اظهار تاثر از بمباران مجلس شورا و برچیده شدن مشروطیت
تشکر از اعضای انجمن ایرانی لندن، جهت همدردی و همراهی با مردم ایران برای استقرار مجدد مشروطیت
متن با ابراز خرسندی و امتنان از تلاشهای «انجمن ایرانی لندن» آغاز میشود که با همدردی و همراهی خود، تسلیبخش خاطر پریشان نویسنده از حوادث ظالمانه در ایران بودهاند. در ادامه، به نقش این انجمن در ترقی و آزادی نوع بشر اشاره شده و با استناد به شعر سعدی، بر وظیفه انسانی کمک به یکدیگر تأکید میشود. در پایان، از انجمن درخواست میشود که به شکرانه آرامشی که در سایه مشروطیت دولت انگلیس دارند، مردم مصیبتزده ایران را فراموش نکنند.

درخواست از محمدعلی شاه جهت تأیید و پذیرش مشروطیت و قانون اساسی
متن با اشاره به تشکیل مجلسی برای اصلاح امور، هدف اصلی مبارزات ملت را بازگرداندن حقوق غصبشده و اجرای بیکموکاست قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی بیان میکند. در ادامه، از محمدعلی شاه درخواست میشود که با رأفت پدرانه، حقوق ملت را بازگرداند و آنان را از اسارت رها سازد تا همگی مطیع و جانباز حفظ اساس سلطنت و ترقی کشور باشند. در غیر این صورت، ملت ایران هیچگونه تغییر یا تحریفی در قانون اساسی را نخواهد پذیرفت.
سازگاری یا ناسازگاری مشروطه با اسلام و انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام
متنی به محضر حجج اسلام ارائه شده که در آن با استناد به حدیث امام زمان (عج) درباره رجوع به راویان احادیث در حوادث واقعه، از ایشان درباره سازگاری مشروطه (به عنوان وضعی مستحدث و برگرفته از غرب) با دین اسلام و انطباق قوانین مساوات و آزادی آن با شرع مقدس سؤال شده است. در ادامه، پاسخ به این سؤال، خطاب به شاهنشاه، از طریق حاجی شیخ فضلالله نوری و امامجمعه ارسال شده است. در این پاسخ، از خبر تلگرافی انصراف شاه از مشروطه غیرمشروعه که منجر به قتل و توهین به شرع شده بود، تشکر و ابراز امیدواری شده که شاه در ترویج اسلام و شرع و نشر عدالت موفق و مأجور باشد. همچنین از امر ملوکانه که در این زمینه به اجرا درآمده، قدردانی شده است.
حدود وظایف و اختیارات مجتهدان عادل و نمایندگان مجلس
متن با استناد به آیه قرآن، بر عدم حق مداخله مجلس شورا در احکام الهی تأکید میکند و قانونگذار را نیازمند علم به مصالح و مفاسد، عدالت و رأفت میداند که این صفات تنها در ذات خداوند و به موهبت او در انبیا و ائمه وجود دارد. در ادامه، به این نتیجه میرسد که هیچکس حق مداخله در احکام الهی را ندارد و وکلای مجلس نیز نمیتوانند در اموری که موکلشان (مردم) حق مداخله ندارند، دخالت کنند. متن به مفاسد ناشی از تغییر فروع دین توسط افراد غیرصالح اشاره کرده و خواستار آن است که قوانین جاریه در مملکت اسلامی مطابق فتوای مجتهدین عادل باشد و دولت و اجزای آن تنها مجری احکام صادره از مجتهدین باشند. در پایان، از حامیان قرآن و اسلام، روحانیون و مسلمانان میخواهد که دست دشمنان را از ظلم به قرآن کوتاه کرده و صاحبان جرایدی که مروج اخلاق حیوانی و شیطانی هستند و آزادیطلبان را که مانند دیوانگان عمل میکنند، محدود سازند، زیرا حاکمی که حکمش مطلق و بدون قید باشد، دیوانه است.
محکومیت استبداد محمدعلیشاه قاجار در برچیدن آزادیهای سیاسی، نفی و رد شاهپرستی
متن با اشاره به تاریخ اروپا و مسیحیت، پیشرفتهای تمدنی آنها را نتیجه اخذ اصول تمدن و سیاست از اسلام میداند. سپس به سیر قهقرایی مسلمانان و اسارت آنها در برابر طواغیت اشاره میکند و بیداری مسلمانان و پی بردن آنها به حقوق ملی و آزادی خدادادی خود را نتیجه هدایت پیشوایان روحانی میداند. در ادامه، صدور احکام علمای نجف و اسلامبول بر وجوب تحصیل مشروطه را حجتی برای برائت دین اسلام از احکام جوریه معرفی میکند. سپس به نقد شدید کسانی میپردازد که با سوءاستفاده از نام دین، به ظلم و استبداد دامن میزنند و اعمال ظالمانه خود را دینداری میخوانند. در بخش پایانی، به نفوذ شاهپرستی در مملکت و پیامدهای مخرب آن از جمله گسترش جهالت، نابودی قوای ملی، وابستگی به بیگانگان و فساد حکومتی اشاره میکند و این رذیله را عامل اصلی تفرقه، تنفر و در نهایت زوال و انقراض دولت و ملت میداند.

تبیین اصول مشروطیت و تطابق آن با احکام اسلام، مزایای داشتن قانون اساسی و زشتی های بیقانونی و استبداد
بیان نقش خود در ترغیب مراجع نجف به حمایت از مشروطیت
متن با ابراز خرسندی از تحقق اهداف عدالتخواهان و ترقیخواهان آغاز میشود که به آزادی قلم و بازگشت حقوق مشروعه منجر شده است. این دستاوردها را نتیجه توفیقات الهی، تأییدات حجت عصر و تلاشهای مردم غیور تبریز و وکلای آنها، به ویژه میرزا صادق خان مستشارالدوله، میداند. سپس، نگارنده به ملت ایران و به خصوص مردم آذربایجان و وکلایشان، به خاطر جنبش مردانه در ماه ذیقعده تبریک میگوید و با تأسف از عدم حضور خود در ایران در این مقطع مهم، به دلیل اجبار و عدم امکان حرکت، سخن میگوید. در ادامه، به فعالیتهای خود در نجف اشرف اشاره میکند که در آنجا مسئله مشروطیت را ترویج داده و مراجع را با ادله و براهین به محسنات آن آگاه ساخته است. همچنین، به تعلیم طلاب و انتشار رسالههایی در باب ماهیت مشروطیت اشاره میکند. در پایان، از تحریک خدام توسط مستبدین نجف و جسارت آنها در صحن شریف گلایه میکند و با وجود این مشکلات، آن را در راه ملت و وطن نوشدارو میداند و ابراز امیدواری میکند که مراسم اسلامپرستی و وطندوستی در همه جا تعظیم شود.
پیشنهاداتی به منظور استقراض ملی و بازسازی و پیشرفت کشور
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که هدف از فداکاریها و رنجهای دوران مشروطه چه بوده است؛ اهدافی چون ترویج شریعت، حفظ استقلال، آزادی، امنیت، توسعه تجارت و اجرای قانون اساسی. سپس بیان میشود که با وجود رسیدن به مقصد مشروطه، این تازه آغاز راه است و کشور همچون بیماری است که نیاز به تقویت دارد. نویسنده سه راهکار اصلی برای بهبود وضعیت کشور ارائه میدهد: اول، رفع اغراض شخصی و اتحاد میان رؤسای ملت و مجاهدین. دوم، تربیت و بهکارگیری افراد شایسته و متخصص که دارای حسن تمدن، تدین، حب وطن و نوعدوستی باشند و به ظاهر افراد توجه نکنند. سوم، تحصیل پول از طریق استقراض ملی از اعیان و رجال، مطالبه مالیاتهای معوقه از حکام، یا استقراض از بانکهای خارجی. در ادامه، نُه پیشنهاد تفصیلی برای پیشرفت کشور مطرح میشود که شامل تأسیس بانک دولتی با سرمایه جواهرات، استقراض خارجی با شرایط سهل، دادن امتیاز به دول دوست، تقویت روابط با دولت عثمانی، تشکیل ادارات عدلیه، تأسیس مدارس و دارالترجمه، فرستادن دانشجو به اروپا، سازماندهی نظامی ایلات و انتخاب وکلای عالم و وطندوست برای تشکیل مجلسین شورای ملی و سنا، و استخدام مستشار از دول غیرهمجوار برای اداره وزارتخانهها است.
ارائه رهنمود برای اداره امور کشور تا پیش از انتخابات و افتتاح مجدد مجلس شورا
این تلگراف با اشاره به آزادی مخابره تلگرافی به عنوان اولین گام مشروطیت، به ضرورت تشکیل موقت مجلس ملی برای اداره امور کشور تا زمان برگزاری انتخابات و افتتاح مجدد مجلس شورا میپردازد. در این راستا، بر لزوم حفظ قانون اساسی، مسئولیت وزرا و ترتیب صحیح انتخابات تأکید شده است. همچنین، فراهم آوردن موجبات آزادی و ایمنی در انتخابات، توجه نمایندگان به مرکز و بازگشت مهاجرین به وطن، و مذاکره با سایر مراکز ملی برای آزادی مخابره از جمله خواستههای مطرح شده است. در پایان، خروج از تحصن منوط به اطمینان کامل از حصول اهداف و استحکام اساس مشروطیت دانسته شده است.


کشور بحرین؛ زندان بزرگ رژیم آلخلیفه، محرومیت ملت از همه حقوق انسانی و مطالبات سیاسی
سیاست حاکم بر بحرین، نفسهای مردم را بریده و فرهنگ اسلامی را به رسمیت نمیشناسد و با نهادهای دینی مبارزه میکند. آزادی بیان ممنوع شده و مطالبات سیاسی مردم جرم تلقی میشود. این وضعیت، بحرین را به زندانی بزرگ تبدیل کرده که مملو از زندانهای کوچکتر است. این زندانها، مقبره آزادی هزاران نفرند که خواستار اصلاح سیاست حاکم، بازگرداندن حقوق و شنیده شدن صدای مردم برای تعیین سرنوشت خود هستند. زندانیان بحرین، نماد مقاومت در راه دین، آزادی و حقوق ملت هستند و کلمه حق هرگز شکست نمیخورد.

بی خبری از دانشهای جدید، علت جهل و عقبماندگی ایرانیان
متن با انتقاد از ضعفهای اخلاقی ایرانیان آغاز میشود و به پنهانکاری در برابر اعمال ناپسند و عدم پذیرش نقد اشاره میکند. سپس به مسئله انجمنهای مخفی و احزاب سیاسی میپردازد و لزوم شفافیت در دوران آزادی را مطرح میکند، اما در عین حال، بیان آشکار نقایص مسئولان را به دلیل تبعید و توقیف، دشوار میداند. در ادامه، به عدم رعایت قوانین در انتخابات وکلا، وزرا و حکام و همچنین عدم مجازات ظالمان و خائنان انتقاد میکند. نویسنده بر لزوم حفظ استقلال و آزادی، اتحاد و اتفاق برای پیشرفت کشور تأکید کرده و بیعملی مجلس در اصلاح امور و توقف قزاقان روس را نتیجه بیمبالاتی در انتخابات و اغراض شخصی میداند. همچنین، به مسئله برافراشتن بیرقهای خارجی توسط افراد عادی و شفاعت سفارت روس از اشرار اشاره کرده و آن را مغایر با قوانین و شأن کشور میداند. در پایان، بر اهمیت اصلاح قوانین وزارت معارف و تأسیس مدارس با برنامه واحد برای ریشهکن کردن بیعلمی و نادانی تأکید میکند و از وکلای مجلس میخواهد که به وظیفه خود در این زمینه عمل کنند، در غیر این صورت، نکبت و پریشانی دامنگیر ملت خواهد شد. متن با اشاره به بیتفاوتی مسئولان و مردم در برابر فساد و خیانت و لزوم عبرتگیری از وقایع تاریخی به پایان میرسد.
نامه به گورباچف، رهبر اتحاد شوروی، و پیشبینی شکست کامل مارکسیسم و دعوت او به بازگشت به دین و پذیرش اسلام
نامهای به میخائیل گورباچف، رهبر اتحاد جماهیر شوروی، نوشته شده است. در این نامه، ضمن ستایش از جسارت گورباچف در بازنگری مکتب کمونیسم، به او توصیه میشود که در سیاست «خدازدایی» و «دینزدایی» تجدیدنظر کند. مشکل اصلی شوروی، عدم اعتقاد واقعی به خدا دانسته شده و پیشبینی میشود که کمونیسم به زودی در موزههای تاریخ جای خواهد گرفت. سپس، به تفاوت جهانبینی مادی و الهی پرداخته شده و با استناد به آیات قرآن و مثالهای فلسفی، بر وجود عالم غیب و نیاز انسان به کمال مطلق و زندگی ابدی تأکید میشود. در ادامه، از گورباچف خواسته میشود که درباره اسلام تحقیق کند و اسلام را راه نجات ملتها معرفی میکند. در پایان، با اشاره به آزادی نسبی مراسم مذهبی در شوروی، مذهب واقعی را عامل استواری ایران در برابر ابرقدرتها و خواهان عدالت و آزادی میداند و مذهب «آمریکایی» را مذهبی مخدر و جدا از سیاست معرفی میکند. در نهایت، جمهوری اسلامی ایران را پایگاهی قدرتمند برای پر کردن خلأ اعتقادی نظام شوروی میداند و بر حسن همجواری تأکید میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
دفاعیه: رد اتهامات جعلی دستگاههای امنیتی و قضایی رژیم سعودی و بیان مواضع عقیدتی و مطالبات سیاسی و حقوقی خود
این دفاعیه با نقد رویکرد دستگاه قضایی سعودی در جرمانگاری فضایل انسانی و امر به معروف و نهی از منکر آغاز میشود. سپس، اتهام قیام علیه مسلمانان را رد کرده و تفاوت میان قیام مسلحانه و تظاهرات مسالمتآمیز برای مطالبه حقوق را تبیین میکند. در ادامه، به شرح شکنجههای جسمی و روحی خود در زندان و نحوه اخذ اعترافات تحت فشار میپردازد و بر عدم مشروعیت اعترافات اجباری تأکید میکند. بخش بعدی به محکومیت حاکمیت سیاسی و ساختار قضایی آل سعود، عدم تأیید رژیم به دلیل ستم و قتل، و نامشروع بودن نظام سلطنتی موروثی میپردازد. همچنین، عدم پایبندی به قوانین خلاف شرع و رد اتهام عدم اطاعت از ولی امر مسلمین را مطرح کرده و خواستار محاکمه بر اساس شریعت میشود. در پایان، بر لزوم تغییر رفتار حکومت با منتقدان، فساد ناشی از قدرت حاکم، درخواست آزادی زندانیان شیعه و سنی، نقد وهابیت و فتنهانگیزی مذهبی آل سعود، عدم سکوت در برابر ستم و حمایت آمریکا از رژیمهای وابسته عربی تأکید میکند و به انتقاد از حکومتهای استبدادی عربی و رژیمهای خلیج فارس میپردازد.

رأی مثبت به جمهوری اسلامی ایران در همهپرسی ۱۰ فروردین ۱۳۵۸
متن با خطاب به ملت ایران آغاز میشود و به اهمیت رأی هر فرد در همهپرسی پیش رو برای تعیین سرنوشت کشور اشاره دارد. پس از نابودی رژیم استبدادی، بر لزوم برپایی نظامی جدید تأکید میشود که آزادیهای فردی و اجتماعی را در چارچوب قوانین اسلام تضمین کند. در ادامه، با وجود آزادی کامل مردم در ابراز عقیده، حکومت جمهوری اسلامی به عنوان نظامی معرفی میشود که قادر به تأمین آزادی، رفاه، وحدت ملی و رعایت حقوق اقلیتهاست. در پایان، نویسنده اعلام میکند که شخصاً به «جمهوری اسلامی» رأی خواهد داد و از ملت ایران میخواهد که در این برهه حساس تاریخی، آگاهی و رشد اجتماعی، سیاسی و اسلامی خود را به جهانیان نشان دهند و برای ترقی و سعادت مردم در پیروی از تعالیم اسلام دعا میکند.

وجوب جهاد علیه رژیم بعثی عراق تا آزدی آن کشور و استقرار نظام اسلامی در آن
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر آغاز میشود و سپس ملت عراق را خطاب قرار میدهد. در ادامه، به رنجها و ستمهایی که رژیم بعثی بر مردم عراق روا داشته، اشاره میکند و اقدامات وحشیانه این رژیم، از جمله زندانی کردن، شکنجه و اعدام دهها هزار نفر از مؤمنان و دانشمندان دینی را محکوم میکند. در بخش بعدی، شهادت دانشمندان و جوانان را مایه پایداری ملت میداند و آمادگی خود را برای شهادت اعلام میکند. در پایان، بر هر مسلمان عراقی در داخل و خارج از کشور، جهاد و دفاع برای نابودی رژیم حاکم، آزادی عراق و برپایی نظام اسلامی را واجب میشمارد.

شادمانی از خلع محمدعلی شاه قاجار
این شعر با ستایش از سپهدار (محمدولی خان تنکابنی) آغاز میشود که با هنر خود، استبداد را از بین برده و عدالت را در همه جا برقرار ساخته است. در ادامه، به خلع محمدعلی شاه قاجار اشاره میکند که از هیبت سپهدار، شبش به روز روشن تبدیل شده و در نهایت از تاج و تخت خود خوار و شرمنده گشته است. شعر با اشاره به استعفای شاه و بیزاری او از کردارش به پایان میرسد و تاریخ این واقعه را در قالب یک مصرع «شه مات سپهدار شده» بیان میکند.
رأی مثبت به جمهوری اسلامی در همهپرسی ۱۰ فروردین ۱۳۵۸
در پاسخ به استفتایی از مردم قم، آیتالله روحانی رأی دادن به «جمهوری اسلامی» را صلاح دین و دنیای ملت ایران و تنها راه حفظ استقلال، جلوگیری از تجزیه کشور و تأمین حقوق و آزادیهای انسانی میداند. او از ملت ایران میخواهد که با حفظ وحدت کلمه، همگی به «جمهوری اسلامی» بدون کم و زیاد رأی دهند.

مساوات و عدالت اجتماعی
سخنرانی با استناد به آیات قرآن و احادیث، چهار رکن اصلی ترقی و سعادت یک ملت را مساوات، امنیت، حریت و امتیاز فضلی (شایستهسالاری) معرفی میکند. در ادامه، مفهوم صحیح مساوات را اجرای یکسان حدود الهی برای همه افراد جامعه، بدون توجه به جایگاه اجتماعی، میداند و وضعیت نابسامان ایران را ناشی از عدم اجرای این اصول و شیوع جهل و ظلم برمیشمارد. سپس با مقایسه ایران با کشورهای اروپایی در زمینه پیشرفت علمی و صنعتی، بر اهمیت علم و دانش برای آبادانی و ترقی تأکید میکند. در پایان، با اشاره به وضعیت گذشته ایران و وسعت آن، مردم را به تحصیل علم، فرستادن فرزندان به مدارس جدید و آموختن علوم و فنون نوین ترغیب میکند تا از عواقب ظلم و جهل رهایی یابند و به سوی پیشرفت و اتحاد گام بردارند.

وجوب احقاق حقوق سیاسی توسط عراقیها با قوه قهریه، در صورت عدم قبول آن توسط انگلیسیها
متن با تأکید بر وجوب احقاق حقوق سیاسی مردم عراق آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم رعایت صلح و امنیت در اقدامات اولیه تأکید شده است. در پایان، به این نکته اشاره میشود که در صورت عدم پذیرش مطالبات مردم توسط دولت انگلیس، استفاده از سلاح و مبارزه با دشمن مجاز خواهد بود.

مکالمه خیالی در اثبات و رد مشروطیت
این مکالمه خیالی میان «مقیم» و «مسافر» به بررسی ماهیت مشروطه و تفاوت آن با استبداد میپردازد. مقیم در ابتدا مشروطه را عامل خرابی ایران میداند و آن را امری جدید و خلاف شرع میپندارد. مسافر در پاسخ، مشروطه را همان قانون و دستورالعمل پیامبر اسلام معرفی میکند که در طول زمان به فراموشی سپرده شده و اکنون مشروطهخواهان به دنبال احیای آن هستند. او با استناد به آیات و روایات، مشورت و شورا را از اصول اسلام میداند و سلطنت مطلقه را خلاف شرع معرفی میکند. در ادامه، مسافر به تفصیل به تبیین پانزده تفاوت اساسی میان نظام مشروطه و استبداد میپردازد. این تفاوتها شامل نحوه اداره کشور، جمعآوری و مصرف مالیات، اجرای عدالت، آزادیهای فردی، ترویج علم و صنعت، و امنیت جانی و مالی مردم میشود. در هر مورد، میرزا هدایتالله (صاحبخانه) با ذکر حکایاتی از ظلم و فساد دوران استبداد، سخنان مسافر را تأیید میکند. در پایان، مقیم به شبهه «مشروطه مشروعه» اشاره میکند و مسافر با مقایسه آن با حیله معاویه و عمروعاص در جنگ صفین، این عنوان را دسیسهای برای از بین بردن مشروطه و بازگرداندن استبداد میداند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که برخی از مفاسد رخ داده در دوران مشروطه، ناشی از اقدامات دولتیان و مستبدین بوده و نباید به پای اصل مشروطه گذاشته شود.

شماری از خیانتها و جنایتهای دولت انگلیس در جنوب کشور
این بیانیه با طرح پرسشهایی خطاب به اقشار مختلف جامعه، به تشریح اقدامات تجاوزکارانه و استعماری دولت انگلیس در جنوب ایران میپردازد. در ابتدا، تصرف غاصبانه بخشهای مهم جنوب، استقرار دوازده هزار نیروی هندی، ورود کشتیهای جنگی و تجهیزات نظامی به بنادر، و تصرف جزایر خلیج فارس توسط انگلیس مورد انتقاد قرار میگیرد. سپس، همدستی انگلیس با حکام خائن محلی، سرکوب آزادیخواهان و استقلالطلبان، جلوگیری از فعالیت احزاب سیاسی و محروم کردن مردم از حق انتخاب وکیل پارلمان، از دیگر خیانتهای این دولت برشمرده میشود. در ادامه، به جمعآوری طلا و نقره مردم در ازای اسکناسهای بیاعتبار و جلوگیری از فعالیت مأموران سیاسی دولتهای دیگر در جنوب ایران اشاره میشود. بیانیه با انتقاد از احتکار آذوقه در سال قحطی و سانسور مراسلات پستی، به این نتیجه میرسد که دولت و ملت ایران باید در مقابل این تعدیات متحد شده و با اجازه ورود قشون ترک و آلمان، در برابر دولت انگلیس ایستادگی کنند تا استقلال ایران، به ویژه جنوب، حفظ شود. در پایان، از شنیدهها مبنی بر جایگزینی نیروهای انگلیسی به جای روسها در اصفهان ابراز نگرانی میشود.

استقرار آزادی و عدالت، هدف مشروطیت
متن با انتقاد از عدم مشارکت فعال مردم فارس و بنادر در نهضت مشروطه آغاز میشود و این عدم فعالیت را ناشی از عدم آگاهی از اهمیت مشروطیت و حقوق خود میداند. در ادامه، به تشریح مفهوم مشروطیت میپردازد و آن را به معنای احقاق حقوق ملت، اجرای عدالت، محدود کردن ظلم حکام و رفع بندگی از ملاکین معرفی میکند. همچنین، بر لزوم نظارت مردم بر نحوه مصرف مالیاتها تأکید میکند و بیان میدارد که مالیات باید صرف آبادانی کشور و حفظ حدود آن شود، نه مصارف شخصی حکام. در پایان، به سکنه جنوب ایران هشدار میدهد که از این فرصت تاریخی برای آزادی و اثبات حقوق خود استفاده کنند و به کسانی که مشروطیت را به آزادی در دین تعبیر میکنند یا با آن مخالفت میورزند، انتقاد میکند و جهل سیاسی یا ترس از دست دادن موقعیت را دلیل آن میداند.
محکومیت کشتار مردم تهران توسط رژیم شاه و درخواست عدم برگزاری هرگونه تظاهرات از سوی مردم
این بیانیه با ابراز تأثر و اندوه عمیق از فاجعه کشتار مردم تهران در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ و حوادث مشابه در مشهد و سایر شهرها آغاز میشود. در ادامه، این حوادث خونین را محکوم کرده و آن را نتیجه عدم توجه به خواستههای مشروع ملت ایران و روحانیت میداند. در پایان، ضمن اعلام همدردی با بازماندگان، از عموم مسلمانان و حوزههای علمیه درخواست همکاری در عزاداری را دارد و اکیداً توصیه میکند که از هرگونه تظاهرات و عملی که منجر به درگیری و سوءاستفاده مأموران شود، خودداری کنند تا از حوادث خونین بیشتر جلوگیری شود.

اهمیت و فواید قانون
متن با تشبیه فشار هوا به فشار استبداد، به نقد وضعیت بیقانونی و عقبماندگی ایران میپردازد. سپس با برشمردن مشکلات جامعه ایران در حوزههای بیکاری، بیسوادی، عدم ثبت احوال، فقدان فضاهای عمومی و ضعف بهداشت، این وضعیت را با کشورهای متمدن مقایسه میکند. در ادامه، به ریشههای تاریخی اطاعت بیچون و چرا از سلاطین اشاره کرده و پیامبر اسلام (ص) را اولین کسی معرفی میکند که با دعوت به قانون الهی، بشریت را از بندگی سلاطین رهانید و تمدن اسلامی را پایهگذاری کرد. متن سپس به افول تمدن اسلامی و اقتباس قوانین از سوی اروپاییان اشاره میکند و در پایان، با تأکید بر اینکه اصول تمدن از اسلام نشأت گرفته، مسلمانان امروز را به اتحاد، مجاهدت در راه خدا و پیروی از سیره رهبران صدر اسلام برای احیای مجدد تمدن اسلامی و رهایی از ظلم و بیقانونی فرا میخواند.
بهرهبرداری استکبار جهانی از اختلافات مذهبی مسلمانان، تلاش امریکا در جهت تفرقهافکنی و ناکامی وحدت اسلامی و تحریف انقلاب اسلامی ایران، لزوم وحدت مسلمانان در مقابله با استکبار
سخنرانی با اشاره به فقدان وحدت اسلامی و تقسیم امت به دو جناح شیعه و سنی آغاز میشود که مانع رشد کشورهای اسلامی شده و حکام ستمگر را در غارت داراییها یاری میدهد. در ادامه، به نقش حکام در دامن زدن به اختلافات مذهبی برای پنهان کردن چهره واقعی کفر و غفلت از مسائل عدالت و آزادی پرداخته میشود. سپس، دلایل ناکامی وحدت اسلامی علیرغم شعارهای طولانیمدت، از جمله تلقی استعمار از وحدت به عنوان تهدید و تلاش آمریکا برای جلوگیری از آن، بررسی میگردد. در بخش بعدی، بر لزوم اتخاذ روش قرآنی و تمرکز بر مشترکات برای دستیابی به وحدت سیاسی تأکید شده و نمونههایی از وحدت در مبارزه با اسرائیل و حمایت از مردم افغانستان ذکر میشود. سخنرانی به توطئههای استعمار برای تضعیف جنبشهای اسلامی و معرفی انقلاب ایران به عنوان انقلابی شیعی اشاره کرده و از مسلمانان میخواهد که وحدت اسلامی را تبلور آزادی و اسلامیت زندگی بدانند. در پایان، با طرح این پرسش که در صورت حضور پیامبر (ص) چه میکردیم، از مسلمانان میخواهد که از غرق شدن در تاریخ بپرهیزند و با تجدیدنظر در آگاهی و اخلاص خود، در برابر کفر جهانی متحد شوند و اسلام را در همه عرصهها حاکم گردانند.
معنای آزادی و حدود آن
سخنرانی با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به اهمیت چهار رکن اساسی برای آبادانی مملکت اشاره میکند. سپس به تبیین مفهوم «حریت» یا «آزادی» میپردازد و بیان میکند که در جامعهای که هزاران سال در بند و اسارت بوده، درک واقعی آزادی دشوار است. آزادی را با مساوات پیوند میزند و تأکید میکند که هیچکس بدون حکم الهی حق تعرض به جان، مال و ناموس دیگری را ندارد. در ادامه، آزادی را به مثابه رهایی از بندگی غیر خدا و پذیرش تنها حکم الهی تعریف میکند و آن را با مثال پدر مهربان و فرزندانش برای تبیین حکومت عادلانه و رعیت آزاد مقایسه میکند. در بخش بعدی، به اقسام آزادی شامل آزادی هویت، لسان، قلم، مطبعه، رأی و مجالس میپردازد. آزادی لسان و قلم را با مفهوم امر به معروف و نهی از منکر گره میزند و آن را از واجبات دینی میشمارد که بر همه مسلمانان واجب است و نه فقط علما. در پایان، به این نکته اشاره میکند که آزادی باید در چارچوب شرع و قوانین الهی باشد و از تهمت و غیبت پرهیز شود و بر لزوم اتحاد و اتفاق برای مقابله با ظلم و استبداد تأکید میکند.

افشا و محکومیت سرکوب و ایجاد تنگنا و محدودیتهای فراوان برای طلاب حوزه علمیه قم
متن با خطاب به ملت مسلمان ایران و مردم آزاده جهان آغاز میشود و به تشریح اقدامات سرکوبگرانه هیأت حاکمه از دوم فروردین ماه سال جاری میپردازد. در ادامه، به وقایع مدرسه فیضیه قم، دستگیری طلاب و سلب معافیت تحصیلی آنان، بازداشت آیتالله خمینی و سایر علما و گویندگان، و کشتار مردم در شهرهای مختلف اشاره میکند. سپس، به تلاش حکومت برای اغفال افکار عمومی از طریق انتخابات و بازگرداندن اجباری مراجع مهاجرتکرده به تهران میپردازد. در بخش بعدی، متن به اقدامات حکومت علیه روحانیت و حوزه علمیه قم، از جمله اخراج طلاب از مدارس و آواره کردن آنان، اشاره میکند. در پایان، طلاب حوزه علمیه قم شکایت خود را به خداوند و ولی عصر (عج) تقدیم کرده و از مسلمانان استمداد میجویند. متن با تأکید بر عدم تأثیر اقدامات قانونی مراجع بر حکومتی که به هیچ اصلی پایبند نیست، به آرامش و سکوت طلاب به احترام مراجع اشاره میکند و با استناد به آیات قرآن، به پیروزی نهایی حق و عدالت و خشم ملت مسلمان ایران تأکید میورزد و در نهایت، حملات به حوزه علمیه را بخشی از نقشهای وسیعتر برای سرکوب تمام حوزههای علمیه میداند و اعلام خطر میکند.
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و عدم انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام
هوشیاری مردم مسلمان ایران نسبت به دروغپردازیها و فریبکاریهای رژیم شاه
متن با اشاره به اطلاعیه سرلشکر پاکروان، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور، در مورد افشای خیانت روحانیت آغاز میشود. در ادامه، این اطلاعیه را تلاشی مذبوحانه و پروندهسازی از سوی هیئت حاکمه برای فریب مردم میداند و تأکید میکند که مردم بیدار شدهاند و ماهیت دستگاه حاکمه را شناختهاند. سپس به هیئت حاکمه توصیه میشود که با عقل و حیا به وضعیت خود بنگرند و از عقلا مشورت بگیرند. در بخش بعدی، با مقایسه عملکرد رژیم با یزید بن معاویه، تلاشهای حکومت برای توجیه اقدامات غیرقانونی و سرکوب مخالفان را بینتیجه میخواند. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که اگر هیئت حاکمه اشتباهات خود را میپذیرفت و حل مشکلات را به مراجع تقلید واگذار میکرد، محبوبیت کسب میکرد، اما به جای آن به قانونشکنی و ستیزه با ملت ادامه میدهد. سپس، با رد اتهامات مطرح شده در اطلاعیه پاکروان مبنی بر ارتباط روحانیت با یک عرب مرموز و دریافت پول، این اتهامات را ساختگی و بخشی از پروندهسازیهای دولت میداند. در پایان، با تأکید بر اینکه روحانیت بر قلوب مردم حکومت میکند و مردم فرامین آن را فرامین خدا میدانند، هشدار میدهد که با تجاوز به حریم قرآن و اسلام و سرکوب علما و مردم، نمیتوان کاری از پیش برد و مسلمانان تا پای جان برای تحقق خواستههای شرعی و قانونی خود ایستادگی خواهند کرد. متن با ابراز تأثر از شهادت مردم در فاجعه ۱۲ و ۱۳ محرم و طلب صبر برای خانوادههای داغدار به پایان میرسد.

اعلام ابطال همه قراردادهای خارجی دولت ایران در زمان تعطیلی مجلس شورا
این بیانیه با اشاره به اخبار منتشرشده در روزنامههای فرنگستان، نگرانی خود را از احتمال انعقاد قراردادی توسط دربار ایران با دو دولت همسایه ابراز میکند که به زعم نویسنده، حقوق ملت و استقلال کشور را تضییع خواهد کرد. در ادامه، به سابقه مبارزات ملت ایران برای مشروطیت و مشکلات داخلی پس از جلوس محمدعلی شاه اشاره شده و از نمایندگان دول دوست و به ویژه سفرای روسیه و انگلیس سؤال میشود که آیا در زمان تعطیلی پارلمان، دربار ایران حق دارد قراردادی مضر به آزادی و حقوق ایرانیان منعقد کند. در پایان، ملت اصفهان ضمن شکایت به دول و ملل متمدنه، به دو دولت همسایه اعتراض کرده و اعلام میکند که هرگونه قراردادی که در زمان تعطیلی پارلمان و برخلاف استقلال و منافع ملی ایران بسته شده باشد، از نظر ملت ایران لغو و بیاعتبار است و از این دو دولت انتظار میرود که مانع ترقی و آزادی ملت ایران نشوند و خود را شریک ظلم نکنند.
فواید مشروطه
متن با تأکید بر وظیفه عقلی هر فرد مسلمان ایرانی در قوام مشروطیت آغاز میشود و به تلاش شیاطین انسی برای شبههافکنی در میان علمای نجف و کربلا اشاره میکند. سپس، نویسنده به تبیین فواید شرعی و دنیوی مشروطه میپردازد. فایده اول، حلال شدن مواجب و مستمریهای دیوانی است که در زمان استبداد به دلیل اخذ مالیات ظالمانه، حرام تلقی میشد. فایده دوم، گشایش باب مجازات و اجرای حدود و نهی از منکر است. فایده سوم، تقویت اسلام از طریق اتحاد مسلمانان و اظهار ملیت در برابر کفار ذکر میشود. در ادامه، به مقایسه دوران استبداد و مشروطه پرداخته و ظلم و ستم سلاطین جور، از جمله تصاحب اموال مردم، رشوه و جریمه، و حتی فروش رعایا را تشریح میکند. متن با بیان اینکه چگونه مشروطیت ریشه ظلم را کنده و حقوق ملت را بازگردانده، به آزادی و برابری مردم اشاره میکند و در نهایت، مشروطیت را راهی برای رهایی از بندگی دولت مستبده ظالمه معرفی میکند.
چالشهای فراروی بشریت امروز: اهمیت ایمان به خدا و ارزشهای اخلاقی، فقدان عدالت اجتماعی، محاصره اقتصادی، آوارگی ملل مسلمان منطقه (به ویژه فلسطین)، نقش رهبران دینی در وادار کردن قدرتهای بزرگ به کنار گذاردن زبان زور و جنگ و توسعهطلبی و نیز تقویت همبستگی انسانی و همزیستی پیروان همه ادیان
این بیانیه گزارشی از دیدار آیتالله سید علی سیستانی با پاپ فرانسیس است. در این دیدار، درباره چالشهای بشریت امروز و نقش ایمان به خدا و ارزشهای اخلاقی در غلبه بر آنها گفتگو شد. آیتالله سیستانی به رنج مردم از ظلم، فقر، آزار دینی و فکری، سرکوب آزادیها، فقدان عدالت اجتماعی، جنگها، محاصره اقتصادی و آوارگی، به ویژه در فلسطین، اشاره کردند. ایشان بر نقش رهبران دینی در تشویق قدرتهای بزرگ به کنار گذاشتن زبان جنگ و توسعهطلبی و تقویت همبستگی انسانی و همزیستی مسالمتآمیز بین پیروان ادیان تأکید کردند. همچنین، به جایگاه عراق و اهتمام خود به امنیت و حقوق شهروندان مسیحی و نقش مرجعیت در محافظت از مظلومان اشاره نمودند. در پایان، برای پاپ و بشریت دعای خیر کرده و از سفر پاپ به نجف اشرف قدردانی شد.

راه حل بحران سیاسی بحرین: توافق حکومت و مخالفان برای تدوین قانون اساسی جدید و تضمین حقوق شهروندان، آزادی زندانیان سیاسی و انجام اصلاحات
متن با اشاره به تداوم جنبش اعتراضی مردم بحرین به دلیل افزایش سرکوب و دیکتاتوری، تنها راه خروج از بحران را توافق حکومت با مخالفان برای تدوین قانون اساسی جدید و ایجاد نهادهای مبتنی بر آن جهت تضمین حقوق شهروندان و به رسمیت شناختن جایگاه حاکمیتی آنها میداند. در ادامه، بحران سیاسی و حقوقی وخیم در بحرین را خطرناک توصیف کرده و پر شدن زندانها از مردم را اقدامی بیفایده و حتی مضر برای اهداف حکومت میشمارد. در پایان، وضعیت زندانها را عامل تشدید اعتراضات و خشم مردم دانسته و تأکید میکند که حکومت با این رویکرد، روز به روز از مردم خود دورتر شده و در انزوا و تضعیف داخلی و خارجی قرار میگیرد و به جای سازندگی، درگیر دغدغههای امنیتی با مردمش شده است.

اظهار حمایت و همدردی با مراجع دستگیر شده و تلاش در جهت رهایی ایشان
این نامه با ابراز تأثر شدید از بازداشت مراجع، علما، مبلغین و اساتید دانشگاه در ایام عزاداری حسینی به جرم امر به معروف و نهی از منکر آغاز میشود. نویسنده این اقدام را تأسی به سیدالشهداء دانسته و از عدم عبرتگیری مسئولین از واقعه کربلا انتقاد میکند. در ادامه، به جلوهگر شدن عظمت دین و آشکار شدن فقدان آزادی و وجود اختناق در کشور اشاره شده است. نویسنده ضمن اعلام پشتیبانی و هماهنگی با دستگیرشدگان، تأکید میکند که آنچه آنان گفتهاند، بیانگر دیدگاه همه روحانیون و ائمه اطهار است. در پایان، نویسنده عزم خود را برای تلاش در جهت آزادی دستگیرشدگان و عدم سکوت تا رفع گرفتاری آنان اعلام کرده و از مسلمانان میخواهد که به وظیفه یاری و پشتیبانی خود عمل کنند. همچنین، با اشاره به آیه قرآن، از ستمکاران انتقاد شده و برای دستگیرشدگان آرزوی رهایی و نصرت الهی میشود.

لزوم اصلاحات سیاسی در ایران
این مصاحبه با طرح سوالاتی درباره وضعیت مردم ایران آغاز میشود. در پاسخ، به استعداد و قریحه بالای ایرانیان اشاره شده و استبداد حاکم به عنوان مانع اصلی ترقی و آزادی عمل معرفی میشود. سپس، ارتباط گوینده با ایران و تلاشهای او برای رهایی از این وضعیت توضیح داده میشود. در ادامه، پیشنهاداتی برای اصلاح وضع دولت ایران و تشکیل حکومتی قابل تحمل ارائه میگردد و بر لزوم حمایت اخلاقی از مردم ستمدیده تأکید میشود. در بخش دیگری، امکان ایجاد روح آزادیخواهانه در اسلام با استناد به تعالیم قرآن و بدون مواجهه با مشکلات مشابه لوتر بررسی میشود. سپس، اصلاحات مورد نیاز در دربار ناصرالدینشاه و نقش اطرافیان جاهل او در سوء اداره کشور مورد بحث قرار میگیرد. در ادامه، به این سوال پاسخ داده میشود که آیا اصلاحات در میان شیعیان دشوارتر از اهل سنت است و در نهایت، تأثیر اصلاحات در ایران بر سایر کشورهای اسلامی و همچنین وضعیت مصر و هند تحت سلطه اروپا و انگلستان بررسی میشود.

آفات نهضت اسلامی ایران، بیثمر بودن استقرار دولت نظامی
سخنرانی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود که بر مغفرت الهی، صبر، یاری بر کافران و پرهیز از اطاعت از کفار تأکید دارد. در ادامه، به اهمیت شناخت آفتهای درونی و بیرونی مبارزه ملت ایران اشاره میشود و تأکید میگردد که عدم شناخت این آفتها، ملت را در دام توطئهها میاندازد. آینده نهضت اسلامی روشن و پیروزی مستضعفین و تشکیل نظام اسلامی است که الگویی برای تمام محرومان جهان خواهد بود. در بخش بعدی، به عمق توطئههای قدرتهای جهانخوار علیه نهضت اسلامی پرداخته میشود و تلاش استعمارگران برای از بین بردن اصالت اسلام و معرفی نهضت اسلامی به عنوان ارتجاعی نقد میگردد. همچنین، به دروغ بودن ادعای اصلاحات توسط رژیم پهلوی اشاره شده و تأکید میشود که ملت ایران برای احقاق حقوق غارتشده خود قیام کرده است. در ادامه، بیثمر بودن دولت نظامی و عدم وابستگی انقلاب ایران به شرق و غرب مورد تأکید قرار میگیرد و به تهمتهای وابستگی و به خطر افتادن استقلال ایران پاسخ داده میشود. در پایان، سه آفت درونی مبارزه (سستی، اختلاف و نافرمانی از رهبری) بر اساس آیات قرآن تشریح شده و از مردم خواسته میشود که از این آفتها دوری کنند. سخنرانی با تأکید بر عدم سازش و نامگذاری استادیوم تختی به نام «پهلوان غلامرضا تختی» به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
پرسش از مجلس شورا دربارۀ معنا، حدود وثغور مشروطیت و حریت (آزادی) در قانون اساسی
مهاجران آستان حضرت عبدالعظیم (ع) با احترام به وکلای مجلس شورای ملی، نگرانی خود را از سوءتعبیر لفظ «مشروطه» و «حریت» ابراز میکنند. از آنجا که این اصطلاحات در ایران سابقه نداشته، هرکس به گونهای آن را تفسیر میکند و برخی نادانان، حریت را به معنای «حریت مطلقه» و دخالت مجلس در امور شرعیه القا میکنند که موجب وحشت مردم شده است. از این رو، دو سؤال مطرح میشود: اولاً، معنی مشروطیت و حدود مداخله مجلس چیست و آیا قوانین مجلس میتواند مخالف شرع باشد؟ ثانیاً، مراد از حریت و آزادی چیست و مردم تا چه اندازه آزادند؟ مهاجران که در تأسیس این اساس نقش داشتهاند، خواستار پاسخ صریح و واضح به این سؤالات برای رفع نگرانی و جلوگیری از فساد هستند.
استبداد، علت عقبماندگی ایرانیان
متن با ابراز حیرت و تأسف از وضعیت ایران آغاز میشود و به رنجهای مردم تحت ستم استبداد اشاره میکند. سپس به این نکته میپردازد که چگونه هر فردی که قصد کمک به ملت را داشته، توسط استبداد سرکوب یا آواره شده است. در ادامه، نویسنده به مقایسه ایران با کشورهای اروپایی میپردازد و پیشرفت اروپا را نتیجه آزادی افکار و اختراعات میداند، در حالی که در ایران، استبداد مانع از بروز استعدادها و پیشرفت شده است. نویسنده همچنین به غارت منابع ایران توسط بیگانگان و ناتوانی مردم در مقابله با آن اشاره میکند. بخش بعدی به انتقاد شدید از پادشاهان قاجار میپردازد که برای سفرهای فرنگ و تجملات شخصی، کشور را به قرض و گرو میگذارند و به جای آبادانی، به ویرانی آن دامن میزنند. در پایان، نویسنده به این نکته اشاره میکند که حتی در دوران مشروطه نیز، استبداد به شکل دیگری ادامه یافته و کسانی که حرف حق میزنند، توسط اطرافیان پادشاه به بدخواهی متهم میشوند و این وضعیت به ویرانی کشور و پریشانی مردم منجر شده است.
آرزوی بیداری و بصیرت مردم ایران
این شعر با لحنی دعایی و انتقادی، به وضعیت نابسامان ایران در دوران استبداد صغیر میپردازد. شاعر با اشاره به خوابرفتگی ملت و خشکی درخت مملکت از ظلم استبداد، از خداوند میخواهد که مردم را بیدار کند و ایران را از وابستگی به کالاهای خارجی بینیاز سازد. او همچنین خواستار تغییر در ذات شاه جوان، دوری مجلس از بحرانها، و تبدیل خط کج به خط مستقیم است. شاعر با ابراز نگرانی از غریبشدن مذهب اسلام و خطر از دست رفتن نعمت مشروطه، از خداوند میخواهد که دانشوران را مصدر امور قرار دهد و عالمان رشوه خوار را رسوا کند. در پایان، شاعر با تأکید بر لزوم هوشیاری مردم و یاری دست غیبی به ایران، از خداوند میخواهد که ملت مجبور را مختار و بیبصیرت را اهل بصیرت گرداند و گرگان رشوتخوار را خوار سازد.
تطابق مشروطیت با اسلام
متن با استناد به آیه قرآن، تمدن را مجموعهای از افراد بشر میداند که شریعت و قانون شیرازه آن است و بدون آن تمدن گسیخته میشود. سپس به اثبات این نکته میپردازد که شریعت اسلام، حاوی تمام دقایق تمدن و ضامن ترقی بشر است و احکام آن بر اساس مساوات، عدالت، حریت و اخوت جاری میشود. در ادامه، مشروطیت را حکمی از احکام شریعت اسلام معرفی میکند که استبداد و پیروی از هوای نفس را حرام میداند و با استناد به آیات و روایات، بر لزوم شورا در امور عامه و عدالت پیشوا تأکید میکند. در پایان، کسانی را که مشروطیت را مخالف دیانت اسلام میدانند، جاهل یا دارای غرض نفسانی معرفی کرده و از مسلمانان میخواهد که از اسلام در برابر این اتهامات دفاع کنند و اجازه ندهند راه ترقی اسلام مسدود شود.
اعتراض به تجاوزات استقلال شکنانه انگلستان و روسیه به کشور و تهدید به برهم خوردن مناسبات دوستانه دو کشور و اقدام علیه آنها
متن با اشاره به ارسال رونوشت به سفارتخانهها و جراید محلی آغاز میشود. سپس با تأکید بر مسئولیت مشترک ملتها و تزلزل اساس دیانت اسلامی و استقلال ایران به دلیل حضور قوای بیگانه و یادداشت اخیر دولت انگلیس، اعتراض خود را به تجاوزات حقوقشکنانه روسیه و انگلستان اعلام میکند. در ادامه، از ملتهای آزاد جهان میخواهد که با این اعتراض حقطلبانه همراهی کنند و هشدار میدهد که ادامه این تعدیات میتواند روابط دوستانه ملت ایران و مسلمانان جهان را تغییر داده و جامعه اسلامی را به اقدامات دینی و وظایف نهایی خود وادار سازد. در پایان، اسامی علمای نگارنده ذکر شده است.
درخواست از کاردار عثمانی جهت راضی نمودن محمدعلی شاه برای افتتاح مجدد مجلس شورا
این نامه با ابراز ارادت به کاردار عثمانی آغاز میشود و به سابقه محرومیت ملت ایران از آزادی و مساوات در دوران استبداد اشاره میکند. سپس به اعطای قانون اساسی توسط مظفرالدین شاه و تأیید آن توسط محمدعلی شاه میپردازد، اما از کارشکنی مفسدین و خائنین در اجرای آن و مکدر شدن خاطر شاه از ملت گلایه میکند. در ادامه، به تعویق افتادن مکرر افتتاح مجلس شورای ملی و سنا و تضییقات وارده بر ملت توسط مفسدین اشاره شده و از کاردار عثمانی درخواست میشود تا این وضعیت را به اطلاع شاه برساند و برای احیای حقوق ملی و افتتاح مجلس شورا تلاش کند. در پایان، به ناامنیها، خسارات اقتصادی و وضعیت نابسامان ولایات مختلف اشاره شده و تأکید میشود که صبر ملت به سر آمده است. در حاشیه نیز جمالالدین افجهای بر اهمیت تشکیل مجلس شورا و مبارزه با استبداد برای حفظ استقلال مملکت تأکید کرده است.

انقلاب اسلامی ایران: تداوم ندای پیامبران
مقاله با تأکید بر تفاوت نهضت مردمی ایران با سایر حرکتهای مشابه جهانی آغاز میشود و آن را چشماندازی جدید برای تمدن بشری معرفی میکند. در ادامه، به اصالت و والایی اهداف و اخلاقیات این نهضت اشاره شده و غیبت نیروهای چپ و راست بینالمللی و محلی از صحنه آن، به رغم منافع موجود، مورد تأکید قرار میگیرد. سپس، به آگاهی ملت ایران از ماهیت سرکوبگرانه رژیم و تلاش آن برای جلب رضایت قدرتهای بزرگ اشاره میشود و مقاومت قهرمانانه مردم بدون سلاح ستایش میگردد. مقاله در ادامه، فراگیر بودن انقلاب را با حضور اقشار مختلف جامعه و مشارکت بازار، مدارس و مساجد نشان میدهد و سیستم اطلاعرسانی خاص مخالفان رژیم را تشریح میکند. در بخش پایانی، خاستگاه جنبش را اهداف انسانی و اخلاق انقلابی معرفی کرده و آن را تداعیکننده ندای پیامبران میداند. در نهایت، چهار نکته اساسی شامل لزوم بررسی و حمایت از این تجربه انسانی، ناکامی رژیم شاه با وجود امکانات فراوان، در معرض خطر بودن ارزشهای اخلاقی در ایران و ناتوانی رژیم در تضمین امنیت منطقهای در برابر جنبشهای مردمی، مطرح میشود و به قتلعامهای جاری در ایران و لزوم آگاهیبخشی جهانی در مورد آنها هشدار داده میشود.

اظهار تأثر و تأسف از نحوه خلع سلاح مجاهدان آذربایجانی
این تلگراف با اشاره به فداکاریهای مردم ایران برای کسب آزادی و شرافت، به وقایع اخیر دستگیری و تیر خوردن سرداران ملی و مجاهدین آذربایجانی و تحصن سردار محیی در سفارت عثمانی میپردازد. نویسندگان با ابراز نگرانی و اضطراب از این حوادث، از نایبالسلطنه و مجلس شورای ملی توضیح میخواهند که چگونه این سرداران و مجاهدین که مایه استقلال و احیای ملت بودهاند، هدف حمله عساکر دولتی قرار گرفتهاند و این اتفاق چه تأثیری بر امیدواری جوانان برای حفظ اساس مقدس آزادی خواهد داشت. در پایان، نویسندگان منتظر پاسخ معقول و آرام هستند.
ابزارهای تکامل انسان به سوی خدا، بشارت پیروزی حتمی و قریبالوقوع انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود که بر پیروزی نهایی حق بر باطل و امید مؤمنان در برابر یأس دشمنان تأکید دارد. سپس به تبیین نیازهای اساسی انسان شامل آسایش جسمانی، امنیت، محبت، صلح، برادری و ایمان میپردازد و بیان میکند که این نیازها در طول تاریخ ثابت بودهاند و انسان همواره در مسیر تکامل گام برداشته است. در ادامه، به بررسی موانع درونی (خصلتهای منفی) و بیرونی (نظامهای غلط و حاکمان ظالم) در مسیر تکامل انسان میپردازد و نقش اسلام را در خودسازی و بتشکنی برای رفع این موانع برجسته میکند. مبارزه کنونی با رژیم حاکم را عملی دینی و اسلامی و دفاع از حقوق غصبشده مردم میداند و با استناد به وعدههای قرآنی و تجربه تاریخی، پیروزی نهایی را حتمی و قریبالوقوع میخواند. همچنین، به پیامدهای عدم مبارزه و آینده سختتر اشاره میکند و به فساد اخلاقی، اقتصادی و فرهنگی رژیم پهلوی میپردازد. در بخش پایانی، به جنایات اخیر رژیم در سرکوب اعتراضات مردمی و حمله به بیمارستانها اشاره کرده و با یادآوری وقایع کربلا، مردم را به ادامه مبارزه و هوشیاری در برابر فریبهای دشمن دعوت میکند. سخنرانی با توصیههایی به جوانان برای کوتاه کردن موی سر در حمایت از سربازان فراری و به زنان مسلمان برای پرهیز از تجملگرایی و عدم خرید لوازم آرایش، به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
سفارشهای لازم به مشروطهخواهان برای ایجاد وحدت و همدلی
این نامه با اشاره به تلاشهای فلاسفه سیاسی اسلام برای تربیت جامعه و پدید آمدن مشروطیت بدون خونریزی، به نقد نطقهای بیدرایت برخی ناطقین و تجاوزات جراید بیسیاست میپردازد که به خیالات مستبدین کمک کرده و باعث تشویش افکار عمومی شده است. سپس، با اشاره به موفقیت ملت در استرداد حقوق و ترمیم خرابیها پس از استبداد صغیر، بر لزوم جلوگیری از جهل و سخنرانیهای تحریکآمیز و مزخرفات جراید تأکید میکند. در ادامه، از مخاطب میخواهد که به اصلاح و تعدیل لهجه مطبوعات و تقویم انحرافات آنها بپردازد و در جهت تألیف و تحبیب بین ملل اسلامی و دو دولت بزرگ اسلامی تلاش کند و اظهار مضادت و معادات مذهبی را به اتحاد و مؤاخات تبدیل کند. نامه به همراهی احرار عثمانی با مشروطهخواهان ایرانی اشاره میکند و از برگزاری جلسهای در مدرسه شیخالفقها و الحجج برای توفیق علما و حجج و تسدید توحید آنها خبر میدهد. در پایان، با ابراز تأسف از سستی عزیمت هیئت علمیه به دلیل اخبار فتح تهران و خلع و لبس و همچنین تلاش برخی آقایان کربلا برای توقیف حجج و آیاتالله، بر وظیفه مخاطب در تعلیم اخلاق و تعدیل ملکات مردم از طریق جراید تأکید میکند و خواستار جلوگیری از هتک ناموس شرع و تجاوز از حدود الهی میشود.
نوید بازگشت مشروطیت
این شعر با لحنی طنزآمیز و کنایهآلود، به وضعیت مشروطیت پس از به توپ بسته شدن مجلس میپردازد. در ابتدا، با تشبیه مشروطیت به فردی که از دنیا رفته، دعوت به برگزاری مجلس فاتحه و مراسم عزاداری برای آن میکند. در ادامه، با برشمردن آداب و رسوم مجالس ترحیم، به ظاهر به سوگواری برای مشروطه میپردازد، اما در پس این ظاهر، امید به بازگشت آن و انتقاد از وضعیت موجود را پنهان کرده است. در بخش پایانی، با اشاره به فداکاریهای مردم تهران، گیلان و تبریز، به نوعی به مبارزات مشروطهخواهان اشاره میکند و در نهایت، با تغییر لحن و ذکر «لعنه الله علی مشروطه» از زبان یک واعظ، به نقد مخالفان مشروطه میپردازد و در پایان دوباره با «رحمه الله علی مشروطه» به امید بازگشت آن اشاره میکند.
دعوت از مردم عراق برای افشای جنایات صدام حسین و تلاش در جهت سرنگونی وی و ایجاد حکومت مردمی در آن کشور
متن با حمد و ثنای الهی و سلام بر اهل بیت آغاز میشود. سپس با لحنی حماسی، مردم مظلوم عراق را خطاب قرار میدهد و به سابقه مبارزاتی و دینی آنان اشاره میکند. در ادامه، به تجاوز صدام حسین به کویت و جنایات او علیه مردم عراق، به ویژه شیعیان، میپردازد و او را سگی هار و طرد شده از سوی مستکبران توصیف میکند. متن این وضعیت را فرصتی طلایی برای مردم عراق میداند تا جنایات صدام را افشا کرده و انتقام خونهای ریخته شده را بگیرند. در پایان، سه وظیفه اصلی برای مردم عراق در جهت نابودی رژیم صدام برمیشمرد: از بین بردن موانع درونی، افشای تبلیغاتی جنایات رژیم و تأکید بر رهایی از طریق تمسک به اسلام، و تلاش برای جلوگیری از ظهور طاغوتی دیگر و اقامه حکومت الهی در عراق.

انتقاد شدید از دموکراسی دروغین در نیجریه و بازداشت غیرقانونی شیخ ابراهیم زکزاکی، تشکیل دادگاهی بینالمللی در آنباره
سخنان رهبر شیعیان غنا با اشاره به درخواستهای گسترده برای آزادی شیخ زکزاکی و تشکیل شبکه وکلای آفریقایی برای بینالمللی کردن پرونده آغاز میشود. در ادامه، وضعیت جسمانی وخیم رئیسجمهور نیجریه و ابراز همدردی معاون مسیحی او با قضیه شیخ زکزاکی مطرح میشود. سپس، انتقاد از دولت نیجریه به دلیل عدم توجیه حصر اجباری و اتهام رسمی علیه شیخ زکزاکی و تناقض آن با ادعای دموکراسی بیان میگردد. در پایان، این اقدامات به تلاشهای آمریکا، عربستان و رژیم صهیونیستی برای جلوگیری از گسترش تشیع در نیجریه و آفریقا نسبت داده میشود.
رفع شبهات از انگیزه تأسیس مجلس شورا و بیان موافقت اسلام با پیشرفت
متن با طرح شبهاتی در مورد لزوم تأسیس مجلس شورای ملی توسط علما آغاز میشود و به این پرسش پاسخ میدهد که چرا علما در این برهه تاریخی به دنبال اصلاحات مملکتی هستند، در حالی که در گذشته چنین رویکردی نداشتهاند. در ادامه، به چهار سناریوی محتمل در صورت عدم تأسیس مجلس (تسلیم به بیگانگان، تسلط فرقههای فاسد، قدرتگیری دهریها، یا اقدام علما) اشاره میکند و بر لزوم تشکیل مجلسی با قواعد مذهبی تأکید دارد. سپس به شبهه مخالفت قوانین مجلس با شریعت پاسخ میدهد و تفاوت مواد قانونی و هیئت قانونی را توضیح میدهد و بیان میکند که قوانین اسلامی خود کاملترین هستند و مجلس میتواند به اجرای آنها کمک کند. در بخش بعدی، به اهمیت تحصیل علوم و صنایع جدید برای حفظ استقلال و پیشرفت کشور میپردازد و در نهایت، مفهوم صحیح «آزادی» را از دیدگاه عقلای دنیا تبیین میکند و آن را با حفظ حقوق دیگران و بیان خیر عمومی مرتبط میداند. متن با دعا برای دوام سلطنت مظفرالدین شاه و تأکید بر نقش مجلس در حفظ اسلام و پیشرفت کشور به پایان میرسد.
علل استبداد پذیری ایرانیان
متن با اشاره به رنجهای ناشی از استبداد آغاز میشود و نویسنده از اینکه اکنون میتواند آزادانه از عدالت سخن بگوید، ابراز خرسندی میکند. در ادامه، به نقد مفهوم «آزادی دادن» میپردازد و آن را به معنای توبه از گناهان گذشته ملت در برابر استبدادگران تعبیر میکند. سه تقصیر اصلی ملت در پذیرش استبداد را برمیشمارد: اول، واگذاری آزادی به خودخواهان و حمایت بیدریغ از آنان؛ دوم، بیتوجهی به ارباب کمال و هنرمندان و همراهی با بیهنران که منجر به محو هنر و پذیرش بندگی شد؛ و سوم، ترجیح نفع شخصی بر نفع عمومی. در پایان، با تأکید بر شعار «رنج خود و راحت یاران طلب»، از مردم و سپس از امراء میخواهد که نفع عمومی را بر نفع شخصی مقدم بدارند تا رفاه و نظم در کشور برقرار شود و شرف در خدمت به ملت حاصل گردد.
لزوم پیرایش اسلام و سرافرازی مجدد مسلمانان
متن با توصیف وضعیت اسفبار مسلمانان تحت ستم و استبداد آغاز میشود و به قیام تبریزیان در برابر حاکمان ظالم اشاره میکند که با شعار آزادی و عدالت، مردم را به مبارزه فراخواندند. سپس به اصول اسلام در زمینه آزادی، مساوات و عدالت تأکید میکند و از وضعیت نابسامان کشور و دین پس از این قیامها ابراز نگرانی میکند. در ادامه، به خطرات دشمنان خارجی و داخلی، خرافات و جهل در میان مسلمانان، و تلاش کفار برای اضمحلال اسلام اشاره میکند. در پایان، نویسنده هدف خود را از نگارش این نامه، آگاهیبخشی به برادران دینی و وطنی درباره علل ترقی و تنزل ادیان و دول و تمایز دوست از دشمن بیان میکند و بر لزوم حفظ استقلال مملکت با وحدت دینی و عقیدتی تأکید میورزد.
انتقاد از سکوت و بیتفاوتی مجامع حقوق بشر غربی نسبت به تجاوز و اشتغالگری روسیه و انگلستان به ایران و تهدید به اقدام علیه متجاوزان
بیانیهای با اشاره به اصول حقوق بشر و آزادی، از سکوت مجامع بینالمللی در برابر تجاوزات روسیه و انگلستان به ایران انتقاد میکند. در ابتدا، به نقض حقوق ملت ایران توسط روسیه، از جمله انحلال مجلس ملی و اقدامات نظامی در تبریز و قزوین، اشاره شده است. سپس، همدستی انگلستان با روسیه در جنوب ایران و تلاش برای تضعیف استقلال کشور از طریق بهانهجوییهای نظامی و اقتصادی مورد نکوهش قرار گرفته است. در پایان، از ملت ایران به عنوان ملتی بیدار یاد شده و از تمام عدالتپروران جهان درخواست شده است تا برای رهایی ایران از چنگال این دو قدرت اقدام کنند.


اعلام غیرقانونی بودن دولت، مجلس و سلطنت پهلوی و مجرم بودن سران رژیم شاه، تشکیل دولت انقلاب و درخواست پیوستن سران ارتش به مردم
سخنرانی با ابراز همدردی با خانوادههای داغدار انقلاب آغاز میشود و به بررسی ریشههای مصیبتهای ملت میپردازد. در ادامه، سلطنت پهلوی از ابتدا غیرقانونی اعلام میشود، زیرا مجلس مؤسسان با زور سرنیزه تشکیل شده و حق تعیین سرنوشت نسلهای آینده توسط نسلهای گذشته نفی میگردد. سپس، دولت و مجلسهای ناشی از این سلطنت نیز غیرقانونی شمرده میشوند و مسئولان آنها مجرم شناخته میشوند. در بخش بعدی، به خیانتهای محمدرضا پهلوی در حوزههای اقتصادی (اصلاحات ارضی و وابستگی به خارج)، فرهنگی (عقبماندگی دانشگاهها و ترویج فحشا) و سیاسی (وابستگی به آمریکا و پایگاههای نظامی) اشاره میشود. در پایان، بر لزوم ادامه نهضت تا سرنگونی کامل رژیم تأکید شده و از ارتش خواسته میشود که به ملت بپیوندد و مستقل باشد. همچنین از بخشهایی از ارتش که به مردم پیوستهاند، تشکر میشود و هدف از این اقدامات، تشکیل دولت و مجلس بر اساس آرای مردم و حفظ یک نظام قدرتمند ملی عنوان میگردد.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست آزادیهای سیاسی و مذهبی و اجرای عدالت اجتماعی، اقتصادی، اداری و قضایی از رژیم آلسعود برای جامعه شیعه عربستان
این بیانیه با سپاس از خداوند و درود بر پیامبر و خاندانش آغاز میشود و با شش مقدمه، از جمله تأکید بر صراحت در بیان حقیقت بدون تقیه، اهمیت شنیدن دیدگاهها، تلخی اولیه حقیقت و شیرینی آن در درازمدت، لزوم قرائت بیطرفانه متون، امید به ظرفیتپذیری برای حقیقت و ماهیت «رافضی» (ستمناپذیر) اما مسالمتآمیز اندیشه شیعه، به تبیین مبانی خود میپردازد. سپس با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر اهمیت کرامت انسانی، تقوا، عدالت و قسط در حکومت تأکید میکند و این دو اصل (عدالت حاکم و قسط میان مردم) را ستونهای اصلی دوام حکومت میداند. در ادامه، شش درخواست کلی شامل عدالت و آزادی اعتقادی، شغلی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و کیفری را مطرح میکند. در بخش پایانی، ۲۵ درخواست تفصیلی برای جامعه شیعه عربستان ارائه میدهد که شامل به رسمیت شناختن مذهب شیعه، آزادی مذهبی، اصلاح برنامههای درسی، بازسازی بقیع، تأسیس مراکز دینی، استقلال دادگاههای شیعی، تشکیل مجلس فقها، آزادی ساخت اماکن مذهبی، سهمیه در رسانهها و مناصب حکومتی، ایجاد شهر دانشگاهی در قطیف، بازگرداندن کارمندان اخراجی، آزادی زندانیان سیاسی، حل معضل بیکاری، عدم برخورد امنیتی با مسائل، نگاه یکسان حکومت به مذاهب و تشکیل نهاد ملی برای رسیدگی به شکایات مردم است. بیانیه با دعای خیر و طلب یاری برای کلمه توحید به پایان میرسد.

اظهار امیدواری نسبت به استقرار مجدد مجلس شورای ملی
متن با ابراز همدردی با پناهندگان سفارت عثمانی در تهران آغاز میشود. در ادامه، امیدواری به عنایت شاهنشاه ایران، اتحاد جامعه اسلامی و نیات حسنه سفارت عثمانی بیان شده و برای تحقق آرزوی ایرانیان و انعقاد فوری مجلس شورای ملی در تهران دعا میشود. در پایان، ابراز امیدواری شده است که نعمت مشروطیت، که به دلیل سوءقصد خائنان به تعویق افتاده بود، به زودی در تهران نیز مانند آذربایجان و گیلان و سایر نقاط ایران، به همت پیشوایان دین و برادران غیور، برقرار شود و همگان در این امر همآواز گردند. متن با شعار «پاینده باد دین اسلام و آزادی» به پایان میرسد.
محکومیت عربستان سعودی به سبب اعدام روحانی انقلابی شیعه (شیخ نمر)، انتقاد شدید از فقدان دموکراسی در آن کشور
دبیرکل مجلس علمای هند، ریاست دورهای عربستان بر شورای حقوق بشر سازمان ملل را مضحک خوانده و خواستار اخراج این کشور از شورا شد. در ادامه، به فقدان دموکراسی و سرکوب مخالفان در عربستان اشاره شده و اعدام شیخ نمر و یک روحانی سنی مخالف را نمونههایی از این سرکوبها دانست. در پایان، به ناتوانی دولت هند در اعمال فشار بر عربستان به دلیل وابستگی نفتی اشاره شده است.
لزوم اتحاد میان شاه، دکتر مصدق و آیتالله کاشانی برای حفظ دستاوردهای نهضت ملی و آزادی و استقلال کشور
متن با استناد به آیه «وَ اعتَصِمُوا بِحَبل اللهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» آغاز میشود. نگارنده با مشاهده فقر و بدبختی جامعه و وضعیت بیماران، و با نگرانی از اختلافات میان سران نهضت ملی، به دیدار شاه، دکتر مصدق و آیتالله کاشانی رفته است. او بیان میکند که اتحاد اولیه که منجر به پیشرفتهای چشمگیر و عقبنشینی دشمن شده بود، اکنون به دلیل مسائل کوچک از بین رفته است. هشدار داده میشود که ادامه این تفرقه، تمام زحمات را به هدر داده و استقلال و آزادی کشور را به خطر میاندازد. راه حل، درخواست از همه افراد، احزاب و نمایندگان برای کنار گذاشتن طرفداریهای شخصی و استدعای اتحاد اولیه از شاه، آیتالله کاشانی و دکتر مصدق است. از شاه خواسته میشود که به مصدق و کاشانی نظر مرحمت داشته باشد، از مصدق انتظار میرود که منویات شاهانه و نظریات کاشانی را دنبال کند، و از کاشانی نیز پشتیبانی از سلطنت و افکار مصدق را وجهه همت خود قرار دهد. تاکید میشود که مسائل کوچک و شخصی باید کنار گذاشته شوند تا شکست قطعی و پشیمانی رخ ندهد. در پایان، از روزنامهنگاران و اطرافیان این بزرگان خواسته میشود که در جهت اتحاد تلاش کنند و در غیر این صورت، به کشور و آیندگان خیانت کردهاند. متن با آیه «وَ أَطِیعُوا اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنَازَعُوا فَتَفشَلَوا وَ تَذهَبَ رِیحُکُم وَ اصبِرُوا إِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرینَ» و سلام و صلوات پایان مییابد.

وجود نظم و قانون در نظام مشروطه
متن با اشاره به تصور نادرست مردم از استبداد آغاز میشود و بیان میکند که رفع استبداد کلی تنها با ترک تجاوزات و تعدیات جزئی در میان خود مردم امکانپذیر است. در ادامه، با استناد به آیه قرآن، بر لزوم تغییر درونی مردم برای تغییر وضعیت تأکید میکند و از مردم میخواهد که با ترک ظلم و ناراستی، به درستکاری و راستگویی عادت کنند تا از ظلم حاکمان نیز در امان بمانند. سپس، به لزوم همراهی ملت با دولت در امور مختلف، از جمله عدم مراوده با بیگانگان و استفاده از کالاهای خارجی اشاره میکند. در پایان، به تبیین مفهوم واقعی آزادی و حریت در نظام مشروطه میپردازد و تأکید میکند که آزادی به معنای ارتکاب هرگونه منکر و زشتی نیست، بلکه به معنای رعایت حدود و حقوق و عدم تجاوز به دیگران است و قواعد شرع اسلام در نظام مشروطه نیز جاری و ساری خواهد بود و امر به معروف و نهی از منکر همچنان لازم است.
جلوگیری از تبهکاری و افساد و غارت مستبدان
نامه با ابراز قدردانی از دریافت نامهای حاکی از حمایت و غیرت نسبت به ملت آغاز میشود. سپس به وضعیت نابسامان کشور اشاره میکند که در آن آزادی سلب شده و نقاط مختلف از داخل و خارج دچار آشفتگی و فساد شدهاند. نویسنده بیان میکند که مفسدان و مستبدان سابق با رشوه و فریب، مردم را مسحور و مقهور کرده و حتی برخی دوستان نادان را نیز فریب دادهاند. تأکید میشود که تا زمانی که حقوق مردم از این مفسدین بازپس گرفته نشود، هیچکس تمکین نخواهد کرد. در ادامه، به تعطیلی حقوق شرعیه و تضییع احکام الهی اشاره شده که منجر به فلج شدن ادارات و دوائر و گرفتار شدن آنها در سوء کردار و معصیت شده است. در پایان، درخواست میشود که از ایجاد زحمت برای دوستان غارتزده داخلی خودداری شود و تمام تلاش برای جلوگیری از مفسدین و دشمنان خارجی به کار گرفته شود، زیرا دوستان داخلی فقیر و مستأصل هستند و نیاز به ترحم و رعایت دارند.

بیانیه «گام دوم انقلاب»، خطاب به ملت ایران: انقلاب اسلامی، وفادار و پایبند به آرمانها و شعارهای خود؛ دستاوردهای چهل سال گذشته؛ چشمانداز ورود به دومین دوره خودسازی؛ جامعهپردازی و تمدنسازی
این بیانیه به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صادر شده و خطاب به ملت ایران، به ویژه جوانان است. بیانیه با اشاره به ورود انقلاب به دومین مرحله خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی، به بررسی دستاوردهای چهل ساله انقلاب میپردازد. در ادامه، شعارهای جهانی و فطری انقلاب اسلامی را تبیین کرده و بر دفاع ابدی از نظریه نظام انقلابی تأکید میکند. سپس، با برشمردن برکات انقلاب اسلامی در حوزههای ثبات و امنیت، علم و فناوری، مشارکت مردمی، ارتقاء بینش سیاسی، عدالت و معنویت، به تبیین اقتدار انقلاب و تغییر چالشها در برابر مستکبران میپردازد. در بخش پایانی، توصیههایی اساسی به جوانان در هفت سرفصل شامل علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزت ملی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن، و سبک زندگی ارائه میدهد و بر امید به آینده و نقش جوانان در تحقق اهداف انقلاب تأکید میکند.
.png&w=3840&q=75)
مقاومت، تنها راه پیروزی مردم بحرین؛ انتقاد شدید از سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم (رهبر مذهبی شیعیان آن کشور)
این بیانیه با خطاب قرار دادن مردم بحرین، مقاومت را تنها راه رسیدن به اهداف اسلامی و پیروزی در برابر دشمنان دین و کیان شیعه معرفی میکند. در ادامه، به حکام بحرین توصیه میشود که مردم این کشور تنها خواهان دموکراسی، آزادی و پیادهسازی احکام الهی هستند و اعمال فشار با اهداف الهی سازگاری ندارد. همچنین، سلب تابعیت از شیخ عیسی قاسم مورد انتقاد قرار گرفته و این اقدام مغایر با اصول کشورداری دانسته میشود. در پایان، با اشاره به وجوب خمس در مذهب اهلبیت (ع) و نقش آن در حمایت از فقرا و حوزههای علمیه، نسبت به تعدی به احکام مذاهب هشدار داده میشود.

جایگاه و مواضع سیاسی شیعیان نیجریه نسبت به تکثر قومی و مذهبی و سیاستهای دولت آن کشور
مصاحبهای با حجتالاسلام ابراهیم یعقوب زکزاکی، رهبر نهضت اسلامی نیجریه، به معرفی خود و سوابق تحصیلی و فعالیتهای اسلامیاش میپردازد. او ساختار نهضت خود را غیررسمی اما سازمانیافته توصیف میکند که هدف آن اشاعه آگاهی درباره اسلام است. زکزاکی به اتهامات مربوط به ارتباط با کشورهای خارجی و تأمین مالی پاسخ میدهد و تأکید میکند که فعالیتهایشان در چارچوب تواناییهای مالی خودشان است. او تجربه دستگیریهای مکرر خود را بیان میکند و معتقد است که حبس نمیتواند اراده او را از بین ببرد. در ادامه، به قدرت و نفوذ نهضت اسلامی در نیجریه اشاره میکند که از دانشگاه آغاز شده و به روستاها و شهرها گسترش یافته است. او دین اسلام را امری اجتماعی میداند و راهکار خود را برای حل مشکلات جامعه، وجود رهبران خداترس و پرهیز از فساد میداند. زکزاکی اتهامات نظامیگرا و خشونتآمیز بودن جنبش خود را رد میکند و آن را تبلیغات دولت میداند. او حق اعتراض مسالمتآمیز را از حقوق مردم میداند و به عدم نیاز به اجازه پلیس برای گردهماییهای مذهبی اشاره میکند. در پایان، آینده سیاسی نیجریه را به بیداری مردم و به دست گرفتن سرنوشت خودشان وابسته میداند و تفاوتهای قومی و مذهبی را یک برکت الهی میشمارد.

دفاع از نظرات خود درباره مشروطیت و مجلس شورا
متن با اشاره به ظلم و تعدیات عمال سلطنتی و وزرای خائن آغاز میشود که منجر به شکایت مردم به علما و مهاجرت کبری به قم شد. در ادامه، نویسنده بر نقش خود در پیشبرد مشروطیت و عزل عینالدوله و مسیو نوز تأکید میکند. سپس، دیدگاه خود را درباره مشروطیت و محدودیت سلطنت بیان میکند و بر لزوم مطابقت قوانین مجلس شورای ملی با شرع اسلام تأکید میورزد. در بخش پایانی، نویسنده مردم را به بیداری و تشخیص حق از باطل دعوت میکند و نسبت به آزادی بیحد و حصر مطبوعات که به ائمه اطهار توهین میکنند، هشدار میدهد. در انتها، با قسم به قرآن، بر عدم مخالفت خود با اصل مشروطیت و مجلس، مشروط بر اسلامی بودن قوانین، تأکید کرده و از مردم میخواهد که سخنان او را بدون تحریف و دروغ نقل کنند.

برملا کردن وعدههای دروغ انگلیسیها به مردم عراق و مقصر دانستن آنها، اعلام بدون قید و شرط استقلال عراق توسط انگلستان
نامه با اشاره به دریافت نامه فرماندار کل بغداد و انتشار آن در رسانهها آغاز میشود. نویسنده به تلاشهای پیشین خود برای جلوگیری از خونریزی و حفظ جان مردم اشاره میکند و بیان میدارد که راه حل این وضعیت، بازگرداندن حقوق غصب شده مردم است. سپس به اقدامات خشونتآمیز و سرکوبگرانه انگلیسیها از جمله تبعید، کشتار، زندانی کردن و اهانت به رؤسای عشایر اشاره میکند و این اقدامات را در تضاد با ادعاهای انگلستان مبنی بر ترحم، عدالت و آزادی دین و عقیده میداند. در ادامه، نویسنده به تفصیل، هر یک از این سه اصل را از دیدگاه خود تفسیر میکند و نشان میدهد که چگونه اقدامات انگلیسیها دقیقاً خلاف این اصول بوده است. در پایان، نویسنده بر لزوم اعطای استقلال کامل و بدون قید و شرط به مردم عراق تأکید میکند و نسبت به نتیجه مذاکرات مستقیم ابراز ناامیدی میکند.

محکومیت دولت عَلَم در تصویبنامه انجمنهای ایالتی و ولایتی و اعلام همراهی و حمایت از مواضع مراجع
متن با توصیف وضعیت ایران به عنوان گورستانی از آزادی و حاکمیت دیکتاتوری آغاز میشود. در ادامه، به تلاش برای خاموش کردن تنها نور امیدبخش، یعنی مرجعیت دینی، اشاره شده و از روحانیت و جوانان مسلمان برای دفاع از حریم پیامبر (ص) و آزادی مردم دعوت میشود. سپس، با یادآوری جنبش مشروطه و فداکاریهای ملت برای استقرار قانون اساسی، دولت وقت به دلیل وضع خودسرانه قانون و احیای استبداد عینالدوله مورد انتقاد قرار میگیرد. در پایان، بر عدم بازگشت به دیکتاتوری و تبدیل دموکراسی به استبداد تأکید میشود.

نقش مطبوعات در بیداری افکار عمومی و اهتمام علما در استقرار مشروطیت
متن با تأکید بر اهمیت مطبوعات در آگاهیبخشی و پیشرفت جامعه آغاز میشود و روزنامههای عصر مشروطه را عاری از تملق و دروغ و متمرکز بر استحکام عدالت، آزادی و ترویج تمدن اسلامی معرفی میکند. سپس به نقش مطبوعات در ایجاد اتحاد، تبیین حقوق و حدود و رساندن دادخواهیها اشاره کرده و توسعه مطبوعات را عامل اصلی ترقی و سعادت ملتها میداند. در ادامه، به تأسیس مشروطیت در ایران و نقش علما در پیشبرد آن میپردازد و همراهی حجج اسلام را علت اصلی موفقیت مشروطیت معرفی میکند. در پایان، با رد دیدگاه مخالفان که اسلام را مانع ترقی میدانستند، تأکید میکند که قواعد اسلام منبع تمام سعادات و ترقیات مملکتی است و تأسیس نهادهای جدید مانند مدارس و بانک ملی با اصول اسلام منافاتی ندارد.
معنی آزادی غربی: آزادی دشنام و اهانت به مقدسات دینی و جرم بودن تردید در هولوکاست
این بیانیه با خطاب قرار دادن جوانان فرانسه، از رئیسجمهور این کشور در مورد حمایت از اهانت به پیامبر اسلام و تلقی آن به عنوان آزادی بیان، انتقاد میکند. در ادامه، این رویکرد را توهین به شعور ملت فرانسه دانسته و با طرح پرسشی دیگر، به تناقض موجود در جرمانگاری تردید در هولوکاست در مقابل آزادی اهانت به مقدسات دینی اشاره میکند.
.png&w=3840&q=75)
محکومیت رژیم بحرین در محروم نمودن مردم انقلابی آن کشور از حقوق اولیه شهروندی و سرکوب آزادیخواهان
متن با طرح این مسئله آغاز میشود که ملت بحرین از حقوق سیاسی خود محروم است و وظیفه جریانهای معارض را ادامه فعالیت برای اصلاح وضعیت میداند. در ادامه، به وضعیت زندانهای بحرین و صدور احکام ظالمانه، از جمله اعدام بر اساس اعترافات تحت شکنجه، اشاره میکند و تجاوزات رسمی حکومت در ابعاد مختلف را مورد انتقاد قرار میدهد. سپس، با طرح دو موضع ملت و حکومت، پیشنهاد میکند که با قضاوت دین، وجدان انسانی و قوانین عادلانه، مشخص شود کدام طرف مخل روابط و عامل بحران است. در پایان، بر ضرورت ایجاد راهحلهای صلحآمیز، تأمین منافع ملی، برقراری رابطه سیاسی عادلانه و به رسمیت شناختن حقوق ملت تأکید میکند و لغو احکام اعدام و آزادی زندانیان سیاسی را راه حل این وضعیت میداند و تحقق این امر را برای عدالتخواهان ممکن میشمارد.

آینده انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با تعریف انقلاب و تمایز آن از کودتا آغاز میشود و انقلاب را طغیان مردمی علیه نظم موجود برای رسیدن به آرمانهای مطلوب معرفی میکند. در ادامه، به نقش مکاتب در ایجاد انقلاب میپردازد و اسلام را به دلیل دارا بودن عناصر تعرض و تهاجم (مانند جهاد و امر به معروف و نهی از منکر) مکتبی انقلابی میداند. سپس سه ریشه اصلی برای انقلابها را برمیشمارد: محرومیت مادی (انقلابهای طبقاتی)، مسائل انسانی مانند آزادی (انقلابهای آزادیخواهانه) و مکتب و ایدئولوژی (انقلابهای پیامبرانه). در پایان، انقلاب اسلامی ایران را یک انقلاب ایدئولوژیک معرفی میکند که همه عوامل آن، از جمله مبارزه با بیعدالتی، استبداد و استعمار، رنگ اسلامی به خود گرفته و بر مبنای تعالیم اسلام و سیره ائمه (ع) شکل گرفته است. سخنرانی با تأکید بر ضرورت شناخت دقیق ابعاد انقلاب برای حفظ و هدایت آن و دعای خیر برای مسلمین به پایان میرسد.

تقبیح پناهندگی مشروطهخواهان به سفارتخانههای خارجی و تأکید به فداکاری در راه مشروطیت
سخنران با تقبیح پناهندگی مشروطهخواهان به سفارتخانههای خارجی، این عمل را لکه ننگی بر تاریخ ایران میداند و بر عدم تکرار آن تأکید میکند. سپس با اشاره به اینکه این شب ممکن است آخرین شب آزادی و زندگی باشد، به تلاشهای گذشته برای برپایی مشروطیت و اثبات قابلیت ملت ایران برای آزادی و تمدن اشاره میکند. در پایان، بر لزوم فداکاری و آبیاری نهال آزادی با خون برای جاودانگی مشروطیت تأکید میشود.
محکومیت و استهزای وعده محمدعلی شاه قاجار جهت استقرار مجدد مشروطیت
متن با آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به نکوهش گفتار بدون عمل میپردازد. سپس به اعلان مشروطیت از سوی دربار محمدعلی شاه اشاره میکند و آن را با لحنی تمسخرآمیز و کنایهآمیز زیر سؤال میبرد. نویسنده این اعلان را صرفاً یک وعده توخالی میداند و بر این باور است که عمل نکردن به قول، موجب رسوایی و ننگ ملت ایران خواهد شد. در ادامه، با استناد به آیات و احادیث، بر اهمیت عمل بر قول تأکید میکند و بیان میدارد که دربار با این اعلان قولی، نه تنها به اعتبار خود نمیافزاید، بلکه موجب بدگویی و طعن جراید خارجی و تحقیر ملت ایران میشود. نویسنده با لحنی تند و عتابآمیز، درباریان را خائن و پستفطرت خطاب میکند و از آنها میخواهد که اگر توان اداره کشور را ندارند، استعفا دهند. در بخش پایانی، با طرح پرسشهای متعدد، به نقد وضعیت موجود و عدم تحقق وعدههای مشروطیت میپردازد. به بسته بودن مجلس، تشکیل کابینه استبدادی، عدم آزادی مطبوعات و مخابرات، حضور نیروهای خارجی و ادامه فعالیت عوامل استبداد اشاره میکند. در نهایت، این اعلان را فریبکاری برای ریشخند ملت میداند و از مردم میخواهد که بیدار باشند و فریب این دزدان راهزن مشروطیت را نخورند.
مدح رهبران مجاهدین مشروطه خواه گیلانی و تبریزی
این قصیده با ستایش مشروطه و آرزوی دوام آن آغاز میشود و به نقد استبداد و مفسدان میپردازد. در ادامه، با استفاده از تمثیلها و استعارات، به پیروزی عدالت و مشروطهخواهی بر ظلم و استبداد اشاره میکند و از تغییر اوضاع به نفع مشروطه سخن میگوید. سپس، با تأکید بر پایان دوران استبداد و جهل، به ستایش رهبران مشروطهخواه گیلانی و تبریزی، به ویژه ستارخان و باقرخان، میپردازد و شجاعت و غیرت آنان را در برقراری عدالت و آزادی میستاید. قصیده با تکرار مصرع «کار مشروطه تا نظام گرفت، مستبد حصبه و جذام گرفت» به پایان میرسد.
انتقاد از استبداد رنگین مشروطه خواهان
متن با توصیف تغییر شکل استبداد و حیلهگری در دوران جدید آغاز میشود. نویسنده ابتدا به مقایسه استبداد قدیم و جدید میپردازد؛ استبدادگران گذشته را افرادی نادان و بیپرده توصیف میکند که ظلمشان آشکار بود و به همین دلیل مورد نفرت مردم قرار میگرفتند. سپس به استبدادگران جدید میپردازد که با زرنگی و با استفاده از عناوین فریبنده مانند «مشروطیت»، «تمدن» و «آزادی»، مقاصد ظالمانه خود را پنهان میکنند و در لباس خیرخواهی به مردم آسیب میرسانند. در پایان، نویسنده ملت را به هوشیاری و دقت در اعمال و گفتار این افراد فرامیخواند و تأکید میکند که در این دوران خطرناک، غفلت جایز نیست و باید با احتیاط و مراقبت کامل، از فریب این افراد جلوگیری کرد.
محکومیت رژیم آدمکش شاه، اعلام عزای عمومی و رد هرگونه سازش با آن
متن با آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به سرنوشت ستمکاران اشاره دارد. سپس به وضعیت دردناک ملت ایران در سالهای اخیر میپردازد و تجاوز حکومت جبار به ارزشهای مادی و معنوی مردم را تشریح میکند. در ادامه، به نابودی کشاورزی به دلیل سیاستهای استعماری، تبدیل ایران به بازار مصرف کالاهای غربی، وضع قوانین ضد اسلامی، سلب آزادیهای فردی و اجتماعی، دیکتاتوری و خفقان، پر شدن زندانها از مبارزان مسلمان و کشتار و خونریزی گسترده در شهرهای مختلف ایران اشاره میکند. در بخش بعدی، به اعلام حکومت نظامی در یازده شهر و حمام خون ۱۷ شهریور در تهران اشاره شده و از ملت ایران پرسیده میشود که آیا میتوانند این جنایات را فراموش کرده و با این حکومت سازش کنند. در پایان، چهلمین روز این عزیزان را عزای عمومی اعلام کرده و ضمن تسلیت به خانوادههای داغدیده و ملت ایران، پیروزی مسلمین و نابودی دشمنان داخلی و خارجی را از خداوند متعال مسئلت میکند و با آیهای دیگر از قرآن کریم به پایان میرسد.

لزوم کسب دانشهای جدید برای جبران عقبماندگی تاریخی کشور
متن با خطاب به اقشار مختلف جامعه آغاز میشود و نویسنده رؤیایی را شرح میدهد که در آن فرشتهای او را به «مجلس شورای آسمانی» دعوت میکند. این مجلس نمادی از قرآن و مشورت الهی در خلقت آدم است. نویسنده پس از ورود به این مجلس نمادین، گفتگوی خداوند با فرشتگان درباره خلقت انسان و جانشینی او در زمین را بازگو میکند. فرشتگان ابتدا به دلیل فساد و خونریزی احتمالی انسان اعتراض میکنند، اما خداوند با علم خود و تعلیم اسماء به آدم، برتری او را اثبات میکند. در ادامه، نویسنده ده دستورالعمل از این مجلس آسمانی برای مجلس شورای زمینی (مجلس شورای ملی) استخراج میکند که شامل مواردی چون لزوم مشورت عمومی، تساوی حق رأی، آزادی افکار، خلوص بیان، طرد تحکم و پذیرش دلیل و برهان، اخذ نتیجه و اجرای حکم، تقدیس اصول و فروع احکام و تفریع فروع از اصول است. در پایان، نویسنده با اشاره به مخالفت شیطان با فرع حکم الهی و مقایسه آن با مخالفت برخی بزرگان با مجلس شورای ملی، دعا میکند که ملت ایران در مسیر قرآن و مجلس شورای ملی موفق باشد.
تداوم مبارزه برای رفع ظلم و فساد و جلوگیری از چپاول بیتالمال و تأمین آزادی و کوتاه کردن دست بیگانگان و عمال اسرائیل از کشور
متن با ستایش از فداکاری و احساسات پاک مردم ایران در حمایت از اسلام و روحانیت آغاز میشود و این فداکاریها را نشانهای از پیوند ناگسستنی مردم با دین و روحانیت میداند. در ادامه، بر تداوم مبارزه روحانیت برای حمایت از اسلام و قرآن، اجرای احکام الهی، بسط عدالت اجتماعی، رفع خفقان و ظلم، جلوگیری از چپاول بیتالمال، تأمین آزادی در چارچوب مقررات اسلامی، قطع نفوذ بیگانگان و عمال اسرائیل و اصلاح امور اقتصادی تأکید میشود. در پایان، ادعای روزنامه اطلاعات مبنی بر سازش روحانیت تکذیب شده و بر ادامه مبارزه تا تحقق خواستههای روحانیت و ملت مسلمان با اتکا به وعده نصرت الهی تأکید میگردد.

پاسخ به میریوسفعلی استرآبادی اکسیری در عدم ضرورت تقیه در هند
در ابتدای متن، نویسنده به عدم ذکر نام خود در نوشتههای مجادلهای اشاره میکند و هدف خود را رضایت الهی و فرصت دادن به دشمنان برای درک منشأ این آثار از سوی دانشمندان ایران و عراق بیان میکند. سپس به ماجرای ملا مقصودعلی تبریزی و کتاب انوار و همچنین کتاب لعنیّه شیخ علی اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که تبریزی را پند دهد و حتی پیشنهاد جستجو و سوزاندن کتابهای شیعه در آگرا را به طعنه مطرح میکند. در ادامه، به ماجرای میرحکیم ابوالفتح و کتاب شرح باب حادیعشر و کشته شدن شیخ زینالدین به دلیل نگهداری آن اشاره میکند و مخاطب را به خاطر عدم پند دادن به شیخ زینالدین و ابوالفتح سرزنش میکند. بخش اصلی متن به نقد دیدگاه مخاطب مبنی بر ضرورت مطلق تقیه و عدم نگارش کتب مناظرهای توسط علمای شیعه میپردازد. نویسنده با استدلال به وجود حاکم عادل در هند، تقیه را غیرضروری میداند و معتقد است شهادت، ایمان را جلال میبخشد و تنها افراد سستعقیده به تقیه متوسل میشوند. در ادامه، به بیمعنا بودن پذیرش همه کتابها توسط دوست و دشمن، به خصوص کتب امامت، اشاره میکند و با ذکر مثالهایی چون کتاب لعنیّه شیخ علی و نواقض میرزا مخدوم شریفی، این دیدگاه را رد میکند. سپس به کتاب تجرید خواجه نصیرالدین طوسی و نفرت اهل سنت از آن اشاره کرده و به طعنه میپرسد که آیا خواجه نصیرالدین نیازمند نصیحت «یوسف» بوده است. در پایان، با ذکر نمونهای از امالی شیخ ابوجعفر طوسی درباره قصیده دعبل خزاعی در نکوهش مأمون، نشان میدهد که حتی در گذشته نیز تفکر دقیق و ظریف مورد ارج بوده است. همچنین به نقد دیدگاه مخاطب درباره بیفایده بودن کتب ردّیه و تألیفات تاریخی میپردازد و بر اهمیت تلفیق اندیشهها و ارائه نظریات جدید تأکید میکند.
رژیم سعودی منشأ فتنهانگیزی و تولید و ترویج خشونت و ترور در جهان اسلام، نشانههای فروپاشی آن رژیم
سخنرانی با تسلیت شهادت شیخ محمد خاتون و شیخ باقر النمر آغاز میشود. سپس به توصیف شخصیت ساده و مسئولیتپذیر شیخ خاتون پرداخته و او را نماد مکتب مقاومت معرفی میکند. در ادامه، به نقد رژیم سعودی میپردازد و آن را حکومتی ظالم و استعماری میداند که با حمایت انگلیس تأسیس شده و هیچگونه نقد و اعتراضی را برنمیتابد. اعدام شیخ نمر را محکوم کرده و آن را نتیجه مطالبه حقوق مردم و آزادیهای طبیعی میداند، نه اقدامات مسلحانه یا تجزیهطلبانه. تأکید میشود که این اعدام پیامی خونین از سوی عربستان است که نشان میدهد برای افکار عمومی و احساسات مسلمانان ارزشی قائل نیست و هرگونه مخالفت را با خشونت پاسخ میدهد. در پایان، رژیم سعودی را منشأ اندیشههای تکفیری و تروریسم معرفی کرده و از همگان میخواهد که با شجاعت حقیقت را درباره این رژیم بیان کنند و خون شهدا را عامل فروپاشی آلسعود میداند.

محکومیت تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط مجلسین فرمایشی و تقاضای لغو آن
این بیانیه با اشاره به تبعید آیتالله خمینی به دلیل دفاع از دین، استقلال و حقوق ملت، به تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط مجلسین فرمایشی میپردازد. این لایحه به مستشاران آمریکایی مصونیت قضایی میدهد و به آنها اجازه هرگونه جنایت و تجاوز را میدهد. بیانیه، این اقدام را سند بردگی ملت ایران دانسته و به نقد عملکرد مجلسین در تصویب وامهای سنگین خارجی و عدم مقاومت در برابر دولت میپردازد. در ادامه، وضعیت اقتصادی نامناسب کشور و فقر مردم را نتیجه سیاستهای حاکمیت معرفی میکند و خفقان و سرکوب روحانیت را برای جلوگیری از آگاهی مردم از این خیانتها میداند. در پایان، ضمن دعوت به توسل به خداوند و امام زمان، از مردم میخواهد با حفظ آرامش و نظم، برای لغو این لوایح استعماری تلاش کنند.

انتقاد از ناکارآمدی دولت دکتر مصدق
متن با انتقاد از استفاده رادیو برای مقاصد شخصی و تخریب افراد صالح آغاز میشود. سپس به سابقه نهضت ملی ایران و نقش دکتر مصدق در آن اشاره میکند، اما عملکرد ۲۸ ماهه او را ناکارآمد و بدون دستاورد مفید میداند. در ادامه، مصدق را به تلاش برای تحکیم دیکتاتوری، انحلال مجلس از طریق رفراندوم غیرقانونی و سوءاستفاده از قدرت متهم میکند. همچنین، به وزرا و مأمورین دولتی هشدار میدهد که در صورت همکاری با اقدامات خلاف قانون، مسئول خواهند بود. در پایان، از ملت ایران میخواهد که از استقلال، وحدت ملی، آزادی و مشروطیت دفاع کنند و اجازه ندهند اقدامات مصدق به زوال این اصول منجر شود و تأکید میکند که هدف او تنها خیر ملت و مملکت است.

خدمات مجلس شورای ملی و سفارش اخلاقی به جراید
متن با ستایش از عملکرد مجلس شورای ملی در مدت کوتاه فعالیت خود آغاز میشود و به دستاوردهایی چون تأسیس بانک ملی، موازنه دخل و خرج دولت و ساماندهی ادارات دولتی اشاره میکند. سپس، نقش مجلس را در جلب حمایت مسلمانان جهان و اصلاح امور آنان برجسته میسازد. در ادامه، بر اهمیت اتحاد و اتفاق برای حفظ این دستاوردها تأکید کرده و به شدت از روزنامههایی که با فحاشی، تهمت و افترا به تفرقه دامن میزنند، انتقاد میکند. در پایان، با لحنی نصیحتآمیز، از روزنامهنگاران میخواهد که حتی اگر متدین نیستند، متمدن و سیاسی باشند و از آزادی بیان در جهت حفظ شرف و ناموس ملت استفاده کنند، نه تخریب و تفرقه.
رایزنی در قم برای اتفاق نظر در مورد خواسته های علما از شاه
این گفتگو با طرح سابقه روابط حسنه شیخ فضلالله نوری با دولت و همراهی او با مهاجرین آغاز میشود. سپس سید محمد طباطبایی به تشریح اهداف نهضت مشروطه میپردازد و آن را راهی برای محدود کردن قدرت پادشاه، تعیین حدود وزرا، رهایی مردم از اسارت و استبداد، و برقراری آزادی بیان و قلم، مساوات و قانونمداری معرفی میکند. در ادامه، شیخ فضلالله نوری ضمن تأیید برخی فواید مشروطه، نسبت به تندروی در ابتدای کار هشدار میدهد و با تأکید بر اینکه آزادی مطلق در اسلام کفر است، خواستار حذف واژه «آزادی» میشود. او همچنین بر لزوم مطابقت قوانین با شرع اسلام تأکید میکند و هرگونه محدودیت برای شرع را رد میکند. در پایان، سید محمد طباطبایی با اشاره به پیشرفت کار، هدف فعلی را رفع ظلم و آبادانی مملکت عنوان کرده و بر لزوم مشورت و همراهی در تهران تأکید میکند.


زمینههای پیدایش احزاب سیاسی
متن با طرح پرسشی درباره دو اصطلاح "اعتدالیون" و "انقلابیون" که از ایران به عراق رسیده و در جراید محلی و مکاتبات رایج شده، آغاز میشود. نویسنده از ماهیت این دو فرقه و نزاع بین آنها اظهار بیاطری میکند و نگران است که این اختلافات به استقلال کشور آسیب برساند. در ادامه، نویسنده به دو جنبه پاسخ به این پرسش اشاره میکند: یکی، شناسایی افراد و گروههایی که در ایران خود را به این فرقهها نسبت میدهند و قضاوت بین آنها که مجله درهالنجف به دلیل ماهیت سیاسی آن از پاسخ به آن معذور است. دیگری، تبیین حقیقت و منشأ پیدایش این فرقهها در جهان و تغییراتی که در حکومتها ایجاد کردهاند. سپس، به بررسی فرقههای سیاسی در اروپا میپردازد و از اشرافیت محافظهکار (اریستوکراسی) که بر اساس شرافت نسبی و برتری طبقاتی بنا شده بود، سخن میگوید. در ادامه، به ظهور دموکراسی در قرن ۱۸ میلادی اشاره میکند که برابری انسانی و نفی امتیازات موروثی را شعار خود قرار داد و مقاصد آن را در زمینههایی چون آزادی خرید زمین، برابری در آموزش، نفی تفاخر نسبی، الغای بردگی و آزادی زنان برمیشمارد. در بخش بعدی، به پیدایش سوسیالیسم (اشتراکیون) در قرن ۱۹ میلادی میپردازد که در واکنش به نابرابریهای اقتصادی ناشی از انقلاب صنعتی شکل گرفت. نویسنده به تفاوتهای این فرقه با دموکراتها در زمینه مساوات مطلق در ثروت و منصب اشاره میکند و دیدگاههای مختلف سوسیالیستهای فرانسه و آلمان را بیان میکند. در نهایت، به ظهور آنارشیسم (فوضویه و انقلابیه) در سال ۱۸۷۹ میلادی اشاره میکند که از دل سوسیالیستها برخاستند و به دنبال تغییر نظام اجتماعی از طریق شورش و آشوب بودند و این گروه را به دلیل عدم درک صحیح از آزادی و ایجاد اغتشاش، مورد انتقاد قرار میدهد.
انتقاد شدید از مخالفت رژیم بحرین با نمادهای سنتی مراسم عزاداری حسینی در آن کشور
این بیانیه به اهانت مزدوران آلخلیفه به شعائر عاشورایی در بحرین و جمعآوری پرچمهای عزاداری میپردازد. این اقدامات را نقض حق قانونی آزادی انجام شعائر دینی میداند که مردم بحرین صدها سال است آزادانه آن را انجام میدهند. همچنین نسبت به پیامدهای ناگوار این اقدامات که میتواند خشم مردم را در پی داشته و بحرانهایی در کشور ایجاد کند، ابراز نگرانی میشود. در پایان، بر لزوم حمایت از مراسم عزاداری حسینی تأکید شده و عاشورا متعلق به تمام مسلمانان معرفی میشود.


اظهار افسوس از عدم تغییر اوضاع کشور و مردم پس از مشروطه
این شعر با ابراز شکرگزاری از مشروطه و سرافرازی ملت آغاز میشود. سپس به انتقاد از گروهی ستمکار میپردازد که باطن خونخوار دارند و در لباس علما، امرا و وکلا ظاهر میشوند و وضعیت کنونی را تکرار همان اوضاع گذشته میداند. در ادامه، شاعر با خطاب به وکلای ملت، از افزایش مشکلات و از دست رفتن عزت و امنیت کشور ابراز تأسف میکند و وضعیت مردم ایران را متزلزل و غرق در ذلت توصیف میکند. شعر با اظهار ناامیدی از عدم گشایش در اوضاع و نفرین بر ذلت و بیغیرتی پایان مییابد.
نحوه بازگرداندن حاج شیخ فضل الله نوری و همراهانش از آستان حضرت عبدالعظیم (ع) به تهران
در این سخنرانی، دو رویکرد برای بازگرداندن حاج شیخ فضلالله نوری و همراهانش از مهاجرت به آستان حضرت عبدالعظیم (ع) مطرح میشود. رویکرد اول، التماس و درخواست از آنها برای عدم تفرقه در میان مسلمانان است که گوینده آن را بیاثر میداند. رویکرد دوم، استفاده از زور و اجبار است که گوینده به شدت با آن مخالف است و معتقد است نباید به آنها لباس مظلومیت پوشاند. در ادامه، به موضوع توقیف دستگاه چاپ سنگی آنها اشاره میشود و گوینده بیان میکند که توقیف آن، به معنای حقانیت آنها تلقی خواهد شد و قلم و زبان را نمیتوان توقیف کرد. در پایان، به مسئله تکفیر از سوی آنها پرداخته میشود و گوینده تأکید میکند که باید از کفر ترسید، نه از تکفیر.
تعارض یا عدم تعارض مبانی مشروطیت با احکام اسلام


درخواست از شورای امنیت سازمان ملل جهت تأمین آزادی انتخابات مسلمانان کشمیر برای تعیین سرنوشت سیاسی خود
این درخواستها با اشاره به اهداف تأسیس شورای امنیت سازمان ملل، وضعیت نامساعد و فشار طاقتفرسای مسلمانان کشمیر را مطرح میکنند. نویسندگان خواستار آزادی ملت کشمیر برای تعیین سرنوشت سیاسی خود و رهایی از مظالم هستند. تأکید میشود که عالم اسلام با بیصبری منتظر نتیجه این درخواستها است و این تقاضا، خواسته همه مسلمین جهان است. در پایان، از شورای امنیت خواسته میشود تا با رعایت عدالت و حقوق، مسلمانان کشمیر را از تعدیات ظالمانه حفظ کرده و به آنها اجازه زندگی در آسایش و آزادی رأیدهی را بدهد.



تأکید مجدد بر تشکیل عدالتخانه
متن با رد شایعه جهاد علیه پادشاه مسلمان آغاز میشود و بر مطالبه حقوق از طریق مسالمتآمیز و با استناد به قرآن و دعا تأکید دارد. در ادامه، از مردم تهران خواسته میشود تا برای ارائه عریضهای دیگر به شاه و اتمام حجت صبر کنند تا مظلومیت به جهانیان رسانده شود. سپس، با قسم به قرآن، هرگونه دریافت پول برای این حرکت تکذیب شده و آمادگی برای فداکاری در راه آزادی ملت و نجات وطن اعلام میشود. متن با تأکید بر عدم آرامش تا تشکیل عدالتخانه و هدف اصلی جلوگیری از خونریزی و تاراج اموال مردم به پایان میرسد.

محکوم کردن اختناق، سرکوب و ممنوعیت شعائر مذهبی، ودستگیری و حبس مسلمانان بیگناه عراق
متن با ستایش ملت عراق و ابراز همدردی با رنجهای آنان آغاز میشود و بر پیوند عمیق مرجعیت با مردم تأکید میکند. در ادامه، به مسئولان کشور هشدار داده میشود که سرکوب و محروم کردن مردم از حقوق انسانی و آزادیهای اجتماعی، به ویژه در انجام شعائر دینی، پایدار نخواهد بود. به اقدامات سرکوبگرانه حکومت، از جمله حذف اذان و نماز جمعه از رادیو، محاصره مراسم عزاداری امام حسین (ع)، پر کردن مساجد از نیروهای امنیتی و اجبار مردم به عضویت در حزب حاکم، اشاره شده و این اقدامات محکوم میشوند. در بخش پایانی، خواستار آزادی شعائر دینی و حسینی، پخش مجدد اذان و نماز جمعه از رادیو، توقف ثبتنامهای اجباری در حزب بعث، آزادی زندانیان و پایان دادن به بازداشتهای غیرقانونی میشود. در نهایت، بر لزوم مشارکت جدی مردم در اداره امور شهرها از طریق انتخابات آزاد محلی تأکید شده و اعلام میشود که این خواستهها، خواستههای یک امت است و برای تحقق آنها، مردم به مقاومت فراخوانده میشوند.

اعلام کیفرخواست علیه حاج شیخ فضلالله نوری و صدور حکم اعدام برای وی
کیفرخواست علیه شیخ فضلالله نوری با طرح این مقدمه آغاز میشود که ظلم و جور حاکمان و عالمان ریاکار، مردم را به سمت مشروطیت سوق داد. مشروطیت به معنای محدود کردن قدرت پادشاه و حاکمان و اجرای احکام اسلام بدون تبعیض است. در ادامه، به نقش اولیه شیخ فضلالله در تأیید مشروطه و حضور هشت ماهه او در مجلس شورا اشاره میشود و سپس به چرایی تغییر موضع او و مخالفت شدیدش با مشروطه میپردازد. کیفرخواست، شیخ فضلالله را متهم به ایجاد تفرقه، خونریزی، هتک آبرو، غارت اموال و تخریب آبادیها میکند و به سوگندشکنیهای مکرر او در برابر قرآن و علما اشاره دارد. همچنین، به نقش او در تحصن حضرت عبدالعظیم، جمعآوری اوباش و صرف اموال در راه فساد، و تحریک محمدعلی شاه به سرکوب مشروطهخواهان و بمباران مجلس اشاره میکند. کیفرخواست، اقدامات شیخ فضلالله را در راستای حمایت از استبداد و مخالفت با عدالت و آزادی مردم میداند و او را مسئول ویرانیها و خونریزیها معرفی میکند. در بخش پایانی، سؤالاتی از شیخ فضلالله پرسیده میشود و او به اتهامات پاسخ میدهد. در نهایت، دادگاه با استناد به فتوای مراجع نجف اشرف و اقدامات شیخ فضلالله علیه حکومت ملی، او را مفسد فیالارض شناخته و به اعدام محکوم میکند.
شرح استبداد رژیم قاجار و استمداد از ملکه و دولتمردان انگلستان
وضعیت نابسامان ایران در دوره قاجار، شامل خرابی کشاورزی و صنعت، کاهش جمعیت، زندانی شدن بهترین افراد و غارت اموال مردم توسط پادشاه و وزرا را تشریح میکند. به ویژه، وزیر اعظم (امینالسلطان) را فردی بیرحم و فاسد معرفی میکند که اختیار مطلق بر جان و مال مردم دارد. همچنین، به بیقانونی و عدم وجود حکومت واقعی در ایران اشاره میکند و از بین رفتن نفوذ نجبا و شرفا را عامل اصلی این وضعیت میداند. مردم ایران را مستعد انقلاب و شورش میداند و از دولت انگلیس میخواهد که به جای حمایت از پادشاه مستبد، از مردم ایران حمایت کند. به تجربه خود از دستگیری و تبعید اشاره میکند و از ملکه و پارلمان انگلیس میخواهد که در مورد نقض حقوق مردم ایران و فرمانهای صادر شده از پادشاه، توضیح بخواهند. در پایان، هشدار میدهد که اگر انگلیس اقدامی نکند، روسیه برای منافع خود به ایران کمک خواهد کرد و این وضعیت به ضرر منافع انگلیس خواهد بود.

دستاوردهای انقلاب اسلامی: استقلال و آزادی، تلاش در جهت اجرای عدالت اقتصادی در جامعه
سخنرانی با تأکید بر اسلامی بودن انقلاب و نقش محوری مستضعفین در پیروزی آن آغاز میشود. در ادامه، دستاوردهای عمومی انقلاب مانند استقلال و آزادی سیاسی و انتخابات، به عنوان ارمغانهایی برای همه اقشار جامعه، به ویژه مستضعفین، تشریح میگردد. سپس، به دستاوردهای خاص محرومین پرداخته شده و ضمن اعتراف به عدم تحقق کامل اهداف دولت در خدمت به مستضعفین به دلیل مشکلات موجود، بر لزوم حرکت دولت در مسیر خدمت به این قشر و تنظیم سیاستهای اقتصادی و مالی بر این اساس تأکید میشود. در پایان، با رد مباحث انحرافی پیرامون مالکیت خصوصی و سقف ثروت در اسلام، بر ضرورت تنظیم سیستم مالی کشور بر اساس قسط و توزیع عادلانه ثروت تأکید شده و با استناد به فتوای امام خمینی در مورد حرمت مال حاصل از قرض ربوی، فقه غنی اسلام را پشتوانه قوی برای تدوین قوانین در جهت رفع فقر و محرومیت معرفی میکند.

ابراز شادمانی از پیروزیهای نظامی مشروطهخواهان
این تلگراف با ابراز شادمانی از پیروزیهای پیدرپی مشروطهخواهان در تبریز، رشت و اصفهان آغاز میشود. در ادامه، برای تمامی مجاهدان غیور آرزوی پیروزی و نصرت شده و در پایان، سلام مخصوص نگارندگان به همه مخاطبان ابلاغ میگردد.


تعقیب یکی از آزادیخواهان و استعمارستیزان هندی در ایران توسط مأموران انگلستان
این نامه با ابراز تأسف از وضعیت روزنامه «حیات» آغاز میشود و به فعالیتهای آزادیخواهان هندی علیه سیاستهای استعماری انگلستان میپردازد. در ادامه، به تلاشهای این گروهها برای بیداری مردم هند و ایران اشاره میکند و سرکوب روزنامهنگاران و فعالان هندی توسط انگلیسیها را شرح میدهد. سپس، به ماجرای یکی از این آزادیخواهان به نام «صوفی» میپردازد که پس از فرار از هند به ایران آمده و در بوشهر و شیراز تحت تعقیب مأموران انگلیسی قرار میگیرد. نامه با اشاره به پناه بردن صوفی به خانه یک مجتهد و فشار حکومت محلی برای تسلیم او به کنسول انگلیس، به فرار مجدد او و نامعلوم بودن سرنوشتش پایان مییابد.
آرزوی استقرار آزادی و حکومت قانون در نظام مشروطه
متن با گلایه از برخوردهای منفی و اتهامات ناروا نسبت به نویسنده آغاز میشود که به دلیل انتقاد از وضعیت کشور و تأکید بر لزوم اصول و قانونمداری، مورد شماتت قرار گرفته است. در ادامه، نویسنده به تغییر نگرش مردم و درک اهمیت «اصول»، «قانون» و «آزادی» اشاره میکند، هرچند همچنان از عدم قوام مجلس شورای ملی و وجود افراد جاهطلب در آن انتقاد دارد. نویسنده بر این باور است که تا زمانی که نفسانیات کنار گذاشته نشود، آزادی واقعی جاری نگردد و مردم علم نیاموزند، امیدی به انتظام کشور نیست. در بخش پایانی، به برپایی مجلس شورای ملی و آشکار شدن خرابیهای ناشی از سلطنت شخصی و استبداد اشاره شده و بدهکاریهای کلان کشور که در گذشته پنهان بود، افشا میشود. در انتها، نویسنده به گفتگویی با یک ایرانی در حیدرآباد اشاره میکند که در آن بر لزوم اجرای عدالت و تأسیس اساس معدلت تأکید شده و نویسنده زمان را مقتضی صبر نمیداند.
انتقاد و ملامت روحانیون مخالف مشروطه
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود و به انتقاد شدید از گروهی از افراد میپردازد که آنها را «نامردانِ به غیرت» و «دیوسیرتانِ آدم صورت» میخواند. این افراد به دلیل عدم درک تمدن، انسانیت، عدل و مساوات، و همچنین جهل و بیخبری، به تخریب و آزار مردم مشغولند. نویسنده این افراد را به القای شبهه در قلوب عوام و ایجاد نفاق متهم میکند و به طور خاص به مخالفت آنها با مشروطه اشاره دارد که آن را عین مشروعه میداند. در ادامه، نویسنده از تلاشهای مجاهدین و رؤسای اسلام مانند آیتالله سید محمد طباطبایی و حجتالاسلام سید عبدالله بهبهانی در راه مشروطه تقدیر میکند و مخالفت با قانون اساسی را مخالف با موازین شریعت مطهر میداند. در بخش پایانی، متن به اهمیت تمدن و آزادی اشاره کرده و از مردم میخواهد که فریب حیلهگران را نخورند. سپس با خطاب قرار دادن مردم خراسان، آنها را به دلیل عدم مشارکت فعال در نهضت مشروطه مورد ملامت قرار میدهد و از حرکتهای غیورانه مردم آذربایجان، فارس، گیلان، کرمان و اصفهان در مطالبه قانون اساسی تمجید میکند.
اظهار تعجب و گلايه از دولت انگليس در همدستى با دولت روسيه در اشغال ايران بر خلاف مواضع آزادیخواهانه آنها
این نامه با ابراز احترام به دولت انگلیس آغاز میشود و به امیدواری همیشگی ملت ایران و روحانیت به عدالتخواهی و آزادیپروری این دولت اشاره میکند. سپس، از همدستی دولت انگلیس با روسیه در اشغال ایران و نقض استقلال و آزادی کشور ابراز تعجب و گلایه شده است. در ادامه، به مقاومت ملت بیدار ایران در برابر سلطه بیگانگان و آمادگی برای فداکاری در راه حفظ استقلال تأکید میشود. در پایان، از دولت انگلیس خواسته شده تا روسیه را از اقدامات ناحق خود در ایران منصرف کند و مانع از خونریزی و لکهدار شدن حیثیت انسانیت شود.


معنا و مفهوم جمهوری اسلامی ایران
این مصاحبه به تبیین مفهوم «جمهوری اسلامی» میپردازد. در ابتدا، به ابهاماتی که در مورد تعارض جمهوری اسلامی با دموکراسی مطرح میشود، پاسخ داده و توضیح میدهد که «جمهوری» به شکل حکومت (انتخاب مردم برای مدت موقت) و «اسلامی» به محتوای آن (اداره بر اساس اصول اسلامی) اشاره دارد. سپس، به نقد دیدگاههایی میپردازد که حاکمیت ملی را منافی با پذیرش اسلام میدانند و تأکید میکند که ملت ایران در انقلاب مشروطه نیز اسلام را به عنوان قانون اساسی پذیرفته بود. در ادامه، به مسئله تحولات زمان و ثابت بودن قوانین اسلامی میپردازد و با ذکر مثالهایی از فقه و قرآن، نشان میدهد که چگونه اصول کلی اسلام با تغییر مصادیق، قابلیت انطباق با شرایط جدید را دارد. در بخش بعدی، به مقایسه دموکراسی و سوسیالیسم با دیدگاه اسلامی میپردازد و ناسازگاریهای ذاتی آنها را بیان میکند. همچنین، به نقد اومانیسم و تلاش برای ایجاد معنویت منهای مذهب میپردازد و بر نیاز بشریت به «تعبیری روحانی از جهان، آزادی روحانی فرد و اصول اساسی جهانی» تأکید میکند. در ادامه، به چرایی حذف کلمه «دموکراتیک» از عنوان «جمهوری اسلامی» میپردازد و تفاوت آزادی در اسلام با دموکراسی غربی را تشریح میکند. در پایان، به تحلیل انقلاب ایران و ویژگیهای منحصر به فرد آن میپردازد و ریشههای آن را در استبداد، استعمار، تحریف فرهنگی و جریحهدار شدن عواطف اسلامی میداند. همچنین، نقش رهبری امام خمینی در بازگرداندن هویت اسلامی به مردم و حفظ دستاوردهای انقلاب را با تأکید بر ایمان ملت به نیروی خویش و بازگشت به ارزشهای اصیل اسلامی، تبیین میکند.

زمینههای دینی، سیاسی و فرهنگی بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی و آفات و خطرات فراروی آنها؛ تجربهآموزی از انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با خوشامدگویی به حضار و تلاوت آیاتی از سوره احزاب آغاز میشود که بر تقوا، عدم اطاعت از کافران و منافقان، پیروی از وحی الهی و توکل بر خدا تأکید دارد. در ادامه، به «بیداری اسلامی» به عنوان یک تحول بزرگ در میان ملتهای منطقه اشاره میشود که ریشههای تاریخی و تمدنی دارد و محصول تراکم معرفتها و تجربههای ۱۵۰ سال اخیر است. تحولات دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی و انقلاب اسلامی ایران به عنوان تجربیات درسآموز مطرح میشوند. سپس، سه محور اصلی بحث شامل هویت قیامها، خطرات و آسیبها، و پیشنهادهایی برای پیشگیری از آسیبها معرفی میگردد. در بخش اول، بر حضور واقعی و عمومی مردم در میدان مبارزه و جهاد تأکید میشود و این حضور مردمی به عنوان عامل اصلی پایداری انقلابها و عدم انحراف آنها معرفی میگردد. به عنوان مثال، قیام مردم مصر در میدان تحریر و دیگر کشورهای منطقه ذکر میشود. اصول این انقلابها شامل احیای عزت ملی، برافراشتن پرچم اسلام، ایستادگی در برابر سلطه آمریکا و اروپا، و مبارزه با رژیم صهیونیستی برشمرده میشود. مردمی بودن این انقلابها مهمترین عنصر هویت آنها دانسته شده و دخالت قدرتهای خارجی مانند ناتو در لیبی مورد نقد قرار میگیرد. در بخش دوم، به آسیبها و خطرات پیش روی انقلابها پرداخته میشود که به دو دسته داخلی (مانند احساس پایان کار پس از سقوط دیکتاتور، مرعوب شدن از دشمن، اعتماد به دشمن، غرور و ایجاد اختلاف) و خارجی (مانند روی کار آوردن عناصر وابسته به غرب، ارائه بدیلهای انحرافی، نفوذ در میان انقلابیون، و در نهایت هرج و مرج، تروریسم، جنگ داخلی، حصر اقتصادی و هجوم تبلیغاتی) تقسیم میشوند. اسناد لانه جاسوسی در ایران به عنوان شاهدی بر برنامهریزی آمریکا برای بازگرداندن استبداد ذکر میشود. در بخش سوم، توصیههایی بر اساس تجربه ایران و مطالعه دیگر کشورها ارائه میشود. این توصیهها شامل توکل به خداوند، اعتماد به نصرت الهی، به کارگیری خرد و شجاعت، بازخوانی دائمی اصول انقلاب (استقلال، آزادی، عدالتخواهی، نفی استبداد و استعمار، نفی تبعیض و صهیونیسم)، عدم اعتماد به قدرتهای غربی، پرهیز از اختلافات مذهبی و قومی، و نظامسازی بر پایه مردمسالاری اسلامی است. همچنین بر لزوم پرهیز از تحجر و افراطگرایی مذهبی و اعتماد به نسل جوان تأکید میشود. سخنرانی با تأکید بر اینکه بیداری اسلامی یک واقعیت مشهود است و نیاز به شکلدهی و به سرانجام رساندن دارد، و با تکرار آیات ابتدایی سوره احزاب به عنوان دستورالعملی جامع، به پایان میرسد.
.png&w=3840&q=75)
ابراز شادی و تهنیت به مناسبت پیروزی مشروطهخواهان
این شعر با ابراز شادمانی از پایان دوران ستم و آغاز عصر جدیدی برای ایران آغاز میشود. در ادامه، به رنجها و سختیهایی که ملت در دوران استبداد متحمل شده، اشاره میکند و از پیروزی مشروطهخواهان و خوار شدن دشمنان سخن میگوید. سپس، به نقش شخصیتهای برجستهای چون ستارخان، سپهدار و سردار اسعد در این پیروزی اشاره کرده و از مجاهدتهای آنان تقدیر میکند. در پایان، برای این قهرمانان و ملت ایران آرزوی موفقیت و پایداری میکند و شکرگزاری خود را از این پیروزی بزرگ ابراز میدارد.
ابراز نفرت و انزجار از سرکوب خونین تظاهرات مسالمتآمیز مردم قم و برملا شدن چهره دروغین آزادیخواهی و دموکراتیک رژیم شاه
این بیانیه با اشاره به فاجعه خونین قم در ۲۹ محرم ۱۳۹۸ (۱۹ دی ۱۳۵۶) که در پی توهین روزنامه اطلاعات به مقدسات اسلامی و آیتالله خمینی رخ داد، آغاز میشود. در ادامه، به تعطیلی دروس حوزه علمیه و بازار قم در اعتراض به این توهین و تجمع مسالمتآمیز طلاب و مردم در منازل مراجع اشاره میکند. سپس، حمله کماندوها و مأموران مسلح به این جمعیت آرام، کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از مردم، از جمله یک کودک سیزده ساله، و جمعآوری اجساد توسط پلیس را تشریح میکند. در بخش بعدی، با طرح پرسشهایی انتقادی، تناقض میان ادعاهای رژیم شاه درباره آزادی و دموکراسی با سرکوب خشونتآمیز مردم را به چالش میکشد. در پایان، ضمن تسلیت به امام زمان (عج)، روحانیت و عموم مسلمین، انزجار شدید خود را از این اعمال وحشیانه ابراز داشته و برای موفقیت ملتهای مسلمان در دفاع از حریم اسلام دعا میکند.
محکومیت ادعای دموکراسی دروغین دولت هند در نادیده گرفتن حقوق انسانی مسلمانان کشمیر
بیانیهای در روز «جمهوری هند» صادر شده که به مظلومیت مسلمانان کشمیر و پایمال شدن حقوق انسانی آنها اشاره میکند. این بیانیه، کشتار مسلمانان و نادیده گرفتن حق انتخاب سرنوشت مردم کشمیر را لکه ننگی بر جمهوریت حکومت هند و مدعیان مردمسالاری میداند. همچنین، حکومت نارندرا مودی به اعمال فشار و محدودیت بر مسلمانان کشمیر و هندوستان متهم شده و درگیریهای مرزی بین هند و پاکستان نگرانکننده توصیف شده است.
تفاوتهای آزادی در انگلستان و در هندوستان مستعمره آن کشور
این متن به مقایسه مفهوم و مصادیق آزادی در انگلستان و هندوستان تحت استعمار بریتانیا میپردازد. در ابتدا، نویسنده تفاوتهای اساسی بین حکومت خودی در انگلستان و حکومت بیگانه در هند را برمیشمرد. سپس، به تفاوت در وضعیت شهروندان، نقش مردم در قانونگذاری، محدودیتهای حکومت، ترس حکومت از مردم، و توزیع مناصب عالیه اشاره میکند. در ادامه، به تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی مردم دو منطقه، از جمله یکپارچگی مذهبی و زبانی در انگلستان در مقابل تنوع در هند، و سطح آگاهی و دانش عمومی مردم میپردازد. در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که آزادی در انگلستان برای صاحبان دانش است، در حالی که در هند، به دلیل جهل و عدم درک صحیح از آزادی، به اشرار و جاهلان فرصت سوءاستفاده میدهد و هرگونه اعتراض به ظلم را بغاوت و سرکشی مینامند.
محکومیت ترور شیخ راغب حرب و تجلیل از شخصیت جهادی، انقلابی، مردمی و استعمارستیز او
این متن با تجلیل از شخصیت شیخ راغب حرب آغاز میشود و او را مجاهدی معرفی میکند که زندگیاش را وقف اسلام و مبارزه با افکار کفرآلود کرده بود. در ادامه، به شیوههای مبارزاتی خردمندانه او در برابر اشغالگران و استعمارگران اشاره میکند که شامل تحریم کالاهای دشمن و مقاومت در برابر برنامههای آنان بود. سپس، به ترور شیخ راغب حرب توسط دشمن اشاره میکند که به گمان خود قصد توقف جنبش آزادیخواهی را داشت، اما شهادت او پیامی از عظمت خداوند و مقاومت امت بود. در پایان، نویسنده از دست دادن شیخ راغب حرب را بخش مهمی از زندگی خود میداند و بر ادامه راه مبارزه و عدم تسلیم در برابر زورگویی دشمن تأکید میکند.
بشارت فتح تهران
این شعر با مژدهای از پیروزی و گشایش الهی آغاز میشود و فتح تهران را نتیجه لطف پروردگار و کوششهای ملت و مجاهدان میداند. در ادامه، به نقش سرداران مشروطه مانند محمدولی خان تنکابنی و ستارخان اشاره کرده و از همت آنان در پایداری دین و آزادی سخن میگوید. شعر به پیروزی مساواتیان و بازگشت مجلس اشاره دارد و خائنان را خوار و بیدادگران را مغلوب معرفی میکند. در پایان، با ستایش از احمدشاه جوان و آرزوی پایداری مجلس مشروطه، برای احرار، دانشوران و سپهداران دعا میکند.
مخالفت با اندیشه و اعمال حاج شیخ فضل الله نوری
متن با هشدار نسبت به خطر «مشروطه مشروعه» آغاز میشود و آن را بدتر از استبداد گذشته میداند. در ادامه، این جریان را به تلاش برای احیای استبداد در پوشش دین و روحانیت، رواج ظلم با حربه تکفیر و معرفی آزادی و تمدن به عنوان مخالف اسلام متهم میکند. در پایان، مشروطه مشروعه را نمادی از استبداد، کهنهپرستی و عوامفریبی معرفی میکند که قصد دارد دستاوردهای آزادی و عدالت را از بین ببرد و ایرانیان را از استقلال و آزادی محروم سازد.
حقوق بشر
سخنرانی با تأکید بر حقوق ذاتی انسانها آغاز میشود و بیان میکند که این حقوق فارغ از جایگاه اجتماعی، ثروت، دین یا نژاد برای همه بشر ثابت است. سپس به نقد شدید حکام و اعیان مملکت میپردازد که رعایا را همچون حیوان فرض کرده و حقوق آنها را نادیده میگیرند و این وضعیت را ناشی از تملق شاعران و چاپلوسان میداند. در ادامه، به مقایسه با حکومت عادلانه کریمخان زند میپردازد که خود را «وکیلالرعایا» مینامید و این رویکرد را نمونهای از سلطنت مشروطه میداند. سپس به دو نوع استبداد جسمانی (حکام ظالم) و روحانی (علمای سوء) اشاره میکند. استبداد جسمانی را با مثالهایی از ظلم حکام و فساد اداری و مالیاتستانی بیرویه شرح میدهد و وضعیت اسفناک سربازان را نتیجه این فساد میداند. برای اصلاح امور نظامی، پیشنهاد میکند که کار به اهلش سپرده شود و ظلالسلطان را برای وزارت جنگ مناسب میداند، مشروط بر اینکه وزیر جنگ تابع قانون و مسئول در برابر مجلس باشد. در بخش استبداد روحانی، به علمای دنیاپرست و فاسق میپردازد که با اعمال خود، دین مردم را متزلزل میکنند و با استناد به احادیث، آنها را بدترین فقها میخواند. در پایان، به اهمیت شناخت حقوق فردی و ملی اشاره میکند و ملت ایران را به دلیل غفلت و جهل، «ملت میته» مینامد. همچنین به بیتفاوتی نسبت به قراردادهای خارجی (مانند قرارداد ۱۹۰۷) که سرنوشت ایران را تعیین میکنند، انتقاد میکند و وضعیت مجلس شورای ملی را نیز به دلیل عدم وجود وکلای کاردان و متدین، نامطلوب میداند و خواستار حضور افراد شایسته در مجلس میشود.

تأیید مشروطیت و رد نظرات علمای منتقد و مخالف
این رساله در پاسخ به پنج مغالطه مطرح شده توسط مخالفان مشروطه نگاشته شده است. در ابتدا، به نقد این دیدگاه میپردازد که دین اسلام کامل است و نیازی به قانون جدید ندارد و وکلا حق قانونگذاری ندارند. پاسخ میدهد که وظیفه وکلا قانونگذاری در امور عرفی و سیاسی است، نه احکام شرعی، و هدف مشروطه محدود کردن استبداد و حفظ نظم مملکت است. در ادامه، به مغالطه دوم که ولایت در امور سیاسی را مختص مجتهدین میداند، پاسخ میدهد که مجلس شورا باید از مجتهدین خالی نباشد و حاکم شرع نیز باید با مشورت عقلا عمل کند. مغالطه سوم درباره اعتبار اکثریت آرا در قانونگذاری و منافات آن با مذهب شیعه را رد میکند و توضیح میدهد که نظر اهل خبره در امور سیاسی ملاک است و در صورت تعارض، رأی اکثریت اهل خبره ترجیح دارد. مغالطه چهارم که برابری اهل ذمه با مسلمانان را نفی میکند، با استناد به قوانین اولیه اسلام و حقوق اهل ذمه در پناه اسلام پاسخ داده میشود. در نهایت، مغالطه پنجم که آزادی قلم و مطبوعات را به معنای آزادی در محرمات میداند، با تاکید بر حفظ شرف مردم و ممنوعیت محرمات در سایر مواد قانونی رد میشود و مواردی که غیبت و افشای معصیت جایز است، توضیح داده میشود. در پایان، نویسنده هدف خود را آگاهیبخشی به امت و دفع اباطیل عنوان میکند.

انتقاد از حرمت شکنی مطبوعات
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که چرا ایرانیان به اهداف خود نمیرسند و همواره در مسیر پیشرفت سرگردان میمانند. سپس با ذکر مثالی از شرکتهای اروپایی که با اتحاد و اتفاق، ثروت را به کشور خود جلب میکنند، به نقد تقلید ناقص ایرانیان از این الگو میپردازد. اشاره میشود که چگونه شرکتهای متعددی با نامهای مختلف تأسیس شدهاند، اما هیچیک به نتیجه نرسیدهاند. در ادامه، به گسترش مدارس و سپس روزنامهها در دوران مشروطه اشاره میشود و بیان میگردد که چگونه بینظمی و بیاصولی در کار مطبوعات، باعث انزجار مردم از روزنامهها شده است. در پایان، به تلاش علما، وکلا و وزرا برای وضع قانون مطبوعات و محدود کردن آزادی قلم اشاره میشود و این اقدام را نتیجه عملکرد نامناسب صاحبان جراید میداند که با انتقادات تند خود، دلهای هموطنان را جریحهدار کردهاند.
تقبیح اقدامات ضد انسانی و ضد اسلامی ساواک
این نامه با شرح بازداشت شش ماهه نویسندگان در قزلقلعه و تضییقات اعمال شده بر آنان آغاز میشود. به بازرسی غیرقانونی منزل، ضبط کتب و وجوه شرعیه، اهانت و شکنجه در مراحل بازجویی اشاره شده و از آسیبهای جسمی وارده به فرزند حسینعلی منتظری و حمله مأموران به منزل عبدالرحیم ربانی شیرازی که منجر به سقط جنین و بیماری خانوادهاش شد، سخن به میان میآید. در ادامه، به سابقه تلاش برای اصلاح حوزه علمیه قم و سوءاستفاده ساواک از این جلسات برای پروندهسازی علیه منتقدان دولت و تبعید امام خمینی پرداخته میشود. سپس، به پیشنهاد ساواک برای تبعید داوطلبانه از قم اشاره شده که به دلیل مغایرت با موازین دینی، قانون اساسی و حقوق بشر رد میشود. در پایان، دولت به از بین بردن آزادی قلم و بیان، جلوگیری از امر به معروف و نهی از منکر روحانیت، تضعیف روح دینی و اخلاق اسلامی در جامعه، ترویج فساد و تصویب قوانین ضد اسلامی متهم شده و نسبت به خطر جدی برای اساس دین و مذهب در کشور هشدار داده میشود. نامه با ابراز تأسف از وضعیت موجود و تأکید بر تحمل سختیها برای حفظ اسلام و کشور، خواستار تشکیل محکمهای صالح برای رسیدگی به اقدامات غیرقانونی دولت میشود.

اخذ قوانین و مقررات اروپایی از اسلام و پیشاهنگی اسلام و مسلمانان در ایجاد مجلس شورا
متن با تأکید بر برتری اسلام در تأسیس اصول حکومتی آغاز میشود و بیان میکند که ترقی و تنزل دولتها به اتحاد ملت و دولت و وجود مجلس شورا بستگی دارد. در ادامه، به نقد دیدگاه اروپاییان میپردازد که این شیوه حکومتی را از ابداعات خود میدانند و اسلام را مخالف تمدن و موافق استبداد معرفی میکنند. متن با استناد به آیات قرآن، احادیث نبوی و سیره ائمه، اثبات میکند که اسلام از ابتدا بر پایه مشاوره، آزادی و عدالت بنا شده و قوانین آن اساس ترقی و تمدن بودهاند. سپس، با مقایسه آزادی و شیوه حکومتی در صدر اسلام با وضعیت اروپا، برتری اسلام را در این زمینه نشان میدهد. در پایان، به وقایع مربوط به تأسیس مجلس شورای ملی در ایران و نقش مظفرالدینشاه و محمدعلیشاه در این امر اشاره میکند و ابراز امیدواری میکند که با احیای قوانین اسلامی، ایران و سایر ممالک اسلامی به عظمت و ترقی اولیه خود بازگردند.
ایجاد هراس در میان مردم نسبت به مشروطه خواهان
متن با خطاب به مشروطهخواهان و آزادیطلبان آغاز میشود و نسبت به مشروطه مشروعهخواهان هشدار میدهد. در ادامه، مشروعهخواهان را مستبدینی معرفی میکند که قصد دارند استبداد را در پوشش دین احیا کرده و با حربه تکفیر، ظلم و ستمگری را رواج دهند. متن بیان میکند که این گروه آزادی و عدالت را مخالف دین اسلام جلوه میدهند تا مردم عوام را فریب داده و مشروطیت را از بین ببرند. در پایان، مشروعه مشروعهخواهان را به عنوان استبداد و کهنهپرستی در لباس جدید معرفی میکند که قصد دارند دستاوردهای ملت را از بین ببرند و ایران را ناتوان از آزادی و تمدن نشان دهند تا مردم برای همیشه در بندگی و بردگی باقی بمانند.
رساندن فریاد مظلومیت ایران از تجاوز استقلالشکنانه انگلستان و روسیه به دولتها و آزادیخواهان جهان
این تلگراف با هدف رساندن صدای مظلومیت ملت ایران به جهانیان، به شرح گرفتاریهای کشور پس از استبداد و تجاوزات روسیه و انگلستان میپردازد. در ابتدا، به بهانهجوییهای دولت روس برای ورود قشون به ایران و تعهدات دروغین آن برای خروج اشاره میکند. سپس، به نقش انگلستان در همراهی با مقاصد نامشروع روسیه و تهدید استقلال ایران میپردازد. در ادامه، اهالی اصفهان با تأکید بر عدم تعرض به اتباع خارجی و حفظ امنیت و تجارت آنها، اعلام میکنند که ناامنی ناشی از دخالت خارجی را بر امنیت تحمیلی ترجیح میدهند و مرگ را بر زندگی مخالف اسلام و استقلال ایران برمیگزینند. در پایان، از جهانیان، به ویژه برادران ساکن عثمانی و پیشوایان دینی، درخواست میشود که فریاد مظلومیت ایرانیان را بشنوند و حمایت خود را از اسلام و استقلال کشور اعلام کنند.
رد اتهامات و دروغپردازیهای دولت و تقبیح اقدامات ضد مردمی آن و اعلام حمایت از مراجع دستگیر شده
این بیانیه با اشاره به تذکرات علمای شیعه به دولت و واکنش خشونتآمیز حکومت، به دستگیری آیتالله خمینی و سایر علما و وعاظ و کشتار مردم بیدفاع در شهرهای مختلف اعتراض میکند. سپس به رد اتهامات و دروغپردازیهای دستگاه تبلیغاتی دولت میپردازد و تأکید میکند که آیتالله خمینی تنها نیست و اعتراضات او مورد تأیید علمای شیعه است. همچنین هرگونه ارتباط علما با دولتهای خارجی را تکذیب کرده و نفوذ دولت غاصب اسرائیل در ایران را محکوم میکند. بیانیه به نارضایتی از کشتار مردم و تحریف اعتراضات علما توسط دولت اشاره دارد و تأکید میکند که علما با آزادی و ترقی مخالف نیستند، بلکه خواستار اجرای قوانین مملکتی، رعایت عدالت و قانون اساسی هستند. در پایان، خواستار محاکمه قانونی یا انتشار آزادانه افکار علما از طریق رسانهها میشود و پیروزی اسلام و استقلال ایران را آرزو میکند.

درسهای عاشورا: مقاومت، ایثار، جهاد و آزادگی در برابر آمریکا، اسرائیل و ارتجاع منطقه
سخنرانی با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و اهل بیت آغاز میشود و به فاجعه عاشورا به عنوان مصیبتی عظیم در تاریخ اسلام اشاره میکند. سپس به این نکته میپردازد که کربلا نتیجه انحرافات اولیه در امت اسلامی بوده و نه یک حادثه تصادفی. در ادامه، به برخورد امام علی (ع) با معاویه و عدم پذیرش حکومت او بر شام، به عنوان الگویی از عدم دلبستگی به قدرت و پایبندی به اصول اشاره میکند و این رویکرد را با عملکرد حاکمان معاصر که برای حفظ قدرت با دشمنان اسلام سازش میکنند، مقایسه میکند. سخنرانی به ریشههای انحراف مردم عراق از امام علی (ع) و امام حسین (ع) و پیامدهای کوتاهی در برابر حق میپردازد و تأکید میکند که کربلا فراتر از ابعاد عاطفی، سرشار از درسها و عبرتها برای زمان حال است. در بخش بعدی، به ضعف بصیرت و کوتهفکری در میان اعراب اشاره میکند که باعث میشود تا حوادث را به چشم نبینند، ایمان نیاورند و به جای عمل به قرآن، از دشمنان بترسند. سخنران با استناد به آیات قرآن، آمریکا و اسرائیل را ضعیف و فاقد قدرت واقعی معرفی میکند و به پیامدهای منفی حضور آمریکا در یمن و فسادآفرینی آنها میپردازد. در پایان، بر لزوم بازگشت به قرآن و تاریخ برای کسب بصیرت و شناخت دشمن تأکید میکند و از رهبران میخواهد که در برابر دشمنان اسلام موضع قاطع بگیرند و مردم را برای جهاد آماده کنند، نه اینکه ضعف خود را به ملتها تحمیل کنند. سخنرانی با دعا برای پیروزی مسلمانان و لعن یزید و معاویه و پیروانشان به پایان میرسد.
بی اعتمادی نسبت به دوستی انگلستان و تأکید بر حفظ آزادی، عدالت و استقلال وطن
سخنرانی با معرفی خود به عنوان نماینده علمای نجف آغاز میشود و به بیان دیدگاهها و احساسات این هیئت میپردازد. در ادامه، به تاریخچه اتهامات دول غربی به عالم اسلام و جهالت و تعصب مسلمانان اشاره شده و تأکید میشود که علما برای رفع این مسئولیت و اثبات اینکه اسلامیت، عدالت و مشروطیت است، مجاهدت کردهاند. سپس به استقبال ایران از تمدن و مدنیت اروپا و امید به همکاری اروپا در مسیر تجدد و تعالی اشاره میشود، اما با تأسف بیان میگردد که نتیجه عکس این انتظار بوده و تلاشها بیثمر مانده است. در ادامه، به خدمات تاریخی ملت ایران به انسانیت و مدنیت و تلاش برای حفظ وطن و آزادی ملت اشاره شده و از دسیسههای اجانب که مجاهدتها را عقیم گذاشته، انتقاد میشود. در بخش پایانی، به فریب خوردن از انگلیس که خود را حریتپرست میدانست، اشاره شده و هشدار این دولت مبنی بر مداخله در صورت عدم کنترل اغتشاشات، محکوم میشود. سخنرانی با تأکید بر اینکه ایران هرگز اسیر نخواهد شد و ملت ایران تا پای جان برای حفظ استقلال خود مقاومت خواهد کرد، به پایان میرسد و ابراز امیدواری میشود که ملت انگلیس با توجه به تاریخ آزادیخواهی خود، در این عمل وحشتاثر شریک نباشد.
انتقاد از کشورهای اروپایی در حمایت از توهینکنندگان به مقدسات اسلامی به بهانه دفاع از آزادی فکر و بیان
این بیانیه با انتقاد از کشورهای مدعی آزادی که به بهانه آزادی بیان، اجازه اهانت به مقدسات اسلامی را میدهند، آغاز میشود. در ادامه، مفهوم صحیح آزادی را در چارچوب قانون و احترام به حقوق دیگران تبیین میکند و با اشاره به اهانتهای اخیر در فرانسه، از رهبران این کشورها میپرسد که چگونه به اهانت به مقدسات مسلمانان که از جانشان عزیزتر است، اجازه میدهند. سپس، به نقد سیاستهای برخی کشورها میپردازد که گروههایی را به نام دین تربیت کرده و از آنها برای ایجاد آشوب استفاده میکنند و سپس اسلام را به تروریسم متهم میسازند. در پایان، به مسئولان همه کشورها نسبت به تعرض به دین و مقدسات اسلامی هشدار داده و از عقلای جهان میخواهد که به همزیستی مسالمتآمیز دعوت کنند و از آزادی برای نابودی آزادی سوءاستفاده نکنند.

آگاه سازی ایرانیان برای از بین بردن زمینه های عقب ماندگی کشور
نامه با توصیف وضعیت نگارنده در زندان و محرومیت از دوستان آغاز میشود. نگارنده از حبس و کشته شدن خود ابراز خرسندی میکند، زیرا آن را در راه آزادی و زندگی ملت میداند. او از اینکه نتوانسته آرزوهای خود را به طور کامل محقق کند و بیداری ملتهای مشرق را ببیند، افسوس میخورد. سپس به مقایسه کاشتن افکار خود در میان ملت و در دربار سلاطین میپردازد و بیان میکند که تلاشهای خیرخواهانهاش در دربار به دلیل شهوت و جهالت سلاطین بینتیجه مانده است. در پایان، از دوست خود میخواهد که این نامه را به دوستان و هممسلکان ایرانیاش برساند و به آنها توصیه میکند که از حبس و قتال نترسند و از جهالت و حرکات سلاطین خسته نشوند. او از آنها میخواهد که در جهت نابودی حکومت مطلقه و از بین بردن عادات بازدارنده سعادت ایرانیان تلاش کنند، نه در جهت از بین بردن اشخاص یا صاحبان عادات.

معنای مشروطه و حدود آزادی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطه صرفاً یک نام است یا معنای عمیقتری دارد. سپس به تعریف مشروطیت به عنوان تحدید حدود دولت، تعیین حقوق افراد و اجرای قانون مساوات میپردازد و وضعیت موجود را که در آن حقوق مردم محفوظ نیست و مدعیان حق مورد اتهام قرار میگیرند، نقد میکند. در ادامه، مشروطه را معادل مسلمانی و رعایت حقوق دیگران میداند و بر لزوم تبعیت از حقوق معین شده توسط شارع مقدس تأکید میکند. در بخش بعدی، نویسنده به تبیین «تکلیف امروزه ما» میپردازد و با تمثیل نماز، آزادی را مشروط به عدم اضرار به غیر و رعایت قانون میداند. در پایان، تفاوت آزادی در دوران استبداد (محدود به قوانین ظالمانه) و مشروطه (محدود به قانون شریف و عدالت) را بیان میکند و تأکید دارد که مستبدین که به آزادی مطلق عادت کردهاند، در برابر قانون مقاومت میکنند، اما باید به هر طریق ممکن آنها را تابع قانون کرد.
تبیین و تفسیر شعار مردمی انقلاب: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
سخنرانی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود و سپس به دو نکته مقدماتی میپردازد: ابتدا از اساتید، پزشکان و کارمندان دانشگاهی که با اعتصاب غذای ۴۸ ساعته خود همبستگی ملی و انقلابی را به نمایش گذاشتند، تشکر میکند. سپس به جای خالی دکتر شریعتی اشاره کرده و او را مدیون تلاشهای فکری و کوششی میداند که در جامعه ایجاد کرده است. در ادامه، به بررسی شعار «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» میپردازد و آن را خواستههای واقعی مردم میداند. در بخش استقلال، به انواع وابستگیهای اقتصادی، نظامی، سیاسی و فرهنگی ایران به قدرتهای خارجی اشاره میکند و این وابستگیها را نتیجه عملکرد سران غاصب سلطه اجتماعی میداند. در بخش آزادی، بردگی را به معنای نداشتن اختیار بر سرنوشت خود و عدم توانایی در اعتراض به ظلم تعریف میکند و آن را حق مشروع هر انسان میداند. در بخش حکومت اسلامی، به این نکته اشاره میکند که حکومت در اسلام از آن خداست و هیچ انسانی حق حکومت مطلق بر دیگری را ندارد. سپس به معیارهای حاکم اسلامی از جمله آگاهی عمیق از مکتب اسلام، تقوا و فداکاری در راه آن اشاره میکند و نقش مردم و شورای آگاهان را در تشخیص صلاحیت حاکم و نظارت بر او تبیین میکند. در پایان، جنبش اسلامی را یک جنبش انقلابی تمامعیار معرفی میکند که نه تنها نهادهای اجتماعی، بلکه نهاد انسان را نیز دگرگون میکند و از مردم میخواهد که با آرامش مجلس را ترک کنند و از تظاهرات خودسرانه بپرهیزند.
.png&w=3840&q=75)
محکومیت امارات و عربستان در سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز مردم انقلابی بحرین و سکوت کشورهای غربی در برابر آن
سخنرانی با انتقاد از مواضع غرب، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در قبال اعتراضات مردم بحرین آغاز میشود. در ادامه، اعتراضات مردم بحرین را مسالمتآمیز و بدون اسلحه توصیف میکند و از مدعیان دموکراسی و حقوق بشر میخواهد که سرکوب این قیام را محکوم کنند. سپس، ادعای حقوق بشر غرب را در واقع حقوق خود آنها میداند و دموکراسی واقعی را در حرکتهای مردمی علیه دیکتاتورها در کشورهای مختلف منطقه میبیند. در پایان، با محکوم کردن مواضع عربستان و امارات، رفتار عربستان را با وجود آسیبپذیری داخلی و عدم برگزاری انتخابات، غیرمنطقی میخواند و پیمان دفاعی را برای مقابله با هجوم بیگانگان میداند، نه سرکوب مردم.

دلایل آزادیخواهی مردم ایران
متن با طرح پرسشهایی درباره چرایی جنبشهای آزادیخواهانه در نقاط مختلف ایران آغاز میشود و به نقش روحانیون در این حرکتها اشاره میکند. سپس، آزادی را در مفهوم وسیعتر آن، یعنی رهایی از استبداد و بیقانونی، تعریف میکند و وضعیت مردم ایران را در یک «محبس بیقانون» توصیف میکند که در آن جان، مال و ناموس افراد در معرض تهدید حاکمان ظالم و افراد سودجو قرار دارد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که حتی پس از مرگ نیز، ورثه از دستاندازی حکومت و برخی عالِمنمایان در امان نیستند. در پایان، متن به تغییر نگرش مردم پس از وزیدن «نسیم آزادی» و تجربه عدالت در مواردی مانند محاکمه آصفالدوله اشاره میکند و تأکید دارد که مردم ایران دیگر حاضر به تحمل ظلم و استبداد نیستند و به دنبال تحقق کامل مشروطه و عدالت هستند.
ماهیت انقلاب اسلامی ایران
سخنرانی با اشاره به آیه «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم» آغاز میشود و بر این نکته تأکید میکند که پس از پیروزی بر دشمن بیرونی، خطر اصلی از درون جامعه را تهدید میکند. سپس به بررسی تاریخ اسلام و انحراف انقلاب پیامبر از مسیر اصلی خود به سمت قومگرایی و نژادپرستی میپردازد. در ادامه، ماهیت انقلابها را از سه منظر اقتصادی، آزادیخواهانه و ایدئولوژیک تحلیل میکند و با ذکر مثالهایی از تاریخ اسلام و انقلاب فرانسه، نشان میدهد که انقلاب اسلامی ایران ماهیتی جامع از هر سه عامل دارد. در بخش پایانی، بر اهمیت حفظ هویت اسلامی انقلاب، تداوم مسیر عدالتخواهی و آزادیهای معقول، و مقابله با مکاتب التقاطی تأکید میکند. همچنین، نقش رهبری امام خمینی در بسیج عمومی مردم و پیشبرد انقلاب بر اساس مفاهیم اسلامی را برجسته میسازد و به لزوم استقلال فکری و فرهنگی برای تضمین آینده انقلاب اشاره میکند.

محکومیت لغو تابعیت رهبر مذهبی بحرین توسط حکام آلسعود
این نامه با خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد، اقدام دولت بحرین در لغو تابعیت شیخ عیسی قاسم، رهبر دینی اکثریت مردم بحرین را محکوم میکند. در ادامه، این عمل را دیکتاتوری و مخالف حقوق و کرامت انسانی دانسته و از دبیرکل سازمان ملل میخواهد که در این مسئله مداخله کرده و مانع از ظلم و تعدی مستبدین بر ملتها شود.

دستاوردهای انقلاب و افشای دروغپردازیها و فریبکاریهای گروهکهای ضدانقلاب
سخنرانی با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به دستاوردهای انقلاب اسلامی، به ویژه خودآگاهی ملت در شناخت آرمانها و انتخاب شعارها، میپردازد. به نقش مردم در شکلگیری شعارهایی مانند «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» اشاره میکند و تفاوت انقلاب اصیل با انقلاب وارداتی را در همین خودجوشی و آگاهی مردم میداند. سپس به نقش رهبری و روحانیت در بیداری اسلامی و گسترش حماسه انقلاب میپردازد و تأکید میکند که بدون آمادگی مردم، تلاش رهبران به ثمر نمیرسد. در ادامه، به راهپیماییهای میلیونی مردم و خنثی شدن تبلیغات دشمنان اشاره میکند و با ذکر خاطرهای از تهدیدات سیاستمداران آمریکایی، عشق به شهادت در مکتب اسلام را عامل مقاومت مردم معرفی میکند. سخنرانی به مشارکت آگاهانه مردم در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و اهمیت سن ۱۶ سال برای رأیدهندگان میپردازد. در بخش پایانی، به انتقاد از گروههای سیاسی که به ملت جسارت میکنند و رأی مردم را زیر سؤال میبرند، میپردازد و با استناد به آیات قرآن و نهجالبلاغه، بر اهمیت عدالت، آزادی و حقوق متقابل در اسلام تأکید میکند. در پایان، از مردم میخواهد در برابر دروغپردازیها و فتنهانگیزیها صبور باشند، مگر آنکه خطر جدی باشد، و برای هدایت و موفقیت مسلمانان دعا میکند.

انتقاد شدید از اختناق، حبس، شکنجه و اعدام روحانیون و انقلابیون و درخواست از هویدا (نخست وزیر) برای بازگرداندن امام خمینی از تبعید
نامه با اشاره به تبعید آیتالله خمینی و محرومیت مردم و حوزه علمیه قم از رهبری ایشان آغاز میشود. در ادامه، به وضعیت نامناسب مسلمانان و عدم توانایی مرجع دینی در بیان احکام الهی و دفاع از آزادی ملت و استقلال کشور به دلیل اعتراض به کاپیتولاسیون اشاره شده و این لایحه به شدت مورد انتقاد قرار میگیرد. سپس با یادآوری وقایع تاریخی مانند تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و مبارزات سید جمالالدین اسدآبادی، وضعیت کنونی ایران را با آن دوران مقایسه کرده و آیتالله خمینی را متمثل هر دو شخصیت معرفی میکند. نامه به شدت از اختناق، حبس، شکنجه، تبعید و اعدام آزادیخواهان و روحانیون انتقاد کرده و از هویدا، نخستوزیر وقت، میخواهد که به این وضعیت اسفناک پایان داده و با بازگرداندن آیتالله خمینی به قم و توقف سرکوب، شکاف میان مردم و دولت را از بین ببرد. در پایان، با استناد به آیه قرآن، بر بیثباتی حکومتهای ظالم تأکید شده و امیدواری به پذیرش تذکرات مشفقانه ابراز میشود.
تبیین معنای مشروطیت و تعیین حدود وظایف طبقات و گروههای اجتماعی
متن با ستایش از مخاطب و تأکید بر اهمیت ترویج احکام اسلامی و هدایت مردم آغاز میشود. سپس به تبیین مفهوم مشروطیت و عدالت میپردازد و آن را نعمتی بزرگ و حاصل فداکاریهای ملت معرفی میکند. در ادامه، حقیقت آزادی را رهایی از استبداد حاکمان و نه خروج از بندگی خدا و قیود شرعی میداند و بر لزوم تبیین صحیح مساوات و مشروطیت برای مردم تأکید میکند تا همگان به ارزش این نهضت پی ببرند. در بخش بعدی، از انجمنهای صنفی میخواهد که به جای دخالت در سیاست، بر تکمیل علمیات و عملیات مربوط به صنف خود تمرکز کنند و هرگونه مداخله سیاسی خارج از وظیفه را دشمنی با دین و وطن میداند. در پایان، از ارباب جراید و ناطقین میخواهد که وظیفه خود را تربیت، ترقی و تهذیب اخلاق ملت بدانند و از امور بیمعنی، هتک نوامیس الهی و تعرض به محترمین پرهیز کنند. همچنین، بر لزوم کنار گذاشتن نسبت استبداد و رفع دودستگی تأکید شده و از وزارت معارف خواسته میشود تا بر تهذیب ارباب جراید و ناطقین جاهل و بیمبالات نظارت کند و افراد مفسد را از وظایفشان منع نماید.


جنبش محرومان لبنان و ابعاد آن و سفارش به مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل
سخنرانی با ابراز افتخار از حضور در جمع دانشجویان حقوق آغاز میشود و به اهمیت حق و عدالت در جنبش محرومان اشاره میکند. سپس به نقد وضعیت موجود در لبنان میپردازد که در آن حرف زدن و تحلیل جای عمل را گرفته و گذشته پرافتخار مانع از تلاش برای آینده شده است. در ادامه، ابعاد جنبش محرومان را در سه بخش عمق (ایمان به خدا و انسان)، عرض (فراگیر بودن جنبش و حمایت اقشار مختلف) و طول (هدف نهایی رفع محرومیت و دفاع از وطن) تبیین میکند. در بخش پایانی، با ذکر دو نمونه عملی از موفقیتهای کوچک، بر اهمیت عملگرایی و مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل در جنوب لبنان تأکید میکند و از دانشجویان میخواهد جبههای برای حمایت از جنوب تشکیل دهند.

تهنیت افتتاح دومین دوره مجلس شورای ملی
این شعر با دعوت به شادی و طرب به مناسبت بازگشایی مجلس شورای ملی آغاز میشود و این رویداد را به مثابه پایان غم و اندوه و آغاز دورانی پر از شور و نشاط توصیف میکند. در ادامه، شاعر از مردم میخواهد که برای بهبود وضعیت مجلس و محبوبیت آن در چشم همگان دعا کنند و دشمنان را ناامید سازند. سپس، با اشاره به تازگی و شهرت مجلس، از ضرورت تدوین قوانین اساسی و استقبال از مشروطه سخن میگوید. در بخش دیگری، به شکنندگی وضعیت مشروطه و اهمیت حضور وکلای مجلس اشاره شده و بر لزوم نوشیدن جام عدالت و آزادی تأکید میشود. در پایان، شعر به پیروزی نیروهای مشروطهخواه به فرماندهی سپهدار تنکابنی اشاره کرده و با ستایش از او به عنوان نگهبان وطن و طبیب ملت، برای عافیت و مصلحت مردم دعا میکند.
پیروزی قطعی مردم مظلوم بحرین، انتقاد شدید از سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم (رهبر مذهبی شیعیان آن کشور)
سخنرانی با انتقاد از سلب تابعیت آیتالله شیخ عیسی قاسم توسط آلخلیفه آغاز میشود. در ادامه، به سابقه تاریخی شیعیان بحرین و ریشههای غیربحرینی آلخلیفه اشاره شده و اقدامات آنها در اعطای تابعیت به بیگانگان محکوم میشود. سپس، با استناد به آیات قرآن، به پیروزی نهایی مظلومان و سقوط ظالمان وعده داده شده و مردم بحرین به مقاومت و حقطلبی تشویق میشوند. در پایان، از آلخلیفه خواسته میشود که به قانون عمل کرده و از سلب حقوق طبیعی شهروندان خودداری کند.

امر به معروف و نهی از منکر به مثابه تأیید و حمایت از مجلس و مخالفت با استبداد
متن با تأکید بر اهمیت مجلس ملی به عنوان مهمترین معروف زمان آغاز میشود و بیان میکند که تمام معروفها در سایه پایداری مجلس محقق میشوند. در ادامه، به پیامدهای نبود مجلس از جمله اضمحلال ملیت و عدم توانایی در اشاعه شرع انور اشاره میکند. سپس، حمایت از مجلس را بالاترین معروف و مبارزه با استبداد را لازمترین نهی از منکر میداند و این رویکرد را مطابق با آموزههای اسلامی و حفظ استقلال و شؤون اسلامیت معرفی میکند. در پایان، به شبهات و ایرادات مخالفان مجلس پاسخ میدهد و مفهوم صحیح آزادی را تبیین میکند که در راستای حفظ حدود شرعی و حقوق مردم است.
دعوت مردم به شرکت در همهپرسی جمهوری اسلامی و دادن رأی مثبت به آن
متن با خطاب به ملت مسلمان ایران آغاز میشود و روز دهم فروردین را روز سرنوشت و بهرهگیری از خون شهدا معرفی میکند. در ادامه، به مبارزات و فداکاریهای ملت در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی اشاره شده و از مردم خواسته میشود تا با شرکت در همهپرسی و رأی دادن به جمهوری اسلامی، رشد دینی و سیاسی خود را به جهانیان نشان دهند. جمهوری اسلامی به عنوان ثمره مبارزات و تنها ضامن عدالت، آزادی و استقلال کشور معرفی میشود و بر لزوم هوشیاری در برابر توطئههای استعمار تأکید میگردد. در پایان، نگارنده اعلام میکند که بر اساس وظیفه الهی خود به جمهوری اسلامی رأی خواهد داد و ابراز امیدواری میکند که دیگران نیز چنین کنند.

علل بروز انقلاب اسلامی: عدم رضایت و نفرت مردم از رژیم پهلوی در از بین بردن استقلال سیاسی و اقتصادی کشور، عزم روحانیت در واژگونی رژیم استبدادی و تشکیل حکومت اسلامی در ایران
متن با اشاره به مبارزه ملت ایران برای حاکمیت ملی و نظاره جهانیان، جنبش روحانیت شیعه و مردم را ناشی از عدم رضایت از حکومت فردی و استبدادی رژیم پهلوی از سال ۱۳۰۴ میداند. در ادامه، به تجاوزات و جنایات حکومت علیه حقوق فردی و جمعی، هتک حرمت مقدسات مذهبی، شکنجه آزادیخواهان و تلاش برای محو هویت ملی و مذهبی ایرانیان با الهام از عوامل بیگانه اشاره میکند. سپس، ضربات مهلک اقتصادی ناشی از تصمیمات فردی زمامداران مستبد را تشریح کرده و بیان میکند که با وجود درآمدهای نفتی، ایران به جای ثروتمندترین ملت، ناچار به گرفتن وام است. سیاست دروازههای باز، نابودی کشاورزی، عدم توسعه روستاها و مشکلات بهداشتی را از دیگر معضلات برمیشمارد. همچنین، به تلاش حکومت برای تأسیس نیروگاههای اتمی در مناطق زلزلهخیز و دفن زبالههای اتمی غرب در ایران انتقاد میکند. در بخش پایانی، با استناد به مبارزات تاریخی روحانیت شیعه (مانند تحریم تنباکو، مشروطه و ملی شدن نفت)، بر رهبری روحانیت در مبارزه کنونی علیه استبداد تأکید کرده و هدف نهایی را واژگونی حکومت فردی و تشکیل حکومتی مستقل، شکوفا و منطبق بر موازین شرع مقدس اسلام با شورای زعمای مسلمین میداند که ضامن آزادیهای فردی و عدالت اجتماعی باشد. در انتها، نویسنده به عنوان پاسدار دین اسلام، توجه جهانیان را به روشهای ظالمانه رژیم ایران در قبال مخالفان (کشتار، شکنجه، تبعید و زندان) جلب کرده و از وجدانهای بیدار بشری برای رهایی ملت ایران استمداد میطلبد.

انتقاد شدید از قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس
متن با ابراز ناامیدی از دولت استبدادی روسیه آغاز میشود که انتظار میرفت با نهضت آزادیخواهی ایران مقابله کند و به دنبال توسعه نفوذ خود و ریشهکن کردن مشروطیت باشد. سپس، تعجب و انتقاد شدید از دولت انگلیس مطرح میشود که با وجود ادعای حمایت از آزادی و داشتن مشروطیت، به معاهدهای بیرحمانه تن داده و حکم نابودی ملت ایران را امضا کرده است. در ادامه، بر اهمیت اتحاد، وطنپرستی و فداکاری ملت برای بقا و ترقی تاکید میشود و بیان میگردد که بدون این صفات، هیچ ملتی زنده نخواهد ماند. همچنین، توصیه میشود که از علم و صنعت اروپاییان استفاده شود، اما در سیاست به آنها اعتماد نشود، زیرا آنها تنها به منافع خود میاندیشند و ملتهای دیگر را حقیر میشمارند. با استفاده از مثالی از حیوانات درنده و دول استعمارطلب، ماهیت فریبنده استعمارگران تبیین میشود و دولت انگلیس به دلیل ریاکاری و فریبکاری در قبال ایران، مورد سرزنش قرار میگیرد. در پایان، فلسفه سیاسی پشت این معاهده، یعنی ترس انگلیس از قدرت روزافزون آلمان و تلاش برای اتحاد با روسیه به قیمت حیات ایران، برای مخاطبان روشن میشود و از نقش فرانسه در این معاهده ننگین ابراز تعجب میشود.
بیان درخواستهای سیاسی ـ اجتماعی گروه اجتماعیون ـ عامیون قفقاز
این متن، خلاصهای از درخواستهای گروه اجتماعیون - عامیون قفقاز و انجمنهای ایروان، تفلیس و بادکوبه را به مجلس شورای ملی ارائه میدهد. در ابتدا، نویسنده به تأکید مجدد این گروهها بر طرح مطالباتشان اشاره میکند و سپس به دلیل اهمیت موضوع، این درخواستها را به مجلس عرضه میدارد. محور اصلی مطالبات شامل حق انتخاب وکیل برای مجاهدین قفقاز، اجرای مساوی قانون اساسی، آزادی قلم، مطبوعات، گفتار و اجتماع، عدم تعرض پلیس به اشخاص بدون اثبات تقصیر، آزادی اعتصاب کارگران، حق انتخاب وکلای مجلس برای عموم طبقات، حذف واسطه بین شاه و رعایا جز مجلس، تغییر حکام مستبد، تشکیل قشون ملی، تقسیم خالصجات دولتی به رعیت، تأسیس مدارس جدید و عمومی، مسئولیتپذیری هیئت وزرا در برابر مجلس و ورود مالیات دیوانی به خزانه دولت است. هدف نهایی، رساندن این مطالبات به نظر وکلای مجلس است.