود، قدرت حاکم را مقدس و لازمالاطاعه جلوه میدهند. در دوران مشروطه نیز، با وجود شعار آزادی، هر گروهی به دنبال منافع خود است و بدون توجه به خیر و شر، اوامر مقام خود را اجرا میکند. این وضعیت منجر به اختلافات و تشکیل احزاب و فرقههایی شده که به جای اصلاح، به فساد دامن میزنند. سپس، به انتقاد از عملکرد مجلس شورا میپردازد که از زمان افتتاح، به جای رسیدگی به مشکلات کشور و تأمین آسایش ملت، وقت خود را صرف تعیین رئیس و منشی کمیسیونها کرده است. در ادامه، به تلاش مغرضین برای مخدوش کردن اعتبار اوامر حجج اسلام نجف اشاره میکند که با نگارش جعلیات و تلگرافات دروغین، سعی در بیاعتبار کردن این اوامر در نظر مردم دارند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که تلگراف مجلس به حجج اسلام، موجب توجه آنان شده و قلوبشان با شبهات درباره تلاشگران حفظ استقلال کشور مشوب نگردد.
محکومیت معاهده 1907
این نامه با خطاب به انجمن ایالتی اصفهان، به محکومیت معاهده ۱۹۰۷ میان روسیه و انگلستان میپردازد. نویسنده با تأکید بر خطر عظیم این معاهده برای اسلام و استقلال ایران، آن را نوعی کشورستانی بدون خونریزی میداند. او با بیان بیداری ملت ایران و عدم پذیرش اینگونه سلطهگریها، از مخاطبان میخواهد که با حرکت به سمت تلگرافخانه و اطلاعرسانی به سایر ولایات و انجمنها، مجلس شورای ملی را برای تعیین تکلیف تحت فشار قرار دهند و تأکید میکند که در این شرایط، بذل جان در راه اسلام کمترین خدمت است.
تحریکات سیاسی، نظامی و امنیتی عثمانی علیه ایران
این متن با اشاره به تعدیات دولت عثمانی علیه ایران، این اقدامات را بالاترین عداوتها و غیرقابل بخشش میداند. در ادامه، به جوانمردی و بیطرفی ایران در جنگهای عثمانی با روسیه و یونان اشاره میکند و کمکهای مالی زوار و حجاج ایرانی به اقتصاد عثمانی را یادآور میشود. سپس، به تفصیل به تجاوزات نظامی عثمانی در مناطق مرزی ایران از جمله خرمنسوزی، تصرف اراضی، غارت روستاها و حمله به مستحفظین حدود میپردازد. همچنین، توهین به جشن مولود پادشاه ایران، تبعید تجار ایرانی و بیاحترامی به علمای شیعه در نجف و کشتار مردم در کربلا را از دیگر اقدامات عثمانی برمیشمارد. در پایان، به دولت ایران توصیه میکند که در شرایط ضعف داخلی، با عثمانی صلح و معاهده نبندد و تنها به فکر متارکه باشد تا پس از رفع مشکلات داخلی، با قدرت و تدبیر به حل و فصل امور بپردازد و گذشته را فراموش نکند. متن با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر لزوم مقابله به مثل و صبر در برابر سختیها تأکید میکند.
اعلان تحصن اکثر علمای تهران در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) به واسطه تبلیغات ضد دینی مشروطه خواهان
متن با اشاره به طغیان زنادقه و دعوت آشکار آنها به الحاد و زندقه در منابر و مجالس آغاز میشود. در ادامه، به عدم وجود مانعی برای این اقدامات اشاره شده و بیان میگردد که به همین دلیل، اکثر علمای تهران (به جز دو نفر) سه شب است که در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) متحصن شدهاند. در پایان، با عبارت «اللّه اللّه فِی حفظٍ الاسلام» بر اهمیت حفظ اسلام تأکید شده است.
بیان خدمات سیاسی، اجتماعی و رفاهی انجمن ایالتی اصفهان
این متن با اشاره به قصد سفر به عتبات عالیات، به تشریح هجده مرحله از اقدامات و خدمات انجمن ملی اصفهان در راستای مشروطیت میپردازد. این اقدامات شامل برگزاری انتخابات، جلوگیری از مستبدین، ایجاد امنیت، تنظیم آب رودخانه، تشکیل انجمن بلدیه، ترویج صنایع داخلی، رسیدگی به امور نظامی، ایجاد وحدت در برابر تعدیات عثمانی، توسعه معارف و مدارس، تشکیل قشون مردمی و پرداخت مالیات میشود. در پایان، متن به اتهامات روزنامهها مبنی بر مخالفت انجمن اصفهان با مجلس مقدس اشاره کرده و بر لزوم انجام وظیفه صحیح و عدم توجه به مخالفین تأکید میکند.

درخواست از دولتهای متمدن جهان برای حراست از استقلال کشور در برابر تجاوزات روسیه و انگلستان
این بیانیه با اشاره به حضور طولانیمدت نیروهای روس و تأثیرات منفی آن بر حیات ملی و اسلامی ایران، و همچنین یادداشت اخیر دولت انگلیس که استقلال کشور را تهدید میکند، آغاز میشود. در ادامه، ملت همدان شامل مسلمانان، یهودیان و ارامنه، از طریق سفرای دولتهای متمدن، اعتراض خود را اعلام کرده و درخواست میکنند که با توجه ویژه به ایران، حیات ملت را از تجاوزات استقلالشکنانه بیگانگان حفظ کنند تا نیازی به استفاده از قوای ملی و دفاع مذهبی نباشد. در پایان، اسامی تعداد زیادی از افراد از اقشار مختلف مردم همدان به عنوان امضاکنندگان ذکر شده است.
لزوم ایجاد نیروی نظامی مردمی متشکل از عشایر، برای تأمین امنیت شیراز
متن با اشاره به ناآرامیها و تعدیات عشایر در شیراز آغاز میشود و به ضرورت ایجاد یک نیروی نظامی محلی برای برقراری امنیت میپردازد. در ادامه، به استقلال دیرینه عشایر و عدم تأثیرپذیری آنها از نصایح و مواعظ اشاره شده و تأکید میشود که تنها با قوه قهریه میتوان نظم را برقرار کرد. سپس، پیشنهاد تشکیل یک نیروی ۱۵۰۰ نفری از تفنگچیان محلی در شیراز مطرح میشود که به دلیل آشنایی با منطقه و حمایت توپخانه، قادر به مقابله با عشایر خواهند بود. در پایان، به صرفه اقتصادی این طرح نسبت به اعزام نیرو از تهران و همچنین لزوم تأمین امنیت بنادر و راههای ارتباطی اشاره شده و مداخله صولتالدوله برای تأمین امنیت مسیر بوشهر و شیراز پیشنهاد میشود.
بی نظمی و هرج و مرج سیاسی در کشور
متن با انتقاد از عملکرد مجلس شورای ملی آغاز میشود و وظیفه اصلی مجلس را وضع قوانین میداند، نه دخالت در امور جزئی وزارتخانهها. به عنوان مثال، به طولانی شدن تصویب قوانین و دخالت مجلس در تعیین مستأجر خالصجات اشاره میکند. در ادامه، بر لزوم اطاعت مردم از مصوبات مجلس و آزادی وکلا در رأیگیری تأکید میکند و توهین به وزرا را موجب سلب اعتماد و کاهش کارایی آنان میداند. سپس به مسئله مهاجرت شیخ فضلالله نوری و نقش برخی وکلا در ایجاد این فتنه میپردازد و خواستار رفع توهین از او برای اصلاح وضعیت میشود. در پایان، به نقش مخرب جراید در دامن زدن به بینظمی و انتشار تهمتها اشاره میکند و بیان میدارد که روزنامهها به دلیل اقبال مردم به فحاشی، از مسیر اصلی خود منحرف شدهاند و این امر مانع از اصلاح امور و تحقیق درباره صحت اخبار میشود.
القاء فتنه و آشوب بر ضد مشروطه خواهان
متن با اشاره به شیوه عمروعاص در فریب یاران امام علی (ع)، به تشریح وضعیت کنونی جامعه میپردازد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که بسیاری از افراد، مشروطهخواه و حامی مجلس هستند، اما عدهای مفسد با تحریک و القای مطالب، آنها را به آشوب واداشتهاند. همچنین، به نقش همسایگان (کشورهای خارجی) در این تحریکات و تلاش برای برانگیختن مردم علیه شرع و وزرا اشاره شده است. در پایان، نویسنده بر تعهد خود به حفظ مجلس و ادامه وظیفه خود تا پای جان تأکید میکند و هدف این آشوبها را از کار انداختن مجلس میداند.
تقاضا از سید عبدالحسین لاری جهت تمکین از دولت
نامهای به وزیر داخله درباره اقدامات غیرمنتظره سید عبدالحسین لاری و شکایات مردم لار. در این نامه، نویسنده از ارسال تلگرافهای متعدد برای بازداشتن لاری از اقداماتش خبر میدهد و اشاره میکند که تلگرافی مفصل به معتمد خود در بصره فرستاده تا به سرعت به لاری ابلاغ شود. ابراز امیدواری شده است که این وضعیت به زودی آرام شود.

بدگمانی به سردار اسعد بختیاری
گزارشی از جلسه شبانه در منزل صدرالعلماء و سپس در منزل آقا سید عبدالله ارائه شده است. در این جلسات، آقا سید عبدالله به شدت از سردار اسعد بختیاری انتقاد کرده و او را به تخریب مملکت و مسلمانی متهم میکند. او سردار اسعد را فاقد شعور وکالت دانسته و معتقد است که او تنها با زور سرنیزه کار میکند و به زودی مورد انتقام صاحب شریعت قرار خواهد گرفت.

تقاضا از مظفرالدین شاه قاجار برای ملاقات و آگاه نمودن او از اوضاع نابسامان کشور
این نامه با ابراز وفاداری و دولتخواهی نویسندگان آغاز میشود و به دستخط شاه در پاسخ به عریضه قبلی اشاره میکند که در آن، نویسندگان به اغراض شخصی متهم شدهاند. نویسندگان این اتهام را رد کرده و تأکید میکنند که هدفشان فقط حفظ ممالک اسلامی و دولتخواهی است. در ادامه، به رابطه پادشاه و ملت به مثابه گوشت و استخوان اشاره شده و از تلاش برای ایجاد تفرقه بین آنها ابراز نگرانی میشود. نویسندگان به دستور شفاهی شاه مبنی بر عرضه مستقیم عرایض به حضور وی اشاره میکنند، اما از مسدود شدن راههای ارتباطی و مشوش کردن ذهن شاه توسط مغرضین گلایه دارند. قتل یک سید بیگناه و مجروح شدن دیگران را عامل اصلی فساد و فتنه در کشور میدانند و هشدار میدهند که اگر به وضعیت مردم رسیدگی نشود، مسئولیت عواقب آن بر عهده آنها نخواهد بود. در پایان، با اشاره به دشواری رساندن عرایض به شاه، پیشنهاد میشود که شعاعالسلطنه، فرزند شاه، واسطه اصلاح بین دولت و ملت شود تا پس از ملاقات و تحقیق، مفسدین شناسایی شده و رأفت ملوکانه شامل حال رعیت گردد. نامه با امید به توجه شاه به حال مسلمین و جلوگیری از ظلم خائنین به پایان میرسد.




سفارش به امرا، سرداران و رؤسای ایالت و عشایر به اتحاد و برداری و دفاع از عزت و استقلال کشور
متن با اشاره به اهمیت اخوت و اتحاد دینی در اسلام آغاز میشود و بیان میکند که تضعیف این اتحاد، مسلمانان ایران را در برابر حملات ظالمانه بیگانگان آسیبپذیر کرده است. در ادامه، بر تمام امرا، سرداران، رؤسا و خوانین عشایر و ایلات و رجال ایران واجب دانسته میشود که از سرنوشت تلخ سایر رجال اسلامی که به دلیل نفاق داخلی استقلال خود را از دست دادند، عبرت بگیرند. در پایان، از آنان خواسته میشود تا با اتحاد و غیرت دینی و وطنخواهانه، از استقلال و حقوق ملی و بشری کشور دفاع کرده و ننگ از دست دادن این موهبت را به خود روا ندارند.

تبعیت از فتاوای مراجع مشروطهخواه نجف در کمک به استقرار مشروطیت
متن با اشاره به احکام مراجع عالیقدر و لزوم دفع ضررهای جانی و مالی، بر وجوب تشکیل انجمن و مراسم مشروطیت تأکید میکند. سپس بیان میشود که استقرار مشروطیت نیازمند تأمین مالی از طریق اعانات عمومی است که باید در مصارف واجب عقلی و شرعی صرف شود. در ادامه، با استناد به حکم آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، بر لزوم پرداخت اعانه و جایگاه آن در رکاب مجاهدین امام زمان تأکید شده است. در پایان، اسامی تعدادی از علما به عنوان نگارندگان ذکر شده است.
تاکید بر عدم صلاحیت نمایندگی سید حسن تقیزاده و عدم مداخله او در امور سیاسی و تکذیب شایعه تکفیری وی
نامهای به حاجی میرزا ابوالحسن انگجی درباره حکم صادر شده در مورد سید حسن تقیزاده، با تأکید بر اینکه حکم مذکور تکفیر نبوده و صرفاً به عدم جواز مداخله او در امور مملکت و عدم لیاقت برای عضویت در مجلس ملی اشاره دارد. در ادامه، در پاسخ به استفتایی از تبرستان، شایعه تکفیر تقیزاده تکذیب شده و اعلام میشود که نسبت حکم تکفیر به او کذب است.

بی دانشی ایرانیان و عقب ماندگی آنها
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به نقش مجلس ملی در تحکیم اسلام و گسترش عدالت و دانش اشاره میکند. سپس با استناد به آیات قرآن و احادیث نبوی، برتری علم و عالمان بر سایر مخلوقات و اهمیت طلب علم را تبیین میکند. در ادامه، نویسنده علم را عامل اصلی پیشرفت و آبادانی کشورها دانسته و با ذکر مثالهایی از ژاپن و ایالات متحده آمریکا، نقش علم در کسب قدرت، ثروت و صنعت را برجسته میسازد. در پایان، به عقبماندگی ایران به دلیل بیعلمی اشاره کرده و با مثالهایی از زمینهای بایر و معادن دستنخورده، وضعیت کشور را به فردی نابینا که روی گنج نشسته و گدایی میکند، تشبیه میکند و بر لزوم تأسیس مدارس و بهرهگیری از علم برای توسعه تأکید میورزد.
تقدیر از علمای مشروطهخواه نجف جهت تأیید اصل دوم متمم قانون اساسی
متن با اشاره به تصور دو حجتالاسلام (آخوند خراسانی و حاج شیخ عبدالله مازندرانی) آغاز میشود که فصل نظارت مجتهدین بر مصوبات مجلس را پذیرفته و آن را در نظامنامه درج کردهاند. در ادامه، از این دو عالم به دلیل بذل شفقت و تحسین تلگرافیشان تقدیر شده و درخواست افزودن فصلی دیگر برای جلوگیری از انحرافات، نشانه عاقبتاندیشی و هوشمندی آنها تلقی میشود. سپس، عموم مسلمانان به قرائت متن تلگراف این بزرگان و آگاهی از پاسداری آنها از شرع نبوی و حفظ اسلامیت مجلس شورا دعوت میشوند. در پایان، به وصول نسخه اصلی تلگراف با امضاء و مهر این دو عالم اشاره شده و اعلام میشود که این سند قابل رؤیت بوده و عکس آن نیز منتشر خواهد شد.

آرزوی شکوفایی فرهنگ و معارف اسلامی
این متن با تبریک به آقا محمد محلاتی، مؤلف مجله «دره النجف»، به دلیل انتشار این نشریه آغاز میشود. در ادامه، نویسنده ابراز امیدواری میکند که این مجله به ترویج معارف اسلامی کمک کرده و الهامبخش نشریات مشابه دیگر در ایران باشد. سپس به اهمیت ترویج دین مبین و نقش آن در شکوفایی معارف اسلامی در طول تاریخ اشاره میکند و بیان میدارد که بسیاری از دستاوردهای علمی و فرهنگی ملل دیگر، ریشه در اسلام دارد. در پایان، با ابراز تأسف از فراموشی علوم اسلامی در دورهای از تاریخ، امیدواری خود را به احیای این معارف در پی پیروزی نهضت روحانی (مشروطه) و نقش مجله «دره النجف» در این مسیر بیان میکند و آرزوی تداوم خدمات مفید این نشریه را دارد.
انتقاد از برخی مطبوعات اروپایی نسبت به نجابت مردم ایران
متن با اشاره به تاریخ آینده ایران، نجابت و تمدن ذاتی ایرانیان را در مواجهه با مشکلات چهار سال اخیر (انقلاب مشروطه) ستایش میکند. سپس به انتقاد از برخی جراید اروپایی میپردازد که سکوت و خویشتنداری ایرانیان را به بیحسی تعبیر کردهاند. در ادامه، به یادداشتهای ارسالی به دولت ایران و پاسخ وزیر امور خارجه اشاره میکند که با استناد به آمار گمرک، بیموقع بودن آن یادداشتها را اثبات کرده است. نویسنده تأکید میکند که ایرانیان نباید بیش از این سکوت کنند تا مورد سوءتعبیر قرار گیرند، زیرا سکوت آنها ناشی از تمدن و نجابت است، نه بیحسی. در پایان، به حفظ مناسبات دولت ایران با همسایگان و تشکیل کمیسیونی در مجلس برای بررسی این مسائل اشاره میکند و اقدامات دولت برای تأمین امنیت در فارس را مثبت ارزیابی کرده و بر فریاد مردم ایران برای استقلال تأکید میکند.
نابسامانی اوضاع کشور پس از مشروطیت در مقایسه با پیش از آن
متن با انتقاد از وضعیت کشور پس از مشروطه آغاز میشود و بیان میکند که امور مملکت به دست افراد مغرض و نادان افتاده و هیچ کار صحیحی انجام نشده است. در ادامه، بیقانونی و بینظمی موجود را صد درجه بدتر از دوران استبداد میداند. برای نمونه، به موضوع معادن نمک اشاره میکند که با هدف صرفهجویی و افزایش درآمد، مالیاتی بر آن وضع شد. اما دولت با ایجاد ادارات پرهزینه، مخارجی دو برابر عایدات ایجاد کرد و قیمت نمک را به حدی افزایش داد که نارضایتی عمومی را در پی داشت. در پایان، به بیربطی احزاب سیاسی به مسئله معادن نمک و ادامه بحث و مذاکره در این خصوص در مجالس مختلف اشاره میکند.
سرکشی انجمنهای سیاسی و رعایا در برابر حکام و مأموران دولتی
این بیانیه با خطاب به عموم مردم، بر اهمیت حفظ وحدت ملی و تبعیت از مجلس شورای ملی و انجمنها تأکید میکند. متن به انتقاد از رفتارهای خودسرانه برخی از مردم در برابر مأموران دولتی و حکام میپردازد و آن را مغایر با اصول عقلانی و مصلحت ملی میداند. نویسنده با اشاره به تغییر شرایط پس از مشروطه و کاهش قدرت حکام سابق، از مردم میخواهد که از سختگیری بیش از حد بر حکام جزء خودداری کنند و به جای نفاق، به اتحاد و اتفاق روی آورند. در پایان، بیانیه به وضعیت مالی حکام و لزوم رفتار مسالمتآمیز با آنان اشاره میکند و بر رعایت نظامنامهها و قوانین تأکید دارد.
ابراز اهمیت مصالحه میان شاه و مشروطهخواهان
این نامه با ابراز تشکر از اقدامات آیات عظام آغاز میشود و به نقش شعاعالسلطنه و عضدالملک در ایجاد اطمینان در ملت و تلاش برای حل و فصل امور اشاره میکند. در ادامه، نویسندگان از مساعدت شاه در رفع مفاسد و تسویه امور ابراز خرسندی کرده و با توجه به فروکش کردن مفسده و بیم از تجدید فتنه، سکوت را در آن مقطع صلاح میدانند. در پایان، به صدور دستخطی پس از تلگراف قبلی اشاره شده که عیناً برای اطلاع مخاطبان درج میشود.


دعوت دولتمردان و علمای ایران و عثمانی به اتحاد اسلام
متن با انتقاد از وضعیت فعلی جامعه اسلامی آغاز میشود و به پردهدریها و بیعفتیها در جامعه اشاره میکند که منجر به از بین رفتن عفاف ملی و گسترش فحشا میشود. سپس راهکار برونرفت از این وضعیت را توسعه معارف عمومی و آموزش علوم و صنایع به دختران با حفظ حدود دینی و شرعی میداند. نویسنده تأکید میکند که رعایت نوامیس دینیه مانع ترقی نیست و نباید از فرنگیان تقلید کرد، بلکه باید به علمآموزی از گهواره تا گور پایبند بود. در ادامه، به کسانی که مانع ترقی زنان هستند و دین را به انزوا میکشانند، انتقاد میکند و وضعیت فعلی اسلام را در غربت و انحطاط میبیند. نویسنده به نفوذ کفار و تسلط آنان بر مسلمانان اشاره میکند و این وضعیت را نتیجه اختلافات داخلی و جنگهای خانگی میداند که باعث ضعف و فتور اسلام شده است. در بخش بعدی، نویسنده به وضعیت اسفناک مسلمانان در برابر کفار اشاره میکند و از بیتفاوتی و غفلت مسلمانان نسبت به خطرات پیش رو انتقاد میکند. او راه چاره را در اتحاد دو دولت ایران و عثمانی و دو ملت شیعه و سنی میداند و تأکید میکند که این اتحاد نباید به معنای تغییر عقاید باشد، بلکه باید برادری و همکاری را تقویت کند. نویسنده به فساد نیت برخی از مسلمانان اشاره میکند که از نابودی یکدیگر خوشحال میشوند و این وضعیت را خطرناک میداند. او پیشنهاد میکند که علمای شیعه و سنی با یکدیگر متحد شوند و با تشکیل انجمنهایی به نام «ترقی اسلام»، به نشر و تبلیغ اسلام در سراسر جهان بپردازند و از این طریق، مسلمانان را از غفلت بیدار کنند. در پایان، نویسنده به وضعیت خاص ایران اشاره میکند که در آن ریاست روحانی در دست مجتهدین و سیاست جسمی در دست سلطنت است و این دو قوه در مواردی با یکدیگر تزاحم دارند. او پیشنهاد میکند که سلطنت ایران از مقام قدسیت ریاست دینیه مدد گیرد و علما و اهل شریعت در مشاورات مهم دولتی شرکت کنند تا این دو قوه با یکدیگر متحد شوند و به سعادت ملت کمک کنند. او همچنین به شاه ایران توصیه میکند که با بذل همت، دولت و ملت را زنده و برازنده کند و در نهایت، بر لزوم تشکیل انجمنهای روحانی برای ترقی اسلام و تبلیغ آن در کشورهای دیگر تأکید میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تلاش در جهت تولید و مصرف ملی و پیشرفت کشور
متن با ستایش از نعمت عدل و احسان الهی که به واسطه پادشاه عادل و با مساعدت حجج اسلام و افتتاح مجلس شورای ملی برای رفع ظلم و اجرای احکام اسلامی فراهم آمده، آغاز میشود. سپس به شکرگزاری این نعمت و هشدار به دشمنان مشروطه میپردازد که اراده الهی را نمیتوان تغییر داد و کسانی که به بازگشت امینالسلطان دل بستهاند، در اشتباهند. در ادامه، نویسنده بر لزوم حفظ مشروطه و مجلس شورای ملی تأکید میکند و از ملت میپرسد که آیا پس از رهایی از ستم، دوباره خود را اسیر خواهند کرد. سپس با طرح این پرسش که چرا ایران نباید مانند سایر ممالک پیشرفت کند و مردم در مساوات زندگی کنند، به انتقاد از وابستگی به خارج و عدم خودکفایی میپردازد. در پایان، با ذکر خاطرهای از سفر مخبرالسلطنه به ژاپن و مشاهده سادگی و قناعت مردم آن کشور، به مقایسه با تجملگرایی و مصرفگرایی بیرویه در ایران میپردازد و از اعیان و اهل وطن میخواهد که از این وضعیت دست بردارند و به جای کالاهای فرنگی، از نمادهای دینی و ملی در خانههای خود استفاده کنند تا از تخریب خانه و دین خود جلوگیری شود.
اظهار تأثر و تأسف از نحوه خلع سلاح مجاهدان آذربایجانی
این تلگراف با اشاره به فداکاریهای مردم ایران برای کسب آزادی و شرافت، به وقایع اخیر دستگیری و تیر خوردن سرداران ملی و مجاهدین آذربایجانی و تحصن سردار محیی در سفارت عثمانی میپردازد. نویسندگان با ابراز نگرانی و اضطراب از این حوادث، از نایبالسلطنه و مجلس شورای ملی توضیح میخواهند که چگونه این سرداران و مجاهدین که مایه استقلال و احیای ملت بودهاند، هدف حمله عساکر دولتی قرار گرفتهاند و این اتفاق چه تأثیری بر امیدواری جوانان برای حفظ اساس مقدس آزادی خواهد داشت. در پایان، نویسندگان منتظر پاسخ معقول و آرام هستند.
رد اصلاحیه علما بر متمم قانون اساسی و لزوم تجدیدنظر در آن
این نامه به انجمن ملی تبریز نوشته شده و به رد اصلاحیه علمای شیعه بر متمم قانون اساسی میپردازد. نویسندگان معتقدند که این اصلاحیه صلاحیت لازم برای تصویب در مجلس را ندارد و از مردم میخواهند که برای جلوگیری از عجله در تصویب، بازار را تعطیل نکنند. تأکید میشود که وکلای مجلس، به ویژه وکلای آذربایجان، تمام وقت خود را صرف بررسی و تکمیل قانون اساسی کردهاند و طولانی شدن این روند برای تصفیه قانون و تکمیل حقوق ملت، بهتر از عجلهای است که منجر به نتایج ناقص و تضییع حقوق مردم شود.
گفتگوی خیالی میان شیخ سنتگرا و شوخ متجدد فرنگی مآب
گفتوگویی خیالی میان یک شیخ سنتگرا و یک شوخ متجدد فرنگیمآب، به نقد و بررسی وضعیت ایران در دوره قاجار میپردازد. شوخ با برشمردن مظاهر تمدن غربی مانند کبریت، تلگراف، ساعت، لباس فرنگی و... دین اسلام را باطل میداند. شیخ در پاسخ، ابتدا به صنایع دستی و هنرهای سنتی ایران اشاره میکند و سپس تأکید میکند که پیشرفتهای مادی ربطی به علم دین و مذهب ندارد. او متجددین را به خودپسندی و جهل مرکب متهم میکند و از عدم تربیت عالمان و حکیمان در مدارس جدید انتقاد میکند. شیخ همچنین به وابستگی ایران به محصولات خارجی و فساد و بیسوادی در دستگاه حکومتی اشاره میکند. شوخ در ادامه، به مزایای سفر به فرنگ و کسب مقام و ثروت در ایران اشاره میکند. شیخ در پاسخ، علم را محک اصلی ترقی میداند و از بیاحترامی به اهل علم در ایران و متروک شدن علوم سنتی گلایه میکند. او همچنین به وضعیت نامناسب مدارس و کتابخانهها و عدم حمایت دولت از چاپ کتب علمی اشاره میکند. در پایان، شیخ از ضایع شدن استعدادها در ایران و رواج منصبفروشی و علمفروشی انتقاد میکند و شوخ نیز با تأکید بر پیشرفتهای علمی غرب، همچنان دین اسلام را بیاثر میداند.
تشکر از مدیر مجله دره النجف و تاسی برخی مطبوعات تهران از آن
متن با ستایش از نشریه «درهالنجف» آغاز میشود که به دلیل حمایت از ملت، ترویج شریعت و تذکر به هموطنان، مورد قبول علمای نجف قرار گرفته است. در ادامه، ابراز امیدواری میشود که روزنامهنگاران تهران نیز از این نشریه الگو بگیرند و از توهین بیمورد به بزرگان دین خودداری کنند. در پایان، برای موفقیت مخاطب در آنچه خداوند دوست دارد و میپسندد، دعا میشود.
علل فقر و فاقه مردم خوزستان
متن با توصیف پتانسیلهای طبیعی و اقتصادی منطقه عربستان ایران (خوزستان کنونی)، به ویژه اراضی حاصلخیز کارون و اهواز، آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفناک این منطقه به دلیل ظلم و تعدی حاکمان محلی و اهمالکاری در رسیدگی به امور کشاورزی و معیشت مردم اشاره میکند. در ادامه، نویسنده به تعدیات فاحش اتباع شیخ محمره (شیخ خزعل) و سلب آسایش عمومی اشاره کرده و هشدار میدهد که این وضعیت میتواند منجر به پناه بردن مردم به حمایت انگلیس و در نهایت جدایی محمره از ایران شود. متن با ابراز تأسف از بیتوجهی شیخ محمره به اقدامات خائنانه اطرافیانش و نگرانی از عواقب این غفلت برای تمامیت ارضی و اسلامی ایران به پایان میرسد.
رفع اختلاف با علمای مشروطه خواه تهران
متن با اعلام رفع اختلافات میان علمای اعلام و حجج اسلام آغاز میشود و نگارنده حضور خود را در منزل سید محمد طباطبایی اعلام میکند. در ادامه، به موضوع انجمن علما اشاره شده که به دلیل ایجاد توهماتی، فعلاً متوقف و متروک مانده است. در پایان، بیان میشود که در صورت صلاحدید و با اطلاع همگان، این انجمن مجدداً و به شکلی عاری از هرگونه شائبهای تشکیل خواهد شد.

تلاش در جهت آبادانی و رفع محرومیت از کشور
این مقاله با تأکید بر اهمیت آبادانی و توسعه کشور، حیات و قومیت ایران را وابسته به آبادانی آن میداند. نویسنده هشدار میدهد که کوتاهی در آبادانی، ایران را در معرض استعمار و بهرهکشی بیگانگان قرار خواهد داد و ایرانیان را به وضعیتی مشابه بردگان آفریقایی دچار خواهد کرد. در ادامه، با رد افتخار به گذشته بدون عمل در زمان حال، بر لزوم تلاش و کوشش برای کسب ثروت و پیشرفت تأکید میشود. مقاله در نهایت، ریشه اصلی فقر و عقبماندگی را در عدم امنیت اقتصادی و اجتماعی میداند؛ جایی که مردم از حاصل کار خود مطمئن نیستند و مورد ظلم و غصب قرار میگیرند، از کار و کوشش دست میکشند.
بررسی انگیزه مهاجرت حاج شیخ فضل الله نوری و یارانش به حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با اشاره به شایعاتی مبنی بر تلاش برخی برای تخریب مجلس آغاز میشود و اقدامات انجام شده برای جلوگیری از بیاحترامی به اهل علم را توضیح میدهد. سپس به این نکته اشاره میکند که مردم، حاج شیخ فضلالله نوری را مخالف مجلس میدانستند که منجر به رفع غائله شد، اما برخی افراد همچنان به مخالفت ادامه دادند. در ادامه، نویسنده بر احترام به اهل علم تأکید میکند و از مهاجرت حاج شیخ فضلالله نوری و یارانش به حضرت عبدالعظیم (ع) با وجود تعهدات قبلی انتقاد میکند. متن با تأکید بر لزوم اتحاد و همدلی اهل علم برای حفظ مجلس و ضرورت بررسی انگیزه واقعی این مهاجرت به پایان میرسد.

بیداری و اتحاد مسلمانان تنها راه رهایی از استعمار
متن با اشاره به گزارشهای خبری آغاز میشود که از شور و خروش مسلمانان علیه ملت نصاری و احتمال وقوع جنگ ملی خبر میدهند. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که اگر ملتهای نصاری که بر شرق و غرب عالم تسلط دارند، علیه مسلمانان متحد شوند، بقای اسلام در جهان به خطر خواهد افتاد. سپس، نویسنده به تکیه مسلمانان بر دو دولت ایران و عثمانی اشاره کرده و تفاوت میان علم و دانش ملت نصاری با جهالت و نادانی عمومی مسلمانان را برجسته میکند. در پایان، متن به این موضوع میپردازد که بخش عمدهای از مسلمانان تحت سلطه نصاری هستند و اگر خواهان حفظ دین و کیش خود هستند، باید از غرور و غفلت دست بردارند و به جای ملامت دیگران، به بیداری و اتحاد روی آورند. همچنین، به این نکته اشاره میشود که اخبار اروپا با هدف ترساندن مسلمانان از جنگ صلیبی منتشر میشوند و اگر مسلمانان از خواب غفلت بیدار شده و متحد شوند، میتوانند از لطمات اجانب رهایی یابند.
تقاضای اعلام تکلیف شرعی درباره نوز بلژیکی و عینالدوله (صدراعظم) از سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
نامه با ستایش از جایگاه مخاطب به عنوان پناهگاه مسلمانان و ترویجدهنده احکام اسلام آغاز میشود. سپس به شرح مفصل تعدیات مسیو نوز بلژیکی، مدیر گمرکات و پستخانه و وزیر مالیه ایران، بر تجار و مسلمانان میپردازد. نویسنده به تظلمات مکرر تجار و تحصن آنها در حرم حضرت عبدالعظیم اشاره میکند که با وعدههای دروغین پایان یافت و در نهایت، دولت به جای رسیدگی به شکایات، به مسیو نوز و همسرش نشان افتخار داد. در ادامه، نویسنده از عدم توجه مخاطب به عرایض قبلی و کارشکنیهای صدر اعظم وقت (عینالدوله) در رساندن نامهها و جلوگیری از رسیدن پاسخها گلایه میکند. در پایان، از مخاطب درخواست میشود تا تکلیف شرعی خود را در قبال این فرنگی و حامی او (صدر اعظم) اعلام کند و راهکاری برای ریشهکن کردن این «شجره ملعونه» ارائه دهد، به گونهای که این حکم شرعی در زمان مناسب و به دست فردی مطمئن به شاه برسد تا مؤثر واقع شود.
بی اطلاعی مسئولان کشور از وظایف اصلی خود و منفعتطلبی آنها
متن با انتقاد از وکلای مجلس شورا آغاز میشود که به جای پرداختن به امور اصلی کشور، مشغول تعیین کمیسیون و مناصب داخلی هستند. سپس به وزرا اشاره میکند که همچون دوران استبداد، به دنبال کسب پول و منافع شخصیاند و ملت نیز تحت تأثیر سخنرانان بیمبالات و ریشسفیدان اصناف قرار گرفته است. نویسنده وضعیت ایران را در مقایسه با پیشرفت سایر ملتها رو به انحطاط میداند و به نقش مصلحانه انبیا و اولیا و علمای گذشته اشاره میکند. در ادامه، به فساد و نفاق برخی علمای تهران و به طور خاص ملا حبیبالله مجتهد کاشان میپردازد و او را در قتل و غارتهای نایب حسین شریک میداند. سپس به تفصیل وظایف هر یک از وزرای معارف، عدلیه، جنگ، داخله و امور خارجه را شرح میدهد و تأکید میکند که هر وزیر باید تخصص و آگاهی لازم در حوزه خود را داشته باشد. در پایان، مسئولیت تمام بدبختیها و پریشانیهای کشور را متوجه وزرا میداند و علت اصلی این وضعیت را موروثی بودن مناصب و عدم شایستهسالاری در انتخاب وزرا و علما عنوان میکند و برای اصلاح امور به قدرت الهی امید میبندد.
حمایت از مشروطهخواهان اصفهان
متن با ابراز خرسندی از اقدامات اسلامخواهانه صمصامالسلطنه بختیاری در اصفهان آغاز میشود که شامل اجرای احکام شرعی، براندازی حکومت ظالم، انجام وظایف عدالتخواهانه و تشکیل انجمن ایالتی است. در ادامه، از خداوند برای ایشان و مجاهدین اصفهان طلب یاری شده و از صمصامالسلطنه خواسته میشود که از مردم و مناطق اطراف حمایت کند. در پایان، آمادگی کامل برای هرگونه مساعدت مجدانه اعلام میشود.


اظهار قدردانى از خدمات رئيس عدلیه شاهرود
این متن با درخواست از مدیر روزنامه مجلس برای انتشار نامهای آغاز میشود. در ادامه، به معرفی آقا میرزا سید حسین خان تفرشی، رئیس عدلیه شاهرود، پرداخته و از سوابق درخشان و عملکرد مثبت او در عدلیه قم یاد میکند. سپس، با اشاره به سه ماه ریاست او در شاهرود، از حسن سلوک، عدالتخواهی، عدم طمع و مراقبت او در اجرای قانون و احقاق حق مظلومین تمجید میشود. در پایان، با ابراز تأسف از عدم کفاف عایدات برای مخارج رئیس عدلیه و اجزای او و احتمال استعفای وی، از اولیای امور درخواست میشود تا با رسیدگی به وضعیت مالی، موجبات آسایش بیشتر مردم را فراهم آورند.
سفارشهای لازم به مشروطهخواهان برای ایجاد وحدت و همدلی
این نامه با اشاره به تلاشهای فلاسفه سیاسی اسلام برای تربیت جامعه و پدید آمدن مشروطیت بدون خونریزی، به نقد نطقهای بیدرایت برخی ناطقین و تجاوزات جراید بیسیاست میپردازد که به خیالات مستبدین کمک کرده و باعث تشویش افکار عمومی شده است. سپس، با اشاره به موفقیت ملت در استرداد حقوق و ترمیم خرابیها پس از استبداد صغیر، بر لزوم جلوگیری از جهل و سخنرانیهای تحریکآمیز و مزخرفات جراید تأکید میکند. در ادامه، از مخاطب میخواهد که به اصلاح و تعدیل لهجه مطبوعات و تقویم انحرافات آنها بپردازد و در جهت تألیف و تحبیب بین ملل اسلامی و دو دولت بزرگ اسلامی تلاش کند و اظهار مضادت و معادات مذهبی را به اتحاد و مؤاخات تبدیل کند. نامه به همراهی احرار عثمانی با مشروطهخواهان ایرانی اشاره میکند و از برگزاری جلسهای در مدرسه شیخالفقها و الحجج برای توفیق علما و حجج و تسدید توحید آنها خبر میدهد. در پایان، با ابراز تأسف از سستی عزیمت هیئت علمیه به دلیل اخبار فتح تهران و خلع و لبس و همچنین تلاش برخی آقایان کربلا برای توقیف حجج و آیاتالله، بر وظیفه مخاطب در تعلیم اخلاق و تعدیل ملکات مردم از طریق جراید تأکید میکند و خواستار جلوگیری از هتک ناموس شرع و تجاوز از حدود الهی میشود.
تقدیر و تشکر از زحمات و مجاهداتهای مراجع مشروطهخواه نجف
متن با اشاره به نقش خون شهدا در برانگیختن غیرت پیشوایان دین آغاز میشود و به اهمیت شکرگزاری از نیکوکاران، به ویژه مراجع مشروطهخواه نجف، میپردازد. در ادامه، نویسنده بر عظمت خدمات این بزرگان در تاریخ اسلام تأکید میکند و وظیفه نمایندگان ملت را تشکر و سپاسگزاری از آنان در جهت استحکام مشروطیت و سعادت ملت میداند. در پایان، از وکلا درخواست میشود تا تشکرات صمیمانه خود را به مراجع نجف، به ویژه میرزا حسین طهرانی، ملا محمدکاظم خراسانی و آقا شیخ عبدالله مازندرانی، تقدیم کنند که با مجاهدتهای خود، سنن اسلام را احیا کرده و حقیقت دین مبین را در برابر اتهامات مغرضین روشن ساختند و ثابت کردند که شریعت اسلام با اصول تمدن و عدل محض سازگار است.
تشویق ثروتمندان کشور به دادن وام به دولت
متن با تأکید بر اهمیت استقلال و شرف ملی آغاز میشود و بیان میکند که حفظ یا از دست دادن این ارزشها به همت خود ملت بستگی دارد. با ذکر نمونههایی از فداکاری مسلمانان صدر اسلام و ملتهای متمدن اروپا (مانند فرانسه و عثمانی) در حفظ وطن و کمک به دولت خود، به ایرانیان هشدار میدهد که در خواب غفلت هستند و دشمنان در کمین استقلال و دین و دنیای آنها نشستهاند. سپس به نیاز مبرم دولت به پول برای اصلاحات فوری اشاره میکند و تأکید دارد که قرض گرفتن از بیگانگان به سلب استقلال منجر خواهد شد. در ادامه، پیشنهاد میکند که صندوقهای اعانه در شهرها تأسیس شود تا تجار و مردم با کمکهای مالی خود، نیاز دولت را برطرف کنند. در پایان، با اشاره به اقدامات مشابه در عثمانی و اروپا، ابراز امیدواری میکند که ایرانیان نیز با همت و غیرت، به یاری دولت بشتابند و نام نیکی از خود در تاریخ به جای بگذارند.

درخواست از صولتالدوله قشقایی جهت ایجاد امنیت در لارستان
متن با دعایی برای عزت و صحت مخاطب آغاز میشود. سپس به شکایت اهالی لار از ناامنی راهها و مناطق اطراف اشاره میکند و وضعیت مغشوش فارس را با وجود تلاشها برای مشروطیت و حضور مخاطب، غیرقابل قبول میداند. در ادامه، از مخاطب میخواهد که با همت و حمیت به داد مردم بیچاره لارستان برسد و امنیت راهها و مناطق را تأمین کند تا نیکنامی دنیا و آخرت را برای خود به ارمغان آورد. در پایان، ابراز امیدواری میکند که خبر امنیت و رضایت اهالی به زودی برسد و برای مخاطب دعای خیر میکند.

لزوم حمایت از علما و مردم معترض متحصن در آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)
این فتوا با اشاره به تحصن جمع کثیری از علما و مردم در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و سفارت عثمانی، به دلیل غیرت اسلامی و ملی، برای اعانت به ملت، ترقی و صیانت از مملکت، اشاعه عدل و رفع ظلم و بیداد و مطالبه حقوق مسلمین صادر شده است. در این فتوا، بر تمامی مؤمنین واجب و لازم دانسته شده که به هر نحو ممکن از متحصنین حمایت کرده و با اتفاق و اتحاد، ریشه استبداد را قطع کنند. هدف از این اقدام، تأمین آسایش و رفاه ملت، حفظ مملکت، رفع ظلم ظالمین و جلوگیری از تلف شدن اعراض، اموال و نفوس مسلمین ذکر شده است.


درخواست تحقیق و اعلام پیرامون سبک شمردن آیه قصاص در برخی مطبوعات
نامهای به سید عبدالله بهبهانی و دیگر علمای اعلام، درباره گزارشهایی مبنی بر سبک شمردن حکم قصاص در شماره ۱۲۱ جریده ایران نو. در این نامه، به آیه «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ» اشاره شده و از مخاطبان خواسته شده است که در مورد صحت این گزارش تحقیق کرده و در صورت تأیید، عین شماره مذکور را ارسال کنند تا حکم الهی به عموم مسلمانان اعلام شود.

انتقاد و اظهار تاسف از غفلت و ناآگاهی مشروطه خواهان
متن با طرح این پرسش که «بالون ملت ایران به کجا میرود؟» آغاز میشود و به بررسی وضعیت نابسامان کشور در نتیجه نفوذ دولتهای خارجی (روسیه و انگلستان) و استقراضهای بیرویه میپردازد. در ادامه، به نقش علمای عتبات عالیات در آگاهیبخشی و تلاش برای اصلاح امور اشاره میکند، اما بیان میدارد که به دلیل دوری از مرکز و عدم نفوذ کلام، صدایشان به جایی نرسیده است. سپس، به آغاز نهضت مشروطه و امیدواریهای اولیه برای وضع قانون و اصلاحات اشاره میکند، اما بلافاصله به انحراف مشروطه توسط شاه (محمدعلی شاه) و سوءاستفاده ریاستطلبان و عوامفریبان میپردازد. متن با انتقاد شدید از غفلت مشروطهخواهان و نفوذ استبدادطلبان در لباس مشروطهخواهی ادامه مییابد و هشدار میدهد که این روند به خانه خرابی منجر خواهد شد. در پایان، با مقایسه قوانین شریعت اسلام و قوانین وضعی، نتیجه میگیرد که اگر شریعت الهی نیز به دلیل منافع شخصی نادیده گرفته میشود، قوانین بشری نیز به سرنوشت مشابهی دچار خواهند شد و استبداد در شکلی جدید ادامه خواهد یافت.
.jpeg&w=3840&q=75)
علل مخالفت و رویگردانی خود از مشروطه و مهاجرت گروهی از علما به آستان حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با اشاره به تعجب از عدم موافقت حاج آخوند رستمآبادی با مجلس شورای ملی آغاز میشود و تأکید میکند که مسلمانان باید عقاید اسلامی را از علمای نجف اشرف کسب کنند. سپس، علت اصلی مخالفت حاج آخوند با مجلس را تبیین میکند؛ مجلسی که در ابتدا با وعده رفع ظلم، اجرای احکام شرعیه و انهدام استبداد تشکیل شد و علمای نجف نیز آن را تأیید کردند. در ادامه، به انحرافات و مفاسد مجلس اشاره میشود، از جمله ترویج آزادی بیان و قلم که منجر به توهین به اسلام و علما در روزنامهها شده است. همچنین، به موضوع مساوات و برابری میان مسلمانان و اهل ذمه پرداخته میشود که در جشنهای مجلس به حدی رسیده که بابیها و طبیعیمذهبها نیز در آن حضور یافته و شعارهایی مغایر با اسلام سر دادهاند. متن سپس به موضعگیری حاج شیخ فضلالله نوری و علمای معتکف در حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره میکند که مجلس را گمراه و گمراهکننده میدانند و خواستار تطبیق آن با شرع مقدس هستند. در پایان، به مفاسد و مهالک ناشی از مجلس، از جمله قتل و غارت و تضییع ناموس مسلمانان، اشاره شده و تأکید میشود که اگر این روند ادامه یابد، اسلام نابود خواهد شد و راهزنان دین و دولت به اهداف خود خواهند رسید. متن با امید به نصرت الهی و نشر ارکان شرع به پایان میرسد.
وظایف طبقات چهارگانه جامعه
متن با اشاره به اهمیت روزنامهخوانی در میان مردم، هدف خود را نگارش مقالهای برای نفع عمومی و تشخیص و درمان «مرض» ایران معرفی میکند. نویسنده وضعیت ایران را به جسمی بیمار تشبیه کرده و با استعاره از «داروی بیهوشی» و «نوشداروی مجلس شورای ملی»، بیداری مردم را پس از دوران استبداد بیان میکند. سپس، جامعه ایران را به چهار عنصر آب (علما)، آتش (سلاطین)، باد (تجار) و خاک (رعیت) تشبیه کرده و وظایف هر طبقه را بر اساس این استعارهها شرح میدهد. در ادامه، به انحراف هر طبقه از وظیفه اصلی خود در دوران پیش از مشروطه و وضعیت فعلی اشاره میکند؛ علما را به دلیل جنبش اخیرشان میستاید، سلاطین را به دلیل سوزاندن مردم در دوران استبداد نکوهش میکند، تجار را به دلیل وارد کردن «کثافات» از فرنگ مورد انتقاد قرار میدهد و رعیت را نیز به دلیل عدم بازدهی کافی در برابر اربابان، از مسیر اصلی خود منحرف میداند.
زیانهای استبداد و فواید مشروطیت
این متن در پاسخ به سؤالات حاجی یوسف آقا تاجر تبریزی درباره مشروطیت، ابتدا به تعریف سلطنت مطلقه و مشروطه میپردازد. سلطنت مطلقه را حکومتی خودسرانه و بدون قید و قانون معرفی میکند که در آن پادشاه یا حاکم هر کاری بخواهد انجام میدهد و مردم هیچ اختیاری ندارند. در مقابل، سلطنت مشروطه را حکومتی میداند که پادشاه یا حاکم مقید به قانون شرع و قرارداد عقلا است و همه مردم در برابر قانون برابرند. سپس به تبیین کارکرد و فواید مجلس شورا میپردازد و با استناد به آیات قرآن و سیره پیامبر(ص) و ائمه(ع)، مشورت را از اصول اسلام میداند. در ادامه، به تفصیل به مشکلات و مفاسد ناشی از استبداد در ایران اشاره میکند که شامل فساد اداری، ظلم به رعایا، غارت اموال عمومی، ضعف نظامی، وابستگی اقتصادی به بیگانگان و از دست رفتن عزت ملی است. در پایان، مردم را به سه دسته تقسیم میکند: علمای دلسوز که مشروطیت را راه نجات میدانند، تجار و رعایا که اجمالاً فواید آن را درک کردهاند، و مستبدان و رشوهخواران که مخالف مشروطیت هستند. متن با تأکید بر ضرورت حفظ اسلام و ایران و با اشاره به حدیث «حب الوطن من الایمان» به پایان میرسد و از خداوند برای نابودی ظالمان طلب یاری میکند.
تشویق مردم به سرمایهگذاری در شرکت (نساجی) اسلامیه به منظور خودکفایی اقتصادی
متن با ستایش از مظفرالدینشاه و اشاره به حمایت دولت و اعیان از «شرکت اسلامیه» آغاز میشود. سپس به اشتیاق مردم اصفهان برای رهایی از وابستگی اقتصادی و حفظ ثروت در داخل کشور اشاره میکند و فواید اولیه و امیدبخش شرکت را برمیشمارد. در ادامه، با استناد به حدیث «الناس علی دین ملوکهم»، شور و همت عمومی ملت و روحانیون را برای پیشرفت و ترقی ملی ستایش میکند و آیندهای روشن برای ایران پیشبینی میکند که در آن فرزندان این مرز و بوم به نیاکان خود افتخار خواهند کرد. در بخش بعدی، خدمت به این شرکت را معادل خدمت به اسلام و پیامبر اکرم (ص) دانسته و با استناد به آیه قرآن، مسلمانان را به یاری این حرکت تشویق میکند. سپس، با اشاره به حمایت علمای اعلام، خود را نیز در زمره حامیان این شرکت معرفی میکند. در ادامه، بر تکلیف شرعی و عقلی مسلمانان برای تقویت بازار اسلامی و استفاده از فرصت باقیمانده برای بازگشت به شکوه گذشته تأکید میکند و پیشرفت را منوط به علم و دانش میداند. در پایان، ثروت و استقلال اقتصادی را سدی محکم در برابر نفوذ بیگانگان معرفی کرده و با تأکید بر نقش شرکت اسلامیه در توسعه کارخانجات و صنایع، تجارت را روح و جان دولت و ملت و اساس ترقی کشور میداند که بر سه پایه زراعت، صنعت و تجارت استوار است و تجار را مشوق اصلی این سه حوزه معرفی میکند.

تقاضای عزل نوز بلژیکی از محمدعلی میرزا (ولیعهد)
نامه با ابراز امیدواری برای حفظ وجود ولیعهد و اشاره به دریافت نامه او آغاز میشود. سپس به مشکل نرسیدن مکاتبات و نامهها به دلیل کارشکنی بدخواهان ملت و دولت اشاره میکند و نمونهای از آن را ذکر میکند. در ادامه، نویسندگان به ولیعهد توصیه میکنند که با توجه به غیبت پادشاه، ورود به امور به صلاح نیست، اما باید به او اطلاع داده شود که دشمنان داخلی در حال تخریب حکومت و شخص او هستند. تأکید میشود که رفع این موانع بر عهده ولیعهد است تا امور کشور از هم گسیخته نشود. در پایان، نویسندگان بر لزوم استغاثه به درگاه خداوند و امام عصر تأکید میکنند و بیان میدارند که اگر تا بازگشت پادشاه، امور اصلاح نشود، برای حفظ اسلام و مسلمین از هیچ اقدامی فروگذار نخواهند کرد. نامه با اشاره به ارسال خلاصهای از مطالب برای برخی از اولیای دولت، از جمله مشیرالسلطنه، و دعای فرج امام زمان به پایان میرسد.


لزوم افتتاح مجلس شورا
در پاسخ به استفتائی درباره مشروطیت و لزوم تشکیل مجلس شورای ملی، بر ضرورت افتتاح مجلس شورای ملی برای اجرای قوانین اسلام، نظم مملکت، حفاظت از مرزها، تعیین حقوق و حفظ جان و مال و آبروی مسلمانان تأکید شده است. این امر از مهمترین امور دانسته شده و به سابقه شورا در صدر اسلام اشاره شده است. همچنین بیان شده که هیچ فرد آگاه و بیغرضی با این موضوع مخالفت نخواهد کرد.
اعزام حكام باکفایت و نیرو و تجهیزات لازم به جنوب کشور جهت مقابله با تجاوزات انگلستان
متن با اشاره به مداخلات روسیه که پیشتر باعث تضعیف استقلال کشور شده بود، به اقدامات اخیر انگلستان در جنوب ایران میپردازد. در ادامه، بر ضرورت اعزام فوری حکام لایق و وطنپرور به همراه نیرو و تجهیزات کافی به ایالات جنوبی تأکید میشود. هدف از این اقدام، جلب حمایت سران عشایر، رفع بهانه از دست انگلستان و جلوگیری از نابودی آثار اسلامی و اساس دین و از دست رفتن مملکت است. در پایان، درخواست میشود که نتیجه اقدامات به سرعت اعلام گردد.


اعلام مالکیت زمین ها و معدن نفت به سادات قیر و شبهه افکنی خوانین بختیاری در آن باره
این نامه با اشاره به اظهارات سادات قیر، به تلاش خوانین بختیاری برای ایجاد شبهه در مالکیت اراضی و معدن نفت متعلق به سادات اشاره میکند. در ادامه، بر مالکیت بلامنازع و موروثی سادات بر این اراضی و معدن نفت، که از اجدادشان به آنها رسیده و هیچ فردی تاکنون ادعایی بر آن نداشته، تأکید میشود.
هجو امین السلطان (صدراعظم)
متن با خطاب به امینالسلطان، او را از آزار مسلمانان برحذر میدارد و عاقبت ظلم او را ویرانی خانهاش به دست شاه پیشبینی میکند. سپس با اشاره به غیرت ملت، بیثمر بودن وابستگی او به روسیه را مطرح میسازد. در ادامه، از او میخواهد که سلطنت ایران را به دست کفار ندهد و با کنایه به تلاشهای او برای ساخت ایوانهای بلند، بیان میکند که این اقدامات بیفایده است. در پایان، او را به آلوده کردن بستان ایران متهم میکند و هشدار میدهد که این «سیه کاسه» در نهایت مهمان را خواهد کشت.
تکذیب شایعات مربوط به مراجع و هشدار نسبت به تضعیف نفوذ آنها توسط مشروطهخواهان
نامه با اشاره به دریافت نامهای از مخاطب آغاز میشود که حاوی شرحی از اکاذیب و اتهامات واصله از نجف اشرف مبنی بر ارتباط بزرگان دین با کنسول روس و اسلامفروشی است. نویسنده ضمن ابراز تعجب از این شایعات، به صدمات وارده بر انبیاء و اوصیاء اشاره کرده و حملات مشروطهخواهان را به تمسخر میگیرد. در ادامه، به نامهای که در پاسخ به کنسول روس درباره نفرت ملت از حضور قشون روس در ایران نوشته شده، اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که مندرجات جراید را تکذیب کند. نویسنده سیاست همسایگان را در نابودی قوای مادی و معنوی ایران مؤثر میداند و تنها راه نجات را در حفظ قوه روحانیت میبیند. او به دو دسته از افراد اشاره میکند: لامذهبان معاند و کسانی که ناآگاهانه تحت تأثیر دسیسهها قرار گرفتهاند و به تضعیف روحانیت دامن میزنند. نویسنده از جراید اسلامی استانبول به دلیل انتشار این اکاذیب و نسبت دادن اسلامفروشی به حافظان دین ابراز حیرت میکند. در پایان، با تأکید بر اینکه این شایعات برای گسیختن اقدامات مجاهدانه اقتصادی و اتحاد عشایر است، هشدار میدهد که تضعیف قوه روحانیت به ضرر اساس اسلامیت و استقلال ایران خواهد بود و حفظ نفوذ روحانیت برای بقای مشروطیت و استقلال ایران ضروری است.

اظهار تشکر و رضایت از خوشرفتاری حاکم محلات
این نامه با درود به مجلس شورای ملی آغاز میشود و به درخواست استقلال و توفیق مجلس و اعضای آن میپردازد. در ادامه، نویسنده از طرف اهالی محلات، مراتب تشکر و رضایت خود را از حسن سلوک، وطنپرستی و ملتدوستی حاکم محلات و سایر مناطق اعلام میکند و از مجلس میخواهد که ابقای این حاکم را از وزارت داخله درخواست کند. در پایان، نامه بر لزوم تقویت حکومت و مقابله با مغرضان و مفسدان تأکید میکند و هرگونه مخالفت با این درخواست را غرضآمیز میداند و با انتظار مساعدت از مجلس به پایان میرسد.
تاتوانی مجلس و دولت در ایجاد نظم و امنیت
متن با اشاره به تغییر نظام از استبداد به مشروطه و امید به برقراری عدالت و مساوات آغاز میشود. سپس به ناتوانی مجلس در انجام وظایف خود و وضع قوانین عادلانه اشاره میکند و اغتشاشات موجود را مانعی بر سر راه آن میداند. در ادامه، نویسنده بیان میکند که پرداختن مجلس به مفاسد جزئی، آن را از مقاصد اصلی باز میدارد و وضعیت کشور رو به وخامت است. در پایان، به لزوم اعمال قدرت توسط دولت برای مقابله با اغتشاشات و نقش «دست شیطانی» در تولید فسادها اشاره دارد.
اظهار نارضایتی از کوتاهی مسئولان کشور در انجام وظایف محوله
متن با توصیف وضعیت بحرانی ایران و استقلال در خطر، به نقش علمای شیعه و احرار در نجات کشور از استبداد و سوق دادن آن به سمت مشروطیت اشاره میکند. سپس، با ابراز تأسف از وضعیت کنونی، به کوتاهی مسئولان در انجام وظایف و عدم رسیدگی به امور ملت میپردازد. در پایان، از وکلای مجلس درخواست میشود که با اتحاد و جلب حمایت نایبالسلطنه، به مشکلات کشور رسیدگی کرده و راه صلاح را در پیش گیرند.
کمک مالی گروهی از علما و طلاب نجف اشرف به دولت جهت اصلاحات اداری و نظامی
متن با اشاره به نیاز مبرم کشور به اصلاحات اداری و نظامی و لزوم تأمین بودجه برای این منظور آغاز میشود. سپس به مخالفت شدید با استقراض خارجی به دلیل شرایط نامطلوب و تهدیدکننده استقلال ایران اشاره میکند. در ادامه، به تشکیل جلسهای در منزل شیخ اسحق گیلانی توسط علما و طلاب نجف اشرف برای جمعآوری کمکهای مالی مردمی اشاره دارد. این کمکها به مجلس شورای ملی تقدیم شده تا در مصارف و اصلاحات ضروری صرف شود. در پایان، از عموم مردم و مدیر روزنامه خیرالکلام درخواست میشود که در این امر مشارکت کرده و خبر آن را منتشر کنند. در ادامه، لیستی از اسامی علما و طلاب و میزان کمکهای مالی آنها ذکر شده است.
ترک اختلافات سیاسی صاحبان قدرت در کشور و همکاری آنها با دولت، جهت مقابله با اشغالگران روس و انگلیس
متن با سلام و درود به عموم امرا، سرداران، رؤسای عشایر و ایلات و طبقات ملت ایران آغاز میشود. سپس به وضعیت خطرناک کشور اشاره میکند که دشمنان اسلام با بهانه قرار دادن اغتشاشات داخلی، از شمال و جنوب به دنبال نابودی استقلال ایران و اساس مسلمانی هستند. در ادامه، حمایت از حوزه مسلمین و آزاد کردن ممالک اسلامی از دستاندازیهای صلیبیان را فریضهای بر عهده تمام مسلمانان میداند. متن تأکید میکند که ادامه این اغتشاشات، علاوه بر مفاسد دینی و دنیوی، موجب تسلط کفر و از بین رفتن اسلام خواهد شد و این امر به منزله دشمنی با صاحب شریعت مطهره است. در پایان، بر تمام امرا و طبقات ملت لازم میداند که برای رهایی ممالک اسلامی از دست بیگانگان با دولت همکاری کنند و با رقابتها، نفاقهای داخلی، اغراض شخصی و جنگهای خانگی، بدنامی، لعن ابدی و نابودی اسلام را برای خود رقم نزنند.


تهییج ایرانیان به دفاع از وطن و آگاه نمودن آنان از توطئههای روس و انگلیس
این شعر با توصیف ایران به مثابه بیشهای که از شیران تهی شده و مورد طمع شغالان قرار گرفته، آغاز میشود. سپس به ضعف و بیخبری ایرانیان اشاره میکند که در خواب غفلت فرو رفتهاند و دشمنان (روس و انگلیس) از این وضعیت سوءاستفاده میکنند. در ادامه، شعر به توافق روس و انگلیس برای تقسیم ایران میپردازد و از بیتفاوتی و عدم آمادگی ایرانیان برای دفاع از وطن انتقاد میکند. در پایان، به عهدنامه بین دو کشور اشاره میکند که هدف آن تاراج ایران، خوار کردن دلیران و تبدیل مساجد به کلیساهاست، و این وضعیت را با سرنوشت سمرقند و سغد مقایسه میکند.
مرثیه بر اوضاع پریشان کشور و مردم و تأسف از بیتفاوتی و بیعملی مسئولان
این مرثیه با توصیف وضعیت غمانگیز و پر از اندوه وطن آغاز میشود و به کشته شدن جوانان در راه وطن و بیتفاوتی و بیغیرتی مسئولان اشاره دارد. در ادامه، شاعر به وضعیت اسفناک اسلام و مشروطه در ایران، پژمردگی باغ و چمن وطن، و راهزنی برخی وزرا و غرق شدن علما در فساد میپردازد. سپس، به فقر و نداری رعیت و اخبار ناگوار از ویرانی شهرها توسط نیروهای عثمانی و شاهسونها اشاره میکند. در پایان، با تکرار «ای وای وطن وای» و ذکر نام شهرهای مختلف، به وضعیت نابسامان کشور و بیتوجهی اربابان به رعیت میپردازد و با بیان اینکه جز غم چیزی نمیبیند، مرثیه را به پایان میرساند.
رفع شبهات از انگیزه تأسیس مجلس شورا و بیان موافقت اسلام با پیشرفت
متن با طرح شبهاتی در مورد لزوم تأسیس مجلس شورای ملی توسط علما آغاز میشود و به این پرسش پاسخ میدهد که چرا علما در این برهه تاریخی به دنبال اصلاحات مملکتی هستند، در حالی که در گذشته چنین رویکردی نداشتهاند. در ادامه، به چهار سناریوی محتمل در صورت عدم تأسیس مجلس (تسلیم به بیگانگان، تسلط فرقههای فاسد، قدرتگیری دهریها، یا اقدام علما) اشاره میکند و بر لزوم تشکیل مجلسی با قواعد مذهبی تأکید دارد. سپس به شبهه مخالفت قوانین مجلس با شریعت پاسخ میدهد و تفاوت مواد قانونی و هیئت قانونی را توضیح میدهد و بیان میکند که قوانین اسلامی خود کاملترین هستند و مجلس میتواند به اجرای آنها کمک کند. در بخش بعدی، به اهمیت تحصیل علوم و صنایع جدید برای حفظ استقلال و پیشرفت کشور میپردازد و در نهایت، مفهوم صحیح «آزادی» را از دیدگاه عقلای دنیا تبیین میکند و آن را با حفظ حقوق دیگران و بیان خیر عمومی مرتبط میداند. متن با دعا برای دوام سلطنت مظفرالدین شاه و تأکید بر نقش مجلس در حفظ اسلام و پیشرفت کشور به پایان میرسد.
درخواست ابطال انتخابات کرمان، رفع ظلم و اجازه تشکیل انجمن محلی
متنی از علمای کرمان به علمای آذربایجان، وضعیت بحرانی کرمان را به دلیل عدم توجه مجلس مرکزی به درخواستهای مردم برای ابطال انتخابات گذشته و تشکیل مجلس محلی شرح میدهد. نویسندگان با اشاره به تحصن شش روزه مردم در تلگرافخانه و خطرات ناشی از آن، از علمای آذربایجان درخواست کمک و تأیید برای احقاق حقوق مردم کرمان و جلوگیری از تضییع حقوق یک میلیون نفر از اهالی این منطقه را دارند.
تکذیب پناهنده شدن خود به سفارتخانه های خارجی
نامهای به عضدالملک قاجار در تکذیب شایعه پناهندگی به سفارتخانههای خارجی. در این نامه، نویسنده با اشاره به سابقه خود در تأسیس مشروطه و هزینههای شخصی در این راه، تأکید میکند که هرگز به غیر از خداوند پناه نبرده است. همچنین، به تلاشهای خود برای تهذیب مجلس و لوایح منتشر شده در این زمینه اشاره میکند و خواستار تحقیق درباره گزارشهای کذب و مجازات عاملان آن میشود. در پایان، با تأکید بر اینکه هر کس بر خلاف قانون عمل کند مستحق مجازات است، از بدهیهای خود و تمایل به عزیمت به عتبات عالیات سخن میگوید.

پرهیز از کدورت مذهبی و لزوم اتحاد و اتفاق مذهبی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا هدف از تبدیل حکومت مطلقه به مشروطه، نجات ملت اسلام از اضمحلال و رهایی از طمع اجانب نبود؟ سپس با اشاره به فداکاریهای مردم در برابر استبداد و بیگانگان، بر لزوم اتحاد و اتفاق مسلمین برای حفظ دین اسلام تأکید میکند. در ادامه، با استناد به تاریخ و عبرت گرفتن از انقراض حکومتهای گذشته به دلیل نفاق، راه چاره را در اتحاد و پرهیز از اختلافات مذهبی میداند. متن به تلاشهای علمای اسلام، به ویژه علمای نجف، در صدور رسائل و احکام متعدد برای وجوب اتحاد اشاره کرده و از برخی اقدامات تفرقهافکنانه، مانند تألیف کتاب «حجج قطعیه فی الفرق الاسلامیه»، انتقاد میکند. در پایان، از عموم برادران اسلامی و مدیران روزنامهها میخواهد که از نشر مقالات تفرقهآمیز خودداری کرده و در جهت تعمیر حصار ویران شده اسلام و حفظ منافع عمومی گام بردارند.
لزوم کسب دانش جهت رفع عقب ماندگی
متن با ستایش از تمدن و پیشینه درخشان ایران باستان آغاز میشود و به نقش ایرانیان در پایهگذاری تمدن، پادشاهی، شورش علیه ستمگران و وضع قوانین مشروطه اشاره میکند. سپس به ساختار حکومتی ایران باستان، از جمله نقش موبد موبدان و دستور، و نظارت مردم بر شاه میپردازد. در ادامه، به ضعف و انحطاط ایران در دوران معاصر اشاره کرده و آن را ناشی از دوری از اصول عدالت و مساوات اسلامی و روی آوردن به استبداد میداند. نویسنده به نقد دیدگاههایی میپردازد که علت غلبه اعراب بر ایران را تنبلی ایرانیان یا اعتقاد مذهبی اعراب میدانند و تأکید میکند که پیروزی اعراب به دلیل پایبندی آنان به عدالت و مساوات و حمایت مردم از آنان بوده است. در پایان، به نقد وضعیت کنونی جامعه ایران میپردازد که به جای پرداختن به مسائل زمینی و علمی، به امور غیبی و غیرمادی مشغول شده و نتیجه آن عقبماندگی و وابستگی به بیگانگان است. نویسنده بر لزوم کسب دانش و اتحاد برای رهایی از این وضعیت تأکید میکند.
اعلام اخراج میرزا حسن مجتهد تبریزی از تبریز به دلیل مخالفت با مشروطه
این نامه با اشاره به تلاش برخی افراد برای تخریب اهداف مشروطیت و متروک ماندن قوانین عدلیه، به اقدامات میرزا حسن مجتهد تبریزی در این راستا میپردازد. در ادامه، به اطلاع میرساند که به دلیل این اقدامات و برای فرونشاندن فتنه و صلاح عموم ملت، علما و مردم تبریز تصمیم به اخراج ایشان از شهر گرفتهاند.
اعلان ارتداد امین السلطان (صدر اعظم) به سبب خیانت به اسلام و ایران
متن با اشاره به تسلط کفر و اجانب بر ایران، گسترش فرقههای ضاله و اشاعه منکرات، وضعیت کشور را بحرانی توصیف میکند. سپس، میرزا علی اصغرخان، صدراعظم وقت، را مسئول اصلی این مفاسد معرفی کرده و او را خائن به ملت و دولت اسلام میداند. در ادامه، با استناد به تکلیف شرعی و لزوم حفظ نوامیس اسلامی، حکم به خباثت ذاتی، کفر باطنی و ارتداد ملی صدراعظم صادر میشود. در پایان، از مسلمانان خواسته شده است که از هرگونه تماس و اطاعت از اوامر صدراعظم پرهیز کنند، زیرا اطاعت از او را معادل اطاعت از جبت و طاغوت میداند.



اصلاحیه بر متمم قانون اساسی
این سند شامل اصلاحیههای سید محمدکاظم طباطبایی یزدی بر متمم قانون اساسی مشروطه است. در ابتدا، بر لزوم مطابقت قوانین با شرع تأکید میشود. سپس، آزادی تحصیل و مطبوعات را مشروط به عدم مخالفت با شرع و عدم تهمت و توهین میداند و مسئولیت نویسنده و ناشر را در این موارد گوشزد میکند. در ادامه، قوه مقننه را تابع عدم مخالفت با قوانین شرعیه دانسته و حق تحقیق و تفحص مجلسین را نیز مقید به عدم ممنوعیت شرعی میکند. در پایان، پیشنهاد تشکیل انجمنهایی از علمای نافذالحکم در هر شهر برای فصل دعاوی شرعی و نظارت بر قوانین مجلس شورای ملی را مطرح میکند و بر لزوم تشویق مردم به کسب حرف و صنایع و آگاهی از حقوق بینالملل برای حفظ دین و دنیای ملت تأکید دارد.

شرح محاکمه روحانی برخی از امرا و منتفذان اصفهان در روز رستاخیز
متن، محاکمهای رؤیایی را در روز رستاخیز به تصویر میکشد که در آن ابتدا «شیخ محمد تقی» به دلیل اجحاف در حق رعایا، احتکار گندم، تصرف املاک مردم، همدستی با حکومت برای فقیر کردن مسلمانان و سوءاستفاده از وجوهات شرعی مورد بازخواست قرار میگیرد. شیخ در ابتدا اظهار بیاطلاعی میکند، اما خطابکننده اعمال پنهان او را فاش میسازد و هشدار میدهد که در صورت تکرار تغافل، جزئیات بیشتری از سوءرفتارش برملا خواهد شد. در ادامه، «مسعود میرزا» (ظلالسلطان) به دلیل ظلم به مردم، بر باد دادن هستی گروهی، تعرض به عصمت زنان و تصرف اموال مردم مورد مؤاخذه قرار میگیرد. او نیز در ابتدا سعی در توجیه اعمال خود دارد، اما خطابکننده با اشاره به طمع او به مال و ناموس مردم، اتهامات را تأیید میکند.

بشارات ظهور مجلس شورا در اخبار و روایات
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و آل او آغاز میشود. سپس نویسنده، شیخ حسین اهرمی بوشهری، رسالهای عربی با عنوان «احیاء الملة» را معرفی میکند که به رؤسای مجلس شورای ملی اسلامی و به ویژه سید محمد طباطبایی تقدیم شده است. در ادامه، نویسنده با استناد به روایات و اخبار، قیام مشروطهخواهان و تشکیل مجلس شورا را از علائم ظهور امام زمان (عج) میداند و آن را با خروج قومی از مشرق که حق را مطالبه میکنند و در نهایت آن را به صاحبالزمان (عج) واگذار میکنند، تطبیق میدهد. نویسنده به انقراض دولت صفویه و ظهور دولتهای مستبد بعدی اشاره کرده و مجلس شورا را به دلیل ماهیت غیرمستبدانه و مشورتی آن، مصداق روایات مربوط به قیام حقطلبانه میداند. در ادامه، با اشاره به شهادت برخی از سادات و طلاب در راه تأسیس مجلس و حمایت مردم آذربایجان، این وقایع را تأییدی بر روایات ظهور میشمارد. نویسنده همچنین با استناد به آیه «یا أیُهاالذینَ امَنوا مَّن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوم یُحِبُّهُم و یُحِبُّونَهُ» و تفاسیر مربوط به آن، مجلس شورا را مصداق این قوم میداند که بر ضد مرتدین زمانه قیام کردهاند. در پایان، با تأکید بر فضیلت مشاوره و دوری از استبداد، از مجاهدین میخواهد که با احیای ملت، مقدمهساز ظهور امام زمان (عج) باشند.
لزوم آرامش و امنیت و پیشرفت کشور
متن با تأکید بر ضرورت حفظ شریعت اسلام و عزت ملت آغاز میشود و از افراد جامعه میخواهد که برای بقای این نعمت و رسیدن به عزت و جلالت، اقدامات مردانه انجام دهند و مصالح عمومی را بر منافع شخصی ترجیح دهند. در ادامه، به نقش منتخبین ملت و وکلای امت در هدایت جامعه از گمراهی به سوی معرفت اشاره میکند. سپس، با خطاب به هموطنان و روحانیون، به اهمیت هوشیاری در برابر نگاه دقیق ملل دیگر به ایران و خطرات ناشی از غفلت اشاره میکند. در پایان، فقدان امنیت در کشور را عامل اصلی نفوذ بیگانگان میداند و بر لزوم اهتمام به استحکام امنیت و استقلال حکام و عاملان برای جلوگیری از شر اشرار و فساد تأکید میکند.

اعلام حمایت از علمای مهاجر تهران به قم
این نامه با ابراز تأسف از اهانت و ظلم وارد شده به علمای مهاجر تهران آغاز میشود. نویسندگان با وجود گرفتاریهای خود، آمادگی کامل خود را برای هرگونه اقدام در جهت رفع این ظلم جدید و انجام تکلیف اسلامی اعلام میکنند. در پایان، بر لزوم اتحاد و پرهیز از تفرقه برای تحقق مقاصد حق تأکید شده و از علمای مهاجر خواسته میشود که به یاری شریعت پشتگرم باشند.

پیشنهاد تشکیل هیأت منتخب جهت تدوین متمم قانون اساسی
متن با اشاره به وضعیت گذشته ایران که مردم از حقوق انسانی محروم بودند و تغییر این وضعیت با مشروطیت آغاز میشود. سپس به هرج و مرج موجود اشاره میکند که ناشی از اختلاف بین ملت و پادشاه است. در ادامه، پیشنهاد تشکیل هیئتی متشکل از پنج وکیل امین و سه نفر از رجال منتخب پادشاه را مطرح میکند تا با بررسی قوانین سایر کشورها، حدود و حقوق سلطنت و ملت را مشخص کنند. در پایان، با اشاره به مکاتباتی از آذربایجان و خطر ارومیه، بر لزوم اقدام فوری تأکید میشود.
تشویق ثروتمندان کشور در ارائه وام به دولت
متن با حمد و ستایش خداوند و تشکر از تلاشهای گذشته برای کاهش ظلم و نفاق آغاز میشود. سپس به وضعیت بحرانی ایران به دلیل بیتدبیری و اختلافات داخلی اشاره میکند که منجر به استیلای اجانب و از دست رفتن استقلال کشور شده است. با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر ضرورت غیرت دینی و مالی برای حفظ مملکت و شرف اسلام تأکید میشود. در ادامه، با طرح مثالی از حفظ خانه و اموال شخصی، از ثروتمندان و متمکنین داخلی و خارجی خواسته میشود که با اعطای وام به دولت ایران، از تسلط بیگانگان جلوگیری کرده و به اصلاحات فوری کمک کنند. در پایان، با اشاره به جهاد مالی و مسئولیت خواص و اعیان، از ایرانیان خارج از کشور نیز خواسته میشود که با جمعآوری کمکهای مالی، از استقلال و شرف اسلام دفاع کنند و از عواقب بیتفاوتی در دنیا و آخرت برحذر باشند.

بیتفاوتی و سهلانگاری مسئولان قوای سهگانه در اداره امور کشور و اخراج قوای اشغالگر روس
متن با اشاره به وضعیت اسفبار ایران و اقدامات غیرقانونی دولت روسیه، بیان میکند که دیگر فرصتی برای بحثهای نظری و فرعی نیست و باید به مسائل اصلی مانند حفظ استقلال و دیانت پرداخت. سپس به تشریح اقدامات تجاوزکارانه روسها در مناطق مختلف ایران و سکوت و بیتفاوتی ملت و مسئولان میپردازد و این وضعیت را نشانه از دست رفتن غیرت دینی و ملی میداند. در ادامه، عملکرد قوای سهگانه (مقننه، مجریه و قضاییه) را پس از فتح تهران و تشکیل مجلس عالی به شدت نقد میکند و آنها را به بیکفایتی، خودسری، فساد و عدم توجه به منافع ملی متهم میسازد. متن تأکید میکند که این بیعملیها به نفوذ بیشتر روسها کمک کرده و روحانیت نیز به دلیل درگیری با مفاسد داخلی، قادر به اقدام مؤثر نیست. در پایان، با ابراز یأس از وضعیت موجود، از ملت و به ویژه هیئت کارگران میخواهد که با غیرت ملی و دینی، به مجلس فشار آورده و خواستار اخراج قوای بیگانه و اجرای وظایف اسلامی شوند و جهاد را نه تنها در میدان نبرد، بلکه در اطاعت از قوانین و حفظ دین و وطن میداند.
اظهار تأثر از توطنههای دشمنان خارجی علیه کشور و غفلت مردم و درگیری جناحهای سیاسی با یکدیگر
این شعر با ابراز تأثر عمیق از وضعیت کشور آغاز میشود و به تصویر کشیدن رنج و اندوه شاعر از توطئههای دشمنان خارجی و غفلت داخلی میپردازد. در ادامه، به تشبیه وضعیت ایران به بیماری مهلک و غیرقابل درمان اشاره میکند و از پیامبر اسلام (ص) برای نجات اسلام و شیعیان استمداد میطلبد. سپس، با استفاده از آرایههای ادبی و تلمیحات تاریخی و مذهبی، به تشریح عوامل متعدد داخلی و خارجی که منجر به ضعف و ویرانی کشور شدهاند، میپردازد. در پایان، با اشاره به فقر، بدهیهای خارجی و اختلافات داخلی، از سرنوشت تلخ ایران ابراز نگرانی کرده و امید به همت ملت و رحمت الهی را مطرح میکند.
علل استبداد پذیری ایرانیان
متن با اشاره به رنجهای ناشی از استبداد آغاز میشود و نویسنده از اینکه اکنون میتواند آزادانه از عدالت سخن بگوید، ابراز خرسندی میکند. در ادامه، به نقد مفهوم «آزادی دادن» میپردازد و آن را به معنای توبه از گناهان گذشته ملت در برابر استبدادگران تعبیر میکند. سه تقصیر اصلی ملت در پذیرش استبداد را برمیشمارد: اول، واگذاری آزادی به خودخواهان و حمایت بیدریغ از آنان؛ دوم، بیتوجهی به ارباب کمال و هنرمندان و همراهی با بیهنران که منجر به محو هنر و پذیرش بندگی شد؛ و سوم، ترجیح نفع شخصی بر نفع عمومی. در پایان، با تأکید بر شعار «رنج خود و راحت یاران طلب»، از مردم و سپس از امراء میخواهد که نفع عمومی را بر نفع شخصی مقدم بدارند تا رفاه و نظم در کشور برقرار شود و شرف در خدمت به ملت حاصل گردد.
ابراز نگرانی از عدم پیشرفت مشروطه به سبب مخالفت محمدعلی شاه قاجار
این نامه با ابراز نگرانی از وضعیت مشروطه در تهران آغاز میشود و به دریافت نامههایی از تهران اشاره دارد که حاکی از دلتنگی اعضای دارالشورای ملی از عدم پیشرفت امور مشروطه و عدم همراهی محمدعلی شاه قاجار است. این وضعیت باعث تشویش اهالی تبریز، تعطیلی بازار و ایجاد هنگامه شده است. در ادامه، به هیجان عمومی ناشی از این اخبار اشاره میشود و از اعضای انجمن تبریز درخواست میشود که برای مخابره و مشاوره حضوری در تلگرافخانه حاضر شوند. در پایان، از حججالاسلام تهران نیز درخواست میشود که در این جلسه حضور یابند تا مشورتهای لازم صورت گیرد.
ویژگیهای قضاوت عادلانه اسلامی
متن با اشاره به مطلبی در شماره ۱۱۷ روزنامه مجلس درباره قضاوت آغاز میشود که قضاوت را کاملاً منفصل از سیاست روحانیت میدانست. در ادامه، این دیدگاه را نقد میکند و استدلال میکند که قضاوت عادلانه نه تنها نباید از سیاست روحانیت منفصل باشد، بلکه باید عین و متحد با آن باشد. برای اثبات این مدعا، به آیات قرآن و احادیث ائمه استناد میکند که قضاوت را وظیفهای الهی و نیازمند عصمت یا مرتبهای نزدیک به آن میدانند. در پایان، ابراز امیدواری میکند که قضات منصوب، دارای سیاست روحانیت و صفات لازم برای اجرای عدالت شرعی باشند.
مبارزه با خرافات دینی و جمود فکری و بیان علل اصلی عقبماندگی مسلمانان به ویژه شیعیان
متن با انتقاد از باورهای خرافی و سطحینگری در دین آغاز میشود که منجر به بیمبالاتی در فروع و اصول دین شده است. سپس به نقش افراد بیدین در لباس اهل دین و زهد اشاره میکند که با فریبکاری، مردم را از حق منحرف میسازند و با وجود آگاهی مردم از هواپرستی آنان، به دلیل اغراض نفسانی مورد تبعیت قرار میگیرند. در ادامه، به وضعیت نامطلوب مسلمانان در عمل، اخلاق، عدالت و سیاست میپردازد و بیان میکند که این ضعفها باعث دوری دیگر ملتها از اسلام شده است. همچنین، به نقد کسانی میپردازد که اعمال بد را با نامهای خوب توجیه میکنند و این امر را عامل تنفر بسیاری از اهل ملت و مذهب از طریقه اسلامی میداند. در بخش دیگری، به مقایسه وضعیت قضایی و حکومتی مسلمانان با فرنگیان میپردازد و علت برتری کفار بر مسلمانان در ایران را وجود عدالت بیشتر در بلاد ایشان و آسودگی مردم تحت حکومت آنان میداند. سپس، به ذلت و خواری ایرانیان در نزد دول و ملل دیگر اشاره میکند که ناشی از عصیان، اعتدای، اعراض از آیات الهی و تفسیر به رأی کلمات الهی است. در ادامه، به نقد کسانی میپردازد که به جای تحصیل عزت و شوکت اصلی، به لذایذ نفسانی دنیا مشغولند و با تکیه بر ولایت ائمه و تعزیهداری، خود را از عذاب الهی مصون میدانند، حتی اگر اموال مردم را به ظلم ببرند. در پایان، به اهمیت عدل، احسان و مردمداری در حکومت اشاره میکند و وظیفه حاکمان را اصلاح امور خلق میداند و از انحراف و هواپرستی حاکمان و قضات در زمان خود انتقاد میکند که به جای رسیدگی به امور مردم، به فکر منافع شخصی خود هستند. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که عبادات رسمی در زمان حاضر به پوستی بیمغز تبدیل شدهاند و از حقیقت و معنای اصلی خود دور گشتهاند.

لزوم پیرایش اسلام و سرافرازی مجدد مسلمانان
متن با توصیف وضعیت اسفبار مسلمانان تحت ستم و استبداد آغاز میشود و به قیام تبریزیان در برابر حاکمان ظالم اشاره میکند که با شعار آزادی و عدالت، مردم را به مبارزه فراخواندند. سپس به اصول اسلام در زمینه آزادی، مساوات و عدالت تأکید میکند و از وضعیت نابسامان کشور و دین پس از این قیامها ابراز نگرانی میکند. در ادامه، به خطرات دشمنان خارجی و داخلی، خرافات و جهل در میان مسلمانان، و تلاش کفار برای اضمحلال اسلام اشاره میکند. در پایان، نویسنده هدف خود را از نگارش این نامه، آگاهیبخشی به برادران دینی و وطنی درباره علل ترقی و تنزل ادیان و دول و تمایز دوست از دشمن بیان میکند و بر لزوم حفظ استقلال مملکت با وحدت دینی و عقیدتی تأکید میورزد.
علل پیشرفت اروپايان و عقب ماندگی ایرانیان
متن با تقسیمبندی امور به چهار دسته بر اساس منافع و مضار فردی و جمعی آغاز میشود. دسته اول شامل اموری است که هم برای فرد و هم برای جامعه سودمند هستند و عقل سلیم آنها را مطلوب میداند. دسته دوم اموری هستند که هم برای فرد و هم برای جامعه مضرند و اقدام به آنها نشانه نادانی و سوءفطرت است. دسته سوم اموری هستند که منافع عمومی دارند، حتی اگر ضررهای شخصی جزئی به همراه داشته باشند، که عقلای قوم آنها را صحیح میدانند. دسته چهارم اموری هستند که تنها منافع شخصی دارند و گاهی به جامعه ضرر میرسانند. در ادامه، متن به نقد ایرانیان میپردازد که اغلب در دسته چهارم قرار میگیرند و منافع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح میدهند، که این امر را عامل عقبماندگی و عدم پیشرفت کشور میداند. برای تبیین این موضوع، به داستان پیرمردی که درخت میکاشت اشاره میکند تا اهمیت کار برای آیندگان را نشان دهد. در پایان، به نقصان علوم و صنایع در ایران اشاره میکند و دلیل آن را قناعت افراد به نفع شخصی اندک و عدم تلاش برای تکمیل حرفه و بهرهمند ساختن همنوعان میداند و مثالهایی از آقازاده، طبیبزاده و تاجرزاده میآورد که هر یک به دلیل خودخواهی و عدم تلاش برای پیشرفت جمعی، به جامعه آسیب میرسانند.
اجتماع دیانت و سیاست در اسلام و ابراز نگرانی از مواضع ضد اسلامی فرنگی مآبان
متن با استناد به آیه قرآن، به اهمیت انقلاب و تحول در جامعه میپردازد و آن را نعمتی الهی میداند که باید قدردان آن بود. سپس، به نقش اسلام و علمای روحانی در حفظ مشروطیت و استقلال ایران اشاره میکند و تأکید دارد که حفظ اسلام و تقویت قوای اسلامی، شکر این نعمت است. در ادامه، به سیاست جذب قلوب مردم از طریق موافقت با جامعه و تقویت قوای مشترکه میپردازد و سه جهت جامعه بشری، قومی-وطنی و دینی را برمیشمارد. نویسنده، دین را مهمترین عامل حفظ نوامیس میداند و با انتقاد از رویکرد اروپاییان که جامعه قومی را بر دینی ترجیح میدهند، بر برتری جامعه اسلامی در ایران تأکید میکند. در بخش بعدی، به انتقاد از فرنگیمآبان و کسانی میپردازد که دین را از سیاست جدا میدانند و به ترویج بیدینی در جامعه میپردازند. نویسنده، اسلام را منشأ قوانین عادلانه و حکومت نوعیه میداند و از مسئولان میخواهد که به تقویت دین و اجرای احکام اسلامی بپردازند. در پایان، پیشنهاداتی برای تقویت دین در جامعه ارائه میدهد، از جمله اعزام نمایندگان روحانی به مجلس، ارائه لایحه دینی به مجلس، انتخاب معاونین دینپرور در وزارتخانهها و ترویج شعائر اسلامی در مدارس و قشون.

انتقاد از سکوت و بیتفاوتی مجامع حقوق بشر غربی نسبت به تجاوز و اشتغالگری روسیه و انگلستان به ایران و تهدید به اقدام علیه متجاوزان
بیانیهای با اشاره به اصول حقوق بشر و آزادی، از سکوت مجامع بینالمللی در برابر تجاوزات روسیه و انگلستان به ایران انتقاد میکند. در ابتدا، به نقض حقوق ملت ایران توسط روسیه، از جمله انحلال مجلس ملی و اقدامات نظامی در تبریز و قزوین، اشاره شده است. سپس، همدستی انگلستان با روسیه در جنوب ایران و تلاش برای تضعیف استقلال کشور از طریق بهانهجوییهای نظامی و اقتصادی مورد نکوهش قرار گرفته است. در پایان، از ملت ایران به عنوان ملتی بیدار یاد شده و از تمام عدالتپروران جهان درخواست شده است تا برای رهایی ایران از چنگال این دو قدرت اقدام کنند.


لزوم اقدام جدی از سوی علما جهت اخراج قوای روسیه از کشور
این نامه با اشاره به وضعیت بحرانی ایران و خطر نابودی اسلام، از مخاطبان میخواهد که هرچه سریعتر و بدون درنگ، اقدامات لازم را برای مقابله با این وضعیت انجام دهند. تأکید بر فوریت عمل و پرهیز از مسامحه و تأنی، از نکات اصلی این پیام است.

اعتراض به تجاوزات استقلالشکنانه انگلستان و روسیه به کشور و درخواست کمک از دول قدرتمند جهان
این نامه با اشاره به تلاشهای ایران برای حفظ حقوق اتباع خارجی و رعایت قوانین بینالملل، به تجاوزات دولتهای روسیه و انگلستان اعتراض میکند. در ابتدا، به ورود نیروهای روس به شمال ایران و افزایش قوای نظامی آنها اشاره شده که با وعدههای قبلی مبنی بر خروج قشون در تضاد است. سپس، به اقدامات انگلستان در تقسیم ایران به مناطق نفوذ و دخالت در امور داخلی جنوب کشور پرداخته میشود. در پایان، نویسندگان با گواه گرفتن ملل زنده و تمدن جهانی، این اقدامات را نقض حقوق بینالملل و لکهدار کردن تمدن و ترقی دانسته و از آزادیخواهان جهان برای نجات ملت ایران از فشار این دو دولت استمداد میطلبند.
وجوب اتحاد عموم مسلمانان (شیعه و سنی) و پرهیز از دو دستگی در حفاظت از استقلال ایران و عثمانی در برابر متجاوزان اروپایی
متن با حمد و صلوات آغاز میشود و به این نکته اشاره میکند که تفرقه میان فرقههای اسلامی و طبقات مسلمانان، عامل اصلی ضعف دولتهای اسلامی و تسلط بیگانگان بر ممالک آنها شده است. در ادامه، بر وجوب اتحاد تمامی مسلمانان (شیعه و سنی) برای حفظ اساس اسلام و دفاع از شریعت محمدی تأکید میشود. این اتحاد برای محافظت از کشورهای اسلامی عثمانی و ایران در برابر تجاوزات دولتهای خارجی ضروری دانسته شده و از مسلمانان خواسته میشود تا با تمام توان و نفوذ خود در این راه بکوشند. متن به آیه «وَ اعتَصِمُوا بحَبل الله جَمِیعًا وَ لا تَفَرَّقُوا» استناد کرده و بر لزوم برادری و دوری از عوامل تفرقه تأکید میکند تا بیرق اسلام و شوکت دولتهای عثمانی و ایران محفوظ بماند. در پایان، اسامی علمای صادرکننده این فتوا از نجف، کربلا و سامرا ذکر شده است.





امنیت اجتماعی

لزوم رعایت موازین مشروطیت و همکاری مجلس و شاه
سخنرانی با انتقاد از وضعیت مجلس و وکلای آن آغاز میشود که به دلیل ترس، آنچه را میدانند بیان نمیکنند. در ادامه، بر ضرورت همراهی سلطنت با مجلس تأکید شده و یادآوری میشود که قانون مشروطه توسط پادشاه پیشین امضا شده است. هشدار داده میشود که در صورت عدم وجود مجلس، ایران توسط روسیه و انگلیس تقسیم خواهد شد. سپس، اطرافیان شاه مقصر اصلی وضعیت موجود معرفی شده و از افزایش ظلم حکام و ناامنی راهها پس از تشکیل مجلس انتقاد میشود. در پایان، بر لزوم عمل به لوازم مشروطیت تأکید شده و وضعیت فعلی را مغایر با مفهوم واقعی مجلس و مشروطگی دانسته و از وزرایی که مانع پیشرفت مجلس میشوند، انتقاد میکند.

مخالفت با اصل دوم متمم قانون اساسی
متن با اشاره به بحثهای جاری در مجلس شورای ملی و سنا درباره الحاق مادهای جدید به نظامنامه قانون اساسی آغاز میشود. این ماده پیشنهادی، تشکیل هیئتی پنج نفره از علمای طراز اول را برای نظارت بر قوانین مجلس و تأیید شرعی آنها الزامی میداند. موافقان این طرح، دلیل خود را لزوم عدم مخالفت قوانین با شرع میدانند و معتقدند تشخیص این امر تنها بر عهده علما است. در ادامه، متن به نقد این دیدگاه میپردازد و دو گروه مخالف را معرفی میکند: گروهی که تشکیل چنین هیئتی را غیرضروری میدانند و گروهی که آن را مضر میشمارند. نویسنده با استناد به سخنان تقیزاده، استدلال میکند که وجود شرط عدم مخالفت با شرع در خود نظامنامه، نیاز به هیئت جدید را مرتفع میسازد. سپس به ایراداتی که بر این دیدگاه وارد میشود (مانند تعویق در تصویب قوانین) پاسخ میدهد و راهکاری مشابه مجلس شورای قوانین مصر را پیشنهاد میکند که در آن، پیش از طرح قوانین در مجلس، افکار عمومی و علما از طریق جراید در جریان قرار میگیرند. در بخش دیگری، نویسنده با طرح این پرسش که آیا تجار و کسبه نیز باید سنای مخصوص خود را داشته باشند، به این نتیجه میرسد که وکلای هر صنف در مجلس، حافظ حقوق آن صنف هستند و وکلای علما نیز میتوانند حافظ شرع باشند. در نهایت، قوانین را به دو دسته موضوعات و احکام تقسیم میکند و استدلال میکند که در موضوعات، نیازی به نظر علما نیست و در احکام نیز تنها موافقت یک مجتهد کافی است و نه هیئتی پنج نفره، و انتخاب مجتهد نیز باید بر اساس تشخیص خود مقلد باشد نه انتخاب دیگران.
درخواست حفظ شئون سید مرتضی اهرمی و تعمیر خانه او پس از بازگشت به بوشهر
نامه با خطاب به حجتالاسلام آقا میرزا محسن آغاز میشود و به نارضایتی آیتالله از اقدام دریابیگی در مورد سید مرتضی اهرمی اشاره میکند. در ادامه، درخواست میشود که وزارت داخله تلگرافی محبتآمیز برای بازگرداندن محترمانه اهرمی به بوشهر ارسال کند و همچنین تلگرافی به حکومت بوشهر برای تعمیر خانه او فرستاده شود. در پایان، بر عدم توجیه ادامه توقیف اهرمی در عربستان تأکید میشود.
نکوهش مستبدان به سبب وطن فروشی
این شعر با گلایه از مردم آغاز میشود که علم و ادب را رها کردهاند و در ادامه به نکوهش مستبدانی میپردازد که به دلیل خودخواهی و دنیاپرستی، وطن را به بیگانگان فروختهاند. شاعر این افراد را ابرهایی بر ماه مشروطه میداند که تنها به فکر تجملات خود هستند و از مدعیان میخواهد که علم و عمل را پیشه کنند و از تعصبات قومی و نژادی دست بردارند. در پایان، شاعر با خطاب به خود (حیرت) بر لزوم تربیت دیگران و پرهیز از بیادبی تأکید میکند.
لزوم اتحاد جهت ایجاد امنیت راههای مواصلاتی
این نامه با اشاره به یادداشت دولت انگلیس مبنی بر احتمال تصرف جنوب ایران در صورت عدم برقراری امنیت، به مخاطبان خود هشدار میدهد که اعمال مفسدانه داخلی، ایران و اسلام را به ذلت و اسارت کشانده است. از مسلمانان خواسته میشود که با جدیت و اتحاد، برای رفع اغتشاش و برقراری امنیت راهها قیام کنند و اغراض شخصی را کنار بگذارند. در پایان، نویسندگان منتظر مشاهده نتایج اقدامات عاقلانه و مصلحانه مخاطبان هستند.
قیام مردم ایران جهت حفظ استقلال کشور
متن با نقل روایتی از مقاومت مردم قندهار در برابر انگلیسیها آغاز میشود که در آن، مردم به دلیل تعارف انار به یک افسر انگلیسی، یک میوهفروش را مجازات میکنند و جوانان افغان نیز در برابر اشغالگران مقاومت کرده و کشته میشوند. سپس، با خطاب قرار دادن ملت ایران، نسبت به هجوم بیگانگان و عواقب آن هشدار داده میشود و از آنان خواسته میشود که از ترس دست بردارند و برای آزادی وطن خود، حتی جان خود را فدا کنند. در ادامه، با اشاره به وضعیت اسفبار جهان اسلام و تسلط کفار بر سرزمینهای اسلامی، مسلمانان به غیرت و حمیت فراخوانده میشوند. در پایان، با ذکر اقدامات روسیه در تحریف قرآن و نصب بت تزار در مساجد مناطق متصرفی و همچنین پیشبینی تبدیل مساجد به کلیسا در صورت اضمحلال ایران، از مسلمانان خواسته میشود که برای حفظ ایران و اسلام متحد شوند و در برابر دشمنان مقاومت کنند.
درخواست آرامش از انجمن و مردم تبریز جهت تصحیح و تکمیل متمم قانون اساسی
این تلگراف در پاسخ به تجمع مردم تبریز در تلگرافخانه برای مطالبه تکمیل قانون اساسی، به تشریح دلایل تأخیر در این امر میپردازد. ابتدا، به تعجب مجلس شورای ملی از این اقدام اشاره میکند و توضیح میدهد که بخش عمده و روح قانون اساسی مربوط به حقوق عمومی و محاکم عدلیه است که تدوین آن نیازمند دقت فراوان و ملاحظات شرعی است. سپس، به تشکیل جلسات متعدد با حضور علما و وکلا برای بررسی دقیق مواد قانون اساسی و تصحیح عبارات آن اشاره میکند تا از سوءتعبیر عوام و معاندین جلوگیری شود. در ادامه، تأکید میکند که تأخیر در تکمیل قانون اساسی ناشی از عدم مساعدت دولت یا شخص سلطنت نیست، بلکه به دلیل ملاحظات دقیق مجلس و همچنین بروز فتنهها و آشوبها در ولایات است که تمرکز مجلس را بر هم میزند. در پایان، از انجمن تبریز و مردم آذربایجان میخواهد که با صبر و تأمل، به مجلس شورای ملی فرصت دهند تا با دقت و احتیاط لازم، قانون اساسی را تکمیل کند و از اقدامات عجولانه که میتواند سعادت و استقلال ایران را به خطر اندازد، پرهیز کنند.

اعلام حمایت از مجلس شورا
متن با اعلامیهای خطاب به عموم مردم ایران آغاز میشود. در ادامه، با تأکید بر حفظ جان، مال و آبروی مسلمانان و تقویت دین اسلام، مخالفت با مجلس شورای ملی را به منزله محاربه با امام زمان (عج) معرفی میکند. در پایان، این اعلامیه با امضای جمعی از علما به اتمام میرسد.


گزارش وضعیت موافقان و مخالفان مشروطه در نجف و موضع منفی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در برابر مشروطهخواهان
گزارشی از وضعیت نجف و موضع سید محمدکاظم یزدی در قبال مشروطهخواهان ارائه شده است. در ابتدا، به تلاش مشروطهخواهان برای جلب حمایت سید یزدی و امتناع شدید ایشان اشاره میشود. این امتناع منجر به تهدید به قتل و آزار و اذیت ایشان توسط مشروطهخواهان شد که با واکنش منفی مردم نجف مواجه گشت. سید یزدی در پاسخ به این اقدامات، بر لزوم حفظ دین اسلام، نفوس و اعراض مسلمین و شوکت مذهب جعفری تأکید کرد و اعلام نمود که از مرگ باکی ندارد. در ادامه، به دریافت نامههای متعدد از ایران درباره شیوع فتن، بدعتها، بیدینی و جسارت به مقدسات و همچنین تلگرافی از آخوند آملی در همین خصوص اشاره میشود که موجب نگرانی سید یزدی شد. این وقایع، مشروطهخواهان را به شدت مضطرب کرد و آنها در صحن حرم به هیاهو پرداختند. مردم نجف در واکنش به این اقدامات، مسلحانه به حمایت از سید یزدی برخاستند و حکومت عثمانی نیز در صدد اخراج مفسدین برآمد. در پایان، به حمایت عشایر عرب از سید یزدی و نقش سیدعلی طباطبایی یزدی در بیداری متدینین و تأکید بر مطابقت امور ایران با شرع انور برای حفظ جان و مال مسلمین اشاره شده است.
اعلام همدردی با علمای مهاجر تهران و تقاضا از مظفرالدین شاه قاجار جهت قبول درخواست های علما و بازگشت ایشان به تهران
نامهای به مظفرالدین شاه قاجار نوشته شده است که در آن نویسندگان، ضمن ابراز همدردی با علمای مهاجر تهران، از شاه میخواهند که خواستههای علما را بپذیرد و زمینه بازگشت محترمانه آنان را به تهران فراهم کند. در این نامه، نویسندگان به سابقه چهل ساله آشنایی خود با فرمایشات ملوکانه اشاره کرده و بیان میکنند که عرایض آنان به درستی به عرض شاه نمیرسد و وزرای درباری با مقاصد خائنانه خود، مانع از تحقق خواستههای مشروع علما میشوند. همچنین، به اقدامات ظالمانه وزرا علیه علما و محاصره مسجد شاه اشاره شده و این اعمال را توهینی به شرع مقدس اسلام تلقی میکنند. در پایان، از شاه خواسته شده است که با پذیرش خواستههای علما و بازگرداندن آنان، از بروز شورشهای گسترده جلوگیری کند.


.jpeg&w=3840&q=75)

عمل مهاجرت علما به آستان حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با اشاره به آیه قرآن، وضعیت مسلمانان را در مواجهه با امتحانی عمومی توصیف میکند که در آن شیطان و جنودش بر قوای ظاهری و باطنی آنان مسلط شدهاند. سپس به حرکت اخیر برخی برادران دینی اشاره میکند که امیدبخش است و از مهاجرین به زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم (ع) به دلیل بیدار کردن جامعه و جلوگیری از انحراف بیشتر تقدیر میکند. در ادامه، نویسنده با قسم به ذات الهی، هدف مهاجرین را نه برهم زدن مجلس، بلکه اصلاح آن بر اساس اسلام بیان میکند و نسبت به فریب خوردن از سخنان شیرین مبنی بر عدم تغییر اسلام هشدار میدهد. نویسنده به وجود افراد فاسد العقیده در میان مسلمانان اشاره کرده و سکوت دانایان را ناشی از تهدیدات و ترس میداند و این تهدیدات را بیاساس و توخالی میخواند. در پایان، از برادران دینی میخواهد که بیدار و هوشیار شوند و اجازه ندهند اسلامی که با خون پاکان به دست آمده، به بهانه آبادانی دنیا از دست برود. بر لزوم توجه به کلمات مهاجرین و اصلاح مجلس از داخل و خارج و تحصیل نظامنامهای موافق با قانون اسلامی تأکید میکند و تأخیر در تصویب نظامنامه را نشانه مقاصد فاسد مجرمین میداند. در نهایت، از اهل غیرت اسلامی میخواهد که برای مطالبه نظامنامه اسلامی اقدام مجدانه کنند، زیرا بدون آن، مجلس بیاثر خواهد بود و تأکید میکند که قوت اسلام و رفع گرفتاریهای دنیا در گرو همین نظامنامه اسلامی است.
تایید مشروطه و رد نظرات علمای منتقد و مخالف

اظهار تأسف از عزل نابجای حاکم فارس و درخواست اعزام حاکم کاردان و باتجرب
انجمن ایالتی فارس با ارسال تلگرافی به مجلس شورای ملی و کابینه وزرا، از وضعیت نابسامان منطقه پس از عزل سهامالدوله ابراز نگرانی میکند. در این تلگراف، به از هم گسیختگی امنیت و آسایش عمومی و افزایش تجاوزات عشایر اشاره شده و درخواست میشود که حاکمی باکفایت، باتجربه و فداکار به همراه نیروی کافی برای اصلاح امور و سرکوب مفسدین به فارس اعزام شود. همچنین، هشدار داده میشود که در صورت عدم اجابت این درخواست، وصول مالیات ممکن نخواهد بود و جنوب کشور با مشکلات جدیتری مواجه خواهد شد.
گزارشی از وضعیت موافقان و مخالفان مشروطه در نجف و موضع منفی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در برابر مشروطه خواهان
این گزارش با ابراز خرسندی از سلامتی مخاطب آغاز میشود. سپس به وقایع نجف و درخواست برخی افراد از سید محمدکاظم طباطبایی یزدی برای امضای تلگرافی در حمایت مطلق از مجلس شورای ملی اشاره میکند. در ادامه، به شرط ایشان مبنی بر مطابقت با شرع و واکنش تند برخی افراد «لااُبالی» که تهدید به قتل ایشان و نگارنده کرده بودند، میپردازد. این تهدیدات منجر به واکنش عمومی مردم نجف، بهویژه اعراب و کسبه، در حمایت از سید محمدکاظم یزدی و محکومیت مشروطهخواهان میشود. حکومت عثمانی نیز در این میان به مفسدین هشدار میدهد که نجف یک شهر خارجی است و بحث مشروطه باید متوقف شود. در پایان، گزارش به لعن و نفرین عمومی مردم نسبت به مشروطه در کوچهوبازار اشاره کرده و از علما و مقدسین میخواهد که از کفر و الحاد جلوگیری کنند تا امر مجلس مطابق با شرع و رضای الهی پیش برود و دین مردم از بین نرود.
بیان اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران در دوره ناصری
این گزارش با توصیف تسلط بیگانگان در ایران و ضعف بزرگان کشور آغاز میشود. سپس به نقد وضعیت اجتماعی و اقتصادی ایران میپردازد و ریشههای بدبختی مردم را در عدم تمایل به کسب و صنعت، رواج خرافات توسط ملاهای طماع و استبداد سلاطین میداند. در ادامه، به تجملگرایی و ثروتاندوزی شاهزادگان و حکام اشاره میکند که در مقابل فقر و فلاکت رعایا قرار دارد. وضعیت اسفناک دهات ایران، ظلم حاکمان و نابودی صنایع داخلی به دلیل نفوذ تجارت خارجی، از دیگر محورهای اصلی گزارش است. نویسنده به طور خاص به وضعیت کرمان و ظلمهای تاریخی وارده بر مردم آن پس از سقوط لطفعلی خان زند اشاره میکند و از فقر شدید، فروش کودکان و رواج صیغه و متعه برای امرار معاش سخن میگوید. در پایان، گزارش به فساد گسترده در تمام سطوح جامعه، از جمله در حرم امام رضا (ع) و موقوفات، اشاره کرده و وضعیت ایران را بدتر از سایر ممالک اسلامی میداند. علت این انحطاط را ظلم امرا و جهل ملاها معرفی میکند که مردم را به تزویر و دروغگویی واداشته است. همچنین، به تمرکز ثروت در تهران و غفلت از علم و صنعت، و تلاش برای مشغول نگه داشتن مردم با زیارت و تعزیهداری اشاره میکند. در نهایت، گزارش با توصیف تشدید ظلم ناصرالدین شاه و درباریان و غرق شدن آنان در عیش و غفلت به پایان میرسد.
حرام دانستن آزار و تحقیر زرتشتیان و سایر اهل ذمه
این استفتاء درباره حکم شرعی آزار و تحقیر زرتشتیان و سایر اهل ذمهای است که تحت حمایت اسلام هستند. در پاسخ، آزار و تحقیر این طوایف حرام اعلام شده و بر مسلمانان واجب دانسته شده است که وصایای پیامبر اسلام (ص) را در خصوص حسن سلوک، تألیف قلوب و حفظ جان، آبرو و اموال آنان به طور کامل رعایت کنند و از آن تخلف نکنند. این فتوا توسط محمدکاظم خراسانی صادر شده و عبدالله مازندرانی نیز آن را تأیید کرده است.


عدم رسمیت پادشاهی محمد علی شاه به دلیل نقض سوگند
این نامه با اشاره به سوگندشکنی محمدعلی شاه قاجار، او را فاقد مشروعیت برای پادشاهی میداند و از سلب اطمینان ملت از او سخن میگوید. در ادامه، با لحنی تهدیدآمیز، از مجلس میخواهد که پاسخ صریح دهد و هشدار میدهد که در صورت عدم پاسخ، پنجاه هزار نفر برای جانفشانی عازم تهران خواهند شد.
تلازم تدین و تمدن
این مقاله به نقد فعالیتهای مبلغان غربی و آمریکایی میپردازد که با هدف ترویج مذهب خود، به تخریب چهره اسلام و معرفی آن به عنوان دینی منافی با تمدن اقدام کردهاند. نویسنده با اشاره به اینکه اسلام ذاتاً عین تمدن است، اعلام میکند که در این مجله به اثبات این موضوع و همچنین بررسی عوامل قوت و انحطاط اسلام خواهد پرداخت. در ادامه، به معرفی کتاب «الاسلام و المدنیه» اثر شیخ محمد فرید مصری اشاره میکند که در راستای اثبات تطابق قوانین اسلام با تمدن نگاشته شده و به دلیل اهمیت آن، ترجمه فارسی آن توسط آقا شیخ آقابزرگ طهرانی در مجله «دره النجف» منتشر خواهد شد.
تحرکات جدید مخالفان مشروطه و درخواست محکومیت آنها
این نامه با اشاره به حوادث توپخانه و نقض عهدهای صورت گرفته، به تحرکات مخالفان مشروطه از جمله شیخ فضلالله نوری، میرزا ابوطالب زنجانی و سیدعلی یزدی اشاره میکند که با تحریک دربار، در یکی از مدارس دینی تجمع کردهاند. نویسندگان ضمن ابراز نگرانی از این اقدامات و احتمال مکاتبات و تلگرافات از سوی مخالفان، از مخاطبان میخواهند که اسلام و وطن را دریابند و آگاه باشند که مخالفان برای رسیدن به اهداف خود، حتی از تسلط بیگانگان نیز ابایی ندارند.


فلسفه تأسیس مجلس شورا و لزوم تبعیت از آن
متن با اشاره به وضعیت اسفبار مسلمین در برابر دول خارجی و نادیده گرفتن قوانین اسلامی توسط آنان آغاز میشود. سپس به وضعیت نابسامان خزانه دولت، ضعف نظامی، جهالت ملت و رکود صنعت در ایران اشاره میکند و خطر اسارت ایران در چنگال روس و انگلیس را گوشزد مینماید. در ادامه، تأسیس دارالشورا را به عنوان آخرین راه حل برای اجرای احکام شریعت و حفظ اسلام از نفوذ بیگانگان معرفی میکند. تخلف از دارالشورا را به منزله محاربه با امام زمان و مخالفت با شاهنشاه اسلام دانسته و عواقب سوء آن را متوجه مخالفان میداند. در پایان، هدف از آزادی و مساوات مورد نظر مشروطهخواهان را نه اباحه محرمات، بلکه اجرای کامل احکام شریعت و برقراری عدالت در حقوق و عقوق میداند و تأکید میکند که دارالشورا برای اجرای قضایای احکام اسلام و تأمین آسایش مردم و آرامش کشور تأسیس شده است.

گستره فعالیتهای سیاسی و اقتصادی انگلیس در جنوب کشور، وابستگی حاکم و روسای طوایف آنجا به آن کشور
متن با انتقاد از بیتوجهی اولیای امور و نمایندگان مجلس به وضعیت جنوب ایران آغاز میشود و این بیتوجهی را در مقایسه با تمرکز بر شمال کشور، نگرانکننده میداند. در ادامه، به فعالیتهای گسترده انگلستان در جنوب و همکاری حاکم منطقه (میرزا احمدخان دریابیگی) با انگلیسیها اشاره میکند. نویسنده با ذکر نمونههایی مانند جاسک، چابهار و بندرعباس، توضیح میدهد که چگونه اقدامات حاکم به بهانه ایجاد اغتشاش، زمینه را برای ورود نیروهای انگلیسی فراهم کرده است. همچنین، به حبس یکی از رؤسای بلوچ به دلیل عدم همکاری با انگلیسیها و فساد مالی حاکم در جمعآوری مالیاتها اشاره میشود. در پایان، متن هشدار میدهد که اگر جلوی این اقدامات گرفته نشود، ایران باید از خلیج فارس چشمپوشی کند و عملاً شاهد تقسیم جغرافیایی کشور توسط قدرتهای خارجی خواهد بود.
فواید تأسیس بانک ملی
این متن به بررسی سه جنبه از فواید تأسیس بانک ملی میپردازد: دنیوی، اخروی و اطمینانبخش بودن. در بخش فواید دنیوی، تجارت رایج در ایران را نوعی دلالی میداند که منجر به خروج ثروت از کشور میشود و تجارت واقعی را در توسعه زیرساختها و صنایع میبیند که از عهده افراد خارج است و بانک ملی میتواند آن را محقق کند. همچنین، با تأسیس بانک ملی، مالیاتها به درستی صرف آبادانی کشور و مخارج ضروری میشود و از حیف و میل جلوگیری میکند. در بخش فواید اخروی، قوام دین و حفظ شریعت را در گرو تأسیس بانک ملی میداند که اسلام را از شر دشمنان حفظ میکند. در نهایت، برای ایجاد اطمینان، به شفافیت معاملات بانک و انتخاب افراد امین و درستکار برای اداره آن اشاره میکند و از تجار میخواهد که در این امر مهم مشارکت کنند و در صورت عدم همکاری، از عموم مردم و حتی زنان بیوه برای کمک به این پروژه مقدس دعوت خواهد شد.

انتقاد از بینظمی و بیعملی مجلس شورا
متن با اشاره به انتخاب نمایندگان توسط مردم و لزوم نتیجهگیری از کارها آغاز میشود. سپس به عدم کارایی و بیعملی مجلس شورا اشاره میکند و از عقلای قوم میخواهد راهکاری برای فعالیت مؤثر ارائه دهند. در ادامه، پیشنهاد میشود که نمایندگان در یک روز مشخص، از صبح تا عصر به گفتگو و تصمیمگیری درباره امور بپردازند تا به نتیجهای برسند. در پایان، اصلاح مملکت مشروطه را به ترتیب منوط به اصلاح وزارتخانهها، مجلس، کمیسیونها و در نهایت کمیسیون رئیسه مجلس میداند و بر لزوم اصلاح این کمیسیون تأکید میکند.
عدم قبول تحمیلات روسیه و انگلیس
این متن به بررسی لایحه پیشنهادی سفیران روس و انگلیس به وزارت امور خارجه ایران میپردازد که بر اساس آن، هرگونه امتیازدهی ایران به خارجیها باید با اجازه و صلاحدید این دو دولت باشد. متن با اشاره به عدم پاسخ رسمی وزارت امور خارجه و پیگیری سفرا، به نقد این لایحه میپردازد و آن را بدتر از قراردادهای قرض قبلی میداند که استقلال ایران را هدف قرار داده است. در ادامه، نویسنده با استناد به حقوق بینالملل، این لایحه را مغایر با دوستی و استقلال ایران دانسته و آن را خیانتی بزرگ به ملت اسلام و ایران تلقی میکند. در پایان، وظیفه جراید اسلامی، علما و عموم مسلمانان را در رد این لایحه و جلوگیری از تضعیف اسلام و استقلال کشور، حتی تا مرحله جهاد دفاعی، یادآور میشود.
ترغیب مردم ایران به اتحاد با هم برای بیرون راندن قوای روسیه و انگلستان از کشور
این نامه با اشاره به حمله دو همسایه به استقلال ایران و تزلزل اساس دیانت اسلامیه، تقدیم پروتستنامه از سوی ملت به سفرای دولتهای معظمه را واجب میشمارد. سپس با طرح این پرسش که آیا ملتهای اسلامی دیگر برای دفاع از ایران اقدام کردهاند، از غیرتمندان ایران میپرسد که آیا با وجود نفاق و تفرقه، باز هم آلت دست دشمن شده و در محو اسلامیت و استقلال مملکت خواهند کوشید.


تشویق مردم به استفاده از منسوجات و کالاهای وطنی
متن با اشاره به توافق هشتصد نفر از تجار و اشراف اصفهان و قمشه برای تحریم کالاهای خارجی و تأیید علما، بر اهمیت وطندوستی و ترجیح محصولات داخلی تأکید میکند. سپس با مقایسه رفتار اروپاییها در حفظ منافع ملی خود، به مذمت استفاده از منسوجات خارجی میپردازد که منجر به فقر و وابستگی ملت میشود. در ادامه، با ذکر نمونه ژاپن، نقش حمایت از تولید داخلی در پیشرفت صنعت و حرفه را تبیین کرده و از ایرانیان میخواهد که با حمایت از صنعتگران داخلی، از ذلت در برابر اجانب رهایی یابند. در پایان، با اشاره به اتفاق نظر علما و تمایل ملت، از شخص سلطنت و صدارت عظمی میخواهد که با تشویق مردم به استفاده از کالاهای ایرانی، زمینه ترقی و پیشرفت کشور را فراهم آورند و پیشبینی میکند که با این اقدام، ایران در مدت کوتاهی از ژاپن نیز پیشی خواهد گرفت.

تشويق مردم ایران به قانون خواهی
متن با خطاب به مسلمانان ایران آغاز میشود و وضعیت ذلتبار کشور، از دست رفتن ثروت، شرف و ناموس، و تسلط اجانب و مستبدین را نتیجه بیغیرتی و بیتفاوتی مردم میداند. سپس به نقش علمای اسلام در حمایت از مشروطیت و فرمان مظفرالدین شاه برای استقرار آن اشاره میکند که هدفش اجرای احکام شریعت، امنیت، ازدیاد ثروت و بقای ملت و سلطنت بوده است. در ادامه، به وجود خائنین و مغضوبین دین و دولت که در صدد اخلال در کار مجلس شورای ملی هستند، هشدار میدهد. متن با فراخوانی ملت ایران به ترک جهل، بدبختی و بیغیرتی ادامه مییابد و بر لزوم حفظ استقلال و حقوق انسانیت تأکید میکند. نویسنده با اشاره به تجربیات تاریخی کشورهایی مانند چین، مراکش، هند و روسیه، اهمیت قانون را برای بقای یک ملت گوشزد میکند. در پایان، به کسانی که از فواید قانون و مشروطیت بیخبرند و گمان میکنند اجرای قانون به دین آسیب میرساند، توصیه میکند از علمای اسلام که جان و مال خود را فدای این امر مقدس کردهاند، تقلید کنند و حفظ دین و بقای سلطنت اسلامی را منوط به وجود قانون میداند و از ملت میخواهد برای تحصیل و استحکام آن بکوشند.
درخواست از مجلس و دولت برای بیرون راندن بقیه قوای روس از آذربایجان
این نامه با ابراز امیدواری به مجلس شورای ملی آغاز میشود و به نقش فداکاریهای ملت ایران در تحقق آرزوهایشان اشاره میکند. سپس به حضور نیروهای روسیه در آذربایجان میپردازد و آن را بلایی مبرم توصیف میکند که حدود هشت ماه است منطقه را فرا گرفته است. نویسنده به وعده روسها برای خروج پس از استقرار امنیت و بازگشت برخی از نیروها اشاره میکند، اما تأکید دارد که حضور باقیمانده نیروها در تبریز و سایر نقاط، باعث تجری اشرار و ایلات شده است. در ادامه، وضعیت امنیتی مناطق مختلف آذربایجان را تشریح میکند و بیان میدارد که بسیاری از مناطق امن شدهاند و تنها بخشهایی از اردبیل و قراچهداغ دچار اغتشاش هستند که برای رفع آن نیز اقدام شده است. در پایان، از مجلس و دولت درخواست میشود که با وزرای خارجه و سایر مقامات مذاکره کرده و اقدامات لازم را برای خروج کامل نیروهای خارجی انجام دهند تا کشور بیش از این در قید بیگانگان نماند.
وجود نظم و قانون در نظام مشروطه
متن با اشاره به تصور نادرست مردم از استبداد آغاز میشود و بیان میکند که رفع استبداد کلی تنها با ترک تجاوزات و تعدیات جزئی در میان خود مردم امکانپذیر است. در ادامه، با استناد به آیه قرآن، بر لزوم تغییر درونی مردم برای تغییر وضعیت تأکید میکند و از مردم میخواهد که با ترک ظلم و ناراستی، به درستکاری و راستگویی عادت کنند تا از ظلم حاکمان نیز در امان بمانند. سپس، به لزوم همراهی ملت با دولت در امور مختلف، از جمله عدم مراوده با بیگانگان و استفاده از کالاهای خارجی اشاره میکند. در پایان، به تبیین مفهوم واقعی آزادی و حریت در نظام مشروطه میپردازد و تأکید میکند که آزادی به معنای ارتکاب هرگونه منکر و زشتی نیست، بلکه به معنای رعایت حدود و حقوق و عدم تجاوز به دیگران است و قواعد شرع اسلام در نظام مشروطه نیز جاری و ساری خواهد بود و امر به معروف و نهی از منکر همچنان لازم است.
درخواست مؤكد از مجلس برای اعزام حاکم به استرآباد
این نامه با اشاره به شش ماه بیحکومتی در استرآباد و وعدههای مکرر دولت برای اعزام حاکم، به ویژه معرفی شاهزاده امانالله میرزا که حرکتش به تعویق افتاده، آغاز میشود. در ادامه، انجمن ولایتی استرآباد نگرانی خود را از عدم توانایی اهالی در جلوگیری از اشرار در غیاب حکومت ابراز میکند. سپس به این نکته اشاره میشود که اهالی برای حل مشکل عدم حضور قشون، آمادگی خود را برای تهیه سوار و پیاده اعلام کردهاند، اما همچنان خبری از اعزام حاکم نیست. در پایان، نامه با گلایه از بیتوجهی اولیای امور به این سرحد و احتمال سرایت اغتشاشات و امتناع از پرداخت مالیات به مناطق دیگر، خواستار تعیین تکلیف مردم استرآباد میشود.
حرام بودن استقرار مجدد مشروطیت در کشور و مرادف بودن تایید و تحکیم آن با محاربه با امام زمان (عج)
.jpeg&w=3840&q=75)
تشکر از مظفرالدین شاه قاجار به مناسبت صدور فرمان مشروطه و درخواست گشایش مجلس شورای ملی
متن با حمد و ثنای الهی و شکرگزاری از امام عصر (عج) و پادشاه آغاز میشود و صدور فرمان مشروطه را طلوع آفتاب سعادت ایرانیان میداند. در ادامه، استقلال سلطنت را وابسته به ثروت و تربیت ملت و تربیت ملت را وابسته به استقلال سلطنت معرفی میکند. سپس، تشکیل مجلس شورای ملی را برای حفظ اسلام و تقویت سلطنت ضروری دانسته و از دولت به دلیل پذیرش این استدعا قدردانی میکند. در پایان، با ابراز مسرت از تشکیل مجلس شورای ملی، از پادشاه تشکر کرده و خواستار تکمیل تعداد وکلا از سراسر کشور و تسریع در فعالیت مجلس برای استحکام مبانی سلطنت و استقرار حقوق ملت میشود.
لزوم درک موقعیت ایران و حفظ جایگاه کشور در جهان پس از تأسیس مجلس شورای ملی
متن با تبریک تأسیس مجلس شورای ملی آغاز میشود و آن را نتیجه عنایت الهی، توجه امام زمان و دینپروری شاه میداند. مجلس را نخستین گام در مسیر ترقی، سربلندی دین و دولت، و استقلال از بیگانگان معرفی میکند. سپس به اهمیت این مجلس در نگاه جهانیان اشاره کرده و تأکید میکند که موفقیت آن به نجات کشور از مهالک و همترازی با سایر ملتها منجر خواهد شد. در مقابل، هشدار میدهد که اگر اغراض شخصی بر مصالح عمومی غلبه کند، کشور دچار خواری و نابودی خواهد شد. در ادامه، بر لزوم اجرای صحیح قوانین دین مبین، ساماندهی امور مملکت، مسدود کردن راههای استبداد و فساد، و رهایی از بدهیهای خارجی تأکید میکند. در پایان، خواستار فراهم آوردن مقدمات استغنا از اجانب و جلب مشارکت هموطنان متمکن برای آبادانی کشور میشود.

هشدار نسبت به استقراض خارجی
متن با اشاره به کمبود بودجه و نیاز به استقراض خارجی آغاز میشود. در ادامه، به شرط قرضدهندگان مبنی بر اطلاع از نحوه مصرف پول اشاره شده و این شرط به معنای کنترل کامل امور مالی و اداری کشور توسط آنها تعبیر میشود. این کنترل شامل جرح و تعدیل، تصرف در ادارات، امر و نهی، عزل و نصب و در نهایت کنترل کامل دخل و خرج مملکت خواهد بود. در پایان، این اقدام به عنوان گرو گرفتن مالیه کشور و مداخله در امور داخلی تلقی میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
اظهار ناامیدی از دولتمردان و نمایندگان در جهت اصلاح امور کشور
متن با بیان این عقیده عمومی آغاز میشود که وکلا و وزرا به دلیل تطمیع و تهدید از سوی دولت روسیه، تمایلی به انجام وظایف خود ندارند. در ادامه، نویسنده به این نتیجه میرسد که نه از وکلا و وزرا کاری برای اصلاح امور کشور برمیآید و نه از ملت، زیرا در گذشته علما و بزرگان با اتکا به حمایت مردم، بر دولتمردان فشار میآوردند و پیشرفتهایی حاصل میشد. اما اکنون، برخی از علما و وکلا تطمیع شدهاند و برخی از وزرا نیز به عوامل روسیه تبدیل شدهاند، که این وضعیت مانع از هرگونه اقدام مؤثر برای بهبود اوضاع شده است.
کمک مالی آحاد مردم ایران به دولت
متن با اشاره به اهمیت تکمیل اسباب هر هدف و لزوم تلاش برای آن آغاز میشود. سپس، با یادآوری فداکاریهای ملت ایران در راه استقلال و مشروطیت، از سستی و بیتفاوتی کنونی مردم در قبال وطن انتقاد میکند. نویسنده با لحنی عاطفی، از ثروتمندان و وطندوستان میخواهد که با کمک مالی به دولت، از استقراض خارجی که منجر به اضمحلال استقلال کشور میشود، جلوگیری کنند. در ادامه، با اشاره به نمونههایی از فداکاری زنان عثمانی و توانایی مالی مردم ایران، بر لزوم جمعآوری پنج کرور تومان برای اصلاحات فوری کشور تأکید میکند. در پایان، کمک مالی به دولت را بهترین جهاد در راه تقویت اسلام و حفظ استقلال مملکت دانسته و از مردم میخواهد که با بیداری از غفلت و همت جمعی، خود متصدی اصلاح امور شوند و از استقراض خارجی بپرهیزند.
انتقاد و مذمت اجنبی پرستان
متن با طرح پرسش «با شرف کیست و بیشرف کدام است؟» آغاز میشود و شرافت را به وجدان پیوند میزند. سپس به توصیف فردی میپردازد که به ظاهر عاقل است اما در واقع جاهل و پستفطرت است. این فرد با روشهای غیرمشروع ثروتاندوزی میکند، به کالاهای خارجی علاقه دارد، ترقی وطن را محال میداند و به جای کمک به ملت، به پر کردن کیسه اجانب میپردازد. در ادامه، بیتفاوتی این شخص نسبت به فقر، بدبختی و مشکلات مردم، ویرانی کشور، قروض خارجی و عدم حمایت از تولید داخلی و مؤسسات خیریه را شرح میدهد. در پایان، چنین فردی را فاقد شرافت و انسانیت معرفی میکند که وجودش جز ضرر برای دیگران سودی ندارد و زندگیاش بیثمر است.
پرداخت کمک مالی به دولت ایران جهت رفع احتیاجات کشور
متن با اشاره به اهمیت استقلال ایران و صیانت از حوزه اسلام در برابر بیگانگان آغاز میشود. سپس بر لزوم مشارکت همه مسلمانان در رفع نیازهای دولت و تکمیل نواقص کشور تأکید میکند. در ادامه، نویسندگان که در نجف اشرف اقامت دارند، با وجود تنگدستی، مبلغی را به مجلس شورای ملی تقدیم کردهاند تا به عنوان کمک ملت به دولت محسوب شود. در پایان، اسامی و مبالغ اهدایی هر یک از علما ذکر شده است.

تأیید مشروطیت و بیان نتایج و برکات آن
متن با ستایش از خداوند به خاطر نعمت مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی آغاز میشود و آن را موجب قرار گرفتن ایران در شمار کشورهای متمدن میداند. در ادامه، بر لزوم اتحاد ملت برای اعتلای مشروطیت تأکید شده و آن را همتراز با کلمه توحید معرفی میکند. سپس، با تکرار عبارت «امروز روزی است که...» به اهمیت زمان حال برای تلاش در جهت حفظ وطن، کاشت بذر تمدن، آگاهی از حقوق، دایر کردن صنایع داخلی، پوشیدن لباس وطنی، رهایی از بدبختی، ریشهکن کردن نفاق و تصفیه شهرها اشاره میکند. در پایان، با ابراز خرسندی از بیداری مردم و تشکیل انجمنها برای اصلاح امور، به ویژه انجمن کرمانیهای مقیم تهران، ابراز امیدواری میکند که این انجمنها روز به روز قویتر شوند.
اظهار تأسف از غفلت ایرانیان، هوشیاری دشمنان و پرتوقع بودن و دوستی ایرانیان
این شعر با توصیف ایران به عنوان مادری برومند آغاز میشود و از ایرانیان میخواهد که پیوند خود را با این آب و خاک نگسلند. در ادامه، به خطر دشمنان خارجی اشاره میکند که قصد تجاوز به خاندان و ناموس وطن را دارند و تأکید میکند که اگر ناموس از دست برود، نام و اعتبار نیز از بین خواهد رفت. شاعر با اشاره به شخصیتهایی مانند «کروگر» که برای وطن خود جنگیدند، ایرانیان را به عبرتگیری از سرنوشت ملتهای دیگر مانند هند و ایرلند که گرفتار استعمار شدهاند، دعوت میکند. در پایان، با بیان اینکه جهان در شور و نشور است و ایرانیان در خواب غفلت، از آنها میخواهد که بیدار شوند و از مخزن وطن خود در برابر دزدان محافظت کنند. شعر با تأکید بر اینکه وطن منار نور الهی است و حبالوطن از ایمان است، به پایان میرسد و بیان میکند که سوز وطن میتواند کوه دماوند را نیز آب کند و کسی که دل از وطن بکند، از روسپی نیز کمتر است.
رد انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری بر متمم قانون اساسی
متن با ابراز تعجب از مهاجرت برخی علما به دلیل احتمال خلاف شرع بودن مصوبات مجلس شورای ملی آغاز میشود و این اقدام را در شرایطی که قشون عثمانی به مرزهای ایران تجاوز کرده و مسلمانان را به خاک و خون میکشد، مورد انتقاد قرار میدهد. در ادامه، نویسنده با لحنی محترمانه، مهاجرت شیخ فضلالله نوری را ناشی از شبههای میداند که مجلس قصد تغییر احکام دین را دارد و از عدم رفع این شبهه توسط دوستان و دشمنان و همچنین رفتار نامناسب همراهان شیخ گلایه میکند. سپس، نویسنده به دفاع از قانون اساسی میپردازد و تأکید میکند که هیچ کلمهای خلاف شرع در آن نیست و علمای بزرگی در تدوین آن مشارکت داشتهاند. همچنین، به موضوع نظارت هیئت علما و عجله بستگان شیخ در انتشار لایحه مربوطه اشاره میکند و وظیفه اصلی مجلس را وضع قوانین برای امور مملکتی و سیاسی میداند، نه دخالت در احکام شرعی. در بخش دیگری، به مسئله مساوات در قانون و اختیارات حکام شرع در تعزیرات اشاره میشود و با طرح مثالهایی از عدم واکنش به قتل اتباع خارجی در ایران، به عدم استطاعت فعلی کشور برای مقابله با این مسائل اشاره میکند. در پایان، با استناد به سیره پیامبر (ص) و امام علی (ع) در دفاع از مسلمانان در برابر دشمنان، از شیخ فضلالله نوری میپرسد که آیا از تجاوزات عثمانی در ارومیه و قتل و غارت مسلمانان بیخبر است و تأکید میکند که اساس دین و مملکت در خطر است و اصلاحات جزئی در قانون اساسی در این شرایط، کلیات را به باد میدهد. متن با درخواست از شیخ برای بازگشت به شهر و اتحاد با دیگر علما برای حفظ اسلام و وطن به پایان میرسد.
جلوگیری از تبهکاری و افساد و غارت مستبدان
نامه با ابراز قدردانی از دریافت نامهای حاکی از حمایت و غیرت نسبت به ملت آغاز میشود. سپس به وضعیت نابسامان کشور اشاره میکند که در آن آزادی سلب شده و نقاط مختلف از داخل و خارج دچار آشفتگی و فساد شدهاند. نویسنده بیان میکند که مفسدان و مستبدان سابق با رشوه و فریب، مردم را مسحور و مقهور کرده و حتی برخی دوستان نادان را نیز فریب دادهاند. تأکید میشود که تا زمانی که حقوق مردم از این مفسدین بازپس گرفته نشود، هیچکس تمکین نخواهد کرد. در ادامه، به تعطیلی حقوق شرعیه و تضییع احکام الهی اشاره شده که منجر به فلج شدن ادارات و دوائر و گرفتار شدن آنها در سوء کردار و معصیت شده است. در پایان، درخواست میشود که از ایجاد زحمت برای دوستان غارتزده داخلی خودداری شود و تمام تلاش برای جلوگیری از مفسدین و دشمنان خارجی به کار گرفته شود، زیرا دوستان داخلی فقیر و مستأصل هستند و نیاز به ترحم و رعایت دارند.

معرفی بیست نفر از علما و مجتهدین طراز اول به مجلس شورا (به موجب اصل دوم متمم قانون اساسی)
این نامه به مجلس شورای ملی، با استناد به اصل دوم متمم قانون اساسی، بیست نفر از مجتهدین عادل و آگاه به مقتضیات زمان را برای نظارت بر عدم مغایرت قوانین مصوب با احکام شرعی معرفی میکند. در ابتدا به اهمیت این اصل به عنوان روح سیاست اسلامی و حافظ سعادت کشور اشاره شده و سپس توضیح داده میشود که به دلیل دشواری حضور برخی از این علما در تهران، به معرفی اسامی اکتفا شده است. در ادامه، اسامی علمای معرفی شده از شهرهای مختلف از جمله نجف، مشهد، تهران، اصفهان، تبریز، شیراز، یزد، قم، همدان، سلطانآباد و گلپایگان ذکر میشود. در پایان، وظیفه اصلی ناظران منتخب، تطبیق قوانین سیاسی با احکام شرعی دانسته شده و تأکید میشود که امور مالیه و قوانین قضایی از حیطه وظایف این هیئت خارج است و وظیفه مجلس در این موارد، تنها تعیین کیفیت ارجاع و اجرای احکام شرعی است.


انتقاد شدید از مسامحه دولت در برخورد قاطع با اخلالگران
این نامه با ابراز نگرانی از اخبار نگرانکنندهای که از پایتخت میرسد، به مسامحه وزرای دولت در اجرای احکام علمای نجف اشرف و عدم برخورد با مخالفین و مغرضین اشاره میکند که منجر به شهادت آیتالله سید عبدالله بهبهانی شده است. سپس، با انتقاد از وجود افراد مغرض و رشوهگیر در مجلس، به تلاش برخی وکلا برای زیر سؤال بردن ماده دوم متمم قانون اساسی میپردازد که اساس پذیرش مشروطه توسط مسلمانان و راه نجات ایران تلقی میشود. در پایان، از مجلس شورای ملی میپرسد که آیا اجرای احکام حجج اسلام را لازم میداند و در صورت مسامحه در دستگیری قاتلین آیتالله شهید، آن را سزاوار میداند یا خیر، و خواستار تلاش جدی مجلس در این زمینه است.
لزوم تبعیت از فتاوای مراجع و علمای مشروطه خواه نجف اشرف
متن با حمد و صلوات آغاز میشود و به دریافت احکام مراجع نجف اشرف و سایر علمای اسلام در خصوص مجلس شورای ملی اشاره میکند. سپس بر لزوم اطاعت از این احکام برای عموم مسلمانان تأکید شده و نویسنده از اهتمام خود و علمای اصفهان در دو سال گذشته برای اجرای این احکام سخن میگوید. در پایان، با استناد به حدیثی از امام صادق (ع) که عدم پذیرش حکم حاکم منصوب از سوی ائمه را سبک شمردن حکم خدا میداند، بر اهمیت تبعیت از احکام صادر شده تأکید میشود.

لزوم اتحاد میان دولت و ملت و حمایت از صدراعظمی امینالسلطان
در ابتدا بر ضرورت ایجاد اتحاد واقعی میان دولت و ملت تأکید شده و ریشه اختلافات و اغتشاشات موجود، عدم همراهی دولت با مجلس و ملت و بالعکس عنوان شده است. سپس به موضوع بازگشت امینالسلطان به ایران پرداخته و بیان شده که او خدمتگزار دولت است و پادشاه حق دارد او را فرا بخواند. در پایان، این حق برای مجلس و ملت محفوظ دانسته شده که در صورت بروز فساد از جانب وی، شکایت کرده و خواستار رفع آن شوند.

آمادگی کمک مالی به دولت و مخالفت با استقراض خارجی
این تلگراف با اشاره به مذاکرات دولت برای استقراض خارجی و شرایط حیرتآور آن، به مخالفت شدید اهالی اصفهان با این استقراض اشاره میکند. در ادامه، آمادگی علما، تجار و اشراف اصفهان برای کمک مالی به دولت، به هر نحو که مجلس صلاح بداند، اعلام شده و از دارالشورای کبری درخواست تعیین تکلیف میشود.


اعلام فساد حاج شیخ فضل الله نوری
متن با اشاره به دریافت تلگراف دوم آغاز میشود. سپس، با بیان اینکه شیخ فضلالله نوری مخل آسایش و مفسد است، هرگونه دخالت او در امور را حرام اعلام میکند.



تقاضای اجرای عدالت اسلامی از مظفرالدین شاه قاجار
متن با عرض ارادت به شاه و معرفی خود به عنوان جمعی از علما و نمایندگان اصناف مردم آغاز میشود. در ادامه، از شاه درخواست میشود که به منظور افزایش طول عمر خود و خشنودی پیامبر اسلام، قانون عدالت اسلامی بر اساس مذهب شیعه جعفریه را در سراسر ایران و برای تمام اقشار جامعه بدون استثنا اجرا کند. این اقدام موجب افتخار و مباهات شاه بر سایر سلاطین جهان خواهد شد.
محکوم کردن علمای مخالف مشروطه
متن با اشاره به تلاش مستبدین برای جلوگیری از پیشرفت مشروطیت و آبادانی وطن آغاز میشود. سپس به دسیسههای آنان از ابتدای مشروطه برای خاموش کردن نور عدالت اشاره میکند که با همت علمای خیرخواه و ملت تبریز ناکام مانده است. در ادامه، به تلاشهای اخیر مخالفان برای ایجاد تفرقه در میان ملت و انحراف افکار عمومی از مجلس و قانون اساسی میپردازد. این مخالفان با جمعآوری افراد سودجو و با استفاده از پول مستبدین، شبهاتی را در مورد مجلس و وکلا مطرح میکنند و حتی ادعا میکنند که علمای بزرگی چون سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی نیز با طرحهای غرضآمیز آنان موافق هستند. در پایان، نویسنده با ابراز امیدواری به هوشیاری ملت و علمای مشروطهخواه، برای نابودی موانع تقویت شریعت و غاصبین حقوق ملت دعا میکند.
تامین امنیت کامل اتباع خارجی مقیم ایران و درخواست بازگشت نیروهای اعزامی روسیه از رشت به بهانه حفاظت از خود
متن با اشاره به انقلابات ایران و اقدامات خائنین دربار در تضییع حقوق مشروطه آغاز میشود. سپس به این نکته اشاره میکند که ملت ایران همواره امنیت و حقوق اتباع خارجی را حفظ کرده و هیچ خسارتی به آنها وارد نشده است. در ادامه، از اقدام دولت روسیه در اعزام نیروهای نظامی به رشت برای حفاظت از اتباع خود، با وجود مراقبتهای ملت ایران، ابراز تأسف میشود. متن تأکید میکند که ملت ایران همچنان به حفظ جان و مال اتباع خارجی متعهد است و انتظار دارد دولت روسیه به عدم لزوم این نیروها پی برده و آنها را بازگرداند.
لزوم اتحاد مردم و اغماش از امور جزیی
متن با ابراز خرسندی از اتحاد اولیه وزرا، امرا و سرداران مملکت آغاز میشود، اما بلافاصله با طرح این پرسش که چرا این اتحاد به نتیجه مطلوب نرسیده، نگرانی خود را بیان میکند. در ادامه، به ضرورت اغماض از خطاهای جزئی افراد و پرهیز از ایرادگیریهای شخصی که منجر به فتنه و فساد میشود، تأکید شده است. در پایان، پیشنهاد تشکیل مجلسی از حجج اسلام برای تبیین اهمیت حفظ اسلام و جلوگیری از تفرقه و ممانعت از یکدیگر ارائه میشود.
نکاتی پیرامون حفظ استقلال کشور و هشیاری نسبت به نقشههای دشمنان
متن با اشاره به مشاهده پریشانی مسلمین و خرابی مملکت توسط علما و اطلاع از نقشههای اجانب، به تأسیس مجلس شورای ملی و انجمنها برای اصلاح مفاسد و دفع مضار اجانب اشاره میکند. در ادامه، هشت نکته برای حفظ استقلال کشور و تقویت اسلام و مسلمین ارائه میشود. این نکات شامل تأکید بر اتحاد و اخوت بین مسلمین برای جلوگیری از نفوذ اجانب، تدبر در تاریخ اسلام و فتوحات گذشته، لزوم فراگیری علم جنگ برای دفاع از اسلام و مرزها، ترویج تولیدات داخلی و کاهش وابستگی به خارج، رفتار مسئولانه اهالی برای حفظ امنیت، مجازات تهمتزنندگان و حفظ آبروی مسلمانان، لزوم هماهنگی انجمنها با مجلس شورای ملی و در نهایت، اهمیت حفظ و حراست از مرزهای اسلامی است. متن با ابراز امیدواری به تأیید صاحب شریعت و امام زمان و تشکر علما و عموم مردم از مجلس شورای ملی و انجمنها به پایان میرسد.

محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری نسبت به نظام مشروطه و مجلس شورا
این بیانیه با اشاره به تحصنها و اقدامات شیخ فضلالله نوری، به خسارات جانی و مالی وارد شده به مسلمین و تضعیف شریعت و قواعد اسلام اعتراض میکند. نویسندگان، اقدامات نوری را در مخالفت با علمای اثنیعشری و کمک به ظالمین دانسته و از او میپرسند که آیا محمدعلی شاه از این اقدامات راضی شده است. بیانیه، همفکری نوری با افراد نامناسب را مایه شرمساری علما میداند و او را متهم به ایجاد نفاق و سپردن امت به دست اجانب میکند. در ادامه، هدف نوری را بازگشت استبداد و جمعآوری ثروت ملت برای دولتیان میداند و او را به انبیا و اولیا قسم میدهد که دست از فتنهانگیزی بردارد و تخریب شریعت را ترویج ننامد. بیانیه، مخالفت با مجلس شورا را به منزله محاربه با امام عصر تلقی کرده و نوری را به رحم بر ملت و شریعت و یا حداقل بر نفس خود فرا میخواند. در پایان، نویسندگان اعلام میکنند که عموم علما از مفسدههای نوری متنفرند و دیگر از او حمایت نخواهند کرد و از او میخواهند که دست از مفسده بردارد و دین اسلام را پایمال نکند.
حمایت از تأسیس مجلس شورای ملی و شرح واقعه کشتار مردم کربلا
متن با ابراز خرسندی از تأسیس مجلس شورای ملی و امید به نتایج مثبت آن برای پیشرفت ایران آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم انطباق نظامنامه مجلس با موازین شرعی تأکید شده و از مجلس خواسته میشود تا در جهت رهایی کشور از بدهیهای خارجی تلاش کند. بخش دوم به شرح واقعه کشتار فجیع ایرانیان مقیم کربلا توسط نیروهای عثمانی میپردازد. این واقعه که پس از پناه بردن کسبه به کنسولگری انگلیس و سختگیری حکومت عثمانی رخ داد، منجر به قتل و جراحت بسیاری از ایرانیان و غارت اموالشان شد. در پایان، نویسنده از بیتفاوتی حکومت عثمانی در قبال این جنایت ابراز تأسف کرده و این اقدام را جسارتآمیز و موجب وهن دولت ایران میداند و به مدد غیبی برای جبران این مصائب امید میبندد.

تشویق مردم ایران به استفاده از منسوجات و کالاهای وطنی
متن با ابراز خشنودی از اقدامات علمای اصفهان در تشویق صنایع داخلی و ترویج استفاده از پوشاک و مایحتاج تولید داخل آغاز میشود. این اقدامات را خدمتی به ملت و تقویتی برای دولت و اتباع آن میداند. در ادامه، امیدواری خود را برای بینیازی کامل مردم ایران از کالاهای خارجی بیان میکند و معتقد است که استفاده از محصولات پاک و طاهر داخلی، موجب استجابت دعاها و قبولی طاعات خواهد شد. در پایان، نویسنده عزم خود را برای عدم استفاده از اجناس غیرایرانی اعلام کرده و چشمانتظار گسترش تولیدات داخلی در داخل و خارج کشور است و التماس دعا دارد.
درخواست اعلام حمایت سریع علمای نجف از تهران نسبت به نوز بلژیکی
نامهای به سیدکاظم طباطبایی یزدی درباره اعتراض تجار تهران به مسیو نوز بلژیکی، رئیس گمرکات، نوشته شده است. تجار به دلیل اخذ گمرکی بیش از حد و اجحاف چهار کروری از سوی نوز، دکانهای خود را بستهاند و در حرم حضرت عبدالعظیم متحصن شدهاند. در این نامه از سیدکاظم طباطبایی یزدی درخواست میشود که با صدور بیانیهای از تجار حمایت کند. دلایل حمایت از تجار شامل ظلم و تعدی به آنها، مقابله با کفر و جلوگیری از تسلط بیشتر کفار بر امور کشور ذکر شده است.
سؤال و جواب از چگونگی پیشرفت کار مجلس و دولت
این سند شامل دو بخش است: ابتدا، گزارشی از تبریز که نگرانی و یأس مردم را از عدم پیشرفت امور مجلس شورای ملی و بیاطلاعی نمایندگان از مسائل مهمی چون تاجگذاری، تعیین ولیعهد و عزل و نصب حکام بیان میکند. سپس، پاسخی از تهران که توسط سید محمد طباطبایی و همراهانش در تلگرافخانه ارائه شده و ادعاهای مطرح شده از تبریز را خلاف واقع و کذب محض میخواند. این پاسخ بر مساعدت کامل شاهنشاه با مجلس، امضای دستخطهای مربوط به آسایش عمومی و تلاش برای انتظام امور مملکت تأکید میکند و از مردم میخواهد به کار و کسب خود بازگردند و از اغتشاش دوری کنند، با این اطمینان که به زودی آثار مرحمت همایونی ظاهر خواهد شد و مجلس تهران نیز در کمال انتظام به کار خود ادامه میدهد.


.jpeg&w=3840&q=75)
تشویق مردم به استفاده از تولیدات و منسوجات داخلی
متن با اشاره به اهمیت کشاورزی و صنعت برای هر کشور آغاز میشود و وضعیت نابسامان ایران را نتیجه بیتوجهی حاکمان مستبد به آینده و نفوذ صنایع خارجی میداند. در ادامه، راهکار برونرفت از این وضعیت را کاهش مصرف و ترویج کالاهای داخلی معرفی میکند. سپس به مذمت پوشیدن لباسهای خارجی و تأکید بر پوشش اسلامی میپردازد و با یادآوری سیره گذشتگان در استفاده از تولیدات داخلی، به حرمت شرعی استفاده از منسوجات کفار اشاره میکند. در نهایت، با استدلال بر اینکه استفاده از کالاهای خارجی موجب تقویت کفار و بیکاری مسلمانان میشود، بر لزوم استفاده از منسوجات ایرانی و اسلامی تأکید میکند و وضعیت بیکاری و فقر ناشی از عدم رواج این امر را به تصویر میکشد.
درخواست عزل رئیس گمرکات آذربایجان از محمدعلی شاه قاجار
این نامه با خطاب به صدر اعظم و محمدعلی شاه قاجار، به وضعیت کارگران مسلمان گمرک و پست اشاره میکند که به دلیل اهانتهای مذهبی و شخصی بلژیکیها، دست از کار کشیدهاند. نویسنده بیان میکند که این کارگران تحمل توهین به مذهب خود را ندارند و تا زمانی که رئیسشان از ملت اسلام و تبعه دولت ایران نباشد، تمکین نخواهند کرد. در پایان، نویسنده از شاه میخواهد که به عنوان حامی شریعت اسلام، راضی به ذلت مسلمانان نباشد.
.jpeg&w=3840&q=75)
هشدار به اقبال السلطنه ماکویی در پایان دادن به ناامنی وقتل و غارت
نامه با اشاره به توانایی و کفایت اقبالالسلطنه ماکویی، از او میخواهد که در راستای شکرگزاری از نعمتهای الهی، به حفظ جان، مال و آبروی مسلمانان و حراست از مرزهای اسلامی اهتمام ورزد. در ادامه، به اخبار نگرانکنندهای درباره قتل، هتک حرمت و غارت اموال اشاره میشود که خلاف انتظار است. در پایان، هشدار داده میشود که در صورت ادامه این وضعیت، وظیفه علما و عموم مسلمانان تغییر خواهد کرد.

تکذیب مخالفت خود با مجلس شورای ملی
نامهای از سوی فردی ناشناس به سیداسماعیل صدر ارسال شده و از او خواسته شده تا شایعات مبنی بر مخالفتش با مجلس شورای ملی و مشروطیت را تکذیب کند. در پاسخ، سیداسماعیل صدر با تعجب و انکار شدید، این نسبت را دروغ میخواند. او بیان میکند که هرگز خود را لایق دخالت در امور کلی ندانسته و در مسائل مهمی که نتایج خوبی داشتهاند، مداخله نکرده است. صدر تأکید میکند که مجلسی که هدفش اقامه معروف، از بین بردن منکر، یاری مظلومان و اصلاح حال ملت و دولت است، چگونه میتواند حرام باشد و مورد انکار قرار گیرد. او ابراز امیدواری میکند که به جای این نسبت دروغ، حداقل دلیل مخالفت را ترس از عدم موفقیت اهداف و نقض غرض به دلیل اختلاف نظر برخی رؤسا عنوان میکردند.
بیان بدبختی و فلاکت مردم ایران و ظلم و تعدی حکام و مأموران دولتی بر جان، مال و ناموس آنها
نامه با ابراز ارادت به شاه و تأکید بر دلسوزی برای او آغاز میشود و به این نکته اشاره میکند که راه ارتباط با شاه مسدود شده و عدهای سعی در بدبین کردن شاه نسبت به علما دارند. در ادامه، وضعیت اسفناک مملکت، ظلم و تعدی حکام و مأموران دولتی بر جان، مال و ناموس مردم، فقر و مهاجرت رعایا به کشورهای خارجی را تشریح میکند. سپس، راه حل این مشکلات را تأسیس «مجلس عدالت» میداند که در آن همه اصناف مردم حضور داشته باشند و شاه و گدا در آن مساوی باشند. نامه به وضعیت نان و گوشت و همچنین سربازان اشاره کرده و از عدم رسیدگی به آنها انتقاد میکند. در پایان، به مهاجرت علما به حضرت عبدالعظیم و صدور دستخط شاه برای تأسیس مجلس اشاره میکند، اما از عدم اجرای آن و مخالفت عدهای با مجلس گلایه کرده و از شاه میخواهد که پیش از نابودی کامل مملکت، چارهای بیندیشد و مردم را اسیر استبداد و ذلیل بیگانگان نکند.

عدم لزوم درج اصل دوم متمم قانون اساسی
متن با استناد به آیه قرآن، به ریشهکن شدن استبداد و جایگزینی آن با عدالت اشاره میکند، اما از وجود بادهای مخالف و تلاش برای ایجاد تفرقه در میان ملت ابراز نگرانی میکند. سپس به شبهات مطرح شده علیه مشروطیت و تلاشهای علمای بزرگی چون سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی برای اثبات حقانیت آن میپردازد. در ادامه، نویسنده به اختلاف نظرها درباره لزوم الحاق مادهای به نظامنامه اساسی (اشاره به اصل دوم متمم قانون اساسی) میپردازد و با طرح سه استدلال، عدم لزوم این الحاق را بیان میکند. استدلال اول بر این پایه است که قوانین مجلس باید بر طبق شریعت باشد و وکلا نیز مسلمان و آگاه هستند و در صورت تخلف، ملت حق نهی از منکر دارد. استدلال دوم به مشکل اختلاف نظر میان پنج نفر طراز اول (مجتهدین ناظر بر مصوبات مجلس) اشاره میکند و استدلال سوم نیز به احتمال سوءاستفاده و تعطیل احکام مجلس توسط این افراد میپردازد و خواستار حل این مشکلات میشود.
درخواست حفظ شئون سید مرتضی اهرمی پس از بازگشت به بوشهر
درخواست برای جبران خسارات و توهینات وارده به سید مرتضی اهرمی بوشهری و بازگرداندن او به بوشهر. همچنین، از وزیر داخله خواسته شده است که با ارسال تلگراف به ایالت فارس و حکومت بوشهر، بر حفظ حدود و شئون سید مرتضی اهرمی تأکید کند.

توجه به اخلاق، لازمه پیشرفت و استقلال
متن با اشاره به وضعیت نامطلوب ملت اسلامیه و دوری از تربیت اخلاقی، دلیل اصلی این ضعف و وابستگی به اجانب را نفاق و بیاعتدالی اخلاقی میداند. سپس با رد این تصور که اختلاف مذاهب عامل تفرقه است، خوشاخلاقی و الفت قلوب را مایه جمعیت و اتفاق و اصل تمدن معرفی میکند. در ادامه، با مقایسه پیشرفت فرنگیان بر پایه اتفاق و غفلت مسلمانان از اصول تمدن اسلامی، بر لزوم تلاش همگانی برای حفظ حوزه اسلامیت و رفع نیاز از بیگانگان تأکید میشود. در پایان، با خطاب به افراد متکبر، بخیل و اهل نفاق، از آنها میخواهد که با کنار گذاشتن صفات ناپسند خود، برای استعلا بر اجانب و حفظ استقلال و منافع مسلمین متحد شوند و هشدار میدهد که کوتاهی در این امر، به جهاد و فداکاریهای بزرگتر در آینده منجر خواهد شد.
اهمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و سوقالجیشی خلیج فارس
این مقاله با تأکید بر اهمیت استراتژیک، اقتصادی و سیاسی خلیج فارس آغاز میشود و به سابقه بیتوجهی دولت ایران به این منطقه اشاره میکند. در ادامه، وضعیت جغرافیایی، جمعیتی و تجاری سواحل خلیج فارس را تشریح کرده و به رقابتهای تجاری قدرتهای جهانی در این منطقه میپردازد. سپس، مزیتهای خلیج فارس برای توسعه صنعتی و لزوم ایجاد کارخانجات در آنجا را بیان میکند. در بخش بعدی، به اهمیت سیاسی خلیج فارس از دیدگاه سیاستمداران خارجی اشاره کرده و وضعیت بحرانی فعلی سواحل ایران را ناشی از بیتوجهی و جهالت اهالی و سوءمدیریت حکام محلی میداند. در پایان، راهکارهایی از جمله تشکیل ایالت بحری با مرکزیت بندرعباس، ایجاد اداره بحریه، اصلاح نظام مالیاتی و توسعه مدارس و معارف در منطقه را برای بهبود وضعیت سواحل خلیج فارس پیشنهاد میکند و بر ضرورت اقدامات فوری دولت جدید تأکید میورزد.
اعلام مهاجرت به حضرت عبدالعظیم (ع)، به سبب مخالفت و کارشکنی مجلس با پیشنهاد آنان
این اعلامیه با اشاره به رد شدن پیشنهاد هیئت مجتهدین عظام در مجلس شورای ملی برای حفظ قوانین اسلام و سایر اصلاحات، وضعیت موجود را نگرانکننده و اساس دین را متزلزل توصیف میکند. در ادامه، مهاجرت غالب علما به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و عزم آنان برای سفر به عتبات عالیات را به دلیل تکلیف شرعی اعلام کرده و زمان را برای اقدامات لازم مناسب میداند.


وجوب کمک مردم به مجاهدان مشروطهخواه و تلاش آنها جهت افتتاح مجلس و اجرای قانون اساسی
این فتوا با سلام به علما، امرا، تجار و نظامیان شهرهای مازندران آغاز میشود. در ادامه، با اشاره به وضعیت دشوار شیعیان در دست ظالمان و غاصبان، بر لزوم همت و غیرت دینی تأکید میکند. سپس، حکم الهی را مبنی بر وجوب یاری رساندن به ملت، افتتاح مجلس شورای ملی و اجرای قانون اساسی برای همه افراد ملت اعلام میکند و کمک به دولت وقت را حرام و در حکم یاری یزید بن معاویه میداند. در پایان، با دعای خیر و توکل به خداوند، به اتمام میرسد.


ضرورت تشکیل ارتش ملی برای مقابله با توطئههای خارجی و حفظ استقلال کشور
متن با اشاره به معاهده روس و انگلیس و تقسیم ایران، خطر از دست رفتن استقلال و آزادی مذهبی را گوشزد میکند. سپس بر لزوم اتحاد ملت و دولت و تشکیل ارتش ملی برای مقابله با این تهدیدات تأکید میشود. در ادامه، از مخاطب خواسته میشود تا با استفاده از نفوذ خود، ملت را برای تشکیل قشون ملی آماده کرده و از مجلس شورا و مجلس بلدیه بخواهد تا قوانین مربوط به آن را وضع و اجرای آن را از وزارت جنگ مطالبه کنند. در پایان، نویسنده این اقدام را وظیفهای شرعی و عقلی برای حفظ اسلام و وطن میداند.
تایید و پشتیبانی از شرکت (نساجی) اسلامیه، و تشویق مردم ایران به استفاده از محصولات آن
این متن با درخواست از شاه برای حمایت از شرکت نساجی اسلامیه و تشویق مردم به استفاده از محصولات داخلی آغاز میشود. سپس، با استناد به آیات و روایات، بر لزوم پرهیز از پوشاک و کالاهای خارجی و تأکید بر خودکفایی و حمایت از تولیدات اسلامی تأکید میشود. در ادامه، به منافع دینی و دنیوی این شرکت برای عموم مسلمین و آبادی کشور اشاره شده و از شاه و مسئولین خواسته میشود که در ترویج آن بکوشند. متن با بیان اینکه رونق کشور و دین به رواج تجارت و صنایع داخلی وابسته است و دوری از محصولات خارجی را نشانه خردمندی و پرهیزکاری میداند، به پایان میرسد. در نهایت، بر اهمیت این شرکت به عنوان نعمتی بزرگ از جانب خداوند و امام زمان تأکید شده و از مسئولین خواسته میشود که در رفع هرگونه نقص و خلل در آن اهتمام ورزند تا مسلمانان از احتیاج به بیگانگان بینیاز شوند.




ممانعت از دستگیری دو نفر از آزادیخواهان هندوستان توسط کنسولگری انگلستان در شیراز
نامهای به وزیر امور خارجه درباره سفر دو آزادیخواه هندی به ایران و تلاش کنسولگری انگلیس در شیراز برای دستگیری آنها. این اقدام کنسولگری مخالف قوانین بینالمللی دانسته شده و از وزیر امور خارجه درخواست شده است که با ارسال تلگراف به نایبالایاله و کارگزاران، از دستگیری این افراد جلوگیری کند تا از تعرض کنسولگری مصون بمانند.
دفاع از نظرات خود درباره مشروطیت و مجلس شورا
متن با اشاره به ظلم و تعدیات عمال سلطنتی و وزرای خائن آغاز میشود که منجر به شکایت مردم به علما و مهاجرت کبری به قم شد. در ادامه، نویسنده بر نقش خود در پیشبرد مشروطیت و عزل عینالدوله و مسیو نوز تأکید میکند. سپس، دیدگاه خود را درباره مشروطیت و محدودیت سلطنت بیان میکند و بر لزوم مطابقت قوانین مجلس شورای ملی با شرع اسلام تأکید میورزد. در بخش پایانی، نویسنده مردم را به بیداری و تشخیص حق از باطل دعوت میکند و نسبت به آزادی بیحد و حصر مطبوعات که به ائمه اطهار توهین میکنند، هشدار میدهد. در انتها، با قسم به قرآن، بر عدم مخالفت خود با اصل مشروطیت و مجلس، مشروط بر اسلامی بودن قوانین، تأکید کرده و از مردم میخواهد که سخنان او را بدون تحریف و دروغ نقل کنند.

اظهار نظر درباره مشروطیت و مجلس شورا
سوالی درباره اقدامات علما در حمایت از مجلس و چرایی عزیمت آنان به تهران مطرح شده است. در پاسخ، مجلس شورای ملی موافق شرع مقدس و بنیانی بر طبق دین اسلام معرفی میشود و بر جدیت در انعقاد و استدامت آن تأکید میگردد. دلیل عزیمت به تهران، اطفاء اغتشاش شهری و فتنه عمومی عنوان شده است.

تحریم معاملات بازرگانی ایران با روسیه به منظور اجرای نیروهای نظامی آن دولت به خروج از کشور
متن با عذرخواهی از شیخ عبدالله مازندرانی به دلیل انتشار یک مراسله شخصی آغاز میشود و دلایل این اقدام را اهمیت موقعیت، لزوم تبیین برخی مسائل، رفع شبهات عمومی و آگاهسازی مسئولین بیان میکند. در ادامه، به دشواری ظاهری تحریم کالاهای روسی اشاره میکند اما با ذکر نمونههایی از ملتهای دیگر (چین، هند، عثمانی) که با همین روش به اهداف خود رسیدهاند، آن را سهل و مؤثر میداند. منافع اقتصادی و سیاسی تحریم کالاهای روسی، از جمله بیداری حس ملی، ایجاد اشتغال و کاهش قدرت سیاسی روسیه در ایران، تشریح میشود. همچنین، به این نکته اشاره میکند که روسیه به محصولات ایران نیاز دارد، در حالی که ایران میتواند جایگزینهای داخلی و خارجی برای کالاهای روسی بیابد. در بخش دیگری، به نقش روسیه در ایجاد تفرقه و آشوب در ایران، از جمله اختلافات میان گروههای مختلف و صدور تلگرافهای بحثبرانگیز از سوی علمای نجف، میپردازد. نویسنده تأکید میکند که این اقدامات روسیه با هدف تضعیف روحانیت و تصرف ایران صورت میگیرد و از علمای نجف میخواهد که در صدور احکام دقت بیشتری به خرج دهند تا مورد سوءاستفاده دشمنان قرار نگیرد. در پایان، بر لزوم حفظ نفوذ روحانیت به عنوان تنها سد در برابر تجاوزات خارجی تأکید میکند و از ملت ایران و دولت عثمانی میخواهد که به شایعات دشمنان توجه نکنند و از روحانیت حمایت کنند.
تکالیف نمایندگان مجلس شورا
متن با توصیف وضعیت آشفته و بحرانی کشور آغاز میشود که در آن استبداد ریشهدار، ملت مقروض و نفوذ بیگانگان مشهود است. سپس به تبیین تکالیف ملت در سه مرحله میپردازد: مطالبه مجلس شورای ملی، انتخاب نمایندگان صالح و تلاش بیوقفه برای اجرای آرای آنان. در ادامه، به تفصیل به ده تکلیف اصلی نمایندگان مجلس شورا اشاره میکند که شامل مسئولیتپذیری، استعفا در صورت عدم توانایی، عدم وابستگی به اغراض شخصی، ارتباط با شاه برای جلوگیری از فتنهانگیزی، مطالبه نمایندگان ولایات، انتخاب نمایندگان از مهاجرین، تکمیل انتخابات در تهران، مشورت با عقلا و تشکیل کمیسیونهای وزارتخانهای برای مسئولیتپذیری وزرا است. متن با تأکید بر آگاهی نمایندگان از وظایفشان به پایان میرسد.
فایده مطالعه تاریخ در فهم علل ترقی و انحطاط تمدن اسلامی
متن با تأکید بر اهمیت علم تاریخ آغاز میشود و تفاوت نگاه شرق و غرب به این علم را بیان میکند. در ادامه، تاریخ را منبعی برای استنباط احوال گذشته و درک علل ترقی و انحطاط تمدنها معرفی میکند. سپس، با استناد به آیات قرآن، نقش تاریخ در تکمیل عقل عملی و ارائه سرمشق برای آیندگان را تبیین میکند. در پایان، با اشاره به لایحه ارشادیه شیخ محمدکاظم خراسانی به احمد شاه، بر لزوم مطالعه تاریخ صدر اسلام برای بازگشت به مسیر صلاح و فلاح تأکید کرده و از مجله الغری میخواهد که به این موضوع بپردازد.
عدم امکان تشکیل حزب به سبب بیسوادی و ناآگاهی عموم
متن با اشاره به عدم آگاهی عمومی مردم از حقوق و وظایف اجتماعی و بیسوادی گسترده، تشکیل حزب ملی را ناممکن میداند. در ادامه، احزاب غیرملی مانند دموکراتها را نیز مانعی برای حقوق اجتماعی مردم و عامل تفرقه و اخلال معرفی میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
استشهادیه علما و بزرگان شیراز درباره شهادت شیخ محمد باقر اصطهباناتی
این استشهادیه با آیهای از قرآن کریم آغاز میشود و به شرح واقعه شهادت آیتالله شیخ محمدباقر مجتهد و سید احمد معینالاسلام در شیراز میپردازد. در این متن، جزئیات فجیع این قتلها توسط پسران قوام، از جمله تیرباران، به دار آویختن و سوزاندن جسد، به همراه غارت خانهها و قتل دیگر افراد، بیان شده است. در پایان، از عموم مردم خواسته شده است تا شهادتهای خود را برای آشکار شدن ظلم پسران قوام ثبت کنند.
تاکید بر ارتداد امین السلطان (صدر اعظم)
این فتوا با اشاره به عقاید و اعمال فاسد میرزا علیاصغر خان، صدراعظم سابق ایران، که به دین و دولت آسیب رسانده، حکم ارتداد او را تأیید میکند. در ادامه، شایعاتی مبنی بر نسخ این فتوا را تکذیب کرده و تأکید میشود که نسبت دادن نسخ فتوا به صادرکنندگان آن، دروغ محض است. حکم ارتداد همان است که در تاریخ ۲۱ جمادیالثانی صادر شده و هرگونه اشتباه در نسخه چاپی را ناشی از سهو کاتب میداند.



محکومیت انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری به روند مجلس شورا و مشروطه
این تلگراف با سلام به سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی آغاز میشود. سپس به قرائت تلگرافی در انجمن محمدی شیراز اشاره میکند که در آن مشتبهکاریهای شیخ فضلالله نوری و مستبدین محکوم شده است. در ادامه، به سخنرانی معینالاسلام بهبهانی و تأثیر آن بر بیداری مردم فارس در حمایت از مشروطه اشاره میشود. تلگراف بر اتحاد مردم فارس برای حفظ شورای ملی تأکید کرده و اعلام میکند که حتی اگر تمام ایران به استبداد بازگردد، فارس مشروطهخواه باقی خواهد ماند. همچنین، به همراهی فرزندان قوامالملک در رفع نزاعهای داخلی و تشکیل انجمن ایالتی اشاره دارد. در پایان، تلگراف به نبود مستبد در فارس به جز معتمد دیوان و چند مزدور دیگر اشاره کرده و از شرارتهای شیخ یوسف و سید یعقوب انتقاد میکند و از مخاطبان میخواهد که خرابیهای موجود را اصلاح کرده و ملت فارس را آسوده خاطر سازند.
ناله و شکایت از ناامنیها و شرارت های نایب حسینکاشانی و همدستانش
متن با ستایش از سید جمالالدین اصفهانی به عنوان رهبر فکری مشروطیت آغاز میشود. سپس به شرح جنایات نایب حسین کاشی و گروهش در کاشان میپردازد که شامل سرقت، غارت، قتل و هتک ناموس مردم بوده است. اشاره میشود که علمای کاشان حکم محارب بودن نایب و اتباعش را صادر کردهاند و او پس از فرار به قم، در حرم متحصن شده است. نویسنده از بیخبری اهالی تهران از وضعیت کاشان گلایه میکند و خواستار رسیدگی جدی به این موضوع و مجازات نایب حسین کاشی میشود. در پایان، از سید جمالالدین اصفهانی درخواست میشود که با همکاری انجمن کاشانیان، برای رفع شر این اشرار اقدام کند تا امنیت به منطقه بازگردد.
سابقه مشروطیت در ایران باستان و اسلام
متن با اشاره به سابقه مشروطیت در ایران باستان، از زمان کیومرث تا پادشاهان ساسانی، آغاز میشود و نحوه انتخاب حاکم، تشکیل مجلس شورا و رسیدگی به شکایات مردم را شرح میدهد. در ادامه، به مشروطه بودن اساس مذهب اسلام و شرع محمدی میپردازد و با استناد به سیره پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع) و آیات قرآن، بر اهمیت مشورت و اتحاد آرا تأکید میکند. سپس، با ذکر مبارزه امام علی (ع) با معاویه و شهادت امام حسین (ع) در برابر ظلم یزید، به لزوم مقابله با ظلم و استبداد اشاره میکند. در پایان، با انتقاد از مخالفان مجلس شورای ملی، آن را برای رفع ظلم، فقر، نفاق و تأمین رفاه و سربلندی مسلمانان و ایرانیان ضروری دانسته و همگان را به اتحاد و حمایت از مجلس فرا میخواند و مخالفان آن را دشمن اسلام معرفی میکند.
مخالفت با تفویض ریاست ارتش ایران به ظل السلطان
نامهای به مدیر روزنامه مظفری، با اشاره به مقالهای در حبلالمتین، به نقد پیشنهاد سپهسالاری ظلالسلطان میپردازد. نویسنده با استناد به سوابق استبداد و خونریزی ظلالسلطان در اصفهان، او را فردی خطرناک برای مشروطیت و مجلس شورا معرفی میکند که در صورت کسب قدرت نظامی، مجلس را متفرق و به جان و مال مردم تعرض خواهد کرد. همچنین، پیشبینی میشود که ظلالسلطان با محمدعلی شاه وارد درگیری شده و باعث تلفات و هتک حرمت مردم شود. نویسنده با ذکر خاطرهای از ناصرالدین شاه و فرهاد میرزا، نشان میدهد که حتی ناصرالدین شاه نیز به دلیل شناخت از خوی ظلالسلطان، از سپردن ریاست قشون به او خودداری کرده است. در ادامه، نویسنده به عدم لیاقت نظامی ظلالسلطان و نایبالسلطنه اشاره کرده و هر دو را در فساد مالی و سوءاستفاده از قدرت شریک میداند. در پایان، به ملت هشدار داده میشود که به ریاست ظلالسلطان رضایت ندهند و پیشنهاد میشود که قشون ایران به چند قسمت تقسیم شده و سرداران آن مسئول مجلس باشند تا مجلس شورای ملی به تدوین قانون عسکریه بپردازد.
لزوم همدلی دولت و نمایندگان مجلس و توجه جدی آنها به امور مهم
متن با استناد به آیات قرآن و اشعار فارسی، وضعیت آشفته کشور از جمله هرج و مرج، قتل و غارت و هتک اعراض را توصیف میکند و آن را با آرامش دوران اولیه مشروطه مقایسه میکند. سپس به نقد عملکرد نمایندگان مجلس میپردازد که با وعدههای توخالی، امور را ناتمام رها میکنند و به وضعیت نابسامان کشور رسیدگی نمیکنند. در ادامه، سه راهکار برای برونرفت از وضعیت فعلی ارائه میشود: بازگشت به استبداد (که آن را کفرآمیز و محال میداند)، ادامه وضعیت هرج و مرج (که منجر به تسلط اجانب میشود)، یا همکاری دولت و مجلس با محوریت شاه برای اصلاح امور. در پایان، دو پیشنهاد عملی برای اصلاح امور مالی (تمرکز مالیات در بانک ملی) و نظامی (تشکیل سرباز ملی) ارائه میدهد و از مدیر روزنامه حبلالمتین میخواهد که به ناتمام ماندن کارهای مجلس رسیدگی کند و دلیل آن را جویا شود.
تأیید مشروطه و مجلس شورای ملی
متن با تأیید فواید عظیم مجلس شورای ملی برای دین، دولت و مملکت آغاز میشود. در ادامه، بیانات شیخ مرتضی مجتهد آشتیانی در تبیین و استحکام این مجلس را از وظایف مهم دینپروری میداند. در پایان، امیدواری به بذل عنایات ملوکانه پادشاه برای تثبیت این امر و برقراری عدالت انوشیروانی به نام او و جلب دعای علما و رعایا ابراز میشود.

آشوب و ناامنی در اغلب نقاط کشور و انتقاد از بیعملی مجلس و دولت
این نامه با اشاره به برچیده شدن بساط استبداد و استقرار مشروطیت، به وضعیت نابسامان کشور پس از گذشت یک سال از تجدید مشروطیت میپردازد. نویسنده با تأکید بر وفاداری به دولت مشروطه، از عدم پیشرفت و افزایش ناامنی در نقاط مختلف ایران، از جمله فارس، عراق، مازندران و گیلان، ابراز نگرانی میکند. در ادامه، نامه به انتقاد شدید از بیعملی مجلس و وزرا در قبال مشکلات داخلی و دخالتهای خارجی میپردازد و از آنها میخواهد که برای نجات کشور از وضعیت موجود، اقدامات فوری از جمله تشکیل مجلس سنا، جذب مستشار، برقراری نظم و امنیت، و بیرون راندن قوای بیگانه را انجام دهند. در پایان، نویسنده با تأکید بر دغدغه حفظ استقلال و شرافت ایرانی، از نمایندگان و وزرا میخواهد که با اتحاد و توجه به وضعیت داخلی، به وظایف خود عمل کنند.
مواضع و اقدامات دولت، علما و مردم ایران در برابر متجاوزان و اشغالگران روس و انگلیس
در ابتدا، به فتوای علمای شیعه در خصوص وجوب جهاد با روسیه و حمایت از سپاه مسلمانان اشاره میشود. این فتاوا که از سوی علمای برجسته نجف، قم، کربلا و اصفهان صادر شده بود، پادشاه را «غازی فی سبیل الله» معرفی کرده و کمک مالی و جانی به این جنگ را واجب عینی میدانست. در ادامه، به ورود سفیر عثمانی به تهران و مذاکرات او با دولت ایران پرداخته میشود که در آن بر لزوم مقابله با روسیه و عدم حمایت از پاشایان عثمانی تأکید شده است. سپس، به اقدامات سید محمد طباطبایی در تحریک مردم به جهاد علیه روسیه پس از تجاوز به ولایات قفقاز و فتوای مجتهدین مبنی بر وجوب جنگ با روسها اشاره میشود. در بخش بعدی، به ورود گریبایدوف، سفیر روسیه، به تهران و رفتار مغرورانه او که منجر به مطالبه اسرای گرجی و ارمنی از حرمسراهای ایرانی شد، پرداخته میشود. این اقدام، خشم مردم و علما را برانگیخت و در نهایت به هجوم مردم به سفارت روسیه و کشته شدن گریبایدوف و ۳۷ نفر از همراهانش انجامید. در پایان، به اشغال هرات توسط ایران و واکنش انگلستان به این اقدام اشاره میشود. انگلستان با تهدید به حمله به بوشهر، خواستار تسلیم شهر و خروج نیروهای ایرانی شد. در این میان، مقاومت دلیرانه باقرخان تنگستانی و تفنگچیان او در برابر نیروهای انگلیسی در قلعه بهمنی و شهادت احمدخان تنگستانی روایت میشود. در نهایت، به حرکت میرزا محمدخان قاجار به سمت بوشهر و پیمان بازرگانان و خوانین محلی برای مقابله با انگلیسیها اشاره میشود.
تبیین فرق شیعه و دعوت اهل سنت و شیعه به اتحاد در مقابل دشمنان اسلام
متن با نامهای از یک شیعه بخارایی آغاز میشود که به شرح جنایات و کشتار شیعیان توسط اهل سنت در بخارا میپردازد و از علمای شیعه میخواهد که با حذف لعن و طعن از کتب، از تکرار این فجایع جلوگیری کنند. در ادامه، شیخالشریعه اصفهانی در پاسخ به این استفتاء، به تبیین چهار فرقه اصلی شیعه (تفضیلیه، تبرائیه، سبیه و غلات) میپردازد و با استناد به کتب اهل سنت، نشان میدهد که بزرگان آنها نیز تکفیر فرقههای شیعه (به جز غلات) را جایز نمیدانستند. در پایان، با اشاره به خطرات دشمنان اسلام، همه فرق مسلمین را به کنار گذاشتن اختلافات داخلی و اتحاد در برابر کسانی که به دنبال اضمحلال اسلام و قرآن هستند، دعوت میکند.

افشای مواضع فرصتطلبانه انگلستان و روسیه در حمایت از مشروطیت ایران
متن با تبیین تفاوت انسان و حیوان در قابلیت ترقی و آزادی اراده آغاز میشود و بیان میکند که جهل میتواند مانع پیشرفت انسان شود و او را به ورطه وحشیت بکشاند. سپس به این نکته اشاره میکند که اروپاییان، مسلمانان و آسیاییها را وحشی مینامند تا از آنها بهرهبرداری کنند، نه از سر دلسوزی. در ادامه، نویسنده به موانع پیشرفت ایرانیان اشاره میکند که دو قدرت استعماری (روسیه و انگلیس) هستند. متن به نقد شدید سیاستهای روسیه میپردازد و آن را قصاب نوع بشر میخواند که با اقدامات غاصبانه خود در ایران، منفور مسلمانان آسیا شده است. سپس به غفلت سر ادوارد گری (وزیر خارجه وقت انگلیس) در همراهی با روسیه اشاره میکند و این همراهی را موجب کاهش منزلت انگلیس در میان ایرانیان و مسلمانان میداند. نویسنده استدلال میکند که منافع اقتصادی و سیاسی انگلیس در آسیا با همراهی ایرانیان تأمین میشود، نه با روسیه. در پایان، با ذکر شواهدی از کارشکنیهای روسیه علیه انگلیس در ایران و سوءظن روحانیون نسبت به اقدامات کنسول انگلیس در بغداد، از پادشاه انگلیس میخواهد که از همدستی با روسیه دست بردارد و به حقانیت بازگردد.
حکم مجازات اسلامی و رد ایرادات فرنگیمایان
متن با تأکید بر این نکته آغاز میشود که تمدن بدون دین محال است و آسایش و رفاه جامعه تنها زمانی محقق میشود که حقوق بشر از تجاوز مصون بماند. در ادامه، به ضرورت وجود قوانین آسمانی برای صیانت از حقوق بشر اشاره میکند و بیان میدارد که عقول بشری به تنهایی قادر به درک کامل این حقوق نیستند و تکیه بر تجربه صرف، منجر به تضییع حقوق در طول زمان خواهد شد. سپس، به نقش اعتقاد به عالم آخرت و مجازاتهای اخروی در کنار مجازاتهای دنیوی برای حفظ حقوق اجتماعی میپردازد و این دو عامل را حافظ حقوق و هیئت اجتماعیه انسان معرفی میکند. در بخش بعدی، به نقد دیدگاه کسانی میپردازد که تهذیب اخلاق را به تنهایی برای تمدن کافی میدانند و با ذکر مثالهایی از کشورهای غربی، ناکارآمدی این رویکرد را نشان میدهد. در ادامه، دین اسلام را به عنوان تنها دینی معرفی میکند که میتواند متکفل ترقی امتها و اقوام عالم باشد و مزایای آن را در عصر روشنگری و علم، آشکارتر از همیشه میداند. سپس، به موانع هدایت بشری اشاره میکند که شامل مبلغان مسیحی و سادهلوحان سیاسی یا مقلد میشود که دین اسلام را منافی تمدن معرفی میکنند. در ادامه، به معضل سفر ایرانیان به خارج و بازگشت با اخلاق رذیله اروپایی و استهزاء دین اسلام میپردازد و جهل را علت اصلی این بدبختیها در ایران میداند. دو نوع خرافات رایج در ایران را معرفی میکند: خرافات طبقه سافله (عوام) که ناشی از جهل به علوم و صنایع جدید است و خرافات طبقه متنسکین (زاهدنمایان) که به علوم الهامی و لدنی معتقدند و اصلاح امور را به عهده ولی عصر میاندازند. در پایان، بر لزوم بهرهمندی ایرانیان از علوم مملکتداری متناسب با عصر، بدون لطمه زدن به دیانت تأکید میکند و نقش روحانیت را در تمییز بین مواد نافع و مضر تمدن اروپا برای بازگرداندن دین و دنیای از دست رفته، حیاتی میداند. همچنین، به مضرات تقلید کورکورانه از تمدن غرب و مفاسد آن مانند مصرف مسکرات و رفع حجاب اشاره میکند و آمادگی خود را برای پاسخگویی به اشکالات، به شرط اکتشاف حقیقت، اعلام میدارد.
مجادله بر سر استقرار مجدد مشروطیت در کشور


شکایت از مداخلات ناروای مأموران روس و عثمانی
متن با خطاب به وزرا، وکلا، علما، سرداران و غازیان اسلام و غیرتمندان وطن آغاز میشود و وضعیت اسارت ملت مظلوم در برابر بیداد اجانب و لگدمال شدن وطن را مورد پرسش قرار میدهد. سپس به شرح واقعهای میپردازد که در پی یک نزاع جزئی، کنسول روس و شهبندر عثمانی به همراه قزاقان روس بدون اطلاع مقامات محلی وارد لاهیجان شدهاند. این اقدام در حالی صورت گرفته که پس از اطلاع از مأموریت مکرمالملک برای رسیدگی، کنسول روس و همراهانش بدون انجام تحقیق و استنطاق، به رشت بازگشتهاند. در پایان، متن با طرح این پرسش که آیا رفتار کنسول و شهبندر عثمانی نشاندهنده عداوت آنها نیست و چرا تکلیف مردم مظلوم لاهیجان مشخص نمیشود، به این نکته اشاره میکند که آیا لاهیجان و مردم آن از خاک ایران خارج محسوب میشوند و چرا حتی از امنیت حیوانات نیز برخوردار نیستند.
علل و عوامل عقبماندگی کشور و لزوم حفظ استقلال و اخراج قوای اشغالگر روس
متن با تبیین مفهوم «غنای حقیقی» که مختص خداوند است و «غنای خیالی» که در انسانها و دولتهای قدرتمند منجر به طغیان و استبداد میشود، آغاز میگردد. در ادامه، به مقایسه وضعیت گذشته و حال جوامع پرداخته و بیان میکند که در گذشته، اغنیا و قدرتمندان خود را صاحب اختیار مردم میدانستند، اما در عصر حاضر، عقلا بر این باورند که هر فرد و ملتی باید امور خود را اداره کند و قانون باید حاکم مطلق باشد. سپس، به دسیسههای متنفذین داخلی و خارجی برای جلوگیری از اجرای قانون و بیداری مردم اشاره میکند و توضیح میدهد که چگونه این افراد با دستاویز قرار دادن دین، سعی در تضعیف علم و اقتدار و حفظ جهل و ضعف مردم دارند تا بتوانند مقاصد خود را پیش ببرند. در پایان، با انتقاد از غفلت مردم نسبت به اشغال کشور توسط قوای روس و ابراز تأسف از عدم اتحاد و اتفاق، خواستار حرکت ملی و نهضت دیانتی برای حفظ عزت و استقلال مسلمین میشود.
اعلان جهاد علیه متجاوزان روس و حرکت اعتراضآمیز به سمت ایران
این بیانیه با اشاره به تجاوزات نیروهای روس در ایران و به ویژه مشهد، و تلاش آنها برای از بین بردن استقلال ممالک اسلامی، حفظ اسلام و جهاد دفاعی را بر عموم مسلمانان واجب میشمارد. همچنین هرگونه کمک به متجاوزین، از جمله خرید و فروش کالا با آنها، را حرام و در حکم محاربه با امام زمان (عج) اعلام میکند. در پایان، بر عزم راسخ روحانیت برای استرداد حقوق ملت اسلام و حرکت به سمت ایران تأکید شده است.
هشدار نسبت به عدم هتک حرمت میرزا مهدی خراسانی
سیاست روسیه در ایران، جلب قلوب و حمایت از ایرانیان بوده است. روحانیون با اطلاع از این دسیسه، برای مقابله با آن، عفو عمومی اعلام کرده و سده سنیه و عتبه مقدسه را مأمن و ملجأ مقصرین ملت قرار دادند. در این راستا، میرزا مهدی خراسانی، حاجی ظهیرالملک کرمانشاهی را که به کنسولگری روس در بغداد پناه برده بود، با تأمینات به نجف اشرف طلبید و با تلگرافات و وساطت، امر او را اصلاح کرد. این اقدامات باعث شد که مقصرین مطرود به طمع افتاده و به نجف اشرف روی آورند. نایبالصدر زنجانی و حاجی میرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران نیز از جمله کسانی بودند که مورد مرحمت قرار گرفتند. اما کارکنان روسی با مشاهده این وضعیت، برای هتک حرمت این مأمن و ملجأ و از بین بردن مأمنیت آن، به دسایس و وسایس کتبی و تلگرافی دست زدند و اداره روحانیت را از مقصد استقلال مملکت دور کردند. در ادامه، از مدیر یک جریده که با درج شبنامهای بینام و نشان، زحمات چندساله آیتالله میرزا مهدی خراسانی را در تقویت مشروطیت به هدر داده و اهل علم را از خود متنفر کرده، انتقاد شده است. در پایان، از مخاطب درخواست شده است که غرض آیتالله خراسانی را از پناه دادن مقصرین به عموم مردم توضیح داده و ارباب جراید را نصیحت کند که بیش از این به ریشه اسلام ضربه نزنند و حدود مؤسسین عدالت و ناموس اسلام را محترم بدارند.
لزوم بازنگری در رسائل عملیه و روزآمد کردن و قابل مراجعه نمودن آنها برای عموم
متن با خطاب به هیئت علمیه نجف اشرف آغاز میشود و به این نکته اشاره میکند که کتب فقهی موجود، به دلیل زبان عربی و اصطلاحات پیچیده، برای عموم مردم قابل فهم نیستند و بیشتر به مسائل عبادی پرداختهاند تا سایر مسائل زندگی. در ادامه، پیشنهاد میشود که رسالههای عملیه با زبان فارسی و به شیوهای ساده و مرتب تدوین شوند. تأکید میشود که این رسالهها نباید تنها به فروع فقهی موجود اکتفا کنند، بلکه باید فروع جدید و مسائل عامالابتلاء را نیز پوشش دهند. همچنین، پیشنهاد میشود که فصول و بندها به شیوه جدید و جداگانه نوشته شوند و نظرات مخالف سایر مجتهدین در حاشیه ذکر گردد. در پایان، به لزوم تشکیل جمعیتی متخصص در حوزه علمیه نجف اشاره میشود که دارای سه قوه تصرف (استنباط فروع جدید با رعایت حقوق سیاسی)، تتبع (احاطه بر فروع فقهی) و انشاء (بیان ساده و روان) باشد. این جمعیت نیازمند حمایت مالی است و امید میرود پس از بهبود اوضاع ایران، ریاست روحانی مذهب جعفری به این مهم توجه کند و نظامنامهای برای آن تدوین نماید.
نیاز به قدرت برای تثبیت استقلال کشور
متن با مقایسه وضعیت کنونی ملت با دو سال گذشته آغاز میشود و بر اهمیت استقلال به عنوان بهترین نعمت برای هر قوم تأکید میکند. سپس بیان میشود که استقلال تنها با قدرت نظامی محقق میشود و نه با التماس و درخواست. در ادامه، لزوم تدوین نظامنامهای برای قشون ملی توسط وزارت جنگ و ارائه آن به مجلس برای تصویب و اجرا مطرح میگردد. در پایان، بر واجب بودن طلب و حفظ استقلال دین و مملکت برای همگان تأکید میشود.
بهانهجوییها و فریبکاریهای روسیه در تداوم اشغال کشور و همنوایی عوامل داخلی آنها و لزوم تحریم کالاهای روسی
این متن با اشاره به مکتوب قونسولگری روس، به تحلیل اظهارات مأمور سیاسی روسیه میپردازد و فریبکاریهای او را در توجیه ادامه اشغال ایران آشکار میکند. در ادامه، به نقد تغییر موضع روسها در مورد خروج نیروهایشان از ایران میپردازد و تأکید میکند که روسها به بهانه حفظ منافع تجاری خود، قصد خروج از ایران را ندارند. سپس، از هموطنان میخواهد که برای حفظ عزت، شرف، وطن، استقلال و دین خود، با کنار گذاشتن نفاق داخلی، برای اخراج قوای روس از کشور تلاش کرده و کالاهای روسی را تحریم کنند. در بخش پایانی، به انتقاد شدید از برخی رجال و صاحبان نفوذ داخلی میپردازد که به دلیل منافع شخصی، با روسها همکاری کرده و به استقلال کشور خیانت میکنند. متن با هشدار به این متنفذین مبنی بر عواقب خیانتشان و دعوت به همراهی با ملت برای نجات کشور از ورطه هلاکت به پایان میرسد.
لزوم تسامح و اغماض نسبت به حاج شیخ فضل الله نوری
متن با اشاره به انزوای شیخ فضلالله نوری و آسیبهای ناشی از آن برای جایگاه علما و تحریک عوام آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به بدزبانی مردم تهران و سایر ولایات نسبت به شیخ اشاره کرده و بر لزوم تدبیر برای حفظ جایگاه علما و جلوگیری از تندروی عوام تأکید میکند. سپس، نویسنده از ارسال نامههای دوستانه و تهدیدآمیز به شیخ فضلالله نوری خبر میدهد و ابراز امیدواری میکند که ایشان از مواضع خود پشیمان شده و به جمع موافقان بازگردند. در پایان، نویسنده از علما و مجلس شورای ملی میخواهد که با تسامح و اغماض، شیخ فضلالله نوری و همراهانش را به راه آورند و از ایجاد وحشت پرهیز کنند. او تأکید میکند که در این برهه، موافقت و اتحاد بهتر و صلاح است و طولانی شدن اختلافات به نفاق بیشتر منجر خواهد شد. نویسنده در نهایت، از تلاشهای خود در این زمینه سخن میگوید و از خداوند برای تسهیل امور یاری میطلبد.

ضرورت ایجاد ارتش ملی و داوطلب کارآزموده جهت حفظ استقلال کشور
متن با اشاره به لزوم بیان حقایق در زمان مناسب آغاز میشود و بر اهمیت امنیت داخلی و استقلال کشور تأکید میکند. سپس به ضرورت تشکیل یک ارتش ملی و داوطلب با تعداد بالا (یک کرور نفر) اشاره دارد و بیان میکند که این امر باید از هماکنون توسط مجلس و وزیر جنگ برنامهریزی شود. در ادامه، حفظ کیان اسلام را از هر چیز دیگری مقدمتر دانسته و آن را با فداکاری پیامبر و ائمه مقایسه میکند و در نهایت، بر لزوم آمادگی یک کرور سرباز ملی و داوطلب برای حفظ مملکت اسلامی تأکید میکند.

انتقاد از حقوقبگیری نمایندگان مجلس شورا
متن با انتقاد از بحث حقوق نمایندگان مجلس شورای ملی آغاز میشود. نویسنده با اشاره به اینکه اکثر نمایندگان افراد متمول و بینیاز هستند و هدف از تشکیل مجلس رفع ظلم و اجحاف است نه کسب منافع شخصی، دریافت اجرت برای انجام واجبات عینی (مانند نشر عدل و امر به معروف) را حرام میداند. در ادامه، پیشنهاد میشود که اگر برخی نمایندگان واقعاً نیازمند هستند، میتوان از قاعده «لاضرر ولاضرار» برای تعیین حقوق آنها استفاده کرد، اما این امر باید پس از انجام امور مهمی چون اتمام نظامنامه اساسی، تأسیس بانک ملی و تعدیل بودجه صورت گیرد. نویسنده تأکید میکند که مذاکره بر سر حقوق در شرایط فعلی، شأن مجلس را پایین میآورد و دستاویزی برای منافقین و مستبدین میشود. در پایان، با مقایسه با مجالس اروپایی، بیان میشود که اگرچه در برخی کشورها حقوقی برای وکلا در نظر گرفته نمیشود و در برخی دیگر پس از خدمات فراوان، حقالوکاله جزئی دریافت میکنند، اما در ایران نیز باید پس از انجام مسائل اصلی و با متانت و وقار، حقوقی برای همه، حتی خدمه مجلس، تعیین شود. همچنین پیشنهاد میشود که تجار و اعیان مجلس به وکلای نیازمند کمک کنند تا زمان تعیین رسمی حقوق فرا رسد.
لزوم عدم اقتباس از الگوی پیشرفت اروپاییان و وظیفه جراید در آن باره
متن با تأکید بر اهمیت وحدت و همبستگی ملی به عنوان عامل اصلی ترقی و پیشرفت آغاز میشود و تفرقه و جنگهای داخلی را عامل اصلی انحطاط و وابستگی ملتها، از جمله مسلمانان و ایرانیان، معرفی میکند. در ادامه، به آسیبهای ناشی از اختلافات داخلی و ملوکالطوایفی در ایران اشاره کرده و نقش قدرتهای خارجی در دامن زدن به این تفرقه را برجسته میسازد. سپس، به لزوم بومیسازی الگوهای پیشرفت و عدم تقلید کورکورانه از مدلهای غربی میپردازد و بیان میکند که هر ملت باید با توجه به شرایط فرهنگی، دینی و اخلاقی خود مسیر ترقی را طی کند. در پایان، وظیفه اصلی ارباب جراید و اهل قلم را بیدار کردن ملت، هدایت آنها به سوی ترقی و جلوگیری از انتشار افکار مضر و تفرقهافکنانه میداند و از آنها میخواهد که از هتاکی و اغراض شخصی پرهیز کرده و با رعایت ادب و اخلاق به روشنگری بپردازند.
انگیزه پیشنهاد نظارت علما بر مصوبات مجلس
این متن به انگیزه ارائه لایحه نظارت علما بر مصوبات مجلس میپردازد. با اشاره به توهین به مقدسات در روزنامهها و شنیدن سخنان کفرآمیز در کمیسیونهای مجلس، نگرانی از تصویب قوانین مغایر با شریعت اسلام را مطرح میکند. در ادامه، لایحه پیشنهادی را راهکاری برای جلوگیری از این امر معرفی کرده و تمام دشمنیها و فحاشیها را ناشی از همین لایحه میداند.

درخواست تبعید حاج شیخ فضل الله نوری به نجف اشرف
متن با درخواست از حججالاسلام بهبهانی و طباطبایی برای اقدام فوری در جهت رفع اغتشاشات و تبعید شیخ فضلالله نوری آغاز میشود. در پایان، امضای محمدکاظم خراسانی، محمدحسین میرزاخلیل و عبدالله مازندرانی دیده میشود.



اظهار نگرانی نسبت به بیتوجهی مجلس به رواج منکرات در جامعه
نامه با خطاب به رئیسالوزرا آغاز میشود و به نگرانی عمیق از عدم اجرای قانون منع منکرات اسلامی و گسترش روزافزون آنها میپردازد. در ادامه، این وضعیت را ناشی از نفوذ افراد لامذهب و مزدوران بیگانه در میان مسئولین دانسته و از بیتوجهی به حفظ دین و مملکت اسلامی انتقاد میکند. در پایان، بر لزوم توجه جدی و فوری به ریشهکن کردن فساد قبل از وقوع یک انقلاب مردمی تأکید شده و امید به موفقیت در این امر ابراز میشود.

اظهار نگرانی از وضع نابسامان بوشهر و درخواست علمای طراز اول برای نظارت بر مصوبات مجلس شورای ملی
نامه با ابراز نگرانی از وضعیت نابسامان بنادر فارس، به ویژه بوشهر، آغاز میشود. در ادامه، به جهالت اهالی و سوءاستفاده دریابیگی از موقعیت خود اشاره شده و وضعیت بوشهر به گونهای توصیف میشود که گویی از ایران خارج و جزو مستعمرات انگلستان است. در پایان، برای بهبود اوضاع، درخواست اعزام حاکمی باکفایت و وطنخواه، احضار مأموران فاسد عراق و رسمیت بخشیدن به انجمن نظار (احتمالاً منظور علمای ناظر بر مصوبات مجلس) مطرح میشود.

تشویق و کمک به صندوق انجمن تاسیس مدارس (جدید) و مکاتب ملیه ایران
متن با خطاب به مؤمنین آغاز میشود و اقدام به تأسیس مدارس جدید و مکاتب ملیه ایران را خیری بزرگ و جاری توصیف میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن، بر سبقت گرفتن در کارهای خیر و اهمیت آن تأکید شده است. در پایان، نگارنده آمادگی خود را برای مشارکت در این امر خیر با اهدای مبلغی اعلام میکند.

پیشنهاد پیمان اتحاد و همکاری میان حاج شیخ فضل الله نوری و علمای مشروطهخواه تهران
این نامه با دعوت از علمای تهران برای حضور در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) آغاز میشود. هدف از این گردهمایی، بستن پیمان اتحاد و همکاری با سوگند به قرآن است. محور اصلی این پیمان، تلاش مشترک برای حفظ اساس شرع شریف، جلوگیری از تصویب قوانین مخالف با شریعت در مجلس و کوشش برای حفظ حدود یکدیگر است. در پایان، بر لزوم قطع نفوذ مخالفین دین، رفع مفاسد موجود و بازگرداندن شیخ فضلالله نوری تأکید شده است.
ناتوانی دولت و مجلس در ایجاد آرامش در کشور
متن با اشاره به پیشرفت تدریجی همسایگان ایران (روس و انگلیس) در امور سیاسی و نظامی کشور آغاز میشود و به عنوان نمونه به حضور قشون روس در قزوین و قشون انگلیس در شیراز اشاره میکند. سپس به ماجرای اخراج سردار ملی و سالار ملی از آذربایجان به درخواست روسها میپردازد و این اقدام را نشانهای از ضعف دولت و مجلس در برابر فشارهای خارجی میداند. در ادامه، نویسنده به نقشه تقسیم ایران توسط روس و انگلیس اشاره کرده و رقابت این دو دولت با آلمان را بهانهای برای پیشروی بیشتر در ایران تلقی میکند. بخش بعدی به ناتوانی دولت جدید در برقراری امنیت در کشور، به ویژه در مناطق جنوبی، میپردازد و این وضعیت را بدتر از دوره استبداد صغیر میداند. نویسنده از وزرا و وکلای مجلس به دلیل عدم توجه به وضعیت بحرانی جنوب و بیحاکم ماندن برخی مناطق مهم مانند بلوچستان و فارس انتقاد میکند و خواستار اقدام فوری برای برقراری امنیت و مقابله با نهاجمات خارجی میشود. در پایان، متن با تأکید بر مسئولیت وزرا و وکلا در حفظ استقلال و امنیت کشور، از آنها میخواهد که از سکوت و تجاهل در برابر اقدامات محمدعلی شاه درس بگیرند و به جای بحثهای بیحاصل، امنیت مملکت را از وزرا بخواهند.
پیشنهاد اقدامات مؤثر بر ضد حاج شیخ فضل الله نوری
متن با اشاره به رواج روزنامهنویسی و تأثیر آن در جامعه آغاز میشود. سپس به فعالیتهای روزنامهنگاری شیخ فضلالله نوری و آخوند رستمآبادی و محتوای انتقادی آنها علیه وکلای مجلس اشاره میکند. در ادامه، نویسنده به نامههایی از نجف اشاره دارد که نشان میدهد فعالیتهای شیخ فضلالله نوری در آنجا نیز تأثیرگذار بوده است. در پایان، نویسنده با تأکید بر مخرب بودن این افراد برای دین، شریعت و مملکت، خواستار اقدام فوری برای مقابله با آنها میشود.
دعوت از علمای مهاجر به آستان حضرت عبدالعظیم (ع)، برای اغماض و همکاری جهت آرامش اوضاع
این تلگراف به علمای مهاجر به آستان حضرت عبدالعظیم (ع) ارسال شده و از آنان میخواهد که از اقدامات خود علیه مجلس دست بردارند. نویسنده با اشاره به تلگراف قبلی که به مجلس ارسال شده بود، اقدامات فعلی را موجب آزردگی مراجع نجف [۱] دانسته و آن را ناشی از ملاحظات شخصی میداند. در پایان، از علمای مهاجر مصرانه درخواست میشود که برای حفظ جایگاه خود و شرع، از اقدامات ضد مجلس خودداری کرده و آنچه را که انجام دادهاند، جبران کنند تا از صدور احکام سخت جلوگیری شود.
انتقاد شدید از دولت و مجلس جهت تأخیر در اعزام حاکم به استرآباد
این نامه با لحنی انتقادی، از تأخیر ششماهه در اعزام حاکم به استرآباد و بلاتکلیفی این منطقه مهم گلایه میکند. نویسندگان با اشاره به دخالتهای داخلی و خارجی و وضعیت نابسامان، از مجلس و کابینه وزرا میخواهند که یا صراحتاً از اعزام حاکم صرفنظر کنند تا تکلیف مشخص شود، یا فوراً شاهزاده امانالله میرزا چایاری را به استرآباد اعزام کنند.
انتقاد از استبداد رنگین مشروطه خواهان
متن با توصیف تغییر شکل استبداد و حیلهگری در دوران جدید آغاز میشود. نویسنده ابتدا به مقایسه استبداد قدیم و جدید میپردازد؛ استبدادگران گذشته را افرادی نادان و بیپرده توصیف میکند که ظلمشان آشکار بود و به همین دلیل مورد نفرت مردم قرار میگرفتند. سپس به استبدادگران جدید میپردازد که با زرنگی و با استفاده از عناوین فریبنده مانند «مشروطیت»، «تمدن» و «آزادی»، مقاصد ظالمانه خود را پنهان میکنند و در لباس خیرخواهی به مردم آسیب میرسانند. در پایان، نویسنده ملت را به هوشیاری و دقت در اعمال و گفتار این افراد فرامیخواند و تأکید میکند که در این دوران خطرناک، غفلت جایز نیست و باید با احتیاط و مراقبت کامل، از فریب این افراد جلوگیری کرد.
محکومیت رژیم آدمکش شاه، اعلام عزای عمومی و رد هرگونه سازش با آن
متن با آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به سرنوشت ستمکاران اشاره دارد. سپس به وضعیت دردناک ملت ایران در سالهای اخیر میپردازد و تجاوز حکومت جبار به ارزشهای مادی و معنوی مردم را تشریح میکند. در ادامه، به نابودی کشاورزی به دلیل سیاستهای استعماری، تبدیل ایران به بازار مصرف کالاهای غربی، وضع قوانین ضد اسلامی، سلب آزادیهای فردی و اجتماعی، دیکتاتوری و خفقان، پر شدن زندانها از مبارزان مسلمان و کشتار و خونریزی گسترده در شهرهای مختلف ایران اشاره میکند. در بخش بعدی، به اعلام حکومت نظامی در یازده شهر و حمام خون ۱۷ شهریور در تهران اشاره شده و از ملت ایران پرسیده میشود که آیا میتوانند این جنایات را فراموش کرده و با این حکومت سازش کنند. در پایان، چهلمین روز این عزیزان را عزای عمومی اعلام کرده و ضمن تسلیت به خانوادههای داغدیده و ملت ایران، پیروزی مسلمین و نابودی دشمنان داخلی و خارجی را از خداوند متعال مسئلت میکند و با آیهای دیگر از قرآن کریم به پایان میرسد.

شکایت از ناسپاسی مشروطهخواهان در حق مراجع مشروطهخواه و فریبکاری کنسولگری روسیه در بغداد
این نامه با ابراز خرسندی از غیرت دینی مخاطب آغاز میشود. سپس به ناسپاسی مشروطهخواهان نسبت به زحمات علمای مشروطهخواه اشاره میکند و این ناسپاسی را به آنچه بر اهل کوفه از سوی سید اوصیاء رسید، تشبیه میکند. در ادامه، به اتهامات ناروایی که مشروطهخواهان به علما مبنی بر ارتباط با کنسول روس و فروش دین و وطن وارد کردهاند، پاسخ میدهد. نویسنده شرح مکاتبات خود با کنسول روس را از ابتدا تا انتها بیان میکند و توضیح میدهد که تنها یک تلگراف رسمی در زمان استبداد صغیر برای اعلام بیاعتباری معاهدات با محمدعلی میرزا ارسال شده است. همچنین، به نامهای از کنسول جدید روس اشاره میکند که برای حفظ زوار روسی به بغداد آمده و درخواست همکاری داشته است. نویسنده در پاسخ به این نامه، نفرت خود و ملت ایران را از حضور قشون روس در ایران ابراز کرده و کنسول نیز در جواب، از خروج بخشی از قشون و وعده خروج بقیه خبر داده است. نویسنده تأکید میکند که تمام ارتباطات با کنسول روس در همین حد بوده و اتهامات وارده ناشی از توطئه دشمنان دین و اسلام برای نابودی قوای روحانی است. در پایان، به مخاطب هشدار میدهد که فریب تبلیغات و کاغذپرانیهای تبعه روس را نخورد و توضیح میدهد که این اقدامات برای فریب علما و رجال عثمانی و ایران بوده است. نامه با اشاره به آیه «و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین» و وعده پیگیری مسئله قضاوت به پایان میرسد.

معنی قدرت و اقتدار
مقاله با هدف اصلاح تصور غلط رؤسا و بزرگان مملکت درباره قدرت و اقتدار آغاز میشود. نویسنده با اشاره به اینکه ثروت و موقعیت اجتماعی دلیلی بر دانایی نیست، به نقد این دیدگاه میپردازد که وضع قانون و مشروطیت را مانع اقتدار میدانند. در ادامه، تفاوت میان «اقتدار» و «جباریت» را تشریح میکند و اعمال ظالمانه و خودسرانه را جباریت مینامد که از نظر عقلا مذموم است. در پایان، اقتدار واقعی را در حفظ حقوق ملت، تقویت کشور در برابر دشمنان و احیای ملت میداند و نتیجه میگیرد که قدرت و تسلط حقیقی در سایه قانون و مشروطیت حاصل میشود، نه در بیقانونی و استبداد.
اظهار شکایت و تظلم از اتباع عثمانی نسبت به تجار لاهیجانی
این نامه با اشاره به تعدیات و اقدامات وحشیانه اتباع عثمانی، به ویژه شرکت لاسقاریدیس، علیه تجار لاهیجان آغاز میشود. نویسندگان بیان میکنند که این اقدامات منجر به از دست رفتن تجارت، فقر و سلب امنیت جانی و مالی از آنان شده است. در ادامه، از اولیای امور در تهران و رشت درخواست کمک و یاری میشود و از تجار تهران خواسته میشود تا با تجار لاهیجان همراهی کرده و آنان را از ظلم این افراد که مانع اجرای قانون مشروطیت و عدالت هستند، نجات دهند.
انتقاد از سیاست استبدادی وابسته و مزورانه امیر عبدالرحمن افغان
متن با اشاره به خروج دولت انگلیس از افغانستان و واگذاری امارت به امیر عبدالرحمن خان آغاز میشود. این واگذاری مشروط به همکاری امیر با انگلیس و دشمنی با دشمنان آن بود. امیر عبدالرحمن خان برای تحکیم پایههای امارت خود، به اعدام و تبعید مخالفان انگلیس پرداخت و اقدامات او مورد رضایت انگلیس قرار گرفت. در ادامه، به دعوت امیر به راولپندی در سال ۱۳۰۲ قمری برای تجدید معاهده اشاره میشود. در این زمان، امیر با تحریک برخی قبایل مرزی، آنها را به غارت و تخریب مناطق تحت نفوذ انگلیس تشویق کرد، در حالی که خود از انگلیس کمکهای مالی و نظامی دریافت میکرد. متن به دو رویی و خیانت برخی از این قبایل اشاره میکند که هم از امیر و هم از انگلیس پول میگرفتند و در نهایت به تبعیت از انگلیس تن دادند. در پایان، به نقض عهد امیر عبدالرحمن خان با بزرگان هزاره و سایر رؤسا و زعمای افغانستان و کشتار آنها اشاره شده است.
لزوم اتحاد مسلمانان
متن با استناد به آیه شریفه «اَطیعُوا الله وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفَشَلوا وَ تَذهبَ ریحُکُم وَ اصبروا» آغاز میشود و بر اهمیت اطاعت از خدا و پیامبر و پرهیز از اختلاف تأکید میکند. سپس به تاریخ صدر اسلام اشاره میکند که چگونه اتحاد مسلمانان منجر به قدرت و گسترش اسلام شد و در مقابل، تفرقه و نزاع، به ضعف و از دست رفتن اراضی اسلامی انجامید. در ادامه، مسلمانان را به بیداری از غفلت و اتحاد فرا میخواند و بیان میکند که تنها راه نجات باقیمانده اسلام، اتفاق و همدلی است. متن با تأکید بر اینکه اتحاد اسلامی به معنای صدمه زدن به ادیان دیگر نیست، بلکه هدف آن حفظ اسلام، برقراری صلح عمومی، تعمیم عدالت و اخوت است، به پایان میرسد. همچنین، از طرفداران اتحاد اسلام درخواست میشود که در این زمینه مقالات بنویسند و افکار عمومی را متوجه این امر مقدس کنند.
شروط سَروری و اقتدار کشورهای اسلامی
متن با تأکید بر لزوم عمل به قرآن و احکام شرع برای حفظ ممالک اسلامی آغاز میشود و بیان میکند که بقای کشورهای اسلامی تنها با حاکمیت قوانین الهی ممکن است. در ادامه، بر اهمیت تخلق به اخلاق اسلامی و پرهیز از عادات دشمنان تأکید شده و دوری از اختلافات داخلی و تعصبات مذهبی به عنوان راهی برای جلوگیری از سوءاستفاده اجانب مطرح میشود. سپس، به ضرورت تربیت مبلغان آگاه و مهذب برای ترویج اسلام در سراسر جهان اشاره شده و بر لزوم رفع مرعوبیت از بیگانگان و شجاعت در برابر دشمن تأکید میگردد. در بخشهای بعدی، نویسنده به اهمیت تأسیس مدارس جدید، کاهش وابستگی به اجانب در صنایع و تولیدات، افزایش ثروت ملی از طریق صادرات و مالیات، تسهیل حمل و نقل و تجارت، استخراج معادن و توسعه کشاورزی میپردازد. در نهایت، بر لزوم اتحاد و همبستگی حکومتهای اسلامی، ایجاد ارتشهای قدرتمند، یکسانسازی قوانین سیاسی بر اساس کتاب و سنت، و ترویج زبان عربی به عنوان زبان رسمی مسلمانان تأکید شده و توصیه میشود که از دادن امتیاز به اجانب و استخدام مستشاران خارجی پرهیز شود تا مسلمانان به خودکفایی علمی و فنی دست یابند.

دعوت از مشروطه خواهان واقعی به رهبری ستارخان و باقرخان برای نجات وطن
متن با اشاره به عدم تبریک اعیاد سعید به دلیل تجاوزات خارجی و اختلافات داخلی آغاز میشود که موجب رنجش خاطر اهالی گیلان شده است. در ادامه، ورود سردار محیی به مرکز با تجلیل و احترام، باعث شادی و شعف قلبی مردم گیلان و ابراز تشکر انجمن ایالتی از مجلس شورای ملی، علما، تجار و کسبه مرکز میشود. در پایان، انجمن ایالتی با توجه به شرایط بحرانی کشور و حوادث فراگیر، از مجلس و سایر مسئولین درخواست میکند که با اتحاد و همت، به ویژه با تجلیل و همراهی پیشقدمان آزادی و قهرمانان ملی مانند ستارخان و باقرخان، برای نجات وطن بیمار چارهای فوری بیندیشند.
رد شایعات درباره خود و بیان انتظارات از مجلس شورا
متن با رد شایعاتی مبنی بر مخالفت نویسنده با مجلس شورا آغاز میشود. نویسنده با اشاره به سابقه خود در مطالبه عدالت و مشروطیت، تأکید میکند که از اولین کسانی بوده که به دنبال آزادی و مشروطه کردن سلطنت بوده است. در ادامه، با استناد به آیات قرآن کریم، بر اهمیت مشورت و عدم مخالفت با اصل مشروطیت تأکید میکند. سپس، انتظارات خود را از مجلس شورا بیان کرده و بر لزوم تشکیل مجلسی با افراد کاردان، پاکطینت و دوراندیش تأکید میکند تا بتواند در برابر حوادث و دشمنان خارجی از دین، عزت و شرف ملت دفاع کند. در پایان، با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و هجوم دشمنان، از مخاطبان میخواهد که حق را بپذیرند و به هوای نفس آن را رد نکنند.

لزوم کسب دانشهای جدید برای جبران عقبماندگی تاریخی کشور
متن با خطاب به اقشار مختلف جامعه آغاز میشود و نویسنده رؤیایی را شرح میدهد که در آن فرشتهای او را به «مجلس شورای آسمانی» دعوت میکند. این مجلس نمادی از قرآن و مشورت الهی در خلقت آدم است. نویسنده پس از ورود به این مجلس نمادین، گفتگوی خداوند با فرشتگان درباره خلقت انسان و جانشینی او در زمین را بازگو میکند. فرشتگان ابتدا به دلیل فساد و خونریزی احتمالی انسان اعتراض میکنند، اما خداوند با علم خود و تعلیم اسماء به آدم، برتری او را اثبات میکند. در ادامه، نویسنده ده دستورالعمل از این مجلس آسمانی برای مجلس شورای زمینی (مجلس شورای ملی) استخراج میکند که شامل مواردی چون لزوم مشورت عمومی، تساوی حق رأی، آزادی افکار، خلوص بیان، طرد تحکم و پذیرش دلیل و برهان، اخذ نتیجه و اجرای حکم، تقدیس اصول و فروع احکام و تفریع فروع از اصول است. در پایان، نویسنده با اشاره به مخالفت شیطان با فرع حکم الهی و مقایسه آن با مخالفت برخی بزرگان با مجلس شورای ملی، دعا میکند که ملت ایران در مسیر قرآن و مجلس شورای ملی موفق باشد.
استمداد از دولت برای جلوگیری از ورود نیروهای انگلیسی به جنوب ایران
این نامه با اشاره به خبر خبرگزاری رویتر مبنی بر یادداشت دولت انگلیس به ایران در خصوص تصرفات مالکانه در صورت عدم استقرار امنیت، نگرانی عمیق نویسندگان را از وضعیت موجود و احتمال اسارت و ذلت ابراز میکند. در ادامه، نویسندگان با طرح پرسشهایی از رهبران ملت، خواستار اقدام فوری و قاطع برای رهایی ملت و وطن از این بلای قریبالوقوع میشوند و از آنها میخواهند که با کنار گذاشتن اختلافات، برای دفع این خطر بزرگ اقدام کنند. در پایان، از مخاطبان درخواست میشود که با ارائه پاسخی عاجل، موجب تسلی خاطر نویسندگان شوند.
تقبیح اخراج حاج میرزا حسن مجتهد از تبریز
نامه با ابراز حیرت از اخبار مربوط به جسارت اوباش به حاج میرزا حسن مجتهد تبریزی و اخراج ایشان از تبریز آغاز میشود. در ادامه، این اقدام را ناشی از ضعف دینداری مردم یا نفوذ اشرار و منحرفین در لباس مشروطهخواهی دانسته که با اتهامزنی به مجتهد، قصد اجرای مقاصد فاسد خود را دارند. در پایان، از علما و اعضای انجمن تبریز خواسته شده است که مردم را از اغراض این جماعت خبیث آگاه کرده و با توبه و انابه از این هتک دین، با استدعای عفو از مجتهد و بازگرداندن ایشان با عزت و احترام، این وضعیت را جبران کنند.


مانع نبودن حجاب بانوان در پیشرفت علمی و فعالیت اجتماعی آنها
این متن با نقد دیدگاه لرد کرومر در کتاب «المصر الحدیثه» آغاز میشود که اسلام را مانع سعادت و ترقی بشری میداند و به مسئله حجاب زنان به عنوان یکی از دلایل خود استناد میکند. سپس به شبههای که یک زن آلمانی در مورد حجاب و امکان اداره امور شخصی در صورت پذیرش اسلام مطرح کرده، پاسخ میدهد. متن در ادامه به دو دیدگاه اصلی در مورد حجاب میپردازد: اول، دیدگاهی که خواهان خودمختاری مطلق زنان مانند مردان است و حجاب را مانع لذتبردن از زندگی میداند؛ دوم، دیدگاهی که حجاب را مانع ترقی و تمدن زنان میشمارد و معتقد است که عدم مشارکت برابر زن و مرد در جامعه، منجر به اختلال در آن میشود. در ادامه، متن به چهار امر برای رفع شبهات میپردازد: اول، تقسیم وظایف در جامعه بشری به دو بخش داخلی (تربیت اولاد و منزل) و خارجی (تحصیل معاش)؛ دوم، دشواری و اهمیت بیشتر اداره امور داخلی نسبت به امور خارجی؛ سوم، برتری طاقت و تحمل زنان نسبت به مردان در امور داخلی و شداید زندگی، با استناد به مثالهایی از حیوانات و انسان؛ و چهارم، لزوم رعایت عدل و موازنه در خلقت و وظایف هر موجود، با استناد به آیات قرآن. در نهایت، نتیجهگیری میشود که مدیریت امور داخلی جامعه بشری، بر اساس حکمت الهی، منصبی است که به زنان واگذار شده است.
درخواست ترک آشوب و ناامنی در آذربایجان و تأکید مجلس شورای ملی
در پاسخ به تلگراف انجمن ملی تبریز، ضمن ابراز تأسف از مصائب وارده بر مسلمانان ماکو و آذربایجان، به آیه ۱۵۵ سوره بقره اشاره میشود که صبر در برابر سختیها را نویدبخش نتیجهای نیکو میداند. از محرکین ایلات خواسته شده که از خونریزی مسلمانان دست بردارند و اقدامات تفرقهافکنانه و مخالفت با مجلس شورای ملی را متوقف کنند. در ادامه، تأکید میشود که حفظ و اعتلای مجلس شورای ملی، که حافظ اسلام و مرزهای مسلمین است، از واجبات شرعی است و هرگونه مخالفت با آن، دشمنی با شریعت محسوب میشود. در پایان، از انجمنهای محترم خواسته شده که این پیام را به اطلاع عموم برسانند.

عذر خواهی از قبول مجتهد طراز و عدم امکان حضور در مجلس شورا
متن با ابراز خرسندی از دریافت تلگراف رئیس مجلس آغاز میشود. سپس به استمزاج حاجی شیخ تقی و ثقهالاسلام یزدی در خصوص موضوعی اشاره میکند که پاسخ آن قبلاً داده شده است. در ادامه، نگارنده با فروتنی و اظهار عجز، از اینکه از میان معرفیشدگان برای سمتی انتخاب شده، عذرخواهی میکند و دلیل آن را موانع بیشمار و عدم توفیق خود میداند، اما تأکید میکند که از هیچ خدمتی دریغ نخواهد کرد.

سفارش به مطالعه لایحه حاجی سیدحسین مجتهد قزوینی و همراهی با مشروطهخواهان تبریز، رشت و اصفهان
این متن با اشاره به لایحه سید حسین مجتهد قزوینی، عموم علما و برادران ایمانی قزوین و سایر شهرها را به آگاهی از تکالیف دینی و اسلامی خود فرا میخواند. سپس از آنان میخواهد که با مشروطهخواهان تبریز، رشت و اصفهان همراهی و موافقت کنند. در ادامه، تأکید میشود که پس از مطالعه این لایحه، هیچ عذری برای عدم اقدام در جهت اهداف ملت، گسترش عدالت و ریشهکن کردن ظلم و فساد باقی نخواهد ماند و از همه طبقات جامعه، از علما تا تجار و عموم مردم، خواسته میشود که در این راه تلاش مجدانه داشته باشند.


افشای ریاکاری مظالم احمدخان دریاییگی (حاکم بنادر خلیج فارس)
نامه با انتقاد شدید از دریابیگی آغاز میشود و او را به تحقیر علما و نسبت دادن حماقت و سفاهت به آنان متهم میکند. به عنوان نمونه، به اجبار سید اسدالله خرقانی به ترک بوشهر اشاره میشود. در ادامه، نویسنده به اقدامات دریابیگی در سال گذشته میپردازد که به بهانه بازیافت تنخواه شرکت زیگلر، حیدرخان تنگستانی را آواره کرده و اموال او را غارت کرده است. سپس، به اقدامات اخیر دریابیگی در جنگ با مردم بیدفاع و تخریب خانههای فقرا اشاره میشود و او را به سوءاستفاده از قدرت برای منافع شخصی متهم میکند. نامه با کنایه و طعنه به سیاستدانی و قانونشناسی دریابیگی ادامه مییابد و او را به نابودی نظم و رعیتپروری متهم میکند. در پایان، نویسنده تهدید میکند که اگر دریابیگی به رفتارهای خود ادامه دهد، اعمال قبیح او را در جراید منتشر خواهد کرد تا رسوایی او نزد دول و ملل آشکار شود.
پرهیز دادن روزنامهنگاران از تخریب مبانی دینی و اخلاقی مردم
نامه با اشاره به مرقومه ۲۴ رجب آغاز میشود و به مسئله بیتفاوتی ملت ایران نسبت به وظایف ملی و دینی در قبال تحریم کالاهای روسی میپردازد. نویسنده از ارسال تلگراف به مراکز تجاری برای فراهم آوردن مقدمات تحریم موقت خبر میدهد. در ادامه، به اشاعات کاذب از نجف اشرف اشاره میکند که توسط دو منبع اصلی منتشر میشوند: اول، انجمنهای سری ملحدین و معاندین اسلام که با هدف محو نفوذ روحانیت و اسلامیت ایران فعالیت میکنند و دوم، برخی کارکنان دولتهای همسایه که با تغییر سیاستهای خود، به دنبال تخریب زمینه اقدامات روحانیون برای نجات ایران از چنگال بیگانگان هستند. نویسنده از مخاطب میخواهد که این اکاذیب را تکذیب کند و همچنین به عداوت این گروهها با آیتالله خراسانی و میرزا محمدحسین نائینی اشاره میکند. در پایان، به لزوم انتشار تلگراف ۱۶ جمادیالثانی برای روشن شدن ساحت مشروطیت و ایجاد اتحاد ملی برای حفظ مملکت و قطع طمع اجانب تأکید میشود.

تأیید مجلس شورای ملی و وجوب حمایت از آن
متنی در قالب استفتا، با طرح این مسئله آغاز میشود که مجلس شورای ملی بر اساس اجرای احکام شرع، صیانت از مذهب شیعه، دفع تعدیات خائنین، نشر عدالت و تقویت دولت اسلامی در برابر دشمنان دین بنا شده است. با این حال، برخی افراد به دلیل منافع شخصی خود در صدد تخریب و تشویش اذهان عمومی هستند. در ادامه، از علمای عظام خواسته میشود تا تکلیف مسلمانان را در این زمینه مشخص کنند. در پاسخ، علمای شیعه تأکید میکنند که چون اساس مجلس بر امور مذکور مبتنی است، بر هر مسلمانی لازم است که در تقویت و استحکام آن بکوشد و هرگونه اقدام برای اخلال در آن، دشمنی با صاحب شریعت و خیانت به دولت اسلامی محسوب میشود.



وجوب دفاع در برابر متجاوزان ایتالیایی، روسی و انگلیسی و اخراج قوای آنها از طرابلس غرب (لیبی) و ایران
این فتوا با اشاره به حملات کشورهای اروپایی به ممالک اسلامی، از جمله حمله ایتالیا به طرابلس غرب (لیبی)، اشغال شمال ایران توسط روسیه و ورود قوای انگلیس به جنوب ایران، خطر اضمحلال اسلام را گوشزد میکند. سپس بر عموم مسلمانان عرب و عجم واجب میداند که برای دفاع از ممالک اسلامی و اخراج قوای متجاوز از طرابلس غرب و ایران، از بذل مال و جان دریغ نکنند تا کشورهای اسلامی عثمانی و ایران از تهاجم صلیبیان در امان بمانند.

اعلام حمایت از علمای مهاجر تهران به قم
این نامه با ابراز تأسف از وضعیت موجود و غمگینی قلوب مؤمنین آغاز میشود. نویسندگان به حضرت بقیةالله (عج) متوسل شده و از ارسال تلگراف به تهران خبر میدهند و ابراز امیدواری میکنند که پاسخ مساعدی دریافت شود. در پایان، نویسندگان با هدف اظهار خلوص، دوستی، یکپارچگی و اتحاد، آمادگی خود را برای هرگونه خدمت، همراهی و متابعت با نهایت امتنان و ارادت اعلام میکنند.

تشکر از مدیر روزنامه ثریا جهت حمایت از شرکت (نساجی) اسلامیه
متن با ابراز خرسندی از مقالات روزنامه ثریا آغاز میشود که حاوی نصایح و مواعظ مشفقانه است. در ادامه، از مدیر روزنامه به دلیل انتشار شرح و کتابچه مربوط به «شرکت اسلامیه» در شمارههای ۳۳ و ۳۴ روزنامه تشکر شده است. این اقدام به منزله جهاد و دارای اجر عظیم نزد خداوند تلقی میشود، زیرا مانع بزرگی برای جلوگیری از احتیاج مسلمانان به کفار است. در پایان، به رواج و ترقی سریع منسوجات شرکت اسلامیه در میان مسلمانان و اختراع اشیاء و اجناس نفیسه توسط این شرکت اشاره شده است.

درخواست تسریع در تکمیل و ارسال متمم قانون اساسی
این نامه با اشاره به هیجان عمومی ملت آذربایجان برای تصویب متمم قانون اساسی، وضعیت موجود را به عرصات محشر تشبیه میکند. در ادامه، بر لزوم تسریع در صدور و ابلاغ یک قانون اساسی صحیح و بدون نقص تأکید شده و هشدار داده میشود که در غیر این صورت، خطرات عظیمی کشور را تهدید خواهد کرد.
اخلاق و آداب کشورداری و زمینههای رفاه و پیشرفت جامعه
این نامه با ابراز امیدواری از دینپرستی و وطنپروری مخاطب آغاز میشود. سپس به اهمیت وظیفه تربیت و تعلیم شاهزاده جوان توسط مخاطب اشاره میکند و آن را از مهمترین وظایف ملی میداند. در ادامه، نویسنده از مخاطب میخواهد که در تربیت شاهزاده نهایت تلاش خود را به کار گیرد تا علوم و اخلاق کریمه، حب وطن، شوق اعتلای دین و دولت، بسط عدالت، ترقی و آبادانی مملکت، ترویج صنایع وطنی و استغنا از اجانب در وجود او ریشه دواند. در پایان، نویسنده بر لزوم توجه شاهزاده به علل ترقی ملتها و تنزل دولت ایران و همچنین پوشیدن منسوجات وطنی و مراقبت از فصول دهگانه پیشین تأکید میکند.

درخواست رفع غائله نایب حسین کاشی از مردم کاشان
این نامه با شرح سابقه چهل ساله غارتگریهای نایب حسین کاشی و اتباعش در کاشان آغاز میشود که از دوره ناصری و مظفری آغاز شده و با شروع مشروطیت شدت یافته است. در ادامه، به ناکامیهای مکرر دولت در دستگیری او و خیانت مأمورین اشاره میشود. سپس، اقدامات خشونتبار نایب حسین و یارانش از جمله قتل، غارت اموال، هتک نوامیس و تصرف قورخانه دولتی تشریح میگردد. نامه به اعزام نیروهای دولتی و مجاهدین گارد فاتح و عدم موفقیت آنها در سرکوب اشرار میپردازد و خسارات مالی و جانی وارده به مردم و نیروهای دولتی را بیان میکند. در بخش بعدی، تصرف کاشان توسط نایب حسین، تعطیلی ادارات دولتی، انتشار اعلامیههای ضد مشروطه و جنایات فجیع او علیه مشروطهخواهان و مردم عادی، از جمله قتل، غارت و هتک حرمت، به تفصیل ذکر میشود. در پایان، نامه به نقش تحریکآمیز کارکنان همسایه شمالی (روسها) در تقویت اشرار اشاره کرده و هشدار میدهد که اگر دولت به این مسئله بیتوجهی کند، وضعیت وخیمتر شده و اشرار با حمایت خارجی، قدرت بیشتری خواهند یافت. همچنین تأکید میشود که این مسئله صرفاً یک راهزنی ساده نیست، بلکه یک توطئه با محرکهای قوی خارجی است که اعتبار دولت را در منطقه از بین برده است.
لزوم فراگیری دانشها و صنایع جدید جهت پیشرفت کشور
متن با تأکید بر نیاز مبرم ایران به دانش و صنایع نوین، مشابه کشورهای پیشرفته، آغاز میشود. در ادامه، نقش مجلس شورای ملی در ترویج علوم و صنایع را برای افزایش ثروت و نفوذ ملی برجسته میکند و جهل را مانع اقدامات صحیح و مشروع میداند. سپس، با اشاره به رشد مدارس و مکاتب در سایه حکومت، بر لزوم تکمیل نواقص آموزشی از جمله ترجمه و چاپ کتب علمی و صنعتی تأکید میکند. در پایان، دو عامل اصلی ترقی کشور را پول و مردمان عالم و هنرمند معرفی کرده و با استناد به روایات، کمک به مدارس و اهل بلد را بر دیگران مقدم میشمارد و آیندهای باشکوه برای ایران پیشبینی میکند.
تشکر از انتخاب خود به عنوان عالم طراز و عذر خواهی از عدم امکان حضور فوری در مجلس شورا
متن با ابراز امتنان از مجلس شورای ملی به دلیل انتخاب نگارنده برای نظارت بر قانون آغاز میشود. سپس، نگارنده ضمن اشاره به نذری که داشته و سفرش به اصفهان، تأکید میکند که وظیفه اصلی خود را خدمت به ملت میداند و قصد دارد حججالاسلام عتبات عالیات را از وضعیت کشور مطلع سازد. در پایان، نگارنده اعلام میکند که پس از سه ماه به این خدمت مشرف خواهد شد و از تأخیر پیشآمده عذرخواهی میکند و آمادگی خود را برای دریافت اطلاعات لازم در عراق اعلام میدارد.

انتقاد از عدم اقدام دولت ایران در برابر تجاوزات و تعرضات غضائی
متن با اشاره به اعتقاد پیشین علمای شیعه به اسلامپرستی سلطان عثمانی و لزوم اتحاد مسلمانان آغاز میشود. سپس، با ابراز تأسف، به تغییر این دیدگاه به دلیل تجاوزات اخیر عثمانی به خاک ایران و کشتار مردم ارومیه میپردازد. در ادامه، نویسنده با لحنی تند، سلطان عثمانی را به تلاش برای تجدید نزاع شیعه و سنی متهم میکند و از بیتفاوتی وزرا، سرکردگان و شاهزادگان ایران در قبال این تجاوزات انتقاد میکند. در پایان، از پادشاه ایران میخواهد که به فریاد مردم ارومیه برسد و از ناموس و خاک ایران دفاع کند و از ملت ایران نیز میخواهد که در حفظ وطن خود مسامحه نکنند.
تأیید وجوب مشروطیت
متن با تأکید بر هدف اصلی مجلس شورا، یعنی حفظ حقوق مردم، جلوگیری از ظلم و ستم و ایجاد آرامش برای مخلوقات آغاز میشود و وجوب تقویت مشروطیت را از بدیهیات عقل و نقل میداند. سپس به نقد حکومت مطلقه میپردازد و آن را در تضاد با مشروطه و قبیح و حرام میشمارد. در ادامه، به اهمیت تعلیم و تعلم و آمادگی دفاعی مسلمانان اشاره میکند و آن را از احکام شریعت میداند. در بخش پایانی، به سؤالی درباره حکم جسارتکنندگان به شرع و اهل شرع پاسخ میدهد و عمل آنها را کفر و مستوجب اجرای حدود شرعیه میداند. در این راستا، به نامهای بینام و نشان از تبریز اشاره میکند که حاوی کلمات کفرآمیز و توهینآمیز به شرع، پیامبران و پادشاه و علما بوده و نویسنده آن را خواهان آزادی از دین و مذهب و در پی بدنام کردن مجلس و انصراف پادشاه و علما از آن برای رسیدن به اهداف ظالمانه خود میداند.

علل ضعف و عقبماندگی مسلمانان و راه نجات از آن
متن با طرح پرسشهایی درباره نسبت اسلام با تمدن، ترقی، جهالت، تفرقه، نفاق، فقر و پریشانی آغاز میشود و با قاطعیت پاسخ میدهد که اسلام نه تنها مانع این امور نیست، بلکه مقتضی تمدن، ترقی، علم، معرفت، اتحاد، رفع احتیاج، صلحطلبی و اصلاح است. در ادامه، اصول مسلمه اسلام مانند شور و مشورت، وجوب تحصیل علم، اتحاد و اتفاق، آزادی اموال و نفوس، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، حفظ آب و خاک و صلحجویی را با استناد به آیات و احادیث بیان میکند و تأثیر هر یک را در پیشرفت ملتهای دیگر نشان میدهد. سپس به این پرسش میپردازد که چرا با وجود این اصول، مسلمانان امروز فقیر، جاهل، بیثروت، بیصنعت و کماتحاد هستند. علت این وضعیت را در عدم پایبندی به قرآن و اسلام، ایجاد اختلاف و تفرقه، جنگ و غارت، و کنار گذاشتن شایستهسالاری میداند. در پایان، راه نجات را در اتحاد مسلمانان، رفع اختلافات شیعه و سنی، و همبستگی برای رهایی از ذلت، فقر، جهل و حفظ مملکت اسلامی از مخاطرات آتیه معرفی میکند.
شیوۀ مخالفان در مخالفت با مجلس شورا
متن با اشاره به شیوههای تخریب و تضعیف یک اساس، بیان میکند که مخالفان برای ضربه زدن به یک نهاد، ابتدا به بزرگان و اعضای آن حمله میکنند تا به تدریج به اصل آن رخنه کنند. سپس، با ابراز گلایه از مردمی که به سخنان بیهوده گوش میدهند و از سخنان صحیح رویگردانند، به این نکته اشاره میکند که جهالت مردم عامل اصلی این وضعیت است و اصلاح امور در چنین شرایطی دشوار به نظر میرسد.
مخالفت با استقراض خارجی دولت
متن با اشاره به آیه قرآنی، وضعیت نابسامان ایران را نتیجه عدم پیشرفت امور حکومتی و فقدان پول میداند. با وجود نیاز دولت به پانصد هزار لیره، پیشنهاد استقراض خارجی را به دلیل شرایط تحقیرآمیز آن، که منجر به اسارت دولت و ملت و نابودی شرف ایرانیت میشود، رد میکند. با اشاره به وطندوستی هیئت کابینه، ابراز امیدواری میکند که آنان از پذیرش این استقراض خودداری کنند و بار مسئولیت آن را نپذیرند. در ادامه، با مقایسه وضعیت ایران با فعالیتهای وطنپرستانه عثمانیها در تقویت قوای بحری خود، به ضعف و سکوت ایران در برابر این بحران اشاره میکند. برای برونرفت از این وضعیت، پیشنهاد جمعآوری اعانه ملی را مطرح میکند و آقای ناصرالملک را به عنوان فردی معتمد برای مدیریت این امر معرفی میکند. از هموطنان میخواهد که با کنار گذاشتن تعصب، در این اقدام مشارکت کرده و از مدیران روزنامهها نیز میخواهد که در تهییج و یادآوری این وظیفه ملی کوتاهی نکنند. در پایان، اسامی برخی از اعانهدهندگان اولیه را ذکر میکند.
گلایه از سستی و بیتفاوتی دولت در اخراج نیروهای روسی از کشور
متن با اشاره به انتظارات ملت از دولت جدید و مجلس شورای ملی برای حفظ استقلال کشور و اخراج نیروهای بیگانه آغاز میشود. در ادامه، از سستی و عدم اقدام مؤثر امنای ملت و اولیای دولت در این زمینه گلایه شده و سکوت در برابر این وضعیت، موجب خسران دین و دنیا دانسته میشود. در پایان، از رؤسای روحانی اسلام خواسته شده است که با جدیت برای اخراج نیروهای بیگانه که منشأ مفاسد بسیاری از جمله عدم بازگشت نظم و امنیت عمومی هستند، اقدام کنند و ابراز امیدواری شده که با اهتمام مسئولان، نیازی به اقدامات بیشتر از سوی روحانیون نباشد.
محکومیت تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط مجلسین فرمایشی و تقاضای لغو آن
این بیانیه با اشاره به تبعید آیتالله خمینی به دلیل دفاع از دین، استقلال و حقوق ملت، به تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط مجلسین فرمایشی میپردازد. این لایحه به مستشاران آمریکایی مصونیت قضایی میدهد و به آنها اجازه هرگونه جنایت و تجاوز را میدهد. بیانیه، این اقدام را سند بردگی ملت ایران دانسته و به نقد عملکرد مجلسین در تصویب وامهای سنگین خارجی و عدم مقاومت در برابر دولت میپردازد. در ادامه، وضعیت اقتصادی نامناسب کشور و فقر مردم را نتیجه سیاستهای حاکمیت معرفی میکند و خفقان و سرکوب روحانیت را برای جلوگیری از آگاهی مردم از این خیانتها میداند. در پایان، ضمن دعوت به توسل به خداوند و امام زمان، از مردم میخواهد با حفظ آرامش و نظم، برای لغو این لوایح استعماری تلاش کنند.

شماتت نیروهای روسی در ورود بدون اجازه به خانههای مسلمانان
متن با بازگشت نگارنده به خانه و مشاهده حضور قزاقهای روسی در کوچه و حیاط منزل آغاز میشود. او با نایب قونسول و ژنرال روسی که در کتابخانه حضور دارند، مواجه شده و پس از خوشامدگویی، دلیل حضور بیاجازه آنها را جویا میشود. نایب قونسول توضیح میدهد که به دنبال یک فراری وارد خانه شدهاند. نگارنده به این اقدام اعتراض کرده و آن را هتک حرمت خانه یک ایرانی و روحانی میداند و تأکید میکند که خانه او حرمت مسجد و کلیسا را دارد. او به قوانین مذهبی خود در منع ورود مرد بیگانه به اندرونی اشاره میکند و حتی تهدید به مقاومت تا پای جان میکند. پس از یک ساعت و نیم مذاکره، نگارنده پیشنهاد میدهد که یک زن روسی خانه را بگردد و تهدید میکند که به امپراطور روس شکایت خواهد کرد. در نهایت، نیروهای روسی با دیپلماسی و حسن خلق روانه میشوند و نگارنده پس از رفتن آنها، تلگرافی در این خصوص مینویسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
وجوب دفاع مردم ایران در برابر تجاوزات روسیه به ایران و حمایت همه ملل و دول اسلامی از مردم ایران و لیبی در برابر متجاوزان روسی و ایتالیایی
این فتوا با خطاب به تجار و علمای مسلمان هندوستان، تجاوزات روسیه به ایران و ایتالیا به طرابلس غرب (لیبی) را محکوم میکند. هدف متجاوزان را محو اسلام و تخریب اماکن مقدس اسلامی میداند و سکوت مسلمانان را عامل تقویت دشمنان معرفی میکند. در ادامه، حکم دفاع به ملت ایران صادر شده و از مسلمانان هندوستان خواسته میشود که با اتحاد و جدیت، از دولتهای متبوع خود بخواهند تا تجاوزات روسیه و ایتالیا را دفع کنند. در صورت عدم اقدام دولتها، آنها نیز محارب با ملت اسلام تلقی شده و باید با آنها مطابق با این حکم رفتار شود. در پایان، امید به رفع ظلمها با اتحاد مسلمانان ابراز شده و به آیه ۷ سوره محمد استناد میشود.



تأیید و حمایت از مشروطه
متن با تأکید بر وجوب اهتمام به امر مشروطه آغاز میشود. در ادامه، اخلالکنندگان در این مسیر را به سپاه یزیدبن معاویه تشبیه کرده و آنان را مستحق لعنت میداند. در پایان، با عبارت «الله، الله، العجل، العجل، العجل» بر تسریع در اعزام منتخبین تأکید میکند و تأخیر در این امر را موجب خونریزی و غارت اموال برمیشمارد.

خدمات مجلس شورای ملی و سفارش اخلاقی به جراید
متن با ستایش از عملکرد مجلس شورای ملی در مدت کوتاه فعالیت خود آغاز میشود و به دستاوردهایی چون تأسیس بانک ملی، موازنه دخل و خرج دولت و ساماندهی ادارات دولتی اشاره میکند. سپس، نقش مجلس را در جلب حمایت مسلمانان جهان و اصلاح امور آنان برجسته میسازد. در ادامه، بر اهمیت اتحاد و اتفاق برای حفظ این دستاوردها تأکید کرده و به شدت از روزنامههایی که با فحاشی، تهمت و افترا به تفرقه دامن میزنند، انتقاد میکند. در پایان، با لحنی نصیحتآمیز، از روزنامهنگاران میخواهد که حتی اگر متدین نیستند، متمدن و سیاسی باشند و از آزادی بیان در جهت حفظ شرف و ناموس ملت استفاده کنند، نه تخریب و تفرقه.
انتخاب پنج نفر از مجتهدین ذیصلاح جهت نظارت بر مصوبات مجلس شورا به صورت موقت
این نامه به مجلس شورای ملی، یادآور تلگراف قبلی است که در آن پیشنهاد شده بود برای نظارت بر عدم مغایرت قوانین با شریعت، تعدادی از مجتهدین عظام به عضویت مجلس انتخاب شوند. در این نامه، درخواست میشود که فعلاً پنج نفر از مجتهدین مورد قبول عامه به صورت موقت برای این وظیفه مهم انتخاب شوند تا پس از بررسیهای کاملتر، بیست نفر معرفی گردند. در پایان، ابراز امیدواری شده است که مجلس هرچه سریعتر این انتخاب را انجام دهد.


دعوت متحصنین در کنسولگری انگلیس به خروج از آن مکان
متنی خطاب به متحصنین در کنسولگری انگلیس، از آنها میخواهد که در صورت اعتماد به نویسنده و پذیرش خیرخواهی او، از کنسولگری خارج شوند و اطمینان کامل داشته باشند. در ادامه، به متحصنین اختیار داده میشود که اگر مایلند، به ندای کسانی که صدای بلندتری دارند گوش فرا دهند، اما نویسنده تأکید میکند که با این گروه کاری ندارد و تصمیم نهایی بر عهده خود متحصنین است.

شرح نظرات انتقادی حاج شیخ فضل الله نوری بر عملکرد مشروطهخواهان
این متن با اشاره به ریشههای شکلگیری مشروطه در ایران و تأثیر افکار غربی بر آن آغاز میشود. سپس به بیان نگرانیهای علمای شیعه، به ویژه حاج شیخ فضلالله نوری، از انحراف مشروطیت از مسیر اسلامی و تبدیل آن به ابزاری برای ترویج افکار ضددینی و هرج و مرج میپردازد. در ادامه، نویسنده به تفصیل به مصادیق این انحرافات، از جمله حذف لفظ «اسلامی» از عنوان مجلس، ترویج بیدینی، اشاعه فحشا، و توهین به مقدسات دینی اشاره میکند. در پایان، متن بر لزوم اصلاح نظامنامه اساسی مجلس برای تضمین مطابقت قوانین با شرع مقدس و جلوگیری از نفوذ فرقههای ضاله تأکید میکند و خواستار گنجاندن موادی برای حفظ اسلامیت مجلس و مقابله با مرتدین و لامذهبان میشود.
ابراز انزجار و شکایت از صاحبان برخی جراید در هتک حیثیت حامیان و خادمان مشروطیت
متن با ابراز نگرانی از وضعیت مطبوعات آغاز میشود که با درج وقایع نادرست و اکاذیب، به هتک حیثیت افراد شریف و محترم میپردازند. این اقدامات را موجب فساد عمومی، انزجار مردم و دلسردی عقلا از مشارکت در امور کشور و خدشهدار شدن اساس مشروطیت میداند. سپس به طور خاص از روزنامه مجلس انتقاد میکند که با وجود جایگاه مقدس خود، به درج مطالب توهینآمیز علیه شخصیتهایی چون امام جمعه قوچان، که خدمات ارزندهای به ملت و مشروطیت داشتهاند، میپردازد. در پایان، درخواست میشود که برای ساماندهی مطبوعات اقدامی فوری صورت گیرد تا از پیامدهای فاسد این وضعیت و به خطر افتادن ناموس مملکت جلوگیری شود.
علل مخالفت با روند مجلس
متن با اشاره به پیشگامی نویسنده در دفاع از اسلام و مبارزه با ظلم آغاز میشود و به تلاشهای او در گذشته برای پیشبرد مقاصد دینی اشاره دارد. سپس به مهاجرت خود به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) به دلیل اشاعه کفریات و توهین به شرع اسلام میپردازد و اتهام ضدیت با مجلس را رد میکند. در ادامه، هدف اصلی را تطبیق مجلس با قانون محمدی (ص) و محدود کردن مشروطیت به امور دولتی، نه دینی، بیان میکند. نویسنده تأکید میکند که مهاجرتش برای حفظ اسلام و ترویج احکام شرع بوده و نه به خاطر شخص خاصی، و از مسلمانان میخواهد که فریب افراد منحرف را نخورند. متن با آیهای از قرآن کریم به پایان میرسد.
هشدار نسبت به اختلافافکنی مشروطهخواهان غربزده
متن با اشاره به آیه قرآن و ابراز نگرانی از وضعیت کشور آغاز میشود. نویسنده وضعیت مملکت را بین دو محظور داخلی و خارجی توصیف میکند. از یک سو، بیگانگان با ایجاد هرج و مرج و اختلافافکنی، عدهای از افراد جاهل یا وطنفروش را ابزار اجرای مقاصد خود قرار دادهاند تا قوانین اروپایی مخالف اسلام را به نام مشروطیت ترویج کنند و با متهم کردن علما و مجلس شورا به عدم رعایت شرع، ملت را علیه آنها بشورانند. از سوی دیگر، عوامل داخلی با تزویر و نفاق، بین دولت و ملت و همچنین بین علما و ملت اختلاف میاندازند تا دوباره استبداد را حاکم کنند. نویسنده تأکید میکند که علما و مجاهدات آنها تنها راه رسیدن به سعادت و ترقی کشور است و قوانین باید مطابق با مزاج و فرهنگ ایرانیان مسلمان باشد، نه بر اساس الگوهای اروپایی. در پایان، به لزوم نظارت علما بر قوانین شرعی و عدم دخالت روحانیون در قوانین عرفی اشاره میکند و به اقلیتهای مذهبی اطمینان میدهد که شریعت اسلام حافظ حقوق آنهاست و نباید فریب مفسدین را بخورند.
تکذیب مخالفت با مجلس شورا
این بیانیه با سوگند به قسمهای شرعی آغاز میشود و هرگونه مخالفت با مجلس شورای اسلامی را تکذیب میکند. تأکید میشود که نویسندگان نه تنها مخالف نیستند، بلکه در ترویج اسلام نهایت تلاش خود را به کار میگیرند و اتهامات مبنی بر ضدیت با مجلس را کذب و افترا میدانند. در پایان، اشاره میشود که علمای مسلمان بر تشکیل مجلس عدالت توافق کردهاند و نویسندگان نیز در صورت نیاز، آمادگی خود را برای دادخواهی از طریق ملت و دولت اعلام میکنند.

درخواست ابرسانی به نجف
متن با اشاره به تقدیر الهی و مشیت ازلی، وضعیت تشنگی و محرومیت ساکنان نجف، به ویژه فقرا، ضعفا، بیوهزنان و یتیمان را توصیف میکند. در ادامه، نویسنده با ناامیدی بیان میکند که با وجود مشکلات موجود، هیچ تلاشی برای بهبود وضعیت آب نجف، از جمله لایروبی نهر، به نتیجه نخواهد رسید. در پایان، متن به این نکته اشاره میکند که برای حل این مشکل، نیاز به همتی برای تشکیل یک شرکت و آوردن دستگاه تصفیه آب است که هم سودآور باشد و هم آسایش مردم را فراهم کند، اما چنین همتی وجود ندارد.
ابراز اطمینان از عدم مخالفت قوانین موضوعه مجلس با احکام شرع
عموم مسلمانان در مورد مطابقت قوانین مجلس شورای ملی با شرع و نقش مجتهدین در تشخیص این مطابقت، از علما سؤال میکنند. در پاسخ، علما با ابراز تعجب از این نگرانی، تأکید میکنند که قوانین مجلس محترم نمیتواند مخالف شرع باشد، زیرا مملکت اسلامی و پادشاه و وکلای مجلس مسلمان هستند. همچنین، تصریح میشود که تشخیص موافقت یا مخالفت قوانین با شرع بر عهده علمای اعلام و مجتهدین عظام است و فصلی در قانون اساسی به این موضوع اختصاص خواهد یافت. در پایان، علما بر اتحاد خود در تقویت مشروطیت اسلامی تأکید کرده و ابراز امیدواری میکنند که نتایج مجلس در تقویت دین اسلام مؤثر باشد.



شکایت از ستم و اجحاف مأموران اداری و لشکری دولت مشروطه
متن با اشاره به تهاجم اجانب و رفتارهای استبدادی مأموران دولتی و مجاهدنماها آغاز میشود و به فساد حکام و ادارات اشاره میکند. نویسنده ابتدا از ناامیدی و واگذاری امور به خدا سخن میگوید، اما سپس با استناد به آیات و روایات، بر لزوم تلاش و تغییر از سوی خود مردم تأکید میکند. در ادامه، به اهمیت تهذیب اخلاق و اصلاح سه مجرای «حلق، جلق و دلق» (شکمپرستی، شهوترانی و زبان) برای اصلاح جامعه میپردازد. نویسنده از مسئولان میخواهد که با جدیت با مفسدین برخورد کنند و به جای انتصاب افراد فاسد، از جوانان تحصیلکرده و بااخلاق در مناصب حکومتی استفاده شود. در پایان، به خطر تسلیم شدن به اجانب و از دست رفتن استقلال کشور هشدار میدهد و وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی را نتیجه بیکفایتی و فساد داخلی میداند.
رایزنی در قم برای اتفاق نظر در مورد خواسته های علما از شاه
این گفتگو با طرح سابقه روابط حسنه شیخ فضلالله نوری با دولت و همراهی او با مهاجرین آغاز میشود. سپس سید محمد طباطبایی به تشریح اهداف نهضت مشروطه میپردازد و آن را راهی برای محدود کردن قدرت پادشاه، تعیین حدود وزرا، رهایی مردم از اسارت و استبداد، و برقراری آزادی بیان و قلم، مساوات و قانونمداری معرفی میکند. در ادامه، شیخ فضلالله نوری ضمن تأیید برخی فواید مشروطه، نسبت به تندروی در ابتدای کار هشدار میدهد و با تأکید بر اینکه آزادی مطلق در اسلام کفر است، خواستار حذف واژه «آزادی» میشود. او همچنین بر لزوم مطابقت قوانین با شرع اسلام تأکید میکند و هرگونه محدودیت برای شرع را رد میکند. در پایان، سید محمد طباطبایی با اشاره به پیشرفت کار، هدف فعلی را رفع ظلم و آبادانی مملکت عنوان کرده و بر لزوم مشورت و همراهی در تهران تأکید میکند.


وادار کردن حاکم بوشهر (دریابیگی) به جبران خسارات وارده به سید مرتضی اهرمی و اعاده حیثیت وی
نامهای به حاکم بوشهر (دریابیگی) نوشته شده است که در آن به او یادآوری میشود که مسئولیت جبران خسارات وارده به سید مرتضی اهرمی و اعاده حیثیت او بر عهده اوست. در این نامه تأکید شده که هدف، صرفاً جوابپردازی و راضی کردن ظاهری نیست، بلکه باید خانه سید مرتضی اهرمی تعمیر و اموال غارت شده او بازگردانده شود و شرف و استقلال او اعاده گردد. در پایان نامه، به حاکم بوشهر هشدار داده میشود که اگر به این تکلیف شرعی و قانونی عمل نکند، ممکن است فرد دیگری برای حل این مسئله اقدام کند.

اظهار نگرانی از توقیف رئیس نظمیه خوی
متن با ابراز نگرانی از توقیف رئیس نظمیه خوی آغاز میشود که به خلاف انتظار اهالی صورت گرفته و علت آن نامعلوم است. در ادامه، نویسنده بیم آن را دارد که این اتفاق به مفسدین فرصت سوءاستفاده داده و منجر به اشتباه شود. در پایان، درخواست میشود که هرچه سریعتر علت توقیف از ایالت کبری تحقیق شده و پاسخ آن برای احقاق حق ارسال گردد.
حمایت کامل از مجلس شورا
متن با اعلام حضور عمومی مردم کرمان در تلگرافخانه آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به صراحت اعلام میکنند که هر کس با قسم و فریب، با ملت مخالفت کند، از دین اسلام خارج و دشمن جان، مال، عرض و ناموس مردم است و او را شایسته سلطنت نمیدانند. در پایان، بر آمادگی کامل برای فداکاری جانی و مالی در راه حمایت از مجلس مقدس و انتظار برای اقدامات جدی تأکید میشود.
ضرورت وحدت کلمه و اتفاق نظر علما در تأمین امنیت
این تلگراف با اشاره به دریافت تلگرافهای قبلی، بر اهمیت سرعت در ایجاد وحدت کلمه میان علما برای تأمین امنیت کشور و جلوگیری از بهانهجویی بیگانگان تأکید میکند. این اقدام را از مهمترین تکالیف الهی دانسته و هرگونه سستی در آن را به منزله کوتاهی در حق اسلام تلقی میکند. در پایان، نویسنده اظهار امیدواری میکند که امری مورد توافق و نتیجهبخش برای این منظور تعیین شود.

اعلام حمایت از علمای مهاجر تهران به قم
نامه با ابراز نگرانی از اخبار نگرانکننده تهران آغاز میشود که حاکی از هجرت علمای اعلام از تهران به قم است. در ادامه، از مخاطبان درخواست میشود تا جزئیات این وقایع و تکلیف مسلمانان را به سرعت روشن سازند.
خطر از دست رفتن کامل استقلال کشور
متن با اشاره به تجربیات تاریخی و عدم عبرتگیری برخی افراد آغاز میشود و بر اهمیت درک ارزش نعمتها، به ویژه استقلال، تأکید میکند. سپس به تعجب از بیتفاوتی ایرانیان در برابر حوادث گذشته و حال، از جمله سرنوشت مصر و هند و تجاوزات روسها، میپردازد. در ادامه، استقلال مملکت را به حیات انسان تشبیه کرده و هشدار میدهد که از دست رفتن آن جبرانناپذیر است. در پایان، با اشاره به فشارهای استعماری انگلیس و روس، به عواقب همراهی با دشمنان و از دست دادن استقلال کشور و ضعف اسلام هشدار میدهد.
لزوم کسب دانش های جدید توسط ایرانیان
متن با اشاره به سابقه تاریخی ایران و وضعیت کنونی آن در برابر بیگانگان، به نقد رویکرد برخی طلاب میپردازد که تنها به دانستن اصطلاحات فقهی و صرف و نحو اکتفا کرده و خود را بینیاز از دانشهای دیگر میدانند. در ادامه، بر لزوم کسب دانشهای شرعی برای هر مسلمان تأکید میشود و این دانشها را مایه فخر نمیداند، بلکه ندانستن آنها را مایه شکست میشمارد. سپس، با تأکید بر اینکه هدف اهانت به علما نیست، بیان میکند که باید به علومی پرداخت که زمانه اقتضای آن را دارد و تعلیم علوم جدید با علوم شرعی منافاتی ندارد. در پایان، قدرت دین را منوط به قدرت متدینین و کسب علوم روز را موجب سلطه و عظمت اهل مذهب دانسته و ترقی ملت را در گرو دانش و بصیرت عموم افراد میداند.
زمینههای پیدایش احزاب سیاسی
متن با طرح پرسشی درباره دو اصطلاح "اعتدالیون" و "انقلابیون" که از ایران به عراق رسیده و در جراید محلی و مکاتبات رایج شده، آغاز میشود. نویسنده از ماهیت این دو فرقه و نزاع بین آنها اظهار بیاطری میکند و نگران است که این اختلافات به استقلال کشور آسیب برساند. در ادامه، نویسنده به دو جنبه پاسخ به این پرسش اشاره میکند: یکی، شناسایی افراد و گروههایی که در ایران خود را به این فرقهها نسبت میدهند و قضاوت بین آنها که مجله درهالنجف به دلیل ماهیت سیاسی آن از پاسخ به آن معذور است. دیگری، تبیین حقیقت و منشأ پیدایش این فرقهها در جهان و تغییراتی که در حکومتها ایجاد کردهاند. سپس، به بررسی فرقههای سیاسی در اروپا میپردازد و از اشرافیت محافظهکار (اریستوکراسی) که بر اساس شرافت نسبی و برتری طبقاتی بنا شده بود، سخن میگوید. در ادامه، به ظهور دموکراسی در قرن ۱۸ میلادی اشاره میکند که برابری انسانی و نفی امتیازات موروثی را شعار خود قرار داد و مقاصد آن را در زمینههایی چون آزادی خرید زمین، برابری در آموزش، نفی تفاخر نسبی، الغای بردگی و آزادی زنان برمیشمارد. در بخش بعدی، به پیدایش سوسیالیسم (اشتراکیون) در قرن ۱۹ میلادی میپردازد که در واکنش به نابرابریهای اقتصادی ناشی از انقلاب صنعتی شکل گرفت. نویسنده به تفاوتهای این فرقه با دموکراتها در زمینه مساوات مطلق در ثروت و منصب اشاره میکند و دیدگاههای مختلف سوسیالیستهای فرانسه و آلمان را بیان میکند. در نهایت، به ظهور آنارشیسم (فوضویه و انقلابیه) در سال ۱۸۷۹ میلادی اشاره میکند که از دل سوسیالیستها برخاستند و به دنبال تغییر نظام اجتماعی از طریق شورش و آشوب بودند و این گروه را به دلیل عدم درک صحیح از آزادی و ایجاد اغتشاش، مورد انتقاد قرار میدهد.
ابراز رضایت از والی کرمان و انتقاد از بدخواهان او
متن با ابراز نگرانی از انتشار اوراقی حاوی شکایت از والی کرمان توسط افراد نادان و مغرض آغاز میشود. نویسندگان تأکید میکنند که این شکایات با اسامی و مهرهای جعلی ارسال شده و اعتبار عرایض را زیر سؤال میبرد. در ادامه، به تمجید از والی کرمان پرداخته و او را فردی کریم، دلسوز، حافظ حقوق و دارای حسن سلوک معرفی میکنند. در پایان، از حجج اسلام تهران درخواست میشود که از این اظهارات جلوگیری کرده و اوراق جعلی را بررسی کنند تا از کدورت و بیاعتباری جلوگیری شود.
هشدار نسبت به استقراض خارجی
متن با اشاره به خونریزیها و فداکاریها برای حفظ اسلام و وطن آغاز میشود و بر واجب بودن دفاع از خاک ایران در برابر نفوذ بیگانگان تأکید میکند. سپس به موضوع نیاز دولت به پنج کرور تومان برای مصارف فوری میپردازد و از اینکه دولت تنها راه تأمین این مبلغ را استقراض از خارج میداند، انتقاد میکند. نویسنده پیشنهاد میدهد که این مبلغ از طریق جمعآوری اعانه از مردم داخل کشور تأمین شود تا از ننگ قرض خارجی و تکرار معایب استقراضهای پیشین جلوگیری شود. در پایان، نویسنده اعلام میکند که این موضوع به آیتالله آخوند خراسانی در نجف اشرف تلگراف شده تا احکام لازم در باب اعانه عمومی صادر شود و از مجلس و وزرا نیز میخواهد که برای تأکید بر این امر، به ایشان تلگراف کنند.
مجلس شورای ملی، جلوه مجلس شورای آسمانی
این متن به نقد رساله «مجلس شورای آسمانی» نوشته میرزاعبدالرحیم الهی قراجهداغی میپردازد. در ابتدا، نویسنده، الهی قراجهداغی را فردی فریبکار و ابزار شیطان معرفی میکند که با ادعای وحی و نبوت، قصد دارد مشروطیت را به شکلی که با اصول دینی و الهی در تضاد است، ترویج دهد. سپس، به نقد دیدگاه الهی قراجهداغی درباره تساوی حق رأی و آزادی افکار میپردازد و آن را مغایر با شریعت اسلامی و ولایت الهی میداند. در ادامه، نویسنده تأکید میکند که هدف اصلی الهی قراجهداغی و همفکرانش، از بین بردن دین و شریعت و ترویج کفر و دنیاپرستی است و این افراد با استفاده از فریب و تدلیس، سعی در گمراه کردن مسلمانان دارند. در پایان، نویسنده به مسلمانان هشدار میدهد که فریب این افراد را نخورند و به اصول دین و شریعت پایبند باشند.
تأیید مشروطیت و مجلس شورای ملی
سوالی درباره مشروعیت مجلس شورای ملی، وجوب متابعت از آن، و حکم مخالفت با آن مطرح شده است. در پاسخ، بر اهمیت و رجحان مجلس شورای ملی به عنوان نهادی برای تقویت ملت، رفع ظلم و نهی از منکر تأکید شده و هرگونه مناقشه در آن را ناشی از فساد و اغراض نفسانی دانسته است. همچنین، همراهی با مجلس را لازم و مخالفت با آن را در حکم مخالفت با امام عصر (عج) معرفی میکند.


تشویق مردم به کمک مالی به دولت و التزام دولت به پرداخت دیون مردم و دقت در مصرف آن
متن با اشاره به نارضایتی قدرتهای خارجی از بیداری ایرانیان و تلاش آنها برای مداخله در امور داخلی ایران آغاز میشود. سپس به رد پیشنهادهای فریبنده این قدرتها برای استقراض خارجی توسط ایرانیان اشاره میکند که نشاندهنده عدم مرعوبیت ملت است. در ادامه، بر اهمیت استقراض داخلی از مردم تأکید شده و سعادت و شقاوت ایران را وابسته به نحوه مدیریت این استقراض میداند. متن به دولت توصیه میکند که در بازپرداخت به موقع دیون و سود آن و همچنین دقت در مصرف وجوه و ارائه گزارش شفاف به ملت کوشا باشد. در پایان، هشدار داده میشود که عدم رعایت این اصول منجر به از دست رفتن استقلال، تسلط بیگانگان و تبدیل ایران به سرنوشتی بدتر از مصر و قفقاز خواهد شد.
نقد و نکوهش محمدعلی شاه
این شعر با گلایه از ظلم و ستم شاه و ویرانی ایران آغاز میشود و به نقد بدعهدی و پیمانشکنی او در قبال قرآن و ملت میپردازد. در ادامه، شاعر به عواقب سوء استبداد و تفرقه افکنی میان مردم اشاره کرده و شاه را به بیداری از غفلت و چارهاندیشی برای سامان بخشیدن به اوضاع کشور فرا میخواند. در پایان، با تأکید بر اسلامی بودن مشروطه، از شاه میخواهد که از استبداد دست برداشته و به مشروطهخواهان بپیوندد و به او هشدار میدهد که مشروطه از ایران جدا نخواهد شد.
دلجویی از روسیه و انگلستان، تنها راه جلوگیری از مداخلات نظامی آن دو کشور
متن با اشاره به سیاستهای انگلستان در قبال ایران و روسیه آغاز میشود و بیان میکند که انگلستان برای حفظ هند، از تسلط روسیه بر آذربایجان و خراسان جلوگیری خواهد کرد. سپس به مقایسه روابط ایران با انگلستان و روسیه میپردازد و نفرت تاریخی از روسیه را برجسته میکند. در ادامه، به لزوم هوشیاری در برابر دشمنان اشاره کرده و ضعفهای نظامی و فکری ایران را مطرح میکند. در پایان، تنها راهکار موجود را جلوگیری از اقدامات خصمانه و جلب رضایت متنفذین هر دو کشور (روسیه و انگلستان) میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
دعوت به ترک درگیریهای داخلی و دودستگی و تلاش برای حفظ استقلال ایران و عثمانی و آمادگیهای نظامی و پشتیبانی عمومی برای مقابله با متجاوزان اروپایی
متن با استناد به آیه قرآن، مسلمانان را به صلح و دوری از شیطان دعوت میکند و به مخاطراتی که جهان اسلام با آن مواجه است، اشاره دارد. در ادامه، به سابقه طولانی تلاش بیگانگان برای تضعیف دولتهای اسلامی و از بین بردن استقلال آنها میپردازد و به اشغال سرزمینهای اسلامی و جنایات روسها در تبریز و مشهد اشاره میکند. سپس، با انتقاد از اختلافات داخلی و غفلت مسلمانان، آنها را به اتحاد و همدلی فرا میخواند و تأکید میکند که عزت و شرف مسلمانان به استقلال و قدرت دولتهای اسلامی وابسته است. در پایان، با استناد به آیات قرآن، مسلمانان را به جهاد با جان و مال و آمادگی نظامی برای مقابله با دشمنان تشویق میکند و از علمای اسلام میخواهد که مردم را به بیداری و عمل به وظایف دینی خود دعوت کنند. همچنین، به ایرانیان یادآوری میکند که اختلافات داخلی چه آسیبهایی به کشور و مقدسات وارد کرده است و از آنها میخواهد که برای حفظ اسلام و استقلال کشور تلاش کنند.

تاکید بر پرداخت به موقع مطالبات مالی انگلیسیهای مقیم بوشهر
این نامه با اشاره به نقض توافق قبلی با کنسول انگلیس در بوشهر، بر لزوم پرداخت به موقع اقساط طلب انگلیسیها از عایدات گمرکات تأکید میکند. با ذکر نمونه مراقبت سایر نقاط سرحدی ایران در این زمینه، از انجمن ولایتی بوشهر خواسته میشود که از ثبت سابق دفتر گمرکات مطلع شده و قبض مصدق از بانک شاهی و کنسول انگلیس دریافت کنند. در پایان، هشدار داده میشود که تخلف از این امر موجب شکست امور و زحمت عمومی خواهد شد و در صورت وجود اشکال، درخواست اطلاعرسانی تلگرافی میشود.
لزوم تبعیت مجلس از قوانین اسلامی
متن با تأکید بر فداکاری مردم برای تأسیس مجلس آغاز میشود که هدف آن تأمین امنیت و رفاه مسلمانان است. در ادامه، به کاهش دشمنان مجلس اشاره شده و بیان میشود که با وجود این، برخی رقبا همچنان به تخریب مجلس میپردازند. سپس، از سلامت و بیغرضی وکلای مجلس دفاع شده و نسبتهای ناروا به مجلس، ناشی از خائنین و مفسدین دانسته میشود. در پایان، وظیفه مجلس در پیگیری ظلم و تخلفات قانونی تبیین شده و مجلس به عنوان وسیلهای برای اتحاد دولت و ملت معرفی میگردد که پس از آن، تضاد بین این دو از بین رفته و خیرخواه یکدیگر شدهاند.

اعلام جهاد علیه ایتالیا به سبب هجوم به طرابلس غرب (لیبی)
این فتوا با خطاب به عموم مسلمانان جهان آغاز میشود و بر وجوب جهاد در برابر دشمنان دین تأکید میکند. سپس به حمله ایتالیا به طرابلس غرب (لیبی) اشاره کرده و ویرانیها و کشتار مردم را یادآور میشود. در ادامه، مسلمانان را به دلیل سکوت در برابر این تجاوز سرزنش کرده و هشدار میدهد که دشمنان ممکن است به اماکن مقدس نیز حمله کنند. در پایان، مسلمانان را به توحید، رسالت، حفظ دین و دفاع از اسلام و وطن فرا میخواند و از آنها میخواهد که با اتحاد و بذل اموال، در برابر دشمنان بایستند و از غفلت بپرهیزند.
.jpeg&w=3840&q=75)




تأیید و حمایت از مشروطیت
متن با اعلام حمایت از مشروطیت آغاز میشود و نویسنده تأکید میکند که از ابتدا در جهت تقویت پایههای مشروطه تلاش کرده و هرگز از این هدف دست نکشیده است. در ادامه، مخالفت با مجلس را به منزله محاربه با امام زمان (عج) تلقی میکند. در پایان، آمادگی کامل خود را برای همکاری با انجمن اسلامی، متحصنین و سایر همراهان جهت ترویج مشروطه و خدمت به مجلس اعلام میدارد و منتظر دستور برای اقدامات لازم است.

رد همکاری با حاج شیخ فضل الله نوری
این تلگراف با ابراز تعجب از وضعیت پیشین کشور، به ظلم، تعدی، تعطیلی احکام اسلام و فروش ایران به بیگانگان اشاره میکند. سپس، مجلس مقدس را تنها امید ایرانیان برای رفع این معایب دانسته و بر آمادگی کامل برای حمایت از آن تأکید میکند. در ادامه، هرگونه اقدام علیه مجلس را تخریب شرع انور تلقی کرده و به مخالفان هشدار میدهد که از مخالفت دست بردارند، زیرا این اقدامات به خونریزی، غارت اموال و هتک ناموس مسلمانان منجر شده است. در پایان، از مخالفان میخواهد که از ادامه مخالفت خودداری کنند تا عواقب وخیمتری برای مسلمانان به بار نیاید.
تحریم کالاهای روسی، پرهیز از دو دستگی داخلی و اعتراض به تجاوز روسیه و انگلستان به ایران
این بیانیه با ابلاغ سلام به علمای اعلام، تجار و اهالی ایران آغاز میشود و به اطلاعرسانی درباره احکام الهی در حفظ اسلام و تأسیس مشروطیت میپردازد. سپس به اقدامات دولت روس در ایجاد نفاق و تفرقه در ایران و اشغال نظامی مناطق مختلف اشاره میکند و آن را منافی مقاصد اسلامی و در راستای از بین بردن استقلال ایران میداند. همچنین به تهدید دولت انگلیس برای اشغال بنادر فارس در صورت عدم تأمین امنیت اشاره شده است. در ادامه، بر لزوم کنار گذاشتن اختلافات داخلی و همکاری با دولت ایران تأکید میشود و تحریم کالاهای روسی را بر اساس عقل و دیانت اسلامی واجب میشمارد. در پایان، از ملت ایران خواسته میشود که با غیرت و حمیت اسلامی، توقف قشون روس و عدم ورود قشون انگلیس را به دول متمدنه از طریق سفرایشان در تهران اعتراض کنند و منتظر نتایج اقدامات هیئت علمیه نجف اشرف باشند.
تقاضای تعطیل انجمنهای رشت و تبعید مفسدان شهر
این نامه با اشاره به حرکت حجةالاسلام حاج ملا محمد خمامی، به حاج سید محمود روحانی توصیه میکند که به تلگراف مجلس توجه نکند. در ادامه، از او خواسته میشود که به مجلس تلگراف بزند تا تمام انجمنهای رشت تعطیل شده و دو نفر از مفسدان شهر از تهران تبعید شوند. نویسنده معتقد است که توقف در خارج از شهر رشت نتیجهبخش خواهد بود.
تبیین حقوق شهروندی و هشدار به مستبدان
متن با تبیین علت ذلت دولت و خرابی مملکت آغاز میشود که آن را ناشی از عدم آگاهی مردم به حقوق انسانی خود یا عدم توانایی مطالبه آن و بیتوجهی حاکمان به حقوق رعیت میداند. در ادامه، بر لزوم آگاهی مردم به حقوق خود به عنوان شهروندان یک وطن عزیز و مسئولیتپذیری در قبال آن تأکید میکند و از مردم میخواهد که سلطان را نیز فردی عادی بدانند که حقوق متقابل با رعیت دارد، نه مالکالرقاب. سپس، با خطاب به مستبدان، از آنها میخواهد که از ظلم و خیانت دست بردارند و با ملت همراهی کنند، چرا که مردم بیدار شدهاند و ظلم را نخواهند پذیرفت. در پایان، با خطاب به شاه، او را از گوش دادن به حرفهای خائنان برحذر میدارد و با استناد به آیات قرآن و وقایع تاریخی، عواقب حمایت از وزرای خائن را گوشزد میکند و از او میخواهد که به جای قرض گرفتن از اجانب و حیف و میل ثروت ملی توسط خائنان، به فکر استقلال و عزت کشور باشد.
تهدید به تلافی وابستگان دشمنان خارجی در غارت مردم جهرم
این فتوا با اشاره به اقدامات کفار داخلی در شیراز که به مثابه جاکشی برای کفار خارجی عمل کردهاند، عموم ملت غیور و اهل شریعت جهرم و سایر مناطق را به تلافی و جبران این ننگ و خواری فرا میخواند. در ادامه، از مسلمانان داخلی و خارجی، اعم از زنان و کودکان، خواسته میشود که متحد شده و برای حلال شمردن خون و مال این کفار حربی، آماده قتل و غنیمت گرفتن اموالشان باشند.

تقاضای انجام خواستهای انجمنهای تهران
متن با ابراز نگرانی از تحصن طولانیمدت نمایندگان انجمنهای ملی در مجلس و هیجان عمومی در تهران آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به حضور خود در دارالشورای کبری برای ساماندهی این وضعیت اشاره میکنند و خواستار توجه فوری و کامل اعلیحضرت شهریاری به مقاصد ملت میشوند. در پایان، با تأکید بر احتمال سرایت این هیجان به سایر ولایات، بر لزوم تسریع در توجهات ملوکانه برای آرامش خاطر ملت تأکید شده است.


نقد و رد نظرات سید نصرالله تقوی اخوی در مشروعیت و حقانیت برخی امور سیاسی
متن با توصیف وضعیت نامطلوب ایران در عصر حاضر آغاز میشود که در آن شیاطین انس و جن با لباس دین، مقاصد کفری خود را به مردم سادهلوح القا کرده و برخی علما را نیز فریب دادهاند. در ادامه، به نقد و رفع شبهات سیدنصرالله تقوی اخوی در مورد مشروعیت برخی امور نامشروع میپردازد. سپس، در قالب یک سؤال، به وضعیت شیعیان در گذشته و رهایی آنان از ذلت به واسطه تشکیل سلطنت شیعی اشاره میکند و از شورش بر علیه سلطان هممذهب و همکیش و پیامدهای منفی آن ابراز نگرانی میکند. در بخش پاسخ، سلطنت را حق خدا، رسول و نواب ایشان میداند و هر سلطنت خارج از این دایره را باطل و نامشروع میخواند. در ادامه، به نقش علما و مجتهدین به عنوان جانشینان ائمه در اداره امور و نیابت سلاطین از ایشان اشاره میکند و با استناد به روایات، مقام و منزلت مجتهدین را در عصر غیبت تبیین میکند و حکم آنان را نافذ و تمرّد از آن را در حد شرک به خدا میداند.

درخواست عزل رئیس گمرکات آذربایجان از محمدعلی شاه قاجار
این نامه با خطاب به محمدعلی شاه قاجار و از طریق صدر اعظم، به وضعیت کارمندان مسلمان گمرک و پست اشاره میکند که به دلیل تعدیات و توهینات مذهبی رؤسای فرنگی، دست از کار کشیدهاند. در ادامه، درخواست عزل رؤسای فرنگی و انتصاب یک رئیس ایرانی مطرح میشود و تأکید میگردد که در صورت لزوم، حضور یک مفتش فرنگی بلامانع است. در پایان، ابراز امیدواری میشود که پادشاه مسلمانان را مأیوس نکرده و کافران را بر آنان مسلط نخواهد ساخت.

درخواست اعزام ستارخان به گیلان
انجمن ایالتی گیلان از مجلس شورای ملی درخواست میکند که با توجه به خدمات ارزنده ستارخان و باقرخان و کسالت مزاج ستارخان، این دو نفر را برای تغییر آب و هوا و بدون تحمیل هزینه به دولت، به گیلان اعزام کند. این درخواست بر اساس تبرئه شدن این دو شخصیت از اتهامات مطرح شده در جراید و آمادگی اهالی گیلان برای استقبال از آنها مطرح شده است.
تطابق احکام اسلام و مقتضیات زمان
متن با تعریف عدل و مساوات در حقوق آغاز میشود و به تبیین حقوق نوعی و شخصی در اسلام میپردازد. سپس به وجوب سلطنت مشروطه اسلامی اشاره کرده و منکران آن را در شمار مشرکین قرار میدهد. در ادامه، احکام فروعی اسلام را به دو قسم قلبی و جوارحی تقسیم میکند و استبداد و خودخواهی را عامل خرابی ممالک و عدل و انصاف را موجب آبادانی میداند. در بخش بعدی، به اهمیت حفظ وطن از بیگانگان، افزایش ثروت، ترویج تجارت و تحصیل علم و درایت اشاره میکند و از دوری از ستمکاران و مراتب ظلم سخن میگوید. سپس احکام فروعی عملی اسلام را در سه دسته عبادات، معاملات و سیاسات بررسی میکند و فواید سیاسی و اجتماعی عباداتی چون طهارت، نماز، زکات، روزه، حج و جهاد را تشریح میکند. در ادامه، امر به معروف و نهی از منکر را معادل آزادی بیان و قلم مطابق با قوانین اسلامی میداند و به نقش آن در پیشرفت اقتصادی کشور اشاره میکند. در بخش پایانی، به لزوم وجود دو ریاست جسمانی (سلطان) و روحانی (علما) در ممالک اسلامی تأکید میکند و مشروطیت را نتیجه اصول و فروع محمدی میداند که با اجابت مظفرالدین شاه و تکمیل محمدعلی شاه محقق شده است. در نهایت، خطاب به متدینین، مخالفین و سیاسیون اروپا، مشروطیت را مطابق با شرع و موجب خیر و برکت برای ایران معرفی میکند و آن را نتیجه همکیشی و همعقیدگی ملت و شاه با علمای اسلام میداند.
اظهار افسوس از عدم تغییر اوضاع کشور و مردم پس از مشروطه
این شعر با ابراز شکرگزاری از مشروطه و سرافرازی ملت آغاز میشود. سپس به انتقاد از گروهی ستمکار میپردازد که باطن خونخوار دارند و در لباس علما، امرا و وکلا ظاهر میشوند و وضعیت کنونی را تکرار همان اوضاع گذشته میداند. در ادامه، شاعر با خطاب به وکلای ملت، از افزایش مشکلات و از دست رفتن عزت و امنیت کشور ابراز تأسف میکند و وضعیت مردم ایران را متزلزل و غرق در ذلت توصیف میکند. شعر با اظهار ناامیدی از عدم گشایش در اوضاع و نفرین بر ذلت و بیغیرتی پایان مییابد.
نحوه بازگرداندن حاج شیخ فضل الله نوری و همراهانش از آستان حضرت عبدالعظیم (ع) به تهران
در این سخنرانی، دو رویکرد برای بازگرداندن حاج شیخ فضلالله نوری و همراهانش از مهاجرت به آستان حضرت عبدالعظیم (ع) مطرح میشود. رویکرد اول، التماس و درخواست از آنها برای عدم تفرقه در میان مسلمانان است که گوینده آن را بیاثر میداند. رویکرد دوم، استفاده از زور و اجبار است که گوینده به شدت با آن مخالف است و معتقد است نباید به آنها لباس مظلومیت پوشاند. در ادامه، به موضوع توقیف دستگاه چاپ سنگی آنها اشاره میشود و گوینده بیان میکند که توقیف آن، به معنای حقانیت آنها تلقی خواهد شد و قلم و زبان را نمیتوان توقیف کرد. در پایان، به مسئله تکفیر از سوی آنها پرداخته میشود و گوینده تأکید میکند که باید از کفر ترسید، نه از تکفیر.
همراهی با مجلس شورا و علمای مشروطهخواه
این تلگراف به مجلس شورای ملی ارسال شده و در آن، علما، تجار و اهالی اصفهان آمادگی کامل خود را برای همراهی با مجلس و اجرای اوامر آن اعلام میکنند. همچنین، بر تأمین امنیت و ثبات قدم در پیشبرد اهداف مجلس تأکید شده است.


تصمیم آخوند خراسانی به منظور حرکت به سوی ایران در اعتراض به مداخله روسیه در امور کشور
در پی مداخله روسیه در امور ایران، مدرسان حوزههای علمیه درسها را تعطیل کرده و آیتالله خراسانی به همراه دیگر حجج اسلام آماده حرکت به سوی ایران میشوند. این تصمیم به اطلاع تمام مراکز اسلامی رسانده میشود.
تلازم اسلام و پیشرفت
متن با اشاره به تصورات غلط برخی افراد در سی سال گذشته آغاز میشود که معتقد بودند اسلام نمیتواند حقیقت غرب را درک کند و این درک منجر به سقوط اسلام خواهد شد. سپس به دیدگاه مسیو راک در پنج سال قبل اشاره میکند که گمان میکرد با افزایش تأثیرات غرب، اسلام ضعیفتر میشود. در ادامه، با ذکر نمونههایی از نهضتهای اسلامی در آفریقا (مانند متمهدی و اشاش) و گسترش اسلام در جنوب آفریقا، این دیدگاهها را رد میکند. متن به تضعیف سایر ادیان در برابر اسلام، ایجاد شهرها و قوانین منظم در مناطق اسلامی و عدم تأثیرگذاری انگلیس بر هندیها اشاره دارد. همچنین، نهضت وطنیه در دولت عثمانی را به عنوان نمونهای از پیشرفت بدون تخلف از قواعد اسلامی مطرح میکند. در پایان، این تحولات را به مثابه «مشروب تازه در شیشههای کهنه» توصیف کرده و بر لزوم تأمل کامل و تدریس این موضوع برای دولت انگلیس به منظور مصلحت وطنیه تأکید میکند.
اظهار تأسف از استیلاى استعمارگران بر سرزمینهای اسلامی و لزوم کسب علوم و فنون جدید توسط مسلمانان
متن با تبریک به مدیر روزنامه حبلالمتین برای تلاشهای هشتساله در بیداری مسلمانان آغاز میشود. سپس به لزوم هوشیاری مسلمانان در برابر استعمارگران و عواقب بیتفاوتی اشاره میکند. در ادامه، نقش علما را در تشویق مردم به کسب علوم و صنایع جدید و نجات کشور از وابستگی به اجانب برجسته میسازد و بر لزوم مشورت سلاطین اسلامی با علما تأکید میکند. در بخش بعدی، با ذکر نمونههایی از وضعیت اسفبار مسلمانان در مناطق مختلف جهان اسلام تحت سلطه بیگانگان، از جمله تخریب مساجد و مهاجرت اجباری، به مخاطبان هشدار میدهد. در پایان، با اشاره به خطر از دست رفتن اماکن مقدسه اسلامی مانند مکه، از عموم مسلمانان، سلاطین و علما میخواهد که هوشیار باشند و برای حفظ استقلال و شریعت چارهاندیشی کنند.
حفظ استقلال و پیشرفت کشور، مهمترین مصلحت و تکلیف ایرانیان مسلمان
این استفتاء با طرح وضعیت بحرانی کشور به دلیل تسلط بیگانگان و استبداد داخلی آغاز میشود. در ادامه، پرسشهایی درباره جواز و وجوب مداخله علما و عقلا برای جلوگیری از استبداد، اصلاح امور سیاسی و مملکتی، و کاهش ظلم و فساد مطرح میشود. استفتاء به وضعیت نابسامان مالیات، رشوه و مهاجرت مردم اشاره کرده و لزوم وضع قوانین و اجرای مساوات را خواستار میشود. در پاسخ، اهتمام به کاهش ظلم، رفع ناامنی، آبادانی کشور و حفظ استقلال در برابر دشمنان از مهمترین تکالیف مسلمانان دانسته شده و بر لزوم انتظام صحیح امور برای حفظ دولت اسلامی تأکید میشود.

اسلام، دین جامع و برنامه کامل دنیا و آخرت، و لزوم اقتباس آگاهانه و هوشمندانه از تمدن غرب
متن با اشاره به حدیث «بَدَاَ غَریباً وَ سَیَعوُدُ غَریبأً» آغاز میشود و به مفهوم غربت اسلام به معنای مهجوریت و مجهولالقدر بودن آن میپردازد. سپس به تاریخ پر فراز و نشیب اسلام و مصیبتهایی که بر آن گذشته، اشاره میکند و از عظمت گذشته اسلام و ذلت کنونی آن ابراز تأسف میکند. نویسنده بر این باور است که اسلام دینی جامع است که تمام شئون دنیا و آخرت، از جمله قواعد سیاسی و اقتصادی را در بر میگیرد و نیازی به الگوبرداری از دیگران ندارد. در ادامه، به لزوم تفکیک فکر صحیح از سقیم و معیار قرار دادن کتاب و سنت برای افکار اشاره میکند. نویسنده همچنین به این نکته میپردازد که اروپاییان بسیاری از پیشرفتهای خود را از اسلام گرفتهاند و مسلمانان نیز باید با هوشمندی و بدون تعصب، آنچه را که مانع شرعی ندارد از تمدن غرب اخذ کنند. در پایان، به وضعیت نابسامان ایران پس از مشروطیت و عدم پیشرفت آن اشاره کرده و ریشه مشکلات را در عدم تطابق قوانین با شرع و عدم فهماندن حسن قوانین به مردم میداند و تأکید میکند که قوانین باید با منطق و شرع به مردم تفهیم شوند، نه با زور.

رواج آشوب و ناامنی در کشور و عدم رسیدگی دولتمردان به آن
این نامه با اشاره به درخواستهای مکرر اهالی و انجمن ایالتی گیلان برای استیضاح و محاکمه سردار محیی که بیپاسخ مانده است، آغاز میشود. در ادامه، به گسترش ناامنی و آشوب از نقاط جنوبی و اطراف تهران به مناطق شاهسون، اردبیل، آستارا، خلخال و گرگانرود اشاره شده و نگرانی از هجوم به انزلی و رشت ابراز میشود. نامه از سپهدار اعظم به دلیل عدم حضور در مجلس و عدم مداخله در امور انتقاد کرده و از او میخواهد که به درخواستهای قانونی انجمن و اهالی رسیدگی کرده و برای تأمین امنیت و جلوگیری از پیشروی شاهسونها اقدام فوری انجام دهد.
تشویق به تولید و مصرف کالای وطنی
متن با بیان اهمیت تجارت و جایگاه آن در سیاست و اقتصاد آغاز میشود. سپس به مقایسه تجارت رایج در اروپا که بر پایه تولید و صادرات محصولات صنعتی است با وضعیت ایران میپردازد که مواد اولیه را صادر و کالاهای بیارزش وارد میکند. نویسنده این وضعیت را عامل فقر، بیکاری و از دست رفتن سرمایه ملی میداند و بر لزوم اکتفا به تولیدات داخلی تأکید میکند. در ادامه، راهکار اصلی برای ترویج مصرف کالای وطنی را دخالت و حمایت شاهانه معرفی میکند، با این استدلال که مردم از روش حاکمان خود پیروی میکنند. در پایان، از شاه درخواست میشود که خود و درباریانش از منسوجات داخلی استفاده کنند تا این امر به الگویی برای عموم مردم تبدیل شود و موجب ترقی مملکت و ثروت ملت گردد.
لزوم مقابله با تجاوزات مرزی عثمانی
متن با اشاره به انجماد خون و کاهش حس ملیت در شصت سال اخیر آغاز میشود و بیان میکند که دولتهای خارجی قصد دارند ملت ایران را مطیع خود سازند، در حالی که ملت خواهان آزادی و برابری حقوق با دیگران است. در ادامه، به تجاوزات مرزی همسایگان (عثمانی) اشاره شده و از ورود قشون بیگانه به خاک ایران انتقاد میشود. نویسنده از پاسخهای وزیر امور خارجه در مجلس که اقدامات لازم را وعده میدهد، ابراز نارضایتی کرده و تأکید میکند که تا زمانی که علمای کشور در راه دفاع از مرزها و ناموس ملت به خون خود آغشته نشوند، اجازه ورود به هیچ متجاوزی را نخواهند داد.
اقتدار مجلس شورای ملی در برکناری رضاخان سردارسپه، وزیر جنگ
سید حسن مدرس در مجلس شورای ملی، به خدمات و دستاوردهای مجلس در رفع قرارداد ۱۹۱۹ و دفع پلیس جنوب اشاره میکند. او سپس به موضوع امنیت در کشور میپردازد و با انتقاد از نمایندگانی که در پرده سخن میگویند، بر قدرت مجلس در عزل رئیسالوزرا و حتی تغییر سلطنت تأکید میکند. مدرس با یادآوری دفع سالارالدوله و محمدعلی میرزا توسط مجلس، بیان میکند که مجلس توانایی عزل رضاخان، وزیر جنگ، را نیز دارد و نباید از او ترسید. او از نمایندگان میخواهد که به جای حرفهای کنایهآمیز و لایحهخوانی، قوامالسلطنه را استیضاح کرده و تصمیمات عملی برای صلاح مملکت بگیرند. در پایان، مدرس با تأکید بر قدرت مجلس در برابر هر مزاحمتی، عقیده خود را درباره وزیر جنگ (رضاخان) اینگونه بیان میکند که منافع او اساسی و مضارش فرعی است و باید برای رفع معایب و افزایش منافع او تلاش کرد، اما در نهایت تابع نظر اکثریت مجلس خواهد بود.

تشکر از مدیر روزنامه حبل المتین جهت حمایت از شرکت (نساجی) اسلامیه
متن با ابراز خرسندی از حمایت روزنامه حبلالمتین از شرکت اسلامیه و ترویج منسوجات داخلی آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم تلاش برای گسترش استفاده از محصولات داخلی و قطع وابستگی به کالاهای خارجی تأکید شده است. سپس، با تأیید این نکته که صنایع ایرانی هنوز برای رفع کامل نیازهای ملت کافی نیستند، امیدواری به پیشرفت روزافزون صنایع داخلی با اهتمام علما و توجه مردم ابراز میشود. در پایان، نویسنده با نظر مدیر روزنامه مبنی بر عدم حرمتگذاری بر منسوجات خارجی در شرایط فعلی موافقت کرده و توضیح میدهد که تا زمانی که محصولات داخلی کفایت نیازهای مسلمانان را نکند، اقدامی برای منع استفاده از کالاهای خارجی صورت نخواهد گرفت و بر لزوم تکمیل صنایع داخلی و تشویق مردم به استفاده از آنها تأکید میکند.

معنی و فواید سلطنت مشروطه
متن با حمد و سپاس الهی و صلوات بر پیامبر و آل او آغاز میشود. نویسنده پس از ورود به ایران، وضعیت پریشان مردم و ظلم استبداد را مشاهده کرده و به ضرورت مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی اشاره میکند. او هدف از نگارش این رساله را تبیین حقیقت مشروطیت برای رفع ابهامات و شبهات برخی مستبدین و عوام میداند و تأکید میکند که مشروطیت با دین و عقاید مذهبی منافاتی ندارد. سپس به تفاوت سلطنت مطلقه و مشروطه میپردازد و سلطنت مطلقه را عامل عقبماندگی و ذلت ملت و دولت معرفی میکند. در مقابل، سلطنت مشروطه را موجب ترقی، عدالت، امنیت و ثروت میداند و به پیشرفت کشورهای اروپایی به واسطه این نوع حکومت اشاره میکند. نویسنده در ادامه به اهمیت قانون، ثروت (با تعریف جدید آن بر پایه علم و صنعت)، ملت، مملکت، سلطنت و وطن میپردازد. در بخش دوم، به تفصیل به مزایای سلطنت مشروطه از جمله محدودیت قدرت سلطان، مسئولیتپذیری وزرا، مساوات در برابر قانون و نقش مجلس در اداره امور کشور اشاره میکند. در خاتمه، به نکاتی در خصوص استقرار مشروطیت، لزوم تطابق قوانین با شرع، اهمیت انتخاب وکلای عالم و عادل، تشکیل انجمنهای صنفی، حفظ شئونات طبقات مختلف، عدم دخالت در عقاید مذهبی و لزوم اصلاح وضعیت موقوفات و توسعه مدارس و صنایع میپردازد. در پایان، بر لزوم تفکیک قوای سهگانه مقننه، قضائیه و اجراییه برای دستیابی به ثروت، آبادانی و امنیت تأکید میکند و با دعایی برای پادشاه، علما، وکلا و وزرا به پایان میرسد.
عدم اقتباس از دولتهای خارجی
سید عبدالله بهبهانی در سخنانی از نمایندگان مجلس درخواست میکند که در هنگام طرح قوانین، از استناد صرف به اقدامات دولتهای خارجی پرهیز کنند. او دلیل این درخواست را عدم درک عوام و احتمال سوءتفاهم میداند. بهبهانی تأکید میکند که ایران دارای قوانین و قرآن است و اگرچه میتوان به اقدامات خارجی اشاره کرد، اما باید توضیح داده شود که این اقدامات بر پایه حکمت و قوانین شرع بوده است.

شرح اوضاع نابسامان کشور و مذمت بی تفاوتی و بی عملی مسئولان
متن با اشاره به ویرانی بیسابقه ایران در مقایسه با سایر کشورها آغاز میشود و به عدم اقدام قاطع ملت برای رفع نواقص و تحکیم مشروطه اشاره میکند. در ادامه، وضعیت آشفته کشور، فساد مسئولان، ظلم به رعایا و تجاوزات به مال و ناموس مردم را به تفصیل شرح میدهد. سپس، نویسنده با لحنی تند، مسئولان حکومتی، نظامیان و افراد بیکفایت را به دلیل بیتفاوتی و خالی کردن خزانه کشور مورد سرزنش قرار میدهد. در پایان، از وکلای مجلس میخواهد که به وظایف خود عمل کنند و از شاه میخواهد که از مجلس حمایت کرده و به سخنان مستبدین توجه نکند. متن با هشدار درباره عواقب تزلزل در ارکان مشروطیت و از دست رفتن ایران به پایان میرسد.
ناامنی در آذربایجان و انتقاد از تندروی مشروطهخواهان تبریز
وضعیت نابسامان ساوجبلاغ و درگیری اکراد با شاهزاده فرمانفرما و غارت اموال او تشریح شده است. نویسنده به هرزهکاری اراذل و اوباش و آدمکشی و سلب اموال اشاره میکند که باعث تنفر عمومی شده است. او از اواخر ربیعالآخر، که به گفته او، آغاز درخواستهای بیاساس برای قانون بود، وضعیت را رو به وخامت میداند. نویسنده تأکید میکند که با وجود تلاشهایش برای امر به معروف و نهی از منکر و کنارهگیری از انجمنها، هشدارهایش درباره تهدیدات خارجی و عواقب حرکات شنیع مشروطهخواهان نادیده گرفته شده است. او با وجود پایبندی به مشروطهخواهی، حرکات وحشیانه را محکوم میکند و بیان میدارد که مردم به استبداد قدیم راغب شدهاند. در پایان، به درگیریهای اخیر تهران و تبریز اشاره میکند و با یادآوری نامهای قدیمی و شعری، از بیتوجهی به هشدارهایش درباره آسیب رساندن حرکات جاهلانه به اساس مشروطه ابراز تأسف میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد از دولتمردان و نهادهای حکومتی دوره ناصری
متن با اشاره به قتل امیرکبیر، وضعیت نابسامان مملکت پس از او را توصیف میکند. در ادامه، به نفوذ فزاینده دولتهای روس و انگلیس در امور داخلی ایران و تبدیل شدن بزرگان کشور به ابزاری برای منافع بیگانگان میپردازد. سپس، به فقدان عدلیه و اجرای قانون شریعت در کشور اشاره میکند و فساد گسترده در دستگاه قضا و سوءاستفاده ملاها و حکام از موقعیت خود را شرح میدهد. در بخش بعدی، نحوه واگذاری حکومت ولایات به بالاترین پیشنهاددهنده بدون در نظر گرفتن لیاقت و فساد مالی گسترده در این فرآیند را بیان میکند. همچنین، به ظلم و ستم حکام و اتباعشان بر مردم، تحمیل هزینههای گزاف به روستاییان و سوءاستفاده از موقعیت برای جمعآوری ثروت اشاره دارد. در ادامه، به وضعیت نابسامان ارتش، فساد در وزارتخانههای عدلیه، معارف، مالیه، بحریه و خارجه میپردازد و ضعف و بیکفایتی این نهادها را تشریح میکند. سپس، به از دست رفتن بخشهایی از خاک ایران به دست روس و انگلیس و نفوذ این کشورها در دربار و میان رجال ایرانی اشاره میکند. در پایان، به وضعیت اخلاقی و اجتماعی مردم ایران و ترویج خرافات و تفرقه میان آنان میپردازد و ناصرالدین شاه را فردی با عقاید مذهبی ساده اما بدون عمل به فروع دین، زنپرست و علاقهمند به افراد بیرحم و مغرور معرفی میکند که به جای اصلاحات اساسی، به عیش و خوشگذرانی خود اهمیت میداد.
درخواست لغو جمهوریت از رضاخان سردار سپه و پذیرش آن از سوی وی
متن با خطاب به حجج اسلام، اعیان، تجار، اصناف و عموم ملت ایران آغاز میشود. در ادامه، به اظهاراتی در مورد تشکیل جمهوریت اشاره شده که مورد رضایت عمومی نبوده و با مقتضیات کشور سازگاری نداشته است. سپس بیان میشود که در زمان حضور رئیسالوزراء (رضاخان) در قم، درخواست لغو عنوان جمهوریت و ابطال اظهارات مربوط به آن و همچنین اعلام این تصمیم به سراسر کشور مطرح شده و مورد پذیرش قرار گرفته است. در پایان، از عموم خواسته میشود که قدر این نعمت را دانسته و از این عنایت تشکر کنند.



اتحاد دولتهای اسلامی تنها راه برون رفت از استعمار اروپایی
متن با اشاره به تاریخ اروپا و ضعف آلمان در برابر مراکش آغاز میشود و سپس به نقش بیسمارک در اتحاد آلمان و تبدیل آن به یک قدرت بزرگ میپردازد. در ادامه، به الگوبرداری ایالات متحده آمریکا از این اتحاد اشاره میکند. سپس، وضعیت اسفبار ممالک اسلامی را در نتیجه تفرقه و ضعف داخلی تشریح کرده و از دست رفتن سرزمینهای اسلامی را مورد سؤال قرار میدهد. در نهایت، سید جمالالدین افغانی را به عنوان «طبیب سیاسی» اسلام معرفی میکند که طرح اتحاد اسلامی را بر اساس الگوی بیسمارک برای نجات مسلمانان ارائه داده است. متن با تأکید بر اینکه تنها راه نجات و حیات مسلمانان در گذشته، حال و آینده، اتحاد است، به پایان میرسد.

توصیف جنگ روسیه و ژاپن و استعمار هند توسط انگلستان
این شعر با توصیف صحنهای از حمله گرگ به گله و سگ نگهبان آغاز میشود. سپس با استفاده از استعاره، به وضعیت هند تحت استعمار انگلستان و جنگ روسیه و ژاپن میپردازد. شاعر، انگلستان را به چوپانی تشبیه میکند که هند را به دام حیله خود گرفتار کرده و روسیه و ژاپن را به گرگهای گرسنهای که به جان هم افتادهاند. در پایان، شاعر با لحنی امیدوارانه، پیشبینی میکند که این قدرتهای استعماری و متخاصم سرانجام به دست روزگار نابود خواهند شد و عدالت برقرار خواهد گشت.

تسریع در تصویب قوانین
متن با تأکید بر لزوم اجرای قوانین شرعیه که پیش از این معطل مانده بودند، آغاز میشود. در ادامه، به نقش علمای اعلام و مجلس مقدس در تأیید و اجرای این احکام اشاره دارد. سپس، با استناد به سخنان مستشارالدوله، قوانین عدلیه را به دو دسته شرعیات و اداری تقسیم میکند و بیان میدارد که قوانین شرعی باید به تأیید علما برسد، در حالی که قوانین اداری باید سریعتر در مجلس تصویب شوند.
دلایل مخالفت علمای مهاجر، با روند مجلس و مشروطه و انگیزه مهاجرت خود
این بیانیه با اشاره به نامهای از علمای نجف به ملا محمدعلی مجتهد رستمآبادی، به تشریح وضعیت مجلس شورای ملی میپردازد. در ابتدا، به جایگاه شریعت اسلام به عنوان تنها قانونگذار و نفی آزادی و مساوات غربی که در مجلس مطرح شده، اشاره میکند. سپس، به نقد وکلای مجلس میپردازد که بدون وکالت مردم، خود را نماینده معرفی کرده و مفاهیم آزادی و مساوات را از غرب وارد کردهاند. در ادامه، به تبلیغات گسترده و فریبنده برخی واعظین و روزنامهها در ترویج مشروطه و مساوات اشاره میکند که مردم را به اشتباه انداختهاند. بیانیه تأکید میکند که قانون مشروطه فعلی، لباسی دوخته شده برای فرنگستان است که با مبانی دین اسلام در تضاد است و قوانین الهی را نادیده میگیرد. در پایان، به مهاجرت علمای اعلام به رهبری شیخ فضلالله نوری به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره میکند که برای تصحیح و تنظیم مجلس بر اساس شرایط شرعی و زدودن اختلافات تلاش میکنند و خواستار امنیت و آرامش برای کشور هستند.
انتقاد از تغییر بیدلیل رئیس توپچیان ملایر
این نامه با اشاره به سابقه طولانی و رضایتبخش ریاست سیفالله خان میرپنچ و سلیمان خان سرتیپ بر توپچیان مهندس ملایر، به تغییر ناگهانی و بیدلیل این مسئولیت و واگذاری آن به مهدی خان قوامدیوان، پسر حسن آقای کردخوردی، اعتراض میکند. نویسندگان با یادآوری سابقه سوء اعمال و اغراض اولاد حسن آقا نسبت به اهالی ملایر و ارسال عرایض جعلی، از دولت میپرسند که با چه ملاحظهای این تغییر صورت گرفته است. در پایان، درخواست میشود که پاسخ این اعتراض از طریق جریده مجلس اعلام شود تا مردم قانع شوند که کاری خلاف قانون انجام نشده است، در غیر این صورت، تا پای جان در برابر این اقدام غیرقانونی مقاومت خواهند کرد.
اقتباس آگاهانه و هوشمندانه از تمدن غرب
متن با اشاره به آیه «اَفَغَیرَ دین اللهِ یَبغُونَ» آغاز میشود و به تغییرات مداوم در افکار و احوال بشر در طول اعصار میپردازد. نویسنده با ذکر مثالهایی از تاریخ ایران و جهان، نشان میدهد که چگونه دیدگاهها و اکتشافات علمی و فلسفی پیوسته در حال دگرگونی هستند و هیچ نظریهای ثابت و ابدی نیست. در ادامه، به نقد رویکرد تقلید کورکورانه از تمدن غرب میپردازد و تأکید میکند که در اروپا نیز اختلافات فکری و فلسفی بسیاری وجود دارد و نباید هر آنچه از غرب میآید را بدون چون و چرا پذیرفت. نویسنده از مسافران ایرانی به اروپا و ارباب جراید میخواهد که در انتقال دستاوردهای غربی، اصول صحیح و مفید را از مفاسد و مضرات جدا کنند و به حفظ دیانت و ملیت ایرانی توجه داشته باشند. در پایان، به اهمیت صنعت، زراعت، فلاحت و تجارت برای استقلال و ترقی کشور اشاره میکند و از پرداختن به مسائل فرعی و تفرقهافکنانه مانند حجاب زنان، در شرایطی که کشور نیاز به اصلاحات اساسی اقتصادی و اجتماعی دارد، انتقاد میکند و مسئولیت مفسدههای اخلاقی و اجتماعی را بر عهده ارباب قلم میداند.
درخواست بازگشت حاج شیخ فضل الله نوری و دیگر علما از مهاجرت به حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با درخواست از حجج اسلام برای توقف مهاجرت یا بازگشت آغاز میشود. در ادامه، به این نکته اشاره شده که به برکت حضرت حجت (عج)، امور به بهترین نحو اصلاح خواهد شد. سپس، به تکمیل قانون مجلس شورا با لایحهای خاص اشاره شده و موافقت با مجلس را لازمه خیرخواهی برای مسلمانان دانسته است.
تبعیت از دستورات مراجع مشروط خواه نجف در برابر متجاوزان روس و انگلیس
این تلگراف با اشاره به اقدامات ظالمانه دولتهای روسیه و انگلستان و تجاوزات آنها که منجر به تضعیف استقلال ایران شده، آغاز میشود. در ادامه، رفع اختلافات داخلی به واسطه اقدامات حکومت و همراهی ملت اعلام شده و بر آمادگی اهالی برای همراهی با مقاصد مراجع تقلید و مجلس شورای ملی با بذل جان و مال تأکید میگردد. در پایان، درخواست میشود که این مشروحه در روزنامهها درج شود تا به اطلاع وکلای مجلس برسد و خدمات صمیمانه مورد قبول واقع شود.
تأکید مجدد بر تشکیل عدالتخانه
متن با رد شایعه جهاد علیه پادشاه مسلمان آغاز میشود و بر مطالبه حقوق از طریق مسالمتآمیز و با استناد به قرآن و دعا تأکید دارد. در ادامه، از مردم تهران خواسته میشود تا برای ارائه عریضهای دیگر به شاه و اتمام حجت صبر کنند تا مظلومیت به جهانیان رسانده شود. سپس، با قسم به قرآن، هرگونه دریافت پول برای این حرکت تکذیب شده و آمادگی برای فداکاری در راه آزادی ملت و نجات وطن اعلام میشود. متن با تأکید بر عدم آرامش تا تشکیل عدالتخانه و هدف اصلی جلوگیری از خونریزی و تاراج اموال مردم به پایان میرسد.

تبیین مستدل و ملایم اصول و مبانی مشروطیت و پرهیز از خشونت در کلام
این متن با تأکید بر لزوم گفتار ملایم و پرهیز از خشونت در ترویج مشروطیت آغاز میشود. نویسنده بیان میکند که دانشمندان باید سخن را به اندازه عقول مخاطبان بگویند و تندی در کلام، موجب تنفر و ایجاد فتنه است. سپس به اهمیت اتحاد و همدلی ملت ایران برای استقلال و اجرای صحیح قانون اساسی در مشروطیت اشاره میکند و نقش دانشمندان و روزنامهنگاران را در آگاهسازی مردم از عقاید جدید و ترک عادات استبدادی با زبانی شیرین و عباراتی نمکین، برجسته میسازد. در ادامه، به توحید به عنوان اصل اعظم دین اسلام و فصل اول متمم قانون اساسی اشاره کرده و سلطنت مشروطه را ودیعهای الهی میداند که از طریق ملت به پادشاه تفویض شده است. نویسنده به نقد روزنامهنگاری میپردازد که در مورد نصب سلطنت، اراده ایرانیان و تقدیر آسمانی را دخالت نمیدهد و این را از مندرجات قدیمه میشمارد. در پایان، با استناد به اصل سی و پنجم متمم قانون اساسی، که سلطنت را موهبتی الهی از طرف ملت به پادشاه میداند، از مجلس و روزنامهنگاران میخواهد که این اقوال را جبران کرده و ملت را امیدوار سازند.
اتحاد ملی برای بیرون راندن متجاوزان انگلیس و روس از کشور
مقاله با اشاره به افزایش نفوذ مأموران روس و انگلیس در ایران و دخالت مستقیم آنها در امور داخلی کشور آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به مقایسه وضعیت کنونی با دوره استبداد میپردازد و بیان میکند که چگونه این دخالتها استقلال ایران را تهدید میکند. سپس با بررسی تاریخ تصرفات روس در قفقاز و انگلیس در هند، نشان میدهد که اقدامات فعلی آنها در ایران مشابه و حتی شدیدتر از گذشته است. مقاله به این نکته اشاره میکند که سیاستهای ظاهراً متضاد روس و انگلیس در ایران (حمایت یکی از استبداد و دیگری از مشروطیت) در واقع یک «جنگ زرگری» و در راستای منافع مشترک آنها برای تضعیف ایران است. در بخش بعدی، نویسنده به بیتفاوتی و غفلت ایرانیان در برابر این نفوذ اشاره کرده و آن را با هوشیاری حاکمان افغانستان در جلوگیری از نفوذ بیگانگان مقایسه میکند. در پایان، مقاله بر لزوم اتحاد ملی، بیداری حس وطنخواهی و دیانتمداری در میان مردم، علما و وعاظ تأکید میکند و هرگونه اقدام مخل امنیت و استقلال کشور را واجبالقتل میداند. همچنین، از روحانیون و مسئولین میخواهد که با تشکیل یک قوه قاهره نظامی، امنیت و استقلال کشور را تضمین کنند.
شکایت از اشوب و ناامنی در استرآباد به سبب نبود حاکم
این تلگراف به مجلس شورای ملی، وضعیت بحرانی استرآباد را به دلیل نبود حاکم و افزایش ناامنیها تشریح میکند. متن با اشاره به اهمیت استرآباد به عنوان دروازه ایران، از گسترش فتنه و آشوب در منطقه خبر میدهد که باعث وحشت عمومی و تعطیلی ادارات دولتی شده است. در ادامه، به بیتوجهی مسئولین به گزارشهای مکرر درباره بیحکومتی و اقدامات تحریکآمیز فردی به نام سالار اکرم هزار جریبی اشاره شده و هشدار داده میشود که در صورت عدم اقدام فوری، فتنهای بزرگتر از اردبیل در راه خواهد بود.
انتصاب علمای ناظر بر مصوبات مجلس توسط مراجع مشروطهخواه نجف
متن با خطاب به دارالشورای کبری آغاز میشود. در ادامه، به اصل دوم متمم قانون اساسی اشاره شده که بر اساس آن، پنج نفر یا بیشتر از علمای اعلام باید عضو دارالشورای کبری باشند. با توجه به اینکه این اصل در دوره اول مجلس شورای ملی اجرا نشده و ناقص مانده است، درخواست میشود که این موضوع به اطلاع مراجع نجف اشرف رسانده شود تا با اجرای آن، امیدواری عموم مسلمین فراهم آید.
فتوای مجلس شورا
متن با تبیین دو فایده اصلی مجلس شورای ملی آغاز میشود: حفظ قواعد سیاسی و نوامیس طبیعی کشور و ملت، و همچنین ابداع و تغییر قوانین سیاسی متناسب با زمان و مصلحت. در ادامه، قوانین سیاسی به دو دسته الهی و مُلکی تقسیم میشوند؛ قوانین الهی را تغییرناپذیر و قوانین مُلکی را حاصل خرد جمعی دانشمندان و عقلا میداند که با اکثریت آرا تصویب شده و پس از تأیید شاه، برای اجرا به وزارتخانهها ابلاغ میگردند. نویسنده با تشبیه مجلس شورا به مغز و وزارتخانهها به اعضای بدن، بر لزوم هماهنگی و سلامت هر دو بخش برای پایداری دولت تأکید میکند. در پایان، با اشاره به پیشرفتهای تمدنی، اعضای مجلس و دولت را به همکاری و همیاری برای آبادانی و پیشرفت کشور فرا میخواند.
لزوم تشکیل ارتش ملی و امیدواری به اصلاح امور به ریاست ناصرالملك
متن با ابراز امیدواری به کفایت و درایت هیئت وزرا آغاز میشود، اما نگرانی خود را از وضعیت ایالت فارس، جنوب کشور و مشکلات داخلی و خارجی ابراز میکند. سپس با اشاره به بلاهایی که دشمنان از طریق تفرقه و جنگهای داخلی بر سر ایران آوردهاند، از رجال کشور میخواهد که با اتحاد و وطنپرستی، حق دینپرستی را ادا کرده و آلت دست دشمن نشوند. در ادامه، از هیئت وزرا میخواهد که با کمک علما، امرا و ملت، به اصلاحات لازم بپردازند، بهانههای اجانب را قطع کنند و مالیات را صرف تشکیل نیروی نظامی نمایند. در بخش دوم، خطاب به نایبالسلطنه (ناصرالملک) تأکید میشود که در این شرایط حساس، بازگشت او به کشور برای نجات وطن اسلامی و احیای حیات آن، از مهمترین واجبات است و نباید در این امر تأخیر کند.


هشدار و تهدید حاج شیخ فضل الله نوری
سخنرانی با قسم به حضرت حجت آغاز میشود و بر اهمیت و جایگاه مجلس شورای ملی تأکید میکند. در ادامه، به تلاشهای صورتگرفته برای برپایی مجلس اشاره شده و مخالفت برخی از اهل علم با آن، بهویژه حاج شیخ فضلالله نوری، مورد انتقاد قرار میگیرد. سخنران، ضمن تهدید تلویحی مخالفان به افشای نام و تحریک مردم علیه آنان، از نمایندگان میخواهد که با اطمینان و قوت قلب به کار خود ادامه دهند و مجلس را برهمخوردنی ندانند. در پایان، به تلاشهای حاج شیخ فضلالله نوری برای کسب ریاست در مجلس و سپس تخریب آن با دریافت پول از شاه اشاره شده و از برادران خواسته میشود که در این باره سکوت کنند.

ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت، و استقرار عدالت و امنیت در کشور

تشکر از سردار ارفع (شیخ خزعل) به سبب حفظ و حراست از مرزهای کشور و ایجاد امنیت در خوزستان
متن با ستایش از خدمات سردار ارفع در حفظ مرزهای اسلامی و ایجاد امنیت در خوزستان آغاز میشود. سپس به این نکته اشاره میکند که اگر تعداد بیشتری از افراد با همت و غیرت سردار ارفع در کشور وجود داشتند، ایران دچار مشکلات ناشی از دخالت بیگانگان نمیشد. در ادامه، ضمن تأکید بر غیرت و وطندوستی سرداران مرزی، سردار ارفع را به دلیل آگاهی از رموز سیاست زمانه و عدم تأثیرپذیری از مکر اجانب، متمایز میداند. متن به سایر سرداران و رؤسای مرزی هشدار میدهد که فریب بیگانگان را نخورند و از ایجاد فتنه و اغتشاش داخلی بپرهیزند، چرا که این وضعیت به از دست رفتن استقلال کشور و ذلت در برابر اجانب منجر خواهد شد. در پایان، از رؤسا و سرحدداران خواسته میشود که با اتحاد و رفع اغتشاشات داخلی، از دادن بهانه به دست بیگانگان خودداری کنند و از سردار ارفع نیز انتظار میرود که بیش از پیش در حفظ اسلام و نشر معارف از طریق تأسیس مدارس و مکاتب بکوشد.
ناتوانی و واهمه دولت ایران در بیرون راندن قوای اشغالگر روس
متن با تأکید بر اهمیت اجتماع، ارتباط و نیاز بشر به عدل و مساوات آغاز میشود که تنها از طریق قانون و حاکمیت مطلق آن قابل دستیابی است. در ادامه، نقش وکلای ملت و آحاد مردم در حفظ و اجرای قانون و لزوم بیغرضی در این مسیر تبیین میشود و به عنوان نمونه، به بیغرضی خالد بن ولید در صدر اسلام اشاره میکند. سپس، به وضعیت اسفبار ایران در آن زمان میپردازد و به نقش روسها در ایجاد اغتشاش، تطمیع مفسدین و تحریک افراد برای تضعیف دولت و حفظ قوای اشغالگر خود اشاره میکند. در پایان، به نمونههایی از خیانتها و اقدامات عوامل روس مانند رشیدالملک در اردبیل و نارضایتی مردم تبریز از مخبرالسلطنه به دلیل ترس از روسها و همچنین اقدامات دولت برای سرکوب یاغیان و مفسدین مانند رشیدالسلطان اشاره میشود.
تکذیب تحریم مشروطیت و ورود به مجلس
این تلگراف، شایعات مربوط به تخریب مشروطیت و نسبت دادن تحریم ورود به مجلس به علمای مشروطهخواه را تکذیب میکند. در ادامه، بر وجوب تقویت مجلس و لزوم تبعید مفسدان تأکید شده است.



تظابق قوانین مجلس با احکام شرع
این بیانیه با اشاره به اهداف اولیه نهضت مشروطه که رفع ظلم و حفظ شریعت اسلامی بود، بر این نکته تأکید میکند که قوانین مصوب مجلس شورای ملی تنها در امور عرفیه وضع میشوند و همواره عدم مخالفت با قواعد شرعیه در آنها رعایت میگردد. متن هرگونه احتمال تعرض به احکام شرعی را رد کرده و آن را ظلمی بزرگ به شریعت میداند. در پایان، از مسلمانان خواسته شده است که قدر این نعمت الهی را بدانند و از اوهام و شبهات دوری کنند.



انتقاد از مشیرالسلطنه به جهت معاشرت با نوز بلژیکی
متن با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و لزوم اطلاعرسانی صحیح به شاه آغاز میشود. سپس به انتقاد از حیف و میل سی هزار تومان از اموال عمومی به بهانه همراهی علمای عتبات میپردازد و این اقدام را موجب تخریب خانههای مردم و فساد مالی میداند. در پایان، نویسنده از خداوند متعال طلب اصلاح امور را دارد و به ارسال پاسخ مربوطه اشاره میکند.

توجیه مردم در انتخاب درست نمایندگان خود
متن با اشاره به تفاوتهای فرهنگی و سیاسی مناطق مختلف ایران آغاز میشود و بیان میکند که در برخی مناطق، به دلیل نزدیکی به کشورهای متمدن، استبداد کمتر رواج دارد، اما در مناطق دورافتاده، استبداد ریشهدار شده و هرگونه تلاش برای تمدنخواهی با مخالفت شدید مواجه میشود. در ادامه، اغتشاشات و انقلابهای محلی را ناشی از عدم درک صحیح نظامنامه انتخابات و اعمال سلیقههای شخصی در انتخاب وکلا میداند. برای حل این مشکل، پیشنهاد میشود که دو نفر امین خداترس و وطنپرست، یکی از طرف مجلس و دیگری از طرف وزارت داخله، برای نظارت بر انتخابات و اجرای صحیح نظامنامه به ولایات اعزام شوند. این اقدام را موجب آسایش ملت، امنیت کشور و رفع اغتشاشات دانسته و تأکید میکند که حضور این امینها به مدت یک تا دو ماه در هر شهر، به شناسایی افراد مغرض و مفسد کمک کرده و اطلاعات لازم را در اختیار وکلای ملت قرار خواهد داد تا از اشتباه در انتخاب نمایندگان جلوگیری شود.
نابسامانی اوضاع کشور پس از مشروطه
متن با اشاره به وضعیت نابسامان کشور پیش از مشروطه آغاز میشود و بیان میکند که با وجود تغییر حکومت به مشروطه، نمیتوان انتظار داشت که اخلاق مردم به سرعت اصلاح شود. در ادامه، وضعیت کشور را در حال انقلاب و آشوب توصیف میکند و وزرای فعلی را در این زمینه بیتقصیر میداند. در پایان، بر لزوم تسریع در تعیین و اجرای قوانین برای رفع مفاسد تأکید میکند.
علل اقتدار گذشته مسلمانان و ذلت امروزی آنها
متن با سلام به حامیان اسلام و ذکر آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود که اسلام را راه پرستش خدا، شاهراه هدایت و وسیله نجات دنیا و آخرت معرفی میکند. سپس به زحمات پیامبر اکرم (ص) و اصحاب ایشان در راه گسترش دین اسلام اشاره میکند و فداکاریهای آنان را در تأسیس این بنای مقدس برمیشمارد. در ادامه، به وضعیت کنونی مسلمانان میپردازد و با ابراز تعجب از ذلت و خواری آنان در برابر کفار، این وضعیت را ناشی از شکستن گوهر گرانبهای اتحاد توسط استبداد داخلی میداند. متن با مقایسه وضعیت مسلمانان در صدر اسلام و زمان حال، علت اصلی ضعف کنونی را در اختلاف و تفرقه میان مسلمانان میداند و با استناد به یک رباعی، هر عیبی را در مسلمانی خود مسلمانان میبیند. سپس به کشتارهای داخلی و سوءاستفاده کفار از این اختلافات اشاره میکند و تأکید دارد که اگر اتحاد حفظ میشد، هیچ کافری بر خاک اسلامی مسلط نمیشد. در بخش پایانی، به توطئههای مسیحیت و سیاسیون اروپا و آمریکا برای محو اسلام اشاره میکند و با ذکر نمونههایی از مداخلات استعماری، مسلمانان را به بیداری و اتحاد فرا میخواند. متن با تأکید بر مشترکات دینی مسلمانان، از آنان میخواهد که با غیرت دینی و حمیت اسلامی، دست برادری به یکدیگر داده و برای حمایت از اسلام و تجدید مؤاخات نبوی تلاش کنند و از ارباب جرائد میخواهد که در این راه به نشر مقالات اتحاد اسلامی بپردازند.
کمک مالی به دولت جهت رفع استقراض خارجی
متن با اشاره به نقش آیتالله حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی در تأسیس مجلس شورای ملی آغاز میشود و به خدمات طلاب مدرسهای که به ایشان منسوب است، اشاره دارد. در ادامه، به مسئله استقراض خارجی و تلاش طلاب برای جمعآوری کمک مالی از مردم برای جلوگیری از آن پرداخته شده است. در پایان، از مجلس شورای ملی درخواست میشود که با اظهار لطف و تشویق، از این اقدام حمایت کرده و از متولی مدرسه، شیخ محمد طالقانی، قدردانی کند.
تأکید بر حفظ استقلال اقتصادی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا ایران از نظر مواد معیشتی و لوازم مملکت به خارج نیازمند است یا خیر. سپس مواد معیشتی را به سه دسته نباتی، معدنی و صنعتی (شامل تجارت) تقسیم میکند. در بخش نباتی، به وفور حبوبات و رستنیها در ایران اشاره شده و تأکید میشود که جز برخی ادویه، نیازی به واردات مواد غذایی نیست. در بخش معدنی، به وجود خزاین الهی در کوهها اشاره شده که با علم معدنشناسی قابل بهرهبرداری هستند. در بخش صنعتی و تجاری، صنایع لازمه و صادرات برای افزایش ثروت و مکنت مطرح میشود. در ادامه، به وضعیت نامطلوب هر یک از این بخشها در ایران پرداخته میشود. در حوزه نباتی، از مسامحه و سهلانگاری در تکمیل زراعت و آبادانی اراضی انتقاد شده و سختگیری ارباب زراعت و احتکار مورد نکوهش قرار میگیرد. پیشنهاد میشود که به جای صرف ثروت در لهو و لعب، در توسعه زراعت و حفر قنوات سرمایهگذاری شود. در بخش معدنی و صنعتی، از عدم سرمایهگذاری در تجزیه معادن و تأسیس کارخانههای داخلی (مانند ریسمانتابی و قندسازی) گلایه شده و دلالی تجار ایرانی برای فرنگیها به شدت نقد میشود. در پایان، نتیجهگیری میشود که ایران از نظر مواد معیشتی غنی است، اما در بهرهبرداری و عمل به آن ناتوان است و این نعمات مادی و معنوی به دست دیگران افتاده است، در حالی که قانون شرع مقدس اسلام نیز در دست است اما اعمال و رفتار به دیگران سپرده شده است.
دلایل انتقاد از روند مشروطیت
این بیانیه با قسم دادن مخاطبان به خدا و دعوت به تأمل در متن، به نقد وضعیت موجود مشروطیت میپردازد. در ابتدا، نویسنده به اعتقادات مشترک مسلمانان در مورد خدا، پیامبر، ائمه و جایگاه علما اشاره میکند و یادآور میشود که چگونه مردم پیش از این به علما احترام میگذاشتند و به احکام دینی پایبند بودند. سپس، با اشاره به تغییر رفتار مردم پس از تأسیس مجلس و انتشار روزنامههایی با محتوای کفرآمیز و هرزگی، از آنان انتقاد میکند که چگونه از عقاید اولیه خود برگشته و به جای پیروی از علما، به دنبال فرنگیمآبان و لامذهبان رفتهاند. نویسنده به تفصیل به محتوای توهینآمیز و ضددینی برخی روزنامهها و شبنامهها اشاره میکند که به مقدسات اسلامی، علما و حتی امام زمان توهین کردهاند. در ادامه، به فساد و بیدینی برخی اعضای مجلس و ظلمهای آنان اشاره میکند و تأکید دارد که مجلس برای امور دولتی تأسیس شده، نه برای امور دینی. در پایان، با یادآوری جایگاه دین اسلام و قوانین الهی، از مسلمانان میخواهد که به خود آمده و از علما حمایت کنند و اجازه ندهند که لامذهبان قوانین اجانب را در مملکت اسلامی جاری کنند و هشدار میدهد که این روند به هرج و مرج و نابودی دین منجر خواهد شد.
ابراز تشکر از خدمات صادقانه رئیس نظمیه خوی
این نامه با اشاره به خدمات صادقانه رئیس نظمیه خوی از ابتدای مشروطیت و نقش او در انتظام ولایت، از حضرت ایالت کبری درخواست میکند تا با بازگرداندن وی، موجبات امتنان انجمن ولایتی و اهالی را فراهم آورد تا او به وظایف خود مشغول شده و مردم نیز آسودهخاطر شوند.
بی تفاوتی و ناتوانی مسئولان کشور نسبت به مشکلات داخلی و مداخلات خارجی
متن با اشاره به آرزوی دیرینه ملت ایران برای رهایی از استبداد و تشکیل مجلس و دولت مسئول آغاز میشود. سپس به این نکته میپردازد که با وجود تحقق این آرزو، مشکلات کشور نه تنها حل نشده بلکه تشدید نیز یافته است. نویسنده به بیحسی و بیهمتی ملت و مسئولان، تهاجمات خارجی (روس و انگلیس)، هرج و مرج داخلی، و خطر از دست رفتن استقلال ایران اشاره میکند. در ادامه، به نقد عملکرد وکلای مجلس و وزرا میپردازد که به جای خدمت به ملت، به دنبال منافع شخصی و افزایش مواجب خود هستند و در تأمین امنیت و استقلال کشور کوتاهی میکنند. در بخش پایانی، به تحلیل روانشناسی جمعیت و چگونگی تأثیرگذاری بر افکار عمومی میپردازد و بیان میکند که حوادث بزرگ و تأثیرگذار، بیش از حوادث کوچک و متعدد، بر خیال جمعی اثر میگذارند و خطبا باید با بزرگنمایی مطالب، قلوب مردم را جذب کنند.
درخواست بررسی توهین و سبک شمردن احکام الهی توسط روزنامه ایران نو
نامهای به سید عبدالله بهبهانی و سایر علمای اعلام نوشته شده است که در آن به انتشار مقالهای در روزنامه ایران نو اشاره میشود. این مقاله حکم قصاص را خلاف سیاست و حکمت دانسته و آیه قرآن کریم درباره قصاص را مورد بیاحترامی قرار داده است. از مخاطبان درخواست میشود که چگونگی این امر را اعلام کرده و شماره مربوطه روزنامه را ارسال کنند تا در صورت صحت، حکم الهی به عموم مسلمانان ابلاغ شود.

وجوب دفاع مردم ایران در برابر متجاوزان انگلیسی و روسی / اعلان جهاد علیه ایتالیا و درخواست از سلطان عثمانی به کنار گذاردن سیاست دیپلماسی در برابر متجاوزان اروپایی و بسیج همه مسلمانان مجاهد علیه آنان
در ابتدا، متن به مسلک استیلاکارانه ایتالیا و روسیه در ویران کردن طرابلس و ایران و به بندگی گرفتن مسلمانان اشاره میکند و آن را ضربهای مهلک بر عالم اسلام میداند. سپس، علمای اسلام وجوب حکم دفاع از ایران و محافظت از معیشت، دیانت و شرافت ملیه اسلامیه را به عموم مسلمانان ایران اعلان میکنند و آمادگی خود را برای ریختن آخرین قطره خون در راه حفظ اسلام و وطن اسلامی بیان میدارند. در ادامه، با اشاره به هجوم همهجانبه بر اسلام و هیجان عالم اسلامیت، وجوب هجوم جهادی و دفاعی را بر هشتاد میلیون نفر از شیعیان جعفری در ایران، هندوستان و سایر نقاط حکم میکنند. در پایان، از پادشاه عثمانی به عنوان خادمالحرمین الشریفین و خلیفه اسلام درخواست میشود که از دادن پرچم نبوی(ص) به مسلمانانی که برای دفاع جمع میشوند، دریغ نکند و سیاست محافظهکاری در برابر اروپا را کنار بگذارد و بر اساس شریعت و شأن خلافت فرمان صادر کند.



ضرورت انطباق متمم قانون اساسی با ضرورتهای اجتماعی
متن با اشاره به بحثهای جاری در مجلس شورای ملی پیرامون تصحیح متمم قانون اساسی آغاز میشود. در ادامه، به اختلاف نظرات مردم و گروههای مختلف (از جمله اقلیتهای دینی) درباره انطباق این نظامنامه با شریعت اسلام و قوانین غربی پرداخته و این اختلافات را ناشی از تحریکات مفسدین و دشمنان مشروطه میداند. سپس، با تأکید بر اینکه علمای اسلام جز آسایش ملت و آبادی مملکت هدفی ندارند، به این نکته اشاره میکند که پیشرفتهای اروپا از اقتباس احکام اسلام است و نیازی به قوانین غربی نیست. در ادامه، با استناد به قاعده «الضرورات تبیح المحظورات» و مماشات ائمه با خلفای جور، بر لزوم انعطافپذیری مجتهدین در مواجهه با ضرورتهای زمان برای حفظ اسلام و مملکت تأکید میشود. در پایان، با اشاره به مسئولیت سنگین علما در قبال امام زمان و تاریخ، از آنها میخواهد که با حفظ مصالح عمومی و جلوگیری از سوءاستفاده دشمنان، حقوق اقلیتها و دستاوردهای مشروطیت را پاس بدارند.
تقاضای تسریع در تشکیل مجلس شورای ملی
متن با سلام و درود به شریعتمداران آغاز میشود. در ادامه، به اجابت درخواست علمای اعلام توسط دولت برای برپایی مجلس شورای ملی اشاره شده که اصول آن بر پایه دین اسلام است. در پایان، بر اهمیت اقدامات جدی برای تسریع در تشکیل مجلس تأکید شده و ابراز امیدواری شده که این امر به زودی موجب تقویت دین و دولت خواهد شد.

اظهار رضایت از جامعه زرتشتیان ایران و محکومیت قتل ارباب فریدون
این بیانیه با ابراز تأسف از قتل ارباب فریدون و صدمات وارده به جامعه زرتشتیان آغاز میشود. سپس به اطلاعرسانی درباره اقدامات جدی علما، مجلس شورای ملی، انجمنها و دولت برای دستگیری و مجازات عاملان این جنایت میپردازد. در ادامه، با اشاره به نگرانیهای موجود در میان زرتشتیان، اطمینان کامل داده میشود که هیچ کوتاهی در پیگیری این موضوع صورت نخواهد گرفت و تمام تلاشها برای تأمین آسایش و مجازات مرتکبین به کار گرفته خواهد شد. در پایان، از عموم زرتشتیان خواسته میشود با آسودگی خاطر به کسب و کار خود بازگردند و از هرگونه نگرانی بیشتر پرهیز کنند تا از ضرر و زیانهای آتی جلوگیری شود.

اتحاد اسلامی
متن با تأکید بر لزوم همبستگی و اتحاد مسلمانان آغاز میشود و بیان میدارد که هرگونه آسیب به یک مسلمان باید به منزله آسیب به کل جامعه اسلامی تلقی شود. در ادامه، بر ضرورت همکاری در حفظ اسلام، اجرای احکام شریعت، امر به معروف و نهی از منکر و رعایت جنبههای اسلامی در تمامی امور تأکید شده است. در پایان، به مسئله گرفتاری برادران ارومیه اشاره شده و عهد و پیمان برای جانفشانی در صورت لزوم و دفاع در برابر حملات، پس از بیاثر ماندن تلگرافات مهم، اعلام میشود.

وظایف ملت پس از مشروطه
متن با تأکید بر جایگاه والای اسلام و قرآن به عنوان راهنمای سعادت بشر آغاز میشود و بیان میکند که سعادت دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح است. سپس به اهمیت توأمان علم و عمل در پیشرفت و انتظام امور مملکت اشاره میکند و مشروطیت ایران را منوط به اجرای قوانین مجلس شورای ملی میداند. در ادامه، استبداد را عملی خارج از رویه علمیه معرفی کرده و با اشاره به اتمام قانون اساسی و تأیید آن توسط شاه، بر لزوم تبعیت همگان از قانون تأکید میکند. در پایان، به ملت هشدار میدهد که صرف تصویب قانون کافی نیست و مشروطیت واقعی زمانی محقق میشود که شاه در مجلس حضور یابد و قسم یاد کند و مسئولان نیز عادات قدیم را کنار بگذارند.
ميثاق اخوت و پایداری بین حاج شیخ فصل الله نوری و مهاجران
متن با استناد به آیات قرآن کریم، به اهمیت اتحاد و اخوت در پیشبرد اهداف الهی و حفظ دین میپردازد. سپس با اشاره به وضعیت بحرانی ایمان و دین در آن زمان، مهاجرت جمعی از علما و فقها به سرپرستی شیخ فضلالله نوری به حرم حضرت عبدالعظیم را به عنوان مصداق مهاجرت فی سبیل الله و مجاهدت در راه خدا معرفی میکند. در ادامه، این مهاجرت را موهبتی الهی دانسته و برای تثبیت آن، عهدنامهای را در سه بخش تنظیم میکند: حقوق شیخ نوری بر علمای مهاجر، حقوق علمای مهاجر بر شیخ نوری، و حقوق علمای مهاجر نسبت به یکدیگر. در هر بخش، وظایف و مسئولیتهای متقابل به تفصیل بیان شده و بر لزوم اطاعت از شیخ، حمایت از یکدیگر، حفظ آبروی جمعی و دوری از نفاق تأکید میشود. در پایان، بر ضرورت حفظ اتحاد بین تمام طبقات علما برای مقابله با دشمنان دین و جلوگیری از نفاق تأکید شده است.
سؤال و جواب پیرامون وظایف بزرگان، دولتمردان و نمایندگان مجلس در نظام مشروطه
متن با طرح سؤالی درباره لزوم تبیین وظایف هر طبقه در شرایط بیداری جامعه آغاز میشود. در پاسخ، وضعیت فعلی جامعه به فردی تشبیه میشود که ناگهان از خواب بیدار شده و در مواجهه با دزدان، سردرگم است. سپس، وظایف و شرف هر یک از طبقات حاکم و مؤثر در نظام مشروطه تشریح میشود: ابتدا شرف پادشاه در اعطای عدالت، مشورت با عقلا، اصلاح امور و سپردن کارها به اهل آن. سپس شرف وزرا در ترک هوای نفس و غرض شخصی و اقدام جدی برای رفاه ملت. در ادامه، شرف وکلای مجلس در اتحاد، تأمل در مصالح کشور، صرف شب و روز برای اصلاح قوانین و پرهیز از نفاق و اختلاف بیان میشود. در نهایت، شرف بزرگان، شاهزادگان و امرا در بازگرداندن اموال ذخیره شده به دولت برای رفع قرضهای خارجی و داخلی، حمایت از بانک ملی و کمک به توسعه کشور، به جای مطالبه پول و صرف آن در تجملات، تبیین میگردد.

شرح مقصود علما از درخواست تشکیل عدالتخانه
سید محمد طباطبایی سخنرانی خود را با استناد به آیات قرآن درباره اهمیت عدل و جایگاه آن در اسلام آغاز میکند. او با اشاره به اینکه حتی ملل غیرمسلمان نیز به عدل روی آوردهاند، وضعیت مسلمانان ایران را که از مسیر عدل منحرف شدهاند، مورد انتقاد قرار میدهد. طباطبایی تأکید میکند که هدف اصلی علما از درخواست عدالتخانه، تشکیل مجلسی برای رسیدگی به دادخواهی مردم و جلوگیری از ظلم حکام است و نه براندازی پادشاهی یا جمهوریخواهی. او با رد شایعاتی مبنی بر اهداف شخصی یا مالی علما، به نمونههایی از ظلم و ستم حکام در ولایات، از جمله ماجرای قوچان و فروش دختران به جای مالیات، اشاره میکند. طباطبایی مردم را به بیداری و رفع ظلم فرا میخواند و با ذکر حکایتی از امیرکبیر، اهمیت گزارشدهی صحیح و رسیدگی به شکایات مظلومان را یادآور میشود. او در پایان، با تأکید بر اینکه پادشاه حقیقی امام زمان است و علما از هیچ کس واهمه ندارند، هدف نهایی را برپایی مجلس مشروعه عدالتخانه و اجرای قانون اسلام میداند که در آن شاه و گدا در حدود قانونی مساوی باشند.

سفارش به توسعه امور خیریه و عام المنفعه
متن با ستایش از توجهات امام عصر (عج) و اتحاد مردم در امور خیریه آغاز میشود. سپس به اقدامات محمدحسن میرزا در تأسیس مریضخانه «اسلامیه» برای فقرا و بیماران اشاره میکند که بدون چشمداشت، غذا و دارو ارائه میدهد. در ادامه، از مخاطبان میخواهد که برای تشویق و ترویج این کار خیر در مجالس و منابر سخن بگویند و مردم را به توسعه آن ترغیب کنند. در پایان، از پزشکان میخواهد که در تکمیل این امر بکوشند تا مردم از نیاز به بیگانگان بینیاز شوند و بیماران داخلی بهبود یابند، چرا که علاج، رفع احتیاج از بیگانگان است.

تشویق هموطنان به کمک مالی به دولت
متن با تأکید بر اهمیت فداکاری در حفظ شرف، ناموس و استقلال ملتها آغاز میشود و با استناد به تاریخ اسلام، آمریکا و فرانسه، فداکاری را عامل اصلی ترقی و تعالی معرفی میکند. سپس با اشاره به جنگ پورت آرتور و پیروزی ژاپن بر روسیه، نشان میدهد که چگونه فداکاریهای جانی و مالی، عزت و ابهت را برای یک ملت به ارمغان میآورد. در ادامه، به وضعیت ایران پس از انقلاب مشروطه اشاره کرده و از ایرانیان میخواهد که با فداکاری مالی، استقلال وطن را حفظ کنند. متن با یادآوری خون شهدای راه استقلال، نالههای ارواح مطهر، اضطراب گذشتگان در خاک، بیقراری زنان بیوه و یتیمان، و وضعیت ناموس و قبور اجداد در تبریز، به ایرانیان هشدار میدهد که غفلت از فداکاری مالی، کشتی استقلال ایران را به گرداب اضمحلال خواهد کشاند و نام ایرانی را برای همیشه در صفحه پستفطرتان ثبت خواهد کرد.
لزوم سوادآموزی عمومی ، تساوی حقوق شهروندی، و تبیین تطابق مصوبات مجلس با احکام شرعی
متن با اشاره به وضعیت بحرانی کشور و خطر نابودی ملت، به حرکت اجتماعی اخیر (مشروطه) میپردازد و آن را نتیجه ضعف دولت، بیداری ملت و ظلم حاکمان میداند. سپس به دو مسئله اصلی در قانون اساسی که موجب اختلاف شدهاند، یعنی تعلیم اجباری و مساوات حقوق، میپردازد. در مورد تعلیم اجباری، بر لزوم توسعه آن بر اساس احادیث و نیاز کشور به علوم جدید برای حفظ استقلال تاکید میکند. در خصوص مساوات حقوق، به تبعات عدم تساوی دیه اقلیتها با مسلمانان اشاره کرده و آن را ناعادلانه و موجب عدم پذیرش تابعیت توسط اقلیتها و بیاعتباری ملت در مجامع بینالمللی میداند. نویسنده با استناد به تغییر احکام شرعی در طول تاریخ و فتوای میرزای شیرازی در تحریم تنباکو، از فقها میخواهد با نظر فقاهت و حدس صائب، راه حلی برای نجات ملت از این مخاطرات ارائه دهند. در ادامه، پیشنهاد میکند که مواد اختلافی قانون اساسی موقتاً مسکوت بمانند و برای حل و فصل نهایی، نظر علمای نجف اشرف ملاک قرار گیرد تا از اختلافات داخلی جلوگیری شود. در پایان، به مسئله تأسیس کمیسیون علمی برای نظارت بر تطابق قوانین با شرع اشاره کرده و تاکید میکند که این نظارت باید به گونهای باشد که شائبه نفع شخصی و ریاست بر مجلس را ایجاد نکند و صرفاً بر اساس اجتهاد و استنباط فقها باشد.
فساد و انحراف مجاهد نمایان مشروطهخواه
این بیانیه با ستایش از مجاهدتهای خالصانه مجاهدین در راه اجرای احکام الهی و حفظ استقلال ایران آغاز میشود و بر لزوم پاسداشت مقام و فداکاریهای آنان تأکید میکند. سپس به ورود افراد سودجو و فاسد به صفوف مجاهدین اشاره دارد که با هدف تخریب و تضییع حقوق، به نام مجاهد فعالیت میکنند. این وضعیت را با تجربه قبلی ورود اعوان شیطان به صفوف روحانیت و صدور اخطاریههایی از سوی آیات عظام برای طرد مفسدین مقایسه میکند. در پایان، از مجاهدین میخواهد که با پیروی از همین شیوه، مفسدین را طرد و مجازات قانونی کنند و اجازه ندهند که در این شرایط حساس کشور، فساد باعث از بین رفتن استقلال و حیات مملکت شود و از آنان میخواهد که برای اعاده آسایش و امنیت کشور تلاش کنند.
تعقیب یکی از آزادیخواهان و استعمارستیزان هندی در ایران توسط مأموران انگلستان
این نامه با ابراز تأسف از وضعیت روزنامه «حیات» آغاز میشود و به فعالیتهای آزادیخواهان هندی علیه سیاستهای استعماری انگلستان میپردازد. در ادامه، به تلاشهای این گروهها برای بیداری مردم هند و ایران اشاره میکند و سرکوب روزنامهنگاران و فعالان هندی توسط انگلیسیها را شرح میدهد. سپس، به ماجرای یکی از این آزادیخواهان به نام «صوفی» میپردازد که پس از فرار از هند به ایران آمده و در بوشهر و شیراز تحت تعقیب مأموران انگلیسی قرار میگیرد. نامه با اشاره به پناه بردن صوفی به خانه یک مجتهد و فشار حکومت محلی برای تسلیم او به کنسول انگلیس، به فرار مجدد او و نامعلوم بودن سرنوشتش پایان مییابد.
کمال انسانی و اسلامی و راه وصول به آن و علل انحطاط و عقبماندگی مسلمانان
متن با تبیین دو جنبه متضاد در فطرت انسان آغاز میشود: یکی تمایل به شهوات و تعلقات دنیوی و دیگری گرایش به تجرد و عوالم روحانی. این کشمکش درونی، منشأ تمام خوبیها و بدیها در عالم معرفی میشود. در ادامه، نویسنده به این نکته میپردازد که جنبه ملکی انسان، او را به سوی کمال مطلق سوق میدهد و تا زمانی که به کمال نهایی (قرب الهی) نرسد، در هیچ مرتبهای قرار نمیگیرد. سپس، به نقش قانون دینی و امام معصوم در تربیت انسان و جامعه اشاره میکند و غیبت امام را دلیلی بر واگذاری این مسئولیت به علمای امت میداند. در بخش بعدی، به علل انحطاط مسلمانان میپردازد که شامل غلبه استبداد سلاطین و عدم تربیت صحیح مردم توسط علما، و همچنین جنگهای داخلی شیعه و سنی است. این اختلافات، به ویژه پس از دوره صفویه، به نزاعهای دولتی تبدیل شده و موجب ضعف و انحطاط جهان اسلام گردیده است. در پایان، با اشاره به پیروزی مشروطیت در ایران و عثمانی، از عقلای مملکت و دانایان میخواهد که با کنار گذاشتن اختلافات فرقهای، به سوی اتحاد و ترقی گام بردارند و از آیات قرآن کریم برای تأکید بر اهمیت وحدت و برادری مسلمانان استفاده میکند. متن با این نتیجهگیری به پایان میرسد که اتحاد، عامل ترقی و عزت مسلمانان در صدر اسلام بوده و اختلاف، علت اصلی تنزل و ذلت کنونی آنهاست.
تأیید مجلس شورا و لزوم همراهی با آن
این استفتاء با پرسشی درباره مجلس شورای ملی و شعب آن در شهرها آغاز میشود و از مراجع میخواهد که نظر خود را در این باره بیان کنند. در پاسخ، ابتدا بر لزوم پیروی از مجلسی که هدف آن رفع ظلم، تقویت دولت و ملت، حفظ اسلام و امر به معروف و نهی از منکر است، تأکید میشود و هرگونه تشکیک در آن کذب و افترا خوانده میشود. سپس، با اشاره به سؤالات مکرر از شهرهای مختلف، موافقت با مجلس را لازم و مخالفت با آن را حرام اعلام میکند، زیرا بنای مجلس بر امر به معروف و نهی از منکر و جلوگیری از ظلم حکام است. در پایان، انعقاد مجلس شورای ملی را دارای فواید و آثاری از جمله نهی از منکر میداند که عقلاً و شرعاً نیکوست و همراهی و اعانت با آن را لازم و اقدام برای نابودی آن را جایز نمیشمارد.



مذاکره پیرامون بازگشت محترمانه حاج شیخ فضل الله نوری و همراهان از حضرت عبدالعظیم(ع)
این مذاکره با طرح مسئله حرکت شیخ فضلالله نوری به حضرت عبدالعظیم و توهین به ایشان آغاز میشود. شرکتکنندگان بر این باورند که این توهین، وهن به تمام علماست و با اهداف وکلا و علما در ترویج شریعت منافات دارد. ثقةالاسلام توضیح میدهد که شیخ فضلالله نوری مخالف مجلس شورای ملی نبوده و حتی بر فرستادن وکلا اصرار داشته، اما در تهران شایعه شده که او مخالف مجلس است. این وضعیت، معضلی ایجاد کرده که سکوت یا اقدام علنی هر دو مشکلساز است. در ادامه، حاضران به دنبال راه حلی برای بازگرداندن شیخ فضلالله نوری به تهران و رفع این اختلاف هستند. پیشنهاداتی از جمله استعلام از علت حرکت، اعزام یک عالم بیطرف از اصفهان برای بررسی اوضاع، یا درخواست مستقیم از سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی برای حل مسئله مطرح میشود. در نهایت، توافق میشود که علمای اصفهان به صورت کتبی از سیدین طباطبایی و بهبهانی بخواهند که این اختلاف را به گونهای رفع کنند که شأن علما نیز حفظ شود و سپس تحقیقات لازم برای اقدام نهایی صورت گیرد.
اعتراض به ستم و چپاول مردم شیراز تحت عنوان مشروطه خواهی
متن با ستایش از روزنامه مجلس به عنوان رسانهای بیغرض آغاز میشود و به وضعیت نابسامان فارس و شیراز در پی انقلاب مشروطه میپردازد. نویسنده ادعا میکند که برخی افراد سودجو و فاسد، با سوءاستفاده از عنوان «انجمن اسلامی» و فریب علمای سادهلوح، به بهانه مشروطهخواهی به چپاول اموال مردم، قتل و غارت مشغول شدهاند. در ادامه، به فساد گسترده در دستگاه حکومتی، از جمله رشوهخواری حاکمان، رئیس تلگرافخانه و اعضای انجمن اسلامی اشاره میکند و وضعیت موجود را بدتر از دوران استبداد میداند. در پایان، از روزنامه مجلس درخواست میشود که این عریضه را منتشر کند تا دولت و مجلس به حال مردم فارس رحم کرده و مفسدین را مجازات کنند.
اهمیت قانون اساسی و توجیه علما نسبت به آن
متن با تأکید بر نقش حیاتی رؤسا و بزرگان، بهویژه علمای روحانی، در ترقی و تنزل ملتها آغاز میشود. استدلال اصلی بر این پایه استوار است که تأثیر طبقه روحانی بر اخلاق و عادات مردم هزاران برابر بیشتر از حاکمان و صاحبان قدرت است، زیرا فساد عالم به فساد عالم میانجامد و اصلاح او نیز به اصلاح جامعه منجر میشود. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که اگر علما با تمدن جدید آشنا شوند و حقایق زمانه را درک کنند، میتوانند با موعظه و نصیحت، پرده اوهام را از دیدگان عامه برداشته و مفاهیمی چون مدارس جدید، روزنامه و راهآهن را که پیشتر بدعت شمرده میشدند، به عنوان لوازم ضروری زندگی معرفی کنند. سپس، با اشاره به اطاعت بیچون و چرای ملت ایران از علما، مسئولیت سنگین هدایت مردم به سوی ترقی و جلوگیری از هلاکت آنها بر دوش علما گذاشته میشود و هشدار داده میشود که در صورت کوتاهی، خداوند از آنها بازخواست خواهد کرد. در پایان، با یادآوری جانفشانی ملت در راه مقاصد علما و امیدواری مردم به آنها برای سعادت آتیه، از علمای اعلام خواسته میشود که با جدیت و سرعت، به تدوین و اجرای قانون اساسی بپردازند، زیرا بدون قانون پایدار، تمام تلاشها موقتی و بیثمر خواهد بود و ترقی ایران محدود و مشروطیت آن موقت خواهد ماند.
در رثای مظفرالدین شاه و تثبیت جلوس محمدعلی شاه قاجار
این قصیده با ابراز شکرگزاری از آمدن شاه جدید و تأسف از رفتن شاه پیشین آغاز میشود. در ادامه، به ستایش محمدعلی شاه قاجار پرداخته و او را پادشاهی جوانبخت و دارای شکوه و عظمت معرفی میکند که با آمدنش، جهان دوباره جوان شده و فتنهها از بین رفتهاند. سپس، با تأکید بر شادی و سرور ناشی از این تغییر، به مقایسه دوران گذشته و حال میپردازد و محمدعلی شاه را پادشاهی دغدغهمند برای مُلک و دین توصیف میکند. در بخش پایانی، به جشن و سروری که به مناسبت جلوس شاه جدید برپا شده اشاره میکند و از آصفالدوله، والی خراسان، به نیکی یاد میکند. قصیده با دعای خیر برای پادشاه جدید و آرزوی دوام سلطنت او به پایان میرسد.
درخواست از محمدمهدی کرمانشاهی جهت اظهار همدردی با مردم و انجام وظایف شرعی
این نامه با اشاره به جایگاه مخاطب در بلاد عجم، از او میخواهد که سختیها را تحمل کرده و از آسایش خود چشم بپوشد. سپس بر لزوم یاری رساندن به غارتشدگان، احقاق حقوق مظلومین و مراقبت و نگهبانی از شرع شریف تأکید میکند و از او میخواهد که در این امور هیچ کوتاهی و سهلانگاری نکند. در پایان، با استناد به شعری از شیخ بهایی، یادآور میشود که برای رسیدن به اهداف بزرگ، رنج و سختی لازم است.

التزام مشروط از حاج شیخ فضل الله نوری
سید محمد طباطبایی تعهد میدهد که در صورت تخلف شیخ فضلالله نوری از معاهدهای که بسته است، شخصاً او را از تهران اخراج خواهد کرد. همچنین ملامحمد آملی و حاجی میرزا لطفالله نیز باید از تهران بروند. این تعهدنامه در جمادیالاول ۱۳۲۵ قمری نوشته شده است.

ابراز اطمینان از نظارت علما بر مصوبات مجلس
متن با شش مقدمه آغاز میشود که به ضرورت حکومت شورایی بر اساس نص قرآن و عقل اشاره دارد و پیشرفت کشورهای مسیحی را نتیجه این نوع حکومت میداند. در ادامه، سه گروه مخالف مشروطه (ستمگران، نادانان و بیکارهها) را معرفی میکند و انگیزههای هر گروه را برای مخالفت با مشروطه برمیشمارد. سپس، به افزایش نیاز به علما و طلاب در صورت استقرار دولت مشروطه و اجرای احکام شرعی اشاره میکند. در بخش چهارم، به وضعیت اسفبار ممالک اسلامی تحت سلطه استعمارگران میپردازد و فهرستی از سرزمینهای از دست رفته را ارائه میدهد و مجلس ملی را تنها راه نجات ایران و عثمانی از این وضعیت میداند. در مقدمه پنجم، به جواز تقیه در شرایط اضطرار و مصلحتاندیشی برای دفع ضرر کلی اشاره میکند و در مقدمه ششم، تألیف قلوب کفار برای تشرف به اسلام را از سنن جاریه میداند. در پایان، با اشاره به اینکه دولت شورایی شده و مخالفان نتوانستهاند آن را برهم زنند، به این نکته میپردازد که برخی با مغالطه، مشروطه را مخالف شرع و مضر به حال علما میدانند، در حالی که اساس آن برای حفظ اسلام است و علمای بزرگی در مجلس حضور دارند و اقتدار علما با مشروطه افزایش یافته است. در نهایت، از مخاطبان میخواهد که با تأمل در مقدمات، به نتیجهگیری نویسنده اذعان کنند و از ایجاد کدورت و رنجش که به نفع مدعیان است، پرهیز نمایند.
اظهار گلایه از شاه، دولت، مجلس و گروههای سیاسی
متن با ابراز ناامیدی از وضعیت کشور آغاز میشود و وخامت اوضاع را با وجود امید اولیه به بهبود، رو به افزایش میداند. در ادامه، به نقد عملکرد پادشاه، وزرا و مجلس میپردازد و آنها را به بیتوجهی به سرنوشت مملکت متهم میکند. سپس، با اشاره به تلگرافها و اعلامیههای سیاسی، از بیفایدگی بحثهای سطحی انتقاد کرده و خطر دشمنان داخلی را بیش از دشمنان خارجی میداند. در پایان، به صراحت بیان میشود که برخی افراد قصد ضربه زدن به اساس دین را دارند.
درخواست حمایت جهت تسویه مجلس و جلوگیری از توهمن به مقدسات
این بیانیه با اشاره به وضعیت نامطلوب مجلس و ظهور ادیان و مذاهب باطله و توهین به قوانین دین، تکلیف شرعی علما را در اصلاح و تسویه مجلس و جلوگیری از این انحرافات میداند. در ادامه، با تأکید بر اینکه اسلام مورد اهانت قرار گرفته و به ذات مقدس پیامبر جسارت شده، از عموم مردم مکلف میخواهد که با علمای اعلام همراهی کرده و در تطبیق امور با شریعت اقدام کنند. در پایان، از مخاطبان میخواهد که این پیام را به تمام ولایات اسلامی مخابره کنند و بر آمادگی برای یاری دین خدا تأکید میشود.

اعزام حكام مقتدر و مهین دوست به جنوب جهت مقابله با متجاوزان انگلیسی
متن با خطاب به مجلس ملی و کابینه آغاز میشود و بر ضرورت آزادسازی جنوب ایران از نفوذ انگلیس تأکید میکند. سپس، از ارسال تلگرافی مفصل به نجف اشرف برای اعزام حکام مقتدر و وطنپرور به ولایات جنوبی خبر میدهد که آن را از مهمترین واجبات فوری میداند. در پایان، اعلام میشود که آقا میرزا مهدی به همراه هیئتی از علمای بزرگ برای ایجاد اتحاد میان امرا و ایالات جنوب با دولت و ریشهکن کردن فساد موجود، به آن منطقه اعزام خواهند شد.


تلاش در جهت استحکام مبانی مشروطیت
متن با اشاره به برداشت نادرست از مفهوم اتفاق و اتحاد در ایران آغاز میشود و تأکید میکند که هدف اصلی، اتحاد بر سر استحکام قانون عدالت و مشروطیت است، حتی اگر در سایر مسائل اختلاف نظر وجود داشته باشد. در ادامه، به عدم درک فواید مشروطیت توسط برخی از مردم و ارتباط دادن مسائل اقتصادی (مانند گرانی نان و گوشت) به سیاستمداران اشاره میکند. سپس، با تأکید بر اینکه رهایی ایران از ذلت و اسارت تنها با استقرار قانون و استحکام مشروطیت ممکن است، قانون را ضامن حقوق انسانی معرفی میکند و بیقانونی را ریشه تمام خرابیها و بدبختیها میداند. در پایان، با لحنی حماسی، از مردم ایران میخواهد که برای استحکام مشروطیت بکوشند و با استناد به سخنی از حضرت علی (ع)، بر عدم پذیرش ظلم تأکید میکند و روزگار کنونی را زمان برپایی عدالت و برابری میخواند.
درخواست همراهی علمای کرمانشاه با مطالبات مردم
متن با یادآوری جایگاه و ثروت مخاطب آغاز میشود که آن را نتیجه افاضات علمیه علمای نجف و بذل اموال مردم به ایشان میداند. سپس، با اشاره به وضعیت بحرانی کشور و ظلم حکومت استبدادی، از مخاطب انتقاد میکند که چرا در این شرایط با ملت مظلوم همراهی نمیکند و به احکام حجج اسلام وقعی نمیگذارد. در ادامه، هشدار میدهد که اگر افراد مغرض قدرت یابند، به حرفها و احکام علما بیاعتنایی خواهند کرد و از مخاطب میخواهد تا دیر نشده، با ملت همراهی کند و قلوب آنها را به خود جلب نماید. در پایان، هیئت علمیه نجف اشرف از مخاطب درخواست میکند که اجازه ندهد حقوق ملت پایمال شود و از او میخواهد که با آقا هادی، آقای امامجمعه و آقا رحیم همکاری کامل داشته باشد.
لزوم تشکیل سریعتر مجلس شورای ملی
این نامه با اشاره به مشکلات کنونی کشور، تشکیل فوری مجلس شورای ملی را تنها راه حل میداند و تأخیر در آن را موجب بروز مشکلات لاینحل معرفی میکند. در ادامه، از مخاطبان خواسته شده است که با سرعت وکلای منتخب را اعزام کرده و در انتخاب سایر وکلا نیز نهایت دقت را به کار گیرند تا از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری شود. در پایان، بر لزوم تسریع و اهتمام در این امر تأکید شده است.

درخواست از سلطان عثمانی جهت عدم تعرض به مرزهای ایران
این نامه با اشاره به وحدت دیرینه دولتهای ایران و عثمانی و مشترکات دینی آنها، به حوادث اخیر ارومیه و ساوجبلاغ میپردازد که موجب نگرانی مردم ایران شده است. نویسنده با ابراز خیرخواهی، از سلطان عثمانی درخواست میکند تا از تعرض نیروهای عثمانی به اهالی این مناطق جلوگیری کرده و برای حل اختلافات مرزی دستور صادر کند. این اقدام موجب سپاسگزاری علما و مردم ایران خواهد شد.

نقاط شروع اصلاحات
متن با معرفی چهار حوزه اصلی برای آغاز اصلاحات شامل اداره معارف، مالیه، عسکریه و فلاحت آغاز میشود. در ادامه، به نقد وضعیت مدارس جدید و آموزش زبانهای خارجی میپردازد و تأکید میکند که این نوع آموزش، به جای پیشرفت، به انکار مذهب و دیانت منجر شده است. سپس، با اشاره به زبانهای عربی و فارسی به عنوان زبانهای اصلی ملت، پیشنهاد میکند که علوم جدید از طریق ترجمه متون مصری و بیروتی به فارسی ساده، در کشور رواج یابد و در قانون اساسی معارف، برای محصلین علوم، امید و فداکاری مالی و جانی در نظر گرفته شود. در بخش بعدی، به اهمیت تحصیل صنایع و نقش جوانان اشرافی در کارخانجات اشاره میکند و تأکید دارد که پیشرفت صنعتی تنها زمانی مؤثر است که اداره فلاحت، مواد اولیه مورد نیاز کارخانجات را از داخل کشور تأمین کند تا از وابستگی به واردات خارجی جلوگیری شود. در پایان، با اشاره به لزوم مهاجرت جوانان برای کسب صنایع جدید، بر اهمیت غیرت و حیا در خودکفایی و عدم وابستگی به محصولات کفار تأکید میکند.
عادت تهمت افکنی ایرانیان به مخالفان خود
متن به عادت رایج در ایران اشاره میکند که برای حذف مخالفان، آنها را به بابیه نسبت میدهند. این رویه در مورد مجلس شورای ملی نیز صادق است؛ زمانی که مجلس قوی باشد، مخالفان آن را بابی میخوانند و اگر مجلس ضعیف شود، حامیان آن را بابی معرفی میکنند. این رفتار در مورد تأسیس مدارس نیز مشاهده شده است؛ در ابتدا مدارس را به بابیها نسبت میدادند، اما پس از تأسیس «مدرسه اسلام» توسط سید محمد طباطبایی، هر کس که با مدارس مخالفت میکرد، بابی تلقی میشد. این متن به این نتیجه میرسد که این روش، شیوه ایرانیان برای کنار زدن رقبا است.
درخواست تسریع در تصحیح و تکمیل متمم قانون اساسی
این نامه با خطاب به وکلای آذربایجان، به وضعیت نابسامان کشور پس از تصویب قانون اساسی اشاره میکند. نویسندگان تأکید میکنند که تأخیر در امضای متمم قانون اساسی، که برای آسایش عمومی و ترویج شریعت ضروری است، باعث هیجان و بیقراری مردم شده است. در پایان، از وکلا درخواست میشود که هرچه سریعتر برای تکمیل قانون اساسی اقدام کنند، زیرا در غیر این صورت، آرام کردن مردم دشوارتر خواهد شد.
بیمعنا بودن حقوق بشر نزد اروپاییان و سکوت و بیتفاوتی آنان نسبت به پایمال شدن حقوق مسلمانان
متن با اشاره به استانداردهای دوگانه اروپاییان در قبال حقوق بشر آغاز میشود؛ جایی که کوچکترین تعرض به اقلیتهای غیرمسلمان در کشورهای اسلامی با واکنش شدید اروپا مواجه میشود، اما پایمال شدن حقوق مسلمانان روسیه توسط روسها نادیده گرفته میشود. در ادامه، نویسنده به سکوت و بیتفاوتی حقوقخواهان جهانی در برابر ظلمهای روسها اشاره کرده و این قواعد بینالمللی را ابزاری برای حفظ منافع ظالمانه و تضییع حقوق مسلمانان میداند. سپس، نویسنده با خطاب قرار دادن مردم ایران، به ویژه تهرانیها، از بیخبری یا بیاهمیتی آنان نسبت به این تعدیات دینی و سیاسی روسها در خاک روسیه و حتی در پایتخت ایران ابراز نگرانی میکند. متن با دعوت به غیرت اسلامی و حمیت ملی برای مقابله با نفوذ سیاسی و اقتصادی روسها و جلوگیری از اغتشاش در کشور به پایان میرسد و برای ملت ایران گوش شنوا و چشم بینا آرزو میکند.
انتقاد و ملامت روحانیون مخالف مشروطه
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود و به انتقاد شدید از گروهی از افراد میپردازد که آنها را «نامردانِ به غیرت» و «دیوسیرتانِ آدم صورت» میخواند. این افراد به دلیل عدم درک تمدن، انسانیت، عدل و مساوات، و همچنین جهل و بیخبری، به تخریب و آزار مردم مشغولند. نویسنده این افراد را به القای شبهه در قلوب عوام و ایجاد نفاق متهم میکند و به طور خاص به مخالفت آنها با مشروطه اشاره دارد که آن را عین مشروعه میداند. در ادامه، نویسنده از تلاشهای مجاهدین و رؤسای اسلام مانند آیتالله سید محمد طباطبایی و حجتالاسلام سید عبدالله بهبهانی در راه مشروطه تقدیر میکند و مخالفت با قانون اساسی را مخالف با موازین شریعت مطهر میداند. در بخش پایانی، متن به اهمیت تمدن و آزادی اشاره کرده و از مردم میخواهد که فریب حیلهگران را نخورند. سپس با خطاب قرار دادن مردم خراسان، آنها را به دلیل عدم مشارکت فعال در نهضت مشروطه مورد ملامت قرار میدهد و از حرکتهای غیورانه مردم آذربایجان، فارس، گیلان، کرمان و اصفهان در مطالبه قانون اساسی تمجید میکند.
لایه های پنهان و اهداف ناشناخته غائله جمهوری رضاخانی
این بیانیه با اشاره به سابقه مبارزات ایران با استعمار انگلیس و نقش علمای شیعه در لغو قرارداد ۱۹۱۹ وثوقالدوله، به تحلیل کودتای ۱۲۹۹ و تلاش انگلستان برای جایگزینی احمدشاه با رضاخان میپردازد. نویسنده، طرح جمهوریخواهی رضاخان را نیرنگی انگلیسی برای تضعیف قانون اساسی و استقلال ایران میداند و آن را با استبداد و خیانت مقایسه میکند. در ادامه، با استناد به آموزههای شیعه، پادشاهی را فاقد مشروعیت دانسته و جمهوری اسلامی را آرمان دیرینه ملت ایران معرفی میکند. بیانیه به مقاومت ملت در برابر این طرح و تلاش برای حفظ قانون اساسی اشاره کرده و از کسانی که با این طرح همراهی میکنند، انتقاد میکند. در پایان، با خطاب به دولت انگلستان، خواستار تغییر سیاستهای استعماری و به رسمیت شناختن اراده ملت ایران میشود.

صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
آفت زدایی از باورهای نادرست مسلمانان
متن با تقسیم اصلاحات به سه قسم سیاسی، علمی و ادبی آغاز میشود و بر اهمیت اصلاح ادبی (اصلاح آداب، عادات و اخلاق مردم بر اساس آموزههای اسلامی) تأکید میکند. سپس توضیح میدهد که دین اسلام ضامن سعادت دنیوی و اخروی پیروان خود است و اصلاح ادبی، اگر مطابق با این دین پاک اجرا شود، نیازی به اصلاحات سیاسی و علمی نخواهد بود. در ادامه، به وظیفه علما در اجرای اصلاح ادبی اشاره میکند و بیان میدارد که عدم اجرای آن، مسلمانان را از سعادت محروم کرده و به انحطاط میکشاند. متن به تفصیل به ابعاد مختلف اصلاح ادبی، از جمله اصلاح اعتقادات، عبادات، اخلاق و آداب جاهلیت، و همچنین عدم ارثی بودن مناصب علمی و سیاسی میپردازد. در بخش بعدی، به ضعف و خواری مسلمانان در برابر پیشرفت غرب اشاره میکند و علت آن را غفلت مسلمانان و تلاش اروپاییان برای تضعیف اسلام میداند. در پایان، بر لزوم اتحاد بین فرق اسلامی و آگاهی روحانیون از شبهات و تهاجمات فرهنگی غرب تأکید میکند و از علمای ایران میخواهد که در این زمینه فعالتر باشند.

درخواست همکاری با اتابک (صدراعظم) جهت حل و فصل امور
متن با اشاره به پیغامات و مطالب برادران نویسنده که توسط بهاءالواعظین نقل شده، آغاز میشود. نویسنده از ملاقات خود با اتابک اعظم و اصرار بر همکاری برای حل امور خبر میدهد و تأکید میکند که اتابک با وجود موانع، در حال انجام اقدامات لازم است. در ادامه، از طلاب و عموم مردم درخواست میشود که برای پیشبرد کارها و ایجاد آسایش عمومی، با اتابک اعظم همراهی کنند. متن به مخالفت برخی مغرضین با وزارت داخله اشاره کرده و از مردم میخواهد که با ایجاد مزاحمت، مانع از اقدامات اتابک نشوند. در پایان، امیدواری به حل سریع امور و فراهم آمدن آسایش عمومی ابراز میشود و به حضور بهاءالواعظین و اقدامات او در این راستا اشاره میگردد.

اعلام حمایت از علمای مهاجر تهران به قم
این نامه با ابراز تأسف و همدردی عمیق از سوی علمای آذربایجان نسبت به وقایع ناگوار رخ داده، آغاز میشود. نویسنده این اتفاقات را رخنهای بزرگ در اسلام میداند که جبرانناپذیر است و از اقدامات لازم در حد توان برای مقابله با آن خبر میدهد. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که از وضعیت خود و سایر علما اطلاعرسانی کند.

تقاضای رفع ظلم و تعدی میرزا محمد خان لاریجانی (حاکم لاریجان) از مجلس شورا
این نامه با تحیت به مجلس شورای ملی آغاز میشود و یکی از بزرگترین فواید مجلس را رسیدگی به تظلمات مظلومین و رفع ظلم و تعدی از آنان میداند. سپس به شکایت علمای آمل و لاریجان از تعدیات میرزا محمدخان لاریجانی و همدستانش اشاره میکند که به نجف اشرف استغاثه کردهاند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که مجلس شورای ملی با توجه به وظیفه خود، تظلمات را به حضور پادشاه رسانده و دست تعدی حاکم لاریجان را کوتاه کند.

اعتراض به تجاوزات استقلال شکنانه انگلستان و روسیه به کشور و تهدید به اقدام علیه آنها
این نامه با خطاب به سفیر عثمانی و رونوشت به سفرای کشورهای اروپایی و آمریکا در تهران آغاز میشود. در ادامه، به پنج سال تلاش ملت ایران برای رهایی از استبداد و استقرار مشروطیت اشاره میکند. سپس، تجاوزات علنی کشورهای همسایه (انگلستان و روسیه) را که در جهت نابودی استقلال ایران و اساس دیانت اسلام است، محکوم میکند. در پایان، با تأکید بر اتحاد مسلمانان و اهمیت کلمه توحید، از سفرای خارجی میخواهد که حقوق ملت ایران را حفظ کرده و به دول متجاوز اخطار دهند تا از اقدامات خود دست بردارند، در غیر این صورت، جامعه اسلامی مجبور به اقدامات دفاعی خواهد شد.
شکایت از ستم ها و تعدیات و شرارت های برخی متنفذان گروس
این نامه با ستایش خداوند و اشاره به رفع استبداد آغاز میشود، اما بلافاصله به محرومیت اهالی گروس از این نعمت به دلیل تعدیات حاج امیر علاءالدین و همدستانش (میرزا ابوالبشر ملانما و افتخارنظام) میپردازد. این افراد متهم به غارت اموال، قتل و تلاش برای تشکیل انجمنی خودسرانه برای پیشبرد مقاصد شخصی هستند. در ادامه، نامه به فرار این متنفذان به خسروآباد و تلاش آنها برای تحریک اشرار و انتشار اخبار کذب اشاره میکند. بخش عمدهای از نامه به درخواست ابقای حاج علیرضا خان امیرتومان به عنوان حاکم گروس اختصاص دارد، زیرا او را حافظ جان و مال مردم و فردی بیطمع و با سیاست میدانند. نویسندگان تأکید میکنند که از ظلم حاکمان غریبه به ستوه آمدهاند و در صورت تغییر امیرتومان، مجبور به ترک ولایت خواهند شد و از وزیر داخله میخواهند که از تجدید ظلم حاکمان غریبه جلوگیری کند.
پیشنهاد افزودن مادهای به متمم قانون اساسی به منظور حفظ شان اسلامیت قوانین
متن با اشاره به تأسیس مجلس شورای ملی با عنایت امام زمان، شاه و علمای اسلام، بر لزوم عدم مغایرت مصوبات مجلس با قواعد مقدس اسلام تأکید میکند. سپس پیشنهاد میشود که در هر دوره، انجمنی متشکل از مجتهدین و فقها تشکیل شود تا قوانین مصوب مجلس را پیش از تصویب نهایی بررسی کنند. در صورت مغایرت با احکام شرعی، آن مصوبه فاقد اعتبار قانونی خواهد بود و نظر این انجمن علمی لازمالاجرا و غیرقابل تغییر است.

اظهار گلایه از بیتوجهی مجلس به آرای مردم کاشان
این نامه با گلایه از بیتوجهی مجلس به آرای مردم کاشان آغاز میشود. نویسندگان به نمایندگان مجلس اعتراض میکنند که چرا با وجود گزارشهایی مبنی بر بطلان انتخاب دو وکیل کاشان، شیبانی را میپذیرند و غفاری را نمیپذیرند، و خواستار توضیح علت این تفکیک هستند. آنها هشدار میدهند که پذیرش شیبانی باعث جسارت برخی وکلای سابق و ناظران شده و منجر به تشکیل غیرقانونی انجمن نظار و انتخاب افراد نالایق خواهد شد. در پایان، از مجلس میخواهند که اگر مشروطه حقیقت دارد، مأموری برای نظارت بر انتخابات قانونی بفرستد، در غیر این صورت صراحتاً اعلام کند که کاشان حق انتخاب ندارد و مجلس خود وکیل را انتخاب کند.
ابراز نگرانی از رفتارهای توهینآمیز مأموران عثمانی با ایرانیان مقیم آن کشور
این نامه با خطاب به مجلس و وزارت امور خارجه، به وضعیت نامناسب ایرانیان مقیم عثمانی میپردازد. در این متن، از اقدامات مأموران عثمانی در اخذ مالیات و ثبت نفوس ایرانیان ابراز نگرانی شده است. همچنین، به امتناع ایرانیان از خدمت سربازی و سایر الزامات تابعیت، تعطیلی بازارها و سلب آسایش اشاره شده و خواستار اقدامات جدی و فوری برای حل این مشکلات شده است.



اظهار تعجب و گلايه از دولت انگليس در همدستى با دولت روسيه در اشغال ايران بر خلاف مواضع آزادیخواهانه آنها
این نامه با ابراز احترام به دولت انگلیس آغاز میشود و به امیدواری همیشگی ملت ایران و روحانیت به عدالتخواهی و آزادیپروری این دولت اشاره میکند. سپس، از همدستی دولت انگلیس با روسیه در اشغال ایران و نقض استقلال و آزادی کشور ابراز تعجب و گلایه شده است. در ادامه، به مقاومت ملت بیدار ایران در برابر سلطه بیگانگان و آمادگی برای فداکاری در راه حفظ استقلال تأکید میشود. در پایان، از دولت انگلیس خواسته شده تا روسیه را از اقدامات ناحق خود در ایران منصرف کند و مانع از خونریزی و لکهدار شدن حیثیت انسانیت شود.


تعطیلی انجمن ولایتی به سبب مظالم مأموران دولتی و بیاعتنایی دولت
انجمن ولایتی یزد، خطاب به مجلس شورای ملی، از عدم پیشرفت در اهداف ملی و سلب امنیت و تعویق مالیاتی گلایه میکند. این انجمن با اشاره به تظلمات و تعدیات مأموران دولتی و عدم مساعدت قوه مجریه، اعلام میکند که چارهای جز تعطیلی ندارد و خواستار رسیدگی فوری است.
نتایج انقلاب سفید شاه: تخریب مدرسه فیضیه و قتلعام مردم در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲
متن با اشاره به فاجعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و تخریب مدرسه فیضیه قم، این وقایع را ننگینترین حوادث تاریخ ایران و نموداری از استبداد سیاه سلطنت قاجار میداند. در ادامه، به کشتار هزاران مسلمان به جرم مخالفت با بدعتهای حکومت و پیروی از مراجع تقلید اشاره میکند و این حوادث را با فاجعه عاشورا مقایسه میکند. متن همچنین به سخنان شاه درباره جمعیت مورد نظرش و معرفی مخالفان انقلاب سفید به عنوان مرتجعین میپردازد و نتیجه انقلاب سفید را حبس و شکنجه طبقه شریف و اصیل جامعه معرفی میکند. در پایان، مردم ایران را به تبعیت از مراجع تقلید و سرپیچی از احکام حکومت لامذهبی دعوت کرده و با دعایی علیه عاملان این فجایع به پایان میرسد.

تقاضا از میرزا ملکمخان جهت جلوگیری از توهین و هتاکی روزنامهنگاران مشروطهخواه نسبت به باورهای دینی
نامهای به میرزا ملکمخان درباره وضعیت آشفته کشور و نقش روزنامهنگاران در ایجاد تفرقه. در ابتدا، نویسنده از عدم دریافت پاسخ به نامه قبلی خود گلایه میکند و وضعیت نابسامان مملکت را تشریح میکند؛ پادشاه را حیران، وزرا را نادان و سرگردان، علما را درگیر تکفیر و وکلا را قاصر یا جاهل میداند. سپس، به مقالات روزنامهنگاران مشروطهخواه انتقاد میکند که با توهین به مذهب و رؤسای دولت و ملت، باعث تحریک مستبدین و مخالفین شدهاند. به عنوان مثال، به هجرت شیخ فضلالله نوری و میرزا حسن تبریزی به عبدالعظیم حسنی و تزلزل قلوب علما اشاره میکند. نویسنده تأکید میکند که مجلس به نام شرع و شریعت تشکیل شده، اما جهل حامیان آن و زیادهروی روزنامهها، حربه به دست دشمنان میدهد و بیم آن میرود که نهضت مشروطه به شکست بینجامد. از میرزا ملکمخان میخواهد که با نفوذ قلم خود، جلوی این روند را بگیرد و با تبیین لطایف اسلام، قلوب مردم را به نشاط آورد. در پایان، نویسنده به ملکمخان یادآور میشود که امروز مهمترین امور، تعدیل بودجه، تأسیس بانک ملی و اصلاح وزارتخانهها و حکومتها است و هر اقدامی جز اینها، تضییع عمر است. همچنین، از بیتفاوتی نسبت به خطر استیلای روس و انگلیس ابراز نگرانی میکند و تأکید میکند که آزادی قلم باید صرف بیان مفاسد و مصالح عمومی شود.
اقتباس هوشمندانه از تمدن غرب و حفظ هویت دینی و ملی
این متن با اشاره به سخنان یک شخصیت ژاپنی، بر اهمیت حفظ «موجودیت ملی» در مسیر پیشرفت تأکید میکند. بیان میشود که دزدان غربی علاوه بر مال و منال، شرف و موجودیت ملی را نیز به سرقت خواهند برد. در ادامه، ضمن تأیید ضرورت اشاعه علوم و صنایع جدید برای ترقی مدنی، هشدار داده میشود که نباید در این مسیر، عادات و اخلاق ملی فدای آداب فرنگی شود و علم و صنعت با سموم مهلکه آداب مذمومه غربیان ممزوج گردد. نتیجه این امر، از دست رفتن هویت ملی و تبدیل اخلاق و آداب وطنی به اخلاق و آداب فرنگیان خواهد بود. در پایان، التزام به قوانین دین اسلام و اجرای قواعد شریعت اسلامی را محکمترین اساس برای حفظ موجودیت ملی و نگهداری شرف و ناموس مملکت دانسته و بر لزوم مطابقت هر گام در مسیر ترقی با قانون شرع مبین تأکید میکند تا از مغلوب شدن در برابر قوای اجانب جلوگیری شود.
تأکید بر وجوب تأسیس مجلس شورای ملی
این تلگراف در پاسخ به اخبار نگرانکننده از مخالفت با مجلس شورای ملی صادر شده است. در این پیام، علمای شیعه تأکید میکنند که هدف اصلی آنها از حمایت از مجلس، تقویت اسلام، حفظ جان مسلمانان و اصلاح امور عمومی است. آنها مجلس را نهادی میدانند که تأسیس آن برای رفع ظلم، یاری مظلومان، امر به معروف و نهی از منکر، تقویت ملت و دولت، بهبود وضعیت مردم و حفظ اسلام، عقلاً، شرعاً و عرفاً واجب است. هرگونه مخالفت با مجلس را مخالفت با شرع و ستیز با صاحب شریعت تلقی میکنند و هرگونه نسبت خلاف این مضمون را کذب محض میدانند. در پایان، به عدم صلاحدید برای احضار شیخ فضلالله نوری اشاره شده و درخواست اطلاعرسانی در مورد امور مهم را دارند.



هشدار نسبت به عواقب قرار داد ۱۹۰۷ انگلستان و روسیه در مورد ایران
متن با خطاب قرار دادن افراد غافل و بیتفاوت، وضعیت خطرناک اسلام و ایران را گوشزد میکند. در ادامه، به تمسخر اسلام و ایران توسط بیگانگان و توطئههای دشمنان اشاره شده و از خواب غفلت دوستان انتقاد میشود. در پایان، با اشاره به قرارداد ۱۹۰۷ میان انگلستان و روسیه، از ملت ایران خواسته میشود که برای حفظ استقلال کشور خود به پا خیزند و این معاهده را نادیده بگیرند، زیرا ملت ایران بیدار است و نیازی به کمک بیگانگان ندارد.
تفرقهافکنی تقیزاده میان رجال انقلاب و هشدار نسبت به آن
نامهای از نجف به نویسنده میرسد که در آن از افزایش نفوذ تقیزاده در تبریز و تلاش او برای تخریب جایگاه میرزا علی ثقهالاسلام تبریزی و ایجاد تفرقه میان سردار ملی و ایالت خبر داده میشود. همچنین اشاره شده که تقیزاده با ارسال مطالب جعلی به تهران، ذهن وزیر جنگ را مغشوش کرده است. نویسنده قصد دارد برای بررسی بیشتر به نجف سفر کند و پس از مشاهده اسناد، تصمیم مقتضی را اتخاذ نماید. در پایان، تقیزاده را فردی مغرور و نادان توصیف میکند که به ریشه اسلام ضربه میزند و برای ملت ایران خطرناک است.
اظهار تأثیر از نحوه خلع سلاح مجاهدین آذربایجانی
این تلگراف با ابراز تأثر شدید از حوادث اخیر و صدمات وارده به سردار و سالار ملی و تحصن سردار محیی در سفارت آغاز میشود. نویسندگان به زحمات این افراد برای اعتلای عدالت و آسایش مردم اشاره کرده و بیان میکنند که این وقایع، در کنار حملات اجانب و نفاق داخلی، موجب رنجش و ناامیدی عمومی شده است. در ادامه، با ابراز خرسندی از تبدیل یأس به امیدواری، از نمایندگان محترم، علما، تجار و اهالی مرکز به دلیل استقبال از سردار محیی و بازگرداندن ایشان به تهران تشکر میشود. در پایان، نویسندگان ابراز امیدواری میکنند که نفاق و دوئیت از بین رفته و اتحاد به عنوان تنها راه سعادت و علاج ایران بیمار، تدارک دیده شود.
درخواست تشکیل انجمن ایالتی و ندادن مالیات به مأموران دولت
تلگراف به علمای بیرجند برای تشکیل انجمن ولایتی و توقیف مالیات ارسال شده است. در این تلگراف، از علمای بیرجند خواسته شده است که منتخبین سابق را حاضر کرده و تلگراف را به اهالی ارائه دهند تا انجمن ولایتی تشکیل شود و به اصلاح امور بپردازند. همچنین، تأکید شده است که مالیات به گماشتگان دولت پرداخت نشود. در پایان، از آنها خواسته شده است که در صورت عدم همکاری حکومت، فوراً اطلاع دهند تا تصمیم لازم اتخاذ شود.
تأیید مشروطه و مجلس شورای ملی
متن با اشاره به فواید عظیم مجلس شورای ملی برای دین و دولت، اجرای احکام شرعی، حفظ مرزها و دفع دشمنان آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم اهتمام مسلمانان در استحکام این اساس قویم تأکید شده و ابراز امیدواری میشود که قلب همایونی شاه با تأییدات غیبی، این نیکنامی ابدی و عدالت را برقرار سازد.

لزوم اتحاد مذاهب اسلام میان ایران و عثمانی
متن با اشاره به انتشار مکتوبی در روزنامه مجلس از اسلامبول آغاز میشود که به نظر نویسنده، به جای دعوت به تمدن و اتفاق، به تجدید نزاع شیعه و سنی دامن میزند. در ادامه، با استناد به آیه «إِنَّمَا المُؤمِنُونَ إِخوَةٌ»، مسلمانان را به برادری دینی فرا میخواند و تأکید میکند که باید از تاریخ نزاعهای گذشته (مانند نزاع بر سر خلافت) درس گرفت و از تکرار آن پرهیز کرد. سپس، برای اثبات لزوم اتحاد، به ترجمه وصیتنامه پطر کبیر اشاره میکند که در آن، پطر کبیر برای تسلط بر اسلامبول و در نهایت آسیا و اروپا، ایجاد تفرقه و جنگ میان ایران و عثمانی را از طریق دامن زدن به اختلافات مذهبی شیعه و سنی و همچنین عدم اجازه علمای دین به مسلمانان برای ارتباط با اروپاییان، توصیه کرده است. در پایان، با توجه به هوشیاری علمای اسلام و دعوت آنان به اتحاد، از مقلدین میخواهد که از هر سخنی که به اسلام ضرر میرساند و موجب نفاق میشود، دوری کنند و کمر دین اسلام را نشکنند.
تظلمخواهی علما و بزرگان کاشان
این نامه با شرح اقدامات حسین پشت مشهدی و فرزندانش در کاشان آغاز میشود که با همدستی اشرار، به غارت اموال، تجاوز به نوامیس و ایجاد ناامنی در شهر و اطراف آن پرداختهاند. در ادامه، به بینتیجه ماندن تظلمات و فریادهای شش ماهه به وزرا و مجلس اشاره شده و تأکید میشود که عدم پاسخگویی، بر گستاخی اشرار افزوده است. سپس، به غارت خانهها و ربودن زنان عفیفه در روز روشن اشاره شده و هیجان عمومی مردم، تعطیلی بازار و مساجد و اجتماع علما و رعایا در مدرسه سلطانی و تلگرافخانه برای دادخواهی بیان میشود. در پایان، با قسم دادن وکلای ملت به ولیعصر، درخواست فوری برای اعزام سوار برای رفع شر اشرار و تأمین امنیت جانی، مالی و ناموسی مردم کاشان مطرح شده و اعلام میشود که تا رسیدن سوار از تهران، هیچکس جرئت خروج از مدرسه سلطانی را ندارد.
مخالفت با تشکیل انجمن زنان
متن با اشاره به اظهارات نادرست در مجلس آغاز میشود و سپس به بحث درباره خروج زنان از خانه با اجازه همسر و طبق قانون شرع میپردازد. در ادامه، به گفتگوهای نامناسبی که در این اجتماعات شکل میگیرد، اشاره میکند و بر عدم تمایل به طرح این مسائل در مجلس تأکید میکند و به همین مقدار اشاره را کافی میداند.
عدم اعتماد و اتکا به اظهار دوستی و همراهی انگلستان و روسیه با دولت ایران و لزوم حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی
متن با اشاره به تجربیات گذشته و وضعیت کنونی ایران، به نقد سیاستهای دولتهای خارجی، به ویژه انگلستان و روسیه، میپردازد. در ابتدا، به عدم صداقت و قابل اعتماد نبودن سیاستهای این کشورها اشاره میکند و بیان میدارد که اعتماد به آنها، ایران را دچار خطرات بزرگی کرده است. سپس، به وعدههای دروغین روسها برای خروج از ایران و عدم وفای به عهد آنها میپردازد و نقش انگلستان در تأیید این وعدهها را نیز زیر سؤال میبرد. در ادامه، بر لزوم حفظ استقلال ایران از طریق مقاومت داخلی تأکید میکند و مفهوم «نزاکت سیاسی» را در برابر قدرتهای بزرگ، به معنای تسلیم شدن در برابر تجاوزات آنها تفسیر میکند. همچنین، ادعاهای نوعپرستی و تمدنخواهی اروپاییان را بیاساس دانسته و آن را صرفاً لفاظی برای فریب ملتهای شرقی میداند. در بخش پایانی، هشت راهکار عملی برای مقابله با تجاوزات خارجی ارائه میدهد که شامل اتحاد ملی، تحریم کالاهای روسی، حفظ حقوق ملی توسط دولت، اعتراضات سیاسی و ملی، اقدامات دیپلماتیک، اتحاد روحانیون با مسلمانان جهان، همکاری با انقلابیون روس و در نهایت، صدور حکم دفاع از سوی روحانیون و مقاومت مسلحانه مردمی است. در پایان، بر این نکته تأکید میشود که ایران خواهان جنگ نیست، بلکه تنها به دنبال حفظ استقلال، آزادی و حقوق خود است و برای رسیدن به این اهداف، از هیچ فداکاری دریغ نخواهد کرد.
تفاوتهای آزادی در انگلستان و در هندوستان مستعمره آن کشور
این متن به مقایسه مفهوم و مصادیق آزادی در انگلستان و هندوستان تحت استعمار بریتانیا میپردازد. در ابتدا، نویسنده تفاوتهای اساسی بین حکومت خودی در انگلستان و حکومت بیگانه در هند را برمیشمرد. سپس، به تفاوت در وضعیت شهروندان، نقش مردم در قانونگذاری، محدودیتهای حکومت، ترس حکومت از مردم، و توزیع مناصب عالیه اشاره میکند. در ادامه، به تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی مردم دو منطقه، از جمله یکپارچگی مذهبی و زبانی در انگلستان در مقابل تنوع در هند، و سطح آگاهی و دانش عمومی مردم میپردازد. در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که آزادی در انگلستان برای صاحبان دانش است، در حالی که در هند، به دلیل جهل و عدم درک صحیح از آزادی، به اشرار و جاهلان فرصت سوءاستفاده میدهد و هرگونه اعتراض به ظلم را بغاوت و سرکشی مینامند.
لزوم آموزش نظامی برای عموم مردم و حفظ استقلال کشور
متن با استناد به آیات قرآن، بر لزوم آمادگی دفاعی و نظامی برای حفظ حیات سیاسی کشور تأکید میکند. در ابتدا، نقش حیاتی روحانیون در تحولات سیاسی و توانایی آنان در بسیج مردم برای تشکیل قوای دفاعی را برجسته میسازد و ارتش موجود را ناکافی میداند. سپس، با استناد به اصول اولیه اسلام و آیه جهاد، آموزش نظامی اجباری برای تمامی طبقات جامعه را ضروری میشمارد و آن را نه تنها یک عمل مستحب، بلکه برای شیعیان منتظر فرج، واجب تلقی میکند. در ادامه، با هشدار نسبت به خطر اضمحلال اسلام و تصرف وطن توسط اجانب، از علمای اسلام میخواهد که این امر شرعی را به صورت عمومی درآورند و با سازماندهی صحیح، ملت را به آموزش فنون جنگی ترغیب کنند تا در مدت کوتاهی، نیروی دفاعی عظیمی برای کشور فراهم آید. در پایان، با اشاره به سابقه دلاوری ایرانیان، ابراز امیدواری میکند که با این آمادگی، اسلام برتری یابد و باطل نابود شود و برای اسلام، مجلس ملی و حصون انام آرزوی پایداری میکند.
بیان عواقب ناگوار عدم همراهی محمد علی شاه با مشروطه
متن با اشاره به اهمیت نصیحت پادشاه برای خیر سلطنت آغاز میشود و بر لزوم حفظ وطن و حمایت از هموطنان تأکید میکند. سپس به تفاوت میان رعیت و بنده میپردازد و بیان میکند که رعیت آزاد است و حقوق پاسبانی سلطان باید در قبال انجام وظیفه شبانی و پاسبانی او باشد. در ادامه، به تاریخ سلاطین ایران اشاره میکند که چگونه با حفظ ملت و مملکت، ملقب به «ظلالله فیالارض» شدند و پادشاهانی که از وظیفه خود کوتاهی کردند، به کیفر رسیدند. سپس به دوران ناصرالدین شاه و غارت اموال ملت توسط درباریان اشاره میکند و آن را با دوران مظفرالدین شاه مقایسه میکند. در بخش بعدی، به وضعیت کشور در دوران محمدعلی شاه میپردازد که چگونه ملت از هر سو مورد ظلم و تعدی قرار گرفته و خاک ایران به تاراج میرود. در پایان، پادشاه را به هوشیاری دعوت میکند و از او میخواهد که به عواقب عدم همراهی با مشروطه و استبداد بیندیشد و سرنوشت پادشاهان مستبد گذشته را به یاد آورد و به او هشدار میدهد که اگر به داد ملت نرسد، خداوند داد ملت را از او خواهد گرفت و ممکن است سرنوشت لویی شانزدهم برای او تکرار شود. همچنین به او یادآوری میکند که با دزدان داخلی و نمایندگان اجانب نباید مصلحتبینی کند و حمیّت ملیت تنها راه حفظ سلطنت است و در غیر این صورت، باغ مشروطیت با فداییان غیبی سیراب خواهد شد.
تکذيب شایعه قبول هرگونه کمک مالی و مادی دولت به حوزه علمیه نجف اشرف
در پاسخ به پرسشی درباره دریافت کمک مالی از دولت برای حوزه علمیه نجف، دریافت هرگونه وجهی را تکذیب میکند و اعلام میدارد که در صورت دریافت نیز آن را عودت میدادند. در ادامه، به خدمات علمای نجف در راه مشروطیت و سعادت ایران اشاره میکند و تأکید مینماید که این خدمات خالصانه و بدون چشمداشت مادی بوده است. در پایان، آرزوی خود را برای تلاش مسئولین در جهت انتظام، آسایش و ترقی مملکت و صرف مالیات ملت در مصالح عمومی و تشکیل قشون نظامی بیان میکند.

شماتت حیف و میل کمکهای مردمی
متن با اشاره به جوش و خروش ملت ایران در همراهی با دولت و انتشار اخباری در روزنامههای «ایران نو» و «مجلس» درباره مفتاحالسلطنه آغاز میشود. سپس به یادآوری دوره صدارت امینالدوله و حیف و میل وجوه اعانه در آن زمان میپردازد و با استناد به ضربالمثل «الولد سر ابیه»، این حیف و میلها را تکرار تاریخ میداند. در ادامه، به خدمات مفتاحالسلطنه به انگلیسیها و نقش او در تضعیف جایگاه شاهنشاهی ایران اشاره میکند و از معاون وزارت خارجه به دلیل دفاع از مفتاحالسلطنه و تلاش برای مشتبه کردن امر بر مجلس انتقاد میکند. در پایان، از وکلای مجلس میخواهد که در این موضوع تحقیق جدی کرده و اجازه ندهند سیزده هزار تومان از اموال ملت حیف و میل شود و تأکید میکند که اگر این مسئله بدون نتیجه بماند، اعتبار دولت نزد ملت از بین خواهد رفت و باید مواجب گرفته شده از مفتاحالسلطنه بازپس گرفته شود تا عبرتی برای سایر مأمورین باشد.
انتقاد از بیمسئولیتی وزراء و نمایندگان مجلس و بیتوجهی مردم به حقوق خود
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا وکلا و وزرا به وظایف ملی و دینی خود عمل نمیکنند، در حالی که کشور مشروطه است و اصلاح امور و جلوگیری از مفاسد بر عهده آنهاست. سپس به نقد عملکرد مجلس اول و دوم در زمینه آبادی کشور، حفظ مرزها، جلوگیری از مفاسد و اخراج قوای روس میپردازد. در ادامه، نویسنده این بیکفایتی را خیانت به مشروطیت و ملت میداند، چرا که آنها به کلامالله قسم خوردهاند. در بخش دوم، متن مسئولیت این وضعیت نامساعد را متوجه ملت میداند، زیرا جهل و عدم مطالبه حقوق توسط مردم، آنها را دستخوش مستبدین و دزدان داخلی و خارجی کرده است. در پایان، بر این نکته تأکید میشود که آگاهی ملت از حقوق خود، موجب زنده شدن ملت مرده و ترس قوای مقننه و مجریه از آنها خواهد شد.
شرح جنایات متجاوزان روسی و تأثیر تحریم کالاهای روس در اقتصاد روسیه و تأکید بر مجاهده اقتصادی ایرانیان
این مقاله با اشاره به تلگراف قونسل روس که تهدیدی علیه روحانیت و استقلال ایران تلقی میشود، آغاز میگردد. در ادامه، نویسنده به تفصیل به سابقه اقدامات خصمانه روسیه علیه ایران و اسلام، از جمله دخالت در امور داخلی، حمایت از استبداد و تخریب اماکن مذهبی میپردازد و این اقدامات را در تضاد با ادعاهای خیرخواهانه روسیه میداند. سپس، به تحلیل مفهوم «وخامت» از دیدگاه قونسل روس میپردازد و توضیح میدهد که تحریم کالاهای روسی توسط روحانیت، نه برای ایران، بلکه برای اقتصاد روسیه وخامتبار خواهد بود و میتواند منجر به بحرانهای داخلی در روسیه شود. در بخش بعدی، نویسنده بر آگاهی و بصیرت روحانیت شیعه نسبت به مسائل سیاسی روز تأکید میکند و بیان میدارد که روحانیت از تهدیدات پوچ روسها مرعوب نخواهد شد. در ادامه، به اهمیت اتحاد علمای شیعه و سنی در این مجاهده اقتصادی اشاره میکند و آن را عاملی برای ایجاد انقلاب در جهان اسلام میداند. در پایان، مقاله با خطاب به ملت ایران، آنان را به بیداری، اتحاد و اجرای قاطعانه حکم تحریم اقتصادی فرا میخواند و تأکید میکند که این مجاهده اقتصادی، مقدمهای برای اقدامات دفاعی گستردهتر است و هرگونه سستی در اجرای آن، به منزله خیانت به ملت و دین خواهد بود. همچنین، از هیئت علمیه نجف اشرف میخواهد که در صدور احکام تحریم، جامعیت و وضوح را رعایت کرده و تنها به مجاهده اقتصادی اکتفا نکنند، بلکه برای دفاع از حقوق ملت، آماده اقدامات عملی و اتحاد با علمای اهل سنت باشند.
محکوم کردن واقعه ماکو و اظهار همدردی با مردم آن
این تلگراف با ابراز تأثر شدید از واقعه شهدای ماکو آغاز میشود و آن را موجب اندوه امام زمان (عج) و جریحهدار شدن قلوب مسلمانان میداند. در ادامه، به عزاداری و تظلمخواهی علمای اصفهان و مردم این شهر در تلگرافخانه به دولت و مجلس شورای ملی اشاره میکند. سپس، بر لزوم عزاداری، برگزاری مجلس فاتحه و حمایت از شهدای ماکو تأکید شده و برای مرتکبین این ظلم، حکم محارب یا مرتد را پس از اثبات، لازمالاجرا میداند تا ریشه اشرار و ظلم از بین برود.


اعلان جهاد مراجع علیه روسیه و درخواست تبعیت عموم مسلمانان از آن
این بیانیه با استناد به آیهای از قرآن کریم، به عموم مسلمانان بوشهر، بنادر و جزایر خلیج فارس، خوزستان و خوانین و مشایخ مناطق اسلامی، لزوم جهاد دفاعی را اعلام میکند. در این متن، به تجاوزات قشون روسیه در سرحدات عثمانی، آذربایجان و مشهد مقدس اشاره شده و این اقدامات به عنوان دلیلی برای وجوب دفاع از خاک اسلامی و مقابله با مهاجمان ذکر میشود. همچنین، به حرکت مراجع و آیات عظام به سمت کاظمین و آمادگی آنها برای ورود به ایران به منظور جهاد دفاعی اشاره شده است. در پایان، بر وجوب فوری تبعیت از مراجع تقلید در این جهاد تأکید شده و تخلف از احکام شرعی صادره از سوی آنها، موجب خروج از زمره مسلمین و محرومیت از شفاعت پیامبر و ائمه هدی دانسته شده است.
مرامنامه اتحادیه علمای نهاوند
این مرامنامه با هدف نشر عدالت، ترویج معارف و تهذیب اخلاق، اصول و وظایف اعضای اتحادیه علمای نهاوند را تبیین میکند. بر اساس این مرامنامه، اعضا موظف به همراهی با قوانین حکومت، رفع ظلم از طریق مجاری قانونی و مساعدت به امور عامالمنفعه هستند. همچنین، هرگونه حمایت از محکومین قانونی، مداخله در امور خلاف قانون مملکتی و دخالت در امور عمومی ممنوع است. در پایان، متن قسمنامهای برای اعضای جدید ارائه شده که بر عدم خیانت، رعایت حقوق افراد و پیگیری منافع عمومی و رفع ظلم از طریق قانونی تأکید دارد.
مخالفت راهبردی کشورهای اروپایی با پیشرفت کشورهای اسلامی
متن با استناد به آیات قرآن کریم آغاز میشود و به نقد ادعای کشیشان مسیحی میپردازد که دین اسلام را عامل عقبماندگی مسلمانان میدانند. در ادامه، با مقایسه رویکرد مسلمانان (که هم به دنیا و هم به آخرت توجه دارند) و فرنگیان (که تنها به امور دنیوی میپردازند)، پیشرفت ظاهری غربیها را ناشی از غفلت از آخرت و تمرکز صرف بر دنیا معرفی میکند. سپس، بر موافقت قواعد اسلام با حکمت و فطرت تأکید کرده و تصرفات غربیها در قوانین اسلامی را ناشی از هوا و هوس میداند. در بخش پایانی، با اشاره به قانون طبیعی ترقی و تنزل ملتها، به نمونههای تاریخی از افول قدرتهای اروپایی اشاره میکند و نتیجه میگیرد که دول مسیحی مانع ترقی مسلمانان هستند و برای اضمحلال آنان میکوشند. متن با دعایی برای صبر و پیروزی بر کافران به پایان میرسد.
درخواست پیگیری تأسیس عدالتخانه از مظفرالدین شاه قاجار
گروهی از سادات و طلاب علوم دینیه، با ستایش از مظفرالدین شاه و وزیرش به دلیل نیت خیرخواهانه و تلاش برای ترقی ملت، از او میخواهند که به وعدههای خود در زمینه اجرای قانون عدالت و تأسیس مجلس شورای ملی عمل کند. متن با اشاره به وضعیت وخیم کشور و ظلم و استبداد حاکم، تأکید میکند که بقای مملکت به عدل وابسته است و از شاه میخواهد که در اجرای قانون اسلامی تعجیل کند. در پایان، با هشدار درباره عواقب عدم توجه به خواست ملت و آه مظلومان، شاه را به اقدام فوری برای برقراری عدالت فرامیخواند.
محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری نسبت به نظام مشروطه و مجلس شورا
تلگرافی مبنی بر اقدامات شیخ فضلالله نوری در ایجاد تفرقه و مخالفت با مشروطیت دریافت شده است. این اقدامات که به بهانه دینداری صورت میگیرد، در حالی است که صحت مشروطیت از بدیهیات و مورد تأیید علمای اسلام است. هجرت ایشان به حضرت عبدالعظیم (ع) نیز به اسلام آسیب رسانده و اکنون نیز با اقدامات خود، بیم بر اسلام و مسلمین میرود. ملت فریب این تلگرافات را نخواهد خورد و هیچ عالمی با ایشان همراهی نکرده است. به شیخ فضلالله نوری توصیه میشود که در زمین پس از اصلاح آن فساد نکند و در غیر این صورت با پاسخ شدیدتری مواجه خواهد شد.
تأکید بر وضع قوانین لازم توسط مجلس شورا
در شرایطی که ارکان اسلام متزلزل شده و بیم خطرات جدی میرود، وظیفه اصلی مجلس وضع قوانین و تعیین حدود است. اگر نشریات خارجی از مذاکرات مجلس مطلع شوند، تعجب خواهند کرد که ملتی که تازه بیدار شده، ابتدا به مسائل پیش پا افتادهای مانند گوشت و نان میپردازد. بنابراین، لازم است که مجلس پیش از هر چیز، قوانین ضروری را تصویب کند.
اعتراض و تهدید به حضور قوای روسیه و انگلستان در ایران
متنی از طریق سفارت عثمانی به سفارتخانههای خارجی در تهران ارسال شده است. این متن به حضور طولانیمدت قوای بیگانه در ایران و یادداشت اخیر دولت انگلیس اعتراض میکند و آن را مایه تزلزل اساس دیانت اسلامی و استقلال کشور میداند. نویسندگان با اشاره به عدم تحمل ناملایمات حقوقشکنانه این دو دولت همسایه، از سفارتخانهها میخواهند که با این اعتراض برحق همراهی کنند و اجازه ندهند که این تعدیات، روابط دوستانه ملت ایران و مسلمانان جهان را به سمت اقدامات دینی و وظایف نهایی سوق دهد. در ادامه، اسامی تعداد زیادی از علما و طلاب قزوین به عنوان نگارندگان این متن ذکر شده است.
تذکر درباره مسئولیت خطیر نمایندگی
متن با یادآوری مسئولیت خطیر نمایندگان مجلس شورای ملی آغاز میشود و بیان میکند که این مجلس مظهر قدرت پادشاه و ملت ایران است. در ادامه، نمایندگان را به عمل به تکالیف الهی و شرعی فرا میخواند و عواقب مثبت عمل به وظایف و پیامدهای منفی کوتاهی در انجام آنها را برمیشمرد. در پایان، با تأکید بر سنگینی بار امانت ملی و مسئولیت در قبال ملت، خدا، رسول و وجدان، از نمایندگان میخواهد که پیش از آنکه این امانت را به دست دزدان بسپارند، به عواقب کار خود بیندیشند.

درخواست از محمدعلی شاه قاجار جهت حمایت از مجلس شورای ملی
متن با ابراز شکرگزاری از توجهات ولی عصر و عنایات ملوکانه در انتظام امور مجلس شورای ملی آغاز میشود که موجب نشر عدالت و ترقی دین و دولت است. سپس به تشریففرمایی شیخ مرتضی آشتیانی و بیانات ایشان در مورد فواید مجلس و اراده شاهانه در استحکام آن اشاره میکند. در ادامه، به وضعیت نابسامان برخی بلاد، بهویژه آذربایجان، که موجب شورش و پریشانی عمومی شده و احتمال نشر فساد میرود، اشاره میکند. در پایان، از شاه درخواست میشود که با عنایت مجدانه خسروانه، امر مجلس را استحکام بخشد و عموم مسلمین را به عدالت نوشیروانی خود امیدوار سازد.

محکومیت محمد علی شاه قاجار
این تلگراف در پاسخ به خبری مبنی بر تجمع اشرار و مفسدین و تجدید مخالفت محمدعلی شاه قاجار با مجلس شورای ملی نگاشته شده است. نویسندگان با اشاره به احکام شرع، اطاعت از مجلس را فریضه عمومی و دوری از مخالفان را واجب میدانند و آن را به منزله محاربه با امام زمان (عج) تلقی میکنند. در پایان، آمادگی خود و عموم اهالی را برای حضور در تلگرافخانه و تبعیت از دستورات اعلام میکنند.
انتقاد از فرنگیمآبی (غربزدگی)
متن با حدیثی درباره مذمت تقلید آغاز میشود و به نقد شدید تقلید از عادات فرنگی در میان ایرانیان میپردازد. نویسنده، این تقلید را نشانه ضعف نفس، ذلت و پستی میداند و از اینکه ایرانیان به جای تقلید از پیشرفتهای علمی و غیرت ملی فرنگیها، تنها به ظواهر بیارزش مانند ریش تراشیدن و پوشیدن فکل روی آوردهاند، انتقاد میکند. در ادامه، به بیدینی برخی از این افراد اشاره میکند که با آموختن اندکی علم، منکر روحانیات میشوند، در حالی که بسیاری از خود فرنگیها متدین و خداشناس هستند و حتی در اروپا مدارس فلسفه توحید وجود دارد. متن با تأکید بر اهمیت حفظ عادات ملی و غیرت وطنی و مذمت تشبه به ملتهای دیگر، به پایان میرسد و توصیه میکند که باید به دنبال آنچه سبب سعادت و ثروت است بود، نه آنچه مایه اتلاف مال و ملامت است.
اتحاد و انسجام ملی و اقتدار نظامی، ضامن استقلال کشور
مقاله با ارجاع به مطلبی در جریده ایران نو، به بررسی عوامل حفظ استقلال کشور میپردازد. در ابتدا، دو نوع قوه مادی (پول، قشون، تسلیحات) و ادبی (شناخت و بهکارگیری این قوا) را برای سعادت و استقلال ملت ضروری میداند. سپس، با اذعان به ضعف ایران در قوای مادی، به بررسی قوه ادبی میپردازد و با وجود عدم مشاهده اثر عملی آن، ریشهکن شدن استبداد و رهایی از ظلم را نتیجه «قوه اجتماع» میداند. در ادامه، وضعیت ایران را به پوست گردویی در دریای متلاطم تشبیه کرده و یگانه راه نجات را اتحاد و اتفاق فرقههای اصلاحطلب و استقلالخواه میداند. مقاله تأکید میکند که ایران هنوز مراحل انقلاب سیاسی را طی نکرده و نباید به اصلاحات جزئی در دوره اجتماعی بپردازد، در حالی که اصل مملکت در خطر است. در پایان، با اشاره به تجربه عثمانی و فرانسه، بر لزوم تمرکز قوای ملت و پیروی از یک برنامه واحد تأکید میکند و از رؤسای فرقهها میخواهد که برای نجات وطن از گرداب هلاکت، در تأسیس یک مرکز واحد تلاش کنند. همچنین، بازگشت استبداد را محال دانسته و آینده ایران را بین حفظ استقلال در سایه مشروطیت یا تصرف توسط اجانب محدود میکند.
عزل سید حسن تقیزاده از نمایندگی مجلس شورا به سبب فساد مسلک ضد اسلامی او
این اعلامیه با خطاب به مقامات عالیرتبه کشور، از جمله نیابت سلطنت، حجج اسلام، مجلس ملی و کابینه وزارت، آغاز میشود. در ادامه، به صراحت بیان میکند که مسلک سید حسن تقیزاده با اسلامیت مملکت و قوانین شریعت مقدسه در تضاد است و او را از عضویت در مجلس ملی و قابلیت امانتداری آن مقام، شرعاً و قانوناً منعزل میداند. سپس، بر عموم علما، اولیای امور، امنای دارالشورا، امرا و سرداران و آحاد ملت ایران واجب میشمارد که از ورود تقیزاده به مجلس و مداخله او در امور مملکت جلوگیری کرده و او را فوراً از ایران تبعید کنند. هرگونه سهلانگاری در این امر را حرام و دشمنی با صاحب شریعت تلقی میکند. در پایان، توصیه میشود که به جای او فردی دینپرست و وطنپرور انتخاب شود و ملت غیور آذربایجان و سایر انجمنها نیز از این حکم الهی مطلع گردند. این حکم توسط شیخ عبدالله مازندرانی و ملا محمدکاظم خراسانی صادر شده است.


اظهار خشنودی از موافقت شاه و ولیعهد با افتتاح مجلس شورای ملی
متن با ابراز خشنودی از سلامتی مخاطب آغاز میشود. سپس به موضوع تشکیل مجلس شورای ملی میپردازد و آن را مایه شکرگزاری و دعای خیر برای شاه و ولیعهد میداند. فواید عظیم این مجلس برای ملت و دولت را برمیشمارد و شاه و ولیعهد را حامی ملت و طالب انتظام دولت معرفی میکند. در ادامه، به انتقاد از افراد سودجو و فرصتطلب میپردازد که با این اقدام مخالفند و در پی تخریب آن هستند و با استناد به آیه قرآن، عاقبت مکر آنان را به خودشان بازمیگرداند. در پایان، از مخاطب درخواست میکند که همواره او را از اخبار مسرتبخش مطلع سازد و با دعای خیر به پایان میرسد.

انتقاد از نظرات اقتصادی چیگرایانه تقی زاده و همفکران او
متن با انتقاد از سخنرانیهای تقیزاده و برخی واعظان تبریز آغاز میشود که منجر به بیثباتی و تخریب وضعیت رعیت و مالک شده است. در ادامه، به عدم حضور در انجمنها و بیاعتنایی به آنها اشاره میکند و دلیل آن را به دست اوباش افتادن امور و انجام کارهای نامشروع توسط آنها، از جمله منع «چهار و یک» که حق مالک بوده، میداند. این اقدامات به افزایش تسلط رعیت و ناامنی راهها منجر شده و در نهایت، باعث خرابی مملکت و جسارت همسایگان (روسیه تزاری) شده است. در پایان، به عدم مداخله خود در این امور اشاره میکند و توضیح میدهد که به دلیل مخالفت با مشروطه و عدم پیروی از افکار مشروطهخواهان، او را به صورت محرمانه «مستبده» مینامیدند، در حالی که مردم از واقعیت امر آگاه بودند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تأیید نظر آخوند خراسانی مبنی بر تهدید تحریم کالاهای روسی و در پیش گرفتن سیاست مجاهده اقتصادی
متن با اشاره به پاسخ متین و پرمغز آخوند خراسانی به دیپلمات روس آغاز میشود و این پرسش را مطرح میکند که آیا دیپلمات روس از اشتباهات خود دست خواهد کشید یا خیر. در ادامه، به دیپلمات روس هشدار داده میشود که از جسارتهای خود در برابر مقام ریاست روحانی اسلام سودی نخواهد برد، زیرا این مقام نه تنها دارای جنبه اسلامی مافوق سیاسیات است، بلکه از اوضاع سیاسی جهان نیز آگاه است. تأکید میشود که تهدیدات دیپلمات روس به جای سود، زیان به بار خواهد آورد و او از مقاصد روسیه در ایران و تاریخ اضمحلال ملل اسلامی آگاه است. همچنین، به این نکته اشاره میشود که مقام ریاست روحانی اسلام مقتضیات مجاهده اقتصادی و مدافعه حقوقی ایران را به خوبی درک کرده و میدانند که بازار کالاهای روسی در ایران به دلیل گرانی و نامرغوبی، تنها به ایران محدود شده و تحریم آن میتواند تجارت روسیه را مختل کند. در بخش دیگری، بیان میشود که مقام روحانی نمیتوانند مضرات مالی را دلیل سکوت خود در برابر اضمحلال مملکت اسلامی قرار دهند و قول دیپلمات روس مبنی بر عدم توانایی شیعیان ایران در مقاومت را رد میکنند و تصریح میشود که حکم جهاد در صورت لزوم، اختصاص به ایران نخواهد داشت و در میان همه مسلمانان عمومیت خواهد یافت. در پایان، متن با خطاب به ایرانیان غیور، آنها را به قیام به وظیفه ملی و دینی خود در حمایت از حکم مجاهده اقتصادی و عدم سستی در اجرای آن فرا میخواند و هشدار میدهد که کوتاهی در این امر، به بیحیثیتی و از دست دادن دین و دنیا منجر خواهد شد.
انتقاد و دلگیری شدید از جعلیات و افترائات جراید و انجمنهای سری و کارکنان کنسولگریهای روسیه و انگلستان در نجف به مراجع و علمای مشروطهخواه
نامهای به مؤیدالاسلام درباره تحریم کالاهای روسی و نگرانی از بیتفاوتی مردم ایران نسبت به وظایف ملی و دینی آغاز میشود. در ادامه، به انتشار اخبار خوشایندی از "انجمن سعادت" و تلاش برای تحریم موقت کالاها بدون ضرر به مسلمانان اشاره میکند. بخش اصلی نامه به تکذیب شایعات و اکاذیب منتشر شده از نجف اشرف و اسلامبول در جراید ترکی و فارسی میپردازد. این شایعات از دو منبع اصلی نشأت میگیرند: اول، "انجمن سری" متشکل از ملحدین و معاندین اسلام که قصد تضعیف روحانیت و محو اسلامیت ایران را دارند؛ دوم، کارکنان کنسولگریهای روسیه و انگلستان در نجف که با تغییر سیاستهای دولت متبوع خود، برای جلوگیری از اقدامات علمای مشروطهخواه، به نشر اکاذیب میپردازند. نامه بر لزوم تکذیب رسمی این افتراها توسط مخاطب تأکید میکند و به عداوت این گروهها با آیتالله خراسانی و میرزا محمدحسین نائینی اشاره دارد. در پایان، به ضرورت انتشار تلگراف مورخه ۱۶ جمادیالثانی برای آگاهی ملت از مفاسد وارده بر مشروطیت و حفظ اتحاد ملی برای قطع طمع اجانب تأکید میشود.

مخالفت با اندیشه و اعمال حاج شیخ فضل الله نوری
متن با هشدار نسبت به خطر «مشروطه مشروعه» آغاز میشود و آن را بدتر از استبداد گذشته میداند. در ادامه، این جریان را به تلاش برای احیای استبداد در پوشش دین و روحانیت، رواج ظلم با حربه تکفیر و معرفی آزادی و تمدن به عنوان مخالف اسلام متهم میکند. در پایان، مشروطه مشروعه را نمادی از استبداد، کهنهپرستی و عوامفریبی معرفی میکند که قصد دارد دستاوردهای آزادی و عدالت را از بین ببرد و ایرانیان را از استقلال و آزادی محروم سازد.
مشخصنبودن حدود وظایف وزرا و پیشنهاد مصالحه مجلس با حاج شیخ فضل الله نوری
متن با گلایه از عدم اجرای نظامنامه داخلی مجلس و تحریف مذاکرات توسط وقایعنگاران جراید آغاز میشود. سپس به نقد عملکرد وزرا و اعضای مجلس میپردازد و تأکید میکند که وظیفه اصلی مجلس، قانونگذاری برای تنظیم امور وزرا و حکام است تا عدالت برقرار شود و از هرج و مرج جلوگیری گردد. در ادامه، به اهمیت قانون در نظمبخشی به مملکت و جلوگیری از ظلم و تعدی اشاره میکند. نویسنده از عدم اقدام مجلس در اصلاح بودجه و تأسیس بانک ملی انتقاد کرده و تناقض در تصمیمگیریهای مجلس را زیر سؤال میبرد. در پایان، پیشنهاد میکند که مجلس برای اتمام حجت با متحصنین در حرم حضرت عبدالعظیم (شیخ فضلالله نوری و یارانش) مکاتبه کرده و خواستههای آنها را به صورت کتبی دریافت کند تا در صورت صحت، پذیرفته شود و در غیر این صورت، با ادله و براهین رد و در روزنامهها منتشر گردد تا شبهات برطرف شود.
تأیید مشروطه و تأکید بر وحدت کلمه
این نامه با ابراز تأثر از مصائب وارده بر مردم قراجه داغ و ماکو و اقدامات مستبدانه، بر لزوم حمایت از مشروطیت تأکید میکند. نویسنده ضمن بیان اینکه در هر موقعیت به وظیفه خود در تقویت این اساس عمل کرده و خواهد کرد، ابراز امیدواری میکند که با عنایت حضرت ولیعصر (عج)، شیعیان از تجاوز دشمنان خارجی و ستم مستبدین داخلی در امان بمانند. در پایان، از عموم مسلمانان و مؤمنین خواسته میشود که با حفظ وحدت و دوری از تفرقه، در تقویت مشروطیت کوشا باشند و سستی به خود راه ندهند.

دلجویی و تمجید از همسر غیاث نظام به دلیل میهن دوستی او
انجمن ایالتی گیلان در پیامی تلگرافی، ضمن ابراز تأسف از قتل سالارحشمت، با ورثه او ابراز همدردی میکند. در ادامه، از اقدام شجاعانه همسر سالارحشمت در رد پیشنهاد کنسول روسیه برای برافراشتن پرچم بیگانه بر سرایشان، تمجید و تحسین به عمل میآورد. این اقدام را نشانه وطنپرستی و مردانگی دانسته و از عموم وطنپرستان و مجاهدین میخواهد که قدر این همت بلند را دانسته و با محبت، از آلام بازماندگان بکاهند.
توجه مجلس شورا به احکام اسلامی و فتاوای مراجع و علمای نجف
این نامه با ابراز نگرانی از نفاق ایجاد شده در آذربایجان آغاز میشود و به نقش طلاب نجف در حمایت از مشروطیت و مقابله با استبداد اشاره میکند. در ادامه، هیئت طلاب نجف از انجمن ایالتی تبریز میخواهد که با استفاده از علما و وعاظ، احکام صادره از حجج اسلام را به اطلاع عموم برسانند تا مردم فریب افراد جاهطلب و خودپرست را نخورند. نامه به نقد حکومت استبدادی که نه با اسلام و نه با قوانین سایر ملل سازگار است، میپردازد و بر لزوم اجرای قوانین شریعت اسلامی تأکید میکند. در پایان، از وکلای ملت خواسته میشود تا با اتحاد و اخوت، مفسدین را قلع و قمع کرده و موجب خشنودی حجج اسلام و امام عصر شوند.
مقایسه نظام و تشکیلات حکومتی ایران با نظام سیاسی هند مستعمره انگلیس
مکالمهای میان یک سیاح ایرانی و یک هندی، به مقایسه نظام حکومتی ایران و هند تحت استعمار انگلیس میپردازد. در ابتدا، سیاح ایرانی به معرفی خود و سفرهایش میپردازد. سپس، گفتوگو به وضعیت عدالت و احقاق حقوق رعایا در ایران کشیده میشود. سیاح ایرانی توضیح میدهد که در ایران، افراد صاحب نفوذ میتوانند از طریق علما یا دربار دادخواهی کنند، اما فقرا و کسبه چارهای جز تحمل ظلم یا پناه بردن به مساجد و امامزادهها ندارند. او به سوءاستفاده از مفهوم امامزادهها برای دفع ظلم و کسب درآمد اشاره میکند و معتقد است که این امر به تزلزل اعتقادات عمومی منجر میشود. در ادامه، به بحث درباره «عوارض» (مالیاتهای اضافی) در ایران پرداخته میشود که حکام برای منافع شخصی خود از مردم میگیرند و به خزانه دولت واریز نمیشود. سیاح ایرانی شانزده نوع از این عوارض را نام میبرد و به «چوب شلاق» به عنوان ابزاری برای وصول این عوارض و ایجاد رعب در میان مردم اشاره میکند. در بخش بعدی، هندی به ضعف اخلاقی برخی ایرانیان مهاجر در هند و عدم تهذیب اخلاق توسط روحانیون و دولت ایران انتقاد میکند و به اهمیت زبان فارسی در هند و تلاش انگلیسیها برای ترویج زبان خود میپردازد. در پایان، هندی به نظام قانونی هند اشاره میکند که بر اساس قانون استوار است و حتی نایبالسلطنه نیز تابع قانون است. او به تفکیک محاکم و وظایف مشخص هر اداره و همچنین سیستم ارتقاء و مجازات کارکنان دولتی در هند اشاره میکند که مانع از فساد میشود. در نهایت، هندی به مفهوم قانون اساسی و سلطنت مشروطه میپردازد و تأکید میکند که قانون باید بر همه افراد، از جمله پادشاه، جاری باشد تا مؤثر واقع شود و از بیقانونی و اختلافات جلوگیری کند.
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
کمک مالی به دولت جهت رفع استقراض خارجی
این بیانیه با استناد به آیه قرآن و حدیث نبوی، نصرت الهی را در عمل به احکام شرع، تبلیغ دین، امر به معروف و نهی از منکر، حفظ مرزهای اسلامی و اتحاد مسلمانان تعریف میکند. سپس، عبادت را به دو نوع شخصی و عمومی تقسیم کرده و کمک مالی به دولت اسلامی برای رهایی از تعدیات اجانب و نجات وطن را از مصادیق عبادت عمومی و نصرت الهی برمیشمارد. در ادامه، از تمام اقشار جامعه، از جمله تجار، صاحبان ملک، وزرا، حکام، علما، طلاب، وعاظ، کسبه و مزدبگیران، میخواهد که به قدر توان خود به دولت کمک کنند و وطن را از هلاکت نجات دهند. در پایان، اتحادیه علمیه کربلای معلی از جمعآوری اعانه از میان خود و سایر علما و طلاب خبر میدهد و لیستی از اسامی کمککنندگان و میزان کمکهای نقدی و غیرنقدی آنها را ارائه میکند و اعلام میدارد که مبلغ جمعآوری شده به کمیسیون اعانه ملی تسلیم خواهد شد.
گله مندی از عدم انجام درخواستهای علمای مهاجر تهران
متن با ابراز تشکر از دستخط پادشاه و تأکید بر وظیفه شرعی و عقلی علما در حفظ استقلال و شریعت آغاز میشود. سپس به سابقه طولانی خدمت علما به دولت و ملت اشاره میکند و بیان میدارد که همواره صلاح دولت و ملت را خواستار بودهاند. در ادامه، از عدم توجه به درخواستهای مکرر و بیغرضانه خود گلایه میکنند و علت آن را دسیسههای دوستنمایان سلطنت میدانند که باعث کدورت خاطر پادشاه شده است. در پایان، با ابراز تشکر از تعیین عضدالملک برای دلجویی و انتخاب مشیرالدوله برای صدارت عظمی، ابراز امیدواری میکنند که با تکمیل عنایات شاهانه، به زودی به شرف حضور پادشاه نائل شوند.





تهنیت به دولت و ملت ایران به مناسبت صدور فرمان مشروطیت
این قصیده با ستایش از مظفرالدین شاه و عدل او آغاز میشود که با صدور فرمان مشروطیت، کشور ایران را آباد کرده و اتحاد دولت و ملت را به ارمغان آورده است. شاعر، دولت و ملت را به دو دست و بازوی شاه تشبیه میکند که با همکاری یکدیگر، کارها را پیش میبرند و معتقد است که دولت و دین توأمان هستند. در ادامه، به اهمیت عدل و قانون در پایداری مُلک اشاره میکند و از شاه میخواهد که با عدالتگستری، دست ستم را کوتاه کند. سپس، با اشاره به تاریخ باستانی ایران و پادشاهان عادل، عدل مظفرالدین شاه را با عدل انوشیروان مقایسه میکند و او را به رعایت حال مردم و رفع ستم فرامیخواند. در بخش پایانی، با اشاره به مرگ مظفرالدین شاه و جانشینی فرزندش، از او میخواهد که راه پدر را در عدالتگستری ادامه دهد و با آبیاری درخت مُلک با آب عدل و دانش، آن را از آسیب ستمگران حفظ کند. قصیده با تأکید بر این نکته که «اَلمُلکُ لایَسدومُ مَع الظُّلم» و توصیه به شاه برای رعایت عدل و سخاوت به پایان میرسد.
(بیان روش روزنامه (محاکمات
متن با اشاره به وجود روزنامههای مخصوص مجالس عدلیه در سراسر جهان آغاز میشود و پنج نتیجه مهم انتشار روزنامه «محاکمات» را برمیشمرد. در ابتدا، حق نظارت مردم بر وزارتخانهها و امکان اعتراض به اقدامات خلاف عدالت از طریق روزنامه مطرح میشود. سپس، نقش روزنامه در جمعآوری اطلاعات از مردم برای پروندههای مهم قضایی، مانند پرونده آصفالدوله در مورد دخترفروشی در خراسان، توضیح داده میشود. در ادامه، به اهمیت ثبت احکام قطعی در روزنامه برای جلوگیری از نسخ و ابطال آنها توسط وزرای جدید اشاره شده و این اقدام را راهی برای حفظ استحکام احکام و جلوگیری از تجدید دعویهای مکرر میداند. در نهایت، به نقش روزنامه در شفافسازی روند محاکمات برای عموم مردم و جلوگیری از اتهام قصور به اجزای محاکمه، و همچنین ایجاد شرمندگی در مدعیان برای طرح دعاوی بیاساس اشاره میکند.
موقعیت اجتماعی ایرانیان نزد دولت عثمانی و مردم کرمان و نجف
این متن به وضعیت نامطلوب و مورد تبعیض قرار گرفتن ایرانیان در عراق عرب تحت تسلط دولت عثمانی میپردازد. در این دوره، اعراب نجف و کربلا به ایرانیان ظلم و تعدی میکردند و کنسولگری ایران نفوذی برای حمایت از اتباع خود نداشت. ایرانیان در نظر دولت و ملت عثمانی بیارزش تلقی میشدند و در درگیریها، اعراب با تعصب و عناد، به ایرانیان و حتی شاه ایران توهین میکردند. در مقابل، روسها و انگلیسیها از عزت و احترام برخوردار بودند. همچنین، به درگیریهای داخلی میان دو فرقه "ژگرت" و "شمرت" در نجف اشاره شده که در جریان آن، جان و مال ایرانیان بدون هیچ مسئولیتی از بین میرفت و کنسول ایران مورد تمسخر قرار میگرفت.
عدم مخالفت با مجلس و تقاضای تقید قانون اساسی به احکام شرع
این بیانیه با اشاره به حضور دو ماهه جمعی از علما و مجتهدین در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)، به شایعاتی مبنی بر مخالفت آنان با مجلس پاسخ میدهد. در ابتدا، ماهیت مجلس را نه از اصول دین، بلکه نهادی برای کاهش ظلم و مشورت در امور دولتی معرفی میکند و تأکید دارد که اطاعت از آن واجب شرعی نیست. سپس، با رد اتهام ضدیت با مجلس، بیان میکند که مهاجرین بیش از دیگران خواهان مجلس هستند، به شرطی که اساس آن بر اسلام باشد و احکام شرع در آن رعایت شود. در ادامه، به تلاش عدهای برای تغییر احکام اسلامی به بهانه اقتضای زمان اعتراض کرده و خواستار اتحاد مسلمانان برای اصلاح مفاسد و پریشانی ملت از طریق مجلس میشود. همچنین، به کارشکنیهای منحرفین از دین در مسیر فعالیت مجلس اشاره میکند و از تفرقه افکنی میان علما و فریب عوام انتقاد میکند. در پایان، با تأکید بر لزوم اسلامی بودن نظامنامه مجلس و اجرای احکام شرع، هرج و مرج موجود را ناشی از توقف این نظامنامه میداند و به شایعهای در مورد سفر شیخ فضلالله نوری به صاحبقرانیه و سوءاستفاده از آن برای مقاصد باطل اشاره کرده و خواستار تحقیق و مجازات دروغگویان میشود.
دلایل عدم استقرار مشروطیت و لوازم آن در ایران
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا با وجود اقدامات ظاهری مشروطیت، ایران به معنای واقعی مشروطه نخواهد شد. نویسنده دلیل اصلی را عدم وجود دو عامل اساسی میداند: «حس» در ملت و «علم» کافی در میان مردم. در ادامه، ویژگیهای ملتی که دارای «حس» است را برمیشمارد؛ از جمله آگاهی از آزادی، عدم پذیرش استبداد، درک حقوق مشترک، غیرت وطنی و پرهیز از وابستگی به بیگانگان. سپس به اهمیت وجود افراد عالم و دانا برای اداره امور کشور پس از استرداد حقوق ملت اشاره میکند. در بخش پایانی، نویسنده با ابراز تأسف از وضعیت ایران و بیحسی ملت، بیان میکند که مشکلات کشور فراتر از نبود نهادهایی مانند انجمنهای ایالتی و ولایتی یا عدلیه است و دو غم اصلی او، بیحسی ملت و نبود علمای کافی است. در نهایت، با انتقاد از انجمنهایی که به جای پرداختن به مسائل اصلی وطن، به کارهای فرعی مشغولند، بر لزوم بیداری و توجه به ریشههای مشکلات تأکید میکند و مجدداً دو عامل «حس ملت» و «وجود علمای کافی» را شرط اصلی آبادانی و استقرار مشروطیت میداند.
حقوق بشر
سخنرانی با تأکید بر حقوق ذاتی انسانها آغاز میشود و بیان میکند که این حقوق فارغ از جایگاه اجتماعی، ثروت، دین یا نژاد برای همه بشر ثابت است. سپس به نقد شدید حکام و اعیان مملکت میپردازد که رعایا را همچون حیوان فرض کرده و حقوق آنها را نادیده میگیرند و این وضعیت را ناشی از تملق شاعران و چاپلوسان میداند. در ادامه، به مقایسه با حکومت عادلانه کریمخان زند میپردازد که خود را «وکیلالرعایا» مینامید و این رویکرد را نمونهای از سلطنت مشروطه میداند. سپس به دو نوع استبداد جسمانی (حکام ظالم) و روحانی (علمای سوء) اشاره میکند. استبداد جسمانی را با مثالهایی از ظلم حکام و فساد اداری و مالیاتستانی بیرویه شرح میدهد و وضعیت اسفناک سربازان را نتیجه این فساد میداند. برای اصلاح امور نظامی، پیشنهاد میکند که کار به اهلش سپرده شود و ظلالسلطان را برای وزارت جنگ مناسب میداند، مشروط بر اینکه وزیر جنگ تابع قانون و مسئول در برابر مجلس باشد. در بخش استبداد روحانی، به علمای دنیاپرست و فاسق میپردازد که با اعمال خود، دین مردم را متزلزل میکنند و با استناد به احادیث، آنها را بدترین فقها میخواند. در پایان، به اهمیت شناخت حقوق فردی و ملی اشاره میکند و ملت ایران را به دلیل غفلت و جهل، «ملت میته» مینامد. همچنین به بیتفاوتی نسبت به قراردادهای خارجی (مانند قرارداد ۱۹۰۷) که سرنوشت ایران را تعیین میکنند، انتقاد میکند و وضعیت مجلس شورای ملی را نیز به دلیل عدم وجود وکلای کاردان و متدین، نامطلوب میداند و خواستار حضور افراد شایسته در مجلس میشود.

اعتراض شدید نسبت به تظلمات مأموران مالیاتی
متن با اشاره به عدم دریافت پاسخ از مجلس پس از اظهار وضعیت نابسامان، به تراکم ظلم و تعدی مأموران مالیاتی اشاره میکند. در ادامه، اعلام میشود که انجمن ولایتی یزد به دلیل شرایط موجود و احساس تکلیف شرعی، از روز شنبه پانزدهم تعطیل خواهد شد و اعضا به انتظار و صبر روی خواهند آورد.
رد دخالتهای روسیه و انگلستان و عدم استقراض خارجی از آن دو کشور و عدم اتکا به قدرتهای خارجی
متن با اشاره به تلگرافی از پترسبرگ آغاز میشود که از بقای سردار و سپهدار در حکومت خبر میدهد. سپس به تلاش فرقه احرار برای دادن امتیازات به بیگانگان و ورود دولت ثالث به ایران اشاره میکند. نویسنده بیان میکند که سردار و سپهدار با مقاصد روس و انگلیس همراه هستند و این دو دولت نیز در عزل و نصب وزرا دخالت میکنند. این دخالتها به استقلال ایران ضربه میزند و حتی در پارلمان انگلیس نیز مورد پرسش قرار میگیرد. نویسنده به یادداشتی اشاره میکند که دولتین روس و انگلیس به وزرا پیشنهاد دادهاند و هدف آن را پایبند کردن ایران به معاهدات خود و استقراض مجدد میداند. در ادامه، نویسنده از ملت و وکلای شورای ملی میخواهد که از استقراض مجدد با روس و انگلیس خودداری کرده و دخالت این دو دولت در امور داخلی را رد کنند. همچنین، به این نکته اشاره میشود که حمایت روس و انگلیس از سردار و سپهدار، به محبوبیت آنها در میان مردم آسیب میزند. نویسنده تأکید میکند که مقام سردار و سپهدار بالاتر از وزارت است و نباید به زور بیگانگان در این سمت باقی بمانند. در بخش دیگری، به بیاثر بودن حمایت خارجی در مقابل نفرت داخلی اشاره شده و از سردار و سپهدار خواسته میشود که از این بدنامی تاریخی دوری کنند. نویسنده بیان میکند که ایران طرف معاهده روس و انگلیس نیست و این معاهده از نظر قانونی برای ایران الزامآور نیست. همچنین، به تلاشهای دولتین برای پایبند کردن ایران به این معاهده از طریق استقراض اشاره میکند. در پایان، نویسنده از ایرانیان میخواهد که با هوشیاری در برابر تهدیدات سیاسی و فشارهای بیگانگان مقاومت کنند و به یاد داشته باشند که روس و انگلیس به اتحاد و دوستی ایرانیان محتاجترند.
ضرورت کمک به تأسیس بانک ملی در کشور
نامه با اشاره به دریافت نامهای از مخاطب و پرسش از احوال او آغاز میشود. سپس به نقش اهالی فارس در بیداری مردم و روشن شدن آفاق ایران به نور شریعت، تمدن، ملتپرستی و دینداری اشاره میکند. در ادامه، نویسنده به تشریح ده فایده و حسن حکومت مشروطه و مجلس شورای ملی میپردازد. این فواید شامل افزایش قدرت دفاعی کشور در برابر بیگانگان، اتحاد دولت و ملت، بهرهگیری از خرد جمعی به جای رأی فردی، جلوگیری از فساد و خیانت مسئولان، رونق اقتصادی و صنعتی، جلوگیری از سوءاستفاده کارگزاران، ایجاد حس مالکیت و آبادانی در مسئولان، ممانعت از ظلم حکام ایالات و ایجاد امنیت و رونق سرمایهگذاری میشود. در پایان، نویسنده با تأکید بر اینکه ایران با اجرای کامل مشروطیت و میزان شرع، راه صدساله را یک شبه خواهد رفت، از مخاطب میخواهد که در تشکیل مجلس و انتخاب نمایندگان تسریع کند.
تایید مجلس شورای ملی
متنی خطاب به علمای تبریز، در پاسخ به تلگراف آنها و ابراز نگرانی از استبداد و خیانت. در این متن، نویسندگان بر این باورند که اقدامات ظالمانه بدون اطلاع شاه صورت میگیرد. سپس، بر وجوب تأسیس مجلس شورای ملی به عنوان ابزاری برای رفع ظلم، ترویج احکام شرعی، حفظ اسلام و صیانت از مذهب جعفری تأکید شده و مخالفت با آن را غیرجایز میدانند. در پایان، ابراز امیدواری شده است که شاه با این ملاحظات موافقت کرده و استقلال خائنین را از بین ببرد.


خودداری روزنامهنگاران و سخنرانان از توهین به محمدعلی شاه
متن با اشاره به تعهدات متقابل بین مشروطهخواهان و شاه آغاز میشود. در ادامه، به سوگند محمدعلی شاه به قرآن کریم برای حفظ حقوق ملت و اذعان او به خطاپذیری انسان اشاره شده است. در پایان، از مدیران جراید و سخنرانان خواسته شده است که از نگارش و بیان مطالبی که موجب کدورت خاطر شاه میشود، خودداری کنند تا از سوءاستفاده مفسدین جلوگیری شود.

بیان انحرافها و زیانهای مشروطه
متن با اشاره به ورود شیخ فضلالله نوری به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و تلاش برخی برای تحریف مقاصد او آغاز میشود. نویسندگان تأکید میکنند که هدف مهاجرین، مخالفت با اصل مجلس شورا نیست، بلکه اصلاح آن و جلوگیری از نفوذ افراد بیدین و مروج کفر است. در ادامه، به وضعیت نابسامان کشور پس از تشکیل مجلس اشاره شده و از افزایش ظلم، خونریزی، تاراج اموال و رواج فحشا و بیدینی انتقاد میشود. متن به نفوذ افراد لامذهب و آزادیخواه در مجلس و ترویج افکار غربی اشاره کرده و از علمای نجف میخواهد که مجلس را بر اساس اصول اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر اداره کنند. در پایان، نویسندگان بر وحدت نظر مهاجرین و علمای نجف در مورد مجلس اسلامی تأکید کرده و مخالفان را پیروان فرقههای بابیه و فرنگیمآب میدانند که به دنبال مجلسی شبیه پارلمانهای اروپایی هستند و به تقویت اسلام و حفظ دماء مسلمین توجهی ندارند.
تحریم عید نوروز به نشانه عزای ملی در اعتراض به حضور قوای اشغالگر روسیه و انگلستان در کشور
متن با اشاره به اتحاد و همدلی ملت ایران تحت تأییدات امام زمان (عج) آغاز میشود. سپس به این نکته اشاره میکند که به دلیل غم و اندوه برادران وطنی، مراسم عید نوروز که از اعیاد بزرگ و سنن دیرینه ایرانیان است، به کلی کنار گذاشته شده و به عزاداری تبدیل گشته است. در ادامه، از نصب پرچمهای سیاه در مغازهها و خانهها به نشانه تأسف و آمادگی برای اقدامات بعدی سخن میگوید. در پایان، با لحنی پرسشی، بر عدم سازگاری سکوت و بیتفاوتی در چنین شرایطی با غیرت و حمیت ایرانی تأکید کرده و خواستار اظهار عمومی این غائله فجیعه به مرکز میشود.
مراد از آزادی
متن با اشاره به مباحث روزنامهها و مجالس درباره آزادی بیان، قلم، تن و مذهب آغاز میشود و نویسنده خواستار توضیح دقیق این مفاهیم برای عموم مردم است. در ادامه، به نقد برداشتهای افراطی از آزادی میپردازد و بیان میکند که آزادی مطلق، منجر به بینظمی، توهین به مقدسات و علما، و حتی مخالفت با حاکمیت میشود که با قوانین شرع و نظم مملکت در تضاد است. با استناد به آیات قرآن درباره ادب در مواجهه با فرعون و حدیث امیرالمومنین (ع) درباره ادب به عنوان سر عقل، بر لزوم رعایت ادب در قبال سلاطین و علما تأکید میکند. در بخش پایانی، به نقش مجلس شورای ملی در اجرای قوانین شرعیه و نشر عدالت اشاره کرده و تأکید میکند که آزادی واقعی در گرو امر به معروف و نهی از منکر است که سالهاست در ایران متروک مانده است. در نهایت، مشکلات و گرفتاریهای مردم ایران را نتیجه عدم ممانعت از ظلم و خیانت حکام و عمال خائن میداند که منجر به تضعیف دولت و ملت شده است.
انتقاد از اهمال و مسامحه مجلس شورا و دولت در اخراج قوای روسیه از کشور
متن با خطاب به مجلس شورای ملی آغاز میشود و به تأخیر ده ماهه در خروج قوای روس از کشور و مداخلات ظالمانه آنها اشاره دارد. نویسندگان از اینکه با وجود تعهد کابینه جدید، این مسئله همچنان به تعویق میافتد، ابراز نگرانی میکنند. در ادامه، وضعیت مشروطیت، استقلال وطن، ارکان دیانت و حقوق ملی را در خطر توصیف کرده و تأکید میکنند که انتظار بیشتر از این، با تکلیف دینی اسلامی سازگار نیست. در پایان، با طرح این پرسش که اگر حقوق بینالملل رعایت میشود، سکوت تا کی ادامه خواهد داشت، پیشنهاد میکنند که در صورت عدم رعایت این حقوق، عموم علما و مسلمین به جهاد اقتصادی از طریق تحریم کالاهای روسی اقدام کنند و منتظر نتیجه و پاسخ تلگراف در خصوص یادداشت سفارتین هستند.


اخذ قوانین و مقررات اروپایی از اسلام و پیشاهنگی اسلام و مسلمانان در ایجاد مجلس شورا
متن با تأکید بر برتری اسلام در تأسیس اصول حکومتی آغاز میشود و بیان میکند که ترقی و تنزل دولتها به اتحاد ملت و دولت و وجود مجلس شورا بستگی دارد. در ادامه، به نقد دیدگاه اروپاییان میپردازد که این شیوه حکومتی را از ابداعات خود میدانند و اسلام را مخالف تمدن و موافق استبداد معرفی میکنند. متن با استناد به آیات قرآن، احادیث نبوی و سیره ائمه، اثبات میکند که اسلام از ابتدا بر پایه مشاوره، آزادی و عدالت بنا شده و قوانین آن اساس ترقی و تمدن بودهاند. سپس، با مقایسه آزادی و شیوه حکومتی در صدر اسلام با وضعیت اروپا، برتری اسلام را در این زمینه نشان میدهد. در پایان، به وقایع مربوط به تأسیس مجلس شورای ملی در ایران و نقش مظفرالدینشاه و محمدعلیشاه در این امر اشاره میکند و ابراز امیدواری میکند که با احیای قوانین اسلامی، ایران و سایر ممالک اسلامی به عظمت و ترقی اولیه خود بازگردند.
اصرار مشروطهخواهان تبریز در تدوین سریع متمم قانون اساسی
گزارشی از اصرار وکلای آذربایجان در تهران برای تسریع در تدوین متمم قانون اساسی و مخالفت شدید علما با این عجله به دلیل عدم تطبیق با احکام شریعت ارائه شده است. در تلگرافخانه تبریز، متحصنین به رغم درخواست مهلت از تهران، تنها ده روز فرصت میدهند. در این میان، نویسنده با اشاره به کلی بودن قانون اساسی و نیاز به زمان و دقت برای تدوین آن، پیشنهاد میکند که نظامنامههای بلدی و امثال آن در اولویت قرار گیرند. این پیشنهاد با مخالفت شدید عوامالناس مواجه میشود و در نهایت، یکی از حاضران در پاسخ به سؤال نویسنده درباره عدم تحقق خواستهها در مهلت مقرر، از احتمال تشکیل جمهوری سخن میگوید. در پایان، به هیجان عمومی و برپایی چادر در حیاط تلگرافخانه و حیاط همسایه آن اشاره شده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
ایجاد هراس در میان مردم نسبت به مشروطه خواهان
متن با خطاب به مشروطهخواهان و آزادیطلبان آغاز میشود و نسبت به مشروطه مشروعهخواهان هشدار میدهد. در ادامه، مشروعهخواهان را مستبدینی معرفی میکند که قصد دارند استبداد را در پوشش دین احیا کرده و با حربه تکفیر، ظلم و ستمگری را رواج دهند. متن بیان میکند که این گروه آزادی و عدالت را مخالف دین اسلام جلوه میدهند تا مردم عوام را فریب داده و مشروطیت را از بین ببرند. در پایان، مشروعه مشروعهخواهان را به عنوان استبداد و کهنهپرستی در لباس جدید معرفی میکند که قصد دارند دستاوردهای ملت را از بین ببرند و ایران را ناتوان از آزادی و تمدن نشان دهند تا مردم برای همیشه در بندگی و بردگی باقی بمانند.
بیان اقدامات افراطی و اخلالگریانه مشروطهخواهان تندرو قفقاز و تبریز
این متن با اشاره به مطالبه متمم قانون اساسی آغاز میشود و نویسنده به بحث و جدل خود با گروهی از افراد درباره زمان نامناسب این مطالبه و پاسخ نامربوط به سؤال علمای تهران میپردازد. در ادامه، یکی از افراد حاضر که از قفقاز آمده بود، با اشاره به بستن راهآهن در قفقاز و مجبور شدن دولت به دادن دوما، پیشنهاد بستن بازار تبریز را مطرح میکند. نویسنده با این اقدام مخالفت کرده و استدلال میکند که بستن بازار در تبریز برخلاف قفقاز، ضرری به دولت نمیرساند و تنها به ملت آسیب میزند. با این حال، پیشنهاد او پذیرفته نمیشود و صبح روز بعد بازار بسته شده و به تلگرافخانه هجوم میبرند. در این میان، گروهی از فدائیان قفقازیه با تشکیل «مرکز غیبی» خود را مشاور مردم معرفی میکنند و افرادی تندرو را برای هتک حرمت اعیان و اشراف به میان مردم میفرستند. در نهایت، جمعی از اوباش و غوغاگران به تحریک و ایجاد آشوب میپردازند.
.jpeg&w=3840&q=75)
محکومیت انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری به روند مجلس شورا و مشروطه
این تلگراف با اشاره به قرائت تلگراف استبدادی شیخ فضلالله نوری در انجمن مشروطهخواه شیراز آغاز میشود. سپس، نویسندگان به نوری پیشنهاد میکنند که اگر در مسائل شرعی یا قانونی مشروطه شبههای دارد، با علمای مجلس مذاکره کند و به جای ترویج قوانین استبدادی، به اصلاح امور بپردازد. در ادامه، تلگراف به نوری هشدار میدهد که شاه تنها با کمک افراد محترمی که در لباس دین هستند و با دریافت رشوه، میتواند مردم را به هرج و مرج بکشاند. نویسندگان تأکید میکنند که مردم فارس یکپارچه از مشروطه حمایت میکنند و هیچ مخالفی در این منطقه وجود ندارد. در پایان، تلگراف با لحنی تند، نوری را به تقوای الهی دعوت کرده و او را از به خطر انداختن اسلام و ایران برحذر میدارد و به وابستگی مالی سید علی آقا یزدی به دربار اشاره میکند.
لزوم عدم تخلف از ماده دوم متمم قانون اساسی، رسیدگی به وضعیت مطبوعات و آموزش و پرورش، و تدوین قوانین قضایی منطبق بر شرع
این نامه با تبریک به ناصرالملک آغاز میشود و امیدواری به اقدامات اسلامپرستانه و وطنپرورانه را ابراز میکند. در ادامه، بر اهمیت استوار بودن مشروطیت و آزادی ایران بر اساس مذهب رسمی کشور تأکید شده و آن را ضامن مصونیت از خلل و یأس اجانب میداند. سپس، با اشاره به ریشهکن شدن استبداد، بر لزوم مراقبت کامل در عدم تخلف از فصل دوم متمم قانون اساسی و رفع شبهات تأکید میشود. نامه به انتقاد از برخی جراید میپردازد که به جای اشاعه قوانین اسلامی، به تبلیغ قمارخانهها، خرید و فروش مسکرات و اخذ مالیات از آنها میپردازند و خواستار مقابله با این مفاسد و اجرای حدود الهی است. همچنین، بر تهذیب جراید و مطبوعات از مطالب مخالف شریعت و مسدود کردن این ابواب فساد تأکید میکند. در بخش دیگری، به تبعات مقاله مجوسیه در حبلالمتین و داستان بیحجابی زنان در جریده انجمن تبریز اشاره شده و خطر این دشمنان دوستنما را از استبداد سابق بیشتر میداند. در پایان، بر لزوم تهذیب مدارس و مکاتب از منافیات اسلامی، گماشتن معلمان مذهبی و تدوین قوانین عدلیه بر طبق شریعت مقدس جعفری تأکید شده و حفظ مقام قضاوت شرعیه و اتحاد علما و ملت را خواستار میشود.

تلاش دشمنان در سلب نفوذ معنوی مراجع مشروطهخواه و لزوم احترام و حفظ شئون آنها
این نامه با ستایش از خدمات آخوند خراسانی در برقراری مشروطیت آغاز میشود و نقش بیبدیل ایشان را در این مسیر یادآور میشود. در ادامه، بر لزوم حفظ احترام و شئونات مقام روحانیت به عنوان اصلی دینی و ضامن شرف، سعادت و ترقی ایرانیان تأکید میکند. سپس، با اشاره به بازگشت مشروطیت پس از استبداد صغیر به واسطه احکام مراجع، نفوذ روحانیت را تنها راه نجات ایران از چنگال اجنبیان معرفی میکند. در پایان، به دسیسههای دشمنان اسلام و ایران برای تضعیف نفوذ مراجع مشروطهخواه اشاره کرده و با استناد به آیه قرآن، بر اتمام نور الهی تأکید میکند.
هشدار نسبت به حضور قشون بیگانه در ایران و پیامدهای فاسد آن و لزوم فراگیری آموزشهای نظامی برای عموم
این نامه با سلام به علمای اعلام آغاز میشود و به وظیفه آنان در حفظ اسلام و صیانت مذهب اشاره میکند. سپس به تلاش دولتهای مسیحی برای نابودی استقلال اسلامی و مفاسد ناشی از حضور قشون بیگانه در ایران میپردازد که منجر به فساد اخلاق، از بین رفتن غیرت اسلامی و ضعف عقاید شده است. در ادامه، نویسنده از ضعف ایمان و جهالت مسلمانان ابراز تأسف کرده و از آنان میخواهد که از سرنوشت مسلمانان سایر ممالک عبرت بگیرند. در پایان، وظیفه علما را در سد این رخنه عظیم بر اسلام، تذکر به مردم درباره منع دوستی با کفار و لزوم اتحاد در دفاع از اسلام، و همچنین تحریم کالاهای روسی و فراگیری آموزشهای نظامی برای عموم مسلمانان بیان میکند.

انتقاد شدید از آزادی مورد نظر مشروطه خواهان
متن با ابراز نگرانی شدید از گسترش بدعتها و کفرگوییها آغاز میشود که آن را نتیجه آزادیهای موهوم میداند. در ادامه، با تأکید بر اینکه آرزوهای بدعتگذاران محقق نخواهد شد، وظیفه اصلی علمای ربانی را دفع کفریات، حفظ عقاید دینی و اجرای قوانین قرآنی و شریعت محمدی برمیشمارد. در پایان، از مخاطب میخواهد که با توجه به این جهات، برای صلاح و صیانت دین و جان مسلمانان تلاش کند.

لزوم فراگیری و گسترش دانشهای جدید و رفع عقب ماندگی علمی و اقتصادی
این نامه با تقدیر از فرمانفرما به دلیل اهتمام به تأسیس دارالفنون آغاز میشود. نویسنده پیشنهاد میکند که پیش از تأسیس دارالفنون، که مقدمات آن هنوز فراهم نیست، به چند اقدام دیگر پرداخته شود. ابتدا، بر تأسیس و انتظام مکاتب ابتدایی، اعدادی و رشدی با نظارت هیئت علمیه و استخدام معلمان متخصص در علوم جدید تأکید میشود. سپس، لزوم تأسیس مدرسه فلاحت و زراعت مطرح میگردد، زیرا ایران کشوری زراعتی است و در بسیاری از نیازها به خارج وابسته است. نویسنده به اقدامات ژاپن و پطر کبیر اشاره کرده و از یأس خود نسبت به تکرار چنین اقداماتی در شرایط فعلی ایران سخن میگوید. او معتقد است که کشورهای خارجی مانع پیشرفت صنعتی ایران میشوند و تنها ابزار و ماشینآلات را میفروشند، نه علم آن را. در ادامه، پنج علت اصلی عقبماندگی و پریشانی کشور را برمیشمارد: اسراف و تبذیر در کالاهای وارداتی، تنزل ارزش پول، کثرت نفوس و قلت درآمد، احتکار و بنکداری، و جهل. برای رفع این مشکلات، پیشنهاداتی ارائه میشود: تقویت مکاتب موجود و تأسیس مدارس جدید، تأسیس مدرسه زراعت و فلاحت، و تشکیل شرکت برای استخراج معادن زغالسنگ و سایر معادن. نامه با تأکید بر اهمیت همت و اراده رجال برای پیشرفت کشور و رهایی از فقر و مسکنت به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
اظهار نگرانی شدید از اقدامات دولت مشروطه بر ضد انقلابیون واقعی
تلگراف با ابراز نگرانی شدید از اقدامات دولت مشروطه آغاز میشود و به بدنام کردن ستارخان و باقرخان و خلع سلاح مجاهدین حقیقی کشور اشاره میکند. در ادامه، به عدم اجرای احکام آیات عظام خراسانی و مازندرانی و مسامحه در پیگیری قاتلین آیتالله بهبهانی اعتراض شده و این وقایع را بدتر از به توپ بستن مجلس میداند. در پایان، از دولت خواسته میشود تا با مشاوره وزرا و رئیسالوزرا، برای تأمین امنیت جنوب و فارس تصمیم عاجل اتخاذ کند.
پاسخ به نگرانی علمای تبریز در عدم پیشرفت امور مجلس
این تلگراف در پاسخ به نگرانی علمای تبریز از عدم پیشرفت امور مجلس و استبداد خائنین نگاشته شده است. نویسندگان ضمن ابراز اطمینان از بیاطلاعی شاه از این امور، بر وجوب تأسیس مجلس شورای ملی به عنوان ابزاری برای رفع ظلم، ترویج احکام شرعیه، حفظ اسلام و صیانت از مذهب جعفری تأکید میکنند. در پایان، ابراز امیدواری شده است که شاه با درک اهمیت این ملاحظات، با مجلس موافقت کرده و استقلال خائنین را از بین ببرد.



تأیید مشروطه و رد دلایل مخالفان آن
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مخالفان مشروطه، مفهوم مجلس و مشروطیت مشروعه را درک کردهاند یا خیر. سپس به دو دسته از مخالفان میپردازد: کسانی که بدون درک، مخالفت میکنند و کسانی که با وجود درک منافع عمومی مشروطه، به دلیل منافع شخصی مخالفت میورزند. در ادامه، به نقد دلایل مخالفان مشروطه میپردازد و استدلال میکند که مجلس شورای ملی نه تنها مضر به حال ملت نیست، بلکه موجب اجرای قوانین شرع و آسایش عمومی است. نویسنده با اشاره به وضعیت پیش از مشروطه، از عدم اجرای احکام الهی و گسترش ظلم و فساد انتقاد میکند و ابراز امیدواری میکند که با تشکیل انجمنهای معارف، دین و احکام شرعیه ترویج یابد. در پایان، به ایرادات مربوط به نحوه انتخاب اعضای مجلس پاسخ میدهد و بر لزوم تغییر فصل پنجم نظامنامه اساسی برای تسریع در انتخاب مجدد وکلا تأکید میکند و از افراد ساکت میخواهد که موضع خود را مشخص کنند.
شرح مضرات حکومت استبدادی و فواید حکومت مشروطه
متن با اشاره به تاریخ استبداد در ایران و تبدیل آن به سلطنت مشروطه در سال ۱۳۲۴ قمری آغاز میشود. سپس به فواید سلطنت مشروطه و مجلس شورای ملی از جمله نظم در وزارتخانهها، صرف صحیح مالیات، توسعه زیرساختها و اجرای قوانین شرعی میپردازد. در ادامه، به مشکل استقراض دولت از کشورهای خارجی و خطرات آن برای استقلال و ناموس ملت اشاره میکند. در نهایت، بر ضرورت تأسیس بانک ملی با سرمایه داخلی تأکید شده و از علما و اقشار مختلف مردم خواسته میشود تا با کمک مالی به این بانک، نیاز دولت به استقراض خارجی را برطرف کرده و استقلال و شریعت را حفظ کنند. همچنین به نقش نظارتی مجلس شورای ملی بر بانک ملی و اطمینان از عدم ضرر و زیان سرمایهگذاران اشاره شده و مزایای این بانک برای تقویت دولت و ملت و کاهش نفوذ اجانب تبیین میگردد.

رساندن فریاد مظلومیت ایران از تجاوز استقلالشکنانه انگلستان و روسیه به دولتها و آزادیخواهان جهان
این تلگراف با هدف رساندن صدای مظلومیت ملت ایران به جهانیان، به شرح گرفتاریهای کشور پس از استبداد و تجاوزات روسیه و انگلستان میپردازد. در ابتدا، به بهانهجوییهای دولت روس برای ورود قشون به ایران و تعهدات دروغین آن برای خروج اشاره میکند. سپس، به نقش انگلستان در همراهی با مقاصد نامشروع روسیه و تهدید استقلال ایران میپردازد. در ادامه، اهالی اصفهان با تأکید بر عدم تعرض به اتباع خارجی و حفظ امنیت و تجارت آنها، اعلام میکنند که ناامنی ناشی از دخالت خارجی را بر امنیت تحمیلی ترجیح میدهند و مرگ را بر زندگی مخالف اسلام و استقلال ایران برمیگزینند. در پایان، از جهانیان، به ویژه برادران ساکن عثمانی و پیشوایان دینی، درخواست میشود که فریاد مظلومیت ایرانیان را بشنوند و حمایت خود را از اسلام و استقلال کشور اعلام کنند.
ضوابط انتخاب نمایندگان مجلس شورای ملی
این متن به تبیین ضوابط و معیارهای انتخاب نمایندگان مجلس شورای ملی میپردازد. ابتدا به تعریف «ملی» و «وطنی» و تفاوتهای آنها پرداخته و سپس شرایط لازم برای «ارباب حل و عقد» را که باید از خودخواهی و غرضورزی به دور باشند، تشریح میکند. در ادامه، به لزوم بصیرت و علم کافی نمایندگان به مایحتاج عامه و پرهیز از انتخاب افراد نالایق بر اساس روابط یا ثروت اشاره دارد. همچنین، معیارهای اخلاقی، مالی و علمی یک وکیل ملی را برمیشمرد که شامل پاکدامنی، کسب حلال ثروت، عدم سابقه فساد و تسلط بر علوم مختلف از جمله فقه، جغرافیا، اقتصاد و حقوق بینالملل است. در پایان، تأکید میشود که وکیل ملی باید جامعالاطراف باشد و هدف از وکالت، خدمت به دین و دنیای مسلمین است، نه کسب مال و آمال شخصی.
تشویق به ادامه خدمت شیخ محمود باقری
متن با اشاره به شرایط خطرناک کشور و توطئههای دشمنان داخلی و خارجی علیه مشروطیت، اسلامیت و استقلال مملکت آغاز میشود. در ادامه، وجود شیخ محمدباقر بهاری را سدی محکم در برابر این مقاصد شوم و حافظ وطن اسلامی میداند. سپس، با استناد به آیه قرآن، بر لزوم استقامت و پایداری در برابر دشمنان دوستنما و عوامل اجنبی تأکید میکند. در پایان، از عموم ملت میخواهد که به اصلاحات مورد انتظار امیدوار باشند، آن را از مسئولین مطالبه کنند و مسلمانان را از دسیسههای پنهان و آشکار آگاه سازند تا دچار سادگی و غفلت نشوند.

تقاضای موافقت و مساعدت شاه با مجلس شورا
متن با اشاره به مکاتبات قبلی و با تأکید بر نیت خیرخواهانه نویسندگان برای تقویت دولت و ملت و بهبود وضعیت رعیت آغاز میشود. در ادامه، به پیامدهای منفی عدم تأیید نظامنامه توسط شاه، از جمله تعطیلی امور، تضییع حقوق و سلب امنیت اشاره شده است. در پایان، از شاه درخواست میشود که با تأیید نظامنامه، رفاه حال مردم و آبادانی کشور را در اولویت قرار دهد تا از تقویت بیگانگان و تضعیف داخلی جلوگیری شود.



غیر شرعی بودن قوانین مالیاتی مجلس شورا
متنی با طرح پرسش از وضعیت نابسامان جامعه و شیوع فساد و ستم آغاز میشود و از مرجع تقلید میپرسد که آیا در چنین شرایطی، مراجعه به مجلس شورای ملی برای حل و فصل دعاوی و ظلمها حلال است یا حرام. در پاسخ، ملاقربانعلی زنجانی بیان میکند که از احکام و نیت مجلسیان بیخبر است، اما آنچه از طریق مردم و روزنامهها به او رسیده، حاکی از سختگیری مجلس در مالیات و گمرک است که آن را غیرشرعی میداند. او در ادامه به مشروعیت احکام صادره از سوی مجلس در مورد حقوق مردم میپردازد و تأکید میکند که صدور حکم تنها از عهده مجتهدین و قضات شرع برمیآید و نقش سایر اعضای مجلس در این زمینه صرفاً تأیید و اجرای حکم شرعی است. در پایان، او موضع خود را نسبت به مجلس، نه موافقت و نه مخالفت، بلکه توقف و انتظار برای آشکار شدن واقعیت امور اعلام میکند.

شرایط لازم رهبری جامعه اسلامی و راهکارهایی جهت جبران عقبماندگی و پیشرفت کشور
این رساله با تأکید بر جامعیت دین اسلام و نقش حیاتی علما در حفظ و پیشبرد آن آغاز میشود. نویسنده با اشاره به جایگاه ائمه و پیامبران به عنوان رهبران جامع روحانی و جسمانی، وظایف علما را در عصر غیبت امام زمان (عج) تبیین میکند. در ادامه، به نقد وضعیت موجود جامعه اسلامی و ایران میپردازد و عواملی چون غفلت علما از مسائل سیاسی و اجتماعی، ضعف مالیه، عدم توسعه علوم و صنایع، و مشکلات ناشی از بیکاری و فساد در طبقات مختلف جامعه (از جمله برخی روحانیون، سادات، مرثیهخوانان، دراویش، زنان و ملاکین) را برمیشمارد. در بخش پایانی، راهکارهایی عملی برای جبران عقبماندگی و پیشرفت کشور ارائه میدهد که شامل تشکیل دارالفنون اسلامی در ایران، آموزش علوم جدید، تأسیس راهآهن حسینی و جمعآوری کمکهای مالی از مسلمانان برای تقویت قوای دفاعی و اقتصادی است. نویسنده بر لزوم حضور فعال علما در صحنه اجتماع و سیاست، و دوری از انزوا و خانهنشینی تأکید میکند و این اقدامات را برای حفظ استقلال و شوکت اسلام و ایران ضروری میداند.
تقاضای عزل علاء الدوله از حکومت فارس
این نامه با خطاب به اعضای دارالشورای ملی و وزیر داخله آغاز میشود و به پنجاه روز شکایت از ظلم پسران قوام اشاره دارد که به دلیل رشوه یا بدبختی مردم، بینتیجه مانده است. نویسندگان تأکید میکنند که هدفشان صرفاً رفع ظلم پسران قوام، اجرای مشروطیت و حفظ آبرو از هتاکی علاءالدوله است و هیچ غرض دیگری ندارند. در ادامه، درخواست میشود که حاکمی غیر از علاءالدوله تعیین شود و پسران قوام و دیگر افراد مرتبط احضار شوند تا کشور به آرامش برسد. در پایان، انجمن اسلامی و ملت متحصن شاه چراغ هشدار میدهند که غفلت در تحقق خواستههای ملت، به خرابی کشور و مسئولیت الهی منجر خواهد شد.


رد شبهات مربوط به قصاص و فلسفه آن در اسلام
متن با طرح سؤالی درباره مقالهای در جراید تهران آغاز میشود که حکم قصاص را موجب حیات بشری نمیداند و آن را رفتاری وحشیانه تلقی میکند. این مقاله، مسلک نفی قصاص را صحیح دانسته و نویسنده آن را طرفدار این مسلک معرفی میکند. انتشار این دیدگاه، موجب اختلافنظر شده که آیا این کلام موجب خروج از دین اسلام است یا خیر. درهالنجف در پاسخ به این سؤال، ابتدا بیان میکند که اگر مقصود، بررسی وضعیت اعتقادی نویسنده مقاله باشد، این امر در صلاحیت محاکم شرعی است. اما اگر هدف، بررسی محتوای مقاله از منظر اسلامی باشد، به تشریح آن میپردازد. در ادامه، سه مطلب اصلی را مطرح میکند: اول، فساد موجود در عبارت مقاله؛ دوم، فساد مترتب بر نشر چنین مقالاتی؛ و سوم، پاسخ به شبهه مطرح شده علیه قصاص. در بخش اول، به انکار این که قصاص موجب حیات بشری است، اعتراض میکند و آن را خلاف نظر انبیا و ائمه میداند و معتقد است که چنین دیدگاهی، فرد را از جرگه مسلمین خارج میکند. در بخش دوم، به خطرات نشر مقالات خلاف ضروریات دین برای تزلزل اعتقادات مردم اشاره میکند و خواستار جلوگیری از انتشار کتب ضلال میشود. در بخش سوم، به تفصیل به فلسفه جزا و تفاوت آن با انتقام میپردازد و قصاص را نه از باب انتقام، بلکه از باب احقاق حق و تعدیل بشری میداند. در پایان، به مقاله دیگری با امضای «نیش» که در جریده ایران نو منتشر شده، پاسخ میدهد و ادعای او مبنی بر مخالفت «بهترین نمایندگان بشریت» با قصاص را رد میکند و با استناد به آیات قرآن و احکام انبیا و همچنین قوانین برخی کشورهای غربی، حقانیت قصاص را اثبات میکند.
درخواست از امپراتور روسیه جهت بیرون بردن قوای نظامی خود از شمال ایران
متن با ابراز تأثر و نگرانی از تجاوزات نظامی روسیه در ایران و مداخله در امور داخلی کشور آغاز میشود. در ادامه، به دولت روسیه هشدار داده میشود که جلب نفرت ایرانیان و پایمال کردن احساسات یک ملت بیدار شده، با منافع ملت روسیه سازگار نیست. در پایان، از امپراتور روسیه درخواست میشود که برای حفظ روابط حسنه، دستور به بازگشت نیروهای نظامی خود از ایران داده و از تحقیر عزت نفس مسلمانان خودداری کند. امیدواری به صدور اوامر عادلانه و دوستانه برای خشنودی علمای اسلام ابراز میشود.


انتقاد از سکوت علما در برابر رویدادهای سیاسی کشور
این نامه با خطاب به مجلس و هیئت مجتهدین عظام، به وضعیت بحرانی کشور به دلیل جنگهای داخلی و رقابتها اشاره میکند که دین اسلام را در معرض نابودی قرار داده است. در ادامه، از سکوت علما در برابر این وضعیت انتقاد شده و از آنان خواسته میشود که با اتحاد و حرکت جمعی، این آتش ویرانگر را خاموش کرده، اردوی دولت را از جنگ بازداشته و اختلافات مازندران با دولت را به هر وسیلهای که ممکن است، حل و فصل کنند. نامه با دعای خیر و پیشکش «آزاده» به پایان میرسد.


اظهار گلایه و انتقاد از دروغبردازی و شایعهپراکنی برخی از جراید کشور علیه مراجع مشروطهخواه
متن با گلایه از برخی روزنامهها آغاز میشود که با طعن و انتقاد از روحانیون، ناخواسته به تقویت سیاستهای روسیه و دشمنان دین کمک میکنند. در ادامه، به نقش حیاتی قوه روحانیت در حفظ استقلال ایران و مقابله با نفوذ بیگانگان اشاره شده و تأکید میشود که دشمنان برای تضعیف این قوه معنوی از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند. سپس، به تلاشهای بینتیجه حامیان سیاست روس برای نفوذ در مبدأ روحانیت و روی آوردن آنها به شایعهپراکنی از طریق خبرنگاران اشاره میشود. متن با ابراز تعجب از مدیران جرایدی که با وجود آگاهی از جدیت و فداکاری آیاتالله در تأسیس و اعاده مشروطیت، به انتشار اخبار کذب و شایعهانگیز میپردازند، ادامه مییابد. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که با درج این لایحه و تبیین فلسفی، مسیر منحرف برخی جراید را اصلاح کرده و به آنها یادآوری کند که بدون نفوذ قوه روحانیت و توجه به تمدن اسلامی، ترقی اسلام و مسلمین ممکن نخواهد بود.
اعلام خطر از سوی مستبدان بندر لنگه
متن با هشدار درباره اقدامات مستبدان بندر لنگه آغاز میشود که با حمایت ضمنی حکومت بنادر، استحکامات نظامی در خانههای خود ایجاد کردهاند. در ادامه، نویسنده به مخاطرات جدی این وضعیت برای دولت و ملت اشاره میکند و بر لزوم پیشبینی و دوراندیشی قبل از وقوع حادثهای بزرگ تأکید میورزد.

رد اتهامات و دروغپردازیهای دولت و تقبیح اقدامات ضد مردمی آن و اعلام حمایت از مراجع دستگیر شده
این بیانیه با اشاره به تذکرات علمای شیعه به دولت و واکنش خشونتآمیز حکومت، به دستگیری آیتالله خمینی و سایر علما و وعاظ و کشتار مردم بیدفاع در شهرهای مختلف اعتراض میکند. سپس به رد اتهامات و دروغپردازیهای دستگاه تبلیغاتی دولت میپردازد و تأکید میکند که آیتالله خمینی تنها نیست و اعتراضات او مورد تأیید علمای شیعه است. همچنین هرگونه ارتباط علما با دولتهای خارجی را تکذیب کرده و نفوذ دولت غاصب اسرائیل در ایران را محکوم میکند. بیانیه به نارضایتی از کشتار مردم و تحریف اعتراضات علما توسط دولت اشاره دارد و تأکید میکند که علما با آزادی و ترقی مخالف نیستند، بلکه خواستار اجرای قوانین مملکتی، رعایت عدالت و قانون اساسی هستند. در پایان، خواستار محاکمه قانونی یا انتشار آزادانه افکار علما از طریق رسانهها میشود و پیروزی اسلام و استقلال ایران را آرزو میکند.

تشویق عموم مسلمانان به همراهی با مجلس شورا و لزوم اقتدار مالی و نظامی کشور
این بیانیه با یادآوری نقش علمای شیعه در حمایت از مشروطیت و مقابله با مفسدین آغاز میشود. سپس به مشکلات ناشی از بینظمیها و سوءاستفادهها در دوران پس از استقرار مشروطه اشاره میکند و بر لزوم همراهی مردم با مجلس شورای ملی برای رفع نواقص و حفظ استقلال کشور تأکید دارد. در ادامه، بیانیه به اهمیت تقویت بنیه مالی و نظامی کشور برای مقابله با تهدیدات خارجی میپردازد و توضیح میدهد که شکایات علما از تحمیلات مالی، به دلیل سوءاستفادهها بوده، نه اصل لزوم تأمین مالی دولت. در پایان، با مقایسه وضعیت مسلمانان در کشورهای تحت سلطه کفار و تأکید بر حفظ اساس مذهبی و قوانین الهی در ایران، از مردم میخواهد که با جدیت در تأمین مالی دولت مشارکت کنند تا کشور به اقتدار و پیشرفت دست یابد.
اتحاد میان شاه و مردم
متن با ستایش از ملت ایران و یادآوری گذشته پرافتخار آن آغاز میشود و سپس به وضعیت کنونی کشور که در اثر غفلت دچار ضعف و آسیب شده، اشاره میکند. در ادامه، نویسنده بیداری ملت را نتیجه ندای غیبی میداند و بر لزوم اتحاد و همبستگی برای رهایی از مشکلات تأکید میکند. نویسنده، محمدعلی شاه قاجار را معماری دلسوز و مدیر معرفی میکند که خواهان آبادی مملکت، رفاه رعیت، اقتدار دولت و رواج شریعت است و استقلال کشور را در گرو یگانگی دولت و ملت میداند. از ملت خواسته میشود که از شاه تشکر کرده و در اطاعت از اوامر او کوشا باشند. سپس، خطاب به دولتیان و وزرا، بر اهمیت همراهی با نیات شاه برای آبادی و رفاه کشور تأکید میشود و هشدار داده میشود که در صورت ضعف ایران، بیشترین آسیب متوجه آنان خواهد بود. در بخش بعدی، نویسنده بر لزوم غیرت ملی، اسلامی و انسانی تأکید میکند و اصلاح امور را تدریجی میداند، نه یکباره. در پایان، از وکلا خواسته میشود که با نیت پاک و دلسوزی برای ملت و دولت، به وظایف خود عمل کنند و از ملت نیز میخواهد که با احترام و همدلی با یکدیگر رفتار کرده و خطاهای گذشته را فراموش کنند و برای پیشرفت کشور، مال و وقت خود را صرف کنند و از تنبلی بپرهیزند.
رد اتهامات برخی جراید
متن با اشاره به اتهامات روزنامه ایران نو مبنی بر تحریک اتحادیه علمای اصفهان علیه اداره نمک آغاز میشود. در ادامه، اتحادیه علمای اصفهان ضمن تأکید بر پایبندی خود به قوانین مشروطیت و تلاش برای اجرای آن، این اتهامات را جعلی و موجب تشویش اذهان عمومی میداند. سپس، اتحادیه به فردی که این نامه به او نوشته شده، وکالت میدهد تا در عدلیه اعظم، نویسنده افتراها در روزنامه حبلالمتین کلکته (آقا میرزا علیخان همدانی) را احضار کرده و از او بخواهد اتهامات وارده به علمای اصفهان را اثبات کند. همچنین، از مخاطب خواسته میشود تا در مورد اتهامات روزنامه ایران نو نیز استیضاح کرده و از رؤسای علمای اصفهان بخواهد اثبات کنند که تحریک علیه اداره نمک صورت گرفته است. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که نتیجه اقدامات خود را گزارش دهد.
درخواست رفع غائله نایب حسین کاشی از مردم زواره
این نامه با اشاره به وضعیت اسفناک اهالی انارک، بیابانک و نواحی اطراف به دلیل ظلم و غارت نایب حسین کاشی و همراهانش آغاز میشود. در ادامه، به غارت شانزده هزار تومان نقد، شتر و اموال مردم و همچنین تعرض به نوامیس اشاره شده و از سرگردانی و تلف شدن برخی از اهالی خبر میدهد. سپس، نگرانی اهالی زواره و اردستان از احتمال حمله نایب حسین کاشی به این مناطق مطرح میشود. در پایان، از وزارت داخله درخواست میشود تا برای رفع شر این ظالمین اقدام فوری کرده و با دفع اشرار، آسودگی اهالی، به ویژه سادات زواره، را فراهم آورد و پاسخی اطمینانبخش ارائه دهد.
حکم به فساد مسلک سیاسی ضداسلامی، فرقهبازی و دستنشاندگی سید حسن تقیزاده
این نامه با تشکر از مخاطب به دلیل اسلامپرستی و وطنپروری آغاز میشود. سپس به نقد شدید سید حسن تقیزاده میپردازد و او را مصداق ناامیدی و مایه مصیبت معرفی میکند. مسلک تقیزاده را ضد دین اسلام و سلامت مملکت دانسته و او را به ترویج بیدینی و الغای قیود اسلامی متهم میکند، با این استدلال که این رویکرد ایران را به سرنوشت پاریس در میان ملل مسیحی دچار خواهد کرد. نامه هشدار میدهد که ادامه این مسلک خبیث، علاوه بر مفاسد دینی، به انقلاب عمومی، مخالفت علما و مسلمین با مشروطیت و استیلای بیگانگان منجر خواهد شد. در پایان، با اشاره به بینتیجه بودن نصیحتها، حکم قطعی بر ممنوعیت تقیزاده از هرگونه مداخله و افساد در مملکت صادر شده و مسئولیت اجرای آن به مخاطب و هیئتهای دولتی واگذار میشود.


درخواست رعایت حال محتاجان و محرومان از عین الدوله (صدراعظم)
نامه با ابراز خرسندی از دریافت تلگراف و آرزوی عزت و توفیق برای مخاطب آغاز میشود. در ادامه، با اشاره به توجهات شاه به علما و رأفت او نسبت به رعایا، از صدراعظم خواسته میشود که با پیروی از این رویه، در اصلاح امور، برآورده کردن مقاصد و جانبداری از رعایا اهتمام ورزد. همچنین بر حفظ حقوق دولت و ملت اسلام، رعایت ضعفا و مساکین، یاری مظلومان و رفع ظلم تأکید شده است. این اقدامات موجب رضایت الهی، شفاعت پیامبر و اهل بیت و خشنودی علما دانسته شده است. نامه با دعای خیر برای مخاطب به پایان میرسد.

بی اعتمادی نسبت به دوستی انگلستان و تأکید بر حفظ آزادی، عدالت و استقلال وطن
سخنرانی با معرفی خود به عنوان نماینده علمای نجف آغاز میشود و به بیان دیدگاهها و احساسات این هیئت میپردازد. در ادامه، به تاریخچه اتهامات دول غربی به عالم اسلام و جهالت و تعصب مسلمانان اشاره شده و تأکید میشود که علما برای رفع این مسئولیت و اثبات اینکه اسلامیت، عدالت و مشروطیت است، مجاهدت کردهاند. سپس به استقبال ایران از تمدن و مدنیت اروپا و امید به همکاری اروپا در مسیر تجدد و تعالی اشاره میشود، اما با تأسف بیان میگردد که نتیجه عکس این انتظار بوده و تلاشها بیثمر مانده است. در ادامه، به خدمات تاریخی ملت ایران به انسانیت و مدنیت و تلاش برای حفظ وطن و آزادی ملت اشاره شده و از دسیسههای اجانب که مجاهدتها را عقیم گذاشته، انتقاد میشود. در بخش پایانی، به فریب خوردن از انگلیس که خود را حریتپرست میدانست، اشاره شده و هشدار این دولت مبنی بر مداخله در صورت عدم کنترل اغتشاشات، محکوم میشود. سخنرانی با تأکید بر اینکه ایران هرگز اسیر نخواهد شد و ملت ایران تا پای جان برای حفظ استقلال خود مقاومت خواهد کرد، به پایان میرسد و ابراز امیدواری میشود که ملت انگلیس با توجه به تاریخ آزادیخواهی خود، در این عمل وحشتاثر شریک نباشد.
پیشنهاد افزودن یک اصل به متمم قانون اساسی جهت حفظ وجه اسلامی مصوبات مجلس
متن با اشاره به جایگاه مجلس شورای ملی و تایید آن از سوی امام زمان (عج)، شاه و علمای اسلام، بر لزوم عدم مغایرت مصوبات مجلس با احکام و قوانین اسلامی تاکید میکند. سپس پیشنهاد میشود که در هر دوره، انجمنی متشکل از مجتهدین و فقهای برجسته تشکیل شود تا قوانین مصوب مجلس را پیش از تصویب نهایی، به دقت بررسی کنند. در صورت مغایرت با احکام شرعی، آن مصوبه فاقد اعتبار قانونی خواهد بود و تصمیم این انجمن علمی لازمالاجرا و غیرقابل تغییر است.

اخبار فتوحات نیروهای تحت امر خود در داراب و بندرعباس
این نامه با خطاب به عموم ملت، سادات و علمای برجسته، به ویژه حاج علی آقا رئیس انجمن اسلامی و آقا سید احمد علم الهدی، آغاز میشود. نویسنده از عدم اطلاعرسانی صحیح درباره فتوحات نیروهای اسلامی و شکست دشمنان در مناطق سبعهجات و جوئیم ابراز نگرانی میکند و به ارسال لباس مخصوص شیراز و سر ابن زیاد حرامزاده برای تشفی دل ورثه شهدا اشاره میکند که گویا به دست مخاطبان نرسیده است. در ادامه، به شرح وقایع اخیر میپردازد؛ از جمله حرکت نیروهای ملت به سمت سبعه، تسخیر آنجا، قتل ابن زیاد ثانی و نظم بخشیدن به امور. سپس به حرکت به سمت دارابجرد و حمله به داراب اشاره میکند که منجر به فرار یهودزادگان و اعوانشان از قلعه داراب شده است. نویسنده از گرویدن یک محله از یهودیان به اسلام به دلیل مشاهده عدالتمداری خبر میدهد و اعلام میکند که حدود پنج هزار نفر از نیروهای ملت در دارابجرد منتظر دستور حرکت به سمت شیراز هستند، اما او منتظر اجازه و رخصت مخاطبان است. در پایان، به اطلاعرسانی به مجاهدین درباره توقیف ادارات گمرکات بنادر و صدور احکام جدید از سوی حجج اسلام عتبات عالیات برای تقویت ملت و حفظ اسلام و دفاع از مسلمانان اشاره میکند و از ارسال اجمالی این احکام به دلیل ترس از مکر و غدر و عدم مجال برای ارسال اصول یا سواد مفصل آنها خبر میدهد و ابراز امیدواری میکند که اصل احکام از طریق بوشهر به دست مخاطبان رسیده باشد.

انتقاد از عدم رسیدگی دولت به شکایت اهالی بروجرد از غارت و تجاوز الوار
این نامه با اشاره به غارت و تجاوز الوار به دهات و اموال مردم بروجرد و عدم رسیدگی دولت به شکایات، از مجلس شورای ملی درخواست کمک فوری میکند. نویسندگان با بیان اینکه وعدههای وزرا بینتیجه بوده و مردم دیگر امیدی به حفظ جان و مال خود ندارند، از مجلس میخواهند که چارهای بیندیشد و در غیر این صورت، به آنها اطلاع دهد تا خودشان به فکر چاره باشند. در پایان نامه، وضعیت وخیم مردم و رسیدن کارد به استخوان توصیف شده است.
لزوم تغییر کارپرداز ایران در بغداد به سبب بدرفتاری
گزارشی از نارضایتی اتباع ایرانی در بصره از عملکرد میرزا محمدعلی خان، کارپرداز ایران در بغداد، ارائه شده است. ورود او به دلیل ایجاد فساد و هیجان عمومی و پناه بردن ایرانیان به اتباع عثمانی، مورد اعتراض قرار گرفته است. در مقابل، از ابوالقاسم خان رضایت کامل وجود دارد و درخواست ابقای او از آیتالله شده است. تأکید بر لزوم رسیدگی فوری به این وضعیت و اتخاذ تدابیر لازم برای حل مشکل است.
اهداف سیاست نظامی روسیه در ایران
مقاله با مقایسه سیاست روسیه در منچوری و ایران آغاز میشود و به تشریح سابقه دروغگویی و خلف وعده روسها در پیشبرد مقاصد سیاسی میپردازد. سپس به نقش روسیه در تحریک محمدعلی شاه علیه مجلس، ایجاد ناآرامیها، خسارات جانی و مالی، و محاصره تبریز اشاره میکند. در ادامه، نویسنده با رد تصور دوستی روسیه با ایران، به حضور نظامی این کشور در شمال ایران و عدم خروج خودخواسته آن اشاره میکند. مقاله به سیاست تدریجی قدرتهای بزرگ برای به بردگی کشیدن ملتها میپردازد و ایرانیان را به خروج خودجوش نیروهای خارجی از کشور فرامیخواند. در بخش بعدی، نویسنده به سیاستهای انگلستان در جنوب ایران و عدم امکان اتکا به حمایت این کشور برای اخراج روسها اشاره میکند و این حمایتها را «جنگ زرگری» میناماند. در پایان، مقاله دو عامل اصلی خواری ایرانیان را اطمینان بیجا به دوستان و ترس از دشمنان معرفی میکند و با اشاره به دیدگاه تحقیرآمیز روسها نسبت به ایرانیان و علمایشان، از مردم میخواهد که با غیرت و فعالیت، استقلال و شرف خود را حفظ کنند و از تجربه چین در تحریم کالاهای خارجی برای مقابله با متجاوزین الگو بگیرند.
انتقاد از مدعیان حمایت از رنجبران
متن با اشاره به اعتراض مدیر جریده شفی به یکی از مقالات نگارنده آغاز میشود. نگارنده ضمن ابراز تعجب از تحریف کلامش، توضیح میدهد که رنجبران و فقرا حق انتخاب وکیل دارند اما فاقد لیاقت لازم برای این کار هستند و این امر میتواند به خرابی بیشتر امور منجر شود. برای اثبات این ادعا، به عدم اعتراض مردم در برابر افزایش مالیات دهات و تحمیلات دیگر اشاره میکند و تنها یک فرد را شجاع در این زمینه میداند. در ادامه، نگارنده به انتقاد از نحوه انتخاب وکلا در روستاها میپردازد و بیان میکند که بسیاری از این افراد فاقد صلاحیت هستند، حتی وکلای شهری نیز مورد تأیید مدیر جریده نیستند. در پایان، با تمثیل به تفاوت تصور و عمل در مورد بهبود وضعیت شهر، به مدیر جریده هشدار میدهد که نباید با تحریف کلام، او را حامی وضعیت نامطلوب موجود جلوه دهد.
.jpeg&w=3840&q=75)
انتقاد و هشدار به حاج شیخ فضل الله نوری و همفکرانش
متن با اشاره به سالها ظلم و استبداد و برچیده شدن آن به برکت امام زمان و تلاش علما، به برقراری مشروطیت و آسودگی قریبالوقوع ملت میپردازد. سپس با لحنی انتقادی، اقدامات تفرقهافکنانه را فساد خوانده و آن را به مثابه تقویت ظلم و استبداد تلقی میکند. در پایان، هشدار میدهد که در صورت ادامه این اقدامات، با تمام توان در رفع این فساد ایستادگی خواهد شد.

هجوم همهجانبه استعمار سیاسی و فرهنگی اروپاییان و مسیحیت علیه مسلمانان
وضعیت کنونی ملل اسلامی در سایه استعمار و جهل، نگرانکننده است. اروپا با چهار موج دیانت، سیاست، آداب و تجارت، کشتی اسلام را مورد هجوم قرار داده است. موج سیاست به حاکمان، موج تجارت به اقتصاد، موج دیانت به افکار و موج آداب به هویت ملی آسیب میرساند. علمای اسلام باید به این امواج توجه کنند و تنها به موازنه قوای سیاسی اکتفا نکنند، بلکه به قوای ادبی، تجاری و به ویژه دیانتی نیز بپردازند. مسیحیت با لشکر عظیم مبلغان، نشر انجیل به زبانهای مختلف و انتشار شبهات دینی، در حال تضعیف اسلام است. این فعالیتها شامل بیمارستانها، مدارس و انجمنهایی است که با هدف ترویج مسیحیت و تخریب اسلام فعالیت میکنند. مسلمانان باید با اتحاد و تدابیر صحیح، کشتی ملت خود را از این امواج نجات دهند.

معنای مشروطه و حدود آزادی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطه صرفاً یک نام است یا معنای عمیقتری دارد. سپس به تعریف مشروطیت به عنوان تحدید حدود دولت، تعیین حقوق افراد و اجرای قانون مساوات میپردازد و وضعیت موجود را که در آن حقوق مردم محفوظ نیست و مدعیان حق مورد اتهام قرار میگیرند، نقد میکند. در ادامه، مشروطه را معادل مسلمانی و رعایت حقوق دیگران میداند و بر لزوم تبعیت از حقوق معین شده توسط شارع مقدس تأکید میکند. در بخش بعدی، نویسنده به تبیین «تکلیف امروزه ما» میپردازد و با تمثیل نماز، آزادی را مشروط به عدم اضرار به غیر و رعایت قانون میداند. در پایان، تفاوت آزادی در دوران استبداد (محدود به قوانین ظالمانه) و مشروطه (محدود به قانون شریف و عدالت) را بیان میکند و تأکید دارد که مستبدین که به آزادی مطلق عادت کردهاند، در برابر قانون مقاومت میکنند، اما باید به هر طریق ممکن آنها را تابع قانون کرد.
راههای نفوذ و تسخیر سرزمینهای اسلامی توسط استعمارگران اروپایی
این بیانیه با سلام و دعا به علمای عظام، امرا، رؤسای عشایر، تجار و عموم مسلمانان آغاز میشود و به تشریح روشهای استعمارگران مسیحی برای تسلط بر سرزمینهای اسلامی و تضعیف عقاید مسلمانان میپردازد. در ادامه، ده شیوه اصلی نفوذ استعمارگران شامل معاشرت و جلب قلوب، وابستهسازی اقتصادی، تأسیس مدارس و بیمارستانها برای ترویج الحاد، اعزام مبلغان، نشر کتب شبههافکن، خروج ثروت و جایگزینی آن با پول کاغذی و کالاهای بیارزش، عادت دادن مردم به تجملات، ایجاد تفرقه و نزاع بین مسلمانان، بدبین کردن مردم نسبت به علما و در نهایت، اخذ امتیازات و قرض دادن اموال بیشمار را برمیشمارد. در پایان، با اشاره به تجاوزات روسیه و ایتالیا به ایران و طرابلس غرب (لیبی) و ندای یاریخواهی اسلام، از علمای نجف، کربلا، سامرا و کاظمین دعوت میشود تا با کنار گذاشتن اختلافات داخلی، متحد شده و در برابر کفر و استعمار ایستادگی کنند. بیانیه تأکید میکند که این اتحاد برای اغراض دنیوی نیست و هدف آن مقابله با دشمن مشترک و حفظ دین و قرآن است و عواقب عدم اطاعت از این حکم الهی را گوشزد میکند.

لزوم اتحاد مسلمانان در برابر دشمنان، تشکیل نیروی دفاعی از ایالات و عشایر، و اعزام مبلغان و خطباً به سراسر کشور در تهییج مردم به دفاع از ممالک اسلامی
این لایحه با تأکید بر ضرورت اتحاد مسلمانان در برابر نفوذ بیگانگان آغاز میشود. سپس به تحلیل وضعیت ایران در مواجهه با دول خارجی میپردازد و بیان میکند که قدرتهای بیگانه به دنبال تضعیف ایران و جلوگیری از استقرار یک حکومت مقتدر هستند تا از نفوذ ایران در جهان اسلام جلوگیری کنند. در ادامه، به ضعفهای داخلی ایران، از جمله عدم وجود ارتش منظم و رقابتهای ایلی، اشاره میکند و تشکیل یک نیروی دفاعی متشکل از ایلات و عشایر را برای حفظ استقلال کشور ضروری میداند. لایحه بر اهمیت کنار گذاشتن اختلافات مذهبی و جلب حمایت مسلمانان جهان تأکید کرده و نقش روحانیت را در این زمینه برجسته میسازد. در پایان، بر لزوم اعزام مبلغان برای آگاهیبخشی به مردم درباره تاریخ اسلام و ایران و حقوق ملی و مدنی تأکید میکند و مسئولیت وکلا، وزرا و عموم ملت را در تحقق این اهداف یادآور میشود.
پرهیز از استقراض خارجی و اظهار نگرانی از حضور قوای روسیه در کشور
متن با اشاره به تلگراف تبریز و وضعیت کشور آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم جمعآوری کمکهای مالی برای بینیازی از وامهای خارجی تأکید شده است. سپس، به ضرورت فعالسازی مجدد انجمنها و آغاز به کار اعضای سابق تا زمان انتخابات جدید اشاره میکند. در پایان، با وجود فرا رسیدن عید نوروز، به دلیل حضور قوای بیگانه در کشور، از مردم خواسته شده است که با وجود عزاداری، بازارها را تعطیل نکنند.

زیانهای مجلس شورای ملی
متن با ابراز نگرانی شدید از مضرات مجلس شورای ملی برای دین و دنیای مردم آغاز میشود. در ادامه، به حضور افراد فرقههای بابیه و طبیعیه در مجلس و حتی در جایگاههای ریاست اشاره شده و این امر را عامل اصلی مشکلات میداند. سپس، به قدرت گرفتن فرقههای ضاله و لامذهب و فتنهانگیزی آنها اشاره میکند و سید جمالالدین واعظ را به دلیل گمراه کردن مردم و ترویج روزنامهخوانی به جای دعا و قرآن، مورد لعن قرار میدهد. در پایان، به محتوای کفرآمیز و توهینآمیز روزنامهها نسبت به شرع انور اعتراض میکند.
هیجان مراجع و علما از تجاوز روسیه به کشور و اظهار تعجب از بیتفاوتی مسئولان کشور
متن با ابراز نگرانی شدید از مداخله نظامی روسیه در ایران آغاز میشود و به هیجان و اعتراض گسترده علمای شیعه در عراق اشاره دارد که در واکنش به این تجاوز، وظایف خود را ترک کرده و آماده حرکت شدهاند. در ادامه، نویسنده از بیتفاوتی و مسامحه کارگزاران دولت در دفاع از حقوق و استقلال کشور ابراز تعجب میکند و این رویکرد را مورد انتقاد قرار میدهد.
دلایل مخالفت خود با قرارداد ۱۹۱۹: نقض استقلال سیاسی و اقتصادی کشور
سید حسن مدرس در سخنرانی خود به تاریخ ۱۳ ذیقعده ۱۳۳۷، قرارداد ۱۹۱۹ را یک روز نحس برای ایران و یک قرارداد منحوس میداند که بدون اطلاع عمومی منتشر شد. او به نقش کابینه وثوقالدوله و سه نفر اصلی آن (وثوقالدوله، صارمالدوله، نصرتالدوله) در انعقاد این قرارداد اشاره میکند. مدرس بیان میکند که از همان ابتدا با این قرارداد مخالف بوده و به جز ۶۸۴ نفر که به دلایل سیاسی یا کسبی با آن موافق بودند، باقی ملت ایران مخالف آن بودهاند. او اسامی این ۶۸۴ نفر را در کتابچهای ثبت کرده و امیدوار است که در آینده به اعمال آنها رسیدگی شود. مدرس از اینکه در آن زمان کسی به داد او نرسید ابراز تأسف میکند، اما خوشحال است که امروز همان اشخاص با او موافق شدهاند. او همچنین به وجود ۱۸ نفر از موافقین قرارداد در مجلس اشاره میکند و تأکید دارد که اگر محکمه عالی در ایران وجود داشت، باید به این افراد رسیدگی میشد. مدرس قرارداد را مضر به دیانت اسلام و سیاست بیطرفی ایران میداند و بر لزوم حفظ بیطرفی کشور در برابر تمایلات سیاسی شرق و غرب تأکید میکند. او بیان میکند که ایران ملتی فقیر و ضعیف است و باید بیطرف بماند و مخالفت خود با کابینه وثوقالدوله را به دلیل مضر دانستن قرارداد و تمایل آن به سیاستهای خارجی اعلام میکند. این سخنرانی خطاب به نمایندگان مجلس و عموم ملت ایران است.

لزوم دگرگونی اساسی در شالوده مجلس شورا
متن با خطاب به علما و حجج اسلام آغاز میشود و وضعیت فعلی مجلس شورا را به دلیل تبعیت از اصول غربی و پذیرش مذاهب باطله و افراد غیرمذهبی، متزلزلکننده اساس دین و دنیا میداند. در ادامه، به تلاشهای بینتیجه برای تشکیل مجلس محاکمه و تطبیق شرع مطهر اشاره میکند و بیان میدارد که هیئت علما، طلاب و مؤمنین برای وفای به عهد الهی و حفظ شرع شریف آماده فداکاری هستند. سپس، مخاطبان را به مشارکت در این تکلیف الهی فرا میخواند و به آشفتگیها، قتلها، ظلمها و ناامنیهای فزاینده در ایران اشاره میکند. در پایان، با استناد به آیات قرآن، از مخاطبان میخواهد که برای نصرت دین خدا و بنا نهادن مجلس بر شالودهای صحیح با اعضای خداشناس و دیندار همت گمارند تا آسایش مردم فراهم شده و بتوانند پاسخگوی خداوند باشند.

تظاهرات مردم اصفهان در محکومیت تجاوزات مرزی عثمانی
متن با اشاره به هیجان عمومی ناشی از تجاوزات عثمانی و خبر اتحاد دولت و ملت آغاز میشود. در ادامه، به تجمع بیش از یکصد و پنجاه هزار نفر از مردم اصفهان و توابع در صحرای جنب کوه صفه اشاره دارد که با تیغ و کفن حاضر شده و با قرآن مجید پیمان بستند که در حفظ ملت و دولت اسلام و حمایت از مجلس مقدس کوتاهی نکنند. در پایان، به مشارکت ارامنه، مجوس و یهود در این پیمان اتحاد و آمادگی همگانی برای اجرای دستورات اشاره شده است.


اظهار گلایه از آخوند خراسانی در تأیید نمایندگان مشروطهخواه لیبرال
متن با ابراز تأسف از موضعگیری آیتالله آخوند خراسانی در جریان تدوین متمم قانون اساسی آغاز میشود. در ادامه، به این نکته اشاره میکند که ایشان تحت تأثیر سخنان مغرضین قرار گرفته و در دفع بیدینان و استحکام بخشیدن به شرع مبین یاری نکردهاند. در پایان، با لحنی گلایهآمیز بیان میشود که آخوند خراسانی که همواره در امور پیشرو بودهاند، در این واقعه خاص عقب ماندهاند.

پرسش از کیفیت خلع سلاح مجاهدان آذربایجانی و انتقاد از نحوه خلع سلاح آنها
این سند با اشاره به وقایع اخیر تهران و انتشار اخبار مربوط به آن، از اضطراب و تزلزل اهالی گیلان خبر میدهد. پس از آنکه وعدههای مجلس برای آرام کردن مردم کافی نبود و انتشار خبری مبنی بر حمله به منزل نمایندگان گیلان بر نگرانیها افزود، انجمن ایالتی گیلان تلگرافی به مجلس و وزارت داخله ارسال میکند. در ادامه، جمعی از بزرگان شهر در انجمن حضور یافته و ضمن تشکر از اقدامات مجلس، سؤالاتی را درباره نحوه خلع سلاح مجاهدان آذربایجانی مطرح میکنند. این سؤالات شامل عمومیت یا نسبی بودن امر خلع سلاح، وضعیت اطاعت یا تمرد سردار و سالار ملی، قانونی بودن محاصره پارک اتابک و جنگ با متوقفین، غارت اموال توسط مأمورین خلع سلاح، دلیل دلجویی از سردار و سالار ملی، وضعیت سردار محیی در زمان جنگ و علت توقف او و ضرغامالسلطنه در سفارت و کهریزک، و همچنین قانونی بودن مقصر شمردن افراد بدون محاکمه و حمله به منزل نمایندگان است. انجمن درخواست میکند که پاسخ این سؤالات به صورت شفاف در جراید منتشر شود تا شبهات موجود رفع گردد.
لزوم هشیاری و اتحاد ایرانیان نسبت به مداخلات سیاسی اروپاییان در امور کشور
متن با انتقاد از اعتماد به بیگانگان و ترجیح دادن کارشناسان خارجی بر ایرانیان آغاز میشود و به پیامدهای منفی حضور مأموران خارجی در ادارات دولتی اشاره میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن، بر لزوم عدم دوستی با کافران و پرهیز از اعتماد به دشمنان اسلام تأکید میشود. سپس، به اهمیت اتحاد و اتفاق ملی بر پایه دین اسلام اشاره شده و بیان میشود که این اتحاد تنها با همکاری علمای دین و امرای دولت محقق میشود. در بخش بعدی، به ضرورت اجرای قوانین عدل و انصاف در حکومت و جامعه، پرهیز از ظلم و ستم، و مبارزه با فساد مالی و سوءاستفاده از بیتالمال پرداخته میشود. همچنین، به نقش علم اخلاق در پیشرفت جامعه و انتقاد از کسانی که این علم را نادیده میگیرند، اشاره شده است. در پایان، با تأکید بر اینکه تغییر وضعیت جامعه تنها با تغییر درونی افراد ممکن است، به پیامدهای منفی ظلم و ستم و پراکندگی ملت اشاره میشود و از مهاجرت ایرانیان به کشورهای بیگانه به دلیل بیعدالتی در وطن ابراز تأسف میشود.
ثمرات اداره کشور بر اساس مجلس شورای اسلامی
متن با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر اهمیت شورا و مشورت در اداره امور کشور تأکید میکند و آن را از اصول توحید و ولایت مطلقه اولیالامر میداند. هرگونه نظر و شورایی که مخالف شرع اسلام باشد را باطل و منشأ فساد معرفی میکند و تنها شورایی را معتبر میشمارد که مطابق با آراء انبیاء، علما و قوانین شرع اسلام باشد. در ادامه، به بررسی علل زوال و بقای حکومتها در طول تاریخ میپردازد و نمونههایی از جمله استیلای اعراب، دوام صفویه، سلطنت ناصرالدین شاه و شکستهای ایران در برابر روسها را ذکر میکند. سپس به لزوم اجرای عدالت توسط کارگزاران حکومتی و ترک اجحاف و ظلم به مردم اشاره میکند و مهاجرت گسترده ایرانیان به خارج از کشور را نتیجه سوء مدیریت و عدم حمایت از ملت میداند. در بخش بعدی، بر ضرورت تخلیه گمرکات از نفوذ کفار خارجی و اتحاد و اتفاق بین دولتهای اسلامی (ایران و عثمانی) تأکید میکند. در پایان، هرگونه معاهده و معاملهای را که با نادانی، خطا یا اکراه صورت گرفته و مخالف قوانین اسلام و شورای عقلا باشد، باطل میداند و به نمونههایی از واگذاری بنادر و سرزمینهای اسلامی به بیگانگان اشاره کرده و بازگرداندن این مناطق را واجب شرعی میشمارد.

محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری و همفکرانش
این تلگراف در پاسخ به تلگراف فتنهانگیز حاج شیخ فضلالله نوری و همفکرانش نگاشته شده است. نویسندگان با اشاره به بیداری ملت و محال بودن جلوگیری از مقاصد مشروطیت، اقدامات آنان را ناشی از اغراض شخصی و هوای نفس و عدم رعایت جانب ملت مظلوم و وطن عزیز میدانند. سپس از آنان میخواهند که در این موقعیت حساس که وطن در شرف اضمحلال است، از منافع شخصی صرفنظر کرده و با صلح عمومی و اتفاق کلمه، دست اجانب را کوتاه کنند، نه اینکه به خیال ریاست چند روزه و رشوه مستبدین، در تخریب اساس مشروطه که مقدمه احیای دین و آبادی مملکت است، بکوشند. در پایان، حمایت از مستبدین و مخالفت با مشروطه را محاربه با اسلام و امام زمان و از هر جهت خطا و اشتباه میدانند و بر فداکاری ملت مشروطهخواه فارس تا آخرین قطره خون تأکید میکنند.

آمادگی عموم مردم برای ارائه کمک مالی به دولت و قصور مجلس
متن با ابراز اشتیاق نویسنده برای خرید اولین گلوله توپی که توسط عوامل لیاخوف و محمدعلی میرزا به مجلس شورای ملی شلیک شده و آن را نمادی از مظلومیت ملت ایران و اسلام میداند، آغاز میشود. نویسنده اعلام میکند که مبلغ صد تومان برای خرید این گلوله پرداخت کرده و آن را به مصیبتزدگان اردبیلی اهدا خواهد کرد. در ادامه، به موضوع استقراض داخلی میپردازد و آمادگی مردم برای کمک مالی را بیان میکند، اما تأخیر در ارائه بلیط و سند از سوی مجلس و عدم تعیین تکلیف مسئولیتها را مورد انتقاد قرار میدهد و این اهمال را تقصیر مجلس میداند.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و نابودی مشروطه خواهان در کشور
درخواست اتحاد همه گروهها در جهت حفظ استقلال کشور در برابر متجاوزان بیگانه
این نامه با اشاره به تجاوزات دولتهای همسایه و تنفر عمومی از این اقدامات، بر لزوم اتحاد و یکپارچگی برای حفظ استقلال دین و وطن تأکید میکند. از مسلمانان و صاحبان غیرت خواسته میشود که اختلافات شخصی را کنار گذاشته و برای بیرون راندن دشمنان خارجی تلاش کنند. در ادامه، از مقامات عالیه، سرکردگان، امرا، رؤسا، خوانین و ایلات درخواست میشود که با یادآوری غیرت اجدادی خود، از رفتارهای ناعادلانه نسبت به برادران دینی دست برداشته و با همتی غیورانه، زمینه اخراج نیروهای خارجی را فراهم آورند تا موجب سربلندی اسلام و خشنودی خداوند و روحانیون شود و اولیای امور بتوانند به اصلاح کاستیهای مملکت بپردازند.
اعتراض شدید به عدم اعزام حاکم
متن با خطاب به مجلس شورای ملی و کابینه وزرا آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به تأخیر ششماهه در اعزام حاکم به استرآباد اعتراض کرده و با اشاره به دخالتهای داخلی و خارجی، خواستار تعیین تکلیف فوری وضعیت این شهر میشوند. در پایان، تأکید میشود که اگر قرار بر عدم اعزام حاکم است، باید صریحاً اعلام شود؛ در غیر این صورت، شاهزاده امانالله میرزا باید فوراً به سمت استرآباد حرکت کند.
شکایت از تعدیات عوامل شرکت بازرگانی لاسقاریدیس
این نامه با اشاره به گزارشهای مکرر پلیس و جراید درباره تعدیات شرکت لاسقاریدیس، از بیتوجهی مسئولین به این موضوع انتقاد میکند. در ادامه، به سوءاستفاده از زنان مسلمان در ادارات این شرکت و اقدامات خلاف شرع اشاره شده و درخواست علمای لاهیجان برای منع زنان از کار در این ادارات مطرح میشود. با وجود تلاش حکومت برای منع ورود زنان، شرکت لاسقاریدیس از این دستور سرپیچی کرده و در پی ممانعت پلیس، عوامل شرکت به پلیسها حمله کرده و آنها را مجروح میکنند. در پایان، مردم لاهیجان از علما و تجار گرفته تا کسبه، در تلگرافخانه تجمع کرده و خواستار مجازات قانونی عاملان این تعدیات و حفظ ناموس مسلمانان میشوند.
منشا اتحاد و انسجام ملی
در این مقاله، نویسنده به بررسی عوامل مؤثر بر اتحاد و انسجام ملی میپردازد. ابتدا، نظریه «زبان مشترک» را به عنوان عامل وحدتبخش نقد میکند و با ارائه مثالهایی از انگلستان و ایرلند، هند و آمریکا نشان میدهد که زبان به تنهایی نمیتواند موجب اتحاد ملی شود. سپس، نقش «خاک و وطن» را در ایجاد همبستگی ملی بررسی میکند و با وجود اذعان به اهمیت آن در دفاع از مرزها و حفظ هویت، آن را عامل اصلی اتحاد نمیداند. در نهایت، «مذهب» را به عنوان قویترین و پایدارترین عامل اتحاد ملی معرفی میکند. با استناد به تاریخ ایران، یونان، بنیاسرائیل و گسترش اسلام، استدلال میکند که عقاید و مناسک مذهبی مشترک، افراد و اقوام مختلف را به هم پیوند میدهد و حتی اختلافات مذهبی را عامل تفرقه و جدایی دولتها میداند.
ضرورت تأسیس مجلس شورای ملی
متن با تأکید بر پیوند ناگسستنی تدین و تمدن آغاز میشود و بیان میکند که تمام جنبههای مثبت زندگی فردی و اجتماعی، از جمله تأسیس مجلس شورای ملی، ریشه در تدین دارد. سپس با استناد به آیات قرآن کریم، ضرورت مشورت و وجود مجلس را از دیدگاه اسلام تبیین میکند. در ادامه، با مخاطب قرار دادن اقشار مختلف جامعه، از متدینین و پیروان ادیان گوناگون گرفته تا عاقلان و مجتهدین، همگان را به مطالبه مجلس فرا میخواند. در بخش پایانی، با اشاره به سیره پیامبر اسلام (ص) و خلفای راشدین در مشورت و تشکیل مجلس، فواید و برکات مجلس شورای ملی را در ابعاد مختلف، از جمله عزت، ثروت، حفظ حقوق ملت و دولت، و مبارزه با ظلم، برمیشمارد و آن را مظهر عدل و فضل معرفی میکند.
کمک مالی به دولت جهت رفع استقراض خارجی
متن با ستایش از نقش مطبوعات در هدایت ملت به سوی ترقی آغاز میشود و روزنامه ایران نو را به دلیل اسلامپرستی و تلاش برای رهایی ملت از ذلت و خواری مورد تحسین قرار میدهد. در ادامه، به نگرانیها درباره استقراض خارجی دولت و احتمال فروش کشور اشاره میکند و این وضعیت را مایه اندوه دوستان و شادی دشمنان میداند. سپس، با تأکید بر اهمیت استقلال مسلمانان برای قوام دین اسلام، پیشنهاد میشود که با جمعآوری کمکهای مالی از سوی ایرانیان داخل و خارج کشور، مبلغ مورد نیاز برای رفع استقراض تأمین شود تا شرافت و استقلال کشور حفظ گردد. در پایان، از مدیر روزنامه ایران نو درخواست میشود که این لایحه را برای ترغیب اهالی به کمک مالی منتشر کند و فهرستی از کمکهای جمعآوری شده از سوی اتحادیه علمیه کربلای معلی و اسامی برخی از اعانهدهندگان ارائه میشود.
عدم موافقت با دولت شاپور بختیار و درخواست استقرار نظام اسلامی
این استفتا با پرسشی از سوی طلاب حوزه علمیه قم آغاز میشود که در آن به ادعای شاپور بختیار مبنی بر تأیید دولت او توسط مراجع اشاره شده و از آیتالله شریعتمداری درخواست توضیح و روشنسازی تکلیف مسلمین میشود. در پاسخ، آیتالله شریعتمداری ادعای بختیار را رسماً تکذیب کرده و تأکید میکند که موضع ایشان نه تنها مخالفت با دولت فعلی، بلکه مخالفت با کل نظام موجود و درخواست برقراری نظام عادلانه اسلامی است. در پایان، به ملت ایران هشدار داده میشود که مراقب توطئهها و نیرنگهای دشمن باشند و از تفرقه پرهیز کنند تا پیروزی نهایی حاصل شود.

شکایت از ظلم و تعدی قوامالملک و پسرانش و امکان بروز آشوب در شیراز
متن با ستایش از علمای اصفهان به دلیل حمایت از دین و حضور در تلگرافخانه آغاز میشود. سپس به وضعیت اسفبار مردم فارس اشاره میکند که به دلیل ظلم قوامالملک و پسرانش و عدم اجرای مشروطیت، سه روز است در تلگرافخانه متحصن شدهاند. در ادامه، به اقدامات خشونتآمیز نوکران قوام اشاره میشود که با سلاحهای گرم و سرد به مردم حمله کرده، عابرین را مورد ضرب و جرح قرار داده و حتی علمای بزرگی چون محقق العلما و عَلّم الهدی را مضروب و مجروح کرده و در خانه داماد خود حبس کردهاند. نویسندگان بیان میکنند که برای جلوگیری از بروز فاجعهای مشابه کربلا، نهایت تلاش خود را کردهاند، زیرا مردم فارس در آستانه از دست دادن صبر و شکیبایی هستند. در پایان، از علمای اصفهان درخواست میشود که با احضار قوامالملک و پسرانش، ریشه استبداد در فارس را قطع کرده و موجب خشنودی امام زمان (عج) شوند.
بیان اوضاع پریشان شیراز
متن با اشاره به تحصن علمای شیراز در تلگرافخانه و استغاثه آنان آغاز میشود. در ادامه، به تخریب انجمن مشروطیت توسط قوامالملک و پسرانش، اهانت به علما و بستن شهر اشاره شده است. سپس، به تحصن علمای اصفهان در تلگرافخانه برای حمایت از مجلس انجمن ملی شیراز و انتساب تمام مفاسد به قوامالملک پرداخته میشود. در پایان، با اشاره به تخریب انجمن رشت و نگرانی از تجاوز بیگانگان، بر وجوب حفظ احترام مجالس ملیه تأکید شده که آن را همردیف حفظ شریعت مقدس میداند.

ابراز اطمینان مصالحه میان شاه و مشروطهخواهان
این بیانیه با سلام به عموم علما، تجار، اعیان و اعضای انجمنهای ملی اسلامی آغاز میشود و از استحکام مجلس و سرنگونی استبداد به برکت توجهات حضرت حجةالله خبر میدهد. در ادامه، به تلاشهای شاهزاده شعاعالسلطنه و عضدالملک در جهت خیرخواهی دولت و ملت اشاره میکند که با حضور در محضر شاه و ارائه عرایض، توانستهاند مساعدت شاه را جلب کنند. نویسندگان از این مساعدت ابراز اطمینان کامل کرده و امید به رفع مفاسد و اصلاح امور دارند. در پایان، از ملت خواسته میشود که از شاه تشکر کرده و مفسدین را از ساحت مقدس شاهانه دور کنند.


کمک مالی طلاب و تجار بهبهانی مقیم کربلا به دولت جهت رفع نیاز مالی کشور
متن با ابراز نگرانی عمیق از وضعیت بحرانی وطن و خطرات ناشی از فقر و پریشانی آغاز میشود که حیات دولت اسلامی ایران را تهدید میکند. نویسنده، دشمنان دین و دولت را در حال سوءاستفاده از این وضعیت برای نابودی استقلال و الحاق ایران به مستعمرات خود معرفی میکند. در ادامه، بر ضرورت اقدامات فوری و اتحاد مسلمانان برای حفظ دین و وطن تأکید شده و مسامحه در این شرایط را موجب نکبت ابدی میداند. سپس، به لزوم مشارکت همگانی در حفظ استقلال و رفع مفاسد اشاره میکند و حفظ اماکن مقدسه و بسط امنیت را منوط به کمکهای مالی مردم به دولت برای نظم داخلی و استحکام استقلال میداند. در پایان، نویسنده و جمعی از طلاب، تجار و کسبه بهبهانی مقیم نجف اشرف، کمک مالی خود را به دولت اسلامی اعلام کرده و از مسئولین میخواهند این هدیه را بپذیرند. همچنین از سایر مسلمانان درخواست میشود که در حفظ اسلام از دستبرد بیگانگان کوتاهی نکنند و اجازه ندهند دولت به استقراض از خارج با شرایط ناگوار مجبور شود.
آرزوی اجرای عدالت در جامعه پس از مشروطه
متن با دعایی برای سلامتی و موفقیت مخاطب در ترویج شرع آغاز میشود و از تأخیر در دریافت نامهها ابراز نگرانی میکند. در ادامه، به اخبار مسرتبخش از تهران و سایر شهرها مبنی بر تشکر از شاه و اهتمام او در تشکیل مجلس شورای ملی و اجرای احکام آن اشاره دارد که در واقع اجرای احکام الهی است. امیدواری به همکاری علما، تجار و وکلا برای تحکیم این اساس و برقراری عدالت در زمین مطرح میشود. سپس، بر لزوم عدم شناسایی حکام ظالم توسط مسلمانان و رعایا تأکید شده و راهکار مراجعه به علما و وکلا برای رفع ظلم و تعدیات به حضور شاه پیشنهاد میگردد. در پایان، سلام نویسنده به علمای عظام، به ویژه سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی، ابلاغ شده و با استناد به آیه «إن تَنصُرواللهَ یَنصُرکُم» بر لزوم یاری دین خدا تأکید میشود. متن با اشاره به اینکه در آینده نامهای برای تبریک و تأیید مجلس نوشته خواهد شد و با دعا و ستایش خداوند به پایان میرسد.

ابراز رضایت از والی کرمان و انتقاد از بدخواهان او
متن با ستایش از وضعیت مطلوب مملکت کرمان تحت ایالت شاهزاده نصرتدهنده آغاز میشود و امنیت، فراوانی ارزاق و رضایت عمومی را از ویژگیهای این دوره برمیشمارد. در ادامه، به انتقاد از برخی افراد مغرض میپردازد که با شکایتهای بیاساس و اوراق ساختگی، قصد برهم زدن آرامش و مصلحت عمومی را دارند. نویسنده این اقدامات را ناشی از اغراض شخصی و بیماریهای نفسانی میداند و از علما و معتمدان میخواهد که در برابر این بدخواهان سکوت نکنند. در پایان، با اشاره به اینکه این شکایات میتواند به سلب آسایش مردم کرمان منجر شود، از حجج اسلامیه و مجلس میخواهد که به این اخبار با دقت رسیدگی کرده و به بدخواهان اعتنا نکنند و بر حقانیت و بصیرت الهی تأکید میکند.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و استقرار نظم در کشور
بهانهتراشیها و ترفندهای انگلستان برای ورود نیروهای نظامی به جنوب کشور
این نامه به افشای توطئه کنسول انگلیس در بوشهر میپردازد که با پرداخت رشوه به سه نفر از اعضای انجمن ولایتی، قصد تحریک مردم به بستن بازار و راهاندازی دستههای سینهزنی را دارد تا بهانهای برای ورود نیروهای نظامی به جنوب کشور فراهم آورد. نویسندگان از رئیسالوزرا درخواست میکنند که عدلیه اصفهان مدیر مسئول روزنامه زایندهرود را احضار و از او بخواهد که یا ادعای خود را ثابت کند، در این صورت خائنین به وطن و اسلام مستوجب اعدام خواهند بود، وگرنه صاحب مکتوب را مؤاخذه نماید. همچنین درخواست میشود که نایبالحکومه یا حکومت، رؤسای سایر دوایر و هیئت منصفه را احضار کرده و بدون مداخله، خائنین را مجازات کنند. در پایان، هدف از مشروطیت را حفظ آبرو و شرف ملت دانسته و هشدار میدهند که در صورت عدم رسیدگی، هرج و مرج و ناامیدی پدید خواهد آمد و خواستار پاسخ فوری برای رفع اتهام از فداکاران راه مشروطیت میشوند.
اعلام خبر تطبیق قانون اساسی با قوانین شرع توسط علما به انجمن تبریز
این نامه با اشاره به تحصن عمومی و مطالبه قانون اساسی، خبر تصویب نظامنامهها در دربار و بررسی قانون اساسی توسط حججالاسلام را به انجمن تبریز اطلاع میدهد. در ادامه، از انجمن تبریز خواسته میشود که این خبر را به سایر شهرها نیز ابلاغ کنند.


تشکر از سرداران و عموم مردم ایران در استقرار مجدد مشروطیت، لزوم تشکیل مجلس سنا و انتخاب پنج نفر مجتهد ناظر بر مصوبات مجلس شورا از تهران، به رأی نمایندگان
تلگرافی به میرزا صادق خان مستشارالدوله، ضمن تبریک افتتاح مجلس ملی، بر لزوم شکرگزاری از خداوند برای این موهبت الهی تأکید شده است. در ادامه، از دینپرستی و وطنپروری نمایندگان ملت که سعادت و استقلال کشور را به دست آوردهاند، قدردانی میشود. همچنین، از نمایندگان خواسته شده تا خودخواهی و نفسپرستی را کنار گذاشته و برای اعتلای دین، احیای دولت و ملت، آبادانی کشور و استقلال از بیگانگان تلاش کنند. تجدید رسوم شرعیه، حفظ نوامیس الهی، رفع جهالت و تربیت ملت از وظایف اصلی شمرده شده و بر لزوم اصلاح ذاتالبین ملت، به ویژه در آذربایجان، تأکید شده است. در پایان، انتظار برای افتتاح مجلس سنا و معرفی موقت هیئت مجتهدین ناظر بر مصوبات مجلس شورای ملی، تا زمان انجام تحقیقات کامل، بیان شده است.


پاسخ به پرسش مهاجران به آستان حضرت عبدالعظیم (ع): انطباق مصوبات مجلس با احکام شرع
این پاسخ با اشاره به اهداف اولیه نهضت مشروطه که رفع ظلم و حفظ شریعت اسلامی بود، بر این نکته تأکید میکند که مجلس شورای ملی هرگز قصد جرح و تعدیل احکام شرعی را ندارد. قوانین مصوب مجلس تنها در امور عرفی است و در این موارد نیز عدم مخالفت با قواعد شرعی رعایت میشود. در پایان، از مسلمانان خواسته شده است که قدر این نعمت الهی را بدانند و از تشویش اذهان عمومی با اوهام بپرهیزند.


درخواست تأسیس مجلس شورا از عینالدوله (صدراعظم)
این نامه با اشاره به وضعیت وخیم کشور و خطراتی که ایران را احاطه کرده، بر ضرورت تأسیس مجلس و اتحاد دولت، ملت و علما برای اصلاح امور تأکید میکند. نویسنده با بیان اینکه اصلاحات باید به دست خود ایرانیان انجام شود و نه قدرتهای خارجی، نسبت به انقراض دولت شیعه و ذلت ایران در تاریخ هشدار میدهد. سپس با قسم به خداوند و ائمه، از صدراعظم میخواهد که در علاج این «مریض مشرف به موت» مسامحه نکند و به مسئولیت خود در برابر امیرالمؤمنین (ع) اشاره میکند. نویسنده با تأکید بر اینکه ایران وطن اوست و تمام شئوناتش به این مملکت وابسته است، اعلام میکند که تا پای جان برای حفظ آن خواهد کوشید و حتی حاضر است برای ملت و رفع ظلم، از شأن و اعتبار خود بگذرد. در پایان، با قسم دادن صدراعظم به مقدسات، از او میخواهد که کشور را اسیر بیگانگان نکند و یادآور میشود که عهد و پیمان برای تأسیس مجلس بوده است. نویسنده تهدید میکند که اگر صدراعظم اقدام نکند، خود به تنهایی برای این هدف قیام خواهد کرد و از مرگ نیز باکی ندارد، زیرا این کار را مایه آمرزش و افتخار خود میداند و تأخیر در آن را سمی مهلک میشمارد. او دفع شر عثمانی را نیز منوط به تأسیس مجلس و اتحاد ملی میداند.

توجه مجلس به بررسی قانون اساسی، توصیه به انجمن تبریز برای خودداری از جوسازی بر ضد مجلس و تقاضای بازگشت میرزا حسن مجتهد به تبریز
تلگرافی در پاسخ به سؤالی درباره متمم قانون اساسی، تأکید میکند که مجلس با حضور علما مشغول بررسی و تکمیل آن است و نیازی به عجله و اقدامات هیجانی مانند بستن بازار نیست. هدف اصلی از این مکاتبه، متقاعد کردن مخاطبان به ضرورت بازگشت میرزا حسن مجتهد به تبریز بوده است. در پایان، با اشاره به عدم دریافت پاسخ مستقیم و اتمام وقت، نویسندگان اعلام میکنند که مخاطبان را به حال خود رها کردهاند.



محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری نسبت به نظام مشروطه و مجلس شورا
این تلگراف با ابراز حیرت از اقدامات حاج شیخ فضلالله نوری در تخریب اساس مشروطه آغاز میشود و او را به هتک عِرض و ناموس و تلف کردن جان مسلمانان متهم میکند. در ادامه، نویسندگان با اشاره به جمعآوری افراد سادهلوح و ارسال تلگراف به ولایات به بهانه امر به معروف و نهی از منکر، این اقدامات را محکوم میکنند. سپس، با طرح این پرسش که چگونه در حضور ایشان اراذل به استعمال مسکرات و قتل جوانان بیگناه میپردازند، از او میخواهند که به جای این اقدامات، به اموال سابق خود اکتفا کرده و اجازه دهد مسلمانان در سایه مجلس راحت باشند. در پایان، نویسندگان با رد اتهامات نوری به امنای مجلس مبنی بر ترویج ادیان باطله، حضور علمای بزرگی چون سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی را در مجلس، دلیلی بر بطلان مخالفین و حامی دین مبین بودن مجلس میدانند و به آیه «وَ سَیَعلَمُ الذینَ ظَلَموا اَیّ مُنفَلبٍ یَنقَلِبون» استناد میکنند.
گزارش اغتشاشات کرمان
این گزارش به مجلس شورای ملی، به تشریح اغتشاشات اخیر کرمان میپردازد. در ابتدا، نویسندگان تأکید میکنند که افراد عاقل در این شرارتها دخالتی ندارند و این اقدامات توسط عوام و اوباش صورت میگیرد که از سوی محرکین معنوی حمایت میشوند. این افراد با پناه بردن به تلگرافخانه و کنسولگریهای انگلیس و روس، به صورت دستهجمعی به بازار و کاروانسراها حمله کرده و مردم را به زور با خود همراه میکنند. نویسندگان به یک اقدام وحشیانه اشاره میکنند که منجر به قتل نفس شده است. در ادامه، پیشنهاد میشود که دولت و مجلس شورای ملی به کنسولگریها و تلگرافخانه دستور دهند که مفسدین را به عنوان متحصن نپذیرند تا آنها مجبور به اصلاح رفتار خود شوند. در پایان، هشدار داده میشود که اگر به سرعت چارهای اندیشیده نشود، نظم، امنیت و تجارت به کلی از بین خواهد رفت.
اعتراض نسبت به حضور نیروهای روسی در کشور و اعلام عزای عمومی
این متن با اشاره به تبدیل عید به عزا و سوگواری و نمایش حس میهنپرستی و اتحاد مردم ایران، به واقعهای حیرتانگیز در شب گذشته اشاره میکند. در این واقعه، پنج نفر ناشناس، آقای آقا سید حسین طهرانی، از اعضای برجسته و وطنخواه انجمن ولایتی را مورد ضرب و شتم قرار دادهاند. در پایان، ابراز امیدواری شده است که اقدامات لازم برای رفع این وضعیت و تأمین امنیت عمومی صورت گیرد.
تقاضای عزل علاء الدوله از حکومت فارس
این نامه با ستایش از مجلس شورای ملی آغاز میشود و به تلاشهای نویسندگان برای گسترش مشروطه در فارس و تشکیل انجمن ایالتی اشاره میکند. سپس به انتقاد از تلگرافچی خائن و قوامالملک شیرازی میپردازد که مشروطهخواهان را اوباش معرفی کردهاند. در ادامه، از انتصاب علاءالدوله به حکومت فارس و اقدامات او که منجر به تضییع جان، مال و شرف مردم و نابودی مشروطه در فارس شده، گلایه میشود. نامه با درخواست عزل علاءالدوله و انتصاب حاکمی دیگر، و همچنین جلوگیری از دخالت قوام در امور دیوانی به دلیل ثروت و استبداد ذاتی او، ادامه مییابد. در پایان، به وضعیت متحصنین در شاهچراغ اشاره شده و از مجلس خواسته میشود به وضعیت آنان رسیدگی کند تا از پشیمانیهای بعدی جلوگیری شود.


انتقاد از محرکین مردم تبریز برای تسریع در تکمیل متمم قانون اساسی
متن با اشاره به احضار علمای تبریز به تلگرافخانه برای بازگرداندن میرزا حسن مجتهد تبریزی آغاز میشود، اما این موضوع به سرعت به مطالبه قانون اساسی تغییر مییابد. در ادامه، نویسنده به بسته شدن بازار و تبدیل شدن مطالبه قانون به ورد زبان مردم اشاره میکند و از اجبار خود برای حضور در تلگرافخانه تحت تهدید سخن میگوید. سپس، نویسنده از نقش انجمن تبریز و چند نفر خاص در تحریک مردم و ایجاد فشار برای تصویب قانون اساسی انتقاد میکند و این اقدامات را خارج از تکلیف خود میداند. در پایان، نویسنده به تلاشهای خود برای آرام کردن مردم و نصیحت آنها اشاره میکند و از اتهاماتی که به او وارد شده و فشار بر علمای تهران توسط محرکین و مفسدین ابراز نگرانی میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست اخراج نیروهای نظامی روسیه از کشور
این نامه با تبریک عید نوروز به شاهنشاه آغاز میشود، اما بلافاصله به وضعیت اسفبار مردم گیلان به دلیل حضور طولانیمدت نیروهای نظامی روسیه میپردازد. نویسنده از اندوه و ناراحتی عمیق اهالی، حتی کودکان، سخن میگوید که با پرچمهای سیاه و بازوهای بسته در معابر تردد میکنند. در پایان، از شاهنشاه درخواست میشود که با هر وسیله دوستانه ممکن، مردم را از این نگرانی رهایی بخشد تا روابط همسایگی و اتحاد بیش از این مکدر نشود.
اظهار نگرانی از تخریب مبانی اعتقادی مردم و تضعیف روحانیت
نامه با ابراز نگرانی از وضعیت عمومی کشور و فعالیت انجمنهای مخرب آغاز میشود. در ادامه، به سوءاستفاده گروههای فاسدالعقیده از فرصت برای تخریب اسلام و روحانیت از طریق روزنامهها اشاره شده و از بیرون راندن مجتهد تبریزی ابراز تأسف میشود. سپس، به تدوین نظامنامه اساسی و تلاش برای اصلاح آن در مجلس فوقالعاده اشاره شده و نگرانی از پیشبرد اهداف مشروطهخواهان سکولار بیان میشود. در پایان، با اشاره به مفاسد ناشی از «آزادی قلم» در روزنامهها، نسبت به «آزادی عقاید» هشدار داده شده و از مخاطب خواسته میشود این مطالب را به جز آخوند خراسانی به کسی نگوید.

تقاضای موافقت و مساعدت شاه با مجلس شورا
متن با دعا برای پادشاه آغاز میشود و نویسنده خود را مکلف به تقویت دولت و ملت و حفظ حدود سلطنت میداند. در ادامه، با تأکید بر خلوص نیت، از پادشاه درخواست میشود که با سیاست نیکو و رأفت به مردم، هرج و مرج و تفرقه را از بین ببرد. سپس، با اشاره به تسلط کفر (دولتهای اروپایی) و خطر نابودی اسلام، از پادشاه خواسته میشود که حفظ اسلام و مسلمین را مهمترین امر بداند و با مجلس شورا، که جامع این اهداف است، نهایت همکاری و موافقت را داشته باشد تا مردم در آسایش و امنیت زندگی کنند و به دعاگویی صمیمی برای پادشاه بپردازند.

اعلام حمایت از مجلس شورا
این بیانیه با حضور علمای اعلام و حجج اسلام در روز پنجشنبه ۴ ذیالقعده ۱۳۲۵ قمری آغاز میشود. هدف اصلی آن، اعلام تعهد و التزام جمعی علما به اعتلای اسلام، احیای سنتهای شریعت، ابطال بدعتها و یاری مظلومان است. تأکید بر حمایت همهجانبه از مجلس شورای ملی و انجمن ملی اصفهان، بدون در نظر گرفتن ملاحظات شخصی و اغراض نفسانی، از نکات محوری این بیانیه است. در پایان، بر لزوم اتحاد و یکپارچگی در این مسیر و امید به نصرت الهی و توجهات امام عصر (عج) تأکید شده است.


تشویق محمد علی شاه به حمایت از مشروطیت
این تلگراف با ابراز نگرانی از تفرقه و فساد در کشور آغاز میشود و به مخاطبان خود، حجتیالاسلام بهبهانی و طباطبائی، یادآور میشود که اقدامات لازم در نجف اشرف برای مقابله با مفسدین انجام شده است. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که اگر شاه واقعاً به حفظ دین، دولت، ملت و مشروطیت پایبند باشد، هیچ قدرتی توان مخالفت و اخلال نخواهد داشت و مشکلات داخلی و مرزی برطرف خواهد شد. در غیر این صورت، تفرقه بین دولت و ملت عمیقتر شده و استقلال کشور به خطر خواهد افتاد. در پایان، از مخاطبان خواسته میشود که این مراتب را بدون هیچ پردهپوشی به شاه ابلاغ کنند تا او با ترحم به دین، دولت و ملت، به تعهدات خود عمل کرده و راه را بر وسوسههای خائنین استبدادطلب ببندد و نگرانی ملت را از تخلف از عهود شاهانه برطرف سازد. نویسندگان در انتظار اخبار امیدوارکننده هستند.



پاسخ به استفنای تجار تهران در مورد تعیین تکلیف درباره نوز بلژیکی
این نامه با اشاره به تلگرافی از تهران در مورد «نوز بلژیکی» آغاز میشود و به جعل و اشاعه مضمونی کذب توسط برخی افراد منحرف اشاره دارد که با دریافت پول، به دنبال پیشبرد مقاصد خود بودهاند. در ادامه، صحت نامهای مورخ هشتم ربیعالاول خطاب به سید عبدالله بهبهانی، که به مهر آیتالله حاج میرزا حسین خلیلی مزین بوده و توسط نگارندگان نیز مهر شده، تأیید میشود. در پایان، تکلیف عموم مردم را رساندن عرایض به ولیعهد، توسط افراد بیغرض، برای حفظ ایران و مردم آن میداند و تأکید میکند که چنین رفتاری با رعیت، نشان از دشمنی با دولت است. نامه با امید به تأدیب بدخواهان و آسودگی خاطر مردم به پایان میرسد.


معنای عدالت و نتایج دنیوی و اخروی آن
متن با استناد به آیه ۹۰ سوره نحل، به تعریف عدالت میپردازد و آن را بازداشتن از ظلم و ستم و احقاق حق مظلومان معرفی میکند. سپس به بیان فواید دنیوی عدالت در هشت بند میپردازد که شامل جلب محبت مردم، نیکنامی پادشاه، دوام دولت، آبادی کشور، تأثیر بر سایر پادشاهان، افزایش شوکت و احترام، جلب دعای خیر مردم و رونق علم و شریعت است. در ادامه، فواید اخروی عدالت را با استناد به احادیث پیامبر اسلام و ائمه اطهار بیان میکند که شامل برتری عدالت بر هفتاد سال عبادت و آمرزش گناهان حاکم عادل است.
فتنه انگیزی سیاسی انجمنهای کشور
متن با اشاره به تفکیک قوا و عملکرد مجلس شورای ملی آغاز میشود و بیان میکند که مجلس از وظایف خود تخطی نکرده و حتی در نظارت بر اجرای قانون تسامح نیز داشته است. سپس به موضوع انجمنها میپردازد و تأکید میکند که انجمنهای فتنهانگیز باید برچیده شوند. در ادامه، به وجود انجمنهای سری و مخرب اساس مشروطیت و سلطنت محمدعلی شاه اشاره میکند و لزوم مقابله با آنها را مطرح میسازد. در پایان، به صورت مشخص، اجتماع فراهمآورده توسط آقاسید علی یزدی را به عنوان مصداق یک انجمن مخرب و فتنهانگیز معرفی میکند و بر لزوم رفع آن تأکید میورزد.
تبیین معنای مشروطیت و تعیین حدود وظایف طبقات و گروههای اجتماعی
متن با ستایش از مخاطب و تأکید بر اهمیت ترویج احکام اسلامی و هدایت مردم آغاز میشود. سپس به تبیین مفهوم مشروطیت و عدالت میپردازد و آن را نعمتی بزرگ و حاصل فداکاریهای ملت معرفی میکند. در ادامه، حقیقت آزادی را رهایی از استبداد حاکمان و نه خروج از بندگی خدا و قیود شرعی میداند و بر لزوم تبیین صحیح مساوات و مشروطیت برای مردم تأکید میکند تا همگان به ارزش این نهضت پی ببرند. در بخش بعدی، از انجمنهای صنفی میخواهد که به جای دخالت در سیاست، بر تکمیل علمیات و عملیات مربوط به صنف خود تمرکز کنند و هرگونه مداخله سیاسی خارج از وظیفه را دشمنی با دین و وطن میداند. در پایان، از ارباب جراید و ناطقین میخواهد که وظیفه خود را تربیت، ترقی و تهذیب اخلاق ملت بدانند و از امور بیمعنی، هتک نوامیس الهی و تعرض به محترمین پرهیز کنند. همچنین، بر لزوم کنار گذاشتن نسبت استبداد و رفع دودستگی تأکید شده و از وزارت معارف خواسته میشود تا بر تهذیب ارباب جراید و ناطقین جاهل و بیمبالات نظارت کند و افراد مفسد را از وظایفشان منع نماید.


هشدار به علما و محمد علی شاه قاجار نسبت به نفاق و دسیسه های مشروطه خواهان
متن با یادآوری نقش علمای شیعه در حفظ دین اسلام و مذهب جعفری در طول تاریخ آغاز میشود و مسئولیت خطیر آنان را در عصر حاضر گوشزد میکند. سپس به وضعیت کنونی کشور اشاره کرده و مشروطهخواهان را متهم به تضعیف دین و دولت با شعارهای «عدالت» و «شوری» میکند. نویسندگان ابراز نگرانی میکنند که این اقدامات به انقراض دولت اسلامی و منسوخ شدن شریعت منجر شود. در ادامه، از اینکه دستورات عدل و شورا از کشورهای اروپایی میرسد، انتقاد شده و این وضعیت را نشانهای از غلبه کفر بر اسلام میدانند. در پایان، از دربار و شخص شاه به دلیل همراهی با مشروطهخواهان و غفلت از عواقب این فتنه انتقاد شده و از علما خواسته میشود که شاه را از خطرات پیش رو آگاه سازند و برای مقابله با بیدینان و ملحدان آماده باشند.
اتحاد ملی برای بیرون راندن بیگانگان از کشور
این بیانیه با خطاب قرار دادن مسلمانان داخل و خارج ایران، آنان را به غیرت و حمیّت دینی برای رهایی وطن از دست بیگانگان فرا میخواند. با اشاره به نصرت الهی و پیروزیهای مسلمانان در طول تاریخ، ضعف کنونی را ناشی از عدم اتحاد و غفلت ایرانیان میداند. در ادامه، به عواقب بیتفاوتی در روز قیامت هشدار داده و از مؤمنین میخواهد که با اتحاد و همدلی، ریشه کفر را از کشور برکنند و اجازه ندهند جان و مالشان به دست کفار اسیر شود.

ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و اعلام همراهی با مشروطه مشروعه
فقدان قوانین مصوب پس از مشروطه
متن با ابراز تأسف از وضعیت مشروطیت در ایران آغاز میشود و بیان میکند که ایرانیان تمایل دارند هر چیز خوبی را که در سایر کشورها میبینند، داشته باشند. سپس به این نکته اشاره میکند که با گذشت یک سال و نیم از مشروطه شدن کشور، هنوز هیچ صنف و گروهی قانون مدونی برای رفتار خود ندارد. در ادامه، به اتلاف وقت مجلس بر سر بررسی یک لایحه مختصر بلدیه اشاره میکند و معتقد است که این موضوع نیازی به این همه بحث و مذاکره ندارد و تنها باید در مورد پذیرش یا عدم پذیرش آن رأیگیری شود.
جهالت، عامل بدبختی و عقبماندگی مسلمانان
متن با استناد به آیه «لیس للانسان الا ما سعی» آغاز میشود و به بررسی مفهوم «ملیت» در جامعه میپردازد. نویسنده ملت را نه حاکمان و مالکان، بلکه طبقات کارگر، کشاورز، کسبه و صنعتگران میداند که با تلاش خود، اساس ثروت و ترقی مملکت را تشکیل میدهند. در ادامه، به نقد مالکان و صاحبان قدرت میپردازد که به دلیل جهالت و خرافات، خود را مالک مردم میدانند و ظلم و تعدی را موهبتی الهی تلقی میکنند. نویسنده این وضعیت را ناشی از عدم آگاهی از قوانین اسلام و جهالت عمومی میداند که باعث میشود مردم، ستمگران را ستایش کرده و مخالفت با آنها را شرک بپندارند. در پایان، متن به تلاش پیامبران و مصلحان برای بیداری مردم اشاره میکند و ابراز تأسف میکند که به دلیل نادانی و جهالت، این تلاشها بیثمر مانده و مردم همچنان در اسارت و بندگی باقی ماندهاند.
تحریم کالاهای روسی، عامل فشار جهت خروج نیروهای اشغالگر روس از کشور
متن با تأکید بر اهمیت «حرب اقتصادی» به عنوان ابزاری کارآمدتر از جنگ نظامی برای حفظ قومیت و مقاصد عالیه آغاز میشود. استدلال میشود که این روش، که نیازمند غیرت، دیانت و عزم راسخ است، بدون خونریزی به حفظ حقوق و حراست از قومیت کمک میکند. سپس با استناد به تاریخ اسلام، نمونههایی از تحریم اقتصادی در زمان پیامبر (ص)، امام باقر (ع) و امام رضا (ع) برای مقابله با نفوذ بیگانگان و حفظ هویت اسلامی ارائه میشود. در ادامه، با اشاره به وضعیت کنونی ایران و تجاوزات همسایگان، از مسلمانان و ایرانیان خواسته میشود تا با تحریم کالاهای روسی، که آن را مظهر استقلالکشی و تخریب دیانت میداند، به مقابله با اشغالگری بپردازند. در پایان، با ذکر نمونههایی از موفقیت ملتهایی مانند لاهور و بنگاله در مبارزه با استعمار از طریق تحریم اقتصادی، بر لزوم اتحاد و عزم ملی برای خروج از اسارت و دستیابی به استقلال تأکید شده و هرگونه تعلل در این زمینه، همسویی با روسپرستان و خروج از ملیت و دیانت اسلامی تلقی میشود.
ارعاب نمایندگان مجلس شورا
متن با طرح یک پرسش حقوقی از قانوندانان آغاز میشود که مجازات تهدید به قتل اعضای مجلس شورای ملی به دلیل رأی مخالف با میل تهدیدکننده چیست. در ادامه، از حقوقدانان و آزادیخواهان درخواست میشود که پاسخی قطعی و ممهور به مهر عدلیه ارائه دهند، با اشاره به اینکه پرسشهای دیگری نیز در راه است. متن با امضای «حاج شیخ علی خراسانی» و عبارت «پیشکش آزاده به تبرستان» به پایان میرسد.
ایجاد هرج و مرج توسط انجمنهای سیاسی
متن با اشاره به فداکاریها برای تشکیل مجلس آغاز میشود و سپس به انتقاد از تعدد انجمنهای سیاسی و دخالت آنها در امور کشور میپردازد. در ادامه، به مسئله تقلب در انتخابات وکلا و عدم رسیدگی به اعتبارنامههای آنها اشاره شده و این موارد را از عوامل اصلی فساد و هرج و مرج در مملکت معرفی میکند. در پایان، با ذکر مثالی از انجمن نانوایان، بر لزوم اصلاح وضعیت انجمنها برای جلوگیری از بینظمی تأکید میشود.

توجه مسئولان کشور به وظایف اصلی خود و اظهار نگرانی از فعالیتهای ضد مذهبی در جامعه
این نامه با اشاره به اهداف اصلی نهضت مشروطه، از جمله حفظ دین، آبادانی کشور، ترقی ملت و اجرای احکام مذهب، به انتقاد از انحرافات موجود در مسیر مشروطیت میپردازد. در این متن، نگرانی از جایگزینی یک استبداد با استبدادی دیگر و صرف بودجه کشور در مسیرهای نادرست به جای تقویت قوای نظامی و مقابله با نفوذ بیگانگان مطرح شده است. همچنین، نویسندگان به جای اجرای تمدن اسلامی، شاهد فعالیتهای ضد مذهبی و نابودی جامعه دینی هستند.


آمادگی کمک مالی به دولت و مخالفت با استقراض خارجی
این تلگراف با اشاره به اطلاع از مخالفت عمومی با استقراض خارجی، به ویژه از سوی مردم آذربایجان، بر آمادگی اهالی استرآباد برای هرگونه کمک مالی و جانی به دولت تأکید میکند. این آمادگی با وجود خسارات وارده از طایفه یموت ابراز شده و هدف آن جلوگیری از شرمساری در برابر بیگانگان است.
اعلام رضایت از خدمات ارفع الدوله (حاکم لنگرود) و درخواست ابقای او
متن با اشاره به وظیفه ملت در قدردانی از خدمات کارگزاران دولت، به تمجید از عملکرد ارفعالملک، حاکم لنگرود، میپردازد. در ادامه، به اقدامات او در حفظ حقوق اهالی و تشکیل و تنظیم ادارات بلدیه و نظمیه بر طبق قانون اشاره شده و از حسن سلوک او ابراز رضایت میشود. در پایان، با تقدیم تشکرات قلبی، درخواست ابقای این حاکم مشروطهخواه مطرح میگردد.
استفاده از مستشاران دولتهای بیطرف اروپایی برای برنامهریزی و انتظام امور اداری کشور
این مقاله با تأکید بر ضرورت استخدام مستشاران خارجی برای پیشرفت مشروطیت و حفظ استقلال ایران آغاز میشود. در ادامه، به ناکارآمدی وزرای وقت در اداره امور مملکت بدون کمک متخصصان خارجی اشاره شده و بیان میشود که عدم پیشرفت و حتی عقبگرد کشور در یک سال اخیر، گواه این مدعاست. مقاله به این نکته میپردازد که بدون مستشاران خارجی، روابط وزارتخانهها نامعلوم و ادارات دچار هرج و مرج خواهند بود و این وضعیت به تضعیف استقلال و افزایش دخالت بیگانگان منجر میشود. در پایان، مقاله از مجلس و ملت میخواهد که وزرا را به استخدام مستشاران عالم و بیطرف مجبور کنند تا از پشیمانیهای آتی جلوگیری شود و ایران از وضعیت هرج و مرج و ضعف کنونی رهایی یابد.
لزوم اتفاق نظر مراجع پیرامون مقابله با اشغال شمال و جنوب کشور از سوی روسیه و انگلستان
این نامه با اشاره به تهاجم نیروهای خارجی (انگلیس و روسیه) به ایران و تصرف گمرکات جنوب کشور، به سید محمدکاظم یزدی هشدار میدهد که تأخیر در مقابله با این بحران، که اساس اسلام را تهدید میکند، خلاف تکلیف شرعی است. نویسنده بر لزوم اتفاق نظر و اقدامات فوری برای تأمین امنیت کشور و رفع بهانههای خارجی تأکید میکند و خواستار تعیین راهکارهای عملی از سوی مخاطب برای مقابله با این وضعیت اضطراری است.

ناخرسندی از مجلس شورا در عدم رسیدگی به درخواستهای مردم اصفهان
متن با طرح مسئله حضور ظلالسلطان در اصفهان و رأی مجلس شورای ملی به این موضوع آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به نمایندگی از مردم اصفهان، ضمن تأکید بر اطاعت از قوانین مشروطیت، نگرانیهای جدی خود را در مورد عدم تأمین امنیت و اجرای عدالت در شهر بیان میکند. این نگرانیها شامل عدم مجازات قاتلان، بازگرداندن اموال غارت شده و احترام به جان مردم اصفهان در سایه مشروطیت است. متن با درخواست پاسخگویی از مجلس به این پرسشها به پایان میرسد.

بروز اختلاف و بحران میان مجلس و دولت
این بیانیه با خطاب قرار دادن علمای اعلام، اعیان و تجار ایران، به وضعیت بحرانی کشور اشاره میکند. در این متن، از اقدام مفسدین به مخالفت و تلاش دولت برای نقض عهد سخن به میان آمده است، در حالی که مجلس در وضعیت پایداری قرار دارد. تأکید میشود که حجج اسلام و وکلای ملت در مجلس مشغول مذاکره با دولت هستند و برای حفظ حقوق ملت تلاش میکنند. در پایان، عموم ملت ایران به حفظ امنیت، آسایش عمومی و ثبات قدم توصیه میشوند.


لزوم شناخت نیازهای زمان و گفتوگوهای بینالادیان
متن با تأکید بر حقانیت دین اسلام آغاز میشود و سپس به این پرسش میپردازد که آیا مسلمانان به حقیقت اسلام پایبند هستند یا تنها به نام آن اکتفا کردهاند. در ادامه، به تغییر و تحولات زمانه و لزوم انطباق با آن اشاره میکند و با ذکر مثالهایی از پیشرفتهای نظامی و اجتماعی، مسلمانان را به هوشیاری در برابر این تغییرات فرا میخواند. متن به خطر انحراف مسلمانان از دین در صورت عدم تدبیر مناسب اشاره کرده و پیشنهاد میکند که انجمنهایی برای تبیین ادله اسلام و پاسخ به شبهات دایر شود تا هم عقاید مسلمانان تقویت شود و هم حقیقت اسلام بر سایر ملل آشکار گردد. در پایان، مسلمانان را به تلاش برای ترویج دین و پرهیز از سستی دعوت میکند.
تهنیت افتتاح دومین دوره مجلس شورای ملی
این شعر با دعوت به شادی و طرب به مناسبت بازگشایی مجلس شورای ملی آغاز میشود و این رویداد را به مثابه پایان غم و اندوه و آغاز دورانی پر از شور و نشاط توصیف میکند. در ادامه، شاعر از مردم میخواهد که برای بهبود وضعیت مجلس و محبوبیت آن در چشم همگان دعا کنند و دشمنان را ناامید سازند. سپس، با اشاره به تازگی و شهرت مجلس، از ضرورت تدوین قوانین اساسی و استقبال از مشروطه سخن میگوید. در بخش دیگری، به شکنندگی وضعیت مشروطه و اهمیت حضور وکلای مجلس اشاره شده و بر لزوم نوشیدن جام عدالت و آزادی تأکید میشود. در پایان، شعر به پیروزی نیروهای مشروطهخواه به فرماندهی سپهدار تنکابنی اشاره کرده و با ستایش از او به عنوان نگهبان وطن و طبیب ملت، برای عافیت و مصلحت مردم دعا میکند.
مجلس، عامل وحدت ملت و دولت
متن با پیشنهاد اصلاح وضعیت مالی کشور از طریق اخذ خراج شرعی و زکات آغاز میشود و به تفصیل مصارف هشتگانه آن را برمیشمارد. در ادامه، بر فواید اسلامی و شرفی که از این طریق حاصل میشود، تأکید میکند و روشهای اروپایی را عامل اضمحلال دین و انحطاط اسلام میداند. در پایان، بر لزوم تبعیت مجلس از قوانین شرعی برای پایداری اسلام تأکید شده است.

درخواست آرامش از انجمن و مردم تبریز جهت تصحیح و تکمیل متمم قانون اساسی
این تلگراف به تشریح دلایل تأخیر در تدوین قانون اساسی میپردازد و توضیح میدهد که کمیسیونهای متعددی برای تنظیم و تنقیح آن تشکیل شدهاند. تأکید میشود که برخی مواد قانون از نظر شرعی جای تأمل داشته و کمیسیونی متشکل از علما و وکلای آذربایجان در حال تطبیق آن با موازین شرعی هستند. در ادامه، از مخاطبان خواسته میشود که تکلیف نهایی را مشخص کنند: یا با آرامش عمومی اجازه دهند تا علما با فرصت کافی به وظیفه خود در تطبیق قانون با شرع عمل کنند و سوءشهرت موجود برطرف شود، یا صراحتاً عدم لزوم مطابقت با شرع را اعلام کنند تا قانون فوراً به امضای همایونی برسد.

تحریم کالاهای روسی به واسطه تجاوز روسیه به شمال کشور
این بیانیه با اشاره به تجاوزات و اجحافات دولت روسیه در مناطق شمالی، شرقی و غربی ایران، که منجر به ناامنی و فشار بر مسلمانان شده و مانع پیشرفت کشور گشته است، به فتوای علمای نجف اشرف مبنی بر تحریم کالاهای روسی استناد میکند. هیئت صادرکننده بیانیه نیز با تأکید بر این تجاوزات و احکام علمای اسلام، استفاده از کلیه کالاهای روسی از جمله قند، چای و سایر منسوجات را بر خود حرام اعلام کرده و هر کس از ایرانیان که از این اجناس استفاده کند، از کسوت روحانیت خارج دانسته و با او قطع رابطه خواهد کرد.
اظهار یاس از مجلس شورای ملی
متن با ابراز ناامیدی از عملکرد مجلس شورای ملی آغاز میشود و بیان میکند که این مجلس جز سختگیری بر مردم، دستاورد دیگری نداشته است. در ادامه، به تقویت گروههای بابیّه و طبیعیین اشاره شده و این وضعیت را به گونهای توصیف میکند که مسلمانان شاید مجبور به تقیه از آنها شوند.
دعوت مردم به اتحاد و یکپارچگی
متن با فراخوانی عمومی برای اتحاد و یگانگی آغاز میشود و از مردم میخواهد که کینهها و اغراض شخصی را کنار بگذارند. در ادامه، با اشاره به وجود وزرای خائن و پادشاهی مهربان و مایل به عدالت، از مردم خواسته میشود که با یکپارچگی، نواقص سلطنت را برطرف کرده و از پادشاه، سلطنت اساسی و برقراری قانون عدالت را طلب کنند.

درخواست توضیح مواد قانون اساسی توسط محمد علی شاه قاجار
متن با خطاب به مجلس شورای ملی آغاز میشود و نویسندگان با تأکید بر نیت خیرخواهانه خود برای تقویت دولت و ملت، به مسئله عدم توشیح متمم قانون اساسی توسط شاه میپردازند. این عدم توشیح را عامل تعطیلی امور، تضییع حقوق و سلب امنیت مردم و کشور میدانند. در ادامه، از شاه درخواست میشود که با توجه به رفاه حال مردم و آبادانی کشور، متمم را توشیح کند تا از تقویت نفوذ بیگانگان و تضعیف داخلی جلوگیری شود. متن با امضای نویسندگان به پایان میرسد.


نقش مؤثر عدالت و مساوات در پیشرفت جامعه
این متن با تأکید بر قانون مساوات و عدالت، آن را عامل جذب قلوب مردم، اتحاد و پیشرفت جامعه معرفی میکند. توضیح میدهد که مالیات باید صرف منافع عمومی شود و هرکس با تحصیل علم و خدمت به ملت، به ترقی و آسایش دست مییابد. این رویکرد، رغبت مردم به علوم، صنایع و نظام عسکری را افزایش داده و در نهایت به ازدیاد ثروت، قدرت نظامی و شوکت دولت منجر میشود. در ادامه، بر لزوم تدوین و انتشار کتاب قانون در سراسر مملکت تأکید شده و قانون را حاکم اصلی در سلطنت مشروطه میداند، نه عقلای مملکت که صرفاً مجری آن هستند. بیان میشود که قوانین مربوط به مالیات و ادارات دولتی، موضوعات عرفی هستند و با احکام شرعی منافاتی ندارند، بلکه باید با کمک رؤسای روحانی، علومی که به شوکت اسلام و آبادی مملکت کمک میکنند، ترویج شوند. سپس، نویسنده توضیح میدهد که دولت جمهوری یا سلطنت مشروطه، جزو مذاهب نیستند و نباید با عقاید دینی اشتباه گرفته شوند. در نهایت، به تفاوت احکام دینی (مانند بیع و نکاح) که نیازمند شرع شریف هستند، با قوانین وضعی اشاره میکند و تأکید دارد که قوانین آسمانی کامل و بینیاز از تأسیسات جدیدند و مجلس شورای ملی نیز نباید برخلاف احکام الهی عمل کند. همچنین، قوانین حکومتی را تنها ناظر بر حقوق دنیوی مردم میداند و نه عبادات و تکالیف شخصی که مربوط به ارتباط انسان با خداوند است.
دعوت مردم به رفع اختلافات مذهبی و اتحاد و همدلی با سایر مسلمانان
این شعر با طرح پرسشهایی درباره علت ویرانی، اسارت و مشکلات مسلمانان آغاز میشود. سپس به وضعیت کشورهای اسلامی مانند هند، افغانستان، خوارزم و ایران اشاره میکند که تحت سلطه قدرتهای خارجی قرار گرفتهاند و دلیل این وضعیت را نبود آزادی و اتحاد میداند. در ادامه، بر اهمیت دوستی، یکرنگی و اتحاد به عنوان راه حل تأکید میکند و اختلافات مذهبی را عامل اصلی سیاهی روزگار مسلمانان معرفی میکند. شعر به این نکته اشاره دارد که دشمنان هرگز دلسوز و غمخوار نخواهند بود و تنها راه چاره را صلح و درستی میداند. در پایان، با ذکر نام کشورهای اسلامی مختلف مانند هند، ترکیه، مصر، ایران، تونس، فاس، قفقاز و افغانستان، بر وحدت جانها و پیروی از قرآن تأکید میکند و حکم اسلام و پیامبر را بر همه جاری میداند و جنگ و تفرقه را نتیجه شعارهای دشمن و مایه خواری میشمارد و اتحاد را ریشه دین معرفی میکند.
رد شبهات قصاص اسلامی و تأیید آن
این مقاله به دفاع از قصاص اسلامی در برابر شبهات مطرح شده میپردازد. در ابتدا، شبهه اصلی منتقدان قصاص، از جمله نویسندهای با نام مستعار "نیش"، مبنی بر عدم تناسب اعدام با کرامت انسانی و بیفایده بودن آن مطرح میشود. در پاسخ، استدلال میشود که انسانی که مرتکب قتل میشود، از دایره انسانیت خارج شده و به موجودی حیوانی تبدیل میشود که شایسته احترام نیست. نویسنده با استناد به آیات قرآن و احادیث، امتیاز انسان را به نطق، عقل و علم میداند و فرد جاهل، بیدین و متجاوز را پستتر از حیوان و در زمره مردگان میشمارد. سپس، قصاص به عنوان راهی برای حفظ امنیت اجتماعی و احقاق حق مقتول معرفی میشود و با مثال قطع عضو فاسد از بدن، لزوم اعدام قاتل برای حفظ سلامت جامعه تبیین میگردد. در ادامه، مقاله به بررسی سه گزینه عفو، دیه و قصاص در اسلام میپردازد و با رد عفو و دیه به عنوان جایگزینهای کامل، قصاص را تنها راه احقاق کامل حق و حفظ حیات جامعه معرفی میکند. در پایان، با طرح سوالی از منتقدان، تناقض درونی دیدگاه آنها را آشکار میسازد و بر این نکته تأکید میکند که قصاص نه تنها باعث حیات مردم است، بلکه عدم آن میتواند به هرج و مرج و افزایش قتل منجر شود.
دستهبندیهای سیاسی و عدم استفاده از دستاوردهای مشروطیت
این شعر با انتقاد از وضعیت جامعه ایران آغاز میشود که در آن مردم در علم و صنعت ناتوان، اما در فتنه و آشوب ماهرند و به جان یکدیگر افتادهاند. سپس به مشروعیت مشروطه از دیدگاه عقل و شرع اشاره میکند و آن را صحیح میداند. در ادامه، شاعر از بیاثر ماندن تلاشها برای مشروطه ابراز تأسف کرده و از علما و وکلا میخواهد که برای اجرای مشروطه و گرفتن حق مظلومان اقدام کنند. مشروطه به درختی پربار تشبیه میشود که میوههایی چون عدلیه، انصاف و مساوات دارد و قانون اساسی ناظر بر آن است. در پایان، با اشاره به گذشت دو سال از مشروطه و پر شدن شهر از شبنامه و اعلان، از عدم اجرای قانون و نبود همت مردان گلایه میکند و نتیجه میگیرد که در جامعهای که عقلها تابع خرافات و افکار مسموم است، قانون راهگشا نخواهد بود.
اعلام حمایت از علمای مهاجر تهران به قم
متن با ابراز نگرانی شدید از اخبار ناگوار تهران آغاز میشود. نویسندگان از مخاطبان میخواهند که فوراً اطلاعات لازم را ارائه دهند تا اقدامات مقتضی برای حل مشکل انجام شود. این درخواست نشاندهنده آمادگی برای مداخله و حمایت از علمای مهاجر است.



خبر گشایش انجمن ولایتی بوشهر و بیان اهداف و وظایف آن
متن با استناد به آیات قرآن کریم آغاز میشود و خبر از گشایش انجمن ولایتی بوشهر میدهد. در ادامه، نحوه تشکیل انجمن، تعداد اعضا و شیوه انتخاب آنها از اقشار مختلف (علما، معاریف، نمایندگان عباسی، لنگه و محالات) تشریح میشود. همچنین، به لزوم حضور منظم اعضا و عواقب غیبت بدون عذر موجه اشاره شده است. هدف اصلی انجمن، رفع ظلم، احقاق حقوق، ریشهکن کردن استبداد و واگذاری امور به مردم عنوان شده و تأکید میشود که شکایات همه افراد بدون تبعیض رسیدگی خواهد شد. در پایان، به موقتی بودن این انجمن تا زمان تأیید پارلمان تهران اشاره شده است.
عوامل مقوم ملیت و نقش مخرب برخی مطبوعات در تضعیف آن
متن با بررسی سه عامل دیانت، قومیت و وطنیت به عنوان پایههای اتحاد و همبستگی انسانی آغاز میشود. در ادامه، برتری رابطه دینی بر روابط قومی و وطنی در ایجاد اتحاد و پایداری مورد تأکید قرار میگیرد و با استناد به آیات قرآن و شواهد تاریخی، نقش دیانت در پیشرفت و انحطاط ملتها تبیین میشود. سپس، به وضعیت جامعه ایران و مسلمانان اشاره شده و جهل و غفلت به عنوان عامل اصلی ضعف و احتضار استقلال و شرافت آنها معرفی میگردد. در بخش پایانی، به نقش مطبوعات در بیداری عمومی پرداخته شده و از انحراف برخی جراید از مسیر دیانتپروری و تمرکز بر قومیت و وطنپرستی انتقاد میشود. این انحراف، موجب تفرقه و انزجار عمومی از مطبوعات و حکومت جدید دانسته شده و به عنوان عامل اصلی خسارات سیاسی، اخلاقی و اجتماعی معرفی میگردد. در نهایت، با تأکید بر اهمیت مطبوعات به عنوان ابزاری مقدس برای تعالی و ترقی جامعه، از سوءاستفاده از آن در ایران ابراز تأسف میشود.
رد اتهامات و افترائات بیاساس مستبدان نسبت به خود
متن با اشاره به اسباب دلخوری و پریشانی آغاز میشود و به اخبار وحشتناکی که از مناطق مختلف (عباسی، داراب، سیمجات شیراز و تهران) درباره مزاحمت یهود، گرفتن جزیه از یهود داراب، مالیات گرفتن از سبعهجات و عباسی، و قتل عارت جمعی از افراد به گوش میرسد، اشاره میکند. این اقدامات به اخوی شیخ و سید هادی نسبت داده شده و نویسنده را در شیراز و تهران رسوا کرده و او را درگیر سؤال و جوابهای تلگرافی کرده است. نویسنده از اینکه این همه شکایت و تهمت قتل و غارت به او نسبت داده شده، ابراز ناراحتی میکند و از دشمنان خونخوار و دوستان نادان که با زبان خود به او آسیب میرسانند، گلایه دارد. در پایان، نویسنده جز التماس دعای فرج و تعجیل فرج و انتقام، چارهای نمیبیند و از اینکه برخی افراد در چنین موقعیتی خود را آلوده به تهمتهای جاهلان نادان میکنند و بهانههای خود را به گردن دشمنان میاندازند، انتقاد میکند.

درخواست ارسال قانون اساسی و قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی به اصفهان
متنی خطاب به وزیر داخله، با تأکید بر ضرورت ارسال قانون اساسی ایالتی و بلدی برای برقراری نظم در انجمنهای شهرها. اشاره شده که عموم علما، اشراف و تجار اصفهان منتظر این قوانین هستند و عدم وصول آن باعث تشویش در اصفهان، مشابه تبریز، رشت و شیراز شده است. در پایان، نویسندگان خود را به عنوان داعی معرفی کردهاند.



درخواست از فرانسه، آلمان و انگلستان جهت جلوگیری از تجاوز روسیه به ایران
متن با دعوت از دولتهای فرانسه، آلمان و انگلستان برای حمایت از ایران در برابر تجاوز روسیه آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان ضمن اعتراض به تجاوز قشون روس به آذربایجان و حمایت آن از استبداد، اعلام میکنند که در صورت ادامه این وضعیت، عموم ملت ایران را برای دفاع از وطن و اسلام به جهاد دعوت خواهند کرد. سپس با اشاره به اهداف ملت ایران برای برقراری مشروطیت، عدالت، تمدن و ترقی، از ملت فرانسه درخواست یاری برای دستیابی به آزادی میشود. در پایان، با تأکید بر رونق تجارت و صنعت در ایران متمدن و دوستدار اجانب، از دولتهای متمدن خواسته میشود که روسیه را از به بردگی کشیدن ملت ایران بازدارند و هشدار داده میشود که عدم کمک به ایران به منزله مشارکت در خونریزی خواهد بود.


تأیید اصل ماده پیشنهادی حاج شیخ فضل الله نوری به مجلس شورای ملی
متن با اشاره به ارسال نامه توسط شیخ فضلالله نوری از نجف اشرف آغاز میشود. سپس، ماده پیشنهادی شیخ فضلالله نوری به مجلس شورای ملی را که بر لزوم انطباق قوانین با شریعت تأکید دارد، تأیید میکند و آن را برای حفظ اسلامیت نظام ضروری میداند. در ادامه، با اشاره به سوءاستفاده ملحدان از آزادی برای ترویج بیدینی و بدنام کردن اساس مشروطه، بر لزوم گنجاندن مادهای دیگر برای مقابله با این افراد و اجرای احکام الهی تأکید میشود تا نتایج مطلوب حاصل شده و فرقههای گمراه مأیوس گردند. در پایان، نویسندگان با تواضع، نام خود را ذکر میکنند.


اظهار تأسف از بی توجهی دولت و ملت به تعرضات دولت عثمانی
متن با ابراز حیرت از بیتفاوتی دولت و ملت ایران در برابر تجاوزات عثمانی آغاز میشود. نویسنده با استناد به تاریخ، بیان میکند که هیچ دولتی بدون مقاومت تسلیم نشده و ایران نیز با وجود ضعف ظاهری، توانایی بسیج نیروهای نظامی قابل توجهی از ایلات مختلف را دارد. در ادامه، به توانایی ایران در تأمین توپخانه و اسلحه جدید اشاره میکند و سپس به اصل مطلب میپردازد که تجاوز دو ساله عثمانی به خاک ایران و تصرف بخشهایی از آن، بدون هیچ واکنشی از سوی دولت و ملت، جای تعجب دارد. نویسنده با طرح سؤالاتی، ضعف عثمانی در گذشته و توانایی ایران برای مقابله با آن را یادآور میشود و در نهایت، پیشنهاد میکند که با بسیج ایلات و قطع مواجب بیمورد برخی افراد، میتوان بودجه لازم برای مقابله با عثمانی را تأمین کرد و از ننگ بیغیرتی جلوگیری نمود.
درخواست کمک مالی جهت انتشار مجلهای فارسی در کربلا یا نجف
درخواستی برای حمایت مالی از انتشار یک مجله فارسی در کربلا یا نجف مطرح شده است. هدف از این مجله، که قرار است از نشریات علمی و تاریخی اروپایی الگوبرداری کند، ترویج زبان فارسی و افزایش نفوذ اقتصادی و سیاسی ایران در عراق است. از مخاطب درخواست شده است که با مقامات دولتی برای تأمین کمک هزینه چاپ مجله از سوی دولت ایران مکاتبه کرده و بر منافع سیاسی آن تأکید کند. همچنین اشاره شده است که چاپ رایگان این مجله در عراق، با توجه به حضور گسترده ایرانیان، امری ضروری و واجب است، همانطور که مجله الاسلام به صورت رایگان در مطبعه دولتی چاپ میشود.
هشدار نسبت به انتخاب نمایندگان فرصتطلب و فاسدالعقیده برای مجلس شورا
متن با تأکید بر اهمیت دقت در انتخاب نمایندگان مجلس و اعضای انجمنهای ایالتی آغاز میشود. نویسنده هشدار میدهد که افراد طالب ظلم و استبداد یا فاسدالعقیده نباید وارد این نهادها شوند تا موجب انحراف و نفرت اهل اسلام نگردند. در ادامه، بر لزوم نظارت بر وزارت معارف و روزنامهها تأکید شده تا از هتک حرمت افراد و انتشار مطالب نادرست جلوگیری شود. همچنین، انتخاب معلمین صحیحالاعتقاد برای آموزش صنایع و علوم مختلف (مانند جغرافیا و هندسه) با حفظ ایمان و اسلام، برای جلوگیری از تزلزل اعتقادی کودکان و دانشآموزان، ضروری دانسته شده است. در پایان، نویسنده با اشاره به دشواری وضعیت ایران و غلبه اغراض شخصی، برای عاقبت به خیری دعا میکند.

امر به معروف و نهی از منکر به مثابه تأیید و حمایت از مجلس و مخالفت با استبداد
متن با تأکید بر اهمیت مجلس ملی به عنوان مهمترین معروف زمان آغاز میشود و بیان میکند که تمام معروفها در سایه پایداری مجلس محقق میشوند. در ادامه، به پیامدهای نبود مجلس از جمله اضمحلال ملیت و عدم توانایی در اشاعه شرع انور اشاره میکند. سپس، حمایت از مجلس را بالاترین معروف و مبارزه با استبداد را لازمترین نهی از منکر میداند و این رویکرد را مطابق با آموزههای اسلامی و حفظ استقلال و شؤون اسلامیت معرفی میکند. در پایان، به شبهات و ایرادات مخالفان مجلس پاسخ میدهد و مفهوم صحیح آزادی را تبیین میکند که در راستای حفظ حدود شرعی و حقوق مردم است.
قانونشکنی انجمن ایالتی رشت و اعتراض میگردد به اقدامات تندروانه آن
متن با ابراز تأسف از عدم حضور در محضر مخاطب آغاز میشود و به وضعیت نابسامان رشت و اقدامات بیاعتدالانه رؤسای انجمن ایالتی و مشروطهخواهان اشاره میکند. در ادامه، به حبس و اخراج وطنپرستان بدون تحقیق و بازداشت چهار نفر از مجاهدین رشت به اتهام واهی اشاره شده است. نویسنده از تجمع هزاران نفر از مردم در تلگرافخانه و بیاعتنایی انجمن به درخواست تشکیل انجمن بازپرسی برای روشن شدن اتهامات زندانیان خبر میدهد. در پایان، نویسنده به نقش خود در آرام کردن مردم اشاره کرده و از مخاطب درخواست میکند که به این موضوع اهمیت دهد و منتظر خبر دارالشورای مقدس است.
تشویق ایرانیان به کمک مالی به دولت و اتحاد آنان برای بیرون راندن متجاوزان روس از کشور
متن با نقل مطلبی از جریده المقتبس دمشق آغاز میشود که به داستان جزیرهای کوچک و مستقل به نام بردهسی در جنوب آفریقا میپردازد. ساکنان این جزیره با وجود نداشتن سلاح، با اتحاد و همت، در برابر تلاش کشتیهای انگلیسی برای تصرف سرزمینشان مقاومت کرده و آنها را وادار به عقبنشینی میکنند. این داستان به عنوان سرمشقی برای ایرانیان مطرح میشود تا با الهام از آن، به اتحاد و فداکاری برای حفظ استقلال کشور بپردازند. در ادامه، متن با لحنی حماسی و هشدارآمیز، ایرانیان را به کمک مالی به دولت (به عنوان قرض یا اعانه) تشویق میکند و این کمک را راهی برای مقابله با تجاوزات همسایگان شمالی و جنوبی (روس و انگلیس) و حفظ عزت، شرف و ناموس ملی میداند. همچنین، به عواقب عدم همت و اتحاد، از جمله ذلت و از دست دادن استقلال، اشاره شده و از ایرانیان خواسته میشود که با الهام از حدیث «حب الوطن من الایمان»، اسلامیت و غیرت خود را به جهانیان نشان دهند و اجازه ندهند کشورشان به مستعمره تبدیل شود. متن با تأکید بر اینکه قیمت وطن ده کرور تومان است و اگر ایرانیان اقدام نکنند، دیگران آن را خواهند خرید، به پایان میرسد.
محکوم کردن عناصر وابسته به روسیه و درخواست اتحاد همه افراد و طبقات آذربایجان به منظور قلع و قمع آنها
نامه با ستایش از تلاشهای مخاطب در تقویت مشروطیت و نظم کشور آغاز میشود. سپس به وضعیت خطرناک کشور اشاره میکند که دشمنان خارجی برای جلوگیری از موفقیت ملت ایران، با تحریک افراد وطنفروش و وابسته به روسیه، به ایجاد ناآرامیهای داخلی دامن میزنند. در ادامه، از مخاطب و سایر بزرگان آذربایجان خواسته میشود که با اتحاد و برادری، این افراد را دشمن دین و وطن دانسته و قلع و قمع آنها را فریضهای اسلامی و ملی، همسنگ جهاد در رکاب امام زمان (عج) تلقی کنند. نامه با امید به ناامید کردن دشمنان خارجی و سربلندی اسلام و ملت ایران و دعای خیر برای مخاطب به پایان میرسد.


ارشاد نمایندگان مجلس شورای ملی به انجام وظایف دینی و ملی
متن با ستایش از مجلس شورای ملی و اشاره به پایان دوران استبداد و ویرانیها آغاز میشود. سپس، مجلس را کلید سربلندی دین و دولت، قوت و شوکت و بینیازی از بیگانگان و آبادی مملکت معرفی میکند. در ادامه، به اهمیت این نهاد در نگاه جهانیان و نقش آن در نجات کشور از مهالک اشاره شده و هشدار میدهد که اگر اغراض شخصی بر مصالح عمومی غلبه کند، کشور دچار ذلت و خواری خواهد شد. در پایان، بر لزوم اجرای صحیح قوانین دین مبین، ساماندهی امور دولت، مسدود کردن راههای استبداد و تعدیات خائنان، و فراهم آوردن مقدمات استغنای از بیگانگان از طریق تدابیر حکیمانه و جلب مشارکت توانگران تأکید میکند.

شکایت از فقدان آسایش و امنیت و همدلى در مازندران، و درخواست جلوگیری از اغتشاش آنجا
این سند شامل دو بخش است: ابتدا، نامهای از علمای مازندران به علمای تهران که در آن از وضعیت نابسامان و اغتشاشات در مازندران شکایت شده و از هیئت وکلا و وزرا درخواست رسیدگی و جلوگیری از اتلاف نفوس و اموال میشود. سپس، سؤالی از وزرای مسئول مطرح شده که در آن علمای مازندران و سرکردگان محلی، با اشاره به وظایف دولت در تأمین آسایش و انتظام مملکت، از بیتوجهی به وضعیت مازندران و قطع شدن رشته آسایش اهالی آنجا گلایه میکنند. در پایان، هیئت وزرا در پاسخ به این شکایت، ضمن تصدیق اغتشاشات و تأکید بر وظیفه دولت در تأمین آسایش عمومی، اعلام میکند که برای جلوگیری از اغتشاشات مازندران و تأمین امنیت آنجا، اردویی به نزدیکی دماوند اعزام خواهد شد و از علمای مازندران نیز درخواست تأیید و همکاری میشود.
انتقاد از اخراج حاج میرزا حسن مجتهد از تبریز و تقاضای بازگشت وی
این نامه با سلام و احوالپرسی به حجج اسلام، علمای اعلام و اعضای انجمن ملی تبریز آغاز میشود. در ادامه، به اطلاع میرساند که از زنجان تلگرافاً خبر رسیده که آقای مجتهد به زودی وارد زنجان خواهند شد و عقلای آنجا قصد دارند ایشان را محترمانه به تبریز بازگردانند. سپس، نویسندگان به این نکته اشاره میکنند که دوری آقای مجتهد از آذربایجان و عزیمت ایشان به تهران و قم، با اهداف خیرخواهانه مملکت در تضاد است. در شرایطی که نیاز مبرم به اتحاد و یکپارچگی وجود دارد، اختلاف و تجمع افراد مشکوک در مرکز ایران، به ویژه با تقویت معنوی از اماکن مقدس، به هیچ وجه به صلاح نیست. در پایان، تأکید میشود که برای استحکام اساس مشروطیت و ترویج دین و حفظ شرافت ملت آذربایجان، بر تمام مسلمانان واجب است که اختلافات را کنار گذاشته و برای تقویت مبانی اتحاد تلاش کنند و از این رو، نویسندگان و مخاطبان نامه باید برای بازگرداندن آقای مجتهد همکاری کنند.


معنای سیاست انسانی
متن با نقد رویکرد نادرست به مفهوم سیاست آغاز میشود و سیاست حقیقی را در صدق، راستی و منفعت عمومی میداند. سپس به تبیین مقاصد اصلی میپردازد که شامل رواج مذهب جعفری بدون اجبار، رفع تفرقه بین دولت و ملت، افزایش اقتدار پادشاه از طریق عدالتگستری و تدوین دستورالعملهای روشن برای کارگزاران است. در ادامه، بر لزوم رعایت عهود و مواثیق با همسایگان بر اساس شرع انسانیت و قانون مروت تأکید میکند و با اشاره به وقایع تاریخی و شکست قدرتهای بزرگ، هوس کشورگشایی را نکوهش میکند. در پایان، با انتقاد از دولتهای بزرگ که به جای کمک به ملتهای ضعیف، به دنبال منافع خود هستند، وضعیت ایران را به حکایت اسب تازی در چنگال ببر و داستان سعدی از اسارت و رهایی تشبیه میکند تا نشان دهد کمکهای ظاهری قدرتها در نهایت به اسارت و استثمار میانجامد.
دفاع از اسلام و استقلال کشور در برابر متجاوزان روسی و انگلیس
این نامه با اشاره به مظلومیت ملت ایران و تظلمات وارده بر آن، به اقدامات تجاوزکارانه و مداخلهجویانه دولتهای روسیه و انگلستان اعتراض میکند. در ادامه، با استناد به تاریخ و قوانین بینالمللی، این اقدامات را غیرمنصفانه و تهدیدی برای استقلال پنج هزار ساله ایران میداند. در پایان، ملت ایران آمادگی خود را برای فداکاری در راه حفظ اسلام، آب و خاک و دفاع از وطن اعلام کرده و از نمایندگان دول دوست و حامیان حقوق بشر میخواهد که در حفظ حقوق بینالملل و استقلال کشورها کوتاهی نکنند.
تاکید بر مشروعیت مشروطیت
متن با اشاره به فواید مجلس شورای ملی و نقش شاه در تشکیل آن آغاز میشود. سپس به اهمیت اتحاد ملت و دولت و لزوم برانداختن مفاسدی که شریعت را تهدید میکنند، میپردازد. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که دولت مشروطه تنها زمانی موفق خواهد بود که «مشروعه» باشد؛ به این معنا که وکلا و منتخبین باید هم به قوانین شریعت اسلام و هم به علوم جدید که ریشه در شریعت دارند، آگاه باشند.
لزوم رعایت نظم و برنامه در مجلس شورا
سیدمحمد طباطبایی در سخنانی به وضعیت مجلس شورا اشاره میکند. ابتدا، به وجود انجمنهایی برای تخریب مجلس در شهر اشاره میکند و تأکید میکند که مجلس تحت حمایت امام زمان (عج) است و ملت نیز با آن همراه است. سپس، به عدم نظم و ترتیب درونی مجلس انتقاد میکند و بیان میدارد که با وجود تلاشهای فراوان، هنوز مقصود اصلی از تشکیل مجلس محقق نشده است. او خواستار ساماندهی مجلس، ایجاد محلی برای رسیدگی به عرایض مردم و رعایت نظم در هنگام نطقها میشود. همچنین، از ناقص ماندن کارها و عدم تدوین دستورالعمل و حدود حکام گلایه میکند و در پایان، از مجلس میخواهد که فعلاً در مورد بازگرداندن تیولات و موقوفی تسعیر جنس دست نگه دارد.

اظهار نگرانی و گلایه از اشاعه بیدینی و بدرفتاری با علما در ایران
متن با استناد به آیه «ظَهَرَ الفَسادُ فی البَرِ و البَحرِ بما کَسَبَت أَیدِی النّاسٍ» آغاز میشود و به افزایش ناملایمات و گسترش کفر و زندقه به بهانه آزادی قلم و زبان اشاره دارد. در ادامه، به توهینهایی که در یزد به علمایی چون آخوند ملاحسن مالمیری و حاجی میرزاآقا وارد شده، اشاره میکند و از مخاطب میخواهد در صورت امکان، چارهای بیندیشد. سپس به دریافت تلگرافی با امضای مشکوک اشاره میکند که از وضعیت زمانه، ضعف ایمان مردم و گستاخی ملحدین در اشاعه کفر و زندقه بر منابر مسلمین شکایت کرده و خبر از مهاجرت برخی علما به حضرت عبدالعظیم (ع) میدهد. در پایان، ابراز امیدواری میکند که مخاطب با اهتمام صحیح، موجبات حفظ دین و عقاید مسلمین را فراهم آورد و از او میخواهد که از فتنهانگیزی جلوگیری کرده و کیفیت اوضاع را گزارش دهد.

تشکر از اقدامات آقا محمدباقر همدانی در حمایت و پیشرفت مشروطیت در همدان
این نامه با تشکر از اقدامات آقا محمدباقر همدانی در حمایت از مشروطیت و ترویج شریعت آغاز میشود. نویسنده از تحمل ناملایمات در راه اعتلای عدالت و رفاه مردم ابراز خرسندی میکند و این مجاهدات را مورد توجه امام عصر (عج) میداند. در ادامه، از هیئت علمیه نجف اشرف به دلیل تشکر و اذعان به نقش مؤثر آقا محمدباقر در پیشرفت مشروطیت و عدالت در همدان سخن به میان میآید. در بخش دوم نامه، نویسنده به گزارشی از همدان اشاره میکند که در آن، یک طلبکار به نام آقا مهدی (پسر آقا موسی) که برای استیفای سهم خود به عدلیه مراجعه کرده، نه تنها به حق خود نرسیده، بلکه حبس و جریمه شده است. نویسنده این اتفاق را بسیار عجیب و مایه یأس میداند و از آقا محمدباقر همدانی میخواهد که بر کلیه اقدامات و صحت عمل ادارات، به ویژه عدلیه، نظارت و مراقبت کند تا امور به درستی انجام شود و از تخلف و تخطی از حق جلوگیری به عمل آید و بدخواهان فرصت سوءاستفاده نیابند. در پایان، بر لزوم تحقیق و مداقه در این قضیه خاص و مجازات مرتکبین و استرداد آنچه به ناحق گرفته شده، تأکید میشود تا از تکرار چنین خلافکاریهایی جلوگیری شود.

همنوایی با انجمن ملی تبریز در مطالبه سریع متمم قانون اساسی
این تلگراف با هدف حمایت از عدالت و مشروطیت، از سوی علما، اعیان، اشراف، تجار و عموم مردم اصفهان به انجمن ملی تبریز ارسال شده است. در این پیام، ضمن اعلام همبستگی با انجمن تبریز، بر مطالبه جدی و مجدانه متمم قانون اساسی و قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی تأکید شده و آمادگی همه طبقات برای اطاعت از قوانین شرعی در این مسیر اعلام میگردد.



بیان عملکرد مستبدین در عالم رویا
متن با روایت خوابی از حاجی ملک التجار طهرانی آغاز میشود که در آن بهشت و جهنم را مشاهده میکند. او پس از ممانعت از ورود به بهشت، به سمت جهنم میرود و در آنجا با مصطفی خان وزیر تشریفات (حاجب الدوله) روبرو میشود که به دلیل ظلم و ستمهایش در دنیا، در جهنم مشغول امر و نهی است. سپس با آبدارباشی جهنم، امین حضرت، ملاقات میکند و از او درباره حاکمان و صدرنشینان جهنم میپرسد. امین حضرت در پاسخ، به تفصیل به معرفی عینالدوله و امیربهادر جنگ میپردازد و اعمال ظالمانه و مستبدانه آنها را در دنیا شرح میدهد؛ از جمله قطع مواجب، دشمن کردن مردم با پادشاه، تخریب مذهب و مملکت، فرستادن علما به قم و گرفتن بیست کرور پول از مردم. در پایان، راوی از شدت توصیف ظلم امیربهادر جنگ، از امین حضرت میخواهد که دیگر نام او را نبرد.
تلاش انگلستان و روسیه در محو استقلال ایران
متن با هشدار به کسانی آغاز میشود که با روس و انگلیس برای کسب قدرت همکاری میکنند و عواقب دنیوی و اخروی این عمل را گوشزد میکند. در ادامه، تفاوت استیلای این دو قدرت بر ایران را با سایر مناطق تحت نفوذشان تشریح میکند و بیان میدارد که هدف آنها از بین بردن کامل استقلال ایران و اعمال قوانین نظامی و عرفی سختگیرانه است. نویسنده تأکید میکند که اروپاییان از بیداری اسلامی و وطنپرستی در جهان اسلام و شرق غافل بودهاند و به پیشرفتهای مصر، هند و جنبشهای ایران و عثمانی اشاره میکند. در پایان، هشدار میدهد که آسایش و استقلال داخلی مسلمانان تحت سلطه روس و انگلیس، پس از نابودی استقلال ایران از بین خواهد رفت و این آسایش کنونی را نتیجه وجود استقلال ایران میداند.
تایید مشروطیت و محکوم کردن مخالفان آن
متن با ابراز نگرانی از وضعیت موجود آغاز میشود و به تحصن گروهی از علما در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره میکند که به بهانه حفظ دین، با مشروطیت مخالفت میکنند. این مخالفت، به زعم نویسنده، در واقع به جان و مال مسلمانان آسیب میرساند. در ادامه، نویسنده بر لزوم و رجحان مجلس شورای ملی برای اصلاح امور رعیت، نظم دولت و جلوگیری از ظلم حاکمان تأکید میکند و آن را در راستای شریعت و نهی از منکر میداند. در پایان، نویسنده مخالفان مشروطه را به عمروعاص تشبیه کرده و اعمال آنها را مکر و حیله میخواند که به گمان خود کار نیکو میکنند، در حالی که در فتنه افتادهاند.

کمک مالی هیئت علمیه نجف به دولت از طریق فروش کتب درسی و لوازم شخصی
این نامه با اشاره به فقر و غربت طلاب نجف و گرانی بیسابقه اجناس، به مشکلات معیشتی آنان میپردازد. سپس به اقدام طلاب نجف در فروش کتب و لوازم شخصی خود برای کمک به دولت و صیانت از اسلام و مملکت اشاره میکند. در ادامه، از تجار و ثروتمندان میخواهد که با الگوبرداری از طلاب، حداقل یکدهم اموال خود را برای حفظ دین و کشور فدا کنند و بر لزوم دقت اولیای امور در مصرف صحیح این کمکها تأکید میکند. در پایان، از مدیر جریده مجلس درخواست میشود که این موضوع را در روزنامه منتشر کرده و مسلمانان را به کمک مالی ترغیب کند.
انتقاد از سیاست خودکامه حاکم کرمانشاه
متن با اشاره به بهبود امنیت در کرمانشاه تحت حکومت نظامالسلطنه آغاز میشود، اما بلافاصله به انتقاد از رویکرد او در قبال اصول حکومت مشروطه میپردازد. نویسنده معتقد است که نظامالسلطنه به جای ترویج مشروطیت، به استبداد و ارتجاع دامن میزند و حتی به افرادی که پیشتر از سوی حکومت عثمانی به دلیل فساد اخلاقی اخراج شدهاند، اجازه میدهد در مساجد معتبر به توهین به احکام مقدسه بپردازند. در ادامه، متن به بیتوجهی نظامالسلطنه به اخطارهای هیئت علمیه و همچنین فعالیتهای مشکوک نماینده روس در منطقه اشاره میکند و از حکومت میخواهد که به این مسائل توجه جدی نشان دهد و از غفلت بپرهیزد.
حمایت از مجلس شورا
این تلگراف با ابراز خرسندی از تشکیل مجلس شورا آغاز میشود که آن را متکفل انتظام امور مسلمین، اعتلای کلمه حق اسلام، قطع نفوذ بیگانگان، تقویت دین و دولت، اجرای احکام شرعی و رفع ظلم میداند. در ادامه، با اشاره به تطبیق نظامنامه مجلس با قوانین شرعی و افزودن فصل ابدی، هرگونه مخالفت با آن را بیمورد تلقی میکند. در پایان، بر وجوب اهتمام عموم مسلمین به مجلس و دوری از شبهات مخالفان تأکید شده و از مسلمانان خواسته میشود که از دفع مخالفانی که تنها به دنبال اغراض شخصی و ایجاد فتنه هستند، غفلت نورزند.



انتقاد از سختگیریها، تحقیرها و توطئههای نوز بلژیکی (رئیس گمرکات کشور)
متن با خطاب قرار دادن مردم آغاز میشود و به شرح ظلم و ستم مسیو نوز بلژیکی، وزیر گمرکات کشور، میپردازد. در ابتدا، به شکایت تجار از تعرفههای گمرکی ناعادلانه و اخذ مبالغ گزاف از مردم، حتی زوار کربلا، اشاره میشود. سپس، به انتشار عکسی از نوز با لباس روحانیت شیعه و توهینآمیز بودن این اقدام پرداخته میشود. در ادامه، به اخراج کارمندان مسلمان از ادارات گمرک و پست و جایگزینی آنها با اتباع خارجی و یهودی اشاره شده و در پایان، از پادشاه درخواست میشود که نوز را به دلیل اهانتها و خیانتهایش از کار برکنار و اخراج کند.

زیانهای وابستگی به تولیدات خارجی
متن با اشاره به آیه «العز فی القناعة و الذل فی الطمع» آغاز میشود و به این نکته میپردازد که نفوذ و قدرت دول اروپایی در آسیا، به ویژه ایران، ناشی از وسعت تجارت و رغبت مردم آسیا به کالاهای خارجی است. این وضعیت را عامل ضعف کشورهای آسیایی و قوت اروپاییها معرفی میکند و با طرح این پرسش که در برابر این وضعیت چه باید کرد، راهکار را در قناعت به تولیدات داخلی و ترک تجملات و کالاهای خارجی میداند. در ادامه، به مضرات اقتصادی و اجتماعی وابستگی به خارج، از جمله شیوع ریا و ربا و افلاس عمومی اشاره میکند و با استناد به سیره دول متمدن در حمایت از تولید داخلی، از رؤسای ملت و علما میخواهد که خود پیشگام استفاده از کالاهای وطنی شوند تا مردم نیز از آنها تبعیت کنند. متن با حدیث «الناس علی دین ملوکهم» به پایان میرسد.
اظهار نگرانی شدید از قوانین و مقررات جدید دولتی و یادآوری عواقب ناگوار آن به دربارهای ایران و عثمانی
این نامه با ابراز نگرانی از قوانین و مقررات جدید دولتی آغاز میشود که موجب آشفتگی و بینظمی در امور کشور شده است. نویسنده با اشاره به سابقه استعمار هندوستان، خطر استیلای بیگانگان بر ایران را گوشزد میکند و از مخاطب میخواهد تا با تأمل در این امور، او را نیز در جریان بگذارد. در ادامه، بر لزوم حفظ اسلام و شوکت شیعه تأکید شده و از مخاطب خواسته میشود تا با همکاری رجال خیرخواه، مفاسد این اوضاع را به اطلاع دربار همایونی برساند. در پایان، نویسنده با اشاره به اتحاد دولتهای ایران و عثمانی، پیشنهاد میکند که سفیر ایران در اسلامبول و سفیر عثمانی در تهران نیز در این خصوص با دربار خود مکاتبه کنند تا از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری شود.

اظهار رضایت از جامعه زرتشتیان ایران و محکومیت قتل ارباب فریدون
این نامه با ابراز خشنودی از اتحاد و یکرنگی جامعه زرتشتیان آغاز میشود و بر لزوم حفظ و حراست از تمامی طوایف ملت ایران، به ویژه زرتشتیان به عنوان اصیلترین ساکنان وطن، تأکید میکند. در ادامه، به واقعه قتل ارباب فریدون اشاره شده و همدردی عمومی ملت و اقدامات جدی دولت برای دستگیری قاتلین بیان میشود. نامه از انجمن زرتشتیان میخواهد که به اعتصاب و تعطیلی کسبوکار خود پایان دهند، زیرا اقدامات لازم برای پیگیری پرونده در حال انجام است و تعطیلی بیشتر مناسب نیست. در پایان، از انجمن درخواست میشود که زرتشتیان را به بازگشت به مشاغل خود ترغیب کنند، به ویژه از «اداره جهانیان» خواسته میشود که فعالیت تجاری خود را از سر بگیرد.

درخواست ایجاد مصالحه و اتحاد میان مسلمانان بخارا
نامهای به شیخالاسلام بخارا در مورد فتنه و درگیریهای داخلی میان مسلمانان بخارا که منجر به کشته شدن افراد، تلف شدن اموال و مداخله بیگانگان شده است. در این نامه، با اشاره به درخواست علمای بخارا از نویسنده برای میانجیگری، از شیخالاسلام خواسته شده است تا با قضات و مفتیان بخارا تماس گرفته و آنها را به اتحاد و برادری متعهد سازد تا از مداخله بیگانگان جلوگیری شود.

انتقاد شدید از مشروطیت و مشروطه خواهان
متن با استناد به آیات قرآن، وضعیت عمومی ابتلا و سختیها را در جامعه تبیین میکند و آن را نتیجه اعمال انسانها میداند. سپس به نقد افراطیگری فرنگیان در آزادی و انکار حقایق میپردازد و حیلهگری و تزویر را اساس سیاست آنها معرفی میکند. در ادامه، به تقلید نادانانه برخی مسلمانان از فرنگیان و ترک آداب مذهبی اشاره میکند و مجامع مشروطهخواهی را به دلیل عدم جامعیت و افراط در آزادیطلبی مورد انتقاد قرار میدهد. نویسنده، بیکفایتی و بیاخلاقی مشروطهخواهان را عامل عدم پیشرفت و ایجاد هرج و مرج در کشور میداند و بر لزوم رعایت اصول اسلامی و اخلاقی تأکید میکند. در بخش پایانی، به جایگاه فقرا و درویشان حقیقی در تاریخ اسلام و ایران (بهویژه در دوره صفویه) اشاره کرده و نقش آنها را در پیشبرد امور سیاسی و اجتماعی برجسته میسازد. همچنین، به اهمیت کسب حلال و دوری از تنبلی و بیکاری در سیره بزرگان عرفان میپردازد و در نهایت، با اشاره به شهادت یکی از بزرگان در سال ۱۳۲۷ قمری و وضعیت ناامنی و آشوب کنونی، برای اعتلای اسلام و استقلال ایران دعا میکند.
تشویق مردم کشور به دادن وام به دولت
متن با طرح درخواست وطن از فرزندانش برای اعانه پنج کرور تومانی آغاز میشود و به بیان مصائب و مشکلات ایران از جمله تجاوز بیگانگان، غارت اموال و هتک حرمتها میپردازد. در ادامه، با طرح پرسشهای متعدد، مردم را به غیرت و همبستگی برای رهایی از این وضعیت و حفظ استقلال و شرف ملی تشویق میکند. در پایان، بر لزوم مشارکت همه ایرانیان در این امر تأکید کرده و کسانی را که از کمک مالی دریغ میکنند، شایسته نام ایرانی نمیداند.
انتقاد شدید از مسامحه دولت در برخورد قاطع با اخلالگران
این نامه با لحنی ستایشآمیز و کنایهآمیز خطاب به هیئت وزرا، امرا و سرداران ایران آغاز میشود و به وضعیت نابسامان کشور اشاره دارد. در ادامه، به شدت از مسامحه دولت در برخورد با عوامل فساد و اخلالگران انتقاد شده و تأکید میشود که این بیتفاوتی، جز نتایج شنیع و روزگاران سیاه، حاصلی نخواهد داشت. در پایان، ابراز امیدواری میشود که اقدام قاطعی برای رفع یأس و بازگرداندن امید به جامعه صورت گیرد.


گزارش بازتاب وقایع مشروطیت ایران در مطبوعات انگلستان به حاج شیخ فضلالله نوری
گزارشی از پاریس به حاج شیخ فضلالله نوری ارسال شده است که در آن نویسنده ضمن ابراز ارادت، از استحکام مجلس شورای ملی و پیشرفت تشکیل بانک ملی ابراز خرسندی میکند. در ادامه، به مقایسه نقش روحانیون اسلام در رهبری اصلاحات با مقاومت رهبران مذهبی مسیحی در برابر اصلاحات در فرانسه میپردازد و سرکوب شدید روحانیون مسیحی توسط دولت فرانسه را شرح میدهد. سپس، به پوشش گسترده اخبار مجلس ایران در مطبوعات اروپا، به ویژه روزنامههای انگلیسی، اشاره میکند و از تمجید این روزنامهها از وطندوستی و پایداری نمایندگان ملت و انتقاد از وزرای ظالم و حکام جائر میگوید. در بخش پایانی، ترجمه مقالهای از روزنامه تایمز درباره سلطنت مظفرالدین شاه و وضعیت ایران در آن دوره ارائه میشود که به ضعف مالی، نفوذ روسیه، و در نهایت، شکلگیری نهضت مشروطه و نقش علما در آن میپردازد. نویسنده در پایان، وعده میدهد که اخبار مطبوعات اروپا را به صورت هفتگی برای مخاطب ارسال کند.
علل انحطاط مسلمانان
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا با وجود ماهیت ترقیخواه اسلام، مسلمانان دچار انحطاط و ذلت شدهاند. نویسنده علت اصلی را در عدم پایبندی مسلمانان به قوانین حقیقی اسلام و تقلید کورکورانه میداند که منجر به آسیبپذیری در برابر شبهات مذاهب دیگر میشود. در ادامه، به بیداری رقبای اسلام و تلاش آنان برای تضعیف مسلمانان اشاره میکند و راهکار را در تربیت صحیح اسلامی کودکان از طریق مدارسی مانند مدرسه «اسلام» سیدمحمد طباطبایی میداند که به جای آموزش زبانهای خارجی همراه با شبهات مسیحی، بر استحکام عقاید اسلامی تمرکز دارد. در بخش پایانی، بر اهمیت دعوت به اسلام و ترویج آن در سطح جهانی تأکید میشود و از بیتفاوتی مسلمانان در قبال این وظیفه انتقاد میکند. نویسنده به تأسیس «حوزه ترقی اسلامی» توسط سیدمحمد طباطبایی اشاره کرده و از عدم حمایت کافی از این نهاد ابراز تأسف میکند. در نهایت، بر لزوم تربیت مبلغان اسلامی برای مقابله با فعالیتهای تبشیری مسیحیان تأکید میشود.
درخواست توقیف روزنامه صوراسرافیل و تنبیه مدیر آن به دلیل اسائه ادب به اسلام و توهین به علما
متن با اشاره به ارائه روزنامه صوراسرافیل توسط جمعی از اهل علم و مشاهده مطالب نامناسب در آن آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به ناسازگاری این مطالب با اصول اسلامیت و احتمال بروز فساد عظیم در پایتخت و سایر شهرها اشاره میکند. سپس، با طرح این پرسش که اگر در پایتخت اسلامی نوشته شود که هزار و سیصد سال کسی در مقابل نصارا سخن حسابی نگفته، چه چیزی برای اسلام باقی میماند، به توهین به علمای اعلام و اهل علم اعتراض میکند. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که فوراً روزنامه را توقیف و مدیر آن را تنبیه کند و نویسنده را از این اقدام مطلع سازد.

ایجاد بدبینی نسبت به علما
سخنرانی با خطاب قرار دادن مردم و انتقاد از عوامفریبی و بوسیدن دست علما آغاز میشود. در ادامه، به نقد رویکرد برخی علما در وعظ و خطابه میپردازد که با تأکید بر ناپایداری دنیا و دعوت به تفکر در ابدیت، از مردم تحت عناوین مختلفی چون زکات و خیریه پول دریافت میکنند. این سخنرانی به طور کلی به ایجاد بدبینی نسبت به جایگاه و عملکرد برخی از روحانیون میپردازد.

نکوهش احزاب دموکرات و اعتدالی
این شعر با طرح این پرسش که آیا دموکرات بودن در کشوری که قرآن کتاب اصلی آن نیست، صحیح است و آیا اعتدال تنها یک لفظ زیباست، به نقد احزاب دموکرات و اعتدالی میپردازد. در ادامه، با اشاره به اینکه مرام و بیانات این احزاب مورد پسند واقع شده، اما در عمل نتیجهای نداشته، به وضعیت رنجبران و فراموشی زبان وطن اشاره میکند. در پایان، به پیامدهای حضور مستشاران انگلیسی و نوکران روس در کشور و زیانهای ناشی از آن میپردازد.
بیان درخواستهای سیاسی ـ اجتماعی گروه اجتماعیون ـ عامیون قفقاز
این متن، خلاصهای از درخواستهای گروه اجتماعیون - عامیون قفقاز و انجمنهای ایروان، تفلیس و بادکوبه را به مجلس شورای ملی ارائه میدهد. در ابتدا، نویسنده به تأکید مجدد این گروهها بر طرح مطالباتشان اشاره میکند و سپس به دلیل اهمیت موضوع، این درخواستها را به مجلس عرضه میدارد. محور اصلی مطالبات شامل حق انتخاب وکیل برای مجاهدین قفقاز، اجرای مساوی قانون اساسی، آزادی قلم، مطبوعات، گفتار و اجتماع، عدم تعرض پلیس به اشخاص بدون اثبات تقصیر، آزادی اعتصاب کارگران، حق انتخاب وکلای مجلس برای عموم طبقات، حذف واسطه بین شاه و رعایا جز مجلس، تغییر حکام مستبد، تشکیل قشون ملی، تقسیم خالصجات دولتی به رعیت، تأسیس مدارس جدید و عمومی، مسئولیتپذیری هیئت وزرا در برابر مجلس و ورود مالیات دیوانی به خزانه دولت است. هدف نهایی، رساندن این مطالبات به نظر وکلای مجلس است.
مقاصد مستبدان
متن با لحنی تند و انتقادی، مستبدان را مورد خطاب قرار میدهد و اعمال ظالمانه و جاهلانه آنها را نکوهش میکند. در ادامه، به حاکمان و نظامیان مستبد هشدار میدهد که از ظلم و ستم به مردم، غارت اموال و شکنجه بیگناهان دست بردارند و به جای آن، به وظایف خود عمل کنند. در پایان، با اشاره به اینکه مردم حقوق خود را با تمسک به قرآن حفظ کردهاند، به مستبدان گوشزد میکند که جایگاه علما و پیشوایان دین را درک کنند و از دینفروشی و مخالفت با حجج اسلام بپرهیزند. متن با نقل قولهایی از قطبالعرفا شیخ شفیعا در باب نصیحت، موعظه و پند به پایان میرسد.
انگیزه حمایت علما از تأسیس مجلس شورای ملی و خرافهافکنی نمایندگان غیر مذهبی مشروطهخواه و دلایل مخالفت خود با برخی اصول متمم قانون اساسی
متن با دعوت برادران دینی به تأمل در تلگرافهای علمای نجف آغاز میشود تا دو نکته روشن شود: اول اینکه هیچ یک از رؤسای ملت منکر مجلس شورای اسلامی نیستند و دوم اینکه تمام تلاش علما برای جلوگیری از مرتدین و دشمنان دین است. در ادامه، به فعالیتهای یک سال اخیر گروههای لامذهب و فرنگیمآب در مجلس اشاره میشود که با تفرقهافکنی و سوءاستفاده از مجلس، به دنبال اهداف خبیث خود هستند. نویسنده با ابراز خرسندی از دشمنی این گروهها با خود، تأکید میکند که مجلس شورای کبری اسلامی است و برای خدمت به دولت شیعه و حفظ حقوق پیروان مذهب جعفری تأسیس شده و هرگز نمیتواند محلی برای ترویج افکار غربی، آزادی عقاید و قلم به معنای غربی، و اشاعه منکرات باشد. متن با این جمله به پایان میرسد که تلاش برای تغییر ماهیت اسلامی مجلس بیهوده است.

ابراز نگرانی از تجاوز روسها به شمال کشور و کسب تکلیف شرعی از مراجع
این نامه با اشاره به اخبار نگرانکننده از تبریز و دخالت بیگانگان و پناهندگی اجباری برخی از مردم به کنسولگریهای خارجی، اضطراب عمومی ملت را بیان میکند. در پایان، از مراجع تقلید درخواست میشود که تکلیف شرعی را در این شرایط به سرعت مشخص کنند.